ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
سوال : کریم قربانزاده
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
جواب : دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
آدی قالارقی اوستاد غلامرضا مجد فر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
سوال : کریم قربانزاده
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
جواب : دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
جواب : دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
جواب : دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
جواب : دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
✍️ آلتمیشلار،یئتمیشلر
برگزیده اشعار ترکی زنده‌یاد استاد غلامرضا مجدفر در سنین 60 تا 70 سالگی
220 صفحه/ 12000 تومان/ چاپ اول
انتشارات پیشگامان‌پژوهش‌مدار
@ppmpub
سوال : کریم قربانزاده
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
جواب : دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
سوال : کریم قربانزاده
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
جواب : دوکتور مرتضی مجدفر
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
سون سوز : کریم قربانزاده

http://t.me/Adabiyyatsevanlar
مریم نظریان

‏آمار کشته های جنگ همیشه غلط بوده است
هر گلوله دو نفر رﺍ از پا در میاورد
سرباز
و دختری که در سینهﺍش می تپد...


http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Beni çok sev
@Sevgi_teranesi
سئوگی ترانه سی
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
سایین کانالداشلار
چهارشنبه گونو اد بیات سئونلر کانالیندا یالنیز نثر یازیلارین پایلاشیریق.
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
آندره مالرو


‍ امروز مجبور شدم به سربازی شلیک کنم ... که وقتی روی زمین افتاد اسم زنش را صدا می‌کرد.

ماریا ... ماریا ... و بعد جلو چشمان من مُرد. به گردنش آویزی بود که عکس عروسی خودش و دخترک کم‌سنی در آن بود. حدس زدم ماریاست. از خودم بدم آمد.

من معمولا پای افراد را نشانه می‌گیرم. سعی می‌کنم آن‌ها را نکشم. فقط زخمی کنم تا دنبال ما نیایند. اما وقتی پای این سرباز را نشانه گرفته بودم، ناگهان خم شد و گلوله به سینه‌اش خورد.

حالا ماریای کوچکش چه‌قدر باید منتظر او بماند. چه قدر باید شال و پیراهن گرم ببافد که یک روز مردش از جنگ برگردد.

ماریا حتی نمی‌داند که مردش زیر باران برای آخرین بار فقط اسم او را صدا زد.
جنگ بدترین فکر بشر است ... از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله. گاهی مجبورند ... چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند.
میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند.

آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند ...

کاش اسلحه‌ام را به سمت رییسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند.
بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنان با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند.

راحت‌تر از نوشتن یک سلام.

جنگ را شریرترین افراد برمی انگیزانند
و شریفترین افراد اداره می کنند.

http://t.me/Adabiyyatsevanlar
شاهید کاج
ارسطومجرد

گئجه دیر؛بیر قوناقلیقدان چیخیب ماشینا اوتورورام. ساعات 12نی گؤسته ریر.عادت اوزره رادیونو آچیرام: FM2.102.50MHZ. اوزون ایللرین تانیش سسی گلیر قولاغیما. سسی بیرآزچوخالدیرام .اوخویور ائلمیرا رحیم اووا : " من تزه دن، من تزه دن گه له رم، سئومک اوچون حیاتا..." آراسیرا یاغیش دامجیلاری دوشوب شیشه یه، قاباقدان گله ن ماشینلارین ایشیغیلا پارلاییرلار. دؤنوب "کمپ"ین قاباغیلا گئدیرم. گؤزوم دوشور او سون کاجا. بویلو بوخونلو او کاج آغاجینا. اوزون ایللر کئچسه ده، بوتون گؤزللییی، بوتون یاشیللیغیلا یاشاییر هله ده باشی اوجا.
 ماشینی چکیب کنارا، ائلمیرانین حزین سسی آلتیندا شیشه نین دومانینی سیلیب پارلاق دامجیلارین آراسیندان او شاهید کاجی سوزورم!
دبیرستانا تزه کئچمیشدیک. ائله اوندادا پاییزایدی. پاییزین ایکینجی یاخود اوچونجو آیی ایدی.
بیز مدرسه یه گئدنده اونلاردا مدرسه دن قاییدیردیلار...
ایلک دفعه همن کاجین یانیندا تانیشدیق...
ائلمیرا اوخویور: من تزه دن من تزه دن گه له رم گه له رم سئومگ اوچون حیاتا سئومگ اوچون حیاتا...
یاغیش دایانماق بیلمیر. سئویملی کاجیملا ساغ اوللاشیب ماشینی سوروب اورادان اوزاقلاشیرام.

.http://t.me/Adabiyyatsevanlar