ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
🖋️:ووقار نعمت

اوره‌ییمه یامان دوشوب او داغ‌لار
او داغ‌لارین اوزلریندن اؤپه‌رم !
آغلاماقدان کور اولوبدور بولاق‌لار
بولاق‌لارین گؤزلریندن اؤپه‌رم !

بیر مئح اولوب چمن‌لره اَسه‌رم
نه قارینا، نه قیشینا کوسه‌رم
نرگیزلرین من باغریما باسارام
سوسَن‌لرین ایزلریندن اؤپه‌رم !

یادا دوشر، گؤز گولومسه‌ر، اوز آغلار
بیزدن گلیر، بیزه گئده‌ر اوزاق‌لار
ایزسیز قالدی، بیزسیز قالدی یازیق‌لار
او یول‌لارین توز‌لاریندان اؤپه‌رم !

آغزیمیزدا کوله دؤندو دیل داها
گئری سسله، گئری گلمز ایل داها
گئده‌ بیلسه‌م، گؤره بیلسه‌م بیر داها
اوجاق‌لارین، کؤزلریندن اؤپه‌رم !

ایرماق‌لاری سوسوز قالیب اسنه‌دی
گؤز یاشیمیز آراز اولدو، سوسمادی
سوس آی اوره‌ک، سوس آی شعیر، سوس دئدیم !
سوکوتونون سؤزلریندن اؤپه‌رم !..

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کبری سعیدی(شهرزاد)

ما که دریا نداریم
بر چاه کشتی می‌افکنیم
.
.
.
به یاد بیاور کشتی را که بادبان‌هایش فقط دو بال پرنده‌ی دریایی بود

از خودت که رانده می‌شوی
فاسق شیطانی

تو که
سحرت
گیسوان مشکی دارد
نگاهت رنگ علف دارد
فانوس را روشن بگذار
و سفر کن
که مرگ تو قتل عام شهر من است



https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«نزار قبانی»
ترجمه: ستاره جلیل‌زاده

بانویم
چگونه می‌توانم دم از رهایی بزنم؟
چگونه از آزادی بیان بگویم
و از آزادی عشق
و از آزادی چشم‌ها و مژه‌ها؟
من میراثم را بر دوش می‌کشم
و تمام نسل‌های وحشت را!

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
فاطمه_ ملک _ زاده

خمیازه کشیدنِ پلیکان ها را
تماشا میکنی
اَبروهایِ تو راهروِ تنگِ میانِ گلدان هاست
زمستان نعشِ بی حرکتی ست
افتاده رویِ بیشه ها
از لایِ اسکلتِ لختِ درختان
ستاره ها جنین هایِ نارس در ظرفِ الکل اند
و سطحِ لیز و صافِ ماه
می‌گوید هاکی رویِ یخ عالی ست
بویِ گندِ گریسِ داغ شده میاید
بویِ هزاران اسبِ مرده
و رودخانه نفسِ گندش را
به صورتم می‌زند
آه اقرار کن صداهایِ عجیبی در هوا
سیر میکند
و گمشده های ما را میاورَد
اقرار کن اگر غرقِ زخمیم
ولی قامت مان خم نشده
و سنِ عشق مان  از اقیانوس پیر ترست
پیپِ خاموش را کفِ دست می کوبی
زمستان در چشمِ تو
می لرزد
می‌گویی امتحان کن
هلالِ ماه حلقه ظریفی ست
که در انگشتِ تو جا می‌شود
نگاه میکنم به پیر مردی که
با نوکِ عصایِ آهنی اش
روی برف
می نویسد"Amor"

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شخصیت های اساطیری ترکان

رئکلام
تاریخ دن اونجه اسطوره باشلانیر.

کاری از کارگردان برجسته آذربایجانی"بابک شیرین صفت"


