ادبیات سئونلر
3.13K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
حکیمه بلوری
داملا
قول‌لاریم دولانار بوینونا بیر گون
یئنه باش قویارا م دیزینه تبریز!
حسرتدن، هیجراندان جانا دویموشام
دویونجا باخارام گؤزونه تبریز!

بولانلیق سولارین آخسین دورولسون
تزه گوللریندن بوساط قورولسون
اوگول جمالینا بیرده وورولسون
توز قوبار قونماسین اوزونه تبریز!

گولستان باغی‌نین سئیرینه گلیم
لاله یاماجیندا بیرده دینجه‌لیم
اؤتن گونلریمه یئتیشمز الیم
دوشوم هیچ اولماسا ایزینه تبریز!

آنا تبسمون آی ایشیغی‌دیر
قولوم قامتی‌نین سارماشیغی‌دیر
شعرین بو دونیانین یاراشیغی‌دیر
اینجیسی توکنمز خزینه، تبریز!

سن شاعر عؤمرومه وقار وئریبسن
سولوب سارالمایان گولزار وئریبسن
اعتبار وئریبسن، ایلقار وئریبسن
هر ایگید اوغلونا، قیزینا تبریز!


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
طنز
امنیت ملی دردناک ما!
(منتشر شده در سایت طنز حلزون / یکشنبه 20 اسفند 1396 / شراگیم زند)


می‌گویند فردی پیش پزشک رفت و گفت که انگشت به هرکجای بدنش که می‌گذارد از شدت درد مثل مار به خودش می‌پیچد. دکتر معاینه اش کرد و هیچ عارضه‌ای را تشخیص نداد. معرفی‌اش کرد به پزشک متخصص و پزشک متخصص صد جور آزمایش برایش نوشت و دهها لیتر خون و ادرار بی‌زبان از او گرفتند و باز هم نفهمیدند که بیماری این شخص چیست. در نهایت نزد حکیمی فرزانه (از این دکتر علفی‌ها) رفت و حکیم شرح حالش را که شنید برایش ترکیبی جادویی از چند گیاه شفابخش تجویز کرد و آن فرد بخورد و مبتلا به اسهالی شد که بند نمی‌آمد و در نهایت این شخص بر اثر همین اسهال از دنیا برفت. در جواب کالبد شکافی این شخص معلوم شد که انگشت این مرد شکسته بوده و علت اینکه انگشت بر هر جای خود که می‌گذاشته درد طاقت فرسایی را احساس می‌کرده همین شکستگی انگشت بوده و مرحوم بیماری و درد دیگری نداشته است.
حالا «امنیت ملی» هم به نوعی حکم همین انگشت شکسته را دارد…

کارگر حقوق نگرفته پیگیر حق و حقوقش می‌شود امنیت ملی تیر می‌کشد.
کشاورز برای کشاورزی آب می‌خواهد امنیت ملی دردناک می‌شود.
زنان به مناسبت روز زن تجمع می‌کنند امنیت ملی لق می‌شود.
دراویش جمع می‌شوند دور هم، امنیت ملی به لرزه می‌افتد.
دختر هشت ساله می‌رقصد امنیت ملی سرخ و سفید می‌شود.
حتی همین سطور به‌ظاهر بی‌خطر هم به امنیت ملی ما آسیب می‌زند.

و بدبختی اینجاست که مسئولین عزیز و متخصصین اداره امور هیچکدام احتمال نمی‌دهند که مشکل از کارگر و کشاورز و زن و درویش و دختر هشت ساله و من نویسنده یک لاقبا نباشد و این امنیت ملی‌ست که مشکل دارد. نه تنها قبول نمی‌کنند که تا دهان تک تک این اقشار را به عنوان آفات و امراض این نظام سرویس نکنند بی‌خیال نمی‌شوند و هیچ بعید نیست باز یک حکیم فرزانه‌ای پیدا شود و نسخه همه را با یک معجون شفابخش بپیچد.

البته بعضی هم می‌گویند امنیت ملی هیچ عیب و ایرادی ندارد و تشبیهش به انگشت شکسته درست نیست. اینها می‌گویند امنیت ملی دور از جان مانند «بیضه» است که ماهیتاً عضو حساسی‌ست و با کوچکترین تماسی نعره صاحب بیضه به آسمان بلند می‌شود. حتی با فرض درست بودن این مساله راه حلش پوشاندن و سعی در محافظت از بیضه‌هاست. اصلا ما قاعده فقهی شناخته شده‌ای داریم که می‌گوید: «حفظ بیضه اسلام از اوجب واجبات است.»

حالا مسئولین به جای محافظت، آن را همینجور آویزان بیرون انداخته‌اند و شرایطی ایجاد کرده‌اند که هرکس بخواهد با نظام کوچکترین تماسی داشته باشد صاف با این عضو حساس یا همان «امنیت ملی» مواجه شود و بعد هم نظام خودش را به زمین می‌ اندازد و مثل مار به خودش می‌پیچد و دیگران را متهم به نامردی و ضربه زدن به عضو حساس می‌کند!

واقعا شرایط پیچیده‌ای‌ست و آدم نمی‌داند چطور پیگیر حق و حقوقش باشد که با امنیت ملی نظام شاخ به شاخ نشود. هم برای خود آدم این وضعیت توهین آمیز و ناخوشایند است و هم خب خود نظام درد می‌کشد. هرچه که هست امیدواریم خدا عاقبتمان را به خیر کند و سرنوشتی بهتر از آن فرد خود بیمار پندار که در ابتدای نوشته شرح حالش را نوشتم در انتظارمان باشد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
غلامرضا بروسان

اگر لازم باشد زنانه فکر می کنم
و چون سوزنی در خیالت فرو می روم
به دکمه های لباست دست می کشم
و زندگی را بیدار می کنم.

می‌بوسمت؛
آنقدر که
دهانم را با دهان تو
اشتباه بگیرند.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر : غلامرضا بروسان
چئویرن :سحر خیاوی

گرکلی اولسا قادینسل فیکیرلَشَرم
باتارام اییینه سایاق خولیالارینا
دویمه لرینه ال سورتَرَم
اویادارام یاشامی

او قَدَر اوءپَرَم سنی
سهو توتسونلار
آغزیمی آغزینلا.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
.

شعر: غلامرضا بروسان
چئویرن :محمد علیجعفری

قادین کیمی دوشونه‌رم لازیم اولسا
و خیالینا باتارام ایینه کیمی
گئییمینین دویمه‌لرینده ال گزدیره‌رم
و اویادارام یاشامی.

اوءپه‌رم سنی؛
او قدر اوءپه‌رم کی
آغزیمی آغزین ایله
ده‌ییشیک سالسینلار.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر:غلامرضا بروسان
چئویرن : علی طالبی

گرک اولسا قادینسئل فیکیر ائده جم

و بیر ایینه کیمی خولیالارینا باتاجاغام

پالتارینین دویمه سینه أل چکه جم

یاشامی اؤیاداجام

اوپه جه یم سنی

او قدر کی

آغزیمی آغزینلا

سهو توتالار


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آلا گوزلوم سندن آیری گئجه لر
بیر ایل کیمی اوزون اولور نئیله ییم
باخچامیزدا قیزیل گوللر هر سحر
تئزده ن آچیر واخت سیز سولور نئیله ییم
نرگیزلرین گوزو یاشلا دولاندا
بنووشه لر باخیب قمگین اولاندا
قرنفیلین گوزو یولدا قالاندا
یاسمن لر ساچین یولور نئیله ییم
تئز گله سن بلکه علاج ائده سن
سونبوللرین ساچین ییغیب هورسن
چیچک لری گلیب اؤزون دره سن
گوزلری یوللاردا قالیر نئیله ییم
چیچک لرین گوزو چکیر اینتیظار
آیریلیق دان بتر دونیادا نه وار
یاز آخشامی سنی بیل کی بو "نیگار"
حزین حزین یادا سالیر نئیله ییم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ناهید عرجونی
ای خدای بزرگ
که توی آشپزخانه هم هستی
وروی جلد قرص های مرا می خوانی
لطفا کمی آن طرف تر!

باید همه ی این ظرف ها را آب بکشم
وهمین طور که دارم با تو حرف می زنم
به فکر غذای ظهر هم باشم
نه کمک نمی خواهم!
خودم هوای همه چیز را دارم
پذیرایی جارو می خواهد
غذا سر نمی رود
به تلفن ها هم خودم جواب می دهم
وگردگیری این قاب...
یادت هست ؟
اینجا کوچک بودم
وتو هنوز خشمگین نبودی
ومن آرامبخش نمی خوردم
درست بعدِ طعمِ توت فرنگي بود وخواب
که تو اخم کردی
به سیزده سالگی
ملافه
و رویاهایم
ببخش بی پرده می گویم
اما تو به جیب هایم
کیف دستی کوچکم
وحتی صندوقچه ی قفل دار من
چشم داشتی!
ای خدای بزرگ که توی آشپزخانه ام نشسته ای
حالا یک زن کاملم
چیزی توی جیب هایم پنهان نمی کنم
کیفم روی میز باز مانده است
هر هشت ساعت یک آرامبخش می خورم
وبه دکترم قول داده ام زیاد فکر نکنم
لطفا پایت را بردار
می خواهم تی بکشم

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ناظم حكمت

من يئنه
هردن یاواشجاسینا سنین یوُخونو گؤرورم!
ياواشجاسينا سنه باخيرام....
چاغیریرام سنی؛
اؤز آرامیزدا قالسین،
اما من...
یئنه ده، یاواشجاسینا سنی،
سئویرم...!

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سایین کانلداشلار
بو گئجه 96/12/26 ساعات 21/30 دا ادبیات سئونلر گروپوندا سسلی شعیر گئجه سی اولدو بو سسلی شعیر گئجه سی بو ایلین سون شعیر گئجه سی ایدی عزیز دوسلاریمیزدان سئویملی شاعیرلریمیزدن گوزل سسلی دیکلاماتورلاریمیزدان ...سسلی شعیر قوشولان عزیزلرین هر تک تکیندن تشکورائدیب سیزی مجازی انجمنین شعرلرین دینله مه یه دعوت ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
شعر : رامیز روشن
سس: صیاد ضیاد پور
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
شعر : شجاعت
سس : صیاد ضیاد پور
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
شعر : فاضل اردبیلی
سس : احمد زاده
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
شعر : صابر خوشکین صفت
سس: زهرا بادره
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
سس وسوز : لیلا ندائی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
شعر : حسن قبادزاده ( آلقان )
سس : پریسا حیدری ( گونش )
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/26
شعر : حسن قبادزاده ( آلقان )
سس: پریسا حیدری ( گونش )
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی96/12/25
شعر : دوکتور جوادی زیوه
سس: تئلناز تبریزلی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
شعر :ائلدار موغانلی
سس:پریسا حیدری ( گونش )
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسلی شغیر گئجه سی96/12/25
سس و سوز : سمیه ابراهیمی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
güzlərın(soraya bakhshi).mp3
zangan sasi
سسلی شعیر گئجه سی 96/12/25
شعر : آیلار زنگانلی
سس : حسرت زنگانلی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar