اوشاق ادبیاتی
اوشاق ادبیاتینین یورولمار قلم داشلارینا، معللیم لرینه تقدیم ائدیریک.
*چشمهی_آب_حیات*...
خاطره ی واقعی سپاهی دانش در زمستان ۵۶
«...شب برفی روستا سنگین و ملال آور است . در مدرسه اتاق کوچکی دارم ، توری چراغ زنبوری ریخته و ناگزیر زیر نور گرد سوز آخرین صفحات "دن آرام" را میخوانم . هر از گاهی صدای زوزهی گرگی در سکوت شب میپیچد که پاسخش عوعوی ترسخوردهی سگان روستاست . با اینکه دم غروبی شیشهی چراغ زنبوری را پاک کرده بودم اما باز دود گرفته ، نورش کم شده و مرا حوصلهی دوباره پاک کردنش نیست . بیرون از اتاق زمهریر است ، کتری آب میجوشد و قوری بند زدهای که روی آن جا خوش کرده عطری در اتاق میپراکند تا هوس کنی سیگاری بگیرانی و پشت بندش پیالهای چای سرازیر کنی میان حلق خشک شده . به خودم فشار می آورم بر میل نوشیدن غلبه کنم تا مجبور نباشم در آن سرما و تاریکی ، میان نیم متر برف به آن گوشهی دور حیاط مدرسه بروم ...
"شب برفی .
دنیا در خواب
مگر من و ماه !"
یکی انگار می کوبد دروازهی برفپوش را . پالتوی گل و گشادم روی دوش میاندازم و کلاه پشمی را میتپانم روی سرم و فانوس فتیله پایین کشیدهی کنار بشکه آب برمیدارم و از پلهها سرازیر می شوم . در را که باز می کنم زیر نور فانوس زن برزو را که در شهر کار می کند می بینم با یک بچهی دوساله درآغوش که از پس گریهی زیاد نای ونگ زدن هم نداشت و تنها هق هق می زد و رنگش بر می گشت...
زن با چشمان خیس سرمازده نالید :
" آقا مدیر کنیزتانم تورو خدا یه کاری کنین بچم داره میمیره...اگه برزو بیاد جوابشو چی بدم ؟
اگه بمیره منو طلاق میده ، باید برگردم خونهی ددم..."
بی که نگاهش کنم میگویم : "خواهرجان من سپاه دانش هستم نه بهداشت...از مریضی بچه و دوا و درمون هم چیزی سرم نمیشه..."
حرف مرا نمی پذیرد و همچنان ناله و التماس میکند . از سوز سرما چنان میلرزد که ناچار می گویم بیاید بالا تا خودش و بچه کمی گرم شوند .
مثل گربه از پلههای پوشیده از برف بالا می آید . می آورمش داخل اتاق خودم که روبروی تنها کلاس مدرسه است . داخل جعبهی کمکهای اولیه حتی یک قرص آکسار هم نداشتم چه برسد به دوا و درمان دیگر . زن کوتاه نمی آید همچنان و هی التماس می کند .
همین طور که فکری بودم چه جوری این مادر هراسان را ساکت کنم یادم افتاد زیر تخت بطری شراب شاهانی خُلار نیم خوردهای دارم که دوست سپاهی از شیراز برایم آورده بود ، منکه اهل می و دود نبودم الباقی را گذاشته بودم اگر باری دیگر آمد نوشجان کند .
فکری به سرم زد ، رو به زن گفتم : "خانم جان یک شربت دارم اما برای بچهها نیست شاید بشه یه قاشق ریخت تو حلق بچه ، راستش چیز دیگهای ندارم..."
زن که دمی از التماس و دعای خیر کوتاه نمی آمد نالید : "آقا مدیر کنیزتانم بچهمو اول از خدا بعدش هم از شما میخوام هر کاری می تونید بکنید بچه هلاک شد..."
درنگ نکردم ، دوقاشق شراب شاهانی ریختم میان حلق بچه و استکانی چای از قوری روی والور برای مادرش . هنوز دست به استکان نزده بود که بچه نفس راحتی کشید و شل شد و گویا به خواب رفت . زن یادش رفت چایی ریخته داخل نعلبکی را تمام کند ، دعا کنان بچه را زیر چادرش زد و بلند شد و با خرسندی گفت : "آقا مدیر شما دیگه پایین نیاین من در مدرسه رو میبندم خدا قسمت کنه تو عروسیتون خدمت کنم..."
زن برزو رفت و من در این فکر ماندم که مباد حال بچه بدتر شود . به اتاق که برگشتم دیگر حالی برای "دن آرام" خوانی نمانده بود ، گردسوز را فوت کردم و خزیدم زیر لحاف . حالا تنها ماه آسمان پس از بارش برف بیدار بود...
صبح داشتم برفهای جلوی در مدرسه را پارو می کردم که سیاهی چادر زن برزو را حس کردم بالا سرم . یک سینی بزرگ مسی پر از تخم مرغ محلی و شیر و نان تازه و کشمش و گردو و کلی دعا که آقا مدیر این شربت شما مگر با آب بهشت درست شده بود ؟ بچم تا صبح راحت خوابید وقتی هم از خواب جست نشونی از مریضی تو وجودش نبود !
دو روز بعد اهل ده از اثر شربت معجزهگر من با خبر شده بودند و شبی نبود چند قاشق از آن را به حلق کوچک و بزرگ ده سرازیر نکنم . نشان به آن نشان که تا آخر دوران خدمت شدم مشتری پر و پا قرص شراب شاهانی در یک مشروب فروشی شهر که پنج شنبهها سراغش میرفتم و او تعجب می کرد چرا هر هفته یک بطری آن هم فقط شاهانی . کارم چنان بالا گرفت که با اسب و قاطر از دهات دیگر هم برای من مریض میآوردند .
دوران خدمت تمام شد ، اما اگر شما هم امروز به آن نواحی بروید و سراغ مرا بگیرید شاید از مردم بشنوید : "خدا پدرشو بیامرزه ، یه سپاهی شیرازی داشتیم که یک شربت بهشتی داشت و مرده هارو هم باهاش زنده می کرد...حیف خدمتش تموم شد و رفت ولایت خودشون و اسم اون شربتو به ما نگفت..."
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتینین یورولمار قلم داشلارینا، معللیم لرینه تقدیم ائدیریک.
*چشمهی_آب_حیات*...
خاطره ی واقعی سپاهی دانش در زمستان ۵۶
«...شب برفی روستا سنگین و ملال آور است . در مدرسه اتاق کوچکی دارم ، توری چراغ زنبوری ریخته و ناگزیر زیر نور گرد سوز آخرین صفحات "دن آرام" را میخوانم . هر از گاهی صدای زوزهی گرگی در سکوت شب میپیچد که پاسخش عوعوی ترسخوردهی سگان روستاست . با اینکه دم غروبی شیشهی چراغ زنبوری را پاک کرده بودم اما باز دود گرفته ، نورش کم شده و مرا حوصلهی دوباره پاک کردنش نیست . بیرون از اتاق زمهریر است ، کتری آب میجوشد و قوری بند زدهای که روی آن جا خوش کرده عطری در اتاق میپراکند تا هوس کنی سیگاری بگیرانی و پشت بندش پیالهای چای سرازیر کنی میان حلق خشک شده . به خودم فشار می آورم بر میل نوشیدن غلبه کنم تا مجبور نباشم در آن سرما و تاریکی ، میان نیم متر برف به آن گوشهی دور حیاط مدرسه بروم ...
