ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
باز می پرسم شعر چیست؟ آیا آب‌های گریزندۀ رودِ سیلاب‌زده‌ای است که هر لحظه، جوشان و خروشان به‌پیش می‌شتابد و هرگز به پَس برنمی‌گردد و هرگز سکوت و سکون ندارد؟
پس‌از نیمای نوآور که خود را ایثارگرانه در بسترِ چنین رودی افکند، شاعرانِ ما در داخل و خارجِ ایران در شرایط بسیار دشوار [و] ناهموار، هر روزه و همواره کوشیده‌اند و می‌کوشند تا با شیوه ها و سبک‌ها و آفریده‌ها و موج‌ها و طرح‌های گوناگون، اما با یک آرمانِ مشترک، رودِ خروشانِ شعرِ فارسی را به دریا، به اقیانوسِ هنرِ اصیل و والا برسانند و چه بسا که پیروزی‌هایی به دست آورده‌اند.
بنابراین من با آن‌هایی که می‌گویند و می‌نویسند "شعرِ کنونی ایران دورانِ فِترَت و بحران را می‌گذراند" هرگز نمی‌توانم موافق باشم، زیرا هر شاخۀ این درختِ کهن، پُر از جوانۀ نو است. البته شعرهای بد و بد اندر بدِ ما هم کم نیستند: نابسامانی، نامفهومیِ ساختگی، هرج و مرج، شتاب‌زدگی، واقعیت‌گُریزی و کناره‌جویی از آن‌چه در دنیای غوغای معاصر می‌گذرد، و یا فروشدن به اعماقِ تاریکِ درونِ خویش و از درد و نومیدیِ شخصی خود نالیدن، گه‌گاه گریبان‌گیرِ خودِ من و بسیاری از هم‌قلمانِ دیگرم شده است و می شود.
متاسفانه برخی از روزنامه‌نگارانِ محترمِ ما به نشر و پخش و ترویج این‌گونه شعرها کمک می‌کنند. روزنامه‌نگار با کارِ بسیار مهمّ ِ پُرمسئولیتی که دارد و با امکاناتِ گسترده‌ای که در دست‌رسِ اوست، می‌تواند در هر رشته‌ای، ویرانگر، [و] یا سازنده باشد. و شعر هم یکی از آن رشته‌هاست که از پیشِ چشم و زیرِ دستِ او می‌گذرد.
امّا در حقیقت این طایفۀ ناقدان‌ هستند که می‌توانند با نیروی اندیشۀ سازنده، با نقدِ آگاهِ راستین به شاعران یاری برسانند و آنان را به پیش ببرند، یا برعکس، به کج‌راهه‌شان بکشانند.
اگر برای سُرایندۀ شعر، معلم و راهنمایی باشد، منتقدان و مردم‌اند که اثرِ او را می پسندند یا نه؟
نقدِ جوانِ شعرِ ما زمینۀ قبلی و پیشینۀ علمی-تاریخی ندارد. شاید از مجلۀ "دانشکده" که مسئلۀ تجدّدِ ادبی و "شعرِ خوب چیست" را به میان آورد، آغاز شده باشد. صدها سال معمولاً دربارۀ آثار شاعرانِ کلاسیک چند جمله‌ای بیش‌تر گفته نمی‌شد، درحالی‌که نقدنگاری همانند آیینِ سخنرانی و فنونِ هنری دیگر، از دورانِ قدیم و تاکنون دارای قواعد و قوانینِ معیّنی بوده و هست که منتقد بر اساسِ آن‌ها و بر پایۀ واقعیت‌های موجود در یک اثرِ ادبی، به بررسی و ارزیابی می‌پردازد و بدونِ درنظرگرفتن مناسباتِ خصوصی و توقع و انتظارِ متقابل، یا مهر و کین بین ناقد و شاعر، بر خوبی یا بدیِ آن اثر حکم می‌دهد. شعرِ مُنقَلِبِ امروزِ ما نیازمند و تشنۀ چنین نقدِ آگاهی است.
شور و هیجان و الهامی که درونِ شاعر را مشوّش و متلاطم می‌کند، همان‌جا شکل می‌گیرد، رنگین و آهنگین می‌شود و پدید می‌آید. لذا شکل و محتوا مانندِ جسم و جان تواَمان به دنیا می آیند. نمی‌شود آن‌ها را از هم جدا کرد، خواه شعرِ عروضی باشد، یا نیمایی یا بی‌وزنِ آزاد.
هر اندازه پروازِ اندیشه و احساس و تخیّلِ شاعر بلندتر و بالاتر باشد و البته تسلّطِ او بر زبان و واژگان گسترده‌تر، نیازِ وی به صنایعِ لفظی و سمبُل‌های تودرتوی دور از ذهن کم‌تر خواهد بود.
باید جان و تنِ شعر هر دو بدرخشند. ما نیازمند و منتظریم که ناقد نشان بدهد و تفسیر کند که شاعر چه می‌خواهد بگوید و چگونه می‌گوید. اکثرِ آثار نقدِ کنونی ما پیرامون چگونگی شکلِ شعر است، بدونِ توجّه به محتوا که گاهی آن را به سوی نوعی فُرمالیسم سوق می‌دهد. به نظر من، تخیّلاتِ تاریکِ هذیانی هر قدر هم به واژگانِ زیبا آراسته باشند، اگر محتوای تازۀ نابی نداشته باشند، نمی‌توانند شعرِ حقیقی به شُمار آیند.
شاعر مشهورِ فرانسوی، "سَن‌ژان‌پِرس" با وجودِ رمز و رازِ دنیای تخیّلاتِ شِگِفت‌اش، در نهایت خواننده را به جایی می‌رساند که در کنارِ خودِ او نفس بکشد.
پس هرچه پیچیده‌ترگفتن حُسنِ شعر نیست، هم‌چنان‌که سادگیِ زیادی. "هزار نکتۀ باریک‌تر از مو این‌جاست".
 نمی‌شود نادیده گرفت که در شعرِ امروزی ما یک‌نوع سبکِ هندیِ مدرن، یک نوع تشویق و تبلیغ الهامِ غیبی و وردِ ساحِرانه پدید آمده است. با وجودِ این، تکرار می‌کنم که ابداً درست نیست گفته شود که "شعرِ دهۀ اخیرِ ما دچار بحران است". ده‌ها دفتر و مجموعۀ شعرِ سخن‌ورانِ معاصر، به‌ویژه جوانان، دارای شعرهای خوب و بسیارخوب هم هستند که به ژاله و شعرش، تازه‌شدن را می‌آموزند.
در این‌جا باز می‌پرسم شعر چیست؟ و چون پاسخی نمی‌یابم، ناگزیر می‌گویم من از شعر چه می‌خواهم؟
این گفته به هیچ وجه ادّعانامه یا برنامه‌ای برای دیگران نیست، بل‌که بیانِ آرمانی‌است که عُمری در شعرِ ژاله آشیان کرده است. نگاه و نظرِ شخصی اوست نسبت به شعر و شاعری. و چون سلیقه‌ها و سبک‌ها نیز مثلِ چهره‌ها با هم متفاوت‌اند، لذا چه بسا که این دیدگاه در نظرِ دیگران طورِ دیگری جلوه کند.
چون عقیدۀ من در این مورد نسبت به گذشته‌ام فرق نکرده، در این‌جا بخشی از گفتۀ پیشینِ خودم را می‌آورم که: از شعر چه می خواهم؟
هنگامی که در موزه‌ای انسان‌های مومیایی‌شدۀ چندین هزارساله را تماشا می‌کنیم، یک لحظه به ژرفای تاریکِ سده‌های گذشته فرو می‌رویم و فوراً بر می‌آییم. بی‌اختیار به این فکر می‌اٌفتیم که ما هم مانندِ آن‌ها رفتنی هستیم. چه خوب است زنده‌ایم. چه کنیم که زندگی برای ما شاد و پُربار، و برای دیگران سودمند باشد؟
وقتی نوزادی را می بینیم که با چشمانِ بسته برای زیستن دست‌وپا می‌زند، احساس می‌کنیم در برابرِ الهه‌ای، موجودِ مقدّسی قرارگرفته‌ایم که جانشینِ ما و صاحبِ فردای دنیاست. می‌خواهیم به او یاری برسانیم تا تن‌درست و خردمند و خوش‌بخت بار آید.
سپیده‌دمانِ بهار در باغ شکوفه‌دار، احساس می‌کنیم ما هم تازه و شکفته شده‌ایم. طبیعت زیباست و چه لذّتِ دل‌نشینی است تماشا و درکِ این همه زیبایی. طبیعت پرتویی از ابدیّت است و ما جزئی از طبیعتیم.
نیمه‌های شب، از تماشای ستارگان -این جهان‌های رازناک-، به عظمتِ کائنات و خُردیِ خودمان می‌اندیشیم. به نسل‌های آیندۀ بشر می اندیشیم که چه بسا در آن سیّارات زندگی خواهند کرد. افسوس می‌خوریم که در آن زمان، ما در این جهان نیستیم. ما کیستیم؟
در دورۀ کوتاهِ عُمر که یک‌سوّمِ آن به خواب و بقیه‌اش به اضطراب گذشته، چه کرده‌ایم که به‌جا بماند؟ نقشِ ما در این جهان و خدمت‌مان به بشریّت چه بوده است؟
به نظر من، شعرِ حقیقی یکی از این حالات یا تمامی آن‌ها را به‌گونه‌ای در ما پدید می‌آورد و ما را به شناختِ خویش و تفکّر و تلاشِ بیش‌تر وادار می‌کند، و من این را از شعر می خواهم.
شعر در میانِ همۀ هنرها با "زبان" سروکار دارد و زبان، وسیلۀ پیوندِ بین انسان‌هاست. لذا هنری است گویا، پویا، متحرّک و مردمی. شعر با نیروی جادویی و اعجازِ زیبایی که ویژۀ ذات اوست، ما را فرا می‌خواند تا زندگی بی‌بازگشتِ خودمان و دیگران را عاشقانه دوست بداریم.
شعر درحالی‌که عطش و نیازِ روحی و عاطفی شاعر است، یک کارِ جدّیِ اجتماعی او نیز به شُمار می‌رود. مادام که در ذهن و اندیشۀ او می جوشد متعلق به خودِ اوست، امّا هنگامی‌که زاده و آفریده شد، یعنی روی کاغذ آمد و به چاپ رسید، به یک فرآوردۀ فرهنگی و یک پدیدۀ هنری-اجتماعی تبدیل می‌شود که در اختیارِ جامعه‌ای که شاعر را پرورانده، قرار می‌گیرد.
هیچ انسانی از یاری انسان‌های دیگر و از اجتماع خود بی‌نیاز نیست. او نیز نسبت به دیگران -خواه‌ناخواه- وظایف و تعهّداتی دارد. تعهّدی فراتر از رنگ‌های گروهی-سیاسی که زودگذر و محدودیّت‌آورند. هنرمند به عنوان یک فردِ اجتماعی دارای تعهّد و رسالتِ ویژۀ هنرِ خویش است.
هر قطعه شعر، یک رویدادِ تازۀ هنری، یک مژدۀ نو، و یا یک فراخوانِ عموم‌بشری است. رازِ عظمتِ شاعرانِ کلاسیکِ ما نیز در همین گونه آثارشان نهفته است.
ما ما وارثِ یکی از غنی‌ترین تاریخ‌های شعرِ جهانیم. از آن روست که شاعرِ بزرگِ آلمانی، "گوته" می‌گوید:
"در ایران به‌غیر از شش شاعرِ شهیر، ده‌ها شاعرِ دیگر هستند که خودِ ایرانیان آنان را شاعرانِ متوسط می‌دانند. من افتخار می‌کنم شاگردِ یکی از این شاعرانِ متوسط باشم".
البته چنین فروتنیِ بزرگی از شاعرِ نابغه‌ای چون "گوته" برمی‌آید. "نهد شاخِ پُر میوه سَر بَر زمین".
من با تمامیِ وجودم معتقدم که آزادانه آفریدن حقّ ِطبیعیِ هر هنرمند است. آزادی روحِ هنر است و هنر، حقیقتی است جاودانی.
اجازه بدهید سخن را با تکرارِ این گفته به پایان برسانم:
"هنرمند یک شاهدِ حسّاس و دل‌نگرانِ دنیاست".
ژاله
سرچشمه: دفتر "سُرودِ جنگل" (سُروده‌های امروز و دیروز)، لندن، ۱۳۷۳ (۱۹۹۴)
 
