امیر چمنی
علی یعقوبی، قدیمیترین و پرسابقهترین دستفروش تبریزی درگذشت.
اکثر دستفروشانِ تبریزی اول مهاجر و حاشیه نشیناند، بعد دستفروش. اما علی آقا هم بچه تبریز، هم ساکن یکی از محلات تاریخی و اصیل تبریز بود. متولد ۱۳۰۶ بود و ۷۲ سال دستفروشی کرد.
یک تبریز او را میشناخت و از او خاطره دارد. همهی این سالها مابین چهارراه شهناز و فردوسی بساط میکرد. جلوی درب ورودی یک ساختمان قدیمی که سمتِ راستش قنادی رکس و سمتِ چپش داروخانهی نظامی است. اما از ترسِ داوود رکس، صاحبِ قنادی رکس که اذیتش میکرد، سمت چپ و کنار داروخانه بساط میکرد. علی آقا اواخر حکومت پهلوی را دید، حکومت پیشهوری را دید، حکومت محمدرضا شاه را دید، انقلاب را دید، جنگ را دید، حکومت خمینی و بعد از آن را دید، همگان رفتند و او همچنان مانده بود. تا همین چند روز پیش همانجا بساط میکرد. دو تا جعبهی ویترینی و یک چهارپایه داشت. داخل یکی از جعبههایش چاقو و پنجهبوکس و خنجر و قطبنما، و داخل آن دیگری انواع سکه و پولهای قدیمی بود. عموماً جلوی بساطش مملو از جمعیت بود. حتی اگر نمیخریدند، وسایلش را تماشا میکردند. ۲۷ سال از این ۷۲ سال دستفروشیاش را به چشم دیدهام، اما هیچوقت از او خرید نکردم. اول ابتدایی میخواندم و چند متر پایینتر از بساسطش باشگاه میرفتم. بعد از باشگاه چند دقیقهای برقِ چاقوهایش را تماشا میکردم.
با کسی حرف نمیزد و این اواخر هم به خاطر کهولت سن، کاملاً بیحوصله و کمی عصبی بود. قیمت هم که میپرسیدی میگفت تو خریدار نیستی.
خودش و بساطش جذابیت خاصی داشت، برای همین خیلیها دوست داشتند از او عکس بگیرند، اما به هیچ کس اجازهی عکاسی نمیداد. مردم فکر میکردند خوشش نمیآید، اما مساله این بود که او فکر میکرد عکسها را از طرف شهرداری آمدهاند بگیرند و گزارش دهند تا بساط دستفروشیاش را جمع کنند.
حالا او دیگر رفته است و آن گوشه از پیادهرو برای همیشه خالی از او و جعبههای دلفریبش به خاطرهها پیوسته است.
تبریز یکی یکی دارد انسانهای خاطرهانگیز، تاریخی و وفادارش را از دست میدهد، همانطور که کوچهها و خیابانها و خانههایش را. تبریز دارد تاریخش را از دست میدهد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
علی یعقوبی، قدیمیترین و پرسابقهترین دستفروش تبریزی درگذشت.
اکثر دستفروشانِ تبریزی اول مهاجر و حاشیه نشیناند، بعد دستفروش. اما علی آقا هم بچه تبریز، هم ساکن یکی از محلات تاریخی و اصیل تبریز بود. متولد ۱۳۰۶ بود و ۷۲ سال دستفروشی کرد.
یک تبریز او را میشناخت و از او خاطره دارد. همهی این سالها مابین چهارراه شهناز و فردوسی بساط میکرد. جلوی درب ورودی یک ساختمان قدیمی که سمتِ راستش قنادی رکس و سمتِ چپش داروخانهی نظامی است. اما از ترسِ داوود رکس، صاحبِ قنادی رکس که اذیتش میکرد، سمت چپ و کنار داروخانه بساط میکرد. علی آقا اواخر حکومت پهلوی را دید، حکومت پیشهوری را دید، حکومت محمدرضا شاه را دید، انقلاب را دید، جنگ را دید، حکومت خمینی و بعد از آن را دید، همگان رفتند و او همچنان مانده بود. تا همین چند روز پیش همانجا بساط میکرد. دو تا جعبهی ویترینی و یک چهارپایه داشت. داخل یکی از جعبههایش چاقو و پنجهبوکس و خنجر و قطبنما، و داخل آن دیگری انواع سکه و پولهای قدیمی بود. عموماً جلوی بساطش مملو از جمعیت بود. حتی اگر نمیخریدند، وسایلش را تماشا میکردند. ۲۷ سال از این ۷۲ سال دستفروشیاش را به چشم دیدهام، اما هیچوقت از او خرید نکردم. اول ابتدایی میخواندم و چند متر پایینتر از بساسطش باشگاه میرفتم. بعد از باشگاه چند دقیقهای برقِ چاقوهایش را تماشا میکردم.
با کسی حرف نمیزد و این اواخر هم به خاطر کهولت سن، کاملاً بیحوصله و کمی عصبی بود. قیمت هم که میپرسیدی میگفت تو خریدار نیستی.
خودش و بساطش جذابیت خاصی داشت، برای همین خیلیها دوست داشتند از او عکس بگیرند، اما به هیچ کس اجازهی عکاسی نمیداد. مردم فکر میکردند خوشش نمیآید، اما مساله این بود که او فکر میکرد عکسها را از طرف شهرداری آمدهاند بگیرند و گزارش دهند تا بساط دستفروشیاش را جمع کنند.
حالا او دیگر رفته است و آن گوشه از پیادهرو برای همیشه خالی از او و جعبههای دلفریبش به خاطرهها پیوسته است.
تبریز یکی یکی دارد انسانهای خاطرهانگیز، تاریخی و وفادارش را از دست میدهد، همانطور که کوچهها و خیابانها و خانههایش را. تبریز دارد تاریخش را از دست میدهد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
حسین رزمی
...و سن دوشورسن گؤيون يادينا
پنجره لرین
گؤى پرده سی نی چکیرم یانا
...
بویالار دولور ائوین جانینا
خالچانین بوتون گوللری آچیر
جیرانلاری دا بودره ییب قاچیر
کیچیک قیزیمین دوداقلاری تک...
شؤوقون دوشدوكجه كيتابلاريما
"فالاچی"
چارتلاق دوداقلارینی هئی منه بوزور
باشسیز کؤلگه مین اوره یین اوزور.
" ویکتور خارا"نین
بالتا گیتاری شیلتاقلیق ائدیر
" قالان اوجا"نین عاقیلی گئدیر
و بیر آل شئعیر
یئنه ده منی یاشاماق ایچین
اینتیحارائدیر...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
...و سن دوشورسن گؤيون يادينا
پنجره لرین
گؤى پرده سی نی چکیرم یانا
...
بویالار دولور ائوین جانینا
خالچانین بوتون گوللری آچیر
جیرانلاری دا بودره ییب قاچیر
کیچیک قیزیمین دوداقلاری تک...
شؤوقون دوشدوكجه كيتابلاريما
"فالاچی"
چارتلاق دوداقلارینی هئی منه بوزور
باشسیز کؤلگه مین اوره یین اوزور.
" ویکتور خارا"نین
بالتا گیتاری شیلتاقلیق ائدیر
" قالان اوجا"نین عاقیلی گئدیر
و بیر آل شئعیر
یئنه ده منی یاشاماق ایچین
اینتیحارائدیر...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Audio
ادبیات گئجه لری دوردونجی جلسه 96/09/07
دانیشیر : اوستاد دوکتور رحمانی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
د
دانیشیر : اوستاد دوکتور رحمانی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
د
مجله آذری ( ترکی - فارسی )
▫️مراسم تجلیل از استاد دارابی توسط
" مجله آذری " و " انجمن ادبی- فرهنگی ساهر " برگزار گردید.
روز سوم آذرماه از استاد " ابراهیم دارابی " نویسنده ، مترجم و شخصیت فرهیخته حوزهی تعلیم و تربیت کشور به پاس چندین دهه تلاش خستگیناپذیر و خلق آثار متعدد ادبی و آموزشی در شهر تهران تجلیل شد.
در این مراسم دوستداران و علاقمندان آثار استاد دارابی، نویسندگان و شعرا ، اساتید دانشگاه ، بازیگران تئاتر و سینما ، نقاشان ، پزشکان ، حقوقدانان ، فرهنگیان ، نمایندگان انجمنها ، نهادهای ادبی مدنی آذربایجانی، گروهی از ناشرین و چندین تن از شخصیتهای اجتماعی ، فرهنگی و خانواده استاد دارابی شرکت داشتند.
در مراسم دکتر نجفی یکی از شاگردان استاد دارابی در دوره دبیرستان ، همچنین سه تن از معلمین بازنشسته خانم مرمر عفیفی، آقایان حبیب فرشباف و مرتضی مجدفر در خصوص آثار مرتبط با ابعاد آموزشی و تربیتی استاد دارابی سخنرانی کردند و از شعرا و نویسندگان حاضر در مراسم محمد خلیلی ، حسین شهرک میرزا ، کریم قربانزاده و سعید موغانلی پیامهای تبریک نهادها و انجمنهای خود را قرائت کردند و به شعر خوانی پرداختند.
اجرای مراسم تجلیل از نویسندهی رمانهای «اشک سبلان» و «رود پر خروش» را شاعر و ژورنالیست آذربایجانی و سردبیر مجله آذری حسن ریاضی ( ایلدیریم ) بر عهده داشت .
سخنران افتتاح مراسم استاد مفتون امینی شاعر پر آوازه ایران بود.
در طول مراسم قطعاتی از موسیقی ترکی و فارسی توسط گروه موسیقی «سولدوز» به خوانندگی و نوازندگی میلاد و آیدین مهدیپور، گروه موسیقی «افشار» و خوانندگی آقای ابراهیم تفضلی اجرا شد.
مراسم با سخنرانی و قدردانی استاد ابراهیم دارابی " از برگزار کنندگان و حاضرین در مراسم و صدور بیانیه تبریک و تقدیر و اهدای هدایای برگزارکنندگان به استاد دارابی پایان یافت.
از جمله حاضرین این مراسم :
مفتون امینی ، پرویز حبیب پور ، پرویز بابایی ، حسن روزپیکر ، حسن صانعی ، محمد خلیلی ، حبیب فرشباف ، میرزا شهرک ، جواد دربندی ، مرتضی مجدفر، ائلدار موغانلی، سعید موغانلی ، علی آغ گونئیلی ، سیاوش چراغی پور ، اعتبار قلی اف ، زهره فرحناکیان ، فخری سلیمی ، ملیحه بصیر ، اکبر صالحی ، مهدی پناهی ، کریم قربانزاده ، قنبر سیفی ، حبیب قاسمی ، ناصر شیر محمدی و ... اشاره نمود.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
▫️مراسم تجلیل از استاد دارابی توسط
" مجله آذری " و " انجمن ادبی- فرهنگی ساهر " برگزار گردید.
روز سوم آذرماه از استاد " ابراهیم دارابی " نویسنده ، مترجم و شخصیت فرهیخته حوزهی تعلیم و تربیت کشور به پاس چندین دهه تلاش خستگیناپذیر و خلق آثار متعدد ادبی و آموزشی در شهر تهران تجلیل شد.
در این مراسم دوستداران و علاقمندان آثار استاد دارابی، نویسندگان و شعرا ، اساتید دانشگاه ، بازیگران تئاتر و سینما ، نقاشان ، پزشکان ، حقوقدانان ، فرهنگیان ، نمایندگان انجمنها ، نهادهای ادبی مدنی آذربایجانی، گروهی از ناشرین و چندین تن از شخصیتهای اجتماعی ، فرهنگی و خانواده استاد دارابی شرکت داشتند.
در مراسم دکتر نجفی یکی از شاگردان استاد دارابی در دوره دبیرستان ، همچنین سه تن از معلمین بازنشسته خانم مرمر عفیفی، آقایان حبیب فرشباف و مرتضی مجدفر در خصوص آثار مرتبط با ابعاد آموزشی و تربیتی استاد دارابی سخنرانی کردند و از شعرا و نویسندگان حاضر در مراسم محمد خلیلی ، حسین شهرک میرزا ، کریم قربانزاده و سعید موغانلی پیامهای تبریک نهادها و انجمنهای خود را قرائت کردند و به شعر خوانی پرداختند.
اجرای مراسم تجلیل از نویسندهی رمانهای «اشک سبلان» و «رود پر خروش» را شاعر و ژورنالیست آذربایجانی و سردبیر مجله آذری حسن ریاضی ( ایلدیریم ) بر عهده داشت .
سخنران افتتاح مراسم استاد مفتون امینی شاعر پر آوازه ایران بود.
در طول مراسم قطعاتی از موسیقی ترکی و فارسی توسط گروه موسیقی «سولدوز» به خوانندگی و نوازندگی میلاد و آیدین مهدیپور، گروه موسیقی «افشار» و خوانندگی آقای ابراهیم تفضلی اجرا شد.
مراسم با سخنرانی و قدردانی استاد ابراهیم دارابی " از برگزار کنندگان و حاضرین در مراسم و صدور بیانیه تبریک و تقدیر و اهدای هدایای برگزارکنندگان به استاد دارابی پایان یافت.
از جمله حاضرین این مراسم :
مفتون امینی ، پرویز حبیب پور ، پرویز بابایی ، حسن روزپیکر ، حسن صانعی ، محمد خلیلی ، حبیب فرشباف ، میرزا شهرک ، جواد دربندی ، مرتضی مجدفر، ائلدار موغانلی، سعید موغانلی ، علی آغ گونئیلی ، سیاوش چراغی پور ، اعتبار قلی اف ، زهره فرحناکیان ، فخری سلیمی ، ملیحه بصیر ، اکبر صالحی ، مهدی پناهی ، کریم قربانزاده ، قنبر سیفی ، حبیب قاسمی ، ناصر شیر محمدی و ... اشاره نمود.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
✅✅✅✅✅سایین کانالداشلار
ادبیات سئونلر کانالیندا چهارشنبه گونلری یالنیز نثر یازیلارین پایلاشیریق .🌸🌸🌸
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ادبیات سئونلر کانالیندا چهارشنبه گونلری یالنیز نثر یازیلارین پایلاشیریق .🌸🌸🌸
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
سایین کانالداشلار
بو گئجه 96/09/08 ساعات اوندا ادبیات سئونلر کانالیندا اوستاد دوکتور مجد فر ایله ( اوستاددارابی و اوشاق ادبیاتی ) حاقیندا ادبی دانیشیغیمیز اولاجاق .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بو گئجه 96/09/08 ساعات اوندا ادبیات سئونلر کانالیندا اوستاد دوکتور مجد فر ایله ( اوستاددارابی و اوشاق ادبیاتی ) حاقیندا ادبی دانیشیغیمیز اولاجاق .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
اوخویور :«رشید بهبوداو»
ایلک باهار گلدی
دورنالار گلدی
تکجه سن گلیب چیخمادین
هاردا قالمیسان...
لیریک ماهنی «گلمدین»
موزیک:«جهانگیر جهانگیراو»
شعر:«انور علیبئیگلی»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ایلک باهار گلدی
دورنالار گلدی
تکجه سن گلیب چیخمادین
هاردا قالمیسان...
لیریک ماهنی «گلمدین»
موزیک:«جهانگیر جهانگیراو»
شعر:«انور علیبئیگلی»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Ceviz Agaci
Cem Karaca
ترانه آدی: جئویز آغاجی
شعر: ناظیم حیکمت
موسیقی: جم قاراجا
اوخویان: جم قاراجا
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر: ناظیم حیکمت
موسیقی: جم قاراجا
اوخویان: جم قاراجا
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سونسوز محبّت و گوذشت
گنجعلي صباحي
رشيد ايييرمي ياشا دولموش اوجابويلو، دولو صيفت، ايري گؤزلوٍ، گوٍلر اوزلوٍ ورزيشکار بير جاوان ايدي. او، ايکي ياشيندا ايکن آتادان يئتيم قالميشدي. عميسينين سونسوز قايغيسي و پري خانيمين توٍکنمز محبّتي، يئتيملييي اونون ياديندان چيخارتميشدي. ائلهجه ده او بو سونسوز عايلهنين سونوٍک حياتـيندا اوٍميد دوغورموش، ائوده شنلييه سبب اولموشدو. ندنسه سون گوٍنلرده رشيدين رفتار و اخلاقي بوٍسبوٍتوٍن دييشيلميشدي. شادليق ساچان ايري گؤزلري، گوٍلر اوٍزوٍنوٍ غم- کدر بولودو اؤرتموٍشدوٍ. اونون بو حالي آسلان کيشيده، داها آرتـيق پريده حئيرت و نيگرانليغا سبب اولموشدو.
آخشام ايدي.هاوا قارالميش اولسا دا، لامپالارين ايشيغي اؤز نورو ايله هر يئري گوٍندوٍزه دؤندرميشدي. رشيد ايشدن ائوه دؤننده پري خانيم گوٍلر اوٍزله اونو قارشيلادي. نوازيشله حاليني سوروشدو. او، دوداق اوجو پرينين سوآليني رد ائدهرک، ميزين دؤورهسينده دوٍزوٍلموٍش صندليلردن بيرينين اوٍزهرينده اوتوردو. توتقون، کوٍسگوٍن حالينا قلبي سيخيلان آنا دايانا بيلمهدي. رشيدين قارشيسيندا اوتوروب،
– سنه نه اولوب، قادان آليم؟ بو گوٍنلر نييه پريشانسان؟ آدام کي، درديني آناسيندان گيزلتمز. بير ديء گوروٍم اوٍرهييني سيخان نهدير؟ آخي من سني بئله توتغون، غملي گورنده دوزه بيلميرم. اوٍرهييم اود توتوب يانير- دئديکده رشيد باشيني قالديريب معنالي باخيشلارلا گؤزلريني آناسينين گؤزلرينه زيللهدي. توتغون سسله:
– ناراحاتليغيمين سببيني بيلمک ايستهييرسن؟
– البتّه کي، بيلمک ايستهييرم.
– چوخ گؤزل، دئيهرم. آناجان! من کي، اوشاق دئييلم. دئييلنلردن معلوم اولور کي، منيم داييلاريم، بابام، ننهم ده واردير. سيجيلليمده، آنامين آدي ترلاندير. دئمک آنام دا واردير، ساغدير. نه اوٍچوٍن گرک من اونلاري تانيمايام؟ اونلارين مندن گيزلي ساخلانيلماسينين معناسي ندير؟- دئيه آناسيني سوآلا توتدو. بو سوآلدان پري خانيم برک توتولدو. بدنينده سويوق بير گيزليتي حيسّ ائتدي. اونون اوٍچوٍن بو ساده بير سوآل دئييلدي. هميشه اونون فيکريندن کئچيردي: «بير گوٍن او دوغما آناسيني تانيسا، مني آتاجاق؟ اونون آيريليغينا نئجه دوزهرم؟»- دئيه روحو عذاب چکيردي. سانکي، او گوٍن گليب چاتميشدي. اينجيک بير حالدا:
– بس بئله!……- دئييب، بير آز فيکره دالدي. سونرا هيجانلا -آديني چکدييين قوهوملارين سني ايستهسهيديلر، بو واختا کيمي دالينجا گلر، سني يوخلار، فيکرينده اولارديلار. آنان، آنا اولسايدي کؤرپه واختـيندا سني آتـيب اره گئتمزدي. سنين زحمتيني چکن، گئجه – گوٍندوٍز پروانه تک باشينا دولانيب اودونا يانان ترلان اولماييب، من اولموشام، من! ايندي من آنا دئييلم، ترلان آختاريرسان؟…- دئييب, هؤنکورتو ايله آغلاماغا باشلادي. ائله بو آندا آسلان کيشي قاپيدان گيردي. پري خانيمي آغلار، رشيدي توتغون، دولغون گؤردوٍکده حئيرتله:
– سيزه نه اولوب، نه خبردير؟ – دئيه سوال وئردي. پري باش اؤرتوٍيوٍنوٍن اوجو ايله گؤزلريني سيله- سيله:
– نه اولاجاق، اوغلون ترلان آدلي آنا آختارير!- دئديکده آسلان کيشي گوٍلوٍمسهدي:
– نه عئيبي وار، قوي آختارسين. بوندان اؤتروٍ آغلاماق، ياس قورماق لازيم دئييل کي, – دئييب، رشيده دوغرو يؤنهلدي. مهربانليقلا:
– اوغلوم! موضوع ندير؟ آچ، منه ده ديء- دئدي. رشيد اؤزوٍنوٍ دوغرولداراق:
– ائله بير مهم مسئله يوخدور، عمي جان! من فقط اؤزوٍموٍ تانيماق ايستهييرم. کئچميشيم مندن گيزلي ساخلانيلماسي بئينيمده مين جوٍر دومانلي فيکيرلر دوغورور. بابامين، ننهمين، داييلاريمين، آنامين مندن گيزلي ساخلانيلماسينداکي معمّا ندير؟ آتامين اؤلوموٍنده اونلارين اليمي اولوب؟ قان دوٍشمنچيليييميزمي وار؟ نييه گرک من بيلمهيم؟- دئديکده آسلان کيشي قاه- قاه چکيب گوٍلدوٍ.
– يوخ گوٍلوٍم، يوخ!- دئدي. بئله فيکيرلري باشيندان چيخارت.
