ادبیات سئونلر
3.13K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
پرواضح است که آشنایی نزدیک با فرهنگ و جغرافیای زبان‌های مبدا و مقصد، کار مترجم را  تسهیل خواهد کرد؛ به او این امکان را خواهد داد که ترجمه‌ای فنی و پربار داشته باشد. و این هم در ترجمه‌ی شعر صادق است و هم در ترجمه‌ی انواع نثر.
5. وفاداری در ترجمه‌ی شعر، ازنظر زبان، فرم و یا احساس شاعرانه و حتی تعلق خاطر شاعر به زیست‌بومش، چه‌گونه محقق می‌شود؟
 پ: به‌تر است که مترجم به فرم و زبان شعر وفادار مانده، معیارهای زیبایی‌شناسانه‌ی شاعر را، تا جایی که می‌تواند رعایت کند. این کار در انتقال عواطف و درونیات نهفته در شعر شاعر، به مخاطب، نقش بسزایی دارد. ولی ناهمواری‌هایی هم می‌تواند باشد، که چنان‌که مهار نشود، در نتیجه‌ی کار تاثیرگذار خواهد بود. اول این‌که مترجم توانایی تشخیص ویژه‌گی‌های زبان و فرم شعری را که ترجمه می‌کند، داشته باشد، دیگر این‌که در عمل بتواند از عهده‌ی این مهم(وفاداری به زبان و احساس شاعر) برآید. سه‌دیگر این‌که شرط بازسرایی از مترجم سلب نشود. و نباید فراموش کنیم که در امر بازسرایی، زبان و خیال مترجم نیز ایفای نقش خواهد کرد. حل این پارادوکس، دشواری کار است و مترجم خوب کسی است که از عهده‌ی آن برآید.
طبیعی است که هر آدمی، و مشخصا هر شاعری از دل و جان بسته باشد به محیطی که در آن زندگی و رشد کرده، با طبیعت و آدم‌هایش انس گرفته و در یک کلام هستی خود را وامدار چنین جغرافیایی است. این زیست‌بوم هم می‌تواند وطن دوم او باشد، و هم سرزمین آبا و اجدادی‌اش؛ یعنی جایی که فرهنگ و زبان مادری‌اش، تاریخ و پیوندهای نسبی و سببی‌اش، همه‌گی منسوبند به آن. مختصر بگویم: وطن اصلی‌اش. مگر می‌شود وطن را از ذهن و زندگی شاعر پاک کرد؟ او مثل هر انسان دیگر، با هزار رشته به سرزمین خود گره خورده. چه‌گونه ممکن است که این پیوندها و دوستی‌ها در شعر او بازتاب نیابد؟ مگر می‌شود که شعر شاعر وطن نداشته باشد؟
6. آیا از روند انجام ترجمه بازخورد خوبی هم گرفته‌اید؟ چرا برخلاف ترجمه‌ی داستان و رمان، ترجمه‌ی شعر کمتر مورد توجه و نظر مخاطب است؟ 
پ: من یک مجموعه‌ی کم حجم از شعرهای فاضل حسنی داغلارجا با عنوان «روزی از روزها» ترجمه کرده‌ام، یک کتاب از برنا موران در حوزه ی نظریه‌های ادبی با نام «نظریه‌های ادبیات و نقد» و کتابی دیگر از یالچین ارمغان، به نام «مدرنیزم در شعر ترک». «روزی از روزها» چندان مورد استقبال مخاطب قرار نگرفت؛ اقبال اهل کتاب از «مدرنیزم در شعر ترک»، هرچند نسبت به کتاب اول بهتر بود، اما راضی کننده نبود. هم به این دلیل که مرتبط بود با شعر، و هم این که شعر ترکیه برای برخی کتاب‌خوان ها جذابیت کمتری دارد. اما «نظریه‌های ادبیات و نقد» مخاطب پرشماری دارد و تا به امروز پنج نوبت چاپ شده است. و گویا در برخی کلاس‌ها نیز تدریس می‌شود. 
در خصوص بخش دوم پرسش شما باید اشاره کنم به این که، آغاز ادبیات با شعر بوده. قدمت شعر حداقل به هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. و تا اواخر قرن هجدهم مهم‌ترین ژانر ادبی بوده. پس از آن جایگاه برتر ادبی ازآن رمان می‌شود. رمان در دوره‌ی کلاسیسیسم شکل گرفت، با رمانتیسم رشد کرد و در قرن نوزدهم، با هم‌یاری رئالیسم تبدیل شد به مهم‌ترین ژانر ادبی. بزرگانی چون داستایوسکی، تولستوی، بالزاک، چارلز دیکنز و ... منسوبند به این دوره. رمان در دوره‌ی مدرنیسم نیز همچنان مهم‌ترین و پرطرفدارترین ژانر ادبی است. 
چرخش ذائقه‌ی عمومی به سوی رمان و داستان کوتاه، تکلیف ترجمه را هم مشخص می‌کند. مخاطب استقبال چندانی از ترجمه‌ی شعر ندارد؛ درنتیجه مترجم ترجیح می‌دهد به جای شعر، به ترجمه‌ی رمان و داستان کوتاه روی آورد، یا این که میدان را به نفع مترجمان رمان خالی کند.
7.جایگاه ویراستار را در ترجمه‌ی شعر چه‌گونه ارزیابی می‌کنید؟
پ: ویرایش در هر صورت به نفع ترجمه است، از جمله ترجمه‌ی شعر. به گمان من هیچ ترجمه‌ای بی‌نیاز از ویرایش نیست. اصلاح لغزش‌های گرامری، رعایت استفاده از زبان معیار، رفع ابهام‌های احتمالی متن و ویرایش تطبیقی از جمله مواردی است که به درستی و زیبایی ترجمه‌ی شعر کمک می‌کند. این کار همچنین می‌تواند یک‌دستی املای متن را تامین و استفاده‌ی درست از علائم سجاوندی را رصد کند.
8. آیا یک مترجم ادبی خود مجدد خلق می‌کند و می‌تواند صاحب سبک باشد؟ یا باید به اصل وفاداری به شاعر مبدا متعهد بماند؟
پ: بخشی از این پرسش را در لابه‌لای مطالب قبلی پاسخ داده ام. از همین رو تکرار نمی‌کنم. اما تردیدی نیست که یک مترجم خوب می تواند صاحب سبک نیز باشد. زبان مترجم، لحنی که به کار می‌برد، تکیه ها و دایره‌ی لغات مترجم، ماجراها و جغرافیای زنده گی او و ... همه‌گی در شکل‌گیری اکنون قلمی مترجم دخیل‌اند. هر مترجمی از این نظر متفاوت است با دیگر مترجم‌ها. و اگر بتواند این تفاوت‌ها را در راستای حوادث قلمی سازماندهی و هدایت کند، می‌شود سبک.
اگرچه این مسائل تنافری با اصل وفاداری به کار شاعر مبدا ندارد.
9. وضعیت ترجمه‌ی شعر از زبان ترکی استانبولی به فارسی در ایران را چه‌گونه می‌بینید؟
پ: امروزه استقبال از ترجمه‌ی متون ترکی به زبان فارسی، به سرعت  در حال افزایش است. بسیاری از ناشران، با توجه به اقبال عمومی از آثار ترکی استانبولی، بخش مهمی از کار و سرمایه‌ی خود را به این حوزه انتقال داده‌اند. حتی برخی از ناشران روی ترجمه و چاپ مجموعه‌‌ی آثار برخی مؤلفان ترک کار و سرمایه‌گذاری می‌کنند. همه‌ی این مسائل حکایت از آن دارد، که مخاطب آثار قلمی ترکیه در میان اهل کتاب ایران، رو به افزونی است. اگرچه این اتفاق در مورد ترجمه‌ی شعر با احتیاط و به‌کندی رخ می‌دهد.
10. آیا شما در امر ترجمه با تکیه بر سبک شخصی خود، در شکل و زبان شعر تغییراتی اعمال می‌کنید؟
پ: من تغییر شکل شعر را روا نمی‌دانم. به‌ویژه اگر شکل را نتیجه‌ی هماهنگی فرم و محتوا بدانیم. شاید درست باشد اگر بگوییم دخالت در فرم شعری، دست بردن به کلیت شعر است. اما زبان شاعر و مترجم لزوما یکی نیست و نمی‌تواند هم باشد. نیازی به عمد نیست. این کار خود به خود اتفاق می‌افتد. هیچ دو نفری وجود ندارد که زبانشان عین هم باشد. این حکم در مورد شاعر و مترجم شعر او نیز صادق است.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
برتولت برشت

آهای ای آیندگان ... !
وقتی زمانه‌ای فرارسید که انسان
یاور انسان شد
از ما به نیکی یاد کنید،

 زیرا ما در زمانه‌ای زیستیم
که تشخیص غروب از نیمروز
کار آسانی نبود...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«آتااول بهرام اوغلو»ترجمه«دومان اردم»
 
گر بمیرم در غروبی خواهم مرد
برفی سیاه می‌بارد روی شهر
و پنهان می‌شوند خیابان‌ها وقلبم
آمدن شب را خواهم دید
میان انگشتانم
گر بمیرم در غروبی خواهم مرد
بچه ها به سینما می‌روند
چهره ام را دفن میکنم در شاخه گلی
برای گریستن
و قطاری می‌گذرد از اعماق
گر بمیرم در غروبی خواهم مرد
می‌روم با تمام وجود
در غروبی به یک دهکده‌ای
دریارا تماشا می‌کنم
تئاتری نو
میان درختان زردآلو
گر بمیرم در غروبی خواهم مرد
ابری می گذرد از دوردست‌ها
ابری تاریک کودکانه
دنیا را تغییر می‌دهد یک نقاش سوررئالیست
صدای پرنده‌گان با غرش
دریا ها با دشت‌ها
و عوض می‌شود تمامی رنگ‌ها
شعری خواهم آورد برایت
کلمه‌هایش خروشان از خواب‌هایم
و دنیارا تقسیم میکند به تکه‌ها
در یکی صبح جمعه
در یکی آسمان
در یکی برگریزان
در یکی از تکه‌ها یک انسان
از نو شروع می‌کند
همه چیزرا

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کریم گول اندام

بیز گلیریک یئمه یه!

میللته خبر وئرین هامی  گلسین کُومه یه!
تئز سوفره نی دوشه یین بیز گلیریک یئمه یه !

اللی ایله یاخیندیر آمریکاوطنیم دیر
آتا م ،آنام  قاچیردان پوللار ،ماللار منیم دیر
من ایرانین شاهی یام ایران دا مسکنیم دیر
هئچ کیمین حقی یوخدور منه بیر سوُز دئمه یه !
تئز سوفره نی دوشه یین بیزگلیریک ئیمه یه !

نئچه یئرده کازینو ،قومار خانا ،باریم وار
آمریکا ،اسرائیلدن چوخلو قوناقلاریم وار
اینگیلیس مجلیسینده بوللو طرفداریم وار
بیرساعت گئتمه میشم هئچ یئرده ایشله مه یه !
تئز سوفره نی دوشه یین بیز گلیریک یئمه یه !

بیرموشتولوق وئریرم هرکیم منه کوُمکدیر
من شاه اولاندان سونرا اودا وزیر دئمکدیر !
هرکیم کئفه باخاجاق ،ایشی ،گوجو یئمکدیر !
هرکیمین دیشی وارسا دوشه جک  دیشله مه یه!
تئز سوفره نی دوشه یین بیز گلیریک یئمه یه !

ترامپ دئییر شاهزاده! سنین ده تویون اولار !
هرهاواچالینارسا هامیسی اویون اولار !
میللت دئمه ،یوزوندن دوخسانی قویون
اولار!
شاهچیلار چالیشمالی یئرلری کوُشله  مه یه
تئز سوفره نی دوشه یین بیز گلیریک یئمه یه !

اورمو- تیر آیی ۱۴۰۴-نجو ایل
         
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برنی سندرز : اینها( بسته‌ای که در دستش است) اسامی کودکانی هستند که در غزه کشته شده اند. بیش از ،200,000 نفر توسط اسرائیل کشته شده اند و از شروع جنگ تا به حال آمریکا 22,000,000,000$
بیست و دو میلیارد دلار به اسرائیل کمک نظامی کرده است.
- این را چه می توان نامید؟!

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سایین کانالداشلار
سئویملی سندلی فیلم چکن اوستاد "بابک شیرین صفت" ین مصاحبه سی ،چکیلیش لر ی حاقیندا الیمیزه چاتان یازیلاری گلن گونلرده پایلاشاجاغیق،


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
تقی قیصری

مستندهای خارق‌العاده‌ی بابک شیرین‌صفت


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
تقی قیصری

مستندهای خارق‌العاده‌ی بابک شیرین‌صفت


بابک شیرین‌صفت، پژوهشگر مردم‌شناسی و مستندساز با چهارگانه‌های جدید به اکران بازگشته است. از عمق شناختی موجود در فیلم‌های اخیر می‌توان دریافت که سوابق بیش از بیست‌ساله‌ی هنری و فیلم‌سازی شیرین‌صفت در فیلم‌نامه‌نویسی، کارگردانی، و تهیه‌کنندگی فیلم او را به درجه‌ای قابل توجه از پختگی حرفه‌ای رسانده است.
سوژه‌هایی که شیرین‌صفت در این چهارگانه انتخاب کرده، در نوع خود بِکر، و قطعاً نه‌فقط برای مخاطب ایرانی، و آذربایجانی‌ها، بلکه برای جوانانی که به دنبال عمق و شکاف‌های فرهنگی در تاریخ خود می‌گردند فوق‌العاده جذاب خواهد بود. این مستندها تلفیقی از جذابیت‌های یکتای آیین‌های گم‌شده در کشاکش تاریخ را با درون‌مایه‌های پژوهش علمی به بیننده عرضه می‌کند.
در این چهارگانه‌ها «شمن‌ـیسم» و آخرین بازمانده‌های آیین‌های شمنی در میان اقوام و ملیت‌های مختلف به صورت مستند نشان داده می‌شود، آیین‌هایی که تا چند دهه پیش، جزو مناسک و آیین‌های عادی دست‌کم در روستاهای آذربایجان بودند. یکی از جالب‌ترین نکته‌هایی که در این مستندها بر آن تأکید می‌شود، برداشت جدیدی از کاربردهای فرهنگی و معیشتی توتم‌هاست که به‌نادرست تاکنون به بت‌پرستی تعبیر شده است. 
جست‌وجوهای هدفمند و سفرهای شیرین‌صفت به نقاط مختلف جهان در پی نشانه‌های بازمانده از شمنیسم، و تصویرگری عینی از جنبه‌های کاربردی آیین‌های شمنی به‌ویژه در درمان بیماران، بهره‌گیری از رقص‌ جمعی (یاللی) با بیشینه‌ای هزاران ساله برای همبستگی اجتماعی، و استغاثه از نیروهای فوق‌طبیعی برای برآوردن نیازهای مادی، ما را با خود به دنیایی شگفت‌انگیز و کم‌نظیر می‌برد. اگر مخاطبان مطالعاتی در مردم‌شناسی داشته و نظری به کتاب‌هایی نظیر «شاخه‌ی زرین» جیمز جورج فریزر انداخته باشند، نمودهای عینی تطور آیین‌ها را در این مستندها خواهند یافت.
انعکاس مطالعات عمیق شیرین‌صفت در فلسفه، جامعه‌شناسی، و تاریخ در مستندهایش، ما را با آثاری جدی و در عین حال به‌شدت جذاب روبه‌رو می‌کند. امیدوارم اهالی آکادمی و مخاطبان آزاد همه‌گی از دیدن این فیلم‌ها لذت ببرند و با توجه جدی به محتوای آنها، نقد و بازخورد دادن، و بحث و بررسی در شبکه‌های اجتماعی، شیرین‌صفت را در آفرینش آثار جدید از این دست ترغیب کنند.

تیرماه ۱۴۰۴
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حافظ خیاوی
«بابک شیرین‌صفت» که بود و چه کرد؟
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حافظ خیاوی
«بابک شیرین‌صفت» که بود و چه کرد؟


«بابک شیرین‌صفت» هر زمان، لاپ او جاوان چاغیندان، لاپ ایندییه‌جن، ساچلارینا دن دوشن زامانلاریناجان، چالیشمادا، یاراتماغدا، یئنی ایشلر بسته‌له‌مکده، ارائه وئرمک‌ده‌دیر.
همیده اونون صریح‌لیگی، اوزلو اولماسی و اوتانماماسی، قدرته باش اَیمه‌مه‌سی، ریاکار اولماییب، یالتاق اولماماسی بیزلره، او زامانلار؛ یئتمیش‌ینجی ایل‌لرده، هشتادینجی ایل‌لرده اونلا تانیش اولوب، اونون «عباس‌آباد»داکی، «گیشا»‌داکی دفترینه گلیب گئدن سینما اؤیرنجی‌لرینه درس کیلاسی کیمی‌ بیرشئی‌ایدی.
بابک شیرین‌صفت همیده ساوادلی، همیده هوش‌لو باشلی بیریسی‌دی. چوخلو کیتابلار اوخویوب و اوخودوغون یادیندا ساخلاییب و هر زامان اؤز اوخودوقلارینا انتقادلا باخا بیلیر بابک.
بابک، باکی‌لیلار دئمیشکن پئشه‌کار، ایرانلی‌لار دئمیشکن حرفه‌ای سینماچی اولوب، سینما ایشی گؤرمه‌یه امکان اولمویاندادا، ترجمه ائدیب، نقاش‌لیق ائدیر و ایندی‌ده سینمایا ماراغی اولان بیر نئچه جاوانی گؤرنده، اولارلا بیرلیکده جاوانلاشیر، هیجان‌لاشیر بابک.
یاشاییشیمین آیدین چاغلارینین بیری بابک‌له تانیش اولماسی دیر.
۱۳۷۹ دا، بابک‌له تانیش اولوب و ائله همن گونلر اونون «عاشیقین دیلی» آدلی بیر قیسا فیلم‌ینده، دستیار اولدوم.
۱۳۸۴ ده، اونون ایلک سینمایی فیلمینده، «رامی» آدلی فیلم‌ینده گئنه دستیار اولدوم اونا و اوندان سورادا بو ایگیرمی ایلین ایچین‌ده تئزتئز گؤروشوروک. بو گؤروشلرده، او چکدیکلری فیلم‌لری منه گؤرسه‌دیر، همیده منیم یازدیغلاریمی‌ اوخویور.
فیلم‌لری گؤروب، یازی‌لاری اوخویوب، دانیشیریق باهم، گاهدان‌دا ساواشیریق و چوخ زاماندا گولوشوروک بیرلیکده.
ایندی ائله ایکیمیزده مشگین شَهَرینده ساکینیک. تئزتئز گؤروشوب، بیرلیکده یئییب ایچیب، سینمادان، ادبیات‌دان، تزه گلنلردن، چیخیب گئدنلردن دانیشیریق.
کئچمیشدن، گله‌جیدن دانیشیریق بابک‌له.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
علی رشتبر قاییب

اؤلولر وار تپ تزه دیر،
بیز حیاتدا بایات اولدوق.
وارکن چیخدیق یادداشلاردان،
نه گولملی حیات اولدوق.

ائله دئدیک خان کرمدن،
قریب اولدوق،شاه صنممدن.
او قدر دانیشدیق  غمدن،
غم شاه اولدو  بیز مات اولدوق،

وارا قییمادیق،  درد بؤلدوک،
شؤهرت اوغرونا گؤمولدوک .
اؤزوموزو سولطان، بیلدیک ،
من دئمکدن چات-چات اولدوق.

یاس اولدو الله تویوموز،
یامان دریندی قویوموز.
زهره دؤندو سویوموز،
کدری یئددی قات اولدوق.

قاییب قارا ساچا دنیک،
  بیز اؤز داغیمیزا چنیک.
غم چکنلر نسلیندن‌ایک،
کدره هاردان ذات اولدوق؟!....

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
م_مجیدی

بوگلن چیچیک بیرغزلواره (سنسیز اولابیلمز).نچه ایل بونان قاباخ،بیرناگوار
اتفاقین ایل دُنیمینده بوقلمین صاحبینن
وصف اولدی. بوگچن اردیبهشت آیندا
سونکی ایل دُنیمینده بیر بالاجا موسیقی
محفلینده،حرمتلی وهمتلی هنرمندلر نچه قطعه اونان انتخاب ادیب (سه گاه زابل)
مایه سینده موغام آوازندا یاراددلار ،نواری
تنظیم اولماغدادی ،اللری وار اولسون .



سن سیز آکونول گون منه رخشان اولابیلمز
اون دُدگجه لیک آیدادرخشان اولابیلمز

بلبل سسنین شوقی اگر اولماسا گلده
گُلشنده سحر لبلری خندان اولا  بیلمز

پروازووی گورجک اوخودوم اوج سماده
سن تک گوزه لیم خوش پروپران اولابیلمز

مجنون کیمی دیوانه لری گورمه سه لیلی
هجرینه دُزیب زلفی پریشان اولا   بیلمز

اوزقویدم آلام پیغامووی باد صبادن
هرنامه رسان مرغ سلیمان اولابیلم

اونما بوقدرقصد شفا اهل  نظردن
عشق اهلنین هیچ دردینه درمان اولابیلمز

گرعهد الیه ام سئوله میه ام دردیمی نینیم
عشقین بیانی سینه ده پنهان اولابیلمز  .

                         اردیبهشت ۱۴۰۴

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ادبیات سئونلر pinned «سایین کانالداشلار سئویملی قلم داشیمیز اوستاد ناصر داورانین داروگ مجله سی ایله مصاحبه سینی کانالا کوچورنده بیرقیسمتی کپی پست دن دوشوبدو بو موصاحبه نی اوخویانلاردان عوذور دیله ییب موصاحبه نین تکمیلینی تقدیم ائدیریک . ادبیات سئونلر 1404,5,18 https://t…»
خبر
محمود فرشچیان1308-1404

اوستاد" محمود فرشچیان"حیاتا گوز یومدو.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دکتر علی اکبر ترابی (حاللاج اوغلو)

        راستا کوچه
      مشروطه کورپوسو


"راستا کوچه بیزیک _ بیزیک"
"ائللر ایله دیز به دیزیک"
بو کوچه ده ائل ایزی وار،
ستارخانین یول _ ریزی وار؛
" سردار" یولون یاخین ائده ر،
" انجمن " ه بوردان گئده ر.


ایندی ده وار آت شئیهه سی،
آتلیلارین گور صئیحه سی،
شانلی ائلین حق نفه سی،
اونون هایی، اونون سسی،
بو کوچه ده جینگیلده ییر،
ائل سازیندا دینگیلده ییر،
گویون اوزو پاریلداییر،
گولله سسی شاریلداییر،
" ایلدیریم " ین توپو شاخیر،
سنگره ائل سئل تک آخیر.


بویلان بیر باخ! او ائل گلیر،
ائل دئمیشکن گور سئل گلیر،
آت اوستونده اودور " سردار "،
اودور " باغوان "، اودور "سالار"؛
گونده ن یانمیش اوزو _ گوزو،
پولاددان دیر " سردار " اوزو؛
آرخاسیندا نه انسانلار،
قورخو بیلمز نه اصلانلار،
بونلار پولاد قالادیرلار،
پارلاق تاریخ یارادیرلار.


دئمه بونلار سوووشورلار،
ایتگین لیگه قوووشورلار؛
همان او یول _ اوایز یاشیر،
چونکو شانلی تبریز یاشیر؛
زمان حددین بو ائل آشیر،
" #حاللاج " عشقی جوشور _داشیر،
حق سوزو وار اوره گینده،
ائل گوجو وار بیله گینده.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
رحیم گوزل


یالان دئمیر!
دونیا یالاندیر دئیَنلر...
هانی او اولو ارنلر؛
دده‌قورقودلاریمیز، افلاطون‌لار، ارسطولار...
هانی؟ هانی؟
گلین:
بیر - بیریمیزه
قارا باسدی ائله‌مه‌یک؛
گوروروک‌سه، یاخشی گوره‌ک:
بو وارلیغی،
بو حیاتی،
بو دونیانی؛
اَن دوغروسو
بو رویانی!..

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
:شیرکو_بیکس

در شبی طوفانی
به خانه ات یورش آوردند
و هر آنچه یادگاری از عشق ما بود
به تاراج بردند
حلقه، خواب، گردنبند
النگو، زمزمه، تبسم.

در غروبی مه آلود
در خیابانی عمومی
دوره ات کردند
به خاطر شعر من
چمدان دستی ات را بردند
زمانی که ترا به بند کشیدند
نامه و بوسه و عطر
و آه و عکس و فریاد و فضیلت ما را با خود بردند
اما نه در آن خانه
نه در آن خیابان
و نه در آن زندان
نه با بردن
و نه با به بند کشیدن
نتوانستند و نشد
ذره ای از عشق ما را به تاراج برند.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
فاطمه_ملک_زاده

دهان پرنده ای در درزِ زیر پیرهنت
قطع شده
نگاه عقابی ات پشتِ نرده هایِ
خطِ ویژه
کوچه را وا میگذاری
با گوریده گیِ زیبایِ درختان ِ زبانِ گنجشک
ادریسی های هفت رنگِ پا بلند
گلهای صورتی کثیفِ کالباسی
و مردمانِ هفت خطی که
زندگیت را به هزار دلیل
داستان بافی کردند
هولِ غریبی در ویرانه هاست
و تو به گُماری پر از وَلَش های وحشی میمانی
چیزهایی در زندگیت پاشید
به راحتیِ تکانِ سرانگشتی
به خاکه سیگار
عزیزِ من!
دارکوبی که نقطه های تهی
بر سینه درختان می نشانَد
پرِ رها شده از گمنام ترین پرنده مهاجر را می شناسد
و تو که با انگشتانت در هوا سوراخ ایجاد میکنی
بزرگراهی که هزار جاده به تو
منتهی میشود
اما نمیدانی که
هیچ قمار بازی ورقه نشان دار را
دوست ندارد
هوا بوی آمونیاک میدهد
و من که هنوز سندرمِ سلنوفیلِ ماه
با من ست
و از درون ویترایِ شامِ آخرم
با عطرِ مردانه ای که
در کوچه پیچیده
چشمانِ آبی نفتی ات را
آتش میزنم


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
"گمشده ی لب دریا"
یازار :غلامحسین ساعدی
بو کیتابی ادبیات سئونلر کانالیندان ائندیرین.👇👇👇

https://t.me/Adabiyyatsevanlar