ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
Sirin Yuxu Olaydim (BRB)
Celalet
"شیرین یوخون اولایدیم..."
جلالت خانیم
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
حکیم فضولی

‍ ای كمان ابرو! شهیدِ‌ ناوکِ مژگانینام
بولموشام فیضِ نظر سندن، سنین قوربانینام

کاکلین تارینا پیوند ائتمیشم جان رشته سین
باشین اوچون بیر ترحّم قیل کی سرگردانینام

نولا قیلسام ترک می منّت قیلیب زاهیدلره
نئیلرم مِی نشئه سین؟ من کی سنین حئیرانینام

ایلده بیر قوربان کسرلر خلق عالم عید اوچون
دم به دم ساعت به ساعت من سنین قوربانینام

شانه وش یوز ناوک غم سانجیلیبدیر جانیما
تا اسیر حلقه ی گیسوی مشگ افشانینام

ال چکیب قطع نظر قیلمیش علاجیمدان طبیب
بیلدی گویا کیم اسیر نرگس فتّانینام

غنچه قیلماز شاد و گل آچماز توتولموش کؤنلومو
آرزومندِ روخِ آل و لب خندانینام

جانا مئیلین وار ایسه حکم ائیله تسلیم ائیله ییم
پادشاهیم! من سنین بیر بنده ی فرمانینام

قان ائدیب باغریم ایشیمدیر آه ائتمک ای فلک
حؤرمتیم توت بیر ایکی گون، کیم سنین مهمانینام

ای "فضولی" آتش آه ایله یاندیردین منی
غالبا ساندین کی شمع کلبه ی احزانینام

http://t.me/Adabiyyatsevanlar
«جابیر نوروز»

سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
قوروموش بولاغام، بولانمیش سویام...
سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
اوخونموش نغمه یم، چالینمیش تویام...


نه گوجوم چاتدی، کی سندن یاپیشام،
نه گوجوم چاتدی کی، سندن قاچام من...
نه گوجوم اولدو کی، یانام، آلیشام،
نه سحریم اولدو کی، جوانلاشام من...


سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه
عؤمرون پاییز واختی، خزل چاغیدی...
سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
سنین گنجیلیینین گؤزل چاغیدی...


نه دییه بیلدیم کی توتماز سئودامیز،
نه دییه‌‌ بیلدیم کی، توتور بیزیمکی...
بیزیمدیر سمادا آخان او اولدوز،
او اوزاقدا ایتن قاطار بیزیمدی...


سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
دایانیب دورموشدوم یول آیریجیندا...
سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
بیر اوزوم جواندی، بیر اوزوم قوجا...


نه دییه بیلدیم کی، سئون چاغیمدی،
نه دئدیم سئویرم، منه دایاق اول...
نه دییه بیلدیم کی، منه یاخین دور،
نه دییه بیلدیم کی، مندن اوزاق اول...


سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
عؤمرون عشق باده سی ایچیلمیشدی...
سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
منزلیمین چوخو کئچیلمیشیدی...


نه دییه‌ بیلدیم کی، اورکسن منه،
نه دییه بیلدیم کی، اورک دئیلسن...
نه دییه بیلدیم کی، گرکسن منه،
نه دییه‌ بیلدیم کی، گرک دئیلسن...


سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
بو نئجه فصیلدی، نئجه واختیدی...
سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
بو نئجه طالعدی، نئجه باختیدی...


نه دییه بیلدیم کی، پناهسیزام من،
نه دییه بیلدیم کی، پناه منده دیر...
نه دییه بیلدیم کی، گوناهسیزام من،
نه دییه بیلدیم کی، گوناه منده دیر...


سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
اؤزوم اؤز حالیما گولمک ایسته دیم...
سن ائله بیر واختدا راست گلدین منه،
تزه دن دونیایا گلمک ایسته دیم...



http://t.me/Adabiyyatsevanlar
«محمد زهری»
کوه
پشت کوه؛

پله
پله
پله ی آخر
به دوش پله ی آغاز..

قله‌ی این
کوهپایه‌ی ناگزیر ِ آن

هی!
نپنداری که قعر ِ قعر را یک روز
خواهی دید..
خوب خواهی دید
که غروبی نیست
همچنان که هر تولد
نطفه اش مرگی است؛

هر غروبی هم
طلوع دیگری است.


http://t.me/Adabiyyatsevanlar
"مفتون امینی "

غمين قوربانی تبريز، یئللی تبريز،
آلاولو ايلديريملی سئللی تبريز،
نه قانلار قايناييب سندن، اولوب داش،
بئله يكيم ائيناليندان بللی تبريز.

بوتون دونيالارين دردين قانار داغ،
سؤال ائتسن سكوت ايله دانار داغ،
سهندين اوستو قاردير، آلتی قاندير،
بو جوشقون درددن بير گون يانار داغ.

قاناد آچسام بوگون دونیا منیمدیر،
بولاقدان توتدو تا دریا منیمدیر،
آییق گز ایستی ال واز گئچمه واردان،
کی سون گون تکجه بیر رویا منیمدیر.

ایچه ک بو جامی اوزلر آغلیغی ایله
قيزارداق رنگی عشقين ساغليغی له
سويوق دونيانی باسميش دير ولاكن
نه غم واردير ؟ اوره كلر داغلیغی له



http://t.me/Adabiyyatsevanlar
"واقیف صمد اوغلو"

من بیر گون اوفوق اولموشدوم،
دومان چؤکدو دنیزه...
گؤرونمه دیم.

من بیر گون جیغیر اولموشدوم،
گئدیب-گلن اولمادی!
اوت باسدی اوستومو...
گؤرونمه دیم.

من بیر گون‌ تبسسوم اولموشدوم،
نه اولدو بیلمه دیم...
گؤرونمه دیم.


http://t.me/Adabiyyatsevanlar
بو گئجه 97/06/04
ساعات : 22ده ادبیات سئونلر گروپوندا
ائتیمولوژی درسلیک لری اولاجاق
اوزمان: اوستاد دوکتور ارشد نظری

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوستاد دوکتور صمد رحمانی یازیچی ، محقیق ، ادبیات شناس ...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوستاد دوکتور صمد رحمانی

مهدي اخوان ثالث (1369 -1307 ) در مشهد قدم به جهان گذاشت. وي از شناخته شده‌ترين چهره‌هاي ادبيات معاصر فارسي است. وي از همان جواني به سرودن شعر كلاسيك خاصه قصيده و غزل مي‌پردازد و در كنار آن از مطالعه‌ي آثار ادبي كلاسيك غافل نيست، و بدين ترتيب بنيان كار شاعري خود را بر پايه‌هاي شعر كلاسيك فارسي قرار مي‌دهد.
اخوان – بر خلاف شاملو – در جواني سخت مشتاق شعر فارسي كلاسيك است و به مطالعه و آزمايش انواع آن دست مي‌زند و سروده‌هاي خود را در محافل ادبي خراسان ارائه مي‌دهد. او به شعر بعضي معاصران مانند ملك‌الشعراي بها، ايرج ميرزا، شهريار و عماد خراساني نيز توجه دارد و تا حدي تحت تأثير آنان قرار مي‌گيرد اما
از همان ابتدا به دنبال نوعي تازگي است.
"اخوان بنا به قول خودش تا قبل از اين كه با شعر نيما آشنا شود و به درك آن نائل آيد، همواره از طرز جديد او – در پيش خودش – در خشم و خروش بوده و از آن گونه شعر لجش مي‌گرفته است. اما وقتي به تهران مي‌آيد و با نيما آشنا مي‌شود، شيوه‌ي او را مي‌پسندد و آن را براي خودش كشف مي‌كند؛ زيرا مي‌بيند كه با اين شكل بهتر مي‌تواند حرف بزند.
او قبل از آشنايي با شيوه‌ي نيما در تمرين‌هاي شاعري خود، بارها به اين نكته برخورد كرده است كه در سرودن به شيوه‌ي قدمائي يك مقدار از حرف‌هايي كه مي‌خواهد بگويد روي زمين مي‌ماند. كلام كم مي‌آيد كوتاه مي‌آيد، گفته نمي‌شود واقعاً آن طور كه بايد گفته نمي‌شود و بعد وقتي راز شيوه‌ي نيمايي را كشف مي‌كند در مي‌يابد كه با اين شكل بهتر مي‌تواند حرف بزند، و هر چند در ابتدا شعر نيما برايش دشوار است اما به تدريج مسأله را پيش خود مي‌شكافد به اين نكته مي‌رسد كه اصلا نيما به عمد و قصد سخن را به شيوه‌اي ديگر مي‌گويد.
به عقيده‌ي اخوان قالب‌هاي شعر فارسي همواره قالب‌هايي زنده و جان دارند و شاعر معاصر مي‌تواند همان‌طور كه در قالب‌هاي نيمايي شعر مي‌سرايد، آنجا كه در
حال و هواي شاعرانه‌ي خاصي باشد از قالب‌هاي كهن نيز استفاده كند.
در هر حال اخوان هر چند گه گاه به شيوه‌ي قدمائي تفنن‌هايي دارد اما آنچه وي
را به عنوان شاعري صاحب سبك معرفي مي‌كند شعرهاي جديد اوست كه آغاز آن را مي‌توان در مجموعه‌ي «زمستان» يعني مجموعه‌اي كه چاپ اول آن در سال (1335 ش) انتشار يافت، پيدا كرد. در واقع همين «زمستان» است كه او را به عنوان شاعري نو پرداز مي‌شناساند.
اخوان پس از آن در سال 1338 مجموعه‌ي «آخر شاهنامه» و سپس «ازين اوستا» را در سال 1344 منتشر مي‌كند و بدين ترتيب اوج شعري خود را نشان مي‌دهد. پس از آن البته «پاييز و زندان» مجموعه شعرهايي كه شاعر از سال 1345 تا 1347 سروده است. انتشار مي‌يابد.
زبان اخوان زباني است حماسي؛ چه آنجا كه با خشم و خروش فرياد بر مي‌آورد و چه آنجا كه سوك و ضجه و ناله سر مي‌دهد، و حتي آنجا كه سخن به طنز مي‌گويد اين لحن حماسي در كلام او جلوه‌گر است. گويي شاعر نمي‌تواند ازين قالب خاص خود خارج شود. اين زبان براي او زباني است طبيعي كه تربيت ذهني او آن را به وجود آورده است ريشه ی اين زبان را از يك طرف در شعر خراساني خاصه شعر كساني مانند فردوسي و ناصر خسرو مي‌توان يافت و از طرف ديگر در شعر استاد و هم شهريش ملك‌الشعراء بهار. با اين همه زبان اخوان زباني است تازه، او از همه‌ي امكانات گذشته زبان فارسي تا آنجا كه توانسته است سود جسته و زباني پرمايه و تازه به وجود آورده است.
تصويرسازي كه در واقع نوعي ارائه غير مستقيم است در شعر اخوان گاه به اوج مي‌رسد و گاه نيز از آن خبري نيست و شاعر حرف خودش را به طور مستقيم و صاف و ساده بيان مي‌كند و گويي در بند اين نيست كه تصويري در شعرش به كار رفته است يا نه. اخوان عقيده دارد كه تصوير هدف نيست بلكه وسيله است و مي‌گويد شاعر نبايد به دنبال تصويرسازي برود. شعر وقتي جاري شد ديگر حساب از دست شاعر در مي‌رود هرگز پيش خود حساب نمي‌كند كه فلان تصوير را فلان جا قرار دهم و فلان تصوير را در جاي ديگر." )چشم انداز شعر نو فارسی، دکتر حمید زرّین کوب، انتشارات توس، چاپ اوّل ، 1358 ، صص176 – 168(
اخوان در در "کتاب بدایع و بدعت ها..."در مورد شهریار می نویسد:
"دکتر حمید مصدّق، عصر پنج شنبه ای به من تلفن کرد، گفت: امشب قرار است شهریار بیاید خانه ی ما – گفتم سرکار لاله خانم، زن مصدّق، دختر برادر شهریار است – چند نفر دیگر را هم دعوت کرده ام، سیمین بهبهانی (طرفه کار غزلسرای شهیر و ارجمند) محمد حقوقی و ...تو هم بیا، یعنی می آیم می آرمت، گفتم: ای به چشم و متشکّرم، آمد و رفتیم به خانه ی مصدّق، شهریار قدرکی دیر آمد، یعنی آوردنش، هنوز هوا سخت گرم بود، شهریار با دو سپید و تمیز ملافه (شما بفرمائید ملحفه!) یکی به کمر بسته، یکی بر دوش و سینه و بر حمایل کرده مثل گاندی، مثل هندی ها، آمد با دختر پرستار ، دم کپسول اکسیژن، که
حالا می دانستم دختر شهریار

نیست، بلکه پرستار از تبریز همراه اوست – و چه دوست می داشت شهریار را- آن گوشه ی اطاق تختی و دشکی برایش گذاشته بودند. و دو سه بالش و متکّا، دراز کشید و نیم خیز تکیه داد. حالش بدک نبود، فقط گاهی دختر پرستار نفسش را با اکسیژن مددی می رساند. از همه شعر خواست، سیمین، من و...که می رفتیم دم تختش و برایش می خواندیم، او غالباً دست را حمایل می کرد و خم گر گوش می کرد و گوش می داد، سیمین غزلی خواند و من قطعه ای برای او خواندم، نه چندان طولانی که پیرمرد – چشم و چراغ ما – خسته نشود،
قطعه ای به نام "شهیدان هنر" که در کتابم آمده، هم بیت اوّل و دوم را که خواندم:
بسته راه گلویم بغض و دلم شعله ور است
چون یتیمی که به او فحش پدر داده کسی
بر رخش شرم شفق دیدم و گفتم،گویا
از غم من به فلک باز خبر برده کسی
چشمان گود نشسته و تقریباً خشک آن عزیز، گویی براق شد، انگار آبی، اشک ، نمی دانم چه. و گفت: اومید جان، یکبار دیگر، از اوّل بخوان، که اطاعت کردم، خواندم، شمرده تر و کمی هم بلند تر، که گفت: های بارک الله بارک الله، ساغ اُل، ساغ اُل، بعد هم باقی ابیات را خواندم، ولی فکر می کنم او پس از همان دو بیت اوّل رفته بود توی عالم خودش و از آخر هم گفت: چون یتیمی که به او فحش پدر داده کسی، های های از دل من گفته ای، اومید جان، منهم یتیم شدم، فحش هم به م دادند...و بعد دیگر خبر آمد ...آمدنی. نمی خواهم مرثیه سرایی کنم پرانتز را ببندیم)" (اخوان ثالث مهدی ( م. امید)، بدایع و بدعت ها و عطا و لقلی نیما یوشیج، انتشارات بزرگمهر،چاپ دوم 1369، صص 17 – 19)

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
مهدی اخوان ثالث :شاعر ، نویسنده

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3

شاعیر :بختیار واهاب زاده
سس : زهرا بادره (آنا)

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3
شاعیر : اوستاد یعقوب نیکزاد
سس : تاران زنگانلی

https //t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3

بالقا دیمیترووا
چئویردی: اؤزدمیر اینجه
اویغونلاشدیردی: شعرکولیک
دیکلمه: ویدا

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3
شعیرو سس : سحر خیاوی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Zaman_paşazadə_şeir
<unknown>
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3
شعر و سس : زامان پاشازاده

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3
شاعیر : بهروز صدیق
سس : تاران زنگانلی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3
سؤز:ارسطو مجرد
سس:بهروزصدیق

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Track 16
Unknown Artist
سسلی شعیر گئجه سی 97/6/3
سس وسؤز:تورکان اورمولو

https://t.me/Adabiyyatsevanlar