"شب برفی .
دنیا در خواب
مگر من و ماه !"
یکی انگار می کوبد دروازهی برفپوش را . پالتوی گل و گشادم روی دوش میاندازم و کلاه پشمی را میتپانم روی سرم و فانوس فتیله پایین کشیدهی کنار بشکه آب برمیدارم و از پلهها سرازیر می شوم . در را که باز می کنم زیر نور فانوس زن برزو را که در شهر کار می کند می بینم با یک بچهی دوساله درآغوش که از پس گریهی زیاد نای ونگ زدن هم نداشت و تنها هق هق می زد و رنگش بر می گشت...
زن با چشمان خیس سرمازده نالید :
" آقا مدیر کنیزتانم تورو خدا یه کاری کنین بچم داره میمیره...اگه برزو بیاد جوابشو چی بدم ؟
اگه بمیره منو طلاق میده ، باید برگردم خونهی ددم..."
بی که نگاهش کنم میگویم : "خواهرجان من سپاه دانش هستم نه بهداشت...از مریضی بچه و دوا و درمون هم چیزی سرم نمیشه..."
حرف مرا نمی پذیرد و همچنان ناله و التماس میکند . از سوز سرما چنان میلرزد که ناچار می گویم بیاید بالا تا خودش و بچه کمی گرم شوند .
مثل گربه از پلههای پوشیده از برف بالا می آید . می آورمش داخل اتاق خودم که روبروی تنها کلاس مدرسه است . داخل جعبهی کمکهای اولیه حتی یک قرص آکسار هم نداشتم چه برسد به دوا و درمان دیگر . زن کوتاه نمی آید همچنان و هی التماس می کند .
همین طور که فکری بودم چه جوری این مادر هراسان را ساکت کنم یادم افتاد زیر تخت بطری شراب شاهانی خُلار نیم خوردهای دارم که دوست سپاهی از شیراز برایم آورده بود ، منکه اهل می و دود نبودم الباقی را گذاشته بودم اگر باری دیگر آمد نوشجان کند .
فکری به سرم زد ، رو به زن گفتم : "خانم جان یک شربت دارم اما برای بچهها نیست شاید بشه یه قاشق ریخت تو حلق بچه ، راستش چیز دیگهای ندارم..."
زن که دمی از التماس و دعای خیر کوتاه نمی آمد نالید : "آقا مدیر کنیزتانم بچهمو اول از خدا بعدش هم از شما میخوام هر کاری می تونید بکنید بچه هلاک شد..."
درنگ نکردم ، دوقاشق شراب شاهانی ریختم میان حلق بچه و استکانی چای از قوری روی والور برای مادرش . هنوز دست به استکان نزده بود که بچه نفس راحتی کشید و شل شد و گویا به خواب رفت . زن یادش رفت چایی ریخته داخل نعلبکی را تمام کند ، دعا کنان بچه را زیر چادرش زد و بلند شد و با خرسندی گفت : "آقا مدیر شما دیگه پایین نیاین من در مدرسه رو میبندم خدا قسمت کنه تو عروسیتون خدمت کنم..."
زن برزو رفت و من در این فکر ماندم که مباد حال بچه بدتر شود . به اتاق که برگشتم دیگر حالی برای "دن آرام" خوانی نمانده بود ، گردسوز را فوت کردم و خزیدم زیر لحاف . حالا تنها ماه آسمان پس از بارش برف بیدار بود...
صبح داشتم برفهای جلوی در مدرسه را پارو می کردم که سیاهی چادر زن برزو را حس کردم بالا سرم . یک سینی بزرگ مسی پر از تخم مرغ محلی و شیر و نان تازه و کشمش و گردو و کلی دعا که آقا مدیر این شربت شما مگر با آب بهشت درست شده بود ؟ بچم تا صبح راحت خوابید وقتی هم از خواب جست نشونی از مریضی تو وجودش نبود !
دو روز بعد اهل ده از اثر شربت معجزهگر من با خبر شده بودند و شبی نبود چند قاشق از آن را به حلق کوچک و بزرگ ده سرازیر نکنم . نشان به آن نشان که تا آخر دوران خدمت شدم مشتری پر و پا قرص شراب شاهانی در یک مشروب فروشی شهر که پنج شنبهها سراغش میرفتم و او تعجب می کرد چرا هر هفته یک بطری آن هم فقط شاهانی . کارم چنان بالا گرفت که با اسب و قاطر از دهات دیگر هم برای من مریض میآوردند .
دوران خدمت تمام شد ، اما اگر شما هم امروز به آن نواحی بروید و سراغ مرا بگیرید شاید از مردم بشنوید : "خدا پدرشو بیامرزه ، یه سپاهی شیرازی داشتیم که یک شربت بهشتی داشت و مرده هارو هم باهاش زنده می کرد...حیف خدمتش تموم شد و رفت ولایت خودشون و اسم اون شربتو به ما نگفت..."
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیاتی
اوشاق ادبیاتی هر هفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی هر هفته پنجشنبه گونو ادبیات سئونلر کانالیندا .
اوشاق ادبیاتینا دایر یازیلارینیزی بیزه گوندرین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیاتی
باهار گلیر)
شعر:«زینال جبارزاده»
کؤچورن:«مقصود تقی زاده هریس» (نیسگیل)
آخار سولار آشیر، داشیر
داغ – دره لر یاشیللاشیر
سئوینجیمیز حددن آشیر
آی اوشاقلار باهار گلیر!
داغدا چوبان چالیر توتک
اوت اوتلاییر قویون، اینه ک
اسیر سرین – سرین کوله ک
آی اوشاقلار باهار گلیر!
قوشلار اوچور قاتار – قاتار
چیچک له نیر گؤی باغچالار
آی اوشاقلار، آی اوشاقلار
باهار گلیر، باهار گلیر!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
باهار گلیر)
شعر:«زینال جبارزاده»
کؤچورن:«مقصود تقی زاده هریس» (نیسگیل)
آخار سولار آشیر، داشیر
داغ – دره لر یاشیللاشیر
سئوینجیمیز حددن آشیر
آی اوشاقلار باهار گلیر!
داغدا چوبان چالیر توتک
اوت اوتلاییر قویون، اینه ک
اسیر سرین – سرین کوله ک
آی اوشاقلار باهار گلیر!
قوشلار اوچور قاتار – قاتار
چیچک له نیر گؤی باغچالار
آی اوشاقلار، آی اوشاقلار
باهار گلیر، باهار گلیر!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر
اوشاق ادبیانی
رضوان خالانین بایراملیغی ادبیات سئونلر اوشاقلارینا.