 
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚠️2022 هم تمام شد
🎬آنچه بر جهان گذشت در چند دقیقه....

کاری از هنرمند فرانسوی ceeroo

(... ؤ اما انچه برما گذشت زخم عمیقی است که اینک زخم بستر شده است...)
امیدواریم سال جدید میلادی سال نان و آزادی، سال صلح و امنیت برای ساکنان کره خاکی باشد.
ادبیات سئونلر2023

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
 چیلله

«عليرضا صرافی»
 
 
چیلله
 بو مقاله ایکی بؤلومدن عیبارتدیر. بیرینجی بؤلومده چیلله مراسیمی‌نین فلسفه‌سی  و تاریخیندن سؤز گئده‌جک، سونرا دا آذربایجاندا کئچیریلن چیلله مراسیمی‌نین بعضی اؤزللیکلری و گؤزللیکلریندن دانیشیلاجاق.

 
 


قایناق: ائل بیلیمی درگیسی ۱۳ سای
 
گیریش:
سوسیولوقلارا گؤره، ایلکین اينسانین دونيا گؤروشو، اساطير ( ميتولوژي )، آنيميسم، توتميسم و  بو کیمی دونیا گؤروشلری اساسيندا قورولموشدور. او طبيعتين بوتون اؤنملي حاديثه‌‌لري اوچون ميتولوژيک مدل ياراداراق، اونلاري اؤز چيخارينجا تبيين ائتميش،  هم ده اونلارلا باریشاراق گئچینه‌بیلمیشدیر. ایلکین اینسان  اؤزونون اويدوردوغو افسانه‌لره ايناناراق، طبيعتده باش وئرن چتينليکلره قاتلانيب، ياشاماغي باجارميشدیر.
ايستر اسکي تورکلرين شامانليق اينانجلاريندا، ايسترسه ‌ده زرتشت دينينده، اود و اوجاق قوتسالدير. آذربايجان خالقي‌نين اينانجلار سيستمي ترکيبينده ايسلاميتدن اؤنجه‌کي هر ايکي دين ( شامانليق و زرتشتي‌ليک ) اساس رول اويناميش و بوگونه قدر ده عرف، عادت و مراسيملريميزده اؤزونو ساخلاميشدير. بونلارين هر ايکيسينده ده ايشيق، ايستي و گوندوز خئير، قارانليق، سويوق، قيش و گئجه ايسه شر ساييلير( پاشا افنديئف صص ۱۳۳-۱۳۶).
 
بیرینجی بؤلوم:
چیلله مراسیمی حقینده بیر پارا ملاحیظه‌لر
چیلله گئجه‌سی مراسیمی‌نین منشائی:
- آتالاريميز  "قورخ گئجه شريندن" دئميشلر
- ايلين ان اوزون گئجه‌سي چیلله گئجه‌سيدير، هم ده قيشين ايلک گئجه‌سي، قارانليق، سويوق، اوزون بير گئجه، عجبا بو مجمع‌الاشرارين کناريندان راحات‌مي کئچمک اولار؟
قاباق قيشدير. کيم نه بيلير نه قدر مال _ داوار پيه‌‌لرده قيريلاجاق، نئچه سود امر کؤرپه ‌ بلگينده دوناجاقميش. قيشين ایلک گئجه‌سینین قره ‌قئييدي هرکسين جانينی آلديقدا، بير ایلنجه‌لی مراسيمله، بو گئجه‌نين شريني بير تهر باشدان آشيريب و قارا قيشين قارشيسینا گوجلو روحيه ‌ايله چيخماق لازيمدير.  منجه چيلله گئجه‌‌سي مراسيمي‌نین  اساس فلسفه‌سی‌ بودور. آما بونا باشقا سببلر ده سایماق اولار، بو آرادا دکتر یاشار کالافات‌ین دوشونجه‌لری دقته لاییقدیر.
یاشار کالافات_آ گؤره چیلله مراسیمی تورک خالقلارینین ایناجلاریندا آللاهدان برکت و بوللوق تمناسی ایله علاقه‌داردیر، او یازیر:
« اوزون قیش مؤوسیمی، اینسانلارین و حیوانلارین یئیه‌جکلرینین، یاخاجاقلارینین توکندیگی جیدّی بیر امتحاندیر. عادتا تصوفده‌کی "چیله" ( چیلله ) یاشانیلاراق نفس تربیه‌سیندن گئچمیشدیر. نئجه کی قیشین دؤنملری آراسیندا " بؤیوک چیلله " و " کیچیک چیلله " ده واردیر، چیلله‌دن چیخیش بیر قوتلاماغی و حمدی بایرامینی گتیریر، بو روزی یئتیرنه بیر شوکران یئنه ده داها بول وئرمه‌سی اوچون یالواریشدیر » (Yaşar Kalafat, S.243) .
بونا شاهید اولاراق، سالماسدا یاشایان کوره‌سوننولرین بیر عنعنه‌سینی قئید ائتمک اولار: سالماسلی کوره‌سوننولر چیلله گئجه‌سینده قووورغا قوووروب، دامین دؤرد بوجاغینا داغیدارلار، برکت رمزی اولان بوغدالاری داغیتماقلا دا اینانارلار کی گلن ایل بوللوق اولاجاق ( فیروز سعیدی ).
بوکیمی عادت و اینانجلار، چیلله مراسیمی‎نین برکت موتیویله سیخ باغلیلیغینی گؤسترمکده‌دیر.
ناردوقان، گون‌دوغان، یلدا:
گوللو یول‌اوغلونون یازدیغینا گؤره، اسکی تورکلر چیلله‌نین ایلک گونونو بایرام ائدردی. " نار دوقان"  ( یاخود گون‌دوغان ) آدیلا مشهور اولان بو بایرامی هله ده تاتارلار، باشقوردلار، چوواشلار و... قئیده آلیرلار. " نار" مونقولجا گونش دئمکدیر. تاتارلار اونا " کویاش تووآ= گونش دوغان"، باشقوردلار ایسه " ناردوقان " یا دا " ماردوقان " ، چوواشلار " نارتاوان" یاخود دا " نارتوکن" دئیر و بو گونو بایرام ائدیرلر.
آذربایجاندا " گون دوغان " بایرامی تمامیله اونودولموشسا دا آنجاق بیر عادت اولاراق بوگون بیر _ بیرینه راست گلنلر « اوزونه گون دوغسون »، « گونون آغ اولسون »دئیه خئییر _ دوعا وئررلر(Güllü Yoloğlu). ماراقلیدیر کی اسکی تورکلرین بو مراسیمی‌نین آدی، قدیم سوریانیلرده و آسوریلرده ده عینی معنانی وئرن بیر کلمه‌دیر: یلدا.
بیلدیگینیز کیمی تورک کلاسیک ادبیاتیندا بؤیوک چیلله‌نین ایلک گئجه‌سینه، "یلدا گئجه‌سی" ده دئییلمیشدیر. بو گون بعضی شهرلی آذربایجانلیلار یلدا گئجه‌سی ترمینینی ده چیلله گئجه‌سی ایله پارالل ایشلدرلر.
اصلینده سوریانیجه اولان " یلدا " سؤزونون آنلامی " دوغوش" دئمکدیر. آسورجادا ایسه عینی ایله " بت یلدا " سؤزو دوغوشدور. دئمک " یلدا " یاخود " گون‌دوغان "دان اعتیبارا گونلر بؤیومگه باشلار، بونا گؤره ده دوغوش معناسی وئرن بو آدلاری اونا وئریلمشدیر.
آرتیرمالییام بو اینانج دونیانین ایلک کریستیان خالقی اولان آسوریلرین طرفیندن سونرالار حضرت مسیحین دوغوشو ( میلادی ) ایله عوض ائدیلرک، مسیحیلرین ایچینده
" کریسمس" اولاراق یاییلمیشدیر.
چیلله‌نین لغتده و خالق تقویمینده‌کی آنلامی:
قیرخ آنلامینا گلن تاتجا " چهل" یاخود " چل" کؤکوندن اولان "چیلله" سؤزونون آنلامی آذربایجان دیلی‌نین ایضاحلی لغتینده بئله قئیده آلینمیشدیر:
1- دوغوشدان، تویدان و یا اؤلمکدن کئچن قیرخ گونلوک مدت
2- قیشین بؤیوک و کیچیک چیلله‌دن عیبارت ایلک ایکی آیی ( ایضاحلی لغت، چیلله ماده‌سی )
فرهنگ معین‌ده ایسه بونلاردان علاوه " درویشلرین بیر بوجاغا سیغیناراق قیرخ‌ گونلوک ریاضت ایچینده عیبادت ائتمه‌لری" آنلامی دا قید اولموشدور.
( فرهنگ فارسی، چله ماده‌سی).
قید ائتمک لازیمدیر کی اؤزبکیستان و قاراچای تورکلری ائله‌جه ده ایران تاتلاری آراسیندا قیش چیلله‌لریندن علاوه، یای چیلله‌لری ده وار. یای چیلله‌سی تیر آیی‌نین اوّلیندن باشلار. ایلین ان ایستی زامانینا فارسلارین " چلّه‌ی تابستان " دئدیکلری ده ائله همین خالق تقویمینه عایید ترمیندیر. یای چیلله‌لری ده قیشین‌کی کیمی ایکی بؤیوک و کیچیک چیلله‌دن عیبارتدیر و جمی 60 گون سورر.
آذربایجان و تورکیه‌ده "چیلله" سؤزو باشقا بیر آنلام دا داشیماقدادیر، او دا چتینلیک و زحمت دئمکدیر. دئمه‌لی هله ده خلق ایچینده ایشلنمکده‌ اولان "چیلله تؤکمک، چیلله کسدیرمک، چیلله‌سی چیخماق"، بیر گلینین، زاهی‌نین، اوشاغین... هانسیسا بیر چتینلیک ویا زحمتدن قورتولماسینا عایید ایشلنن ترمینلردیر.
ناصر منظوریه گؤره چیلله سؤزو تورکجه‌دیر  معناسی ایسه سون درجه گئریلمه و چکیلمه‌دیر. چیلله‌گئجه‌سی ده قیش فصلی‌نین ان سویوق و ان اوزون گئجه‌سی اولدوغوندان بو آد اونا وئریلمیشدیر.  ( منظوری ناصر )
آنجاق بونو دا دئمه لییم کی سایین ناصر منظوری‌نین چیلله‌یه وئردیگی بو یئنی معنایه هئچ بیر سؤزلوکده راسلامادیم.
آذربایجان خالق تقويمينده اساس قيش يئتميش گوندن عيبارتدير:
40 گون بؤيوک چيلله: دي ‌آيي‌نين اوّليندن ( دسامبرین 22_سیندن ) بهمنين دوققوزونا کيمي ( یانوارین 29_ونا کیمی )
20 گون کيچيک چيلله: بهمنين اونوندان ( یانوارین 30_وندان ) بهمنین سونونا کيمي
( فئورالین 19_ونا کیمی )
10 گون قاري‌ننه چيلله‌سي: ايسفندين بيريندن ( فئورالین 20_سیندن) اسفندین اونونا کيمي
( فئورالین سونو مارتین بیرینه کیمی ) ( انجوي شيرازي ص 42)
خالق اینانجلارینا گؤره بؤیوک و کیچیک چیلله ایکی باجیدیر. بو اوچ شر قوه‌لرین ( بؤیوک باجی، کیچیک باجی و قاری ننه‌نین) هر اوچونون ده مونث یاخود قادین اولماسی،  اونا عایید اینانجلارین  آناارکیل‌لیک ( مادرشاهلیق ) دؤوروندن گلیب بیزه چاتدیغینی ثبوت ائتمکده‌دیر.
ایکینجی بؤلوم:
آذربایجاندا چیلله مراسیمی:
چیلله قارپیزی
آذربایجاندا قيشا گيرمزدن اول قيش تدارکو گؤرولر، بير چوخ يئرلرده بوتون پاييز آيلاريندا‌ قادينلارين اساس چالیشماسی قيش زومارينا صرف اولار. قوورما، تورشو، لاواشا، دن _ دؤش، يئرآلما، سوغان، قوروگؤي، روب و ... بو کيمي يئمکلري حاضيرلاييب، قيش زوماري ائدرلر. بونلارين ايچينده بير ده " چيلله قارپيزي " اولماليدير.
بؤيوک چيلله باشلانان گئجه هامي بير-بيرينين ائوينه توپلانار، بير چوخلو قورو يئميشلر
( سبزه، جویز و قاخ... )، قووورغا، اییده، بعضا ده نار (  و بو کيمي ياش مئيوه‌لر )، پشمک، قوووت، حالوا قوناقلار اوچون گتيررلر، ان سوندا دا چيلله‌ قارپيزيني ديليم _ ديليم کسيب هامييا پايلارلار. چيلله قارپيزيني هامي يئمه‌ليدير، بيريسي ائوده اولماسا دا پاييني ساخلارلار و بئله اينانارلار کي چيلله قارپيزيني يئسه‌لر اونلارا سويوق دیمييه‌جک.
سالماسدا یاشایان کوره‌سوننولرین بئله بیر قایداسی وار کی چیلله‌قارپیزینی مجلیسده اولان آغ‌ساققاللارین بیری کسیب « قادا_ بالامیزی بو گئجه کسدیک » دئیر و صاباحیسی گون چیلله قارپیزینین قابیقلارینی آخار سویا وئررلر ( فیروز سعیدی ).
چیلله‌لیک:
چیلله گئجه‌سی اوغلان ائویندن آداخلی قیزا چیلله‌لیک گؤندریلر، دئمه‌لی چیلله گئجه‌سینه عایید یئمکلر او جمله‌دن: پشمک، قوووت، حالوا، قورو یئمیشلر، نار و ان واجیب اولان چیلله قارپیزینی ( عموما بزه‌یرک )، بیر خونچادا توپلانیب، آخشام باشی قیز ائوینه گؤندریلر.
ائولندیکدن سونرا دا بیر نئچه ایل قیز گلینه چیلله‌لیک گئدر، آمما بو دؤنه خونچا اوغلان ائویندن دئییل، قیز ائویندن گؤندریلر. قیزین آتا _ آناسینا گؤره بو هدیه‌لر اوغلان ائوی یانیندا قیزلارینین باش اوجالیغی ساییلیر.
چیلله گئجه‌سی اوخونان نغمه‌لر:
مراسیم و مؤسیم نغمه‌لرینین بیر پاراسی چیلله ایله علاقه‌داردیر. داش ماکیدا چیلله گئجه‌سی بو نغمه‌نی اوخویارلار:
آی چیلله _ چیلله قارداش
آتین قمچیله قارداش
بیر گلدین دانیشمادین
قلبیم آچیلا قارداش ( انجوی شیرازی، ص  47)
مشهور فولکلورشوناس عزیزه خانیم جعفرزاده ده اؤز آتاسیندان ائشیتدیگی بو نغمه‌نی بئله ثبت ائتمیشدیر:
قوووب، قیشی آیازی
کسدیک چیلله قارپیزی
آللاه یئتیرسین روزی
ائل قالماسین تامارزی
کلاسیک ادبیاتیمیزدان، ماکیلی شاعیر "یلدا" نین دیللر ازبری اولان بو میصراعلاری، دا چیلله گئجه‌لری ییغینجاقلاریندا بیر تاپماجا کیمی اوخونار:
یلدا گئجه‌سی بیردی
ایلده بیر اولار یلدا
یا رب بو نئجه سیردی
بیر آیدا ایکی یلدا ؟
بورادا سئوگیلی‌سی‎نین آی اوزونون ایکی طرفینده ساللانان هؤروکلرینی گؤرن شاعیر، اونو بیر آیا و ایکی قارا و اوزون یلدا گئجه‌سینه بنزدرک بو اسرارانگیز گؤزللیگین قارشیسیندا حیرته دالمیش و بو اینجه شعری یاراتمیشدیر.
فالا باخما:
. چيلله گئجه‌سي فالا باخارلار، کندلرده و ائلات ايچينده يايغين فاللار باياتي فالي و قولاق‌آسدیدیر. قئید ائتمک لازیمدیر کی بو فاللار چیلله گئجه‌سیندن علاوه آخیر چرشنبه‌ده ده یاییغیندیر.
بایاتی فالی:
چیلله گئجه‌سینده بير قيز اوشاغيني بولاق باشيندان سو گتيرمگه گؤندررلر، او يول بويو کيمسه ايله دانيشمامالي، چاغيرسالار بئله جواب وئرمه‌مه‌ليدير. قيز گتيرديگي سو کؤزه‌سيني ائوده آغ‌ بيرچک بير خانيما تاپشيرار، او دا سويو تؤکر بير قابا اوستونه ده تميز بير پارچا چکر. سونرا قيز گلينلر و فالينا باخماق ايسته‌ين خانيملار قابين اطرافینا توپلانار، هره‌سي اؤزوندن بير نيشان سو قابي‌نين ايچينه آتار. مثلا مينجيق، اوزوک، سانجاق و ساييره، قيزلاردان بيري اليني سالار قابين تکينه و سويو دولانديرا-دولانديرا، مجليسده‌کيلر ده هره‌سي ايسته‌ديکلري باياتي‌نين ايلک ميصراعسینی اوخويارلار،
مثلا بيري دئير:
_ الينده بايدا گلين
او بيري ايسه:
_ قاپيدان بيري گلدي
و.......
کيمين قابا آتديغي نيشان قيزين الينه گلسه، اوخونان سون باياتيني کاميل‌لشديرمه‌لیدیر و او باياتي همين شخصين وصف-حاليدير دئيرلر. مثلا:
الينده بايدا گلين
دوروبدو چايدا گلين
تانري مورادين وئرسين
آچيلان آيدا گلين
(بونون معناسي بودور کي نیشان صاحیبی گلن آي اؤز مورادينا چاتاجاقدير)
قاپيدان بيري گلدي
گؤزومون نورو گلدي
بو آرخي کيم آريتدي
سو بئله دورو گلدي
(دئمک نیشان صاحیبی‌نین يولدا مسافيري وارسا، او ساغ- سلامت گليب، چاتاجاق، يا دا نیشان صاحیبی‌نین گلن گونلري خئييرلي و ايشيقلي اولاجاق) ( يکاني زارع صص64-66).
.
. قولاق آسدی:
کند ائولرينده بير _ بيرينين دامينا چيخيب، قولاق ياتيردارلار گؤرسونلر ائو اهلي ندن دانيشير. سؤزلري هر بير مؤوضوعدا اولسا، اؤز فيکيرلرينجه اونو بير يئره يوزوب، اورکلرينده توتدوقلاري نيتين جوابينی آلارلار.
اونا گؤره ده بو گئجه هامي چاليشار خوش صؤحبتلر، ياخشي سؤزلر دانيشسين، آغيزيني خئيره آچسين، دئيرلر ائشيدن اولار قوي قولاغينا خئييرلي سؤزلر دَیسين، بلکه موشگولو آچيلسين! (يکاني زارع ص 66).
چیلله‌لرین دئییشمه‌سی:
خالق اینانجلارینا گؤره ، بؤیوک چیلله نیسبتا عاغیللی و انصافلیدیر، آما کیچیک باجی عکسینه چوخ عصبی و منطیقسیزدیر. آجیغی توتاندا کیمسه‌یه آمان وئرمز. اردبيلده چيلله گئجه‌‌سي يئييب، ايچديکدن سونرا جماعت چؤله چيخار و شاختايا اوز توتوب، دئيرلر:
- بؤيوک چيلله! سن آللاه برک توتما
بونو دئیرکن ده اینانیرلار کی دوغرودان دا بؤیوک باجی بونلارین سؤزونو ائشیدیر و بو قیشی  برک توتمایاجاق.
بؤیوک چیلله و کیچیک چیلله آراسیندا خالقيميزين ديلينده دولاشان بئله بير ميتولوژيک روايت وار:
"بيرگون بو ایکی باجی بؤیوک چیلله و کیچیک چیلله ايیده آغاجي آلتيندا اوتوروب، دانيشيرديلار، کيچيک باجي ، بؤيوک باجيدان سوروشار:
_ سن گئتدين نئيله‌دين؟
دئير :
_ من گئتديم هامي‌نين اللرين تنديرين اوستونه سالديم، دوندارديم، اوشوتدوم، ناخوشلاتديم، گلديم!
کيچيک باجي دئير:
_ بولار بير ايش دئييل کي من گئتسم، قاريلاري کورکدن، لولئيين‌لري لولوکدن، گلينلري بيلکدن، کؤرپه‌لري بلکدن ائلرم!
بؤيوک باجي دا دئير کی:
سن ده بير ايش گؤره بيلمزسن چونکو قاباغين يازدي، عؤمورون آزدي.
بو توفارقان واريانتي ایدی، خويدا دا بئله دئيرلر:
« بؤيوک چيلله دئير:
من گئتديم هامي‌نين اللرين باغلاديم، تنديرين اوستونه سالديم گلديم.
کيچيک چيلله ده دئير:
من سنين کيمين دئييلم، گئديب، هاميني تنديردن قوووب، کوفله‌دن چيخاراجاغام، اوشاقلارين اللرين بئشيکده، قوجالارين اللرين بوز سينديراندا چاتلاداجاغام ، گلينلرين اليني بولاق باشيندا دوندوراجاغام».
کوسا _ گلین:
ایکی چيلله‌نین آراسیندا بوتون قيش بويونجا چوخ اسکي زامانلاردان قالان کوسا_ گلين، خیدير نبي، ساياچي کيمي مراسيملر و بايراملار کئچيريلر.
بورادا ميثال اوچون کوسا _ گلين مراسيمينه قيساجا ايشاره ائده‌جگم:
کوسا_ گلين مراسيمي زيرنا، دوهول ايله مشايعت اولار، کوسا يئل قوواندان ساققال قويار، باشينا ايکي بوينوز تاخار، يانينا دا بير گلين سالار، بير ده اؤزويله چووال داشييان بيريسينی دولانديرار. بونلار کند ايچينه گليب، چاليب، اوخويوب، اوينايارلار. کوسا _ گلين شعرلريندن بير نئچه‌سيني آشاغيدا وئريرم:
کوسا گلير هاوادان
ساققالي يئل قووادان
کوسانين پايين گتير
آي خانيم، ائوين آوادان
***
.*هه
جانيم قاراباش قويون
قارلي داغلار آش قويون
اوچ گون، اوچ گئجه کئچر
کوسايا يولداش قويون
.*
***

جانيم او قاتار کئچي
قاي
ادا ياتار کئچي
قيش
سويوغو گلنده
بال
اني آتار کئچي
.
*
 ***
آي
خالا خالا دور ايندي
يوک
ديبينه سوز ايندي
چؤم
چه‌ني دولدور ايندي
آلل
اه بالان ساخلاسين
دو
بيزي يولا سال ايندي (انجوي شيرازي ص 95-98)
چیلله قوودو:
قیش
ین باشلانقیجیندا چیلله‌لری قارشیلایان خالق، کیچیک چیلله‌نین سون گونو ده اونو قووالایاراق یولا سالار.
آذربایجاندا کيچيک چيلله‌‌نين سون گئجه‌سينه کورداوغلو بعضا ده صیاداوغلو دئيرلر. بو گئجه قيز _ گلينلر داما چيخار و دامدا اود يانديريب، قارلاري اونون اوستونه سوووراراق اوخورلار:
چيلله قوودو، چيلله قوودو
سحر
مينجيق، سحر مينجيق (انجوي شيرازي ص48)
سحر مينجيق دئديکده صاباحيسي گون مينجيق _ مينجيق ياغيش ياغاجاغينا اينانارلار. سايين قالادا ایسه بو شعر اوخونار:
چيلله قاچدي‌ها چيلله قاچدي
بال
الارينی گؤتدو قاچدي
کور
د اوغلو:
چيل
له‌ نين سون گونو حاققيندا دا ميتولوژيک بير روايت وار:
« دئييرلر کيچيک چيلله‎نین ایلک گونونده، لئيلک گلیب گؤلون دونوق سولارینا قونوب، بوزلاری اریدر. آما بير دفعه هاوا بتر کولک ائليردي. يامان سويوق دوشموشدو، پيشيکلر ميرنووا دوشوب، آج قورد آدام اتینه یئریکله‌میشدی.  خالق نه قدر حاجي لئيلگين يولونو گؤزله‌ديلرسه اوندان خبر اولمادي.
صياد بابا دئدیکلری بير تاري تانييان، آغزی دعالي ياخشي کيشي وار ايدي او جماعته توختاخلیق وئریب، دئييردي: « نيیاران اولمايين حاجي‌لئيلک هرياندان اولسا گليب، چيخار. بير آز دا دؤزمه‌ليیک ».
آما گؤزله گؤزون وار اولسون. ‌لئيلکدن خبر اولمادي آخيردا جماعت يورولوب، کور _ پئشمان ائولرينه دؤندولر. صياد بابانين کورداوغلو آديندا بير اوغلو وار ايدي، ائوه گليب، اوغلونا دئدي: « اوغلوم دور پار _ پالتاريوي گئي! باخ گؤر بلکه حاجي‌لئيلک گليب، گديکده قاليب ».
کورداوغلو چاريقلارينی گئيیب، پاتاواسينی باغلادي، کورکونو ده چيگنينه ساليب، آلا چلپوو ياغا-ياغا داغ يوخاري يولا دوشدو. آخيردا گئديب، يوخوشون باشينا چاتدي. باخیب گؤردو صیادبابا دئین کیمی لئيلک گليب، قاردا قالیب. تئز اونو قوجاغينا آليب، کنده ساري قاییتدی، بونو گؤرن کيچيک چيلله لاپ سالدي عينادينا ساغدان سولدان چارپاز قار ياغديريب، کولک ائله‌دي. کورداوغلو، لئیلک اوشومه‌سين دئیه اونو کورکونون ايچينه آلدی، آما کيچيک چيلله قارلاري صیاداوغلونون اوز گؤزونه سوووروب، يولونو آزديردی. کورداوغلو بير داشين داليندا گيزلنيب، اؤزونو کولکدن قورويوب، لئيلک ايله سحره کيمي اورادا قالدي.
آما گل گؤر کي کورداوغلو گلمه‌يينجه آتا _ آناسي برک نيیاران قالديلار، گئجه‌ني بير نئچه ساعات یولا گؤز تیکدیلر، خبر اولمادي، کور _ پئشمان باشلاريني آتيب، ياتديلار.
آناسي یاتدیغی یئرده دؤشونو چيخاريب، يئره دايادي، سحره ياخين صياد باباني اوياتدي کي « موشتولوغومو وئر، اگر کورداوغلو ايندييه‌جن ديري قالسا داها بوندان سونرا اؤلمز »دئدي.
دئدي: من دؤشومو يئره داياميشديم، سحره کيمي سويوقدان آز قالا دونوردو، آمما ايندي يئر قيزيشدي، دئمه‌لي يئر نفس چکیب، قیزیشماغا باشلاميشدیر!
بير آزدان گؤردولر کورداوغلو ساغ _ سلامت گليب، چيخدي.
او ‌لئيلگي ده بیر باشا گؤل سولارينا آپارمیش، او دا بوزلاری اريتمگه باشلادی ».
سونوج و سون سؤز:
1-
چیلله‌یه عایید اینانجلار، آناارکیل‌لیک (مادرشاهلیق) دؤرونه قاییدیر.
2- چیلله مراسیملری، ایکی هدفی قصد ائدیر: بیرینجیسی بوللوق، آللاهدان برکت ایسته‌مه و ایکینجیسی  اینسانلاری  قیشین چتینلیکلرینه قاتلاشماق اوچون روحا حاضیرلاتماق .
3- آذربایجاندا بؤیوک چیلله‌دن کیچیک چیلله‌یه ایکی آی سورن مراسیم اصلینده چوخ مرکب و بؤیوک بیر کمپلکسدیر. اورادا ایلنجه، ماهنی، رقص، اینانج، فال، میتولوژی، بیر چوخ عادت عنعنه‌دن بحث ائتمک اولار.
و سون سؤز: بو عادت _ عنعنه‌لرین بیریسی ده چیلله گئجه‌سینده هامی‎نین آغیزلارینین خئیره آچیلماسیدیر. قوي منیم ده  سون سؤزوم خئییردوعا ایله بیتسین:
یایینیز یایلاق ، قیشینیز قیشلاق ایچینده اولسون!
یازینیز آیرانسیز، قیشینیز یورغانسیز اولماسین!
قارلی قیشینیز اولسون، کؤلگه‌لی یایینیز !
قارشی گلن قیش هاردا قیشلاسا دا، اوغول_ اوشاغینیزین  جانیندا قیشلاماسین!
سون
تهران 11/ 9/1388
.. _
.قا
يناقلار:
1- Yaşar Kalafat »Türk Halk İnançları« (Bereket Motivi)
2- Güllü Yoloğlu »Milli
deyerlerimizi araşdirarkən« http://dgtp.org/news/46.html
3- Əfəndiyef, paşa(1992), Azərbaycan şifahi xalq ədəbyatı, Bakı: mə'arf nəşriyyatı.
4- فیروز سعیدی http://www.kuresunni.com
5- يکاني زارع، پرويز( 1
377 )، آذربايجان شيفاهي ائل ادبياتينا بير باخيش،تهران: نشر انديشه نو.
6- انجوي شيرازي، سيد ابوالقاسم( 1354)، جشنها و آداب و معتقدات زمستان جلد دوم استانهاي آذربايجان و همدان، تهران: انتشارات اميرکبير.
7- اوروجوف، ع.ع.( 1376 )، آذربایجان دیلینین ایضاحلی لغتی، کؤچورن بهزاد بهزادی، تهران: انتشارات درسا.
8- معین، محمد( 1353 )، فرهنگ فارسی، تهران: انتشارات امیرکبیر.
9- منظوری ناصر، دیلماج درگیسی سایی 34
 
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
طاقتیم گئتدی قراریم یئنه الدن
 
 
یئنه فریاد ائلیرم ا
ی گوزل آلله
یئنه مشتاق اولورام صبریوه
ای صبره خزینه !
یئنه مدهوش اولورام فضلیوه
ای فضل دفینه !
سنه مین باش وئره گر ,
عشق نشان اولماسا ,
هرگیز
آددیم آددیمدان آتانماز ,
شریانیم قیریلیر خلف شهادت ده ییل  البته
اورک جان بوجاغیندا
ائله دارتینمادا  تا یول وئره معشوق
شرف عشق چالا شوکت محبوب
نظرین کسمه سن ای درد کلامین جانا  چاتمیش
آلیشیر خانه  ی دل ,
ساحت ملکون گوره مجنون
صبر وئر ,
طاقتیم گئتدی قراریم یئنه الدن
یئنه لیلا زولوفون گورمده باش وئردی
مصفای وجودوم
اولا مجنون
سانیرام کورپه اوشاق تک
حامی محبوب اولوری
دیده نا دیده سرابیم
بورولوب  بوش بوش اوتورماق نه یه  لازیم
قوی گله  قوی چالا سازین
درس خوش رقص  سما چالمادا رازین
شرطی یوخدور
حامی پروانه اولوپ
جانی بو جانانه  قاتیبلار
حامی هم ساز اولا بیلسه
حامی دمساز اولا بیلسه
اوندا هچ فاصیله قالماز
بو سرابین نظر ایچره منیله سن داها اولماز
اوندا بیرلشمده یالتاخ داها یوخدور
چکیل ای شیطنتین چرخه دایانمیش
قوی بو انسان جانا ده سین
فلکین چرخی قیریلسین
قوی بو لیلا صنم اولسون سره لنسین
تانریدان فرش زمان ایچره فنا در سپله نسین
عاشق اوتلانمادا میخانه یولی
عشقه بورونسین
 
رضا رحیق
 
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
 
 لاله چلنگی

بیر گول چیچگی قوپ قوری چولده یئره دوشموش
بوعطریده بیرگول لئچیین اوخ ازه بیلمز

تازه آچیلان غنچه ییمیش سهو ائلدیم من
هرکسده جسارت اولا بیلمز، اوزه بیلمز

سوز قوشماغا شعر یازماغا تانری کومک ائتسین
تانری کومکی اولماسا ، انسان یازا بیلمز

قان قیرمیزی گول لاله چلنگین یئره دوزموش
قاپ قاره سویوخ تورپاغا هرکس دوزه بیلمز

اوزعشقینه دیز ایسه ده سرمست اولان عاشیق
گراولسادا اوخ ، سجده ده باتمیش دیزه بیلمز

هرکیمسه کی درسین آلا زهرا بالاسیندان
اورگندییینی، دونیا ییغیشسا پوزا بیلمز

ظن ائیله دی کی اورته بیلر قاره بولودلار
اون دورت گئجه لیک آی قاباغیندا دوزه بیلمز

آهو بالاسی گر سوسوز اولسا سو وئره رلر
بیرخیردا بالیغ ، قیرمیزی عمان اوزه بیلمز

یورقون دی علمدار حسین ، آرخایا دونمز
جان قویدی مرام اوسته، بونو! چای گوزه بیلمز

بوظولمه کی لیلا ایله زینب دوزه بیلدی
داغلاربئلینه چات سالار آنجاق دوزه بیلمز

دریایه آووج آتدی حمید داملا گوتوردی
دونیا ییغیشا شاعر اولا ، دوز یازا بیلمز

حمید انباز
 
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
چیلله گئجه سی
 
دسته دسته گلیب گئدر
ق
وناقلار چیلله آخشامی
سحره دک قاش گؤز ائدر 
چراغلار چیلله آخشامی
 
قاری ننه ناغیل دئییر  
داغ، دره آغ دونون گئییر
یاناقلار گول دوداق غنچه
گلین لره گلر خونچا
تاباقلار چیلله آخشامی
 
هورولوبدی پنجره لر
دوزولوبدی شبچره لر
گئجه کئچر هئچ آچیلماز
یاتاقلار چیلله آخشامی
 
لبو حاضر پخله پیشیر
آش قئینه ییر قازان داشیر
کورسو ندن قورولماییر
اویناماقدان یورولماییر
اوشاقلار چیلله آخشامی
 
دینقیلداییر تار قاواللار
ایین لرده تیرمه شاللار
قیل و قالدی چال ها چالدی
هر ساعاتدا دول بوشالدی
اطاقلار  چیلله آخشامی
 
دمله نیبدی یارپیز چایی

قیز اوغلانا قارپیز پایی
کیمسه یئمیشی خوشلاییر
قارپیزی کسیب قاشلاییر
پیچاقلار چیلله آخشامی
 
ساللانیبدی آسما اوزوم
ایرفلردن دوزوم دوزوم
سایاچی نی خوشلاندیریر
سینه لری آشلاندیریر
قویماقلار چیلله آخشامی
 
 ایده کشمش نار دنه سی
گردکان فندوقون سسی
سفره لره گلمکده دی
آچیلماقدا گولمکده دی
دوداقلار چیلله آخشامی
 
 محمد حسین طهماسب پور شهرک (میرزا)
 
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
 
 
کیمدیر بو چیلله؟!
 
 سؤیله‌یین بیر گؤروم کیمدیر بو چیلله،
آلاودا یاندیریب تینده بوغورسوز؟
جوجه‌لر قانلیسی تولکودور مگر؟
یوواسین اوتلاییب ایتله قووورسوز؟

ناغدا تک باشینی تومارلایارکن،
سؤیلورم یوخ قیزیم، یانیلما آرتیق،
بو چیلله نه قورددور، نه ده تولکودور،
نه ده شر گیزله‌نن کؤهنه داغارجیق.

اوزونلو گئجه‌دن بئزیکن زامان،
خیاللار آتینی تومارلار انسان،
پیس گونون ائنینیدن بویوندان کسر،
قیسسالدار عؤمرونو بودارلار انسان.

