ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
ادبیات جهان قرن 19 (ادامه رئالیسم)
دکتر رحمانی 3
ادبیات جهان قرن 19(ادامه رئالیسم)
دکتر رحمانی 4
ادبیات جهان قرن 19(ادامه رئالیسم)
دکتر رحمانی 5
ادبیات جهان قرن 19(ادامه رئالیسم)
دکتر رحمانی 6
ادبیات جهان قرن 19 (ادامه رئالیسم)
دکتر رحمانی 7
دانیشیق آپاران :کریم قربانزاده
🔵🔵خبر،خبر🔴🔴

چهارشنبه گئجه 96/05/31 ساعات 22دن ساعات 22/30 قدر فیلم و سینما حاقیندا تانتیم اولاجاق.
بو برنامه نی سئویملی گروپداشیمیز جناب الفت آپاراجاق.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ادبیات سئونلر گروپونون نیانا ییغینجاقی
سانجاق درگیسی سینده ⬇️⬇️⬇️
«سانجاق»، مهد تمدن گونده لیگینین 289-جی سایینداکی تورکجه صفحه‌لر

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد.
بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند. اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت:
نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم.

شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم
فروانروا گفت:
خب، خودت را محاکمه کن! این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...

شازده_کوچولو آنتوان_دوسنت_اگزوپری
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
جناب محمد الفت
🌺با سلام خدمت دوستان گروه ادبیات سئونلر🌺

به دنبال معرفی فیلمساز شهیر عالم سینما کریستوف کیشلوفسکی و معرفی سری فیلم های ده فرمان ، سه گانه مشهور این کارگردان را معرفی خواهم کرد و این جلسه در مورد اولین سه گانه او یعنی فیلم آبی مطالبی را تقدیم دوستان می کنم

سه رنگ، مجموعهٔ سه فیلم از کریستوف کیشلوفسکی، کارگردان لهستانی است. این سه فیلم عبارت‌اند از:

آبی (۱۹۹۳)
سفید (۱۹۹۴)
قرمز (۱۹۹۴)
هر سه فیلم نوشتهٔ کیشلوفسکی به همراهی کریستف پیسیویچ و با موسیقی متن ساختهٔ آهنگساز سرشناس لهستانی، زبیگنف پرایزنر هستند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سه گانه ی معروف به نام سه رنگ آبی، قرمز و سفید که به مناسبت بزرگداشت انقلاب فرانسه ساخته و هر رنگ آن نشان از رنگهای پرچم فرانسه و سمبل سه شعار آزادی، برابری و برادری است
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سه رنگ: آبی
(به فرانسوی: Trois Couleurs: Bleu)

فیلمی فرانسوی به کارگردانی کریستوف کیشلوفسکی است که در سال ۱۹۹۳ ساخته شده است.

این فیلم اولین بخش از سه‌گانهٔ سه رنگ کیشلوفسکی (قبل از سفید و قرمز) است.
رنگ آبی در پرچم فرانسه به مفهوم آزادی اشاره دارد که یکی از شعار های اصلی انقلاب فرانسه است

موسیقی متن فیلم ساختهٔ آهنگساز لهستانی، زبیگنف پرایزنر است.

بازی‌های این فیلم برعهده ژولیت بینوش (ژولی)، بنوآ رژن (الیویه)، هلن ونسان (روزنامه‌نگار)، فلورانس پرنل (ساندرن)، شارلوت وری (لوسیل)، امانوئل ریوا (مادر) و... بوده است.

داستان فیلم
در یک حادثهٔ رانندگی «ژولی»، شوهر و دختر کوچکش را از دست می‌دهد. شوهر او آهنگساز مشهوری است. ژولی تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما جرئت این کار را نمی‌یابد. تلاش می‌کند از خاطرات و دلبستگی‌های گذشتهٔ خود جدا شود. به پاریس می‌رود و در آپارتمان کوچکی به صورت گمنام، زندگی می‌کند. او سعی می‌کند در زندگی جدیدش آزاد و رها باشد. قطعه‌ای از موسیقی شوهرش، او را به گذشته پیوند می‌زند. مردی که دلباختهٔ اوست، تعقیبش می‌کند و او در می‌یابد که شوهرش با او صادق نبوده است. او به‌تدریج به این نتیجه می‌رسد که انسان هرگز نمی‌تواند آن‌گونه که خود می‌خواهد زندگی کند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
در مورد آبی کیشلوفسکی

تجربه‌ی 1: شروع خوب
سكانس افتتاحیه‌ی فیلم «آبی» از نظر شكل ساختاری و معانی استعاری، نزدیكی بسیاری با مفهوم كلی اثر دارد. زندگی با همه‌ی شادی‌ها و اضطراب‌هایش در حركت به سوی سرنوشت مقدر است و مرگ، تنها ایستگاه كوچكی برای نگاه مفهومی‌تر به زندگی است. المان زیبای برخورد اتومبیل با درخت و یا تحول فكری «ژولی» بعد از تصادف، دلیلی بر این مدعا هستند.
زرورقِ آب‌نباتِ دختر كوچك ژولی كه با وزش باد می‌رقصد، مظهر شادی‌های زودگذر و كودكانه‌ی آدمی در زندگی می‌تواند باشد. نمای نزدیك از چكه كردن روغن ترمز (كه پیشاپیش وقوع حادثه‌یی را خبر می‌دهد) نمادِ زیبایی از تمام اضطراب‌ها و قرار گرفتن گوی چوبی پسر جوان (آنتوان) بر سر میله، حضور ساده و نمادین همه‌ی اتفاقاتی است كه ما را به تحول و آگاهی و در نهایت به تكامل راهبر می‌شوند. زندگی به سادگی همین چند نماست.

تجربه‌ی 2: زاویه‌ی نگاه
منشورهای شیشه‌یی در فیلم «آبی» همه اسرار اثر را در خود جای داده است. «ژولی» برای فرار از ابعاد تلخ فاجعه‌یی كه در زندگی او پدید آمده است از وادی وهم عبور می‌كند و به معرفتی بزرگ دست می‌یابد.
رهایی معنای فریبنده‌ی آزادی است و گرفتاری و اسارت در تصورات آزادی صورت واقعی این تلاش بشری.
ژولی در كشش و جذبه‌ی همین امواج آبی نور، از وهم حاصله عبور می‌كند و به جنس دیگری از باور، مغایر با آن‌ چه قبلاً می‌پنداشت دست می‌یابد. ما تنها بخش كوچكی از تقدیر و سرنوشت خویش را رقم می‌زنیم. همه چیز در دست ما نیست. شاید این حیطه (شك و خیال) و سیر در آن، به اجرای كامل‌تری از هستی ما را می‌رساند. مثل: اجرای كامل موسیقی آخر فیلم یا تحول ناشی از مرگ، یا شاید بارقه‌های تولد كودك همان زن جوان ... یا شاید؟
نمی‌شود با یقین بود و زندگی كرد!

تجربه‌ی 3: طراحی حركت
در فصلی از فیلم، «ژولی» زن جوان و بیوه، برای فرار از گذشته‌ی زجر‌آلود خود و شروع یك زندگی جدید به شهر پرجمعیتی پناه می‌برد.
در سكانس زیبایی، ژولی از یك لانگ‌شات (نمای باز) به كلوزآپی بسته وارد می‌شود كه دوربین او را در این كلوزآپ به صورت تراولینگ دنبال می‌كند. ژولی كودكانه دست خود را بر دیواری پوشیده از برگ‌های سبز می‌كشد. طراوت دیوار با جراحتی كه از سایش پشت دستش با دیوار به وجود می‌آید، به زمختی می‌گراید. ژولی با ناراحتی توسط پله‌هایی خود را به سطح زمین و به میان مردم می‌كشاند. میزانسن و طراحی حركت در این صحنه به صورتی كاملاً موجز شرایط روحی و بحران ذهنی ژولی را به گونه‌یی تصویری به نمایش می‌گذارد.

تجربه‌ی 4: شخصیت‌پردازی
«آنتوان» یكی از شخصیت‌های پرداخت‌شده در فیلم «آبی» است. او كه از نزدیك شاهد صحنه‌ی تصادف در ابتدای فیلم بوده (و شاید ژولی را او نجات داده است) از حضوری سنجیده و كاملاً دراماتیزه برخوردار است. او در قسمت‌هایی از فیلم حركت یا حضوری مفهومی دارد. در فصل اول فیلم ضمن این‌ كه مرگ را برای ما ساده جلوه می‌دهد، به نجات آسیب‌دیدگان تصادف می‌شتابد. تأكید روی شتابی كه او برای نجات زندگی دیگران دارد در فصل‌های انتهایی فیلم نیز با حضور او نمود پیدا می‌كند. با حضور مجدد آنتوان صحنه‌ی تصادف در خاطر «ژولی» دوباره زنده می‌شود؛ با این تفاوت كه یادآوری (هر چند تلخ) ماجرا در این مقطع زمانی، بازگشت ژولی به بطن زندگی را رقم می‌زند، در واقع آنتوان این بار به نجات عشق و زندگی می‌شتابد و هویت فراموش‌شده‌ی ژولی را به وی بازمی‌گرداند.

تجربه‌ی 5: استعاره
فیلم «آبی» سرشار از نشانه‌های تصویری/ استعاری است كه برای رسوخ به درونمایه‌ی اثر، توجه و دقت به آن‌ها لازم است:
- استفاده از تكنیك‌های فید این/ فید اوت با رجوع دوباره به زمان حال برای متوقف كردن زمان در ذهن ژولی
- تأكید روی نماهای درشت، برای مثال: حركت روی نت موسیقی، بحران در یادآوری گذشته و در همین حین توقف حركت و موسیقی
- تابش نور آبی و بازتاب آن در چهره‌ی ژولی
- آب‌نبات دختر ژولی
- استخر با رنگ غالب آبی و تأكید بر حضور ژولی و شنا كردن او در آن و ... این همه تنها چند نمونه از تصاویر استعاری، برای راهیابی به جوهره‌ی درونی فیلم است

گردآوری:

منبع: iricap.com

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
معرفی کیشلوفسکی
جناب محمد الفت 1
معرفی کیشلوفسکی
جناب محمد الفت 2
معرفی کیشلوفسکی
جناب محمد الفت 3