شکل و معنای این شعر نشان میدهد که در زمان خیلی مبتدی بودن شاعر سروده شده. زیرا از نظر لطافت و فصاحت شعری با انبوه اشعار نغز شاعر اصلا قابل مباحثه نیست و از لخاظ معنی نیز مغشوش و ناشیانه میباشد. مثلا با وجود اینکه نام امام اول را در مصرع اول ذکر کرده، در مصرع دوم آنرا ضمن دوازده امام دوباره تکرار کرده است.
شاعر بزودی و شاید هم تحت تاثیر برادرش به عرفان گرایش پیدا کرده است و ارادت بزرگی به منصور حسین حلاج یافته و روی این اصل همانطور که گفته شد مدتی «حسینی» تخلص مینماید. تا اینکه با فضلالله نعیمی در شیروان آشنایی حاصل کرده، به مکتب حروفی وی گرویده. یکی از مبلغین و مروجین بیباک این فرقه میشود. نسیمی احتمال قریب به یقین، قرابت دامادی استاد خود را نیز پیدا میکند. چون یکی از توصیههای فضلالله در وصیت نامهاش این بوده که دختر کوچکش با «سید علی» ازدواج نماید. در میان نزدیکان نعیمی غیراز نسیمی کسی به نام «سید علی» وجود نداشته و چنانچه منظور استاد همان نسیمی بوده محال است به وصیتش عمل نکرده باشد.
بعد از اعدام فجیع فضلالله و تعقیب شدید حروفیان از طرف تیمویان و شیروانشاه، نسیمی از باکو به آناتولی میرود و با انتشار اشعار و غزلهای فلسفی خود که همه در تبلیغ مکتب حروفی بوده به زودی شهرت و طرفداران زیادی پیدا کرده است. اشعارش دست به دست میگردد.
وجود نسخه خطی فراوان از دیوان نسیمی در کتابخانههای ترکیه امروز دلیل بزرگ این مدعاست. از آنجایی که در آن سامان نیز حروفیها تحت تعقیب شدید قرار میگیرند، نسیمی به حلب رفته، در آن شهر توطن اختیار میکند.
شهر حلب در آن زمان ی کم ی از مراکز مهم تجارت و از توابع سلسلهی مملوکهای مصر بود. طوایف ترک زبان زیادی در این شهر سکونت داشتند. نسیمی نفوذ و پیروان زیادی در حلب پیدا کرد. گسترش روز افزون افکارش توجه روحانیون و «سلطان مؤید» پادشاه مصر را به خود جلب نمود و این امر منجر به محاکمه و اعدام شاعر گردید. در یک منبع عربی بنام «کنوزالذهب» درباره اعدام شاعر چنین نقل شده است:
«زندیق علیالنسیمی در زمان یشبک به قتل رسید. در آن زمان در دارالعدل در محضر ابن خطیبالنصیری و شمسالدین بن امینالدوله نایب قاضیالقضات، شیخ عزالدین و نیز قاضی القضات فتحالدین مالکی و قاضیالقضات شهابالدین الحنبلی، علیه نسیمی محاکمه صورت گرفت. او برخی اشخاص نادان و بیخرد را اغوا کرده از راه بدر برده بود و آنان نیز در کفر و خدانشناسی و زندقه از او پیروی کرده بودند. این مسئله را شخصی به نام ابن الشنقش الحنبلی در محضر قضاوت و علمای شهر مطرح ساخت.
وکیل به وی گفته بود «اگر گفتههای خود را دربارهٔ وی به ثبوت رسانی ترا نخواهم کشت» نسیمی نیز پس از ادای « کلمهٔ شهادت» آنچه را که دربارهٔ وی گفته شده بود رد و انکار نمود. در این هنگام شیخ شهابالدین بن هلال وارد محضر شد و در صدر نشست و چنین فتوی داد که وی خدا نشناس است و باید به قتل برسد، توبهٔ او نیز نباید پذیرفته شود. ابن هلال پرسید:
«پس چرا او را نمیکشید؟» مالکی به او گفت: «آیا تو حاضری این فتوی را به خط خود بنویسی؟»
او پاسخ داد «بله» در این موقع او یک فتوی نوشت. حضار مجلس همه آنرا دیدند. مالکی کفت: «قضات و علما با تو موافق نیستند. من چگونه میتوانم تنها به حرف تو اورا به قتل برسانم. من او را نخواهم کشت زیرا سلطان به من دستور داده است که وی را در جریان این مسئله بگذارم. باید دید که سلطان در این باره چه امری خواهد داد». به این ترتیب مجلس محاکمه پایان یافت و حضار متفرق شدند. نسیمی نیز در حبس ماند. مؤیدالسلطان پس از آنکه با این مسئله آشنا شد امر او به این صورت صادر گردید که باید از او پوست برگیرد و هفت روز در شهر حلب در معرض تماشای عموم بگذارند.
۶
باید دست و پایش نیز قطع گردد، یکی برای علی بگبن ذوالقدر، یکی دیگر برای برادرش نصیرالدین و یکی نیز برای عثمان قارایللی فرستاده شود. زیرا این شخص آنان را نیز گمراه کرده است. همینطور نیز شد. این شخص نعوذ بالله کافر و ملحد بود و گویند اشعار لطیفی نیز سروده است».
این معلومات نشان میدهد دامنهٔ نفوذ افکار شاعر تا چه حد بوده و جنبش حروفیه از حدود یک طریقت مذهبی گذشته و به یک جریان مهم سیاسی تبدیل شدهبود به نحوی که سلطنت سلطان مؤید را با خطر مواجه میساخت. محاکمه و اعدام شاعر با آن کیفیت فجیع به دستور مستقیم سلطان مؤید با تمهیدات قبلی صورت گرفته و کاملاً جنبهٔ سیاسی داشته است.۱ در بارهٔ جریان اعدام و پوست کندن شاعر و تحمل و شجاعت عجیبی که هنگام مرگ دردناکش از خود نشان داده روایت زیادی هست که نشان دهندهی عظمت اراده و ایمان و همچنین جانبازی مردانهٔ شاعر در راه آرمان بشری خود میباشد و ما برای جلوگیری از اطالهٔ کلام از بازگو کردن آن خودداری میکنیم. ۲
شاعر بزودی و شاید هم تحت تاثیر برادرش به عرفان گرایش پیدا کرده است و ارادت بزرگی به منصور حسین حلاج یافته و روی این اصل همانطور که گفته شد مدتی «حسینی» تخلص مینماید. تا اینکه با فضلالله نعیمی در شیروان آشنایی حاصل کرده، به مکتب حروفی وی گرویده. یکی از مبلغین و مروجین بیباک این فرقه میشود. نسیمی احتمال قریب به یقین، قرابت دامادی استاد خود را نیز پیدا میکند. چون یکی از توصیههای فضلالله در وصیت نامهاش این بوده که دختر کوچکش با «سید علی» ازدواج نماید. در میان نزدیکان نعیمی غیراز نسیمی کسی به نام «سید علی» وجود نداشته و چنانچه منظور استاد همان نسیمی بوده محال است به وصیتش عمل نکرده باشد.
بعد از اعدام فجیع فضلالله و تعقیب شدید حروفیان از طرف تیمویان و شیروانشاه، نسیمی از باکو به آناتولی میرود و با انتشار اشعار و غزلهای فلسفی خود که همه در تبلیغ مکتب حروفی بوده به زودی شهرت و طرفداران زیادی پیدا کرده است. اشعارش دست به دست میگردد.
وجود نسخه خطی فراوان از دیوان نسیمی در کتابخانههای ترکیه امروز دلیل بزرگ این مدعاست. از آنجایی که در آن سامان نیز حروفیها تحت تعقیب شدید قرار میگیرند، نسیمی به حلب رفته، در آن شهر توطن اختیار میکند.
شهر حلب در آن زمان ی کم ی از مراکز مهم تجارت و از توابع سلسلهی مملوکهای مصر بود. طوایف ترک زبان زیادی در این شهر سکونت داشتند. نسیمی نفوذ و پیروان زیادی در حلب پیدا کرد. گسترش روز افزون افکارش توجه روحانیون و «سلطان مؤید» پادشاه مصر را به خود جلب نمود و این امر منجر به محاکمه و اعدام شاعر گردید. در یک منبع عربی بنام «کنوزالذهب» درباره اعدام شاعر چنین نقل شده است:
«زندیق علیالنسیمی در زمان یشبک به قتل رسید. در آن زمان در دارالعدل در محضر ابن خطیبالنصیری و شمسالدین بن امینالدوله نایب قاضیالقضات، شیخ عزالدین و نیز قاضی القضات فتحالدین مالکی و قاضیالقضات شهابالدین الحنبلی، علیه نسیمی محاکمه صورت گرفت. او برخی اشخاص نادان و بیخرد را اغوا کرده از راه بدر برده بود و آنان نیز در کفر و خدانشناسی و زندقه از او پیروی کرده بودند. این مسئله را شخصی به نام ابن الشنقش الحنبلی در محضر قضاوت و علمای شهر مطرح ساخت.
وکیل به وی گفته بود «اگر گفتههای خود را دربارهٔ وی به ثبوت رسانی ترا نخواهم کشت» نسیمی نیز پس از ادای « کلمهٔ شهادت» آنچه را که دربارهٔ وی گفته شده بود رد و انکار نمود. در این هنگام شیخ شهابالدین بن هلال وارد محضر شد و در صدر نشست و چنین فتوی داد که وی خدا نشناس است و باید به قتل برسد، توبهٔ او نیز نباید پذیرفته شود. ابن هلال پرسید:
«پس چرا او را نمیکشید؟» مالکی به او گفت: «آیا تو حاضری این فتوی را به خط خود بنویسی؟»
او پاسخ داد «بله» در این موقع او یک فتوی نوشت. حضار مجلس همه آنرا دیدند. مالکی کفت: «قضات و علما با تو موافق نیستند. من چگونه میتوانم تنها به حرف تو اورا به قتل برسانم. من او را نخواهم کشت زیرا سلطان به من دستور داده است که وی را در جریان این مسئله بگذارم. باید دید که سلطان در این باره چه امری خواهد داد». به این ترتیب مجلس محاکمه پایان یافت و حضار متفرق شدند. نسیمی نیز در حبس ماند. مؤیدالسلطان پس از آنکه با این مسئله آشنا شد امر او به این صورت صادر گردید که باید از او پوست برگیرد و هفت روز در شهر حلب در معرض تماشای عموم بگذارند.
۶
باید دست و پایش نیز قطع گردد، یکی برای علی بگبن ذوالقدر، یکی دیگر برای برادرش نصیرالدین و یکی نیز برای عثمان قارایللی فرستاده شود. زیرا این شخص آنان را نیز گمراه کرده است. همینطور نیز شد. این شخص نعوذ بالله کافر و ملحد بود و گویند اشعار لطیفی نیز سروده است».
این معلومات نشان میدهد دامنهٔ نفوذ افکار شاعر تا چه حد بوده و جنبش حروفیه از حدود یک طریقت مذهبی گذشته و به یک جریان مهم سیاسی تبدیل شدهبود به نحوی که سلطنت سلطان مؤید را با خطر مواجه میساخت. محاکمه و اعدام شاعر با آن کیفیت فجیع به دستور مستقیم سلطان مؤید با تمهیدات قبلی صورت گرفته و کاملاً جنبهٔ سیاسی داشته است.۱ در بارهٔ جریان اعدام و پوست کندن شاعر و تحمل و شجاعت عجیبی که هنگام مرگ دردناکش از خود نشان داده روایت زیادی هست که نشان دهندهی عظمت اراده و ایمان و همچنین جانبازی مردانهٔ شاعر در راه آرمان بشری خود میباشد و ما برای جلوگیری از اطالهٔ کلام از بازگو کردن آن خودداری میکنیم. ۲
_ __
۱-«رسول رضا» شاعر نامدار آذربایجان شوروی که در سال ۱۹۶۸ میلادی در رأس هیئتی از معارف و هنرمندان آن سامان از مقبرهٔ شاعر در سوریه دیدن کرده است در روزنامه «ادبیات و اینجه صنعت» چاپ باکو چنین مینویسد «در شهر خلب کوچهای بنام نسیمی وجود دارد که آرامگاه شاعر و همچنین خانههای قریب ۴۰ الی ۵۰ خانوار از اعقاب شاعر که هنوز نام جد بزرگ خود را حفظ کردهاند در این کوچه قرار دارند. در کتابخانهٔ این شهر کتابی به ما نشان دادند بنام:« مواد تاریخ شهر حلب»که در صفحهٔ ۱۱۴ جلد هفتم آن در باره ی نسیمی چنین نوشته شدهبود: «سال ۸۲۰-نسیمی که در شهر حلب زندگی میکرده است در این سال کشته شده. او شیخ حنیفیها بود و طرفداران زیادی داشت. پادشاه وقت که فزونی روز افزون طرفدارانش را میبیند فرمان میدهد او را گردن بزنند، پوستش را بکنند و بر دارش بیاویزند» ( ترجمه و نقد از روزنامه ادبیات و اینجه صنعت تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۹۶۸).
این مطلب خلاصهای در تأیید روایت فوق است و چنانچه سال ۸۲۰ هجری قمری را به تاریخ شمسی تبدیل کنیم همان سال ۷۹۶ هجری شمسی بدست می آید که با نظر مؤلفین تاریخ ادبیات آذربایجان کاملاً مطابقت دارد.
۲-ذکر این روایت نابجا نیست که نوشتهاند در موقع اعدام و پوست کندن شاعر یکی از مفتیان حاضر میگوید:
-این شخص آنچنان پلید و ملعون است که اکر نقطهای از بدن یک نفر مسلمان به خونش آلوده شود باید آن قسمت را دور انداخت! در این هنگام ناگهان قطرهای از خون شاعر روی انگشت مفتی میچکد. حاضرین میگویند طبق فتوای خودت باید انگشتت را ببریم. آن مرد دستپاچه میشود و میگوید من این حرف را برای مثال کفتم و مقصودم این نبود که واقعا این کار باید انجام شود. نسیمی که با آن حال دردناک ناظر جریان بوده، این بیت را میخواند:
زاهدین بیر بارماغین کسسن دؤنر خقدن کئچر
گؤر بو مسکین عاشقی سرپا سویارلار آغلاماز
یعنی
اگر یک انگشت زاهد را ببرند از طریق خود برمیگردد و دینش را انکار میکند
ببین که این عاشق مسکین را سر تا پا پوست میکنند و نمی گرید
این روایت چنانچه افسانه آمیز هم به نظر برسد در سروده شدن شعر از طرف نسیمی هیچ شکی نیست و مفهوم آن هم عین حقیقت است.
۷
در ادبیات ملل ترک زبان کمتر شاعری پیدا میشود که از این سخنور دلیر نامی به نکویی و احترام نبرده و این راد مرد پاکباز را به عنوان نمونهٔ استقامت و پایداری انسانی نستوده باشد. این نام نامی حتی به ادبیات عامیانه نیز وارد گشته و بنام مظهر شهامت و از خود گذشتگی ضربالمثل شده است. احترام معنوی نسلهای متوالی مردم حتی آنهایی که دیگر امروز زبانش را نمیفهمند به این سخنور شهید تا بدین پایه بوده که با وجود تکفیرها، کینهتوزیها و عناد خصمانه روحانی نمایان و حکام ادوار مختلف، آرامگاهش را تا به امروز خفظ کردهاند و هم اکنون در شهر حلب پا برجا و زیارتگاه حقپرستان و ادب دوستان است، بیشک تا دنیا هست تربت پاک این مرد جاودانه خواهد ماند.
نسیمی میراث ادبی سرشار و گرانبهایی از خود به یادگار گذاشته، که دیوانهای قطوری به زبان ترکی آذربایجانی، فارسی دری و عربی است. که متاسفانه قسمت خیای کمی از دیوان عربی او به دست دانش پژوهان رسیده است. غیر از اینها قصاید و مثنویاتی نیز دارد که در دیوانهایش گنجانده نشده است. تحلیل علمی اشعار این شاعر و متفکر نابغه که راه تکامل پر پیچ و خمی را پیموده، درست اندازه تجزیه و تحلیل جریان تکامل عناصر جامد تا به پایهٔ انسان متفکر امروزی کاری بس عظیم و طولانی است و فقط انستیتوی بزرگی قادر است پس از مدتها کار مداوم از عهدهی آن برآید. بدین ترتیب نه تنها از حوصلهی این مقدمه خارج است، از نویسندهی این سطور نیز ساخته نیست. در اشعار این عجوبه بزرگ هنر و اندیشه از پیش پا افتادهترین افکار بی سر و ته تا مترقیترین نظریههای دانشمندان امروزی و شاید آینده را میتوان پیدا کرد.
پیداست که شاعر این راه دور و دراز تکامل فکری را یکروزه نپیموده و به قول استادش تحولات فکری زیادی پیدا کرده تا «از خاک راه به جام جهاننما تبدیل شده است». باشد که روزی جویندگان صلاحیت دار اندیشههای این متفکر بزرگ شرق را زیر میکروسکوپ دانش ببرند و به اسراری دست یابند. هنوز دانشوران والا مقام غربی در کشف آنها عاجز ماندهاند. آنچه من صلاحیت گفتنش را دارم و راهنماییای بیش نیسن اینستکه: عمادالدین نسیمی از نظر بداعت کلام و مضمونهای عالی و پر معنا پدررشعر آذربایجانی است و زیباترین و عمیقترین اشعار خود را به این زبان سروده است. شناساندن این سخنور نامی و مجاهد جانباز آرمانهای بشری به حامعهی پارسی زبان ایرانی با نشر دیوان فارسی آن خدمت سترگ دیگری در ردیف سایر خدمات ذیقیمت دانشمندان ایراندوست پرفسور رستم علیاف به تاریخ و ادبیات کشور ما. بر ماست که سلامت و موفقیتش را آرزو کنیم و زحماتش را ارج نهیم.
«س-جویا»
۱-«رسول رضا» شاعر نامدار آذربایجان شوروی که در سال ۱۹۶۸ میلادی در رأس هیئتی از معارف و هنرمندان آن سامان از مقبرهٔ شاعر در سوریه دیدن کرده است در روزنامه «ادبیات و اینجه صنعت» چاپ باکو چنین مینویسد «در شهر خلب کوچهای بنام نسیمی وجود دارد که آرامگاه شاعر و همچنین خانههای قریب ۴۰ الی ۵۰ خانوار از اعقاب شاعر که هنوز نام جد بزرگ خود را حفظ کردهاند در این کوچه قرار دارند. در کتابخانهٔ این شهر کتابی به ما نشان دادند بنام:« مواد تاریخ شهر حلب»که در صفحهٔ ۱۱۴ جلد هفتم آن در باره ی نسیمی چنین نوشته شدهبود: «سال ۸۲۰-نسیمی که در شهر حلب زندگی میکرده است در این سال کشته شده. او شیخ حنیفیها بود و طرفداران زیادی داشت. پادشاه وقت که فزونی روز افزون طرفدارانش را میبیند فرمان میدهد او را گردن بزنند، پوستش را بکنند و بر دارش بیاویزند» ( ترجمه و نقد از روزنامه ادبیات و اینجه صنعت تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۹۶۸).
این مطلب خلاصهای در تأیید روایت فوق است و چنانچه سال ۸۲۰ هجری قمری را به تاریخ شمسی تبدیل کنیم همان سال ۷۹۶ هجری شمسی بدست می آید که با نظر مؤلفین تاریخ ادبیات آذربایجان کاملاً مطابقت دارد.
۲-ذکر این روایت نابجا نیست که نوشتهاند در موقع اعدام و پوست کندن شاعر یکی از مفتیان حاضر میگوید:
-این شخص آنچنان پلید و ملعون است که اکر نقطهای از بدن یک نفر مسلمان به خونش آلوده شود باید آن قسمت را دور انداخت! در این هنگام ناگهان قطرهای از خون شاعر روی انگشت مفتی میچکد. حاضرین میگویند طبق فتوای خودت باید انگشتت را ببریم. آن مرد دستپاچه میشود و میگوید من این حرف را برای مثال کفتم و مقصودم این نبود که واقعا این کار باید انجام شود. نسیمی که با آن حال دردناک ناظر جریان بوده، این بیت را میخواند:
زاهدین بیر بارماغین کسسن دؤنر خقدن کئچر
گؤر بو مسکین عاشقی سرپا سویارلار آغلاماز
یعنی
اگر یک انگشت زاهد را ببرند از طریق خود برمیگردد و دینش را انکار میکند
ببین که این عاشق مسکین را سر تا پا پوست میکنند و نمی گرید
این روایت چنانچه افسانه آمیز هم به نظر برسد در سروده شدن شعر از طرف نسیمی هیچ شکی نیست و مفهوم آن هم عین حقیقت است.
۷
در ادبیات ملل ترک زبان کمتر شاعری پیدا میشود که از این سخنور دلیر نامی به نکویی و احترام نبرده و این راد مرد پاکباز را به عنوان نمونهٔ استقامت و پایداری انسانی نستوده باشد. این نام نامی حتی به ادبیات عامیانه نیز وارد گشته و بنام مظهر شهامت و از خود گذشتگی ضربالمثل شده است. احترام معنوی نسلهای متوالی مردم حتی آنهایی که دیگر امروز زبانش را نمیفهمند به این سخنور شهید تا بدین پایه بوده که با وجود تکفیرها، کینهتوزیها و عناد خصمانه روحانی نمایان و حکام ادوار مختلف، آرامگاهش را تا به امروز خفظ کردهاند و هم اکنون در شهر حلب پا برجا و زیارتگاه حقپرستان و ادب دوستان است، بیشک تا دنیا هست تربت پاک این مرد جاودانه خواهد ماند.
نسیمی میراث ادبی سرشار و گرانبهایی از خود به یادگار گذاشته، که دیوانهای قطوری به زبان ترکی آذربایجانی، فارسی دری و عربی است. که متاسفانه قسمت خیای کمی از دیوان عربی او به دست دانش پژوهان رسیده است. غیر از اینها قصاید و مثنویاتی نیز دارد که در دیوانهایش گنجانده نشده است. تحلیل علمی اشعار این شاعر و متفکر نابغه که راه تکامل پر پیچ و خمی را پیموده، درست اندازه تجزیه و تحلیل جریان تکامل عناصر جامد تا به پایهٔ انسان متفکر امروزی کاری بس عظیم و طولانی است و فقط انستیتوی بزرگی قادر است پس از مدتها کار مداوم از عهدهی آن برآید. بدین ترتیب نه تنها از حوصلهی این مقدمه خارج است، از نویسندهی این سطور نیز ساخته نیست. در اشعار این عجوبه بزرگ هنر و اندیشه از پیش پا افتادهترین افکار بی سر و ته تا مترقیترین نظریههای دانشمندان امروزی و شاید آینده را میتوان پیدا کرد.
پیداست که شاعر این راه دور و دراز تکامل فکری را یکروزه نپیموده و به قول استادش تحولات فکری زیادی پیدا کرده تا «از خاک راه به جام جهاننما تبدیل شده است». باشد که روزی جویندگان صلاحیت دار اندیشههای این متفکر بزرگ شرق را زیر میکروسکوپ دانش ببرند و به اسراری دست یابند. هنوز دانشوران والا مقام غربی در کشف آنها عاجز ماندهاند. آنچه من صلاحیت گفتنش را دارم و راهنماییای بیش نیسن اینستکه: عمادالدین نسیمی از نظر بداعت کلام و مضمونهای عالی و پر معنا پدررشعر آذربایجانی است و زیباترین و عمیقترین اشعار خود را به این زبان سروده است. شناساندن این سخنور نامی و مجاهد جانباز آرمانهای بشری به حامعهی پارسی زبان ایرانی با نشر دیوان فارسی آن خدمت سترگ دیگری در ردیف سایر خدمات ذیقیمت دانشمندان ایراندوست پرفسور رستم علیاف به تاریخ و ادبیات کشور ما. بر ماست که سلامت و موفقیتش را آرزو کنیم و زحماتش را ارج نهیم.
«س-جویا»
از سرکار خانم« ویدا حشمتی» بابت قبول زحمت پیاده کردن متن مقدمه« بهلود قراچورلو» از کتاب دیوان فارسی «فضل الله نعیمی تبریزی» و «عمادالدین نسیمی شیروانی» انتشارات دنیا سال 1351الی 1353 سپاسگزارم.
تاریخ نشر 1401/9/8
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
تاریخ نشر 1401/9/8
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
divan-naiimi-nasimi.pdf
12.6 MB
ادبیات سئونلر تقدیم ائدیر
دیوان فارسی فضل الله نعیمی تبریزی و عمالدین نسیمی شیروانی.
بهلود قرا چورلو «سهندین»مقدمه سیله
بوردان ائندیرین.
1401/9/8
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دیوان فارسی فضل الله نعیمی تبریزی و عمالدین نسیمی شیروانی.
بهلود قرا چورلو «سهندین»مقدمه سیله
بوردان ائندیرین.
1401/9/8
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
«ویدا حشمتی»
بیزیم ائل
بو ائلده چیچکلر، لالهلر آچار
اولدوزلار اَیلهنر، توپراق اوزونه
بو ائلده سؤیودون ساچلاری آخار
دورنانین گؤزلری باخار دنیزه
بوردا گؤی قورشاغی یاغیش گؤزلهمز
هرچاغدا باخارسان گؤی اوزون توتوب،
بو باشدان او باشا الوان شال کیمی
رنگینی، سمانین بوینونا اؤرتوب.
بو ائلده اوشاقلار سئور بیر-بیرین
یولداشلیق، محبت چیراغی یانار
بوردا کپهنکلر اوزون یاشارلار
اورکلر اونلاری سئوگی ایله آنار.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«ویدا حشمتی»
بیزیم ائل
بو ائلده چیچکلر، لالهلر آچار
اولدوزلار اَیلهنر، توپراق اوزونه
بو ائلده سؤیودون ساچلاری آخار
دورنانین گؤزلری باخار دنیزه
بوردا گؤی قورشاغی یاغیش گؤزلهمز
هرچاغدا باخارسان گؤی اوزون توتوب،
بو باشدان او باشا الوان شال کیمی
رنگینی، سمانین بوینونا اؤرتوب.
بو ائلده اوشاقلار سئور بیر-بیرین
یولداشلیق، محبت چیراغی یانار
بوردا کپهنکلر اوزون یاشارلار
اورکلر اونلاری سئوگی ایله آنار.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
قورت لا تو٘لکو ۱
🦊 گونلرین بیر گو٘نونده بیر تو٘لکو یولدا اوزانمیش اؤزونو اؤلومه وورموشدو. او گو٘نلر تولکو دریسی چوخ باهالی ایدی. بیری دو٘ز سگیز یوز تومنه دیردی. نه ایسه. بیر کنددن اوبیرینه گلین آپاریردیلار. تو٘لکونو گؤروب، گؤتوروب گلینین آتینین بئلینه آتدیلار. هرکسین باشی اؤز ایشینده یدی. بیردن گلین الدن قویدو. تولکو ائشیدیب دئدی: گلین خانیم، هامینین یانیندا آبریوی آپاریم؟ گلین اؤزون ایتیریب دئدی: باشیوا دولانیم تو٘لکو بی کیمسه یه دئمه، بویون باغیمی سنه وئریم. تو٘لکو بویون باغینی آلیب دئدی: من اؤزومو ساخلیانمیرام، دئیه جم. گلین یالواریب دئدی: بیلرزییم سنین کی، داها دئمه. تولکو گلینین بیلرزییین آلیب دئدی کی اؤزونو ساخلیانمیر. تولکو اوقدر گلین له باش باشا قویدو کی گلینین هئچ نه یی قالمادی. او آندا تولکو آتیلیب یئره دو٘شوب اوجادان دئدی: آی جماعت هامیز بیلین گلین الدن قویدو!... بونو دئییب تو دابانا قاچیب قوردا راست گلدی...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
قورت لا تو٘لکو ۱
🦊 گونلرین بیر گو٘نونده بیر تو٘لکو یولدا اوزانمیش اؤزونو اؤلومه وورموشدو. او گو٘نلر تولکو دریسی چوخ باهالی ایدی. بیری دو٘ز سگیز یوز تومنه دیردی. نه ایسه. بیر کنددن اوبیرینه گلین آپاریردیلار. تو٘لکونو گؤروب، گؤتوروب گلینین آتینین بئلینه آتدیلار. هرکسین باشی اؤز ایشینده یدی. بیردن گلین الدن قویدو. تولکو ائشیدیب دئدی: گلین خانیم، هامینین یانیندا آبریوی آپاریم؟ گلین اؤزون ایتیریب دئدی: باشیوا دولانیم تو٘لکو بی کیمسه یه دئمه، بویون باغیمی سنه وئریم. تو٘لکو بویون باغینی آلیب دئدی: من اؤزومو ساخلیانمیرام، دئیه جم. گلین یالواریب دئدی: بیلرزییم سنین کی، داها دئمه. تولکو گلینین بیلرزییین آلیب دئدی کی اؤزونو ساخلیانمیر. تولکو اوقدر گلین له باش باشا قویدو کی گلینین هئچ نه یی قالمادی. او آندا تولکو آتیلیب یئره دو٘شوب اوجادان دئدی: آی جماعت هامیز بیلین گلین الدن قویدو!... بونو دئییب تو دابانا قاچیب قوردا راست گلدی...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
قورت لا تو٘لکو ۱
🦊 گونلرین بیر گو٘نونده بیر تو٘لکو یولدا اوزانمیش اؤزونو اؤلومه وورموشدو. او گو٘نلر تولکو دریسی چوخ باهالی ایدی. بیری دو٘ز سگیز یوز تومنه دیردی. نه ایسه. بیر کنددن اوبیرینه گلین آپاریردیلار. تو٘لکونو گؤروب، گؤتوروب گلینین آتینین بئلینه آتدیلار. هرکسین باشی اؤز ایشینده یدی. بیردن گلین الدن قویدو. تولکو ائشیدیب دئدی: گلین خانیم، هامینین یانیندا آبریوی آپاریم؟ گلین اؤزون ایتیریب دئدی: باشیوا دولانیم تو٘لکو بی کیمسه یه دئمه، بویون باغیمی سنه وئریم. تو٘لکو بویون باغینی آلیب دئدی: من اؤزومو ساخلیانمیرام، دئیه جم. گلین یالواریب دئدی: بیلرزییم سنین کی، داها دئمه. تولکو گلینین بیلرزییین آلیب دئدی کی اؤزونو ساخلیانمیر. تولکو اوقدر گلین له باش باشا قویدو کی گلینین هئچ نه یی قالمادی. او آندا تولکو آتیلیب یئره دو٘شوب اوجادان دئدی: آی جماعت هامیز بیلین گلین الدن قویدو!... بونو دئییب تو دابانا قاچیب قوردا راست گلدی. قورت گؤردو بو تو٘لکونون بتر جببه جلالی وار! هر یئریندن قیر قیزیل آسلانیر. دئدی: تولکو یولداش، بونلار نه دیر؟ تولکو دئدی: بیر آز خیریم خیردا. آخی من داها بئکارلیقدان، وئللنماقدان ال چکمیشم، خیردا چیلیغا باخیرام، آل وئر ائلیرم. قورت دئدی: بختور اولموسان یولداش! ایندی دئ گؤروم سرمایاوی هاردان تاپمیسان؟ تولکو دئدی: ائله قولاغیمیزین دیبیندن. بو چای دان. آخشام گئت قویروغونو سویا قوی، سحره جان اوتور. سحر قویروغونو چیخارداندا، گؤررسن او قدر قیر قیزیل یاپیشیب کی اؤزونو ترپده بیلمیرسن. اوندا سنده منیم کیمی آل وئر ائله ییب وئللنمکدن ال چکه بیلرسن. قورت اینانیب اؤز اؤزونه دئدی: بیز بتر یوخودایدیق! آخشام گئدیب قویروغونو چایین سویونا قویوب اوتوروب گؤزله دی. قیش ایدی، شاخدا آدامی قورودوردو. چایین سویو دوندو، قوردون قویروغو ایلیشیب قالدی. سحر تئز دن گو٘ن چیخمامیش قورت قویروغونو ترپتدی، گؤردو آغیرلاشیب. اوز یانیندا دئدی: تلسمه سم یاخجیدی، بیر آز داها قیر قیزیل قویروغوما یاپیشار. داشقاچی لار ایشه گئدنده قوردو گؤردولر چایین قیراغیندا اوتوروب ترپشمیر. ساندیلار کی قویونلارین پوسقوسوندادیر. آغاج الده اونا ساری یومولدولار. قورت بیردن قالخاندا قویروغو کؤکوندن قوپدو. یئریندن قان آخیردی، قاچا قاچا دئییردی آی اویون باز تو٘لکو، الیمه دو٘شسن بیلرم باشیوا نه بلا گتیرم. قورت تو٘لکونو گؤرنده دئدی: گل قاباغا بیر تیکه ائلیه جم سنی. دارتیشماغا دا حوصله م یوخدو. سن دئدین قویروغومو بوزا قویام دیبدن قوپسون. تولکو دیشینده بیر تویوق لشی، قوردا قولاق آسیردی. سؤزو قورتولاندان سونرا، گو٘لوب دئدی: یولداش سفئهلمه، اؤزووون هوش باشین یوخدو من نئیلهییم؟ تئز چیخاردایدین قیر قیزیل آغیرلاییب قویروغونو قوپارمایایدی. دا کئچنلر کئچیب، منده خیرداچیلیغی اؤتورموشم قصابلیق ائلیرم. ایستیرسن سنه ده اؤیردیم باشلا، پول مول قازان کئف ائله. قورت دئدی: سرمایاسین هاردان تاپیم؟ تو٘لکو دئدی: فلان کسین ائوی دولودو تویوق خوروز لا. گئت نئچه سینی توت... قورت گئجه گئدیب تپیلدی تویوق خوروز لارین یوواسینا. ائو اییه سی تویوق لارین سسینه اویاندی. دگنکی آلیب قوردا نه یئمیسن تورشولو آش... سونرا دا قوودو. قورت دگنک یئمکدن ترپشمه یه نایی یوخودو. اؤز یانیندا دئدی: آی حوققاباز تولکو، دا بو دفعه ماهانا گتیریب الیمدن قورتولانماسان! دده وی یاندیراجاغام. تو٘لکو گوردو قورت بتر پکر اولوب. دییرمانا گئدیب او٘ز گؤزونو اونا بله دی، ائشیه چیخیب، گئتدی سو نوودانینین باشیندا اوتوردو. قورت دییر مانا یاخینلاشیب باغیردی: اویون باز! دا بو دفعه سنی یئییب، گو٘ن او٘زونه حسرت قویاجاغام. تو٘لکو دئدی: بو سفئه سؤزلری کیمدن اؤیرنمیسن؟ اؤز آبتال لیغیندی، اؤیرتدیکلریمدن اؤزووه بیر تیکه چؤره ک تاپماغی باشارمیرسان، هله او٘زون وار منه باغیریرسان دا. ایندی باخ، من بو دییرمانی اجاره ائله میشم، سنی ده شریک ائلیرم. قورت دئدی: من آجام، نئچه گو٘ندی بیر شئی یئمه میشم. بیر شئی وئر یئییم، سونرا اوتورب آنلاشما یازاق. تو٘لکو دئدی: ایچری گئت، دییرمان داشلارینین او٘ستونده اون وار، یالا. قورت داشلاری یالاماق ایسته دی، تولکو دییرمانا سو باغلادی. دییرمان ایشه دو٘شوب تو٘لکونون او٘ز گؤزونو یارالادی. تولکو قاچیب اوردان بوردان بیر آز قلمه لرین اینجه بوداقلاریندان زاتدان ییغیب گئدیب داغ باشیندا اوتوردو، سله توخوماغا باشلادی. قورت قانلی آغیز بورون ایله گلیب چیغیردی: آی کیفیر تو٘لکو! دا بو دفعه منیم باشیما بؤرک قویا بیلمزسن. منیم یانیمدا آوجین آچیلیب. یوباتما قاباغا گل! ایستیرم قارنیمی دویورام. تو٘لکو باشین توولاییب دئدی: منیم اوغورسوزلوغومدان دی.
آردی وار...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
قورت لا تو٘لکو ۱
🦊 گونلرین بیر گو٘نونده بیر تو٘لکو یولدا اوزانمیش اؤزونو اؤلومه وورموشدو. او گو٘نلر تولکو دریسی چوخ باهالی ایدی. بیری دو٘ز سگیز یوز تومنه دیردی. نه ایسه. بیر کنددن اوبیرینه گلین آپاریردیلار. تو٘لکونو گؤروب، گؤتوروب گلینین آتینین بئلینه آتدیلار. هرکسین باشی اؤز ایشینده یدی. بیردن گلین الدن قویدو. تولکو ائشیدیب دئدی: گلین خانیم، هامینین یانیندا آبریوی آپاریم؟ گلین اؤزون ایتیریب دئدی: باشیوا دولانیم تو٘لکو بی کیمسه یه دئمه، بویون باغیمی سنه وئریم. تو٘لکو بویون باغینی آلیب دئدی: من اؤزومو ساخلیانمیرام، دئیه جم. گلین یالواریب دئدی: بیلرزییم سنین کی، داها دئمه. تولکو گلینین بیلرزییین آلیب دئدی کی اؤزونو ساخلیانمیر. تولکو اوقدر گلین له باش باشا قویدو کی گلینین هئچ نه یی قالمادی. او آندا تولکو آتیلیب یئره دو٘شوب اوجادان دئدی: آی جماعت هامیز بیلین گلین الدن قویدو!... بونو دئییب تو دابانا قاچیب قوردا راست گلدی. قورت گؤردو بو تو٘لکونون بتر جببه جلالی وار! هر یئریندن قیر قیزیل آسلانیر. دئدی: تولکو یولداش، بونلار نه دیر؟ تولکو دئدی: بیر آز خیریم خیردا. آخی من داها بئکارلیقدان، وئللنماقدان ال چکمیشم، خیردا چیلیغا باخیرام، آل وئر ائلیرم. قورت دئدی: بختور اولموسان یولداش! ایندی دئ گؤروم سرمایاوی هاردان تاپمیسان؟ تولکو دئدی: ائله قولاغیمیزین دیبیندن. بو چای دان. آخشام گئت قویروغونو سویا قوی، سحره جان اوتور. سحر قویروغونو چیخارداندا، گؤررسن او قدر قیر قیزیل یاپیشیب کی اؤزونو ترپده بیلمیرسن. اوندا سنده منیم کیمی آل وئر ائله ییب وئللنمکدن ال چکه بیلرسن. قورت اینانیب اؤز اؤزونه دئدی: بیز بتر یوخودایدیق! آخشام گئدیب قویروغونو چایین سویونا قویوب اوتوروب گؤزله دی. قیش ایدی، شاخدا آدامی قورودوردو. چایین سویو دوندو، قوردون قویروغو ایلیشیب قالدی. سحر تئز دن گو٘ن چیخمامیش قورت قویروغونو ترپتدی، گؤردو آغیرلاشیب. اوز یانیندا دئدی: تلسمه سم یاخجیدی، بیر آز داها قیر قیزیل قویروغوما یاپیشار. داشقاچی لار ایشه گئدنده قوردو گؤردولر چایین قیراغیندا اوتوروب ترپشمیر. ساندیلار کی قویونلارین پوسقوسوندادیر. آغاج الده اونا ساری یومولدولار. قورت بیردن قالخاندا قویروغو کؤکوندن قوپدو. یئریندن قان آخیردی، قاچا قاچا دئییردی آی اویون باز تو٘لکو، الیمه دو٘شسن بیلرم باشیوا نه بلا گتیرم. قورت تو٘لکونو گؤرنده دئدی: گل قاباغا بیر تیکه ائلیه جم سنی. دارتیشماغا دا حوصله م یوخدو. سن دئدین قویروغومو بوزا قویام دیبدن قوپسون. تولکو دیشینده بیر تویوق لشی، قوردا قولاق آسیردی. سؤزو قورتولاندان سونرا، گو٘لوب دئدی: یولداش سفئهلمه، اؤزووون هوش باشین یوخدو من نئیلهییم؟ تئز چیخاردایدین قیر قیزیل آغیرلاییب قویروغونو قوپارمایایدی. دا کئچنلر کئچیب، منده خیرداچیلیغی اؤتورموشم قصابلیق ائلیرم. ایستیرسن سنه ده اؤیردیم باشلا، پول مول قازان کئف ائله. قورت دئدی: سرمایاسین هاردان تاپیم؟ تو٘لکو دئدی: فلان کسین ائوی دولودو تویوق خوروز لا. گئت نئچه سینی توت... قورت گئجه گئدیب تپیلدی تویوق خوروز لارین یوواسینا. ائو اییه سی تویوق لارین سسینه اویاندی. دگنکی آلیب قوردا نه یئمیسن تورشولو آش... سونرا دا قوودو. قورت دگنک یئمکدن ترپشمه یه نایی یوخودو. اؤز یانیندا دئدی: آی حوققاباز تولکو، دا بو دفعه ماهانا گتیریب الیمدن قورتولانماسان! دده وی یاندیراجاغام. تو٘لکو گوردو قورت بتر پکر اولوب. دییرمانا گئدیب او٘ز گؤزونو اونا بله دی، ائشیه چیخیب، گئتدی سو نوودانینین باشیندا اوتوردو. قورت دییر مانا یاخینلاشیب باغیردی: اویون باز! دا بو دفعه سنی یئییب، گو٘ن او٘زونه حسرت قویاجاغام. تو٘لکو دئدی: بو سفئه سؤزلری کیمدن اؤیرنمیسن؟ اؤز آبتال لیغیندی، اؤیرتدیکلریمدن اؤزووه بیر تیکه چؤره ک تاپماغی باشارمیرسان، هله او٘زون وار منه باغیریرسان دا. ایندی باخ، من بو دییرمانی اجاره ائله میشم، سنی ده شریک ائلیرم. قورت دئدی: من آجام، نئچه گو٘ندی بیر شئی یئمه میشم. بیر شئی وئر یئییم، سونرا اوتورب آنلاشما یازاق. تو٘لکو دئدی: ایچری گئت، دییرمان داشلارینین او٘ستونده اون وار، یالا. قورت داشلاری یالاماق ایسته دی، تولکو دییرمانا سو باغلادی. دییرمان ایشه دو٘شوب تو٘لکونون او٘ز گؤزونو یارالادی. تولکو قاچیب اوردان بوردان بیر آز قلمه لرین اینجه بوداقلاریندان زاتدان ییغیب گئدیب داغ باشیندا اوتوردو، سله توخوماغا باشلادی. قورت قانلی آغیز بورون ایله گلیب چیغیردی: آی کیفیر تو٘لکو! دا بو دفعه منیم باشیما بؤرک قویا بیلمزسن. منیم یانیمدا آوجین آچیلیب. یوباتما قاباغا گل! ایستیرم قارنیمی دویورام. تو٘لکو باشین توولاییب دئدی: منیم اوغورسوزلوغومدان دی.
آردی وار...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
«حمید انباز»
گول لر گوزل دیر
بولبول لر کیمی
تئل لر گوزل دیر
سونبول لر کیمی
گونش ایشیق دی
بولود گوی ده دی
اولدوزلار ایتیب
گئدیب توی دا دی
گزیم دولانیم
یاشیل باغ السون
چیخیم داشلارا
اوجا داغ السون
باغ دا باغ چادا
قوشلار اوخویار
آغاج لار اوسته
یووا توخویار
اوچام گوی لره
یاشیل چول لره
دییم یئل لره
شیرین دیل لره
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«حمید انباز»
گول لر گوزل دیر
بولبول لر کیمی
تئل لر گوزل دیر
سونبول لر کیمی
گونش ایشیق دی
بولود گوی ده دی
اولدوزلار ایتیب
گئدیب توی دا دی
گزیم دولانیم
یاشیل باغ السون
چیخیم داشلارا
اوجا داغ السون
باغ دا باغ چادا
قوشلار اوخویار
آغاج لار اوسته
یووا توخویار
اوچام گوی لره
یاشیل چول لره
دییم یئل لره
شیرین دیل لره
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
ترانه *« جوجه لریم »* جزو بیست ترانهٔ کودکان دنیاست که در سال ۱۹۴۷ ( 75سال قبل ) توسط «قنبر حسین لی» آهنگساز آذربایجانی و با شعر «توفیق مطلب اُو» ساخته شد. که بزودی نه تنها در آذربایجان و نه فقط در اتحاد جماهیر شوروی بلکه در سراسر جهان معروف شد. در سال ۱۹۵۵ هیئت نمایندگی شوروی در سوئیس و چکسلواکی اشتباهاً بجای سرود رسمی اتحاد شوروی با ترانه ٔجوجه لریم استقبال میشوند !!!.
زمانی که هنرپیشگان سینمای آذربایجان در فرانسه بودند چارلی چاپلین وقتی متوجه میشود که آنان از آذربایجان آمده اند پشت پیانو قرار گرفته و ترانه جوجه لریم را مینوازد و میگوید:
«پس شما از وطن این ملودی آمده اید، سلام مرا به آهنگ ساز خوشبخت این ترانه برسانید.
جوجه لریم به بیش از چهل زبان ترجمه شده است. از این آهنگ زیبا در هالیوود در فیلمهای کارتون کودکان استفاده شده است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ترانه *« جوجه لریم »* جزو بیست ترانهٔ کودکان دنیاست که در سال ۱۹۴۷ ( 75سال قبل ) توسط «قنبر حسین لی» آهنگساز آذربایجانی و با شعر «توفیق مطلب اُو» ساخته شد. که بزودی نه تنها در آذربایجان و نه فقط در اتحاد جماهیر شوروی بلکه در سراسر جهان معروف شد. در سال ۱۹۵۵ هیئت نمایندگی شوروی در سوئیس و چکسلواکی اشتباهاً بجای سرود رسمی اتحاد شوروی با ترانه ٔجوجه لریم استقبال میشوند !!!.
زمانی که هنرپیشگان سینمای آذربایجان در فرانسه بودند چارلی چاپلین وقتی متوجه میشود که آنان از آذربایجان آمده اند پشت پیانو قرار گرفته و ترانه جوجه لریم را مینوازد و میگوید:
«پس شما از وطن این ملودی آمده اید، سلام مرا به آهنگ ساز خوشبخت این ترانه برسانید.
جوجه لریم به بیش از چهل زبان ترجمه شده است. از این آهنگ زیبا در هالیوود در فیلمهای کارتون کودکان استفاده شده است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی
«کارتون»
آی منیم جوجه لریم
اوشاق ادبیاتینین اولمز نغمه سی، خالقمیزین دونیا اوشاقلارینا وئردیگی گوزل بیر نغمه...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«کارتون»
آی منیم جوجه لریم
اوشاق ادبیاتینین اولمز نغمه سی، خالقمیزین دونیا اوشاقلارینا وئردیگی گوزل بیر نغمه...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دونیاسندن کیملر کئچدی
«یدالله مفتون امینی» 1305-1401
«یدالله مفتون امینی» (عاشیقلی کروانین) یارادیجیسی حیاتا گؤز یومدو.
آلدیغیمیز آجی خبر اساسیندا بوگون 1401/9/10 آخشام چاغی آذربایجانین شاعیر اوغلو «یدالله مفتون امینی» تهراندا «آنفارکتوس» اثرینده حیاتا گؤز یومدو.
بو آجی خبر بوتون ادبیات سئونلر عاییلهسینی اورک ائویندن سارسیتدی.
"چوخ اللشدين سنه اصلان دئسينلر، قوچ اوغلان يا ايگيد ترلان دئسينلر،
عزيزيم جهدائله بو نلاردان آرتيق،
سنه اينسان، فقط اينسان دئـسـينـلر!"
مفتون امینی آخار قلمیله ادبیات و یاشامی ایله اینسان سئورلیک، وطن سئورلیک زیروهلرینی فتح ائلهدی.
اوستاد «مفتون امینی» 1305_جی گونش ایلینده «سایین قالادا» آنادان اولوب، آمما تبریز شهرینده بویا-باشا چاتییب.
" جانین قوربانی یئلی تبریز
آلاوولی، ایلدیریملی، سئلی تبریز!"
تبریز روحو، آذربایجان فولکورو، نغمهلری اونون شعرینین حتتا فارسی شعیرلرینین جانی، نفسی دیر. «مفتون امینی» ايناملی، مبارز، ايگيد بير شاعيردی
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«یدالله مفتون امینی» 1305-1401
«یدالله مفتون امینی» (عاشیقلی کروانین) یارادیجیسی حیاتا گؤز یومدو.
آلدیغیمیز آجی خبر اساسیندا بوگون 1401/9/10 آخشام چاغی آذربایجانین شاعیر اوغلو «یدالله مفتون امینی» تهراندا «آنفارکتوس» اثرینده حیاتا گؤز یومدو.
بو آجی خبر بوتون ادبیات سئونلر عاییلهسینی اورک ائویندن سارسیتدی.
"چوخ اللشدين سنه اصلان دئسينلر، قوچ اوغلان يا ايگيد ترلان دئسينلر،
عزيزيم جهدائله بو نلاردان آرتيق،
سنه اينسان، فقط اينسان دئـسـينـلر!"
مفتون امینی آخار قلمیله ادبیات و یاشامی ایله اینسان سئورلیک، وطن سئورلیک زیروهلرینی فتح ائلهدی.
اوستاد «مفتون امینی» 1305_جی گونش ایلینده «سایین قالادا» آنادان اولوب، آمما تبریز شهرینده بویا-باشا چاتییب.
" جانین قوربانی یئلی تبریز
آلاوولی، ایلدیریملی، سئلی تبریز!"
تبریز روحو، آذربایجان فولکورو، نغمهلری اونون شعرینین حتتا فارسی شعیرلرینین جانی، نفسی دیر. «مفتون امینی» ايناملی، مبارز، ايگيد بير شاعيردی
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دونیا سندن کیملر کئچدی!
«یدالله مفتون امینی» (عاشیقلی کروانین) یارادیجیسی حیاتا گؤز یومدو.
آلدیغیمیز آجی خبر اساسیندا بوگون 1401/9/10 آخشام چاغی آذربایجانین شاعیر اوغلو «یدالله مفتون امینی» تهراندا «آنفارکتوس» اثرینده حیاتا گؤز یومدو.
بو آجی خبر بوتون ادبیات سئونلر عاییلهسینی اورک ائویندن سارسیتدی.
"چوخ اللشدين سنه اصلان دئسينلر، قوچ اوغلان يا ايگيد ترلان دئسينلر،
عزيزيم جهدائله بو نلاردان آرتيق،
سنه اينسان، فقط اينسان دئـسـينـلر!"
مفتون امینی آخار قلمیله ادبیات و یاشامی ایله اینسان سئورلیک، وطن سئورلیک زیروهلرینی فتح ائلهدی.
اوستاد «مفتون امینی» 1305_جی گونش ایلینده «سایین قالادا» آنادان اولوب، آمما تبریز شهرینده بویا-باشا چاتییب.
" غمین قوربانی تبریز یئلی تبریز
آلاولو، ایلدیریملی، سئلی تبریز!"
تبریز روحو، آذربایجان فولکورو، نغمهلری اونون شعرینین حتتا فارسی شعیرلرینین جانی، نفسی دیر. «مفتون امینی» ايناملی، مبارز، ايگيد بير شاعيردير.
اوستاد مفتون امینینین آخارلی قلمیندن خالقیمیزین زنگین ادبیاتینا دیرلی ادبی بیر ارث قالیب دیر.
آدی قالارقی مفتون امینینین بوگونه کیمی نشر اولونموش اثرلرینین عنوانی بئله دیر:
«دریاچه»، «کولاک»، «انارستان»، «عاشیقلی کروان»، «فصل پنهان»، «یک تاکستان احتمال»، «سپیدخوانی روز»، «عصرانه در باغ رصدخانه»، «شب ۱۰۰۲»، «من و خزان و تو»، «اکنونهای دور»، «نهنگ یا موج»، «از پرسه خیال در اطراف وقت سبز»، «جشن واژهها و حسها و حالها»، «طلایی/ خاکستری/ رگبار»، «گزینه اشعار»، «آجی چای»، «مستقیم تا نرسیده به صبح»
اوستادین بیر سیرا اثرلری هله ایشیق اوزو گؤرمهییب. بو اثرلر چاپا حاضیرلانیر و بو تئزلیکده ایشیق اوزو گؤرهجکلر.
دو – سه کردار از باد
از پرسه ی خیال در اطراف وقت سبز
سفر در سفینه ی حافظ
واوستادین باشقا بیر اثری اوستاد شهریار حاققیندا حاضیرلانماقدادیر.
"حق، چای كيمی دريايه آخيب يول تاپاجاقدير
داش آتـمـاقـيلان كـيمسه اونو دؤنـدهره بـيلمز.
دونــيـادا قـارانـلـيـقـلار اگــر جمع اولا باهـم
بیر ذرهجه شمـعين ايشيغين سؤندوره بـيـلمز."
مفتون امینی وطنیمیزین ادبیاتینا ائله بیر ایشیق سالیبدیر کی ابدی اولاراق ادبیاتیمیزدا خالقیمیزین یاداشتیندا یاشایاجاق.
ادبیات سئونلر بو دردلی آیریلیغی «مفتون امینی» عاییلهلرینه، اوستادین سئونلرینه باش ساغلیغی وئریر، مفتون امینینین ابدی خاطیرهسینه عشق اولسون دئییر.
آرتیرمالییق اوستادین توپراغا تاپیشیرما مراسیمی اوستادین دامادی «محمد متینیزاده»نین دئدیینه گؤره شنبه دن سونرایا قالیب.
ادبیات سئونلر 1401/9/10
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«یدالله مفتون امینی» (عاشیقلی کروانین) یارادیجیسی حیاتا گؤز یومدو.
آلدیغیمیز آجی خبر اساسیندا بوگون 1401/9/10 آخشام چاغی آذربایجانین شاعیر اوغلو «یدالله مفتون امینی» تهراندا «آنفارکتوس» اثرینده حیاتا گؤز یومدو.
بو آجی خبر بوتون ادبیات سئونلر عاییلهسینی اورک ائویندن سارسیتدی.
"چوخ اللشدين سنه اصلان دئسينلر، قوچ اوغلان يا ايگيد ترلان دئسينلر،
عزيزيم جهدائله بو نلاردان آرتيق،
سنه اينسان، فقط اينسان دئـسـينـلر!"
مفتون امینی آخار قلمیله ادبیات و یاشامی ایله اینسان سئورلیک، وطن سئورلیک زیروهلرینی فتح ائلهدی.
اوستاد «مفتون امینی» 1305_جی گونش ایلینده «سایین قالادا» آنادان اولوب، آمما تبریز شهرینده بویا-باشا چاتییب.
" غمین قوربانی تبریز یئلی تبریز
آلاولو، ایلدیریملی، سئلی تبریز!"
تبریز روحو، آذربایجان فولکورو، نغمهلری اونون شعرینین حتتا فارسی شعیرلرینین جانی، نفسی دیر. «مفتون امینی» ايناملی، مبارز، ايگيد بير شاعيردير.
اوستاد مفتون امینینین آخارلی قلمیندن خالقیمیزین زنگین ادبیاتینا دیرلی ادبی بیر ارث قالیب دیر.
آدی قالارقی مفتون امینینین بوگونه کیمی نشر اولونموش اثرلرینین عنوانی بئله دیر:
«دریاچه»، «کولاک»، «انارستان»، «عاشیقلی کروان»، «فصل پنهان»، «یک تاکستان احتمال»، «سپیدخوانی روز»، «عصرانه در باغ رصدخانه»، «شب ۱۰۰۲»، «من و خزان و تو»، «اکنونهای دور»، «نهنگ یا موج»، «از پرسه خیال در اطراف وقت سبز»، «جشن واژهها و حسها و حالها»، «طلایی/ خاکستری/ رگبار»، «گزینه اشعار»، «آجی چای»، «مستقیم تا نرسیده به صبح»
اوستادین بیر سیرا اثرلری هله ایشیق اوزو گؤرمهییب. بو اثرلر چاپا حاضیرلانیر و بو تئزلیکده ایشیق اوزو گؤرهجکلر.
دو – سه کردار از باد
از پرسه ی خیال در اطراف وقت سبز
سفر در سفینه ی حافظ
واوستادین باشقا بیر اثری اوستاد شهریار حاققیندا حاضیرلانماقدادیر.
"حق، چای كيمی دريايه آخيب يول تاپاجاقدير
داش آتـمـاقـيلان كـيمسه اونو دؤنـدهره بـيلمز.
دونــيـادا قـارانـلـيـقـلار اگــر جمع اولا باهـم
بیر ذرهجه شمـعين ايشيغين سؤندوره بـيـلمز."
مفتون امینی وطنیمیزین ادبیاتینا ائله بیر ایشیق سالیبدیر کی ابدی اولاراق ادبیاتیمیزدا خالقیمیزین یاداشتیندا یاشایاجاق.
ادبیات سئونلر بو دردلی آیریلیغی «مفتون امینی» عاییلهلرینه، اوستادین سئونلرینه باش ساغلیغی وئریر، مفتون امینینین ابدی خاطیرهسینه عشق اولسون دئییر.
آرتیرمالییق اوستادین توپراغا تاپیشیرما مراسیمی اوستادین دامادی «محمد متینیزاده»نین دئدیینه گؤره شنبه دن سونرایا قالیب.
ادبیات سئونلر 1401/9/10
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
داود اهری
«داود اهری»
" نه اولدوق ؟! "
ایللردن سوووشدوق
بیر یولدا قوووشدوق ،
ایکیمیز ده اوتوردوق
دونیادان ، حیاتدان
کاییناتدان قونوشدوق ؛
گلمکدن ، گئتمکدن
سئویب سئویلمکدن ،
وارلیقدان یوخلوقدان
اولماقدان اولماماقدان
بیر- بیریمیزدن سوروشدوق!
نهایت یورولدوق،
ائله بیل سیرریلی
بیر دنیزده بوغولدوق ؛
یئنیدن دوغولدوق
گئجه گوندوز کیمی
بیر-بیریمیزدن قوغولدوق،
نه اولدوق ، نه اولددوق ؟؟
بیریمیز شاعیر اولدوق
عصیرلر بویو حلبده
دابانیمیزدان سویولدوق...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«داود اهری»
" نه اولدوق ؟! "
ایللردن سوووشدوق
بیر یولدا قوووشدوق ،
ایکیمیز ده اوتوردوق
دونیادان ، حیاتدان
کاییناتدان قونوشدوق ؛
گلمکدن ، گئتمکدن
سئویب سئویلمکدن ،
وارلیقدان یوخلوقدان
اولماقدان اولماماقدان
بیر- بیریمیزدن سوروشدوق!
نهایت یورولدوق،
ائله بیل سیرریلی
بیر دنیزده بوغولدوق ؛
یئنیدن دوغولدوق
گئجه گوندوز کیمی
بیر-بیریمیزدن قوغولدوق،
نه اولدوق ، نه اولددوق ؟؟
بیریمیز شاعیر اولدوق
عصیرلر بویو حلبده
دابانیمیزدان سویولدوق...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
یول بیر «یولداش»
«نیگار نوروزی»
«داش»، تورک دیلینده «یول» سؤزونه قووشاندا، «یولداش» کیمی ان گؤزل سؤز ترکیبی یارادیر. او، سنین گلدییین، اولدوغون و گئدهجهیین یولا گؤره سنی باشقاسی ایله اونسیتده قرار وئریر، دوشونجهدن و اورهکدن بیر یاخینلیق یارادیر.
سن حیات یوللارینی تک باشینا سئیر ائدرکن، باشقا اینسانلار دا بو یولو سنله برابر تک باشینا سئیر ائدیرلر. بو یولدا قارینداشین اولور؛ آداشین اولور؛ سیرداشین اولور؛ فیکیرداشین اولور؛ بیر ده کی درین معنالار داشییان «یولداش»ین اولور. بو یولداشلیغی بعضا ده یوللار یارادیرلار: حیات مجادلهسینده چیین به چیین ساواش آپاران «یولداش»لار؛ آجیلی شیرینلی گونلرده بیر بیرینه آرخالانان «یولداش»لار و بیر «یول» اوغروندا «اورکلرینده درین بیر سئوگی» داشییان «یولداش»لار. بیر «یولداش»لار کی اونلارین یوخلوغو، سنین داوام ائتدییین یولدا سنه درین چوخورلار قازدیراجاقدیر. چوخورلار سنینله آددیملایاجاق و چوخ زامانلار گؤز قاباغیندان اوزاغا گئتمییهجک. چوخورلارین سویوقلوغو و قارانلیغی سنی دوشوندورهجک،
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«نیگار نوروزی»
«داش»، تورک دیلینده «یول» سؤزونه قووشاندا، «یولداش» کیمی ان گؤزل سؤز ترکیبی یارادیر. او، سنین گلدییین، اولدوغون و گئدهجهیین یولا گؤره سنی باشقاسی ایله اونسیتده قرار وئریر، دوشونجهدن و اورهکدن بیر یاخینلیق یارادیر.
سن حیات یوللارینی تک باشینا سئیر ائدرکن، باشقا اینسانلار دا بو یولو سنله برابر تک باشینا سئیر ائدیرلر. بو یولدا قارینداشین اولور؛ آداشین اولور؛ سیرداشین اولور؛ فیکیرداشین اولور؛ بیر ده کی درین معنالار داشییان «یولداش»ین اولور. بو یولداشلیغی بعضا ده یوللار یارادیرلار: حیات مجادلهسینده چیین به چیین ساواش آپاران «یولداش»لار؛ آجیلی شیرینلی گونلرده بیر بیرینه آرخالانان «یولداش»لار و بیر «یول» اوغروندا «اورکلرینده درین بیر سئوگی» داشییان «یولداش»لار. بیر «یولداش»لار کی اونلارین یوخلوغو، سنین داوام ائتدییین یولدا سنه درین چوخورلار قازدیراجاقدیر. چوخورلار سنینله آددیملایاجاق و چوخ زامانلار گؤز قاباغیندان اوزاغا گئتمییهجک. چوخورلارین سویوقلوغو و قارانلیغی سنی دوشوندورهجک،
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یول بیر «یولداش»
«نیگار نوروزی»
«داش»، تورک دیلینده «یول» سؤزونه قووشاندا، «یولداش» کیمی ان گؤزل سؤز ترکیبی یارادیر. او، سنین گلدییین، اولدوغون و گئدهجهیین یولا گؤره سنی باشقاسی ایله اونسیتده قرار وئریر، دوشونجهدن و اورهکدن بیر یاخینلیق یارادیر.
سن حیات یوللارینی تک باشینا سئیر ائدرکن، باشقا اینسانلار دا بو یولو سنله برابر تک باشینا سئیر ائدیرلر. بو یولدا قارینداشین اولور؛ آداشین اولور؛ سیرداشین اولور؛ فیکیرداشین اولور؛ بیر ده کی درین معنالار داشییان «یولداش»ین اولور. بو یولداشلیغی بعضا ده یوللار یارادیرلار: حیات مجادلهسینده چیین به چیین ساواش آپاران «یولداش»لار؛ آجیلی شیرینلی گونلرده بیر بیرینه آرخالانان «یولداش»لار و بیر «یول» اوغروندا «اورکلرینده درین بیر سئوگی» داشییان «یولداش»لار. بیر «یولداش»لار کی اونلارین یوخلوغو، سنین داوام ائتدییین یولدا سنه درین چوخورلار قازدیراجاقدیر. چوخورلار سنینله آددیملایاجاق و چوخ زامانلار گؤز قاباغیندان اوزاغا گئتمییهجک. چوخورلارین سویوقلوغو و قارانلیغی سنی دوشوندورهجک، حسرت دادینی سنه حیس ائتدیرهجک؛ بیرده کی، یئرینی چوخورلارا وئرن هوندورلویون بوش یئری، «هژار» درینلییینده انساندان محروم ائدهجک سنی و یولون داوامیندا تکجه درین چوخورلار قالاجاق، بیرده تکلیک.
ایلک دفعه یولداشلیق خاطیری اوچون بیر داغ زیروهسینی هدف توتمالی و قورخو- سئوینج و هیجان قاریشیقلی بیر خاطیره آخشامینی یاشامالیسان؛ تریبونلاردان، جنابلاردان و چلچراقلی سالونلاردان اوزاق. الین یئردن اوزولوب و «قانلی چکمهلر یول آچا بیلمز» بیر یوکسکلیکده آددیم آتمالیسان.
یوللار ساعاتلارجا سنی یئریدیر؛ بؤیوک آغیرلیغی سندن آلیر؛ قوش کیمی ائدیر و «آخشاملار قوشور هر قوش مین دستان». هر سؤز «یولداش» اوچون حصر اولور؛ هر دویغولو آن یولداشلیق ماهنیلارینی یادا سالیر و «اولدوزلار یئره باخان گونه دک» یولداشلیق خاطیرلانیر.
حیاتیندا ایلک زیروه یولونا آیاق قویوبسانسا، قورخودان – یورغونلوقدان و «بیرلیکده یانان وفالی یولداش»سیزلیقدان قاچماق اوچون یئنه ده ماهنیلارا سیغینیرسان. ماهنیلار دا «سؤیلهییر ایگیتلر چکن غملری».
«بو داغلار اوجا باش؛ اوجا باش داغلاردا» ایناملار و دوشونجهلر ماهنیلاردا هارایلانیر. آیری-آیری دیلده دانیشان، آیری-آیری یوللاردان گلن، آیری-آیری داغلاردان ائنن و آیری-آیری دویغولار داشییان یولداشلارین آراسیندا قارداشلیق و باریشیق ماهنیسی سؤیلهنیلیر.
زیروه یولو بیزی یاشدان اؤتور، دیلدن اؤتور، سؤیلهدیییمیز ماهنیلاردان اؤتور بیر- بیریمیزدن آییرمادی. او یول بیزی یولا وئردی و زیروهیه چاتدیردی. او یول آرامیزدا بیر ماهنی اولدو، یولداشلیق ماهنیسی، ساواش مارشی و چتین یوللارین گولوش نغمهسی اولدو؛ آرامیزدا سسلندی؛ بیزی بیرلشدیردی؛ یولا گتیردی و «هامییا بیر دوست، بیزلره قارداش» اولدو.
سن حیات یوللارینی تک باشینا سئیر ائدرکن، باشقا اینسانلار دا بو یولو سنله برابر تک باشینا سئیر ائدرلر. آمما، آرخاسیندا دورا بیلسن، زیروهیه ده چکه بیلرسن، هر شئی دن اؤنجه یول بیر «یولداش» اولا بیلرسن…
سون
دقت: « » آراسیندا گلن سؤزلر و مصرعلر آذربایجانین انقلابچی شاعری «علیرضا نابدل اوختای»ین «یولداش کوردوستان» شعریندن آلینیبدیر.
قایناق: ائلدارموغانلی نین فیس بوک صحیفه سی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«نیگار نوروزی»
«داش»، تورک دیلینده «یول» سؤزونه قووشاندا، «یولداش» کیمی ان گؤزل سؤز ترکیبی یارادیر. او، سنین گلدییین، اولدوغون و گئدهجهیین یولا گؤره سنی باشقاسی ایله اونسیتده قرار وئریر، دوشونجهدن و اورهکدن بیر یاخینلیق یارادیر.
سن حیات یوللارینی تک باشینا سئیر ائدرکن، باشقا اینسانلار دا بو یولو سنله برابر تک باشینا سئیر ائدیرلر. بو یولدا قارینداشین اولور؛ آداشین اولور؛ سیرداشین اولور؛ فیکیرداشین اولور؛ بیر ده کی درین معنالار داشییان «یولداش»ین اولور. بو یولداشلیغی بعضا ده یوللار یارادیرلار: حیات مجادلهسینده چیین به چیین ساواش آپاران «یولداش»لار؛ آجیلی شیرینلی گونلرده بیر بیرینه آرخالانان «یولداش»لار و بیر «یول» اوغروندا «اورکلرینده درین بیر سئوگی» داشییان «یولداش»لار. بیر «یولداش»لار کی اونلارین یوخلوغو، سنین داوام ائتدییین یولدا سنه درین چوخورلار قازدیراجاقدیر. چوخورلار سنینله آددیملایاجاق و چوخ زامانلار گؤز قاباغیندان اوزاغا گئتمییهجک. چوخورلارین سویوقلوغو و قارانلیغی سنی دوشوندورهجک، حسرت دادینی سنه حیس ائتدیرهجک؛ بیرده کی، یئرینی چوخورلارا وئرن هوندورلویون بوش یئری، «هژار» درینلییینده انساندان محروم ائدهجک سنی و یولون داوامیندا تکجه درین چوخورلار قالاجاق، بیرده تکلیک.
ایلک دفعه یولداشلیق خاطیری اوچون بیر داغ زیروهسینی هدف توتمالی و قورخو- سئوینج و هیجان قاریشیقلی بیر خاطیره آخشامینی یاشامالیسان؛ تریبونلاردان، جنابلاردان و چلچراقلی سالونلاردان اوزاق. الین یئردن اوزولوب و «قانلی چکمهلر یول آچا بیلمز» بیر یوکسکلیکده آددیم آتمالیسان.
یوللار ساعاتلارجا سنی یئریدیر؛ بؤیوک آغیرلیغی سندن آلیر؛ قوش کیمی ائدیر و «آخشاملار قوشور هر قوش مین دستان». هر سؤز «یولداش» اوچون حصر اولور؛ هر دویغولو آن یولداشلیق ماهنیلارینی یادا سالیر و «اولدوزلار یئره باخان گونه دک» یولداشلیق خاطیرلانیر.
حیاتیندا ایلک زیروه یولونا آیاق قویوبسانسا، قورخودان – یورغونلوقدان و «بیرلیکده یانان وفالی یولداش»سیزلیقدان قاچماق اوچون یئنه ده ماهنیلارا سیغینیرسان. ماهنیلار دا «سؤیلهییر ایگیتلر چکن غملری».
«بو داغلار اوجا باش؛ اوجا باش داغلاردا» ایناملار و دوشونجهلر ماهنیلاردا هارایلانیر. آیری-آیری دیلده دانیشان، آیری-آیری یوللاردان گلن، آیری-آیری داغلاردان ائنن و آیری-آیری دویغولار داشییان یولداشلارین آراسیندا قارداشلیق و باریشیق ماهنیسی سؤیلهنیلیر.
زیروه یولو بیزی یاشدان اؤتور، دیلدن اؤتور، سؤیلهدیییمیز ماهنیلاردان اؤتور بیر- بیریمیزدن آییرمادی. او یول بیزی یولا وئردی و زیروهیه چاتدیردی. او یول آرامیزدا بیر ماهنی اولدو، یولداشلیق ماهنیسی، ساواش مارشی و چتین یوللارین گولوش نغمهسی اولدو؛ آرامیزدا سسلندی؛ بیزی بیرلشدیردی؛ یولا گتیردی و «هامییا بیر دوست، بیزلره قارداش» اولدو.
سن حیات یوللارینی تک باشینا سئیر ائدرکن، باشقا اینسانلار دا بو یولو سنله برابر تک باشینا سئیر ائدرلر. آمما، آرخاسیندا دورا بیلسن، زیروهیه ده چکه بیلرسن، هر شئی دن اؤنجه یول بیر «یولداش» اولا بیلرسن…
سون
دقت: « » آراسیندا گلن سؤزلر و مصرعلر آذربایجانین انقلابچی شاعری «علیرضا نابدل اوختای»ین «یولداش کوردوستان» شعریندن آلینیبدیر.
قایناق: ائلدارموغانلی نین فیس بوک صحیفه سی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
سحر_خیاوی»
دونیانین بوجاغی
قیسیلمیشام بو آخشام دا دونیانین بوجاغینا
توللانسام می چاتارام هئچ گؤیلرین اوجاغینا؟!
داریخیرام یئر اوشودور توللانسانمی دوشهرم؟
دونیایا گلمهمیش کیمی تانرینین قوجاغینا؟!
سؤزلریم وار گؤزل تانریم گَل بو آخشام چایلاشاق
سن ده دئنهن من ده دئییم دردیمیزی پایلاشاق
یئر اوزونده بندهلرین خالقا مهریبان دئییل
وورها-ووردور، قیرهاقیردیر، ساکیت آسیمان دئییل
سن بویوردون خالیص اولون، بوردا ریا یئریییر
بویاسیزلار بیزیم یئرده ذرره- ذرره چورویور
آللاهسیزلار جولان ائدیر، چول- چوخایا بورونور
اود-آلاولی سیلاحلاردا قارداش اَلی گؤرونور
بالان یوخدور بیلهسن کی آغیردیر بالا داغی
او گنج اوغلان جان اوستونده گزیردی سولو- ساغی
دئییردی کی: هاردا اولسا آنام اؤزون یئتیرر
بو آمانسیز یارالارا یقین مرهم گتیرر
گؤزو آخدی اینتظاردا آتاسی دا گلمهدی
ناکام اؤلدو توی گئجهسی خئییر دوعا وئرمهدی
سیزین عرشی یتیم قیزین ناله سسی بورویور؟!
مَلَکلری مزارینا اوزو اوسته سورویور؟!
یاتانمیرام کابوسومدا اوخشاما وار هر گئجه
قدم- قدم گودوکجو وار، گیوتین، دار هر گئجه
من اوچون دای بو یئر اوزو دؤزومدن دیر یوخاری
یوخسا دوشونمهیه بیزی اؤزون دوش
گَل آشاغی
قالماییبدیر هئچ اینامیم نه یادا، نه قارداشا
یا منی قوش ائلهگینن یا دا کی دؤندر داشا
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دونیانین بوجاغی
قیسیلمیشام بو آخشام دا دونیانین بوجاغینا
توللانسام می چاتارام هئچ گؤیلرین اوجاغینا؟!
داریخیرام یئر اوشودور توللانسانمی دوشهرم؟
دونیایا گلمهمیش کیمی تانرینین قوجاغینا؟!
سؤزلریم وار گؤزل تانریم گَل بو آخشام چایلاشاق
سن ده دئنهن من ده دئییم دردیمیزی پایلاشاق
یئر اوزونده بندهلرین خالقا مهریبان دئییل
وورها-ووردور، قیرهاقیردیر، ساکیت آسیمان دئییل
سن بویوردون خالیص اولون، بوردا ریا یئریییر
بویاسیزلار بیزیم یئرده ذرره- ذرره چورویور
آللاهسیزلار جولان ائدیر، چول- چوخایا بورونور
اود-آلاولی سیلاحلاردا قارداش اَلی گؤرونور
بالان یوخدور بیلهسن کی آغیردیر بالا داغی
او گنج اوغلان جان اوستونده گزیردی سولو- ساغی
دئییردی کی: هاردا اولسا آنام اؤزون یئتیرر
بو آمانسیز یارالارا یقین مرهم گتیرر
گؤزو آخدی اینتظاردا آتاسی دا گلمهدی
ناکام اؤلدو توی گئجهسی خئییر دوعا وئرمهدی
سیزین عرشی یتیم قیزین ناله سسی بورویور؟!
مَلَکلری مزارینا اوزو اوسته سورویور؟!
یاتانمیرام کابوسومدا اوخشاما وار هر گئجه
قدم- قدم گودوکجو وار، گیوتین، دار هر گئجه
من اوچون دای بو یئر اوزو دؤزومدن دیر یوخاری
یوخسا دوشونمهیه بیزی اؤزون دوش
گَل آشاغی
قالماییبدیر هئچ اینامیم نه یادا، نه قارداشا
یا منی قوش ائلهگینن یا دا کی دؤندر داشا
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.