ادبیات سئونلر
3.1K subscribers
7.03K photos
2.47K videos
1.03K files
18.3K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
مطالب نشریه دهان به دهان می‌گشت و بر شرایط مردم آذربایجان و ایران بسیار تاثیر می‌گذاشت. طنزها و کاریکاتورهای مجله توانست مفاهیم و ارزشهای مهمی چون پیشرفت و تجدد و آزادی و عدالت را به زبان ساده به مردم بگوید و ذهن آنها را بیدار کند.
۸- ملانصرالدین در کنار سایر مسائل اجتماعی روز، طرز تربیت بچه‌ها توسط خانمها را هم نقد می‌کرد:
برخورد ملانصرالدین با حقوق زنان در خانواده و جامعه تحول خواهانه و نوین بود. او بسیاری از جلوه‌های  زندگی دشوار زنان را با مقاله، شعر، چیستان و طنز پوشش می‌داد. طرز نگهداری بچه‌ها توسط مادران وعدم آموزش آنها از مسایل بهداشتی را مورد نقد قرار داد:
ملانصرالدین عدم آموزش ندیدن دختران را ریشه در باورهای اسلامی می‌دانست.  ملانصرالدین در مقالات و داستان‌های  کوتاه طنز آمیز خود به کالبدشکافی عوامل سیاسی و اقتصادی و بازخوردهای نقصان‌های موجود در اداره حکومت پرداخته درباره « مسائل زنان» حرفهایی می‌زد؛ او در داستانواره ای به همین نام می‌نویسد: « به فکرم می‌رسد که: ملانصرالدین از خدا نترسد از جانشینانش نترس دوباره چیزی بنویسد مثل اینکه: جهت پیشرفت و گشودن افق‌های  جدید در جهان لازم است که زنان ما نیز مثل زنان انگلیس و روس و ارمنی علم اندوزی و درس پیشه کنند تا چشم و گوش شان باز شود. مردها آنها را در چارچوب‌ها و چهار دیواری‌ها مورد بی مهری و آزار قرار ندهند، حقوق برابر آنها را در نظر گرفته و مثل گاو و خر در داد و ستدها آنها را خرید و فروش نکنند!...خدای نکرده اگر ملانصرالدین یک همچنین موردی را بنویسد زمین‌ها به لرزه در می‌آیند، عالم و آدم به هم می‌خورد و از هر شهری حیدرقلی‌ها و مشدی حق وردی‌ها چادر چاقچور کرده به تفلیس می‌دوند تا حضرت آقا عمو را صدا کنند که بیا...»
۹- آزادی زنان: شاید بزرگترین انتقاد از عدم آزادی زنان را در کاریکاتوری پیدا کرد که با عنوان «دو کور» آورده است و در آن یک نابینای واقعی که از روی ناچاری درخواست کمک می‌کند را با زن محجبه ای مقایسه می‌کند که کورکورانه پشت سر مرد(ش) می‌رود:
محمدقلی‌زاده در یکی از یادداشتهایش که از او برجای مانده نوشته است: «روزی که در یکی از شماره های سال دوم  مقاله‌ای درباره آزادی زنان نوشتم، دوستان نصیحتم کردند که در کوچه و بازار آفتابی نشوم. زیرا در «شیطان بازار» دکانها را بسته و مردم دنبال من افتاده اند».  حمیده جوانشیر هم می‌نویسد بعد از اجیر کردن سه قاتل حرفه ای، میرزاجلیل برای دفاع از جان خود مدام یک اسلحه کمری برونینگ را با خود حمل می‌کرد.  
نویسندگان متعددی همچون عمر فایق نعمان‌زاده و عبدالرحیم بیگ حق‌وئردی‌اف با روزنامه همکاری می‌کردند، ولی اکثر مطالب و مقالات روزنامه با امضاهای مخفی و جعلی به نشر می‌رسید تا آنها در امان باشند. مشخص نیست که کدام یک از امضاها به چه کس یا کسان تعلق داشته است. ولی بعضی از آنها تا بحال مشخص شده‌اند: «ملانصرالدین» میرزاجلیل محمدقلی‌زاده، «هوپ هوپ» میرزاعلی اکبر طاهرزاده شیروانی (صابر)، «هر دم خیال» محمد سعید اردوبادی، «فقیر» پدر محمد سعید اردوبادی،  «او تایلی» (یعنی آن طرفی) علی‌قلی نجف‌اف (غمگسار)، «سیجیم قلی» علی نظمی، «سانجاق» جعفر جبارلی (هنگام نشر در باکو)، و غیره.  
۱۰- کودک همسری: موضوع ازدواج دختران در سنین پایین مثل ۸ سالگی را همیشه زیر تیغ تیز طنز‌هایش قرار می‌داد:
نشریه ملانصرالدین ضمن اینکه از ازدواج زود هنگام دخترها انتقاد میکرد، همین مسئله را در مورد پسرها هم در نظر می‌گرفت:
۱۱- مسئله حجاب زنان:تعصب و خرافات به جای دین و به نام دین بیداد می‌کرد. ملانصرالدین تلاش می‌کرد بی آنکه خشم عوام را برانگیزد، تخم فرهنگ و آزادی بکارد.
۱۲- آموزش مسایل جنسی: شب اول ازدواج هم مورد نقد ملانصرالدین بود. عدم آموزش دختران و پسران راجع به مسایل جنسی قبل از ازدواج مساله بغرنجی در جوامع سنتی و مسلمان بوده و هنوز هم هست. در سنتهای قدیمی، یکی از دوستان مذکر تجربه‌دار و صمیمی تازه داماد و یک خانم باتجربه دوست عروس شب اول ازدواج از پشت در اتاق زفاف پسر و دختر بی تجربه را برای نخستین آمیزش جنسی راهنمایی می‌کردند . وجود پرده بکارت دلیلی بر دختری تازه عروس قلمداد شده، و بعد از پایان نخستین نزدیکی جنسی آن را با درکردن چندین گلوله‌ جشن می‌گرفتند:
۱۳- حق طلاق زنان: ملانصرالدین به این موضوع که هنوز هم در جامعه امروزی بعد از یک قرن رایج هست پرداخته است
۱۴- آموزش زنان: ملانصرالدین فقط انتقاد نمی‌کرد، بلکه راه برون رفت هم نشان می‌داد. راه حل پیشنهادی ملانصرالدین برای معضلاتی که در بالا قید شد را در آموزش زنان و نقد مخالفان آزادی زنان می‌دانست.
اولین خبر خوش برای پیشرفت زنان در مجله ملانصرالدین به تاریخ ۲۲ مرداد ۱۲۸۵ چاپ شده است که در آن ملانصرالدین -پیرمردی با تجربه- با انگشتش «دارالعلم [خانه دانش]: انسانیت و اسلامیت» را به بانوی جوان مسلمان مشتاق یادگیری نشان می‌دهد. جلیل محمدقلی‌زاده  به دلیل داشتن تفکرات سکولار کلمه «انسانیت» را پیش از «اسلامیت» آورده است.
جلیل محمدقلی‌زاده هنگامی که در جوانی معلم مدرسه بود توانست به غیر از پسران روستای نهرم در نزدیکی نخجوان، هشت نفر از دختران محلی را نیز به چنین مدرسه‌ای جلب کند.
ملانصرالدین تشکیل مدارس مدرن برای دختران و پسران، آموزش زبان مادری ترکی آذربایجانی و به ویژه حقوق بیشتر برای زنان را تبلیغ و تشویق می‌کرد. مجله ملانصرالدین یک نقشه واقعی ایران و جنوب قفقاز را نشان داد که در آن شهرها،‌ مدارس، قمارخانه ها، معابد، مدارس دخترانه، خانه‌های قرائت [قرآن] و مراکز جمعیت خیریه را با نشانه‌هایی علامت گذاری کرده بود. آنچه که جلب توجه می‌کند تعداد فوق العاده زیاد معابد و قمارخانه‌ها بود. مدارس در تعداد خیلی کم دیده می‌شد و فقط یک مدرسه دخترانه در ایروان نشانه گذاری شده بود.
ملاحظات قومی، منطقه‌ای، بین المللی، مذهبی و سیاسی نشریه بسیار فراگیر بود. در سطح محلی، نشریه ملانصرالدین خواستار آموزش به زبان ترکی آذربایجانی در خانه و مدرسه بود. انتشار این نشریه همزمان بود با برآمدن جنبش جدید سوادآموزی در میان مسلمانان قفقاز در ابتدای قرن بیستم [بود]، چرا که گاسپرینسکی اصلاحات نوینی در روش آموزشی (جدیدیسم) مدارس را پیشتر از این شروع کرده بود. از مخالفین جدی این ابتکار نوین آموزشی ملاها بودند که در خیلی از مکتب‌ها آموزش می‌دادند. ملانصرالدین این پیغام را می‌رساند که بسیاری از عملکردهای سنتی و محافظه کارانه مسلمانان قفقاز از ایران می‌آید و باید کنار گذاشته شود.  
ملانصرالدین همیشه به آینده خوشبین و امیدوار بود و شعار «روشنایی در تاریکی» را از نظر دور نمی‌داشت.
پیشرفت صنعتی در ابتدای قرن بیستم هم در میان کاریکاتورهای ملانصرالدین بود. پیشرفت تکنولوژی که قرار بوده در خدمت بشریت باشد هم در خدمت زنان به مردان بکار گرفته شده است:
نشریه ملانصرالدین از ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۷ [۱۲۸۵ تا ۱۲۹۶خ.] در تفلیس منتشر شد. ممنوعیت ورود مجله به ایران و ترکیه و تحریم آن از سوی برخی مذهبیون افراطی و سرمایه‌داران، باعث تعطیلی موقت مجله برای مدتی شد.  و به دنبال نشر مقاله در انتقاد از سیاست تزار در ۱۹۱۷ فعالیت نشریه در تفلیس پایان یافت. جلیل محمدقلی‌زاده تصمیم گرفت ملانصرالدین را از ۱۹۲۱م. / ۱۳۰۰خ. در آذربایجان ایران چاپ کند. نشریه ملانصرالدین بعد از یک سال نشر در تبریز در ۱۹۲۲ /۱۳۰۱ به باکو منتقل و ادامه نشر یافت.
نشریه ملانصرالدین بعد از ۷۴۸ شماره (۳۴۰ شماره در تفلیس، ۸ شماره در تبریز و ۴۰۰ شماره در باکو) و ربع قرن فعالیت در ۱۹۳۱/۱۳۱۰ تعطیل گردید.
نشریه ملانصرالدین باعث ایجاد مکتب ادبی و فکری نوینی شد. همزمان و بعد از نشر او نشریه های فکاهی دیگری به میدان آمدند، همچون «بابای امیر»، «طوطی»، «زنبور»، «آری»، «مه‌زه‌لی»، «لک‌لک» و غیره، ولی هیچ کدام از اینها نتوانستند آن راه و خلاقیتی را که ملانصرالدین داشت را عرضه کنند. جلیل محمدقلی‌زاده مانند فضولی و میرزا فتحعلی آخوندزاده در تاریخ ادبیات آذربایجان مکتب جدیدی بنیان نهاد و آموزگار نسلی از نویسندگان بعد از خود شد و شهرتش از مرزهای آذربایجان فراتر رفت و در آفریقا و خاورمیانه و خاور دور به سرعت گسترش یافت.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بوغازدا دویونله‌نن سؤز (اوستاد «ساهر»ین نیسگیللی اؤلومونو دوشونرکن)
ائلدار موغانلی

کؤلگه‌لر سریلیب شه‌هرین اوستونه!
اوره‌یی ایرینلی
گؤزو کینلی،
نفه‌سینده ظولمت قوخوسو
سسینده گئجه قورخوسو
قینیندا گیزله‌نیب سایریشان اولدوزلار
آیین جانیندا قیزدیرما وار.

کؤلگه‌لر سریلیب شه‌هرین اوستونه!
کوچه‌لرین سینه‌سینده دؤیونور دیسکینتی‌لر
ائولرین اوستونه یاغیر تنهالیق
پنجره‌لرده تور قورور هؤرومجک‌لر،
مورگوله‌ییر شه‌هر…!
کؤلگه‌لی‌دیر زامان،
گؤی،
یئر؛
دیوارلار آرخاسیندا
چیلپاق قالمیش آرزی کیتابینی
واراقلاییر شاعر؛
کؤلگه‌لی‌دیر کیتاب دا،
واراق دا،
اوتاق دا…!

اوره‌یینده
یاز یاغیشینین هاواسی
باخیشیندا
سئوگیلی‌لر پیچیلتیسی
گوموشو ساچلاریندا
دولاشیر آیریلیق نسیمی؛
«من بو جاهانا سیغمازام»- دئیه
قانادلانیر سحره دوغرو…!
دالغاسیز بایراق کیمی آسیلی قالیر ائیواندان،
بارماقلاری دوگونلو
گؤزلری سحرین پنجره‌سینه تیکیلی
آغزی آچیق
سؤزو یاریمچیق؛
بوغازیندا دویونله‌نن «آه» سؤزومو
یوخسا، «آزا…؟!
۲۴ آذر ۱۳۷۶ – تهران

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
واژه‌ی گره‌خورده در گلو:« ائلدار موغانلی»
ترجمه از ترکی آذربایجانی:«رامیز تای‌نور»
(با یاد «استاد حبیب ساهر»، پرچمدار شعر مبارز آذربایجان که در شب 24 آذر 1364 به مرگی خودخواسته به ابدیت پیوست.)

سایه‌ها فروگسترده بر تنِ شهر
با دلی چرکین
و چشمی پُر کین،
در نفس‌هایش بوی ظلمت
و در صدایش هراس شب،
ستاره‌گان، سوسوکنان
پنهان در غلاف خویشاند
و جان ماه می‌سوزد از تب‌.

سایه‌ها فروگسترده بر تن شهر
اضطراب‌ها می‌تپد در سینه‌ی کوچه‌ها
و عنکبوتها تار می‌بافند به روی پنجره‌ها،
شهر چرت می‌زند
و سایه‌دار است زمین و زمان و آسمان،
پشت دیوارها ورق می‌زند شاعر
کتاب عریان آرزوهایش را،
کتاب هم سایه‌دار است
ورق هم
اتاق هم.

در دلش هوای باران بهاری
در نگاهش نجوای عاشقان
نسیم جدایی می‌پیچد لای گیسوان نقره‌فامش
«من نگنجم به این جهان» بر لب
بال می‌زند به ‌سوی سپیده
و چون پرچمی بی‌موج
آویزان می‌ماند از ایوان
با انگشتانی گره‌شده
و چشمانی دوخته به پنجره‌ی سحر
با دهانی باز
و واژه‌ئی ناتمام در گلو،
«آه» است این
یا «آزا…»؟

۲۴ آذر ۱۳۷۶ – تهران

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
✍️:«ماحمود_دالغا»

یانار کاغیذ، یانار کیتاب!
یانار اورک، یانار کؤنول.
کیتاب یانار کولو قالار
اورک یانسا نه‌لر قالار؟
یاندیردیلار کیتابلاری
کولو قالدی، واراق - واراق
سؤزلر آما...
یانمادیلار،
داغ اولدولار قالاق - قالاق.
من او واراق،
من او قالاق.
جلادلارین قانلی الی
کیتابلاری اودا سالدی
اود یانمادی بیر باغ اولدو
"خلیل‌اللاه" گول ایچینده
سؤز گول اولدو
گول باغ اولدو.

۲۶آذر۱۳۲۵

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوچه کوچه سئودیم سنی

سس و سوز:«نادیر الهی»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
مهندس «علیرضا صرافی» ادبیات سئونلر
گوزگوسونده 
زمان: سه شنبه: 1402/9/28
ساعات: 10

طراح: «تانیش»

چکیلیش: «مرجان منافزاده» دؤردونجو بولوم

آپاریجی: «کریم قربانزاده»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گیلگمیش داستان‌لاری ادبیات سئونلر کانالیندا

8اینجی بؤلوم زمان:  1402/9/27

ساعات: 21
ناغیلی حاضیرلاییب سویله‌ین: «ریضوان حاجی قاسیملی» جانای

طراح:« تانیش»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
گیلگمیش داستان‌لاری ادبیات سئونلر کانالیندا 1402/9/27
سکگیزینجی لوحه بیرینجی بؤلوم

ناغیلی حاضیرلاییب، سؤیله‌ین: «رضوان حاجی قاسیملی» جانای
.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
گیلگمیش داستان‌لاری ادبیات سئونلر کانالیندا 1402/9/27
سکگیزینجی لوحه ایکینجی بؤلوم

ناغیلی حاضیرلاییب، سؤیله‌ین: «رضوان حاجی قاسیملی» جانای
.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
گیلگمیش داستان‌لاری ادبیات سئونلر کانالیندا 1402/9/27
سکگیزینجی لوحه اوچونجو بؤلوم

ناغیلی حاضیرلاییب، سؤیله‌ین: «رضوان حاجی قاسیملی» جانای
.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
گیلگمیش داستان‌لاری ادبیات سئونلر کانالیندا 1402/9/27
سکگیزینجی لوحه دؤردونجو بؤلوم

ناغیلی حاضیرلاییب، سؤیله‌ین: «رضوان حاجی قاسیملی» جانای
.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
مهندس «علیرضا صرافی» ادبیات سئونلر
گوزگوسونده 
زمان: سه شنبه: 1402/9/28
ساعات: 10

طراح: «تانیش»

چکیلیش: «مرجان منافزاده» دوردونجو بولوم

آپاریجی: «کریم قربانزاده»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهندس «علیرضا صرافی»  ادبیات سئونلر
گوزگوسونده  1402/9/28

چکیلیش: «مرجان منافزاده» 
دؤردونجو بؤلوم 1

آپاریجی: «کریم قربانزاده»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهندس «علیرضا صرافی»  ادبیات سئونلر
گوزگوسونده  1402/9/28

چکیلیش: «مرجان منافزاده» 
دؤردونجو بؤلوم2

آپاریجی: «کریم قربانزاده»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهندس «علیرضا صرافی»  ادبیات سئونلر
گوزگوسونده  1402/9/28

چکیلیش: «مرجان منافزاده»
  دؤردونجو بؤلوم3

آپاریجی: «کریم قربانزاده»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهندس «علیرضا صرافی» ادبیات سئونلر گوزگوسونده 1402/9/28
چکیلیش: «مرجان مناف‌زاده»
آپاریجی: «کریم قربانزاده»
دؤردونجو بؤلوم 4

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهندس «علیرضا صرافی» ادبیات سئونلر گوزگوسونده 1402/9/28
چکیلیش: «مرجان مناف‌زاده»
آپاریجی: «کریم قربانزاده»
دؤردونجو بؤلوم 5

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهندس «علیرضا صرافی» ادبیات سئونلر گوزگوسونده 1402/9/28
چکیلیش: «مرجان مناف‌زاده»
آپاریجی: «کریم قربانزاده»
دؤردونجو بؤلوم 5 سون

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
غلامحسین ساعدی‌نین «جانشین» آدی ایله نوماییش‌نامه‌سی، بابک شیرین‌صفت‌ین چئویرمه‌سیله الکترون کیتاب اولاراق یاییلدی.

بابک شیرین‌صفت آذربایجانلی فیلم یؤنلتمنی چوخلو قیسا فیلم، اوچ اوزون سینما فیلمی، بیرده «چاققال نفسی» عنوانلا آذربایجانین تلویزیون کانال‌لاری‌نین بیرینه سریال چکیبدی. اونون قاراباغ قاچقین‌لارینا گؤره «قطار ساعت صفر» آدیندا سندلی فیلمی چوخلو اؤدوللر قازانارکن، سینما سئون‌لر آراسیندا اونودولماز بیر فیلمه دونوب‌دور.
بابک شیرین‌صفت‌ین ادبیاتا، نوماییشه اولان ماراغین ساعدی‌نین بو اثرین آذربایجان تورکجه‌سینه چئویرمه‌سی گؤسته‌ریر.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
گؤزله‌مه: موباریز جفرلی‌نین حئکایه‌سی
کوچورن:«ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:«ادبیات سئونلر»

«گوگول‌»ون خاطره‌سینه

گئجه ائو تلفونو زنگ چالدی، دسته‌یی گؤتوردوم. کؤهنه دوستوم ایدی، اوردان-بوردان، ناراحات -ناراحات دانیشیردی. مندن خئیلک بؤیوک اولسا دا، بیر-بیریمیزی چوخدان تانیدیغیمیزدان، آرامیزداکی یاش فرقی یاواش-یاواش اریییب گئتمیشدی. سوروشماق ایسته‌ییردیم کی، نه اولوب، اؤزو مسئله‌نی آچدی.
-باشیما بیر ایش گلیب آخی...
-نه مسئله‌دی؟...
-بیزیم او دیش تکنیکی فرج...
-اونون سن‌له آراسی یوخدو آخی...
-یوخ ایدی، او دفعه زنگ ووروب، کؤنلومو آلدی‌. دئدی کی، ائشیتمیشم اینفارکت(قلبی سکته) اولوبسان، بس ایندی نه تَهرسن؟ بیزیم آرواد منه تاپیشیریب کی، او یاخشی کیشی‌دی، حؤکماً گئت، اونا باش چک.
-لاپ یاخشی دا... سونرا؟..
-سونراسی بو کی، دیلی‌نین شیرین یئرینه سالیب، ساققیزیمی اوغورلادی، من ده دوشدوم ائوین آلتینداکی چایخانایا. چایخانادا گؤردوم فرج‌ین یانیندا ایکی کیشی ده اوتوروب. سالاملاشیب اونلارین یانیندا اَیله‌شن کیمی دیش تکنیکی، قاییتدی کی، سیزین ایشینیزی بو کیشی دوزه‌لده‌جک...
یانیمدا اوتوران آغ باش مندن خبر آلدی کی، فیلان رایون محکمه‌سینده آدامین وار؟ فرج تئز منیم عوضیمه جاواب وئردی کی، بو کیشی‌نین هر یئرده آدامی وار، نئچه ایل یاخشی وظیفه‌ده ایشله‌ییب، هر یئره الی چاتار..
-بس دئمه‌دین کی، ایندی تقاعدده‌یم، ائله بیر امکانیم یوخدو؟
-یوخ، اجلاف فرج آغزیمی آچماغا امکان وئرمه‌دی، ائله بیل منیم ده دیلیمی-آغزیمی باغلامیشدیلار...
آخیردا آغ‌باشین یانینداکی خاللی، یئرینده قورجالانیب سوروشدو کی، یاخشی، بس پولو کیمه وئرک؟.. فرج ده تئز-تلسیک جاواب وئردی کی، پول یوخ، پول یوخ، پول مسئله‌سی قالسین سونرایا... من بارماغیمی دیشله‌ییب، لاپدان دوردوم آیاغا، دئدیم کی، باغیشلایین اوره‌ییم آغریییر، گرک ائوه قاییدیب، درمانلاریمی ایچم. ساغ اول‌لاشیب گلدیم ائوه...
-هه، نه اولسون کی... هئچ‌نه باشا دوشمه‌دیم.
-او اولسون کی،... ائوده لاپدان آغلیما گلدی... -ایضاح ائله‌دی. -بیردن او فرج قورومساغی منیم آدیم‌لا پول آلیب، ائیله‌یر ائ، او کیشی‌لردن... گویا منه وئره‌جک... سونرا یوخ یئردن بوهتانا دوشه‌رم... اولابیلر؟
-نه بیلیم، هر شئی اولا بیلر، آداملارا نه اعتبار؟...
-من ده اونو دئییرم دا... نئچه گئجه‌دیر فیکیردن یاتا بیلمیرم...
-زنگ وور، فرج‌ین اؤزوندن خبر آل دا، دای نییه فیکیر ائله‌ییرسن؟
-زنگ ائله‌میشم نئچه کره، گئجه یاریسی، بیرجه بالاسی‌نین جانینا آند ایچیب، آمان ائله‌ییر کی، من او آداملاردان پول-ذات آلمامیشام، گئت ناراحات اولما، بو مسئله باغلانیب..‌.
-بس نه‌دن اندیشه‌لی‌سن؟
-دئییرم، بلکه، یالان دانیشیب، منیم باشیمین آلتینا یاسدیق قویور. نئجه بیلیرسن، هه؟..
-من دئییرم... عمومی دوستلارینیزی ییغ باشینا، مسئله‌نی بیر دفعه‌لیک چوروت گئتسین.
-اونو دا ائله‌میشم... زاهیدی، فاییقی چاغیریب، زنگ ائله‌تدیرمیشم فرجه...
اونلارا دا آند ایچیب کی، واللاه-بیللاه آرادا پول-پارا صحبتی اولماییب...
-بس؟..
-دئییرم، بلکه، فرج اونلاری دا آلدادیر؟ او دفعه وکیل قونشوما دا آچدیم مسئله‌نی. او دا گولوب، دئدی کی، قطعی ناراحات اولما... سن نه پول آلیبسان، نه ده پول وئریبسن...
بد آیاق‌دا، بیز اؤلوب-ائله‌‌مه‌میشیک کی، داغ کیمی آرخادا دورموشوق... سیراغا گون گؤردوم یوخوم عرشه چکیلیب، گئجه ساعات ایکینی کئچیب، ییغدیم فرجی کی، بو مسئله‌نی بیر ده سوروشوم، آجیقلی-آجیقلی قیشقیردی کی، آ کیشی، سن نه غلیظ آدامسان، بیر ده منه زنگ وورما، قوی اؤلدویوموز یئرده اؤلک... بئله دئییب، ساغ اول‌سوز-خداحافظ‌سیز تلفونو قویدو یئرینه. ایندی سن آغیللی آدامسان، دئ گؤروم بو ایشین آخیری نه اولاجاق؟ زاهیدله فاییق دئییر کی، ناراحات اولما بو ایش بیتیب، هئچ بیر پروبلم ذات یوخدو‌. بس سن نه فیکیرده‌سن؟...
-آرادان نه قدر اؤتوبدو؟..
-بیر آی...
-نه دئییم... هر شئی اولا بیلر....
کؤهنه دوستوم‌لا تزه‌جه ساغ اوللاشیب، دسته‌یی یئرینه قویموشدوم کی، اوغلو زنگ ووردو. منه محکم-محکم تاپیشیردی کی، سن آللاه، بیر ده آتاما: «هر شئی اولا بیلر دئمه، اوره‌یی خسته‌دی، اورتادا هئچ نه یوخ، کیشی‌نین باشینا بیر ایش گلر، اونسوز دا نئچه واختدی گئجه-گوندوز فرج مسئله‌سی ایله ائوده هامیمیزین باشینی خراب ائله‌ییب.»
او گوندن تئز-تئز زنگ ووروردو دوستوم منه، همیشه ده هرله‌ییب-فیرلاییب مطلب اوستونه گلردی، دئییردیم کی، او ایشین ده اوستوندن فیلان قدر کئچیب... من ده بیر تَهر مالالاییب قاییدیردیم کی، بوش شئیدی، فیکیر وئرمه، یادیندان چیخارت گئتسین. او دا اینجیک-اینجیک اینیلده‌ییردی کی، نئجه فیکیر وئرمه، اؤزومدن آسیلی‌دی به‌یم؟ ها باشیمی باشقا شئی‌له قاتماق ایسته‌ییرم، ظالم اوغلو فرج گلیر گؤزومون قاباغینا...