زندگینامه هوشنگ ابتهاج
امیر هوشنگ ابتهاج در روز یکشنبه، ششم اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد، وی اولین فرزند میرزا آقا خان ابتهاج و فاطمه رفعت و تنها پسر یک خانواده ۴ فرزندی بود. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پور سینای این شهر بود.
هوشنگ ابتهاج شروع تحصیل و ادامه تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات دبیرستانی در مدارس عنصری، قاآنی، لقمان و شاهپور در شهر رشت سپری کرد و بعد برای کلاس پنجم متوسطه در دبیرستان تمدن تهران مشغول به تحصیل شد.

امیرهوشنگ نوجوان گرچه در درس و مدرسه کوشا نبود اما شیفته مهارتآموزی شد و در کنار نقاشی و مجسمهسازی، به دیگر هنرها نیز علاقهمند بود. بهگفته خودش: در همان هشت تا دهسالگی برای غذا پختن حرص میزدم. یک بار هم سه ماهِ تابستان مرا فرستادند پیشِ یک خانم خیاط. شاید چون در خانه شلوغ میکردم. گلدوزی و دِسْمِهدوزی هم از او یاد گرفتم. مدت کوتاهی هم پیش «موسیو یرواندی» پدر «جرج مارتیرسیان» نوازنده ارکستر سمفونی تهران، مشق ویولن کردم.
هوشنگ ابتهاج در سال ۱۳۱۸ با موسیقی و سرودن شعر آشنا شد. وی در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزل سرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود؛ دنبال کرد.
ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران مشغول به کار بود.
وی از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گلها در رادیوی ایران، پس از کنارهگیری داوود پیرنیا و پایهگذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزلهای او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده است.
همسر هوشنگ ابتهاج
امیر هوشنگ ابتهاج در سال ۱۳۳۷ با خانم آلما مایکیال ازدواج کرد.
فرزندان هوشنگ ابتهاج
حاصل ازدواج هوشنگ ابتهاج و آلما مایکیال چهار فرزند به نامهای یلدا «۱۳۳۸»، کیوان «۱۳۳۹»، آسیا «۱۳۴۰»، و کاوه «۱۳۴۱» است.

آثار هوشنگ ابتهاج
نخستین نغمهها (۱۳۲۵)
سراب (۱۳۳۰)
سیاه مشق (فروردین ۱۳۳۲)
شبگیر (مرداد ۱۳۳۲)
زمین (دی ۱۳۳۴)
چند برگ از یلدا (آبان ۱۳۴۴)
یادنامه (مهر ۱۳۴۸) (ترجمه شعر تومانیان شاعر ارمنی، با همکاری نادرپور، گالوست خاننس و روبن)
تا صبح شب یلدا (مهر ۱۳۶۰)
یادگار خون سرو (بهمن ۱۳۶۰)
حافظ به سعی سایه (دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج)
تاسیان مهر ۱۳۸۵ (اشعار ابتهاج در قالب نو)
از مهمترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح غزلهای حافظ است. این اثر با عنوان «حافظ به سعی سایه» نخستین بار در سال ۱۳۷۲ از طرف نشر کارنامه به چاپ رسید. بار دیگر نیز با تجدید نظر و اصلاحات جدید منتشر شد. سایه سالهای زیادی را صرف پژوهش و حافظشناسی کرد. این کتاب حاصل تمام آن تلاشها و زحمات است که در مقدمه آن را به همسرش آلما پیشکش کرده است.

توصیف تعدادی از مجموعههای شعر هوشنگ ابتهاج به اختصار
اولین نغمهها / نخستین نغمهها: سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعه «نخستین نغمهها» را، که شامل اشعاری به شیوه کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود. اولین نغمهها در غزل از حیث زبان به حافظ بسیار نزدیک شده است. غزلهای عاشقانهی او همراه با مضامین اجتماعی نهفته در آن، غزل وی را به بهترین غزلهای معاصر بدل ساخته است.
سراب: سراب نخستین مجموعه او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپاره است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی.
سیاه مشق: مجموعه «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمیگیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد و شهریار پیش گفتاری در مورد غزل دربار آن مینویسد.
شبگیر: سایه در مجموعههای بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعه «شبگیر» پاسخگوی این اندیشه تازه اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی با ارزشی پدید میآورد. مجموعه شبگیر و زمین نشان میدهد.
چند برگ از یلدا: مجموعه «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازهای در شعر معاصر گشود.
نمونهای از اشعار هوشنگ ابتهاج:
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت / در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد / تنهای بر در این خانه تنها زد و رفت
ماجرای مهاجرت به آلمان هوشنگ ابتهاج
سایه درباره مهاجرت به آلمان گفت: رفتن من به آلمان اجبار نبود، اول یکی از بچههایم رفت آلمان، بعد زنم رفت که بچه ام تنها نباشد، بعد بچههای دیگر رفتند، یک مدتی هم من ممنوع الخروج بودم، بالاخره من هم سال ۶۴ رفتم. مهاجرت نکردم و گاهی تهران هستم
امیر هوشنگ ابتهاج در روز یکشنبه، ششم اسفند ۱۳۰۶ در رشت متولد شد، وی اولین فرزند میرزا آقا خان ابتهاج و فاطمه رفعت و تنها پسر یک خانواده ۴ فرزندی بود. پدرش آقاخان ابتهاج از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پور سینای این شهر بود.
هوشنگ ابتهاج شروع تحصیل و ادامه تحصیلات ابتدایی و بخشی از تحصیلات دبیرستانی در مدارس عنصری، قاآنی، لقمان و شاهپور در شهر رشت سپری کرد و بعد برای کلاس پنجم متوسطه در دبیرستان تمدن تهران مشغول به تحصیل شد.

امیرهوشنگ نوجوان گرچه در درس و مدرسه کوشا نبود اما شیفته مهارتآموزی شد و در کنار نقاشی و مجسمهسازی، به دیگر هنرها نیز علاقهمند بود. بهگفته خودش: در همان هشت تا دهسالگی برای غذا پختن حرص میزدم. یک بار هم سه ماهِ تابستان مرا فرستادند پیشِ یک خانم خیاط. شاید چون در خانه شلوغ میکردم. گلدوزی و دِسْمِهدوزی هم از او یاد گرفتم. مدت کوتاهی هم پیش «موسیو یرواندی» پدر «جرج مارتیرسیان» نوازنده ارکستر سمفونی تهران، مشق ویولن کردم.
هوشنگ ابتهاج در سال ۱۳۱۸ با موسیقی و سرودن شعر آشنا شد. وی در آغاز، همچون شهریار، چندی کوشید تا به راه نیما برود؛ اما، نگرش مدرن و اجتماعی شعر نیما، به ویژه پس از سرایش ققنوس، با طبع او که اساساً شاعری غزل سرا بود؛ همخوانی نداشت. پس راه خود را که همان سرودن غزل بود؛ دنبال کرد.
ابتهاج مدتی به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران مشغول به کار بود.
وی از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ سرپرست برنامه گلها در رادیوی ایران، پس از کنارهگیری داوود پیرنیا و پایهگذار برنامه موسیقایی گلچین هفته بود. تعدادی از غزلهای او توسط خوانندگان ترانه اجرا شده است.
همسر هوشنگ ابتهاج
امیر هوشنگ ابتهاج در سال ۱۳۳۷ با خانم آلما مایکیال ازدواج کرد.
فرزندان هوشنگ ابتهاج
حاصل ازدواج هوشنگ ابتهاج و آلما مایکیال چهار فرزند به نامهای یلدا «۱۳۳۸»، کیوان «۱۳۳۹»، آسیا «۱۳۴۰»، و کاوه «۱۳۴۱» است.

آثار هوشنگ ابتهاج
نخستین نغمهها (۱۳۲۵)
سراب (۱۳۳۰)
سیاه مشق (فروردین ۱۳۳۲)
شبگیر (مرداد ۱۳۳۲)
زمین (دی ۱۳۳۴)
چند برگ از یلدا (آبان ۱۳۴۴)
یادنامه (مهر ۱۳۴۸) (ترجمه شعر تومانیان شاعر ارمنی، با همکاری نادرپور، گالوست خاننس و روبن)
تا صبح شب یلدا (مهر ۱۳۶۰)
یادگار خون سرو (بهمن ۱۳۶۰)
حافظ به سعی سایه (دیوان حافظ با تصحیح ابتهاج)
تاسیان مهر ۱۳۸۵ (اشعار ابتهاج در قالب نو)
از مهمترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح غزلهای حافظ است. این اثر با عنوان «حافظ به سعی سایه» نخستین بار در سال ۱۳۷۲ از طرف نشر کارنامه به چاپ رسید. بار دیگر نیز با تجدید نظر و اصلاحات جدید منتشر شد. سایه سالهای زیادی را صرف پژوهش و حافظشناسی کرد. این کتاب حاصل تمام آن تلاشها و زحمات است که در مقدمه آن را به همسرش آلما پیشکش کرده است.

توصیف تعدادی از مجموعههای شعر هوشنگ ابتهاج به اختصار
اولین نغمهها / نخستین نغمهها: سایه در سال ۱۳۲۵ مجموعه «نخستین نغمهها» را، که شامل اشعاری به شیوه کهن است، منتشر کرد. در این دوره هنوز با نیما یوشیج آشنا نشده بود. اولین نغمهها در غزل از حیث زبان به حافظ بسیار نزدیک شده است. غزلهای عاشقانهی او همراه با مضامین اجتماعی نهفته در آن، غزل وی را به بهترین غزلهای معاصر بدل ساخته است.
سراب: سراب نخستین مجموعه او به اسلوب جدید است، اما قالب همان چهارپاره است با مضمونی از نوع تغزل و بیان احساسات و عواطف فردی؛ عواطفی واقعی و طبیعی.
سیاه مشق: مجموعه «سیاه مشق»، با آنکه پس از «سراب» منتشر شد، شعرهای سالهای ۲۵ تا ۲۹ شاعر را دربرمیگیرد. در این مجموعه، سایه تعدادی از غزلهای خود را چاپ کرد و توانایی خویش را در سرودن غزل نشان داد و شهریار پیش گفتاری در مورد غزل دربار آن مینویسد.
شبگیر: سایه در مجموعههای بعدی، اشعار عاشقانه را رها کرد و با مردم همگام شد. مجموعه «شبگیر» پاسخگوی این اندیشه تازه اوست که در این رابطه اشعار اجتماعی با ارزشی پدید میآورد. مجموعه شبگیر و زمین نشان میدهد.
چند برگ از یلدا: مجموعه «چند برگ از یلدا» راه روشن و تازهای در شعر معاصر گشود.
نمونهای از اشعار هوشنگ ابتهاج:
آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت / در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد / تنهای بر در این خانه تنها زد و رفت
ماجرای مهاجرت به آلمان هوشنگ ابتهاج
سایه درباره مهاجرت به آلمان گفت: رفتن من به آلمان اجبار نبود، اول یکی از بچههایم رفت آلمان، بعد زنم رفت که بچه ام تنها نباشد، بعد بچههای دیگر رفتند، یک مدتی هم من ممنوع الخروج بودم، بالاخره من هم سال ۶۴ رفتم. مهاجرت نکردم و گاهی تهران هستم

زندگی در آلمان
هوشنگ ابتهاج درباره زندگیاش در آلمان میگوید: در طول روز دو سه ساعت بیشتر نمیخوابم، صبح خیلی زود بیدار میشوم، چایی درست میکنم و با کمی نان خشک صبحانه میخورم. روزها مینشینم تلویزیون تماشا میکنم و میبینم دنیا روز به روز دیوانه تر میشود، بعد ناهار میخورم و دوباره دیوانگی دنیا را تماشا میکنم که بدانم آخر این دیوانگی دنیا به کجا خواهد کشید.
بعد شب هم کمی میروم و میخوابم، ویروس شعر گفتن هم همیشه هست و هر از گاهی چیزهایی مینویسم.

هوشنگ ابتهاج در استدلال نام شاعریاش یعنی سایه میگوید:
حروف و کلمات برای من رنگ دارند: ر خاکستری، گ نارنجی و ج سیاه است. ی کلمات برایم سرد و گرماند: سایه کلمهای سرد است، گلابی کلمهای گرم. بهگمان من در کلمه سایه یک مقدار آرامش و خجالتیبودن و فروتنی و بیآزار بودن هست؛ اینها برای من جالب بود و با طبیعت من میساخت.
خود کلمه سایه از نظر حروف الفبا حروف نرم بدونادعایی است. در آن نوعی افسوس است و ذات معنای این کلمه، نوعی افتادگی دارد در مقابلِ خشونت و حتی میشود گفت وقاحت.
جایزه صلح سایه
در روز ۱۲ مهر سال ۱۳۹۷ در مراسم پایانی «ششمین جشنواره بینالمللی هنر برای صلح»، نشان عالی با عنوان «هنر برای صلح» به هوشنگ ابتهاج و سه هنرمند دیگر اهدا شد.
اشعار هوشنگ ابتهاج
ابتهاج از همان دوران جوانی، سرودن شعر را آغاز کرد. او شاعری غزلسرا است؛ اما اشعار نو نیز دارد. در واقع میتوان گفت شعر سایه به دو بخش کهن و نو تقسیم میشود. اشعار کلاسیک او که بیشتر در قالب غزل و دوبیتی هستند، مضامین عاشقانه دارند. شاعر در این قالبها به بیان احساسات شخصی و عاشقانه خود میپردازد. اما در اشعار نو، بیشتر به مضامین و دغدغههای جمعی و مفاهیم اجتماعی- سیاسی میپردازد.
ابتهاج در سال ۱۳۲۵ مجموعه شعر «نخستین نغمهها» را که شامل اشعار کلاسیک است، منتشر کرد. «سراب» مجموعه شعر بعدی سایه است. اگرچه این مجموعه در قالب چهارپاره و با مضامین معمول غزلیات، از جمله احساسات فردی و بیان عواطف است، میتوان در آن استفاده از اسلوب جدید، گرایش و تمایل شاعر به شعر نو را دید.
مجموعه سیاهمشق که پس از سراب منتشر شد، شامل بهترین غزلهای سایه است. او در این مجموعه توانایی خود را در غرلسرایی، ثابت میکند.
حافظ به سعی سایه، یکی از دقیقترین تصحیحهای دیوان حافظ است
سایه علاوه بر ادبیات، در زمینه سیاسی و اجتماعی هم بسیار فعال بود و از مخالفان حکومت شاهنشاهی محسوب میشد. ازاینرو، بسیاری از اشعار او رنگ و مضمون اجتماعی- سیاسی دارند. مجموعه شعرهای «شبگیر» و «چند برگ از یلدا» که بهترتیب در سالهای ۱۳۳۲ و ۱۳۴۴ منتشر شد، حاوی اشعار اجتماعی-سیاسی سایه هستند.
کتاب «حافظ به سعی سایه» یکی از تازهترین تصحیحهای دیوان حافظ است که در سال ۱۳۷۲ منتشر شد . در این اثر، ابتهاج از روى ۳۰ دستنوشته قرن نهم به تصحیح دیوان حافظ پرداخته است.
از دیگر آثار هوشنگ ابتهاج، میتوان به کتابهای «زمین»، «تا صبح شب یلدا»،«یادگار خون سرو»، «تاسیان» و «بانگ نی» اشاره کرد. همچنین کتاب «یادنامه» ترجمهای است از اشعار شاعر ارمنی «هوانس تومانیان»
در سال ۱۳۹۱ «میلاد عظیمی» نویسنده و استادیار دانشگاه تهران در گفتوگو با سایه، کتاب خاطرات او را با نام «پیر پرنیاناندیش» منتشر کرد.
الف سایه
شعر نو
اشعار نو و نیمایی سایه، نسبت به غزلیات او، کمتر رنگ و بوی عاشقانه دارند. ابتهاج اندیشهها و دغدغههای اجتماعی خود را در قالب شعر نو بیان میکند. اشعار نوی سایه دارای مضامینی همچون عشق به آزادی، حماسهپردازی، انتقاد به نابرابری و مهمتر از همه، امید به فردایی بهتر در سایه آزادی است.
یکی ازاین اشعار نو با مضمون اجتماعی، شعر معروف «کاروان» یا «گالیا» است. در زیر بخشی از این شعر را باهم میخوانیم:
دیر است گالیا!
عشق من و تو...آه
این هم حکایتی است
از بهر نان شب
اما در این زمانه که درمانده هر کسی
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست
«گالیا» نمونه بسیار خوبی برای شناخت اشعار نوی سایه است. شعری که عاشقانه شروع میشود؛ سپس رنگ و بوی اجتماعی میگیرد و به مبارزه در راه آزادی و امید به فردایی بهتر ختم میشود.
روزی که آفتاب
از هر دریچه تافت؛
روزی که گونه و لب یاران همنبرد
رنگ نشاط و خنده گمگشته یافت باز
من نیز باز خواهم شد آن زمان
سوی ترانهها و غزلها و بوسهها
سوی بهارهای دلانگیز گلفشان
سوی تو عشق من!
میتوان شعر نوی ابتهاج را در دسته «رمانتیسم اجتماعی» قرار داد. شعر رمانتیک اجتماعی بین دنیای درون و بیرون شاعر که در واقع، بین احساسات عاشقانه و دغدغههای اجتماعی او پیوند میدهد. آنچه که در اشعار نیمایی سایه دیده میشود، عاشقانهای است که اینبار نه فقط برای معشوق، بلکه برای عشق به آزادی سروده است.
زندگی در آلمان
هوشنگ ابتهاج درباره زندگیاش در آلمان میگوید: در طول روز دو سه ساعت بیشتر نمیخوابم، صبح خیلی زود بیدار میشوم، چایی درست میکنم و با کمی نان خشک صبحانه میخورم. روزها مینشینم تلویزیون تماشا میکنم و میبینم دنیا روز به روز دیوانه تر میشود، بعد ناهار میخورم و دوباره دیوانگی دنیا را تماشا میکنم که بدانم آخر این دیوانگی دنیا به کجا خواهد کشید.
بعد شب هم کمی میروم و میخوابم، ویروس شعر گفتن هم همیشه هست و هر از گاهی چیزهایی مینویسم.

هوشنگ ابتهاج در استدلال نام شاعریاش یعنی سایه میگوید:
حروف و کلمات برای من رنگ دارند: ر خاکستری، گ نارنجی و ج سیاه است. ی کلمات برایم سرد و گرماند: سایه کلمهای سرد است، گلابی کلمهای گرم. بهگمان من در کلمه سایه یک مقدار آرامش و خجالتیبودن و فروتنی و بیآزار بودن هست؛ اینها برای من جالب بود و با طبیعت من میساخت.
خود کلمه سایه از نظر حروف الفبا حروف نرم بدونادعایی است. در آن نوعی افسوس است و ذات معنای این کلمه، نوعی افتادگی دارد در مقابلِ خشونت و حتی میشود گفت وقاحت.
جایزه صلح سایه
در روز ۱۲ مهر سال ۱۳۹۷ در مراسم پایانی «ششمین جشنواره بینالمللی هنر برای صلح»، نشان عالی با عنوان «هنر برای صلح» به هوشنگ ابتهاج و سه هنرمند دیگر اهدا شد.
اشعار هوشنگ ابتهاج
ابتهاج از همان دوران جوانی، سرودن شعر را آغاز کرد. او شاعری غزلسرا است؛ اما اشعار نو نیز دارد. در واقع میتوان گفت شعر سایه به دو بخش کهن و نو تقسیم میشود. اشعار کلاسیک او که بیشتر در قالب غزل و دوبیتی هستند، مضامین عاشقانه دارند. شاعر در این قالبها به بیان احساسات شخصی و عاشقانه خود میپردازد. اما در اشعار نو، بیشتر به مضامین و دغدغههای جمعی و مفاهیم اجتماعی- سیاسی میپردازد.
ابتهاج در سال ۱۳۲۵ مجموعه شعر «نخستین نغمهها» را که شامل اشعار کلاسیک است، منتشر کرد. «سراب» مجموعه شعر بعدی سایه است. اگرچه این مجموعه در قالب چهارپاره و با مضامین معمول غزلیات، از جمله احساسات فردی و بیان عواطف است، میتوان در آن استفاده از اسلوب جدید، گرایش و تمایل شاعر به شعر نو را دید.
مجموعه سیاهمشق که پس از سراب منتشر شد، شامل بهترین غزلهای سایه است. او در این مجموعه توانایی خود را در غرلسرایی، ثابت میکند.
حافظ به سعی سایه، یکی از دقیقترین تصحیحهای دیوان حافظ است
سایه علاوه بر ادبیات، در زمینه سیاسی و اجتماعی هم بسیار فعال بود و از مخالفان حکومت شاهنشاهی محسوب میشد. ازاینرو، بسیاری از اشعار او رنگ و مضمون اجتماعی- سیاسی دارند. مجموعه شعرهای «شبگیر» و «چند برگ از یلدا» که بهترتیب در سالهای ۱۳۳۲ و ۱۳۴۴ منتشر شد، حاوی اشعار اجتماعی-سیاسی سایه هستند.
کتاب «حافظ به سعی سایه» یکی از تازهترین تصحیحهای دیوان حافظ است که در سال ۱۳۷۲ منتشر شد . در این اثر، ابتهاج از روى ۳۰ دستنوشته قرن نهم به تصحیح دیوان حافظ پرداخته است.
از دیگر آثار هوشنگ ابتهاج، میتوان به کتابهای «زمین»، «تا صبح شب یلدا»،«یادگار خون سرو»، «تاسیان» و «بانگ نی» اشاره کرد. همچنین کتاب «یادنامه» ترجمهای است از اشعار شاعر ارمنی «هوانس تومانیان»
در سال ۱۳۹۱ «میلاد عظیمی» نویسنده و استادیار دانشگاه تهران در گفتوگو با سایه، کتاب خاطرات او را با نام «پیر پرنیاناندیش» منتشر کرد.
الف سایه
شعر نو
اشعار نو و نیمایی سایه، نسبت به غزلیات او، کمتر رنگ و بوی عاشقانه دارند. ابتهاج اندیشهها و دغدغههای اجتماعی خود را در قالب شعر نو بیان میکند. اشعار نوی سایه دارای مضامینی همچون عشق به آزادی، حماسهپردازی، انتقاد به نابرابری و مهمتر از همه، امید به فردایی بهتر در سایه آزادی است.
یکی ازاین اشعار نو با مضمون اجتماعی، شعر معروف «کاروان» یا «گالیا» است. در زیر بخشی از این شعر را باهم میخوانیم:
دیر است گالیا!
عشق من و تو...آه
این هم حکایتی است
از بهر نان شب
اما در این زمانه که درمانده هر کسی
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست
«گالیا» نمونه بسیار خوبی برای شناخت اشعار نوی سایه است. شعری که عاشقانه شروع میشود؛ سپس رنگ و بوی اجتماعی میگیرد و به مبارزه در راه آزادی و امید به فردایی بهتر ختم میشود.
روزی که آفتاب
از هر دریچه تافت؛
روزی که گونه و لب یاران همنبرد
رنگ نشاط و خنده گمگشته یافت باز
من نیز باز خواهم شد آن زمان
سوی ترانهها و غزلها و بوسهها
سوی بهارهای دلانگیز گلفشان
سوی تو عشق من!
میتوان شعر نوی ابتهاج را در دسته «رمانتیسم اجتماعی» قرار داد. شعر رمانتیک اجتماعی بین دنیای درون و بیرون شاعر که در واقع، بین احساسات عاشقانه و دغدغههای اجتماعی او پیوند میدهد. آنچه که در اشعار نیمایی سایه دیده میشود، عاشقانهای است که اینبار نه فقط برای معشوق، بلکه برای عشق به آزادی سروده است.
۸۸ قطعه از اشعار نو و نیمایی سایه که بین سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۸۰ سروده شدهاند در کتاب «تاسیان» گردآوری شده است. تعدادی از این اشعار قبلا در مجموعههای دیگر چاپ شده بودند؛ اما این مجموعه، گردآوری جامعی از اشعار نوی ابتهاج در یک مجلد است.
شعر آزادی. سایه
اشعار عاشقانه
سایه، سرودن شعر را با اشعار عاشقانه آغاز کرد و اولین مجموعه از اشعار کلاسیک و عاشقانه خود را با نام «نخستین نغمهها» منتشر کرد. عاشقانههای سایه، از مشهورترین اشعار او محسوب میشود که در میان مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است. او در جوانی عاشق دختری ارمنی به نام «گالیا» شد و شور این عشق به غزلیات او راه یافت؛ اما بعدها عشق به گالیا وارد شعر اجتماعی او نیز شد. همان طور که پیشتر در شعر «کاروان» به نمونهای از آن اشاره کردیم.
مایه اصلی غزلیات، دوبیتیها و در کل شعر کلاسیک سایه، عاشقانه است. او در این قالبها به بیان احساسات شخصی خود، عشق، غم فراق و دیگر مضامین سنتی غزلیات میپردازد؛ اما یک ویژگی، غزل سایه را از دیگر غزلیات متفاوت میکند. آن ویژگی، زبان ساده، روان و امروزی سایه است. ابتهاج با هنرمندی، زبان امروز را وارد قالب شعری دیروز میکند. میتوان گفت دلیل محبوبیت عاشقانههای سایه در میان عامه مردم این است که مخاطب در اشعار کلاسیک و عاشقانه او، با زبان و کلمات دشوار و پیچیده شعر کهن روبهرو نمیشود. ازاینرو، با شعر او همراه میشود و بازتابی از احساسات خود را درشعر سایه میبیند.
ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم این ترانه از توست
آن بانگ بلند صبحگاهی
وین زمزمه شبانه از توست
من انده خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از توست
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر آزادی. سایه
اشعار عاشقانه
سایه، سرودن شعر را با اشعار عاشقانه آغاز کرد و اولین مجموعه از اشعار کلاسیک و عاشقانه خود را با نام «نخستین نغمهها» منتشر کرد. عاشقانههای سایه، از مشهورترین اشعار او محسوب میشود که در میان مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است. او در جوانی عاشق دختری ارمنی به نام «گالیا» شد و شور این عشق به غزلیات او راه یافت؛ اما بعدها عشق به گالیا وارد شعر اجتماعی او نیز شد. همان طور که پیشتر در شعر «کاروان» به نمونهای از آن اشاره کردیم.
مایه اصلی غزلیات، دوبیتیها و در کل شعر کلاسیک سایه، عاشقانه است. او در این قالبها به بیان احساسات شخصی خود، عشق، غم فراق و دیگر مضامین سنتی غزلیات میپردازد؛ اما یک ویژگی، غزل سایه را از دیگر غزلیات متفاوت میکند. آن ویژگی، زبان ساده، روان و امروزی سایه است. ابتهاج با هنرمندی، زبان امروز را وارد قالب شعری دیروز میکند. میتوان گفت دلیل محبوبیت عاشقانههای سایه در میان عامه مردم این است که مخاطب در اشعار کلاسیک و عاشقانه او، با زبان و کلمات دشوار و پیچیده شعر کهن روبهرو نمیشود. ازاینرو، با شعر او همراه میشود و بازتابی از احساسات خود را درشعر سایه میبیند.
ای عشق همه بهانه از توست
من خامشم این ترانه از توست
آن بانگ بلند صبحگاهی
وین زمزمه شبانه از توست
من انده خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از توست
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
ارغوان
«هوشنگ ابتهاج»ه سایه
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابیست هوا؟
یا گرفتهاست هنوز؟من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر میکشم از سینه نفس
نفسم را بر میگرداندره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی میماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانیست
نفسم میگیرد
که هوا هم اینجا زندانیست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است.اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه میانگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد میگرید…چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو میریزد
ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما میآید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ میافزاید؟ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم میگذرند؟ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله میآغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازندارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش؛
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«هوشنگ ابتهاج»ه سایه
شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابیست هوا؟
یا گرفتهاست هنوز؟من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آفتابی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آن چنان نزدیک است
که چو بر میکشم از سینه نفس
نفسم را بر میگرداندره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی میماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانیست
نفسم میگیرد
که هوا هم اینجا زندانیست
هر چه با من اینجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابی هرگز
گوشه چشمی هم
بر فراموشی این دخمه نینداخته است.اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
باد رنگینی در خاطرمن
گریه میانگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد میگرید…چون دل من که چنین خون آلود
هر دم از دیده فرو میریزد
ارغوان
این چه رازیست که هر بار بهار
با عزای دل ما میآید؟
که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
وین چنین بر جگر سوختگان
داغ بر داغ میافزاید؟ارغوان پنجه خونین زمین
دامن صبح بگیر
وز سواران خرامنده خورشید بپرس
کی بر این درد غم میگذرند؟ارغوان خوشه خون
بامدادان که کبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله میآغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب که هم پروازان
نگران غم هم پروازندارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
بر زبان داشته باش؛
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
هوشنگ ابتهاج( ه_ا_سایه)
در این سَرای بی کَسی، کَسی به دَر نِمی زَنَد
به دشت پُر مَلال ما پَرنده پَر نمی زند
یِکی زِ شَب گِرفتِگان چِراغ بَر نِمی کُنَد
کسی به کُوچه سارِ شَب، دَرِ سَحَر نمی زند
نِشَسته اَم دَر انتظار این غُبارِ بی سَوار
درَیغ، کز شَبی چُنین، سِپیدِه سَر نمی زند
گُذَرگَهی ست پُر سِتَم که اَندَر اُو به غِیر غَم
یکی صَلایِ آشِنا، به رَهگُذَر نمی زند
دلِ خَرابِ منَ دِگر، خَراب تَر نمی شود
که خَنجَر غَمَت از این، خَراب تَر نمی زند
چِه چَشم پاسُخ است از این دَریچِه هایِ بَستِه اَت
بُرُو که هیچکَس نِدا، به گُوشِ کَر نِمی زَنَد
نَه «سایه» دارَم و نَه بَر، بیفَکنندم و سِزاست
اگر نه بر درخَتِ تَر، کَسی تَبَر نِمی زَنَد
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
در این سَرای بی کَسی، کَسی به دَر نِمی زَنَد
به دشت پُر مَلال ما پَرنده پَر نمی زند
یِکی زِ شَب گِرفتِگان چِراغ بَر نِمی کُنَد
کسی به کُوچه سارِ شَب، دَرِ سَحَر نمی زند
نِشَسته اَم دَر انتظار این غُبارِ بی سَوار
درَیغ، کز شَبی چُنین، سِپیدِه سَر نمی زند
گُذَرگَهی ست پُر سِتَم که اَندَر اُو به غِیر غَم
یکی صَلایِ آشِنا، به رَهگُذَر نمی زند
دلِ خَرابِ منَ دِگر، خَراب تَر نمی شود
که خَنجَر غَمَت از این، خَراب تَر نمی زند
چِه چَشم پاسُخ است از این دَریچِه هایِ بَستِه اَت
بُرُو که هیچکَس نِدا، به گُوشِ کَر نِمی زَنَد
نَه «سایه» دارَم و نَه بَر، بیفَکنندم و سِزاست
اگر نه بر درخَتِ تَر، کَسی تَبَر نِمی زَنَد
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیاتی
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
«مرتضی_مجدفر»
این شعر ترکی بهاری را که در زیر میخوانید، دیروز ساختم، در آخرین ساعات سال ۱۴۰۰ و واپسین دقایق قرن چهاردهم. شعر در قالب ۷ هجایی است که به صورت ۴+ ۳(چهار و سه) تقطیع میشود. شعر کودکانه است، ولی در بعضی جاها به سمت و سوی شعر نوجوان میل میکند. از جمله در فرازی که از آوازخوانی بلبل و سکوت کلاغ سخن میگوید(استعاره شوم بودن کلاغ) و نیز در جایی که از جای خالی دوستانی حرف به میان میآید که در سال قبل از میانمان کوچ کردهاند(مفهوم مرگ).
عدهای، از جمله پیروان نظریه شناختی پیاژه معتقدند طرح مفاهیمی مانند مرگ برای کودک، قبل از ده سالگی انتزاعی است و او چیزی از این مفاهیم را درک نخواهد کرد. البته این نظر درستی است، لذا خواهشم این است گروه سنی شعر را برای رده"ج" و "د" در نظر بگیرید و از خواندن ان برای گروههای " الف" و "ب" پرهیز کنید.
سرایش این شعر در واپسین روز سال ۱۴۰۰ و شروع به نگارش یک داستان آموزشی در همین روز را که با خود قرار گذاشتهام تا دو روز دیگر تمام کنم، نوید خوبی برایم است. امیدوارم سال جدید با آثار بیشتر و کیفیتری در خدمت مخاطبان فهیم خود باشم.
🔺خوْش چاغلارا آچار وار 🔺
فصیللرین سولطانی
گونش ساچیر هر یانا
توْرپاق یئنه جانلانیب
گرنهشیر کی اوْیانا.
توْرپاقدا کی دَنهلَر
جوجوقلاییر، بؤی آتیر
تای- توُشلارین گؤررکن
گووهنیبن، فخر ساتیر.
بایرام گلیر گول ایله
چیچکلنیب آغاجلار
هر یئر یئنه دیرچلیب
یام یاشیلدیر یاماجلار.
آچیلیبدیر غوُنچانین
منیم کیمی دوْداغی
آغاج گئییب یئنی دوْن
گؤزهللشیب بوُداغی.
بولبول اوْخور خوْش ماهنی
قارقا سوُسوب، تک قالیر
باخیر آغاج گونشه
بؤی چکیبن، اوُجالیر.
سپهلهییر بوُلودلار
یاغیشلاری بیرلیکده
اوزه دَییر داملالار
توْی، دویونده، شنلیکده.
بایرام ایله باهارین
گلیشمهسی چوْخ خوْش دوُر
کؤچوب، گئدن، دوْستلارین
یئرلری چوْخ، چوْخ، بوْش دوُر.
آنجاق حیات سورهجک
یئنه مین بیر باهار وار
آغیر گونلر کئچهجک
خوْش چاغلارا آچار وار.
اوُشاقلارین آرزیسی
شادلیق، دوْستلوق، ساغلاملیق
باهار بیزه سؤیلهییر
سئوگی، قایغی، آنلاملیق.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«مرتضی_مجدفر»
این شعر ترکی بهاری را که در زیر میخوانید، دیروز ساختم، در آخرین ساعات سال ۱۴۰۰ و واپسین دقایق قرن چهاردهم. شعر در قالب ۷ هجایی است که به صورت ۴+ ۳(چهار و سه) تقطیع میشود. شعر کودکانه است، ولی در بعضی جاها به سمت و سوی شعر نوجوان میل میکند. از جمله در فرازی که از آوازخوانی بلبل و سکوت کلاغ سخن میگوید(استعاره شوم بودن کلاغ) و نیز در جایی که از جای خالی دوستانی حرف به میان میآید که در سال قبل از میانمان کوچ کردهاند(مفهوم مرگ).
عدهای، از جمله پیروان نظریه شناختی پیاژه معتقدند طرح مفاهیمی مانند مرگ برای کودک، قبل از ده سالگی انتزاعی است و او چیزی از این مفاهیم را درک نخواهد کرد. البته این نظر درستی است، لذا خواهشم این است گروه سنی شعر را برای رده"ج" و "د" در نظر بگیرید و از خواندن ان برای گروههای " الف" و "ب" پرهیز کنید.
سرایش این شعر در واپسین روز سال ۱۴۰۰ و شروع به نگارش یک داستان آموزشی در همین روز را که با خود قرار گذاشتهام تا دو روز دیگر تمام کنم، نوید خوبی برایم است. امیدوارم سال جدید با آثار بیشتر و کیفیتری در خدمت مخاطبان فهیم خود باشم.
🔺خوْش چاغلارا آچار وار 🔺
فصیللرین سولطانی
گونش ساچیر هر یانا
توْرپاق یئنه جانلانیب
گرنهشیر کی اوْیانا.
توْرپاقدا کی دَنهلَر
جوجوقلاییر، بؤی آتیر
تای- توُشلارین گؤررکن
گووهنیبن، فخر ساتیر.
بایرام گلیر گول ایله
چیچکلنیب آغاجلار
هر یئر یئنه دیرچلیب
یام یاشیلدیر یاماجلار.
آچیلیبدیر غوُنچانین
منیم کیمی دوْداغی
آغاج گئییب یئنی دوْن
گؤزهللشیب بوُداغی.
بولبول اوْخور خوْش ماهنی
قارقا سوُسوب، تک قالیر
باخیر آغاج گونشه
بؤی چکیبن، اوُجالیر.
سپهلهییر بوُلودلار
یاغیشلاری بیرلیکده
اوزه دَییر داملالار
توْی، دویونده، شنلیکده.
بایرام ایله باهارین
گلیشمهسی چوْخ خوْش دوُر
کؤچوب، گئدن، دوْستلارین
یئرلری چوْخ، چوْخ، بوْش دوُر.
آنجاق حیات سورهجک
یئنه مین بیر باهار وار
آغیر گونلر کئچهجک
خوْش چاغلارا آچار وار.
اوُشاقلارین آرزیسی
شادلیق، دوْستلوق، ساغلاملیق
باهار بیزه سؤیلهییر
سئوگی، قایغی، آنلاملیق.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
فاطمه خانیم ۱
👧🏻 کئچن زامانلاردا فاطمه خانم آدیندا بیر قیز واریدی. فاطمه خانیمین آناسی اؤلموش، آتاسی آیری آرواد آلمیشدی. بو قادین فاطمه خانیما پیس داوراناردی. همشه اونو دانلاییب دئیردی: فاطمه خانم، ایتی گؤزوم گؤتورور، پیشیکی گؤزوم گؤتورور، سنی گؤزوم گؤتورمور. ایلانین یارپیز دان آجیغی گلن کیمی، بو آروادین دا فاطمه خانم دان آجیغی گلردی. سحر دن آخشاما مین جوره بویروق وئریب، یامانلاردی. آما اؤز قیزینا گو٘لدن آغیر دئمزدی. قویمازدی الینی آغدان قارایا وورسون. شام باشیندا بیرآز قورو چؤرهک فاطمه خانیمین اؤنونه تؤکوب، اؤزو، اری، قیزی، اوبیری اتاقدا شیرین پلو یئیردیلر. فاطمه خانیمین آتاسی پخمه بیر کیشی ایدی. خانیمیسی نین قورخوسوندان بیر سؤز دئیه بیلمزدی. بیر گو٘ن قادین بیر باتمان پانبیق فاطمه خانیما وئریب دئدی: گئت داغ باشیندا اوتور؛ بولاری آخشاما جان گرک اییره سن...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
فاطمه خانیم ۱
👧🏻 کئچن زامانلاردا فاطمه خانم آدیندا بیر قیز واریدی. فاطمه خانیمین آناسی اؤلموش، آتاسی آیری آرواد آلمیشدی. بو قادین فاطمه خانیما پیس داوراناردی. همشه اونو دانلاییب دئیردی: فاطمه خانم، ایتی گؤزوم گؤتورور، پیشیکی گؤزوم گؤتورور، سنی گؤزوم گؤتورمور. ایلانین یارپیز دان آجیغی گلن کیمی، بو آروادین دا فاطمه خانم دان آجیغی گلردی. سحر دن آخشاما مین جوره بویروق وئریب، یامانلاردی. آما اؤز قیزینا گو٘لدن آغیر دئمزدی. قویمازدی الینی آغدان قارایا وورسون. شام باشیندا بیرآز قورو چؤرهک فاطمه خانیمین اؤنونه تؤکوب، اؤزو، اری، قیزی، اوبیری اتاقدا شیرین پلو یئیردیلر. فاطمه خانیمین آتاسی پخمه بیر کیشی ایدی. خانیمیسی نین قورخوسوندان بیر سؤز دئیه بیلمزدی. بیر گو٘ن قادین بیر باتمان پانبیق فاطمه خانیما وئریب دئدی: گئت داغ باشیندا اوتور؛ بولاری آخشاما جان گرک اییره سن...
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
فاطمه خانیم ۱
👧🏻 کئچن زامانلاردا فاطمه خانم آدیندا بیر قیز واریدی. فاطمه خانیمین آناسی اؤلموش، آتاسی آیری آرواد آلمیشدی. بو قادین فاطمه خانیما پیس داوراناردی. همشه اونو دانلاییب دئیردی: فاطمه خانم، ایتی گؤزوم گؤتورور، پیشیکی گؤزوم گؤتورور، سنی گؤزوم گؤتورمور. ایلانین یارپیز دان آجیغی گلن کیمی، بو آروادین دا فاطمه خانم دان آجیغی گلردی. سحر دن آخشاما مین جوره بویروق وئریب، یامانلاردی. آما اؤز قیزینا گو٘لدن آغیر دئمزدی. قویمازدی الینی آغدان قارایا وورسون. شام باشیندا بیرآز قورو چؤرهک فاطمه خانیمین اؤنونه تؤکوب، اؤزو، اری، قیزی، اوبیری اتاقدا شیرین پلو یئیردیلر. فاطمه خانیمین آتاسی پخمه بیر کیشی ایدی. خانیمیسی نین قورخوسوندان بیر سؤز دئیه بیلمزدی. بیر گو٘ن قادین بیر باتمان پانبیق فاطمه خانیما وئریب دئدی: گئت داغ باشیندا اوتور؛ بولاری آخشاما جان گرک اییره سن. سونرا اینه یی طؤیله دن چیخاریب دئدی: بونو دا آپار اوردا اوتار. آل بو دا ناهارین. بیر آز کیفلنمیش چؤرهک الینه وئریب، یولا سالدی. فاطمه خانیمین اینهیی سیرا دان بیر اینک دئییلدی. آدام دیلی بیلردی. فاطمه خانیمین آناسی اؤلرکن قیزینی اینه یه تاپشیرمیشدی، اونا گؤز اولسون دئیه. فاطمه خانیم پانبیغی اینه یین بئلینه قویوب یولا دو٘شدو. داغ باشینا یئتیشینجه پانبیقلاری اؤنونه قویوب، اییرمه یه باشلادی. بیردن بتر بیر یئل گلیب پانبیقلاری گؤتوروب آپاردی. فاطمه خانیم یئلین دالیسی جان قاچیب سسله دی: آی قانادینا قوربان یئل، منیم پانبیغیمی اوزاغا آپارما، اؤگئی ننه م منه ساواشار. یئل پانبیقلاری آپاریب بیر قوجا آروادین ائوجییینه آتدی. فاطمه خانیم ائو جییین قاپیسینا یتیشیب دئدی: ننه جان، منیم پانبیقلاریمی یئل بورا گتیردی. قویورسان اولاری گؤتورم؟ قوجا آرواد دئدی: جان ننه، گل باخ گؤر منیم ساچلاریم تمیز دی یا آنانینکی؟ فاطمه خانم گئدیب قارینین توکلرینی آلت او٘ست ادیب گؤردو دولودو بیت، سرکه یله. دئدی: البتده کی سنین ساچلارین داها تمیز دی! قوجا آرواد دئدی: یاخجی، گئت کیلیمین گوشه سین قووزا گؤر منیم ائویم تمیز دی یا آنانین کی؟ فاطمه خانیم گئدیب کیلیمین بیر گوشه سینی قووزاییب گؤردو یوزلر سوسری، پیس پیسلی، قیرخ آیاق قیمیلدیر. دئدی: بو ائوین نه دخلی وار منیم آنامین ائوینه؟ سنین ائوین یوز یول منیم آنامین ائویندن داها تمیز دی. قوجا آرواد دئدی: گل ننه، بودا سنین پانبیغین. آل گئت. یول او٘سته او٘چ چشمه گؤره جکسن: آغ چشمه ده یویون، قارا چشمه نین سویوندان ساچلارینلا، قاشلارینا وور، قیرمیزی چشمه نین سویوندان دا دوداقلارین لا یاناقلارینا. فاطمه خانیم پانبیقلاری گتیریب اینه یین یانینا قویوب، آغ، قارا، قیرمیزی چشمه یه گئتدی. گئنه اینه یین یانینا گلدیکده گؤردو اینک پانبیقلارین هامیسینی یئییب، یوماق ائدیب. گو٘ن باتارکن آرواد کوچه باشینا گلدی گؤرسون جانی یانمیش فاطمه خانیم نیه یوبانیب؟ بیردن گؤردو کوچه نین دیبیندن آی چیخدی هر یئری ایشیقلاندیردی. گؤیه باخدی، آیی گو٘نده کی یئرینده گؤردو. کوچه نین دیبینه دو٘ز عمللی باخاندا گؤردو گلن فاطمه خانیمدی، آلنینین اورتاسیندا بیر آی ایشیلدیر. سینیردن آز قالا دلی اولوردو. فاطمه خانیمین باشیندان چالیب دئدی: ایندیه جان هانسی گوردایدین؟ فاطمه خانیم باشینا گلنلری دئدی؛ قادین ائشیدینجه دو٘شوندو: صاباح اؤز قیزیمی گرک یوللایام. صاباح گو٘ن چیخمامیش دوردو. گؤزل بیر پلو پیشیریب، تازا چؤرک له بیر مندیله باغلییب، قیزینا وئریب، بیر پونزا (باتمانین اون آلتی دان بیری) دا پانبیق وئردی، آپار داغ باشیندا اییر دئدی. قیز داغ باشینا چاتینجا یورولدو، اوزانیب یاتدی. سونرا آییلیب، ایکی ساعات گرنشدی، ناهارین یئدی. سونرا پانبیقلاری اییرمه یه چیخاردی. بیردن یئل گلیب پانبیغی گؤتوروب آپاردی. قیز چیغیر باغیر سالدی: قانادین سینسین یئل! منیم پانبیغیمی هارا آپاریرسان؟ یئل پانبیغی آپاریب آتدی قوجا آروادین ائوجییینه، یولونو چکیب گئتدی. قیز ائوجییین قاپیسینا یئتیشیب چوخ آجیقلی قاپینی آچیب چیغیردی: آی هاف هافلامیش قاری، تئز اول منیم پانبیغیمی وئر، یوخسا نه گؤرسن اؤز گؤزوندن گؤررسن. قوجا آرواد دئدی: جوشما ننه! گل ایچری گؤر منیم ساچلاریم تمیزدی یا سنین آنانین کی؟ قیز قوجا آروادین ساچلارینی آلت او٘ست ائدیب گؤردو دولودو بیت ، سیرکه یله. دئدی: وای، کو٘ل باشیما، نه کیفیر دی! قوجا آرواد دئدی: چوخ گؤزل، گؤر کیلیمین آلتی نه جوردو؟ قیز کیلیمین بیر گوشه سین قوزاییب گؤردو دولودو سوسری، پیس پیسلی، قیرخ آیاق لا. دئدی: ایوای، آدامین او٘ره یی بولانیر! منیم آنامین ائوی گو٘لدن تمیز دی.
آردی وار...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آذربایجان افسانه لری
سؤیله ین:«صمد بهرنگی - بهروز دهقانی»
چئویرن:«منیژه جمنژاد»
فاطمه خانیم ۱
👧🏻 کئچن زامانلاردا فاطمه خانم آدیندا بیر قیز واریدی. فاطمه خانیمین آناسی اؤلموش، آتاسی آیری آرواد آلمیشدی. بو قادین فاطمه خانیما پیس داوراناردی. همشه اونو دانلاییب دئیردی: فاطمه خانم، ایتی گؤزوم گؤتورور، پیشیکی گؤزوم گؤتورور، سنی گؤزوم گؤتورمور. ایلانین یارپیز دان آجیغی گلن کیمی، بو آروادین دا فاطمه خانم دان آجیغی گلردی. سحر دن آخشاما مین جوره بویروق وئریب، یامانلاردی. آما اؤز قیزینا گو٘لدن آغیر دئمزدی. قویمازدی الینی آغدان قارایا وورسون. شام باشیندا بیرآز قورو چؤرهک فاطمه خانیمین اؤنونه تؤکوب، اؤزو، اری، قیزی، اوبیری اتاقدا شیرین پلو یئیردیلر. فاطمه خانیمین آتاسی پخمه بیر کیشی ایدی. خانیمیسی نین قورخوسوندان بیر سؤز دئیه بیلمزدی. بیر گو٘ن قادین بیر باتمان پانبیق فاطمه خانیما وئریب دئدی: گئت داغ باشیندا اوتور؛ بولاری آخشاما جان گرک اییره سن. سونرا اینه یی طؤیله دن چیخاریب دئدی: بونو دا آپار اوردا اوتار. آل بو دا ناهارین. بیر آز کیفلنمیش چؤرهک الینه وئریب، یولا سالدی. فاطمه خانیمین اینهیی سیرا دان بیر اینک دئییلدی. آدام دیلی بیلردی. فاطمه خانیمین آناسی اؤلرکن قیزینی اینه یه تاپشیرمیشدی، اونا گؤز اولسون دئیه. فاطمه خانیم پانبیغی اینه یین بئلینه قویوب یولا دو٘شدو. داغ باشینا یئتیشینجه پانبیقلاری اؤنونه قویوب، اییرمه یه باشلادی. بیردن بتر بیر یئل گلیب پانبیقلاری گؤتوروب آپاردی. فاطمه خانیم یئلین دالیسی جان قاچیب سسله دی: آی قانادینا قوربان یئل، منیم پانبیغیمی اوزاغا آپارما، اؤگئی ننه م منه ساواشار. یئل پانبیقلاری آپاریب بیر قوجا آروادین ائوجییینه آتدی. فاطمه خانیم ائو جییین قاپیسینا یتیشیب دئدی: ننه جان، منیم پانبیقلاریمی یئل بورا گتیردی. قویورسان اولاری گؤتورم؟ قوجا آرواد دئدی: جان ننه، گل باخ گؤر منیم ساچلاریم تمیز دی یا آنانینکی؟ فاطمه خانم گئدیب قارینین توکلرینی آلت او٘ست ادیب گؤردو دولودو بیت، سرکه یله. دئدی: البتده کی سنین ساچلارین داها تمیز دی! قوجا آرواد دئدی: یاخجی، گئت کیلیمین گوشه سین قووزا گؤر منیم ائویم تمیز دی یا آنانین کی؟ فاطمه خانیم گئدیب کیلیمین بیر گوشه سینی قووزاییب گؤردو یوزلر سوسری، پیس پیسلی، قیرخ آیاق قیمیلدیر. دئدی: بو ائوین نه دخلی وار منیم آنامین ائوینه؟ سنین ائوین یوز یول منیم آنامین ائویندن داها تمیز دی. قوجا آرواد دئدی: گل ننه، بودا سنین پانبیغین. آل گئت. یول او٘سته او٘چ چشمه گؤره جکسن: آغ چشمه ده یویون، قارا چشمه نین سویوندان ساچلارینلا، قاشلارینا وور، قیرمیزی چشمه نین سویوندان دا دوداقلارین لا یاناقلارینا. فاطمه خانیم پانبیقلاری گتیریب اینه یین یانینا قویوب، آغ، قارا، قیرمیزی چشمه یه گئتدی. گئنه اینه یین یانینا گلدیکده گؤردو اینک پانبیقلارین هامیسینی یئییب، یوماق ائدیب. گو٘ن باتارکن آرواد کوچه باشینا گلدی گؤرسون جانی یانمیش فاطمه خانیم نیه یوبانیب؟ بیردن گؤردو کوچه نین دیبیندن آی چیخدی هر یئری ایشیقلاندیردی. گؤیه باخدی، آیی گو٘نده کی یئرینده گؤردو. کوچه نین دیبینه دو٘ز عمللی باخاندا گؤردو گلن فاطمه خانیمدی، آلنینین اورتاسیندا بیر آی ایشیلدیر. سینیردن آز قالا دلی اولوردو. فاطمه خانیمین باشیندان چالیب دئدی: ایندیه جان هانسی گوردایدین؟ فاطمه خانیم باشینا گلنلری دئدی؛ قادین ائشیدینجه دو٘شوندو: صاباح اؤز قیزیمی گرک یوللایام. صاباح گو٘ن چیخمامیش دوردو. گؤزل بیر پلو پیشیریب، تازا چؤرک له بیر مندیله باغلییب، قیزینا وئریب، بیر پونزا (باتمانین اون آلتی دان بیری) دا پانبیق وئردی، آپار داغ باشیندا اییر دئدی. قیز داغ باشینا چاتینجا یورولدو، اوزانیب یاتدی. سونرا آییلیب، ایکی ساعات گرنشدی، ناهارین یئدی. سونرا پانبیقلاری اییرمه یه چیخاردی. بیردن یئل گلیب پانبیغی گؤتوروب آپاردی. قیز چیغیر باغیر سالدی: قانادین سینسین یئل! منیم پانبیغیمی هارا آپاریرسان؟ یئل پانبیغی آپاریب آتدی قوجا آروادین ائوجییینه، یولونو چکیب گئتدی. قیز ائوجییین قاپیسینا یئتیشیب چوخ آجیقلی قاپینی آچیب چیغیردی: آی هاف هافلامیش قاری، تئز اول منیم پانبیغیمی وئر، یوخسا نه گؤرسن اؤز گؤزوندن گؤررسن. قوجا آرواد دئدی: جوشما ننه! گل ایچری گؤر منیم ساچلاریم تمیزدی یا سنین آنانین کی؟ قیز قوجا آروادین ساچلارینی آلت او٘ست ائدیب گؤردو دولودو بیت ، سیرکه یله. دئدی: وای، کو٘ل باشیما، نه کیفیر دی! قوجا آرواد دئدی: چوخ گؤزل، گؤر کیلیمین آلتی نه جوردو؟ قیز کیلیمین بیر گوشه سین قوزاییب گؤردو دولودو سوسری، پیس پیسلی، قیرخ آیاق لا. دئدی: ایوای، آدامین او٘ره یی بولانیر! منیم آنامین ائوی گو٘لدن تمیز دی.
آردی وار...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی
🎙صنعت اسباببازی، سهم بزرگی در آلودگی محیط زیست دارد. بیشتر اسباببازیها را از پلاستیک میسازند که بازیافتشان آسان نیست. اما این روزها طرح جدیدی برای استفاده دوباره از اسباببازیها کهنه در ایتالیا مطرح شده.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🎙صنعت اسباببازی، سهم بزرگی در آلودگی محیط زیست دارد. بیشتر اسباببازیها را از پلاستیک میسازند که بازیافتشان آسان نیست. اما این روزها طرح جدیدی برای استفاده دوباره از اسباببازیها کهنه در ایتالیا مطرح شده.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
امیر بایاشی
«امیر توکلیپور»
ابوالفضل توپو آلیب دوز منه ساری گلیردی. توتمالی ایدیم... گرک ده توتاردیم... مینانین یانیندا قویمازدیم آبریم گئتسین.
ابوالفضل دروازانین قاباغینا چاتماق همن توپو مؤحکم شوتلهدی. تئز «واکی بایاشی» گاردی توتوب شیرجه ووردوم... توپ اللریمده ایدی... توپو تئز یولداشلاریما آتدیم. کوچهنین باشیندا قیزلارلا دوران مینایا باخدیم. فوتبال دلیسی اولدوغونو یاخشی بیلیردیم. مینا یانیؤرهیه باخاراق یاواشدان بیری بیلمهدن منه ساری گلدی.
دئدیم: حال ائلهدین حرکتی...؟
اؤزونو توتوب دئدی: پیس دئییلدی...
دئدیم: هه، سن اؤلهسن... گؤردوم نئجه کئف ائلهدین...
سونرا دا باشلادیق بیر بیریمیزه بوی دئمهیه. بیردن توپون بیزیم داروازادا اولدوغونو گؤردوم. اوشاقلار باشیما تؤکولوب یامان یوووز دئمهیه باشلادیلار... واکی بایاشی کیمی دانیشماق و روحیه وئرمک ایستهسم ده، حامید توپو الیمدن آلاراق دئدی: وئر منه گؤروم... ائششیین بیر ائششک... دانیشیر هله...
توپو آجیقلا میدانین اورتاسینا شوتلهدی. مینا دا لاغا ایله قیزلارین یانینا گئتدی.
ایکیندی چاغی دامدا تویوق خوروزلاریما دن وئریردیم. آقای حسینینین ائولریندن توپ سسی ائشیتدیم. یاواشجا اونلارین دامینا گئتدیم. مینا حیطده توپ ایله روپایی گئدیردی. ورزشی پالتار گئتمیشدی، توکلرینی آت قویروغو باغلامیشدی.
یاواش سسلهدیم. منه ساری باخاراق دئدی: هه...؟ نهدی امیر...؟
دئدیم: توپ اویناماغین یاخشی دی ها...
دئدی: به نمنه... بابام اجازه وئرسه ایدی گلیب سیزینله اویناسایدیم اوندا سنه ائله بیر قول ووراردیم ها دا سنه هئچ کیم امیر بایاشی دئمزدی!
حئیف کی بابام قویمور... دئییر بؤیویوبسن... روسری اؤرتمهلیسن، کوچهیه داها چوخ گئتمهمهلی و اوغلانلارلا دانیشمامالیسان...
دئدیم: صاباح آرخا کوچه اوشاقلاری ایله فوتبال یاریشیمیز وار. تاماشایا گلیرسن؟
دئدی: بابامی اکه بیلسهم... هه...
او گونون صاباحیسی آتام آلان تازا کتانیلاریمی گئیدیم، داییمدان بورج آلدیغیم بؤرکو باشیما قویدوم. اؤز آغلیمجا واکی بایاشی اولموشدوم. اَن یاخشی اویونومو اوینامالی ایدیم.
اوشاقلارلا میدانا گئیدیم. اون اون ایکی نفر ده تاماشایا گلمیشدیلر. مینا ایسه محله قیزلارین یانیندا بیر بوکولن صندلینین اوستونده اوتورموشدو. دوز بیزیم داروازانین یانیندا. ایستهدیم بیلهسی ایله خوش بئش ائلهیم. اؤزونو دوزگون توتموشدو.
هر بیر توپو توتارکن محله اوشاقلاری آلقیشلاییردی منی. بیر آغیز بیر بوغاز: امیر بایاشی... امیر بایاشی... دئییردیلر.
من ده چوخ کئف ائدهرک گئت گئده اؤزلویومدن چیخیردیم...
اویونون اورتالاریندا آرخا کوچهنین تیمی قول وورماق اوچون داها چوخ فیشار گتیریردی. ایکی اوچ قیسا پاس بیربیرلرینه وئریب سونرا بیردن شوتلهدیلر.
اؤزومو گؤسترمهیه یاخشی بیر فرصت ایدی. هوپباشیب توپو توتدوم. او قدر یئیین هوپباشدیم کی توپ الیمده مینانین قوجاغینا دوشدوم. هامی گولدو. من ایسه چاشباش اونون قوجاغیندا.
غضبدن مینانین گؤزلری قیزارمیشدی، دیشلرینی سرت بیربیرینه سیخمیشدی... باشیما چیغیردی... دور دیدی...
ال آیاغیمی دوزگون ایتیرمیشدیم. دورماق ایستهینده آیاغیم زویدو. مینا ایله بیرگه یئره دیدیک. اوشاقلار آتماجالاری ایله بیزی قاوزادیلار. دورار دورماز
مینانین آتاسینین کوچه باشیندا دوردوغونو و بیزه غضبله باخدیغینی گؤردوم. فوتبالی بوش وئریب تئز قاچدیم.
او گئجه مینانین آتاسی قاپیمیزا گلدی، آتاما منیم شیکایتیمی ائلهدی. آتام اونو ساکینلشدیرمهیه چالیشدی.
دئدی: آقای حسینی بوش وئر بابام... بونلار هله اوشاق دیلار... اون یاشلاری وار هلهم...
آقای حسینی آنجاق ال چکن دئییلدی. هئی دئدی کی دئدی...
ایکی اوچ گون قورخودان کوچهیه گئتمهدیم. بیر گون یاواشجانا داملارینا گئتدیم. مینانی سسلهدیم... حیطه چیخدی. قیرمیزی بیر روسری اؤرتموشدو. منی گؤرجک دئدی: چوخ ائششکسن...! دانیشیغیندان گولمهییم توتدو. باشیمی قاشیییب دئدیم: بیلدیم... او دا گولدو.
دئدی: بابام دئییب داها کوچهیه چیخماغا حاققین یوخدو... دئییب بیر گون سنی یاخالاییب حاققیوی قویاجاق اووجووا...
سونرا شریتده کی آغ چادیرانی گؤستریب دئدی: دئییب ائشییه چیخاندا چادیرا اؤرتمهلیسن...
دئدیم: اؤرت گؤروم نئجه اولورسان؟
چادیرانی اؤرتدو. جیققیلی بیر فرشته کیمی ایدی.
دئدیم: چوخ یاراشیر. گولومسهدی. ایچری گئتدی.
ایللر گئچیب بیز ده یاشا دولموشوق. هردنسه اتفاق اوزره خیاباندا توش گلیریک. یئددی سککیز یاشیندا بیر سئویملی بالاجا قیزی وار. فوتبال کلاسینا آپاریر...
قایناق:«بئش داش»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
امیر بایاشی
«امیر توکلیپور»
ابوالفضل توپو آلیب دوز منه ساری گلیردی. توتمالی ایدیم... گرک ده توتاردیم... مینانین یانیندا قویمازدیم آبریم گئتسین.
ابوالفضل دروازانین قاباغینا چاتماق همن توپو مؤحکم شوتلهدی. تئز «واکی بایاشی» گاردی توتوب شیرجه ووردوم... توپ اللریمده ایدی... توپو تئز یولداشلاریما آتدیم. کوچهنین باشیندا قیزلارلا دوران مینایا باخدیم. فوتبال دلیسی اولدوغونو یاخشی بیلیردیم. مینا یانیؤرهیه باخاراق یاواشدان بیری بیلمهدن منه ساری گلدی.
دئدیم: حال ائلهدین حرکتی...؟
اؤزونو توتوب دئدی: پیس دئییلدی...
دئدیم: هه، سن اؤلهسن... گؤردوم نئجه کئف ائلهدین...
سونرا دا باشلادیق بیر بیریمیزه بوی دئمهیه. بیردن توپون بیزیم داروازادا اولدوغونو گؤردوم. اوشاقلار باشیما تؤکولوب یامان یوووز دئمهیه باشلادیلار... واکی بایاشی کیمی دانیشماق و روحیه وئرمک ایستهسم ده، حامید توپو الیمدن آلاراق دئدی: وئر منه گؤروم... ائششیین بیر ائششک... دانیشیر هله...
توپو آجیقلا میدانین اورتاسینا شوتلهدی. مینا دا لاغا ایله قیزلارین یانینا گئتدی.
ایکیندی چاغی دامدا تویوق خوروزلاریما دن وئریردیم. آقای حسینینین ائولریندن توپ سسی ائشیتدیم. یاواشجا اونلارین دامینا گئتدیم. مینا حیطده توپ ایله روپایی گئدیردی. ورزشی پالتار گئتمیشدی، توکلرینی آت قویروغو باغلامیشدی.
یاواش سسلهدیم. منه ساری باخاراق دئدی: هه...؟ نهدی امیر...؟
دئدیم: توپ اویناماغین یاخشی دی ها...
دئدی: به نمنه... بابام اجازه وئرسه ایدی گلیب سیزینله اویناسایدیم اوندا سنه ائله بیر قول ووراردیم ها دا سنه هئچ کیم امیر بایاشی دئمزدی!
حئیف کی بابام قویمور... دئییر بؤیویوبسن... روسری اؤرتمهلیسن، کوچهیه داها چوخ گئتمهمهلی و اوغلانلارلا دانیشمامالیسان...
دئدیم: صاباح آرخا کوچه اوشاقلاری ایله فوتبال یاریشیمیز وار. تاماشایا گلیرسن؟
دئدی: بابامی اکه بیلسهم... هه...
او گونون صاباحیسی آتام آلان تازا کتانیلاریمی گئیدیم، داییمدان بورج آلدیغیم بؤرکو باشیما قویدوم. اؤز آغلیمجا واکی بایاشی اولموشدوم. اَن یاخشی اویونومو اوینامالی ایدیم.
اوشاقلارلا میدانا گئیدیم. اون اون ایکی نفر ده تاماشایا گلمیشدیلر. مینا ایسه محله قیزلارین یانیندا بیر بوکولن صندلینین اوستونده اوتورموشدو. دوز بیزیم داروازانین یانیندا. ایستهدیم بیلهسی ایله خوش بئش ائلهیم. اؤزونو دوزگون توتموشدو.
هر بیر توپو توتارکن محله اوشاقلاری آلقیشلاییردی منی. بیر آغیز بیر بوغاز: امیر بایاشی... امیر بایاشی... دئییردیلر.
من ده چوخ کئف ائدهرک گئت گئده اؤزلویومدن چیخیردیم...
اویونون اورتالاریندا آرخا کوچهنین تیمی قول وورماق اوچون داها چوخ فیشار گتیریردی. ایکی اوچ قیسا پاس بیربیرلرینه وئریب سونرا بیردن شوتلهدیلر.
اؤزومو گؤسترمهیه یاخشی بیر فرصت ایدی. هوپباشیب توپو توتدوم. او قدر یئیین هوپباشدیم کی توپ الیمده مینانین قوجاغینا دوشدوم. هامی گولدو. من ایسه چاشباش اونون قوجاغیندا.
غضبدن مینانین گؤزلری قیزارمیشدی، دیشلرینی سرت بیربیرینه سیخمیشدی... باشیما چیغیردی... دور دیدی...
ال آیاغیمی دوزگون ایتیرمیشدیم. دورماق ایستهینده آیاغیم زویدو. مینا ایله بیرگه یئره دیدیک. اوشاقلار آتماجالاری ایله بیزی قاوزادیلار. دورار دورماز
مینانین آتاسینین کوچه باشیندا دوردوغونو و بیزه غضبله باخدیغینی گؤردوم. فوتبالی بوش وئریب تئز قاچدیم.
او گئجه مینانین آتاسی قاپیمیزا گلدی، آتاما منیم شیکایتیمی ائلهدی. آتام اونو ساکینلشدیرمهیه چالیشدی.
دئدی: آقای حسینی بوش وئر بابام... بونلار هله اوشاق دیلار... اون یاشلاری وار هلهم...
آقای حسینی آنجاق ال چکن دئییلدی. هئی دئدی کی دئدی...
ایکی اوچ گون قورخودان کوچهیه گئتمهدیم. بیر گون یاواشجانا داملارینا گئتدیم. مینانی سسلهدیم... حیطه چیخدی. قیرمیزی بیر روسری اؤرتموشدو. منی گؤرجک دئدی: چوخ ائششکسن...! دانیشیغیندان گولمهییم توتدو. باشیمی قاشیییب دئدیم: بیلدیم... او دا گولدو.
دئدی: بابام دئییب داها کوچهیه چیخماغا حاققین یوخدو... دئییب بیر گون سنی یاخالاییب حاققیوی قویاجاق اووجووا...
سونرا شریتده کی آغ چادیرانی گؤستریب دئدی: دئییب ائشییه چیخاندا چادیرا اؤرتمهلیسن...
دئدیم: اؤرت گؤروم نئجه اولورسان؟
چادیرانی اؤرتدو. جیققیلی بیر فرشته کیمی ایدی.
دئدیم: چوخ یاراشیر. گولومسهدی. ایچری گئتدی.
ایللر گئچیب بیز ده یاشا دولموشوق. هردنسه اتفاق اوزره خیاباندا توش گلیریک. یئددی سککیز یاشیندا بیر سئویملی بالاجا قیزی وار. فوتبال کلاسینا آپاریر...
قایناق:«بئش داش»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اوشاق ادبیاتی
«کارتون»
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«کارتون»
اوشاق ادبیاتی هرهفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر
✅ رونمایی ازویژه نامه مجلهی بخارا با محوریت استاد دکتر «رحیم رئیس نیا» مورخ، نویسنده و مترجم شناخته شده میهنمان توسط دستاندرکاران مجله بخارا و اساتید حوزهی تاریخ و ادبیات در بنیاد پژوهشی شهریار تبریز.
زمان: پنجشنبه 1401/5/20
ساعت: 15
محل برگزاری: تبریز- خیابان ارتش جنوبی_ چهار راه باغشمال_ « بنیاد پژوهشی شهریار».
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زمان: پنجشنبه 1401/5/20
ساعت: 15
محل برگزاری: تبریز- خیابان ارتش جنوبی_ چهار راه باغشمال_ « بنیاد پژوهشی شهریار».
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
پیام ادبیات سئونلر به شب استاد« رحیم ییس نیا»
خانمها -آقایان سلام وعصر بخیر
ضمن سپاس و دست مریزاد به دست اندر کاران محترم این مراسم وزین وعرض تهنیت و شادباش به استاد گرامی جناب رحیم رئیس نیا از اینکه فرصتی برای عرض تبربک و شادباش در اختیار
ادبیات سئونلر قراردادید ازهمه شما بزرگوران سپاسگزاریم
ستایشگر خرد و سعادت
پروفسور استاد رحیم رئیسنیا نویسنده، مترجم و تاریخنگار اهل تبریز همچون سلف های خود، بیهقی، خواندمیر، کسروی، حاج اسماعیل نخجوانی و... در کشورخود به درجه ای از شهرت رسیده که نه تنها در اقصا نقاط ایران برای اهالی کتاب شناخته شده هستند، در کشورهای دیگر نیز آثارش جزو آفریده های تأثیر گذار شده است. خلاقیت ایشان در عرصۀ هنر چند سویه است. اما محبوبیت وی با انتشار کتاب "دو مبارز مشروطه" رو به اوجگیری کرده است و هنوز هم در 82 سالگی وی، این اوج در حال صعود است.
کتاب "آذربايجان در سير تاريخ ايران" در مقام نظریه پردازی و کنکاش در تاریخِ بخشی از کشورمان به شهرت رسید. اما مشخص بود که نویسنده اش به دنبال مسائل تازه ای است که از تکرار دیگران بپرهیزد. در این اثر و سایر آثار تاریخی استاد دکتر رئیس نیا تاریخ، همیشه از منظر حال حاضر نوشته می شود. به عبارت دیگر تاریخ نیاز حال حاضر را برآورده می سازد، در حقیقت حال حاضر مسائلی را پیش می گذارد که باید از لحاظ تاریخی بررسی شوند. این واقعیت که حال حاضر همیشه در تغییر است به این منجرمی شود که تاریخ گذشته را هم باید باز سنجید، نوشتن تاریخ گذشته در آثار استاد فی الواقع به معنی از نو دیدن آن است. همان گونه که شخص روان کاویده در پرتو تجربۀ روان کاوی، رویداد های زندگی فردی را از نو می بیند. برای او سبک هم به اندازۀ اندیشه در این کتاب اهمیّت دارد. نویسنده حتی در اوج مناقشات ومباحثات علمی از شیوۀ تخریبی، خود را دور نگه داشته است. برای همین این اثر و سایر آثارش عاری از کهنگی وسطحی نگری است.
تحقیق وی در کتاب "کوراوغلو در افسانه و تاریخ" که آکنده از اطلاعات نو در این زمینه است، از جذّاب ترین، دسترسی پذیرترین و خواندنی ترین اثر از میان سرآمدان آثار فولکلوریک است. طرز سخن وی نرم و منعطف ، شوخ و شنگ و پر از نوآوری های کلامی است
در کتاب "اوزئیر و دوانقلاب" از شخصیتی سخن به میان می آورد که هم نویسنده است وهم موسقیدان. طبیعی است که قلم و مضراب هماهنگی کامل پیدا کنند و موسیقی ترجمان روح نویسندۀ بزرگ باشد. رئیس نیا با ظرافت ذهنی خاصی به تصویر این هنرمند بزرگ پرداخته است. تو گویی اشعار فضولی بعد از خواب چندین قرن در اپراهای اوزئیر حاجی بگوف بیدار شده اند.
کتاب سترگ "ایران و عثمانی در آستانه قرن بیستم که طی سالیان متمادی نویسنده منابع و مآخذ ضروری را برای تدوین آن جمع آوری کرده ، مبتنی بر تحقیقات طاقت فرسای شخصی وی است. خواننده حین مطالعۀ آن با محافل مختلف قرن نوزدهم آشنا می شود و از دیدگاه مورخّی اندیشمند بر شیوۀ حکمرانی زمامداران و طرز گذران ملّت ترکیه نظر می افکند.قلّت وقت مانع از آن می شود که به سایر آثار استاد که بیش از چهل اثر است کورسویی بیندازیم.
آثار استاد چه تألیفات و چه ترجمه ها در حکم فرزندان دوست داشتنی وی هستند. ایشان از این لحاظ کثیرالاولاد هستند و از باغی گلی چیده اند. بسیار نادر است خصوصیات آثاری، این اندازه شبیه خالقش باشد. این آثار هرچند حوزه های مختلف را احاطه کرده اند اما تنوع موضوعات مانع از آن نشده است که به نویسنده شباهت نداشته باشند. استاد به عالی ترین وجه توانسته تمام زندگی، قلب، عشق، احساس، تفکر، آرزو های خود را در همین آثار جلوه دهد. ارزیابی چنین خلاقیّت ها در حقیقت ارزشیابی کلیّات هستی نویسنده است.
«ادبیات سئونلر» با سپاس از مجله وزین بخارا وسایر دست اندر کاران گرامی
آرزوی سعادت و بهروزی، به فرزند برومند آذربایجان استاد ارجمند پروفسور رحیم رئیس نیا رادارد.
ادبیات سئونلر: کریم قربانزاده 1401/5/20
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
خانمها -آقایان سلام وعصر بخیر
ضمن سپاس و دست مریزاد به دست اندر کاران محترم این مراسم وزین وعرض تهنیت و شادباش به استاد گرامی جناب رحیم رئیس نیا از اینکه فرصتی برای عرض تبربک و شادباش در اختیار
ادبیات سئونلر قراردادید ازهمه شما بزرگوران سپاسگزاریم
ستایشگر خرد و سعادت
پروفسور استاد رحیم رئیسنیا نویسنده، مترجم و تاریخنگار اهل تبریز همچون سلف های خود، بیهقی، خواندمیر، کسروی، حاج اسماعیل نخجوانی و... در کشورخود به درجه ای از شهرت رسیده که نه تنها در اقصا نقاط ایران برای اهالی کتاب شناخته شده هستند، در کشورهای دیگر نیز آثارش جزو آفریده های تأثیر گذار شده است. خلاقیت ایشان در عرصۀ هنر چند سویه است. اما محبوبیت وی با انتشار کتاب "دو مبارز مشروطه" رو به اوجگیری کرده است و هنوز هم در 82 سالگی وی، این اوج در حال صعود است.
کتاب "آذربايجان در سير تاريخ ايران" در مقام نظریه پردازی و کنکاش در تاریخِ بخشی از کشورمان به شهرت رسید. اما مشخص بود که نویسنده اش به دنبال مسائل تازه ای است که از تکرار دیگران بپرهیزد. در این اثر و سایر آثار تاریخی استاد دکتر رئیس نیا تاریخ، همیشه از منظر حال حاضر نوشته می شود. به عبارت دیگر تاریخ نیاز حال حاضر را برآورده می سازد، در حقیقت حال حاضر مسائلی را پیش می گذارد که باید از لحاظ تاریخی بررسی شوند. این واقعیت که حال حاضر همیشه در تغییر است به این منجرمی شود که تاریخ گذشته را هم باید باز سنجید، نوشتن تاریخ گذشته در آثار استاد فی الواقع به معنی از نو دیدن آن است. همان گونه که شخص روان کاویده در پرتو تجربۀ روان کاوی، رویداد های زندگی فردی را از نو می بیند. برای او سبک هم به اندازۀ اندیشه در این کتاب اهمیّت دارد. نویسنده حتی در اوج مناقشات ومباحثات علمی از شیوۀ تخریبی، خود را دور نگه داشته است. برای همین این اثر و سایر آثارش عاری از کهنگی وسطحی نگری است.
تحقیق وی در کتاب "کوراوغلو در افسانه و تاریخ" که آکنده از اطلاعات نو در این زمینه است، از جذّاب ترین، دسترسی پذیرترین و خواندنی ترین اثر از میان سرآمدان آثار فولکلوریک است. طرز سخن وی نرم و منعطف ، شوخ و شنگ و پر از نوآوری های کلامی است
در کتاب "اوزئیر و دوانقلاب" از شخصیتی سخن به میان می آورد که هم نویسنده است وهم موسقیدان. طبیعی است که قلم و مضراب هماهنگی کامل پیدا کنند و موسیقی ترجمان روح نویسندۀ بزرگ باشد. رئیس نیا با ظرافت ذهنی خاصی به تصویر این هنرمند بزرگ پرداخته است. تو گویی اشعار فضولی بعد از خواب چندین قرن در اپراهای اوزئیر حاجی بگوف بیدار شده اند.
کتاب سترگ "ایران و عثمانی در آستانه قرن بیستم که طی سالیان متمادی نویسنده منابع و مآخذ ضروری را برای تدوین آن جمع آوری کرده ، مبتنی بر تحقیقات طاقت فرسای شخصی وی است. خواننده حین مطالعۀ آن با محافل مختلف قرن نوزدهم آشنا می شود و از دیدگاه مورخّی اندیشمند بر شیوۀ حکمرانی زمامداران و طرز گذران ملّت ترکیه نظر می افکند.قلّت وقت مانع از آن می شود که به سایر آثار استاد که بیش از چهل اثر است کورسویی بیندازیم.
آثار استاد چه تألیفات و چه ترجمه ها در حکم فرزندان دوست داشتنی وی هستند. ایشان از این لحاظ کثیرالاولاد هستند و از باغی گلی چیده اند. بسیار نادر است خصوصیات آثاری، این اندازه شبیه خالقش باشد. این آثار هرچند حوزه های مختلف را احاطه کرده اند اما تنوع موضوعات مانع از آن نشده است که به نویسنده شباهت نداشته باشند. استاد به عالی ترین وجه توانسته تمام زندگی، قلب، عشق، احساس، تفکر، آرزو های خود را در همین آثار جلوه دهد. ارزیابی چنین خلاقیّت ها در حقیقت ارزشیابی کلیّات هستی نویسنده است.
«ادبیات سئونلر» با سپاس از مجله وزین بخارا وسایر دست اندر کاران گرامی
آرزوی سعادت و بهروزی، به فرزند برومند آذربایجان استاد ارجمند پروفسور رحیم رئیس نیا رادارد.
ادبیات سئونلر: کریم قربانزاده 1401/5/20
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
«مرجان منافزاده»
اوستاد رحیم رئیسنیانین پنجشنبه گونو 1401/5/20 بنیاد پژوهشی شهریاردا قورولان آغیرلاما تؤرهنیندن قیسا گزارش.
تؤرهن بخارا درگیسینین رئداکتورو «علی بی دهباشینین» آپاریجیلیغی و اوستاد رئیسنیانین سئونلرینین حضوریله باشلاندی.
آپاریجی دوکتور رئیسنیانین چالیشمالاریندان و اخلاقی خصوصیتلریندن دانیشاندان سونرا دوکتور «مهری باقری» شهریارپژوهی بنیادینین رئیسینی تورهنی رسمی اولاراق آچماغا دعوت ائلهدیلر.
خانیم باقری اوستاد رئیسنیانین تانیتیمی اوزره دانیشدیلار.
ایکینجی دانیشان آقای دوکتور «باقر صدرینیا» اوستاد رئیسنیانین 40_جی اون ایلیندن یازماغا باشلاماقلاریندان و همن اونایللیکده تبریزده یارانان آیدین دوشونجهلیلر قوروپونون (صمد بهرنگ، بهروز دهقانینین) اؤیهسی اولدوقلارینی و بو گونه کیمی چتین و آغیر گونلر کئچیرمهلرینه راغما یوللارینا داوام وئرمهلریندن واینامینا وفالی قالماقلاریندان دانیشدیلار.
اوچونجو دانیشمان ایسه تانیمیش صنعتکار «کیومرث کیاست» جنابلاری اولدولار. جناب کیاست آقای رئیسنیانین جیدی چالیشمالاریندان و آراشدیرمالاریندان دانیشیب، دئدیلر: "تاریخ هنر" درسین اوستاد رئیسنیانین ائتگیسینده تدریس ائتمهیه باشلاییبلار و ایللر بویو بو قونودا اوخویوب، آراشدیرمالارا ال وئریبلار.
سیراداکی دانیشان جناب «خسرو سرتیپی» اولدولار. آقای سرتیپی جناب رئیسنیانین قیمتلی کیتابخانالارینی نئجه ییقدیقلاریندان، داغچیلیغیندان، قاراداغ مئشهلرینده گئجهلرین سئیرینه چیخدیغیندان و ان اؤنملیسی اوستادین حایات یولداشینین رولوندان اوستادین حیاتیندا دانیشدیلار.
سونرا نوبت «علیمحمدی» جنابلارینا چاتدی. جناب علیمحمدی اوستاد رئیسنیا ایله بیرلیکده تألیف ائتدیکلری "سؤزلرین واحد یازیلیشی" کیتابینین و پروین اعتصامینین تؤرهنیندن اولان خاطیرهلرینی، اوستادین چالیشما سبکیندن... دانیشدیلار.
علیمحمدی جنابلاریندان سونرا دوکتور «صدیقی» جنابلاری تریبون آرخاسینا کئچیب، اؤز سئوگیلرینی هابئله اوستادلا برابر داغچیلیقدان و گزینتیلردن اولان، خاطیرالارینی و 50 ایلدن چوخ یوروتدوکلری دوستلوقدان، وبوکو اوستاد رئیسنیانین دانیشیقلاریندان داورانیشلاریندان هرزامان درس آلیبلار، اوستادین دوغایا اولان وورغونلوقلاریندان، بئله کی، بیر آیلی گئجهده قاراداغ مئشهلرینده جئیرانلارین چشمهدن سو ایچمهلرینی ایزلهسین دئیه، سحرهکیمی کمینده اوتورماقلاریندان دانیشدیلار.
سونرا ایسه آپاریجی دوکتور «مشتاق مهر» جنابلارینی تریبونا چاغیردیلار. جناب «مشتاق مهر» اوستادین آراشدیرمالاریندا و یازیب، یاراتماق اوچون چالیشمالاریندا و بوکی اوستاد رئیس نیا بوگونه کیمی هئچ کیمسهدن، هئچ نووع یاردیم آلماییبلار. حتی دانشگاه اوستادلارینا و اؤیرنجیلرینه اولان یاردیملاردان دا محروم اولوب و معلیمچیلیک امک حاقیندان کیتاب آلماغا مجبور اولوبلار. آمما بو چتینلیکلر اوستادی یولوندان ائتمهییب، داهادا آرتیق چالیشمایا ماراقلانیبلار. دوکتور «مشتاقمهر» آرتیردیلار بیز هامیمیز اوستاد رئیسنیایا بورجلویوق، اونا گؤره کی، بیزیم تاریخیمیزی آراشدیریب، آیدینلاشدیریب و یازیب.
سونرا ادبیات سئونلر کانالینین ادمینی، نومایندهسی تریبونا چاغریلیر. خانیم «منافزاده» اؤز آدینا و ادبیات سئونلر آدینا بو دیرلی تؤرهنی قورانلاردان تشککور ائدیب، اوستاد رئیسنیانی تبریک ائدندن سونرا، ادبیات سئونلرین اوستاد دوکتور «رئیس نیا» جنانلارینین تؤرهنینه حصر اولونان مطلبی اوخودولار، بو یازیدا اوستادین "آذربایجان در سیر تاریخ ایران" و "دو مبارز مشروطه"، "کوراوغلو در افسانه و تاریخ"، "اوزئیر و دو انقلاب"، "ایران و عثمانی در آستانه قرن بیستم " کیتابلارینین اؤزللیکلریندن سوز کئچمیشدی .
خانیم منافزاده دن سونرا «علی دهباشی» اوستادین کیتابلاری حاقدا دانیشیب، دئدیلر: بوگون هرکس چاغداش تاریخی اوخوماق یاخود آراشدیرماق ایستهسه، موطلق اوستاد رئیسنیانین کیتابلارینا موراجیعت ائتمهلیدیر. وئرلیشین سونوندا آپاریجی اوستاد «رحیم رئیس نیا»نی تریبونا دعوت ائتدیلر. اوستاد قوناقلارین دواملی، صمیمی آلقیشلاریندن سونرا تؤرهنی قورانلاردان خصوصن جناب دهباشیدن، خانیم دوکتور «مهری باقری»دن، بنیاد شهریاردان تشکور ائدیب آرتیردیلار: تاریخ علمینین طلبهلری و یا تاریخ یازانلار گرک هر زامان بونو نظرده توتسونلار کی تاریخدن او زامان درس آلماق اولارکی، تاریخی دوز و حقيقت ده اولماسا، حقیقته یاخین اؤیرهنهسن. بو تؤرهن اوستاد «رحیم رئیسنیا"نین سون تألیفی اولان "دوکتورسلام الله جاویدین خاطیرهلری" کیتابینی علی دهباشی جنابلارینا سونوب، قوناقلاردان، دانیشانلاردان تشککور ائتمکله بیتدی.
تاسوفلریله یئرین داریشلیغینا گؤره قوناقلارین چوخو سالوندا، حتتا پیللهلرده آیاق اوسته قالدیلار...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوستاد رحیم رئیسنیانین پنجشنبه گونو 1401/5/20 بنیاد پژوهشی شهریاردا قورولان آغیرلاما تؤرهنیندن قیسا گزارش.
تؤرهن بخارا درگیسینین رئداکتورو «علی بی دهباشینین» آپاریجیلیغی و اوستاد رئیسنیانین سئونلرینین حضوریله باشلاندی.
آپاریجی دوکتور رئیسنیانین چالیشمالاریندان و اخلاقی خصوصیتلریندن دانیشاندان سونرا دوکتور «مهری باقری» شهریارپژوهی بنیادینین رئیسینی تورهنی رسمی اولاراق آچماغا دعوت ائلهدیلر.
خانیم باقری اوستاد رئیسنیانین تانیتیمی اوزره دانیشدیلار.
ایکینجی دانیشان آقای دوکتور «باقر صدرینیا» اوستاد رئیسنیانین 40_جی اون ایلیندن یازماغا باشلاماقلاریندان و همن اونایللیکده تبریزده یارانان آیدین دوشونجهلیلر قوروپونون (صمد بهرنگ، بهروز دهقانینین) اؤیهسی اولدوقلارینی و بو گونه کیمی چتین و آغیر گونلر کئچیرمهلرینه راغما یوللارینا داوام وئرمهلریندن واینامینا وفالی قالماقلاریندان دانیشدیلار.
اوچونجو دانیشمان ایسه تانیمیش صنعتکار «کیومرث کیاست» جنابلاری اولدولار. جناب کیاست آقای رئیسنیانین جیدی چالیشمالاریندان و آراشدیرمالاریندان دانیشیب، دئدیلر: "تاریخ هنر" درسین اوستاد رئیسنیانین ائتگیسینده تدریس ائتمهیه باشلاییبلار و ایللر بویو بو قونودا اوخویوب، آراشدیرمالارا ال وئریبلار.
سیراداکی دانیشان جناب «خسرو سرتیپی» اولدولار. آقای سرتیپی جناب رئیسنیانین قیمتلی کیتابخانالارینی نئجه ییقدیقلاریندان، داغچیلیغیندان، قاراداغ مئشهلرینده گئجهلرین سئیرینه چیخدیغیندان و ان اؤنملیسی اوستادین حایات یولداشینین رولوندان اوستادین حیاتیندا دانیشدیلار.
سونرا نوبت «علیمحمدی» جنابلارینا چاتدی. جناب علیمحمدی اوستاد رئیسنیا ایله بیرلیکده تألیف ائتدیکلری "سؤزلرین واحد یازیلیشی" کیتابینین و پروین اعتصامینین تؤرهنیندن اولان خاطیرهلرینی، اوستادین چالیشما سبکیندن... دانیشدیلار.
علیمحمدی جنابلاریندان سونرا دوکتور «صدیقی» جنابلاری تریبون آرخاسینا کئچیب، اؤز سئوگیلرینی هابئله اوستادلا برابر داغچیلیقدان و گزینتیلردن اولان، خاطیرالارینی و 50 ایلدن چوخ یوروتدوکلری دوستلوقدان، وبوکو اوستاد رئیسنیانین دانیشیقلاریندان داورانیشلاریندان هرزامان درس آلیبلار، اوستادین دوغایا اولان وورغونلوقلاریندان، بئله کی، بیر آیلی گئجهده قاراداغ مئشهلرینده جئیرانلارین چشمهدن سو ایچمهلرینی ایزلهسین دئیه، سحرهکیمی کمینده اوتورماقلاریندان دانیشدیلار.
سونرا ایسه آپاریجی دوکتور «مشتاق مهر» جنابلارینی تریبونا چاغیردیلار. جناب «مشتاق مهر» اوستادین آراشدیرمالاریندا و یازیب، یاراتماق اوچون چالیشمالاریندا و بوکی اوستاد رئیس نیا بوگونه کیمی هئچ کیمسهدن، هئچ نووع یاردیم آلماییبلار. حتی دانشگاه اوستادلارینا و اؤیرنجیلرینه اولان یاردیملاردان دا محروم اولوب و معلیمچیلیک امک حاقیندان کیتاب آلماغا مجبور اولوبلار. آمما بو چتینلیکلر اوستادی یولوندان ائتمهییب، داهادا آرتیق چالیشمایا ماراقلانیبلار. دوکتور «مشتاقمهر» آرتیردیلار بیز هامیمیز اوستاد رئیسنیایا بورجلویوق، اونا گؤره کی، بیزیم تاریخیمیزی آراشدیریب، آیدینلاشدیریب و یازیب.
سونرا ادبیات سئونلر کانالینین ادمینی، نومایندهسی تریبونا چاغریلیر. خانیم «منافزاده» اؤز آدینا و ادبیات سئونلر آدینا بو دیرلی تؤرهنی قورانلاردان تشککور ائدیب، اوستاد رئیسنیانی تبریک ائدندن سونرا، ادبیات سئونلرین اوستاد دوکتور «رئیس نیا» جنانلارینین تؤرهنینه حصر اولونان مطلبی اوخودولار، بو یازیدا اوستادین "آذربایجان در سیر تاریخ ایران" و "دو مبارز مشروطه"، "کوراوغلو در افسانه و تاریخ"، "اوزئیر و دو انقلاب"، "ایران و عثمانی در آستانه قرن بیستم " کیتابلارینین اؤزللیکلریندن سوز کئچمیشدی .
خانیم منافزاده دن سونرا «علی دهباشی» اوستادین کیتابلاری حاقدا دانیشیب، دئدیلر: بوگون هرکس چاغداش تاریخی اوخوماق یاخود آراشدیرماق ایستهسه، موطلق اوستاد رئیسنیانین کیتابلارینا موراجیعت ائتمهلیدیر. وئرلیشین سونوندا آپاریجی اوستاد «رحیم رئیس نیا»نی تریبونا دعوت ائتدیلر. اوستاد قوناقلارین دواملی، صمیمی آلقیشلاریندن سونرا تؤرهنی قورانلاردان خصوصن جناب دهباشیدن، خانیم دوکتور «مهری باقری»دن، بنیاد شهریاردان تشکور ائدیب آرتیردیلار: تاریخ علمینین طلبهلری و یا تاریخ یازانلار گرک هر زامان بونو نظرده توتسونلار کی تاریخدن او زامان درس آلماق اولارکی، تاریخی دوز و حقيقت ده اولماسا، حقیقته یاخین اؤیرهنهسن. بو تؤرهن اوستاد «رحیم رئیسنیا"نین سون تألیفی اولان "دوکتورسلام الله جاویدین خاطیرهلری" کیتابینی علی دهباشی جنابلارینا سونوب، قوناقلاردان، دانیشانلاردان تشککور ائتمکله بیتدی.
تاسوفلریله یئرین داریشلیغینا گؤره قوناقلارین چوخو سالوندا، حتتا پیللهلرده آیاق اوسته قالدیلار...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوستاد دوکتور رئیسنیانین آغیرلاما تؤرهنی
پنجشنبه 1401/5/20
بنیاد پژوهشی شهریار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
پنجشنبه 1401/5/20
بنیاد پژوهشی شهریار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
مرجان منافزاده اوستاد رئیسنیانین تؤرهنینده
پنجشنبه 1401/5/20
بنیاد پژوهشی شهریار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
پنجشنبه 1401/5/20
بنیاد پژوهشی شهریار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوستاد دوکتور رئیسنیانین آغیرلاما تؤرهنی
پنجشنبه 1401/5/20
بنیاد پژوهشی شهریار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
پنجشنبه 1401/5/20
بنیاد پژوهشی شهریار
https://t.me/Adabiyyatsevanlar