مرگ_ایوان ایلیچ
لئو_تالستوی
وحشت پیشین خود را از مرگ، که به آن عادت کرده بود میجست و آن را نمییافت. «پس کجاست؟ چه مرگی؟» دیگر وحشتی از مرگ نداشت. زیرا دیگر اثری از مرگ پیدا نبود. به جای مرگ روشنایی بود…
.
.
.
او گاهی بعد از رنجی طولانی بیش از همه چیز دلش میخواست که کسی برایش مثل طفل بیماری غمخواری کند. دلش میخواست مثل طفلی که ناز و نوازشش میکنند، رویش را ببوسند یا برایش اشک بریزند و دلداریاش بدهند.
.
.
.
او برای خودش زندگی نمیکرد؛ بلکه برای مردم زندگی میکرد. او عاشقانه کار میکرد اما نه برای عشق به کارش؛ بلکه برای تأییدی که برایش به همراه داشت.
.
.
.
تلخترین رنج ایوان ایلیچ آن بود که هیچکس آنجور که او میخواست غم او را نمیخورد. او گاهی بعد از رنجی طولانی بیش از همهچیز دلش میخواست که (گرچه از اقرار به این معنا شرم داشت) کسی برایش مثل طفل بیماری غمخواری کند. دلش میخواست مثل طفلی که ناز و نوازشش میکنند رویش را ببوسند یا برایش اشک بریزند و دلداریاش بدهند.
.
.
.
احساس میکرد که او را همراه با دردش در کیسهی تنگ عمیق و سیاهی میچپانند و مدام بهزور فروتر میبرند اما نمیتوانند به ته کیسه برسانند و این کار، گذشته از وحشتناکی، برای او، با عذابی ناگفتنی همراه بود. او میترسید و در عین حال میل داشت که به انتهای کیسه برسد و تقلا میکرد که خود را خلاص کند و در عین حال کمک میکرد تا فروتر برود.
.
.
.
دیگر خودداری نکرد و مثل طفلی به گریه افتاد. بر درماندگی خود میگریست و بر تنهایی سیاه خود و از سنگدلی آدمها و از بیرحمی خدا که رهایش کرده بود.
.
.
.
اولین مفهوم روشن و بیان شدنی با کلامی که شنید این بود :
چه میخواهی؟
و او جواب داد
چه میخواهم؟ میخواهم انقدر عذاب نکشم...
میخواهم زندگی کنم
مثل این بود که پیوسته با سیلی یکنواخت از سراشیبی فرو میلغزم؛
و گمان میکردم که به سوی قله صعود میکنم
و به راستی همینطور بود.
در انظار مردم، در راه اعتبار و عزت بالا میرفتم
و زندگی با همان شتاب از زیر پایم میگذشت و از من دور میشد
تا امروز که مرگ بر درم میکوبد.
چطور ممکن است که زندگی انقدر پوچ و بیمعنا و پلید باشد..؟
ناگهان این فکر از ذهنش گذشت که
شاید من آنطور که شایسته بود زندگی نکرده ام.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
لئو_تالستوی
وحشت پیشین خود را از مرگ، که به آن عادت کرده بود میجست و آن را نمییافت. «پس کجاست؟ چه مرگی؟» دیگر وحشتی از مرگ نداشت. زیرا دیگر اثری از مرگ پیدا نبود. به جای مرگ روشنایی بود…
.
.
.
او گاهی بعد از رنجی طولانی بیش از همه چیز دلش میخواست که کسی برایش مثل طفل بیماری غمخواری کند. دلش میخواست مثل طفلی که ناز و نوازشش میکنند، رویش را ببوسند یا برایش اشک بریزند و دلداریاش بدهند.
.
.
.
او برای خودش زندگی نمیکرد؛ بلکه برای مردم زندگی میکرد. او عاشقانه کار میکرد اما نه برای عشق به کارش؛ بلکه برای تأییدی که برایش به همراه داشت.
.
.
.
تلخترین رنج ایوان ایلیچ آن بود که هیچکس آنجور که او میخواست غم او را نمیخورد. او گاهی بعد از رنجی طولانی بیش از همهچیز دلش میخواست که (گرچه از اقرار به این معنا شرم داشت) کسی برایش مثل طفل بیماری غمخواری کند. دلش میخواست مثل طفلی که ناز و نوازشش میکنند رویش را ببوسند یا برایش اشک بریزند و دلداریاش بدهند.
.
.
.
احساس میکرد که او را همراه با دردش در کیسهی تنگ عمیق و سیاهی میچپانند و مدام بهزور فروتر میبرند اما نمیتوانند به ته کیسه برسانند و این کار، گذشته از وحشتناکی، برای او، با عذابی ناگفتنی همراه بود. او میترسید و در عین حال میل داشت که به انتهای کیسه برسد و تقلا میکرد که خود را خلاص کند و در عین حال کمک میکرد تا فروتر برود.
.
.
.
دیگر خودداری نکرد و مثل طفلی به گریه افتاد. بر درماندگی خود میگریست و بر تنهایی سیاه خود و از سنگدلی آدمها و از بیرحمی خدا که رهایش کرده بود.
.
.
.
اولین مفهوم روشن و بیان شدنی با کلامی که شنید این بود :
چه میخواهی؟
و او جواب داد
چه میخواهم؟ میخواهم انقدر عذاب نکشم...
میخواهم زندگی کنم
مثل این بود که پیوسته با سیلی یکنواخت از سراشیبی فرو میلغزم؛
و گمان میکردم که به سوی قله صعود میکنم
و به راستی همینطور بود.
در انظار مردم، در راه اعتبار و عزت بالا میرفتم
و زندگی با همان شتاب از زیر پایم میگذشت و از من دور میشد
تا امروز که مرگ بر درم میکوبد.
چطور ممکن است که زندگی انقدر پوچ و بیمعنا و پلید باشد..؟
ناگهان این فکر از ذهنش گذشت که
شاید من آنطور که شایسته بود زندگی نکرده ام.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
چرشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا
بؤیوک تورک شاعری ناظم حکمت و تورک دنیاسی...
پرفسور. دکتر علی قافقازییالی
نوبل آکادمیک یایینجیلیک کتاب، آنکارا، 2023
چئویرن: مجید تیموری فر (م. صفا)
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بؤیوک تورک شاعری ناظم حکمت و تورک دنیاسی...
پرفسور. دکتر علی قافقازییالی
نوبل آکادمیک یایینجیلیک کتاب، آنکارا، 2023
چئویرن: مجید تیموری فر (م. صفا)
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بؤیوک تورک شاعری ناظم حکمت و تورک دونیاسی...
پروفسور، دکتر علی قافقازییالی
چئویرن: م. صفا
(یئددینجی حیصّه)
ناظم حکمت آنکارایا چاغیریلدی.
۱۹۲۰-جی ایل آپرئل ۴-۵ تاریخلرینده آنکارادا مصطفی کمال پاشانین صدرلیگی ایله یونوس نادی، خالیده ادیب و دؤکتور آدنان (آدیوار) کیمی شخصلرین اشتراکی ایله ایستانبولدان دعوت اولوناجاق شخصلرین سیاهیلارینی مذاکره ائتمک و ترتیب ائتمک اوچون بیر ایجلاس کئچیریلدی. ناظم حکمتین آدی حاظیرلانمیش سیاهی یه داخیل ائدیلدی. لاکین دعوت اولونانلارین سیاهیسی یالنیز ۱۹۲۰-جی ایلین نویابریندا ایستانبولا چاتدی."
