ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
بالاخره خود نویسنده در نقش آرایشگر، دشت اول را با بقال محل "حاج آقا" افتتاح میکند، اما چه افتتاحی .حاج آقا وقت رفتنو با گفتن :خودمونیم ، تنها چیزی کهوو به تو نمیآد، همین کار آرایشگری یه سپس پناه برخدایی گفت وبیرون رفت». گنجعلی چنان رُک و روراست ازهنرآفرینی های خود می گوید که خواننده نمی تواند خنده های خود را مهار کند:« آنهایی که از دست من خلاص می شدند دیگرپشت سرشان را هم نگاه نمی کردند. بعضی ها حتی خدا حافظی را هم فراموشش می کردند. به هرحال باتیغ کُند افتادم به جان ملت».
نویسنده درآرایشگری، تجربه های ناشیانۀ خود را در شغلی که ابدا وارد نیست، آن چنان به شیرینی روایت می کند که سایه های سنگین غم و اندوه دردآور خاطرات چندین ساله را ازدل خواننده می زداید. بالاخره آرایشگری و دکان را رها می کند و با تهیۀ یک دستگاه دوربین، به عکاسی می پردازد. با اعلام عفو عمومی دولت، بعد از گذراندن دوسال زندان وتبعید آزاد شده به تبریز می رود. درخیابان تربیت با شغل عکاسی مدتی سرگرم می شود تا آی نکهت «باردیگراحضارشدم این بار گفتند که تو باید ازتبریز بروی». درسال ۱۳۲۹ به تهران کوچ می کند. اشاره هائی دارد به حوادث سال های حکومت دکترمصدق وبرآمدن سپهبد زاهدی و همکاری با روزنامۀ چلنگرو تأسیس دکان عکاسی در تهران، خیابان آذربایجان و تعطیلی آن به علت ضعف جسمانی، و استخدام درشرکت تریکوبافی سانترال و بالاخره شروع انقلاب ایران کتاب به پایان می رسد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔴🔴🔴🔴دوستان عزیز, هم گروهی های محترم
تا دقایقی دیگر گفتگوی ادبی امشب دربازه ادبیات جهان با حضور کارشناس نام آشنای ادبیات کشورمان استاد دکتر رحمانی شروع خواهد شد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دانیشیق آپاران :کریم قوربانزاده
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی (رئالیسم) 1
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی (رئالیسم) 2
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی (رئالیسم) 3
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی(رئالیسم) 4
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی (رئالیسم) 5
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی (رئالیسم) 6
دکتر رحمانی
دنیا ادبیاتی(رئالیسم) 7
دانیشیق آپاران : کریم قوربانزاده
🔵🔵🔵🔵خبر , خبر تازا خبر

بو هفته دن 96/05/26چهارشنبه گئجه لر ساعات 22 دن ساعات 23/30 قدر فیلیم وسینما قونوسو برنامه لریمیزه آرتیلیر.
فیلم حاقیندا دانیشیقلار, پایلاشمالار اولاجاق.
تنقیده , تفسیره ... علاقه سی اولان دوستلاردان دعوت ائدیریک بو پروگراما قوشولسونلار.
اضافه ائتمه لییم بو برنامه نین آرشیوینده نئچه مین فیلم وار، ادبیات سئونلر ین اویه لری خدمتینده .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar

دانیشیق آپاران : کریم قوربانزاده

جناب الفت بو برنامه نین زحمتین قبول ائدینیزاوچون ساغ اولون.
امنینم سیزین امگینیز بوتون گروپداشلاریمیزا فایدالی اولاجاق بو پروگرامدا ادبیات سئونلر گروپونون باشقا برنامه لری کیمی دیرلی مخاطب لرین تاپاجاق سوز سیزده دیر بویورون .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کارگردان فقید سینما
کریستف کیشلوفسکی از شور لهستان
کریشتوف کیشلوفسکی (به لهستانی: Krzysztof Kieślowsk ʲ اطلاعات (۲۷ ژوئن ۱۹۴۱ در ورشو - ۱۳ مارس ۱۹۹۶ در ورشو) کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس اهل کشور لهستان بود.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
محمد الفت
جوانی
کیشلوفسکی در شهر ورشو به دنیا آمد و کودکی خود را در چند شهر کوچک لهستان گذراند. همراه با پدر مهندسش که مبتلا به سل بود به شهرهای مختلفی در پی بهبودی می‌رفت. در ۱۶ سالگی در یک دوره آموزش آتش‌نشانی شرکت کرد اما پس از ۳ ماه آن را رها کرد. در سال ۱۹۵۷ بدون هدف شغلی وارد دانشگاه ورشو در رشته کارشناسی تئاتر شد چون یکی از بستگان او آنجا را اداره می‌کرد. سپس تصمیم گرفت کارگردان تئاتر شود اما آن زمان دوره کارگردانی تئاتر نبود پس تصمیم گرفت سینما را به عنوان راه واسط انتخاب کند.