رضوان خالا هرایل بایرامدا اوشاقلارابایراملیق یومورتا بویاربو ایلده بولاری بویویوب گوندریب ادبیات سئونلرین اوشاقلارینا.
رضوان خالا دئیر یومورتالاری ساماندا بویاسان برک اولار
قارمیخلا بویاسان گوزل اولار
رضوان خالا دئیرکی بولاردا اولماسا یومورتالارینیزی سوغان قابیغیلا بویایین.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
رضوان خالانین بایراملیغی ادبیات سئونلر اوشاقلارینا.
رضوان خالا هرایل بایرامدا اوشاقلارابایراملیق یومورتا بویاربو ایلده بولاری بویویوب گوندریب ادبیات سئونلرین اوشاقلارینا.
رضوان خالا دئیر یومورتالاری ساماندا بویاسان برک اولار
قارمیخلا بویاسان گوزل اولار
رضوان خالا دئیرکی بولاردا اولماسا یومورتالارینیزی سوغان قابیغیلا بویایین.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر
فولکولور
آتا بابا سوزلری، مثللر، دئیم لر...
ادبیات سئونلر کانالیندا
زمان: هرهفته جمعه گئجه
ساعات: 21
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آتا بابا سوزلری، مثللر، دئیم لر...
ادبیات سئونلر کانالیندا
زمان: هرهفته جمعه گئجه
ساعات: 21
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چاغداش قادین شعیری
«ملیحه عزیز پور»
بيز كی عئينی زاماندا
چيخديق آلما داشيماغا
بس نئجه اولدو
سن
قانادلانيرسان اوچماغا
من
هله اوشودوم ها اوشودومده قالميشام …
۲.
سندن دؤنورم
او قدر بؤيوموشم كی،
شهر قالخيب آياغيما
من…
دوپ ـ دولويام بو آخشام
اورهييميی پاتلاماق ايستهييرم آووجلارينا
«نار» كيمی…
سندن دؤنورم
اؤزومه وارا بيلمهميشم هله
منی توپلاسانا ايچيمه…
۳.
اوردا بیر آغاج...!
بیر کندیر کیمی آسیلمیش بوینونا
اؤلوم بیچیمینده!
ایسته دییین کیمی آسا بیلرسن منی!
دادینی چیخارا بیلرسن یعنی!
بوردا بیر من؛
بیر چاتی ساللانمیش بوینوما...
یاشام بیچیمینده!
ایسته دیییم کیمی آسیلمایا بیلرم سندن!
و دادینی چیخارا بیلرم: اؤز / گور / لویون/!
اوردا بیر آغاج...!
بوردا بیر من...!
آرادا بیر سن...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«ملیحه عزیز پور»
بيز كی عئينی زاماندا
چيخديق آلما داشيماغا
بس نئجه اولدو
سن
قانادلانيرسان اوچماغا
من
هله اوشودوم ها اوشودومده قالميشام …
۲.
سندن دؤنورم
او قدر بؤيوموشم كی،
شهر قالخيب آياغيما
من…
دوپ ـ دولويام بو آخشام
اورهييميی پاتلاماق ايستهييرم آووجلارينا
«نار» كيمی…
سندن دؤنورم
اؤزومه وارا بيلمهميشم هله
منی توپلاسانا ايچيمه…
۳.
اوردا بیر آغاج...!
بیر کندیر کیمی آسیلمیش بوینونا
اؤلوم بیچیمینده!
ایسته دییین کیمی آسا بیلرسن منی!
دادینی چیخارا بیلرسن یعنی!
بوردا بیر من؛
بیر چاتی ساللانمیش بوینوما...
یاشام بیچیمینده!
ایسته دیییم کیمی آسیلمایا بیلرم سندن!
و دادینی چیخارا بیلرم: اؤز / گور / لویون/!
اوردا بیر آغاج...!
بوردا بیر من...!
آرادا بیر سن...!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
چاغداش قادین شعیری
غزل قوشو
«لیلی کحالی»
من او قوشو اؤلدورموشم،
من او قوشو
دیمدیگینده غزل قوشو
من او قوشو
باخیشیندا سئوگی قوشو
من او قوشو...
من او قوشو اؤلدورموشم
سینه مده یوواسی واردی
سئوگی یئرینه قان ایچدی
قانادلاری قانا دوشدو
دوشدو قالدی سینه م اوسته
ایچیمده کی آرزی قوشو
من اؤلدورموشم
من او قوشو...
2.
یاغیش یاغیر
ساعاتلاردیر
دامجی-دامجی باخیشلارین
پنجره لرده داغیلیر
هرنه خاطیره میز واردی
سئل کوچه لردن آپاریر
ائشیکده کی چیلغین هاوا
ایچیمده کی دومان آغیر
من آغلیرام
یاغیش آغلیر
یاغیش یاغیر
ساعاتلاردیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
غزل قوشو
«لیلی کحالی»
من او قوشو اؤلدورموشم،
من او قوشو
دیمدیگینده غزل قوشو
من او قوشو
باخیشیندا سئوگی قوشو
من او قوشو...
من او قوشو اؤلدورموشم
سینه مده یوواسی واردی
سئوگی یئرینه قان ایچدی
قانادلاری قانا دوشدو
دوشدو قالدی سینه م اوسته
ایچیمده کی آرزی قوشو
من اؤلدورموشم
من او قوشو...
2.
یاغیش یاغیر
ساعاتلاردیر
دامجی-دامجی باخیشلارین
پنجره لرده داغیلیر
هرنه خاطیره میز واردی
سئل کوچه لردن آپاریر
ائشیکده کی چیلغین هاوا
ایچیمده کی دومان آغیر
من آغلیرام
یاغیش آغلیر
یاغیش یاغیر
ساعاتلاردیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
«هادی قاراچای»
۱٫ گؤرونتو
دنیز دالغالارییلا
آغاج یارپاقلارییلا دانیشیر
من
دیلیمی آغزیمین بوشلوغونا سرمیشم دینجلسین
یالان بازارینا قیز بوراخمیرام.
بو آن قوم دیلینده
بارماقلاریملا دانیشیرام
باخ
اووجومدان سوزولن قومدا سنین آدین وار.
۲٫ گؤزلرین
قاپیلار آچیلاجاق
قاپیلار آچیلاجاق
قاپی باشی بیر مندیل آچیلاجاق گونشدن
اومودو اومسونانلارلا
سئوگینی سئونلرله بؤلوشهجهییک
زوغال آغاجلاری قیپ- قیرمیزی
گیلهنارلار یئتگین
یوسون قوخوسو
آراز
دوم- دورو
و اوچان بوتون قوشلارین قانادیندا سنین آدین
سؤیله
هانسی دنیزده یویونموش سنین گؤزلرین بونجا یاشیل ؟!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
۱٫ گؤرونتو
دنیز دالغالارییلا
آغاج یارپاقلارییلا دانیشیر
من
دیلیمی آغزیمین بوشلوغونا سرمیشم دینجلسین
یالان بازارینا قیز بوراخمیرام.
بو آن قوم دیلینده
بارماقلاریملا دانیشیرام
باخ
اووجومدان سوزولن قومدا سنین آدین وار.
۲٫ گؤزلرین
قاپیلار آچیلاجاق
قاپیلار آچیلاجاق
قاپی باشی بیر مندیل آچیلاجاق گونشدن
اومودو اومسونانلارلا
سئوگینی سئونلرله بؤلوشهجهییک
زوغال آغاجلاری قیپ- قیرمیزی
گیلهنارلار یئتگین
یوسون قوخوسو
آراز
دوم- دورو
و اوچان بوتون قوشلارین قانادیندا سنین آدین
سؤیله
هانسی دنیزده یویونموش سنین گؤزلرین بونجا یاشیل ؟!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
«یونس اورنگ خدیو» بیزدن آیریلدی.
«یونس اورنگ خدیوینین» جنازهسی جوما گونو اسفند آیینین ۲۷سی ساعات ۱۰دا تهرانین بهشت زهرا مزارلیغیندا تورپاغا تاپشیریلاجاقدیر.
ادبیات سئونلر بو آجی آیریلیغی «یونس اورنگ خدیو ین» عائله سینه، سئونلرینه باش ساغلیغی وئریر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«یونس اورنگ خدیوینین» جنازهسی جوما گونو اسفند آیینین ۲۷سی ساعات ۱۰دا تهرانین بهشت زهرا مزارلیغیندا تورپاغا تاپشیریلاجاقدیر.
ادبیات سئونلر بو آجی آیریلیغی «یونس اورنگ خدیو ین» عائله سینه، سئونلرینه باش ساغلیغی وئریر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آذربایجانلی یازیچی و آراشدیریجی«یونس اورنگ خدیوی» وفات ائتدی
چوخ تاسفله، آذربایجانلی یازیچی، آراشدیریجی و اجتماعی شخصیت «یونس اورنگ خدیوی» گؤزلنیلمهدن جوماآخشامی اسفند آیینین ۲۶نجی گئجهسی یاشادیغی تهران شهرینده وفات ائتمیشدیر. آیاغینین سینماسی سببیندن تهرانین «سینا» خستهخاناسیندا یئرلشدیریلن یونس اورنگ خدیوی، همن خستهخانادا آغ جییار آمبلیاسینا یولوخموش و حیاتینی ایتیرمیشدیر.
«یونس اورنگ خدیوی» ۱۳۳۴نجی ایل تبریز شهرینده دونیایا گؤز آچمیش، گنجلیک و خصوصیلهده اؤیرنجیلیک زامانیندا اجتماعی مدنی مبارزهیه قوشولموشدور. انقلابدان سونرا یارانان سیاسی دوروم آزادلیق و اجتماعی عدالت عشقیله یاشایان گنج یونسی آذربایجان دیلی و ادبیاتینین انکشافی اوغروندا چالیشان درنکلر و درگیلره جلب ائدیر. او بیر سیرا دیگر آذربایجانلی یولداشلاریلا برابر بو آنا دیللی درگیلرین حاضیرلانیب یاییلماسیندا جدی امکداشلیق ائدیر.
«یونس اورنگ خدیوی»نین آراشدیریجیلیق زمینینده گؤردویو ایشلر ایندییه کیمی اونون قلم محصولو اولان اوچ کیتاب شکلینده ایشیق اوزو گؤروبدور. «من مرگ را سرودی کردم»، «دوشنبه سربی» و «مردی با خودنویس قرمز» کیتابلاری یونس اورنگ خدیوینین یاییلمیش تدقیقی اثرلریدیر. «من مرگ را سرودی کردم» کیتابی آذربایجانین انقلابچی اوغلو «بهروز دهقانی»نین حیات و یارادیجیلیغیندان سؤز آچیر، «دوشنبه سربی» کیتابی قیرخینجی ایللر انقلابچی گنجلری اؤزونه جلب ائدهن یئنی رادیکال سیاسی حرکتین لیدرلریندن اولان «امیر پرویز پویان»ین اثرلری و حیاتی حاقیندادیر و «مردی با خودنویس قرمز» کیتابی ایسه ایندیکی دؤرون دورومونو اؤزونده عکس ائتدیرن خاطرهلی حئکایهلردیر. بو چاپ اولموش کیتابلاردان علاوه اونون انقلابچی شاعر «علیرضا نابدل اوختای» و رئالیست یازیچی «علی اشرف درویشیان» حاقیندا حاضیرلادیغی تدقیقی اثرلرینین یاییلماسینا امکان یارانماییبدیر. کیتابلاریندان علاوه یونس اورنگ خدیوینین بیر سیرا مقالهلریده اینترنت صحیفهلرینده و مختلف مطبوعات اورگانلاریندا، او جوملهدن «چیستا» درگیسینده نشر ائدیلمیشدیر.
یونس اورنگ خدیوینین جنازهسی جوما گونو اسفند آیینین ۲۷سی ساعات ۱۰دا تهرانین بهشت زهرا مزارلیغیندا تورپاغا تاپشیریلاجاقدیر.
«ایشیق» – آذربایجان ادبیات و اینجهصنعت سایتی- امکداشلاری آدیندان آذربایجانلی یازیچی، آراشدیریجی و اجتماعی شخصیت «یونس اورنگ خدیوی»نین آغیر ایتگیسینی اونون حؤرمتلی عائلهسینه، یولداشلارینا، ائلهجهده عزیز دوستوموز مسعود اورنگ خدیوی جنابلارینا باش ساغلیغی وئریر، و اونودولماز دوستوموزون شرفلی خاطیرهسینی عزیزلهییریک.
«ایشیق» – آذربایجان ادبیات و اینجهصنعت سایتی
۲۷/۱۲/۱۴۰۰
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
چوخ تاسفله، آذربایجانلی یازیچی، آراشدیریجی و اجتماعی شخصیت «یونس اورنگ خدیوی» گؤزلنیلمهدن جوماآخشامی اسفند آیینین ۲۶نجی گئجهسی یاشادیغی تهران شهرینده وفات ائتمیشدیر. آیاغینین سینماسی سببیندن تهرانین «سینا» خستهخاناسیندا یئرلشدیریلن یونس اورنگ خدیوی، همن خستهخانادا آغ جییار آمبلیاسینا یولوخموش و حیاتینی ایتیرمیشدیر.
«یونس اورنگ خدیوی» ۱۳۳۴نجی ایل تبریز شهرینده دونیایا گؤز آچمیش، گنجلیک و خصوصیلهده اؤیرنجیلیک زامانیندا اجتماعی مدنی مبارزهیه قوشولموشدور. انقلابدان سونرا یارانان سیاسی دوروم آزادلیق و اجتماعی عدالت عشقیله یاشایان گنج یونسی آذربایجان دیلی و ادبیاتینین انکشافی اوغروندا چالیشان درنکلر و درگیلره جلب ائدیر. او بیر سیرا دیگر آذربایجانلی یولداشلاریلا برابر بو آنا دیللی درگیلرین حاضیرلانیب یاییلماسیندا جدی امکداشلیق ائدیر.
