ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
«آنتوان چخوف»

اكثريت عظيم روشنفكرانى كه مى‌شناسم در جست‌وجوى چيزى نيستند و هيچ كارى نمى‌كنند و به درد كارى نمى‌خورند. همه‌شان بد تحصيل كرده‌اند به طور جدى مطالعه نمى‌كنند درباره‌ى علوم فقط پرحرفى مى‌كنند از هنر هم كم سر در مى‌آورند. همه‌شان خودشان را مى‌گيرند و با قيافه‌ جدى گنده‌گويى و فلسفه‌بافى مى‌كنند حال آنكه پيش چشمشان كارگرها غذا ندارند و چهل نفرى در يک اتاق نامناسب مى‌خوابند توى ساس و تعفن و گند و رطوبت و ناپاكى اخلاقى مى‌لولند. پر واضح است كه همه‌ حرف‌هاى قشنگ‌مان فقط براى آن است كه سر خودمان و ديگران شيره بمالیم.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
روایت« احمد غلامی» از گفت‌وگو با« رحیم رئیس‌نیا»

چپ نوستالژیک

بهانه سفر ما به تبریز فقط کتاب «محمدامین رسول‌زاده، گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران» نیست. بیش از کتاب، مترجم آن است که بخشی از دوران زندگی انقلابی نسل ما را با ترجمه رمان‌های یاشار کمال همچون «قهر دریا» و «ارباب‌های آقچاساز» و رمان تاریخی «تبریز مه‌آلود»، محمد سعید اردوبادی ساخته است. او برای نسل ما یک چپ نوستالژیک است

بهانه سفر ما به تبریز فقط کتاب «محمدامین رسول‌زاده، گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران» نیست. بیش از کتاب، مترجم آن است که بخشی از دوران زندگی انقلابی نسل ما را با ترجمه رمان‌های یاشار کمال همچون «قهر دریا» و «ارباب‌های آقچاساز» و رمان تاریخی «تبریز مه‌آلود»، محمد سعید اردوبادی ساخته است.
بو یازینین آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
روایت« احمد غلامی» از گفت‌وگو با« رحیم رئیس‌نیا»

چپ نوستالژیک

بهانه سفر ما به تبریز فقط کتاب «محمدامین رسول‌زاده، گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران» نیست. بیش از کتاب، مترجم آن است که بخشی از دوران زندگی انقلابی نسل ما را با ترجمه رمان‌های یاشار کمال همچون «قهر دریا» و «ارباب‌های آقچاساز» و رمان تاریخی «تبریز مه‌آلود»، محمد سعید اردوبادی ساخته است. او برای نسل ما یک چپ نوستالژیک است

بهانه سفر ما به تبریز فقط کتاب «محمدامین رسول‌زاده، گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران» نیست. بیش از کتاب، مترجم آن است که بخشی از دوران زندگی انقلابی نسل ما را با ترجمه رمان‌های یاشار کمال همچون «قهر دریا» و «ارباب‌های آقچاساز» و رمان تاریخی «تبریز مه‌آلود»، محمد سعید اردوبادی ساخته است. او برای نسل ما یک چپ نوستالژیک است. چپی که دیگر از دست رفته است و حیاتش را می‌توان در خاطرات نسل اول چپ‌های ایران جست‌وجو کرد. از این منظر است که کتاب «گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران» معنای خاصی پیدا می‌کند. این کتاب شامل 75 یادداشت و مقاله و گزارش از میان جلد اول 470‌صفحه‌ای آثار محمدامین رسول‌زاده است که پروفسور شیرمحمد حسین‌اف آن را تألیف کرده است. در تبریز رحیم رئیس‌نیا در طبقه پایین خانه‌اش که دفتر کارش است پذیرای ما می‌شود: من و عباس کوثری، عکاس روزنامه «شرق». رئیس‌نیا با همسرش در طبقه بالای این دفتر زندگی می‌کند. اما او همواره در دفتر کارش است و حتی بعضی شب‌ها در میان کتاب‌ها و روزنامه‌های دوره مشروطه که مجلدند و دورتادور اتاق چیده شده‌اند، می‌خوابیده است. در این اتاق هنوز نهضت مشروطه ادامه دارد. مجلس به توپ بسته نشده است و بحث و جدل‌های مشروطه‌خواهان و مشروعه‌خواهان بلند است که لیاخوف به فرمان محمدعلی‌شاه و به خواست روسیه، مجلس و دموکراسی نوپای ایران را به توپ می‌بندد. اگر بخواهیم به‌توپ‌بستن مجلس مشروطه را با کودتای 28 مرداد آمریکایی- انگلیسی دوره محمدرضا‌شاه مقایسه کنیم، بی‌تردید عملکرد روسیه به مراتب شرم‌آورتر از کودتای 28 مرداد 1332 است؛ چراکه در این حمله، دموکراسی، این نوزاد تازه‌ پا به عرصه نهاده ایران مجروح می‌شود. بگذریم.
محمدامین رسول‌زاده به معنای واقعی یک روزنامه‌نگار سیاسی است. روزنامه‌نگاری رادیکال با مانیفستی در دست که در بحران‌های مشروطه کژومژ نشده و بیش از هر‌کس، مشروطه را تحلیل و نسبت به عواقب آن هشدار می‌دهد. محمدامین رسول‌زاده در سال 1884 در روستای نوخانی باکو به دنیا آمده است و حدود هفتاد سال زندگی پرتلاطمی را پشت سر نهاده است. او پیش پدرش آخوند حاجی ملا علی‌اکبر در مدرسه روس- مسلمان و هنرستان حرفه‌ای باکو تحصیل کرد. واپسین سال‌های تحصیلی او در هنرستان مقارن بود با جوش‌وخروش‌های انقلابی در روسیه به‌ویژه شهر کارگری باکو. «همت، نخستین سازمان سوسیال‌دموکراتیک محلی در باکو بود که رسول‌زاده هم در زمره بنیان‌گذاران آن به شمار رفته است. او ضمن فعالیت‌های تشکیلاتی که در جریانش با انقلابیونی چون «کوبا» (استالین بعدی) آشنا شد، در انتشار نشریات همتی چون تکامل و یولداش فعال بود و با روزنامه‌هایی چون ارشاد و ترقی نیز همکاری داشت و در همین دوره مقالات زیادی در پیرامون رویدادهای انقلاب مشروطیت ایران انتشار داد. رسول‌زاده در اوایل 1327 به ایران آمد و از رشت و جلفا و تبریز و ارومیه و تهران گزارش‌های جالبی برای درج در روزنامه ترقی تهیه کرد. او اندکی پس از رسیدن به تهرانِ تازه‌فتح‌شده، در تشکیل و سازمان‌دهی حزب دموکرات ایران و تهیه نظام‌نامه و مرام‌نامه و تعیین خط مشی حزبی با سیدحسن تقی‌زاده و حیدرخان عمواوغلی و... همکاری داشته» (صفحه ۹، کتاب «گزارش‌هایی از انقلاب مشروطیت ایران»).
محمدامین رسول‌زاده به هر آنچه یک روزنامه‌نگار سیاسی رؤیایش را در سر می‌پروراند جامه عمل پوشانده است؛ از تأسیس روزنامه و حزب تا فعالیت در جریان‌های انقلابی قفقاز و باکو و نهضت مشروطه تا بنیان‌گذاری و اعلام جمهوری مستقل آذربایجان که این آخری موجب نقار او با ایرانیان از ‌جمله جریان‌های سیاسی- انقلابی تبریز و سید محمد خیابانی شد. اما ناگفته پیداست محمدامین رسول‌زاده در رخداد مشروطیت یا مشروطه تأثیر انکارناپذیری داشت. بیش از تأثیر سیاسی او باید از تعابیر تازه‌ای که وارد ادبیات سیاسی ایران کرد سخن گفت؛ تعابیری همچون کار تشکیلاتی، ایجاد حزب، دغدغه ایجاد اتحادیه‌های کارگری و اهمیت‌دادن به مردم به‌عنوان عنصر اصلی نهضت مشروطه که در این جنبش ناگهان مفقود شد: «ملت ایران اگر بیدار و هوشیار باشند این مشروطه محدود را نه‌تنها از دست نمی‌دهند بلکه حتی موفق هم می‌شوند که آن را وسعت و عمق بیشتری بخشیده، به رژیم مشروطه کامل‌تری تبدیل سازند و نیز توان آن را دارند که محمدعلی میرزای مستبد را وادار سازند که به‌مانند مظفرالدین شاه یک شاه موافق ترقی و مراعی اصول حریت باشد...
