ادبیات سئونلر
3.13K subscribers
6.96K photos
2.45K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
اوشاق ادبیاتی

«حسین منزوی»

اویان دره بویان دره
گلین گئدک گئچنلره
گلین گولک،گلین دیاق
گل اوخویاق گل اوینایاق

اویان قارا، بویان قارا
قارانتی‌نین تئلین قارا
تاراق گتیر تاراقلیاق
تاراقچی‌نی سوراغلیاق

هاردا قالیب سوراغچی‌لار
ائل بزه‌ين تاراقچی‌لار
تاراق دگیل پیچاقدی بو
پیچاق دگیل اوراقدی بو

پیچاق سو ایچدی ایچمه دی
اوراق کوت هلدی بیچمه دی
بیچینچی لر قوجالدیلار
اکینچیلر گیجالدیلار

گیجالتما دوتدو باغلاری
ورم قوجالتدی داغلاری
داغین باشی آغ آپباغی
بسدی فلک گل آشاغی

گل آشاغی دولان گؤرک
دولان گؤرک کیمن فلک
آی فلکین فلک لری
قانلا دولو اتک لری!

قان آغلاغی اتک -اتک
قان ایزینی دوتاق گئدک
گئدک گؤرک یولدا نه وار؟
ساغدا نه وار سولدا نه وار؟

سولدا نه واردی؟  تنگه لر!
ساقدا نه واردی؟  دؤنگه لر!
دؤنگه‌لرین دؤنرگه‌سی
اولوم ایتیملی جرگه‌سی

باغچالاری گول آچمایان
اوشاق لاری  دیل آچمایان
اولوم فلک ایتیم فلک !
گؤروم قالان یتیم فلک

یتیم گؤز آچدی آغلادی
دیزلرینی قوجاقلادی
طیفیل بالام گل آغلاشاق
قول بویونا قوجاقلاشاق

قوجاق-قوجاق قوجالمیشق
لاپ قورو یئرده قالمیشیق
کیم ایسته‌ییب بیز قییدک
گلن یولو بیر ده گئدک؟

نفس-نفس هسه‌کلی‌یک
اوشاق کیمی،  ایمکله‌یک
ایمک دئمه، یئمک دئمه
سؤزلریمه دئمک دئمه

دال اگیلیب، بئل بوکولوب
قاش آغاریب، دیش تؤکولوب
اویان قله،  بویان قله
گون ساییریق اؤلوم گله

آی اؤلومون ملکه‌سی
گلیر قانادلارین سسی!
یاواش-یاواش باتیر سسیم
گلیر، گلنمیر نفسیم

قارانتیلار، غلیظله‌نیر
یورولموشام،یوخوم گلیر
آی یوخونو سورن کیشی
سورچیلرین بگنمیشی

اویان قارا،  بویان قارا
آپار منی دومانلارا..

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«عاشیق حسین_جوان»

دؤیوشلرده برکیمیشم، بیشمیشم،
قورخو نه‌دیر، اؤلوم نه‌دیر، بیلمه‌رم.
آنامین سودونه من آند ایچمیشم،
وطن آدین اوره‌ییمدن سیلمه‌رم.

آزادلیق اوغروندا قانیم تؤکولسه،
مزاریم اوستوندن یوللار چکیلسه،
ساچلاریم آغارسا، بئلیم بوکولسه،
دوشمنه باش اَییب سجده قیلمارام.

شیرین آرزولاریم یئرین آلماسا،
وطنیم ذلّتدن آزاد اولماسا،
خالقیم سئوینمه‌سه، ائلیم گولمه‌سه،
اورکدن شاد اولوب من ده گولمه‌رم.

شفق اولوب اورکلره تؤکوللم،
چینار اولوب یوللار اوسته اکیللم،
بوداق اولوب یارپاقلارا بوکوللم،
شوهرت جوبّه‌سینه من بوکولمه‌رم.

چیخیب ساوالانا، یوردوما باخسام،
تبریزین کؤکسونه اولدوزلار تاخسام،
ظفر نغمه‌سینی زیلدن اوخوسام،
من «حسین جوانام» ناکام اؤلمه‌رم...


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
طرح جدید زاکانی: اخذ عوارض از قبرها در تهران!

طنز:« بویوک آغا افندی»
په اتونان مملکت سلطاندیرکی تولید ائدیر.

دونیانین اویونلارینا لعنت اولسون
بیرزمان قراردی نفت، گاز، سو، برق، بهداشت، درمان، آموزش پرورش... مجانی اولسون، ایندی ایش اورا یئتیشیب کی اولولردن ده مالیات  عوارض آلیرلار قول وئریرم بئله گئتسه گلن ایلدن اولولریمیزی آتا جاغیق وانتین دالینا گئجه قارانلیق دا گیزلینجه آپاریب  چول بایردا بیر طرف ده  قاچاغی باستیراجاغیق. من بیر سوزدو دئدیم اینانیرسان اینان، اینانمیرسان ایناما بئله گئتسه سلطان سکه،سلطان ارز...دن سونرا اولولرینده  سلطانی اولاجاق... په اتونان مملکت سلطاندی کی تولید ائدیر.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نامه های «احسان طبری» به «ژاله اصفهانی»

بومکتوبلارین موضو لاری تام ادبیات دیر خصوصیله تنقید ادبیات سئونلر بو آچیدان(ادبی تنقید) باخیمیندان  بو نامه لرین هرهفته چهارشنبه گونوبیرینی نشر ائده جک اومود ائدیریک سایین اوخوجولاریمیزا فایدالی اولا.



https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نامه های احسان طبری به «ژاله اصفهانی»

«نامه شماره 4»بدون تاریخ (فایل ۴۷)
                         
دوستِ ارجمند،
در تلاشِ یافتنِ فرصتی مساعد و مناسب برای نگاشتنِ پاسخی به‌تفصیل به نامۀ اخیرتان، اصولاً هرگونه نامه‌نویسی ولو به ایجاز فراموش شد. این یک غفلتِ حسابی بود که اُمید است با خُلقِ کریمِ خود عفوش کنید. یادآوری رفیق ممّداُف مرا از غفلت به‌درآورد.
اکنون نیز که این نامه را می‌نویسم، متاسفانه نمی‌توانم به وعده وفا و قصدِ خود را اجراء کنم، یعنی دربارۀ مطالبی که قراربود نظرِ خود (را) راجع به آن‌ها بنویسم اظهارنظری نمایم، ولی عجالتاً و به‌رسمِ علی‌الحساب دربارۀ برخی‌از نکاتِ مربوط به شکل و مضمونِ شعرِ معاصرِ فارسی، عقایدِ خود را بیان می‌دارم.
 
