ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
Audio
ائتیمولوژی حاقیندا دانیشقلار 96/12/13
دانیشیر : اوستاد دوکتور ارشدنظری
https://t.me/Adabiyyatsevanla
Audio
ائتیمولوژی حاقیندا 96/12/13
دانیشیر : اوستاد دوکتور نظری
https://t.me/Adabiyyatsevanla
Audio
ائتیمولوژی حاقیندا دانیشیق 96/12/13
دانیشیر : اوستاد دوکتور ارشد نظری
https://t.me/Adabiyyatsevanla
Audio
ائتیمولوژی حاقیندا دانیشیق 96/12/13
دانیشیر : اوستاد دوکتور ارشد نظری
https://t.me/Adabiyyatsevanla
سایین کانالداشلار
بوگئجه 96/12/13 ادبیات سئونلر کانالیندا اوستاد دوکتور ارشد نظری نین اوزمانلیغی ائتیمولوژی حاقیندا درسلیک کئچدی بو برنامه نین ادبیات سئونلر کانالیندا دینله یه بیلرسینیز .
https://t.me/Adabiyyatsevanla
دومان اردم
آز اؤنجه اعتيراض ائتديلر!

آپارتيمانيمدا قارانليق پيلله‌لر

يورولدوق، بئزديک -دئديلر-

-نعشينی کئفلی-کئفلی قالخيزماقدان

همن گئتمه همن قال

يوخسا اونلار دا بير-بير گئدرلر

بونو سن آنلاتا بيلجن تکجه،

من بير اؤگئی اوشاق، دانلايان تبريزه

آچارلاريمی تئز-تئز ايتيرسم بئله،

کؤلگمله يولا گئتمه‌سم، آن‌باشي پوليسه گئتسم...

دئ داها بوش صندل ساخلاماسين تئريا کافه‌لرينده،

اؤنجه گئتسين! ائوده قالميش، قاريميش ارکينی وئرسين اره.

همن گئتمه همن قال

گئجه تئلئفون ترافيکينده قودورسا آغجاقايين‌لار

زنگ ائدرلرسه منه -سنی موردار بير ايت کيمی اؤلدوره‌جه‌ییک- دئیرلرسه

قال! ائی قادين قيليغينا گيرميش تبريزلی شمسيم!

قالسانا، آنلاتسانا

يول قيراغيندا اسکی بير کاففه ايديم

ساواکين امريله گوللـه‌لنديم، اؤلدو موشتری لريم..

سيندی شيشه‌لريم...

آتاملا خرجليک مسئله‌سيندن

رف‌لردن داس‌کاپيتالی سئچديم

همن گئتمه همن قال

آز اؤنجه مکتوب گؤندردی

سؤزباخماز کلمه‌لريم

قاييتماسا او تبريزلی درويش

سنين‌چون ياااش اولاجاق بو ايش

گوللـه‌له‌يه‌جه‌ییيک بيز بير-بيريميزی

ييغيشديراجاغيق شعرلريندن پسه-پوسه ميزی-

همن گئتمه همن قال

گؤزلویومو بير آرخاداش

بير يولداش آياغی آلتدا سينديرار

سنين ساتقينليغينا گئتدی- فيسيلدار

ديوارلارا يازديغيميز بوتون ايدئال‌لار

تئلئوئزييوندا سون خبر

بله‌دييه مأمورلاری کوچه ايت‌لرينی گوللـه‌له‌ير

- بوگون کوچه‌يه چيخماياجام

سيقارئت بئله آلميياجام

همن گئتمه همن قال

اوجقار کندلرده قوجا بير ايت وار

هر گئجه آی ايشيغينا آغلايار

او ايتين داريخماسييام

بير فالچي دئدی: یاغیش یاغاندا اؤلجن!

بونونچون کيتابلاردان هاميسينی يانديراسييام

همن گئتمه همن قال ايچيمده

بيريسی وار: اولدوزلار تپه‌مه دوشه‌جک! قورخار، قاچار،

جوغرافييا ديشيندا شهرلره بيلئت آلار

همن گئتمه همن قال

بوتون فصيل‌لر بوتون بولودلار، آدام‌لار، بؤجک‌لر...

تنها ايت‌لرين نفس‌لريندن دوغارلار

همن گئتمه همن قال يوخسا

بيليرم، بيليرم ،بيليرم

بوتون اوتوبوس راديولاريندا

تکجه هاوا ايداره‌سی دانيشار

-عزيز هموطن‌لر!بو باهار تئز بیته جک .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
Duman Erdem
شعر وسس : دومان اردم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر (Kamran Azari Kamran Azari)

بختیار علی مراد ( موغان اوغلو )
بیر تئل ایله باغلامیسان
اوره يينه اوره ييمی
هارا گئتسن اودا گئدير
بوينو باغلی دلی كيمی
مني گؤرن داشا باسير
سنی گؤرن دلی اولور

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دومان اردم‌

گؤی‌لردن دنیز یاغیر،

گؤی‌لردن بالیق،

گؤی‌لردن قیز عطری،

آنا قوجاغی،

گؤی‌لردن گؤروش یاغیر،

گؤی‌لردن «الویداع» سؤزو،

قلب آغریسی،

سکوت یاغیر گؤی‌لردن،

گؤی‌لردن یاغیر گؤی اوزو،

وطن یاغیر گؤی‌لردن،

آخی بیر قوشو ووردولار قانادیندان


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
معرفی نگار خیاوی شاعر ترک زبان

بیدارزنی: در سایت بیدارزنی تلاش داریم شاعران زنی را که دیدگاه جنسیتی را در شعرهایشان لحاظ می‌کنند، معرفی کنیم. این مطلب به معرفی یک شاعر ترک‌زبان اختصاص دارد. از خوانندگان عزیز نیز می‌خواهیم درصورتی‌که شاعران زن به‌ویژه زنانی که به زبان مادری خود در گستره ایران شعر می‌گویند می شناسند را به سایت بیدارزنی معرفی کنند.
نگار خیاوی شاعر معاصر آذربایجان در سال ۱۳۳۷ در مشکین‌شهر به دنیا آمد و آثار خود را به زبان مادری خویش به رشته تحریر درآورد. از آثار او می‌توان سه مجموعه شعر به نام‌های:
– منیم شعریم
– کؤلگه ده کی سس
– شهر جیریغیندا نیگار
و نیز به ترجمه دو رمان عزاداران بیل و توپ از آثار دکتر غلامحسین ساعدی به ترکی نام برد.
خیاوی که پیش‌تر سردبیر چندین ویژه‌نامه زنان در نشریه «ائل بیلیمی» و «دیلماج» در تبریز بوده فعالیت‌های چشم‌گیری در حوزه زنان داشته است، او همچنین از پایه‌گذاران ادبیات زنانه به‌خصوص در حوزه شعر در آذربایجان است.
اشعار زیر سروده‌های خیاوی به زبان مادری خود یعنی ترکی آذربایجانی است که توسط خود شاعر به فارسی ترجمه‌شده است، البته ترجمه شعر «غزه» را مجید اکبرزاده و «این زن» را فریاد ناصری به فارسی انجام داده اند.

شعر اول:
سلطنت
در آشپزخانه نمایشگاهی از سلطنتم برپاست
بوی استفراغ، قاشق گوژپشت، قورمه گوشت زمستان
توسری بر سر و دیگ ته گرفته
و نا عشق‌هایی که بر رختخواب‌ها کهنه می‌شود
هراس سرخم، خون ماه‌به‌ماه و درد ناگاه پیچیده در اشکمم
بدهکار ابدیِ رنجِ جاودانگی‌تان
تخم انسانی که می‌پرورم به بطن بتونی‌ام
گله گله نوزادانی که شیرشان می‌دهم
قافیه‌ها، قابله‌ها و قاه‌قاه قرمز قحبه‌ها
چه نام‌ها و عنوان‌ها که بارم کردید
زن‌ها
وزن‌ها
وزن‌ها …

شعر دوم:

آدرس

از کوچه‌های بهار باران‌خورده بیا خانه‌ی ما
بر آغوش نسیم‌های دل فراخ ولو شو و خستگی بگیر
از سایه‌ساران بی‌در راه را در پیش گیر
مسیر پیچ عشق را از عاشقان یاد بگیر
رنگ کوچه‌مان را از رنگین‌کمان
آهنگ پنجره‌مان را
از گنجشکک چنار سرپیچ بپرس

این مشتاق درِ رنگ‌پریده را نیافتی اگر
از راه دلخواهت بیا خانه‌ی ما
یعنی سوار باد دیوانه
که در پیچاپیچ کوچه‌های گیسم وزانه
از کنار گوشه‌ای بیا خانه‌ی ما

شعر سوم:

این زن

آهای
مردهایی که دوستم دارید و
برایم می‌میرید
چهل هزار سال است که این جنازه وسط اتاق
خشک می‌شود
چهل هزار سال می‌شود که آویزان است از سقف
می‌ترسد…
می‌گندد…
بیاوریدش پایین
پایین بیاورید و
در بازارچه‌هایی به رنگ ماتیک
پشت ویترین‌ها بگذاریدش

اگر رگ دارید!

آهای
مردهایی که دوستم دارید و
برایم می‌میرید

چهل هزار سال است این زن
به‌جای عطر و اودکلن
روی خودش بنزین می‌ریزد و
کبریت می‌کشد به خودش

بردارید
این زخمی را
ورم‌ها را، از صورتش بردارید
بزرگ کنید و در هیبت مجسمه‌ای
روبروی ساعت میدان شهر بگذارید
اگر در حرف‌هایتان صداقتی هست
و در رگ‌هایتان
هنوز جسارتی!
من بودم آیا؟
شاید این من بودم که ساعت‌ها نشسته بر گوشه‌ای
به خالی گاه دستانم می‌چسبیدم
و صدایی نبود که صدایم کند
حتی لحظه‌ای
هیچ دستی به گرفتن هیچ شماره‌ای نچرخید
و چنین شد که زیباییِ حرکتِ سایه‌های پاییزیِ برگ‌ها
بر دیوار روبرویم برای همیشه مرا ترساند
درخت مو نبودم من
اما همان لحظه در تلخی تنهایی پیچیدم،پیچیدم، پیچیدم

و بعد صدای زنگ در
همچون هجوم هزاران هزارپا ترسی وهم‌آلود در وجودم انباشت
چگونه من نمی‌فهمیدم که تنهایی حشره گون تو شاید
پاهای تو را تا در خانه دوست کشانده است؟
چگونه نمی‌فهمیدم
کوله‌بار تنهایی‌ات را در هیچ، هیچ منزلی چرا بر زمین ننهادی؟
در جواب من تلخی خنده‌ات
دهانم را تا عمق، تا همیشه تلخ کرد:
« آخر مگر پایم به منزلی رسید که من کوله‌بار ننهادم؟»

شعر چهارم:

غزّه!

جناب جایزه صلح نوبل!
چلوخورشت ناهار، جنازه‌های غزه را تماشا کردیم و خوردیم
چشمی به تلویزیون
و چشمی به گوشتِ توی قاشقمان بود
سپس با فیگوری مدنی
سرمان را به انسانیت تکان دادیم
نمی‌دانم چرا
با بومب‌بومب بمب‌ها و ویژویژ تانک‌ها
که قیژقیژ می‌کردند
اعصاب‌مان به هم نریخت
مرگ بیست‌و یک کودک غزه‌ای و بسیار زنان را دیدیم
و بااین‌حال
دست از خوردن نکشیدیم
کوکاکولای‌مان را پس نزدیم
و در سالاد کاهوی‌مان
نارنج‌های لجوج را فشردیم
با روغن زیتون خوشمزه شد، جناب صلح!
فکر کردیم که برگ‌های زیتون
شاید در آسمان‌ها
در گلوی کبوترِ گیج
گیرکرده است
اما هیچ حال مان به هم نخورد
قی نکردیم
دل مان آشوب نشد از جنازه‌ها
و صحبت‌مان را برابر تلویزیون‌های LG یا Samsung ادامه دادیم
درباره این‌ها چه می‌توان گفت، جناب جایزۀ صلح نوبل؟
شما برای ناهارتان چه خوردید؟ عالی‌جناب!
چهل هزار سال است این زن
آری این من بودم که می‌پوسیدم
و لحظه‌لحظه جزء اشیاء خانه می‌شدم
آری این تو بودی که خواب‌آلودگی چندش‌آورت را
بر قامت روز خمیازه می‌کشیدی
و من که خواب‌آلودگی دستانما
ن را
ترسان ترسان به سایه‌های بی‌سر شهر
بازمی‌گفتم…

شعر پنجم:
این دنیای عینک گم‌کرده
این دنیا که گم‌کرده عینکش را
با شاخش، با دماغش تجاوز می‌کند به ما
ما مثل آب‌سرمان می‌کشیم عرق را، لحاف را
و آب‌سیاه چشمانمان در اشکانمان غرق می‌شود
بر لبهامان خنده‌ای می‌خریم
و مادران برای کودکان بی چشم
برای کودکان بی چشم که چشم به تلویزیون دوخته‌اند
ماکارونی درست می‌کنند با رب فراوان
بر قنداقشان تفنگ گره می‌زنند
این میکروفون‌ها از چندمین توفان کدامین سال
از چندمین نیزه ی کدامین سنگرِ تریبونها بر دهانت نشانه رفته‌اند
چگونه نمی‌توانند بفهمند محو نمی‌شود
محو نخواهد شد از خواب‌هایم
خوابی که بالاخره زبانم در آن بازخواهد شد
چگونه نمی‌توانند بفهمند؟

بند نافت پرتاب می‌شود
در کشتی‌هایی که به خزر می‌روند
جنازه‌ات تا حیرانسریِ شاه گؤلو[۱] فرو می‌رود
فرو می‌رود تا به بغض ِ گل‌ولایش
نگاه کن میّت را که بر پنجره نماز می‌خواند
و نماز میّت می‌خوانند زنان میگرنیِ گریان بر عصرها
آدرس گورستان را آتش سیگارها از یکدیگر می‌پرسند
هنوز که هنوز است پدرم شتابان
بیل و کلنگ‌ها را با وانت میاورد
و من که نمی‌دانم با که قهرم: «بولدوزر کرایه کرده ایم، پدر!» گویان، بسیار هراسناکم

آفتاب چقدر همچون شیشه بر سرمان می‌تابد خیره سرانه
در، که پلیس وار باز می‌شود، در پشتی پر از تب‌خال می‌شود
پلیس لگد باز می‌شود بر در، تَ تَرق ترَََ َ َ َق
شیشه های غرور شکسته می‌شود، شَ شَرق شَرَ َ َق
کف زدن‌ها بر چهره ی عرق کرده سیلی نواخته می‌شود
من شکمم در دستانم
هرسال حامله می‌شوم ۲۱ آذر را
قرابیه تبریز که در دهان مهمان‌ها آب شود
بار دیگر محکوم تمامی محاکمات ما هستیم
میگویم:
«چه فرقی می‌کند مرگ همچون تبر فرود آید بر سرِ یکی
یا اتومبیلی باشد که دیگری را ته دره‌ای چپه می‌کند»
ما که
برای تسلیت گفتن مخاطبش را پیدا نمی‌کنیم
با آهستگی‌ایی که مرا می‌ترساند، می‌گویی:
«ساکت باش تلفن‌ها دیلقمی[۲] می‌نوازند
تو برو، اینجا خطرناک است»!

من می‌روم و زنی را که در شکم دارم درد می‌کشم
هنوز بر سر پیمانی که با تو با تو دارم، هستم

مادر تک‌وتنهایم تنهایی خود را پنجره بسته باغی است
دلت باز می‌شود آنجا گردش کنی
دلت می‌گیرد نگاهش کنی، هم‌صحبتش شوی
«چه افسرایی… چه افسرایی… مرگ مال مادران است عزیزم، مال مادران!»
در سایه‌سار این بید، آن چنار
[رودخانه قاراسو[۳]] آب‌سیاه دیرسالی جاریست در چشمانش
نگاه نمی‌کند
نمی‌تواند نگاه کند مادرم
از زانو به بالای جنازه‌هایی را که بر شاخه‌ها آویزان است
____________________________________
[۱] مکانی تاریخی و تفریحی در تبریز
[۲] دیلقمی: یکی از آهنگ‌های آشیقی آذربایجان
[۳۳] نام رودخانه‌ای در آذربایجان
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سونرا سودا اوزومه دیکیلدیم، اوزومو یومادیم، اوزومون باکیره¬لییینه سون کز اولاراق باخماق ایستیرمیشم کیمی، ساده‌جه اونا دیکیلدیم. سونرا فانوسو گؤتوروب پیلله‌کنلردن قالخدیم، آتام چیخدی، یوللاندیق. حیط قاپیسینی آرخامیزجا چکیب باغلادیق، فانوس منیم الیمده¬یدی، آتام یانیمجا گلیردی و هله سَلوی آغاجی بودانیلمامیشدی. من نه بیلیردیم، مگر سیز منیم یئریمه اولسایدینیز، بیله بیلردینیز می؟ من نئجه بیله بیلردیم، تاریخ منیم یانچاغیم اوزرینه یازیلماق ایستیر؟ نئجه بیلمه¬لییدیم؟ منیم او گئجه چکدیییم شیوَن اوزوقویلو دوشموش مفعول میلّتیمین بیر گون ایکیندی واختی چکه¬جه¬یی شیوَنینه بیر اشارت اولاجاغینی نئجه بیلمه¬لییدیم؟ آتامین یانینجا گئدیردیم، هاوا بولودلوق دئییل، آمما زیل قارانلیق ایدی. قارانلیق کوچه‌لرده هوندور دووارلار سیره دوزولموشدو. من آتامدان آزجا اؤنده یئریییردیم، آتامین آددیملاری بؤیوک، منیمکی ایسه کیچیک آنجاق قیوراق ایدی. بیلیردیم آتام نازیک قارا عباسینی اَینینه آلیب و همیشه¬کی کیمی اینجه نازیک عمامه‌سینی ده سلیقه¬یله باشینا ساریییب. نه سئیرک نه قالین توکلو اولان ساققالی خوش قهوه‌یی رنگ ایدی. ساققالینین چنه کناریندان تالا-تالا آغارمیش قیسسا توکلری یانلاردان گؤزه چارپیردی. گئجه‌لری ایستر قارانلیق ایستر ایشیقدا، فانوسون جانسیز ایشیغیندا یول گئدرکن، اللرینی اؤنده بیر-بیرینه جوتلر، آرخادان چییینلرینی آزاجیق قالدیرار، ایری سرت آددیملار آتاردی آتام. آیاقلارینی هئچواخت یئرده سوروندورمز، داراجیق قارانلیق اوزون کوچه‌لرده اصلا دانیشمازدی. نییه؟ بیلمیردیم. من سس¬سیز-سس¬سیز کوچه‌دن کوچه‌یه دؤندوکجه او آرخامجا گلیردی. یالنیز آرابیر، آزاجیق نفسیندن یوکسک سسله خیمیر-خیمیر اؤسکورور، بعضن ده نفس دؤیوردو. من اونون داراجیق قارانلیق کوچه‌لرده اؤز عالمینده فیکیرلره دالماق ایسته‌دییینی بیلیردیم، آنجاق نه‌یین حاققیندا و نییه؟ بونو بیلمیردیم. آتام کوچه‌ده هئچواخت دعا اوخومازدی. بیز فانوس ایشیغیندا یومروق دؤیجلی قاپیلارین قاباغیندان سوووشوردوق. آتام قارانلیغی وئجینه آلماسا دا، قارانلیق آتامدان اورکوردو. بو کوچه‌لرین ساکینلری اونون آیاق سسینی یاخشی تانیردیلار. قاپی آرخاسیندا یاتمیش اولسالار بیر-بیرینه پیچیلداشیردیلار: خوجا حضورا چاغیریلیب، خوجا جلب اولونوب، ائشیدیرسن آیاغینین سسینی؟ خوجا، تاریخین گئجه¬یاریسی¬¬ دویونونو چؤزمه‌یه گئدیر، خوجا امیرین هانسیسا تایفایا قارشی توتموش غضبینی یاتیرتماغا گئدیر، خوجا هانسیسا بیر یوخونو یورماغا گئدیر، اونسوز بو اؤلکه¬نین هئچ بیر یوخوسو یورولماز، خوجا هانسیسا اؤلموش یاخود اؤلدورولموش امیرین چنه‌سینی، گؤزونو باسماغا، جنازه¬سینی یویوب کفنلمه‌یه گئدیر. گرچی من کؤله اولدوم، گرچی من عؤمرو اوزاندیقجا اوزانان و داها اوزانان امیر ماحمیدین بیر جاندان کئچمیش اوزون ساچلی قولو اولدوم، آنجاق آتام تاریخین گئجه‌یاریلاریندا، اوزون بوروشوق قارانلیق و داراجیق کوچه‌لرینده هانسیسا بیر امیرین هانسیسا یوخوسونو یورماغی همیشه دوشونموشدور. آتام همیشه گئجه¬یاریسی واختیندا اؤلدورولموش بیر امیرین گؤزونو باسماغی دوشونموشدور. آتام سحرین آلاتورانیندا سون کاسانی سارایلارین دورو بولاغیندا سویا باسیب، آذان الله اکبرین ایلک سسی اوتاقدا ائشیدیلینجه تاریخین سارساق امیرلریندن بیرینه غسل تؤکوب سونرا قورولاماسینی دوشونموشدور. آتام هانسیسا بیر سارساق امیری کفنله¬ییب، اوزو قیبلایا اوزادیب، کناریندا دوروب مئییت نامازینی، تلقین نامازینی، وحشت نامازینی قیلدیقدان سونرا فاتحه اوخوماسینی دوشونموشدور. آمما بونلارین هامیسی نه اولسونکی؟ نه اولسونکی هر بیر شئی یئرلی یئرینده، ائل عادتلری نامینه، دینله دؤولتین ایش¬بیرلیگی نامینه تام رسمیتله یئرینه یئتیریلسین. بونلار ندن اؤترویدو؟ بوندان اؤترو کی، سو سودان ترپنمه‌سین؟ گویا ترپنیرسه نه اولاجاقدیر. بو فیکیرلر ایچینده میدانچایا یئتیشدیک. بالا مچیدین قاباغیندا اولان اَیری-بویرو توت آغاجی آلتیندا آیاق ساخلادیم. آتام گئجه¬یاریسی¬ توت آغاجی آلتیندا دورمانی سئوردی، بونو بیلیردیم. ایلک دعاسینی اونون آلتیندا اوخوماغی ایستردی، دفعه¬لرجه اوندان ائشیتدیییم دعانی: بسم¬الله الرحمن الرحیم و السماء و الطارق... آتام بو دعانی اوخویورکن نسه بیر پریشانلیق منیم ایچیمده باش قالدیریردی، آتامین آرخاسیندا دوروب اونا باخیردیم، فانوسون سیسقا ایشیغی آتامین ایچینده-کی نورانی¬لییی ذره‌جه زده¬لمه¬سین دئیه، اونو ترپتمه¬دن الیمده توتوردوم، سونرا قالیردیم او بیری الیمین الینده، الیمله نه ائده¬جه¬ییمی بیلمیردیم، اونو هاوایا قالدیریر، بوینومو اووور یا دا اورییمین اوستونه قویوردوم.

آتام دعانین فهمل الکفرین امهلهم رویداً، آیه¬سینه یئتیشنده اونو اؤیله ایچدن، اؤیله اورکدن سسلندیریردی، ائله‌بیل تاریخین بو یاری¬گئجه¬سینده، مچید قاباغیندا، فانوس ایشیغیندا، توت آغاجی آل
اونو عشق سیموولو اولان آلما سایاغی کیمی اوجونون ایچینده قویلادیغیندان خبروئریر.
نگار خانیمین شعرینین خصوصیتلرین بیری بودور کی اونون یارادیجیلیغیندا هیچ بیر مبالغه و اویدوروجی حس لر یول تاپمیر.
دئییم می اوغلونو بو گون شهرین زئرزمیسینده گؤردوم یئنی بیر انتحار آختاریرکن؟
گؤرن دئییم باجیلاریم اونون دئدییی کیمی فله یین کؤهنه بورجونا گئتدیلر؟
بونلار حقیقتده اولدوغو کیمی شعر پالتالارینی گئیینیب نمایشه قویولوب. نگار خانیم انسانلارین طبیعتینی اولوغوکیمی تصویره چکیر. او اولو انسانلارین کی آدی سیلینیب، مقابیلینده اونلارین سئوگیلی لری ده تصویره گلیب کی، قبرستاندا یئر تاپانمادان سیچانلارلا گیلئیله نیر. آنجاق شاعیرین گؤزو ایله.
اونون اؤلوسونه قبریستاندا یئر تاپمایاندا سیچانلارا گیلئیلندیم
سونرا دریمین آلتیندا سیچان سیچان سیچان اویناقلادی
نگار خانیم بو گون آذربایجان خالقینین تنها گؤزل حسسیّات دیلی ده ییر، هم ده رئال شعر یاراتماق اوچون دوغولموش بیر شاعیردیر.