به نظر ما چگونگی سرنوشت مشروطه ایران تنها به مردم ایران بستگی دارد...» (صفحه ۴۹ همان کتاب). در کنار این اندیشه‌ورزی‌های سیاسی آنچه شخصیت محمدامین رسول‌زاده را جذاب‌ می‌کند توفان حوادث سیاسی است که در بیشتر مواقع زندگی و حیاتش را به مخاطره انداخته است. رحیم رئیس‌نیا نیز دراین‌باره می‌گوید: «وقتی استالین به‌عنوان کمیسر خلق‌ها گذرش به باکو می‌افتد، محمدامین رسول‌زاده توسط انقلابیون روس دستگیر و زندانی شده است. استالین به زندان می‌رود تا او را ببیند. رسول‌زاده استالین را نمی‌شناسند، فقط می‌بیند چهره او برایش آشنا است. استالین دستور می‌دهد رسول‌زاده را از بند خارج کنند و به دفتر او بیاورند. همه هم‌بندی‌های او فکر می‌کند رسول‌زاده را برای اعدام می‌برند، اما استالین به جبران زمانی که رسول‌زاده او را از زندان فراری داده است او را آزاد و توصیه می‌کنند برای نجات جانش با قطار شخصی او به مسکو برود. رسول‌زاده با خانواده‌اش خداحافظی می‌کند و با قطار شخصی استالین به مسکو و بعد از چندی از مسکو به ترکیه می‌رود». روزنامه «ایران نو» که به سردبیری محمد‌امین رسول‌زاده منتشر می‌شود، اولین روزنامه‌ای است که در شکل و قطعی همچون روزنامه‌های آن زمان اروپایی است. گزارش‌های رسول‌زاده از نهضت مشروطه و تحلیل وقایع او از اوضاع چنان مقرون به واقعیت است که گویا او یک بار پیش از این انقلاب را زیسته است‌: «تا امروز زحمت کشیدید و برای تشکیل مشروطه دستخط گرفتید. بعد از این نوبت تلاش اصلی است. زیرا اگر دست از کوشش بردارید، بی‌گمان به پیش‌برد منظور خود موفق نخواهید شد. در آن صورت حکام شما مشروطه و آزادی‌تان را از دستتان به درآورده، با صدای بلند به دنیا اعلام خواهند کرد که: ما آزادی دادیم، لیکن ملت به علت عدم آمادگی نتوانست آن را حفظ کند... همت کنید رفقا، وقت تکاهل نیست!» (صفحه ۴۴، همان کتاب)
رحیم رئیس‌نیا می‌گوید: «رسول‌زاده فارسی را می‌فهمید اما نمی‌توانست فارسی بنویسد با وجود این، سردبیری روزنامه ایران نو را بر عهده گرفته بود. این روزنامه یکی از نقاط عطف روزنامه‌نگاری ایران از نظر شکل و محتوا است. ایران نو به معنای واقعی کلمه یک روزنامه انترناسیونال بوده است. در این روزنامه هم مسلمانان نقش داشتند و می‌نوشتند، هم ارامنه و هم نویسندگان مهمی با گرایش‌های مارکسیستی». وقتی از محمدامین رسول‌زاده سخن می‌گوییم با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌شویم؛ چرا نهضت مشروطه وامدار چهره‌هایی همچون او و منطقه قفقاز و باکو است. رحیم‌ رئیس‌نیا می‌گوید: «منطقه قفقاز در دوره مشروطه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. اولین روزنامه‌های سیاسی در قفقاز منتشر شده است و روشنفکران بسیاری در این روزنامه‌ها از‌ جمله خود محمدامین رسول‌زاده قلم زده‌اند. همچنین روس‌ها برای تربیت کارمندان خود مدارس روس تاتار را باز کردند. روس‌ها به ترک‌ها تاتار می‌گفتند. مدارس روس تاتار که در سراسر منطقه مسلمان‌نشین قفقاز باز شده بود به عده‌ای از جوانان که در مکتب درس خوانده بودند شانس حضور در این مدارس را می‌دهد و آنان با زبان و فرهنگ روس آشنا می‌شوند و زمینه تحصیل در دانشسرای گوری در گرجستان را پیدا می‌کنند. گوری زادگاه استالین است و تا همین اواخر مجسمه‌اش در وسط شهر بود. خانه استالین موزه شده و هنوز قسمتی از قطاری که استالین با آن سفر می‌رفت وجود دارد».
منطقه قفقاز به لحاظ سیاسی و نزدیکی با جریانات سیاسی در ترکیه و روسیه دیگر در‌هم‌جوشی است که سرریز آن به تبریز و از تبریز به تهران و نهضت مشروطه می‌ریزد. کارگران ایرانی در قفقاز که در کارخانه با وضعیت ذلت‌باری مشغول کار هستند و برخی دیگر که به شغل سخت باربری روی آورده‌اند، زمینه‌ساز خشم و اعتراض به وضعیت موجود ایران می‌شوند. محمدامین رسول‌زاده در یکی از یادداشت‌هایش با عنوان «حمالان پل» به رنج عمیق کارگران ایرانی می‌پردازد. اگر نگوییم قفقاز و باکو خاستگاه نهضت مشروطه بوده است، می‌توان گفت جنبش چپ ایران از آنجا سر برآورده است. رحیم رئیس‌نیا می‌گوید: «باکو در حقیقت خاستگاه جنبش چپ ایران بوده است و چپ چون تشکیلات داشت در نهضت مشروطه نقش اساسی ایفا می‌کند. تفلیس یکی از مراکز مهم فعالیت‌های فرهنگی ایران بوده است. روزنامه «ملانصرالدین» و «شرق روس» در اینجا چاپ و منتشر می‌شده. در واقع می‌توان گفت چپ ایران آنجا پا گرفته است، مخصوصا باکو که کارگران ایرانی آنجا کار می‌کردند و خواه ناخواه با شرکت در اعتراضات و اعتصابات کارگری پایشان به مبارزه باز می‌شد. حتی عده‌ای از ایرانی‌ها در تشکیلات همت که شاخه مسلمانان حزب سوسیال‌دموکرات کارگری روسیه بود، فعال بودند. این کارگران قبل از اینکه خودشان به ایران بیایند، ناله‌ها و فریادهایشان به ایران رسیده بود. اولین حزب چپ ایرانیان در باکو تشکیل شد. مرام‌نامه و اساسنامه‌اش هم بر اساس تشکیل سازمان همت بوده است.
محمدامین رسول‌زاده یکی از بنیان‌گذاران اصلی سازمان همت است و در تمام ارگان‌های مطبوعاتی مخفی و علنی آن مقاله می‌نوشته است. جالب اینکه حزب «اجتماعیون و عامیون» ترجمه همان سوسیال‌دموکرات است. حیدر عمواوغلی، چهره سرشناس و بانفوذ مشروطه از طریق اجتماعیون و عامیون به خراسان و تهران می‌آید. رسول‌زاده هم از همین حزب برای حل مشکلات گیلان رهسپار این منطقه می‌شود. اکثر مجاهدان قفقازی فعال در مشروطه آذربایجانی بوده‌اند. یکی از مبارزان اصلی فعال در مشروطه برادر محمدعلی تربیت بود که سید‌حسن تقی‌زاده او را به فرزندی پذیرفته بود. علی‌محمد با اردوی گیلان برای فتح تهران عازم شده و یکی از فرماندهان بنام و جوان است. او پس از فتح تهران و در جریان ترورهای بعد از فتح اولین کسی است که ترور و کشته می‌شود. برادرزاده حیدر عمواوغلی هم یکی دیگر از کسانی است که در این آشوب‌ها ترور می‌شود».
یکی از نکات جالب زندگی محمدامین رسول‌زاده دوستی عمیقش با سیدحسن تقی‌زاده است: «مهم‌ترین منبعی که در این زمینه موجود می‌باشد یادداشتی به قلم سیدحسن تقی‌زاده است که در سال ۱۳۴۶ شمسی به مناسبت فوت دوست قدیمی‌اش محمدامین رسول‌زاده منتشر شد... تقی‌زاده در این یادداشت، از رسول‌زاده به عنوان یکی از «مردان نامدار فوق‌العاده» یاد می‌کند... مردی تربیت‌شده و صاحب منطق قوی و سلیم... و با ایمان به مرام خود و فداکار و جان‌نثار... که نظایر او در این سامان در حکم معدوم و شاید در همه دنیا محدود است» (فصلنامه «گفت‌وگو»، شماره 33).
بنیان‌گذاری جمهوری آذربایجان هم نتوانست در دوستی بین محمدامین رسول‌زاده و سیدحسن تقی‌زاده اثر منفی جدی بگذارد. رسول‌زاده بسیار تلاش کرد سوءتفاهم به‌وجود‌آمده علیه آذربایجان ایران را رفع و رجوع کند اما موفق نشد. او نامه‌ای برای فروغی می‌نویسد و از او می‌خواهد این نامه را به دست مخبرالسلطنه هدایت برساند. رسول‌زاده در نامه تقاضا می‌کند ایران در برابر روس‌ها از جمهوری آذربایجان حمایت کند. اما تیمورتاش وزیر دربار و مسئول سیاست خارجه وقت، حمایت ایران از جمهوری آذربایجان را خسارت‌بار می‌داند و حمایتی از سوی ایران صورت نمی‌گیرد. رحیم رئیس‌نیا می‌گوید: «رسول‌زاده فکر می‌کرد روسیه دشمن مشترک ایران و قفقاز است و حتما به او جواب مثبت خواهند داد، اما این اتفاق نمی‌افتد».
زندگی محمدامین رسول‌زاده فراز و فرودهای بسیاری دارد. رحیم رئیس‌نیا درصدد است کتابی مستقل درباره ابعاد پیدا و پنهان او نوشته و منتشر کند. رئیس‌نیا می‌رود و دسته بزرگی از کاغذهای A4 می‌آورد که زندگی محمدامین رسول‌زاده با مداد روی آن نقش بسته است. دست‌نوشته‌ها وسوسه‌برانگیزند. دلم می‌خواست آنها را به امانت بگیرم تا بخوانم، اما واهمه مسئولیت نگهداری کتابِ‌ دست‌نویس مرا از بیان این فکر بازمی‌دارد. رئیس‌نیا دست‌نوشته‌ها را در میان کتاب‌های دیگر می‌گذارد و با شعف می‌گوید اگر عمری باشد در میان کارهای دیگر آن را به سرانجام خواهم رساند.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یازار:«ویرجینییا_وولف»
کؤچورن:«سعیده_حسن‌پور»

ائلیزابئت دؤورونده قادین‌لار نییه شئعیر یازمیردیلار، حال‌بوکی اونلار حاقیندا عادی شئی‌لری بیلمیرم. نئجه تحصیل آلیبلار؛ اونلارا یازی یازماق اؤیره‌دیلیب‌می؛ شخصی اوتاقلاری اولوبمو؛ نئچه قادین ۲۱ یاشینا چاتمامیش اوشاق و یا اوشاقلار دوغوب؛ الغرض، سحردن آخشاما قدر نه ائدیبلر؟ آیدین مسئله‌دیر، اونلارین پولو یوخ ایدی؛  پروفئسور ترئوئلیانا اینانساق، یئنی‌یئتمه‌لییه قدم‌ قویان کیمی ایسته‌کلریندن آسیلی اولمایاراق ائولندیریلیردیلر. دوشوندوم کی، بوتون بونلاردان سونرا هانسیسا بیری‌نین چیخیب شئکسپیر کیمی پیئس‌لر یازماسی، حقیقتا بؤیوک تعجّوبه سبب اولاردی.
بو یازینینی آردینی ادبیات سئونلر کانالیندا لوخویون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
saida hassanpour:
• "شخصی بیر اوتاق" رومانیندان بیر پارچا...

(یاخین گله‌جک‌ده ایشیق اوزو گؤره‌جک...)



یازار:«ویرجینییا_وولف»
کؤچورن:«سعیده_حسن‌پور»

ائلیزابئت دؤورونده قادین‌لار نییه شئعیر یازمیردیلار، حال‌بوکی اونلار حاقیندا عادی شئی‌لری بیلمیرم. نئجه تحصیل آلیبلار؛ اونلارا یازی یازماق اؤیره‌دیلیب‌می؛ شخصی اوتاقلاری اولوبمو؛ نئچه قادین ۲۱ یاشینا چاتمامیش اوشاق و یا اوشاقلار دوغوب؛ الغرض، سحردن آخشاما قدر نه ائدیبلر؟ آیدین مسئله‌دیر، اونلارین پولو یوخ ایدی؛  پروفئسور ترئوئلیانا اینانساق، یئنی‌یئتمه‌لییه قدم‌ قویان کیمی ایسته‌کلریندن آسیلی اولمایاراق ائولندیریلیردیلر. دوشوندوم کی، بوتون بونلاردان سونرا هانسیسا بیری‌نین چیخیب شئکسپیر کیمی پیئس‌لر یازماسی، حقیقتا بؤیوک تعجّوبه سبب اولاردی.
بیر مرحوم جئنتلمئنی خاطیرلادیم. یئپیسکوپ ایدی. دئییردی کی، هئچ بیر قادین شئکسپیر دوهاسینا یاخینلاشا بیلمه‌ز، بیلمه‌ییب و بیلمه‌یه‌جک. او، بو حاقدا قازئت‌لرده ده یازمیشدی. اطرافلی ایضاح اوچون اونا موراجیعت ائدن بیر قادینا جاواب وئرمیشدی کی، پیشیک‌لرین روحو اولدوغونو قبول ائدیریک، لاکین بو، اونلارین جنّته گئده‌جه‌یی معناسینا گلمیر. یاخشی کی، بو یاشلی جئنتلمئن‌لر اینسانی چوخ دوشونمه‌کدن خیلاص ائدیر! اونلارین سایه‌سینده جهالتین سرحدلری بؤیودوکجه بؤیویور! پیشیک‌لر جنّته گئتمیر. قادین‌لار شئکسپیرین یازدیغی کیمی اثرلر یازا بیلمه‌ز.
بونون‌لا بئله، رفده شئکسپیرین اثرلرینه باخارکن "همین یئپیسکوپ آز دا اولسا، حاقلی ایدی" دئمکدن اؤزومو ساخلایا بیلمه‌دیم؛ شئکسپیرین دؤورونده هئچ بیر قادین اونون کیمی اثر یازا بیلمه‌زدی، بو، تامامی‌له مومکون‌سوز ایدی. گلین تخيّولوموزو ایشه سالاق. شئکسپیرین جودیت آدلی مؤحتشم ایستعدادا مالیک بیر باجیسی اولسایدی، نه باش وئره‌ردی؟ شئکسپیر اورتا مکتبه گئتمیش (چون‌کی آناسیندان یاخشی میراث قالمیشدی)، اورادا اوویدینی، وئرگیلینی، هوراتسینی اوخوموش، عینی زاماندا قراماتیکا و منطیق قایدالارینی اؤیرنمیشدی. بیلیریک کی، چوخ دجل بیر اوغلان اولوب، دووشان اوولاییب، بلکه ده مارال اووونا چیخیب. تله‌سیک داوراناراق لازیمی واختی گؤزله‌مه‌دن قونشولوقدا یاشایان بیر قادین‌لا ائوله‌نیب، چوخ کئچمه‌میش اوشاقلاری دونیایا گلیب. بختینی سیناماق اوچون لوندونا گئدیب. تئاترا ماراق گؤسته‌ریب و ایشه صحنه‌‌ قاپیسیندا آت‌لارا نظارت ائتمک‌له باشلاییب. تئزلیک‌له تئاتردا اؤزونه ایش تاپیب، اوغورلو آکتیور اولوب...
شئکسپیر حیاتین مرکزینده یاشاییردی، هامی ایله گؤروشوب، هامینی تانییر، صنعتینی و ذکاسینی اینکیشاف ائتدیریر، حتی کرالیچه‌نین سارایینا بئله راحاتلیق‌لا گیریب-چیخا بیلیردی.
ایندی فرض ائدک کی، اونون غئیر-عادی ایستعدادا مالیک باجیسی ائوده قالیب. جودیت ده قارداشی قدر ماجراپرست، خایال‌پروردیر، اَن آز اونون قدر دونیانی گؤرمک ایسته‌ییر. لاکین اونو مکتبه گؤنده‌رمه‌دیلر. قراماتیکا و منطیق حاقدا هئچ نه اؤیرنمه‌دی. هوراتسی و وئرگیلینی اوخوماماسی باره‌ده دانیشماق ایسه یئرسیزدیر. هردن‌بیر الینه کئچن کیتابدان (بؤیوک احتیمال‌لا قارداشی‌نین کیتابی ایدی) بیر نئچه صحیفه اوخویوردو.
والیدئین‌لری ایچه‌ری گیریب اوستونه تنبئه‌لر یاغدیریردی‌لار کی، جوراب‌لاری یاماسین، فیکرینی بیشمکده اولان یئمه‌یه وئرسین، کیتاب-دفترین ایچینده آوارا-سرگردان قالماسین. سؤزلرینده قطعیّت، عینی زاماندا مرحمت واردی. قادینین یاشادیغی (یاشامالی اولدوغو) حیاتی بیلن، دوروست اینسان‌لار ایدی‌لر و قیزلارینی سئویردی‌لر. بؤیوک احتیمال‌لا قیز آتاسی‌نین سئویملی‌سی ایدی. گومان کی، قیز آنبارین بیر کونجونده اوغرون-اوغرون بیر نئچه صحیفه قارالامیش، لاکین دیقّتلی داوراناراق اونلاری گیزلتمیش، یاخود یاندیرماغا مجبور قالمیشدی. یئنی‌یئتمه‌لییینی باشا وورمادان یاخینلیقدا یاشایان یون تاجیری‌نین اوغلو ایله نیشان‌لانمیشدی. قیشقیر-باغیر سالیب ائولی‌لییه نیفرت ائتدییینی سؤیله‌میش، بونو دیله گتیردییی اوچون آتاسی طرفیندن دؤیولموشدو. سونرا کیشی مذمّتدن ال چکیب قیزینی یولا گتیرمه‌یه چالیشمیش،  اونو اینجیتمه‌مه‌سی، بدنام ائتمه‌مه‌سی اوچون دیل تؤکموشدو. مونجوق بویون‌باغی،  قشنگ بیر دون آلاجاغینی سؤیله‌میش، همین آندا گؤزلری یاش‌لا دولموشدو. آتاسی‌نین سؤزونو یئره سالا، قلبینی سیندیرا بیله‌ردی‌می؟
ایستعدادی‌نین گوجو اونو جسارتلندیردی و بونا مجبور ائتدی. بوغچاسینی ییغدی بیر یای گئجه‌سی کندیرله آشاغی ائندی و لوندونا‌‌ یوللاندی.  هله ۱۷ یاشینا چاتمامیشدی. سسی کول‌لوقدا جیویلده‌شن قوش‌لارین سسی قدر ملاحت‌لی ایدی. گوجلو تخيّولو واردی، عینی‌له قارداشی کیمی سؤزلری چئویک شکیلده میصراعیا چئویره بیلیردی. تئاترا هوس گؤسته‌ریردی، تئاتردان ذؤوق آلیردی.‌ صحنه‌‌ قاپیسیندا دایانیب رول آلماق ایسته‌دییینی دئدی.

آردی:
کیشی‌لر اونا گولدولر. گونبول، یئکه‌دوداق، سیرتیق تئاتر مودیری قهقهه چکدی، رقص ائدن‌پودئل‌لر۱ و صحنه‌یه چیخان قادین‌لار باره‌ده بؤیوره-بؤیوره نه‌سه دئدی. علاوه ائتدی کی، هئچ بیر قادین رول آلا بیلمه‌ز. بیر شئی‌یه، -- اؤزونوز تخمین ائده بیله‌رسینیز صؤحبت نه‌دن گئدیر، -- ائیهام ووردو.
جودیت ایستعدادینی اینکیشاف ائتدیره بیلمه‌دی. بیر رئستوراندا تک‌باشینا ناهار ائدیب بوتون گئجه‌نی کوچه‌لرده آوارا-سرگردان گزمه‌سی مومکون ایدی‌می؟! ادبی ایستعدادی واردی. قادین و کیشی‌لرین حایاتی، سئچدیک‌لری یول‌لار حاقدا اؤیره‌نیب معنوی آجلیغینی اؤلدورمک ایسته‌ییردی (اولدوقجا گنج ایدی، اوزو، کول رنگلی گؤزلری نئجه ده شئکسپیری خاطیرلادیردی). آخیردا تروپا رهبری نیک گئری‌نین اونا یازیغی گلدی. سونرا او، همین جئنتلمئندن حامیله قالدیغینی اؤیره‌ندی. بئله‌لیک‌له، بیر قیش گئجه‌سی اؤزونو اؤلدوردو و حاضیردا اومنیبوس‌لارین دایاندیغی یئرده باسدیریلدی (کیم قادین بدنینه حبس اولونموش شاعیر اوره‌یی‌نین آلووونو، عذابینی اؤلچه بیله‌ر؟!)
شئکسپیر دؤورونده بیر قادین شئکسپیر داهی‌لییینه صاحیب اولسایدی، گومان کی، طالئعی داها فرق‌لی اولمازدی.
-------------
۱. ایت جینسی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هانی منیم قوچ کور اوغلوم...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
#تحکیه_قورولوشو ایشیق اوزو گوردو.

#تحکیه_قورولوشو (آذربایجان نثری اساسیندا)
یازان:«همت_شهبازی»

جیلدین طرحی: شهر چاپخاناسی (موغان)
ناشیر: #اختر، تبریز ۱۴۰۱

تحکیه قورولوشو کیتابی، حکایه، رومان، پووئست، عمومیتله حکیه‌چیلیک و نثر نوعونون تئکنیک‌‌لرینی آذربایجان نثری اساسیندا آچیقلاییر.

بئله‌لیکله بیر عمومی باخیشلا تحکیه اوزره قورولان نثر اثرلرینی ایکی ساحه‌ده آراشدیرماق اولار:

الف) قورغو عنصرلری
1.قورغو2.باشلانغیج 3.توققوشما 4.دویون 5.آسلاق‌لیق 6.گرگین‌لیک 7.زیروه نؤقطه‌سی 8.چؤزوم 9.دنگه 10.سون

ب) تحکیه عنصرلری
1.باخیش بوجاغی 2.کاراکتئر / اوبرازلاشدیرما 3.حادثه 4.عمل (حرکت / آکسیون) 5.دانیشیق 6.صحنه (مکان، فضا، زامان) 7.موضوع/ مضمون / موتیو 8.اوسلوب (ایفاده اوسلوبلاری) 9.سس‌آهنگی 10.تئکنیک

۳۴۰ صحیفه‌یه یاخین اولان بو کیتاب تبریزین #اختر نشریاتی طرفیندن چاپ اولوبدور.

کیتابی #اختر نشریاتیندان آلا بیلرسیز

تئلئفون: 35555393 - 041

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«احد باغبان»

مین الوانلی گوزلیم

یاخشی یامان گوزلریندن آسیلسین
سنده گوروش منده حیرت قالاندی
چَتینلیگله عومور سورمه ک پایلانیب
آرزو،حسرت،امید،یئتمک تالاندی
*
چیچکله نر کونلوم تگجه سن اولسان
خیالیمدا، کونولومده ، جانیمدا
هئچ بیر زامان سن سیز یئتمز سونونا
دیرلیک سوزی اولوبسان سن قانیمدا
*
قارچیچه گیم ، یازکوینه گیم یای باریم
خزان بویا مین الوانلی گوزلیم
وارلیقیمین معناسیسان اوزوسن
ایسته گینه مین کروانلی گوزلیم
*
من دئمیرم قاش آلتیندا گوزوندن
باخیشیندان عالم اوزی سوزله نیر
من دئمیرم دوداغیندان دیلیندن
هرسوزونده دیلسیزلرده دیله نیر

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سالام عزیز یولداش‌لار، یولبیرلر

بیلیدیینیز کیمی "تحکییه قورولوشو" کیتابی "همت شهبازی" جنابلارینین یئنی اثری ایشیق اوزو گؤروب. حؤرمتلی اختر انتشاراتی ادبیات سئونلره بو کیتاب اوچون 15% ایندیریم‌ نظره آلیبلار.
کیتابی ایسته‌ین دوسلار لوطفن بیزه بیلدیرسین‌لر.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar‌‌
مای بایرامی وطنیمیزین زحمتکش لرینه قوتلو اولسون.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar‌‌
VID-20210501-WA0007.mp4
3 MB
📚 رقص اول ماه مه ، روز کارگر

🔴گرامی باد اول ماه مه ؛ روز جهانی همبستگی کارگران جهان.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
من گله‌جه‌یین یازیسی‌یام
«مسعود آذر»

“بیر مای‌ین عشقینه”
 یارانمیش کایینات بیر ماییس‌لا برابر.
ای انسان اوغلو دوشون منی،
اینان منه.
من حیاتین شیرینی، آجیسی‌یام،
من گله‌جه‌یین یازیسی‌یام.
ابدیت زیروه‌لرینین یولچوسو منم،
چیخ منیمله سئیره بو جهانی
گل گزه‌ک قاریش با قاریش دونیانی.
آیاقلاشسان منیمله بو زیروه‌لره دوغرو
سئوینه‌رم
یوخ، تؤشویوب قایدیرسان،
سینمارام سندن
اینان کیسمه‌دن اوموب
کیمسه‌نی قینامارام.
بو منیم یازیم‌دیر، بو منیم قده‌ریم!
من وارام، یقین یاشاییر حیات،
دولانیر کائینات.
دونوب سوساجاق بوتون وارلیق
دایانارسا اوره‌ییم،
دایاناجاق فلکین چرخی،
یوخ اولارسام
سؤنه‌جک حیاتین اوجاغی.
ای انسان؛
منیم سسیم، حیاتین شیرین نغمه‌سی،
منیم سؤزیم، شعرین آخارتیسی
سئوگی ماهنیسی.
منیم سئوگیم؛ داغدیر، مئشه‌دیر، دنیز،
اولدوزلاری سانا گلمه‌ین گئجه‌دیر،
سماسی ماوی گؤل.
سرویلر شه‌هری‌دیر، سئوگیمین شه‌هری.
گل پایلاشاق؛ سئوینجیمیزی، کدریمیزی.
بیرگه یئییک چؤره‌ییمیزی. بیرلیکده ایچک شرابیمیزی،
ایکییه بؤلک بهشتدن آتیلان قیزیل آلمانی دا.
ای انسان اوغلو دوشون منی
اینان منه،
حیاتین شیرینی، آجیسی منم.
گله‌جه‌یین یازیسی منم.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«سابیر هاکا»
آتام ایشچی ایدی
ایمانلی بیر کیشی
هرواخت ناماز قیلاندا
آللاه
اللریندن اوتاناردی!

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«کریم قربانزاده»

بو شهرین الی قابار
دیلی  قابار
بئینی  قابار – قابار.
حسرتدیر بو شهر بیر ایچیم سویا
بیر اودوم هاوایا
بیر آیدین گونشه
بیر دوداق گولوشه.
بویلودور بو شهر
ماوی گؤیه
دان یئرینه
سحره.
بو شهرین الی قابار
دیلی  قابار
بئینی  قابار – قابار،
بو شهرین حسرتی
نه واخت قورتارار…؟!

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اول ما مه روز جهانی کارگر گرامی و خجسته باد.

مای بایرامی وطنیمیزین زحمتکش لرینه قوتلو اولسون.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar‌‌