«یونس اورنگ خدیوی»نین آراشدیریجیلیق زمینینده گؤردویو ایشلر ایندییه کیمی اونون قلم محصولو اولان اوچ کیتاب شکلینده ایشیق اوزو گؤروبدور. «من مرگ را سرودی کردم»، «دوشنبه سربی» و «مردی با خودنویس قرمز» کیتابلاری یونس اورنگ خدیوینین یاییلمیش تدقیقی اثرلریدیر. «من مرگ را سرودی کردم» کیتابی آذربایجانین انقلابچی اوغلو «بهروز دهقانی»نین حیات و یارادیجیلیغیندان سؤز آچیر، «دوشنبه سربی» کیتابی قیرخینجی ایللر انقلابچی گنجلری اؤزونه جلب ائدهن یئنی رادیکال سیاسی حرکتین لیدرلریندن اولان «امیر پرویز پویان»ین اثرلری و حیاتی حاقیندادیر و «مردی با خودنویس قرمز» کیتابی ایسه ایندیکی دؤرون دورومونو اؤزونده عکس ائتدیرن خاطرهلی حئکایهلردیر. بو چاپ اولموش کیتابلاردان علاوه اونون انقلابچی شاعر «علیرضا نابدل اوختای» و رئالیست یازیچی «علی اشرف درویشیان» حاقیندا حاضیرلادیغی تدقیقی اثرلرینین یاییلماسینا امکان یارانماییبدیر. کیتابلاریندان علاوه یونس اورنگ خدیوینین بیر سیرا مقالهلریده اینترنت صحیفهلرینده و مختلف مطبوعات اورگانلاریندا، او جوملهدن «چیستا» درگیسینده نشر ائدیلمیشدیر.
یونس اورنگ خدیوینین جنازهسی جوما گونو اسفند آیینین ۲۷سی ساعات ۱۰دا تهرانین بهشت زهرا مزارلیغیندا تورپاغا تاپشیریلاجاقدیر.
«ایشیق» – آذربایجان ادبیات و اینجهصنعت سایتی- امکداشلاری آدیندان آذربایجانلی یازیچی، آراشدیریجی و اجتماعی شخصیت «یونس اورنگ خدیوی»نین آغیر ایتگیسینی اونون حؤرمتلی عائلهسینه، یولداشلارینا، ائلهجهده عزیز دوستوموز مسعود اورنگ خدیوی جنابلارینا باش ساغلیغی وئریر، و اونودولماز دوستوموزون شرفلی خاطیرهسینی عزیزلهییریک.
«ایشیق» – آذربایجان ادبیات و اینجهصنعت سایتی
۲۷/۱۲/۱۴۰۰
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
«ژان_پل_سارتر»
آن لحظه فوق العاده بود. من آنجا بودم، بی حرکت و یخزده، غرقه در جذبهای وحشتناک. ولی، درست در قلب آن جذبه، چیز تازه ای هم اکنون پدیدار شده بود؛ من «تهوع» را میفهمیدم، مالکش بودم. حقیقت آن است که من کشفیاتم را برای خودم صورتبندی نمیکردم. ولی فکر میکنم که حالا برایم آسان بود که به قالب کلمات درشان آورم. امر اساسی همان احتمال است. منظورم این است که، بنا به تعریف، وجود ضروری نیست. وجود داشتن به سادگی یعنی «آنجا بودن»؛ موجودات پدیدار میشوند، میگذارند که با آنها «برخورد کنیم»، ولی هرگز نمیتوان آنها را «استنتاج کرد»
#تهوع ترجمه#جلال_الدین_اعلم ۱۳۵۵
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آن لحظه فوق العاده بود. من آنجا بودم، بی حرکت و یخزده، غرقه در جذبهای وحشتناک. ولی، درست در قلب آن جذبه، چیز تازه ای هم اکنون پدیدار شده بود؛ من «تهوع» را میفهمیدم، مالکش بودم. حقیقت آن است که من کشفیاتم را برای خودم صورتبندی نمیکردم. ولی فکر میکنم که حالا برایم آسان بود که به قالب کلمات درشان آورم. امر اساسی همان احتمال است. منظورم این است که، بنا به تعریف، وجود ضروری نیست. وجود داشتن به سادگی یعنی «آنجا بودن»؛ موجودات پدیدار میشوند، میگذارند که با آنها «برخورد کنیم»، ولی هرگز نمیتوان آنها را «استنتاج کرد»
#تهوع ترجمه#جلال_الدین_اعلم ۱۳۵۵
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«مرجان منافزاده»
اوسگو شهرینین بایرام عنعنه لری
بیلدیینیز کیمی بیزیم ایل آخیریندا دورد چرشنبه میز وار، آنجاق آخیر چرشنبه یا توپراق چرشنبه سی چوخ طنطنه لی قئید اولار.
بایراما ایکی هفته قالان خانیملار بوغدالاری ایسلادیب، جویردردیلر.
توز آلما یا توز توکمک سؤزو اوسگوده حیس آلماق یا حیس توکمک دئییلیر.
خانیملار چالیشاردیلارآخیر چرشنبهدن قاباق حیس آلما و تمیزلیک ایشلرین بیتیرسینلر.
منجه بو حیس آلما سؤزو اسگی چاغلاردا ائولری اود ایله ایسیتمکله ایلگیلی دیر. ائولرده اود یاناردی و هاوانین سویوق اولدوغو اوچون قاپی پنجره باغلی اولاردی و اودون حیسی، دودو، توستوسو ائوین در، دووارینا، اشیالارینین اوستونه یاتاردی. بایرام یاخینلاشاندا هاوالار بیر آز یوموشالدیقدا خانیملار ائولرین حیسین آلیب، تمیزلیب و بایرامین گلیشین گوزلردیلر.
خانیملار ائولرینه تازا اشیالار آلاردیلار. تاخچاپوشلاری، آق پردهلری یویوب، نیله سالاردیلار. لازیم اولسایدی یئنیلردیلر. تاخچاپوشلارین آشاغیسینا گول تیکردیلر.
آخیر چرشنبه گونو صبحانه دن سونرا چرشنبه یئمیشیندن اییب (برکت سیمگهسی اولاراق) اوشاقلارا خرحلیک (خشلیک) وئرردیلر. هامی تزه پالتار و باشماقلارین گئیب ائودن چیخاردی.
اوسگو بازاریندا اینه سالماغا یئر اولمازدی. اوشاق-بؤیوک بازارا گلردیلر.اوشاقلار خشلیقلاری ایله اویونجاق آلاردیلار. اوغلانلار توفنگ، توپ؛ قیزلار ایسه قولچاق .
چرشنبه بازاریندان خانیملارمطلق: آینا، آیدینلیق دیر دئیه، سفره، برکتلی ایل اولسون دئیه، سوپورگه، ایلی باشاباش تمیزلیک اولسون، اوزرلیک، بدنظردن اوزاق قالماق آماجیلا آلاردیلار.
چرشنبه آخشام اود یاندیریب اوستوندن ایکی دفه آتیلاردیلار و آغیرلیغیم بوغورلیغیم بوردا قالسین دئییردیلر.