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زبان و نوشتاد معیار چیست؟

اکبر صالحی (قاداش)
مقاله‌


زبان و نوشتار معیار چیست؟ و چرا باید با زبان معیار و ادبی آشنا بود؟
زبان معیار، گونه‌ای نوشتاری یا گفتاری است که، افراد دارای تحصیلات بالای جامعه از آن استفاده می‌کنند و به عنوان الگوی زبان غالب، در جامعه پذیرفته شده‌است. در رسانه‌ها، سخنرانی‌ها و کتاب‌های درسی مدارس یا در گفتگوها و مصاحبه‌های رسمی از گونه معیار استفاده می‌شود.(ویکی پدیا)
زبان معیار و محاوره، در طول تاریخ حیات خود تاثیرات متقابل دارند. زبان معیار شکلی پذیرفته شده و مشترک، در راس تمامی زیر شاخه‌های محاوره‌ای‌اش قرار دارد. بدین صورت که ممکن است در لهجه‌هایی خاص تفاوت و یا نارسایی‌هایی نسبت به زبان معیار باشد؛ در لهجه و گویشهای مختلف برخی کلمات با تفاوت‌هایی از همدیگر بیان می‌شوند، لاکن شکل نوشتار علمی و معیار آنها یکی است؛ مگر آنکه نویسنده قصد نشان دادن لهجه‌ای خاص را داشته باشد. برای مثال در زبان شفاهی و محاوره‌ای مناطقی از گونئی(شهرستان شبستر)، از جمله روستاهای «تیل» و «شانجان» مردم طوری حرف می‌زنند که در محاوره‌شان تشخیص حرف «چ» از «ک» و «ج» از «گ» تقریبا دشوار است. از این رو، عزیزانی که قصد نوشتن به زبان مادری‌شان را دارند، اما آشنا به نوشتار زبان معیار ترکی آذربایجانی نیستند، کلماتی مثل «چؤرک»، «جوت»، «گئجه» را به اشکال: کؤرح/ کُرح ، گوت، گِگه/جِجه ممکن است بنویسند. و یا در خود شهر شبستر به علت عدم وجود حرف «ی» ضخیم در محاوره‌شان کلماتی مثل، قاتیق(ماست)، صادیق(صادق- اسم)، باتیق(آلوده/فرو رفته) را به شکل قاتوخ، صادوخ، باتوخ تحریر می‌کنند. اینجانب بارها شاهد چنین نوشته‌هایی بوده‌ام. همچنین، در محدوده‌ی کوچکی همچون شهر شبستر و روستای دیزج خلیل کلمه‌ی «ائویمیز»(خانه‌یمان) به کدام شکل باید نوشته شود، «ائممیز» یا «اؤمموز»؟ حالا، این تفاوت‌های دایرهی کوچک را در نوشتاری در گستره‌ی وسیع مناطقی که به ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند و قصد نوشتن به زبان مادری را داشته باشند، چگونه خواهیم یافت؛ و چه آشفتگی و درهم- برهمی را در پی خواهیم داشت؟!
در زبان ترکی آذربایجانی علائم شکل دهنده و گستراننده‌ی معنی، بیش از سایر زبان‌هایی که تا حدی می‌شناسم، نقش بازی می‌کنند. به این علائم «اک یا شکیلچی»گفته می‌شود. این علائم را هم گویندگان هم نویسندگان به فراخور نیاز استفاده می‌کنند. علائم فوق فقط به ادامه‌ی کلمات اضافه می‌گردد. مثلا: یان(پهلو/کنار)، یانداش(هم پهلو/ مدافع هم/ پهلو به پهلوی هم)، یانچی(طرفدار/مدافع)، یانیلماق(به اشتباه افتادن/ منحرف شدن) و …همانگونه که می‌بینیم همه کلمات ساخته شده به واسطه‌ی «اک یا شکیلچی» (علائم شکل دهنده) بر گرفته از قائده‌ی زبان ترکی آذربایجانی است، که بصورت کاملا طبیعی از «یان» زاده شده‌اند و گوینده یا نویسنده به شکل طبیعی می‌تواند از آنها استفاده کند. لاکن وقتی زبان به هر علتی به واسطه‌ی منبع اصلی و طبیعی خود آبیاری نشود، رفته- رفته رو به موت می‌گذارد. همانگونه که در ترکیبات بالا می‌بینیم، اغلب از شکل غیر ترکی آذربایجانی این کلمات استفاده می شود. در صورتی که آن شکل دهنده‌ها مطلقا برایمان بیگانه نیستند. مثلا، به کلمات فعال زیر که با آن قائده ساخته شده و فعال هستند دقت کنیم: یولداش(همراه)، آتیلماق(پریدن)، هایچی(داد و بیداد کن).
کلمات فوق با استفاده از ظرفیت کلمه‌سازی زبان ترکی آذربایجانی از کلمات «یول»، «آت» و «های» ساخته شده‌اند.
زبان‌ها ممکن است در جهت رفع نیازهای جدید در بیان مفاهیم علاوه بر ظرفیت خود از سایر زبان‌ها لغت دریافت کنند. این لغات:
اولا- تحت قواعد زبان میزبان (گیرندهی لغت) باید قرار گیرد، مثلا کلمه‌ی «اقتصاد» عربی در ترکی به شکل «ایقتیصاد» در ترکی آذربایجانی در می آید. همانگونه که کلمه‌ی «قاشیق» در ترکی به شکل«قاشُق» در فارسی پذیرفته می‌شود.
ثانیا – بهتر است کلمات با زیر نظر داشتن زبان‌های فامیل به گنجینه لغات اضافه شود. از اینرو، همانگونه که فرهنگستان زبان فارسی در پذیرش لغات مورد نیاز باید زبان‌های فامیل از جمله هندی، اردو، پشتو، کردی، دری و تاجیک را حتی قبل از عربی و ترکی مد نظر قراردهد. زبان ترکی آذربایجانی هم در وحله‌ی اول به سراغ زبان‌های هم خانواده از جمله ترکی استانبولی، ترکمنی، ازبکی، اویغوری و … باید برود. چرا که ساختار این زبان‌ها و لغت‌سازی‌شان بیشترین شباهت و اشتراکات را باهم دارند.
امروزه کلماتی مثل، «اوچاق» در ترکی، «هواپیما» در فارسی بر گرفته از ظرفیت خود این زبان‌هاست.
روزگاری کلمه «طیاره» عربی در فارسی و اِیرپلین انگلیسی(اَیری پالان، به شکل عامیانه) در ترکی به جای کلمات اوچاق و هواپیما کاربرد داشت. بدیهی است که زبان باید همیشه در حال پالایش و زایش باشد.
البته این به آن معنی نیست که راه ورود کلمات بیگانه آنگونه بسته شود، که زبان ناتوان از بیان مفاهیم و احساسات باشد. چه بده بستان لغت در طول تاریخ بین زبان‌ها در گفتار و نوشتار بشر همیشه بوده و خواهد بود.
همانگونه که گفتیم، گسترش دایرهی معانی یک کلمه به واسطه‌ی «شکیلچی» (شکل دهنده) و یا در ترکیب با کلمات دیگر، همچنین گرفتن معانی مجازی غیر از معنی ریشهای کلمه در عبارات(که خود در شاخه‌ی فرازئولوژی یا عبارت‌شناسی هر زبان جایگاه بحث جداگانه‌ای دارد.) در تمامی زبان‌ها از جمله ترکی آذربایجانی قدرت شایانی در ارائه مفاهیم به دست می‌دهد. برای مثال به کلمه‌ی «گؤز»(چشم) به عنوان اسم، در ترکیب‌های لغوی زیر دقت کنیم:
گؤز: علاوه بر چشم در مفاهیمی همچون انتظار، قنات، سوراخ و…
گؤزله: مراقب باش، منتظرباش
گؤزل: زیبا و چشم نواز
گؤزلوک: عینک
گوزگو(گؤزگو): آینه
گؤستر(گؤزدر): نشان بده(مانند «اَن: بیا پایین/‌اندر: بریز)
گؤزهمک: رفو، کور کردن درز و شکاف
گئجه گؤزو: شب هنگام، نیمه شب
گؤزو آچیق: آگاه، هوشیار
و…
نمونه‌ای دیگر می‌آوریم:
به ریشه مصدر بیلمک(دانستن) که اول شخص فعل امر است، دقت کنیم(گفتنی است، در زبان ترکی افعال در زمان‌های حال و گذشته و آینده یک نوع ریشه دارند):
بیل(بدان)، بیلدیم(دانستم) و …
بیلگی(آگاهی)، بیلگیلنمک(آگاه شدن)، بیلگیلندیرمک(آگاهی بخشی)، بیلگیلندیریجی(آگاهی بخش)، بیلگیلی(آگاه)، بیلگین(خیلی آگاه)، بیلگیسایار(کامپیوتر/ رایانه)، و…
همانگونه که می بینیم حتی یک کلمه، ثروت زیربنایی و ثروت‌سازی از مجموعه‌ای در حال گسترش از یک زبان است که هم قادر به رساندن مفاهیم گسترده‌ای در حال و هم دارای پتانسیل ساخت کلمات و ترکیبات لازم در نیازهای بوجود آمده در آینده است. پس چنانکه در زبان فارسی کلمات و ترکیبات جدیدی به واسطه‌ی مردم و فرهنگستان در حال زایش است، در ترکی آذربایجانی نیز با توجه به زبان‌های فامیل، همچنین بهره‌وری از شکیلچی (که به شکل پسوند و پیوست متداوم آن) و دارا بودن ۹ عدد حرف صدادار(۱.۵ برابر زبان‌های فارسی و عربی) این پتانسیل به مراتب بیشتر هم است.
گاهی از عزیزانی می شنوم که گویا در نوشتار یا در گفتار کلماتی که برایشان مانوس نیست، استفاده می کنم؛ برای مثال، آنها کلمه‌ی «آلقیش» به معنی «تشویق»، را نا مانوس حساب می‌کنند. حال آنکه این کلمه مورد استفاده‌ی اکثر ادیبان حتی شاعر شهیرمان معجز شبستری بوده و هست. کلمه‌ی «آلقیش» متضاد کلمه‌ی «قارقیش» به معنی «نفرین» است. همچنین از طرف آن عزیزان پیشنهاد می‌شود که به جای کلمه‌ی آلقیش از ترکیباتی چون «اَل چالین!»(دست بزنید!) و یا «چپیک- چپیک!»(دست – دست!) استفاده شود. حال آنکه هیچکدام جایگزین کامل به کلمه‌های آلقیش یا تشویق نیست. علاوه بر آن وقتی کلمه‌ی کاملی برای رساندن مفهومی وجود دارد، چرا نباید مورد استفاده قرار گیرد؟
زبان ترکی آذربایجانی در ایران و جمهوری آذربایجان تفاوت ‌اندکی در لغات دریافتی از سایر زبان‌ها دارند و این تفاوت ‌اندک از تاثیرپذیری در جمهوری آذربایجان یا حیطهی شمالی رود آراز بعد از عهد نامه‌های ترکمانچای و گولوستان از زبان روسی و در ایران یا گستره‌ی جنوبی از تاثیر زبان فارسی بوجود آمده است. لاکن این تفاوت در حدی نیست که یک زبان واحد به دو شعبه‌ی جداگانه تقسیم شود. چون تمام قواعد دستوری و ماهیت کلمه‌سازی یکی است و ساکنان دو سوی آراز مشکلی در ارتباط زبانی با همدیگر ندارند.
متاسفانه در ایران از زبان ترکی آذربایجانی مطلقا حمایت نمی‌شود؛ لاکن جای خوشبختی است که در آن سوی آراز دارای فرهنگستان است و این به شعرا و نویسندگان ترکی آذربایجانی نویس ایران درحفظ زبان آبا- اجدادی خود غنیمتی است، که معیار پیش روی آن سوی آراز را پذیرفته و در ایران هماهنگ با جمهوری آذربایجان پیش بروند وگرنه بلایی که امروزه بر سر اورمو گؤلو آمده است، بر سر زبان بومیان ترک زبان ایران نیز خواهد آمد. همانگونه که با قطع رگ حیاتی، که به واسطه‌ی بستن سد بر رودخانه‌ها همچنین نفله کردن آب‌های زیرزمینی پیرامون، دریاچه با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند، و رو به خشکی است؛ عدم تحصیل گویشوران به زبان مادری و عدم استفاده از زبان ادبی-علمی و معیار در رسانه‌ها، که در همگامی با یافته های نوین و پیشرفت‌های تکنولوژیک نقش اساسی دارد، از یک سو و از سوی دیگر، تحمیل واژگانی که سنخیت با زبان مادری ترک‌های ایران ندارد، روند آسیمیله را تشدید می‌کند. بدین گونه است که منابع تغذیهی زبان ترکی آذربایجانی را قطع و راه تنفس آن را می‌بندند. تا هم گویشوران و هم خود آن زبان را از ریشه بخشکاند. روندی که حدود صد سال است که بر سر زبان ترکی آذربایجانی و گویشوران آن می آید، و اگر امروز به فریادش نرسیم فردا دیر است. همانگونه که شاید به اورمو گؤلو دیر شده باشد.
در دفاع و پشتیبانی از زبان مادری‌مان تا دیر نشده فریاد بر آریم که: موانع را از سر راه زبان مادری‌مان بردارید، راه نفس آن را باز کنید! ما تحمل مرگی دیگر از عناصر هویتمان را نداریم!
قایناق: ایشیق سایتی


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
رحیم گوزل


سئوینج‌له - قَهَرین،
بال‌لا - زَهَرین،
سویوق‌لا - ایستی‌نین،
چن‌له - توستونون..‌.
فرقینی
آپ - آیدین
دویاندان بری،
وورغونون اولموشام
دلیجه‌سینه.
دی گل،
عشقین اوره‌ییمه هوپان گوندن،
گئنل کیتاب ائولرینده
گوی جیزقی‌یا
معروض قالمیش کیتابلارین
حوکمونده‌سن!..

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حکیم نظامی

هرگئجه م اولدو کدر غصه فلاکت سن سیز  
هر نفس چئکدیم هدر گئتدی اوساعت سن سیز 
سنین او جلب ائلیین وصل ینه آند ایچدیم اینان 
هیجرینه یاندی کؤنول یوخ داها طاقت سن سیز 
باشقا بیر یاری نئجه آختارایم ای نازلی صنم 
بیلیرم سنده ده دین یوخ یارا حاجت سن سیز 
سن منیم قلبیمه حاکیم سنه قول اولدی کؤنول 
سن عزیز سن من اوچون ، من هئچم آفت سن سیز 
سن نظامی ده ن اگر آرخایین اولسان دا گولوم 
گئجه- گوندوز آراییب اولمادی راحت سن سیز 

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
عاصم اردبیلی

گوزون دولوب سوزایلن بیلمیره م گوزون ده نه وار؟
اوزون گورن ده دیلیم لال اولور اوزون ده نه وار؟
باخان دا شـوق ایله شمشاد مثـلی قامت اینه
تاپانمیرام اوزومــو نازنین اوزون ده نه وار؟
آجی سوزون منه بال دان شیرین دی بیر سوزه گل
اوزون بویور بو معما نه دیر؟ سوزون ده نه وار؟
نه کوزدو کونلومو یاخدیقجا داغ لی لاله بیته ر؟
بو شـوره زاری گلستان ائده ن کوزون ده نه وار؟
عومور یازین دا کی کونلوم سن ایله یازلاندی
او یازلا یازلانیرام دادمیشام گوزون ده نه وار؟
او گون کی آیریلیقا چاره، دوز، دئدین هله لیک
اطاعتین ده وار عاصم گوره دوزونده نه وار؟
دئمه اوزون ده، سوزون ده، گوزون ده اولدوغونو
گوزون دولوب سوز ایلن کاش بیله ام گوزون ده نه وار؟

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کریم احمدیان" شاهید"

منیم پاییزلی حالیم سان داریخ باهارلیغیما
حزین-حزین اوخویورسام اینانما تارلیغیما

آمان تیکانلی سؤزومدن اؤزولمه سین اوره یین
چیچک-چیچک قاداسی سن آسیل دووارلیغیما

سنی غزللره من مصرع - مصرع تامسینارام
کیتاب-کیتاب سنی سؤزلر سالیر حاصارلیغیما

اووج-اووج سنی هر گون سولاردا آختاریرام
بولود-بولود دا یاغیرسان منیم مزارلیغیما

آیاغلانیب خیالیم بیل کؤسوبدور آرزولاریم
ییخیلمارام چنارام من باخین ووقارلیغیما

قوشولموشام کؤچه ری دورنانین حزین سسینه
شهر-شهر اویانیش گؤز یوموبدو جارلیغیما

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شبسترلی یازیچی،معجزشناس اوستاد "محمدعلی نقابی"  ادبیات سئونلر گوزگوسونده
بو وئرلیشین ایکینجی بولومونو گلن هفته سه شنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا گورون

زمان:سه شنبه1404,6,4
ساعات:9
چکیلش: ادبیات سئونلر

آپاریجی :کریم قربان زاده

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
" مثل "

شعر: متین آلتی اوک
ترجمه: مریم قربان زاده


تنم می لرزد و
دلم می سوزد
آه سپیدارها، سپیدارها...

با یک قیچی بی رحم
از عکسی قدیمی کندند مرا

نیمی از گونه ام آنجا ماند و
در خلاء، خودش را کامل می کند.

روی شانه ام  دستی بریده
که بی وفقه خونریزی می کند.

آه سپیدارها، سپیدارها...
درد افتاده دنبالم و
پشت سرم سوت می زند.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شاعیر: اریش فرید
ترجومه: امیر اسلامی



عشق نه‌ییمیزه گرک؟
نه قورویا بیلدی
عشق بیزی؟
ایش‌سیزلیک،
هیتلرلر،
سون دؤیوشون قارشی‌سیندا،
یا کئچن گون و بویون
گله‌جک قورخونون
و یاغان بمبالارین قارشی‌سیندا

نه یاردیم ائتدی
بیزی محو ائده‌نلره قارشی
عشق بیزه خائین چیخدی
عشق نه‌ییمیزه گرک؟


بیز عشقین نه‌یینه گرک؟
نه قورویا بیلدیک
عشقی بیز
ایش‌سیزلیک،
هیتلرلر،
سون دؤیوشون قارشی‌سیندا،
یا کئچن گون و بویون
گله‌جک قورخونون
و یاغان بمبالارین قارشی‌سیندا

نه یاردیم ائتدیک
عشقی محو ائده‌نلره قارشی؟
هئچ، هئچ
بیز عشقه خائین چیخدیق

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ناصر داوران
تئزـتئز اؤلوره م


من چوخ اؤلموشم
اینانمیرسان اگر
گؤر نئجه غالب گلیر زامان
سنینله چیچکله نن نفسلریمه
اوجادان گولورمسه
ایز ایتیرمک اوچوندور
صنعی گولوش کیمی خوشبخت ائله ییب؟
گؤر نئچه یول اؤلموشه م من:
یازدیغیم ده نیزده بالیق اوزمور،
قوش اوخومور دفتریمه قانایان
گولـله لنمیش کلمه لرده،
آییلار گیریب یوخوما
یولوشدورور سنی تمثیل ائده ن مئیوه لری،
سنی گؤزله دیییم گونلر
هله ده انتظار قوخویور.

من اؤله ن گونلر آخی
کم یک اولور جهان
اودور کی کیمسه گؤرمه ییر اؤلمه ییمی.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مثل15: اؤز ائوین اولان یئرده بورا نییه سیغینیب سان؟

💥کاربرد مثل:
این مثل زمانی به کار می رود که شخصی به بهانه مادی از  از اعمال مذهبی اجتناب کند

قصه پژوه : فاطمه محمودی
ویراستار فارسی:حسن محمدی
ویراستار ترکی : حمید حسینی - مینا ابراهیم پور
طراح جلد: سمیرا خانزادی
زبان کتاب : ترکی با ترجمه فارسی
انتشارات: نظامی گنجوی
موسیقی :Uzundərə
آهنگساز: شهریار صدیق
کتاب مین بیرمثل، مین بیر حئکایه ، مجموعه ای کامل از مثل های ترکی، به همراه قصه های آن به صورت مینیمال در 10 جلد کار شده. و1001 داستان و مثل دارد. این مجموعه به صورت صوتی اجرا شده و در  کانال تلگرام  به اشتراک گذاشته می شود.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
✍️ :نادر الهی


گئت

دۆنن گلدی چاتدی ، تزه بیر یازین
عطریندن ایگیندن ، دوْلوُ سئوگیلیم
یازمیشدین چوخداندیر گلمیر کاغاذین
یامان گؤزله‌ییرم یوْلوُن سئوگیلیم

یازمیشدین تای توُشدا ،کیم گئتدیگیندن
کیمین گئتدیگیندن ، سن دؤنه- دؤنه
بیر ده بیر ائلچینی رد ائتدیگیندن
اوُتانا-اوُتانا یازمیشدین یئنه

یازمیشدین بس هیجران هاچانا کیمی
یازمیشدین،لاپ ایتیب دای خئیریم،شریم
من سنه نه یازیم، تر نعنا کیمی
آخی افیل، افیل اسیر اللریم

آه او باغ،او بولاق، او یاز آخشامی
داشلانیر گؤزۆمدن ، خاطیره‌لرین
او گۆن عشقیمیزدن یانیردی هامی
بو گۆن نه سَریندیر هاوا نه سَرین

خزل تک کۆله‌گه وئردیم بیر به بیر
الیمی یاندیران مکتوبلارینی
قازدیْم اۆرگیمده، قازدیم بیر قبیر
قویلادیم عشقیمین اعتبارینی

گئت منی گؤزله‌مه، گئت گؤزل پری
قاپیدان قایتارما ائلچیلری سن
آلنیمی ایسلادیب ، خجالت تری
گئت غربت شهردن ائولنمیشم من


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«احمد شاملو»
‏دراین سکوت حقیقت ما نهفته است...

رضا براهنی
نیامد
شتاب کردم که آفتاب بیاید نیامد...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar