ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی(رئالیسم) 7
دانیشیق آپاران : کریم قوربانزاده
🔵🔵🔵🔵خبر , خبر تازا خبر

بو هفته دن 96/05/26چهارشنبه گئجه لر ساعات 22 دن ساعات 23/30 قدر فیلیم وسینما قونوسو برنامه لریمیزه آرتیلیر.
فیلم حاقیندا دانیشیقلار, پایلاشمالار اولاجاق.
تنقیده , تفسیره ... علاقه سی اولان دوستلاردان دعوت ائدیریک بو پروگراما قوشولسونلار.
اضافه ائتمه لییم بو برنامه نین آرشیوینده نئچه مین فیلم وار، ادبیات سئونلر ین اویه لری خدمتینده .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar

دانیشیق آپاران : کریم قوربانزاده

جناب الفت بو برنامه نین زحمتین قبول ائدینیزاوچون ساغ اولون.
امنینم سیزین امگینیز بوتون گروپداشلاریمیزا فایدالی اولاجاق بو پروگرامدا ادبیات سئونلر گروپونون باشقا برنامه لری کیمی دیرلی مخاطب لرین تاپاجاق سوز سیزده دیر بویورون .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کارگردان فقید سینما
کریستف کیشلوفسکی از شور لهستان
کریشتوف کیشلوفسکی (به لهستانی: Krzysztof Kieślowsk ʲ اطلاعات (۲۷ ژوئن ۱۹۴۱ در ورشو - ۱۳ مارس ۱۹۹۶ در ورشو) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس اهل کشور لهستان بود.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
محمد الفت
جوانی
کیشلوفسکی در شهر ورشو به دنیا آمد و کودکی خود را در چند شهر کوچک لهستان گذراند. همراه با پدر مهندسش که مبتلا به سل بود به شهرهای مختلفی در پی بهبودی می‌رفت. در ۱۶ سالگی در یک دوره آموزش آتش‌نشانی شرکت کرد اما پس از ۳ ماه آن را رها کرد. در سال ۱۹۵۷ بدون هدف شغلی وارد دانشگاه ورشو در رشته کارشناسی تئاتر شد چون یکی از بستگان او آنجا را اداره می‌کرد. سپس تصمیم گرفت کارگردان تئاتر شود اما آن زمان دوره کارگردانی تئاتر نبود پس تصمیم گرفت سینما را به عنوان راه واسط انتخاب کند.

ترک دانشگاه و کار به عنوان خیاط تئاتر، کیشلوفسکی علاقه‌مند به تحصیل در مدرسهٔ فیلم لودز بود جایی که دو کارگردان دیگر لهستانی، آندره وایدا و رومن پولانسکی را تربیت کرده بود. دو بار درخواستش رد شد. برای نرفتن به خدمت سربازی در این زمان او دانش‌آموز هنر شد سپس یک رژیم غذایی سخت گرفت تا معافیت پزشکی بگیرد. پس از چند ماه تلاش برای سربازی نرفتن بالاخره برای بار سوم مدرسه لودز درخواست او را پذیرفت.

او از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ در آنجا بود. جایی که حکومت آزادی هنری نسبتاً زیادی به آن مدرسه اعطا کرده بود. پس از آن کیشلوفسکی به سرعت علاقه‌اش را به تئاتر از دست داد و تصمیم گرفت فیلم مستند بسازد.

مستندها
مستندهای کیشلوفسکی در این دوره بیشتر به زندگی روزمره شهروندان، کارگران و سربازان می‌پرداخت. اگرچه او آشکارا فیلم‌سازی سیاسی نبود. اما به‌زودی دریافت تلاش برای ارائه تصویری دقیق از زندگی مردم لهستان او را با حکومت درخواهندانداخت. فیلم تلویزیونی او کارگران ۷۱ که تصویرگر کارگرانی بود که دربارهٔ دلایل اعتصابات سال ۱۹۷۰ بحث می‌کردند، با سانسور فراوان به نمایش درآمد.

پس از کارگران ۷۱ او نگاهش را با فیلم مستقیماً معطوف به مقامات حکومتی کرد. فیلم شرح حال ترکیبی بود از نمایش مستند از گردهمایی دفتر مرکزی حزب کمونیست و داستانی دربارهٔ مردی که مقامات او را بازجویی می‌کنند. اگرچه کیشلوفسکی معتقد بود فیلم پیامی ضداقتدارگرایی دارد، اما همکارانش او را به همکاری با حکومت در طول تولید فیلم متهم کردند.