چرشنبه آخشام نیشانلی قیزلارا کورهکن ائویندن خونچا گلردی. خونچا دا شام یئمه یی، آلما، پرتاغال، شیرنی، یئمیش، بویالی یومورتا، کیم (بوغدا جویهرمیشی) بیرده گلین اوچون چئشیلی پالتارلار، باشماق، چادیرا... اولاردی.
او ایلین ایچینده ائوینه گئدن قیزلارا آتاسی ائویندن خونچا گلردی. خونچادا شامدان علاوه آلما، پرتقال، مییانپور، یئمیش، بویانمیش یومورتا و کوره کن اوچون کؤینک و قیزلارینا آلدیقلاری بایراملیق اولاردی. البته قایین آتا اوچون کؤینک و قایین آنا اوچون ده دونلوق یا چادرالیق قویاردیلار.
شام دان سونرا شال ساللاما اولاردی. شالا جوراب، مییانپور، یئمیش، مئیوه، شیرنی، بویانمیش یومورتا حتی پول باغلاردیلار.
چرشنبه فالی دا ماراقلی اولاردی. بیر نیت توتوب، قاپی دالیندان عایله دانیشیقلارین دینلردیلر. اؤلوملو و گؤزل سؤزلر ائشیتمک نیتی و ایستهیینه چاتماق آنلامیندا ایدی. او اوزدن آتا و آنالار چرشنبه گئجهسی گؤزل و پوزیتیو دانیشماغی اؤنهرردیلر.
ائرتهسی گون خانیملار سو قیراغینا گئدیب، سو اوستدن آتیلیب، سودان آیدینلیق آلاردیلار. آغیر و کدرلی گونلری اوزاقلاشدیرماق نییتی ایله ساچلاریندان کسیب ودیرناقلارین توتوب، سویا بوراخاردیلار .
بایرامدان قاباق خانیملار سوغان قابیغی ایله یومورتالاری بویاردیلار و بایرام سفرهسینه حاضیرلاردیلار.
ایل تحویل اولاندا هر ائوده یاپراق دولماسی قایناردی . بو دولمانین ایچینده چئشیدلی ارزاقلار اولدوغو اوچون اود اوسته قایناماسی، قارشیدان گلن ایلین برکتلی ایل اولاجاغینا اینانج داشییردی.
بایرام سفرهسینده آینا، شمع، قرآن، سماق، سومنی، بوغدا یا چورک، بالیق، ساریمساق، دمیر پول، سبزه، سیرکه، سو قویاردیلار. ایل تحویل ده عایله عضولری بو سفرهنین باشیندا اوتوراردیلار. سونرا بیربیرلرینی تبریک ائدیب و بؤیوک بابا ائوینه گئدردیلر. و بیر بیر کیچیکلر بؤیوکلری زیارت ائدیب، تبریک ائدردیلر. بؤیوکلر ده بایراملیق وئرردیلر. اوسگوده عموما بایراملیق بویانمیش یومورتا ایله جوراب یا پول اولاردی. قیزلار عایلهلری ایله بیرگه بایرامین اول گونو ناهارا آتالارینا قوناق اولاردیلار. ناهار موطلق پلو اولاردی. گوی خوروشتو، قیمه، یئرکوکو خوروشتی و سونرالار تویوغ دب اولموشدو.
بایرامین ایلک گونونده یاسلی عایلهلرین ده گؤروشو واجیب ساییلاردی.
بایرام گونلری سیزده له باشا چاتاردی. سیزده ده ناهاری حاضیرلاییب یانیندا قایقاناق پیشیریب، باغلارینا گئدردیلر. عموما یئنه بؤیوکلرین باشینا ییغیشاردیلار. ناهاردان سونرا اوشاقلار اویناردیلار. خانیملار یئنی جویرمیش ترهوزلردن درردیلر. غازآیاغی، قالقان، شینگی، قویون قولاغی... و ائرتهسی گون او ترهوزلرین آشی اود اوسته قایناردی.
سیز عزیز اوخوجولارا، بوتون خالقیما هابئله دونیا تاشلاریما ساغلیق، شادلیق و دینج یاشام دیلهییرم.
اؤنجهدن یئنی ایلینیز قوتلو، موتلو و برکتلی اولسون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوسگو شهرینین بایرام عنعنه لری
بیلدیینیز کیمی بیزیم ایل آخیریندا دورد چرشنبه میز وار، آنجاق آخیر چرشنبه یا توپراق چرشنبه سی چوخ طنطنه لی قئید اولار.
بایراما ایکی هفته قالان خانیملار بوغدالاری ایسلادیب، جویردردیلر.
توز آلما یا توز توکمک سؤزو اوسگوده حیس آلماق یا حیس توکمک دئییلیر.
خانیملار چالیشاردیلارآخیر چرشنبهدن قاباق حیس آلما و تمیزلیک ایشلرین بیتیرسینلر.
منجه بو حیس آلما سؤزو اسگی چاغلاردا ائولری اود ایله ایسیتمکله ایلگیلی دیر. ائولرده اود یاناردی و هاوانین سویوق اولدوغو اوچون قاپی پنجره باغلی اولاردی و اودون حیسی، دودو، توستوسو ائوین در، دووارینا، اشیالارینین اوستونه یاتاردی. بایرام یاخینلاشاندا هاوالار بیر آز یوموشالدیقدا خانیملار ائولرین حیسین آلیب، تمیزلیب و بایرامین گلیشین گوزلردیلر.
خانیملار ائولرینه تازا اشیالار آلاردیلار. تاخچاپوشلاری، آق پردهلری یویوب، نیله سالاردیلار. لازیم اولسایدی یئنیلردیلر. تاخچاپوشلارین آشاغیسینا گول تیکردیلر.
آخیر چرشنبه گونو صبحانه دن سونرا چرشنبه یئمیشیندن اییب (برکت سیمگهسی اولاراق) اوشاقلارا خرحلیک (خشلیک) وئرردیلر. هامی تزه پالتار و باشماقلارین گئیب ائودن چیخاردی.
اوسگو بازاریندا اینه سالماغا یئر اولمازدی. اوشاق-بؤیوک بازارا گلردیلر.اوشاقلار خشلیقلاری ایله اویونجاق آلاردیلار. اوغلانلار توفنگ، توپ؛ قیزلار ایسه قولچاق .
چرشنبه بازاریندان خانیملارمطلق: آینا، آیدینلیق دیر دئیه، سفره، برکتلی ایل اولسون دئیه، سوپورگه، ایلی باشاباش تمیزلیک اولسون، اوزرلیک، بدنظردن اوزاق قالماق آماجیلا آلاردیلار.
چرشنبه آخشام اود یاندیریب اوستوندن ایکی دفه آتیلاردیلار و آغیرلیغیم بوغورلیغیم بوردا قالسین دئییردیلر.
چرشنبه آخشام نیشانلی قیزلارا کورهکن ائویندن خونچا گلردی. خونچا دا شام یئمه یی، آلما، پرتاغال، شیرنی، یئمیش، بویالی یومورتا، کیم (بوغدا جویهرمیشی) بیرده گلین اوچون چئشیلی پالتارلار، باشماق، چادیرا... اولاردی.
او ایلین ایچینده ائوینه گئدن قیزلارا آتاسی ائویندن خونچا گلردی. خونچادا شامدان علاوه آلما، پرتقال، مییانپور، یئمیش، بویانمیش یومورتا و کوره کن اوچون کؤینک و قیزلارینا آلدیقلاری بایراملیق اولاردی. البته قایین آتا اوچون کؤینک و قایین آنا اوچون ده دونلوق یا چادرالیق قویاردیلار.
شام دان سونرا شال ساللاما اولاردی. شالا جوراب، مییانپور، یئمیش، مئیوه، شیرنی، بویانمیش یومورتا حتی پول باغلاردیلار.
چرشنبه فالی دا ماراقلی اولاردی. بیر نیت توتوب، قاپی دالیندان عایله دانیشیقلارین دینلردیلر. اؤلوملو و گؤزل سؤزلر ائشیتمک نیتی و ایستهیینه چاتماق آنلامیندا ایدی. او اوزدن آتا و آنالار چرشنبه گئجهسی گؤزل و پوزیتیو دانیشماغی اؤنهرردیلر.
ائرتهسی گون خانیملار سو قیراغینا گئدیب، سو اوستدن آتیلیب، سودان آیدینلیق آلاردیلار. آغیر و کدرلی گونلری اوزاقلاشدیرماق نییتی ایله ساچلاریندان کسیب ودیرناقلارین توتوب، سویا بوراخاردیلار .
بایرامدان قاباق خانیملار سوغان قابیغی ایله یومورتالاری بویاردیلار و بایرام سفرهسینه حاضیرلاردیلار.
ایل تحویل اولاندا هر ائوده یاپراق دولماسی قایناردی . بو دولمانین ایچینده چئشیدلی ارزاقلار اولدوغو اوچون اود اوسته قایناماسی، قارشیدان گلن ایلین برکتلی ایل اولاجاغینا اینانج داشییردی.
بایرام سفرهسینده آینا، شمع، قرآن، سماق، سومنی، بوغدا یا چورک، بالیق، ساریمساق، دمیر پول، سبزه، سیرکه، سو قویاردیلار. ایل تحویل ده عایله عضولری بو سفرهنین باشیندا اوتوراردیلار. سونرا بیربیرلرینی تبریک ائدیب و بؤیوک بابا ائوینه گئدردیلر. و بیر بیر کیچیکلر بؤیوکلری زیارت ائدیب، تبریک ائدردیلر. بؤیوکلر ده بایراملیق وئرردیلر. اوسگوده عموما بایراملیق بویانمیش یومورتا ایله جوراب یا پول اولاردی. قیزلار عایلهلری ایله بیرگه بایرامین اول گونو ناهارا آتالارینا قوناق اولاردیلار. ناهار موطلق پلو اولاردی. گوی خوروشتو، قیمه، یئرکوکو خوروشتی و سونرالار تویوغ دب اولموشدو.
بایرامین ایلک گونونده یاسلی عایلهلرین ده گؤروشو واجیب ساییلاردی.
بایرام گونلری سیزده له باشا چاتاردی. سیزده ده ناهاری حاضیرلاییب یانیندا قایقاناق پیشیریب، باغلارینا گئدردیلر. عموما یئنه بؤیوکلرین باشینا ییغیشاردیلار. ناهاردان سونرا اوشاقلار اویناردیلار. خانیملار یئنی جویرمیش ترهوزلردن درردیلر. غازآیاغی، قالقان، شینگی، قویون قولاغی... و ائرتهسی گون او ترهوزلرین آشی اود اوسته قایناردی.
سیز عزیز اوخوجولارا، بوتون خالقیما هابئله دونیا تاشلاریما ساغلیق، شادلیق و دینج یاشام دیلهییرم.
اؤنجهدن یئنی ایلینیز قوتلو، موتلو و برکتلی اولسون.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
فولکولور
آتا بابا سوزلری، مثللر، دئیم لر...
ادبیات سئونلر کانالیندا
زمان: هرهفته جمعه گئجه
ساعات: 21
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آتا بابا سوزلری، مثللر، دئیم لر...
ادبیات سئونلر کانالیندا
زمان: هرهفته جمعه گئجه
ساعات: 21
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آتالار سوزو
سهمانلایان:« تورانلی قیز»
حاضیرلایان:« ادبیات سئونلر»
۱- آدامی تانییان یئرده قورد یئسین.
۲- دادانمیسان دولمویا بلکه بیر گون اولمویا.
۳- من راضی سن راضی ... یئییر قاضی.
۴-چوخ یئماخلیق آز یئماخلیقدان سالار.
۵- حالوا- حالوا دئمهگینن آغیز شیرین اولماز.
۶- خان اوغلان دایی سینا چکر خانیم قیز بیبیسینه.
۷- یتیمه وای- وای دئین چوخ اولار، چؤرک وئرن اولماز.
۸- آغانین مالی چیخاندا نوکرین جانی چیخار.
۹- بوردا منم باغدادا کور خلیفه.
۱۰- ایت هورر کاروان گئچر.
۱۱- سو بولانماسا دورولماز.
۱۲- چاغیران یئرده بیت، چاغیرمیان یئردن ایت.
۱۳- پیشیگین آغزی اته یتیرمیردی دییر مینداردی.
۱۴- یول گئدن آت قمچی یئمز.
۱۵- دوه اوینویاندا قار یاغار.
۱۶- یئرینه ایشهماغی بس دگیل شیرین چایدا ایستیر.
۱۷- ناهاردان معلومدی شاما نه وار.
۱۸- ایشلیین یئیَر بویانی ایشلهمین یئیر هایانی.
۱۹-چراغ اوز دیبینه ایشیق سالماز.
۲۰- پیچاق اؤز دستهسین کسمز.
۲۱- آتا مینماغین بیر عیبی اولسا، آتدان دوشماغین مین عیبی وار.
۲۲- باغلی سفرهنین بیر عیبی اولسا آچیلی سفرهنین مین عیبی اولار.
۲۳- یئمهمیسن قاز اتینی، نه بولوسن لذتینی.
۲۴- قودداسان قوردی چیخار.
۲۵- قورد دومانلغی سئور.
۲۶- هامینی بزر، اوزی لوت گزر.
۲۷- نسیه گیرمز کیسیه.
۲۸- مالیم خراب اولونجا قوی قارنیم خراب اولسون.
۲۹- تویدا اوینویانین باشیدا اوینار گوتوده اوی نار.
۳۰- تویدا اوینویانین، اویان- بویانی گوررلر.
۳۱- قویونی اولان قورد دان قوخماز.
۳۲- حامام فیتهسین بئلدن آچارلار.
۳۳- آدین ندی رشید، بیرین دئ، بیرین ائشیت.
۳۴- قاتیخ توکولر یئری قالار ایئران توکولسه نه قالار.
۳۵- ائل گوجی سئل گوجی.
