.چرا که مطمئن است با نوشتن (پا را در کفش تنگ هنر کرده است.) ص ۲۱۹ و بدون در نظر گرفتن جامعه و خواننده ،هرجوری که دلش میخواد مینویسد.
در پایان وقتی بهرام به بابک نگاه میکند. او را شبیه به مرد بازندهای میبیند که همه چیز را باخته و نوشتن هم، (تلاشی بود برای اینکه بخشی از زندگی اش را از این ورشکستگی نجات دهد.) اگرچه دلش میخواست او را هم بسان تولستوی ،یوسا، فاکنر، ببینند.ولی خودش خوب میدانست هیچ کدام از آنها نبود .بابک بود ، با مجموعهای از توهمات خود که آرزو میکرد او را هم نویسنده بشناسند. که به قول خودش با (پیشگویی نفرین شدهایی که خشکیدن رودها را آمدن خشکسالی را با شهود شاعرانهاش دریافته است.) پس بهتر است بمانیم و ببینیم جامعه و مردم در مورد (شهود شاعرانه شان) چه خواهند گفت.
در قسمت پایانی کتاب بهرام، بر روی برخی از توهمات و یاوه سراییهای بابک انگشت نهاده، شاید این برخیها از اعتماد به نفس و فروتنی که نویسنده به خیال خود در خود سراغ دارد سخن میگوید ،علامتی است به خواننده در ارزیابی کتاب، بی توجه به آن برخیها که از زبان بهرام به خودش نسبت داده نباشد . ولی این دلیل نمیتواند باشد که هر خواننده چشم بسته از گفتمانهای آنچنانی،که از آسیب شناسی یک پدیده سخن میگوید بگذرد.
در جای جای کتاب، جملاتی تهی از معنی، کاربرد نامفهوم لغات در جملهها، جمله های کم مایع و مستهجن موج میزند چند نمونهای از آنها:
(و من بوی پوست اسبانی را میشنیدم که دراصطبل اربابی تنشان را به هم میمالیدند.) ص ۲۸
(درمانی یعنی درمالی مریض و وجدان، مرض و شرف و انسانیت، اگر هنوز چیزی مانده باشد.)ص ۶۴
(سرباز گفت: چه تضمینی است فرار نکنی و برگردی؟ گفت اینو میذارم اینجا برنگشتم بخورش و سرباز هم مثل ما خندید.) ص ۷۷
(قصه بعدی تو ذهنم حاضره فقط نمیدانم کی قراره انزال بشه.) ص ۷۹
(پارچه ایی از قلبم هر بار در سوراخ گشاد چاه میریزد.) ص ۱۱۹
(انگار بر کاسه سرم نشستی و در ذهنم ادرار کردی.)ص ۱۱۹
( تو یه غربی را کافه دعوت کن، بگو بیا در مورد فروش مادرت مذاکره کنیم شک نکن سر قرار حاضر میشه.) ص ۱۹۶
)مرگ بهترین قانون زندگی است، من اونو مث آفساید فوتبال دوست دارم(.
( آدم خاصی که خرق عادت بزرگترین ویژگی او بود.) ص ۱۸۵
بدون شک،آوردن این واژه ها روی کاغذ ، مایه شگفتی میتواند باشد.
و اما،به هنگام نوشتن این سطور، از توهمات و خیال بافی های نویسنده کتاب دلم به درد آمد، که نوع کلمات و واژههای به کار برده در آن کتاب، بخشی از آنها به انکار امید و شرف و انسانیت که کار مایه و ثمره عمر بزرگان قلم میباشد پرداخته. یاد آن شعر زنده یاد اخوان ثالث افتادم که در آخر شاهنامه خطاب به مدعیان سروده.
…..هر شکوفه تازه رو به بازیچه با داست
همچنان که حرمت پیران میوه خویش بخشیده
عرصه انکار وهن و غدر و بیداد است…..
اگرچه،کتاب فوق در خور به جد گرفتن نبود . اما حقیر به عنوان یک دوستدار قلم و کتاب، وظیفه خود دانستم. در این فرصت به نسل جوانی که با شور و عشق و ایمان ،کار نوشتن و خواندن را دنبال میکنند یادآور شوم که، به جای خواندن مهملات یاس آور،که ناجوانمردانه ارزش کلمات و حرمت قلم را به هر ادعایی آلوده میکنند. چشم و دل خود را با خواندن آثار بزرگان نیرو و گرمایی بخشند که سرشار از مهر و ایثار و پایداری هستند و امید.آنکس که آرزوی نویسندگی را در سر می پروراند ، باید بداند . نویسنده یک آموزگار است. تنها آنکسی آموزگار توان شد، که بیش از فراگیرندگان بداند. درست نیست که صدای نویسنده، تنها وصف احوال آدمیان اطراف خود باشد. آدم خودخواه آسان نمیپذیرد. او در خود و برای خود زندگی میکند، و آنگاه که خودش آسیب دید دیگر مفهومی در زندگی ندارد، آن کس که معنی زندگی را از دست داد.آنگونه از جامعه و شرف و انسانیت سخن میگوید که خود میاندیشد . باید گفت قلم موهبتی است، وسیله ای است ، جهت بیان زندگی و چالشهای انسان در مواجهه با آن.در غیر این صورت قلم به خودی خود تکه آهنی میگردد جهت ضربه به مخ خواننده .آدمی که مهمترین عکس العملش در برابر زندگی (نفرت و بیزاری) است. چیزی برای عرضه به خوانندگان ندارد ، نباید هم تعجب کرد که نوشتهاش چرا بر دل گروه کثیری نمینشیند. باید گفت: نوشتهای اعم از آنکه بر اساس تجربههای شخصی باشد یا نباشد .همچون خواب و خیال ،سرشار از توهم بیرحمانه، نوعی خود بروز دادن نویسنده است.هرچه که مینویسد خود اوست نه بهتر نه بدتر.
علل نارساییهای موجود در ادبیات و هنر این زمانه را باید در دستاوردهای (نئو لیبرالیسم) دهههای اخیر نامید. که در بخشهای فرهنگی جامعه نفوذ کرده. فرد را منزوی و بدون آینده میخواهد.همان تفکری که یک جمع سازمانی را هم متلاشی میخواهد تا آرمانگرایی و خرد جمعی شکل نگیرد.
در پایان وقتی بهرام به بابک نگاه میکند. او را شبیه به مرد بازندهای میبیند که همه چیز را باخته و نوشتن هم، (تلاشی بود برای اینکه بخشی از زندگی اش را از این ورشکستگی نجات دهد.) اگرچه دلش میخواست او را هم بسان تولستوی ،یوسا، فاکنر، ببینند.ولی خودش خوب میدانست هیچ کدام از آنها نبود .بابک بود ، با مجموعهای از توهمات خود که آرزو میکرد او را هم نویسنده بشناسند. که به قول خودش با (پیشگویی نفرین شدهایی که خشکیدن رودها را آمدن خشکسالی را با شهود شاعرانهاش دریافته است.) پس بهتر است بمانیم و ببینیم جامعه و مردم در مورد (شهود شاعرانه شان) چه خواهند گفت.
در قسمت پایانی کتاب بهرام، بر روی برخی از توهمات و یاوه سراییهای بابک انگشت نهاده، شاید این برخیها از اعتماد به نفس و فروتنی که نویسنده به خیال خود در خود سراغ دارد سخن میگوید ،علامتی است به خواننده در ارزیابی کتاب، بی توجه به آن برخیها که از زبان بهرام به خودش نسبت داده نباشد . ولی این دلیل نمیتواند باشد که هر خواننده چشم بسته از گفتمانهای آنچنانی،که از آسیب شناسی یک پدیده سخن میگوید بگذرد.
در جای جای کتاب، جملاتی تهی از معنی، کاربرد نامفهوم لغات در جملهها، جمله های کم مایع و مستهجن موج میزند چند نمونهای از آنها:
(و من بوی پوست اسبانی را میشنیدم که دراصطبل اربابی تنشان را به هم میمالیدند.) ص ۲۸
(درمانی یعنی درمالی مریض و وجدان، مرض و شرف و انسانیت، اگر هنوز چیزی مانده باشد.)ص ۶۴
(سرباز گفت: چه تضمینی است فرار نکنی و برگردی؟ گفت اینو میذارم اینجا برنگشتم بخورش و سرباز هم مثل ما خندید.) ص ۷۷
(قصه بعدی تو ذهنم حاضره فقط نمیدانم کی قراره انزال بشه.) ص ۷۹
(پارچه ایی از قلبم هر بار در سوراخ گشاد چاه میریزد.) ص ۱۱۹
(انگار بر کاسه سرم نشستی و در ذهنم ادرار کردی.)ص ۱۱۹
( تو یه غربی را کافه دعوت کن، بگو بیا در مورد فروش مادرت مذاکره کنیم شک نکن سر قرار حاضر میشه.) ص ۱۹۶
)مرگ بهترین قانون زندگی است، من اونو مث آفساید فوتبال دوست دارم(.
( آدم خاصی که خرق عادت بزرگترین ویژگی او بود.) ص ۱۸۵
بدون شک،آوردن این واژه ها روی کاغذ ، مایه شگفتی میتواند باشد.
و اما،به هنگام نوشتن این سطور، از توهمات و خیال بافی های نویسنده کتاب دلم به درد آمد، که نوع کلمات و واژههای به کار برده در آن کتاب، بخشی از آنها به انکار امید و شرف و انسانیت که کار مایه و ثمره عمر بزرگان قلم میباشد پرداخته. یاد آن شعر زنده یاد اخوان ثالث افتادم که در آخر شاهنامه خطاب به مدعیان سروده.
…..هر شکوفه تازه رو به بازیچه با داست
همچنان که حرمت پیران میوه خویش بخشیده
عرصه انکار وهن و غدر و بیداد است…..
اگرچه،کتاب فوق در خور به جد گرفتن نبود . اما حقیر به عنوان یک دوستدار قلم و کتاب، وظیفه خود دانستم. در این فرصت به نسل جوانی که با شور و عشق و ایمان ،کار نوشتن و خواندن را دنبال میکنند یادآور شوم که، به جای خواندن مهملات یاس آور،که ناجوانمردانه ارزش کلمات و حرمت قلم را به هر ادعایی آلوده میکنند. چشم و دل خود را با خواندن آثار بزرگان نیرو و گرمایی بخشند که سرشار از مهر و ایثار و پایداری هستند و امید.آنکس که آرزوی نویسندگی را در سر می پروراند ، باید بداند . نویسنده یک آموزگار است. تنها آنکسی آموزگار توان شد، که بیش از فراگیرندگان بداند. درست نیست که صدای نویسنده، تنها وصف احوال آدمیان اطراف خود باشد. آدم خودخواه آسان نمیپذیرد. او در خود و برای خود زندگی میکند، و آنگاه که خودش آسیب دید دیگر مفهومی در زندگی ندارد، آن کس که معنی زندگی را از دست داد.آنگونه از جامعه و شرف و انسانیت سخن میگوید که خود میاندیشد . باید گفت قلم موهبتی است، وسیله ای است ، جهت بیان زندگی و چالشهای انسان در مواجهه با آن.در غیر این صورت قلم به خودی خود تکه آهنی میگردد جهت ضربه به مخ خواننده .آدمی که مهمترین عکس العملش در برابر زندگی (نفرت و بیزاری) است. چیزی برای عرضه به خوانندگان ندارد ، نباید هم تعجب کرد که نوشتهاش چرا بر دل گروه کثیری نمینشیند. باید گفت: نوشتهای اعم از آنکه بر اساس تجربههای شخصی باشد یا نباشد .همچون خواب و خیال ،سرشار از توهم بیرحمانه، نوعی خود بروز دادن نویسنده است.هرچه که مینویسد خود اوست نه بهتر نه بدتر.
علل نارساییهای موجود در ادبیات و هنر این زمانه را باید در دستاوردهای (نئو لیبرالیسم) دهههای اخیر نامید. که در بخشهای فرهنگی جامعه نفوذ کرده. فرد را منزوی و بدون آینده میخواهد.همان تفکری که یک جمع سازمانی را هم متلاشی میخواهد تا آرمانگرایی و خرد جمعی شکل نگیرد.
به جای آن انفعال و بی تحرکی….. جوانانی بار بیاید، آنچنان مرعوب و ناامید که تنها راه مبارزه را در مرگ خود ببینند نه در حرکت جمعی.باید گفت، کتاب فوق هم به مثابه یک بیانیه و (مانیفست) در این راستا میباشد.
در این کتاب اهمیت اعتماد وکارجمعی،که یکی از شاخصهای زندگی اجتماعی است در سایه قرار گرفته. نقطه تاریک آن یعنی (خیانت )به روشنی در لابلای کتاب شناور میباشد. متاسفانه ذهنیات نویسنده هم بر محور همین خیانت اطرافیان به هم شکل گرفته، مفهوم اجتماع را هم از آن زاویه میبینند و هیچ افق انتظاری را در خواننده نمیآفریند. نویسنده ضمن آموختن و لذت بخشیدن ،باید دیدگاههای یاس آلود مردم را با قند ادبیات به کام شان شیرین نماید. همچنان که ادبیات دوران مشروطه،و هنر و ادبیات دهههای سی به بعد آنچنان بودند. آنکه خودش را در یک ورطه میبیند،در اطرافش همه جا ظلمانی و بی چشم انداز و خالی از هر تسلایی ،سرشار از مغلطه میباشد. ولی باید گفت عشق به زندگی است که در جهان وجود آدمی را ضروری میکند .بتهوون بزرگ چه خوش میگوید.(زندگی آنجاست که رنج آنجاست سرنوشت چیزی جز این نیست که سهم خود را با رنج به دوش بکشیم و جاممان را تا جرعه آخر بنوشیم.)
اندیشه و ملاحظات خود را به هنر و سبک هنری نسبت دادن و به مثابه (کشف شجاعانه) نامیدن،آن هم با نمودهایی که در سرتاسر کتاب موج میزند، هیچ سنخیتی در عرصه ادبیات ندارد. نوشتن جان کندن است. قبل از آن که دنبال سبک باشید، باید در نوشتن عرق از تن برون آید. باید از درون زندگی و ضرورت تاریخ جرعههایی چشید تا به اعماق زندگی فرو رفت و جامعه را دریافت. به قول باختین «برای پا گذاشتن به تاریخ باید از حالت خودبودگی محض بیرون زد.» در غیر این صورت ممکن است همان( کفش تنگ هنر) در پای آدمی گشادی باشد و پا را واگذارد.
فرزانه ای از مغرب زمین،سالها پیش هنگام دریافت جایزه نوبل،در خطبه ای که آن را باید چون سرمشقی همیشگی در پیش چشم داشت،چنین گفت:مردان و زنان جوانی که امروز در کار نوشتن هستند،مشکلات دل آدمی را که با خود در ستیز است. از یاد برده اند.نوشته خوب تنها زائیده این ستیز است.جز این چیزی در خور نوشتن نیست،در خور عرق ریزان روح نیست.....
بهتر است مدد از مولوی هم بگیریم: (بیا در بحر و دریا شورها کن این من و ما را که تا دریا نگردی تو ندانی عین دریا را.)
حال به مصداق،عیب می جمله که گفتی هنرش نیز بگو. جای آن دارد با تمام نقیصهها. باید زحمات نویسنده را در گردآوری این مجموعه ستود. از اینکه با نوشتن این کتاب خودش را از صف آنهایی که نمیخوانند و نمینویسند جدا کرده بر آن باید ببالد. با یادآوری این نقطه که با آن همه شور و اشتیاق که در تخیلات خود سراغ دارند. اگر قلم را در راستای منطق درست، آنکه از بزرگان و اندیشمندان به ارث رسیده استفاده نمایند ، بدون شک آیندهای درخشان در انتظارشان خواهد بود.
پایان
آبان 1403
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
در این کتاب اهمیت اعتماد وکارجمعی،که یکی از شاخصهای زندگی اجتماعی است در سایه قرار گرفته. نقطه تاریک آن یعنی (خیانت )به روشنی در لابلای کتاب شناور میباشد. متاسفانه ذهنیات نویسنده هم بر محور همین خیانت اطرافیان به هم شکل گرفته، مفهوم اجتماع را هم از آن زاویه میبینند و هیچ افق انتظاری را در خواننده نمیآفریند. نویسنده ضمن آموختن و لذت بخشیدن ،باید دیدگاههای یاس آلود مردم را با قند ادبیات به کام شان شیرین نماید. همچنان که ادبیات دوران مشروطه،و هنر و ادبیات دهههای سی به بعد آنچنان بودند. آنکه خودش را در یک ورطه میبیند،در اطرافش همه جا ظلمانی و بی چشم انداز و خالی از هر تسلایی ،سرشار از مغلطه میباشد. ولی باید گفت عشق به زندگی است که در جهان وجود آدمی را ضروری میکند .بتهوون بزرگ چه خوش میگوید.(زندگی آنجاست که رنج آنجاست سرنوشت چیزی جز این نیست که سهم خود را با رنج به دوش بکشیم و جاممان را تا جرعه آخر بنوشیم.)
اندیشه و ملاحظات خود را به هنر و سبک هنری نسبت دادن و به مثابه (کشف شجاعانه) نامیدن،آن هم با نمودهایی که در سرتاسر کتاب موج میزند، هیچ سنخیتی در عرصه ادبیات ندارد. نوشتن جان کندن است. قبل از آن که دنبال سبک باشید، باید در نوشتن عرق از تن برون آید. باید از درون زندگی و ضرورت تاریخ جرعههایی چشید تا به اعماق زندگی فرو رفت و جامعه را دریافت. به قول باختین «برای پا گذاشتن به تاریخ باید از حالت خودبودگی محض بیرون زد.» در غیر این صورت ممکن است همان( کفش تنگ هنر) در پای آدمی گشادی باشد و پا را واگذارد.
فرزانه ای از مغرب زمین،سالها پیش هنگام دریافت جایزه نوبل،در خطبه ای که آن را باید چون سرمشقی همیشگی در پیش چشم داشت،چنین گفت:مردان و زنان جوانی که امروز در کار نوشتن هستند،مشکلات دل آدمی را که با خود در ستیز است. از یاد برده اند.نوشته خوب تنها زائیده این ستیز است.جز این چیزی در خور نوشتن نیست،در خور عرق ریزان روح نیست.....
بهتر است مدد از مولوی هم بگیریم: (بیا در بحر و دریا شورها کن این من و ما را که تا دریا نگردی تو ندانی عین دریا را.)
حال به مصداق،عیب می جمله که گفتی هنرش نیز بگو. جای آن دارد با تمام نقیصهها. باید زحمات نویسنده را در گردآوری این مجموعه ستود. از اینکه با نوشتن این کتاب خودش را از صف آنهایی که نمیخوانند و نمینویسند جدا کرده بر آن باید ببالد. با یادآوری این نقطه که با آن همه شور و اشتیاق که در تخیلات خود سراغ دارند. اگر قلم را در راستای منطق درست، آنکه از بزرگان و اندیشمندان به ارث رسیده استفاده نمایند ، بدون شک آیندهای درخشان در انتظارشان خواهد بود.
پایان
آبان 1403
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیاتی
اوشاق ادبیاتی هر هفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی هر هفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
📄 نقش مدرسه در آموزش مهارتهای زندگی
🖋 مزبان حبیبی
بخش اول
چکیده
مدرسه به عنوان یکی از نهادهای اصلی آموزشی، نقش مهمی در آمادهسازی دانشآموزان برای مواجهه با چالشهای زندگی واقعی ایفا میکند. با این حال، بسیاری از افراد معتقدند که آموزشهای مدرسهای به تنهایی کافی نیستند و نیاز به آموزشهای عملیتر و کاربردیتر احساس میشود. این مقاله به بررسی مهارتهای ضروری زندگی که میتوان از طریق مدرسه ارائه داد، چالشهای پیشروی این آموزشها و راهکارهای بهبود آن میپردازد. مهارتهایی مانند مدیریت مالی، ارتباط مؤثر، تفکر انتقادی و تابآوری از جمله مواردی هستند که میتوانند دانشآموزان را برای زندگی شخصی و حرفهای آماده کنند.
مقدمه
در دنیای امروز، موفقیت در زندگی تنها به دانش آکادمیک محدود نمیشود. مهارتهای زندگی، تواناییهایی هستند که به افراد کمک میکنند تا با چالشهای روزمره بهطور مؤثر روبرو شوند و تصمیمهای آگاهانه بگیرند. مدرسه به عنوان یکی از نهادهای اصلی آموزشی، میتواند نقش مهمی در آموزش این مهارتها ایفا کند. با این حال، بسیاری از سیستمهای آموزشی به دلیل محدودیتهای زمانی، کمبود منابع و مقاومت در برابر تغییر، نتوانستهاند بهطور کامل به این نیاز پاسخ دهند. این مقاله به بررسی مهارتهای ضروری زندگی، چالشهای آموزش آنها در مدارس و راهکارهای بهبود این روند میپردازد.
مهارتهای ضروری برای زندگی
1. مهارتهای مالی
مدیریت پول، بودجهبندی، پسانداز و سرمایهگذاری از جمله مهارتهای مالی هستند که دانشآموزان باید بیاموزند. آشنایی با مفاهیم مالیاتی و حقوقی نیز به آنها کمک میکند تا در آینده تصمیمهای مالی بهتری بگیرند (OECD, 2020).
2. مهارتهای ارتباطی
برقراری ارتباط مؤثر، مذاکره و نوشتن حرفهای از جمله مهارتهایی هستند که در محیط کار و زندگی شخصی بسیار حیاتی هستند. زبان بدن و ارتباط غیرکلامی نیز نقش مهمی در تعاملات اجتماعی ایفا میکنند (Goleman, 1995).
3. مهارتهای اجتماعی و عاطفی
هوش هیجانی، همدلی و کار تیمی از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا روابط سالمتری برقرار کنند و در محیطهای گروهی موفق باشند (CASEL, 2021).
4. مهارتهای زندگی روزمره
مدیریت زمان، تغذیه سالم و مهارتهای خانهداری از جمله تواناییهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا زندگی مستقل و سالمی داشته باشند.
5. مهارتهای شغلی
آمادهسازی رزومه، مصاحبههای شغلی و کارآفرینی از جمله مهارتهایی هستند که دانشآموزان را برای ورود به بازار کار آماده میکنند (World Economic Forum, 2020).
6. تفکر انتقادی و حل مسئله
تحلیل اطلاعات، تفکر خلاق و تحقیق از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا مسائل را بهطور مؤثر حل کنند (Facione, 2020).
7. مهارتهای شهروندی
آگاهی از حقوق و مسئولیتهای شهروندی، مشارکت در جامعه و حفظ محیط زیست از جمله مهارتهایی هستند که دانشآموزان را به شهروندانی مسئولیتپذیر تبدیل میکنند (UNESCO, 2015).
8. مهارتهای دیجیتال
سواد دیجیتال، امنیت سایبری و خلاقیت دیجیتال از جمله مهارتهایی هستند که در عصر فناوری اطلاعات ضروریاند (European Commission, 2019).
9. مهارتهای فرهنگی و بینفرهنگی
احترام به تنوع فرهنگی، یادگیری زبانهای خارجی و آشنایی با فرهنگهای مختلف از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا در جامعه جهانی موفق باشند (Byram, 1997).
10. مهارتهای تابآوری و مدیریت استرس
مقابله با شکست، مدیریت استرس و حفظ سلامت روان از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا با چالشهای زندگی کنار بیایند (American Psychological Association, 2020).
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
📄 نقش مدرسه در آموزش مهارتهای زندگی
🖋 مزبان حبیبی
بخش اول
چکیده
مدرسه به عنوان یکی از نهادهای اصلی آموزشی، نقش مهمی در آمادهسازی دانشآموزان برای مواجهه با چالشهای زندگی واقعی ایفا میکند. با این حال، بسیاری از افراد معتقدند که آموزشهای مدرسهای به تنهایی کافی نیستند و نیاز به آموزشهای عملیتر و کاربردیتر احساس میشود. این مقاله به بررسی مهارتهای ضروری زندگی که میتوان از طریق مدرسه ارائه داد، چالشهای پیشروی این آموزشها و راهکارهای بهبود آن میپردازد. مهارتهایی مانند مدیریت مالی، ارتباط مؤثر، تفکر انتقادی و تابآوری از جمله مواردی هستند که میتوانند دانشآموزان را برای زندگی شخصی و حرفهای آماده کنند.
مقدمه
در دنیای امروز، موفقیت در زندگی تنها به دانش آکادمیک محدود نمیشود. مهارتهای زندگی، تواناییهایی هستند که به افراد کمک میکنند تا با چالشهای روزمره بهطور مؤثر روبرو شوند و تصمیمهای آگاهانه بگیرند. مدرسه به عنوان یکی از نهادهای اصلی آموزشی، میتواند نقش مهمی در آموزش این مهارتها ایفا کند. با این حال، بسیاری از سیستمهای آموزشی به دلیل محدودیتهای زمانی، کمبود منابع و مقاومت در برابر تغییر، نتوانستهاند بهطور کامل به این نیاز پاسخ دهند. این مقاله به بررسی مهارتهای ضروری زندگی، چالشهای آموزش آنها در مدارس و راهکارهای بهبود این روند میپردازد.
مهارتهای ضروری برای زندگی
1. مهارتهای مالی
مدیریت پول، بودجهبندی، پسانداز و سرمایهگذاری از جمله مهارتهای مالی هستند که دانشآموزان باید بیاموزند. آشنایی با مفاهیم مالیاتی و حقوقی نیز به آنها کمک میکند تا در آینده تصمیمهای مالی بهتری بگیرند (OECD, 2020).
2. مهارتهای ارتباطی
برقراری ارتباط مؤثر، مذاکره و نوشتن حرفهای از جمله مهارتهایی هستند که در محیط کار و زندگی شخصی بسیار حیاتی هستند. زبان بدن و ارتباط غیرکلامی نیز نقش مهمی در تعاملات اجتماعی ایفا میکنند (Goleman, 1995).
3. مهارتهای اجتماعی و عاطفی
هوش هیجانی، همدلی و کار تیمی از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا روابط سالمتری برقرار کنند و در محیطهای گروهی موفق باشند (CASEL, 2021).
4. مهارتهای زندگی روزمره
مدیریت زمان، تغذیه سالم و مهارتهای خانهداری از جمله تواناییهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا زندگی مستقل و سالمی داشته باشند.
5. مهارتهای شغلی
آمادهسازی رزومه، مصاحبههای شغلی و کارآفرینی از جمله مهارتهایی هستند که دانشآموزان را برای ورود به بازار کار آماده میکنند (World Economic Forum, 2020).
6. تفکر انتقادی و حل مسئله
تحلیل اطلاعات، تفکر خلاق و تحقیق از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا مسائل را بهطور مؤثر حل کنند (Facione, 2020).
7. مهارتهای شهروندی
آگاهی از حقوق و مسئولیتهای شهروندی، مشارکت در جامعه و حفظ محیط زیست از جمله مهارتهایی هستند که دانشآموزان را به شهروندانی مسئولیتپذیر تبدیل میکنند (UNESCO, 2015).
8. مهارتهای دیجیتال
سواد دیجیتال، امنیت سایبری و خلاقیت دیجیتال از جمله مهارتهایی هستند که در عصر فناوری اطلاعات ضروریاند (European Commission, 2019).
9. مهارتهای فرهنگی و بینفرهنگی
احترام به تنوع فرهنگی، یادگیری زبانهای خارجی و آشنایی با فرهنگهای مختلف از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا در جامعه جهانی موفق باشند (Byram, 1997).
10. مهارتهای تابآوری و مدیریت استرس
مقابله با شکست، مدیریت استرس و حفظ سلامت روان از جمله مهارتهایی هستند که به دانشآموزان کمک میکنند تا با چالشهای زندگی کنار بیایند (American Psychological Association, 2020).
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
شهرام گلکار
چ
چایین، چؤرهیین پئشینده
دولانیر چارهسیز آتام
اللری چاتلاقدیر
پالتاری چیرکلی
چیرپینیر توتولموش سئرچه تک هر آن،-
اورهیی چؤلدهدیر
ائله بیل اونون
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شهرام گلکار
چ
چایین، چؤرهیین پئشینده
دولانیر چارهسیز آتام
اللری چاتلاقدیر
پالتاری چیرکلی
چیرپینیر توتولموش سئرچه تک هر آن،-
اورهیی چؤلدهدیر
ائله بیل اونون
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی
آی اوشاقلار ال اله
شعیر: علیرضا نابدل «اوختای»
سس:«یعقوب ظروفچی»
«یعقوب ظروفچونون» ابدی خاطیره سینه عشق اولسون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آی اوشاقلار ال اله
شعیر: علیرضا نابدل «اوختای»
سس:«یعقوب ظروفچی»
«یعقوب ظروفچونون» ابدی خاطیره سینه عشق اولسون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
اوشاق ادبیاتی
#اوچ_پیشیک_بیر_دیلک
یازار: سارا_شاهینکانات
سسلندیرن: سیمین_حقشناس
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
#اوچ_پیشیک_بیر_دیلک
یازار: سارا_شاهینکانات
سسلندیرن: سیمین_حقشناس
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
ائلوین ائلخاناوغلو
من اوشاق اولارکن، چوخ دوشونوردوم
گؤرهسن آتالار نییه قوْجالیر؟
اوّل ساچلارینی قارا گؤروردوم
بس ایللر کئچدیکجه نییه آغاریر؟
سن دئمه عؤموردن هر ایل اؤتدوکجه
آتالار داغ اوْلور گؤیه اوجالیر
هر داغ جاوان اوْلور، زامان کئچدیکجه
داغلاردا قوْجالیر، اودا قوجالیر
شاختالی بوْرانلی ایللر کئچنده
اییلمز هئچ بیر داغ، دائم دیک قالار
ان یوکسک حددینه گلیب یئتنده
داغلارین باشینی بیاض قار آلار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ائلوین ائلخاناوغلو
من اوشاق اولارکن، چوخ دوشونوردوم
گؤرهسن آتالار نییه قوْجالیر؟
اوّل ساچلارینی قارا گؤروردوم
بس ایللر کئچدیکجه نییه آغاریر؟
سن دئمه عؤموردن هر ایل اؤتدوکجه
آتالار داغ اوْلور گؤیه اوجالیر
هر داغ جاوان اوْلور، زامان کئچدیکجه
داغلاردا قوْجالیر، اودا قوجالیر
شاختالی بوْرانلی ایللر کئچنده
اییلمز هئچ بیر داغ، دائم دیک قالار
ان یوکسک حددینه گلیب یئتنده
داغلارین باشینی بیاض قار آلار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
چؤره ک عطیرلی ننه
یازان : علی صمدلی (« ژنرالین اوشاقلیغی » کتابیندان )
کؤچورن : علی آغ گونئیلی ـــ ابرازی
سولماز ننه قوجالیب ایشدن دوشسه ده الی ایشدن قالمیردی . اونون ان سئودیی پئشه چؤره ک بیشیرمک ایدی.
ــ چؤره یی اؤزوم پیشیرمه سم ، اوره یی مه هئچ یاتمیر ــ دئییردی.
نئچه ایللر ایدی عائله نین چؤره یینی سولماز ننه بیشیریدی . سلیقه ایله خمیر ائله ییر، اونا آجیما قاتیب اوستونو باسدیریر ، خمیر آجییانا کیمی تندیره اود سالیردی. بوتون بو ایشلرده آی سئل ننه سینه یاخیندان کمک ائدردی. او، ننه نین اله یینی ، ارسینینی ،دوزونو یومورتاسینی همیشه گتیریب حاضیر ائدردی. ننه خمیری کونده لیینده آی سئلین کؤکه پایینی اونوتموردو. خمیردن کسیب اونا کیچیک کونده لیک وئریردی. آی سئل همین کوندنی تزدن یوغوروب یومورولاییر، سونرادا یاییب کؤکه شکلینه سالیردی. آی سئلین تندیره بوی چاتمادیغیندان اونون کؤکه سینی ننه یاپیردی تندیره . آنجاق گرک کؤکه نی یاپاندان سونرا ، ننه اونو قالدیریب تندیره باخدیرایدی. آی سئل اؤز کؤکه سینین قیزاریب بیشمه سینی گؤرمه سیدی ساکیت اولموردو.
بیرگون ننه سی گئدیردی اؤز قیزی گیله . آی سئل ده آغلاییب اونون دالینجا دوشدو. استراحت گونو اولدوغوندان شهرین کوچه لری آداملا دولوایدی. اوتوبوسدان دوشنده آی سئل ننه سینی ایتیردی و بیلمه دی کی ، هار گئتسین . بیر قدر دوروخدو ، سونرا بیردن ، بیره کؤوره لییب آغلادی. آداملار اونون باشینا توپلاشدیلار، نه اوچون آغلادیغینی سوروشدولار:
ــ ننه می ایتیردیم ، ــ دئدی.
آداملار سورشدولار:
ــ آدی ندیر ننه نین
ــ آدی ننه دیر.
ــ بویو اوجادیر ؟
ــ اوجادیر.
ــ اؤزو قوجادیر؟
ــ قوجادیر.
ــ اوزو نئجه دیر؟
ــ اوزو گولر.
آداملار گولوشدولر. بیر خالا ، گولنلره آجیقلاندی :
ــ سیزده گولمه یه آدام تاپدینیز . قیزیم ائوینیز هاردادیز؟
قیز آغلایا ـ آغلایا جاواب وئردی :
ــ هوندور ائولرین یانیندا حیطیمیزده .
ــ یاخشی هئچ اولماسا ننه نین بیر علامتینی سؤیله گؤروم .
ــ ننم دن چؤره ک ایی گلیر.
همین خالادا بو دفعه اؤزونو ساخلایا بیلمه ییب گولدو.
قیزی ساکیت لشدیرمک اوچون :
ــ آغلاما قیزیم ، ــ دئدی. منده چؤره ک بیشیرنم .
آی سئل میزلدایا ــ میزیلدایا دیلندی:
ــ آخی سیزدن چؤره ک عطری گلمیر.
ائله بو واخت سولماز ننه یاخینداکی آپتئکدن چیخیب ، آوتوبوس دایاناجاغینا گلدی و آی سئلی تاپیب سئوندی. اونو باغرینا باسیب برک ـ برک اؤپدو .آی سئل ده ننه سینی قوجاقلادی. اونون بورنونا تندیر چؤره یینین عطری گلدی.
۱۹۸۹
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چؤره ک عطیرلی ننه
یازان : علی صمدلی (« ژنرالین اوشاقلیغی » کتابیندان )
کؤچورن : علی آغ گونئیلی ـــ ابرازی
سولماز ننه قوجالیب ایشدن دوشسه ده الی ایشدن قالمیردی . اونون ان سئودیی پئشه چؤره ک بیشیرمک ایدی.
ــ چؤره یی اؤزوم پیشیرمه سم ، اوره یی مه هئچ یاتمیر ــ دئییردی.
نئچه ایللر ایدی عائله نین چؤره یینی سولماز ننه بیشیریدی . سلیقه ایله خمیر ائله ییر، اونا آجیما قاتیب اوستونو باسدیریر ، خمیر آجییانا کیمی تندیره اود سالیردی. بوتون بو ایشلرده آی سئل ننه سینه یاخیندان کمک ائدردی. او، ننه نین اله یینی ، ارسینینی ،دوزونو یومورتاسینی همیشه گتیریب حاضیر ائدردی. ننه خمیری کونده لیینده آی سئلین کؤکه پایینی اونوتموردو. خمیردن کسیب اونا کیچیک کونده لیک وئریردی. آی سئل همین کوندنی تزدن یوغوروب یومورولاییر، سونرادا یاییب کؤکه شکلینه سالیردی. آی سئلین تندیره بوی چاتمادیغیندان اونون کؤکه سینی ننه یاپیردی تندیره . آنجاق گرک کؤکه نی یاپاندان سونرا ، ننه اونو قالدیریب تندیره باخدیرایدی. آی سئل اؤز کؤکه سینین قیزاریب بیشمه سینی گؤرمه سیدی ساکیت اولموردو.
بیرگون ننه سی گئدیردی اؤز قیزی گیله . آی سئل ده آغلاییب اونون دالینجا دوشدو. استراحت گونو اولدوغوندان شهرین کوچه لری آداملا دولوایدی. اوتوبوسدان دوشنده آی سئل ننه سینی ایتیردی و بیلمه دی کی ، هار گئتسین . بیر قدر دوروخدو ، سونرا بیردن ، بیره کؤوره لییب آغلادی. آداملار اونون باشینا توپلاشدیلار، نه اوچون آغلادیغینی سوروشدولار:
ــ ننه می ایتیردیم ، ــ دئدی.
آداملار سورشدولار:
ــ آدی ندیر ننه نین
ــ آدی ننه دیر.
ــ بویو اوجادیر ؟
ــ اوجادیر.
ــ اؤزو قوجادیر؟
ــ قوجادیر.
ــ اوزو نئجه دیر؟
ــ اوزو گولر.
آداملار گولوشدولر. بیر خالا ، گولنلره آجیقلاندی :
ــ سیزده گولمه یه آدام تاپدینیز . قیزیم ائوینیز هاردادیز؟
قیز آغلایا ـ آغلایا جاواب وئردی :
ــ هوندور ائولرین یانیندا حیطیمیزده .
ــ یاخشی هئچ اولماسا ننه نین بیر علامتینی سؤیله گؤروم .
ــ ننم دن چؤره ک ایی گلیر.
همین خالادا بو دفعه اؤزونو ساخلایا بیلمه ییب گولدو.
قیزی ساکیت لشدیرمک اوچون :
ــ آغلاما قیزیم ، ــ دئدی. منده چؤره ک بیشیرنم .
آی سئل میزلدایا ــ میزیلدایا دیلندی:
ــ آخی سیزدن چؤره ک عطری گلمیر.
ائله بو واخت سولماز ننه یاخینداکی آپتئکدن چیخیب ، آوتوبوس دایاناجاغینا گلدی و آی سئلی تاپیب سئوندی. اونو باغرینا باسیب برک ـ برک اؤپدو .آی سئل ده ننه سینی قوجاقلادی. اونون بورنونا تندیر چؤره یینین عطری گلدی.
۱۹۸۹
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
تورک دیللی حروفی ادبیاتی نئجه یارانیب؟
غلامرضا بوداغی
فضلالله ابن ابومحمد تبریزی – نعیمی- (۱۳۸۹- ۱۳۹۳میلادی) حروفیلیک طریقتینین نظری اساسلارینی احاطه ائدن «جاویداننامه» و «محبتنامه» کیمی نثر اثرلرینی استرآباد لهجهسی ایله قاریشیق فارس دیلینده یازمیش، اوتوز ایللیک رؤیالارینی «نؤومنامه» تراکتاتیندا محض استرآباد لهجهسینده قیده آلمیشدیر. فیلوسوف – شاعر ۱۱۲۰ بیتلیک «عرشنامه» مثنویسینی، ائلهجه ده شعر دیوانچاسینی فارس دیلینده یازیب یاراتمیشدیر. عؤمرونون سون گونلرینی شیروان زندانیندا یاشایان نعیمینین عائله عضولرینه و مریدلرینه خطاباً یازدیغی «وصیتنامه»سی، فضله منسوبلوغو احتمال اولونان ۶۲۶ بیتلیک «اسکندرنامه» مثنویسی ده فارس دیلینده یارادیلمیشدیر.
فضلین آتاسی ابومحمد تبریزلی اولموش، سونرالار مازندرانین استرآباد (ایندیکی گورگان) شهرینه کؤچموش، اورادا شهرین باش حاکمی (قاضیالقضات) وظیفهسینده چالیشمیشدیر...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
غلامرضا بوداغی
فضلالله ابن ابومحمد تبریزی – نعیمی- (۱۳۸۹- ۱۳۹۳میلادی) حروفیلیک طریقتینین نظری اساسلارینی احاطه ائدن «جاویداننامه» و «محبتنامه» کیمی نثر اثرلرینی استرآباد لهجهسی ایله قاریشیق فارس دیلینده یازمیش، اوتوز ایللیک رؤیالارینی «نؤومنامه» تراکتاتیندا محض استرآباد لهجهسینده قیده آلمیشدیر. فیلوسوف – شاعر ۱۱۲۰ بیتلیک «عرشنامه» مثنویسینی، ائلهجه ده شعر دیوانچاسینی فارس دیلینده یازیب یاراتمیشدیر. عؤمرونون سون گونلرینی شیروان زندانیندا یاشایان نعیمینین عائله عضولرینه و مریدلرینه خطاباً یازدیغی «وصیتنامه»سی، فضله منسوبلوغو احتمال اولونان ۶۲۶ بیتلیک «اسکندرنامه» مثنویسی ده فارس دیلینده یارادیلمیشدیر.
فضلین آتاسی ابومحمد تبریزلی اولموش، سونرالار مازندرانین استرآباد (ایندیکی گورگان) شهرینه کؤچموش، اورادا شهرین باش حاکمی (قاضیالقضات) وظیفهسینده چالیشمیشدیر...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
تورک دیللی حروفی ادبیاتی نئجه یارانیب؟
غلامرضا بوداغی
فضلالله ابن ابومحمد تبریزی – نعیمی- (۱۳۸۹- ۱۳۹۳میلادی) حروفیلیک طریقتینین نظری اساسلارینی احاطه ائدن «جاویداننامه» و «محبتنامه» کیمی نثر اثرلرینی استرآباد لهجهسی ایله قاریشیق فارس دیلینده یازمیش، اوتوز ایللیک رؤیالارینی «نؤومنامه» تراکتاتیندا محض استرآباد لهجهسینده قیده آلمیشدیر. فیلوسوف – شاعر ۱۱۲۰ بیتلیک «عرشنامه» مثنویسینی، ائلهجه ده شعر دیوانچاسینی فارس دیلینده یازیب یاراتمیشدیر. عؤمرونون سون گونلرینی شیروان زندانیندا یاشایان نعیمینین عائله عضولرینه و مریدلرینه خطاباً یازدیغی «وصیتنامه»سی، فضله منسوبلوغو احتمال اولونان ۶۲۶ بیتلیک «اسکندرنامه» مثنویسی ده فارس دیلینده یارادیلمیشدیر.
فضلین آتاسی ابومحمد تبریزلی اولموش، سونرالار مازندرانین استرآباد (ایندیکی گورگان) شهرینه کؤچموش، اورادا شهرین باش حاکمی (قاضیالقضات) وظیفهسینده چالیشمیشدیر. ابومحمد تبریزینین استرآبادا نه زامان کؤچمهسی ایله باغلی منبعلرده هئچ بیر معلوماتا راست گلمیریک. فضلین اؤز دئدییینه اساساً اونون ایلک اوشاقلیق ایللری استرآباددا کئچمیشدیر. اونون استرآباددا دونیایا گؤز آچدیغینی و آناسینین استرآبادلی اولدوغونو گومان ائتمک اولار. فضل استرآباددا بویا- باشا چاتسادا، آتا- بابا یوردو اولان تبریزله علاقهسینی کسمهمیشدیر. او، ایلک مکّه سفریندن سونرا تبریزه دؤنموش، اورادا بیر مدت سلطان اویس جلایرینین ساراییندا یاشامیشدیر. ایکینجی دفعه ایسه ۳۵- ۳۸ یاشلاریندا اصفهاندان تبریزه گلمیش، حروفیلیک طریقتینی ایلک دفعه اولاراق بورادا اعلان ائتمیشدیر. بوندان علاوه متفکّر عؤمرونون سون ایللرینی باکی و شیرواندا یاشامیش، بورادا یئرلی اهالی ایله سیخ اونسیّتده اولموشدور.
بوتون بو فاکتلار، ائلهجه ده «جاویداننامه»، «محبتنامه» و «عرشنامه» اثرلرینده یئری گلدیکده تورک سؤزلریندن استفاده ائتمهسی فضلین آذربایجان تورکجهسینه یاخشی بلد اولدوغونو خبر وئرسه ده، هله بو گونهدک اونون تورک دیلینده آیریجا اثری آشکار ائدیلمهمیشدیر.
رسپوبلیکا الیازمالار اینستیتوتوندا ساخلانیلان b.1496 نومرهلی ۵۶ ورقدن عبارت الیازما جُنگونده 2a و 5b ورقلرینده «گفتهی نعیمی» («نعیمینین سؤیلهدیکلری») باشلیغی آلتیندا، مربع فورماسیندا، رَمَل بحرینده ایکی تورکجه شعری وئریلمیشدیر. ادبیات تاریخینده فضلالله نعیمیدن باشقا بیر نئچه نعیمی و نعیما آدلی شاعر ده اولموشدور- نعیمی هِرَوی (۱۵- جی عصر)، نعیمی قُمی (۱۸- جی عصر)، نعیما شیرازی (۱۷- جی عصر). آدلارینی چکدیییمیز بو شاعرلر ایستر دونیا گؤروشلرینه، ایسترسه ده یارادیجیلیق اوسلوبلارینا گؤره فضلالله نعیمیدن کسگین شکیلده فرقلهنیرلر. بوندان باشقا اونلارین تورکجه شعرلری اولمادیغی دا بیزه معلومدور. اساساً تصوّف شعرلرینی اؤزونده بیرلشدیرن بو الیازمادا عمادالدین نسیمینین شعرلری ایله برابر فضلین شعرلرینین وئریلمهسی بیزجه تصادفی دئییلدیر. بونونلا بئله بو حاقدا تام قطعیّتله سؤز دئمک داها گئنیش آراشدیرما طلب ائدیر.
فضلالله نعیمینین اثرلری ایله باشلایان حروفی ادبیاتینین تَمَلی فارس دیلینده و استرآباد لهجهسینده قویولموشدور. فضلین علیالاعلا و سید اسحاق کیمی خلیفهلری، ائلهجه ده علیالاعلانین مریدی اولان غیاثالدین محمد ده اثرلرینی فارس دیلینده و استرآباد لهجهسینده یاراتمیشلار.
عمومیّتله، حروفیلیکده باشقا دیللره نسبتاً عرب و فارس دیللرینه اوستونلوک وئرمک تمایلی ده موجود اولموشدور. غیاثالدین محمدین «استوا نامه» اثرینده همین تمایلله باغلی ماراقلی فاکتا راست گلیریک. او یازیر: «درویش محمد تیرگر ده بو فیکیرده ایدی کی، عرب و فارس دیللریندن باشقا بوتون دیللر محو اولوب آرادان گئتمهلیدیر.» («استوا نامه» واتیکان نسخهسی، ورق 20a).
بو تمایلین نمایندهلری قرآنین باشقا دیللرده یوخ، محض عرب دیلینده اولدوغونو ائلهجه ده قرآنا برابر توتدوقلاری «جاویداننامه»نین فارس دیلینده یازیلدیغینی اساس گؤتورن بو دیللری ایلاهیلشدیریب اوستون توتوردولار. فضلاللهین فاجعهلی اؤلوموندن سونرا حروفیلر شدّتلی تعقیب و تضییقلره معروض قالاراق اؤلکهنی ترک ائتمک مجبوریتینده قالمیشلار. فضلین بیرینجی خلیفهسی علیالاعلا آنادولویا کؤچموش، اورادا بکتاشیلرین خانقاهینا سیغیناراق حروفیلییی یایماقلا مشغول اولموشدور. تاریخی قایناقلارا گؤره علیالاعلا اؤز تهلوکهسیزلییینی قوروماق اوچون حروفیلییی حاجیبکتاش ولینین تعلیمی آدی ایله تبلیغ ائتمهیه باشلامیشدیر. هله فضل اؤز ساغلیغیندا طریقتی اسلام شرقینده یایماق ایشینده یئددی یاخین مریدیندن استفاده ائتمیشدیر. او، بو مقصدله علیالاعلانی روما (آنادولویا) گؤندهریر. علیالاعلانین «کورسینامه» مثنویسینده بونونلا باغلی دَیرلی معلوماتا راست گلیریک.
غلامرضا بوداغی
فضلالله ابن ابومحمد تبریزی – نعیمی- (۱۳۸۹- ۱۳۹۳میلادی) حروفیلیک طریقتینین نظری اساسلارینی احاطه ائدن «جاویداننامه» و «محبتنامه» کیمی نثر اثرلرینی استرآباد لهجهسی ایله قاریشیق فارس دیلینده یازمیش، اوتوز ایللیک رؤیالارینی «نؤومنامه» تراکتاتیندا محض استرآباد لهجهسینده قیده آلمیشدیر. فیلوسوف – شاعر ۱۱۲۰ بیتلیک «عرشنامه» مثنویسینی، ائلهجه ده شعر دیوانچاسینی فارس دیلینده یازیب یاراتمیشدیر. عؤمرونون سون گونلرینی شیروان زندانیندا یاشایان نعیمینین عائله عضولرینه و مریدلرینه خطاباً یازدیغی «وصیتنامه»سی، فضله منسوبلوغو احتمال اولونان ۶۲۶ بیتلیک «اسکندرنامه» مثنویسی ده فارس دیلینده یارادیلمیشدیر.
فضلین آتاسی ابومحمد تبریزلی اولموش، سونرالار مازندرانین استرآباد (ایندیکی گورگان) شهرینه کؤچموش، اورادا شهرین باش حاکمی (قاضیالقضات) وظیفهسینده چالیشمیشدیر. ابومحمد تبریزینین استرآبادا نه زامان کؤچمهسی ایله باغلی منبعلرده هئچ بیر معلوماتا راست گلمیریک. فضلین اؤز دئدییینه اساساً اونون ایلک اوشاقلیق ایللری استرآباددا کئچمیشدیر. اونون استرآباددا دونیایا گؤز آچدیغینی و آناسینین استرآبادلی اولدوغونو گومان ائتمک اولار. فضل استرآباددا بویا- باشا چاتسادا، آتا- بابا یوردو اولان تبریزله علاقهسینی کسمهمیشدیر. او، ایلک مکّه سفریندن سونرا تبریزه دؤنموش، اورادا بیر مدت سلطان اویس جلایرینین ساراییندا یاشامیشدیر. ایکینجی دفعه ایسه ۳۵- ۳۸ یاشلاریندا اصفهاندان تبریزه گلمیش، حروفیلیک طریقتینی ایلک دفعه اولاراق بورادا اعلان ائتمیشدیر. بوندان علاوه متفکّر عؤمرونون سون ایللرینی باکی و شیرواندا یاشامیش، بورادا یئرلی اهالی ایله سیخ اونسیّتده اولموشدور.
بوتون بو فاکتلار، ائلهجه ده «جاویداننامه»، «محبتنامه» و «عرشنامه» اثرلرینده یئری گلدیکده تورک سؤزلریندن استفاده ائتمهسی فضلین آذربایجان تورکجهسینه یاخشی بلد اولدوغونو خبر وئرسه ده، هله بو گونهدک اونون تورک دیلینده آیریجا اثری آشکار ائدیلمهمیشدیر.
رسپوبلیکا الیازمالار اینستیتوتوندا ساخلانیلان b.1496 نومرهلی ۵۶ ورقدن عبارت الیازما جُنگونده 2a و 5b ورقلرینده «گفتهی نعیمی» («نعیمینین سؤیلهدیکلری») باشلیغی آلتیندا، مربع فورماسیندا، رَمَل بحرینده ایکی تورکجه شعری وئریلمیشدیر. ادبیات تاریخینده فضلالله نعیمیدن باشقا بیر نئچه نعیمی و نعیما آدلی شاعر ده اولموشدور- نعیمی هِرَوی (۱۵- جی عصر)، نعیمی قُمی (۱۸- جی عصر)، نعیما شیرازی (۱۷- جی عصر). آدلارینی چکدیییمیز بو شاعرلر ایستر دونیا گؤروشلرینه، ایسترسه ده یارادیجیلیق اوسلوبلارینا گؤره فضلالله نعیمیدن کسگین شکیلده فرقلهنیرلر. بوندان باشقا اونلارین تورکجه شعرلری اولمادیغی دا بیزه معلومدور. اساساً تصوّف شعرلرینی اؤزونده بیرلشدیرن بو الیازمادا عمادالدین نسیمینین شعرلری ایله برابر فضلین شعرلرینین وئریلمهسی بیزجه تصادفی دئییلدیر. بونونلا بئله بو حاقدا تام قطعیّتله سؤز دئمک داها گئنیش آراشدیرما طلب ائدیر.
فضلالله نعیمینین اثرلری ایله باشلایان حروفی ادبیاتینین تَمَلی فارس دیلینده و استرآباد لهجهسینده قویولموشدور. فضلین علیالاعلا و سید اسحاق کیمی خلیفهلری، ائلهجه ده علیالاعلانین مریدی اولان غیاثالدین محمد ده اثرلرینی فارس دیلینده و استرآباد لهجهسینده یاراتمیشلار.
عمومیّتله، حروفیلیکده باشقا دیللره نسبتاً عرب و فارس دیللرینه اوستونلوک وئرمک تمایلی ده موجود اولموشدور. غیاثالدین محمدین «استوا نامه» اثرینده همین تمایلله باغلی ماراقلی فاکتا راست گلیریک. او یازیر: «درویش محمد تیرگر ده بو فیکیرده ایدی کی، عرب و فارس دیللریندن باشقا بوتون دیللر محو اولوب آرادان گئتمهلیدیر.» («استوا نامه» واتیکان نسخهسی، ورق 20a).
بو تمایلین نمایندهلری قرآنین باشقا دیللرده یوخ، محض عرب دیلینده اولدوغونو ائلهجه ده قرآنا برابر توتدوقلاری «جاویداننامه»نین فارس دیلینده یازیلدیغینی اساس گؤتورن بو دیللری ایلاهیلشدیریب اوستون توتوردولار. فضلاللهین فاجعهلی اؤلوموندن سونرا حروفیلر شدّتلی تعقیب و تضییقلره معروض قالاراق اؤلکهنی ترک ائتمک مجبوریتینده قالمیشلار. فضلین بیرینجی خلیفهسی علیالاعلا آنادولویا کؤچموش، اورادا بکتاشیلرین خانقاهینا سیغیناراق حروفیلییی یایماقلا مشغول اولموشدور. تاریخی قایناقلارا گؤره علیالاعلا اؤز تهلوکهسیزلییینی قوروماق اوچون حروفیلییی حاجیبکتاش ولینین تعلیمی آدی ایله تبلیغ ائتمهیه باشلامیشدیر. هله فضل اؤز ساغلیغیندا طریقتی اسلام شرقینده یایماق ایشینده یئددی یاخین مریدیندن استفاده ائتمیشدیر. او، بو مقصدله علیالاعلانی روما (آنادولویا) گؤندهریر. علیالاعلانین «کورسینامه» مثنویسینده بونونلا باغلی دَیرلی معلوماتا راست گلیریک.
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
«کورسینامه»دن آیدین اولور کی، علیالاعلا حروفیلییین آنادولودا ایلک تبلیغاتچیسی اولموش، «جاویداننامه» ایسه محض اونون واسطهسی ایله «اَدیرنه» و آنادولویا گئدیب چیخمیشدیر.
علیالاعلانین آنادولویا مهاجرتی ایله حروفیلییین تاریخینده یئنی بیر مرحله باشلایاراق طریقتین مرکزی ایراندان آنادولویا کؤچور. بو تاریخدن اعتباراً تملی فارس دیلی و استرآباد لهجهسینده قویولان حروفی ادبیات، تورک دیلینده یاشاماغا باشلاییر. اونودولماز تدقیقاتچی عبدالباقی گؤلپینارلی دوزگون اولاراق قید ائتمیشدیر: «آذربایجاندان و ایراندان آنادولویا یاییلان حروفیلیک ۱۵- جی یوز ایللیکدن اعتباراً فارسجانی بوراخیب تورکجهنی قبول ائتمیشدیر».
بئلهلیکله، ۱۵- جی عصرین اوّللریندن باشلایاراق آنادولونون حروفیلیک مرکزینه چئوریلمهسی زنگین تورک دیللی حروفی ادبیاتین یارانماسینا سبب اولموشدور. عمادالدین نسیمی تورکجه شعرلری ایله برابر «مقدمهالحقایق» آدلی رسالهسینی ده تورکجه یازییا آلمیشدیر. نسیمینین خلیفهسی اولان رفیعی «بشارتنامه» و «گنجنامه» مثنویلرینی تورکجه یاراتمیشدیر. عبدالمجید فرشتهاوغلونون «عشقنامه» و «آخرتنامه» اثرلری، عثمان بابانین «ولایتنامه»، یمینینین «فضیلتنامه»، محیالدین اَبدالینین دؤردلوک فورماسیندا یازیلدیغی شرقیلری، ائلهجه ده قاسیمی، روحی بغدادی، اصولی و تَمزنائینین پوئزیالاری آنا دیللی حروفی ادبیاتین محتشم عابدهلریندن ساییلیر.
تورک دیللی حروفی ادبیاتین یارانماسی ایله یاناشی، فضلالله نعیمینین اثرلری، ائلهجه ده باشقا حروفی قایناقلار فارس و استرآباد دیللریندن تورکجهیه چئوریلمیشدیر. عبدالمجید فرشتهاوغلو شیخ عبدالحسن اصفهانینین «خوابنامه» اثرینی تورکجهیه چئویرمیشدیر. قید ائتمهلیییک کی، فرشتهاوغلونون «عشقنامه» اثری ده فضلین «جاویداننامه»سینین تورکجه واریانتی کیمی قیمتلندیریلمیشدیر.
۱۷ـ ۱۶ عصرلرده یاشایان مرتضا بکتاشی آدلی بیر درویش «جاویداننامه»نی معیّن دَهییشیکلرله «دُرّ یتیم» باشلیغی ایله تورکجهیه چئویرمیشدیر.
۱۵- جی عصرین اوّللریندن ۱۷- جی عصرهدک زنگین تورک دیللی حروفی ادبیات یارانمیشدیر. بو نهنگ خزینه جدّی تدقیقات اوبیئکتی اولاراق اؤز هرطرفلی علمی آراشدیرماسینی گؤزلهییر.
ـــــــــــــــــ
قایناق:
باکی- آند غزتی، ۲۶ نویابر ۱۹۹۳ ، نومره ۳۷ (۴۹)، ص ۴.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
علیالاعلانین آنادولویا مهاجرتی ایله حروفیلییین تاریخینده یئنی بیر مرحله باشلایاراق طریقتین مرکزی ایراندان آنادولویا کؤچور. بو تاریخدن اعتباراً تملی فارس دیلی و استرآباد لهجهسینده قویولان حروفی ادبیات، تورک دیلینده یاشاماغا باشلاییر. اونودولماز تدقیقاتچی عبدالباقی گؤلپینارلی دوزگون اولاراق قید ائتمیشدیر: «آذربایجاندان و ایراندان آنادولویا یاییلان حروفیلیک ۱۵- جی یوز ایللیکدن اعتباراً فارسجانی بوراخیب تورکجهنی قبول ائتمیشدیر».
بئلهلیکله، ۱۵- جی عصرین اوّللریندن باشلایاراق آنادولونون حروفیلیک مرکزینه چئوریلمهسی زنگین تورک دیللی حروفی ادبیاتین یارانماسینا سبب اولموشدور. عمادالدین نسیمی تورکجه شعرلری ایله برابر «مقدمهالحقایق» آدلی رسالهسینی ده تورکجه یازییا آلمیشدیر. نسیمینین خلیفهسی اولان رفیعی «بشارتنامه» و «گنجنامه» مثنویلرینی تورکجه یاراتمیشدیر. عبدالمجید فرشتهاوغلونون «عشقنامه» و «آخرتنامه» اثرلری، عثمان بابانین «ولایتنامه»، یمینینین «فضیلتنامه»، محیالدین اَبدالینین دؤردلوک فورماسیندا یازیلدیغی شرقیلری، ائلهجه ده قاسیمی، روحی بغدادی، اصولی و تَمزنائینین پوئزیالاری آنا دیللی حروفی ادبیاتین محتشم عابدهلریندن ساییلیر.
تورک دیللی حروفی ادبیاتین یارانماسی ایله یاناشی، فضلالله نعیمینین اثرلری، ائلهجه ده باشقا حروفی قایناقلار فارس و استرآباد دیللریندن تورکجهیه چئوریلمیشدیر. عبدالمجید فرشتهاوغلو شیخ عبدالحسن اصفهانینین «خوابنامه» اثرینی تورکجهیه چئویرمیشدیر. قید ائتمهلیییک کی، فرشتهاوغلونون «عشقنامه» اثری ده فضلین «جاویداننامه»سینین تورکجه واریانتی کیمی قیمتلندیریلمیشدیر.
۱۷ـ ۱۶ عصرلرده یاشایان مرتضا بکتاشی آدلی بیر درویش «جاویداننامه»نی معیّن دَهییشیکلرله «دُرّ یتیم» باشلیغی ایله تورکجهیه چئویرمیشدیر.
۱۵- جی عصرین اوّللریندن ۱۷- جی عصرهدک زنگین تورک دیللی حروفی ادبیات یارانمیشدیر. بو نهنگ خزینه جدّی تدقیقات اوبیئکتی اولاراق اؤز هرطرفلی علمی آراشدیرماسینی گؤزلهییر.
ـــــــــــــــــ
قایناق:
باکی- آند غزتی، ۲۶ نویابر ۱۹۹۳ ، نومره ۳۷ (۴۹)، ص ۴.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
شاعرلر اویاق قالیر
نریمان حسنزادهنین شعرلری
کوچورن: ویدا حشمتی
«دمیر یومروق سرکردهمیز»
حؤرمتلی حافظ پاشایئوه
بیر سعادت مئحی اسیر
عصرین یئنی هاواسیندان.
دمیر یومروق سرکردهمیز
دوغولوبدو آرتیق، شوکور!
او درس آلیب آتاسیندان، باباسیندان،
بیر ده اولو باباسیندان.
قوجاقدا یوخ، آرزولاردا،
ایستکلرده او بؤیویور،
زامان آدلی معلّیمی
آچیق-آیدین، دوشونجهلی،
اسن یئله، داشان سئله
او، سیاسی بیر آد وئریر.
اونون اوزاق گؤرن گؤزو،
دویان قلبی، یازان الی
اؤلکهلرین تاریخینه
تاریخی معلومات وئریر.
جیلوهلنیر، رنگه گیریر
دونیا بعضاً رؤیا کیمی.
دمیر یومروق سرکردهمیز
دان یئرینه بیر شئح گلیب
قارشیسیندا یئر اوزونون
خریطهسی دونیا کیمی.
بشرین ده طالعینه
یئنی بیر جاوابدِه گلیب.
«عاریف مهماندوستا»
نغمه اوخویوردو عاریف یولبویو،
منی اووسونلایان او سسده نهیدی!؟
اوغلو آتیللانین موبارک تویو
آراز ساحلینده
بیر طنطنهیدی
اوندا گونای خانیم بیر آنا کیمی
اوینادی، یورولوب دویانا کیمی.
فاطمه خانیم دا-
قالخدی ننهسی
قوشولوب اوینادی اونا نوهسی
هامی سئوینیردی دوست، قوهوم اولان
اؤپوردو عاریفین آغ ساچلاریندان.
منیم ساچلاریما بنزر او ساچلار
منیم ده
روحومو اوخشاییردیلار.
«موغانلی افسانهسی»
قاسیم عبدوللهیئوه مینّتدارلیق
قاسیم معلّیمه حؤرمت، احترام
او، قارداشوَزی، دوستوَزییمیش
بیر مهندس کیمی من تانیییرام،
سن دئمه، موغانلی افسانهسییمیش
شخصی بودجهسیندن کسیب بیر قدر
قبریستان یولونا یئتیریب نظر.
بیر حاصار چکدیریب یوللار اوزونو،
یئردن تمیزلهدی یئرین توزونو.
یاغیشدان، پالچیقدان آمان یوخویدو،
کند ده آتاسینا رحمت اوخوتدو.
بس سونرا!؟
موغانلی خستهخاناسی! -
دئمهییب خرجینی هله بیر کسه.
-هئچ کس ناخوشلاییب، خسته اولماسین، -
دئییرلر،
دئییبمی کندده کیمسه؟
ساده بیر اینساندی قاسیم معلّیم
درسده طلبهلر اورک آچیرلار.
کافئدرا* مودریتک- مودریک*، ملایم
پروفسور، دئییب، - سواللاشیرلار.
قاسیم معلّیمه حؤرمت، احترام
او، قارداشوَزی، دوستوَزییمیش
بیر مهندیس کیمی من تانیییرام،
سن دئمه،
موغانلی افسانهسییمیش.
*کافئدرا, عالی تحصیلات مؤسسهلریندن بیر بخش
مودریک, متفکّر و ذکا صاحیبی اولان انسان
«خاطیره قیزیما»
قیزیم منه زنگ وورور:
-آتا نئجهسن؟ - دئییر.
دونیانین ان مقدّس
سسینی بخش ائلهییر
من ده اؤز عالمیمده
قورویورام او سسی.
آتا زیارتیدی -
یاشا، اولاد تؤحفهسی.
باکی شهری
۲۰۲۴/۱۲/۱۲
«گونشی گتیرن قیز»
گونشی آپاران قیز!
گونشی گتیرن قیز!
دیبچکلرده گول اکیب!
گونشی بیتیرن قیز!
یورولماسین او اللر،
گونش ایله برابر،
شوشهلری سیلن قیز!
گونشین رفیقهسی
گونشه چئوریلن قیز!
«بیر دئکان* واریدی»
باش لابورانت* گولدانه خانیمین
خاطیرهسینه
بیر دئکان واریدی بئله، بیرتهر
گؤزو سئچمهیهنی آیاقلایاردی.
معلّیم، طلبه گؤرنده شیشر
رئکتورو* گؤرنده آریقلایاردی.
هردن استولونا* یومروق ووراردی،
دئیردی، دئکانام، او دا تزهیدی.
اوخلوو اودان کیمی دیمدیک دوراردی،
دایمی بیر نیدا ایشارهسییدی.
بیر پرورئکتورون* کئچر یانیندان،
بیز بیریک، دئسه ده، آیری گزردی
گؤستریش وئرردی اونون آدیندان،
گئدیب ال توتاندا، دیزی اسردی.
بیزه گاه توخونار، گاه ایلیشردی
بیر آز عصبییدی، بیر آز دا قیوراق.
فنّینی بیلمیرم، نئجه بیلیردی،
شریکلی درسلیک ده یازمیشدی بیر واخت.
هامیدان عاغیللی، هامیدان تمیز،
هامیدان فرقلهنن عینادکارییدی
او دا طلبهدن آلماغا حریص،
کؤهنه ایش یئریندن عادتکارییدی.
تئز-تئز یوخلاییردی باش لابورانتی.
یئرینده یوخدورسا، تعجیلی ایجلاس
یوخاری-آشاغی خبر چاتاردی،
تلفون الینده مثبت بیر اوبراز!
رئکتورون امری ایله گئتدی او دئکان،
گؤردوک هر اوزونو ظالیم حیاتین.
بیزه سلام وئردی، سلام آلمایان،
دئکان اینسان اولدو، گؤزونوز آیدین!
یانوار ۲۰۰۲-جی ایل
*دئکان, تحصیل و تعلیم فعالیتلری اولان، هر بیر فاکولتهده رهبرلیک مسئولینی اولان ان یوکسک وظیفهده اولان شخصدیر.
*لابورانت, علمی مؤسسهلرین لابراتوروندا علمی و تکنیکی چالیشانی.
*رئکتور, چوخ کیلاسلی مکتبلرین باش معللیملری و مدیرلری رئکتور آدلانیر.
*پرورئکتور, عالی مکتبلرین رئکتور معاونی.
*استول, میز، ماسا
نریمان حسنزادهنین شعرلری
کوچورن: ویدا حشمتی
«دمیر یومروق سرکردهمیز»
حؤرمتلی حافظ پاشایئوه
بیر سعادت مئحی اسیر
عصرین یئنی هاواسیندان.
دمیر یومروق سرکردهمیز
دوغولوبدو آرتیق، شوکور!
او درس آلیب آتاسیندان، باباسیندان،
بیر ده اولو باباسیندان.
قوجاقدا یوخ، آرزولاردا،
ایستکلرده او بؤیویور،
زامان آدلی معلّیمی
آچیق-آیدین، دوشونجهلی،
اسن یئله، داشان سئله
او، سیاسی بیر آد وئریر.
اونون اوزاق گؤرن گؤزو،
دویان قلبی، یازان الی
اؤلکهلرین تاریخینه
تاریخی معلومات وئریر.
جیلوهلنیر، رنگه گیریر
دونیا بعضاً رؤیا کیمی.
دمیر یومروق سرکردهمیز
دان یئرینه بیر شئح گلیب
قارشیسیندا یئر اوزونون
خریطهسی دونیا کیمی.
بشرین ده طالعینه
یئنی بیر جاوابدِه گلیب.
«عاریف مهماندوستا»
نغمه اوخویوردو عاریف یولبویو،
منی اووسونلایان او سسده نهیدی!؟
اوغلو آتیللانین موبارک تویو
آراز ساحلینده
بیر طنطنهیدی
اوندا گونای خانیم بیر آنا کیمی
اوینادی، یورولوب دویانا کیمی.
فاطمه خانیم دا-
قالخدی ننهسی
قوشولوب اوینادی اونا نوهسی
هامی سئوینیردی دوست، قوهوم اولان
اؤپوردو عاریفین آغ ساچلاریندان.
منیم ساچلاریما بنزر او ساچلار
منیم ده
روحومو اوخشاییردیلار.
«موغانلی افسانهسی»
قاسیم عبدوللهیئوه مینّتدارلیق
قاسیم معلّیمه حؤرمت، احترام
او، قارداشوَزی، دوستوَزییمیش
بیر مهندس کیمی من تانیییرام،
سن دئمه، موغانلی افسانهسییمیش
شخصی بودجهسیندن کسیب بیر قدر
قبریستان یولونا یئتیریب نظر.
بیر حاصار چکدیریب یوللار اوزونو،
یئردن تمیزلهدی یئرین توزونو.
یاغیشدان، پالچیقدان آمان یوخویدو،
کند ده آتاسینا رحمت اوخوتدو.
بس سونرا!؟
موغانلی خستهخاناسی! -
دئمهییب خرجینی هله بیر کسه.
-هئچ کس ناخوشلاییب، خسته اولماسین، -
دئییرلر،
دئییبمی کندده کیمسه؟
ساده بیر اینساندی قاسیم معلّیم
درسده طلبهلر اورک آچیرلار.
کافئدرا* مودریتک- مودریک*، ملایم
پروفسور، دئییب، - سواللاشیرلار.
قاسیم معلّیمه حؤرمت، احترام
او، قارداشوَزی، دوستوَزییمیش
بیر مهندیس کیمی من تانیییرام،
سن دئمه،
موغانلی افسانهسییمیش.
*کافئدرا, عالی تحصیلات مؤسسهلریندن بیر بخش
مودریک, متفکّر و ذکا صاحیبی اولان انسان
«خاطیره قیزیما»
قیزیم منه زنگ وورور:
-آتا نئجهسن؟ - دئییر.
دونیانین ان مقدّس
سسینی بخش ائلهییر
من ده اؤز عالمیمده
قورویورام او سسی.
آتا زیارتیدی -
یاشا، اولاد تؤحفهسی.
باکی شهری
۲۰۲۴/۱۲/۱۲
«گونشی گتیرن قیز»
گونشی آپاران قیز!
گونشی گتیرن قیز!
دیبچکلرده گول اکیب!
گونشی بیتیرن قیز!
یورولماسین او اللر،
گونش ایله برابر،
شوشهلری سیلن قیز!
گونشین رفیقهسی
گونشه چئوریلن قیز!
«بیر دئکان* واریدی»
باش لابورانت* گولدانه خانیمین
خاطیرهسینه
بیر دئکان واریدی بئله، بیرتهر
گؤزو سئچمهیهنی آیاقلایاردی.
معلّیم، طلبه گؤرنده شیشر
رئکتورو* گؤرنده آریقلایاردی.
هردن استولونا* یومروق ووراردی،
دئیردی، دئکانام، او دا تزهیدی.
اوخلوو اودان کیمی دیمدیک دوراردی،
دایمی بیر نیدا ایشارهسییدی.
بیر پرورئکتورون* کئچر یانیندان،
بیز بیریک، دئسه ده، آیری گزردی
گؤستریش وئرردی اونون آدیندان،
گئدیب ال توتاندا، دیزی اسردی.
بیزه گاه توخونار، گاه ایلیشردی
بیر آز عصبییدی، بیر آز دا قیوراق.
فنّینی بیلمیرم، نئجه بیلیردی،
شریکلی درسلیک ده یازمیشدی بیر واخت.
هامیدان عاغیللی، هامیدان تمیز،
هامیدان فرقلهنن عینادکارییدی
او دا طلبهدن آلماغا حریص،
کؤهنه ایش یئریندن عادتکارییدی.
تئز-تئز یوخلاییردی باش لابورانتی.
یئرینده یوخدورسا، تعجیلی ایجلاس
یوخاری-آشاغی خبر چاتاردی،
تلفون الینده مثبت بیر اوبراز!
رئکتورون امری ایله گئتدی او دئکان،
گؤردوک هر اوزونو ظالیم حیاتین.
بیزه سلام وئردی، سلام آلمایان،
دئکان اینسان اولدو، گؤزونوز آیدین!
یانوار ۲۰۰۲-جی ایل
*دئکان, تحصیل و تعلیم فعالیتلری اولان، هر بیر فاکولتهده رهبرلیک مسئولینی اولان ان یوکسک وظیفهده اولان شخصدیر.
*لابورانت, علمی مؤسسهلرین لابراتوروندا علمی و تکنیکی چالیشانی.
*رئکتور, چوخ کیلاسلی مکتبلرین باش معللیملری و مدیرلری رئکتور آدلانیر.
*پرورئکتور, عالی مکتبلرین رئکتور معاونی.
*استول, میز، ماسا
«شاعرلر اویاق قالیر»
-بیر ایشین وارمی شاعر،
نئجه کئچیر گونلرین!؟
ائله کی، ایش یئریمی
اؤیرهندیلر، بیلدیلر -
- یئنه باشین قاریشار،
ایش یاخشیدی - دئییرلر.
تبریک ده ائلهییرلر
خبرسیزدی، تأسف -
بیر پارا اوخوجولار -
اوخودوغو مصراعنین
نئچه واریانتی وار.
شاعرلر اویاق قالیر -
نه بیر ورق آغ قالیر -
بیر سؤزون آرخاسینجا
دوشورسن تاپاناجان،
تاپا بیلدینمی، هاچان!؟
پوزورسان یازا-یازا،
یازیرسان پوزا-پوزا.
سوروشما نهدن، نییه؟
قاییت گؤروم گئرییه،
هاردایدی، او قافیه...
«شلاله گولوشلر»
من یئنییئتمه بیر جاوان،
سن بیر آز اوشاق اولایدین.
من آییق، تمکینلی، فیلان
سن یئنه شیلتاق اولایدین.
او شلاله گولوشون
قاتایدین بو «جان!» سسینی
آچایدین سن او گؤزلری،
او تانری پنجرهسینی!
هردن منه باخایدین!
یاندیرایدین-یاخایدین.
یوخوم گلیر، دئیهیدین
منی سئحیرلهیردین
لایلایینی چالایدیم،
اوچایدین، اوجالایدین.
بوداقلاری ایهیدیم
گوندن کؤلگهلهییدیم
گؤزدن، نظردن اوزاق،
سن یوخولو، من اویاق.
دئیهیدیم، آی دورنالار
اوخومایین اویانار...
«نوهم نریمان حسنزادهیه»
اوغلوم، جمعيّتده بیر آز آییق اول،
بیلیرم، حیاتدا اونسوز دا پاکسان.
منی تعریفلهمه
منه لاییق اول،
سن اوندا منسیز ده تانیناجاقسان.
اوندا دئیهجکلر فیلانکسدی بو،
شاعر نریمانین اوغول نوهسی
نه دئییم،
باشقا بیر یولون دا یوخدو،
آخی، بابانین دا سنسن عوضی.
منی دانان اولسا یانیندا سنین،
سوس، صبر دئییبلر آپارار اوغلوم.
اوزو قارا اولسون بو زمانهنین -
من کیمم،
تانرینی دانان وار، اوغلوم.
کیمینسه گؤزوندن قاچیب یوخوسو،
کیمسه، ناراضیدی اؤز طالعییندن.
قوی سنین صاباحین اوغورلو اولسون
گلهجک گونلره،
سلام ایندیدن.
«آی گولر اوز»
ساعت بئشه ایشلهییر
بیر آز قالیر سحره
گونشین شفقلری
یاییلاجاق شهره.
دونیا اؤز یوخوسوندان
اویاناجاق بیر آزدان،
سونرا سن گلهجکسن،
قاپینی آچاجاقسان.
اوزونده بیر تبسّوم،
گیرهجکسن ایچری،
سوفرنی آچاجاقسان،
سونرا دا درمنلری..
باخ بئلهجه باشلاییر
هر گونوموز، آی سئوینج!
من سنه مینّتدارام،
آی گولر اوز، آی سئوینج!
۶اییول ۲۰۲۴
گئجه ساعت ۵:۴۰
«دردیش»
( نغمه متنی)
سندن نیگاران قالمیشام،
انصافین هاردادی دردیش!؟
سن هارداسان، من اوردایام،
جانیم دا اوردادی، دردیش.
سن عزیزیم، مهریبانیم،
نئجه سوسوم، نئجه دانیم!؟
سنسیز گونوم-گوذرانیم
گؤزه بیر پردهدی دردیش.
سؤزومو ساخلا یادیندا،
اووسون وار سنین آدیندا،
کؤلگم آیاغین آلتیندا،
یانیندا یئردهدی، دردیش.
«سنین»
یانیندا دئییلم، گلم گؤروشم،
کؤنلونو کؤنلومجه اوخشایام سنین،
الیندن یاپیشام، قولوندان توتام،
نازینی چکمهیه باشلایام سنین.
طبیعت دگیشه نولا، بیرتهر،
تؤکولن قاییدا، دولا بیرتهر،
پاییزی وئرمیشم یولا بیرتهر
بو قیشی قوینوندا قیشلایام سنین.
ککلیکلر اوخویور داشدا، قایادا،
سنی ده ککلییین سسی اویادا.
بیر غم گؤرمهیهسن غملی دونیادا،
من ده ساغلیغینا یاشایام سنین.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
سوسن امینی
گئجه ماهنیسی
بوتون شههر یوخودادیر
پرده لر، پنجرهلر ده بئله؛
یالنیز
ساعاتین آیاق سسلری ائشیدیلیر-
زامانین پیللهکنلریندن،
بیرده
گئجهنین اورهییندن داملایان سو دامجیلاری.
منیم گؤزوم
سحره قدهر اضطراب ماهنیسین چالیر،
اورهییمی یئریندن اوینادیر،
بئینیمله دئییشمه باشلاییر:
گؤرهسن
صاباح هانسی گؤیرچین بالالاری ایله وداعلاشاجاق؟!
گؤرهسن
صاباح هانسی یووانین دامی قانادسیز قالاجاق؟!
گؤرهسن
قوشلار یووالاریندان چیخاجاق سحر،
دیمدیکلریندن آخاجاق نغمهلر؟!
گؤرهسن
گؤرهسن…!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
گئجه ماهنیسی
بوتون شههر یوخودادیر
پرده لر، پنجرهلر ده بئله؛
یالنیز
ساعاتین آیاق سسلری ائشیدیلیر-
زامانین پیللهکنلریندن،
بیرده
گئجهنین اورهییندن داملایان سو دامجیلاری.
منیم گؤزوم
سحره قدهر اضطراب ماهنیسین چالیر،
اورهییمی یئریندن اوینادیر،
بئینیمله دئییشمه باشلاییر:
گؤرهسن
صاباح هانسی گؤیرچین بالالاری ایله وداعلاشاجاق؟!
گؤرهسن
صاباح هانسی یووانین دامی قانادسیز قالاجاق؟!
گؤرهسن
قوشلار یووالاریندان چیخاجاق سحر،
دیمدیکلریندن آخاجاق نغمهلر؟!
گؤرهسن
گؤرهسن…!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
درک والکوت
نویسنده و شاعر ترینیداد
برندهی نوبل ۱۹۹۲
نیمی از دوستانم مردهاند!
زمین گفت: دوستان تازهئی میدهم
داد زدم: نه! همانها را پس بده
همانگونه که بودند
با همهی عیبها و نقصهایشان.
ترجمه: رامیز تاینور
یولداش لاریمین یاریسی اولوبلر!
تورپاق دئدی:یئنی یولداش لار وئررم سنه
باغیردیم:یوخ
ائله اولاری گئری قایتار
اولدوقلاری کیمی
بوتون عیب لری اسکیک لری له
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نویسنده و شاعر ترینیداد
برندهی نوبل ۱۹۹۲
نیمی از دوستانم مردهاند!
زمین گفت: دوستان تازهئی میدهم
داد زدم: نه! همانها را پس بده
همانگونه که بودند
با همهی عیبها و نقصهایشان.
ترجمه: رامیز تاینور
یولداش لاریمین یاریسی اولوبلر!
تورپاق دئدی:یئنی یولداش لار وئررم سنه
باغیردیم:یوخ
ائله اولاری گئری قایتار
اولدوقلاری کیمی
بوتون عیب لری اسکیک لری له
https://t.me/Adabiyyatsevanlar