او بعدها گفت که به دو دلیل مستند را کنار گذاشته‌است: سانسور کارگران ۷۱ که باعث تردید او در چگونگی بیان حقیقت در یک رژیم اقتدارگرا شد، و حادثه‌ای هنگام ساختن ایستگاه (۱۹۸۱) که باعث شد قسمت‌هایی از فیلم به عنوان مدرک در یک حادثه جنایی استفاده شود. فیلم داستانی به او آزادی هنری می‌داد و می‌توانست زندگی روزمره را صادقانه‌تر به تصویر بکشد.

فیلمسازی در لهستان
اولین فیلم غیر مستند او کارکنان (۱۹۷۵) فیلمی تلویزیونی بود و او اولین جایزه‌اش را از جشنواره مانهایم بدست آورد. این فیلم و فیلم بعدی او زخم هر دو دربارهٔ واقعیتهای اجتماعی بودند. کارکنان دربارهٔ مهندسانی بود که روی ساخت یک صحنه نمایش کار می‌کردند با الهام از تجربیاتش در دانشگاه، و اثر زخم تغییر و تحولات در یک شهر کوچک پس از اجرای یک طرح صنعتی بدون برنامه‌ریزی درست را نشان می‌داد. این فیلمها با شیوه‌ای مستندگونه و با بازیگران غیرحرفه‌ای ساخته شدند. همچون فیلمهای آخر او تصویرگر زندگی روزمره زیر سلطه یک سیستم رو به اضمحلال بود. البته باصراحت بیان نمی‌شد.

شیفته دوربین (camera buff) ساخته ۱۹۷۹ (برنده جایزه اصلی از جشنواره جهانی مسکو) و شانس کور (Blind Chance) ساخته ۱۹۸۱ فیلم‌هایی با همین مضامین بودند، با تأکید بر انتخاب اخلاقی یک انسان و نه اجتماع. در همین دوران کیشلوفسکی همراه با چند کارگردان دیگر لهستانی از جمله آندره وایدا به عنوان اعضای جنبش رهایی مطرح شدند. جنبشی که به دغدغه‌های اخلاقی در سینما معقتد بود. ارتباط او با این کارگردانان توجه دولت لهستان را برانگیخت و باعث سانسور و فیلمبرداری یا تدوین مجدد فیلم‌های او در این دوران شد. (فیلم شانس کور تا شش سال پس از ساخت، امکان نمایش داخلی نداشت)

پایانی نیست (No End) ساختهٔ ۱۹۸۴ شاید اولین فیلم صریح سیاسی او باشد. این فیلم نمایشگر دادگاه‌های سیاسی در لهستان در زمان حکومت نظامی، از دیدگاه روح یک وکیل و همسر بیوه‌اش است. هم دولت و هم مخالفان از فیلم به شدت انتقاد کردند. این فیلم آغازگر دوران همکاری نزدیک او با دو همکار بود، یکی کریستف پیسیویچ (فیلنامه‌نویس) و دیگری زبیگنف پرایزنر (آهنگساز). پیسویچ یک وکیل دادگستری بود که کیشلوفسکی در جریان تحقیقات دربارهٔ دادگاه‌های سیاسی در زمان حکومت نظامی برای ساختن فیلم مستند درهمین باره با او آشنا شده بود. او فیلمنامه‌نویس اصلی آثار بعدی کیشلوفسکی شد. پرایزنر آهنگساز بی‌سرانجام و اغلب آثار بعدی کیشلوفسکی بود. موسیقی نقش مهمی در فیلم‌های کیشلوفسکی داشت و بسیاری از قطعات پرایزنر در فیلم به تنهایی نقش داشتند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
از این جنبه آنها شخصیت هایی از فیلم محسوب می شدند، مانند آثار واندر بودنمایر آهنگساز هلندی.
ده فرمان (1988) مجموعه ای است از ده فیلم.
کوتاه که در مجموعه‌ای آپارتمانی در ورشو فیلمبرداری شد. هر یک بر اساس یکی از فرمان‌های «ده‌فرمان» حضرت موسی، برای تلویزیون لهستان و با سرمایه‌گذاری آلمان غربی ساخته شد. این مجموعه در حال حاضر یکی از بهترین مجموعه فیلم‌های تحسین شده توسط منتقدان در همه دوران‌ها است. کیشلوفسکی و کریستف پیسیویچ فیلمنامه‌نویسان مجموعه بودند و قرار بود ده کارگردان مختلف این ده قسمت را بسازند. اما کیشلوفسکی خود را ناتوان از کنترل همه پروژه یافت و سرانجام تمام قسمت‌ها را او کارگردانی کرد و تنها مدیران فیلمبرداری متفاوت بودند. اپیزود پنجم و ششم به صورت جداگانه و با مدت زمان بیشتر با نام‌های «فیلمی کوتاه دربارهٔ کشتن» و «فیلمی کوتاه دربارهٔ عشق» ساخته شدند. او قصد داشت اپیزود نهم را هم به صورت مستقل و با نام «فیلمی کوتاه دربارهٔ حسادت» بسازد اما خستگی مانع از آن شد که او در کمتر از یک سال ۱۳ فیلم بسازد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کوتاه که در مجموعه‌ای آپارتمانی در ورشو فیلمبرداری شد. هر یک بر اساس یکی از فرمان‌های «ده‌فرمان» حضرت موسی، برای تلویزیون لهستان و با سرمایه‌گذاری آلمان غربی ساخته شد. این مجموعه در حال حاضر یکی از بهترین مجموعه فیلم‌های تحسین شده توسط منتقدان در همه دوران‌ها است. کیشلوفسکی و کریستف پیسیویچ فیلمنامه‌نویسان مجموعه بودند و قرار بود ده کارگردان مختلف این ده قسمت را بسازند. اما کیشلوفسکی خود را ناتوان از کنترل همه پروژه یافت و سرانجام تمام قسمت‌ها را او کارگردانی کرد و تنها مدیران فیلمبرداری متفاوت بودند. اپیزود پنجم و ششم به صورت جداگانه و با مدت زمان بیشتر با نام‌های «فیلمی کوتاه دربارهٔ کشتن» و «فیلمی کوتاه دربارهٔ عشق» ساخته شدند. او قصد داشت اپیزود نهم را هم به صورت مستقل و با نام «فیلمی کوتاه دربارهٔ حسادت» بسازد اما خستگی مانع از آن شد که او در کمتر از یک سال ۱۳ فیلم بسازد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چهار فیلم آخر کیشلوفسکی تهیه‌کنندگان خارجی داشت. بیشتر با سرمایه‌گذاری فرانسه و به‌ویژه با تهیه‌کنندگی مارین کارمیتز. این فیلمهای متکی بر اخلاق و امور ماورایی بودند با زمینه‌هایی شبیه ده‌فرمان اما در سطوحی بیشتر انتزاعی، بازیگران کمتر، داستان‌های فرعی بیشتر و توجه کمتر به اجتماع. لهستان در این فیلمها بیشتر از دید یک اروپایی بیگانه به نمایش درمی‌آمد. هر چهار فیلم با کمی اختلاف با موفقیت تجاری روبرو شدند.

اولین آنها زندگی دوگانه ورونیک (۱۹۹۰) با بازی ایرن ژاکوب بود. موفقیت تجاری این فیلم به او اجازه داد تا سرمایه لازم برای ساخت آرزوی خودش (ساخت سه‌گانهٔ سه‌رنگ) را فراهم سازد. آثاری بسیار تحسین شده پس از ده‌فرمان. این سه فیلم جوایز جهانی بسیاری را برای او به ارمغان آوردند. از جمله شیر طلایی بهترین فیلم و شیر نقره‌ای بهترین کارگردان از جشنواره ونیز و خرس طلایی بهترین کارگردان از جشنواره برلین همراه با سه بار نامزدی اسکار بهترین فیلم خارجی. سه‌گانه‌ای که دستاوردی مهم در سینمای مدرن به حساب می‌آیند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
درگذشت

سنگ قبر کیشلوفسکی
کیشلوفسکی در ۵۴ سالگی در ۱۳ مارس ۱۹۹۶ در حین عمل باز قلب، از حمله قلبی درگذشت و در قبرستان پوازکی در ورشو به خاک سپرده شد. قبر او در قطعه مخصوص شماره ۲۳ قرار دارد و مجسمه‌ای از انگشتان شست و اشاره هر دو دست او که همان شکل معروف کادر دوربین فیلمبرداری را تشکیل می‌دهند بر روی آن قرار دارد. مجسمه‌ای کوچک با سنگ سیاه بر پایه‌ای با ارتفاع یک متر. روی سنگ قبر هم نام سال تولد و درگذشت نوشته شده‌است. از او و همسرش ماریا، دخترش مارتا به یادگار مانده‌است.

او پس از گذشت سالها از درگذشتش همچنان یک از کارگردانان مهم و تأثیرگذار اروپایی است که آثارش در جهان تدریس می‌شوند. در سال ۱۹۹۳ کتاب «کیشلوفسکی از زبان کیشلوفسکی» توصیفی از او همانند آثار خودش بر پایه گفتگوهای او با دانیوش استوک به چاپ رسید. همچنین فیلمی بر اساس زندگی او با نام «کریشتوف کیشلوفسکی: من آدم متوسطی هستم» (۱۹۹۵) به کارگردانی کریشتوف ویرزبیکی ساخته شده‌است.

اگرچه او می‌گفت که پس از ساخته شدن سه رنگ می‌خواهد بازنشسته شود، ولی روی سه‌گانه‌ای جدید با فیلمنامه‌ای از پیسویچ دربارهٔ بهشت، دوزخ، برزخ برپایه کمدی الهی اثر «دانته» کار می‌کرد. فیلمنامه همانند «ده فرمان» برای کارگردانی شخص دیگری نوشته شده بود اما با مرگ نابهنگام او مشخص نشد چه زمانی او این بازنشستگی خودخواسته را پایان خواهد داد و خودش این سه‌گانه را کارگردانی خواهد کرد. تنها فیلمنامه کامل این سه‌گانه «بهشت» بود که تام تایکور آن را در سال ۲۰۰۲ ساخت و در جشنواره جهانی تورنتو به نمایش درآمد. از دو فیلم دیگر در زمان درگذشت او فقط ۳۰ صفحه پیش‌نویس باقی‌مانده بود. پیسویچ آنها را کامل کرد و در سال ۲۰۰۵ کارگردان بوسنیایی دانیس تانوویچ «جهنم» را با بازی «امانوئل برت» کارگردانی کرد.

کارگردان و بازیگر لهستانی «جرزی اشتور» که در چند فیلم او بازی کرده بود و فیلمنامه‌نویس اصلی Camera Buff نیز بود اقتباس خودش را از فیلمنامه فیلم نشده «حیوان بزرگ» در سال ۲۰۰۰ به فیلم درآورد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar

کتاب «زندگی‌ام همه‌چیز من است»، سلسله گفت‌وگوهای کیشلوفسکی با رسانه‌های لهستانی و غیرلهستانی است که «آنا مارچینوفسکا» که سال‌ها در ایران زندگی کرده، آن را برای آشنایی بیشتر ایرانیان با شخصیت فیلم‌ساز لهستانی، گردآوری و ترجمه کرد.
فیلم های معروف کیشلوفسکی

پایانی نیست ۱۹۸۵
فیلمی کوتاه درباره کشتن ۱۹۸۸
فیلمی کوتاه درباره عشق ۱۹۸۸
ده فرمان (سریال تلویزیونی) ۱۹۸۹
زندگی دوگانه ورونیک ۱۹۹۱
سه‌رنگ: آبی ۱۹۹۳
سه‌رنگ: سفید۱۹۹۴
سه‌رنگ: قرمز ۱۹۹۴
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سری تلویزیونی ده فرمان (به لهستانی: Dekalog) اثر فیلمساز لهستانی کریستف کیشلوفسکی مجموعه‌ای تلویزیونی‌ست که در سال ۱۹۸۹ به نمایش عمومی درآمد. کیشلوفسکی فیلمنامهٔ این مجموعه را با مشارکت کریستف پیسیویچ به نگارش درآورد. این مجموعه شامل ۱۰ قسمت یک ساعته ملهم از ده فرمان موسی است. هر قسمت از مجموعه موقعیت شخصیت‌هایی در لهستان امروزی را در مواجهه با یک یا چند موضوع اخلاقی یا معنوی مورد کاوش قرار می‌دهد و به بازتاب آن فرامین موسی در زندگی روزمره می‌پردازد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ده فرمان موسی

من خدا هستم، پروردگار تو... هیچ‌کس را جز من خدای خود مدان.
نام خدای خود را به باطل مبر
روز سَبَّت را یاد کن و آن را تقدیس نما
پدر و مادر خود را حرمت دار
قتل مکن
زنا مکن
دزدی مکن
بر همسایهٔ خود شهادت دروغ مده
به زن همسایه‌ات طمع مورز
به اموال همسایهٔ خود طمع مورز
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ویژگی‌های مجموعهٔ تلویزیونی
داستان‌ها الزاماً دینی نیستند و مذهب نقش مهمی در داستان پردازی ایفا نکرده است. یافتن ارتباط میان نام‌های فرامین و موضوع اپیزودها بسیار مشکل بوده و گاهی نمی‌توان منطق حاکم بر نام‌گذاری فیلم و فرمان‌های حضرت موسی را یافت.

گرچه هر قسمت از مجموعه داستان مستقلی دارد، بیشتر آنها در یک مجموعه آپارتمانی در ورشو می‌گذرد و بعضی شخصیت‌های قسمت‌های مختلف با یکدیگر آشنایند. در هر داستان، اشاراتی هرچند کوتاه به سایر قسمت‌ها شده است و دقیق شدن در داستان این رازها و ارتباطات را آشکار می‌کند. گرچه الزامی به درک این روابط برای بیننده وجود ندارد و تنها بازی نویسنده با هوش خواننده است.[نیازمند منبع]

این فیلم، هفتمین فیلم برتر دنیا از منظر سینمای معناگراست

به گفتهٔ کیشلوفسکی در مقدمهٔ کتاب، نگارش فیلم‌نامه‌ها با همفکری پیسیویچ، یک‌سال به طول انجامیده. او می‌گوید: "نگارش فیلم‌نامه یک‌سال به طول انجامید، آن‌ها را یکی پس از دیگری نوشتیم. شب‌های زیادی را در کنار یکدیگر در آشپزخانهٔ منزل پیسیویچ در اتاق کوچک پر از دود سیگار من گذراندیم. ساختن فیلم‌ها یک سال و دو ماه طول کشید؛ ولی از آن زمان مدت زیادی می‌گذرد. حالا فقط فیلم‌ها باقی‌مانده‌اند، که بیشتر از حد تصور ما با استقبال روبرو شده‌اند، گرچه واقعاً دلیل این استقبال را نمی‌دانیم!".

بیان خاص کیشلوفسکی از این سریال جلب توجه می‌کند: «با شروع این کار دیگر از پیرامون آدم‌ها دل کندم و آمدم به درون آدم‌ها.»

ایدهٔ ده فرمان در زمانهٔ جدید زمانی در ذهن پیسیویچ شکل گرفت که او اثری هنری مربوط به قرن پانزدهم را دید که ده فرمان را در محیط آن زمان به تصویر کشیده بود. کیشلوفسکی چالش فلسفی این ایده را پسندید و نیز تصمیم گرفت که از این مجموعه برای نشان دادن پیچیدگی‌های جامعهٔ لهستان استفاده کند. او در این مجموعه تعمداً از موضوعات سیاسی که در فیلم‌های پیشینش به آن می‌پرداخت دوری می‌کند.

کیشلوفسکی و پیسویچ فیلمنامه‌نویسان مجموعه بودند و قرار بود ده کارگردان مختلف این ده قسمت را بسازند، اما کیشلوفسکی سرانجام خود تمام قسمت‌ها را کارگردانی کرد و تنها مدیران فیلمبرداری متفاوت بودند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زبیگنف پرایزنر
زبیگنِف پرایزنر

(زادهٔ ۲۰ مه سال ۱۹۵۵ در لهستان) از بزرگ‌ترین آهنگسازان لهستان است. او به ویژه به دلیل همکاری‌هایش با کریستوف کیشلوفسکی و ساخت آهنگ برای فیلم‌های وی شناخته می‌شود. پرایزنر بعد از ازدواج از نام خانوادگی همسرش استفاده می‌کند.

مهم‌ترین موسیقی فیلم‌های ساخته شده توسط پرایزنر عبارت‌اند از:

۱۹۸۸ تا ۱۹۸۹ - ده فرمان (سریال تلویزیونی)
۱۹۹۱ - زندگی دوگانه ورونیک
۱۹۹۳ - سه‌رنگ:آبی
۱۹۹۴ - سه‌رنگ:سفید
۱۹۹۴ - سه‌رنگ:قرمز

پرایزنر در رشته تاریخ و فلسفه تحصیل کرد و هیچ‌گاه به طور رسمی موسیقی نیاموخت، بلکه با گوش کردن به آثار موسیقی و تلاش برای اجرای آنها، موسیقی را به شکل خودآموز یادگرفت.

سبک آهنگسازی پرایزنر نو رومانتیسیسم است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔴🔴🔴🔴حورمتلی کانالداشلار
جانلی شعیر گئجه سی ساعات 22 عینی زاماندا کانالیمیزداندا یایملاناجاق.
دوستان عزیز تا دقایقی دیگر شب شعر مجازی ( سسلی شعیر گئجه سی ) همزمان با اجرا در گروه از کانال ادبیات سئونلر پخش خواهد شد از همه دوستان و دوستداران ادبیات سئونلر برای شنیدن این برنامه دعوت می کنیم.
ادبیات سئونلر
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسلی مجازی شعر انجمنی نین باشلانيشی اعلام اولدو