ترک دانشگاه و کار به عنوان خیاط تئاتر، کیشلوفسکی علاقه‌مند به تحصیل در مدرسهٔ فیلم لودز بود جایی که دو کارگردان دیگر لهستانی، آندره وایدا و رومن پولانسکی را تربیت کرده بود. دو بار درخواستش رد شد. برای نرفتن به خدمت سربازی در این زمان او دانش‌آموز هنر شد سپس یک رژیم غذایی سخت گرفت تا معافیت پزشکی بگیرد. پس از چند ماه تلاش برای سربازی نرفتن بالاخره برای بار سوم مدرسه لودز درخواست او را پذیرفت.

او از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ در آنجا بود. جایی که حکومت آزادی هنری نسبتاً زیادی به آن مدرسه اعطا کرده بود. پس از آن کیشلوفسکی به سرعت علاقه‌اش را به تئاتر از دست داد و تصمیم گرفت فیلم مستند بسازد.

مستندها
مستندهای کیشلوفسکی در این دوره بیشتر به زندگی روزمره شهروندان، کارگران و سربازان می‌پرداخت. اگرچه او آشکارا فیلم‌سازی سیاسی نبود. اما به‌زودی دریافت تلاش برای ارائه تصویری دقیق از زندگی مردم لهستان او را با حکومت درخواهندانداخت. فیلم تلویزیونی او کارگران ۷۱ که تصویرگر کارگرانی بود که دربارهٔ دلایل اعتصابات سال ۱۹۷۰ بحث می‌کردند، با سانسور فراوان به نمایش درآمد.

پس از کارگران ۷۱ او نگاهش را با فیلم مستقیماً معطوف به مقامات حکومتی کرد. فیلم شرح حال ترکیبی بود از نمایش مستند از گردهمایی دفتر مرکزی حزب کمونیست و داستانی دربارهٔ مردی که مقامات او را بازجویی می‌کنند. اگرچه کیشلوفسکی معتقد بود فیلم پیامی ضداقتدارگرایی دارد، اما همکارانش او را به همکاری با حکومت در طول تولید فیلم متهم کردند.

او بعدها گفت که به دو دلیل مستند را کنار گذاشته‌است: سانسور کارگران ۷۱ که باعث تردید او در چگونگی بیان حقیقت در یک رژیم اقتدارگرا شد، و حادثه‌ای هنگام ساختن ایستگاه (۱۹۸۱) که باعث شد قسمت‌هایی از فیلم به عنوان مدرک در یک حادثه جنایی استفاده شود. فیلم داستانی به او آزادی هنری می‌داد و می‌توانست زندگی روزمره را صادقانه‌تر به تصویر بکشد.

فیلمسازی در لهستان
اولین فیلم غیر مستند او کارکنان (۱۹۷۵) فیلمی تلویزیونی بود و او اولین جایزه‌اش را از جشنواره مانهایم بدست آورد. این فیلم و فیلم بعدی او زخم هر دو دربارهٔ واقعیتهای اجتماعی بودند. کارکنان دربارهٔ مهندسانی بود که روی ساخت یک صحنه نمایش کار می‌کردند با الهام از تجربیاتش در دانشگاه، و اثر زخم تغییر و تحولات در یک شهر کوچک پس از اجرای یک طرح صنعتی بدون برنامه‌ریزی درست را نشان می‌داد. این فیلمها با شیوه‌ای مستندگونه و با بازیگران غیرحرفه‌ای ساخته شدند. همچون فیلمهای آخر او تصویرگر زندگی روزمره زیر سلطه یک سیستم رو به اضمحلال بود. البته باصراحت بیان نمی‌شد.

شیفته دوربین (camera buff) ساخته ۱۹۷۹ (برنده جایزه اصلی از جشنواره جهانی مسکو) و شانس کور (Blind Chance) ساخته ۱۹۸۱ فیلم‌هایی با همین مضامین بودند، با تأکید بر انتخاب اخلاقی یک انسان و نه اجتماع. در همین دوران کیشلوفسکی همراه با چند کارگردان دیگر لهستانی از جمله آندره وایدا به عنوان اعضای جنبش رهایی مطرح شدند. جنبشی که به دغدغه‌های اخلاقی در سینما معقتد بود. ارتباط او با این کارگردانان توجه دولت لهستان را برانگیخت و باعث سانسور و فیلمبرداری یا تدوین مجدد فیلم‌های او در این دوران شد. (فیلم شانس کور تا شش سال پس از ساخت، امکان نمایش داخلی نداشت)

پایانی نیست (No End) ساختهٔ ۱۹۸۴ شاید اولین فیلم صریح سیاسی او باشد. این فیلم نمایشگر دادگاه‌های سیاسی در لهستان در زمان حکومت نظامی، از دیدگاه روح یک وکیل و همسر بیوه‌اش است. هم دولت و هم مخالفان از فیلم به شدت انتقاد کردند. این فیلم آغازگر دوران همکاری نزدیک او با دو همکار بود، یکی کریستف پیسیویچ (فیلنامه‌نویس) و دیگری زبیگنف پرایزنر (آهنگساز). پیسویچ یک وکیل دادگستری بود که کیشلوفسکی در جریان تحقیقات دربارهٔ دادگاه‌های سیاسی در زمان حکومت نظامی برای ساختن فیلم مستند درهمین باره با او آشنا شده بود. او فیلمنامه‌نویس اصلی آثار بعدی کیشلوفسکی شد. پرایزنر آهنگساز بی‌سرانجام و اغلب آثار بعدی کیشلوفسکی بود. موسیقی نقش مهمی در فیلم‌های کیشلوفسکی داشت و بسیاری از قطعات پرایزنر در فیلم به تنهایی نقش داشتند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
از این جنبه آنها شخصیت هایی از فیلم محسوب می شدند، مانند آثار واندر بودنمایر آهنگساز هلندی.
ده فرمان (1988) مجموعه ای است از ده فیلم.
کوتاه که در مجموعه‌ای آپارتمانی در ورشو فیلمبرداری شد. هر یک بر اساس یکی از فرمان‌های «ده‌فرمان» حضرت موسی، برای تلویزیون لهستان و با سرمایه‌گذاری آلمان غربی ساخته شد. این مجموعه در حال حاضر یکی از بهترین مجموعه فیلم‌های تحسین شده توسط منتقدان در همه دوران‌ها است. کیشلوفسکی و کریستف پیسیویچ فیلمنامه‌نویسان مجموعه بودند و قرار بود ده کارگردان مختلف این ده قسمت را بسازند. اما کیشلوفسکی خود را ناتوان از کنترل همه پروژه یافت و سرانجام تمام قسمت‌ها را او کارگردانی کرد و تنها مدیران فیلمبرداری متفاوت بودند. اپیزود پنجم و ششم به صورت جداگانه و با مدت زمان بیشتر با نام‌های «فیلمی کوتاه دربارهٔ کشتن» و «فیلمی کوتاه دربارهٔ عشق» ساخته شدند. او قصد داشت اپیزود نهم را هم به صورت مستقل و با نام «فیلمی کوتاه دربارهٔ حسادت» بسازد اما خستگی مانع از آن شد که او در کمتر از یک سال ۱۳ فیلم بسازد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کوتاه که در مجموعه‌ای آپارتمانی در ورشو فیلمبرداری شد. هر یک بر اساس یکی از فرمان‌های «ده‌فرمان» حضرت موسی، برای تلویزیون لهستان و با سرمایه‌گذاری آلمان غربی ساخته شد. این مجموعه در حال حاضر یکی از بهترین مجموعه فیلم‌های تحسین شده توسط منتقدان در همه دوران‌ها است. کیشلوفسکی و کریستف پیسیویچ فیلمنامه‌نویسان مجموعه بودند و قرار بود ده کارگردان مختلف این ده قسمت را بسازند. اما کیشلوفسکی خود را ناتوان از کنترل همه پروژه یافت و سرانجام تمام قسمت‌ها را او کارگردانی کرد و تنها مدیران فیلمبرداری متفاوت بودند. اپیزود پنجم و ششم به صورت جداگانه و با مدت زمان بیشتر با نام‌های «فیلمی کوتاه دربارهٔ کشتن» و «فیلمی کوتاه دربارهٔ عشق» ساخته شدند. او قصد داشت اپیزود نهم را هم به صورت مستقل و با نام «فیلمی کوتاه دربارهٔ حسادت» بسازد اما خستگی مانع از آن شد که او در کمتر از یک سال ۱۳ فیلم بسازد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چهار فیلم آخر کیشلوفسکی تهیه‌کنندگان خارجی داشت. بیشتر با سرمایه‌گذاری فرانسه و به‌ویژه با تهیه‌کنندگی مارین کارمیتز. این فیلمهای متکی بر اخلاق و امور ماورایی بودند با زمینه‌هایی شبیه ده‌فرمان اما در سطوحی بیشتر انتزاعی، بازیگران کمتر، داستان‌های فرعی بیشتر و توجه کمتر به اجتماع. لهستان در این فیلمها بیشتر از دید یک اروپایی بیگانه به نمایش درمی‌آمد. هر چهار فیلم با کمی اختلاف با موفقیت تجاری روبرو شدند.

اولین آنها زندگی دوگانه ورونیک (۱۹۹۰) با بازی ایرن ژاکوب بود. موفقیت تجاری این فیلم به او اجازه داد تا سرمایه لازم برای ساخت آرزوی خودش (ساخت سه‌گانهٔ سه‌رنگ) را فراهم سازد. آثاری بسیار تحسین شده پس از ده‌فرمان. این سه فیلم جوایز جهانی بسیاری را برای او به ارمغان آوردند. از جمله شیر طلایی بهترین فیلم و شیر نقره‌ای بهترین کارگردان از جشنواره ونیز و خرس طلایی بهترین کارگردان از جشنواره برلین همراه با سه بار نامزدی اسکار بهترین فیلم خارجی. سه‌گانه‌ای که دستاوردی مهم در سینمای مدرن به حساب می‌آیند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar