نامه های احسان طبری به ژاله اصفهانی
۷ مارس ۱۹۷۸ [16 اسفند 1356]
ژاله عزیز را قربان،
پساز درودهای برادرانه و سلامِ گرم به هر سه "بدیعِ" عزیز،
جواد برفی اشعارِ تو را آورد که چند تا از آنها را بر حسبِ گزینشِ خودشان به "آرمان" میدهد و چند تا را نیز به "دنیا". ما البته با میل آنها را چاپ خواهیم کرد. در مورد امضاء، همانطور که "ژاله" امضاء شده عمل میکنیم، ولی اگر هم مایل باشید میتوان مانندِ گذشته "غریو" گذاشت. ما در این مورد نظری نداریم و با هر نظری که بدهی موافقیم.
پس از رسیدن به محل، من به رفیق آتست گفتم چند جلد [از کتابِ] "فرهادِ چهارم"* که رفقا و از آن جمله برخی برای موءسّساتِ شوروی خواسته بودند، ارسال دارد که ارسال داشت. افسوس که دیر به دستِ تو رسید، امّا از ارزیابی محبّتآمیزِ تو بسیار شادمانم.
در مورد قیام برای برافکندنِ فرهاد، از آن، بهخاطرِ "وفاداری" به تاریخ، احتراز جستم زیرا "رمانِ تاریخی" به نظر من هماناست که در آغاز از زبانِ خود و دیگران توصیفِ آنرا دادهام.
این برادرِ شما، مقدارِ زیادی قصّه و رمان نوشته دارد، اعمّ از تاریخی یا امروزی که در قفسِ گنجه، سالیانِ دراز محبوس است و خاک میخورد و اینهم چون کوچکتر بود، به همّتِ برخی از دوستانِ جوانِ ما در خارج، از قفسِ قفسه بیرون آمد.
بارِ دیگر تکرار کنم که اظهارنظرِ آن خواهرِ عزیز چون خود شاعرهای شیرینسخن و وارد به مسائلِ ادبی است، در نظرِ من ارج دارد و اگر روزی دست دهد که "گئومات" و "فرهادِ چهارم" را تجدید چاپ کنم، توصیهها را در مورد آنها در نظر خواهم گرفت.
به نوبۀ خود از فرصت استفاده میکنم و نوروزِ باستانی را به آن دوستانِ گرامی از صمیمِ قلب از قولِ خود و همۀ خانواده از جدّه تا نوه شادباش میگویم.
ایران در جوش و خروش است، ولی کاش از این میان برای مردمِ ایران و به کامِ آنها، کاری ساخته شود تا روزِ ما واقعاً نوروز شود و جشن به کوچۀ ما بیاید.
روی همه را میبوسم – طبری
* "فرهادِ چهارم" داستانِ تاریخی دیگری بعداز منظومۀ تاریخی "گئومات" از آثار احسان طبری است. نویسنده درمقدمۀ کتاب نوشتهاست: "تاریخ، داستانیاست که بودهاست و داستان، تاریخیاست که میتواند باشد، و داستان ِتاریخی هردوی آنهاست... هدف ازاین داستانِتاریخی که در سال ۱۳۴۹ نوشتهشده مانند تراژدی منظومۀ "گئومات" از همین نویسنده، نشاندادن سرنوشتِ شومِ نظامِ شاهنشاهی است".
۱۷ اوت ۱۹۷۸ [26 مرداد 1357]
خواهر عزیزم ژاله،
با درودِ صمیمانه و آرزوی سلامت برای همۀ شما.
نامۀ اخیر را زیارت کردم و به رفیق اخگر سردبیرِ مجلّۀ "دنیا" نشان دادم. البته در آینده همانطور عمل خواهد شد که نوشتی.
ضمناً برای اطلاعِ آن دوستانِ عزیز بگویم که به علّتِ کسالت مدّتهاست از رفقا تقاضای معافیت از مسئولیتها کرده بودم که خوشبختانه اخیراً تصویب شد. اکنون رفیق صفری، دبیر مسئولِ امورِ تبلیغات و انتشارات و فعالیتِ ایدئولوژیکِ حزب است و اینجانب سِمَتی ندارم.
در مورد نامۀ اخیر نیز، ایشان را هم پس از بازگشت از استراحت آگاه خواهم ساخت.
با تجدیدِ سلام از جانبِ آذر و خود به بدیعِ عزیز و مهرداد و بیژن و آن دوستِ گرامی.
طبری
۲۴ مارس ۱۹۷۹ (۴ فروردین ۱۳۵۸)
ژاله عزیزمان را قربان،
پساز عرض درودهای گرم و شادباشِ دوگانه جشنهای انقلاب و نوروز، و سلامِ فراوان به بدیع و بیژن و مهرداد.
سلام و شادباشِ شما را به اختر خانم، صفا خانم رساندم. اتفاقاً روزهای عید صدا و اشعار تو را از رادیو مسکو شنیدیم و محظوظ شدیم.
اُمید است دیدارها در میهنِ رها شده تازه شود.*
به خصوص من بسیار آرزومندِ دیدنِ اصفهان هستم. آنجا چای مهمانِ تو (البتّه اگر در اصفهان رَحلِ اقامت بیافکنی).
به هر جهت در این زمانۀ معجزهگر، از این نوع آرزوها بر پیرانی از نوعِ من عیب نیست.
روی عزیزت را میبوسد برادرت - طبری
۴ فروردین ۱۳۵۸
* احسان طبری در تاریخ 29 فروردین 1358به اتفاق جمعی از یاران و همرزمان خود ازجمله دکتر حسین جودت، مسعود اخگر و حمید صفری با هواپیما به میهن بازگشت. چندی بعد همسر و فرزندان طبری و در سال 1359 نیز ژاله اصفهانی خود را به زادگاهش در ایران رساند. طبری بعدها در یادنامهای با عنوان "بازگشت" احساسِ خود را چنین توصیف کرد: "میهن در این حالت برای من تماما یک "تجلّیِ فلسفیِ" اجرای وظایفِ بشری خود در این گوشۀ جهان بود که به من تعلّق دارد... و احساسِ من این بود که به "سنگرِ تاریخیِ" خود برگشتهام"
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
۷ مارس ۱۹۷۸ [16 اسفند 1356]
ژاله عزیز را قربان،
پساز درودهای برادرانه و سلامِ گرم به هر سه "بدیعِ" عزیز،
جواد برفی اشعارِ تو را آورد که چند تا از آنها را بر حسبِ گزینشِ خودشان به "آرمان" میدهد و چند تا را نیز به "دنیا". ما البته با میل آنها را چاپ خواهیم کرد. در مورد امضاء، همانطور که "ژاله" امضاء شده عمل میکنیم، ولی اگر هم مایل باشید میتوان مانندِ گذشته "غریو" گذاشت. ما در این مورد نظری نداریم و با هر نظری که بدهی موافقیم.
پس از رسیدن به محل، من به رفیق آتست گفتم چند جلد [از کتابِ] "فرهادِ چهارم"* که رفقا و از آن جمله برخی برای موءسّساتِ شوروی خواسته بودند، ارسال دارد که ارسال داشت. افسوس که دیر به دستِ تو رسید، امّا از ارزیابی محبّتآمیزِ تو بسیار شادمانم.
در مورد قیام برای برافکندنِ فرهاد، از آن، بهخاطرِ "وفاداری" به تاریخ، احتراز جستم زیرا "رمانِ تاریخی" به نظر من هماناست که در آغاز از زبانِ خود و دیگران توصیفِ آنرا دادهام.
این برادرِ شما، مقدارِ زیادی قصّه و رمان نوشته دارد، اعمّ از تاریخی یا امروزی که در قفسِ گنجه، سالیانِ دراز محبوس است و خاک میخورد و اینهم چون کوچکتر بود، به همّتِ برخی از دوستانِ جوانِ ما در خارج، از قفسِ قفسه بیرون آمد.
بارِ دیگر تکرار کنم که اظهارنظرِ آن خواهرِ عزیز چون خود شاعرهای شیرینسخن و وارد به مسائلِ ادبی است، در نظرِ من ارج دارد و اگر روزی دست دهد که "گئومات" و "فرهادِ چهارم" را تجدید چاپ کنم، توصیهها را در مورد آنها در نظر خواهم گرفت.
به نوبۀ خود از فرصت استفاده میکنم و نوروزِ باستانی را به آن دوستانِ گرامی از صمیمِ قلب از قولِ خود و همۀ خانواده از جدّه تا نوه شادباش میگویم.
ایران در جوش و خروش است، ولی کاش از این میان برای مردمِ ایران و به کامِ آنها، کاری ساخته شود تا روزِ ما واقعاً نوروز شود و جشن به کوچۀ ما بیاید.
روی همه را میبوسم – طبری
* "فرهادِ چهارم" داستانِ تاریخی دیگری بعداز منظومۀ تاریخی "گئومات" از آثار احسان طبری است. نویسنده درمقدمۀ کتاب نوشتهاست: "تاریخ، داستانیاست که بودهاست و داستان، تاریخیاست که میتواند باشد، و داستان ِتاریخی هردوی آنهاست... هدف ازاین داستانِتاریخی که در سال ۱۳۴۹ نوشتهشده مانند تراژدی منظومۀ "گئومات" از همین نویسنده، نشاندادن سرنوشتِ شومِ نظامِ شاهنشاهی است".
۱۷ اوت ۱۹۷۸ [26 مرداد 1357]
خواهر عزیزم ژاله،
با درودِ صمیمانه و آرزوی سلامت برای همۀ شما.
نامۀ اخیر را زیارت کردم و به رفیق اخگر سردبیرِ مجلّۀ "دنیا" نشان دادم. البته در آینده همانطور عمل خواهد شد که نوشتی.
ضمناً برای اطلاعِ آن دوستانِ عزیز بگویم که به علّتِ کسالت مدّتهاست از رفقا تقاضای معافیت از مسئولیتها کرده بودم که خوشبختانه اخیراً تصویب شد. اکنون رفیق صفری، دبیر مسئولِ امورِ تبلیغات و انتشارات و فعالیتِ ایدئولوژیکِ حزب است و اینجانب سِمَتی ندارم.
در مورد نامۀ اخیر نیز، ایشان را هم پس از بازگشت از استراحت آگاه خواهم ساخت.
با تجدیدِ سلام از جانبِ آذر و خود به بدیعِ عزیز و مهرداد و بیژن و آن دوستِ گرامی.
طبری
۲۴ مارس ۱۹۷۹ (۴ فروردین ۱۳۵۸)
ژاله عزیزمان را قربان،
پساز عرض درودهای گرم و شادباشِ دوگانه جشنهای انقلاب و نوروز، و سلامِ فراوان به بدیع و بیژن و مهرداد.
سلام و شادباشِ شما را به اختر خانم، صفا خانم رساندم. اتفاقاً روزهای عید صدا و اشعار تو را از رادیو مسکو شنیدیم و محظوظ شدیم.
اُمید است دیدارها در میهنِ رها شده تازه شود.*
به خصوص من بسیار آرزومندِ دیدنِ اصفهان هستم. آنجا چای مهمانِ تو (البتّه اگر در اصفهان رَحلِ اقامت بیافکنی).
به هر جهت در این زمانۀ معجزهگر، از این نوع آرزوها بر پیرانی از نوعِ من عیب نیست.
روی عزیزت را میبوسد برادرت - طبری
۴ فروردین ۱۳۵۸
* احسان طبری در تاریخ 29 فروردین 1358به اتفاق جمعی از یاران و همرزمان خود ازجمله دکتر حسین جودت، مسعود اخگر و حمید صفری با هواپیما به میهن بازگشت. چندی بعد همسر و فرزندان طبری و در سال 1359 نیز ژاله اصفهانی خود را به زادگاهش در ایران رساند. طبری بعدها در یادنامهای با عنوان "بازگشت" احساسِ خود را چنین توصیف کرد: "میهن در این حالت برای من تماما یک "تجلّیِ فلسفیِ" اجرای وظایفِ بشری خود در این گوشۀ جهان بود که به من تعلّق دارد... و احساسِ من این بود که به "سنگرِ تاریخیِ" خود برگشتهام"
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«علی طالبی قایاباشی»
او صاف محبتی تمیز سئوگینی
ساخلارام قلبیم ده یاشارام سنه
ایللر حسرتینده قالسامدا بئله
غزل لر قوشمالار قوشارام سنه
او تبریز عطیرلی سئوگینی آلدیم
سئویندیم یئرلردن گوی لره قدر
دویغولار بئینیم ده رقص ائیله دیلر
محو اولدو کونلومو دیدَن غم - کدر
دانیشدین مات قالدیم سوزوندن دئدیم
کاشکی او دانیشان دیلیندن اوپوم !
هر کلمه ن قلبیمده توی توتموشدولار
قویمادین اَییلیب الیندن اوپوم
من سنین اونونده کیریدیم سوسدوم
بالا آناسیندا کیریین کیمی
او کوورک سسینه مست اولوب جوشدو
ماهنی بسته له دی قلبیمین سیمی
اوره ییم ایسته دی دیلیم دئمه دی
اولار قوجاقلایام بیر قوجاق سنی ؟
سنی اوره ییمده ساخلایاجاقام
توتمارام کیمسه دن هئی سوراق سنی
سنی سئوه سئوه یاشایاجاغام
سنه دویونه جک اوره ییم مودام
سنه سوز وئریرم سنین قالارام
عشقین اوره ییمده یاشایار . تامام
سنی تبریز بیلیب زیارت ائتدیم
سنی تبریز قدر سئودیم اوره ییم
عمرونون هر آنین موتلو اول - یاشا
داها بوندان اوجا یوخدور دیله ییم
سنی تبریز قدر سئودیم اوره ییم ...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
او صاف محبتی تمیز سئوگینی
ساخلارام قلبیم ده یاشارام سنه
ایللر حسرتینده قالسامدا بئله
غزل لر قوشمالار قوشارام سنه
او تبریز عطیرلی سئوگینی آلدیم
سئویندیم یئرلردن گوی لره قدر
دویغولار بئینیم ده رقص ائیله دیلر
محو اولدو کونلومو دیدَن غم - کدر
دانیشدین مات قالدیم سوزوندن دئدیم
کاشکی او دانیشان دیلیندن اوپوم !
هر کلمه ن قلبیمده توی توتموشدولار
قویمادین اَییلیب الیندن اوپوم
من سنین اونونده کیریدیم سوسدوم
بالا آناسیندا کیریین کیمی
او کوورک سسینه مست اولوب جوشدو
ماهنی بسته له دی قلبیمین سیمی
اوره ییم ایسته دی دیلیم دئمه دی
اولار قوجاقلایام بیر قوجاق سنی ؟
سنی اوره ییمده ساخلایاجاقام
توتمارام کیمسه دن هئی سوراق سنی
سنی سئوه سئوه یاشایاجاغام
سنه دویونه جک اوره ییم مودام
سنه سوز وئریرم سنین قالارام
عشقین اوره ییمده یاشایار . تامام
سنی تبریز بیلیب زیارت ائتدیم
سنی تبریز قدر سئودیم اوره ییم
عمرونون هر آنین موتلو اول - یاشا
داها بوندان اوجا یوخدور دیله ییم
سنی تبریز قدر سئودیم اوره ییم ...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
«هاشم عابد» ادبیات سئونلر گوزگوسونده
زمان بوگئجه سه شنبه: 1402/3/23
ساعات: 21
آپاریجی:«کریم قربانزاده»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زمان بوگئجه سه شنبه: 1402/3/23
ساعات: 21
آپاریجی:«کریم قربانزاده»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اینجا وطن
شعر:«ویدا حشمتی»
ترجمه:«رامیز تاینور»
اینجا وطن است وطن
جائی برای مردن!
اینجا گلِ یخ
خواهر تهتغاریام
و لالههای مجرد
برادران خونی من
اینجا
خدا دستهایش را بهسلامتی میزند
به ساغرهای خرد و کوچک
و با مزهی خورشید
لبهای خزانزده را سرخوش میکند
زنان خورشیدوش
پروانههای سرخِ خندان بودهاند
در هیبت دایناسورها
با گمرک جهنم منکوبم مکن
نرینه هموطن من!
مرا بر کران شادی سراغ بگیر
در کنار خویش
گمان میکنم
بند ناف خونین این کرهی ناهموار را
در خاورمیانه انداختهاند!
گموگور در اینجا
این برگهی هویتام
حتا اگر راه گلویم را ببندد
اینجا نامزد من
اینجا وطن!
«ویدا حشمتی»
بوراسی اؤلکهدیر
اؤلمک یئری!!
بورانین قار چیچهیی
سون بئشیک باجیمدیر
سوبای لالالاری ایسه
قان قارداشیم
بوردا تانری
ساغلیق وئرر اللرینی
بویدا بویدا ایستیکانلارا
گونش مزهسیله سرخوشلایار
پاییزلامیش دوداقلاری
دایناسور قاش قاباغیندا
گولومسهین قیرمیزی کپهنکلر
گونش قادینلارمیش
جهننم گؤمروکویله قازانما منی
ائرکهییم وطنداش!
منی سئوینج سوراغیندا آرا
اؤز قیراغیندا آرا
سانیرام بو کؤندهلن کورهمیزین
قانلی گؤبک جییهسی
اورتا دوغویا آتیلمیش
بوردا باتان
بوردا ایتن
آنجاق بوغازیما تاخیلسا دا نیشانلیق بلگهم
بوراسی آداخلیمدیر
بوراسی وطن .....
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر:«ویدا حشمتی»
ترجمه:«رامیز تاینور»
اینجا وطن است وطن
جائی برای مردن!
اینجا گلِ یخ
خواهر تهتغاریام
و لالههای مجرد
برادران خونی من
اینجا
خدا دستهایش را بهسلامتی میزند
به ساغرهای خرد و کوچک
و با مزهی خورشید
لبهای خزانزده را سرخوش میکند
زنان خورشیدوش
پروانههای سرخِ خندان بودهاند
در هیبت دایناسورها
با گمرک جهنم منکوبم مکن
نرینه هموطن من!
مرا بر کران شادی سراغ بگیر
در کنار خویش
گمان میکنم
بند ناف خونین این کرهی ناهموار را
در خاورمیانه انداختهاند!
گموگور در اینجا
این برگهی هویتام
حتا اگر راه گلویم را ببندد
اینجا نامزد من
اینجا وطن!
«ویدا حشمتی»
بوراسی اؤلکهدیر
اؤلمک یئری!!
بورانین قار چیچهیی
سون بئشیک باجیمدیر
سوبای لالالاری ایسه
قان قارداشیم
بوردا تانری
ساغلیق وئرر اللرینی
بویدا بویدا ایستیکانلارا
گونش مزهسیله سرخوشلایار
پاییزلامیش دوداقلاری
دایناسور قاش قاباغیندا
گولومسهین قیرمیزی کپهنکلر
گونش قادینلارمیش
جهننم گؤمروکویله قازانما منی
ائرکهییم وطنداش!
منی سئوینج سوراغیندا آرا
اؤز قیراغیندا آرا
سانیرام بو کؤندهلن کورهمیزین
قانلی گؤبک جییهسی
اورتا دوغویا آتیلمیش
بوردا باتان
بوردا ایتن
آنجاق بوغازیما تاخیلسا دا نیشانلیق بلگهم
بوراسی آداخلیمدیر
بوراسی وطن .....
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
اوشاق حیکایه لری
یازان:«نورلان ایشیق»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
پنجشنه گونو: 1402/3/25
ادبیات سئونلر کانالیندا.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق حیکایه لری
یازان:«نورلان ایشیق»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
پنجشنه گونو: 1402/3/25
ادبیات سئونلر کانالیندا.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«نادیر پاشا»
گؤرن نییه بئله اولدو!
گؤرن نییه بئله اولدو!
اوْچدو گۆلون شه اۆستوندن
دوغمادی بیر اولدوز گئجه
مه قالاندی، مه اۆستوندن
فصیللرین هامیسی قیش
گؤیدن یئره یاغیر قارغیش
قۇدوز قورد آج، چوبان یاتمیش
تاماح دا، تاماح اۆستوندن
گئجه اوزون، یۇخو آغیر
گۆزگولری بوغوب پاخیر
بیری آخیر، بیری باخیر
آه چکیلیر، آه اۆستوندن
مۆچورله میر بیرجه آغاج
آلچاقلار توْخ، اؤزگورلر آج
آپتاللارین باشیندا تاج
شاهدی گلیر شاه اۆستوندن
گۆرن نییه بئله اولدو!
اۇچدو گۆلون شه اۆستوندن
دوغمادی بیر اولدوز گئجه
مه قالاندی مه اۆستوندن
۱۳۹۵-تبریز
مۆچورله مکmüçürləmək: فیلیزلنمک، ف🌱
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
گؤرن نییه بئله اولدو!
گؤرن نییه بئله اولدو!
اوْچدو گۆلون شه اۆستوندن
دوغمادی بیر اولدوز گئجه
مه قالاندی، مه اۆستوندن
فصیللرین هامیسی قیش
گؤیدن یئره یاغیر قارغیش
قۇدوز قورد آج، چوبان یاتمیش
تاماح دا، تاماح اۆستوندن
گئجه اوزون، یۇخو آغیر
گۆزگولری بوغوب پاخیر
بیری آخیر، بیری باخیر
آه چکیلیر، آه اۆستوندن
مۆچورله میر بیرجه آغاج
آلچاقلار توْخ، اؤزگورلر آج
آپتاللارین باشیندا تاج
شاهدی گلیر شاه اۆستوندن
گۆرن نییه بئله اولدو!
اۇچدو گۆلون شه اۆستوندن
دوغمادی بیر اولدوز گئجه
مه قالاندی مه اۆستوندن
۱۳۹۵-تبریز
مۆچورله مکmüçürləmək: فیلیزلنمک، ف🌱
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر
«هاشم عابد» ادبیات سئونلر گوزگوسونده
زمان بوگئجه سه شنبه: 1402/3/23
ساعات: 21
آپاریجی:«کریم قربانزاده»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زمان بوگئجه سه شنبه: 1402/3/23
ساعات: 21
آپاریجی:«کریم قربانزاده»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«هاشم عابدی» عابد ادبیات سئونلر گوزگوسونده
سه شنبه: 1402/3/23
آپاریجی:«کریم قربانزاده» 1
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سه شنبه: 1402/3/23
آپاریجی:«کریم قربانزاده» 1
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«هاشم عابدی» عابد ادبیات سئونلر گوزگوسونده
سه شنبه: 1402/3/23
آپاریجی:«کریم قربانزاده» 2
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سه شنبه: 1402/3/23
آپاریجی:«کریم قربانزاده» 2
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«نادر پاشا»
گؤبک یازیسی
میرزه عبدالحسین هرایل، عاشورا گۆنو باشدان-آیاغا قیرمیزی پالتار گئییب، قیرمیزی بؤرک قویوب، قیلینج چکیب؛ کندین بؤیوک میدانیندا آت اۋینادیب؛ امام حسینه میدان اوخویاردی.
"اللاه سنه نعلت ائله سین؛اللاه سنه نعلت ائله سین" سسی دؤرد بیریاندان گؤیه اوجالاردی. آما اونون اصلی ایشی فالا باخیب، دعا یازماق ایدی. اوزاق-یاخین کندلره گئدیب، فالا باخیب، دعا یازاردی؛ یا دا دعا یازدیرانلار اونون ائوینه گَلیب دعالارینی آلیب، پولونو اؤدهییب؛ چیخیب گئدَردیلر.
ار واختی کئچن قیزلار، اوشاغی اولمایان قادینلار،گۆنوسونون الیندن بئزیکمیشلر، ارلری باشقا قادینلارا ایلیشمیشلر ،هَمَشهکی موشتریلری ایدیلر.
۱۳۵۰-جی ایلین یازیندان ۴۵ گون گئدنده، ، میرزه عبدالحسین "پیرساققا" داغلاریندان آشیب گلن، "همای چایینین" قیراغیندا، یاشیل درهنین اۇزوناسیندا دۆرلو آغاجلارلا بیرگه خومارلانان کندیمیزه یاخینلاشیردی. اونون کَهَر آتینین آیاقلارینین توزو، سحرین سیسی ایله، موستافا چیچکلرینین ساری توزلاریلا قاریشیردی. "اسکیکند" جماعتی قویون-قوزولارینی، چوبانا تاپیشیریب ائولرینه دؤنرکن خرمنده توپلانیب بیر-بیرلری ایله خوسانلاشیردیلار. هامینین گؤزو کنده یاخینلاشان کیمسهده ایدی. قنبرکیشی بوغازینی آریتلایا-آریتلایا، اۆزون احمدآغایا توتوب یاواشدان دئدی :
« اوهو اوهو ... میرزه عبدالحسین اوروس دو. ایرانین گؤبَگین یازماغا گَلیر. بلکه ده الی دوشدو یازیق عاباسقولو سۋنسوزلوقدان قورتولدو».
احمدآغا کئچه بؤرکونو اویان- بویان ائله ییب،قاشلارینی دویونله دی :
« قالیب تارییا؛ بیده هاردان بَللی کی عاباسقولونون کیشیلیگی ...».
میرزه عبدالحسین خرمنه یئتر-یئتمز احمدآغانین سؤزو یاریمچیق قالدی. نئچه گونایدی کنده چوو دوشموشدو، عاباسقولو ناچارلیقدان بئش قوزوسوندان بیرینی آییریب، میرزهنین قوللوغونا آپاریب اوندان واخت آلمیشدیر،گَلیب قادینینین گؤبَگینی یازسین. شیخ صیاد عاباسقولویا دئمیشدی:
« بالا گئت میرزه عبدالحسینه یالوار-یاخار،گلیب آروادیوا بیر چاره تاپسین. دؤهتورلرین بوش یئره جیبلرین دولدورما».
***
بیز عاباسقولو گیل ایله دیوار بیر قونشویدوق. ائولرینین بوتون بور- بوجاغینی، اووجومون ایچی کیمی تانیییردیم. نینلرینهجن ال اوزادیب یومورتا گؤتورموشدوم. بوغدا کندیسی ، اون کندیسی، کیچیک پَیـَهلری، سامان آنباری، یویوندوقلاری چالاسر ، بوتونلوکله منه دوغما ایدیلر. نئچه یول عاباسقولو گؤزلهنیلمزدن ائولرینه قایداندا قاچیب یورقان– دؤشک دالیسیندا گیزلهنیب جینقیریمی کسمیشدیم. نئچه دؤنه ایرانلا آنام بیلمهدن؛ چالاسر دیوارینین جیریغیندان، آنام ایرانین کورَگینه کیسه چَکَنده، اونون لوت بدنینه گؤز قویموشدوم.
او گون کی میرزه، ایرانین گوبَگینی یازماغا گلمیشدی؛ بیر دودورقایی فیکیر یاپیشدی یاخامدان. بیر تَـهَر دَجَللیک یاپیشقان کیمی یاپیشدی قافاما. بئینیم قیزیشماغا باشلادی.تئز قاچدیم ایران گیله. ائوه گیرجَگین بیر آریق قارا پیشیک مووولدویا – مووولدویا ائشیـگه سیچرادی. قورخدوم؛ ایسته دیم قاییدام؛ قاییدانمادیم.
ائوده قۇ دئییردین قولاق توتولوردو. ائوین هاواسی اورک سیخیجی ایدی -یا دا منه ائله گلیردی-. ایستر-ایستهمز، یورقان-دؤشک یۆکونون دالیسینا تَپیلدیم. باغلامالار، یورقان-دؤشکلر، یاریم متیر شئه دیوارلا آرالی، سیرایلا بیر-بیرینین یانینا دوزولوب، اۆست-اۆسته قالانمیشدیلار؛ ائله کی اونلارین آرالاریندان ائوین ایچهریسینی راحاتجاسینا گؤرمک اولوردو. اورَگیمده سایی سایماغا باشلادیم«۱-۲-۳... ایت اؤلدو، پیشیک اؤلدو کیمسه ایچَری گیرمهدی. اۆشوندوم. ایستهدیم چیخیم، قاچیم؛ آنجاق داها گئج اولموشدو. مین فیکرین ایچینده ایدیم، قاپی جیریلدایا-جیریلدایا آچیلیب، میرزه ایله ایران ایچری گیریب قاپینی ایشگیللهدیلر. میرزهنین گؤزلری گؤلوردو؛ ایران سا، اۆشونه- اۆشونه ایرهلی گلیردی. سانکی آغیر خسته لیکدن تزهجه دورموشدو. قیچلاری تیترهییردی. میرزه سئیرک ساققالینی قاشیماغا باشلادی:
« باجی عباسقولویا تاپیشیرمیشدیم گرک سنین بوینوندا غۇسل اولمویا؛ جنابت غۇسلو قویموسان !؟»
ایران باشی ایله هه جاوابی وئردی. میرزه دۆرگه سینی چیخاریب دازالاق باشینی ائو دیوارینین لاپ اوست یانینداکی بالاجا دربچه دن سیزان سرین اسیمه تاپشیردی. اوتوز اوچ-اوتوز بئش یاشینا دولموش ایرانی باشدان آیاغا گؤز سوزجَـگیندن کئچیرتدی. اللی بئش-اللی آلتیسینیی گئریده بوراخان قۇرد، اتلی- قانلی گنج قویون! یاشامینین باشا-باشیندا نئچهسینین گؤبَگینی یازسا دا... بئلهسینه توشگَلمهمیشدی:
«باجی نه گؤزلویوسن . تئز اول اۇزان منیم ایشیم گۆجوم وار». دئدی.
گؤبک یازیسی
میرزه عبدالحسین هرایل، عاشورا گۆنو باشدان-آیاغا قیرمیزی پالتار گئییب، قیرمیزی بؤرک قویوب، قیلینج چکیب؛ کندین بؤیوک میدانیندا آت اۋینادیب؛ امام حسینه میدان اوخویاردی.
"اللاه سنه نعلت ائله سین؛اللاه سنه نعلت ائله سین" سسی دؤرد بیریاندان گؤیه اوجالاردی. آما اونون اصلی ایشی فالا باخیب، دعا یازماق ایدی. اوزاق-یاخین کندلره گئدیب، فالا باخیب، دعا یازاردی؛ یا دا دعا یازدیرانلار اونون ائوینه گَلیب دعالارینی آلیب، پولونو اؤدهییب؛ چیخیب گئدَردیلر.
ار واختی کئچن قیزلار، اوشاغی اولمایان قادینلار،گۆنوسونون الیندن بئزیکمیشلر، ارلری باشقا قادینلارا ایلیشمیشلر ،هَمَشهکی موشتریلری ایدیلر.
۱۳۵۰-جی ایلین یازیندان ۴۵ گون گئدنده، ، میرزه عبدالحسین "پیرساققا" داغلاریندان آشیب گلن، "همای چایینین" قیراغیندا، یاشیل درهنین اۇزوناسیندا دۆرلو آغاجلارلا بیرگه خومارلانان کندیمیزه یاخینلاشیردی. اونون کَهَر آتینین آیاقلارینین توزو، سحرین سیسی ایله، موستافا چیچکلرینین ساری توزلاریلا قاریشیردی. "اسکیکند" جماعتی قویون-قوزولارینی، چوبانا تاپیشیریب ائولرینه دؤنرکن خرمنده توپلانیب بیر-بیرلری ایله خوسانلاشیردیلار. هامینین گؤزو کنده یاخینلاشان کیمسهده ایدی. قنبرکیشی بوغازینی آریتلایا-آریتلایا، اۆزون احمدآغایا توتوب یاواشدان دئدی :
« اوهو اوهو ... میرزه عبدالحسین اوروس دو. ایرانین گؤبَگین یازماغا گَلیر. بلکه ده الی دوشدو یازیق عاباسقولو سۋنسوزلوقدان قورتولدو».
احمدآغا کئچه بؤرکونو اویان- بویان ائله ییب،قاشلارینی دویونله دی :
« قالیب تارییا؛ بیده هاردان بَللی کی عاباسقولونون کیشیلیگی ...».
میرزه عبدالحسین خرمنه یئتر-یئتمز احمدآغانین سؤزو یاریمچیق قالدی. نئچه گونایدی کنده چوو دوشموشدو، عاباسقولو ناچارلیقدان بئش قوزوسوندان بیرینی آییریب، میرزهنین قوللوغونا آپاریب اوندان واخت آلمیشدیر،گَلیب قادینینین گؤبَگینی یازسین. شیخ صیاد عاباسقولویا دئمیشدی:
« بالا گئت میرزه عبدالحسینه یالوار-یاخار،گلیب آروادیوا بیر چاره تاپسین. دؤهتورلرین بوش یئره جیبلرین دولدورما».
***
بیز عاباسقولو گیل ایله دیوار بیر قونشویدوق. ائولرینین بوتون بور- بوجاغینی، اووجومون ایچی کیمی تانیییردیم. نینلرینهجن ال اوزادیب یومورتا گؤتورموشدوم. بوغدا کندیسی ، اون کندیسی، کیچیک پَیـَهلری، سامان آنباری، یویوندوقلاری چالاسر ، بوتونلوکله منه دوغما ایدیلر. نئچه یول عاباسقولو گؤزلهنیلمزدن ائولرینه قایداندا قاچیب یورقان– دؤشک دالیسیندا گیزلهنیب جینقیریمی کسمیشدیم. نئچه دؤنه ایرانلا آنام بیلمهدن؛ چالاسر دیوارینین جیریغیندان، آنام ایرانین کورَگینه کیسه چَکَنده، اونون لوت بدنینه گؤز قویموشدوم.
او گون کی میرزه، ایرانین گوبَگینی یازماغا گلمیشدی؛ بیر دودورقایی فیکیر یاپیشدی یاخامدان. بیر تَـهَر دَجَللیک یاپیشقان کیمی یاپیشدی قافاما. بئینیم قیزیشماغا باشلادی.تئز قاچدیم ایران گیله. ائوه گیرجَگین بیر آریق قارا پیشیک مووولدویا – مووولدویا ائشیـگه سیچرادی. قورخدوم؛ ایسته دیم قاییدام؛ قاییدانمادیم.
ائوده قۇ دئییردین قولاق توتولوردو. ائوین هاواسی اورک سیخیجی ایدی -یا دا منه ائله گلیردی-. ایستر-ایستهمز، یورقان-دؤشک یۆکونون دالیسینا تَپیلدیم. باغلامالار، یورقان-دؤشکلر، یاریم متیر شئه دیوارلا آرالی، سیرایلا بیر-بیرینین یانینا دوزولوب، اۆست-اۆسته قالانمیشدیلار؛ ائله کی اونلارین آرالاریندان ائوین ایچهریسینی راحاتجاسینا گؤرمک اولوردو. اورَگیمده سایی سایماغا باشلادیم«۱-۲-۳... ایت اؤلدو، پیشیک اؤلدو کیمسه ایچَری گیرمهدی. اۆشوندوم. ایستهدیم چیخیم، قاچیم؛ آنجاق داها گئج اولموشدو. مین فیکرین ایچینده ایدیم، قاپی جیریلدایا-جیریلدایا آچیلیب، میرزه ایله ایران ایچری گیریب قاپینی ایشگیللهدیلر. میرزهنین گؤزلری گؤلوردو؛ ایران سا، اۆشونه- اۆشونه ایرهلی گلیردی. سانکی آغیر خسته لیکدن تزهجه دورموشدو. قیچلاری تیترهییردی. میرزه سئیرک ساققالینی قاشیماغا باشلادی:
« باجی عباسقولویا تاپیشیرمیشدیم گرک سنین بوینوندا غۇسل اولمویا؛ جنابت غۇسلو قویموسان !؟»
ایران باشی ایله هه جاوابی وئردی. میرزه دۆرگه سینی چیخاریب دازالاق باشینی ائو دیوارینین لاپ اوست یانینداکی بالاجا دربچه دن سیزان سرین اسیمه تاپشیردی. اوتوز اوچ-اوتوز بئش یاشینا دولموش ایرانی باشدان آیاغا گؤز سوزجَـگیندن کئچیرتدی. اللی بئش-اللی آلتیسینیی گئریده بوراخان قۇرد، اتلی- قانلی گنج قویون! یاشامینین باشا-باشیندا نئچهسینین گؤبَگینی یازسا دا... بئلهسینه توشگَلمهمیشدی:
«باجی نه گؤزلویوسن . تئز اول اۇزان منیم ایشیم گۆجوم وار». دئدی.
ایران ایستَر-ایسته مز کیچیک یون دؤشَگین اوستونده کی نئچه یول بیرلیکده یاتمیشدیق، اوزاندی. کؤینَگینی کؤکسونون یاخینینا دک چیرمالاییب گؤزلرینی یۇمدو. ییغجام ممهلرینین آلتیندان گؤبَگینین بیر قاریش آشاغاسینا دک، دربچه دن دوشن گونشین ساری ساچاغینین آلتیندا، اون دؤرد گئجهلیک آی کیمی پاریلداییردی. اونون لوت گؤودهسینی چوخ گؤرموشدوم؛ آما بو گؤوده، باشقا بیرگؤودهایدی!
میرزه ایرانین گؤبَگینین دؤرهسینی دستماللا سیلیب ،بسم ا... الرحمن الرحیم دئییب یازماغا باشلادی آما نئچه دیقه سونرا ال ساخلاییب دئدی:
« باجی دا ایندی منیم الیمدن بیر ایش گَلمَز. سنین قارنیندا نئچه دینسیز، نئچه قورخونج جین یۇوا سالیب؛ اولاری دا چیخارتماق منیم ایشیم دَییل».
میرزه نین سؤزو ایرانی قاسیرغا توخونموش آغاج کیمی یئریندن قوپارتدی. باشینی بیرآز یوخاری قووزاییب غملی گؤزلرینی میرزه نین گؤزلرینه دیکیب دئدی:
« نه دئ یییییی سن میمی...میرزه؛ یا...یانی مه من اوش...اوشاق اوزوونه حه حه حسرت قا...قالاجی یام».
گؤزلرینین یاشی آشیب، داشیب اۆزونه جالاندی. ایستی داملالار اونون ایری گؤزلرینی، یویوب داها گؤزلـلَشدیرمیشدی. میرزه بیرآز دایانیب، گؤزلرینی ایرانین قارا گؤزلرینه دیکدی:
«آغلاما باجی! آغلاما! دا نئینیم. بوجور اجنَّهلرینن باش-باشا قویماق چوخ چتین اولسا دا؛ سنین سونسوز قالماغیوا دا اورَگیم یانیر. قورخولو دا اولسا، بو جینلری سنین قارنیندان چیخاتمالییام. آما سن غۇسلولوسان؛ جنلری ده بوینوندا غۇسل اولمویان خاتینلارین قارنیننان چیخارتماق اولماز. گرک ائله بو دیقه سنین بوینووا غسل گَله. اریوی ده چاغیرماق اولماز. او گَلینجه اجنّهلر ، سنی ده یازیق ائلَللر،منی ده... اجّی مجّی لاترجّی...».
ایرانین توما نی آشاغا گئدیب؛ میرزه شالوارینین قئییشینی آچیب-آچمامیش، اؤز – اؤزومه دئدیم :
« اوغلان رسول! بَیـه میرزه چیخاردان جنلر یورقان-دؤشک یوکونه ساری جۇمدولار. اوندا گرک سن ده "دلی سلیمان" کیمی همیشه، اَییلمیش آغزیونان کندین چؤللرین ،تومانچاق دولاناسان».
سیلکهلنیب گؤتورولدوم . یاستیقلار ائوین اورتاسینا ساری دیغیرلاندیلار. میس تئشت آشیب قابلاما-قازانلارین اوستونه دوشدو. ائوی قورخولو بیر جینگیلتی بورودو. قیوریلمیش ایلان کیمی قاپییا ساری سیچرادیم؛ هله قاپینین ایشگیلینی آچانمامیشدیم کی میرزه ایله ایران هوشدان گئدیب، یئره سرهلنمیشدیلر. قاپینی آچیب، ائشیـگه چیخدیم. عاباسقولو الینده دَینَک، دیوارا دایانیب، یاریم بولوتلو گؤیه باخیردی...
24/02/1393 تبریز
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
میرزه ایرانین گؤبَگینین دؤرهسینی دستماللا سیلیب ،بسم ا... الرحمن الرحیم دئییب یازماغا باشلادی آما نئچه دیقه سونرا ال ساخلاییب دئدی:
« باجی دا ایندی منیم الیمدن بیر ایش گَلمَز. سنین قارنیندا نئچه دینسیز، نئچه قورخونج جین یۇوا سالیب؛ اولاری دا چیخارتماق منیم ایشیم دَییل».
میرزه نین سؤزو ایرانی قاسیرغا توخونموش آغاج کیمی یئریندن قوپارتدی. باشینی بیرآز یوخاری قووزاییب غملی گؤزلرینی میرزه نین گؤزلرینه دیکیب دئدی:
« نه دئ یییییی سن میمی...میرزه؛ یا...یانی مه من اوش...اوشاق اوزوونه حه حه حسرت قا...قالاجی یام».
گؤزلرینین یاشی آشیب، داشیب اۆزونه جالاندی. ایستی داملالار اونون ایری گؤزلرینی، یویوب داها گؤزلـلَشدیرمیشدی. میرزه بیرآز دایانیب، گؤزلرینی ایرانین قارا گؤزلرینه دیکدی:
«آغلاما باجی! آغلاما! دا نئینیم. بوجور اجنَّهلرینن باش-باشا قویماق چوخ چتین اولسا دا؛ سنین سونسوز قالماغیوا دا اورَگیم یانیر. قورخولو دا اولسا، بو جینلری سنین قارنیندان چیخاتمالییام. آما سن غۇسلولوسان؛ جنلری ده بوینوندا غۇسل اولمویان خاتینلارین قارنیننان چیخارتماق اولماز. گرک ائله بو دیقه سنین بوینووا غسل گَله. اریوی ده چاغیرماق اولماز. او گَلینجه اجنّهلر ، سنی ده یازیق ائلَللر،منی ده... اجّی مجّی لاترجّی...».
ایرانین توما نی آشاغا گئدیب؛ میرزه شالوارینین قئییشینی آچیب-آچمامیش، اؤز – اؤزومه دئدیم :
« اوغلان رسول! بَیـه میرزه چیخاردان جنلر یورقان-دؤشک یوکونه ساری جۇمدولار. اوندا گرک سن ده "دلی سلیمان" کیمی همیشه، اَییلمیش آغزیونان کندین چؤللرین ،تومانچاق دولاناسان».
سیلکهلنیب گؤتورولدوم . یاستیقلار ائوین اورتاسینا ساری دیغیرلاندیلار. میس تئشت آشیب قابلاما-قازانلارین اوستونه دوشدو. ائوی قورخولو بیر جینگیلتی بورودو. قیوریلمیش ایلان کیمی قاپییا ساری سیچرادیم؛ هله قاپینین ایشگیلینی آچانمامیشدیم کی میرزه ایله ایران هوشدان گئدیب، یئره سرهلنمیشدیلر. قاپینی آچیب، ائشیـگه چیخدیم. عاباسقولو الینده دَینَک، دیوارا دایانیب، یاریم بولوتلو گؤیه باخیردی...
24/02/1393 تبریز
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیاتی
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
اوشاق حیکایه لری
یازان:«نورلان ایشیق»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:« ادبیات سئونلر»
بوراغان
ایشیق توت آغاجینین آلتیندا اوتورموشدو. کورهیینی ده آغاجین گؤودهسینه سؤیکهمیشدی. باشینین اوستوندهکی یارپاقلار یئلپیک اولوب اونو سرینلهدیردیلر. اوچرنگ پیشیک ده بؤیرونده قیوریلیب.چ خومارلانیردی. ایشیق بو گون همیشهکیندن سئوینجلی ایدی. آناسی اونو چوخ تعریفلهمیشدی. او، آناسینا ایرچل بیشیرمهیه یاخشیجا کؤمک ائتمیشدی. بیرلیکده شیپ-شیرین بیر گون کئچیرمیشدیلر. ایندی او، یورولوب لاپ الدن دوشموشدو.
ایشیق توت چتیرینین آلتیندا یئنیجه مورگو دؤیمهیه باشلامیشدی کی، یارپاقلارین قفیل خیشیلتیسینا اویاندی. گؤزلرینی آچیب یئریندن ترپنمهدن دقتله اطرافی مشاهده ائتمهیه باشلادی. دوز قاباغیندا یارانان بوراغانین اؤزویله بیرگه ایکی دنه قوروموش یارپاغی سوپوروب گؤیه سوووردوغونو گؤردو. ایشیغین بوندان چوخ خوشو گلدی. او ایستهدی کی، یئنه بئله بیر صحنه اولسون. آنجاق پیشییین...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق حیکایه لری
یازان:«نورلان ایشیق»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:« ادبیات سئونلر»
بوراغان
ایشیق توت آغاجینین آلتیندا اوتورموشدو. کورهیینی ده آغاجین گؤودهسینه سؤیکهمیشدی. باشینین اوستوندهکی یارپاقلار یئلپیک اولوب اونو سرینلهدیردیلر. اوچرنگ پیشیک ده بؤیرونده قیوریلیب.چ خومارلانیردی. ایشیق بو گون همیشهکیندن سئوینجلی ایدی. آناسی اونو چوخ تعریفلهمیشدی. او، آناسینا ایرچل بیشیرمهیه یاخشیجا کؤمک ائتمیشدی. بیرلیکده شیپ-شیرین بیر گون کئچیرمیشدیلر. ایندی او، یورولوب لاپ الدن دوشموشدو.
ایشیق توت چتیرینین آلتیندا یئنیجه مورگو دؤیمهیه باشلامیشدی کی، یارپاقلارین قفیل خیشیلتیسینا اویاندی. گؤزلرینی آچیب یئریندن ترپنمهدن دقتله اطرافی مشاهده ائتمهیه باشلادی. دوز قاباغیندا یارانان بوراغانین اؤزویله بیرگه ایکی دنه قوروموش یارپاغی سوپوروب گؤیه سوووردوغونو گؤردو. ایشیغین بوندان چوخ خوشو گلدی. او ایستهدی کی، یئنه بئله بیر صحنه اولسون. آنجاق پیشییین...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
اوشاق-حئکایهلری
یازان:«نورلانا ایشیق»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:« ادبیات سئونلر»
بوراغان
ایشیق توت آغاجینین آلتیندا اوتورموشدو. کورهیینی ده آغاجین گؤودهسینه سؤیکهمیشدی. باشینین اوستوندهکی یارپاقلار یئلپیک اولوب اونو سرینلهدیردیلر. اوچرنگ پیشیک ده بؤیرونده قیوریلیب.چ خومارلانیردی. ایشیق بو گون همیشهکیندن سئوینجلی ایدی. آناسی اونو چوخ تعریفلهمیشدی. او، آناسینا ایرچل بیشیرمهیه یاخشیجا کؤمک ائتمیشدی. بیرلیکده شیپ-شیرین بیر گون کئچیرمیشدیلر. ایندی او، یورولوب لاپ الدن دوشموشدو.
ایشیق توت چتیرینین آلتیندا یئنیجه مورگو دؤیمهیه باشلامیشدی کی، یارپاقلارین قفیل خیشیلتیسینا اویاندی. گؤزلرینی آچیب یئریندن ترپنمهدن دقتله اطرافی مشاهده ائتمهیه باشلادی. دوز قاباغیندا یارانان بوراغانین اؤزویله بیرگه ایکی دنه قوروموش یارپاغی سوپوروب گؤیه سوووردوغونو گؤردو. ایشیغین بوندان چوخ خوشو گلدی. او ایستهدی کی، یئنه بئله بیر صحنه اولسون. آنجاق پیشییین گؤزلری قورخودان بؤیوموشدو. آنا طبیعت ائله بیل ایشیغین اورهگیینی اوخودو. بیر آز آرا وئرن ساکیتلیکدن سونرا سرعتلی کولک داها گوجلو بوراغان یاراتدی. پیشیک جایناقلارینی آغاجین جادار گؤودهسینه کئچیریب اونو قوجاقلادی. ائله بیل گؤی اوزوندن خورطوما بنزر بیر قارا بولود آغزینی یئر اوزونه دیرهدی و آغاجلارداکی بوتون یارپاقلاری گؤیه سوووردو. کولک ائله سرعتله و های-کویله اسیردی کی، آغاجلار آجیقلاریندان باشلارینی یئللهییردیلر. توتون بوداقلارینداکی مئیوهلر تاپپیلتی ایله یئره تؤکولوردو. ایشیق بیلمیردی کی، هانسی بیرینی توتوب ساخلاسین. قیرمیزی اتهیینی آچیب اورا-بورا قاچیردی. توتلار اونون باشینا، اوزونه، کورهیینه هر یئرینه تؤکولوردو. کولهیین سرعتینه گوجو چاتمایان ایشیغین قانی قارالدی. هم ده آرتیق اونون آیاقلاری سؤزه باخمیردی. کولهیه قوشولوب قاچیردیلار. ایشیق ایکی الینی ان یاخین بوداقدان توتوب مووازینهتینی ساخلاماق ایستهدی. آنجاق بوراغان آلتدان یوخاری هر شئیی نئجه سوووردوسا، اوشاغین پنجهلری تورپاقدان آیریلدی. او، ساغا-سولا یئللهندی. قاسیرغا بیر آز دا حیرصلهندی. اوشاغین یاپیشدیغی بوداغی مؤحکم-مؤحکم سیلکهلهمهیه باشلادی.
ایشیق ایسه آجیقلا قیشقیردی:
-قورخمورام سندن! نه قدر ایستهییرسن جوش، بورول! منیم توتدوغوم بوداق سندن گوجلودور.
بونو ائشیدن قاسیرغا کوکرهییب آغاجی کؤکوندن ترپهتدی. آنجاق آغاج تمکینینی پوزمادی. او، ایشیغین قولاغینا اییلیب پیچیلدادی:
-پنجهنی کؤکلریمین اوستوندن آییرما. اوندا قاسیرغانین بیزه گوجو چاتماز. بالاجا قیزارمیش بارماقلارییلا بوداقدان یاپیشان ایشیق وار گوجویله آیاقلارینی یئره توخوندوردو. آغاجین کؤکونه قوووت گلدی. کولک هر شئیی آنلامیشدی. او سرعتینی آزالتدی. قاسیرغا ایسه یالنیز اؤزویله ییغدیغی چؤر-چؤپو آپارا بیلدی. پیشیک یئره ائندی، یئنه آغاجین دیبینده خومارلانماغا باشلادی.
آغاج ایشیغا دئدی:
-ساغ اول کی، منی قویوب، گئتمهدین. کؤکلریمی بالاجا پنجهلرینله قورودون.
چینارین سویو
دونیانین دوز اولمایان، سولارین بوز اولمایان واختی ایدی. بیزیم یئر کورهسینین قاباریق کؤکسونده شاهید داغلار لال-دینمز دایانمیشدیلار. سانکی اوزاقدان گلیب چیخماق بیلمهین قوناقلارینی گؤزلهییردیلر. بو داغلار اونلارا سؤیکهنیب دینجهلن یولچولارا گؤردوکلرینی ناغیل ائدیردیلر. بو احوالاتلاردان بیرینی اونلارین دیلیندن من ده ائشیتمیشم:
بؤیوک قافقاز داغلاریندان سود امن اولو چینار ائنلی یارپاقلارینی کنده چتیر توتموشدو. بو کندین آداملاری چوخ مِهریبان ایدیلر: تانیمادیقلاری آداملاری یولدا گؤرسهلر -خوش گلمیسینیز. بیر لوقما چؤرهییمیزدن کسین- دئیردیلر. یولدا اوشاق ییخیلسا، اونو ائوه آپارار کؤنلونو آلانا قدر بوراخمازدیلار. کیم تندیره چؤرک یاپسا قونشوسونو اونوتمازدی... کندین جاماعتی اولو چیناری دا چوخ سئویردی. او قدر چوخ کی، آند ایچنده -"چینار حاققی"- دئییردیلر. سؤز وئریب، عهد-پئیمان باغلایاندا آغاجین آلتینا گئدیردیلر.
بو یوردون جاوانلاری تئز-تئز داغا اودونا گئدردیلر. اونلارین آراسیندا ان گوجلوسو فرمان آدلی ائنلیکورک بیر پهلوان ایدی. اونون یاراشیغی، قدّ-قامتی دیللره داستان ایدی. اوستهلیک، بو جاوان یاخشیلیغینی دا بیر کیمسه دن اسیرگهمزدی. وفادا، صداقتده تایی-برابری یوخ ایدی. آناسی همیشه اونو عزیزلهینده "داغ چییینلیم" دئیهردی.
بیر دفعه جاوانلار سحر تئزدن فرمانی دا گؤتوروب اودونا گئدیرلر. یاراقلاری چییینلریندن آشیریب، زیروهیه ساری قالخیرلار. داغین سیخ مئشهلییینه چاتاندا یورولان جاوانلار چینارین کؤلگهلییینده اوتورورلار، آلتیندان قاینایان سویوق سویوندان ایچیب، سرینلهییرلر.
اوشاق-حئکایهلری
یازان:«نورلانا ایشیق»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:« ادبیات سئونلر»
بوراغان
ایشیق توت آغاجینین آلتیندا اوتورموشدو. کورهیینی ده آغاجین گؤودهسینه سؤیکهمیشدی. باشینین اوستوندهکی یارپاقلار یئلپیک اولوب اونو سرینلهدیردیلر. اوچرنگ پیشیک ده بؤیرونده قیوریلیب.چ خومارلانیردی. ایشیق بو گون همیشهکیندن سئوینجلی ایدی. آناسی اونو چوخ تعریفلهمیشدی. او، آناسینا ایرچل بیشیرمهیه یاخشیجا کؤمک ائتمیشدی. بیرلیکده شیپ-شیرین بیر گون کئچیرمیشدیلر. ایندی او، یورولوب لاپ الدن دوشموشدو.
ایشیق توت چتیرینین آلتیندا یئنیجه مورگو دؤیمهیه باشلامیشدی کی، یارپاقلارین قفیل خیشیلتیسینا اویاندی. گؤزلرینی آچیب یئریندن ترپنمهدن دقتله اطرافی مشاهده ائتمهیه باشلادی. دوز قاباغیندا یارانان بوراغانین اؤزویله بیرگه ایکی دنه قوروموش یارپاغی سوپوروب گؤیه سوووردوغونو گؤردو. ایشیغین بوندان چوخ خوشو گلدی. او ایستهدی کی، یئنه بئله بیر صحنه اولسون. آنجاق پیشییین گؤزلری قورخودان بؤیوموشدو. آنا طبیعت ائله بیل ایشیغین اورهگیینی اوخودو. بیر آز آرا وئرن ساکیتلیکدن سونرا سرعتلی کولک داها گوجلو بوراغان یاراتدی. پیشیک جایناقلارینی آغاجین جادار گؤودهسینه کئچیریب اونو قوجاقلادی. ائله بیل گؤی اوزوندن خورطوما بنزر بیر قارا بولود آغزینی یئر اوزونه دیرهدی و آغاجلارداکی بوتون یارپاقلاری گؤیه سوووردو. کولک ائله سرعتله و های-کویله اسیردی کی، آغاجلار آجیقلاریندان باشلارینی یئللهییردیلر. توتون بوداقلارینداکی مئیوهلر تاپپیلتی ایله یئره تؤکولوردو. ایشیق بیلمیردی کی، هانسی بیرینی توتوب ساخلاسین. قیرمیزی اتهیینی آچیب اورا-بورا قاچیردی. توتلار اونون باشینا، اوزونه، کورهیینه هر یئرینه تؤکولوردو. کولهیین سرعتینه گوجو چاتمایان ایشیغین قانی قارالدی. هم ده آرتیق اونون آیاقلاری سؤزه باخمیردی. کولهیه قوشولوب قاچیردیلار. ایشیق ایکی الینی ان یاخین بوداقدان توتوب مووازینهتینی ساخلاماق ایستهدی. آنجاق بوراغان آلتدان یوخاری هر شئیی نئجه سوووردوسا، اوشاغین پنجهلری تورپاقدان آیریلدی. او، ساغا-سولا یئللهندی. قاسیرغا بیر آز دا حیرصلهندی. اوشاغین یاپیشدیغی بوداغی مؤحکم-مؤحکم سیلکهلهمهیه باشلادی.
ایشیق ایسه آجیقلا قیشقیردی:
-قورخمورام سندن! نه قدر ایستهییرسن جوش، بورول! منیم توتدوغوم بوداق سندن گوجلودور.
بونو ائشیدن قاسیرغا کوکرهییب آغاجی کؤکوندن ترپهتدی. آنجاق آغاج تمکینینی پوزمادی. او، ایشیغین قولاغینا اییلیب پیچیلدادی:
-پنجهنی کؤکلریمین اوستوندن آییرما. اوندا قاسیرغانین بیزه گوجو چاتماز. بالاجا قیزارمیش بارماقلارییلا بوداقدان یاپیشان ایشیق وار گوجویله آیاقلارینی یئره توخوندوردو. آغاجین کؤکونه قوووت گلدی. کولک هر شئیی آنلامیشدی. او سرعتینی آزالتدی. قاسیرغا ایسه یالنیز اؤزویله ییغدیغی چؤر-چؤپو آپارا بیلدی. پیشیک یئره ائندی، یئنه آغاجین دیبینده خومارلانماغا باشلادی.
آغاج ایشیغا دئدی:
-ساغ اول کی، منی قویوب، گئتمهدین. کؤکلریمی بالاجا پنجهلرینله قورودون.
چینارین سویو
دونیانین دوز اولمایان، سولارین بوز اولمایان واختی ایدی. بیزیم یئر کورهسینین قاباریق کؤکسونده شاهید داغلار لال-دینمز دایانمیشدیلار. سانکی اوزاقدان گلیب چیخماق بیلمهین قوناقلارینی گؤزلهییردیلر. بو داغلار اونلارا سؤیکهنیب دینجهلن یولچولارا گؤردوکلرینی ناغیل ائدیردیلر. بو احوالاتلاردان بیرینی اونلارین دیلیندن من ده ائشیتمیشم:
بؤیوک قافقاز داغلاریندان سود امن اولو چینار ائنلی یارپاقلارینی کنده چتیر توتموشدو. بو کندین آداملاری چوخ مِهریبان ایدیلر: تانیمادیقلاری آداملاری یولدا گؤرسهلر -خوش گلمیسینیز. بیر لوقما چؤرهییمیزدن کسین- دئیردیلر. یولدا اوشاق ییخیلسا، اونو ائوه آپارار کؤنلونو آلانا قدر بوراخمازدیلار. کیم تندیره چؤرک یاپسا قونشوسونو اونوتمازدی... کندین جاماعتی اولو چیناری دا چوخ سئویردی. او قدر چوخ کی، آند ایچنده -"چینار حاققی"- دئییردیلر. سؤز وئریب، عهد-پئیمان باغلایاندا آغاجین آلتینا گئدیردیلر.
بو یوردون جاوانلاری تئز-تئز داغا اودونا گئدردیلر. اونلارین آراسیندا ان گوجلوسو فرمان آدلی ائنلیکورک بیر پهلوان ایدی. اونون یاراشیغی، قدّ-قامتی دیللره داستان ایدی. اوستهلیک، بو جاوان یاخشیلیغینی دا بیر کیمسه دن اسیرگهمزدی. وفادا، صداقتده تایی-برابری یوخ ایدی. آناسی همیشه اونو عزیزلهینده "داغ چییینلیم" دئیهردی.
بیر دفعه جاوانلار سحر تئزدن فرمانی دا گؤتوروب اودونا گئدیرلر. یاراقلاری چییینلریندن آشیریب، زیروهیه ساری قالخیرلار. داغین سیخ مئشهلییینه چاتاندا یورولان جاوانلار چینارین کؤلگهلییینده اوتورورلار، آلتیندان قاینایان سویوق سویوندان ایچیب، سرینلهییرلر.
بیر آز زارافاتلاشاندان سونرا دوستلاری فرمانا دئییرلر کی، بو آغاجین ان یوغون بوداغینی کسه بیلسه، پهلوان لقبی اونا حالالدیر.
اوغلان باشینی قالدیریب، قونور گؤزلرینی قیییب عظمتلی آغاجین آسیمانی دلیب کئچن ان اوجا بوداغینا باخیر. آغاجین زهمی اونو توتور، بیردن قوللاری بوشالیر. بالتانی یئره قویوب فیکره گئدیر. -اونون گوجلو بوداقلارینا سنین تعریفلی قوللارینین گوجو چاتماز آی پهلوان!.. - دئییب دوستلاری گولوشورلر. اوغلان اونون پهلوانلیغینا سؤز دئین دوستلارینا درس وئرمک ایستهییر. او، بالتانی الینه آلیب بیر ضربهده آغاجین کؤکسوندهکی ان یوغون قولونو گؤوده سیندن آییریر. بو زامان مئشهنی قریبه بیر سس بورویور. قوشلار سمادا قیییه چکیرلر. هر یئر یارپاق سئلینه بورونور. پهلوانین جانسیز بدنینی گؤرن دوستلار حئیرتله و تلاشلا قاچیرلار.
گون قیزاریر، سارالیر، یئنیدن قیزاریر. آمّا داغ چییینلی اوغول ائوه قاییتمیر. آنا بالاسینین دالینجا باش یوخاری قالخیر. فهمی اونو چینارین یانینا گتیریر. قارا یوغون بوداغین آلتیندا اوغلونون یانا دوشموش آغ بوینونو گؤرن آنانین بیاض کالاغاییسی سوزولوب قارا تورپاغا دوشور. یاخینلاشیب دیز چؤکور، بالاسینین آلنینا تؤکولموش قومرال تئللرینی اوخشاییر. ائله بیر دیل دئییر کی، بو حادثهیه شاهید اولان داغلار یئریندهجه قورویور. بوتون کند داغدان گلن آها قولاق وئریر: "بو فرمانین آناسینین سسیدیر. هه، اودور قالخین داغا... داغا ساری، آی جاماعت...
آنا باشینی قالدیریب دقتله دؤورهسینده یارانان قلبهلییه باخیر، سونرا اوزونو چینارا توتور: "اولو چینار، آنام چینار بو میسماری سنه چاخیرام، سنه و بالاما باعث اولانلاری جزاسیز قویما!"
چینار بو حادثهدن او قدر غملهنیر کی، آلتیندان قاینایان سویوق بولاق دا قورویور. نسیللر دوشمن اولور. کندده هامی بیر-بیریندن کوسور، آغاجلار چتیرلرینی ییغیر، داها کؤلگه سالمیرلار. یولدان کئچن یولچولارا هئچ کیم سلام وئرمیر. ییخیلانی قالدیرمیرلار.
گونلرین بیر گونو، ساچلارینین سونونجو تئلی آغاراندا آنا آغاجین یانینا گلیر. اونون جادار گؤودهسینه قابار اولموش اللرییله سیغال چکیر. میسماری تاپیب چیخاریر و آلقیش ائدیر: "هر کسی باغیشلاییرام، سن ده باغیشلا. چتیرینی یئنه آچ کندین،اوستونه بولاغین گؤزونو قاینات، اولو چینار!.."
بو حادثهدن سونرا گئجه واختی داغدان بوز آیاقلی بیر آدام ائنیر کنده. او، ایکی دفعه آیاغینی آغاجین دیبینه وورور. همین یئردن بولاق قایناماغا باشلاییر. سونرا او آدام داغلارا چکیلیر چینارین سویو ایسه ایندی ده بوز کیمی سویوقدور. بوتون آزارلیلارا شفادیر.
فیللرین سلامی
بایرام عرفهسینده باکییا خاریجدن یئنی سیرک تروپپاسی گلمیشدی.
آیچیلین والیدئینلری بو تاماشایا بیلئت آلمیشدیلار. قیز سئوینیردی کی، وطنینده اولمایان حئیوانلاری جانلی گؤرهجک رئکلاملاردا دا ائشیتمیشدی کی، بو مؤحتشم سفرده هامی ایشتیراک ائدهجک - تا خورطوملودان توتموش هؤرگوجلویه قدر
سیرکین قاباغیندا - شیرین شکر اوشاقلار و اونلارین هیجانلی والیدئینلری تئاترین قاپیسینین آچیلماسینی گؤزلهییردیلر اینسانلار بیر آز تئز گلمیشدیلر کی، یولدا تیخاجا دوشوب تاماشایا گئجیکمهسینلر. نهایت، قیرمیزی-قارا فورمالی شخص چؤهرهسینده بؤیوک گولوشله سیرکین قاپیلارینی آچدی.
ایچیلین والیدئینلری یوخارییا آمفیتئاتر قورولوشوندا اولان زالا قالخیب نؤمرهلنمیش اوتوراجاقلارینی تاپدیلار. ایکی مین دؤرد یوز اوتوراجاغی اولان زال، دئمک اولار کی، دولموشدو. سیرک باشلادی. بورونلارینا قیرمیزی توپجوقلار تاخمیش کلوونلار آداملاری بیر آز ائیلهندیریب گئتدیلر و آت اوینادانلار گلدیلر. آغ دونلو، شوه ساچلی بیر قیز یهرسیز آتین اوستونده آیاق اوسته دایانمیشدی. بیردن او عضلهلری پاریلدایان کؤهلن آتین اوزهرینده سرعتله مئیدانچانی دؤوره وورماغا باشلادی. آرتیست هر دفعه آیچیلین قارشیسیندان کئچنده او، ائله بیلیردی کی، قیز ایندی تپسی اوسته آشاجاق. هیجانلانان آیچیل سانکی تیکان اوستده اوتورموشدو، آنجاق بو آرتیستین اوزوندکی ساکیت تبسّوم، هیجانسیز ایفادهنی گؤرندن سونرا او، بیر آز ساکیتلشدی. قیز ایسه جوربهجور آکروباتیک حرکتلر ائدهرک قیوراق آتین یهرسیز بئلینده گاه آتیلیب-دوشور، گاه دا اللرینی آچیب دیمدیک دایانیردی. سونرا او ائله آتین اوستوندهجه تاماشاچیلارا ال ائدهرک زالی ترک ائتدی. و بودور، آیچیلین ان سئودییی حئیوانلار فیللر آغیر-آغیر دایرهوی مئیدانا تشریف بویوردولار.
اوغلان باشینی قالدیریب، قونور گؤزلرینی قیییب عظمتلی آغاجین آسیمانی دلیب کئچن ان اوجا بوداغینا باخیر. آغاجین زهمی اونو توتور، بیردن قوللاری بوشالیر. بالتانی یئره قویوب فیکره گئدیر. -اونون گوجلو بوداقلارینا سنین تعریفلی قوللارینین گوجو چاتماز آی پهلوان!.. - دئییب دوستلاری گولوشورلر. اوغلان اونون پهلوانلیغینا سؤز دئین دوستلارینا درس وئرمک ایستهییر. او، بالتانی الینه آلیب بیر ضربهده آغاجین کؤکسوندهکی ان یوغون قولونو گؤوده سیندن آییریر. بو زامان مئشهنی قریبه بیر سس بورویور. قوشلار سمادا قیییه چکیرلر. هر یئر یارپاق سئلینه بورونور. پهلوانین جانسیز بدنینی گؤرن دوستلار حئیرتله و تلاشلا قاچیرلار.
گون قیزاریر، سارالیر، یئنیدن قیزاریر. آمّا داغ چییینلی اوغول ائوه قاییتمیر. آنا بالاسینین دالینجا باش یوخاری قالخیر. فهمی اونو چینارین یانینا گتیریر. قارا یوغون بوداغین آلتیندا اوغلونون یانا دوشموش آغ بوینونو گؤرن آنانین بیاض کالاغاییسی سوزولوب قارا تورپاغا دوشور. یاخینلاشیب دیز چؤکور، بالاسینین آلنینا تؤکولموش قومرال تئللرینی اوخشاییر. ائله بیر دیل دئییر کی، بو حادثهیه شاهید اولان داغلار یئریندهجه قورویور. بوتون کند داغدان گلن آها قولاق وئریر: "بو فرمانین آناسینین سسیدیر. هه، اودور قالخین داغا... داغا ساری، آی جاماعت...
آنا باشینی قالدیریب دقتله دؤورهسینده یارانان قلبهلییه باخیر، سونرا اوزونو چینارا توتور: "اولو چینار، آنام چینار بو میسماری سنه چاخیرام، سنه و بالاما باعث اولانلاری جزاسیز قویما!"
چینار بو حادثهدن او قدر غملهنیر کی، آلتیندان قاینایان سویوق بولاق دا قورویور. نسیللر دوشمن اولور. کندده هامی بیر-بیریندن کوسور، آغاجلار چتیرلرینی ییغیر، داها کؤلگه سالمیرلار. یولدان کئچن یولچولارا هئچ کیم سلام وئرمیر. ییخیلانی قالدیرمیرلار.
گونلرین بیر گونو، ساچلارینین سونونجو تئلی آغاراندا آنا آغاجین یانینا گلیر. اونون جادار گؤودهسینه قابار اولموش اللرییله سیغال چکیر. میسماری تاپیب چیخاریر و آلقیش ائدیر: "هر کسی باغیشلاییرام، سن ده باغیشلا. چتیرینی یئنه آچ کندین،اوستونه بولاغین گؤزونو قاینات، اولو چینار!.."
بو حادثهدن سونرا گئجه واختی داغدان بوز آیاقلی بیر آدام ائنیر کنده. او، ایکی دفعه آیاغینی آغاجین دیبینه وورور. همین یئردن بولاق قایناماغا باشلاییر. سونرا او آدام داغلارا چکیلیر چینارین سویو ایسه ایندی ده بوز کیمی سویوقدور. بوتون آزارلیلارا شفادیر.
فیللرین سلامی
بایرام عرفهسینده باکییا خاریجدن یئنی سیرک تروپپاسی گلمیشدی.
آیچیلین والیدئینلری بو تاماشایا بیلئت آلمیشدیلار. قیز سئوینیردی کی، وطنینده اولمایان حئیوانلاری جانلی گؤرهجک رئکلاملاردا دا ائشیتمیشدی کی، بو مؤحتشم سفرده هامی ایشتیراک ائدهجک - تا خورطوملودان توتموش هؤرگوجلویه قدر
سیرکین قاباغیندا - شیرین شکر اوشاقلار و اونلارین هیجانلی والیدئینلری تئاترین قاپیسینین آچیلماسینی گؤزلهییردیلر اینسانلار بیر آز تئز گلمیشدیلر کی، یولدا تیخاجا دوشوب تاماشایا گئجیکمهسینلر. نهایت، قیرمیزی-قارا فورمالی شخص چؤهرهسینده بؤیوک گولوشله سیرکین قاپیلارینی آچدی.
ایچیلین والیدئینلری یوخارییا آمفیتئاتر قورولوشوندا اولان زالا قالخیب نؤمرهلنمیش اوتوراجاقلارینی تاپدیلار. ایکی مین دؤرد یوز اوتوراجاغی اولان زال، دئمک اولار کی، دولموشدو. سیرک باشلادی. بورونلارینا قیرمیزی توپجوقلار تاخمیش کلوونلار آداملاری بیر آز ائیلهندیریب گئتدیلر و آت اوینادانلار گلدیلر. آغ دونلو، شوه ساچلی بیر قیز یهرسیز آتین اوستونده آیاق اوسته دایانمیشدی. بیردن او عضلهلری پاریلدایان کؤهلن آتین اوزهرینده سرعتله مئیدانچانی دؤوره وورماغا باشلادی. آرتیست هر دفعه آیچیلین قارشیسیندان کئچنده او، ائله بیلیردی کی، قیز ایندی تپسی اوسته آشاجاق. هیجانلانان آیچیل سانکی تیکان اوستده اوتورموشدو، آنجاق بو آرتیستین اوزوندکی ساکیت تبسّوم، هیجانسیز ایفادهنی گؤرندن سونرا او، بیر آز ساکیتلشدی. قیز ایسه جوربهجور آکروباتیک حرکتلر ائدهرک قیوراق آتین یهرسیز بئلینده گاه آتیلیب-دوشور، گاه دا اللرینی آچیب دیمدیک دایانیردی. سونرا او ائله آتین اوستوندهجه تاماشاچیلارا ال ائدهرک زالی ترک ائتدی. و بودور، آیچیلین ان سئودییی حئیوانلار فیللر آغیر-آغیر دایرهوی مئیدانا تشریف بویوردولار.
قدیم عرب شیخلرینی خاطیرلادان باشی چالمالی آرتیستلر شرق سیمفونییاسینین صدالاری آلتیندا زالین چئورهسینی فیللرله بیرگه فیرلانماغا باشلادیلار. سونرا بویونلارینا گول چلنگلری آسیلمیش بو فیللر اوتورانلاری سلاملالادیلا؛ اونلار جئنتلمئنلر کیمی بیر دیزلرینی یئره قویوب باش ایدیلر و خورطوملارینی یوخاری قالدیردیلار.
بو حرکتی آرتیستلرین گؤستریشیله فیرلاناراق بیر نئچه دفعه تکرارلادیلار. زالدان آلقیش سسلری قوپدو. آنجاق آناسی آیچیله طرف چئوریلنده اونون باخیشلارینین دوندوغونو گؤردو. آنا بئله باخیشلاری حیاتین هانسیسا درین بیر ائپیزودوندان حئیرتلهنن بؤیوک اینسانلاردا گؤرموشدو.
او، ناراحات اولدو و قیزینا دئدی:
-قیزیم، فیللر سنی سلاملاییر.
آیچیل فیکره گئتمیشدی. سوسوردو...
تاماشا بیتدی، آنا یولبویو قیزینین کدرلی اوزونه باخیردی. آنجاق هئچ نه دئمیردی. آخشام آیچیلین اوتاغینا کئچیب، اوندان نییه کئفینین اولمادیغینی سوروشدو:
-آنا، من بؤیوینده سیرکلری قاداغان ائدهجهیم.
-نییه، گونش قیزیم؟
-سن گؤرمهدین؟ صاحبلری فیللرین آیاقلاریندان نازیک کندیرله ووروردولار کی، اونلار باش اییب بیزی سلاملاسینلار. دونیادا کیمسه بئله سلاملاشماق اؤیرتمک اولماز آنا.
آنا اینجینمیش قیزینین بیلکلریندن اؤپدو:
-بو دونیانی سنین کیمی اوشاقلار خلاص ائدهجکلر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بو حرکتی آرتیستلرین گؤستریشیله فیرلاناراق بیر نئچه دفعه تکرارلادیلار. زالدان آلقیش سسلری قوپدو. آنجاق آناسی آیچیله طرف چئوریلنده اونون باخیشلارینین دوندوغونو گؤردو. آنا بئله باخیشلاری حیاتین هانسیسا درین بیر ائپیزودوندان حئیرتلهنن بؤیوک اینسانلاردا گؤرموشدو.
او، ناراحات اولدو و قیزینا دئدی:
-قیزیم، فیللر سنی سلاملاییر.
آیچیل فیکره گئتمیشدی. سوسوردو...
تاماشا بیتدی، آنا یولبویو قیزینین کدرلی اوزونه باخیردی. آنجاق هئچ نه دئمیردی. آخشام آیچیلین اوتاغینا کئچیب، اوندان نییه کئفینین اولمادیغینی سوروشدو:
-آنا، من بؤیوینده سیرکلری قاداغان ائدهجهیم.
-نییه، گونش قیزیم؟
-سن گؤرمهدین؟ صاحبلری فیللرین آیاقلاریندان نازیک کندیرله ووروردولار کی، اونلار باش اییب بیزی سلاملاسینلار. دونیادا کیمسه بئله سلاملاشماق اؤیرتمک اولماز آنا.
آنا اینجینمیش قیزینین بیلکلریندن اؤپدو:
-بو دونیانی سنین کیمی اوشاقلار خلاص ائدهجکلر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی
«محمد شیخی»
یاز گونو ، ائرته چاغی
بولبولوم ،، گزدی باغی
گولونو گورمک اوچون
تئلینی هورمک اوچون
اوزونو ووردو سویا ...
اوز گوزون بیرجه یویا
ووردو سو ، اللرینه ...
چکدی ال ، تئللرینه ...
اوچدو گولزاره ، ساری
دیندیره ، بلکه یاری ...
بولبول آواز ائلهدی ...
گولو چوخ ناز ائلهدی
باغدا ، آنلام یارانیب ،
گوزل ایلهام ، یارانیب
عئشقی دن ، اولدو هارای
بیر گوزل ، سئوگی سارای
یاشاییش اولدو عاشیق
باغچایا یایدی ، ایشیق
بیز ده خوش
دویمالیییق
سئوگییه ...
اویمالیییق
سئوگیسیز
اولسا ، یاشام
نهیینه من ،
یاراشام؟ . . .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«محمد شیخی»
یاز گونو ، ائرته چاغی
بولبولوم ،، گزدی باغی
گولونو گورمک اوچون
تئلینی هورمک اوچون
اوزونو ووردو سویا ...
اوز گوزون بیرجه یویا
ووردو سو ، اللرینه ...
چکدی ال ، تئللرینه ...
اوچدو گولزاره ، ساری
دیندیره ، بلکه یاری ...
بولبول آواز ائلهدی ...
گولو چوخ ناز ائلهدی
باغدا ، آنلام یارانیب ،
گوزل ایلهام ، یارانیب
عئشقی دن ، اولدو هارای
بیر گوزل ، سئوگی سارای
یاشاییش اولدو عاشیق
باغچایا یایدی ، ایشیق
بیز ده خوش
دویمالیییق
سئوگییه ...
اویمالیییق
سئوگیسیز
اولسا ، یاشام
نهیینه من ،
یاراشام؟ . . .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar