کیتاب اوخو گل دانیش
سحرخیاوی
سونرالار ادبی چئوره ده سحر خیاوی آدیلا تانینان نجیبه رستم اوغلو خیاوی یام.
۱۳۴۶ هجری شمسی ایلین ده خیاو یا مشکین شهرده دونیایا گوءز آچمیشام.بوتون تحصیلاتیمی دیپلوماجا اوءز شهریم ده کئچیردیب باشا وورموشام.دیپلوموم تجربی دیر.هم زامان پرستاری و تربیت معلم رشته سیندن قبول اولموشام.امما روحومون اول دن کوورک اولدوغو و ناخوش آداملاری گوءرمک دن اینجیمه سینه خاطیر تهران دانشکده سین ده پرستاری نی بوشلاییب تربیت معلمی تبریز شهرین ده سئچمیشم.و معارف اسلامی و عربی رشته سینده لیسانس آلمیشام.اوتوز ایل آموزش و پرورشین رسمی دبیری عنواندا چالیشدیق دان سونرا ۱۳۹۵ینجی ایل ده تقاعدا چاتمیشام.
۷۵ جه آرا سیرا فارسی شعر یازمیشام.۷۵ ده تورکو کتابلاری مخصوصن نیگار خیاوی خانیمین کتابلارین اوخوماقلا تورکجه شعری آرتیق منیمسه ییب و تورکجه یازماغا ماراقلانمیشام.چاپ دا هئچ تلسمه ییب ایلک کتابیمی سربست شعرده و....قادین دانیشیر عنوانلا و کلاسیک شعرده آغریلاریم اوءزگه دئییل عنوانلا ۹۵ده چاپا تاپشیرمیشام کی آزاد شعرلریم ایشیق اوزو گوءروب و کلاسیک شعرلریم بو تئزلیکده چیخاجاق.بو هر ایکی کتابیمی سایین استادیم و چوخ عزیز و دیرلی یولداشیم نیگار خانیما سونموشام.
سون ایللرده نثره ده قونوشموشام آرا سیرا قیسا ناغیل بویوکلر و یئنی یئتمه لر اوچون یازمیشام.طنز و اوشاق شعری ده یازیرام.بونلارین هامیسی زمینه ده فعالیتیم وار تا هانسین باشا چاتدیریب اثر وئره بیلسم ائشیگه اون دا اوغور قازانمیشام.
۱۳۷۱ده اوءز امکداشیملا عائیله قورموشام.اوچ ائولادیم وار.
باشقا سوالینیز اوءز باره مده اولسا خدمتیزده وارام
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سحرخیاوی
سونرالار ادبی چئوره ده سحر خیاوی آدیلا تانینان نجیبه رستم اوغلو خیاوی یام.
۱۳۴۶ هجری شمسی ایلین ده خیاو یا مشکین شهرده دونیایا گوءز آچمیشام.بوتون تحصیلاتیمی دیپلوماجا اوءز شهریم ده کئچیردیب باشا وورموشام.دیپلوموم تجربی دیر.هم زامان پرستاری و تربیت معلم رشته سیندن قبول اولموشام.امما روحومون اول دن کوورک اولدوغو و ناخوش آداملاری گوءرمک دن اینجیمه سینه خاطیر تهران دانشکده سین ده پرستاری نی بوشلاییب تربیت معلمی تبریز شهرین ده سئچمیشم.و معارف اسلامی و عربی رشته سینده لیسانس آلمیشام.اوتوز ایل آموزش و پرورشین رسمی دبیری عنواندا چالیشدیق دان سونرا ۱۳۹۵ینجی ایل ده تقاعدا چاتمیشام.
۷۵ جه آرا سیرا فارسی شعر یازمیشام.۷۵ ده تورکو کتابلاری مخصوصن نیگار خیاوی خانیمین کتابلارین اوخوماقلا تورکجه شعری آرتیق منیمسه ییب و تورکجه یازماغا ماراقلانمیشام.چاپ دا هئچ تلسمه ییب ایلک کتابیمی سربست شعرده و....قادین دانیشیر عنوانلا و کلاسیک شعرده آغریلاریم اوءزگه دئییل عنوانلا ۹۵ده چاپا تاپشیرمیشام کی آزاد شعرلریم ایشیق اوزو گوءروب و کلاسیک شعرلریم بو تئزلیکده چیخاجاق.بو هر ایکی کتابیمی سایین استادیم و چوخ عزیز و دیرلی یولداشیم نیگار خانیما سونموشام.
