اولدوز و عروسک سخنگو (صمد بهرنگی)
ياشار داشت توی تاريك جنگل را نگاه می كرد كه چشمش افتاد به روشنايی ضعيفی كه از وسط گياهها يواش يواش به آنها نزديك می شد. به عروسك گفت: عروسك خانم ، آن روشنايی از كجا می آيد؟
عروسك نگاه كرد و گفت: كرم شب تاب است. او كرم مهربانی است كه توی تاريكی نور پس می دهد. مثل اينكه می آيد پيش ما. نمی خواهد ما توی تاريكی بمانيم.
عروسك و ياشار آنقدر صبر كردند كه كرم شب تاب نزديك شد و سلام كرد.
عروسك گفت: سلام ، كرم شب تاب. كجا می خواهی بروی؟
كرم شب تاب گفت: داشتم توی تاريكی جنگل می گشتم كه صدای شما را شنيدم و پيش خود گفتم « من كه يك كم روشنايی دارم ، چرا پيش آنها نرم؟»
عروسك تشكر كرد و ياشار را نشان داد و گفت: برای زخم ياشار مرهم درست می كنيم. پسر خوبی است. باش آشنا شو.
ياشار و كرم شب تاب گرم صحبت شدند. ياشار از مدرسه و قاليبافی و ننه و دده اش به او گفت ، و او هم از جنگل و جانوران و درختان و شبهای تاريك جنگل. عروسك گنده هم مرهم را كوبيد و حاضر كرد. بعد رفت از يك درختی ميوه ای كند و آورد. آبش را گرفت و با آب زخم ياشار را شست و تميز كرد.
چند دقيقه بعد خرگوش از راه رسيد. دو تا برگ نرم و پهن به دندان گرفته بود. آنها را داد به عروسك. وقتی چشمش به كرم افتاد ، سلام كرد و گفت: عجب مجلس دوستانه ای!
كرم شب تاب گفت: رفيق خرگوش ، من هميشه می كوشم مجلس تاريك ديگران را روشن كنم ، جنگل را روشن كنم ، اگر چه بعضی از جانوران مسخره ام می كنند و می گويند « با يك گل بهار نمی شود. تو بيهوده می كوشی با نور ناچيزت جنگل تاريك را روشن كنی».
خرگوش گفت: اين حرف مال قديمی هاست. ما هم می گوييم « هر نوری هر چقدر هم ناچيز باشد ، بالاخره روشنايی است.»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ياشار داشت توی تاريك جنگل را نگاه می كرد كه چشمش افتاد به روشنايی ضعيفی كه از وسط گياهها يواش يواش به آنها نزديك می شد. به عروسك گفت: عروسك خانم ، آن روشنايی از كجا می آيد؟
عروسك نگاه كرد و گفت: كرم شب تاب است. او كرم مهربانی است كه توی تاريكی نور پس می دهد. مثل اينكه می آيد پيش ما. نمی خواهد ما توی تاريكی بمانيم.
عروسك و ياشار آنقدر صبر كردند كه كرم شب تاب نزديك شد و سلام كرد.
عروسك گفت: سلام ، كرم شب تاب. كجا می خواهی بروی؟
كرم شب تاب گفت: داشتم توی تاريكی جنگل می گشتم كه صدای شما را شنيدم و پيش خود گفتم « من كه يك كم روشنايی دارم ، چرا پيش آنها نرم؟»
عروسك تشكر كرد و ياشار را نشان داد و گفت: برای زخم ياشار مرهم درست می كنيم. پسر خوبی است. باش آشنا شو.
ياشار و كرم شب تاب گرم صحبت شدند. ياشار از مدرسه و قاليبافی و ننه و دده اش به او گفت ، و او هم از جنگل و جانوران و درختان و شبهای تاريك جنگل. عروسك گنده هم مرهم را كوبيد و حاضر كرد. بعد رفت از يك درختی ميوه ای كند و آورد. آبش را گرفت و با آب زخم ياشار را شست و تميز كرد.
چند دقيقه بعد خرگوش از راه رسيد. دو تا برگ نرم و پهن به دندان گرفته بود. آنها را داد به عروسك. وقتی چشمش به كرم افتاد ، سلام كرد و گفت: عجب مجلس دوستانه ای!
كرم شب تاب گفت: رفيق خرگوش ، من هميشه می كوشم مجلس تاريك ديگران را روشن كنم ، جنگل را روشن كنم ، اگر چه بعضی از جانوران مسخره ام می كنند و می گويند « با يك گل بهار نمی شود. تو بيهوده می كوشی با نور ناچيزت جنگل تاريك را روشن كنی».
خرگوش گفت: اين حرف مال قديمی هاست. ما هم می گوييم « هر نوری هر چقدر هم ناچيز باشد ، بالاخره روشنايی است.»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
ریز علی خواجوی ( دهقان فداکار )حایاتدان کوچدو
ادبیات سئونلر بو ایتگینی ریز علی خواجوی نین عایله سیننه مییانا اهلی نه بوتون وطن داشلارینا تسلیت دئیب باش ساغلیغی وئریر .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ادبیات سئونلر بو ایتگینی ریز علی خواجوی نین عایله سیننه مییانا اهلی نه بوتون وطن داشلارینا تسلیت دئیب باش ساغلیغی وئریر .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر وسس : الماس شکاری
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعروسس : ممد آرازلی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
علی طالبی.amr
382.2 KB
شعر : جابر نوروزی
سس : علی طالبی قیه باشی
file:///C:/Users/Vaio/Desktop/علی طالبی.amr
سس : علی طالبی قیه باشی
file:///C:/Users/Vaio/Desktop/علی طالبی.amr
Audio
شعر وسس : یاشیل غفاری
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعر وسس : سازاق
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعروسس : سحر خیاوی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
https://t.me/Adabiyyatsevanlar