۱- آیا مضمون در شعرِفارسی باید تغییرکند و در چه جهت باید این تغییر صورت گیرد؟
طبیعی است مضمون باید در شعرِ فارسی تغییر کند و باید پای‌بندهای مضامین خشکیده و منجمد که شاعر، بلااراده آن‌ها را ردیف می‌کند و تشابیه و تعابیر و استعارات و نکات و دقایقِ مکرّر و مبتذل (که از بس‌که بازگو کرده‌اند، شیرۀ جان‌شان را مکیده‌اند)، مانعِ اوجِ آزادانۀ پندارِ شاعر در فضای واقعیت و زندگیِ معاصر نشود.
کلاسیک‌های نابغۀ ما در بیان و بسطِ اندیشۀ شاعرانۀ خود از زمزمِ برکت‌بخشِ زندگی و واقعیتِ زمانِ خود فیض می‌گرفتند. اشعارِ آن‌ها سرشار از رنگِ زمان وُ مکان است. مفهومِ زیبایی، تقوا، زندگی، کین، عشق، اندوه و غیره همه دارای رنگِ دورانی است که شاعرِ وصّافِ این مفاهیم در آن دوران می‌زیسته است. هر شاعر باید نغمه‌سُرای زمانۀ خود باشد و مارشِ ظفرنمونِ تاریخ زمانِ خود را با تمام آن تنوّعِ شِگَرفی که خاصّ ِزندگی است، و درکِ عمیقِ خصوصیّاتِ آن منعکس نماید. (این انعکاس تابع تئوریِ مارکسیستی -لنینیستیِ انعکاس است. یعنی انعکاس از واقعیّت، نه پندارهای ناخوش یا تخیّلاتِ غیرواقعی).
در انعکاسِ واقعیتِ زمانۀ خود، شاعر باید دو عملِ مهمّ و دشوار انجام دهد:
۱
-  ایجاد نمونه‌های کلّی از قهرمانان و حوادث یا تیپیزاسیون (Типизация). این عملِ تعمیمِ هنری یک عملِ بسیار دشواری است. گورکی گفته است باید افراد نمونه‌وار (تیپیک)  را در شرایطِ نمونه‌وار نشان داد. یکی از معایبِ اساسی مضمون‌یابیِ بورژوازی، درست همان گریز از فرمولِ گورکی و عدمِ استعداد برای تیپیزاسیون و تعمیمِ هنری است.
۲- دادنِ خصائص و ویژگی‌های زمانی و مکانیِ قهرمانان و حوادث، یعنی دادنِ اسپه‌سیفیک (Специфик). اگر این شرطِ دوّم مراعات نشود، نمونه‌های ما صورتِ کلّی خواهد یافت و به زندگی شبیه نخواهند بود.
مثال: می‌خواهید مبارزۀ دهقانانِ آذربایجان را توصیف کنید. صحنه را در یک محیطِ نمونه‌وار مثلاً سراب انتخاب می‌کنید. خدایی زینل که زندگیِ او نمونۀ زندگی محرومِ دهقانِ آذربایجانی است، قهرمانِ داستان است. نشان می‌دهید که چگونه طی یک مقدار حوادثِ نمونه‌وار (و مبارزه زینل علیه "مهام‌الملکِ" مالک و "سروان حسرتی" افسرِ ژاندارم و "شیخ سلیم" آخوندِ محلّ که خود نمونه‌های مستوره‌ای و تیپیک از نوعِ مالک و ژاندارم و آخوند هستند)، زینل در پیکارِ تلخِ خود، در زمینه پیروزی نهضتِ دموکراتیکِ آذربایجان پیروز می‌شود. تا این‌جا عملِ اوّل یعنی تپیزاسیون.
امّا ضمنِ این عملِ تیپیزاسیون، باید عملِ دوّم: دادنِ اسپه‌سیفیک انجام گیرد. یعنی "زینل" تماما یک دهقانِ سرابی باشد، و مثلاً "عالیه" معشوقه‌اش و دیگر اقوامِ خانواده‌اش تماماً دهقانانِ زنده‌ و مشخّصِ محلّی (نه دهقان به‌طورِ کلّی) باشند. زندگی با تمامِ خصوصیّاتِ محلّی‌اش و به ویژه آن خصوصیات که خاصّ ِآن محلّ است، وصف گردد.
درآمیختنِ "تیپیک"[typic] با "اسپِه‌سیفیک"[specific] یک امرِ بسیار دشوار است که فوق‌العاده استادی می‌خواهد.
ژاله خانم! تمامِ حرف در همین ‌جاست. عظمتِ تولستوی، چخوف، گورکی در همین یافتنِ "تیپیک" و "اسپه‌سیفیک" است. بلینسکی نمایشنامۀ (Горе ат ума) [گوره آت اوما] گریبایدوف را بَسی می‌ستاید، زیرا در آن اسپه‌سیفیکِ روسی است. بلینسکی دربارۀ "اسپه‌سیفیک" سخن زیاد گفته و گورگی دربارۀ "تیپیک" تاکیدِ فراوان کرده است.
برای یافتنِ تیپیک و اسپه‌سیفیک و مَزجِ ماهرانۀ آن‌دو و ایجادِ نمونه‌های زنده، نمونه‌های "تاریخی" (و نه ماوَرای زمان و مکان)، مطالعۀ عمیقِ حیات و جمع‌آوری مدارک و جست‌وجوی شاعرانۀ پُرشور در میانِ حوادث و انسان‌ها لازم است.
یکی از مزایای صادق هدایت، نویسندۀ با قریحۀ فقیدِ ما دریافتِ اسپه‌سیفیکِ ایرانی است اگرچه در نزدِ او عمل تیپیزاسیون [typification] به‌طورِنادری موفقیّت‌آمیزاست وغالباً تابع مکتبِ بورژوازی، توصیفِ روان‌های ناخوش و غیرِ نمونه‌وار است.
اگر روزی شما موفّق شوید:
الف
) از قیدِ مضامین کهنه وارسته و از منبع حیاتِ عصرِ ما سیراب شوید.
ب) حیاتِ عصرِ ما را با مَزجِ ماهرانۀ تیپیک و اسپه‌سفیک معرّفی کنید،
یعنی هم از کهنه‌پرستی، و هم از کلّی‌بافی، و هم از مهجور ماندن از واقعیت برهید، بنیادِ مستحکمی برای خلاقیّتِ هنریِ خود ایجاد کرده‌اید.
۲- آیا شکل در شعرِ فارسی باید تغییر کند و در چه جهت باید این تغییر صورت گیرد؟
ما مارکسیست‌ها به "تقدّمِ" مضمون بر شکل معتقدیم، ولی معنی این کلمه آن نیست که ما طرفدار "اصالتِ مضمون" و بی‌اعتنائی به شکل هستیم؛ زیرا همان‌طور که با اصالتِ شکل(Формализм) [فُرمالیسم] و بی‌اعتنایی به مضمون دشمنیم، از مضمون به شکل هم احتراز می‌جوییم. شکل در آثارِادبی، زبان، سبک، و موازین و نظاماتِ سننِ هنری است. ما معتقدیم که باید "شکل"، مساعدترین زمینۀ تجلّیِ کاملِ مضمون باشد. لذا زبان و سبک و نظاماتِ هنری نباید قیدِ مضمون شوند یا آن‌را مُثله کنند و مَسخ نمایند و از قواره بیاندازند.
همان‌طور که در آمیختنِ تیپیک و اسپه‌سفیک بسی دشوار است، ایجادِ هماهنگی بین مضمون و شکل دشوار است. هر مضمونی "می‌طلبد" که شکلِ خود را با کیفیّتِ خاصّ ِ وی دَم‌ساز و موافق کند. هر مضمونی "می‌طلبد" که شکل، قالبِ برازنده‌ای برای وی باشد. همان‌طور که مضمون در جنبش است و مضمونِ نو پدید می‌شود، شکل (نیز) در جنبش است و شکلِ نو پدید می‌آید. منتها مضمونِ نو قبل از شکلِ نو بروز می‌کند و مسئلۀ ایجادِ شکلِ نو را مانند یک "نیازِ قطعی" مطرح می‌سازد.
مثلاً درادبیّاتِ ما خاصّه در شعر، این نیازِ قطعی مطرح شده است. زبان و سبک و نظاماتِ هنری کلاسیک دیگر قیدِ پای مضامینِ نوین‌اند، شکلِ نو یعنی زبانِ متنوّع، غنی، دقّت‌دار، با سایه‌روشن و سبک‌های تازه و نظاماتِ رساتر و فراخ‌تر می‌خواهد. منتها مارکسیست‌ها در "نوآوری" یک قاعدۀ شریف دارند و آن برخوردارشدن از "کلّیۀ تجاربِ گذشته". جمع کردن تجاربِ کهن و اوجِ آن به مرحلۀ بالاتر است. این است "نوآوریِ مارکسیستی" ولی "نوآوریِ" غیرِمبتنی بر تجاربِ گذشته، "نوآوریِ" بی‌خِرَدانه و آنارشیستی است. ("نوآوریِ" نیما یا منوچهر شیبانی در شعرِ فارسی دارای یک چنین مختصاتی است).
خودِ "زندگی" نشان می‌دهد که شکلِ نو را در کجا باید جُست. یکی از دستورهای عمیق و بزرگوارِ مارکسیستی -لنینیستی آن است که باید "جوانه‌های نو" را در میان انبوهِ کهنه‌ها جُست و رشد داد. تاریخِ شعر در ایران از آغازِ مشروطیت تا امروز به ما نشان می‌دهد که "شکلِ نو" به انواعِ مختلف بروز کرده و برخی از آن‌ها "حقّ ِاهلیّت" و به‌قولِ روسی (Право гражданства) پیدا کرده‌اند.
آری، باید در وزن و قافیه تجدیدنظر کرد و قواعدِ کلاسیک را منجمد نشمرد. استفاده از تجاربِ شعرای آذربایجان شوروی و برخی شعرای آسیای میانه (نه برای تقلید، بل‌که برای بررسی) در یافتنِ شکلِ نو به شما کمک خواهد کرد.
 
تراز بندی کنیم:
۱
-  یافتنِ تیپیک و اسپه‌سیفیک و درآمیختنِ این دو.
۲-  هم‌آهنگ ساختنِ شکلِ نو و مضمونِ نو با یک‌دیگر.
این است سنگ‌بنای تئوری پیش‌روِ استه‌تیکِ مارکسیستی.
حتماً خسته شده‌اید. شاید بحث‌ِ ما قدری کلّی و تجریدی شده باشد، ولی مثلِ مقدمۀ بحث‌های آینده سودمند است. تمنّا دارم به آن‌چه نوشته‌ام توجه کنید و آن‌را با تجاربِ کُنکِرت [concerate] و مشخّصِ خود بسنجید. من همه‌گونه امیدی دارم که شما بتوانید شاعری با مضمونِ نو و شکلِ نو، یعنی مضمونِ انقلابی و شکلی رسا برازندۀ این مضمون شوید.
شعرِ "عالی" آرامگاهِ لنین که یکی‌از دل‌پذیرترین قطعاتی است که من در ادبیّاتِ فارسیِ معاصر خوانده‌ام، با بیانِ فصیح این اُمیدِ مرا تایید می‌کند. به ویژه در این شعر است که مضمونِ نوین با شکلِ نوین کامیابانه درآمیخته و از پسِ خود سیمای شاعر پُر استعدادی را جلوه‌گر می‌سازد. اگر برخی رفقا این شعر را نپسندیدند، علّت آن‌است که به سنّتِ خوگرفته و آگاهانه مسائلِ هنری را بررسی نمی‌کنند.
باکی نیست، با جسارتِ کمونیستی و با نوآوریِ کمونیستی و با بشردوستیِ کمونیستی باید در جادۀ شعر به جلو رفت.
آذر بهترین سلام را به شما تقدیم می‌دارد. منتظرِ نامۀ آن دوستِ ارجمند هستم.
پرویز
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
مریم گوزلی«یاناراود»

گل اؤلونجه اونوتمایاق
نه سن منی، نه من سنی
ووصال ایچون آغلاتمایاق
نه سن منی، نه من سنی

سنله قلبی بؤلک یاری
آخساتمایاق آرزیلاری
تانیتمایاق درده باری
نه سن منی، نه من سنی

کدر قلبه بیتیرمه‌یه‌ک
جانی، جانا گتیرمه‌یه‌ک
اؤله‌نه‌جَن ایتیرمه‌یه‌ک
نه سن منی، نه من سنی

قوْی حسرتین اوسته آیاق
بو عئشقه یان منیم سایاق
دونیا وارکن اونوتمایاق
نه سن منی، نه من سنی

گونده مین یوْل اؤلم سنه
ایسته‌یه‌رم اؤلم یئنه
گل وئرمه‌یک سنه_منه
نه سن منی، نه من سنی

یادلا ایلقار باغلامایاق
اینتیظاردان آغلامایاق
"یانار-اود"دا داغلامایاق
نه سن منی، نه من سنی.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«دومان بختیاری»

یولومو گؤزله مه  بو یورقون گئجه
بو گئجه دووارلار اؤلکه سینده یم
اؤزونده گونشی اوخو ساده جه
هه له بیر گوناهین کؤلگه سینده یم

گؤزلریم  گؤزونه ائله ساتاشدی
دومانلی ساچیندا گوناها باتدیم
سئوگی میز سئل اولوب باشیمدان آشدی
چیخب کال یوخودان آیی اویاتدیم

بیرگئجه یول آلیب گؤز گیله سیندن
داملایا - داملایا شعرینه دوشدوم
دردیمین سیخینتی پنجره سیندن
دویغولو چاغیمدا آیلا گؤروشدوم

سنین گؤزلرینی گلین چیخیردی 
آیین هاله سینده گؤی اولدوزلاری   
آلمادان آتیلان بی داریخیردی !! 
دردینی یاییردی دنیز قیزلاری  

بیلمه دیم یازایدی قیش ایدی آنجاق
کؤرپه سئوگیمیزی گؤی ایسلادیردی
اللریم الینده بوش ایدی آنجاق
گوزلریم گوزونده شعیر دادیردی

گؤزونو یوللارا بئله باغلاما
قوی گئجه یاریسی یول اینجیمه سین
دومانلی گونلری چوخ واراقلاما
اوستومه  چکیلن قول اینجیمه سین

یولومو گؤزله مه ، گؤزله مه گولوم
حله  دردیمیزین  دوراغیندا یام
ایزین وئر اؤلنده گؤزونده اؤلوم
ساری سئوگیمیزین سوراغیندایام


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آنام باجیم، قارداشیم، آتام... باشینیز ساغ اولسون
پوزش خواهی
دوستان عزیز به‌ علت درگیری در زلزله خوی و عدم دسترسی به نت در مورد زلزله ترکیه وسوریه بموقع نتوانستیم ابراز همدردی کنیم. از این بابت از همه یاران «ادبیات سئونلر» و ملت مصیبت دیده ترک وسوری پوزش می‌خواهیم و آرزوی روزهای پر ازسلامتی برای مردم «خوی» که هر روز با پس لرزه‌های متعدد مواجه‌اند وملتهای کشورهای دوست وبرادر «ترکیه وسوریه» که روزهای بسیار دردناک ناشی از زلزله را می‌گذرانند، داریم.

به اطلاع می‌رسانیم یاران شما در گروه «ادبیات سئونلر» به همت و پشتیبانی خانواده بزرگ «ادبیات سئونلر» مشغول احداث یک باب مدرسه ابتدایی در یکی از روستاهای زلرله زده خوی هستند.
هموطن دست یاریتان را می‌فشاریم و مطمئن هستیم فرزندان روستاهای خوی را تنها نخواهید گذاشت.
منتظر کمک‌های مالی شما عزیزان هستیم.

ادبیات سئونلر1401/11/17

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اِلویرا
یازان:« ایلهام عزیز»
کؤچورن:« سحرخیاوی»
حاضیرلایان:: ادبیات سئونلر»

یئرله گونشین گؤز- گؤزه دایانان واختلاریندا، آوگوست‌دا، بیر آخشام لاپدان ایلدیریملار چاخدی اوفایا، سئل گئتدی. ایلدیریم قورخوسو ایله تاکسی‌دن دوشوب اوچونجو سَکی‌ده دایانان نیجنِوارتووسک- باکی قاطارینا تلسدیم. قاطار واختیندا گلمیشدی.
بو قاطارا سیبری قاطاری دا دئییرلر. دوداغی آل- قیرمیزی، دؤشلرینین بؤیوکلویوندن آغ کؤینه‌یینین دویمه‌لری هر آن قیریلیب اوچاجاق قونبول بلدچینین یانیندان بیر تهر سیویشیب ایچری گیرن کیمی بورنوما قادین قوخوسو دولدو. پلاسکارت واگوندا، مخصوص نیظامسیزلیق حؤکم سوروردو. اؤله‌زیین ایشیقلارین آلتیندا کیشی‌لر، قادینلار، اوشاقلار کدرلی گؤرونوردولر. بیر آنلیق منه ائله گلدی کی، او واخت جزالانان آداملار گئری دؤنور. آتمیش ایل اوّل یوک واگونلارینا دولدورولوب آج- سوسوز سیبری‌یه اؤلومه گئدنلر ایندی عائیله- عائیله یاری یوخولو قاییدیردیلار. دونَندن ایچیمده گزدیردیگیم گوزل قادینلا ایکی گونلوک قاطار سیاحتی خیالیم15-14-13اینجی یئرلرده اوتورموش...

بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اِلویرا
یازان:« ایلهام عزیز»
کؤچورن:« سحرخیاوی»
حاضیرلایان:: ادبیات سئونلر»

یئرله گونشین گؤز- گؤزه دایانان واختلاریندا، آوگوست‌دا، بیر آخشام لاپدان ایلدیریملار چاخدی اوفایا، سئل گئتدی. ایلدیریم قورخوسو ایله تاکسی‌دن دوشوب اوچونجو سَکی‌ده دایانان نیجنِوارتووسک- باکی قاطارینا تلسدیم. قاطار واختیندا گلمیشدی.
بو قاطارا سیبری قاطاری دا دئییرلر. دوداغی آل- قیرمیزی، دؤشلرینین بؤیوکلویوندن آغ کؤینه‌یینین دویمه‌لری هر آن قیریلیب اوچاجاق قونبول بلدچینین یانیندان بیر تهر سیویشیب ایچری گیرن کیمی بورنوما قادین قوخوسو دولدو. پلاسکارت واگوندا، مخصوص نیظامسیزلیق حؤکم سوروردو. اؤله‌زیین ایشیقلارین آلتیندا کیشی‌لر، قادینلار، اوشاقلار کدرلی گؤرونوردولر. بیر آنلیق منه ائله گلدی کی، او واخت جزالانان آداملار گئری دؤنور. آتمیش ایل اوّل یوک واگونلارینا دولدورولوب آج- سوسوز سیبری‌یه اؤلومه گئدنلر ایندی عائیله- عائیله یاری یوخولو قاییدیردیلار. دونَندن ایچیمده گزدیردیگیم گوزل قادینلا ایکی گونلوک قاطار سیاحتی خیالیم15-14-13اینجی یئرلرده اوتورموش آغ ساققال و ایکی قارا گنجین وارلیقی ایله قادین قوخوسونا قاریشیب اَریدی. چکیلمز عذابا دؤنوشدو. یئر به یئر اولموشدوم کی، واگن آخماغا باشلادی.
یئریم آشاغی سیرادا ایدی. یایخانیب دمیر دالغالارین اوستونده ییرغالانا- ییرغالانا گئدن گمی‌نین سرنشین‌لرینه بیر ده دیققت یئتیردیم. بو قارا قارما-قاریشیق‌لیغین ایچینده گؤزوم اطرافی قیرمیزی ایله موژده‌له‌ین بالاجا گؤی زولاقی، قان رنگلی توپا ساتاشدی.
توپ قیرمیزینی هر طرفدن بؤلن گؤی زولاقلاری ایله یومورلانیب اوستومه گلیردی. اَییلیب توتماق ایسته‌ینده دوز یانیمدا قهوه‌ای ساچلی، ماوی گؤزلو، میللتینی بیلمه‌دیییم اوشاقلا گؤز- گؤزه گلدیم. همن واخت آرخادان سس گلدی:
- ایسلام!
بو سس واگونداکیلاری دیکسیندیردی. چؤنوب باخاندا آرخا سیرادا یاشلی کیشی ایله پنجره اؤنونده اوتوران قادینین ناراحات اوزونو گؤردوم. توپو اوشاغا وئریب بیر ده قادینا باخدیم.
سارافون گئیینمیش واگون قارانلیغیندا پامبیق اللرینین حرکتی ایله اوشاغی چاغیردی. ایسلام ترس- ترس منی سوزندن سونرا پامبیق اللره طرف گئتدی.
اوتوروب توختایاندان سونرا یانیمداکیلارلا تانیش اولدوم. آغ ساچلی کیشی بو قارا اوغلانلارین آتاسی ایمیش. سورقوتدان قاییدیردیلار.
بازاردا او قدر یان با یان ایشله‌ییبلر کی آتا- بالالیق یاددان چیخیب، یولداش اولموشدولار. چوخ کئچمه‌میش منی ده زارافاتلارینا قوناق ائتدیلر. بونلار دا منیم کیمی تئز- تلسیک چیخدیقلاریندان یولا هئچ نه گوتورمه‌میشدیلر، آمما کئفلری ساز ایدی.
سونرا هاردانسا کارت پیدا اولدو، اویناماغا باشلادیق. اودوزان نوبتی دایاناجاقدا بالیق، پیوه، چؤره‌ک آلاجاقدی. سامارایا قدر بونلارین آلدیغی پیوه‌دن ایچیب آغ ساققالی جیرنادیردیم. او دا اوغلارینا باخیب باشینی بوللاییر، آرادا دا " توکانی دا بئله مفلس ائله‌دینیز" دئییردی. پنجره‌دن یام- یاشیل روسیه چؤللرینه باخدیقجا سینه‌م گئنیشله‌نیر، باکی‌نی، اوردا منی دؤرد گؤزله گؤزله‌ین آتا- آنامی دوشونوردوم. بیر یاندان پیوه، بیر یاندان یام- یاشیل چؤللر، بیر یاندان دا آرخادا اوتورموش پامبیق اللر منی مست ائدیردی، بوینومدا کی دستماللا تئز- تئز اوز- گؤزومو، باشیمی سیلیب، گؤز آلتی قادینا باخیردیم. هر باخدیغیمدا قادینین چوخ گوزل اولدوغونو اؤزومه تکرار اثبات ائدیردیم.
قاطار سورعتله گئدیر، روسییا تورپاقلاری پنجره‌دن ورقلنیردی. ائله بیل هانسیسا عالی وارلیق روسییانی کیتاب کیمی ورقله‌ییب، بیزیم کیمی اینسانلارین خوشبخت طالع‌لری یازیلمیش سطیرلری آختاریر، آمما هئچ جور تاپا بیلمیردی.
، بیز سه ورقلرده کی شکیل‌لره باخیب، هوسله‌نیب، قدملریمیزی بو قیرمیزی- گؤی اولکه‌یه باغلاییب، آلدانیب بدبخت اولوردوق. آرتیق سحر آچیلمیشدی، قاطار بلدچیسی‌نین چایینین عطری عالمه یاییلیب، ال- اوزونو یویان آداملار  واگونداکیلاری یئنی‌دن نظردن کئچیریردیلر.
یاواش- یاواش، بیر-بیر، ایکی- ایکی تانیشلیقلار باشلاییردی. اوزلر گولور، قادینلار اوز- گؤزلرینه ال گزدیریر، بعضیلری ده چمدانلارینی آچیب دیققتله باخیر، ایچینده‌کیلرین یئرینی دییشیردیلر. ائله بو دَمده کیمسه اوصوللوجا کوره‌ییمه توخوندو. چئوریلنده گؤردوم کی، دوننکی قادینلا پنجره اؤنونده اوتوران کیشی، اوزونده قصدی نیگارانچیلیقی ایله دوز گؤزومه زیلله‌نیب.
- سلام علیکوم اوغول، او یانیمدا اوتوران قیز سنی چاغیریر...
آنی‌دن تر باسدی منی. چیینیمده کی دستماللا اوز- گؤزومو ائله سیلدیم، گؤره‌ن دییر ایندی حامامدان چیخمیشام.
آغلیما مین فیکیر گلدی. بلکه منی تانیییر؟ بلکه آخشام اونا چوخ باخدیغیمی اوزومه ووراجاق؟ دوروب سسسیز- سمیرسیز گئدیب قادینا چاتاندا، گؤزو ایله قارشیسینداکی یئری گؤستردی. اوتوردوم. قادین سوسوردو.
قارشیمدا تَردَن میرواری کیمی پاریلدایان بویون باغی تاخمیش، بوینونون اَته‌یی قارا خاللی، ساچلاری یول یورغونلولوغوندان تئل- تئل خومارلانمیش، دوداقلاری میصری پامبیغی کیمی آچیلمیش، گؤزلری لیللنمیش گؤل، سینه‌سی آیری ریتم‌له قالخیب-ائنن قادین اوتورموشدو.
قادینین یاراتدیغی وضعیت منی یئرین جاذیبه‌سیندن قوپاریب ،غیر- اختیاری اَل- قول حرکتلری ائله‌ییردیم.
- بلکه یئرینی کیشی ایله دییشه‌سن؟
یاری روس، یاری آذربایجانجا یوکونون چوخ اولدوغونو، کیشی‌نین گوجو چاتمایاجاغینی باشا سالاندان سونرا، دریندن نفس آلدیم. اوره‌ییمده، " بو کیشی‌نی آللاه منه گؤره بئله قوجالدیب" فیکیرلشه- فیکیرلشه چمدانیمی گؤتوروردوم کی، یول یولداشیم اولان آغ ساققال عمللی گؤز ووردو. معلوم اولان ایچینده حئییفسیله‌نه‌رک یامان دا دئدی.
آمما قاتار گئدیردی، من ده بو واگونون ان گوزل قادینی ایله اوز- اوزه اوتوروب، خوشبختلییمین و بختیمین آچیلماسینین وئردییی راحاتلیقلا گولومسه‌ییردیم کی، اوزومه دَیَن رزین توپون ضربه‌سی ایله گؤزوم هر یئری قیرمیزی- گؤی گؤردو. گؤزومون قاباغیندا خیردا- خیردا توپلار کئچدی. قادین دا اؤزونو ساخلایا بیلمه‌دی، شاققاناق چکیب گولدو. قیرمیزیلار گؤزومدن تؤکولدوکجه قارشیمدا گئجه گؤروب، حادیثه‌لرین فیضیندن اونوتدوغوم اوشاق، اوّل گؤیه، سونرا دا اؤز رنگینه بورونوب آشکار اولدو. اونسیتیمیز چوخ چکمه‌دی، نه ده اولماسا چوخ تجربه‌م واردی.
روسییادا قادینلارا اینجه ظارافات ائده بیلسن، الیندن قورتارا بیلمز. ائله ده اولدو. واخت آستا- آستا قاطارلا هماهنگ آخدیقجا الویرا دا منه یاخینلاشیردی.
ایلک توخونوشلار ایلک قار کیمی لطیف اولور.
الینه دَیَنده آنی سورعتله الیمی توتوب سیخیردی، هر سیخاندا ایچیمده هر شئی یئریندن اویناییردی. او گئجه کی کیمی بلکه ده اؤلنده سوسادیم.
دوداغیم هر یئردن چاتلامیشدی. الویرانین بیر گؤزو منه قورونماقلا باخیر، بیر گؤزو ایسلامی گؤستریب عوذر ایسته‌ییردی. گئجه یارینی سووشوردو، واگون ساکیتلشیردی. الویرا منده یاراتدیغی حال-باحال‌لیغین سرخوشلوغوندا داها دا گؤزللشیر، اوزریمده چالدیغی غلبه ممنونلوغوندان مین ایلین راحاتلیغی ایله گولومسه‌ییردی.
الویرا واگوندا آرتیق یویَنی صاحبینده اولان آت راحاتلیغی ایله یورقا گزیر، نازیک سارافاندان بویلانان بدنینی اسدیریر، منی اؤزومدن چیخاریردی.
باخیشلاریم غیر- اختیاری بدنینده آخیب تؤکولوردو.
سحره کیمی یاتمادیق، باخیشدیق، گولومسه‌دیک، راضیلاشدیق کی ولگوگراددا قاطاردان دوشوب بیر گون قالاق، سحر نوبتی قاطارلا گئدک.
قاطاردان دوشنده گونش، قوجا استالینگراددا تزه‌جه دوغوردو. دمیریول واغزالیندا آداملار اورا- بورا قاچیر، مورگو وورانلار سس گوجلندیریجی‌دن گلن قادینین ملاحتلی سسینه بیر گؤزونو آچیب یومماقلا جاواب وئریردیلر.
واغزالدا کی آیاق اوستو کافه‌یه یاخینلاشیب ایکی چای سفارش وئردیم. ساری ساچلی، دوداغی آل- قیرمیزی، واغزالدا یئمکدن شار کیمی کومپوش قادین، منیم چای دئمه‌ییمه خئیلی گولوب، بیر نئچه دفعه" چای، چای،چای" دئییب، " چ"لاریما ریشخند ائتدی، سونرا داش استکاندا چایلاری گتیردی.
چاییمیزی ایچیب صاندیغا یاخینلاشدیق. نوبتی قاطار اوچ گون سونرا کئچه‌جکمیش. بو چوخ گئج ایدی. قالا بیلمزدیک. پلاسکارت یئریمیزه قاییدیب، ایستی یووامیزا گیردیک. بیردن الویرا سئوینجک بوینومو قوجاقلادی. دربندده دوشک، سرحدده یاخین، هم ده دنیز...
نئچه ایلدی دنیزی ده گؤرمورم، لاپ یئرینه دوشَر،- دئییب، اوشاق کیمی آتیلیب، دوشدو.
بو دَمده ایسلام توپو نئجه ووردوسا، بالاجا ماسانین اوستونده کی هر شئی یئرله بیر اولدو.
آخشام چاغی دربندده قاطاردان دوشوب واغزالدا کی کؤهنه" موسکویچ"ه میندیک. سوروجو بیزی دوز دنیزین ساحیلینده "لکوموتیو" مهمانخاناسینا گتیردی. هره‌میزه آیری نومره گؤتورمه‌لی اولدوق. الویرانین اوتاغا گئدیب- قاییتماسی اون دقیقه چکمه‌دی. ایکیسی ده چیمرلیک گئییمینده منی چاغیرا- چاغیرا پیلله‌کن‌لری ائندیلر. اولاندان- اولمازدان گئیینیب داللارینا دوشدوم. خزر بیزی ساکیت قارشیلادی. گؤز آتیب اوزونو او یانا چئویردی. الویرانین گوزللیگی بیر آندا خزره قاریشدی. سولار پاریلدادی.
سودان چیخاندا دنیز ده اونون دالینجا ساحیله جان آتیردی. دنیزین نهنگ اوره‌یی کیمی دؤیونتوسونو ائشیدیردیم. او گون خزر خوشبخت ایدی. قومون اوستونده گونشلننده پاریلتی عالمه یاییلیب، قوملار سرین جنتینه قوووشوردو.
بیر اونو بیلدیم کی، بو منظره‌نی بیر ده هئچ واخت گؤرمیه‌جه‌یم. بدنیمین حرارتیندن قوم ترله‌ییردی، سو سالیردی.بو ایلیق حیسسی ایسلامین اوستومدن ویییلداییب کئچن نَم توپو داغیتدی. دوروب گؤزو دنیزده قالان مهمانخانایا گئتدیک. مهمانخانانین حامامی بیرینجی مرتبه‌ده ایدی. ایلک باخیشدان غریبه گؤرونن نومره‌میزین سیرری ایندی آچیلیردی.
نومره‌ده حامام یوخ ایدی.
ایچری کئچنده معلوم اولدو کی، حامام دؤرد- گؤزلو عمومی دیر. سو کؤهنه کرپیجلی، آمما تر- تمیز حامامین دوشلاریندان همین آخشام تؤکن سئل کیمی آخیردی.
بیر دوشون آلتیندا چیمیردیک. الویرانین قیزیلی بدنینه سو دَیدیکجه، اولدوز کیمی آخیب تؤکولوردو. یاواش- یاواش اونا ساری مئیلله‌نیردیم، تام توخوناندا حیس ائتدیم کی، آرامیزدا مانع یاراندی. ایسلام دوز اورتامیزدا، ائله یوخاری باخیردی، سان کی آز قالا حامامین دامی دئشیله‌جکدی. کئچیب او بیری گؤزده یویوندوم.
او گئجه الویرا سحره کیمی قولاغیما تاتار ماهنیلاری میزیلدادی، قارما-قاریشیق سؤزلر پیچیلدادی. سببسیز گولدو. دورمادان دریندن نفس آلدی. ساچلاریمی قاتدی قاریشدیردی. او گئجه هر یئر یومشالمیشدی. هارا توخونسام آخیردی. ایسته‌دیگیم فورمایا- شکیله دوشوردو. سحر تئزدن گئییمی اؤزو کیمی کؤهنه کیشی‌نین کؤمکی ایله چانتالاری یوک یئرینه یئرلشدیریب سرحدده یولا دوشدوک. یول بویو الویرا دینمه‌دی، ایسلام دا توپونو اورا- بورا آتدی، سوندا قوجا سوروجونون باشینی نیشان آلدی. هامیمیز گولوشدوک، بیرجه الویرا گولمه‌دی، اوزاقلارا باخدی. سرحد پُستونون یانیندا ماشیندان ائنر- ائنمز الویرانین اوزو دؤندو. منی ایته‌له‌ییب، آغیر چانتالارینی گؤتوردو. هئچ نه آنلامادیم. یاخینلاشماق ایسته‌ینده آجیقلی سسله مندن اوزاق دورمامی ایسته‌دی. دونوب قالمیشدیم. قاطاردا، مئیخانادا اولانلار گؤزومده اؤله‌زیدی.
چانتامی گؤتوردوم سرحد پُستونا گیردیم. سند ایشلریم بیتندن سونرا، ایذین یئرینه کئچدیم، آمما زاستاوایا گئتمه‌یه داها هوسیم یوخ ایدی. اونلار منی ساریمیشدی. دمیر قوللارین اوستونده اوتوروب فیکیرلی- فیکیرلی روس سرحد زاستاواسینا تیکیلیب قالمیشدیم. بیردن زاستاوانین بالاجا پنجره‌سیندن ایسلامین، قیرمیزی، گؤی زولاقلی توپو ضربله چؤله آتیلدی. دیغیرلانا- دیغیرلانا سامور چایینا دوشوب آخدی. لاپدان بیر کیشی قولوما توخونوب منی آییلتدی:
- سن ایلقارسان؟
- هه.
- ایچریده الویرا آدلی بیر گلین منه تاپشیردی کی،ایلقاری گؤرسن، دئیرسن منی حبس ائتدیلر، اینجیمه‌سین، اونو سئویرم...
باخماغا یئر تاپمادیم، سامورا زیللندیم. ایسلامین بولانیق سویا یاراشمایان، گؤی- قیرمیزی توپو، آتیلیب- دوشه، سئوینه- سئوینه بیزیم ائللره آخیردی.

آچیقلاما:
*سرحد: ایکی مملکتین آراسینداکی  مرز
*زاستاوا: سرحدده نظامی منطقه

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«آنتوان چخوف»
#قارا راهیب  بیرینجی بولوم
«سیرّلی تشریف»
کوچورن:« ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:«ادبیات سئونلر»
 
ماگیستر آندره‌یی واسیلیئویچ کوورین چوخ یورولموش، عصبلرینی پوزموشدو. او، معالجه‌‌ آلمیردی. آمّا بیر دفعه‌ نئجه‌سه  تانیش بیر حکیمله چاخیر ایچرکن صحبت آراسی خسته‌لیگیندن سؤز آچمیشدی. او دا اونا یاز و یای آیلارینی کندده کئچیرمه‌یی مصلحت گؤرموشدو. ائله همین عرفه‌ده ده او، تانیا پئسوتسکایادان اوزون بیر مکتوب آلمیشدی. تانیا اونو بوریسووکایا قوناق دعوت ائدیردی و او قرارا گلدی کی، حقیقتاً ده، هاواسینی ديَیشرسه، پیس اولمازدی...
 
بویازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
قارا راهیب بیرینجی بولوم
 
 یازار:«آنتوان چخوف»
ترجمه:«سیرلی تشریف»
کوچورن:«ویدا حشمتی»
حاضیرلایان:«ادبیات سئونلر»

ماگیستر آندره‌یی واسیلیئویچ کوورین چوخ یورولموش، عصبلرینی پوزموشدو. او، معالجه‌‌ آلمیردی. آمّا بیر دفعه‌ نئجه‌سه  تانیش بیر حکیمله چاخیر ایچرکن صحبت آراسی خسته‌لیگیندن سؤز آچمیشدی. او دا اونا یاز و یای آیلارینی کندده کئچیرمه‌یی مصلحت گؤرموشدو. ائله همین عرفه‌ده ده او، تانیا پئسوتسکایادان اوزون بیر مکتوب آلمیشدی. تانیا اونو بوریسووکایا قوناق دعوت ائدیردی و او قرارا گلدی کی، حقیقتاً ده، هاواسینی ديَیشرسه، پیس اولمازدی.  
۱

اوّلجه آوریل‌ده او، آتا-بابا یوردو کوورینکایا یوللاندی و اورادا تک-تنها دوز اوچ هفته قالدی؛ هاوالار دوزه‌لیب، یوللار آچیلاندا ایسه فایتونلا کئچمیش حامی‌سی و تربیه‌چی‌سی، روسیانین تانینمیش باغچی‌سی پئسوتسکیگ ایله یوللاندی.  
کوورینکادان پئسوتسکیلرین یاشادیغی بوریسووکایا قدر یئتمیش وئرستدن چوخ اولمازدی و باهار چاغی راحت، یایلی فایتوندا یومشاق تورپاق یوللا سفر ائتمک، سؤزون اصل معناسیندا  لذّت وئریردی.
پئسوتسکی‌نین ائوی نهنگ ایدی.  سوواغی تؤکولموش شیر هئیکللری و سوتونلار دولو گیریشی‌نین قارشیسیندا فراک(اؤنو فیسا، آرخاسی اوزون کوت) گئیینمیش لاکئی دایانیردی. اینگیلیس اوسلوبوندا سالینمیش قدیم، قاراقاباق پارک ائودن بیر قدر آرالیدا آخان چایا قدر آز قالا بیر وئرست اوزانیر، آچیقدا قالمیش کؤکلری توکلو حئیوان پنجه‌لرینی خاطیرلادان شام آغاجی دولو سیلدیریملی، گیللی ساحلده بیتیردی.  آشاغیدان کیمسه سیز ساکیتلیکده برق ووران سولارین و ناراضی جوللوتلرین جیویلتی سسلری ائشیدیلیردی. بیر سؤزله، بورالارین هر زامانکی راحتلیق دولو، باللادا یازمالی آب-هاواسی... ائوین یاخینلیغیندا – ایستی‌خانالاری‌یلا بیر، اوتوز دئسیاتین(اؤلچو معیاری)ه یاخین اراضینی توتان مئیوه‌ باغیندا ایسه هر زامان، ان پیس هاوالاردا بئله، شن و گومراه اوقات حؤکم سوروردو.  
پئسوتسکی‌نین باغیندا اولان گول بوللوغونو – بو گؤزللیکده قیزیل‌گوللری، کامئلییالاری، دوماغیندان توتموش کؤمور کیمی قاراسینا قدر مختلف رنگلی زانباقلاری بیر آرادا گؤرمک بو یاشینا قدر کوورینه نصیب اولمامیشدی. 
 باهار یئنیجه گلمیشدی و گول-چیچک بوللوغونون اصل اِحتیشامی هله اوستو باغلی ایستی‌خانالاردا گیزلی قالماقدا ایدی. آمّا خیابانین لکلرینی دولدوران گول-چیچک کیفایت ایدی کی، باغدا گزیشرکن اؤزونو ظریف رنگلر سلطنتینده حیسّ ائده‌سن. 
باغین دئکوراتیو حیصّه‌‌سی  پئسوتسکی‌نین


اعتیناسیز بیر لاقئیدلیکله“ بوش”شئی  آدلاندیردیغی منظره لر هله لاپ اوشاقلیق چاغلاریندا کوورینه ناغیللار دونیاسینی.خاتیرلادیردی  بورادا،نه‌لر  هانسی،قریبلیکلر  طبیعت اوزه رینده آپاریلان هانسی تجروبه لر و نادیر ائیبه‌جرلیکلر یوخ؟ایدی!  مئیوه‌ آغاجلاریندان دوزه لدیلمیش،شپالئرلر[1]  قوواق آغاجی شکلینه سالینمیش پیرامیدا قورولوشلو آرمود،آغاجی  شارابنزر پالید و جؤکه،آغاجلاری  آلما آغاجیندان دوزه لدیلمیش ایری،چتیر ،تاغلار ،وئنزئللر[2]  شامدانلار و حتی پئسوتسکینین باغ تصرّوفاتی فعالیّتینه باشلادیغی تاریخی گاوالیلارین دوزولوشو ایله بیلدیرن“”1862 .رقمی..  بورادا پالما آغاجینین گؤودسیتک دومدوز و مؤحکم گؤودلی یاراشیقلی آغاجلارا راست گلینیردی،کی  یالنیز دقتله باخاندا بونون،موتم‌اوتو  یاخود قاراغات اولدوغو.بیلینیردی  باغی ان چوخ شنله ندیریب جانلاندیران بوراداکی دایمی حرکتلیلیک.ایدی  صوبح تئزدن آخشاماجان،آغاجلارین ،کوللارین  لکله رین آراسییلا اللری،توخا ،لین  ال آرابالاری دولو آداملار قاریشقاتک.قایناشیردیلار..
کوورین پئسوتسکیگیله آخشام ساعتلاریندا ساعت اونا ایشله ینده.چاتدی  تانیا و یئقور سئمیونیچ تشویش و هیجان ایچینده.ایدیلر  بئله معلوم اولدو،کی ،آیدین  اولدوزلو سما و تئرمومئتر سحر ساعتلاریندا شاختا اولاجاغینی،بیلدیریردی  باغبان ایوان کارلیچ ایسه شهره گئتمیشدی و اوندان ساوایی بئل باغلاناسی آدام یوخ.ایدی  
شام سوفرسی آرخاسیندا صؤحبت یالنیز صوبح آیازیندان گئتدی و بئله قرارا آلیندی،کی  تانیا گئجه،یاتماسین  ساعت اون ایکیدن سونرا باغا چیخیب هر شئیین اؤز قایداسیندا-اولوب اولمادیغینی،یوخلاسین  یئقور سئمیونیچ ایسه ساعت،اوچده  یاخود داها تئز.اویانسین   
کوورین بوتون آخشامی تانیا ایله،اوتوردو  گئجه دن بیر خئیلی کئچمیش ایسه اونونلا بیرگه باغا.یوللاندی  هاوا.سویوموشدو  هیتدن یانیق اییی.گلیردی  یئقور سئمیونیچا ایلده بیر نئچه مین روبل خالیص گلیر گتیرن“ کوممئرسییا”باغی  دئییلن مئیوه‌،باغی  آغاجلاری و اونلاردان الده اولوناجاق گلیری شاختادان قورویاجاق،قاپقارا  قالین توستویه.بورونموشدو  بوراداکی ایفراط،دقیقلیک  گؤوده و چتیرلری-بیر بیریندن فرقلنمه ین عینی‌اؤلچولو آغاجلارین عسگر سیراسی ایله دامالی دوزولوشو منظرنی،مونوتون  حتی داریخدیریجی ائدیردی.  
کوورینله تانیا،سامان  قورو تزک و-چؤر چؤپ قالاغینین کؤزه ردییی اوجاقلارین جرگه لری آراسیندان،اؤتور -آرا سیرا توستو دومانینین ایچی ایله کؤلگه تک یئریین ایشچیلرله-اوز اوزه.گلیردیلر  تکجه،آلبالی  گاوالی و بعضی آلما آغاجلاری،چیچکله میشدی  بوتون باغ ایسه توستو دومانینین ایچینده ایدی و یالنیز طینگلییه چاتاندا کوورین سینه‌دولوسو نفس آلدی: 
۲

–من هله اوشاق ایکن بورادا توستودن آسقیریردیم– دئییب چییینلرینی چکدی. –آمّا هله ده باشا دوشه بیلمیرم کی،  توستونون شاختا ایله نه علاقه‌‌سی وار.
–توستو بولودلاری عوضله چ‌ییر– تانیا دئدی  – یعنی بولودلار اولمایاندا.  
–بولودلارین بورا نه دخلی وار؟
–بولودلو، دومانلی هاوالاردا شاختا اولمور.
–بئله دئ!  – کوورین دئییب گولدو و قیزین الیندن توتدو.  
تانیانین سویوقدان قیزارمیش، نازیک قاراقاشلی، جدّی اوزونه پالتوسونون  باشینی سربست ترپتمه‌یه ایمکان وئرمه‌ین دیک یاخالیغینا و عمومیّتله، اته‌یی شئهدن ایسلانماسین دئیه بیر کنارا ییغیلمیش بو اینجه قامتلی یاراشیقلی قیزا باخدیقجا کوورینین اوره‌گی آچیلیردی.  
–ایلاهی، قیزیمیز آرتیق بؤیویوب! – کوورین دئدی. –من سونونجو دفعه‌ بورادان گئدنده دوز بئش ایل اوّل سیز لاپ اوشاق ایدینیز. آریق، چلیمسیز، ساچلاری داغینیق بالاجا بیر قیز... اینینیزده ده پالتار... من سیزی جیرناتماقدان اؤترو "جوللوت" چاغیریردیم. زامان نه‌لر ائدیر!
–هه، بئش ایل... – تانیا کؤکسونو اؤتوردو.  –او واختدان چوخ سولار آخیب... – سونرا قفیلدن اونون اوزونه دیکیلیب قریبه بیر هیجانلا: آندریوشا، دوزونو دئیین. سیز بیزدن سویوموسونوز؟ آمّا هئچ بونو سوروشارلار؟ آخی سیز کیشی‌سینیز، ماراقلی حیاتینیز وار، سیز بؤیوک آدامسینیز...  طبیعی کی، سویوموسونوز. آمّا، آندریوشا، نئجه ده اولسا، چوخ ایسته‌یردیم بیزی اؤز دوغمانیز بیله‌سینیز منجه، بیزیم بونا حاقیمیز دا وار–دئدی.    
–من ائله ده بیلیرم تانیا
–دوغرودان؟ دوز سؤزونوزدو؟
–بلی، دوز سؤزومدور. 
–بو گون سیز تعجب‌لنیردینیز کی، بیزده چوخلو شکیللرینیز وار. آمّا آخی اؤزونوز بیلیرسینیز، آتام سیزی نئجه سئویر. بعضا منه ائله گلیر کی، او سیزی مندن چوخ ایسته‌ییر. او سیزینله فخر ائدیر.  سیز عالیمسینیز، غئیری عادی اینسان‌سینیز.  اؤزونوزه پارلاق کاریئرا قورموسونوز و او دوشونور کی، بوتون بونلاردا اونون دا امه‌یی وار. من اونا بئله دوشونمه‌یه مانع اولمورام. قوی ائله بیلسین.  
آرتیق سحر آچیلیردی و بو،  علی‌الخصوص باغدان قالخان توستو بوروملاری‌نین و آغاجلارین تاجی‌نین هاوادا آیدین گؤرونمه‌سیندن بیلینیردی.  بولبوللر اوخویور، چؤللردن بیلدیرچین سسلری ائشیدیلیردی.  
–آرتیق یاتماق واختیدیر‌. – تانیا دئدی.  –هم ده سویوقدور...  – و اونون قولونا گیردی. – آندریوشا، چوخ ساغ اولون کی گلدینیز. بیزیم، آز دا اولسا، تانیشلاریمیز وار. آمّا اونلار چوخ داریخدیریجی آداملاردیر. بیزیم ایشیمیز سحردن آخشاماجان باغ، باغ، باغ...  و داها هئچ نه‌ شتامپ، یاریم شتامپ...– او گولدو،  –آپورت، رانئت، جالاق پئیوندله‌مه... بوتون حیاتیمیز بو باغا قوللوقدا کئچدی.  من حتی یوخولاریمدا بئله آلما-آرموددان ساوایی هئچ نه گؤرمورم.   بوتون بونلار، البته‌‌ چوخ یاخشی، فایدالی ایشلردیر. سؤز یوخ، آمّا بعضا اینسانین اوره‌یی ديیشیک‌لیکلر ده ایسته‌ییر. یادیما گلیر  هردن سیز تعطیلده  یاخود ائله بئله بیزه گلنده ائو سانکی چیلچیراغین، مبل‌لارین اؤرتوکلری چیخاریلمیش کیمی ایشیقلانیر. ائله بیل تزه‌لنیردی...  اوندا من لاپ اوشاق ایدیم، آمّا بونو آنلاییردیم.
تانیا شؤوقله دانیشیردی و کوورینین نه‌دنسه، آغلینا بئله بیر فیکیر گلدی کی،  بوتون یای بویو بو بالاجا، چلیمسیز دیللی-دیلاور مخلوقا باغلانا، اونا باشی قاریشا و حتی وورولا بیلر...  هر ایکی‌سی‌نین ایندیکی حالیندا بو، او قدر طبیعی و مومکون بیر مسئله‌ ایدی کی!  بو فیکیردن اوره‌یی آچیلدی، هم ده گولمه‌یی توتدو. باشینی قیزین یاراشیقلی و قایغیلی اوزونه یاخینلاشدیریب آستا سسله اوخوماغا باشلادی:
 
اونئگین، گیزله مک ایسته‌میرم
تاتیانانی دلی کیمی سئویرم...  
 
اونلار ائوه قاییداندا یئقور سئمیونیچ آرتیق یوخودان اویانمیشدی. کوورین یاتماق ایسته‌میردی. او، قوجا ایله صؤحبته گیریشدی و اونونلا بیرگه یئنیدن باغا قاییتدی. 
یئقور سئمیونیچ هوندور بویلو، ائنلی‌کورک، یئکه‌قارین بیر آدام ایدی،  تنگ‌نفسلیکدن اذيّت چکیردی، آمّا دایم ائله بیر سرعتله یئریییردی کی، اونا چاتماق اولموردو. هر زامان حدسیز قایغیلی گؤرونور، هئی هاراسا تله‌سیر،  ائله تله‌سیردی، ائله بیل بیرجه دقیقه گئجیکسه‌یدی، هر شئی محو اولاجاقدی.   
–هه قارداش،  مسئله‌ بئلدی... – او،  نفسینی درمک اوچون آیاق ساخلادی. –تورپاغین اوزو  گؤردویون کیمی دونوب، آمّا تئرمومئتری تاختانین اوجوندا تورپاغین سطحیندن ایکی ساژئن یوخاری قالدیر، گؤره‌جکسن کی  اورادا ایلیقلیق وار. نه‌دندی بو گؤرن؟

۳

–دوزو بیلمیرم، – کوورین دئدی و گولدو.
–هم.‌.  هر شئیی بیلمک البته‌‌ کی  مومکون دئییل...  زکا نه قدر گئنیش اولسا بئله، هر شئیی اورا یئرلشدیره بیلمزسن. بیر ده آخی، سنینکی داها چوخ فلسفه‌دی هه؟
–هه. پسیخولوگییانی اوخویورام، عمومیّتله ایسه فلسفه ایله مشغول اولورام.
–داریخدیرمیر؟
–عکسینه، من یالنیز اونونلا نفس آلیرام.  
– نه دئییرم، خئییرلیسی... 
یئقور سئمیونیچ چال ساققالینی فیکیرلی حالدا تومارلایا تومارلایا دئدی.  –الله کؤمه‌گین اولسون...  من سنه گؤره چوخ شادام...شادام قارداش...
بیردن نه باش وئردیسه او ساکیتلییه دقت کسیلدی. اوزو قورخونج ایفاده آلدی، هاراسا، کنارا قاچیب آغاجلارین آرخاسیندا توستو دومانی‌نین ایچینده یوخا چیخدی.  
بیر قدر سونرا اوزاقدان اونون توک اورپه‌دن یانیقلی فریادی ائشیدیلدی:  
–کیم بو آتی آلما آغاجینا باغلاییب؟ هانسی یاراماز آتی آلما آغاجینا باغلاماغا جسارت ائدیب؟ آی الله..  آی الله!  آخیرینا چیخدیلار  محو ائله‌دیلر!موردارلادیلار، باغ محو اولدو! باتدی باغ،  آی الله..‌. 
 کوورینین یانینا قاییداندا قوجانین اوزونده تحقیر اولونموش، اوزگون بیر ایفاده واردی. قوللارینی یانا آچاراق آغلار سسله:
–نئیله‌یه‌سن بو لعنته گلمیش خالقی نئجه باشا سالاسان آخی؟ –دئدی.
  –ستیوپکا گئجه پئیین گتیریب، آتی دا آلما آغاجینا باغلاییب! اجلاف یویه‌نی ائله برک سیخیب کی، آغاجین گؤودسی اوچ یئردن سورتولوب. نه قدر دئمک اولار؟ خئیری یوخدو، مال کیمی دایانیب گؤزلرینی دؤیور! آسسان دا آزدی یارامازی!
بیر قدر ساکیتلشدیکدن سونرا او  کوورینی قوجاقلادی، یاناغیندان اؤپدو و آستادان: 
– نه دئییرم، خئییرلیسی... –دئدی.
  –گلمه‌یینه چوخ شادام. حدسیز شادام... ساغ اول کی گلدین.
سونرا همین یئیین آددیملارلا قایغیلی حالدا بوتون باغی دولاشدی. بوتون اورانژئرئیا و تینگ‌لیکلری، یئرآلتی سو آنبارلارینی و "عصریمیزین معجزه‌سی" آدلاندیردیغی ایکی آری پتک‌لییینی کئچمیش شاگیردینه گؤستردی.   
اونلار گزیب-دولاشانا قدر آرتیق گونش قالخمیشدی و باغی پارلاق ایشیغا بوروموشدو. هاوا دا بیر قدر ایسینمیشدی. ایره‌لیدن گونشلی، شن و اوزون بیر گونون یاخینلاشدیغینی دویان کوورین هله مایین اوّلی اولدوغونو،  عینی‌له بئله گونشلی، شن و اوزون یای گونلری‌نین هله قاباقدا اولدوغونو دوشوندو و بیردن-بیره کؤکسونده اوشاقلیق چاغلاری همین بو باغدا اوینایارکن دویدوغو سوتول سئوینج حیسّی‌نین تیتره‌ییشینی حیسّ ائتدی.  قوجایا ساری دؤنوب بو دفعه‌ اونو اؤزو قوجاقلادی و نوازیشله اؤپدو. سونرا هر ایکیسی تأثیرلنمیش حالدا ائوه دؤنوب،  قدیم چینی فینجانلاردا،دویوملو  قایماقلی کرئندئللرله[3] چای ایچمه‌یه باشلادیلار و بوتون بو خیردالیقلار دا یئنه کوورینین یادینا اوشاقلیق و یئنی‌یئتمه‌لیک ایللرینی سالدی. پارلاق بو گونون و اونون ایچینده اویانان کئچمیشین تأثّراتلاری بیر-بیرینه قاریشدی... بوتون بو قارما-قاریشیقلیقدان اوره‌یی سیخیلدیسا دا، ایچینده قریبه بیر راحتلیق دا دویدو.
کوورین تانیانین یوخودان اویانماسینی گؤزله‌دی. اونونلا بیر نئچه فینجان قهوه ایچیب، باغدا گزیشدیکدن سونرا اؤز اوتاغینا قاییتدی و یازی ماساسی‌نین آرخاسینا کئچدی. 
او دقتله اوخویور، قئیدلر آپاریر، آرا-سیرا گؤزلرینی مطالعه‌دن آییریب آچیق پنجره‌لردن گؤرونن منظره‌لره، یاخود ماسانین اوستونه قویولموش گولدانلارداکی شئحلی چیچکلره باخماقدان اؤترو یوخاری قالدیریر، سونرا یئنیدن کیتابین اوز‌ه‌رینه ائندیریر. هر بیر داماری‌نین حظّ دولو نشه ایله تیتره‌ییب، سانکی رقص ائتدییینی دویوردو.        
 
او کندده ده شهرده‌کی همین او گرگین و ناراحات حیاتینی یاشاماغا داوام ائدیردی. چوخ اوخویور، یازیر، ایتالیان دیلینی اؤیره‌نیر. گزینتیلر زامانی ایسه قریبه بیر ممنون‌لوقلا تئزلیکله یازی ماساسی‌نین آرخاسینا کئچه‌جه‌یی بارده دوشونوردو. او قدر ده آز یاتیردی کی،  هامی تعجب ایچینده قالیردی. مثلا  اگر تصادوفاً گون اورتا یاریم ساعتلیغا یوخولاسا، سونرادان بوتون گئجه‌نی یاتمیر، ائرته‌سی گون اؤزونو، هئچ نه اولماییبمیش کیمی گومراه و راحت حیسّ ائدیردی. چوخ دانیشیر، چوخلو شراب ایچیر، باهالی سیقارلار چکیردی.  
پئسوتسکی گیله تئز-تئز، دئمک اولار هر گون قونشو خانیملار قوناق گلیر، تانیا ایله بیرلیکده رویالدا (پیانو) چالیر و اوخویوردولار. آرا-سیرا بورادا آیری بیر قونشو دا یاخشی اسکریپکا چالان  جاوان بیر اوغلان دا قوناق اولوردو.