ادبیات سئونلر
3.1K subscribers
7.21K photos
2.54K videos
1.03K files
18.7K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
✍️ :ائلمان_موغانلی

یادلاشیرلار گونو گوندن منه بو ائل بو دییار
سن گئدن‌دن اؤز ائویم ایچره قوناقلاشمادایام

ساغمیشام گؤزلریمی سو سپه‌رک سن گئده‌لی
دورنا‌ کؤچموش گؤل اؤلوب دوزلو قوراقلاشمادایام

گؤردوگون‌ کئفلی داماقلی گولر اوز سئودالی یوخ
او آدام‌دان‌ قاچاراق چوخدان اوزاقلاشمادایام

اؤزلم ایچره بوغولور شعریمین هر کلمه‌لری
کؤزه‌ریر کؤورک اورک سانکی اوجاقلاشمادایام

باخیشیم گؤزلرینین قارغاشاسیندان چیغیریر
تک‌لیگیم‌له اوزون ایل لردی قوجاقلاشمادایام


فله‌گین درگزینه توش گله‌لی جان‌ زمی‌سی
یاریرام کؤکسومو دوزگونجه اوراق‌لاشمادایام

دارادیم‌ دردی دریندن سیریدیم آستار اونا
یورغانیم درد اولان  آن‌دان دی داراقلاشمادایام

دئدیلر درد وئره‌نین درمانا دا چاره‌سی وار
دئدیم اؤلمک‌ دی سونو من ده یاراقلاشمادایام

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دبیرستان فردوسی تبریز

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دبیرستان فردوسی تبریز

به گزارش نصر، این کتاب در ۲۱۸ صفحه، قطع وزیری و با شمارگان یک‌هزار نسخه به قلم حمیدرضا مظفری به همت کمیسیون فرهنگی انجمن دانش‌آموختگان دبیرستان فردوسی تبریز به چاپ رسیده است. ویراستاری این اثر را **محمد چایچی رقیمی، کاظم درگاهی و محمدعلی نجاری کهنمویی بر عهده داشته‌اند.
نویسنده در این اثر کوشیده است با تکیه بر اسناد تاریخی، خاطرات و منابع مکتوب، تصویری جامع از روند شکل‌گیری و تأثیرگذاری دبیرستان فردوسی تبریز در تاریخ آموزش نوین کشور ارائه دهد. در بخشی از کتاب، پنج مدیر نخست این دبیرستان معرفی شده‌اند؛ مدیرانی که در سال‌های ابتدایی فعالیت این مرکز آموزشی، نقش تعیین‌کننده‌ای در تثبیت آموزش متوسطه به شیوه نوین در ایران ایفا کردند.
دبیرستان فردوسی تبریز در سال ۱۲۹۵ هجری شمسی به همت زنده‌یاد دکتر عباس لقمان ادهم، رئیس وقت معارف و صحیه ایالت آذربایجان، تأسیس شد و به‌واسطه جایگاه علمی و گستره فعالیت‌های آموزشی خود، در حافظه تاریخی تبریز از آن به‌عنوان «نخستین دانشگاه تبریز» یاد می‌شود. این مرکز آموزشی طی بیش از یک قرن فعالیت، منشأ تربیت هزاران دانش‌آموز و پرورش چهره‌های برجسته علمی، فرهنگی، ادبی، مدیریتی و اجتماعی کشور بوده است.
در بخش‌های دیگر کتاب، به معرفی شماری از مدیران، معلمان برجسته و فارغ‌التحصیلان شاخص دبیرستان فردوسی تبریز پرداخته شده است؛ افرادی که هر یک در سطوح ملی و منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرده و سهم قابل توجهی در توسعه علمی و فرهنگی ایران داشته‌اند.
انتشار این کتاب را می‌توان گامی مؤثر در جهت صیانت از میراث آموزشی تبریز، ثبت تاریخ آموزش نوین ایران و انتقال تجربه‌های ارزشمند یک قرن فعالیت علمی به نسل امروز دانست؛ اقدامی که با استقبال پژوهشگران حوزه تاریخ آموزش و علاقه‌مندان به هویت فرهنگی آذربایجان همراه خواهد بود.

 پشت جلد کتاب تازه منتشر شده درباره دبیرستان فردوسی تبریز
دبیرستان فردوسی تبریز در سال ۱۲۹۵ هجری شمسی به همت مرحوم عباس لقمان ادهم معروف به اعلم‌الملک، رئیس وقت معارف ایالت آذربایجان، بنیان گذاشته شد. آغاز به کار این مدرسه با میلاد باسعادت پیامبر اکرم(ص) و ورود محمدحسن میرزا، ولیعهد احمدشاه، به تبریز همزمان شد و به همین مناسبت، نام «مدرسه مبارکه متوسطه محمدیه» برای آن انتخاب شد.
نخستین محل استقرار این مدرسه در محله تاریخی سرخاب تبریز بود؛ سپس به محله ششگلان انتقال یافت و در ادامه مدتی در عمارت تاریخی حرمخانه فعالیت کرد تا اینکه در اواخر دهه ۱۳۱۰ شمسی به مکان فعلی خود در خیابان امام خمینی(ره) منتقل شد. نام این مرکز آموزشی نیز در سال ۱۳۱۳ شمسی و همزمان با برگزاری جشن هزاره فردوسی، به «دبیرستان فردوسی» تغییر یافت و کتیبه‌ای مرمرین منقوش به تندیس حکیم ابوالقاسم فردوسی در دیوار کناری آن نصب شد.
هرچند دبیرستان فردوسی از نظر قدمت پس از دبیرستان البرز تهران قرار دارد، اما وجه تمایز مهم آن در این است که از بدو تأسیس به‌طور کامل توسط ایرانیان بنیان‌گذاری و اداره شده است؛ در حالی که دبیرستان البرز تا سال ۱۳۱۹ شمسی تحت مدیریت آمریکایی‌ها قرار داشت. همین ویژگی باعث شده است که دبیرستان فردوسی تبریز در حافظه تاریخی شهر، از آن با عنوان «نخستین دانشگاه تبریز» نیز یاد شود.
این دبیرستان در دهه‌های نخست فعالیت خود، جایگاهی کم‌نظیر در آموزش متوسطه کشور داشت و در قبولی دانش‌آموزان در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها، هم‌تراز با دبیرستان البرز تهران ارزیابی می‌شد. بسیاری از معلمان و فارغ‌التحصیلان این مدرسه، پس از تأسیس دانشگاه تهران، بلافاصله به‌عنوان استاد دانشگاه جذب شدند.
در نخستین دوره فارغ‌التحصیلی این دبیرستان در سال ۱۲۹۹ شمسی، تنها هفت دانش‌آموز موفق به اخذ دیپلم شدند، اما هر یک از آنان بعدها به چهره‌هایی ماندگار در فرهنگ و ادب ایران تبدیل شدند؛ از جمله استاد محمدحسین شهریار، یحیی آریان‌پور، غلامعلی رعدی آذرخشی، احمد خرم، علی‌اکبر حریری و حبیب ساهر.
مدیران و معلمان نخست دبیرستان فردوسی تبریز نیز از شخصیت‌های برجسته تاریخ معاصر ایران بودند؛ چهره‌هایی چون میرزا باقر طلیعه، میرزا تقی رفعت، محمدعلی تربیت و اسماعیل امیرخیزی که هر یک در سپهر علم، ادب، فرهنگ و تحولات اجتماعی ایران اسلامی جایگاهی شاخص دارند.
با این حال، این مرکز آموزشی پیشگام در دو دهه اخیر به دلایل مختلف از جایگاه تاریخی خود فاصله گرفته و حتی طرح احیای آن از طریق بازسازی ساختمان تاریخی و تأسیس موزه تعلیم و تربیت طی بیش از یک دهه گذشته، با کندی پیش رفته است؛ موضوعی که نگرانی‌ها درباره فرسودگی و زوال این بنای ارزشمند را افزایش داده است.
این در حالی است که دبیرستان فردوسی تبریز چند سال پیش از سوی شورای عالی آموزش و پرورش به‌عنوان یکی از هشت مدرسه ماندگار کشور انتخاب و همچنین در فهرست آثار ملی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به ثبت رسیده است؛ عناوینی که نشان‌دهنده جایگاه کم‌بدیل این دبیرستان در تاریخ آموزش ایران است.
انتشار کتاب تازه درباره مدیران و پیشگامان دبیرستان فردوسی تبریز را می‌توان تلاشی مهم در جهت احیای حافظه تاریخی آموزش نوین کشور، پاسداشت سرمایه انسانی تبریز و یادآوری نقش این مرکز آموزشی در پرورش شخصیت‌های تاریخ‌ساز ایران دانست.
گفتنی است کتاب حاضر، دفتر اول از مجموعه کتاب های انجمن دانش آموختگان دبیرستان فردوسی درباره بنیانگذاران، مدیران، معلمان و برخاستگان از این مرکز آموزشی است؛ پیش از این نیز به مناسبت برگزاری جشن یکصدمین سالگرد تاسیس این مرکز آموزشی نیز کتبای با عنوان دبیرستان فردوسی تبریز در تاریخ و فرهنگ ایران توسط انتشارات ستوده تبریز به قلم آقایان محمد عزیزی راد، نصرت‌الله نجفی، رحیم نیکبخت، حسین پورنجفقلی، علی‌اکبر رحمانپور، علی رزاقی و خیام علیزاده‌اقدم با شمارگان ۲ هزار نسخه و در ۳۴۴ صفحه منتشر شده است.
قایناق؛نصر نیوز

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ادبیات سئونلر
دبیرستان فردوسی تبریز به گزارش نصر، این کتاب در ۲۱۸ صفحه، قطع وزیری و با شمارگان یک‌هزار نسخه به قلم حمیدرضا مظفری به همت کمیسیون فرهنگی انجمن دانش‌آموختگان دبیرستان فردوسی تبریز به چاپ رسیده است. ویراستاری این اثر را **محمد چایچی رقیمی، کاظم درگاهی و محمدعلی…
مرتضی مجد فر

سلام
۱۳۹۵ نجی ایلده، فردوسی مدرسه‌سی‌نین یوز ایللییی ایدی. تبریزده بیر همایش قورولاجاق ایدی. او همایشه فراخوان مقاله چاپ اولموشدو. من ده فردوسی دا درس اوخودوغوم اوچون، بیر مقاله یازدیم و یوللادیم. من مقاله‌ده فردوسی‌دان فارغ‌التحصیل اولان ۷۷ آدلیم آذربایجانلی‌یا اشاره ائتمیشدیم:
حبیب ساهر
استاد شهریار
استاد آریانپور
دکتر نطقی
میرزا تقی رفعت
دکتر هئیت
دکتر رعدی آذرخشی
دکتر آریانپور
دکتر حسن عشایری و قارداشلاری
رحیم رئیس‌نیا
استاد فرنود
.... سایین تا ۷۷ نفر دولسون. تاسفله، من سئفه آداملار کیمی، یازدیغیم مقاله‌دن اوزومه نسخه ساخلامادیم. او همایش ده قورولمادی و منیم یازدیغیم ایتدی، باتدی. هر حالدا فردوسی، فقط یوخاریدا آدلارینی چکدیییم انسانلارین بیرینی تربیت ائتسئیدی، بوتون آذربایجانا بس ایدی.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
تبریک‌لر، اوغورلار
تانینمیش شاعیر، یازیچی، سئویملی قلمداشیمیز «نادر پاشایی-پاشا»دان ایکی دیرلی اثر «آمان یولار» شعیر توپلوسو 75 صحیفه‌ده و «پرتگاه» حکایه توپلوسو 238 صحیفه‌ده «گل همیشه بهار» انتشاراتی وریندن ایشیق اوزو گوردو «نادر پاشایی» اثرلرینه چوخ دیققت یئتیرن بیر یازیچیدیر، یقینن نادر معلیمین بو ایکی اثری ده باشقا اثرلری تک ائلمیزین، قلمداشلارینین طرفیندن  سئوینج ایله دیرلنیب، آلقیشلاناجاق
نادرمعلیم اوخوجولاری بول اولسون، سیزه یئنی قلم نائلیتی آرزو ائدیریک.

ادبیات سّئونلر 1404/11/26

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
فاطمه _ ملک_ زاده

مرا به دوئل دعوت کن
با گابریل دانونزیو شاعر فاشیست
یا شعری از اوکتاویو برایم بخوان
   مرا برسرِ گورِ بیدج ببر
تا بگویم اینجا هم بر تنه درختان
شعرها حَفرند
به ایرلند ببر
سرِ خاکِ بِکِت
نمایشنامه هایش را بازی کنم
آه چگونه فکرهایی که در چند قدمیِ تیر می‌خورند را شعر کنم
چگونه دوباره خیابان‌ها را بخنداند
من دندان هایِ  ارهّ ای مرگ را دیده ام
چگونه قادرند گورهایِ تازه
     ترانه بخوانند
دستم رابگیر در این کوریِ مطلق
و آخرِ شعر مرا به خانه بالزاک برسان
اتفاقی در افکارِ درختان افتاده ست
دارکوبها بر تنه درختان
شعرهایِ عجیب کَنده اند
بگو چگونه کلمات را از عاشقی کردن دور کنم؟
     گودالِ بزرگی کنده ام با شعر
هر خوکی لجنزارِ خودش را دوست دارد
مرا به دوئل  دعوت کن
گاه تولد گلی کوچک
صخره ای را می ترکانَد
و آن که در رویاهایم تاب می خورَد
طاعونی ست که
تو باید بِبَری


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زررین رزندی(طناز)

یئل اولوب زیروه ده طوفان ائله سم،دینجلرم
سئل اولوب درره ده طغیان ائله سم،دینجلرم

نه قده ر گوُیده بولود وار،سپه لر گوُزلریمه
اورمونو اشکیله عمان ائله سم،دینجلرم

داغ بویو داغ قالانیب دیر،وطنین سینه سینه
اود سالیب داغلاری وولقان ائله سم،دینجلرم

خان کی سامانه چاتیب،قالسادا رعیت آوارا
تبعیضی دیل لره دستان ائله سم،دینجلرم

کاش اولام ایستی هاوا،دخمه لر ایچرین ده اَسَم
کوُمه لر شاختا دا آران ائله سم،دینجلرم

دایاق اولسام نئچه اوُکسوز بالانین ناله سینه
کوُزه رن کوُنلومو قربان ائله سم،دینجلرم

درهم ودینار اولام،بیرنئچه سائل جیبینه
اوزگونون کوُنلونو شادان ائله سم،دینجلرم

قالی اولسام آتاسیز قیز-گلینین خونچاسینا
شن لییین دل ده دو چندان ائله سم،دینجلرم

چوخ یامان لحظه لریمدن،باج آلیب دیر بو فلک
فلکین باغرینی آل قان ائله سم،دینجلرم

بیر بئله فاصله نین،بس نه دی(طناز) چاراسی؟
دوشه قدرت اَله،عصیان ائله سم،دینجلرم.


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بو داغلارین گوز یاشینی گورن سیلن اولاجاقمی...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Jan 05, 01.02 PM
Super Effect Record
شعیر: میرحسین- دلداربناب
سس:یاغیش زنگانلی


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی

هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
خسرو گلسرخی

پرنده ی خیس


می دانی !
پرنده را بی دلیل اعدام می کنی
در ژرف تو
آینه ای ست
که قفس ها را انعکاس می دهد
و دستان تو محلولی ست
که انجماد روز را
در حوضچه ی شب غرق می کند.
ای صمیمی !
دیگر زندگی را نمی توان
در فرو مردن یک برگ
یا شکفتن یک گل
یا پریدن یک پرنده دید
ما در حجم کوچک خود رسوب می کنیم
آیاشود که بازدرختان جوانی را
در راستای خیابان
پرورش دهیم
و صندوق های زرد پست
سنگین
ز غمنامه های زمانه نباشند ؟
در سرزمینی که عشق آهنی ست
انتظار معجزه را بعید می دانم
باغبان مفلوک چه هدیه ای دارد ؟
پرندگان
ازشاخه های خشک پرواز می کنند
آن مرد زردپوش
که تنها و بی وقفه گام می زند
با کوچه های ” ورود ممنوع ”
باخانه های”به اجاره داده می شود”
چه خواهد کرد
سرزمينی را که دوستش می داريم ؟
پرندگان همه خیس اند
و گفتگویی از پریدن نیست
در سرزمین ما
پرندگان همه خیس اند
در سرزمینی که عشق کاغذی است
انتظار معجزه را بعید می دانم .

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
علی رشتبر "قاییب "


یاغیشدان باش آچدیق دولویا دوشدوک،
اولمادی سن دئیه‌ن، باغری قان لاله؛
نرگیزدن  رئیحاندان بوشالان داغلار_
دولمادی سن دئیه‌ن، باغری قان لاله!

سولاری کسدیلر قرنفیللره،
دایان دور دئدیلر اسن یئللره،
تیکاندان ساوایی سون نسیللره_
قالمادی سن دئیه‌ن،باغری قان لاله!

او گوندن آیازا دوشموش بیر قیشیق،
قانادی،لئله‌یی قیریلمیش قوشوق.
سحرین گونشی یوللارا ایشیق_
سالمادی سن دئیه‌ن، باغری قان لاله!

ایتیردی بو یئرلر آرزو مورازین،
چکیرتگه صحبتین بولبول آوازین.
بیر ده بو اویلاقدا علسگر سازین_
چالمادی سن دئیه‌ن، باغری قان لاله!

نه بیزه بئل باغلا نه بیزه ارک ائت،
هاوا چوخ سویوقدور اگنینی کورک ائت.
قدرینی بیلمه‌دیک،گئد بیزی ترک ائت،
اولمادی سن دئیه‌ن،باغری قان لاله!

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی

هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آقای ماه
و
خانم خورشید

قصه و نقاشی: حنانه عفتی‌نیا، 8ساله مرند


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آقای ماه
و
خانم خورشید

قصه و نقاشی: حنانه عفتی‌نیا، 8ساله مرند


ماه و خورشید همیشه با هم دعوا می‌کردن. ماه می‌گفت من باید همیشه بر زمین بتابم. و خورشید می‌گفت من باید همیشه بر زمین بتابم.
دعوای آن‌ها بالا گرفت تا جایی که ماه لشکری از ستاره‌ها را جمع کرد و خورشید هم لشکری از ابرها را. و به جنگ پرداختند.
آن‌قدر جنگ کردن که تعدادی از ستاره‌ها و ابرها از بین رفتند و ماه و خورشید که از جنگ خسته شده بودند. تصمیم گرفتند نوبتی بر زمین بتابند.
یک هفته خورشید بتابد و یک هفته هم ماه. یک هفته‌ی خورشید شروع شد. هر روز تابید و تابید تا این‌که همه جا گرم و گرم‌تر شد و همیشه روز بود. مردم زمین خسته شده بودند و همه چیز از گرما از بین رفته بود. و خود خورشید هم خسته شده بود. بعد نوبت ماه شد و شروع به تابیدن کرد و همیشه شب بود. همه جا سرد و سردتر شد و همه‌ی مردم نمی‌توانستند از خانه بیرون بیایند از تاریکی و همه چیز روی زمین از سرما و تاریکی از بین رفت.
ماه و خورشید که دیدند همه چیز به هم خورده از دعوای خود پشیمان شدند و با هم دوست شده و تصمیم گرفتند که مثل قبل روزها خورشید و شب‌ها ماه بر زمین بتابد.

دیپلماسی ماه و خورشیدی
#محمد_عابدین_پور

دوست عزیز بئش‌داش حنانه خانوم! عجب لشکرکشی در آسمان‌ به راه انداخته‌ای: آقای ماه و ستاره‌ها یک‌طرف، خورشید خانوم و ابرها طرف دیگر! و نتیجه‌اش حال و روز نا‌به‌سامان زمین و زمینیان. و بعد گفت‌وگو ( به قول سیاسیون: #دیپلماسی) مابین آن‌ها و معاهده‌ای که در آن اصلا حق و حقوق زمین و زمینیان منظور نگردیده، با عواقبی که قابل پیش‌بینی است. چه خوب که آقای ماه و خانوم خورشید قصه‌‌ات از آن بالا اوضاع زمین را تحت نظر دارند و فقط به سلطه‌گری و خودخواهی خود مشغول نیستند. برای همین تا وضعیت را غیر قابل تحمل بر زمینیان می‌بینند؛ از خر شیطان پیاده می‌شوند و طبق قوانین عادلانه‌‌ی طبیعت رفتار می‌کنند! آفرین قصه‌ات زیبا و آموزنده است. و هم‌چنین نقاشی زیبایی برای قصه‌ات کشیده‌ای. با آرزوی شب و روزهایی خوش و زیبا برای مردمان و مخصوصا برای همه‌ی بچه‌های همه‌ی کشورهای کره‌ی زمین.
قایناق: #بئش_داش_درگیسی 17 و 18 جی سایی فروردین و خرداد 1399

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی

کاش اله اوشاق اولایدیم ....  گوزل گونر گوزل خاطیرلر

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی

گونش و قارا بولود
یازان : علی صمدلی
کؤچورن : علی آغ گونئيلی  -  ابرازی
کتاب :‌ ژنرالین اوشاقلیغی  - ناغیللاربؤلومو


بیر پارچا قارا بولود گؤیلرده دولانیر ، همیشه ده گونشین پاخیللیغینی چکیر ، قاراسینجا دانیشیردی . آنجاق گونش گؤرونن کیمی ، قاچیب گیزلنیردی . ائله کی ، آخشام دوشدو ، گونش گؤیلردن ییر- یغیش ائدیب یاتماغا یوللاندی ، قارا بولود سئوینیر و گؤیلره مئیدان اوخویوردو:
ــ  بو گؤیلرین اصل حاکیمی منم، ــ دئییردی . بئلجه قارا بولود سحره کیمی گؤیلرده آتینی گزدیردی . 
سحر دان یئری سؤکولمه یه باشلادی . گونشین قووس – قوزه یی گؤروندو . قارا بولودون قارا گونلری باشلادی .  قانی قارالدی ، نیطقی لال اولدو ، گیزلنمک اوچون اؤزونه کونج – بوجاق آختاردی . گونش نهایت سیز گؤیلری اؤز نورونا قرق ائتدی، سئویندیردی هامینی . تکجه قارا بوللوددان باشقا .قارا بولود ایشیقدان قاچدی . بیر داها گؤیلره مئیدان اوخومادی . او گونشدن اوزاق قاچدی . 
آیدین سما گونشین ایدی . گونش ده آیدین سمانین . اونلار نئجه ده بیر – بیرینه یاراشیردیلار . 

 https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
زینب بهرامی"ژاپن
"

معلم آمریکایی هست گاهی تو فیسبوک مطلب مینویسه
نوشته بود یه روز از دست بچه ها کلافه شدم (دوم ابتدایی) حتی ده دقیقه نمیتونستن ساکت و یکجا وایسن!

دیدم تو حیاط کلی برگ درخت ریخته، گفتم بیاین کاردستی درست کنیم و حشره بسازیم! همون بچه ها که یجا واینمیستادن، دوساعت و نیم متمرکز شده بودن که بهترین برگها رو به بهترین شکل بچسبونن!

نتیجه شد یه نمایشگاه خیلی قشنگ

https://t.me/Adabiyyatsevanlar