سون ایللرده نثره ده قونوشموشام آرا سیرا قیسا ناغیل بویوکلر و یئنی یئتمه لر اوچون یازمیشام.طنز و اوشاق شعری ده یازیرام.بونلارین هامیسی زمینه ده فعالیتیم وار تا هانسین باشا چاتدیریب اثر وئره بیلسم ائشیگه اون دا اوغور قازانمیشام.
۱۳۷۱ده اوءز امکداشیملا عائیله قورموشام.اوچ ائولادیم وار.
باشقا سوالینیز اوءز باره مده اولسا خدمتیزده وارام
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کیتاب تانیتیمی
بوردان بیر آتلی کئچدی
یازار : عسگر زینالی آلنی
ناشر : انتشارات حکیم نظامی گئجه ای تبریز
چاپ اوول 96
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بوردان بیر آتلی کئچدی
یازار : عسگر زینالی آلنی
ناشر : انتشارات حکیم نظامی گئجه ای تبریز
چاپ اوول 96
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
خوانش شعرى از ابوالفضل پاشا
از مىرومهاى خود
(خوانش شعرى از ابوالفضل پاشا)
اينچنين خسته از مىرومهاى خود
رسيدهام
اسبهاى من تشنه
قهوهاى
در چينِ پرده كه از راه مىافتد
ديگرى سفيد
از بيرون
صداى پاى شيهه در آب
مىشكند
كسى ميانِ شنيدهام نيست
حالا اگر از پنجره آيا عبور شوم
اسبِ من اين كه خسته رميدهست
مرا چگونه به آب مىزند؟
پشتِ همين پردهها هميشه پر از تور... تور *
انتظارهايى كه برآورده نمىشود يا رفتنهايى كه رسيدن در آن نيست، اساس اين شعر را تشكيل مىدهد. يعنى عناصر شعر به گونهاى در مقابل هم قرار گرفتهاند كه خواننده، نه از مفهوم عجيب و غريب، و نه از تصويرهاى دور از ذهن بلكه از همين موضوع شگفتزده مىشود كه مثلن سيبى كه مىاندازى بر زمين نمىافتد و در هوا مىماند، يعنى همين موجب شگفتى است كه كنش نتيجه نمىدهد و رفتن به مقصد نمىرسد.
اين شعر را مىتوان از دو جنبه بررسى كرد:
الف) كنش،
ب) عناصر، كه خود عناصر نيز به دو بخش قابل تقسيم است:
1. عناصر موجود در زمان حال
2. عناصر موجود در متن روايت
حالا اين دو جنبه را بيشتر توضيح مىدهم.
كنش: 1. رسيدن راوى به نيمهى راه: بند اول 2. شروع روايت: بند دوم 3. ادامهى روايت: بند سوم 4. ادغام آن با واقعيت موجود: سه مصراع اول از بند چهارم 5. اعتراض نهايى: مصراع آخر.
عناصر: اگر عناصر را با توجه به كنش شعر به دو بخش عناصر زمان حال و عناصر متن روايت تفكيك نكنيم نمىتوان مشخص كرد كه آيا اين شعر اجراى يك روايت است يا آنكه اتفاقهايى در زمان حال مىافتد.
كنش شعر به همان شكل كه تقسيم كردم، خود، يك روايت بزرگتر است يعني در اصل اين شعر دو راوى دارد: راوى اول كنش شعر را روايت مىكند و در دلِ اين روايت، يك روايت افسانهاى وجود دارد. به عبارت ديگر راوى اول در زمان حال و با توجه به عناصر موجود در آن، عناصر موجود در متن روايت افسانهاى را مطرح مىكند.
حال عناصر را تقسيمبندي مىكنم.
1. عناصر موجود در زمان حال: پرده، بيرونِ [اتاق]، پنجره، تور.
2. عناصر موجود در متن روايت افسانهاى: اسب، آب (رودخانه يا دريا).
رواى اول در اتاق و در زمان حال حضور دارد و با توجه به عناصر زمان حال يك متن افسانهاى را روايت مىكند يعنى نقش راوى دوم را مىگيرد. در اينجا كلمهى «پرده» رابط ميان راوىها و دستههاى عناصر است:
1. پرده در عناصر زمان حال: پردهاى است كه پشتِ پنجره آويزان مىكنند.
2. پرده در رابط ميان راوىها و دستههاى عناصر: پردهى منقوشى است كه بر ديوار مىآويزند و با كمك آن داستانى را روايت مىكنند.
مهم اين است كه اين دو كلمه بر هم منطبقاند نه آنكه به طور منفك بخواهند جناس تشكيل دهند درحالى كه بعضى شاعران ممكن است كاركرد ديگرى ارائه كنند و نقش كلمات را در چند جاى شعر توضيح دهند كه البته روشى كه در اينجا به كار رفته، ايجاز را بهتر به كار برده است.
برمىگردم به شعر پاشا: در اين شعر، كلمهى پرده با نقش دوگانهى خود موجب شده است كه بتوانيم دو روايت داشته باشيم و روايتها با هم ايجاد تعارض نكنند: فرقى نمىكند قهوهاى يا اسب قهوهاى را در پردهى پشت پنجره ببينيم يا روي پردهى منقوش، سفيد يا اسب سفيد يا حتا هر تأويل ديگرى مثل مرگ يا آرامش از آن داشته باشيم باز هم به همين منوال، مىتواند هر دوى پردهها را شامل شود:
پنجره [و بقيهى عناصر زمان حال]
راوى اول ----< پرده {
راوى دوم [و بقيهى عناصر روايت افسانهاى]
همهى اينها توازى دستههاى عناصر براى ايجاد فصل مشترك با راوى اول بود اما نكتهى جالب اين است كه مرزى ميان راوى اول و راوى دوم وجود ندارد چنانكه راوىها جاى خود را عوض مىكنند. پاشا عدم تمايز ميان اين دو راوى را با عدم تمايز ميان زبان آنها توضيح داده يا بهتر بگويم پنهان كرده است:
1. استفاده از فرازبان:
راوى اول: اين چنين خسته از مىرومهاى خود
راوى دوم: كسى ميان شنيدهام نيست
2. حذف فعل و رهايش جمله:
راوى اول: اسبهاى من تشنه
راوى دوم: ديگرى سفيد
3. تصويرگرايى در حوزهى زبان:
راوى اول: صداى پاى شيهه در آب
راوى دوم: اسب من اينكه خسته رميده است
قبلن ديديم كه پرده با نقش دوگانهى خود موجب شد بين دستههاى عناصر حالت توازى پيش بيايد، اما كاركرد زبان موجب مىشود كه راوىها قابل انفكاك نباشند و گاهى با هم يكى شوند:
ادغام در راوى دوم
راوى اول ----< فرازبان {
تداوم در راوى اول
به عبارت ديگر كلمهى پرده و كاركرد زبان، نحوهى ساخت اين شعر را پيش مىبرند و باعث مىشوند كه شعر، بين عناصر گوناگون و راوىها در حالت تعليق باشد.
دکتر عبدالله سلیمانی
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
از مىرومهاى خود
(خوانش شعرى از ابوالفضل پاشا)
اينچنين خسته از مىرومهاى خود
رسيدهام
اسبهاى من تشنه
قهوهاى
در چينِ پرده كه از راه مىافتد
ديگرى سفيد
از بيرون
صداى پاى شيهه در آب
مىشكند
كسى ميانِ شنيدهام نيست
حالا اگر از پنجره آيا عبور شوم
اسبِ من اين كه خسته رميدهست
مرا چگونه به آب مىزند؟
پشتِ همين پردهها هميشه پر از تور... تور *
انتظارهايى كه برآورده نمىشود يا رفتنهايى كه رسيدن در آن نيست، اساس اين شعر را تشكيل مىدهد. يعنى عناصر شعر به گونهاى در مقابل هم قرار گرفتهاند كه خواننده، نه از مفهوم عجيب و غريب، و نه از تصويرهاى دور از ذهن بلكه از همين موضوع شگفتزده مىشود كه مثلن سيبى كه مىاندازى بر زمين نمىافتد و در هوا مىماند، يعنى همين موجب شگفتى است كه كنش نتيجه نمىدهد و رفتن به مقصد نمىرسد.
اين شعر را مىتوان از دو جنبه بررسى كرد:
الف) كنش،
ب) عناصر، كه خود عناصر نيز به دو بخش قابل تقسيم است:
1. عناصر موجود در زمان حال
2. عناصر موجود در متن روايت
حالا اين دو جنبه را بيشتر توضيح مىدهم.
كنش: 1. رسيدن راوى به نيمهى راه: بند اول 2. شروع روايت: بند دوم 3. ادامهى روايت: بند سوم 4. ادغام آن با واقعيت موجود: سه مصراع اول از بند چهارم 5. اعتراض نهايى: مصراع آخر.
عناصر: اگر عناصر را با توجه به كنش شعر به دو بخش عناصر زمان حال و عناصر متن روايت تفكيك نكنيم نمىتوان مشخص كرد كه آيا اين شعر اجراى يك روايت است يا آنكه اتفاقهايى در زمان حال مىافتد.
كنش شعر به همان شكل كه تقسيم كردم، خود، يك روايت بزرگتر است يعني در اصل اين شعر دو راوى دارد: راوى اول كنش شعر را روايت مىكند و در دلِ اين روايت، يك روايت افسانهاى وجود دارد. به عبارت ديگر راوى اول در زمان حال و با توجه به عناصر موجود در آن، عناصر موجود در متن روايت افسانهاى را مطرح مىكند.
حال عناصر را تقسيمبندي مىكنم.
1. عناصر موجود در زمان حال: پرده، بيرونِ [اتاق]، پنجره، تور.
2. عناصر موجود در متن روايت افسانهاى: اسب، آب (رودخانه يا دريا).
رواى اول در اتاق و در زمان حال حضور دارد و با توجه به عناصر زمان حال يك متن افسانهاى را روايت مىكند يعنى نقش راوى دوم را مىگيرد. در اينجا كلمهى «پرده» رابط ميان راوىها و دستههاى عناصر است:
1. پرده در عناصر زمان حال: پردهاى است كه پشتِ پنجره آويزان مىكنند.
2. پرده در رابط ميان راوىها و دستههاى عناصر: پردهى منقوشى است كه بر ديوار مىآويزند و با كمك آن داستانى را روايت مىكنند.
مهم اين است كه اين دو كلمه بر هم منطبقاند نه آنكه به طور منفك بخواهند جناس تشكيل دهند درحالى كه بعضى شاعران ممكن است كاركرد ديگرى ارائه كنند و نقش كلمات را در چند جاى شعر توضيح دهند كه البته روشى كه در اينجا به كار رفته، ايجاز را بهتر به كار برده است.
برمىگردم به شعر پاشا: در اين شعر، كلمهى پرده با نقش دوگانهى خود موجب شده است كه بتوانيم دو روايت داشته باشيم و روايتها با هم ايجاد تعارض نكنند: فرقى نمىكند قهوهاى يا اسب قهوهاى را در پردهى پشت پنجره ببينيم يا روي پردهى منقوش، سفيد يا اسب سفيد يا حتا هر تأويل ديگرى مثل مرگ يا آرامش از آن داشته باشيم باز هم به همين منوال، مىتواند هر دوى پردهها را شامل شود:
پنجره [و بقيهى عناصر زمان حال]
راوى اول ----< پرده {
راوى دوم [و بقيهى عناصر روايت افسانهاى]
همهى اينها توازى دستههاى عناصر براى ايجاد فصل مشترك با راوى اول بود اما نكتهى جالب اين است كه مرزى ميان راوى اول و راوى دوم وجود ندارد چنانكه راوىها جاى خود را عوض مىكنند. پاشا عدم تمايز ميان اين دو راوى را با عدم تمايز ميان زبان آنها توضيح داده يا بهتر بگويم پنهان كرده است:
1. استفاده از فرازبان:
راوى اول: اين چنين خسته از مىرومهاى خود
راوى دوم: كسى ميان شنيدهام نيست
2. حذف فعل و رهايش جمله:
راوى اول: اسبهاى من تشنه
راوى دوم: ديگرى سفيد
3. تصويرگرايى در حوزهى زبان:
راوى اول: صداى پاى شيهه در آب
راوى دوم: اسب من اينكه خسته رميده است
قبلن ديديم كه پرده با نقش دوگانهى خود موجب شد بين دستههاى عناصر حالت توازى پيش بيايد، اما كاركرد زبان موجب مىشود كه راوىها قابل انفكاك نباشند و گاهى با هم يكى شوند:
ادغام در راوى دوم
راوى اول ----< فرازبان {
تداوم در راوى اول
به عبارت ديگر كلمهى پرده و كاركرد زبان، نحوهى ساخت اين شعر را پيش مىبرند و باعث مىشوند كه شعر، بين عناصر گوناگون و راوىها در حالت تعليق باشد.
دکتر عبدالله سلیمانی
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Adagio@tarkaman
Secret Garden
قطعه : اداجیو از گروه ایرلندی نروژی Secret_Garden است که سال 1996 منتشر شد.
🔹موسیقی کلاسیک
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔹موسیقی کلاسیک
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیزده دعوت سینیز بویورون
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
ستار گل محمدی
آجیغیم گلر
ازلدن سؤیکندیم اوجا داغلارا،
قوندارما هر تل'دن آجیغیم گلر.
من اوشاق دئییلم منی دانلاما،
اتل'دن_متل'دن آجیغیم گلر.
حیاتی، حیات تک یاشاسا بشر،
اونون حیاتینا یول تاپارمی شر!
اؤزگنین آتینا مینن تئز دوشر،
موفته گل ها گل دن آجیغیم گلر.
سؤنمه'سین اؤز اودون قویما اوجاقدان،
کرامت آختارما پیردن، اوجاقدان،
موفته'خور بایقوشدان کور یاپالاقدان،
جاهیلی چوخ ائل دن آجیغیم گلر.
قورو هر قاپیدا گؤزونو یاشدان،
مرحمت گؤزلمه هر قلبی داشدان،
نه دئسن باش وئرر ائیلن باشدان؟
بوکولون هر بئلدن آجیغم گلر.
احتیاج الینده چالیش اولما مات،
اؤنونده نه ساتیل، نه اؤزگه'نی سات.
اونسوز دا ساتقین'دان دولودور حیات،
خیانتکار ال'دن آجیغیم گلر.
اینساندا شرافت، دؤولت_مال دئییل،
شکردن سوزولن بئچه_بال دئییل،
گؤزلليک کامالدی تک جامال دئییل،
کامال سیز گؤزلدن آجیغیم گلر.
ایستک دن یوغرولوب، سئوگیدن یاران،
محبت الی'ایله ساغالسین یاران،
ای منیم باغریمین باشینی یاران،
حسرتدن ازلدن آجیغیم گلر.
سئوگیلیم ستاری یوخودان اویات،
دئکی فلاکت دیر سئوگی سیز حیات.
حیاتین تمل'ین سئوگی دن یارات،
سئوگی سیز تمل دن آجیغیم گلر.
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
آجیغیم گلر
ازلدن سؤیکندیم اوجا داغلارا،
قوندارما هر تل'دن آجیغیم گلر.
من اوشاق دئییلم منی دانلاما،
اتل'دن_متل'دن آجیغیم گلر.
حیاتی، حیات تک یاشاسا بشر،
اونون حیاتینا یول تاپارمی شر!
اؤزگنین آتینا مینن تئز دوشر،
موفته گل ها گل دن آجیغیم گلر.
سؤنمه'سین اؤز اودون قویما اوجاقدان،
کرامت آختارما پیردن، اوجاقدان،
موفته'خور بایقوشدان کور یاپالاقدان،
جاهیلی چوخ ائل دن آجیغیم گلر.
قورو هر قاپیدا گؤزونو یاشدان،
مرحمت گؤزلمه هر قلبی داشدان،
نه دئسن باش وئرر ائیلن باشدان؟
بوکولون هر بئلدن آجیغم گلر.
احتیاج الینده چالیش اولما مات،
اؤنونده نه ساتیل، نه اؤزگه'نی سات.
اونسوز دا ساتقین'دان دولودور حیات،
خیانتکار ال'دن آجیغیم گلر.
اینساندا شرافت، دؤولت_مال دئییل،
شکردن سوزولن بئچه_بال دئییل،
گؤزلليک کامالدی تک جامال دئییل،
کامال سیز گؤزلدن آجیغیم گلر.
ایستک دن یوغرولوب، سئوگیدن یاران،
محبت الی'ایله ساغالسین یاران،
ای منیم باغریمین باشینی یاران،
حسرتدن ازلدن آجیغیم گلر.
سئوگیلیم ستاری یوخودان اویات،
دئکی فلاکت دیر سئوگی سیز حیات.
حیاتین تمل'ین سئوگی دن یارات،
سئوگی سیز تمل دن آجیغیم گلر.
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
بولود مرادی
دیلیمه پای چیخمیشدی آدین!
دنیزی بوشالتدیم بو فینجانلا
گؤزلرینده بوغولدوم
ساچلارینین قارانلیغیندا آزدیم
هر یول
آزالدی سؤزجوکلریمدن بیری
سولدو گؤزلریم
سن گئدن صفحهده
یاشادیغیم دفتره یاپیشدیردیم آیی؛
سوسدو!
بارماقلاریم دانیشمادی هئچ نه ایله
قلبیم دؤیونمهدی هئچ قاپی ایله
قوناق گلمهدی اوتاغین اوتاغیما گولوم!
قوجالدیق بو قاییقدا
یوخولارین کوللویونه آتیلمیش تاختا بالیقلارلا
دولدو دنیز سویودو!
( ایچمهدیم هئچ یولون ساغلیغینا!
ماسالارین کئفینی خبر آلمادیم
قلبیمده بؤیویَن یئتیم آغاجلاردان
بونجا کؤرپهسیز سؤزدن
آغری قالدی تکجه اوتوردوغون کیتابلاردا
( دور!
اوخوما داها منی!
اوخوما فینجانیندا
دونیانین ان یالقیز،
ان دینج
قهوه خاناسی یام جانیم!
سینماق سسی گلر مندن
یالنیز
و یالنیز
دیلیمه پای چیخمیشدی آدین!
بیر دسته گول کیمی
سویا وئردیم...
بوغولدو سارا
بوغازیمدا
قورودو مریم...
قایناق : هنر وسیاست
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
دیلیمه پای چیخمیشدی آدین!
دنیزی بوشالتدیم بو فینجانلا
گؤزلرینده بوغولدوم
ساچلارینین قارانلیغیندا آزدیم
هر یول
آزالدی سؤزجوکلریمدن بیری
سولدو گؤزلریم
سن گئدن صفحهده
یاشادیغیم دفتره یاپیشدیردیم آیی؛
سوسدو!
بارماقلاریم دانیشمادی هئچ نه ایله
قلبیم دؤیونمهدی هئچ قاپی ایله
قوناق گلمهدی اوتاغین اوتاغیما گولوم!
قوجالدیق بو قاییقدا
یوخولارین کوللویونه آتیلمیش تاختا بالیقلارلا
دولدو دنیز سویودو!
( ایچمهدیم هئچ یولون ساغلیغینا!
ماسالارین کئفینی خبر آلمادیم
قلبیمده بؤیویَن یئتیم آغاجلاردان
بونجا کؤرپهسیز سؤزدن
آغری قالدی تکجه اوتوردوغون کیتابلاردا
( دور!
اوخوما داها منی!
اوخوما فینجانیندا
دونیانین ان یالقیز،
ان دینج
قهوه خاناسی یام جانیم!
سینماق سسی گلر مندن
یالنیز
و یالنیز
دیلیمه پای چیخمیشدی آدین!
بیر دسته گول کیمی
سویا وئردیم...
بوغولدو سارا
بوغازیمدا
قورودو مریم...
قایناق : هنر وسیاست
http://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.