پیس گونون عؤمورو اوزون اولسا دا،
خورسانیر، دیرده(؟) انسان اسگیدن.
سازاقدان، شاختادان آغیر نفرتین،
بئلنچی بیلدیریب انسان اسکیدن.

شاختانین قوینوندا، قاردا، بوراندا،
انتظار گؤزوموز یئنه یازدادیر،
دیدرگین بولبولون، تالانان یازین،
نغمه‌سی اورکده، سؤزو سازدادیر.

دؤزومون الیله انسان هر زامان،
کدرین اونودوب، دوگونون آچیب،
قیش عؤمرون دوغراییب، بودارلاماقدا،
حکمت‌لر گیزله‌نیب معنالار یاتیب.

یامانین دالینجا قیزیم هر زامان،
رسمیدیر چالینار بیر قارا بایداق،
معناسی بودور کی یامانین سسی،
سال آتدان اوجالسین، دؤنمه‌سین آنجاق،

آز یاشا، دوز یاشا سن ده عؤمرونده،
اومیدلر دینله‌دن اینجه بیر ساز اول،
اوزونلو قیش اولما، بئزدیریب یوران،
خلقیوه بیر گونلوک باهار اول، یاز اول.

بیر اوزون یاز اولسون، بیر اوزون ده قیش،
یاخشی‌یا، یاخشی اول پیسینن آتیش،
ناغیللار بزگی پریلر کیمی،
باتلاغا باتانین الیندن یاپیش،

ائله قایغی چکن آز دا یاشاسا،
ائل اونا ابدی حیات باغیشلار،
اوزالدار عؤمرونو آرزیلار کیمی،
آدینی سیلنمز یاغان یاغیشلار.

داغ بویو کول اولما بیر آز سورمه اول،
گؤزللر گؤزونه یاخسینلار سنی،
یانگیلان یاغ کیمی حق چیراغیندا،
اورکده یاشاتسین قالانلار سنی.

حیاتین اولماسین پولاد اؤز قیلینج،
شیمشک تک ظالیمین الینده شاخسین،
بیر گونلوک چیچک اول گؤزللر سنی،
سئوینجله قوپاریب، یاخایا تاخسین.

قورشون تک داملاما حسرت گؤزوندن،
گولوش اول دوداقدا غنچه تک آچیل،
یازلارا آداخلان چیچکلر کیمی،
پارلایان قندیل اول اورکده آسیل.

 
حیدر عباسی ( باریشماز )
 
 
 https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«صابرجهانگيری»سوسقون
(پنجره لر)

سازاقلي  بير قيش الينده  دونوبدو پنجره لر
ياديرغاميش كوچه لردن دؤنوبدو پنجره لر

بلا ياغيرگؤيه  يئرده ن  ، بوترسه ایش لره باخ  
اودوركي آرخاسی اوسته چؤنوبدو پنجره لر

آداخلي سيرسيرالاردان كوسوب قارانقوشلار
دمير تيكانلارا چون كی  دؤنوبدو  پنجره لر

اوقدري يوللارا حسرتله گؤز تيكيب من تك
كئدرلی  چرچووه سينده  يونوبدو پنجره لر

ياشيل گؤيرچينه داش وورديلار، وورولموشلار
اودور دووارلارا  قوش تك  قونوبدو پنجره لر

لال اولمادان  نه  دئييرلر  يانيخلی  بيربيرينه 
بوجوركی سن كيمی سوسقون سؤنوبدوپنجره لر

                   https://t.me/Adabiyyatsevanlar
فروغ فرخزاد

چقدر آفتاب زمستان تنبل است

من پله‌های پشت‌بام را جارو کرده‌ام
و شیشه‌های پنجره را هم شسته‌ام.
چرا پدر فقط باید
در خواب، خواب ببیند

من پله‌های پشت‌بام را جارو کرده‌ام
و شیشه‌های پنجره را هم شسته‌ام.

کسی می‌آید
کسی می‌آید
کسی که در دلش با ماست، در نفسش با ماست، در
صدایش با ماست

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چیلله: قیشین شاعرانه وصفی
قشقایی یازاری لاچینین (الیاس بهرامپور) یازدیغینا گؤره
#جان_کرچمبولو
#گونده‌لیک‌لر
#دیل_کؤک

چیلله قونوسوندا، ایندیه کیمی، ان گؤزل و ان قیسا یازیلان تعریفی، قشقایی یازاری لاچین‌دن (الیاس بهرام‌پور) اوخوموشوم. بو یازی نه‌دن بنیم ایلگیمی چکمیشدیر سورسانیز، بو جوابی سیزه وئره‌سی‌ییم:
ائللرده یاشایان دب‌لر و تؤره‌لر، دونیانین بوتون کولتورلرینده، او کولتورون ان تمیزی، ان آری‌سی، ان چیلخاسی ساییلماقدا‌دیرلار. قشقایی ائلی ده، بیزه قالان ان سون ائلیمیز ایسه، اوندا بولونان گله‌نک‌لر ده، تورک کولتورونون ان دوغرو گله‌نک‌لری ساییلماسی، هیچ ده یانلیش دگرلندیرلمز. زنگین کولتوروموزده‌کی بو گؤزل دبلره، بیلیگین ایشیغی ایله یاناشساق، قارانلیقدا قالمیش، نسیانین توزونا بورولموش، یانلیش و اویدورولموش تفسیرلر ایله اؤرتورولموش فلسفه‌لرینی ده آچیقلاماق امکانینی الده ائده بیلیریک.
بو یازی‌دا، اشاره اولونان «چیل çil»، «کور kur» و «چار çar» سؤزجوک‌لری، هم دیلچی‌لیک قایدالارینا، هم ده قونویا باغلی اولاراق، چوخ گؤزل معنا ائدیلمیشلردیر.
چار/چیر، چیراغ کلمه‌سی ایله، چیل و چیلله ایسه، بیزیم چئوره‌لرده ده قوللانیلان چیلینگ (کرخ شدن دست از شدت سرما) کلمه‌سی ایله ایلگیلی‌‌دیرلر. کور سؤزجوگو، بیزیم لهجه‌ده دئنیلن کررمه Kerreme (مه غلیظ فراگیر و فرونشسته در همه جا نه فقط در کوهها که به آن دومان ‌گویند) ایله ده ایلگیلی‌ ساییلابیلیر.
بو باشلانقیج‌دان سونرا، ایندی بورادا لاچینین یازیسینی اوخویالیم.

اتک‌یازی
در فریدن در توصیف سرمای سخت حدودن یک هفته‌ای آخر زمستان که معمولن پس از چهل و پنج زمستان و بیشتر در اسفند ماه رخ می‌دهد می‌گویند «چه شصت و چه شیش» یعنی سرمای این یک هفته با سرمای دو ماه اول زمستان (شصت روز چیلله) برابری می‌کند و این یعنی تایید تعریف آقای بهرام‌پور از شصت روزه بودن چیلله

https://t.me/jankarchambulu


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر (Kamran Azari Kamran Azari)
اوستاد شهریار 1367-1285
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
اوستاد شهریار : سهندیه -1
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
اوستاد شهریار: سهندیه -2
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
فورمانین موقدس سیرّی- شهریار یاخود افسانه یوخوسو -

یازان:«جاوانشیر یوسیفلی»
کؤچورن:«ذکیه ذولفقاری»
حاضیرلایان:«ادبیات سئونلر»

بضاً دونیادا لاپ ائله سنین یاشادیغین مملکتده باش وئرن حادثه‌‌لر، یوخ، لاپ ائله ایندیجه باش وئرن بیر اولای هر شئیی بؤلوب- پارچالاییر، صؤحبت البته‌‌ کی، ادبيّاتدان و صنعتدن گئدیر، بوحادثه،‌‌ یاخود حادثه‌‌لر اینسانلاری دونن بؤیوک شؤوقله باغلاندیقلاری صنعتدن آییریر، سسلرینه های- کوی قاتیر، آنجاق او آداملار اؤزلرینی صنعتین اَن یوکسک ذیروه‌سینده حیسّ ائلسه‌لرده، هر شئی او سس- کویه ساتیلیر، اونون اَلینده اسیراولور. و بیر ده وار اوبیئکتیو گئرچکلیک، اونون تأثیری آلتیندا آللاهین ایشیق و اِنِرژی بخش ائتدییی یارادیجی اینسانلار بیر عومرو گودازا وئرملی اولور. بیر یاندا یالانچی سعادت دالغالاری(خوفو)، دیگر یاندا ظولم و ایستیبدادین آللاهین وئردییی او اِنِرژینی دونیا دوردوقجا دوراجاق گؤزللیکلره چئورین آغریلی بیرعومور...
یالانچی شئیلر( یالانچی خوشبختلیک، آلدادیجی سعادت...) خوف یارادیر، حقیقتسه- مسئولیّت...
ریاکار رئژیمین یاراتدیغی یالانچی سعادتی سطرلرآراسی تنقیدین ده بیر حدّی وار، او حدّ کئچیلنده یوخاریدا دئدیییمیزکیمی، هر شئی اورتادان بؤلونوب- پارچالانیر و صنعت آداملاری دا بو پارچالاردا یئر آلیرلار و بیر آنلیق دونیا و اینسانا یؤنلیک حساسسلیق آزالیر، بلکه ده یوخا چیخیر، بو پارچالارین هر بیرینده سمایا میلله‌نن نغمه‌لر هئچ گؤیون یئددینجی قاتیندا بئله ،گؤروشمورلر، یعنی تماس هئچ اولمامیش کیمی ایتیر...
بئله بیر اورتامدا دونیایا او قانادلاردا نغمه‌سینی اوخویان صنعتکارلارین سسینی باتیران بیر سس گلیر. بیر شعردوغولور، زامانلا تاریخین خفه کولیسلرینده گئدن قانلی"دؤیوشلرین" سونوجوندا بو سسین بو یئنی نفسین صاحبی اؤزونو فدا ائله‌ییر و محض اونون"اؤلومو" سایه سینده او آیریلان پارچالار بیرلشیر.

اصلینده، بو دئییلن‌لر هر بیر گؤزل شعرین، یعنی تکرارسیز نفسین حیفظ ائتدییی میسّییانین باشقا بیر شکیلده ایفاده‌سی، یعنی زامان کئچدیکجه اؤزونو،تاپان ماهیّتینی محض بو شکیلده ایفاده ائدن فورماسیدیر. بدیعی فورمانین،یارانیب زامان ایچینده باش وئرن حادثه‌‌لردن اَن حساس قولاغین، اَن حساس اورَگیین بئله، ائشیتمه‌دییی پیچیلتیلاری اؤزونه هوپدورماسی مسئله‌سی، اصلینده چوخ قلیظدیر. بو پروسئسی تام اولاراق آنالیتیک لاددا ایضاح ائتمک چتیندیر. هم ده فورما تکجه فورمال، تئکنیکی مسئله‌لردئییل. بیلدییینیز کیمی. بوکونتئکستده، مثلا سولئیمان روستمین تبریزشعرلرینی، صمد وورغونون مشهور، هم ده بؤیور- باشیندا موباحیثه‌لر آچیلان"آذربایجان" شعرینی اینجه لمَک اولار . بیر ده وار بؤیوک شهریارین" حئیدربابایا سلام" و تورکجه دیگر متنلری... بو متنلرین هامیسیندا( شوبهه سیزکی، هر بیرینده-آیریلیقدا!) وطن، یورد، سئوگیسی، بؤلونموش وطنین اورَگیینه باتان تیکانلی مفتیللر و یئنه ده-اوجو بوجاغی بیلینمه‌ین سرحدسیز وطن عشقی دؤیونور. آنجاق فرقلر ده وار، اؤزو ده یئرله گؤی آراسینداکی مسافه‌لرقدر .
البتّه‌‌ بدیعی فورمانین یوخاریدا وورغولادیغیمیز"گیزلینلردن" قوپوب- گلیب بیر قلیبده گؤرونمه‌سی آنلامیندا. آمّا بو فرقلر سادجه(فورمال) فرقلر ده دئییل، سئوگینین، وورغونلوغون دوغوردوغو آغری و ایضطیرابین بیتیب- توکنمزلییینی ده" آنی کادرلارلا" (شعرده ، بدیعی متنده آغری و ایضطیراب محض گؤز اؤنوندن آنیدن کئچن، اؤزونو بو یوللا سنه حیسّ ائتدیرن و یوخ اولان بیر نسنیه چئوریلیر و سن بوتون عومرون بویو او آغرینین، او ایضطیرابین لپیرلرینی، " آیاق توزلارینی" آختاریرسان...) بیلدیرن ماهیّهدیر. یعنی، دئمک اولار عینی مؤوضودا، آنجاق فرقلی شرطلر آلتیندا یازیلان بدیعی متنلرین فورماسی چوخ فرقلی حقیقتلری سؤیلیه بیلیر.. .بدیعی فورما سوسدوغو و دانیشدیغی مقامی چوخ دقیق بیلیر، چونکی اینساندا آلدیغی حساسلیغی بیره اون آرتیریر س.وورغونون، س. روستمین شعرلرینده آغری ایچینده قیوریلان سئوگی یازینین شعره اویغون چوخ موکممل فورماسیندا ایفاده اولونور، حتی اوخو پروسئسینده آز قالا شاعرین قلم اَلینده درین دوشونجه‌لره دالدیغی‌نین دا شاهیدی اولوروق. بو منظره‌ده گؤز اؤنوندن سولغون، آمّا کیچیک کادرلارلا اؤتوب کئچیر، مینیمالیست فیلم فورماتیندا...
قدرینی آیریلیق چکنلر بیلیر//هیجرینده گؤز یاشی تؤکنلر بیلیر//عؤمرونه قارانلیق چؤکنلر بیلیر//باغیندان گول، چیچک دردیم تبریزیم//یئنه تزه لَندی دردیم، تبریزیم!...
شهریارین متنینده ایسه باشقا بیر اوفوق گؤرونور:
داشلی بولاق-داش قوموننان دولماسین//باخچالاری سارالماسین- سولماسین//اوردان کئچن آتلی سوسوز اولماسین،//دئینه بولاق خئیرین اولسون آخارسان،// اوفوقلره خومار- خومار باخارسان .
پوئمادا ائتنیک- مدنی اراضی‌نین شیفاهیلیک قاتی‌نین سانکی مین ایللرین یوخوسوندان آییلیب اوزه چیخماسی، هر شئیی او جومله‌‌دن،" یازی فندلرینی"، یویوب آپارماسی باشقا بیر اورتام یارادیر. یعنی، بدیعی فورمانین محض بو شکیلده دونیایا گلمه‌سی‌نین بیر تاریخچه‌سی مؤوجوددور و بیر چوخ مطلبلری محض او تقلین ائدیر. بوشعر، او جومله‌‌دن یوخاریدا آدلاری چکیلن شاعرلرین متنلرین قزل، یاخود وئرلیبرده اولماسی(دوغولماسی...) قئیری مومکوندور.
شهریار شعرینده اساس مسئله‌ تکجه شیفاهی‌لییین بو قدر اوزه چیخماسی ایله محدودلاشمیردی، او هم ده یارادیجیلیغیندا مودئرن دوشونجه طرزی ایله قدیملییی، اَن قدیم چاغلاردان اینسان اوچون قالان، اوونون و هر دوغولان اوشاغین یادداشینا یازیلان ان اولوی نسنه‌لری اوستا شکیلده بیرلشدیرمیشدی. ایکینجی جهت، یعنی بو قوووشوق اوخودا درحال گؤرونمور و حیسّ ائدیلمیر، حیسّ‌ا ئدیلن یالنیز شیفاهی قاتین اولدوغو یئردن ترپنمه‌سی، داغی- داشی لرزیه سالماسیدیر . گیزلینده قالان شئی‌سه قدیملیک‌له- مودئرن دوشونجه طرزینین قوووشماسی شعرین پوئتیک ماهیّتینی شرطلندیریر. و بو شعرین اعجازی بو گون ده یاشاییر. بونون سببی نه ایدی؟
عادتاً، بیر شاعرین(یازیچینین) موکممل، گوجلو اثری دونیایا گلنده، ایللاه داکی، بونو بوتون کوتله اوخویوب سئونده همین مولیفین طالعیینده قریبه حادثه‌‌لر باش وئریر. نَیسه سوساماق و بو آج‌گؤزلوکله اونو"ایچمک" سوندا اونون توکنمه‌سینه، بیتمه‌سینه سبب اولور. بیر شاعرین بوتون یارادیجیلیغینی بیر اوووج ایچینه توپلایان شعری، اولورکی، اونون" قتلینه فرمان" رولونو اویناییر. شاعر محض بو ریتمین اوستونده قبول ائدیلیر، بوندان سونرا نه یازسا دا همین مشهور متن کیمی اوخونور ، شاعرین یارادیجیلیغی قالیر بیرکناردا، بو شعردن یاپیشیب افسانه لر یارادیرلار، اونا ائله ائپیتئتلر و مئتافورالار یاپیشدیریرلار کی، بو" میستیک نحری" آدلایان شاعر او سولارداجا بوغولور. و بو هئچ کیمین وئجینه اولمور.
" حئیدربابایا سلام" محض بو جور سئویلدی، آز قالا هر شئیی اونوتدوردو ، سونرا معلوم"افسانه لر " آیاق آچدی، آمّا دئدیییمیزین عکسی باش وئردی:
شاعر همین او" میستیکا بورولغانیندان" ساغ- سلامات چیخدی، یئنیدن دوغولدو. بونو، ظنّیمیزجه، ایکی فاکتورلا علاقه‌‌له ندیرمک اولار:
1. شهریارین بؤیوک ایستعدادی. تپه‌دن دیرناغا ادبيّات آدامی اولماسی و سایر. 2. بو دیلده دانیشان و سئون میللتین بلکه یوز ایل یول گؤزله‌ین دویغولارینین دا متنه نوفوذ ائتمهه‌سی. موعاصیر ادبيّاتدا-مولیف-اثر اوخوجو اوچ‌ بوجاغیندا آخیرینجی حلقه‌‌نین سون درجه‌‌ حساس اولماسی فاکتورو اونودولمامالیدیر. بیر ده بونو اونوتمایاق: شهریار بیر شاعر(دئمیورق) کیمی مئدیوملا مولیفلییی بیرلشدیریردی. بیر یاندان نظامی گنجوی، سعدی و حافیظ کیمی قدیم عنعنه‌لرین داشیییجی‌سی ایدی( یئرله گؤیو بیرله شدیریردی)، دیگرطرفدن، مودئرن دونیا ادبيّاتینی بیلن آییق- ساییق آدام ایدی. عرب، فارس و فرانسیز دیلینی موکممل شکیلده بیلیردی. نئجه دئیرلر، " یئرین آلتینی و اوستونو بیلیردی". یعنی، تصوّور ائدین: قاتی دومانین، تورانلیغین ایچینده گؤزلری توکو- توکدن سئچن بیرآدام...
بیزیم تدقیقاتچیلار دئدییینیز اعجازی داها چوخ دیل فاکتورو ایله.باغلاییرلار. حتی آناسییلا باغلی بئله بیر اولموش حادثه‌‌یه ده تئز -تئز ایستیناد ائدیلیر. بو ایستیناد تام دوغرودور ،آنجاق بیزجه مسئله‌نین بیرطرفیدیر. شهریارین اوشاقلیغی حئیدربابا داغی‌نین اتکلرینده کئچیب. گؤزل طبیعی منظره لر، اوجا داغلار، داغدان شاققیلتییلا آخان چایلار... یادداشیندا ایز بوراخمالییدی. ایللر کئچدیکجه اوشاقلیق خاطیره‌لری روحوندا سنین بیلمه‌دییین، بلکه آنلامادیغین شئیلرله بیرلشیر و گؤزلنیلمز شئیلر مئیدانا گلیر. عومومی قناعت بئله دیر . آنجاق بئله بیر اعجازی همین تجروبه‌نی کئچمیش هرکس، هر بیر شاعر یارادا بیلمیر آخی. دقت ائدین:
" حئیدربابایاسلام" پوئماسیندا، متنین اوّلیندن سونونا کیمی نه قدراعجاز، نئجه گؤزل، عوضسیز آنیملار یادا سالینیر، پوئمابیزی، نئجه دئیرلر، فرقلی دولایلاردان کئچیریر. کئچمیشدن قالما، کئچمیشدن گلن شئیلر، تصوّور ائدین کی، شاعرین خیالیندا جانلاندیقدا" ایتییی آزمیش کیمی" بوشلوقدا دولاشیر، نَیه، یاخود نه‌لرسه جالانیب اونو تاماملاماق، یئنی دونیا، بوسبوتون اوریژینال گئرچکلیک یاراتماق ایسته‌ییر. پوئمادا محض بو پروسئس گئدیر. یعنی، مشهور بیر ایفادده اولدوغوکیمی، شعر سؤزو و دیلی دفع ائتمکله باشلاییر .
بیزیم تدقیقاتچیلارسا بو پوئمانی آنالیز ائدنده سادجه" دیل"دئییرلر. یعنی: سارتر:... شاعریازدیغی، ایشلتدییی دیلین ایچینده یوخ، اوندان دیشیریدادیر، محض بئله بیر وضعيّت دیلی مانعیه چئویریر...
شهریاری" زمانین حافیظی" آدلاندیریردیلار. هم ده، موعاصیر ایراندا موعاصیر دؤورون اَن بؤیوک قزل شاعری. بیر قزه لینده اؤزو ده بوندان بحث ائدیب:
من بیر جئیرانین عشقیندن
بیر قزل یازمیشام‌سادا ،
کؤهنلمیش اوسلوبدان
یئنی اوسلوب یاراتمیشام.
( سطری ترجومه مسی‌آغا محمّدینیندیر. )
نه ایدی او کؤهنلمیش اوسلوب؟ اوّلا، اونو دئیک کی، " یئنی قزل"ی شهریارسیز آراشدیرماق مومکونسوزدور. بیر ایران تدقیقاتچیسی(نادیرپور) یازیر:" بیزیم موعاصیر قزه‌لین بیناسی دؤرد سوتونا سؤیکنیر. تبریزلی شهریار، زنجانلی مونزوی، بئهبهانلی سیمین و گیلانلی سایه. شهریار دانیشیق دیلی، آذربایجان ادبيّاتی و دیل یئنیلیکلریندن ایستیفاده ائده رک فارس پوئتیک دیلینی،گئنیشلندیریب. مونزوی ایسه شهریارین نئوکلاسسیک مکتبینی ایزله‌یه‌رک قزه‌لین دیلینده و وزنینده یئنی ایختیرالار ائدیب. موعاصیر قزلده 4 شاعر اؤزونه مخصوص اوسلوبا مالیکدیر. اوخوجو بو شاعرلرین آدی چکیلمه‌سه بئله، اونلاری طرزیندن آسانجا تانییا بیلیر. بونلار، بیرینجی نسیلدن شهریار، ایکینجی نسیلدن سیمین، اوچونجو نسیلدن نئیستانی و دوردونجو نسیلدن ایسه مونزویدیر".
شهریارین پوئتیک تفکّورونده‌کی"ائلاستیکلیک"، " معجزه‌ ایجاد ائله مک" باجاریغی ساده‌جه حئیرتلندیر . آیدینلیق اوچون تورکجه‌دن نومونه لر وئره بیلریک:
گلمز ، تانیرام بختیمی، ایندی آغارار صوبح،
قاش بِیله آغاردیقجا داها باشداآغاری...
یاخود:
گؤز یاشلاری هر یئردن آخارسا، منی توشلار،
دریایه باخار بللیدی چایلارین آخاری.
تدقیقاتچیلارین فیکرینجه، او، فارسجا و تورکجه قزللرینده چوخ یومشاق وزنلردن ایستیفاده ائدیب. شعر دیلی‌نین دانیشیق دیلینه یاخینلاشماسی، دانیشیق سؤزلریندن قافیه‌ دوزه لدیلمه‌سی، ردیفدن آز ایستیفاده ائدیلمه‌سی.
آمّا اونوتماق اولماز کی، شهریارلا چییین-چییینه اونون کیمی فرانسیز دیلینی و مدنيّتینی بیلن نیما یوشیج ده واردی. یارادیجیلیغی‌نین ایلک دؤورونده آوروپا مودئرنیست شعری‌نین گوجلو تأثیری آلتیندا اولوب.
درحال نظره چارپان اؤزللییی: اووجونو آچسان، گؤیه اوچاجاق رومانتیک دویغولارین سون درجه‌‌ رئالیست اینیکاسی! شعرین بوتون اراضیسی تکرارسیز، او واختا قدر ائشیدیلمه‌میش اوبرازلارلا بزه‌دیلیب. زمینی قوصورسوز قورولوب: آشیب- داشان دویغولارگئرچک، سون درجه‌‌ رئالیست موناسیبتله" ایداره ائدیلیر"! بو ایسه آرخیتئکتونیکادا دراماتیزمی گوجله ندیریب. بونا ایشاره ائده رک شهریار یازیردی:
من حافیظین بئشییینده نازلانان کؤرپه‌یم
"افسانه " یوخوسو آپاردی منی، عجب یوخوایدی!
( سطری ترجومه مسی‌آغا محمّدینیندیر).
نیما قدیم قلیبی داغیدیب، هر دؤرد میصراعدان سونرا بیر سربست قافیه‌ ایشله‌دیب و یئنی ستروکتور تکلیف ائدیب.
شهریار بللی اوسلوبلا بؤیوک بیر مکتب یارادیب، ادبی دوشونجه‌یه تکان وئریب، بو تأثیرین آلتیندا نئچه- نئچه تکرارسیز اثرلریارانیب. اونو اؤزونه اوستاد سایانلاردان بیری ده قزلده ایختیرالار ائتمیش زنجانلی حسین مونزویدیر.
شهریار تیپلی شاعرلرین متنلری اؤز دیللرینده سسلندیمی، شعر یئنیدن دوغولور.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوستاد:«شهریار»

بو گئجه باده ایله دفع ملال ائیله میشم،
عؤمرون بیر گئجه سینده بئله حال ائیله میشم.
بیز هارا، تار هارا، یا رب، گئجه مئیخانه هارا؟
اونودوب دردی بو ایّامدا مجال ائیله میشم.

ساقی نین غمزه سی اوخ، مئی جامی اولموش سپریم،
فلكین جؤورو ایله جنگ و جدال ائیله میشم.
مئی دمیر تك ائله ییب جانیمی، غمله ووروشوم،
غم دئمه، دوشمنیمی روستم زال ائیله میشم.

آجی ایامی شیرین ائتمگه سرخوش دولانیب،
كؤنلومو ایندی اسیر خط و خال ائیله میشم

گؤرموشم من اوزونون یاری سینی، تك قاشینی،
ای اوزونده نئجه گؤر سئیر هلال ائیله میش.

گئتمیش هیجران اوروجو گؤرجك هلال قاشلارینی،
بایرام اولموش بو گؤروش عزم و وصال ائیله میشم.
گؤرموشم اوزده او زرّین تئلی پروانه كیمی،
یانمیشام اودلارا، ترك پروبال ائیله میشم.

عشق درسی منه اؤیرتسه ده هیجران غمینی،
عشقه دوشمكله بئله كسب كمال ائیله میشم.
یاتماییب صوبحه كیمی من گئجه گون اوزلو یارین،
سینه سی گوزگوم اولوب، سئیر جمال ائیله میشم.
ساقی نین زلفونه عشق باغلاماسا عؤمرو اگر،
من بئله درك ائله ییب، بؤیله خیال ائیله میشم.
شهریارا غزل ائتمیش منی جئیران، گؤزلیم،
گؤر غزل ایله نئجه صید غزال ائیله میشم
،

 https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«اسماعیل_پیل‌پایه»

▫️دیشلریم تلگراف وورور

تکلیک، باسیلیر باغریما
گویون گوزونون یاشلاریندا
تکلیک کابینینده؛
دیشلریم تلگراف وورور...

هئی...
ایسته‌یین باغرینا قونماق
دنیزیم
باغریندا آدا اولماق.
هئی...
ایسلانیر گوزلریم
داریخدیقجا سایاقلاییر آددیملاریم
دوداقلاریم اوخویور یوخسول کوچه‌لری
قولاق آس
هر آددیمدا سنسیزلیک باغلی قاپ-باجادان هارای چکیر
بئینیمدن نه‌لر کئچیر، نه‌لر...

قارانلیقدا بویلانان دووارلار
قویمور سنی گورمه‌یه
شعیر باخیلمایان پنجره‌لردن توکولور
و سونسوزا دونور سیخیلمایان اللر
بئینیمدن نه‌لر کئچیر، نه‌لر...

آه...
ییرتیق جئبلریمده اللریم دویونور
قوناقسیز کوچه‌لرده
اینانیرام کی یورولموشام
آددیملاریم سایاقلاییر
دامجی- دامجی
و یاواش- یاواش دوشونورم کی
هئچ بیر کس منی قورتارمایاجاق!...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar