ادبیات سئونلر
3.13K subscribers
6.96K photos
2.45K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
نامه های «احسان طبری» به« ژاله اصفهانی»

1 اکتبر ۱۹۵۲ [9 مهر 1331]
 
ژاله ارجمند،
هنگامی‌که از ضیافتی که در آن یک‌بار دیگر افتخارِ دیدار سردارِ با عظمت جنبشِ نجات‌بخشِ بشر از قید اسارتِ سرمایه -ی.و.استالین* دست داد بازمی‌گشتم، نامۀ محبّت‌آمیز، به‌موقع و موثّرِ شما را دیدم که با شورِ درونی‌ام، مضامین‌اش هماهنگیِ شِگَرفی داشت.
ارزیابیِ شما دربارۀ آن‌که با پذیرشِ هیئت نمایندگی ایران در نوزدهمین کنگرۀ حزب کمونیست اتّحادِ شوروی -این فوروُمِ** پُر جلالِ صلح و خلاقیت-، به مبارزۀ خلقِ دلاورِ ما و نهضتِ نجات‌بخش اش ارزشی و ارجی داده شد، کاملاً صحیح است.
ما آن هیجان بی‌پایانی را که از مشاهدۀ کنگره و مقدّم بر هر چیز، از مشاهدۀ آموزگارِ عزیز و محبوبِ خود استالینِ کبیر حاصل کرده‌ایم، به محرّکِ نوینی برای فداکاری‌ها و هنرنمایی‌های باز هم بیش‌ترِ نهضت در راهِ صلح و دموکراسی مبدّل خواهیم ساخت.
ما آموزش‌های گران‌بهای کنگره را به چراغی فرا راهِ حزبِ خود، برای نیل به آرمان‌های روشنِ خویش تبدیل خواهیم نمود. هنگامی‌که به پیشوای بشریّتِ ترقّی‌خواه- استالین- می‌نگریستم، بارها در دل تکرار می‌کردم: اکنون در ایران هزاران زن و مردِ شرافت‌مند و مصمّم وجود دارند که حاضرند در راهِ تو و کارِ تو همه چیز و حتّی اگر لازم‌آید جان را نیز نثار کنند. این تنها وثیقۀ نجاتِ خلقِ ما از مذلّت و خفّتِ کنونی است.
ژاله گرامی، بسیار بسیار از تبریکِ شما که تبریک به خود و تبریک به خلقِ خود است، متشکرم. این‌را به همۀ رفقا ابلاغ کرده‌ام و تشکّرِ آن‌ها را نیز تقدیم می‌دارم.
پرویز
 
** فُوروم (forum) = تالارِ گفت‌وگو، گفتمان‌گاه، گردهمایی حقیقی یا مجازی.
* یُسِب بِساریُنیس دزِ جوغاشویلی (به‌گُرجی: იოსებ ბესარიონის ძე ჯუღაშვილი) مشهور به ژوزف ویساریونویچ اِستالین (به‌روسی: Иосиф Сталин) رهبر حزب کمونیست اتحاد شوروی پس‌از لنین و قهرمانِ جنگِ دوّمِ جهانی که به شکستِ فاشیسمِ هیتلری و نجاتِ بشریّت انجامید.  
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نامه های «احسان طبری» به« ژاله اصفهانی»

۵ نوامبر ۱۹۶۵ [14 آبان 1344]
 
ژاله عزیزم،
پس‌از بهترین درود به تو و بدیعِ عزیز و بیژن و مهردادِ گرامی.
افسوس شد که توقّفِ تو در این‌جا با مسافرتِ من روبرو شد. امیدوارم به تو در این‌جا خوش گذشته باشد‌. آذر و آذین ازتو خاطرۀ خوش دارند و نامۀ اخیرِ تو نیز این خاطره‌ها را تجدیدکرد. از قرآن‌خوانی در حجرۀ حقیر نگران نباش، زیرا به گفتۀ حافظ:
 صبح خیزی وُ سلامت طلبی چون حافظ
هرچه کردم همه از دولتِ قرآن کردم.
ولی نمی‌دانم کدام قرآن را می‌خواندی. ترجمۀ روسی کواچکوسی یا ترجمۀ فارسی پاینده.
باری، دربارۀ منظومه‌ای که همراه داشتی (و متاسفانه در آن ملاقاتِ کوتاه خانۀ رفیق پوریک* یادم نیست که از آن ذکر کرده باشی)، می‌توان از راهِ مکاتبه نیز گفت‌وگو کرد. اگر ممکن باشد منظومه را برایم بفرست و من نیز وعده می‌دهم که نظرِ خود را برای ژاله عزیز بنویسم.
آذر به تو سلامِ فراوان می‌رساند و می‌گوید حتماً با دیدن بدیع، عشق رقبایی از سرت پریده است... (من از موضوعِ این شوخی سر در نمی‌آوردم).
آذین و روشنک تو را می‌بوسند. همان‌طور که گفتم اگر اشعارِ اجتماعی خود را بفرستی در "مردم" یا "دنیا" یا "پیکِ ایران"** از آن استفاده خواهیم کرد.
یک‌بارِ دیگر درود و ارادتِ خود را به همۀ خانواده تجدید می‌کنم.
قربانِ تو - پرویز
 
* "پوریک" نامِ مستعار زنده‌یاد "محمّد پورهرمزان" (همسرِ ملکه محمدی)، مترجم برجستۀ آثار مارکسیستی که در تابستان سال 1367 سر به دار شد.
** "رادیو پیک ایران" از ۴سال پس‌از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ (1336) به‌عنوان بانگِ بلندِ مردم ایران علیه اختناق و کودتا به ابتکارِ حزب تودۀ ایران در آلمانِ دمکراتیک راه‌اندازی شد و تا سال 1355 در بلغارستان فعّال بود.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🖌 نقدی بر فرضیه «سفره یئددی‌سین»

«علیرضا صرافی»

اخیرا فرضیه‌ای مطرح شده که گویا در آذربایجان سفره نوروز را «سفره یئددی‌سین» یا «سفره برکتلردن یئددیسین» می‌گفتند و اصطلاح «سفره هفت‌سین» ترجمه ناشیانه‌ای از «برکتلردن یئددی‌سین» است.
این فرضیه توسط جناب آقای ناصر منظوری که خدمات فرهنگی ارزنده‌ای هم به ادبیات و زبان ترکی آذربایجانی نموده‌اند مطرح شده، اما علیرغم خدمات ایشان و ارادتی که شخصا خدمتشان دارم این مانع از نقد برخی نظراتشان نمی‌شود.
به طور مختصر به دو نکته اشاره می‌کنم:
🔹 نخست اینکه در آذربایجان سفره‌ای را که برای عید نوروز می‌چینند، نام‌هایی چون «بایرام سوفره‌سی» و «یئددی لؤون سفره‌سی» و اخیرا نیز در آذربایجان این سوی ارس اصطلاح فارسی «سفره هفت‌سین» رایج شده. بنده جایی را سراغ ندارم که در آنجا اصطلاح «یئددی‌سین سوفره‌سی» به‌کار رود. در هر دو سوی ارس چنین اصطلاحی رایج نبوده و نیست .
هیچ منبع مکتوب دیگری نیز نیافته‌ام که نام سفره نوروز را چنین ثبت کرده باشد. یقینا اگر چنین بود آقای منظوری بدان استناد می‌فرمودند.
🔹دوم اینکه تا پیش از استاد منظوری نیز در میان پیشکسوتان فولکلورپژوهش از سلام‌الله جاوید، صمد بهرنگی، عبدالعلی فرزانه، بگیرید تا پاشا افندیف، آزاد نبی‌اف، اهلیمان آخوندوف محمدحسین طهماسب و ... کسی به این اصطلاح «یئددی‌سین سفره‌سی» اشاره‌ای نکرده‌اند.
یعنی نه در ادبیات زنده شفاهی و فولکلور مردم، نه در آثار مکتوب علمای و فعالین این بخش اشاره‌ای به این اصطلاح نیست.
نتیجه اینکه اگر چنین اصطلاحی وجود نداشته پس ترجمه ناشیانه اصطلاح ناموجود نیز موضوعیت نخواهد داشت.

🔸اما در اینکه محتوای سفره عید نوروز نمادهایی از برکتهای روی زمین بوده کاملا با استاد منظوری موافقم. در سفره عید منزل ما نیز مرحوم مادرم مقداری تخم‌مرغ رنگی ، برنج و عدس و ماش و یک کاسه آب (ماهی بعدا اضافه شده است) قرآن و آینه و سمنو و سبزه و نان می‌چیدند.
در برخی جای‌ها از جمله ارومیه و یکانات مرند به این سفره «یئددی لؤون سوفره‌سی» (سفره هفت رنگ) میگفتند.
اصطلاح سفره هفت‌سین و گشتن به دنبال هفت چیزی که با حرف سین شروع شود بعدها و تحت تاثیر تبلیغات رادیو تلویزیون و با توسعه فرهنگ حاکم در آذربایجان نیز به تدریج رایج شد و تدریجا برنج و ماش و عدس و نان از این سفره حذف و جای خود را به سیب و سکه و سیر و ... داد.

گفتنی‌است که در علوم مختلف هر فکر و فرضیه‌ای می‌تواند مطرح شود اما طرح علمی و‌ ارائه مستندات آن و اثبات‌پذیر بودنش، و نهایتا اتفاق و اجماع نظر علمای آن رشته است که به تایید قطعی آن فکر و ایده منجر می‌شود.
بنده به غیر از خود استاد منظوری، فرد دیگری را نیز از اساتید فولکلورشناس سراغ ندارم که فرضیه «یئددی‌سین سوفره‌سی» را تایید کرده باشد.
شاید بیست سالی از طرح این فرضیه می‌گذرد، اما به جز تکرار مکررات عین نظریه جناب منظوری توسط هواداران ایشان در فضای مجازی هنوز یک مقاله دال بر تحکیم مبانی آن باشد و چیزی بر آن بیافزاید نوشته نشده است.
و این واقعیات اعتبار نظریه «یئددی‌سین» را به جد زیر سوآل می‌برد.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نقدی بر فرضیه  «سفره یئددی‌سین»

«علیرضا صرافی»

اخیرا فرضیه‌ای مطرح شده که گویا در آذربایجان سفره نوروز را «سفره یئددی‌سین» یا «سفره برکتلردن یئددیسین» می‌گفتند و اصطلاح «سفره هفت‌سین» ترجمه ناشیانه‌ای از «برکتلردن یئددی‌سین» است.
این فرضیه توسط جناب آقای ناصر منظوری که خدمات فرهنگی ارزنده‌ای  هم به ادبیات و زبان ترکی آذربایجانی نموده‌اند مطرح شده، اما علیرغم خدمات ایشان و ارادتی که شخصا خدمتشان دارم این مانع از نقد برخی نظراتشان نمی‌شود.
به طور مختصر به دو نکته اشاره می‌کنم:
🔹 نخست اینکه در آذربایجان سفره‌ای را که برای عید نوروز می‌چینند، نام‌هایی چون «بایرام سوفره‌سی» و «یئددی لؤون سفره‌سی» و اخیرا نیز در آذربایجان این سوی ارس اصطلاح فارسی «سفره هفت‌سین» رایج شده. بنده جایی را سراغ ندارم که در آنجا اصطلاح  «یئددی‌سین سوفره‌سی» به‌کار رود. در هر دو سوی ارس چنین اصطلاحی رایج نبوده و نیست.

بو یازینین آردینی ادبیات سئونلرکانالیندا اوخویون.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعیر:«کۆیولو نجاری سعید»
ایفا:«مینا پورحیدر»

بوُ قالا بیزیم قالا،
اوْد اۆستونده اوْد قالا.
بۆتون آغریلاریمیز
اوْدون اوْلسون توْنقالا!

 https://t.me/Adabiyyatsevanlar
همت شهبازی‌نین "بولود قونور گؤزلرینه" شعر کیتابی تبریزین آیدین ساو نشریاتی طرفیندن چاپ اولدو.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
#بولود_قونور_گؤزلرینه شعر کیتابی چاپ اولدو.

#همت_شهبازی‌ نین «بولود قونور گؤزلرینه» #شعر کیتابی تبریزین «آیدین ساو» نشریاتی طرفیندن چاپ اولدو.

ایندییه‌دک #تنقید و تنقیدچیلیک ساحه‌سینده مختلیف اثرلر و مقاله‌لر مؤلفی اولان شاعیر-یازیچی، بو دفعه 1370 دن 1380.جی اون‌ایللیک آراسیندا یازدیغی شعرلریندن سئچیم ائده‌رک #شعر_توپلوسو مؤلفی کیمی چیخیش ائتدی. شاعیر، شعر کیتابینا یازدیغی اؤن‌سؤزده اوغراشدیغی تنقید ساحه‌نی اونوتمایاراق یئنه ده او دؤور شعریمیزین سوردویو یوللاری قیساجا ایشیقلاندیریر. او، تنقید ساحه‌سینه استقامت‌لنمه سبب‌لرینی و تنقیدله اوغراشدیغی سببدن شعرلری‌نین چاپ اولماسینی ایکینجی درجه‌لی اهمیته بوراخدیغینی دا آچیقلاییر:

1371ده #دکتر_براهنی‌نین چاپ اولان اوچ جیلدلیک «طلا در مس» آدیندا تنقید کتابینی دا اوخودوم. بو کتاب منده #آنا_دیللی ادبیاتیمیزدا تنقیدین بوشلوغونو، و بو بوشلوغو دولدورماق دویغوسونو اویاتدی. بو دویغونو گوج‌لندیرن باشقا بیر عامیل ده اولدو. ادبی ییغینجاقلاردا فارس دیلینده یازان فارس اؤیرنجی‌لری‌نین قیجیقلاندیریجی دوشونجه‌لری. اونلارین بیری‌نین وئردییی سوال اون ایل منیم قولاغیمدا جینگیلده‌دی:

«تورک دیلینده ده شعر یازماق اولارمی؟»

بو کیمی تحقیر ائدیجی سورغولارا جاواب آختارماق اوچون همت شهبازی داها چوخ تنقیدله اوغراشدی؛ بو مسئله اونون شعرلری‌نین چاپ اولماسینی آرخا پلانا سالاراق گئجیکدیردی. اؤزو یازمیشکن: «تنقید موضوعسونا بیرینجی درجه‌ده اؤنم وئرمک، شعر کتابیمین چاپ اولماسینی ایکینجی و اوچونجو درجه‌لی اهمیته چئویردی».

اؤنم وئردییی تنقیدی آراشدیرمالارینی چاپ ائتدیردیکدن سونرا آرخایین‌لیغا چیخان یازار، شعر کیتابینی چاپ ائتمه‌یین واختی چاتیبدیر دئیه اونلاری چاپ ائتمک قرارینا گلدیینی ده وورغولاییر. بئله‌لیکله «بولود قونور گؤزلرینه» ایلک شعر توپلوسو، شاعیرین یوخاریدا قئید اولان ایللرده‌کی شعرلرینی چئوره‌یه‌رک سیرا ایله یازی تاریخ‌لری ایله چاپ اولوبدور. 🌿 ۱۴۰۱/۱۲/۲۴ 🌿

آیدین ساو نشریاتی
گرافیست: آتابای

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی

اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا  .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
اومای خانیم
ترافیک قایدالاری

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
«اومای خانیم»

اوشاقلاریمیزا آلدیغیمیز دوغوم گونو کادولارین ایلکلریندن بیری بیسیکلت دیر. سئوینج، هیجان، اومید و گؤزل حیس‌لرایله نئجه سورمک‌لرینی اؤرگه‌دیریک، دفعه‌لرجه ییخیلیب آیاغا قالخیر بالامیز.
بیراز بؤیویور و آرتیق بیز اولمادان، تک‌باشینا کوچه‌ده، خیاوانلاردا سورمه‌یه باشلاییر.
و ائله بوزامانداندیر کی، بیزیم او گؤزل حیس‌لریمیز، یئرینی نیگرانلیغا و قورخویا وئریر.
بالامیز بیسیکلت‌ایله ائشییه چیخدیغیندا، ائوه قاییدانا کیمی بیزیم ایچیمیز ایچیمیزی یئییر: «آماندی گؤره‌سن خیاوان‌دا سوره‌جک یا قالدیریم (پیاده‌رو) دا؟!
دفعه‌لرجه تاپشیرمیشام آماندی خیاوان‌دا سورمه‌سین، ماشین ده ییر، آما صاحاب‌سیز بو شهرده قانون یوخدورکی، قالدیریم‌دا موتورچولاردان آمان یوخدور، گؤره‌سن باشیمیزا نه گله‌جک؟ بالام بوگون ساغ سالیم ائوه دؤنه‌جک؟...»
بیر ایکی بؤیوک شهرلرین بعضی خیاوان‌لارین‌دا بیسیکلته اؤزل یول آییریب‌لار، آما اونلاردا‌ دا موتورچولاردان آمان یوخدور.
بیسیکلت سورمه‌یه اؤزل یول یوخدور، یول اولسا قانون یوخدور، قانون اولسادا قانونو یئریده‌جک نظارت یوخدور، نظارت اولسا دا فرهنگ یوخدور.  بونلارین هامیسی‌ایله بیرلیکده فرهنگی آلت‌یاپی (زیرسازی) گرکیر، و بونا دا اؤیره‌تیم و آموزش گرکیر. و بونلارین هامیسیندان اؤنجه گرکن مسئله و شرط، دموکراتیک حکومت و ملت آراسیندا ایکی یؤنلوک اطمینان، گووَن و اعتماد گرکیر.
آلمان اؤلکه سین‌ده بو باره‌ده اولان قانونا بیر گؤز آتاق:
_ اوشاق‌لار ۸ یاشا قدر ساده‌جه (فقط) قالدیریم‌دا بیسیکلت سوره بیلرلر.
بیر یئتکین (۱۶ یاش‌دان یوخاری)، بیسیکلت‌ایله بو اوشاغین یانیندا قالدیریم‌دا سوره بیلر.
آما بو قایدالار گئچرلی‌دیر:
۱. قالدیریم‌داکی انسانلاری خطره سالمایین.
۲. قالدیریم‌داکی انسانلارین سرعتی‌ایله بیسیکلت سورون.
۳. هر تقاطع دا ترافیک ایشیقلارین قانونونا اویاراق خیاواندان گئچین.

_ ۸ و ۱۰ یاش آراسیندا اوشاقلار قالدیریم‌دا بیسیکلت سورمه‌یه دوام ائده بیلرلر، آما خیاوان‌داکی بیسیکلته‌ اؤزل یول‌دا دا آرتیق سوره بیلرلر.
آما بیر یئتکین بو یاش‌دا اولان اوشاق ایچون قالدیریم‌دا بیسیکلت سورمه‌یه ایزینی یوخدور.  ۱۰_۸ یاش آراسی اولان اوشاق قالدیریم‌دا سوردوغونده، یئتکین گرک بیسیکلته اؤزل یول‌دا سورسون.

_ ۱۰ یاشین‌دا بیسیکلت سورن اوشاق‌لار، ترافیک قایدالاری باخیمین‌دان یئتکین بیسیکلت سورن ساییلیرلار، یانی یئتکین لر ایچون گئچرلی اولان قایدالار ۱۰ یاش دان یوخاری اولان اوشاقلار ایچون ده گئچرلی‌دیر. بو یاش‌دان اوشاق‌لارین قالدیریم‌دا بیسیکلت سورمک‌لری یاساق‌دیر.
بو یاش‌دا بوتون اوشاقلار مدرسه‌ده بیسیکلت سورمک درسینی آلیب و  سیناوین‌دا باشاریلی اولوبلار. بو ندن‌ایله آرتیق ترافیک قایدالارینی بیلیرلر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی

آذربایجان افسانه لری

سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جم‌نژاد»

حالواچی شاهزاده۲

👨
گئجه کئچمیشدی. پادشاه گؤردو قوللوقچولار تار قاوال لا گلدیلر. اوغلان دئدی: گئدین خانیما دئیین بو گئجه قوناغیم وار، گلنمرم. کنیزلر گئدیب خانیما خبر وئردیلر. خانیم دئدی: گئدین دئیین: قوناغیوا دا قوربان اولوم، اونو دا گتیر. اوغلان پاشاه لا قیزین یانینا گلدیلر. پادشاه گؤردو قارداشینین قیزی بزنیب، دو٘زنیب، اوتوروب. قیز دئدی: درویش بابا نیه گؤزووو زیلله ییبسن منه؟ نوکرلرین، کنیزلرین یانینا گئت. سونرا کنیزلره دئدی: آی قیزلار بیر آز سو٘موکدن زاتدان وئرین، گمیرسین. پادشاها پیچاق وورسایدین قانی چیخمازدی. نوکرلرین یانینا یاتماغا گلدی. آما یوخو گلمیردی! سحره جان بو او٘زدن او او٘زه چؤندو. سحر تئزدن اوغلان پادشاهی سسله دی،  درویش بابا دور گئده‌ک، بئواختدی. ایندی اوستا گلر منه ساواشار، من هله حالوا دو٘زلتمه‌میشم. دوروب گلدیلر تو٘کانا. اوغلان دئدی: درویش بابا کمک ائله  حالوانی چالاق، سونرا گئت.
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی

آذربایجان افسانه لری

سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جم‌نژاد»

حالواچی شاهزاده۲

👨
گئجه کئچمیشدی. پادشاه گؤردو قوللوقچولار تار قاوال لا گلدیلر. اوغلان دئدی: گئدین خانیما دئیین بو گئجه قوناغیم وار، گلنمرم. کنیزلر گئدیب خانیما خبر وئردیلر. خانیم دئدی: گئدین دئیین: قوناغیوا دا قوربان اولوم، اونو دا گتیر. اوغلان پاشاه لا قیزین یانینا گلدیلر. پادشاه گؤردو قارداشینین قیزی بزنیب، دو٘زنیب، اوتوروب. قیز دئدی: درویش بابا نیه گؤزووو زیلله ییبسن منه؟ نوکرلرین، کنیزلرین یانینا گئت. سونرا کنیزلره دئدی: آی قیزلار بیر آز سو٘موکدن زاتدان وئرین، گمیرسین. پادشاها پیچاق وورسایدین قانی چیخمازدی. نوکرلرین یانینا یاتماغا گلدی. آما یوخو گلمیردی! سحره جان بو او٘زدن او او٘زه چؤندو. سحر تئزدن اوغلان پادشاهی سسله دی،  درویش بابا دور گئده‌ک، بئواختدی. ایندی اوستا گلر منه ساواشار، من هله حالوا دو٘زلتمه‌میشم. دوروب گلدیلر تو٘کانا. اوغلان دئدی: درویش بابا کمک ائله  حالوانی چالاق، سونرا گئت. پادشاه او٘زونه گتیرمدی، حالوانی چالدی، قویوب گئتدی. او بیری قارداشینی دا چاغیریب اولانلاری دئدی. گئجه ایکیسی بیرگه دوروب حالواچی‌نین توکانینا گلدیلر. اوغلان گؤردو بو گئجه درویشین یولداشی دا وار. دئدی: بیرینیزه زوراکی یئر اولوردی، ایکی نفره یئر یوخدو، دورون آیری یئره گئدین. پادشاه دئدی: آلله دان اوتری یئر وئر یاتاق. باشقا یئریمیز یوخدو. بیر بوجاقدا سیخیلیب یاتاریق. اوغلان دئدی: اولسون، گلین ایچری. گئنه یاری گئجه قوللوقچلار تار قاوال لا یولدان  یئتیشدیلر.
تار چالاق، قاوال چالاق
آیاق ووراق، چپیک چالاق
حالواچی توکانینا گئده‌ک
آی حالواچی گل، گل دئیک
بیزیم گوزل خانیمیمیز
سنی ایستییب.
اوغلان دئدی: گئدین خانیما دئیین بو گئجه ایکی قوناغیم وار. گله بیلمرم. قوللوقچولار گئدیب قاییدیب دئدیلر: خانیم دئییر هر ایکی قوناغیوا دا قوربان اولوم. دور گل یانیما. لاغیم دان کئچیب قیزین اوتاغینا چیخدیلار. قیز دئدی: درویش بابالار، نوکرلر کلفتلر اوبیری اتاقدا یاتیبلار. گئدین اوردا یاتین. پادشاه لا قارداشی گئتدیلر. سحره جان گؤزلرینه یوخو گیرمدی.
آردی وار...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی

تاپماجا مندن تاپماغی سندن


1-تاپ بوندی تاماجا آیاقلاری یاپاجا؟

2-آغ طاس ؛ قیزیل طاس
          بیرین گؤتور ؛ بیرین آس
؟



3-اوندیرکی:«آخشام گئده ر؛سحرگله ر »؟

ج1-فیل
ج2-آی و گون
ج 3-گونش
 
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی

باغچامیزا گلدی باهار
اوخویور: ائلیار سعید اردبیلدن
کپنک‌لر یاریشی‌نین موکافاتلاندیرما تؤره‌نینده
تبریز 1401/12/19

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from فاطمه محمودی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی
«کارتون»

اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا  .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
گلین دوسلاریمیزا، بالالاریمیزا بایراملیق تورکی کیتابدا وئره ک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دونیا سندن کیملر کئچدی!
سوسن نواده رضی 1401-1341

"اؤلوم آتی یوگرک اولور"

آلدیغیمیز آجی خبره گؤره دگرلی یازیچی، شاعیر و فولکلورچو، ائل بیلیمی مؤسسه‌سی‌نین مدیره هئیتی‌نین  رئیسی «سوسن خانیم نواده رضی» بوگون 1401/12/25 تبریز شهرینده  ایشیقلی دنیایا گؤز یومدو.
«سوسن خانیم» فارسجا و تورکجه گؤزل شعرلریله بیرلیکده فولکلور ساحه‌سینده ده بیر چوخ چالیشمالاری و یازی‌لاری اولموشدور. او  فولکلورچو قادین‌لار گروپونون دا قوروجوسو و یؤنه‌تیجیسی ایدی. کئچن ایلدن باشلایان کانسر ندنی ایله آیلار آغیر معالجه‌لره معروض قالمیش، تبریز و زنجان شهرلرینده مختلف درمان مرحله‌لرین کئچیرمیشدیر.  سون آیا قدر تام گوجلو روحیه ایله مبارزه ائتدیگینه رغما نهایت معروض قالدیغی خسته‌لیگین قارشیسیندا یئنیلرک الیمیزدن گئتدی.
ادبیات سئونلر بو کدرلی آیریلیغی اورک ائویندن نواده رضی عایله‌سینه، سوسن خانیمن دوسلارینا، قلم‌داش‌لارینا، ائل بیلیمی موسیسه‌سینه، سانجاق درگی‌سینه، آذربایجان خالقینا، ادبیات سئونلر عاییله‌سینه باش ساغلیغی وئریر.

ادبیات سئونلر  1401/12/25

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«سۇسن_نواده‌رضی»

اۇمۇدۇمدا چیلله گئجه‌سی
اللریم خزل سپیلیر پایێزلێغێما؛
بَـهارین اوْلارام بایرامێم اوْلسان
و اۇلدۇزلۇغۇنۇ سایرێشارام


هله یاشایێرام
هله اؤلمه‌میشم گۆمان
نمنیه
نسه‌لر اۇمۇرام نسه‌لردن هله...
بلکه ده
یاشاماق اؤلمه‌گین او بیری اۆزۆدۆر؟!


اۆره‌گیمده دنیزلر چاخناشماسێ وار
اوْوجۇمدا بالێق‌دێر چابالێر، سئوگی.
قوْینۇم سێخ قۇجاقلاشماغا دارێخێر
دوْداقلاریم،
سحرین گۆزگۆسۆنده، گۆلۆن گۆلۆشۆ.


گؤزلرین سێررینی بیلمه‌دیم
اکدیکلریم جۆجرمه‌میش سوْلدۇ ندنسه
بَـهارین اوْلاجاقدێم بایرامێم اوْلسایدێن.

زمان شاشێردێجێ عنصردور
انسانلار ایسه
آجی و سوْیۇق دۇرلار.

باشێمێ قارا- قارا فاجعه‌لر یاغمالاسا دا
کؤکسۆم هله ده
یێرغالانێر یاشێل- یاشێل دۇیغۇلار قوْینۇندا.
نفس چکنده نوْلاااار؟!
بلکه ده
ایللردیر اؤلمۆشۆک...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«سحر_خیاوی»

ای وای گلین باجی
«سوسن نواده‌ رضی‌نین یاشیل روحونا سونولور»

دونیام اوچولدو،گلدی غریب های گلین‌باجی
ای وای دئدیم، بؤیوک باجیم، ای وای گلین‌باجی

خاطیرله‌دیم سوسوز، تپی‌یَن دیل- دوداغینی
زَهر اولدو،ایچمه‌دیم کی شیرین‌چای گلین‌باجی

ائرکن گلیب پاییز نییه سولدوردو باغچامی؟!
گئتمک اوچون تَلَسدی نه دن یای، گلین باجی؟!

سرسَم گئدیر باشیم، آه اینانمیر بو نیسگیلی
دئپرم قوپوب،آچیلدی بویوک فای گلین‌باجی

بوندان بئله گولوم بو اوره‌ک اولدو قورخولو
دیکسیندیرر اونو قورو بیر های گلین‌باجی

شعر و ادب باغی ایتیریب دیر دادین- دوزون
یوخدور کی باغمانی سنه همتای، گلین‌باجی

سانجاق قالیب یتیم، گَل سیغاللا باشین- گؤزون
یوخسا اؤزوم چالیم سنه لای- لای، گلین باجی


اولدوزلاریلا- گؤی، گئجه‌نی بیرگه آغلاشیب
قول بوینونا سالیب گونشین آی، گلین‌باجی

آرزوم بو ایدی بلکه سنه بیر کیتاب سونوم
افسوس بو مرثیه‌مدی سنه پای، گلین‌باجی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar