اوشاق ادبیاتی
لاخلایان دیش
«ویدا حشمتی»
هانا دوردو یوخودان
گؤزلرینی اووارکن
دئدی دیشیم لاخلاییر
کؤنلونه غم دولارکن
قوجاقلادی آناسی
تومارلادی اوزونو
ساچلارینی داراییب،
یودو یاشلی گؤزونو
دئدی دیشین دوشونجه
اینجی-اینجی آیری دیش
چیخار اونون یئرینه
دوزهلر اوندا هر ایش
قوپونجا او دیشوی
آتاجاغیق دام اوسته
اوخویاریق بیر شئعیر
هم اوجا هم آهسته
قاراقا منه دیش گتیر
جیبینده یئمیش گتیر
بو مئهریبان اوشاغا
بیر قوجاق گولوش گتیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
لاخلایان دیش
«ویدا حشمتی»
هانا دوردو یوخودان
گؤزلرینی اووارکن
دئدی دیشیم لاخلاییر
کؤنلونه غم دولارکن
قوجاقلادی آناسی
تومارلادی اوزونو
ساچلارینی داراییب،
یودو یاشلی گؤزونو
دئدی دیشین دوشونجه
اینجی-اینجی آیری دیش
چیخار اونون یئرینه
دوزهلر اوندا هر ایش
قوپونجا او دیشوی
آتاجاغیق دام اوسته
اوخویاریق بیر شئعیر
هم اوجا هم آهسته
قاراقا منه دیش گتیر
جیبینده یئمیش گتیر
بو مئهریبان اوشاغا
بیر قوجاق گولوش گتیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
پارلمان فرانسه لایحه محدودیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کاربران زیر ۱۵ سال را تصویب کرد
🔹بر اساس مصوبه نمایندگان مجلس، دسترسی کودکان زیر ۱۵ سال به شبکههای اجتماعی منوط به رضایت والدین شده است.
🔹این مصوبه همچنین به والدین اجازه میدهد که حسابهای کاربری کودکان زیر ۱۵ ساله خود را در شبکههای اجتماعی به حالت تعلیق درآورند.
🔹مجلس فرانسه در مصوبه خود، این الزام را برای پلتفرمهایی مانند «اسنپچت»، «تیکتاک» یا «اینستاگرام» در نظر گرفته است.
🔹پس از تصویب لایحه محدودیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کاربران زیر ۱۵ سال در مجلس ملی فرانسه، مجلس سنا هم به آن رأی مثبت داد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
پارلمان فرانسه لایحه محدودیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کاربران زیر ۱۵ سال را تصویب کرد
🔹بر اساس مصوبه نمایندگان مجلس، دسترسی کودکان زیر ۱۵ سال به شبکههای اجتماعی منوط به رضایت والدین شده است.
🔹این مصوبه همچنین به والدین اجازه میدهد که حسابهای کاربری کودکان زیر ۱۵ ساله خود را در شبکههای اجتماعی به حالت تعلیق درآورند.
🔹مجلس فرانسه در مصوبه خود، این الزام را برای پلتفرمهایی مانند «اسنپچت»، «تیکتاک» یا «اینستاگرام» در نظر گرفته است.
🔹پس از تصویب لایحه محدودیت استفاده از شبکههای اجتماعی برای کاربران زیر ۱۵ سال در مجلس ملی فرانسه، مجلس سنا هم به آن رأی مثبت داد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
«محمد عابدینپور»
سلام عروسک خوب! این معرفی که به ترکی نوشته بودم در شمارهی آخر یعنی شماره 17 مجلهی بئشداش چاپ شده است. از آن جایی که هم خودم خیلی خیلی دوست دارم به همکاریام با تو ادامه بدهم و هم سردبیر و سرویراستار گرامی با لطف همیشگیشان پیگیر بودهاند؛ برایت ترجمهاش کردم. امیدوارم مورد پسند باشد.
چه آن زمان که این معرفی را مینوشتم و چه اکنون که برایت ترجمه میکنم یاد مدرسههایی که در آنها درس خواندهام میافتم مخصوصن مدرسهی ابتدایی. مدرسهی ابتدایی ما در مرند «حقوق بشر» نام داشت! زمان شاه بود و تا بهمن 57 که من کلاس پنجم بودم نامش همچنان حقوق بشر بود. که بعد از انقلاب دبیرستان دخترانه شد و نامش به هاجر تغییر کرد! (گویی انقلابیها از همان اول با کلمهی حقوق بشر مشکل داشتند!) جالب است بدانید مدرسهی حقوق بشر مرحومهی مغفورهی ما در جایی بنا شده بود که قبل از آن خانه و دیوانخانهی «شجاع نظام» بود که با انفجار بمبی که سردار معروف مشروطه «حیدرخان عمو اوغلو» به عنوان کادو از تبریز میفرستد...
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«محمد عابدینپور»
سلام عروسک خوب! این معرفی که به ترکی نوشته بودم در شمارهی آخر یعنی شماره 17 مجلهی بئشداش چاپ شده است. از آن جایی که هم خودم خیلی خیلی دوست دارم به همکاریام با تو ادامه بدهم و هم سردبیر و سرویراستار گرامی با لطف همیشگیشان پیگیر بودهاند؛ برایت ترجمهاش کردم. امیدوارم مورد پسند باشد.
چه آن زمان که این معرفی را مینوشتم و چه اکنون که برایت ترجمه میکنم یاد مدرسههایی که در آنها درس خواندهام میافتم مخصوصن مدرسهی ابتدایی. مدرسهی ابتدایی ما در مرند «حقوق بشر» نام داشت! زمان شاه بود و تا بهمن 57 که من کلاس پنجم بودم نامش همچنان حقوق بشر بود. که بعد از انقلاب دبیرستان دخترانه شد و نامش به هاجر تغییر کرد! (گویی انقلابیها از همان اول با کلمهی حقوق بشر مشکل داشتند!) جالب است بدانید مدرسهی حقوق بشر مرحومهی مغفورهی ما در جایی بنا شده بود که قبل از آن خانه و دیوانخانهی «شجاع نظام» بود که با انفجار بمبی که سردار معروف مشروطه «حیدرخان عمو اوغلو» به عنوان کادو از تبریز میفرستد...
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
«محمد عابدینپور»
سلام عروسک خوب! این معرفی که به ترکی نوشته بودم در شمارهی آخر یعنی شماره 17 مجلهی بئشداش چاپ شده است. از آن جایی که هم خودم خیلی خیلی دوست دارم به همکاریام با تو ادامه بدهم و هم سردبیر و سرویراستار گرامی با لطف همیشگیشان پیگیر بودهاند؛ برایت ترجمهاش کردم. امیدوارم مورد پسند باشد.
چه آن زمان که این معرفی را مینوشتم و چه اکنون که برایت ترجمه میکنم یاد مدرسههایی که در آنها درس خواندهام میافتم مخصوصن مدرسهی ابتدایی. مدرسهی ابتدایی ما در مرند «حقوق بشر» نام داشت! زمان شاه بود و تا بهمن 57 که من کلاس پنجم بودم نامش همچنان حقوق بشر بود. که بعد از انقلاب دبیرستان دخترانه شد و نامش به هاجر تغییر کرد! (گویی انقلابیها از همان اول با کلمهی حقوق بشر مشکل داشتند!) جالب است بدانید مدرسهی حقوق بشر مرحومهی مغفورهی ما در جایی بنا شده بود که قبل از آن خانه و دیوانخانهی «شجاع نظام» بود که با انفجار بمبی که سردار معروف مشروطه «حیدرخان عمو اوغلو» به عنوان کادو از تبریز میفرستد درست در همین محل یکی از دشمنان سرسخت مشروطه و به نوعی آزادی و قانون و عدالت و حقوقبشر میمیرد!
نمیدانم چرا از همان اول ابتدایی بدون این که چیز زیادی از حقوق بشر بدانم و تا سالهای مدیدی هم چیز زیادی نمیدانستم؛ با این وجود از این نام خیلی خوشم میآمد و با وجود همهی دلهرههایی که در این مدرسه داشتهام؛ از این که در مدرسهای به این نام درس خواندهام؛ همیشه حس خوشایندی داشته و دارم! به جز چند تایی خاطره که شاید یک جورهایی با نام مدرسه هم بیربط نباشند خاطرهی زیادی یادم نمانده است. اولین خاطره که همه از آن دوران داریم تغذیهی رایگان بود که بین دانشآموزان به طور برابر توزیع میشد! هر چند گاهی بعضی شاید سهم بیشتری نسیبش میشد. در کلاس دوم پسری که در کنارم مینشست و من نامش را فراموش کردهام یکی از این موارد بود. خانم معلم کلاس دوم ما تا جایی که یادم هست گه گاهی نمیآمد و به جایش پیرمردی میآمد که پدر بزرگ همین پسره بود. هر وقت تغذیه توزیع میشد پدربزرگ به نوهاش دو برابرش را میداد: مثلن دو تا کیک، دو استکان پسته، دو تا سیب یا موز و...
خاطرهی دیگری که دارم باز مربوط به همین کلاس است و هنوز که هنوز است وجدانم را عذاب میدهد: از زنگ تفریح که برگشتم هر چه دنبال پاکن عطر دار خوش رنگ تازهام گشتم پیدایش نکردم. از هم نمیکتیام (نیمکتهایمان دو نفری بود) تا پرسیدم گفت خودم دیدم فلانی برداشته. (همان که پشت سر ما نشسته بود. ما ردیف اول بودیم.) برگشتم از او پاککنام را خواستم؛ که گفت من برنداشتهام. از من اصرار از او انکار. خانم معلم متوجه شد و پرسید چه خبره؟ گفتم این پاککنم را از کیفم برداشته نمیدهد. معلم از او پرسید: آره راست میگوید؟ کتمان کرد. معلم از جیبش پیدا کرد و به من نشان داد. گفتم آره خودش است. اغلب بچهها در آن زمان خیلی فقیر بودند لباسهای مندرس داشتند و کفشهای خیلی ارزان قیمت پلاستیکی مشکی رنگ(گالش) در سرما و گرما میپوشیدند. مداد را از وسط نصف میکردند و عوض کیف مدرسه کتابها را با کش میبستند و به مدرسه میآوردند. بعضیها که فقیرتر از بقیه بودند به خاطر دامداری بوی پهن و پشگل میدادند. خیلیها شاید گرسنه بودند و برای توزیع تغذیه لحظه شماری میکردند و خیلی دوست داشتند برای این که دلشان را از عزا در بیاورند مثل بغل دستی من دو برابر بقیه سهم میبردند!
تا حالا خانم معلم خوشگل و خوشپوشمان را آن قدر عصبانی ندیده بودم! شروع به زدن پسره کرد. به خوبی یادم هست که پسره یکی از گالشهایش در آمد و در سطل آشغال افتاد و من با این که از دست پسره به خاطر پر رویاش دلخور بودم خیلی ناراحت شدم و هنوز هم از این که باعث کتک خوردنش در کلاس شدم عذاب وجدان میکشم... هفتم دی ماه 1401
ماجراهای مدرسهی کج و کوله
لوییس سکر
ترجمه: سپیده خلیلی
ناشر: قدیانی
چاپ اول 1394
640 صفحه
سه کتاب در یک کتاب
نویسنده اگر معمار باشد
محمد عابدینپور
1.
گویی معمار مدرسهی «وی ساید» از روی عمد ساختمان 30 طبقهی مدرسه را مثل برج «پیزای» ایتالیا کج ساخته است و طبقهی 19 را رد کرده است. با این وجود در داستان مدرسه و در ذهن دانشآموزان، کلاس 19ی در طبقهی 19 وجود دارد که معلمش خانم زاورز است! هر چند خانم زاورزی هم در واقع وجود ندارد!
گویی معمار میدانسته داستانهای این مدرسه را شخصی به نام «لوییس» خواهد نوشت که اتفاقن ناظم حیاط مدرسه است. و همچنین میدانسته داستانهایی که قرار است در این مدرسه اتفاق بیفتد و نوشته شوند؛ فقط و فقط در این مدرسه میتوانند اتفاق بیفتند، به همین خاطر مدرسهای کچ و کوله ساخته تا هر چه بیشتر آن را اسرارآمیز، متفاوت و هیجانانگیز بکند.
«محمد عابدینپور»
سلام عروسک خوب! این معرفی که به ترکی نوشته بودم در شمارهی آخر یعنی شماره 17 مجلهی بئشداش چاپ شده است. از آن جایی که هم خودم خیلی خیلی دوست دارم به همکاریام با تو ادامه بدهم و هم سردبیر و سرویراستار گرامی با لطف همیشگیشان پیگیر بودهاند؛ برایت ترجمهاش کردم. امیدوارم مورد پسند باشد.
چه آن زمان که این معرفی را مینوشتم و چه اکنون که برایت ترجمه میکنم یاد مدرسههایی که در آنها درس خواندهام میافتم مخصوصن مدرسهی ابتدایی. مدرسهی ابتدایی ما در مرند «حقوق بشر» نام داشت! زمان شاه بود و تا بهمن 57 که من کلاس پنجم بودم نامش همچنان حقوق بشر بود. که بعد از انقلاب دبیرستان دخترانه شد و نامش به هاجر تغییر کرد! (گویی انقلابیها از همان اول با کلمهی حقوق بشر مشکل داشتند!) جالب است بدانید مدرسهی حقوق بشر مرحومهی مغفورهی ما در جایی بنا شده بود که قبل از آن خانه و دیوانخانهی «شجاع نظام» بود که با انفجار بمبی که سردار معروف مشروطه «حیدرخان عمو اوغلو» به عنوان کادو از تبریز میفرستد درست در همین محل یکی از دشمنان سرسخت مشروطه و به نوعی آزادی و قانون و عدالت و حقوقبشر میمیرد!
نمیدانم چرا از همان اول ابتدایی بدون این که چیز زیادی از حقوق بشر بدانم و تا سالهای مدیدی هم چیز زیادی نمیدانستم؛ با این وجود از این نام خیلی خوشم میآمد و با وجود همهی دلهرههایی که در این مدرسه داشتهام؛ از این که در مدرسهای به این نام درس خواندهام؛ همیشه حس خوشایندی داشته و دارم! به جز چند تایی خاطره که شاید یک جورهایی با نام مدرسه هم بیربط نباشند خاطرهی زیادی یادم نمانده است. اولین خاطره که همه از آن دوران داریم تغذیهی رایگان بود که بین دانشآموزان به طور برابر توزیع میشد! هر چند گاهی بعضی شاید سهم بیشتری نسیبش میشد. در کلاس دوم پسری که در کنارم مینشست و من نامش را فراموش کردهام یکی از این موارد بود. خانم معلم کلاس دوم ما تا جایی که یادم هست گه گاهی نمیآمد و به جایش پیرمردی میآمد که پدر بزرگ همین پسره بود. هر وقت تغذیه توزیع میشد پدربزرگ به نوهاش دو برابرش را میداد: مثلن دو تا کیک، دو استکان پسته، دو تا سیب یا موز و...
خاطرهی دیگری که دارم باز مربوط به همین کلاس است و هنوز که هنوز است وجدانم را عذاب میدهد: از زنگ تفریح که برگشتم هر چه دنبال پاکن عطر دار خوش رنگ تازهام گشتم پیدایش نکردم. از هم نمیکتیام (نیمکتهایمان دو نفری بود) تا پرسیدم گفت خودم دیدم فلانی برداشته. (همان که پشت سر ما نشسته بود. ما ردیف اول بودیم.) برگشتم از او پاککنام را خواستم؛ که گفت من برنداشتهام. از من اصرار از او انکار. خانم معلم متوجه شد و پرسید چه خبره؟ گفتم این پاککنم را از کیفم برداشته نمیدهد. معلم از او پرسید: آره راست میگوید؟ کتمان کرد. معلم از جیبش پیدا کرد و به من نشان داد. گفتم آره خودش است. اغلب بچهها در آن زمان خیلی فقیر بودند لباسهای مندرس داشتند و کفشهای خیلی ارزان قیمت پلاستیکی مشکی رنگ(گالش) در سرما و گرما میپوشیدند. مداد را از وسط نصف میکردند و عوض کیف مدرسه کتابها را با کش میبستند و به مدرسه میآوردند. بعضیها که فقیرتر از بقیه بودند به خاطر دامداری بوی پهن و پشگل میدادند. خیلیها شاید گرسنه بودند و برای توزیع تغذیه لحظه شماری میکردند و خیلی دوست داشتند برای این که دلشان را از عزا در بیاورند مثل بغل دستی من دو برابر بقیه سهم میبردند!
تا حالا خانم معلم خوشگل و خوشپوشمان را آن قدر عصبانی ندیده بودم! شروع به زدن پسره کرد. به خوبی یادم هست که پسره یکی از گالشهایش در آمد و در سطل آشغال افتاد و من با این که از دست پسره به خاطر پر رویاش دلخور بودم خیلی ناراحت شدم و هنوز هم از این که باعث کتک خوردنش در کلاس شدم عذاب وجدان میکشم... هفتم دی ماه 1401
ماجراهای مدرسهی کج و کوله
لوییس سکر
ترجمه: سپیده خلیلی
ناشر: قدیانی
چاپ اول 1394
640 صفحه
سه کتاب در یک کتاب
نویسنده اگر معمار باشد
محمد عابدینپور
1.
گویی معمار مدرسهی «وی ساید» از روی عمد ساختمان 30 طبقهی مدرسه را مثل برج «پیزای» ایتالیا کج ساخته است و طبقهی 19 را رد کرده است. با این وجود در داستان مدرسه و در ذهن دانشآموزان، کلاس 19ی در طبقهی 19 وجود دارد که معلمش خانم زاورز است! هر چند خانم زاورزی هم در واقع وجود ندارد!
گویی معمار میدانسته داستانهای این مدرسه را شخصی به نام «لوییس» خواهد نوشت که اتفاقن ناظم حیاط مدرسه است. و همچنین میدانسته داستانهایی که قرار است در این مدرسه اتفاق بیفتد و نوشته شوند؛ فقط و فقط در این مدرسه میتوانند اتفاق بیفتند، به همین خاطر مدرسهای کچ و کوله ساخته تا هر چه بیشتر آن را اسرارآمیز، متفاوت و هیجانانگیز بکند.
با همهی اینها اتفاقهایی که در این مدرسه رخ میدهد، با اتفاقهای همهی مدرسهها در همهی جاهای دیگر تا حدود زیادی مشابهت دارند و هیچ هم غیرعادی نیستند. به خاطر اینکه در همه جا خوی و رفتار کودکان مشابهت زیادی با کودکان این مدرسه دارد.
راستش را بخواهید به نظرم معمار این مدرسه خود «لوییس» نویسنده باید باشد؛ چون فکر نمیکنم هیچ معمار کاربلدی با ساختن بنای کچ و کوله بخواهد لطمه به شهرت و اعتبار خود بزند! فقط یک نویسنده (نویسندهی معمار) برای ایجاد فضایی خاص و مناسب در داستانهایش، دست به چنین ریسکی میزند؛ از آنجایی که مزهی دهان بچهها را خوب میداند!
2.
مدرسهی ویساید را که با مدرسههای خودمان مقایسه میکنم؛ با وجود اینکه در شاگردانشان فرق آنچنانی نمیبینم؛ اما یک فرق اساسی به گمانم وجود دارد؛ و آن معلمهای کلاس 30 در طبقهی 30ام است. مثلن در کشور ما معلمی مثل خانم جولز چیز فوقالعاده کمیابی است. من در این خصوص نمیخواهم چیزی بنویسم؛ چنانچه علاقهمند باشید کتاب را بخوانید و این معلم کلاس اول ابتدایی را با معلمهای اول ابتدایی خود قیاس کنید، و یا چنانچه خود معلم هستید؛ ببینید چند نفر از شما چنین معلمی هستید!
به عنوان مثال: خانم جولز هم به هر حال انسان است و میتواند رفتارهایی از آن گونه-که از قضا برایمان خیلی آشناست- داشته باشد. یک روز تو گویی چندان حوصله موصله ندارد و از این رو هر از گاهی سر کلاس عصبانی میشود و لحنش خشن میشود و تهدید و ارعاب؛ درست همان کاری که معلمهای کشور ما اغلب میکنند! اما بعد تا متوجه میشود کاری دیگر میکند؛ درست همان کاری که معلمهای کشور ما اصلن نمیکنند! اسم خودش را در تخته سیاه در آن قسمتی که اسم بچههای خطاکار و شلوغ نوشته میشود؛ مینویسد و جلویش چند ضربدر هم میگذارد! و بدین ترتیب پیش روی بچهها خودش را تنبیه میکند. نه غرورش میشکند و لکهدار میشود و نه آسمان به زمین میافتد، در عوض بی آن که مخ بچهها را تیلیت کند و یا بریزد تو فرغون دور مدرسه بچرخاند؛ غیرمستقیم به آنها درس اخلاق و رفتار میدهد.
و یا در داستانی دیگر خانم جولز تا حامله بودن و به مدرسه نیامدنش را با شاگردانش در میان میگذارد؛ بچهها در مورد نام نوزاد نظر میدهند. در داستانی دیگر خانم معلمی که به جای خانم جولز آمده هنگام معرفی خودش به دانشآموزان، شاهد گفت و گویی بسیار قشنگ بین او و بچهها میشویم. بچهها از سنش گرفته تا دستمزدش میپرسند و اینکه هنگامی که محصل بوده چند معلم خوب داشته است؟ خانم معلم جدید خیلی راحت بی آن که به ذهنش "این فوضولیها به بچهها نیامده" خطور کند؛ به همهی کنجکاویها و سوالهای بچهها جوابهای درست میدهد. یکی از بچهها چی بپرسد خوب است؟ "پلیسها دنبالت کردهاند؟ به زندان افتادهای؟"
3.
لوییس سکر با نوشتن این سه کتاب شاید هم مهمترین هدفش مسایل تعلیم و تربیتی بوده است. او اغلب یک یا چند مسئلهی اخلاقی، رفتاری و روانی را به ظرافت موضوع داستان کرده است. و از همین دیدگاه این کتابها برای معلمها و کودکان میتواند مفید شمرده شوند.
4.
به نظرم برای ادبیات کودک هم نمونههای خوبی باید باشند خاصه برای نویسندگان ما که اغلب موضوعات تعلیم و تربیتی را در ادبیات کودک و نوجوان اصل میدانند. چنانچه اشاره کردم نویسندهی این کتابها نیز به نظر میرسد در مراحل دوم و سوم هم که شده چنین هدفی مد نظرش است با این فرق اساسی که در این داستانها آنچه اصل است و غلبه دارد ادبیات داستانی است. نویسنده خودش را به خوبی کنار میکشد و میگذارد بچهها به کار خود همانگونه که در مدارس حقیقی انجام میدهند مشغول باشند و خودِ واقعی خود را نشان بدهند. و ما به عنوان خواننده هر کودک را با رفتار، کردار و اعمالش بشناسیم، بدون این که شاهد هیچ توصیف و توضیح اضافی از سمت جناب نویسنده باشیم. به عنوان مثال در یکی از داستانها «کتی» و «دی جی» با کارهایی که انجام میدهند و طرز فکرشان در طول داستان شخصیت خود را به ما میشناسانند و جالب این که تا آخر کتاب در آنها خیلی کم و یا میتوان گفت اصلن شاهد تغییر نیستیم، و نویسنده بر عکس داستانهای ادبیات کودک ما؛ در پایان قصه قصد ندارد و تلاش نمیکند کودک بد را به کودک خوب و مطلوب-آن گونه که خود میپندارد- تبدیل کند. کودکان زندگی حقیقی خود را زندگی میکنند.
نویسنده گاه به طنز و گاه با فانتزی هر چند در ارائه داستانهای با مزه و هیجان انگیز موفق عمل کرده ولی چند تایی هم توانسته توی ذوق بزند!
5.
نشر مجلهی «بئشداش» مزیت و منفعتهای زیادی برای ما داشته است. یکی از اینها پیدا کردن دوستانی خوب و بافرهنگ بوده است. در سایهی بئشداش ما توانستهایم با کسی مثل «احد وصال»-که هم کتاب دوست و هم فرهیخته هستند- آشنا شویم و از او کتابهای با ارزشی هدیه بگیریم. این کتابی را هم که معرفی کردم یکی از آنها بود.
راستش را بخواهید به نظرم معمار این مدرسه خود «لوییس» نویسنده باید باشد؛ چون فکر نمیکنم هیچ معمار کاربلدی با ساختن بنای کچ و کوله بخواهد لطمه به شهرت و اعتبار خود بزند! فقط یک نویسنده (نویسندهی معمار) برای ایجاد فضایی خاص و مناسب در داستانهایش، دست به چنین ریسکی میزند؛ از آنجایی که مزهی دهان بچهها را خوب میداند!
2.
مدرسهی ویساید را که با مدرسههای خودمان مقایسه میکنم؛ با وجود اینکه در شاگردانشان فرق آنچنانی نمیبینم؛ اما یک فرق اساسی به گمانم وجود دارد؛ و آن معلمهای کلاس 30 در طبقهی 30ام است. مثلن در کشور ما معلمی مثل خانم جولز چیز فوقالعاده کمیابی است. من در این خصوص نمیخواهم چیزی بنویسم؛ چنانچه علاقهمند باشید کتاب را بخوانید و این معلم کلاس اول ابتدایی را با معلمهای اول ابتدایی خود قیاس کنید، و یا چنانچه خود معلم هستید؛ ببینید چند نفر از شما چنین معلمی هستید!
به عنوان مثال: خانم جولز هم به هر حال انسان است و میتواند رفتارهایی از آن گونه-که از قضا برایمان خیلی آشناست- داشته باشد. یک روز تو گویی چندان حوصله موصله ندارد و از این رو هر از گاهی سر کلاس عصبانی میشود و لحنش خشن میشود و تهدید و ارعاب؛ درست همان کاری که معلمهای کشور ما اغلب میکنند! اما بعد تا متوجه میشود کاری دیگر میکند؛ درست همان کاری که معلمهای کشور ما اصلن نمیکنند! اسم خودش را در تخته سیاه در آن قسمتی که اسم بچههای خطاکار و شلوغ نوشته میشود؛ مینویسد و جلویش چند ضربدر هم میگذارد! و بدین ترتیب پیش روی بچهها خودش را تنبیه میکند. نه غرورش میشکند و لکهدار میشود و نه آسمان به زمین میافتد، در عوض بی آن که مخ بچهها را تیلیت کند و یا بریزد تو فرغون دور مدرسه بچرخاند؛ غیرمستقیم به آنها درس اخلاق و رفتار میدهد.
و یا در داستانی دیگر خانم جولز تا حامله بودن و به مدرسه نیامدنش را با شاگردانش در میان میگذارد؛ بچهها در مورد نام نوزاد نظر میدهند. در داستانی دیگر خانم معلمی که به جای خانم جولز آمده هنگام معرفی خودش به دانشآموزان، شاهد گفت و گویی بسیار قشنگ بین او و بچهها میشویم. بچهها از سنش گرفته تا دستمزدش میپرسند و اینکه هنگامی که محصل بوده چند معلم خوب داشته است؟ خانم معلم جدید خیلی راحت بی آن که به ذهنش "این فوضولیها به بچهها نیامده" خطور کند؛ به همهی کنجکاویها و سوالهای بچهها جوابهای درست میدهد. یکی از بچهها چی بپرسد خوب است؟ "پلیسها دنبالت کردهاند؟ به زندان افتادهای؟"
3.
لوییس سکر با نوشتن این سه کتاب شاید هم مهمترین هدفش مسایل تعلیم و تربیتی بوده است. او اغلب یک یا چند مسئلهی اخلاقی، رفتاری و روانی را به ظرافت موضوع داستان کرده است. و از همین دیدگاه این کتابها برای معلمها و کودکان میتواند مفید شمرده شوند.
4.
به نظرم برای ادبیات کودک هم نمونههای خوبی باید باشند خاصه برای نویسندگان ما که اغلب موضوعات تعلیم و تربیتی را در ادبیات کودک و نوجوان اصل میدانند. چنانچه اشاره کردم نویسندهی این کتابها نیز به نظر میرسد در مراحل دوم و سوم هم که شده چنین هدفی مد نظرش است با این فرق اساسی که در این داستانها آنچه اصل است و غلبه دارد ادبیات داستانی است. نویسنده خودش را به خوبی کنار میکشد و میگذارد بچهها به کار خود همانگونه که در مدارس حقیقی انجام میدهند مشغول باشند و خودِ واقعی خود را نشان بدهند. و ما به عنوان خواننده هر کودک را با رفتار، کردار و اعمالش بشناسیم، بدون این که شاهد هیچ توصیف و توضیح اضافی از سمت جناب نویسنده باشیم. به عنوان مثال در یکی از داستانها «کتی» و «دی جی» با کارهایی که انجام میدهند و طرز فکرشان در طول داستان شخصیت خود را به ما میشناسانند و جالب این که تا آخر کتاب در آنها خیلی کم و یا میتوان گفت اصلن شاهد تغییر نیستیم، و نویسنده بر عکس داستانهای ادبیات کودک ما؛ در پایان قصه قصد ندارد و تلاش نمیکند کودک بد را به کودک خوب و مطلوب-آن گونه که خود میپندارد- تبدیل کند. کودکان زندگی حقیقی خود را زندگی میکنند.
نویسنده گاه به طنز و گاه با فانتزی هر چند در ارائه داستانهای با مزه و هیجان انگیز موفق عمل کرده ولی چند تایی هم توانسته توی ذوق بزند!
5.
نشر مجلهی «بئشداش» مزیت و منفعتهای زیادی برای ما داشته است. یکی از اینها پیدا کردن دوستانی خوب و بافرهنگ بوده است. در سایهی بئشداش ما توانستهایم با کسی مثل «احد وصال»-که هم کتاب دوست و هم فرهیخته هستند- آشنا شویم و از او کتابهای با ارزشی هدیه بگیریم. این کتابی را هم که معرفی کردم یکی از آنها بود.
شما را نمیدانم برای من در زمانهای اینچنینی با کسی مثل احد وصال که هم کتابخوان است و هم کتابهایش را با صمیم قلب هدیه میدهد، همشهری بودن چیز فوقالعاده زیبایی است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
اوشاق جنّتی
✍:«نجیب_محفوظ»
تورکجهیه چئویرن:«سحرخیاوی»
- بابا!
- بلی
- نادیا منیم دوستومدور، بیز همیشه بیرگهییک...
- گرک ده بئله اولسون عزیزیم، او سنین دوستوندور.
-صینیفده، تنفس زنگی، ناهارلار سلف سرویسده خورهک یئیهنده...
- بهبه. اعلاء. نادیا هم گوزل قیزدیر، هم ده داورانیشی گوزل دیر.
- آمما دینی درسی کلاسلاریندا، او باشقا بیر کلاسا گئدیر. نه دن بابا؟!
آتا قیزجیغازین آناسینا باخدی، او بیر پارچا اوستونه گول تیکهرک گولومسهییردی.
آتا دئدی: قیزیم بو سورغونون جاوابی بللی دیر. ائله دینی درسینه سببه، دوستون باشقا کلاسا گئدیر.
- نه دن بابا؟!
- چون کی سن مسلمانسان او مسیحی.
- نه دن؟!
- سن هله اوشاقسان، سونرالار بونلاری بیلهجکسن.
- من بؤیوک قیزام بابا.
- یوخ، هله بونلاری بیلهجک قدر بؤیوک دئییلسن.
- من نه دن مسلمانام؟
آتایا صبر و احتیاط گرکلی ایدی، معاریف ادارهسینین قایدالاریندان جایمامالی ایدی. قیزی بئله جاوابلادی:
- آتا مسلمان دیر، آنا دا مسلمان دیر، سونوجدا، سن ده مسلمانسان.
- نادیا؟
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق جنّتی
✍:«نجیب_محفوظ»
تورکجهیه چئویرن:«سحرخیاوی»
- بابا!
- بلی
- نادیا منیم دوستومدور، بیز همیشه بیرگهییک...
- گرک ده بئله اولسون عزیزیم، او سنین دوستوندور.
-صینیفده، تنفس زنگی، ناهارلار سلف سرویسده خورهک یئیهنده...
- بهبه. اعلاء. نادیا هم گوزل قیزدیر، هم ده داورانیشی گوزل دیر.
- آمما دینی درسی کلاسلاریندا، او باشقا بیر کلاسا گئدیر. نه دن بابا؟!
آتا قیزجیغازین آناسینا باخدی، او بیر پارچا اوستونه گول تیکهرک گولومسهییردی.
آتا دئدی: قیزیم بو سورغونون جاوابی بللی دیر. ائله دینی درسینه سببه، دوستون باشقا کلاسا گئدیر.
- نه دن بابا؟!
- چون کی سن مسلمانسان او مسیحی.
- نه دن؟!
- سن هله اوشاقسان، سونرالار بونلاری بیلهجکسن.
- من بؤیوک قیزام بابا.
- یوخ، هله بونلاری بیلهجک قدر بؤیوک دئییلسن.
- من نه دن مسلمانام؟
آتایا صبر و احتیاط گرکلی ایدی، معاریف ادارهسینین قایدالاریندان جایمامالی ایدی. قیزی بئله جاوابلادی:
- آتا مسلمان دیر، آنا دا مسلمان دیر، سونوجدا، سن ده مسلمانسان.
- نادیا؟
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
اوشاق جنّتی
✍:«نجیب_محفوظ»
تورکجهیه چئویرن:«سحرخیاوی»
- بابا!
- بلی
- نادیا منیم دوستومدور، بیز همیشه بیرگهییک...
- گرک ده بئله اولسون عزیزیم، او سنین دوستوندور.
-صینیفده، تنفس زنگی، ناهارلار سلف سرویسده خورهک یئیهنده...
- بهبه. اعلاء. نادیا هم گوزل قیزدیر، هم ده داورانیشی گوزل دیر.
- آمما دینی درسی کلاسلاریندا، او باشقا بیر کلاسا گئدیر. نه دن بابا؟!
آتا قیزجیغازین آناسینا باخدی، او بیر پارچا اوستونه گول تیکهرک گولومسهییردی.
آتا دئدی: قیزیم بو سورغونون جاوابی بللی دیر. ائله دینی درسینه سببه، دوستون باشقا کلاسا گئدیر.
- نه دن بابا؟!
- چون کی سن مسلمانسان او مسیحی.
- نه دن؟!
- سن هله اوشاقسان، سونرالار بونلاری بیلهجکسن.
- من بؤیوک قیزام بابا.
- یوخ، هله بونلاری بیلهجک قدر بؤیوک دئییلسن.
- من نه دن مسلمانام؟
آتایا صبر و احتیاط گرکلی ایدی، معاریف ادارهسینین قایدالاریندان جایمامالی ایدی. قیزی بئله جاوابلادی:
- آتا مسلمان دیر، آنا دا مسلمان دیر، سونوجدا، سن ده مسلمانسان.
- نادیا؟
- اونون آتاسی مسیحی دیر، آناسی دا، سونوجدا اؤزو ده مسیحی دیر.
- نادیانین آتاسی گؤزلوک تاخدیغینا سبب مسیحی دیر؟
- یوخ. یوخ. دینین گؤزلوک تاخماقلا ایلگیسی یوخدور. نادیانین بؤیوک باباسی دا مسیحی ایدی.
آتا، آتا- بابالاری، بیربیر ساییردی بلکه قیز یورولسون و سورغوسونون آردینی توتماسین. آمما قیز ال چکن دئییلدی.
- هانسی دین یاخشی دیر؟
- هم اسلام هم ده مسیحیت.
- من نادیا ایله همیشه بیرگه اولماق اوچون مسیحی اولا بیلهرم؟
- یوخ عزیزیم، بو ایش مومکون دئییل. هر کس اوز دینینده قالمالی دیر...
- نهدن؟
- یئنی ائیتیم ده لاپ دولاشیقدیر. هر نهیی بؤیویرکن بیلهجکسن. باخ، دین مُد سلیقهسی کیمی بیر شئیدیر، هر کسین سئچیمده بیر سلیقهسی وار. مسلمانلیق سونونجو مُد دیر، او سببه بیز مسلمان قالمالیییق...
- یعنی نادیا مُددان دوشوبمو؟
- آمان سنین الیندن...
- من نادیایا مُددان دوشموش دئسهم، یاخشیدیرمی؟!
آتا جاوابلادی: هر دین یاخشیدیر. مسلمان تانرینی عبادت ائدیر، مسیحی ده.
- آللاه کیم دیر بابا؟
آتا گیره دوشموشدو. " اؤیرتمنین بو بارهده نه دئییر؟"،- سوروشدو.
- خانیم معللیم قرآن اوخویور، بیزه ناماز قیلماق اؤیرهدیر. تانرینین هارادا اولدوغونو دئمیر.
آتا بیرآز فیکیرلشیب دئدی: او بوتون دونیانی یارادیب.
- بوتون دونیانی؟
- بلی
- نجور بوتون دونیانی یارادیب؟!
- حدسیز گوجو وار.
- تانری هایاندا یاشاییر؟
- هر یئرده.
- دونیا یارانمامیشدان قاباق هایاندا یاشاییردی؟
- گؤیده
- اونو گورمک ایستهییرم.
- اونو گورمک مومکون دئییل.
- حتا تئلویزیادا؟
- اورادا، دا گورمک مومکون دئییل.
- هئچ کیم اونو گؤره بیلمزمی؟
- یوخ
- اونون گؤیده اولدوغو هارادان بیلیرسن؟!
-پیغمبرلر دئییر.
- پیغمبرلر هارادان بیلیر تانری گؤیده دیر؟!
- اونلار اؤزل گوجه مالیکدیر.
- نهدن اونلار بو گوجه مالیک دیر بیز یوخ؟!
- چون کی تانری بئله ایستهییب.
- نهدن تانری اونلاری بئله ایستهییب؟!
آتانین داها صبری توکنمیشدی آمما یئنه اؤزونو توپارلادی، " او هرایشی گؤرمهیه اختیار صاحیبیدیر"،- دئدی.
- تانری نهدن گؤیده یاشاییر؟
- چون کی یئر اوزو اونون بؤیوکلیینه یئترلی دئییل.
- آمما "تانری یئر اوزونده دیر"،-نادیا دئییر.
- تانری هر یئری گؤرور، اونونچون هر یئرده دیر.
- "آداملار اونو اؤلدوردو"،- نادیا دئییر.
- یوخ. او اؤلمز.
- بؤیوک بابام دا دیری دیرمی؟
- یوخ. اؤلوب.
- اونو دا آداملار اؤلدوردو؟
- یوخ اَجَلی چاتدی.
- نجور؟
- خستهلندی.
- باجیم دا خستهدیر، اؤلهجک می؟!
- یوخ. او ساغالاجاق.
- اوندا بؤیوک بابام نهدن اؤلدو؟
- چون کی قوجالمیشدی.
- سن ده خستهلندین، نه دن اؤلمهدین؟!
آناسی قیزا آجیقلی باخدی. قیز تعجوبله ایکیسینه ده باخدی. آتا دئدی:
- تانری ایستهینده هامیمیز اؤلهجهییک.
- نهدن تانری بیزیم اؤلمهییمیزی ایستهییر؟!
- او هر ایشی ائتمهیه اختیارلی دیر.
- اؤلوم یاخشی بیر شئیدیر؟
- یوخ عزیزیم...
- نهدن تانری یاخشی اولمایان بیر زادی بیز اوچون ایستهییر؟!
- آللاه بیز اوچون ایستهییرسه اوندا یاخشیدیر.
- آمما اؤلومون یاخشی اولمادیغینی ایندی دئدین.
- دوغرو دئییلدی عزیزیم...
- نهدن سنین اؤلوموندن دانیشاندا، آنام ناراحات اولدو؟
- چون کی تانری هله منه اؤلوم ایستهمیر.
- نهدن تانری سنه بیر زامان اؤلوم ایستیهجک؟!
- او بیزی یارادیب، بیر گون ده بیزی بو دونیادان آپاراجاق.
- نهدن بابا؟
- اؤلومدن قاباق بلکه بو دونیادا یاخشی ایشلر گؤرهک.
اوشاق جنّتی
✍:«نجیب_محفوظ»
تورکجهیه چئویرن:«سحرخیاوی»
- بابا!
- بلی
- نادیا منیم دوستومدور، بیز همیشه بیرگهییک...
- گرک ده بئله اولسون عزیزیم، او سنین دوستوندور.
-صینیفده، تنفس زنگی، ناهارلار سلف سرویسده خورهک یئیهنده...
- بهبه. اعلاء. نادیا هم گوزل قیزدیر، هم ده داورانیشی گوزل دیر.
- آمما دینی درسی کلاسلاریندا، او باشقا بیر کلاسا گئدیر. نه دن بابا؟!
آتا قیزجیغازین آناسینا باخدی، او بیر پارچا اوستونه گول تیکهرک گولومسهییردی.
آتا دئدی: قیزیم بو سورغونون جاوابی بللی دیر. ائله دینی درسینه سببه، دوستون باشقا کلاسا گئدیر.
- نه دن بابا؟!
- چون کی سن مسلمانسان او مسیحی.
- نه دن؟!
- سن هله اوشاقسان، سونرالار بونلاری بیلهجکسن.
- من بؤیوک قیزام بابا.
- یوخ، هله بونلاری بیلهجک قدر بؤیوک دئییلسن.
- من نه دن مسلمانام؟
آتایا صبر و احتیاط گرکلی ایدی، معاریف ادارهسینین قایدالاریندان جایمامالی ایدی. قیزی بئله جاوابلادی:
- آتا مسلمان دیر، آنا دا مسلمان دیر، سونوجدا، سن ده مسلمانسان.
- نادیا؟
- اونون آتاسی مسیحی دیر، آناسی دا، سونوجدا اؤزو ده مسیحی دیر.
- نادیانین آتاسی گؤزلوک تاخدیغینا سبب مسیحی دیر؟
- یوخ. یوخ. دینین گؤزلوک تاخماقلا ایلگیسی یوخدور. نادیانین بؤیوک باباسی دا مسیحی ایدی.
آتا، آتا- بابالاری، بیربیر ساییردی بلکه قیز یورولسون و سورغوسونون آردینی توتماسین. آمما قیز ال چکن دئییلدی.
- هانسی دین یاخشی دیر؟
- هم اسلام هم ده مسیحیت.
- من نادیا ایله همیشه بیرگه اولماق اوچون مسیحی اولا بیلهرم؟
- یوخ عزیزیم، بو ایش مومکون دئییل. هر کس اوز دینینده قالمالی دیر...
- نهدن؟
- یئنی ائیتیم ده لاپ دولاشیقدیر. هر نهیی بؤیویرکن بیلهجکسن. باخ، دین مُد سلیقهسی کیمی بیر شئیدیر، هر کسین سئچیمده بیر سلیقهسی وار. مسلمانلیق سونونجو مُد دیر، او سببه بیز مسلمان قالمالیییق...
- یعنی نادیا مُددان دوشوبمو؟
- آمان سنین الیندن...
- من نادیایا مُددان دوشموش دئسهم، یاخشیدیرمی؟!
آتا جاوابلادی: هر دین یاخشیدیر. مسلمان تانرینی عبادت ائدیر، مسیحی ده.
- آللاه کیم دیر بابا؟
آتا گیره دوشموشدو. " اؤیرتمنین بو بارهده نه دئییر؟"،- سوروشدو.
- خانیم معللیم قرآن اوخویور، بیزه ناماز قیلماق اؤیرهدیر. تانرینین هارادا اولدوغونو دئمیر.
آتا بیرآز فیکیرلشیب دئدی: او بوتون دونیانی یارادیب.
- بوتون دونیانی؟
- بلی
- نجور بوتون دونیانی یارادیب؟!
- حدسیز گوجو وار.
- تانری هایاندا یاشاییر؟
- هر یئرده.
- دونیا یارانمامیشدان قاباق هایاندا یاشاییردی؟
- گؤیده
- اونو گورمک ایستهییرم.
- اونو گورمک مومکون دئییل.
- حتا تئلویزیادا؟
- اورادا، دا گورمک مومکون دئییل.
- هئچ کیم اونو گؤره بیلمزمی؟
- یوخ
- اونون گؤیده اولدوغو هارادان بیلیرسن؟!
-پیغمبرلر دئییر.
- پیغمبرلر هارادان بیلیر تانری گؤیده دیر؟!
- اونلار اؤزل گوجه مالیکدیر.
- نهدن اونلار بو گوجه مالیک دیر بیز یوخ؟!
- چون کی تانری بئله ایستهییب.
- نهدن تانری اونلاری بئله ایستهییب؟!
آتانین داها صبری توکنمیشدی آمما یئنه اؤزونو توپارلادی، " او هرایشی گؤرمهیه اختیار صاحیبیدیر"،- دئدی.
- تانری نهدن گؤیده یاشاییر؟
- چون کی یئر اوزو اونون بؤیوکلیینه یئترلی دئییل.
- آمما "تانری یئر اوزونده دیر"،-نادیا دئییر.
- تانری هر یئری گؤرور، اونونچون هر یئرده دیر.
- "آداملار اونو اؤلدوردو"،- نادیا دئییر.
- یوخ. او اؤلمز.
- بؤیوک بابام دا دیری دیرمی؟
- یوخ. اؤلوب.
- اونو دا آداملار اؤلدوردو؟
- یوخ اَجَلی چاتدی.
- نجور؟
- خستهلندی.
- باجیم دا خستهدیر، اؤلهجک می؟!
- یوخ. او ساغالاجاق.
- اوندا بؤیوک بابام نهدن اؤلدو؟
- چون کی قوجالمیشدی.
- سن ده خستهلندین، نه دن اؤلمهدین؟!
آناسی قیزا آجیقلی باخدی. قیز تعجوبله ایکیسینه ده باخدی. آتا دئدی:
- تانری ایستهینده هامیمیز اؤلهجهییک.
- نهدن تانری بیزیم اؤلمهییمیزی ایستهییر؟!
- او هر ایشی ائتمهیه اختیارلی دیر.
- اؤلوم یاخشی بیر شئیدیر؟
- یوخ عزیزیم...
- نهدن تانری یاخشی اولمایان بیر زادی بیز اوچون ایستهییر؟!
- آللاه بیز اوچون ایستهییرسه اوندا یاخشیدیر.
- آمما اؤلومون یاخشی اولمادیغینی ایندی دئدین.
- دوغرو دئییلدی عزیزیم...
- نهدن سنین اؤلوموندن دانیشاندا، آنام ناراحات اولدو؟
- چون کی تانری هله منه اؤلوم ایستهمیر.
- نهدن تانری سنه بیر زامان اؤلوم ایستیهجک؟!
- او بیزی یارادیب، بیر گون ده بیزی بو دونیادان آپاراجاق.
- نهدن بابا؟
- اؤلومدن قاباق بلکه بو دونیادا یاخشی ایشلر گؤرهک.
- نهدن همیشه بو دونیادا قالمیریق؟
- هامی بو دونیادا قالسا، یاشاماغا یئر قالماز.
- یاخشی شئیلری بو دونیادا قویوب گئدهجهییک؟
- باشقا دونیادا، داها یاخشی یاشامی داواملاندیراجاییق.
- هایاندا؟
- گؤیده.
- تانرینین یانیندا؟
- بلی.
- اورادا تانرینی گؤرهجهییک؟
- بلی
- او گوزل دیر؟
- البته.
- الان اونون یانینا گئتسهک یاخشی دئییلمی؟
- آخی هله چوخلو یاخشی ایشلر گؤرمهمیشیک.
- بؤیوک بابام یاخشی ایشلر گؤرموشدو؟
- بلی
- نه ایشلر؟
- بیر ائو دوزلدیب، ایچینده چوخلو آغاجلار اَکدی.
- عمیم " توتو" نه ایشلر گؤردو؟
- او دا بیر کیچیک ائو دوزلتدی.
- آمما قونشوموز " مائولو" منی اینجیدیر، هئچ واخت دا یاخشی ایش گؤرمور.
- او شیتَنگی اوشاق دیر.
- نه دن اؤلمور؟
- تانری ایستیهنده اؤلهجک. هامی اؤلهجک، یاخشی ایش گؤرنلر، بهشته و تانرینین یانینا، پیس ایش گؤرنلر ایسه جهنمه گئدهجک.
قیزجیغاز بیر آه چکیب، سوسدو.
آتا نه سیخینتییا دوشدویونو یاخشی آنلاییردی، هانسی جاوابلاری دوغرو، هانسی یانلیش اولدوغونو بیلمیردی. بئینینده سوال علامتلری قایناشیردی.
آتا یورغونجا گرنَشیب خانیمینا:" بو سورغولاری بو قیزجیغازین حددینده جاوابلاماق چتیندیر"،- دئدی.
قادین دئدی:
-" بیر گون بؤیوینده، سن دوغرو بیلدییین بوتون حقیقتلری اونا آنلاتا بیلهجکسن!!"
کیشی آجیغلی قادینا ساری باخدی، قادین دوغرو دئییردی یوخسا اونو ساریییردی؟!
قادین یئنه گول تیکمهیه مشغول اولموشدو.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
- هامی بو دونیادا قالسا، یاشاماغا یئر قالماز.
- یاخشی شئیلری بو دونیادا قویوب گئدهجهییک؟
- باشقا دونیادا، داها یاخشی یاشامی داواملاندیراجاییق.
- هایاندا؟
- گؤیده.
- تانرینین یانیندا؟
- بلی.
- اورادا تانرینی گؤرهجهییک؟
- بلی
- او گوزل دیر؟
- البته.
- الان اونون یانینا گئتسهک یاخشی دئییلمی؟
- آخی هله چوخلو یاخشی ایشلر گؤرمهمیشیک.
- بؤیوک بابام یاخشی ایشلر گؤرموشدو؟
- بلی
- نه ایشلر؟
- بیر ائو دوزلدیب، ایچینده چوخلو آغاجلار اَکدی.
- عمیم " توتو" نه ایشلر گؤردو؟
- او دا بیر کیچیک ائو دوزلتدی.
- آمما قونشوموز " مائولو" منی اینجیدیر، هئچ واخت دا یاخشی ایش گؤرمور.
- او شیتَنگی اوشاق دیر.
- نه دن اؤلمور؟
- تانری ایستیهنده اؤلهجک. هامی اؤلهجک، یاخشی ایش گؤرنلر، بهشته و تانرینین یانینا، پیس ایش گؤرنلر ایسه جهنمه گئدهجک.
قیزجیغاز بیر آه چکیب، سوسدو.
آتا نه سیخینتییا دوشدویونو یاخشی آنلاییردی، هانسی جاوابلاری دوغرو، هانسی یانلیش اولدوغونو بیلمیردی. بئینینده سوال علامتلری قایناشیردی.
آتا یورغونجا گرنَشیب خانیمینا:" بو سورغولاری بو قیزجیغازین حددینده جاوابلاماق چتیندیر"،- دئدی.
قادین دئدی:
-" بیر گون بؤیوینده، سن دوغرو بیلدییین بوتون حقیقتلری اونا آنلاتا بیلهجکسن!!"
کیشی آجیغلی قادینا ساری باخدی، قادین دوغرو دئییردی یوخسا اونو ساریییردی؟!
قادین یئنه گول تیکمهیه مشغول اولموشدو.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
ناظم حکمت
در سرزمین ما
اول زن ها بیدار می شوند
بعد آفتاب طلوع می کند
چون آفتاب و امید
از قلب زنان زاده می شوند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
در سرزمین ما
اول زن ها بیدار می شوند
بعد آفتاب طلوع می کند
چون آفتاب و امید
از قلب زنان زاده می شوند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«منیژه جم نژاد»
بیزیم ائلده گلین لرین ساچی قارا
ایری گؤزلو، آهو باخیشلی، آی پارا
بیزیم ائلده جیران کیمی سو٘زر گلین
تئل لرینه اینجی مینجیق دوزر گلین
بو یئرلرده آنالارین حورمتی وار
آتالارین آغ ساچی نین قیمتی وار
اورهک بندی شیرین جان دی بیزیم قیزلار
ائویمیزده بیکه خان دی بیزیم قیزلار
اوزاقلارا تئل دوواقلی سازلی گئدر
ائلیمیزین شن ماهنیسی نازلی گئدر
گونش کیمی حیات اؤنونده دیر قیزیم
ایشیق کیمی ایگید کونلونده دیر قیزیم
٭ خان بیکه= بانوی ارجمند
۱۴۰۲/۴/۸
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بیزیم ائلده گلین لرین ساچی قارا
ایری گؤزلو، آهو باخیشلی، آی پارا
بیزیم ائلده جیران کیمی سو٘زر گلین
تئل لرینه اینجی مینجیق دوزر گلین
بو یئرلرده آنالارین حورمتی وار
آتالارین آغ ساچی نین قیمتی وار
اورهک بندی شیرین جان دی بیزیم قیزلار
ائویمیزده بیکه خان دی بیزیم قیزلار
اوزاقلارا تئل دوواقلی سازلی گئدر
ائلیمیزین شن ماهنیسی نازلی گئدر
گونش کیمی حیات اؤنونده دیر قیزیم
ایشیق کیمی ایگید کونلونده دیر قیزیم
٭ خان بیکه= بانوی ارجمند
۱۴۰۲/۴/۸
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
duman bəxtiyari
Kobra_mirhosseini
شعیر:«دومان بختیاری»
سس:«کبری میرحسینی»
اورهیینده مین بیر یارا اولسادا
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
درد الیندن سئوینجیمیز سولسادا
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
قوشالاشاق،چیخاق قارلی داغلارا
پای آپاراق باغچالارا،باغلارا
گل قاییداق بنؤوشهلی چاغلارا
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
سوزگون باخیب اورهییمی داغلاما
غم-غوصّهدن بولود کیمی چاغلاما
گؤزلرینه قوربان اولوم آغلاما
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
بیزی سسلیر او تایداکی قالان سس
بو دورومدا یوبانماغین نهدیر بس؟!
بیر آه کیمی سیغ ایچیمده،دور،تلس
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
بئش آددیمدیر آیریلیغین آراسی
بئله سوسما،اورهییمین پاراسی!
گئدیشدهدیر دردیمیزین چاراسی
اللرینی وئر الیمه، دور گئدک...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سس:«کبری میرحسینی»
اورهیینده مین بیر یارا اولسادا
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
درد الیندن سئوینجیمیز سولسادا
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
قوشالاشاق،چیخاق قارلی داغلارا
پای آپاراق باغچالارا،باغلارا
گل قاییداق بنؤوشهلی چاغلارا
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
سوزگون باخیب اورهییمی داغلاما
غم-غوصّهدن بولود کیمی چاغلاما
گؤزلرینه قوربان اولوم آغلاما
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
بیزی سسلیر او تایداکی قالان سس
بو دورومدا یوبانماغین نهدیر بس؟!
بیر آه کیمی سیغ ایچیمده،دور،تلس
اللرینی وئر الیمه،دور گئدک!
بئش آددیمدیر آیریلیغین آراسی
بئله سوسما،اورهییمین پاراسی!
گئدیشدهدیر دردیمیزین چاراسی
اللرینی وئر الیمه، دور گئدک...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«علیرضا ذی حق» ادبیات سئونلر گوزگوسونده
زمان:بوگون سه شنبه 1402/4/20
ساعات: 10
سون بولوم
آپاریجی:«کریم قربانزاده»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زمان:بوگون سه شنبه 1402/4/20
ساعات: 10
سون بولوم
آپاریجی:«کریم قربانزاده»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
✅ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون
✅سه شنبه گونو:« مصاحبه لر گوزگو وئرلیشنده»
✅چهارشنبه گونو:«نثر، حئکایه، تنقید، ترجومه، کوچورمه»
✅پنجشنبه گونو:«اوشاق ادبیاتی»
✅ادبیات سئونلر کانالیندا آختارین
✅«ائتیمولوژی درس لری»
✅800ایل:« دونیا ادبیاتی»
✅250ایل:«آذربایجان ادبیاتی»
✅تنقید
✅شعئیرین فورمالاری:«عروض، قافیه، وزن، هئجا، سربست مودئرن، پست مودئرن...»
✅جومله قورشوقلاری
✅ادبیات تاریخی
✅حیکایه، شعیر، طنز...
✅مقاله لر...
✅500یوزایل عرب ادبیاتی
✅ادبی مکتب لر...
✅ 54جلسه کنایه لر
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
✅سه شنبه گونو:« مصاحبه لر گوزگو وئرلیشنده»
✅چهارشنبه گونو:«نثر، حئکایه، تنقید، ترجومه، کوچورمه»
✅پنجشنبه گونو:«اوشاق ادبیاتی»
✅ادبیات سئونلر کانالیندا آختارین
✅«ائتیمولوژی درس لری»
✅800ایل:« دونیا ادبیاتی»
✅250ایل:«آذربایجان ادبیاتی»
✅تنقید
✅شعئیرین فورمالاری:«عروض، قافیه، وزن، هئجا، سربست مودئرن، پست مودئرن...»
✅جومله قورشوقلاری
✅ادبیات تاریخی
✅حیکایه، شعیر، طنز...
✅مقاله لر...
✅500یوزایل عرب ادبیاتی
✅ادبی مکتب لر...
✅ 54جلسه کنایه لر
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«یاشیل یاز» مشگینشهر شاعرلرینین شعر مجموعهسی ایشیق اوزو گوردو.
✍اوْنسؤز:«دوکتور_فریبا_ابراهیمی»
🔹«یاشیل یاز» شعر توْپلۇسۇ خانیم دوکتور «فریبا ابراهیمی «آفاق»ین چالیشمالاریلا ایشیق اۆزۆ گؤردۆ. آرتیرمالیییق بو کتابا یۆز مشگینشهرلی شاعرین شعری داخلدیر. شعرلرین چوْخۇ تۆرکجهدیر.
صفحه: 322
بیچیم: رقعی
تاریخ نشر: 1401
/ قیمت: 150000 ریال
نشر:« جنّتسرا»
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
✍اوْنسؤز:«دوکتور_فریبا_ابراهیمی»
🔹«یاشیل یاز» شعر توْپلۇسۇ خانیم دوکتور «فریبا ابراهیمی «آفاق»ین چالیشمالاریلا ایشیق اۆزۆ گؤردۆ. آرتیرمالیییق بو کتابا یۆز مشگینشهرلی شاعرین شعری داخلدیر. شعرلرین چوْخۇ تۆرکجهدیر.
صفحه: 322
بیچیم: رقعی
تاریخ نشر: 1401
/ قیمت: 150000 ریال
نشر:« جنّتسرا»
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«یاشیل یاز» مشگینشهر شاعرلرینین شعر مجموعهسی ایشیق اوزو گوردو.
✍اوْنسؤز:«دوکتور_فریبا_ابراهیمی»
🔹«یاشیل یاز» شعر توْپلۇسۇ خانیم دوکتور «فریبا ابراهیمی «آفاق»ین چالیشمالاریلا ایشیق اۆزۆ گؤردۆ. آرتیرمالیییق بو کتابا یۆز مشگینشهرلی شاعرین شعری داخلدیر. شعرلرین چوْخۇ تۆرکجهدیر.
صفحه: 322
بیچیم: رقعی
تاریخ نشر: 1401
/ قیمت: 150000 ریال
نشر:« جنّتسرا»
اؤنسؤز
یاشیل یاز ایشیغیندا؛
«شعر، انسانین طبیعتله اوْلان تنهالیق باغلارینین آراسیندا منظرهلی و هوسلندیریجی رقصیدیر، اشیالار آراسیندا رقص ائتمَڲین بیر نوعۆدۆر. بیر تانیتیمدا معنوی شعورۇ ایله اشیالارا نفوذ ائدیب، اطراف محیطده اؤزۆنۆ کشف ائتمَڲه نائل ائدن شخصه شاعر دئییلیر. شاعر جادوگرلر، پیغمبرلر و حتی کائناتین یارادیجیسی اوْلان الهی خصوصیّتلری خاطیرلادان بیر وارلیقدیر. شاعر مدحیله مشغۇل اوْلمامالیدیر. قضاوتلرینی دوْست و دُشمنه گؤره ائتمهمهلیدیر. کیمسهنین پۇلۇنۇن و یا گؤزللیڲینین قوْلۇ اوْلمادان دُرست و ساغلام فوْرمادا اؤز آیاقلاری اۆزرَینده دۇرماغی باجارمالیدیر. هئچ کسین دوْستۇنۇن، دشمنینین و حتی آتاسینین حیمایهسینه بئله سیغینمامالی، آزاد اوْلمالی، پیسلیڲی مذمّت ائتمهلی و صمیمی حسّلرله یاخشیلیغین پرستشکاری اوْلمالیدیر. شاعر تکفیر ائدیلمکدن قوْرخمامالی و جهالتله باریشمامالیدیر.
اڲر دنیانین هر هانسی بیر گۆشهسینده اوْنا دئسهلر: «یازما» یازا بیلمهدیکلرینی دئمهلیدیر. اگر دئسهلر: «دانیشما» دئییلهجکلری اشاره ایله گؤسترمهلیدیر.
اگر اشاره عضولرینی قیرارلارسا احوال رۇحیه ایله گؤسترمهلیدیر.
اگر بوْینۇنۇ وۇرارلارسا، اوْنۇ معرفت و دۆشۆنجهسینین هدایت اشارهلری اوْلان بوْیۇن دامارلارینین «اناالحق» سسلری دنیانی نۇرا غرق ائتمهلیدیر. اگر تیکه - تیکه دوْغراییب، دنیزه آتارلارسا بئله، «ای انسانلار» فریادی یئنه ده ائشیدیلمهلیدیر. شاعر اؤز - اؤزلۆڲۆنده هم ده بیر تنقیدچیدیر. بعضاً اؤزۆنۆ، بعضاً ایسه آیریلارینی تنقید ائدر.» (براهنی، 11 - 1340)
سوْسیال علملر و سوْسیوْلوْگیا (جامعهشناسی)، ادبیات سوْسیوْلوْگیاسینین اهمیتلی ایلکهلریدیرلر. بو موضوع اۆزره نظریهچیلردن حساب ائدیلن «لوسین گُلدمان»ین فکرینجه هر بیر جمعیّتین دانیشان دیلی اوْلان ادبیاتدا، یازیچینین سوْسیال موقعی و بۇنا گؤره ده ظلم، عدالتسیزلیک، سیاسی دیکتاتورا، طبقهلر آراسی ضدیّت، خارجیلرین سیاسی نفوذۆ، ظُلمه قارشی چیخماق کیمی سوْسیال، مدنی و سیاسی مسئلهلردن تأثیرلهنن موضوعلار اؤن پیلانا چیخیر.
بۇ آرادا چیلپاق تنقیدی تفکر و یئنی ادبی تنقید، ادبیات و اؤزللیکله شعریمیزین گلیشمهسینده بؤیۆک روْل و تأثیری اوْلابیلر. منیم فکریمجه شعری ساده جماعتین باشا دۆشه بیلهجَڲی سویّهیه ائندیرمک ضروری دڲیل، عکسینه عمومی دینلهییجینی معارفلندیرمکله معاصر شعری درک ائتمک حددینه قالدیرمالیییق. اوْنا گؤره هر بیر عصرده موجود اوْلان شاعر و یازیچیلار گۆنۆن طلباتی ایله آیاقلاشمالی و آوانقارد (پیشتاز) اوْلمالیدیر. یازیچی و شاعر دینلهییجی و اوْخۇجۇلاریندان اؤنده اوْلمالی و اوْنلاردان تئز حرکت ائتمهلیدیر.
منیم شهریم «خییوو» یاخود مشگینشهر تخمیناً بئش مین ایللیک مدنیّته صاحب، شعر و شعور شَهَری ساییلا بیلیر. اوْنا گؤره کی، اۇزۇن ایللر بوْیۇ شهرده هر بیر عائلهنین ائوینین بیر کۆنجۆنده أن آزی بیر کیچیک کتابخانا تاپا بیلرسن و خییوولۇلار هر سحر، پنجرهنی آچاندا، گؤزلری و اۆرکلری مُحتشم و مغرور سلطان ساوالانا آچیلیب، اوْنۇن رۇحو، اۇجالیغی و عظمتی جانلارینا و دۆشۆنجهلرینه هوْپۇبدۇر. بونلار جامعهشناسلیق (سوْسیوْلوگیا) و روانشناسلیق (پسیکوْلوْگیا) باخیمیندان هر بیر انسان اۆچۆن اؤنملیدیر.
الینیزده اوْلان آنتوْلوژی و مجموعه شعرلری توْپلاییب، نشر ائتمکدن هدف بۇدۇرکی، شَهَرین یۆز اللی ایلدن بری یازیب، یارادان شاعرلرینین آدی اۇنۇدۇلماسین، بلکه ده بۇ مجموعهیه سئچیلمیش اثرلر آدی وئریلمهسین، آنجاق هر شاعر اؤزۆ بیر دنیا ساییلیر. بو یۆز شاعرین ایچینده بؤیۆک و آخیجی ادعایا مالِک اوْلان، تأثیر ائدیجی و آوانقارد شاعرلرین سایی آز دڲیلدیر. «ویسواوا شیمبورسکا» دئمیشکن «أن یۆکسک داغلار بئله، أن درین درهلردن، گؤیلره یاخین دڲیل».
نه ایسه، «یاشیل یاز»ی وار اوْلسون... سَرت شاختالارا و سوْیۇق قیشلارا قاتلاشیب، گۆللۆ - چیچکلی یازین یاشیللیغی و طراوتینی قوْرۇیۇب، یئنی و گؤزل قوْنچالار آچماغا جان آتیر...
اۇمۇد ائدیرم گلهجکده بۇ کتاب و اوْنۇن ایچیندهکی شعرلر و ادبی اثرلر باشقا یازیچیلار، ادبیاتشناسلار و تدقیقاتچیلار طرفیندن مثبت قارشیلانیب، اۆزَرینده علمی، ادبی ایشلر آپاریلاجاقدیر. بۆتۆن مادی – معنوی چتینلیکلره رغماً، بو ادبی و مدنی یوْلدا منه یاردیم گؤستهرن حرمتلی شخصلره تشکّرۆمۆ بیلدیریرم.
✍اوْنسؤز:«دوکتور_فریبا_ابراهیمی»
🔹«یاشیل یاز» شعر توْپلۇسۇ خانیم دوکتور «فریبا ابراهیمی «آفاق»ین چالیشمالاریلا ایشیق اۆزۆ گؤردۆ. آرتیرمالیییق بو کتابا یۆز مشگینشهرلی شاعرین شعری داخلدیر. شعرلرین چوْخۇ تۆرکجهدیر.
صفحه: 322
بیچیم: رقعی
تاریخ نشر: 1401
/ قیمت: 150000 ریال
نشر:« جنّتسرا»
اؤنسؤز
یاشیل یاز ایشیغیندا؛
«شعر، انسانین طبیعتله اوْلان تنهالیق باغلارینین آراسیندا منظرهلی و هوسلندیریجی رقصیدیر، اشیالار آراسیندا رقص ائتمَڲین بیر نوعۆدۆر. بیر تانیتیمدا معنوی شعورۇ ایله اشیالارا نفوذ ائدیب، اطراف محیطده اؤزۆنۆ کشف ائتمَڲه نائل ائدن شخصه شاعر دئییلیر. شاعر جادوگرلر، پیغمبرلر و حتی کائناتین یارادیجیسی اوْلان الهی خصوصیّتلری خاطیرلادان بیر وارلیقدیر. شاعر مدحیله مشغۇل اوْلمامالیدیر. قضاوتلرینی دوْست و دُشمنه گؤره ائتمهمهلیدیر. کیمسهنین پۇلۇنۇن و یا گؤزللیڲینین قوْلۇ اوْلمادان دُرست و ساغلام فوْرمادا اؤز آیاقلاری اۆزرَینده دۇرماغی باجارمالیدیر. هئچ کسین دوْستۇنۇن، دشمنینین و حتی آتاسینین حیمایهسینه بئله سیغینمامالی، آزاد اوْلمالی، پیسلیڲی مذمّت ائتمهلی و صمیمی حسّلرله یاخشیلیغین پرستشکاری اوْلمالیدیر. شاعر تکفیر ائدیلمکدن قوْرخمامالی و جهالتله باریشمامالیدیر.
اڲر دنیانین هر هانسی بیر گۆشهسینده اوْنا دئسهلر: «یازما» یازا بیلمهدیکلرینی دئمهلیدیر. اگر دئسهلر: «دانیشما» دئییلهجکلری اشاره ایله گؤسترمهلیدیر.
اگر اشاره عضولرینی قیرارلارسا احوال رۇحیه ایله گؤسترمهلیدیر.
اگر بوْینۇنۇ وۇرارلارسا، اوْنۇ معرفت و دۆشۆنجهسینین هدایت اشارهلری اوْلان بوْیۇن دامارلارینین «اناالحق» سسلری دنیانی نۇرا غرق ائتمهلیدیر. اگر تیکه - تیکه دوْغراییب، دنیزه آتارلارسا بئله، «ای انسانلار» فریادی یئنه ده ائشیدیلمهلیدیر. شاعر اؤز - اؤزلۆڲۆنده هم ده بیر تنقیدچیدیر. بعضاً اؤزۆنۆ، بعضاً ایسه آیریلارینی تنقید ائدر.» (براهنی، 11 - 1340)
سوْسیال علملر و سوْسیوْلوْگیا (جامعهشناسی)، ادبیات سوْسیوْلوْگیاسینین اهمیتلی ایلکهلریدیرلر. بو موضوع اۆزره نظریهچیلردن حساب ائدیلن «لوسین گُلدمان»ین فکرینجه هر بیر جمعیّتین دانیشان دیلی اوْلان ادبیاتدا، یازیچینین سوْسیال موقعی و بۇنا گؤره ده ظلم، عدالتسیزلیک، سیاسی دیکتاتورا، طبقهلر آراسی ضدیّت، خارجیلرین سیاسی نفوذۆ، ظُلمه قارشی چیخماق کیمی سوْسیال، مدنی و سیاسی مسئلهلردن تأثیرلهنن موضوعلار اؤن پیلانا چیخیر.
بۇ آرادا چیلپاق تنقیدی تفکر و یئنی ادبی تنقید، ادبیات و اؤزللیکله شعریمیزین گلیشمهسینده بؤیۆک روْل و تأثیری اوْلابیلر. منیم فکریمجه شعری ساده جماعتین باشا دۆشه بیلهجَڲی سویّهیه ائندیرمک ضروری دڲیل، عکسینه عمومی دینلهییجینی معارفلندیرمکله معاصر شعری درک ائتمک حددینه قالدیرمالیییق. اوْنا گؤره هر بیر عصرده موجود اوْلان شاعر و یازیچیلار گۆنۆن طلباتی ایله آیاقلاشمالی و آوانقارد (پیشتاز) اوْلمالیدیر. یازیچی و شاعر دینلهییجی و اوْخۇجۇلاریندان اؤنده اوْلمالی و اوْنلاردان تئز حرکت ائتمهلیدیر.
منیم شهریم «خییوو» یاخود مشگینشهر تخمیناً بئش مین ایللیک مدنیّته صاحب، شعر و شعور شَهَری ساییلا بیلیر. اوْنا گؤره کی، اۇزۇن ایللر بوْیۇ شهرده هر بیر عائلهنین ائوینین بیر کۆنجۆنده أن آزی بیر کیچیک کتابخانا تاپا بیلرسن و خییوولۇلار هر سحر، پنجرهنی آچاندا، گؤزلری و اۆرکلری مُحتشم و مغرور سلطان ساوالانا آچیلیب، اوْنۇن رۇحو، اۇجالیغی و عظمتی جانلارینا و دۆشۆنجهلرینه هوْپۇبدۇر. بونلار جامعهشناسلیق (سوْسیوْلوگیا) و روانشناسلیق (پسیکوْلوْگیا) باخیمیندان هر بیر انسان اۆچۆن اؤنملیدیر.
الینیزده اوْلان آنتوْلوژی و مجموعه شعرلری توْپلاییب، نشر ائتمکدن هدف بۇدۇرکی، شَهَرین یۆز اللی ایلدن بری یازیب، یارادان شاعرلرینین آدی اۇنۇدۇلماسین، بلکه ده بۇ مجموعهیه سئچیلمیش اثرلر آدی وئریلمهسین، آنجاق هر شاعر اؤزۆ بیر دنیا ساییلیر. بو یۆز شاعرین ایچینده بؤیۆک و آخیجی ادعایا مالِک اوْلان، تأثیر ائدیجی و آوانقارد شاعرلرین سایی آز دڲیلدیر. «ویسواوا شیمبورسکا» دئمیشکن «أن یۆکسک داغلار بئله، أن درین درهلردن، گؤیلره یاخین دڲیل».
نه ایسه، «یاشیل یاز»ی وار اوْلسون... سَرت شاختالارا و سوْیۇق قیشلارا قاتلاشیب، گۆللۆ - چیچکلی یازین یاشیللیغی و طراوتینی قوْرۇیۇب، یئنی و گؤزل قوْنچالار آچماغا جان آتیر...
اۇمۇد ائدیرم گلهجکده بۇ کتاب و اوْنۇن ایچیندهکی شعرلر و ادبی اثرلر باشقا یازیچیلار، ادبیاتشناسلار و تدقیقاتچیلار طرفیندن مثبت قارشیلانیب، اۆزَرینده علمی، ادبی ایشلر آپاریلاجاقدیر. بۆتۆن مادی – معنوی چتینلیکلره رغماً، بو ادبی و مدنی یوْلدا منه یاردیم گؤستهرن حرمتلی شخصلره تشکّرۆمۆ بیلدیریرم.