– دوغرودانمي آنام مني آتـيب گئديب؟
– هئچ ده يوخ! قولاق آس، من قضيهني اولدوغو کيمي سنه سؤيلهييم: سن ايکي ياشيندا ايکن، آتان بير تصادوٍفده اليميزدن چيخدي. آنان جاوان ايدي. بير مدت اوتوردوقدان سونرا سني ده گؤتوٍروٍب آتاسي ائوينه گئتدي. سن صاحيبسيز دئييل ايدين، بيز سني اونون اليندن آلديق. سندن آيريلماق اونون اوٍچوٍن ائله ده آسان دئييل، آغير بير درد ايدي- دئييب گؤزلريني يومدو. سانکي کؤرپه رشيدي آغلايا- آغلايا ترلاندان آييرديقلاري آنلار، ترلانين گؤزلريندن ياز ياغيشي کيمي آخان داملالار، اونون پريشان حالي گؤزوٍنوٍن اؤنونده جانلاندي. درين بير آه چکهرک، سؤزوٍنه بئله ايدامه وئردي:
گنجعلي صباحي
رشيد ايييرمي ياشا دولموش اوجابويلو، دولو صيفت، ايري گؤزلوٍ، گوٍلر اوزلوٍ ورزيشکار بير جاوان ايدي. او، ايکي ياشيندا ايکن آتادان يئتيم قالميشدي. عميسينين سونسوز قايغيسي و پري خانيمين توٍکنمز محبّتي، يئتيملييي اونون ياديندان چيخارتميشدي. ائلهجه ده او بو سونسوز عايلهنين سونوٍک حياتـيندا اوٍميد دوغورموش، ائوده شنلييه سبب اولموشدو. ندنسه سون گوٍنلرده رشيدين رفتار و اخلاقي بوٍسبوٍتوٍن دييشيلميشدي. شادليق ساچان ايري گؤزلري، گوٍلر اوٍزوٍنوٍ غم- کدر بولودو اؤرتموٍشدوٍ. اونون بو حالي آسلان کيشيده، داها آرتـيق پريده حئيرت و نيگرانليغا سبب اولموشدو.
آخشام ايدي.هاوا قارالميش اولسا دا، لامپالارين ايشيغي اؤز نورو ايله هر يئري گوٍندوٍزه دؤندرميشدي. رشيد ايشدن ائوه دؤننده پري خانيم گوٍلر اوٍزله اونو قارشيلادي. نوازيشله حاليني سوروشدو. او، دوداق اوجو پرينين سوآليني رد ائدهرک، ميزين دؤورهسينده دوٍزوٍلموٍش صندليلردن بيرينين اوٍزهرينده اوتوردو. توتقون، کوٍسگوٍن حالينا قلبي سيخيلان آنا دايانا بيلمهدي. رشيدين قارشيسيندا اوتوروب،
– سنه نه اولوب، قادان آليم؟ بو گوٍنلر نييه پريشانسان؟ آدام کي، درديني آناسيندان گيزلتمز. بير ديء گوروٍم اوٍرهييني سيخان نهدير؟ آخي من سني بئله توتغون، غملي گورنده دوزه بيلميرم. اوٍرهييم اود توتوب يانير- دئديکده رشيد باشيني قالديريب معنالي باخيشلارلا گؤزلريني آناسينين گؤزلرينه زيللهدي. توتغون سسله:
– ناراحاتليغيمين سببيني بيلمک ايستهييرسن؟
– البتّه کي، بيلمک ايستهييرم.
– چوخ گؤزل، دئيهرم. آناجان! من کي، اوشاق دئييلم. دئييلنلردن معلوم اولور کي، منيم داييلاريم، بابام، ننهم ده واردير. سيجيلليمده، آنامين آدي ترلاندير. دئمک آنام دا واردير، ساغدير. نه اوٍچوٍن گرک من اونلاري تانيمايام؟ اونلارين مندن گيزلي ساخلانيلماسينين معناسي ندير؟- دئيه آناسيني سوآلا توتدو. بو سوآلدان پري خانيم برک توتولدو. بدنينده سويوق بير گيزليتي حيسّ ائتدي. اونون اوٍچوٍن بو ساده بير سوآل دئييلدي. هميشه اونون فيکريندن کئچيردي: «بير گوٍن او دوغما آناسيني تانيسا، مني آتاجاق؟ اونون آيريليغينا نئجه دوزهرم؟»- دئيه روحو عذاب چکيردي. سانکي، او گوٍن گليب چاتميشدي. اينجيک بير حالدا:
– بس بئله!……- دئييب، بير آز فيکره دالدي. سونرا هيجانلا -آديني چکدييين قوهوملارين سني ايستهسهيديلر، بو واختا کيمي دالينجا گلر، سني يوخلار، فيکرينده اولارديلار. آنان، آنا اولسايدي کؤرپه واختـيندا سني آتـيب اره گئتمزدي. سنين زحمتيني چکن، گئجه – گوٍندوٍز پروانه تک باشينا دولانيب اودونا يانان ترلان اولماييب، من اولموشام، من! ايندي من آنا دئييلم، ترلان آختاريرسان؟…- دئييب, هؤنکورتو ايله آغلاماغا باشلادي. ائله بو آندا آسلان کيشي قاپيدان گيردي. پري خانيمي آغلار، رشيدي توتغون، دولغون گؤردوٍکده حئيرتله:
– سيزه نه اولوب، نه خبردير؟ – دئيه سوال وئردي. پري باش اؤرتوٍيوٍنوٍن اوجو ايله گؤزلريني سيله- سيله:
– نه اولاجاق، اوغلون ترلان آدلي آنا آختارير!- دئديکده آسلان کيشي گوٍلوٍمسهدي:
– نه عئيبي وار، قوي آختارسين. بوندان اؤتروٍ آغلاماق، ياس قورماق لازيم دئييل کي, – دئييب، رشيده دوغرو يؤنهلدي. مهربانليقلا:
– اوغلوم! موضوع ندير؟ آچ، منه ده ديء- دئدي. رشيد اؤزوٍنوٍ دوغرولداراق:
– ائله بير مهم مسئله يوخدور، عمي جان! من فقط اؤزوٍموٍ تانيماق ايستهييرم. کئچميشيم مندن گيزلي ساخلانيلماسي بئينيمده مين جوٍر دومانلي فيکيرلر دوغورور. بابامين، ننهمين، داييلاريمين، آنامين مندن گيزلي ساخلانيلماسينداکي معمّا ندير؟ آتامين اؤلوموٍنده اونلارين اليمي اولوب؟ قان دوٍشمنچيليييميزمي وار؟ نييه گرک من بيلمهيم؟- دئديکده آسلان کيشي قاه- قاه چکيب گوٍلدوٍ.
– يوخ گوٍلوٍم، يوخ!- دئدي. بئله فيکيرلري باشيندان چيخارت.
– دوغرودانمي آنام مني آتـيب گئديب؟
– هئچ ده يوخ! قولاق آس، من قضيهني اولدوغو کيمي سنه سؤيلهييم: سن ايکي ياشيندا ايکن، آتان بير تصادوٍفده اليميزدن چيخدي. آنان جاوان ايدي. بير مدت اوتوردوقدان سونرا سني ده گؤتوٍروٍب آتاسي ائوينه گئتدي. سن صاحيبسيز دئييل ايدين، بيز سني اونون اليندن آلديق. سندن آيريلماق اونون اوٍچوٍن ائله ده آسان دئييل، آغير بير درد ايدي- دئييب گؤزلريني يومدو. سانکي کؤرپه رشيدي آغلايا- آغلايا ترلاندان آييرديقلاري آنلار، ترلانين گؤزلريندن ياز ياغيشي کيمي آخان داملالار، اونون پريشان حالي گؤزوٍنوٍن اؤنونده جانلاندي. درين بير آه چکهرک، سؤزوٍنه بئله ايدامه وئردي:
– بيزيم ائولاديميز اولماديغيندان سني اوغوللوغا گؤتوٍردوٍک. پري خانيم عؤمروٍنوٍن ان قيمتلي، جاوانليق دؤورلريني سنين تربييهنه، راحاتليغينا، بوي آتـيب ياشا دولماغينا صرف ائتدي. سن گوٍلنده گوٍلدوٍ، آغلاياندا آغلادي. بير آنا قايغيسي ايله کئشييينده دوردو- دئييب، اليني جئبينه سالدي. بير سيغار آليشديريب مؤحکم سوموردو، توٍستوٍسوٍنوٍهاوايا بوراخدي. مأيوس بير حال آلاراق، – بيز اوٍميدوار ايديک کي، سن اونو آنا، مني ده آتا کيمي قبول ائدهجکسن- دئدي.
آسلان کيشينين سؤزوٍ بو يئره چاتاندا رشيد تاب گتيرمهدي.
– عمي جان! مگر من سيزين حاققينيزي دانيرام؟ ياخود سيزدن آيريلماق فيکريندهيم؟ من اؤلنهدک سيزدن آيريلمارام. سيز منه آتادان، آنادان عزيزسينيز. سيزين قايغي و محبّـتلرينيزي اونودا بيلهرممي؟ منيم سؤزوٍم بوردادير کي، نييه گرک اوز قان قوهوملاريمي تانيمايام؟ هم ده بيليرسينيز کي، سربازليق واختيمدير. گئتسم، بو جنگ مووقئعيندههاردان معلومدور کي، ساغ قاييدام! آرزيلاريمي گورامي آپارمالييام؟- دئديکده آسلان توتولدو، متاثر اولدو. بير آنليغا فيکره دالدي. پري خانيم دؤزوٍمسوٍز بير حالدا،
– آمان آللاه! بو اوغلان دلي اولوبدور، ندير، نهلر دانيشير؟- دئدي. البتّه بو سؤزلري ايله او رشيده اولان درين محبّتيني يئتيريردي.
آسلان کيشي آلتميش ياشيندا اورتا بويلو، ساچلاري آغارميش، دولو انداملي، ساغلام بدن بير آدام ايدي. دونيانين ايستي- سويوغونو دادميش، جاوانليغين جوشغون، باريشماز غوٍرورونو ارخادا قويموش، بلکه ده اونوتموشدو. فيکريني ياخشيليغا، خئيره ايشلتمهيه چاليشيردي. بير خئييرخاه شخصیت کيمي تانينميشدي. فيکرينده رشيده حاق وئريردي.
– دوٍز دئييرسن اوغلوم! حاق سنينلهدي. من چوخدان قوهوملاريميزلا سني تانيش ائتمهلي ايديم. تقصير منيمدير- دئديکده رشيدين توتغون چؤهرهسي قيزيل گوٍل کيمي آچيلدي. يئريندن سيچراييب عميسيني قوجاقلادي. دؤنه- دؤنه اؤپدوٍ.
– قوربان اولوم عمي جان! ائله من ده اونو ايستهييرم. آيري بير سؤزوٍم يوخدور- دئدي. آسلا کيشي اليني اونون کوٍرهيينه ووراراق،
– گؤروش اوٍچوٍن حاضير اول! صاباح سني حسن بابانين يانينا آپاراجاغام- دئدي. آلينان بو نتيجهدن پري خانيم داريلدي. بئينينده يئر سالميش اعتمادسيزليقلا دولو شوٍبهه اوٍرهييني سيخدي. قهرلنميش بير حالدا دوروب اوتاقدان چيخدي.
٭٭٭
تبريز قيشينين سرت سويوقلاريندان خبر يوخ ايدي. باهارين اورهک آچان سرين نسيمي تئللري اوينادير، آرزي و ديلکلر ساچان ايشيقلي اوٍزلري اوخشاييردي. گوٍنش ايليق، قيزيل شوعالاريني هر يئره يايماقدا ايدي. کؤچری قوشلار گئري دؤنموٍش، شور و هيجانلا قاناد چالير، دوٍزلر، باغلار، ياماجلار آل ياشيلا بوٍروٍنموٍشدوٍ. گوٍل- چيچکلرين عطري هر يئره ياييلماقدا، بوٍلبوٍللر شووقه گلهرک جهجه وورماقدا، سانکي اينسانلاري روحلانديرماق، حياتي سئومهيه، مهر و محبّت عالمينه چاغيريردي.
حسن بابانين ائوينده ده شادليق ايدي. اون سککيز ايل اوٍزوٍنه حسرت قالميش، بلکه ده اونودولموش نوهسي رشيد، اونون کيچيک کوٍمهسيني ايشيقلانديرميشدي. بو گؤروشدن دوداقلاردا تبسّوم، گؤزلردن محبّت نورو ساچيليردي. اورتادا مئيوهلر، شيرنيلر دوٍزوٍلموٍشدوٍ. قاباقلاريندا تزه سوٍزوٍلموٍش، بوغلانان عطيرلي چايلار اوتورانلارا گؤز وورودو. آنجاق، هئچ کس اليني بير شئيه اوزاتميردي. چوٍنکي، وورغونون «آذربايجان» ترانهسينين ناواري قويولموشدو.
چوخ کئچميشم بو داغلاردان،
دورنا گؤزلوٍ بولاقلاردان،
ائشيتميشم اوزاقلاردان،
ساکيت آخان آرازلاري،
سيناميشام دوستو، ياري
٭٭٭
ائل بيلير کي، سن منيمسن،
يوردوم يووام، مسکنيمسن.
آنام، دوغما وطنيمسن،
آيريلارمي کونوٍل جاندان؟
آذربايجان! آذربايجان!
٭٭٭
من بير اوشاق، سن بير آنا،
اودور کي، باغلييام سانا،
هانکي سمتههانکي يانا،
هئي اوچسام دا يووام سنسن،
ائليم، گوٍنوٍم، اوبام سنسن.
– دئيه، اوجالان گؤزل سس اورهکلري اوخشاييردي. ترانه تزهجه قوتارميشدي کي، قاپي دويوٍلدوٍ. مريم تئز آياغا دوردو.
– حتمن ترلاندير!- دئييب، قاپييا دوغرو يوٍيوٍردوٍ. آخي قيزي تهراندا ياشاييردي. بؤیوک قارداشي دؤنمز تئلفونلا دانيشميش، جرياني سؤيلهميش، اونو اوغلو رشيد ايله گؤروشه دعوت ائتميشدي. قاپي آچيلدي. قيرخ ياشيندا، اوجا بويلو، خوش انداملي، گؤزل بير قادين ايچري گيردي. آنا ايله بالانين قوللاري آچيلدي. قوجاقلاشيب، گؤروشندن سونرا گئديب اوتاغا گيرديلر. ترلان آتا و قارداشلاري ايله گؤروشندن سونرا اوزوٍنوٍ ياد بير جاوان قارشيسيندا گؤروٍب داياندي. اورهک چيرپينتيسي آرتميشدي «يعني، بو منيم کؤرپه رشيديمدير»- دئيه، گؤزلرينه اينانميردي. رشيد ده مات- مات اونا باخيردي. حسن بابانين دوداقلاري قاچدي.
– اوغلوم! نييه مات قالميسان، آختارديغين دوغما آناندير دا!- دئديکده، رشيد ياز بولودو کيمي دولدو. گؤزلريندن ياش آخماغا، ايشقيريقلار ايچريسينده،
آسلان کيشينين سؤزوٍ بو يئره چاتاندا رشيد تاب گتيرمهدي.
– عمي جان! مگر من سيزين حاققينيزي دانيرام؟ ياخود سيزدن آيريلماق فيکريندهيم؟ من اؤلنهدک سيزدن آيريلمارام. سيز منه آتادان، آنادان عزيزسينيز. سيزين قايغي و محبّـتلرينيزي اونودا بيلهرممي؟ منيم سؤزوٍم بوردادير کي، نييه گرک اوز قان قوهوملاريمي تانيمايام؟ هم ده بيليرسينيز کي، سربازليق واختيمدير. گئتسم، بو جنگ مووقئعيندههاردان معلومدور کي، ساغ قاييدام! آرزيلاريمي گورامي آپارمالييام؟- دئديکده آسلان توتولدو، متاثر اولدو. بير آنليغا فيکره دالدي. پري خانيم دؤزوٍمسوٍز بير حالدا،
– آمان آللاه! بو اوغلان دلي اولوبدور، ندير، نهلر دانيشير؟- دئدي. البتّه بو سؤزلري ايله او رشيده اولان درين محبّتيني يئتيريردي.
آسلان کيشي آلتميش ياشيندا اورتا بويلو، ساچلاري آغارميش، دولو انداملي، ساغلام بدن بير آدام ايدي. دونيانين ايستي- سويوغونو دادميش، جاوانليغين جوشغون، باريشماز غوٍرورونو ارخادا قويموش، بلکه ده اونوتموشدو. فيکريني ياخشيليغا، خئيره ايشلتمهيه چاليشيردي. بير خئييرخاه شخصیت کيمي تانينميشدي. فيکرينده رشيده حاق وئريردي.
– دوٍز دئييرسن اوغلوم! حاق سنينلهدي. من چوخدان قوهوملاريميزلا سني تانيش ائتمهلي ايديم. تقصير منيمدير- دئديکده رشيدين توتغون چؤهرهسي قيزيل گوٍل کيمي آچيلدي. يئريندن سيچراييب عميسيني قوجاقلادي. دؤنه- دؤنه اؤپدوٍ.
– قوربان اولوم عمي جان! ائله من ده اونو ايستهييرم. آيري بير سؤزوٍم يوخدور- دئدي. آسلا کيشي اليني اونون کوٍرهيينه ووراراق،
– گؤروش اوٍچوٍن حاضير اول! صاباح سني حسن بابانين يانينا آپاراجاغام- دئدي. آلينان بو نتيجهدن پري خانيم داريلدي. بئينينده يئر سالميش اعتمادسيزليقلا دولو شوٍبهه اوٍرهييني سيخدي. قهرلنميش بير حالدا دوروب اوتاقدان چيخدي.
٭٭٭
تبريز قيشينين سرت سويوقلاريندان خبر يوخ ايدي. باهارين اورهک آچان سرين نسيمي تئللري اوينادير، آرزي و ديلکلر ساچان ايشيقلي اوٍزلري اوخشاييردي. گوٍنش ايليق، قيزيل شوعالاريني هر يئره يايماقدا ايدي. کؤچری قوشلار گئري دؤنموٍش، شور و هيجانلا قاناد چالير، دوٍزلر، باغلار، ياماجلار آل ياشيلا بوٍروٍنموٍشدوٍ. گوٍل- چيچکلرين عطري هر يئره ياييلماقدا، بوٍلبوٍللر شووقه گلهرک جهجه وورماقدا، سانکي اينسانلاري روحلانديرماق، حياتي سئومهيه، مهر و محبّت عالمينه چاغيريردي.
حسن بابانين ائوينده ده شادليق ايدي. اون سککيز ايل اوٍزوٍنه حسرت قالميش، بلکه ده اونودولموش نوهسي رشيد، اونون کيچيک کوٍمهسيني ايشيقلانديرميشدي. بو گؤروشدن دوداقلاردا تبسّوم، گؤزلردن محبّت نورو ساچيليردي. اورتادا مئيوهلر، شيرنيلر دوٍزوٍلموٍشدوٍ. قاباقلاريندا تزه سوٍزوٍلموٍش، بوغلانان عطيرلي چايلار اوتورانلارا گؤز وورودو. آنجاق، هئچ کس اليني بير شئيه اوزاتميردي. چوٍنکي، وورغونون «آذربايجان» ترانهسينين ناواري قويولموشدو.
چوخ کئچميشم بو داغلاردان،
دورنا گؤزلوٍ بولاقلاردان،
ائشيتميشم اوزاقلاردان،
ساکيت آخان آرازلاري،
سيناميشام دوستو، ياري
٭٭٭
ائل بيلير کي، سن منيمسن،
يوردوم يووام، مسکنيمسن.
آنام، دوغما وطنيمسن،
آيريلارمي کونوٍل جاندان؟
آذربايجان! آذربايجان!
٭٭٭
من بير اوشاق، سن بير آنا،
اودور کي، باغلييام سانا،
هانکي سمتههانکي يانا،
هئي اوچسام دا يووام سنسن،
ائليم، گوٍنوٍم، اوبام سنسن.
– دئيه، اوجالان گؤزل سس اورهکلري اوخشاييردي. ترانه تزهجه قوتارميشدي کي، قاپي دويوٍلدوٍ. مريم تئز آياغا دوردو.
– حتمن ترلاندير!- دئييب، قاپييا دوغرو يوٍيوٍردوٍ. آخي قيزي تهراندا ياشاييردي. بؤیوک قارداشي دؤنمز تئلفونلا دانيشميش، جرياني سؤيلهميش، اونو اوغلو رشيد ايله گؤروشه دعوت ائتميشدي. قاپي آچيلدي. قيرخ ياشيندا، اوجا بويلو، خوش انداملي، گؤزل بير قادين ايچري گيردي. آنا ايله بالانين قوللاري آچيلدي. قوجاقلاشيب، گؤروشندن سونرا گئديب اوتاغا گيرديلر. ترلان آتا و قارداشلاري ايله گؤروشندن سونرا اوزوٍنوٍ ياد بير جاوان قارشيسيندا گؤروٍب داياندي. اورهک چيرپينتيسي آرتميشدي «يعني، بو منيم کؤرپه رشيديمدير»- دئيه، گؤزلرينه اينانميردي. رشيد ده مات- مات اونا باخيردي. حسن بابانين دوداقلاري قاچدي.
– اوغلوم! نييه مات قالميسان، آختارديغين دوغما آناندير دا!- دئديکده، رشيد ياز بولودو کيمي دولدو. گؤزلريندن ياش آخماغا، ايشقيريقلار ايچريسينده،