Forwarded from Homayuon Araz
behruz seddiq ;; dara chekilmish
<unknown>
sher ;; aref kasgin
sas ;; behruz seddiq
sas duzenilmesi ;;
Esteudio ;; ☆ A ☆ R ☆ A ☆ Z ☆
sas ;; behruz seddiq
sas duzenilmesi ;;
Esteudio ;; ☆ A ☆ R ☆ A ☆ Z ☆
Forwarded from هنر و سیاست
behruz seddiq ;; ne oldi yar
<unknown>
🎵
Sәs: #Behruz_Sәdiq
Söz: #Bulud_Muradi
Esteriyo: #Araz
#دکلمه
سس: #بهروز_صدیق
شعیر: #بولود_مرادی
( سسیم می قاناییر؟)
سس دوزه نله ین: استریو #آراز
〽️
🆔 @buludmuradi
Sәs: #Behruz_Sәdiq
Söz: #Bulud_Muradi
Esteriyo: #Araz
#دکلمه
سس: #بهروز_صدیق
شعیر: #بولود_مرادی
( سسیم می قاناییر؟)
سس دوزه نله ین: استریو #آراز
〽️
🆔 @buludmuradi
سعید موغانلی :
چوخ سئودیییم شاعیر دوستوم، آتیلا کیشیزادهدن 1385-جی ایل، یاشماق مجلهسینین بیرینجی ساییسی نشر زامانی ظبط ائتمیشدیک.
بو گونلر اونو بیر دوستون آرشیویندن تاپمیشام،
بو اوچ سس فایلینی ایلک دؤنه اولاراق ادبیات سئونلره پای وئریرم.
آللاه آتیلانی همیشه ساغلام و الی قلملی ساخلاسین... ⬇️⬇️⬇️
آمین
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چوخ سئودیییم شاعیر دوستوم، آتیلا کیشیزادهدن 1385-جی ایل، یاشماق مجلهسینین بیرینجی ساییسی نشر زامانی ظبط ائتمیشدیک.
بو گونلر اونو بیر دوستون آرشیویندن تاپمیشام،
بو اوچ سس فایلینی ایلک دؤنه اولاراق ادبیات سئونلره پای وئریرم.
آللاه آتیلانی همیشه ساغلام و الی قلملی ساخلاسین... ⬇️⬇️⬇️
آمین
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
سلام به مناسبت سالگرد انقلاب مشروطیت جند سطری تقدیم حضورتان می شود.
نام ستّارخان بیش از هر نام دیگری با انقلاب مشروطیّت تناسب کلمه و به قول ادیبان مراعات النظیر ساخته است. خواص مردم ایران او را در ردیف سرداران بزرگ و رهبران نهضت به قلم می آورند، عوام او را با قوچ کور اوغلی، قاچاق نبی مقایسه می کنند و غربی ها او را پوکاچف ایرانی می نامند.
تمام این اشخاص در محیطی فرهنگی و اجتماعی پرورده شده اند که در شکل گیری شخصیّت آن ها تولید کنندگان مدنیّت و ادبیّات مستقیم و یا غیر مستقیم نقش داشته اند. "اتفاقاً در همان دوره ها یعنی - اواسط دوره ی قاجار که قرن نوزدهم اروپاست - قرن تولد بزرگترین و ماندگارترین رمان های دنیا، چه در فرانسه و چه در روسیّه است. با ارزش ترین و معروف ترین رمان های دنیا که شاید امروز هم بعضی از آن ها را بشود گقت که بهترین رمان های دنیاست، در همان دوران، در کشور های اروپایی از جمله در فرانسه - بهترینش در فرانسه – در روسیه و مختصری هم در انگلیس نوشته شده است. ولی متأسفانه این استعداد ها در ایران قبل از انقلاب هیچ پرورش پیدا نکرده است.
انقلاب مشروطیّت سرآغاز تحولی بزرگ در ادبیات ایران شد. تا پیش از مشروطیت شعر همچنان در کنام بی وزن خویش خفته بود. دوام رکود اجتماعی و سیطره ی اندیشه های جامد و خرافی بر حیات مردم روزنه ای برای تحرک در پهنه ی معنویت، ازجمله شعر و ادب، نمی گشود. اگرچه در عهد قاجاریه انجمن هایی نظیر "انجمن نشاط" (توسط میرزا عبدالوهاب نشاط، کلانتر اصفهان) و "انجمن خاقان" (متشکل از شاعران دربار فتحعلی شاه) برای گریز از سبک متکلف و نکته پردازانه ی هندی به وجود آمدند، ولی گردانندگان این گونه انجمن ها تنها به "بازگشت" به سبک پیشینیان (یعنی خراسانی و گاه عراقی) و به تقلید خشک و بی محتوا ازآن ها پرداختند.آثاری که در این دوره پدید آمد از حد تکرار مفاهیم و مضامین و صور خیال پیشنیان، آن هم در سطحی نازل، فراتر نرفت. با آغاز مشروطیت و زمزمه و خواست تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی، طرح مسئله ی ملی و میهن پرستی، آشنایی برخی از ادبا با ادبیات غربی و ترجمه ی آثار نویسندگان اروپایی باعث شدند تا زمزمه ی تجدد خواهی پیرامون شعر را نیز در بر بگیرد. اگرچه پس از مشروطیت شعر فارسی از تخت فاخر خویش پایین آمد و به سوی توده ها گام برداشت و ظرفیت زبانی شعر را به خاطر ورود و پیوند به زندگی مردم افزون ساخت، ولی قید و بند عروض همچنان به شکل سد بزرگی مانع حضور فعال زندگی در شعر بود.
در زمانی که ستار خان دوران کودکی و جوانی و... سپری می کرد در همان ارسباران میرزا عندلیب قراجه داغی، حکیم لعلی، ابوالقاسم نباتی، میرزا جعفر قراجه داغی و ... هم در فرهنگ سازی این مناطق کوشیده اند.
ستّارخان سردار ملّی (ستّار قره داغی) "سومین پسر حاج حسن قره داغی بزّاز بود که به احتمال قریب به یقین در سال 1284 یا 1285 ه.ق ( 1245 شمسی)، مطابق با 1866 میلادی متولّد شده است."( نگاهی به آذربایجان شرقی جلد دوم.... ص 767)
پدر ستارخان، بزّاز دوره گردی بود که از تبریز پارچه می خرید و در دهات ارسباران می فروخت و به اصطلاح یک پایش در شهر و یای دیگرش در روستا بود. این قبیل افراد را در اصطلاح آذربایجانی چرچی (برون بر) می گویند. حاج حسن که شخص با تقوی و قانعی بود، با دسترنج خود معاش عایله اش را تأمین می کرد. این مرد چهار پسر داشت: اسمعیل (از زن اوّلش) ستّار و غفار و عظیم (از زن دومش). (دو مبارز مشروطیّت، رحیم رئیس نیا، عبدالحسین ناهید، انتشارات آگاه، چاپ دوم 1355)
ستارخان روز به روز معروفتر و مشهورتر می شد و دو بار به عتبات عالیات رفت و به آستان بوسی ائمه ی اطهار مشرف شد که دومین بار در سال 1319 ه.ق بود. "وقتی بار دوم از زیارت عتبات برگشت حاجی محمد تقی صراف از مالکان مهم تبریز وی را مباشر املاک خود در سلماس کرد. ستارخان در نهایت درستی و مهارت املاک مزبور را اداره کرد و رعیّت را از شر تاخت و تاز اشرار مصون داشت، طوری که در نواحی سلماس شجاعت وی ضرب المثل شد و چند بار با راهزنان به زدوخورد پرداخت و آنان را شکست داد ولی عاقبت از این کار نیز آزرده گشت و از مباشرت دست برداشت.
ستارخان چون در شناختن اسب مهارت داشت، مصمم شد به خرید و فروش اسب بپردازد و با دلالان اسب که در تبریز به نام "دشگیر" معروفند مشاوره کرد و با آنان شریک شد و تا زمان مشروطیّت به این کار پرداخت" (قیام آذربایجان و ستّارخان، اسماعیل امیر خیزی، کتابفروشی تهران، 1356، ص 18)
دکتر محمد معین متأثر از یادداشت های علّامه قزوینی در قسمت اعلام فرهنگ خود می نویسد:
"وی [ستارخان] شخص اوّل از دو مدافع مشهور تبریز است در برابر قشون محمد علی شاه قاجار(11 ماه تمام از 23 جمادی الاول 1326 تا 8 ربیع الثانی 1327). چون درین مدت در رأس جمیع مجاهدان تبریز و ارامنه و قفقازیان بود و مقاومت شدید تبریز
نام ستّارخان بیش از هر نام دیگری با انقلاب مشروطیّت تناسب کلمه و به قول ادیبان مراعات النظیر ساخته است. خواص مردم ایران او را در ردیف سرداران بزرگ و رهبران نهضت به قلم می آورند، عوام او را با قوچ کور اوغلی، قاچاق نبی مقایسه می کنند و غربی ها او را پوکاچف ایرانی می نامند.
تمام این اشخاص در محیطی فرهنگی و اجتماعی پرورده شده اند که در شکل گیری شخصیّت آن ها تولید کنندگان مدنیّت و ادبیّات مستقیم و یا غیر مستقیم نقش داشته اند. "اتفاقاً در همان دوره ها یعنی - اواسط دوره ی قاجار که قرن نوزدهم اروپاست - قرن تولد بزرگترین و ماندگارترین رمان های دنیا، چه در فرانسه و چه در روسیّه است. با ارزش ترین و معروف ترین رمان های دنیا که شاید امروز هم بعضی از آن ها را بشود گقت که بهترین رمان های دنیاست، در همان دوران، در کشور های اروپایی از جمله در فرانسه - بهترینش در فرانسه – در روسیه و مختصری هم در انگلیس نوشته شده است. ولی متأسفانه این استعداد ها در ایران قبل از انقلاب هیچ پرورش پیدا نکرده است.
انقلاب مشروطیّت سرآغاز تحولی بزرگ در ادبیات ایران شد. تا پیش از مشروطیت شعر همچنان در کنام بی وزن خویش خفته بود. دوام رکود اجتماعی و سیطره ی اندیشه های جامد و خرافی بر حیات مردم روزنه ای برای تحرک در پهنه ی معنویت، ازجمله شعر و ادب، نمی گشود. اگرچه در عهد قاجاریه انجمن هایی نظیر "انجمن نشاط" (توسط میرزا عبدالوهاب نشاط، کلانتر اصفهان) و "انجمن خاقان" (متشکل از شاعران دربار فتحعلی شاه) برای گریز از سبک متکلف و نکته پردازانه ی هندی به وجود آمدند، ولی گردانندگان این گونه انجمن ها تنها به "بازگشت" به سبک پیشینیان (یعنی خراسانی و گاه عراقی) و به تقلید خشک و بی محتوا ازآن ها پرداختند.آثاری که در این دوره پدید آمد از حد تکرار مفاهیم و مضامین و صور خیال پیشنیان، آن هم در سطحی نازل، فراتر نرفت. با آغاز مشروطیت و زمزمه و خواست تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی، طرح مسئله ی ملی و میهن پرستی، آشنایی برخی از ادبا با ادبیات غربی و ترجمه ی آثار نویسندگان اروپایی باعث شدند تا زمزمه ی تجدد خواهی پیرامون شعر را نیز در بر بگیرد. اگرچه پس از مشروطیت شعر فارسی از تخت فاخر خویش پایین آمد و به سوی توده ها گام برداشت و ظرفیت زبانی شعر را به خاطر ورود و پیوند به زندگی مردم افزون ساخت، ولی قید و بند عروض همچنان به شکل سد بزرگی مانع حضور فعال زندگی در شعر بود.
در زمانی که ستار خان دوران کودکی و جوانی و... سپری می کرد در همان ارسباران میرزا عندلیب قراجه داغی، حکیم لعلی، ابوالقاسم نباتی، میرزا جعفر قراجه داغی و ... هم در فرهنگ سازی این مناطق کوشیده اند.
ستّارخان سردار ملّی (ستّار قره داغی) "سومین پسر حاج حسن قره داغی بزّاز بود که به احتمال قریب به یقین در سال 1284 یا 1285 ه.ق ( 1245 شمسی)، مطابق با 1866 میلادی متولّد شده است."( نگاهی به آذربایجان شرقی جلد دوم.... ص 767)
پدر ستارخان، بزّاز دوره گردی بود که از تبریز پارچه می خرید و در دهات ارسباران می فروخت و به اصطلاح یک پایش در شهر و یای دیگرش در روستا بود. این قبیل افراد را در اصطلاح آذربایجانی چرچی (برون بر) می گویند. حاج حسن که شخص با تقوی و قانعی بود، با دسترنج خود معاش عایله اش را تأمین می کرد. این مرد چهار پسر داشت: اسمعیل (از زن اوّلش) ستّار و غفار و عظیم (از زن دومش). (دو مبارز مشروطیّت، رحیم رئیس نیا، عبدالحسین ناهید، انتشارات آگاه، چاپ دوم 1355)
ستارخان روز به روز معروفتر و مشهورتر می شد و دو بار به عتبات عالیات رفت و به آستان بوسی ائمه ی اطهار مشرف شد که دومین بار در سال 1319 ه.ق بود. "وقتی بار دوم از زیارت عتبات برگشت حاجی محمد تقی صراف از مالکان مهم تبریز وی را مباشر املاک خود در سلماس کرد. ستارخان در نهایت درستی و مهارت املاک مزبور را اداره کرد و رعیّت را از شر تاخت و تاز اشرار مصون داشت، طوری که در نواحی سلماس شجاعت وی ضرب المثل شد و چند بار با راهزنان به زدوخورد پرداخت و آنان را شکست داد ولی عاقبت از این کار نیز آزرده گشت و از مباشرت دست برداشت.
ستارخان چون در شناختن اسب مهارت داشت، مصمم شد به خرید و فروش اسب بپردازد و با دلالان اسب که در تبریز به نام "دشگیر" معروفند مشاوره کرد و با آنان شریک شد و تا زمان مشروطیّت به این کار پرداخت" (قیام آذربایجان و ستّارخان، اسماعیل امیر خیزی، کتابفروشی تهران، 1356، ص 18)
دکتر محمد معین متأثر از یادداشت های علّامه قزوینی در قسمت اعلام فرهنگ خود می نویسد:
"وی [ستارخان] شخص اوّل از دو مدافع مشهور تبریز است در برابر قشون محمد علی شاه قاجار(11 ماه تمام از 23 جمادی الاول 1326 تا 8 ربیع الثانی 1327). چون درین مدت در رأس جمیع مجاهدان تبریز و ارامنه و قفقازیان بود و مقاومت شدید تبریز
یان در مقابل قشون عظیم دولتی منحصراً تحت راهنمایی و قیادت شخص او اداره می شد، تدریجاً شهرت وی از داخل به خارج ایران سرایت کرد و صیت شجاعت و مردانگی او به اقطار جهان رسید." فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، جلد پنجم (اعلام) چاپ ششم 1363، ص 733 زیر ماده ی ستارخان)
خانم دکتر فاطمه سیّاح از اساتید پیش کسوت و از بانیان نقد ادبی در ادبیّات معاصر ایران در کتاب خود می نویسد:
"در آن دوره و چندی پس از ان برخی از زنان که پدر، برادر یا شوهرآنان به نهضت مشروطه پیوسته بودند پیشگام نهضت زنان حق طلب و آزادیخواه ایران شدند. تلاش این زنان، آینده ی خوبی را برای نسل آینده ی زنان کشور به دنبال داشت. دامنه ی تلاش ها به جایی کشیده شد که زنان در اندیشه ی نشر روزنامه ها و مجلّات و تشکیل انجمن های سِرّی و آشکار برآمدند و دوشادوش مردان دست به فعالیّت های اجتماعی زدند." (نقد و سیاحت مجموعه ی مقالات و تقریرات دکتر فاطمه سیّاح، به کوشش محمد گلبن، انتشارات توس، چاپ اوّل 1354، ص سی)
حتّی برخی از دختران و زنان با لباس مجاهد در کنار ستّارخان جنگیده اند. سهراب طاهر شاعر معاصر شعری در این زمینه سروده است.
" قیز مجاهد پالتاریندا "
گونش چیخیئر قیزیل شفق سپه له نیر هر بیریانا
بیرمجاهد گوز یاشیله تعظیم ائدیر ستّارخانا
سردار بوردا بیر مجاهد یارالیدیر سایقلاییر
بوتون گئجه قان ایتیریب چوپه دونوب آرائقلاییر
بیر اوغلاندیر تانیماییر بویئرلرده هئچ کس اونو
او گیزله دیر هامیمیزدان یاراسینی اُووغونو
سردار آچیر اوّل اونون دؤشونده کی بوش قاتاری
پنجک قانلی پنجک آلتدا زر بافتالی قیز پالتاری
سولور اوزو یاواش یاواش آچیق قالمیش گوزلرینده
بیر یاریمچیق یول حسرتی ایکی گیله یاش ایچینده
غروب دوشور قیزیل شفق سپه له نیر هر بیریانا
مجاهدلر باش اییرلر گوزو – یاشلی ستارخانا
سردار یومور اللریله قیزین یاشلی گوزلرینی
اورگینده اوسویله ییر قیزین اوره ک سوزلرینی
بنا به نوشته ی نریمان حسن زاده محقق جمهوری آذربایجان مرکز غیبی انجمن علت اصلی تأکید بر رفتن سردار و سالار ملی را به تهران به آن ها روشن کرده بود و از این لحاظ راضی به ترک تبریز نبودند. (ستارخان و جنبش آذربایجان، نریمان حسن زاده، ترجمه ی پرویززارع شاهمرسی)
رفتن ستارخان و باقرخان به تهران که در عین حال به دعوت آخوند ملا محمد کاظم خراسانی نیز بود؛ "روز هشتم ربیع الاول 1328 ه.ق. (بیستم مارس 19109م) از سوی مردم، قوای دولتی و یپرم خان و سرداربهادر تا باسمنج بدرقه شدند و به تهران حرکت و در آخر این ماه به کرج وارد و در چهارم ربیع الثانی 1328 ه.ق در حالی که تمام اصناف، اقلیّت های مذهبی و مأموران دولت استقبال با شکوهی از آنان کردند به تهران وارد شدند." (تاریخ ارسباران، سرهنگ حسن بایبوردی ...ص 177)
"از دروازه قزوین با کالسکه ی سلطنتی به باغ شاه آمدند و پس از استراحت با دو رأس اسب سلطنتی به دربار رفته، با احمد شاه قاجار ملاقات کردند. سپس در حالی که مسیر آن ها از دربار تا پارک صاحب اختیار آیین بندی و از گارد، قراول و جمعیّت پر بود به منزل صاحب اختیار رفتند.
ستّار خان در منزل صاحب اختیار خطاب به جمعیّت گفت اگر خدمتی کردیم در سایه ی جانبازی جوانان رشید آذربایجانی بود. مهمانی های مفصّلی به افتخار ستارخان و باقرخان دادند.
"ستارخان و باقرخان در جریان های سیاسی با سردار محیی (معزالسلطان) به دسته ی اعتدالیون متمایل شده بودند. به سبب کشته شدن سیّد عبدالله بهبهانی از اعتدالیون و بعد ها مقابله به مثل و کشته شدن سیّد عبدالرزّاق (رئیس دارالصنایه وطنیّه) و میرزا علی محمد خان تربیت [ برادر محمد علی تربیت مجاهد و محقق بزرگ] از حزب دمکرات جنگ میان دو حزب دمکرات و اعتدالیون آغاز شد. از این رو دولت وقت با اجازه ی مجلس تصمیم به خلع سلاح هر دو دسته گرفت.
"در سی ام همان سال در پارک اتابک که منزلگاه آنان و مجاهدان ایشان بود جنگ سختی بین قشون دولتی که می خواستند مجاهدان را که این تقاضا را نمی پذیرفتند روی داد و عاقبت قشون دولتی غالب آمده سی تن را کشته و سیصد تن را اسیر کردند و ستارخان و باقرخان اسیر گردیدند. پس از ختم غایله دولت در حق ستارخان و باقرخان شهریه ای مناسب شأن ایشان برقرار کرد. چهار سال بعد از این واقعه ستارخان بر اثر زخم پا که از عواقب جنگ مذکور بود وفات یافت."(فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، جلد پنجم ...همان جا)
یکانی همرزم ستّار خان حدود بیست سال بعد با نصرت الله فتحی "آتشباک" مصاحبه می کند، در مورد سال های آخر زندگی ستّارخان می گوید:
"آنچه از اقوام نزدیکم که با سردار در تهران بوده اند شنیده ام اجمالاً این است که بعد از گلوله خوردن در پارک اتابک یک پایش را از دست داد. یعنی آن پا برایش قابل استفاده نبود و تا آخر عمرش با چوبی که در زیر بغل میگرفت راه می رفت.
خانم دکتر فاطمه سیّاح از اساتید پیش کسوت و از بانیان نقد ادبی در ادبیّات معاصر ایران در کتاب خود می نویسد:
"در آن دوره و چندی پس از ان برخی از زنان که پدر، برادر یا شوهرآنان به نهضت مشروطه پیوسته بودند پیشگام نهضت زنان حق طلب و آزادیخواه ایران شدند. تلاش این زنان، آینده ی خوبی را برای نسل آینده ی زنان کشور به دنبال داشت. دامنه ی تلاش ها به جایی کشیده شد که زنان در اندیشه ی نشر روزنامه ها و مجلّات و تشکیل انجمن های سِرّی و آشکار برآمدند و دوشادوش مردان دست به فعالیّت های اجتماعی زدند." (نقد و سیاحت مجموعه ی مقالات و تقریرات دکتر فاطمه سیّاح، به کوشش محمد گلبن، انتشارات توس، چاپ اوّل 1354، ص سی)
حتّی برخی از دختران و زنان با لباس مجاهد در کنار ستّارخان جنگیده اند. سهراب طاهر شاعر معاصر شعری در این زمینه سروده است.
" قیز مجاهد پالتاریندا "
گونش چیخیئر قیزیل شفق سپه له نیر هر بیریانا
بیرمجاهد گوز یاشیله تعظیم ائدیر ستّارخانا
سردار بوردا بیر مجاهد یارالیدیر سایقلاییر
بوتون گئجه قان ایتیریب چوپه دونوب آرائقلاییر
بیر اوغلاندیر تانیماییر بویئرلرده هئچ کس اونو
او گیزله دیر هامیمیزدان یاراسینی اُووغونو
سردار آچیر اوّل اونون دؤشونده کی بوش قاتاری
پنجک قانلی پنجک آلتدا زر بافتالی قیز پالتاری
سولور اوزو یاواش یاواش آچیق قالمیش گوزلرینده
بیر یاریمچیق یول حسرتی ایکی گیله یاش ایچینده
غروب دوشور قیزیل شفق سپه له نیر هر بیریانا
مجاهدلر باش اییرلر گوزو – یاشلی ستارخانا
سردار یومور اللریله قیزین یاشلی گوزلرینی
اورگینده اوسویله ییر قیزین اوره ک سوزلرینی
بنا به نوشته ی نریمان حسن زاده محقق جمهوری آذربایجان مرکز غیبی انجمن علت اصلی تأکید بر رفتن سردار و سالار ملی را به تهران به آن ها روشن کرده بود و از این لحاظ راضی به ترک تبریز نبودند. (ستارخان و جنبش آذربایجان، نریمان حسن زاده، ترجمه ی پرویززارع شاهمرسی)
رفتن ستارخان و باقرخان به تهران که در عین حال به دعوت آخوند ملا محمد کاظم خراسانی نیز بود؛ "روز هشتم ربیع الاول 1328 ه.ق. (بیستم مارس 19109م) از سوی مردم، قوای دولتی و یپرم خان و سرداربهادر تا باسمنج بدرقه شدند و به تهران حرکت و در آخر این ماه به کرج وارد و در چهارم ربیع الثانی 1328 ه.ق در حالی که تمام اصناف، اقلیّت های مذهبی و مأموران دولت استقبال با شکوهی از آنان کردند به تهران وارد شدند." (تاریخ ارسباران، سرهنگ حسن بایبوردی ...ص 177)
"از دروازه قزوین با کالسکه ی سلطنتی به باغ شاه آمدند و پس از استراحت با دو رأس اسب سلطنتی به دربار رفته، با احمد شاه قاجار ملاقات کردند. سپس در حالی که مسیر آن ها از دربار تا پارک صاحب اختیار آیین بندی و از گارد، قراول و جمعیّت پر بود به منزل صاحب اختیار رفتند.
ستّار خان در منزل صاحب اختیار خطاب به جمعیّت گفت اگر خدمتی کردیم در سایه ی جانبازی جوانان رشید آذربایجانی بود. مهمانی های مفصّلی به افتخار ستارخان و باقرخان دادند.
"ستارخان و باقرخان در جریان های سیاسی با سردار محیی (معزالسلطان) به دسته ی اعتدالیون متمایل شده بودند. به سبب کشته شدن سیّد عبدالله بهبهانی از اعتدالیون و بعد ها مقابله به مثل و کشته شدن سیّد عبدالرزّاق (رئیس دارالصنایه وطنیّه) و میرزا علی محمد خان تربیت [ برادر محمد علی تربیت مجاهد و محقق بزرگ] از حزب دمکرات جنگ میان دو حزب دمکرات و اعتدالیون آغاز شد. از این رو دولت وقت با اجازه ی مجلس تصمیم به خلع سلاح هر دو دسته گرفت.
"در سی ام همان سال در پارک اتابک که منزلگاه آنان و مجاهدان ایشان بود جنگ سختی بین قشون دولتی که می خواستند مجاهدان را که این تقاضا را نمی پذیرفتند روی داد و عاقبت قشون دولتی غالب آمده سی تن را کشته و سیصد تن را اسیر کردند و ستارخان و باقرخان اسیر گردیدند. پس از ختم غایله دولت در حق ستارخان و باقرخان شهریه ای مناسب شأن ایشان برقرار کرد. چهار سال بعد از این واقعه ستارخان بر اثر زخم پا که از عواقب جنگ مذکور بود وفات یافت."(فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، جلد پنجم ...همان جا)
یکانی همرزم ستّار خان حدود بیست سال بعد با نصرت الله فتحی "آتشباک" مصاحبه می کند، در مورد سال های آخر زندگی ستّارخان می گوید:
"آنچه از اقوام نزدیکم که با سردار در تهران بوده اند شنیده ام اجمالاً این است که بعد از گلوله خوردن در پارک اتابک یک پایش را از دست داد. یعنی آن پا برایش قابل استفاده نبود و تا آخر عمرش با چوبی که در زیر بغل میگرفت راه می رفت.
در خیابان مهدی خان نزدیک چهارراه معزّالسلطان واقع در خیابان امیریه خانه ای اجاره کرده بود. هنگام عصر خود را به زحمت و کشان کشان به روی سکّویی که جلوی خانه ی استیجاریش بوده می رساند و در آن جا می نشست و غلیان می کشید و با دوسه نفر که همیشه در اطرافش بوده اند به صحبت از گذشته می پرداخت و در واقع از بی نتیجه ماندن کارهایش تأسّف می خورد. ( دیدار با همرزم ستآر خان، نصرت الله فتحی ...صص 52 - 251
یکی از رجال امروزی تهران نقل کرده است که من تازه دیپلم گرفته بودم یک روز پدرم به من گفت: یکی از دوستان من خواهش کرده است که شما را هفته ای یک روز نزد او بفرستم تا امور تحریراتی او را انجام بدهید. بهتر است که قبلاً از روی آدرس که می دهم او را ملاقات کنید تا خودش روزی را که احتیاج دارد با او برخورد نمایی. گفتم این شخص کیه؟ گفت : این سردار ملّی ستار خان معروف است و احتیاج به منشی دارد که نامه های وارده را برایش بخوانند و جوابش را بنویسد. رفتم و خودم را معرفی کردم، خیلی محبت کرد و گفت شما جوان هستید نباید [به احتمال خیلی کم] مرا بشناسید ولی پدرتان مرا خوب می شناسد و می داند که با وجود نشستن این چنینی که نصیب من شده باز مردم ایران خواه از شهرها و خواه از خود تهران به من نامه می نویسند و برخی حوائجی دارند که باید آن نامه ها خوانده شود و هر کدام که احتیاج به جواب داشت خیلی مختصر پاسخ داده شود و من بدین جهت شما را زحمت
افزا شده ام. (یادداشتهای قزوینی به کوشش ایرج افشار انتشارات علمی، جلد هشتم،)
شکست ستّارخان ومجاهدان همراه وی در سال 1911 سرآغاز شکست انقلاب ایران می شود و راه را برای شکل گیری حکومت مستبدان در لباس دیگرآماده می کند. از 1912 تا 1914 به ترتیب مجلس منحل می شود، دولت زیر دیون بیگانگان می رود.
با اینکه ایران در جنگ جهانی اول اعلام بی طرفی می کند، امّا عملاٌ قزاق هایی که تحت تعلیم فرماندهان روسی تربیت شده بودند نیروی بالقوه ای در اختیار روس ها بودند که یکی از اصلی ترین طرفهای درگیر بود. بعد از جنگ با این که حکومت تزاری هم برچیده شده، و امکاناتی برای نهضت های مردمی به وجود آمده بود، امّا هیچ یک از این نهضت ها نتوانست کشور را به آستانه ی آزادی سوق دهد و حرکت های انقلابی میرزا کوچک خان جنگلی، شیخ محمد خیابانی، کلنل محمد تقی پسیان در خون رهبران و کوشندگاشان غرقه به خون شد، حرکت انقلابی ابوالقاسم لاهوتی نیز شکست خورد و باغث شد او به شوروی پناهنده شود. به این ترتیب راه برای حکومت رضا خان هموار گشت.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یکی از رجال امروزی تهران نقل کرده است که من تازه دیپلم گرفته بودم یک روز پدرم به من گفت: یکی از دوستان من خواهش کرده است که شما را هفته ای یک روز نزد او بفرستم تا امور تحریراتی او را انجام بدهید. بهتر است که قبلاً از روی آدرس که می دهم او را ملاقات کنید تا خودش روزی را که احتیاج دارد با او برخورد نمایی. گفتم این شخص کیه؟ گفت : این سردار ملّی ستار خان معروف است و احتیاج به منشی دارد که نامه های وارده را برایش بخوانند و جوابش را بنویسد. رفتم و خودم را معرفی کردم، خیلی محبت کرد و گفت شما جوان هستید نباید [به احتمال خیلی کم] مرا بشناسید ولی پدرتان مرا خوب می شناسد و می داند که با وجود نشستن این چنینی که نصیب من شده باز مردم ایران خواه از شهرها و خواه از خود تهران به من نامه می نویسند و برخی حوائجی دارند که باید آن نامه ها خوانده شود و هر کدام که احتیاج به جواب داشت خیلی مختصر پاسخ داده شود و من بدین جهت شما را زحمت
افزا شده ام. (یادداشتهای قزوینی به کوشش ایرج افشار انتشارات علمی، جلد هشتم،)
شکست ستّارخان ومجاهدان همراه وی در سال 1911 سرآغاز شکست انقلاب ایران می شود و راه را برای شکل گیری حکومت مستبدان در لباس دیگرآماده می کند. از 1912 تا 1914 به ترتیب مجلس منحل می شود، دولت زیر دیون بیگانگان می رود.
با اینکه ایران در جنگ جهانی اول اعلام بی طرفی می کند، امّا عملاٌ قزاق هایی که تحت تعلیم فرماندهان روسی تربیت شده بودند نیروی بالقوه ای در اختیار روس ها بودند که یکی از اصلی ترین طرفهای درگیر بود. بعد از جنگ با این که حکومت تزاری هم برچیده شده، و امکاناتی برای نهضت های مردمی به وجود آمده بود، امّا هیچ یک از این نهضت ها نتوانست کشور را به آستانه ی آزادی سوق دهد و حرکت های انقلابی میرزا کوچک خان جنگلی، شیخ محمد خیابانی، کلنل محمد تقی پسیان در خون رهبران و کوشندگاشان غرقه به خون شد، حرکت انقلابی ابوالقاسم لاهوتی نیز شکست خورد و باغث شد او به شوروی پناهنده شود. به این ترتیب راه برای حکومت رضا خان هموار گشت.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
۱)ایچیمدن هورکموش بیر قیز باش آلیب گئدیر
آیاقلاری یول آلماز
باشینا قوردو،قوشو ، دره تپه نی آلیب
آسفالت سیز یول سوز چوللریمده
ایچیمده بیر زنجیر قیریلمیش بیر قاپی سینمیش
ایچیمده بیری داریلمیش بیری آغلامیش باغیرمیش
دریمی روحومو دیرناقلاری ایلا ییرتیب قاچان وار.
۲)جئیرانلاریمی هورکوتدو یوللارین
قوشلاریم باشیمدان اوچدو
آل گئت آسفالتینی ،آل گئت یولونو
من دره،تپه، اورمان ، دنیز قالماق ایسته ییرم
چاغداشلیقینی گؤتور گئت سن خییاوانلاری گز
آی روحو داش کرپیچدن بیچیلمیش
دوستاق ایسته میرم
دووارلارینی گؤتور گئت.
تارلا
تیکان تپه.
۳)سن هله یئنی سن
سحر ساعاتلاری کیمی
سن هله تزه بیچیلمیش یارپیزلارین قوخوسونو وئریرسن
یئنی گویه رمیش اوت کیمی تیکانلانماقینا قالیب
گئتمه یینه قالیب هله دؤز.
تارلا
تیکان تپه.
۴)باخیشلارین آلما قوخور
دیشله ییرم اونلاری
آغزیم سولانیر
گؤزلرین دوداقلاریمین ایکی یانیندان سوزولور آشاغی.
شعرلره قیسا باخیش:🌸🌸
قیسا شعرلر
شاعیر: تارلا تیکان تپه
تارلا خانیمین بو قیسا شعرلرینده من بیر جورا باغلیلیق گوءردوم سانکی پازل قیریقلاری کیمین کی اونلاری بیربیرینه قوشدوقدا تارلا خانیمین ایچ دونیاسین بیر قده ر تانیماق اولار.بلکه هر بیر صفالی شاعیرین ده دالبادال دویغولارین کتابلاریندا اوخودوق دا اونلارین ایچ دونیالارین، فیکیرلرین؛ دغدغه لرین آنلاماق اولور.
من بیر اوخوجو عنواندا تارلا خانیمین بو قیسا شعرلرین بیربیریندن آیری گوءرمه دیم.و بونلارین آراسیندا کامیل بیر ایلگی قوردوم و نهایت گوءزومون اوءنونده بیر قادین شاعیر دایاندی اوءزونه مخصوص اولان فیکیرلری و دغدغه لریله.
1)بیرینجی شعرده قادین شاعیرین ایچینده بیر عصیانجیل قیز گوءردوم مجنون بیر قیز، دره تپه نی قوردو قوشو باشینا ییغمیش گئدیر آسفالت سیز ناهامار یوللاردا.قانداللاری دویغولارینین ایاغیندان قیرمیش قاپیلاری سیندیرمیش بیری.بیر قیز سیخینی لاردان بئزمیش و باغیرمیش.بیر دلی قیز کی شاعیرین روحونون دریسین دیرناقلاریلا ییرتیب قاچیر.
2-ایکینجی شعرده شاعیر بیر کسدن گیلئیله نیر.او آدام شاعیرین روحون تانیمادان جئیرانلارین هورکودوب قوشلارین اوچوردوب.دئییر: سن آسفالت و مدرن یوللارین آدامیسان امما من سنتی دره تپه اورمان و دنیز قیزییام.بونلار منیم روحومو اوخشاییر.سنین روحون داش کرپیج دن بیچیلیب ایتیل گز خیاوانلاری منله ایشین اولماسین.منی دوستاقلاما.دووارلارینی دا اوءزونله آپار.اولسون کی او آدام بلکه حیات یولداشی یا اونو یاشامدا سارسیدان باشقاسی اولا!
3)بو شعرده شاعیر اوءزونه قاییدیر و اوءزونه توختاقلیق وئریر دئییر: سن هله تزه سن.سحر ساهاتلاری کیمین باکره و تزه.سن تزه بیچیلمیش یارپیز قوخوسو وئریرسن.سنین هله تیکانلانماقینا؛ چیرکین اولماغینا روحی و جسمی نظردن قالیب.دوءز یئنی گونلر و گوءزل آنلارین اولاجاق هله.شاعیر بوردا اوءزونه اوره ک یاندیریر و ایشیقلی گله جگی اوءزونه موشتولوق وئریر.
4)دوءردونجو شعرده شاعیر سئودیگی بیرینین باخیشلارین آلمایا تشبئه ائله ییر کی اونو دیشله دیکجه آغزی سولانیر و او باخیشلار دوداقلارینین ایکی یانیندان سوزولور.
منجه آشاغی کلمه سین بو شعرده حذف ائدین تارلا خانیم چونکو میوه نین سویو طبیعی دیر کی آشاغی سوزولور یوخاری گئتمیر کی.
🌸نتیجه: بیر اوخوجو عنواندا تارلا خانیمین قیسا شعرلرین سئودیم.بو شعرلرده گوءزل شاعیرانه قادین دیلی؛ یئنی لیک و آخیجی لیق گوءردوم.امینم عزیز تارلادا بوندان آرتیق ادبی استعداد و شعر قابلیتی وار.و اونون شعرلری گله جکده بیر یاخشی شاعیری ائلیمیزه و ادبیاتیمیزا موشتولوق وئریر.دوستلار شعرلری ایچدن منیمسه مک و دریندن دویماق چوخ لذتلی دیر منه.شعری ایچ ائله ییب شاعیرین دونیاسینا قوناق اولماق تام بیر بوزلو شربت دیر ایستی یای گونلرینده.
تارلا باجیما توتدوغو ادبی یولدا داها اوغورلار آرزولاییرام.حوءرمتله:
#سحرخیاوی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آیاقلاری یول آلماز
باشینا قوردو،قوشو ، دره تپه نی آلیب
آسفالت سیز یول سوز چوللریمده
ایچیمده بیر زنجیر قیریلمیش بیر قاپی سینمیش
ایچیمده بیری داریلمیش بیری آغلامیش باغیرمیش
دریمی روحومو دیرناقلاری ایلا ییرتیب قاچان وار.
۲)جئیرانلاریمی هورکوتدو یوللارین
قوشلاریم باشیمدان اوچدو
آل گئت آسفالتینی ،آل گئت یولونو
من دره،تپه، اورمان ، دنیز قالماق ایسته ییرم
چاغداشلیقینی گؤتور گئت سن خییاوانلاری گز
آی روحو داش کرپیچدن بیچیلمیش
دوستاق ایسته میرم
دووارلارینی گؤتور گئت.
تارلا
تیکان تپه.
۳)سن هله یئنی سن
سحر ساعاتلاری کیمی
سن هله تزه بیچیلمیش یارپیزلارین قوخوسونو وئریرسن
یئنی گویه رمیش اوت کیمی تیکانلانماقینا قالیب
گئتمه یینه قالیب هله دؤز.
تارلا
تیکان تپه.
۴)باخیشلارین آلما قوخور
دیشله ییرم اونلاری
آغزیم سولانیر
گؤزلرین دوداقلاریمین ایکی یانیندان سوزولور آشاغی.
شعرلره قیسا باخیش:🌸🌸
قیسا شعرلر
شاعیر: تارلا تیکان تپه
تارلا خانیمین بو قیسا شعرلرینده من بیر جورا باغلیلیق گوءردوم سانکی پازل قیریقلاری کیمین کی اونلاری بیربیرینه قوشدوقدا تارلا خانیمین ایچ دونیاسین بیر قده ر تانیماق اولار.بلکه هر بیر صفالی شاعیرین ده دالبادال دویغولارین کتابلاریندا اوخودوق دا اونلارین ایچ دونیالارین، فیکیرلرین؛ دغدغه لرین آنلاماق اولور.
من بیر اوخوجو عنواندا تارلا خانیمین بو قیسا شعرلرین بیربیریندن آیری گوءرمه دیم.و بونلارین آراسیندا کامیل بیر ایلگی قوردوم و نهایت گوءزومون اوءنونده بیر قادین شاعیر دایاندی اوءزونه مخصوص اولان فیکیرلری و دغدغه لریله.
1)بیرینجی شعرده قادین شاعیرین ایچینده بیر عصیانجیل قیز گوءردوم مجنون بیر قیز، دره تپه نی قوردو قوشو باشینا ییغمیش گئدیر آسفالت سیز ناهامار یوللاردا.قانداللاری دویغولارینین ایاغیندان قیرمیش قاپیلاری سیندیرمیش بیری.بیر قیز سیخینی لاردان بئزمیش و باغیرمیش.بیر دلی قیز کی شاعیرین روحونون دریسین دیرناقلاریلا ییرتیب قاچیر.
2-ایکینجی شعرده شاعیر بیر کسدن گیلئیله نیر.او آدام شاعیرین روحون تانیمادان جئیرانلارین هورکودوب قوشلارین اوچوردوب.دئییر: سن آسفالت و مدرن یوللارین آدامیسان امما من سنتی دره تپه اورمان و دنیز قیزییام.بونلار منیم روحومو اوخشاییر.سنین روحون داش کرپیج دن بیچیلیب ایتیل گز خیاوانلاری منله ایشین اولماسین.منی دوستاقلاما.دووارلارینی دا اوءزونله آپار.اولسون کی او آدام بلکه حیات یولداشی یا اونو یاشامدا سارسیدان باشقاسی اولا!
3)بو شعرده شاعیر اوءزونه قاییدیر و اوءزونه توختاقلیق وئریر دئییر: سن هله تزه سن.سحر ساهاتلاری کیمین باکره و تزه.سن تزه بیچیلمیش یارپیز قوخوسو وئریرسن.سنین هله تیکانلانماقینا؛ چیرکین اولماغینا روحی و جسمی نظردن قالیب.دوءز یئنی گونلر و گوءزل آنلارین اولاجاق هله.شاعیر بوردا اوءزونه اوره ک یاندیریر و ایشیقلی گله جگی اوءزونه موشتولوق وئریر.
4)دوءردونجو شعرده شاعیر سئودیگی بیرینین باخیشلارین آلمایا تشبئه ائله ییر کی اونو دیشله دیکجه آغزی سولانیر و او باخیشلار دوداقلارینین ایکی یانیندان سوزولور.
منجه آشاغی کلمه سین بو شعرده حذف ائدین تارلا خانیم چونکو میوه نین سویو طبیعی دیر کی آشاغی سوزولور یوخاری گئتمیر کی.
🌸نتیجه: بیر اوخوجو عنواندا تارلا خانیمین قیسا شعرلرین سئودیم.بو شعرلرده گوءزل شاعیرانه قادین دیلی؛ یئنی لیک و آخیجی لیق گوءردوم.امینم عزیز تارلادا بوندان آرتیق ادبی استعداد و شعر قابلیتی وار.و اونون شعرلری گله جکده بیر یاخشی شاعیری ائلیمیزه و ادبیاتیمیزا موشتولوق وئریر.دوستلار شعرلری ایچدن منیمسه مک و دریندن دویماق چوخ لذتلی دیر منه.شعری ایچ ائله ییب شاعیرین دونیاسینا قوناق اولماق تام بیر بوزلو شربت دیر ایستی یای گونلرینده.
تارلا باجیما توتدوغو ادبی یولدا داها اوغورلار آرزولاییرام.حوءرمتله:
#سحرخیاوی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
ابراهیم صدری
ابراهيم صدري در سال 1963 در استانبول به دنيا آمد.در سال 1983 اولين مجموعه شعرش با عنوان "ماورا"منتشر گرديو از آن پس دامنه ي اشتهارش با سرايش اشعار و به آواز در آوردن و خواندن آنها گسترده تر شد.شعر صدري با بهره گيري از زبان روزمره مردم(ديسكورس) و نزديكي به اسلوب گفتار ،به تغزلي نرم ،اما با معشوقه اي به نام انسان مي پردازد .شعري جسورانه در ستايش عشق و غم آلوده از درد هاي انساني .
ابراهیم صدری
بير شئي سؤيله
دنيزلر توتوشدورولدوغوندا
داغلار يوروتولدوگونده.
بير شئي سؤيله
اولدوزلار سمادان بير بير
دؤکولدوگونده اوستوموزه.
بير شئي سؤيله
من سني اونوتوروم
سؤيله.
يئر باشقا، گؤی باشقا اولدوغوندا
ساللانيب چالخالانديغيندا اوجسوز بوجاقسيز سما
هاني بيز
آتشين اعترافيني سارميش
پروانهلر کیمي اولدوغوموزدا.
بير شئي سؤيله
اونوتوروم من سني، سؤيله.
قلبلرده گيزلهننلر اورتايا دؤکولدویو زامان
گؤی ياريلديغي زامان
نه اولور بو يئره دئديگي زامان اينسان
و قالاقالديغيندا اوزقاراسي
شعرلريم
و سنسيز بير زامان
و آياقلاريميزين آلتيندان توپراق
ایتمیش
دومدوز ائیيلديگي زامان.
بير شئي سؤيله
دفترلر آچيلديغيندا گؤی اوزو
سييريليب
آلينديغيندا
جهنم توتوشدورولدوغوندا جنت
ياخلاشديريلديغيندا.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ابراهيم صدري در سال 1963 در استانبول به دنيا آمد.در سال 1983 اولين مجموعه شعرش با عنوان "ماورا"منتشر گرديو از آن پس دامنه ي اشتهارش با سرايش اشعار و به آواز در آوردن و خواندن آنها گسترده تر شد.شعر صدري با بهره گيري از زبان روزمره مردم(ديسكورس) و نزديكي به اسلوب گفتار ،به تغزلي نرم ،اما با معشوقه اي به نام انسان مي پردازد .شعري جسورانه در ستايش عشق و غم آلوده از درد هاي انساني .
ابراهیم صدری
بير شئي سؤيله
دنيزلر توتوشدورولدوغوندا
داغلار يوروتولدوگونده.
بير شئي سؤيله
اولدوزلار سمادان بير بير
دؤکولدوگونده اوستوموزه.
بير شئي سؤيله
من سني اونوتوروم
سؤيله.
يئر باشقا، گؤی باشقا اولدوغوندا
ساللانيب چالخالانديغيندا اوجسوز بوجاقسيز سما
هاني بيز
آتشين اعترافيني سارميش
پروانهلر کیمي اولدوغوموزدا.
بير شئي سؤيله
اونوتوروم من سني، سؤيله.
قلبلرده گيزلهننلر اورتايا دؤکولدویو زامان
گؤی ياريلديغي زامان
نه اولور بو يئره دئديگي زامان اينسان
و قالاقالديغيندا اوزقاراسي
شعرلريم
و سنسيز بير زامان
و آياقلاريميزين آلتيندان توپراق
ایتمیش
دومدوز ائیيلديگي زامان.
بير شئي سؤيله
دفترلر آچيلديغيندا گؤی اوزو
سييريليب
آلينديغيندا
جهنم توتوشدورولدوغوندا جنت
ياخلاشديريلديغيندا.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.