آی حربی پولیس تشکیلاتی، ایستانبول پولیس ایدارهسیندهکی آداملاریندان ناظم و (والا) اوچون فرقلی آدلار آلتیندا شخصیت وثیقهلری و نقلیات ایجازهلری حاضیرلاماغی امر ائتدی.
"ایستانبول پولیس ایدارهسیندن آز-چوخ آنکارادا ایشلهین بیر 'میللتچی' مولکی گئییملی پولیس منی تاپدی و دئدی کی، یانوارین ایلک گونونده گمی ایله اینئبولویا یولا دوشجه ییک، دوستوم (والا) یانیمدا اولاجاق و ساختا آدلار آلتیندا 'یومورتا تاجیری' کیمی پئشهلریمیزی اؤزونده عکس ائتدیرهن ترانزیت ایجازهلریمیز داها سونرا بیزه چاتدیریلاجاق. سونرا علاوه ائتدی: 'سندن باشقا گمیده آنکارادان گلن دیگر سرنیشینلر و ایکی شاعر اولاجاق!' ماراقلاناراق سوروشماقدان اؤزومو ساخلایا بیلمه دیم: 'بو شاعرلر کیمدیر؟' گؤرونور، آتاجا ضابطین درحال نئجه جیددی لشدیگینی هئچ واخت اونوتمایاجاغام: 'اوردودا و پولیسده سوال وئرمیرسن. سادهجه سنه دئییلن لری ائدیرسن... بیر شئی ده، وار. گمیده اولاجاغین گمی پامبیق باغلامالاری ایله یوکلنهجک. سحرین قارانلیغیندا گمی یه مینهجکسن، بو گونلرده آلاجاغین ایجازهلری گؤسترهجکسن و بو باغلامالارین آراسیندا...'" 'گیزلنهجکسن. یولا دوشمزدن اول ایشغال پاتروللاری یوخلاما اوچون گمی یه مینه بیلرلر. اگر یاخالانسانیز، بیزیم آدیمیزی چکمه یین. باشا دوشدونوزمو؟» من جاواب وئردیم: «باشا دوشدوم!»
***
باجیمی اؤپوب قوجاقلادیم. آرتیق او، بؤیوموش حساب اولونوردو. «بیر مدت دوستلاریملا اولاجاغام، ناراحات اولما و هئچ کیمه دئمه...» دئدیم. عائلهده منی اونسوز دا باشا دوشهجک یئگانه اینسان او ایدی. آنام پاریسده ایدی. آتاما حقیقتی دئمک منه قاداغان اولونموشدو و دئسه یدیم، یقین کی، منی فیکریندن داشیندیرماغا چالیشاجاقدی. ۱۹۲۰-جی ایلین سون آخشامیندا بیر شئعیر یازدیم و اونو، اونون ماساسینین اوستونه قویدوم. اونو «آتام»آ حصر ائتمه یی اونوتمادیم. آنامدان آیریلدیغینا گؤره هله ده اونا قارشی کین ساخلاییردیم و آغلیمدا گلهجک ایللرده منیم یوزومدن نه قدر چتینلیکلر و عذابلار چکهجک بو جسور اینسانلا ویدالاشیردیم...»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیاتی
هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
قابل توجه مسولان آموزش و پرورش.
سلام ؛خواهش میکنم صدای بچههای کلاس دوازدهم را به گوش مسئولان برسانید.
دانشآموزان کلاس دوازدهم، امسال فقط سه ماه مدرسه رفتند البته اگه بشه اسمش رو مدرسه گذاشت، هر هفته دو روز بخاطر سرما و آلودگی و ... تعطیل شدند، بعد دی ماه شروع شد، چند تا امتحان دادند بعد دوباره اوضاع بهم ریخت، اینترنت هم که هیچ، بعد هم با هزار مصیبت، بهمن ماه مدارس باز شد، بعد از چند روز باز هم اسفند جنگ شد، تعطیلی، استرس، نبود اینترنت و تعطیلی مدارس و درس و هیچ.... تا تیر ماه که الانم میخوان امتحان نهایی حضوری بگیرند، بعد هم ۶۰ درصد نمرات را در کنکور دخالت بدهند!!!!!!!!!
آخه این چه عدالتیست؟؟؟
خواهش میکنم صدای بچههای بیگناه دوازدهم باشید
لااقل
امتحانات را مجازی کنید
تاثیر در کنکور را مثبت کنید
امتحانات را بعد از اربعین برگزار کنید شاید بیشتر وقت برای درس خواندن باشد
امسال را مجازی بگیرید بچهها دیپلم بگیرند بعد اگر خواستند سال بعد ترمیم نمره میدهند
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
قابل توجه مسولان آموزش و پرورش.
سلام ؛خواهش میکنم صدای بچههای کلاس دوازدهم را به گوش مسئولان برسانید.
دانشآموزان کلاس دوازدهم، امسال فقط سه ماه مدرسه رفتند البته اگه بشه اسمش رو مدرسه گذاشت، هر هفته دو روز بخاطر سرما و آلودگی و ... تعطیل شدند، بعد دی ماه شروع شد، چند تا امتحان دادند بعد دوباره اوضاع بهم ریخت، اینترنت هم که هیچ، بعد هم با هزار مصیبت، بهمن ماه مدارس باز شد، بعد از چند روز باز هم اسفند جنگ شد، تعطیلی، استرس، نبود اینترنت و تعطیلی مدارس و درس و هیچ.... تا تیر ماه که الانم میخوان امتحان نهایی حضوری بگیرند، بعد هم ۶۰ درصد نمرات را در کنکور دخالت بدهند!!!!!!!!!
آخه این چه عدالتیست؟؟؟
خواهش میکنم صدای بچههای بیگناه دوازدهم باشید
لااقل
امتحانات را مجازی کنید
تاثیر در کنکور را مثبت کنید
امتحانات را بعد از اربعین برگزار کنید شاید بیشتر وقت برای درس خواندن باشد
امسال را مجازی بگیرید بچهها دیپلم بگیرند بعد اگر خواستند سال بعد ترمیم نمره میدهند
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
آیی وسیچانین ناغیلی
بيرآيي راحاتجا ياتميشدي.
اوْ، اوزانيب ايستراحت ائدركن بيرسيچان گزه - گزه گليب اوستونه چيخدي .
آيي يوخودان اوياندي .

اَل آتيب سيچاني توتدو .
سيچان آيي يا يالواري بدئدي :
- سن گَل مني بوراخ، يئري دوشنده منده عوضيني چيخارام .
آيي گوله - گوله دئدي :
- سن منه نه ياخشيليق ائده بيلرسن؟
سونرا اوُ، سيچاني بوراخدي .

بير اوْوچو (شكارچي ) مئشه ده تور قورموشدو .
آيي همين تورا دوشدو .
نه قدر اَللشدي سه ده توردان خيلاص اولا بيلمدي .
آيي نعره چكيب فغان ائتدي .
گؤزلرينين ياشي سئل كيمي آخدي واونون توردان خيلاص اولماغا هئچ بير اوميدي يوخ ايدي .
سيچان آيينين آه - ناله سيني ائشيتدي .
بيلدي كي،آيي تله يه دوشوب .

اوْ، تئز اؤزونو اورايا چاتديردي .
گليب ايتي ديشلري ايله تورو كسدي .
آييني خيلاص ائتدي .
آيي دئدي : قالميشديم قمده،ياخشيليق ايتمزايميش عالمده .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آیی وسیچانین ناغیلی
بيرآيي راحاتجا ياتميشدي.
اوْ، اوزانيب ايستراحت ائدركن بيرسيچان گزه - گزه گليب اوستونه چيخدي .
آيي يوخودان اوياندي .

اَل آتيب سيچاني توتدو .
سيچان آيي يا يالواري بدئدي :
- سن گَل مني بوراخ، يئري دوشنده منده عوضيني چيخارام .
آيي گوله - گوله دئدي :
- سن منه نه ياخشيليق ائده بيلرسن؟
سونرا اوُ، سيچاني بوراخدي .

بير اوْوچو (شكارچي ) مئشه ده تور قورموشدو .
آيي همين تورا دوشدو .
نه قدر اَللشدي سه ده توردان خيلاص اولا بيلمدي .
آيي نعره چكيب فغان ائتدي .
گؤزلرينين ياشي سئل كيمي آخدي واونون توردان خيلاص اولماغا هئچ بير اوميدي يوخ ايدي .
سيچان آيينين آه - ناله سيني ائشيتدي .
بيلدي كي،آيي تله يه دوشوب .

اوْ، تئز اؤزونو اورايا چاتديردي .
گليب ايتي ديشلري ايله تورو كسدي .
آييني خيلاص ائتدي .
آيي دئدي : قالميشديم قمده،ياخشيليق ايتمزايميش عالمده .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
هاشیم ترلان
خوروز
خوروز - خوروز جان خوروز
گؤزلری مرجان خوروز
قانادلاری قیرمیزی
قویروغو الوان خوروز
گاه دان آغ دون گئییرسن
اولورسان مستان خوروز
باشیندا آل تاجین وار
دیللرده دستان خوروز
قوق - قولو قو دیلینده
سسینده فرمان خوروز
هارای سالیرسان هردن
آچیلمامیش دان خوروز
یاتانلاری دبردیب
وئریرسن اذان خوروز
بعضن واخ سیز بانلاییب
وئرمیرسن آمان خوروز
باشقا خوروز گؤرنده
باشلانیر داوان خوروز
یارالانیرسان آخیر
شاققالیندان قان خوروز
هرنه اولسان قشنگ سن
گؤزلری مرجان خوروز
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
هاشیم ترلان
خوروز
خوروز - خوروز جان خوروز
گؤزلری مرجان خوروز
قانادلاری قیرمیزی
قویروغو الوان خوروز
گاه دان آغ دون گئییرسن
اولورسان مستان خوروز
باشیندا آل تاجین وار
دیللرده دستان خوروز
قوق - قولو قو دیلینده
سسینده فرمان خوروز
هارای سالیرسان هردن
آچیلمامیش دان خوروز
یاتانلاری دبردیب
وئریرسن اذان خوروز
بعضن واخ سیز بانلاییب
وئرمیرسن آمان خوروز
باشقا خوروز گؤرنده
باشلانیر داوان خوروز
یارالانیرسان آخیر
شاققالیندان قان خوروز
هرنه اولسان قشنگ سن
گؤزلری مرجان خوروز
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
آهارسی پادشاه ببر
چئویرمه: منیژه جمنژاد
اوچونجو بولوم ،سون.
زودی پنجهسینی بوزا ووروب، آستاجا دئدی:
«هامیمیز وطن اوزلَمی چَکریک، آهارسی. آما باخ بیزیم گؤرونوشوموزه — بیز او قَدرده فرقلی دئییلیک. سَن بنگالدانسان، من آفریقادانام، آما بیزیم بیغلاریمیز بیربیرینین آیناسی کیمیدیر!. باخ بورا...»
او، پَنجهسیله بوزون اوستونده زیگزاگ بیر چیزیق چکدی کی آچیق ایشیق دا پاریلدادی.
«ایکیمیزینده بونلاردان واریمیز!» – دئدی زودی، گؤلومسهدی و پَنجهلرینی گؤستردی.
---
اوچونجو بولوم
بو آن دا فیل لرین قفسی طرفیندن باغین گوشه سیندن اوجا شیپور سسی گلدی:
آهارسی دئدی: « اونلار فرقلی دیر... بیز ایکیمیز ده پیشیک لردنیک. من او فیل لرکیمی دئییلم. »
زودی گؤلدو:
«اونلار فرقلی گؤرونرلر، فرقلی سَس چیخاردیرلار، آمّا من شرط ائلَیرم کی، فیللر ده وطن اوزلمی چَکرلر. دوز بیزیم کیمی.»
آهارسی شک لی دئدی: «آما فیل لر چوخ گوجلودولر؛ اونلار هئچ زامان اوزولمزلر ائله دیر؟ آنام دئیردی فیل لر هئچ نه یی اونودمازلار!»
زودی گؤلوب دئدی:
«دوزدور! فیل، هیچ زامان اونوتماز!»
« امینم کی، زبرالار هیچ زامان قورخمازلار!» – دئدی آهارسی.
« اونلاری باغبانین تراکتورو سَسینی ائشیدَنده گؤرمَهمیسن؟» – دئدی زودی.
« کروکودیللر نئجه؟ اونلار دا قورخورلار، یا اوزگون اولورلار؟» – دییه سوروشدو آهارسی.
«اونلاری گؤرمَهمیسن نئجه سویون آلتیندا گیزلنیرلر؟» – دئدی زودی. هامیمیز هردن ائویمیزی اوزولورک آهارسی.
بو فرقلیلی اولمامیز اونون اوچوندور. بیز فرقلیییک کی، کیم اولدوغوموزو اونودمایاق. من باخ، بئله اوزون قویروغوم وار – یادیما سالیر کی، بیز پلنگلر آغاجلارین باشیندا ان یاخشی کندیربازلاریق!»
آهارسی گولومسه دی:
«منیم ده شیریقلاریم وار، اوت علف لرین آراسیندا گیزلنرم. بیز ببرلر بنگالین ان یاخشی اووچوسویوق!»
زودی گؤلومسه دی:
«دوزدور. شیریقلارین همشه سنینله قالاجاق، آهارسی.»
آهارسی دئدی:
«ائله فیللر ده، اوزوگون اولسالار، اونلارین خرطوم لارینا باخیب، ان یاخشی اوزگونچو اولدوقلارینی یادا سالا بیلرلر. کروکودیللر ده، قورخاندا، بارماقلارینین آراسیندا کی پردهلره باخیب، یادا سالارلار، اونلار چایلارین ان هیزلی اوزنلری دیر...»
جوان ببرین گؤزلری آستا-آستا آغیرلاشدی.
هاوا آرتیق قارالمیشدی، حیوانلارین باغی مینلرحیوانین سسی له دولموشدو. بیرآزی خاللی، بیرآزی یول یول، بیر بیرینه بنزرسیز.
گؤیده میلیونلار اولدوز پارلادیقدا، آهارسی آنلادی کی، حیوانلار دییشیک اولسالار دا، اونلارین ایچینده بنزر حسلَری وار.
آهارسی اوندا بیلدی کی، او هئچ زامان تک قالمایاجاق، اوز ائوینی اورهیینده داشیاجاق دیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آهارسی پادشاه ببر
چئویرمه: منیژه جمنژاد
اوچونجو بولوم ،سون.
زودی پنجهسینی بوزا ووروب، آستاجا دئدی:
«هامیمیز وطن اوزلَمی چَکریک، آهارسی. آما باخ بیزیم گؤرونوشوموزه — بیز او قَدرده فرقلی دئییلیک. سَن بنگالدانسان، من آفریقادانام، آما بیزیم بیغلاریمیز بیربیرینین آیناسی کیمیدیر!. باخ بورا...»
او، پَنجهسیله بوزون اوستونده زیگزاگ بیر چیزیق چکدی کی آچیق ایشیق دا پاریلدادی.
«ایکیمیزینده بونلاردان واریمیز!» – دئدی زودی، گؤلومسهدی و پَنجهلرینی گؤستردی.
---
اوچونجو بولوم
بو آن دا فیل لرین قفسی طرفیندن باغین گوشه سیندن اوجا شیپور سسی گلدی:
آهارسی دئدی: « اونلار فرقلی دیر... بیز ایکیمیز ده پیشیک لردنیک. من او فیل لرکیمی دئییلم. »
زودی گؤلدو:
«اونلار فرقلی گؤرونرلر، فرقلی سَس چیخاردیرلار، آمّا من شرط ائلَیرم کی، فیللر ده وطن اوزلمی چَکرلر. دوز بیزیم کیمی.»
آهارسی شک لی دئدی: «آما فیل لر چوخ گوجلودولر؛ اونلار هئچ زامان اوزولمزلر ائله دیر؟ آنام دئیردی فیل لر هئچ نه یی اونودمازلار!»
زودی گؤلوب دئدی:
«دوزدور! فیل، هیچ زامان اونوتماز!»
« امینم کی، زبرالار هیچ زامان قورخمازلار!» – دئدی آهارسی.
« اونلاری باغبانین تراکتورو سَسینی ائشیدَنده گؤرمَهمیسن؟» – دئدی زودی.
« کروکودیللر نئجه؟ اونلار دا قورخورلار، یا اوزگون اولورلار؟» – دییه سوروشدو آهارسی.
«اونلاری گؤرمَهمیسن نئجه سویون آلتیندا گیزلنیرلر؟» – دئدی زودی. هامیمیز هردن ائویمیزی اوزولورک آهارسی.
بو فرقلیلی اولمامیز اونون اوچوندور. بیز فرقلیییک کی، کیم اولدوغوموزو اونودمایاق. من باخ، بئله اوزون قویروغوم وار – یادیما سالیر کی، بیز پلنگلر آغاجلارین باشیندا ان یاخشی کندیربازلاریق!»
آهارسی گولومسه دی:
«منیم ده شیریقلاریم وار، اوت علف لرین آراسیندا گیزلنرم. بیز ببرلر بنگالین ان یاخشی اووچوسویوق!»
زودی گؤلومسه دی:
«دوزدور. شیریقلارین همشه سنینله قالاجاق، آهارسی.»
آهارسی دئدی:
«ائله فیللر ده، اوزوگون اولسالار، اونلارین خرطوم لارینا باخیب، ان یاخشی اوزگونچو اولدوقلارینی یادا سالا بیلرلر. کروکودیللر ده، قورخاندا، بارماقلارینین آراسیندا کی پردهلره باخیب، یادا سالارلار، اونلار چایلارین ان هیزلی اوزنلری دیر...»
جوان ببرین گؤزلری آستا-آستا آغیرلاشدی.
هاوا آرتیق قارالمیشدی، حیوانلارین باغی مینلرحیوانین سسی له دولموشدو. بیرآزی خاللی، بیرآزی یول یول، بیر بیرینه بنزرسیز.
گؤیده میلیونلار اولدوز پارلادیقدا، آهارسی آنلادی کی، حیوانلار دییشیک اولسالار دا، اونلارین ایچینده بنزر حسلَری وار.
آهارسی اوندا بیلدی کی، او هئچ زامان تک قالمایاجاق، اوز ائوینی اورهیینده داشیاجاق دیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
یاخشیلیغی اونوتمایین چیچانلار
یازان : علی صمدلی
کؤچورن : علی آغ گونئيلی - ابرازی
کتاب : ژنرالین اوشاقلیغی - ناغیللاربؤلومو
ایرفان ، سیچانلاری مطبخده اؤز گؤزوایله گؤرموشدو. بیری بؤیوک ، بیری کیچیک ایدی . یقین آنا – بالا ایدیلر . آنا قاباقدا ، بالاسی ایسه اونون آردینجا گئدیردی، ائح، یازیق سیچانلار مطبخ ده نه تاپیب یئسینلر کی . ایرفانین آناسی مطبخی گونده ان آزی اوچ دفعهسیلیب سوپوروردو. یقین کی ، سیچانلار آجیندان گزیردیلر. ایرفانی گؤره ن کیمی قاچیب گؤزدن ایتیردیلر. ایرفان آناسیندان ننه سیندن خلوتی مطبخده کی ایستولون آلتینا قوروچؤره ک تیکه سی قویدو. سحر هامی دان تئز دوروب مطبخه قاچدی . چؤره ک قیرینتیسی یئرینده یوخ ایدی . یقین کی، اونو سیچانلار یئمیشدی . ایرفان بونا چوخ سئویندی . بس نییه گؤرونموردولر . بلکه مندن قورخوردولار . من کی ، اونلارا یاخینلیق ائتدیم . چؤره ک وئردیم . مطبخ بوش اولان کیمی ایرفان اورایا قاچیر ، کونجده ایلشیب سیچانلارین یولونوگؤزله ییردی . « آها ، گلدیلر. یئنه ایکی دنه دی لر . اؤزلری دیر کی ، وار آنا – بالا .باخ .ینه آنا قاباقدا گئدیر . بالادا اونون آردینجا . یعقین یئنه یئمک آختاریرلار. ایندی جه سیزه یئمک وئره رم » ایرفان قاچیب سویودوجودان ایکی فال کالباس کسیب گتیردی . اونلارین کئچدییی یولون اوستونه قویدو و سونرا گؤزله دی . او ، گؤزله ییردی کی ، ا.نلار کالباسی نئجه یئیجکلر.
ایرفان فیکیرلشیردی ، سیچانلار نییه سئومیرلر ، گؤره سن ؟ اونا تله قورورلار ، زهر وئریرلر، ائولرده سیچانلاری قیرماق اوچون خوصوصی پیشیک ساخلاییرلار . یادینا دوشدوکی، سیچانلار بیر دفعه آناسی نین چکمه لرینی گمیریب زای ائتمیشدیلر. او ، اؤز – اؤزونه دئدی ، ــ آج قالاندا البته ائدرلر . اونلارین یئمک پایینی وئریر ، هئچ نَیَه توخونمازلار .
ایرفانین چکمه لری آیاغینی سیخیردی . بو تزه و ایستی قیش چکمه سینی هر گون اونا تاکید له گئیدیریردیلر . ایرفان هر گون اونونلا فوتبال اویناییردی . آنجاق چکمه داغیلیب کؤهنلمک بیلمیردی . ایرفان نه قدر چالیشیردی بو چکمه دن جانینی قورتارا بیلمیردی . ایندی اونون خیالیندان بیر فیکیر کئچدی . نه یاخشی اولاردی ، چکمه لریمی چیچانلار آپارایدیلار . اونا تزه چکمه آلاردیلار. اؤزو ده آیاغینی سیخمایان چکمه ، ائح ، چیچانلارین او بویدا چکمه لره گوجو چاتارکی ، بیرده کی، چکمه لر سیچانلارین نه یینه لازیمدی . ائح ، هئچ اولماسا دیدیشدیریب ائدردیلر . گئجه هامی یاتمیشدی . ایرفان یاتاغیندان قالخیب مطبخه کئچدی ، ایشیغی یاندیردی . گؤزلرینه اینانمادی . سیچانلار مطبخ ایستولونون آلتیندا دایانیب مادیم – مادیم اونا باخیردی . سانکی اونلار دئییردی :
ــ سن بوگونلر بیزی یاددان چیخارمیسان ، یئمه یه هئچ نه وئرمیرسن .
ایرفان اونلارا جاواب وئردی :
ــ ائح ، فوتبالدان یورغون گلیرم ، یادیما دوشمور کی ، سیزه یئمک وئرم .
ــ نه یاخشی ایندی یوخودان اویاندین؟
ایرفان اؤز – اؤزونه فیکیرلشدی : ــ گؤره سن یوخودان نه یه اویاندیم ؟ آیاغینین آغریسی یادینا دوشدو :
ــ آیاقلاریمین آغریسیندان .
ــ آیاقلارین نییه آغریییر؟
ــ آیاق قابیلاریمدان . آیاقلاریمی سیخیر .
ــ ائح ، اونلارین چاره سی بیزده .
سیچانلار بونو دئیَن کیمی قالخیب گئتدیلر . ایرفان آیاق قابیلارینی گتیریب سیچانلار اوتوران یئره قویدو و گئدیب یاتدی . سحر آیاق قابیلارینی گئینده گؤزلرینه اینانمادی . هر ایکیسینین ایچینی سیچانلار گمیرمیشدی . ایندی آیاغینا نئجه ده راحات اولوردولار . ایرفان اؤز ـ اؤزونه :
ــ دئمک سیچانلار دا یاخشیلیغی اونوتمورلار ، ـ دئدی .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یاخشیلیغی اونوتمایین چیچانلار
یازان : علی صمدلی
کؤچورن : علی آغ گونئيلی - ابرازی
کتاب : ژنرالین اوشاقلیغی - ناغیللاربؤلومو
ایرفان ، سیچانلاری مطبخده اؤز گؤزوایله گؤرموشدو. بیری بؤیوک ، بیری کیچیک ایدی . یقین آنا – بالا ایدیلر . آنا قاباقدا ، بالاسی ایسه اونون آردینجا گئدیردی، ائح، یازیق سیچانلار مطبخ ده نه تاپیب یئسینلر کی . ایرفانین آناسی مطبخی گونده ان آزی اوچ دفعهسیلیب سوپوروردو. یقین کی ، سیچانلار آجیندان گزیردیلر. ایرفانی گؤره ن کیمی قاچیب گؤزدن ایتیردیلر. ایرفان آناسیندان ننه سیندن خلوتی مطبخده کی ایستولون آلتینا قوروچؤره ک تیکه سی قویدو. سحر هامی دان تئز دوروب مطبخه قاچدی . چؤره ک قیرینتیسی یئرینده یوخ ایدی . یقین کی، اونو سیچانلار یئمیشدی . ایرفان بونا چوخ سئویندی . بس نییه گؤرونموردولر . بلکه مندن قورخوردولار . من کی ، اونلارا یاخینلیق ائتدیم . چؤره ک وئردیم . مطبخ بوش اولان کیمی ایرفان اورایا قاچیر ، کونجده ایلشیب سیچانلارین یولونوگؤزله ییردی . « آها ، گلدیلر. یئنه ایکی دنه دی لر . اؤزلری دیر کی ، وار آنا – بالا .باخ .ینه آنا قاباقدا گئدیر . بالادا اونون آردینجا . یعقین یئنه یئمک آختاریرلار. ایندی جه سیزه یئمک وئره رم » ایرفان قاچیب سویودوجودان ایکی فال کالباس کسیب گتیردی . اونلارین کئچدییی یولون اوستونه قویدو و سونرا گؤزله دی . او ، گؤزله ییردی کی ، ا.نلار کالباسی نئجه یئیجکلر.
ایرفان فیکیرلشیردی ، سیچانلار نییه سئومیرلر ، گؤره سن ؟ اونا تله قورورلار ، زهر وئریرلر، ائولرده سیچانلاری قیرماق اوچون خوصوصی پیشیک ساخلاییرلار . یادینا دوشدوکی، سیچانلار بیر دفعه آناسی نین چکمه لرینی گمیریب زای ائتمیشدیلر. او ، اؤز – اؤزونه دئدی ، ــ آج قالاندا البته ائدرلر . اونلارین یئمک پایینی وئریر ، هئچ نَیَه توخونمازلار .
ایرفانین چکمه لری آیاغینی سیخیردی . بو تزه و ایستی قیش چکمه سینی هر گون اونا تاکید له گئیدیریردیلر . ایرفان هر گون اونونلا فوتبال اویناییردی . آنجاق چکمه داغیلیب کؤهنلمک بیلمیردی . ایرفان نه قدر چالیشیردی بو چکمه دن جانینی قورتارا بیلمیردی . ایندی اونون خیالیندان بیر فیکیر کئچدی . نه یاخشی اولاردی ، چکمه لریمی چیچانلار آپارایدیلار . اونا تزه چکمه آلاردیلار. اؤزو ده آیاغینی سیخمایان چکمه ، ائح ، چیچانلارین او بویدا چکمه لره گوجو چاتارکی ، بیرده کی، چکمه لر سیچانلارین نه یینه لازیمدی . ائح ، هئچ اولماسا دیدیشدیریب ائدردیلر . گئجه هامی یاتمیشدی . ایرفان یاتاغیندان قالخیب مطبخه کئچدی ، ایشیغی یاندیردی . گؤزلرینه اینانمادی . سیچانلار مطبخ ایستولونون آلتیندا دایانیب مادیم – مادیم اونا باخیردی . سانکی اونلار دئییردی :
ــ سن بوگونلر بیزی یاددان چیخارمیسان ، یئمه یه هئچ نه وئرمیرسن .
ایرفان اونلارا جاواب وئردی :
ــ ائح ، فوتبالدان یورغون گلیرم ، یادیما دوشمور کی ، سیزه یئمک وئرم .
ــ نه یاخشی ایندی یوخودان اویاندین؟
ایرفان اؤز – اؤزونه فیکیرلشدی : ــ گؤره سن یوخودان نه یه اویاندیم ؟ آیاغینین آغریسی یادینا دوشدو :
ــ آیاقلاریمین آغریسیندان .
ــ آیاقلارین نییه آغریییر؟
ــ آیاق قابیلاریمدان . آیاقلاریمی سیخیر .
ــ ائح ، اونلارین چاره سی بیزده .
سیچانلار بونو دئیَن کیمی قالخیب گئتدیلر . ایرفان آیاق قابیلارینی گتیریب سیچانلار اوتوران یئره قویدو و گئدیب یاتدی . سحر آیاق قابیلارینی گئینده گؤزلرینه اینانمادی . هر ایکیسینین ایچینی سیچانلار گمیرمیشدی . ایندی آیاغینا نئجه ده راحات اولوردولار . ایرفان اؤز ـ اؤزونه :
ــ دئمک سیچانلار دا یاخشیلیغی اونوتمورلار ، ـ دئدی .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
برگی از مجلد پنجم «فرهنگ ساوالان»
اوْنقون-Onqun
𐰆𐰣𐰴𐰣
معنا: پربرکت. پربهره. خوشبخت. توتم. حیوان یا گیاه و یا هر چیز محترم برای قبیله. پرچم.
اوْنقون آلماق: شانس چیزی یا کسی را گرفتن.
اوْنقونسوز: آنکه آینده اش روشن نیست.
اوْنقون گون: پنج شنبه.
اوْنقونلوق: برکت.
****
اُونقون: Onqon, Onqun
معنی:
فرخنده، خجسته، مبارک، نیرومند، توانمند، اصل، بنیاد، ریشه، راست، درست، نشان، علامت، تمغا، مُهر، نماد، سمبل، تأیید، تصدیق، پربرکت، پربار، حاصلخیز، آباد، آبادان، شکوفا، سودمند، کارآمد، خوشبخت، سعادتمند، برکت، فیض، بُت، توتم (جانور یا شیء مقدسِ قبیله)، ارواح، اشباح، سایههای ارواح، هیئت یا نمودِ روح
ترکی آذربایجانی:
اوغورلو، گوجلو، توز، توس (اصل، بنیاد)، دوز
دامغا، سان، سیمگه، تصدیق، بول، بَرَکَتلی، وریملی، بایئیندیر،گلیشمیش
یارارلی، موتلو، قوتلو، اونقونچولوق، اونقونلوق = بَرَکَت، فیض، بؤت، توتم
اود پیرنسی، روحلار، اوزوتلر، شَبَهلَر، قارالتی، خوت، خوتدان (روحون گؤرونتوسو)
توضیح:
واژهی onqon - oŋgon از کهنترین واژههای ترکی است و در منابع شمنی اهمیت فراوانی دارد. این واژه تنها به معنی «خوشیمن» نیست، بلکه به روحِ نگهبان، توتم قبیله، نیروی مقدس و منشأ برکت و قدرت نیز اطلاق میشود. در فرهنگ ترکان و مغولان، اُونقون معمولاً حیوان، پرنده یا شیئی مقدس بود که حامی خاندان یا قبیله بهشمار میرفت.
این واژه با ریشهی oŋ -اوْنْغ به معنای «راست، نیک، فرخنده، مبارک» همخانواده است و با واژههایی مانند oŋar-، oŋal-، oŋay، oŋat در یک خانوادهی ریشهشناختی قرار میگیرد.
پربرکت، پربهره، خوشبخت، فرخنده، صاحب بخت نیک، توتم قبیله، حیوان مقدس قبیله، گیاه مقدس قبیله، نماد هویتی قبیله، نشان قبیله، پرچم
معنا در فرهنگ دورفر (Doerfer)
توتم، نشان قبیله، حیوان یا شیء مقدس وابسته به یک تیره، نماد حافظ و حامی قبیله،
معنا در فرهنگ سئورتیان (Sevortyan)
توتم، موجود یا شیئی که مایهی سعادت و حمایت قبیله دانسته میشود، نماد فرخندگی و برکت
سئورتیان این واژه را با حوزهی معنایی oŋ (نیکی، فرخندگی، سعادت) مرتبط میداند.
ریشه ی پروتو-ترکی:
Proto-Turkic
Oŋ:
معانی: نیک، فرخنده، مبارک، خوشیمن، کامیاب
تطبیق در زبانهای ترکی:
ترکی باستان (اورخونی): onqun توتم، نشان قبیله
اویغوری باستان: onqun نماد مقدس قبیله
قاراخانی: onqun توتم، نشان
چاغاتایی: onqun پرچم، نشان قبیله
عثمانی: ongun مبارک، فرخنده (در متون تاریخی)
آذربایجانی: onqun توتم، نشان مقدس
ترکی استانبولی: ongun فرخنده، مبارک؛ همچنین در پژوهشهای تاریخی «توتم»
قزاقی: onğon روح حامی، توتم
قرقیزی: ongon روح نگهبان، توتم قبیله
آلتایی: ongon موجود مقدس حافظ طایفه
تووایی: ongun توتم
خاکاسی: onğon روح محافظ
اویغوری جدید: onqun نماد قبیله
جایگاه معنایی:
دینی و اسطورهای:
توتم، روح حامی، موجود مقدس
اجتماعی:
نشان هویت قبیله، نماد تبار
سیاسی:
بیرق، نشان طایفه
ارزشی:
برکت، سعادت، خوشبختی
نکته:
Onqun - Ongun از واژههای بسیار مهم فرهنگ کهن ترکان است. در منابع مردمشناسی و تاریخ ترکان، «اونقون» به حیوان، پرنده، گیاه یا شیئی گفته میشد که قبیله آن را حامی، مقدس و نشان هویت خود میدانست.
منابع:
Etimologicheskiy Slovar Tyurkskikh Yazykov
Türkische und Mongolische Elemente im Neupersischen
An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century
Turkish
Drevnetyurkskiy Slovar
Türk Mitolojisi
Türk Kültür Tarihine Giriş
Dialect Materials of Radloff
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوْنقون-Onqun
𐰆𐰣𐰴𐰣
معنا: پربرکت. پربهره. خوشبخت. توتم. حیوان یا گیاه و یا هر چیز محترم برای قبیله. پرچم.
اوْنقون آلماق: شانس چیزی یا کسی را گرفتن.
اوْنقونسوز: آنکه آینده اش روشن نیست.
اوْنقون گون: پنج شنبه.
اوْنقونلوق: برکت.
****
اُونقون: Onqon, Onqun
معنی:
فرخنده، خجسته، مبارک، نیرومند، توانمند، اصل، بنیاد، ریشه، راست، درست، نشان، علامت، تمغا، مُهر، نماد، سمبل، تأیید، تصدیق، پربرکت، پربار، حاصلخیز، آباد، آبادان، شکوفا، سودمند، کارآمد، خوشبخت، سعادتمند، برکت، فیض، بُت، توتم (جانور یا شیء مقدسِ قبیله)، ارواح، اشباح، سایههای ارواح، هیئت یا نمودِ روح
ترکی آذربایجانی:
اوغورلو، گوجلو، توز، توس (اصل، بنیاد)، دوز
دامغا، سان، سیمگه، تصدیق، بول، بَرَکَتلی، وریملی، بایئیندیر،گلیشمیش
یارارلی، موتلو، قوتلو، اونقونچولوق، اونقونلوق = بَرَکَت، فیض، بؤت، توتم
اود پیرنسی، روحلار، اوزوتلر، شَبَهلَر، قارالتی، خوت، خوتدان (روحون گؤرونتوسو)
توضیح:
واژهی onqon - oŋgon از کهنترین واژههای ترکی است و در منابع شمنی اهمیت فراوانی دارد. این واژه تنها به معنی «خوشیمن» نیست، بلکه به روحِ نگهبان، توتم قبیله، نیروی مقدس و منشأ برکت و قدرت نیز اطلاق میشود. در فرهنگ ترکان و مغولان، اُونقون معمولاً حیوان، پرنده یا شیئی مقدس بود که حامی خاندان یا قبیله بهشمار میرفت.
این واژه با ریشهی oŋ -اوْنْغ به معنای «راست، نیک، فرخنده، مبارک» همخانواده است و با واژههایی مانند oŋar-، oŋal-، oŋay، oŋat در یک خانوادهی ریشهشناختی قرار میگیرد.
پربرکت، پربهره، خوشبخت، فرخنده، صاحب بخت نیک، توتم قبیله، حیوان مقدس قبیله، گیاه مقدس قبیله، نماد هویتی قبیله، نشان قبیله، پرچم
معنا در فرهنگ دورفر (Doerfer)
توتم، نشان قبیله، حیوان یا شیء مقدس وابسته به یک تیره، نماد حافظ و حامی قبیله،
معنا در فرهنگ سئورتیان (Sevortyan)
توتم، موجود یا شیئی که مایهی سعادت و حمایت قبیله دانسته میشود، نماد فرخندگی و برکت
سئورتیان این واژه را با حوزهی معنایی oŋ (نیکی، فرخندگی، سعادت) مرتبط میداند.
ریشه ی پروتو-ترکی:
Proto-Turkic
Oŋ:
معانی: نیک، فرخنده، مبارک، خوشیمن، کامیاب
تطبیق در زبانهای ترکی:
ترکی باستان (اورخونی): onqun توتم، نشان قبیله
اویغوری باستان: onqun نماد مقدس قبیله
قاراخانی: onqun توتم، نشان
چاغاتایی: onqun پرچم، نشان قبیله
عثمانی: ongun مبارک، فرخنده (در متون تاریخی)
آذربایجانی: onqun توتم، نشان مقدس
ترکی استانبولی: ongun فرخنده، مبارک؛ همچنین در پژوهشهای تاریخی «توتم»
قزاقی: onğon روح حامی، توتم
قرقیزی: ongon روح نگهبان، توتم قبیله
آلتایی: ongon موجود مقدس حافظ طایفه
تووایی: ongun توتم
خاکاسی: onğon روح محافظ
اویغوری جدید: onqun نماد قبیله
جایگاه معنایی:
دینی و اسطورهای:
توتم، روح حامی، موجود مقدس
اجتماعی:
نشان هویت قبیله، نماد تبار
سیاسی:
بیرق، نشان طایفه
ارزشی:
برکت، سعادت، خوشبختی
نکته:
Onqun - Ongun از واژههای بسیار مهم فرهنگ کهن ترکان است. در منابع مردمشناسی و تاریخ ترکان، «اونقون» به حیوان، پرنده، گیاه یا شیئی گفته میشد که قبیله آن را حامی، مقدس و نشان هویت خود میدانست.
منابع:
Etimologicheskiy Slovar Tyurkskikh Yazykov
Türkische und Mongolische Elemente im Neupersischen
An Etymological Dictionary of Pre-Thirteenth-Century
Turkish
Drevnetyurkskiy Slovar
Türk Mitolojisi
Türk Kültür Tarihine Giriş
Dialect Materials of Radloff
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
💿کتاب صوتی قانقوش
🖊اثر رضا تقی زاده ابهری
🎙با صدای فاطیما جلالت
🎚تنظیم: مهدیار هاشمی
💸اسپانسر: علی رشتبر
Səsli kitab | QANQUŞ
🖌Müəllif: Rza Təqizadə Əbhəri
🎙Səsləndirən: Fatima Cəlalət
🎚Tərtibat: Mehdiyar Haşemi
💸Prodüser: Əli Rəştbər
📌پخش هر دوشنبه از کانال نواکست
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🖊اثر رضا تقی زاده ابهری
🎙با صدای فاطیما جلالت
🎚تنظیم: مهدیار هاشمی
💸اسپانسر: علی رشتبر
Səsli kitab | QANQUŞ
🖌Müəllif: Rza Təqizadə Əbhəri
🎙Səsləndirən: Fatima Cəlalət
🎚Tərtibat: Mehdiyar Haşemi
💸Prodüser: Əli Rəştbər
📌پخش هر دوشنبه از کانال نواکست
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کریم گول اندام
دوغوم گونوم
---------------
قَهََر لنمیرم
اؤتری باخارکن کئچمیش یوللارا
حالا دیمدیک آیاغیم اوسته
سکسنه دوغرو گئدیرم یولداشلار !
یورغون بیر گونشین باتدیغی یئره !
نه ایچیمده بوشلوق،
نه اؤنومده داشلیق وار
اوره ییمده دویغو سال بیر یولداشلیق وار
وارایکن حالیما یانانلارا
یوخ ایکن خاطیره می آنانلارا
یئتمیش دوققوز بوداق بولدوم عؤمرومون آغاجیندا
سکسنه دوغرو گئدیرم یولداشلار
چوخلاری ایله بیرگه یولا چیخدیغیم
چوخلارینی اورک آجیلاری ایله آرخادا بوراخدیغیم
چوخلاری ایله بیرلیکده چارپیشدیغیم یولداشلار .
چاتابیلمه دیگیمیز آماجلار، بارین درمه دیگیمیز آرزولار،سیزه امانت
سکسنه دوغرو گئدیرم !
حالا جوجوق بیر اورک وار کؤکسومده،
شیلتاق، کؤرک بیر اورک !
وقیلجیق دامارلاریمدا گزن دلی بیر سئودا
بونلا بئله،
اکن آتاما، دوغان آناما،عؤمورلوک حیات یولداشیما،
حؤرمتینی اسیرگه مه ین هر بیر آرخا داشیما
ادعاسیز منی اوره یینده ازدیرنه
تمناسیز کوره یینده گزدیرن یئره کوره سینه
سایغیلاریم وار
سکسنه دوغرو گئدیرم یولداشلار ،
منله بیرگه یانانلارا
مندن گلیب اؤتن لره
منی هردن آنانلارا
عشق اولسون!
تیر آیی نین بیری
1405/4/1-اورمو
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دوغوم گونوم
---------------
قَهََر لنمیرم
اؤتری باخارکن کئچمیش یوللارا
حالا دیمدیک آیاغیم اوسته
سکسنه دوغرو گئدیرم یولداشلار !
یورغون بیر گونشین باتدیغی یئره !
نه ایچیمده بوشلوق،
نه اؤنومده داشلیق وار
اوره ییمده دویغو سال بیر یولداشلیق وار
وارایکن حالیما یانانلارا
یوخ ایکن خاطیره می آنانلارا
یئتمیش دوققوز بوداق بولدوم عؤمرومون آغاجیندا
سکسنه دوغرو گئدیرم یولداشلار
چوخلاری ایله بیرگه یولا چیخدیغیم
چوخلارینی اورک آجیلاری ایله آرخادا بوراخدیغیم
چوخلاری ایله بیرلیکده چارپیشدیغیم یولداشلار .
چاتابیلمه دیگیمیز آماجلار، بارین درمه دیگیمیز آرزولار،سیزه امانت
سکسنه دوغرو گئدیرم !
حالا جوجوق بیر اورک وار کؤکسومده،
شیلتاق، کؤرک بیر اورک !
وقیلجیق دامارلاریمدا گزن دلی بیر سئودا
بونلا بئله،
اکن آتاما، دوغان آناما،عؤمورلوک حیات یولداشیما،
حؤرمتینی اسیرگه مه ین هر بیر آرخا داشیما
ادعاسیز منی اوره یینده ازدیرنه
تمناسیز کوره یینده گزدیرن یئره کوره سینه
سایغیلاریم وار
سکسنه دوغرو گئدیرم یولداشلار ،
منله بیرگه یانانلارا
مندن گلیب اؤتن لره
منی هردن آنانلارا
عشق اولسون!
تیر آیی نین بیری
1405/4/1-اورمو
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
✍🏼:آنا_گاوالدا
من_او_را_دوست_داشتم
زندگی حتی وقتی انکارش میکنی
حتی وقتی ناديده اش میگيری ،
حتی وقتی نمیخواهی اش ...
ازتو قوي تر است !
از هر چيز ديگری قویتر است ..
آدم هايی که از بازداشتگاه های اجباری
برگشتند دوباره زاد و ولد کردند ...
مردان و زنانی که شکنجه ديده بودند،
که مرگ نزديکانشان و سوخته شدن
خانه هاشان را ديده بودند ..
دوباره دنبال اتوبوس ها دويدند ...
به پيشبينی های هواشناسی با دقت
گوش کردند و دخترهايشان را شوهر دادند ..
باور کردنی نيست ...
اما همين گونه است ...
زندگی از هر چيز ديگری قویتر است ...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
من_او_را_دوست_داشتم
زندگی حتی وقتی انکارش میکنی
حتی وقتی ناديده اش میگيری ،
حتی وقتی نمیخواهی اش ...
ازتو قوي تر است !
از هر چيز ديگری قویتر است ..
آدم هايی که از بازداشتگاه های اجباری
برگشتند دوباره زاد و ولد کردند ...
مردان و زنانی که شکنجه ديده بودند،
که مرگ نزديکانشان و سوخته شدن
خانه هاشان را ديده بودند ..
دوباره دنبال اتوبوس ها دويدند ...
به پيشبينی های هواشناسی با دقت
گوش کردند و دخترهايشان را شوهر دادند ..
باور کردنی نيست ...
اما همين گونه است ...
زندگی از هر چيز ديگری قویتر است ...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
علی اکبر ترابی (حلاج اوغلو)
یانسین اریسین قوی بو وجودوم قلم اولسون
یازسین او کی وار، تا کی حقیقت علم اولسون
توتسون ایش یله علم و محبت بو جاهانی
نه فقر و جهالت کوره ده نه ستم اولسون
یانسین گئجه نی #حاللاجین عمرو بو جاهاندا
وئرسین ایشیق انسانلارا ائللرده شم (شمع) اولسون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یانسین اریسین قوی بو وجودوم قلم اولسون
یازسین او کی وار، تا کی حقیقت علم اولسون
توتسون ایش یله علم و محبت بو جاهانی
نه فقر و جهالت کوره ده نه ستم اولسون
یانسین گئجه نی #حاللاجین عمرو بو جاهاندا
وئرسین ایشیق انسانلارا ائللرده شم (شمع) اولسون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
زررین رزندی(طنناز)
گوندوز-گئجه یادیمداسان یادیمدا
هرنفس ده،هر آتدیغیم آددیمدا
آجیم سن-سن،بالیم،آغیز دادیمدا
سن سیز منیم روز قیامتیمدیر
سنی سایاخلاماق عبادتیمدیر.
سن سیز گوُز یاشلاریم سوزور یاناقدان
یوخلوقون کوُنلومو سالیب آیاقدان
بیرعمردور درد چکیرم فراقدان
سنی سئومک،بوُیوک جسارتیمدیر
سنی سایاخلاماق عبادتیمدیر.
گئدیشین یقین دیر،دوُنوشون گومان
هئچ دئمه دین،واردیر عطریندن اومان؟
مندن سونرا آلار دنیاسین دومان؟
عشقین منیم،یازیم طراوتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
شیرین یوخولاردا گزیرم سنی
باسیرسان باغریوا،توکنمیش تنی
آلیرسان الیمدن من ده کی منی
هر گئجه سن سیز لیک،غرامتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
سرخوشونام گتیر منی اوُزومه
سو سپ گیلن آلوووما-کوُزومه
سوُیله احسنت،من ده اولان دوُزومه
عشقین ایلکیم-سونوم،نهایتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
عزراییل قصد ائدیب بیر گون دریللم
کهنه جئجیم کیمی،گورا سریللم
گلسن قبریم اوسته،اینان دیریللم
سنه لاییق وارلیق،محبتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
گوندوز-گئجه یادیمداسان یادیمدا
هرنفس ده،هر آتدیغیم آددیمدا
آجیم سن-سن،بالیم،آغیز دادیمدا
سن سیز منیم روز قیامتیمدیر
سنی سایاخلاماق عبادتیمدیر.
سن سیز گوُز یاشلاریم سوزور یاناقدان
یوخلوقون کوُنلومو سالیب آیاقدان
بیرعمردور درد چکیرم فراقدان
سنی سئومک،بوُیوک جسارتیمدیر
سنی سایاخلاماق عبادتیمدیر.
گئدیشین یقین دیر،دوُنوشون گومان
هئچ دئمه دین،واردیر عطریندن اومان؟
مندن سونرا آلار دنیاسین دومان؟
عشقین منیم،یازیم طراوتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
شیرین یوخولاردا گزیرم سنی
باسیرسان باغریوا،توکنمیش تنی
آلیرسان الیمدن من ده کی منی
هر گئجه سن سیز لیک،غرامتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
سرخوشونام گتیر منی اوُزومه
سو سپ گیلن آلوووما-کوُزومه
سوُیله احسنت،من ده اولان دوُزومه
عشقین ایلکیم-سونوم،نهایتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
عزراییل قصد ائدیب بیر گون دریللم
کهنه جئجیم کیمی،گورا سریللم
گلسن قبریم اوسته،اینان دیریللم
سنه لاییق وارلیق،محبتیمدیر
سنی سایاخلاماق،عبادتیمدیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.