شعر:کؤلگه یاخینلیغیندا
شاعیر: نیگارخیاوی

بو شعرده شاعیر اؤز هارایینی دونیایا چاتدیرماق اوچون ایستیر کی شهرین لاپ اوجا یئری میلیونجو گؤی ده لنینین ( آسمانخراش) دامینا چیخسین و آناسینا(منجه بوردا منظور آنا یوردونادیر)گیلئیلنسین.
قارداشلارینین ظولوم گئجه لرینده بیر بیر ساهات صفحه سیندن سیلینمک لریندن/ انتحار ائتمه سیندن؛ بئنیندن ناخوشلوق توتماسیندان؛باجیلارینین قادینلیق حاققی اؤده نمه دن؛ سئوگیسینی قویلاماق و قار دنه لریله زاواللی اولماغا یؤنلمه ییندن؛شعرلرینده سئویشمه مک امما یالانا سوچلانماق و جانینین جیریقلاریندا وئران آباد تیکمکدن؛و بو سوچلانمادان پاییزلانماق؛ قوجالماق و خزله دؤنمک.
آناسینا سؤیله مک کی اونون اؤلوسونه قبریستاندادایئر تاپیلمادی( یانی اؤز وطنینده غریب و یئرسیز اولدو) و شاعیر بوردا سیچانلارا گیلئیله نیر.نئیه کی اونلارین هئچ اولماسا بیر یووالاری وار!
بو گیلئیله رین هامیسینین آناسینا دئیه جک؛ آتاسینین قاپیسین تاپسا اگر.
بو شعر قریب معناسیندا ظاهیرده بیر گیلئلنمک گلیر کی شاعیر بیر قیز عنوانیندا عائیله سینین دورومون آناسینا سؤیله ییر.
امما بعید معناسیندا بو آنا ائله شاعیرین غریب وطنی دیر.و نیگار خانیم اؤز وطنداشلارینین چتین دورومون آنا وطنی نه سؤیله ییر.البته آتا بابا یوردونون قاپیسین تاپسا اگر.
من نیگار خانیمین کتابلاریندا چوخ بئله شعرلرله راستلانشمیشام کی ظاهیرده اؤزون سؤیله مک(حدیث نفس)دیر امما درینه گئدنده باطنده جامعه نی و لاپ اطرافلی دئسه ک دونیانی سؤیله ییر.سایین خاتینا جان ساغلیغی؛ اوزون عؤمور و داها اوغورلار دیله ییرم.حؤرمتله
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
تیندا ایکن کافیرلره بیر قیسسا مهلت وئرمه‌یی دوشونور. آتام بو سفر باشینی قالدیریب نسه آختاریرمیش کیمی بوداقلارین آراسیندان گؤیه باخدی. سونرا باشینی ائندیریب، گئدک، دئدی. یئنه من اؤنده او آرخادا، من فانوسلا او ایسه بیر-بیرینه جوتلنمیش اللریله یولا دوزلدیک. سونراکی کوچه‌لر گئنیش ایدی، میدانچانی اؤتدوکده هم کوچه‌لر گئنیشلنیردی هم گؤی اوزو. حتّا دووارلار دیبینده، گئنیش قاپیلار آستاناسیندا یاتمیش دیلنچیلر، ائوسیز-ائشیکسیز انسانلاری دا گؤروردوک. منیم فانوسوم اونلاری وئجه آلمادان اوزرلریندن سوووشوردو. بیر آچیق قالمیش آغیز، یوموق گؤز، یاخود مچید کناریندا بیر یالین آیاق، تاغبند آلتیندا کیرلی دیزلر، آرا-سیرا کوچه‌لرده گؤزه چارپان شئیلر ایدی. ائله بیل پارچا-پارچا دوغرانمیش انسانلارین گؤوده‌سینی دیوارلارین دیبینه، تاغبندلرین آلتینا بوراخمیشدیلار، منیم فانوسوم بو بدن پارچالارینین اوزریندن سوووشوردو. آتام دریندن فیکیرلره دالمیشدی، من اونون فیکرینی اؤیرنمک ایستیردیم. بیلیردیم ایره¬لیده نسه آغیر بیر ایش بیزی گؤزله‌ییر، آنجاق نه بیلیردیم منیم یان-یانچاغیم اوزرینه تاریخین یازیلاجاغی قرارا آلینیب. شهرین قدیم قبریستانلیغی کناریندان سوووشماق اوزره¬یدیک، بوراسی واختیله قبیر چالا-چوخورلاری و قبیرداشلاریلا دولو اولان بیر چؤللوک ایدی. قبریستانلیغین اورتاسیندا میرده¬شیرخانانین قارا گؤوده‌سی گؤزه چارپیردی. قارداش-باجیلاریمیزدان بیری اؤلنده آتام اونو اللری اوسته آلیر، بیزلر ایسه؛ من، صمد، یوسیف، منصور آتامین آردینجا دوشوردوک. آتام یئددی آددیم یئریدیکده منصور ایرَلی قاچیب اللرینی اوشاغین آلتینا توتوب اونو آتامدان آلیب گئنه یئددی آددیم ایرلی یئریییردی، سونرا یوسیف، داها سونرا صمد بو ایشی تکرارلاییردی، منسه هله اوشاغی آتامین یاخود قارداشلاریمین الیندن آلاجاق قدر بؤیومه‌میشدیم. بئله¬لیکله اؤلو کؤرپه یئیین-یئیین کوچه‌دن کوچه‌یه کئچیردی، یولدان کئچن آداملار خوجادان کؤرپه¬سینین اؤلدویونو ائشیدجه¬یین بیزه قوشولوب اوشاغی یئددی آددیم-یئددی آددیم تا قبریستانا قدر اؤتوروردولر. اوشاق یویولورکن بیز میرده¬شیرخانانین بیر بوجاغیندا دوروب باخیردیق. آتام بیر یاندا دوروب گؤزو ایله اوشاغین تمیز، آریق و یاش بدنینه زیلله¬نیردی. او هئچ آغلامیر، اؤیله توموخموش باخیردی، سونرا کفنلنمیش اوشاغی گؤتوروب، قبریستانلیقدا دووار دیبی بیر بوجاق تاپیب قویلاییردی و گلن گونلرین بیرینده بلکه اونا بیر باش داشی قویماق اوچون گئنه قبریستانا گلنده قبیری تاپا بیلسین دئیه، جیبیندن بیر آچار چیخاردیب اوشاغین باشی اوسته دووارا چالیردی آنجاق هر دفعه¬سینده آچاری آختاریب تاپانمادیقدا باش¬داشی خئیریندن واز کئچیردی. بونلا بئله سونراکی اوشاق اؤلنده گئنه همین ایشی گؤروردو. بئله¬لیکله ائوین یئددی-سککیز آچارینی ایتیرمیشدی، آتام. هله بیز قبریستانلیق یانیندان سوووشماق اوز¬ری ایدیک. بیلیردیم آتام بو آن قبریستانا باخیر، بونو دا بیلیردیم کی، او دا منیم کیمی آچارلاری دوشونور. منیم آتام ایتیب-باتمیش ائودلارین آتاسی ایدی. اسکی آلاقاپیدان ایچری گیردیک.

چیخیم شهرین میلیونومونجو گؤیده لنینین دامینا سؤیله ییم می گؤرن؟
گؤرن سؤیله ییم می آناما قارداشلاریم ساعاتین صفه سیندن گئجه گؤزونه بیر بیر نئجه سیلینیرلر
سؤیله ییم می بیری قلبیله انتحار ائدیر
بیری بئینیندن ایدزه توتولور
بیری اؤزونو ده، قیرمیزی ایپینی ده گیردکان آغاجینا آسیر
دئییم می اوغلونو بو گون شهرین زئرزمیسینده گؤردوم یئنی بیر انتحار آختاریرکن؟
گؤرن دئییم باجیلاریم اونون دئدییی کیمی فله یین کؤهنه بورجونا گئتدیلر؟
و قادینلیق گودازینا؟
دئییم می من آلمانین سئوینجینی بو الیمین چوخوروندا نئجه قویلادیم
و قار دنه لریله ال اله وئریب نئجه گئتدیم
دئییم می گؤرن شعریمین شیریملاریندا کیملرله سئویشمه دیم
جانیمین جیریقلاریندا وئرانابادلار وئرانابادلار وئرانابادلار تیکدیم
سونرا پاییز سحر آخشام گلیب ساچلاریما تؤکولدو.
اؤزونه دئییم می،
اونون اؤلوسونه قبریستاندا یئر تاپمایاندا سیچانلارا گیلئیلندیم
سونرا دریمین آلتیندا سیچان سیچان سیچان اویناقلادی
سونرا شهره یئنی قبریستان دوزلده بیلمه دیک؟
هامیسینی دئیه جم آناما
آتامین قاپیسینی تاپا بیلسم اگر.
تبریز/۹۵ نیگار خانم
نگار خانیم بوگون آذربایجان چاغداش ادبیاتیمیزین ، خصوصا قادین شعرینین ذیروه سینده دایانانلاردان بیردیر. اوخودوغوموز شعرده اونون صنعته، وجدانلا یاناشماسینی گؤسترن نمونه لردن دیر. شعرده بؤیوک و درین قلبلی قارداشلارینین تاریخ بویو، بو زامان ، روزگارین صفحه سیندن سیلینمه یینه کدرله نیر.
شاعیر نه قدر یوکسک اولورسا او قدر انسانین ایچ دونیاسینا یول تاپیر. بورادا نگار خانیم خیال قوشونو شهرین گوی عالمینده، میلیونومونجو مرتبه سینده اوتوردوب و شهر ده اولان فاجعه نی آناسینا رپورتاژ سایاق خبر گؤنده ریر. او انسانلارین سئوینجینی ایتیرمیش و
نیگار خیاوی : شاعیر ، یازیچی ، مترجم .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سحر خیاوی
داریخما

هر دن ائله داریخیرام
دئییرم سوپوروم اؤزومو
تؤکوم زیبیل دولوموزا
بیر کره توپوروم اؤزومو

قویوم قاپی قاباغینا
گؤتورسون منی ماشینلار
نایلون شعر اوخویاندا
بَلَدییه لر چاشسینلار

هر دن ائله داریخیرام
داریخما منی اولاییر
سؤزوم گیزیر تیکان اولور
شعریمده منی دالاییر

هر دن ائله داریخیرام
من ده کی من سئومیر منی
ایچیمده بیر پیس قادینین
جوکگولده ییر یئنه جینی

هر دن ائله داریخیرام
سانکی چکیلیرم دارا
بئینیمده کی دلی قادین
باش گؤتورور گئدیر هارا؟!

هر دن ائله داریخیرام
دئییرم سوپوروم اؤزومو

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کامیل قهرمان اوغلو

آل آپاريبدي ايچيني
آه ... اؤلو توتوب شٙهٙري
خورتدايير اؤلو، كوچه ني
آه ... اؤلو توتوب شٙهٙري


هايدي،هويدو،سسدي، هيسدي
خياوانين اوستو پيسدي
اؤلو شٙهٙرده پوليسدي
آه ... اؤلو توتوب شٙهٙري


خيياوان، كوچه ني گئدير
آغاجلاري مزار گئيير
آه،قيزلاري اؤلو يئيير
آه ... اؤلو توتوب شٙهٙري


جمده كلر گلير اؤپوشه
امجه كلر وورولوب شيشه
بوردا ايت چكيلير ديشه
آه ... اؤلو توتوب شٙهٙري


هارا باخسان اؤلو گلير
بير-بيرينين چينينده دير
شٙهٙر آغزي آچيق قبير
آه ... اؤلو
توتوب
شٙهٙري...


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کیتاب اوخو گل دانیش
بو گئجه 96/12/15 ساعات 21/30 دا ادبیات سئونلر کانالیندا دانیشان: یازیچی ، مترجم خانیم زکیه ذولفقاری عزیز دوسلاری، سایین گروپداشلاری سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زکیه ذولفقاری
کیتاب اوخو گل دانیش بئ برنامه نین بیرینجی قوناغی بو گئجه 96/12/15 خانیم زکیه ذولفقاری یازیچی , مترجم اولدولار .خانیم ذولفقاری نین کیتاب تانتدیمین تقدیم ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatse
زکیه ذولفقاری
بیو گرافی
1341 -ده تبریزین "چوست‌دوزلار" محله‌سینده، پاییزین یاغیشلی بیر گونونده دونیایا گؤز آچدیم. عائله‌نین ایکینجی اوشاغی‌یدیم. آتام بعضی ندنلره گؤره تبریزده قالا بیلمه‌ییب، سالماسا و سونرا دا 1344 -ده مرنده کؤچوب.
فارسجا یازیب، اوخوماغی اورتا مکتبده کامل اؤیرنیب، او واختدان یازماغا باشلادیم. کیچیک ادبی متنلر و یازیلار یازیردیم. هئچ زامان اوخوماقدان غافل اولمادیم. تورکجه اوخویوب، یازماغی 1363-ده ائولنن‌دن سونرا حیات یولداشیمین تشویقیله باشلامیشام. آنجاق جیدی تورکجه یازماغیم 1392-دن ائل‌بیلیمی موسسه‌سینده اولان اوستادلارین،اؤزلیکله حؤرمتلی قارداشیم، جناب مهندس صرافی و سایین خانیم رضی گیلین لوطفویله ، باشلاییب.
فولکویازیلار و رحمتلیک آنامدان ائشیتدیگیم، بیر چوخ ناغیلار، ائل‌بیلیمی بولتنینده چاپ اولوب. اؤز آنا دیلیم و اؤز جینسیمه بورجوم و ماراغیم، منی بو ساحه‌ده یازماغا یؤنلندیردی.
فریبا خانیم وفی‌نین "حتی وقتی می‌خندیم" ‌ هابئله اوریانا فالاچی‌نین، "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" کتابلارینین آذربایجان تورکجه‌سینه ترجمه‌‌م، سون زامانلار ایشیق اوزو گؤروب.
ایران، دونیا و آذربایجانین مشهور قادینلارینین حیاتیندان آذربایجان تورکجه‌سینه ترجمه‌لریم چاپا حاضیردی. بونو بیلیرم یولون باشیندایام اؤیرنمگه چوخ چالیشمالیام. اومید ائدیرم عؤمور قالسا، گؤزل ترجمه‌لر ادبیات دونیاسینا تقدیم ائده‌بیلیم.
ایندی، بؤیوک یازار دؤهتور ریضا براهنی‌نین" رازهای سرزمین من" کیتابین آذربایجان تورکجه سینه ترجمه ائدیرم. آللاه قویسا تئزلیکده ، ایشیق اوزو گورر.
ایکی اولادیم وار. گؤزل مرند شهرینده مهربان حیات یولداشیملاَ یاشاییرام.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کیتاب اوخو گل دانیش 96/12/15
دانیشیر : آپاریجی کریم قربانزاده
https://t.me/Adabiyyatsevanlar