ادبیات سئونلر
3.1K subscribers
7.03K photos
2.47K videos
1.03K files
18.3K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
21آبان زاد روز پدرشعرنو فارسی نیما یوشیج گرامی باد .

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔹 سال‌شمار زندگی و آثار نیما یوشیج 🔹


🔸تولد: نیما یوشیج (علی اسفندیاری) یوش ۱۵ جمادی‌الثانی ۱۳۱۵ قمری (۱۱ نوامبر ۱۸۹۷ میلادی) برابر با ۲۱ آبان ۱۲۷۴

■ ۱۲۹۶- دریافت گواهینامه (تصدیق) دورۀ ابتدایی از مدرسۀ عالی سن‌لوئی در تهران.
■ ۱۲۹۸- استخدام و اشتغال در وزارت مالیه. (ادارۀ دارایی)
■ ۱۳۰۰- انتشار «قصۀ رنگ پریده» تهران، مطبعۀ سعادت.
■ ۱۳۰۱- چاپ و انتشار قسمتی از «افسانه» در روزنامۀ «قرن بیستم» میرزاده عشقی.
■ ۱۳۰۲- چاپ و انتشار شعر «ای شب» در مجلۀ بهار.
■ ۱۳۰۳- چاپ و انتشار کتاب «منتخبات آثار» توسط محمدضیاء هشترودی، تهران، کتابخانۀ بروخیم.
■ ۱۳۰۵- عقدکنان رسمی نیما یوشیج با عالیه جهانگیری، فرزند میرزا اسماعیل شیرازی و دخترعمۀ میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، تهران ششم اردیبهشت.
■ ۱۳۰۵- درگذشت میرزا ابراهیم‌خان اعظام السلطنۀ نوری، پدر نیما.
■ ۱۳۰۵- چاپ و انتشار کتاب «فریادها» شامل منظومۀ «خانوادۀ سرباز و سه شعر دیگر».
■ ۱۳۰۷- انتقال (نیما و عالیه) به بابل و تدریس در مدارس بارفروش (بابل).
■ ۱۳۰۹- انتقال و تدریس در لاهیجان و رشت.
■ ۱۳۰۹- نگارش داستان «مرقد آقا» چاپ شده در چاپخانۀ کلالۀ خاور.
■ ۱۳۱۰- انتقال به آستارا و تدریس در دبیرستان (حکیم نظامی) پسران و عالیه جهانگیر به سمت مدیر تنها مدرسۀ دخترانه در آستارا.
■ ۱۳۱۲- انتقال از آستارا به تهران و تدریس در مدارس تهران.
■ ۱۳۱۶- تدریس در مدرسۀ صنعتی تهران.
■ ۱۳۱۷- عضویت در هیئت تحریریۀ مجلۀ «موسیقی» به مدیریت غلامحسین مین‌باشیان به همراهی صادق هدایت، عبدالحسین نوشین و محمدضیاء هشترودی.
■ ۱۳۱۷- انتشار شعر و رسالۀ «ارزش احساسات در زندگی هنرپیشگان» در این مجله.
■ ۱۳ اسفندماه سال ۱۳۲۱ ساعت هفت صبح تولد شراگیم یوشیج در بیمارستان نجمیۀ تهران چهارراه یوسف‌آباد.
■ ۱۳۲۵- شرکت در نخستین کنگرۀ نویسندگان ایران، خانۀ «وکس» شوروی، خواندن شعر «آی آدم‌ها» و زندگینامۀ خودنوشت، توسط نیما. درآن شب با تبانیِ پرویز ناتل خانلری پسرخالۀ نیما و مهدی حمیدی شیرازی و همدستانش برق را قطع کردند؛ اما نیما توانست در نور یک شمع شعر «آی آدم‌ها» را بخواند.
■ ۱۳۲۶- همکاری با مجلۀ ماهانۀ «مردم» و انتشار شعر «پادشاه فتح» در این مجله.
■ ۱۳۲۷- کوچ از تهران، چهارراه یوسف‌آباد، کوچۀ پاریس به شمیران، تجریش، خیابان دزاشیب، کوچۀ حقیقت، در منزلی که نیما ساخته بود و نیمه‌کاره مانده بود.
■ ۱۳۲۷- همکاری با مجله‌های «خروس جنگی» و «کویر» به دعوت زنده‌یاد غلامحسین قریب.
■ ۱۳۲۹- چاپ و انتشار منظومۀ «افسانه» توسط انتشارات خیام با مقدمۀ احمد شاملو.
■ ۱۳۲۹- چاپ و انتشار کتاب «دو نامه»، نامه از نیما یوشیج به شین پرتو و از شین پرتو به نیما یوشیج.
■ ۱۳۳۲- دستگیری نیما از طرف سازمان امنیت و شهربانی به دستور تیمسار بختیار در تهران (زندان شهربانی خیابان سوم اسفند).
■ ۱۳۳۳- انتشار مجموعۀ کوچکی به نام «کیست؟ چیست؟» در ۹۶ صفحه، در قطع جیبی، به‌کوشش ابوالقاسم جنتی عطایی، انتشارات احمد ناصحی.
■ ۱۳۳۴- چاپ و انتشار کتاب «ارزش احساسات» نثر دربارۀ شعر فارسی، به‌کوشش ابوالقاسم جنتی عطایی، تهران، انتشارات صفیعلیشاه.
■ ۱۳۳۶- چاپ و انتشار منظومۀ «مانلی» به‌کوشش ابوالقاسم جنتی عطایی، تهران، انتشارات صفیعلیشاه.
■ ۱۳۳۸- خاموشی و آرامش ابدیِ نیما یوشیج در نیمه‌شب ۱۳ دی‌ماه که به پیشنهاد شراگیم یوشیج به‌صورت امانت در امامزاده عبدالله شهرری تهران به خاک سپرده شد.
■ ۱۳۳۹- چاپ و انتشار کتاب «افسانه و رباعیات» با نظارت دکتر محمد معین و بازنویسی رباعیات توسط عالیه جهانگیری و شراگیم یوشیج، مؤسسۀ روزنامۀ «کیهان» در تهران (اولین کتاب بعد از خاموشی نیما به همت و کوشش عالیه جهانگیر).
■ ۱۳۴۲- چاپ و انتشار «برگزیدۀ اشعار نیما یوشیج»، به‌کوشش سیروس طاهباز، تهران، انتشارات کتاب‌های جیبی مؤسسۀ فرانکلین.
■ ۱۳۴۳- خاموشی عالیه جهانگیر، همسر باوفای نیما، در هفتم آذرماه تهران (امامزاده عبدالله شهرری.)
■ ۱۳۴۴- چاپ و انتشار مجموعۀ «ماخ اولا»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات شمس.
■ ۱۳ بهمن‌ماه ۱۳۴۴ تولد گل‌رخ یوشیج، تنها فرزند شراگیم و تنها نوۀ نیما.
■ ۱۳۴۵- چاپ و انتشار مجموعۀ «شعر من»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات مروارید.
■ ۱۳۴۶- چاپ و انتشار کتاب «شهر شب، شهر صبح»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات مروارید.
■ ۱۳۴۶- چاپ و انتشار مجموعۀ «ناقوس»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران انتشارات مروارید.
■ ۱۳۴۸- چاپ و انتشار کتاب «تعریف و تبصره و یادداشت‌های دیگر»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات امیرکبیر.

■ ۱۳۴۹- چاپ و انتشار مجموعه «قلم‌انداز»، گردآوری، نسخ
ه‌برداری و تدوین سیروس طاهب

از، تهران، انتشارات دنیا.
■ ۱۳۴۹- چاپ و انتشار کتاب «آهو و پرنده‌ها» قصه برای کودکان، ویرایش سیروس طاهباز و نقاشی‌های بهمن دادخواه، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.
■ ۱۳۵۰- چاپ و انتشار کتاب «توکایی در قفس»، ویرایش سیروس طاهباز و نقاشی‌های بهمن دادخواه، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.
■ ۱۳۵۰- چاپ و انتشار کتاب «دنیا خانۀ من است» (پنجاه نامه از نیما یوشیج)، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات زمان.
■ ۱۳۵0- چاپ و انتشار کتاب «نامه‌های نیما به همسرش عالیه» نسخه‌برداری و تدوین شراگیم یوشیج و مینا میرهادی (یوشیج)، تهران، انتشارات آگاه.
■ ۱۳۵۰- چاپ و انتشار کتاب «کندوهای شکسته» (مجموعه داستان)، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات نیل.
■ ۱۳۵۱- انتشار «کشتی طوفان» (مجموعه نامه‌های نیما یوشیج)، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات دنیا.
■ ۱۳۵۰- چاپ و انتشار کتاب «ارزش احساسات و پنج مقاله در شعر و نمایش»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات گوتنبرگ.
■ ۱۳۵۰- چاپ و انتشار کتاب «آب در خوابگه مورچگان» (۵۴۰ رباعی)، نسخه‌برداری عالیه جهانگیری، تهران، انتشارات امیرکبیر.
■ ۱۳۵۰- چاپ و انتشار کتاب «حرف‌های همسایه» (دربارۀ شعر و شاعری) ، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات دنیا.
■ ۱۳۵۲- چاپ و انتشار کتاب «مانلی و خانۀ سریویلی»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات امیرکبیر.
■ ۱۳۵۴- چاپ و انتشار کتاب «ستاره‌ای در زمین» (مجموعۀ نامه)، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارات توس.
■ ۱۳64- چاپ و انتشار کتاب مجموعه «فریادهای دیگر و عنکبوت رنگ»، گردآوری، نسخه‌برداری و تدوین سیروس طاهباز، تهران، انتشارت دنیا.
■ ۱۳۶۹- چاپ و انتشار کتاب «برگزیدۀ اشعار و یادداشت‌های روزانه»، به‌کوشش سیروس طاهباز، تهران، انتشارات بزرگمهر.
■ ۱۳۷۲- انتقال کالبد نیما به «یوش» توسط شراگیم یوشیج و همکاری اقوام و بستگان و اهالی یوش از امامزاده عبدالله تهران به زادگاهش یوش و خاک‌سپاری در حیاط خانۀ یوش (روز ۲۵ نبش قبر و روز ۲۶ شهریورماه سال ۱۳۷۲ انتقال کالبد نیما به دهکدۀ ‌یوش)
■ ۱۳۷۶- چاپ اول و انتشار کتاب «مجموعۀ نامه‌های نیما یوشیج» نسخه‌برداری و تدوین شراگیم یوشیج و مینا میرهادی (یوشیج) تهران، انتشارات نگاه.
■ ۱۳۷۶- کنگرۀ بزرگداشت صدمین سال تولد نیمای بزرگ از طرف سازمان جهانی یونسکو در ایران و سراسر جهان به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مشاهیر و مفاخر جهان در تهران برگزار شد.
■ ۱۳۷۹- چاپ و انتشار کتاب «غول و نقاش» (دو طرح برای کودکان)، به‌کوشش سیروس طاهباز و نقاشی بهرام دبیری، تهران، نشر ماه‌ریز.
■ چاپ و انتشار کتاب «دو سفرنامه از نیما یوشیج» (بارفروش و رشت)، به‌کوشش علی میرانصاری، تهران، سازمان اسناد ملی ایران.
■ ۱۳۸۵- چاپ و انتشار کتاب «دربارۀ هنر و شعر و شاعری»، به‌کوشش سیروس طاهباز، تهران، انتشارات نگاه.
■ ۱۳۸۷- چاپ و انتشار کتاب «دیوان رباعیات نیما یوشیج»، نسخه‌برداری و تدوین شراگیم یوشیج و مینا میرهادی (یوشیج) تهران، انتشارات مروارید.
■ ۱۳۸۷- چاپ و انتشار کتاب «یادداشت‌های روزانۀ نیما یوشیج، به‌کوشش و نسخه‌برداری و تنظیم و تدوین شراگیم یوشیج، تهران، انتشارات مروارید.
■ ۱۳۹۶ - چاپ و انتشار کتاب «دفترهای نیما» (مجموعۀ آثار منثور نیما یوشیج)، به مراقبت شراگیم یوشیج، تهران،

منبع وب سایت نیما یوشبج

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نیما یوشیج

❑ «تو را من چشم در راهم»

تو را من چشم در راهم
تو را من چشم در راهم، شباهنگام
که می‌گیرند در شاخ «تلاجن» سایه‌ها رنگِ سیاهی،
وز آن دل‌خستگانت راست اندوهی فراهم،
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام، درآن دم که برجا درّه‌ها چون مرده‌ماران خفتگانند،
درآن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام،
گرَم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم
تو را من چشم در راهم.


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔸 از رباعیات نیما

از شعرم خلقی به هم انگیخته‌ام
خوب و بدشان به هم در آمیخته‌ام
خود گوشه گرفته‌ام تماشا را
کآب در خوابگه مورچگان ریخته‌ام.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
❑ «آی آدم‌ها»


آی آدم‌ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
یک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید
آن زمان که مست هستید، از خیال دست یابیدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا تواناییِ بهتر را پدید آرید
آن زمان که تنگ می‌بندید
بر کمرهاتان کمربند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهوده جان قربان!
آی آدم‌ها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره جامه‌تان بر تن
یک نفر در آب می‌خواند شما را
موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد
باز می‌دارد دهان، با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی‌تابی‌اش افزون
می‌کند زین آب‌ها بیرون
گاه سر، گه پا.

آی آدم‌ها!
او ز راه دور، این کهنه جهان را باز می‌پاید
می‌زند فریاد و امید کمک دارد
آی آدم‌ها که روی ساحلِ آرام در کار تماشایید!
موج می‌کوبد به روی ساحلِ خاموش
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده، بس مدهوش
می‌رود نعره‌زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:
آی آدم‌ها!
و صدای باد هر دم دل‌گزاتر
در صدای باد بانگ او رهاتر
از میان آب‌های دور و نزدیک
باز در گوش این نداها:
آی آدم‌ها!
آی آدم‌ها!


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چَت
افروز خانیم

دوغرودان دا،عجب شبی بو گئجه
چَت ائلیردیک دوستلاریلا صوبحه جه

بوءیله سرخوش سانکی قاب-قاب ایچمیشیک
لاپ خبرسیز یئریمیزه سی...میشیک

سوءز چکیردی هئی اویانا-بویانا
آز قالیردی بیز دولدوراق تومانا

صوحبت چکدی می،شارابا،پیوه یه
قوربان اولوم بو‌ جان آلان شیوه یه

دئمه یین بس سوزلریم ده یالاندی
آمریکادان بئله چت لر دولاندی

هئی دانیشدیق هئی گولوشدوک گئجه نی
صوبحه کیمی درد بولوشدوک گئجه نی

دانیشیلدی بیراز-مازدا موغاندان
گئتمیشدیلر اورا قوناق بویاندان

نئچه آغاج بیزیم یئردن آرالی
اولموشدولار دشتِ موغان مارالی

گلمیش بیری گویا باکی دان قوناق
بول اولوبدو پیوه،راکی لا آراق

باغیشلایین آددا باتسام گوناها
افروز بیلمَز ایچگی غیری نوشافا

بیر خانیم کی چتین گَلَر قوروپا
بِدو گلدی بویِ خوشِ آراغا

دانیشیلدی او دره دن-بو دره
هئی چتلَندی یوخ چیرتلاندی شَب چَره

هئی چکیلدی سوءز کئش کیمی اوزاندی
آخیر گئدیب سیاست ده دایاندی

پیام وئردیک بوردان جناب ترامپ ا
اینجیتمه یین شاعیرلری آی آغا

بو اوزون دیل، بوش انگه سیز باخمایین
سیز بیل اللاه یاندیرمایین یاخمایین

تور قویوبدو هورومچکلر جیبلره
بوینوموزدا باخ اوزولن چوءپلره

سلام دئییر بوتون شاعیرلر سیزه
قوناق اولون اینانماییرسیز بیزه

اَصلَن گلین اَگلَنجه یه تبریزه
میزبان اوللوق شئعریمیزله باخ سیزه

بیزلری بو خوشباختلارا قاتمایین
لوطف ائله یین بیزی اوجوز ساتمایین

افروز یازدی بو سوءزلری مودوره
قویمادی سوءز بونلاردان اوزون سوره

مودور دئدی احسن سنه "تانک یو"
بیلمه دی هئچ افروز خانیم نه دیر بو

ننه قوربان بو باشدا بو آیاقدا
تانک یودو مرزِ ایران-عراقدا

بیلمَدوک هئچ"افروز"باخیر گیزلیجه
مصصبسیزه سوژه چیخیر گیزلیجه

افروز دئمه یامان یایین چیلله سی
شئیطان بئیین لاپ گ...تونون گولله سی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر :خان صنم
سس : سحر خیاوی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر : خان صنم
سس : پریساحیدری(گونش)

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر : خان صنم
سس : تاران

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Itiram Sani
Sas: Elnaz Karimpour, Soz: Xansanam
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر: خان صنم
سس: ائلناز کریم پور

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر : خان صنم
سس : آینار تبریزلی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر : خان صنم
سس : ممد آرازلی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر : خان صنم
سس : سالار موغانلی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
دیکلمه تمرین لری 97/8/21
شعیر : خان‌ صنم
سس : علی طالبی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
دیکلمه تمرین لری 97/8/21شعیر :خان صنم
سس : ویدا

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر (Kamran Azari Kamran Azari)
بیلدیریش

سایین کانالداشلار دوشنبه گئجه 97/8/21 ساعات 21/30دا ادبیات سئونلر قوروپوندا دیکلمه تمرین لری، درسلیک لری اولدو
بو هفته نین دیکلمه سی نین شعری سئویملی قوروپداشیمیز شاعیر خان صنم‌نندیر .

"خان صنم "

آرخانا باخمادان چکیب گئدیرسن
دؤنگه سنی دؤنور، سن ده دؤنگه نی
بیر منم دالینجا باخان بیرده من
دؤنگه دؤنگه، منده،ایتیرم سنی

خییاوان خییاوان سانسور اولورام
بیر قیز اوره گیمه فیرتینا سالیر
بیردلی یارادیر،منده کی دیرام
او قیز قاچاقچی دان سییانور آلیر

شکلین تئلفونومون ائکرانچاسیندا
اود وورورگؤزومه،باخ، سرین سرین
بئینیمین گون دوغان،بوش تئراسیندا
پاپالان اویناییر خاطیره لرین

حایات نه یه یارار سنسیزلیگیمده؟
سئودان ذرره ذرره منی یاخاجاق
ویترینلر اؤنوندن هر کئچدیگیمده
ایکس لارج گئییم لر منه باخاجاق

من سنی اؤزومه تانری بیلردیم
دئمک تانریلاردا آتارمیش قولون
کؤنلومو گئتدیگین یوللارا سردیم
گئت گئده جکسن سه، آچیق دیر یولون

مومیالی جسده من بنزه یه جم
تاریخه کئچه جم گونون بیرینده
باخیب یوللاریناشئعیر دییه جم
سسیم قوجالاجاق،تئل سیم لرینده

دالینجا آغلاییب چاغلامیرام هئچ
بوتون موتلولوقلارگئت سنین اولسون
قیل کؤرپودن نیسه بیراز یاواش کئچ
قوی باری سئوگیمیز جننته قالسین


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔹مجید محبوبی

"یادداشتی بر شعرهای خانم سحر خیاوی"

پیش از اینها، خیلی کم اسم خانم خیاوی را شنیده بودم؛ آن هم در دوره‌ای که به انجمن‌ ادبی شعر ترکی در مراغه می‌رفتم. در آنجا از زن شاعری اسم می‌بردند که حرف‌های نو، در شعرهایش گل می‌کند. خدابیامرز نادر فریدفتحی(آیدین) چقدر با حرص و جوش از نبود حرف نو در شعرهای شاگردانش در انجمن داد می‌کشید و من که بیشتر به عنوان یک مستمع آزاد در جلسات حاضر می‌شدم، دوست داشتم فرق حرف نو و کهنه را بفهمم؛ اما ظاهراً سخت بود و من در کندفهمی این مقوله بی‌تقصیر بودم و به طور طبیعی سال‌ها طول می‌کشد که انسان فرق حرف‌های کهنه و نو را بفهمد؛ آن هم در شعر که بسی سخت‌تر است.
آن روزها دوست داشتم بیشتر شعر نو بخوانم و این در حالی بود که به جز شعرهای سهراب سپهری، به شعرهای دیگران دسترسی نداشتم؛ چه رسد به شعرهای نوی که در ترکی بود و من اصلاً توان ورود به این عرصه را نداشتم. از شعر نو ترکی تنها چند قطعه از مرحوم شهریار خوانده بودم؛ سهندیه؛ خان‌ننه و ... از شعرای جوان آن روزگار هم، دوستان عزیزم جناب استاد مقدسی و دکتر ودود دوستی، تنها چند شعری شنیده بودم.
بعدها، وقتی تکلیف خودم را با ادبیات یک‌سره کرده و داستان‌نویسی را برای نوشتن انتخاب کردم و با شعر فاصله گرفتم؛ دلم برای شعرهای ترکی تنگ می‌شد؛ برای رفع دلتنگی دوباره به شعرهای سهراب پناه می‌بردم و تا می‌توانستم خودم برای خودم پاره‌ای از آنها را به ترکی ترجمه می‌کردم تا عطش شنیدن شعر نو را در من فرو بنشاند! و چه‌قدر آرزو داشتم که روزی کتابی به دستم برسد که سهراب‌گونه شاعرانگی جهان را در شعر ترکی به تصویر کشیده باشد و این آرزو برای من هرگز برآورده نمی‌شد؛ چون نه سواد تحقیق در شعر ترکی را داشتم و نه راهنمایی چون مرحوم فریدفتحی و دیگر دوستانی که در غربت قم، دستم از همۀ آن راه‌بلدها کوتاه شده بود؛ وانگهی داستان‌نویسی نیز مجال پرداختن به شعر را به من نمی‌داد.
در اواسط دهۀ هشتاد اتفاقی افتاد و من به طور اتفاقی با طیفی از کتاب‌های ترکی مواجه شدم که دیدن و خواندنشان برای من دل‌انگیز و لذت‌بخش بود. من شعرهایی را می‌خواندم که تا آن زمان فقط حسرت خواندنشان را کشیده بودم! هرچه‌قدر می‌خواندم بیشتر فرق بین حرف نو و کهنه را می‌فهمیدم و وقتی می‌دیدم شعرای هم‌زبان من کلیشه‌های سنتی و کهن شعر ترکی را شکسته و جلوۀ زیبایی از نوآوری و شکوفایی را در شعر ترکی به نمایش گذاشته‌اند؛ به خود می‌بالیدم. با این همه هنوز راضی نبودم. هرچه‌قدر بیشتر می‌خواندم و در فارسی وقتی از سهراب فاصله گرفته و با احمد شاملو، حسین منزوی، فروغ فرخزاد و محمدعلی بهمنی و دیگران آشنا می‌شدم، هنوز دنبال یک گمشده‌ای در شعر ترکی خودمان بودم تا اینکه در این سال‌ها دو مجموعه از شعرهای سرکار خانم سحر خیاوی به دستم رسید: «قادین دانشیر» و «آغریلاریم اوزگه‌دییل».
من در مجموعۀ «قادین دانشیر» گاهی به مصارع و گاهی فراتر از آن به ابیات و حتی گاهی به شعرهایی که از ابتدا تا انتها بوی تازگی می‌داد، برخوردم که واقعاً توقع نداشتم؛
بورخولور
سارای‌لیغمین
آتینین قیچی
(پیچ می‌خورد
پای اسب سارای بودنم!)
یا:
اوتانیرام
بیر نجابت‌لی سارای
اؤز چئویرر
مندن!
(خجالت می‌کشم
یک سارای نجیب
از من روی برمی‌گرداند!)
در شعرهای خانم خیاوی، این حرف‌های نو و زیبا که لباس شعر بر تن کرده‌اند، زیاد دیده می‌شود و ای کاش فرصتی بشود تا با ترجمۀ این شعرها به زبان فارسی، مخاطب هم‌وطن ما بتواند عمق احساسات، عواطف و تخیلات اقیانوس زلال شعر ترکی را، در آینۀ زبان فارسی به تماشا بنشیند.
پ ن: مسلماً معرفی و نقد و بررسی عالمانۀ شعرهای خانم خیاوی مستلزم احاطه به زبان ترکی و ملزومات شعر است که از حد این کمترین خارج است. بنده صرفاً جهت معرفی در حد خودم، احساس وظیفه کردم که این یادداشت کوتاه را بنویسم. امیدوارم دوستان شاعر و حتی اساتید بزرگوار در معرفی همدیگر بخل نورزند و مخاطبان مبتدی را از شناختن دُرر شعر ترکی محروم نفرمایند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
قاراچوخا -ناصر منظوری

قاراچوخا (رومان) «قاراچوخا» آذربایجان تورکجه¬سینده یازیلمیش قیسا بیر رومان دیر، یازاری ایسه ناصر منظوری¬ دیر. بو رومان ایلک دؤنه ۱۳۷۳ (۱۹۹۴)-ده تهراندا چاپ اولونوب. رومانین آدی آذربایجان فولکلورونداکی هر بیر کسین وارلیغیندا قارووولچو کیمی سانیلان «قاراچوخا»-دان آلینیبدیر. بو رومان ایکی بؤلومده یازیلیبدیر. اوز-بنیزسیز بیر کاراکتئر قاتار‍لا اؤز یوردونا قاییدیر. قارانلیقدا قاتاردان ائندیکده «ایلقار عمی» آدلی بیریسی¬له اؤزله¬شیر. ایکی گئجه اونونلا داغدا کئچیردیر. سیرلارلا دولو اولان او ایکی گئجه¬ده، ایلقار عمی اؤز عؤمرونده گؤردویو اوچ «سورگون»ـدن دانیشیر. بو رومانین روایتی اؤزل بیر سایاقدا دیر. نیيه کی، راوی، بیرینجی کاراکتئری «سن» دئدیکده خطاب ائدیر؛ سانکی، راوی ایله بیرینجی کاراکتئرین آراسیندا اؤزل بیر بیرگه¬لیک وار دیر. ناصر منظوری¬نین باشقا رومان¬لاری کیمی، بورادا دا قاتارین رئال-سیمبولیک بیر رولو وار دیر

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔹آنار
ح. حیدری

آنار "بئش مرتبه‌لی ائوین آلتینجی مرتبه‌سی" رومانیندان

آخشاملار تئز-تئز موسیقی‎يه قولاق آساردیلار. تهمینه‌نین چوخلو لئنت يازیلاری واردی، اما بو يازیلارین توپلانماسیندا هئچ بیر دقیق پرینسیپ، يا سیستم يوخ ایدی. مختلف موسیقی پارچالارینی يازدیرمیشدی، يالنیز اؤزونون سئودیی‎ موسیقیلری. چوخ واخت يالنیز کلاسیک موسیقینی و «ليلی و مجنون» اوپراسینی دینله‌مک ایسته‌يیردی... هر آخشام بیر قدر رقص ائتمک ده خوشلايیردی، آغیر ریتملی جاز موسیقیسی، بلوزلری چالدیریردی و اوتاغین دار ساحه‌‌سینده زائورلا قول-بويون اولوب، اوزون زامان رقص ائدیردیلر. گؤزلرینی يومار، اوزون ساچلارینی زائورون چیينیندن اونون کورکلرینه ساللايار، قوللاری ايلا زائورون بوينونو قوجاقلاردی.
چوخ واخت خالق ماهنیلاری چالدیراردی: خاطیره‌سینده هر ماهنی نه ایله ایسه باغلی ایدی... موسیقی‎يه خصوصی بیر مناسبت بسله‌يیردی و دئيیردی کی، زائور اونو آتیب گئدندن سونرا موسیقی سونونجو و یگانه‎ پناهی اولاجاق. «اوندا موسیقی قورتاراجاق منی، -دئيیردی، -يوخسا اؤله‌رم، يا دا ایچکی‎يه قورشانارام». ساعتلارلا «کوچه‌لره سو سپمیشم»، «سندن منه يار اولماز»، «آمان اووچو»، «پنجره‌دن داش گلیر»، «گیردیم يارین باغچاسینا»، «پاپیروسون يانا،يانا»، «قاراگیله» ماهنیلارینا، ان چوخ دا «لاچین» ماهنیسینا قولاق آساردی... قلبی‌نین ان درین، ان گیزلی حسلرینی، سؤز تاپیب ایفاده ائله‌يه بیلمه‌دیی‎ دويغولارینی ائله بیل بو ماهنیلارین ملودیالاریندا، سؤزلرینده تاپیردی. بو سؤزلر محبت، آيریلیق، نیسگیل، امید حاقیندا ماهنی سؤزلری، دنیا قدر قدیم و ابدی سؤزلر، ائله بیل تهمینه‌نین اوره‎یی‌نین، وارلیغی‌نین دیبیندن، ان درین، ان گیزلی گوشه‌لریندن قوپوب گلیردی.
- زائوریک، گؤر بیر نه قدر ساده‌دیر و گؤزلدیر: «کوچه‌لره سو سپمیشم، يار گلنده توز اولماسین» گؤر نئجه سئورلرمیش بیر واختلار، زائوریک، ایندی گؤر نئجه سئویرلر. مثلاً، سن من کئچن کوچه‌لره هئچ سو سپرسنمی، توز اولماسین دئيه؟
زائور:
- باکی‎دا ممکون دئيیل بو، -دئيیردی، -کوچه‌نین بیر باشینا سو سپنه‌جن خزری او بیری باشینی يئنه توزا غرق ائله‌يه‌جک.
- ائه، روحون يوخدور سنین.
آيری ماهنی سسله‌نیردی و تهمینه ده ایندی باشقا سوال وئریردی: «قوي منی اؤلدورسونلر بیر آلاگؤز قیز اوسته». -زائوریک، سن هئچ راضی اولارسانمی کی، سنی بیر آلاگؤز قیز اوستونده اؤلدورسونلر؟ اؤلدورمک يوخ، ائه، الله ایراق ائله‌سین، اؤلدورمک-زاد نه دیر، اما باخ، مثلاً، سئودیین آلاگؤز قیزین اوستونده راضی اولارسانمی کی، بیر قدر چتینلیيه، عذاب-اذیته دؤزه‌سن؟
- معلومون اولسون کی، من چوخ چتینلیکلره، عذاب-اذیته دؤزورم، بیر قاراگؤز قیز اوستده...
- ائه، زائوریک، هئچ نه باشا دوشمورسن سن. اوره‎یین گئنیشلیینه باخ ائه: «قوي منی اؤلدورسونلر، بیر آلاگؤز قیز اوسته». بس بو سؤزلری بیلیرسن، قولاق آس، فیکیر وئر: هربیر ائوده کی، سن تک گؤزل اولمادی، او ائو ویران اولوب، تالانماق گرک». زائوریک، بو سؤزلر خالقین تفکرونو يوز دنه قالین علمی کتابدان داها گؤزل ایفاده ائدیر.
ماقنیتوفوندان ماهنی سسله‌نیردی: «سندن منه يار اولماز» -و تهمینه زائورون دوز گؤزلری‌نین ایچینه باخا-باخا بو سؤزلری تکرار ائدیردی: «سندن منه يار اولماز». زائور، دوغرودان دا، تعجبله‌نیردی. تعجبله‌نیردی کی، سئودیی‎، اما ایندیيه قدر بئله دقت وئرمه‌دیی‎ خالق ماهنیلاری اونون و تهمینه‌نین مناسبتلرینده‌کی ان درین، ان مبهم دويغولاری بو قدر سلیس و آيدین، بو قدر تأثیرلی و يانیقلی، بئله سرراست و دقیق ایفاده ائده بیلیرلر. «پنجره‌دن داش گلیر،/ آي بری باخ، بری باخ،/ خومار گؤزدن ياش گلیر،/ آي بری باخ، بری باخ./ سنی منه وئرسه‌لر،/ آي بری باخ، بری باخ،/ اللها دا خوش
گلر،/ آي بری باخ، بری باخ...». تهمینه بو سؤزلری ده تکرار ائدیر:
- دوغرودان دا، زائوریک، سنی منه وئرسه‎يدیلر، اللها دا خوش گلردی، -دئيیردی، اما نه اولسون کی، وئرمه‌يه‌جکلر سنی منه، دنیاسیندا وئرمزلر، بیلیرم آخی...
پاپیروسون يانا-يانا،
اود دوشوب شیرین جانا.
واللاه، قويوب گئده‌رم، آي گولوم،
قالارسان يانا-يانا...

بو ماهنیداکی هده زارافاتيانا بیر هده ایدی، اما بو زارافاتین دیبینده آجی و قاچیلماز بیر حقیقت ده وار ایدی. آخی نئجه اولوردو، نئجه اولوردو کی، هاچانسا، چوخ-چوخ قاباقلار ياشامیش انسانلار، اونلارین، زائورلا-تهمینه‌نین، بو گون دويدوقلارینی عینیله اونلار دويدوقلاری کیمی دويموش، بئله گؤزل و ساده سؤزلرله، يانیقلی و ابدی ملودیالارلا ایفاده ائده بیلمیشلر؟.. حسلرین ياشی، تاریخی يوخدور، انسانلار همیشه، هر يئرده عینی جور دويوبلار، عینی دويغولار کئچیریبلر. محبت، قیسقانجلیق، آغری، سئوینج، گمان، نیسگیل، امید، حسرت دويغولاری و عینی جور نتیجه‌لره ده گلیبلر: آغری ايلا،آجی ايلا «سندن منه يار ا
ولماز» قرارینی وئریبلر و بو قرارین اؤزونده شیلتاق بیر يالان، ترس بیر عشوه وار، نئجه یعنی سندن منه يار اولماز، سندن باشقا دا منیم، يا مندن باشقا دا سنین يارین اولا بیلرمی، ممکوندورمو بو، البته‌‌، يوخ، البته‌‌، بیز بیر-بیریمیز اوچون يارانمیشیق، کیم بیزی آيیرا بیلر، البته‌‌، البته‌‌، بیز بیربیریمیزینیک، البته‌‌ «سندن منه يار اولماز...» «لاچین» ماهنیسی سسلننده ایسه تهمینه همیشه آغلايیردی، بو ماهنی قلبی‌نین هانسیسا، زائورا بئله معلوم اولمايان تئللرینی ترپه‌دیردی، گؤزلری دولوردو، ياش گیله-گیله ياناقلارینا سوزولوردو. نیيه، نه‌دن بو سؤزلر تهمینه‌يه بئله درین تأثیر گؤستریردی: «ائلچیلری قیریلمیش. اؤزو ائلچی دوشن يار...».

https://t.me/Adabiyyatsevanlar