۳۶- باغدان اریک قوتولدی سلام علیک قوتولدی.
۳۷- آژ تویوخ یاتار یوخودا داری گو رر.
۳۸- قیصاص قیامته قالماز.
۳۹- قاباغا گئچنده دئییل لر بیژدی، دالی قالاندا دئییللر گیژدی.
۴۰- قوری- قوری قربانین اولوم.
۴۱- یاغماسادا گورولدور.
۴۲- قیز بادامدی بالاسی بادام ایچی.
۴۳- کور نه ایستر ایکی گوز، بیری ایری بیری دوز.
۴۴- کیشی توپوردویون یالاماز.
۴۵- قره واش الینه جیگر دوشوب.
۴۶- گئجه بازارا گئدن چوخ اولار.
۴۷- لالین دیلین ننهسی بولر.
۴۸- بیر دیلی وار ایلانی یووادان چادار.
۴۹-لای- لای بیلیسن نیه یاتمیسان.
۵۰- ائیبئله اوتلویوب، هانی قویروغو.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سهمانلایان:« تورانلی قیز»
حاضیرلایان:« ادبیات سئونلر»
۱- آدامی تانییان یئرده قورد یئسین.
۲- دادانمیسان دولمویا بلکه بیر گون اولمویا.
۳- من راضی سن راضی ... یئییر قاضی.
۴-چوخ یئماخلیق آز یئماخلیقدان سالار.
۵- حالوا- حالوا دئمهگینن آغیز شیرین اولماز.
۶- خان اوغلان دایی سینا چکر خانیم قیز بیبیسینه.
۷- یتیمه وای- وای دئین چوخ اولار، چؤرک وئرن اولماز.
۸- آغانین مالی چیخاندا نوکرین جانی چیخار.
۹- بوردا منم باغدادا کور خلیفه.
۱۰- ایت هورر کاروان گئچر.
۱۱- سو بولانماسا دورولماز.
۱۲- چاغیران یئرده بیت، چاغیرمیان یئردن ایت.
۱۳- پیشیگین آغزی اته یتیرمیردی دییر مینداردی.
۱۴- یول گئدن آت قمچی یئمز.
۱۵- دوه اوینویاندا قار یاغار.
۱۶- یئرینه ایشهماغی بس دگیل شیرین چایدا ایستیر.
۱۷- ناهاردان معلومدی شاما نه وار.
۱۸- ایشلیین یئیَر بویانی ایشلهمین یئیر هایانی.
۱۹-چراغ اوز دیبینه ایشیق سالماز.
۲۰- پیچاق اؤز دستهسین کسمز.
۲۱- آتا مینماغین بیر عیبی اولسا، آتدان دوشماغین مین عیبی وار.
۲۲- باغلی سفرهنین بیر عیبی اولسا آچیلی سفرهنین مین عیبی اولار.
۲۳- یئمهمیسن قاز اتینی، نه بولوسن لذتینی.
۲۴- قودداسان قوردی چیخار.
۲۵- قورد دومانلغی سئور.
۲۶- هامینی بزر، اوزی لوت گزر.
۲۷- نسیه گیرمز کیسیه.
۲۸- مالیم خراب اولونجا قوی قارنیم خراب اولسون.
۲۹- تویدا اوینویانین باشیدا اوینار گوتوده اوی نار.
۳۰- تویدا اوینویانین، اویان- بویانی گوررلر.
۳۱- قویونی اولان قورد دان قوخماز.
۳۲- حامام فیتهسین بئلدن آچارلار.
۳۳- آدین ندی رشید، بیرین دئ، بیرین ائشیت.
۳۴- قاتیخ توکولر یئری قالار ایئران توکولسه نه قالار.
۳۵- ائل گوجی سئل گوجی.
۳۶- باغدان اریک قوتولدی سلام علیک قوتولدی.
۳۷- آژ تویوخ یاتار یوخودا داری گو رر.
۳۸- قیصاص قیامته قالماز.
۳۹- قاباغا گئچنده دئییل لر بیژدی، دالی قالاندا دئییللر گیژدی.
۴۰- قوری- قوری قربانین اولوم.
۴۱- یاغماسادا گورولدور.
۴۲- قیز بادامدی بالاسی بادام ایچی.
۴۳- کور نه ایستر ایکی گوز، بیری ایری بیری دوز.
۴۴- کیشی توپوردویون یالاماز.
۴۵- قره واش الینه جیگر دوشوب.
۴۶- گئجه بازارا گئدن چوخ اولار.
۴۷- لالین دیلین ننهسی بولر.
۴۸- بیر دیلی وار ایلانی یووادان چادار.
۴۹-لای- لای بیلیسن نیه یاتمیسان.
۵۰- ائیبئله اوتلویوب، هانی قویروغو.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
قزئت احوالاتی
طنز:«بویوک آغا افندی»
هرهفته جمعه گئجه ساعات 21
ادبیات سئونلر کانالیندا
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
طنز:«بویوک آغا افندی»
هرهفته جمعه گئجه ساعات 21
ادبیات سئونلر کانالیندا
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
طنز:«بؤیوکآغا افندی»
قزئت احوالاتی
بایرام دوعالاری
یا الله، یاالله، یا الله
الهی!
آمین دئین دیللری لال ائلهمه!
الهی، پروردگارا!
بوتون میوهلری، آجیللری، خصوصن بادام هندینی و پوستهلری قوناقلارین شرریندن، مخصوصن جیبه تؤکنلرین الیندن محفوظ و برقرار ائله!
یا ربی!
منیم گؤزومدن ایراق اوشاقلارینا دؤرد -دؤرد شیرنی شوکالات وئرنلری تیریغا سال!
پروردگارا!
زنگ ائلهییب «ائودهسیز؟ بئش دقیقه گؤروشه گلیریک» دئین، آنجاق شامی یئمهیینجه دوروب گئتمک ایستهمهین قوناقلارین مکرلرینی اؤزلرینه قایتار!
بارالهی!
سنی آند وئریرم اؤز جلالینا، بایرامدا ائوه داش کیمی دوشوب، اون بئش گون یئییب، ایچیب شیللاق آتان قوناقلاردان بیزی آماندا ساخلا!
یا ربیم!
او قوناقلارکی آیفوندان باخاندا ایکی نفر، قاپیدان گیرنده 45 نفر اولورلار، دالدادا گیزلننلرین نیست و نابود ائله!
پروردگارا!
سوفره باشیندا قازماغا، تویوقون بودونا حمله ائدنلرین مئیلین کوسدور!
الهی!
او آداملارکی قاپیدان گیرمهمیش قودوقلارینا دئییرلر: «عمی جاندان بایراملیغینی آلدین؟ قاچ گئت عمیجاندان بایراملیغینی آل!» اونلاری اؤزلریندن پیسینه راست گتیر!
خدایا، خداوندا!
بوتون او قوناقلاری کی بو شهردن کنار، بیزیم ائوه گلمک خیالیندادیرلار، اؤز اللهلیغیوا خاطیر اونلاری اؤز یورد- یووالارینا هدایت ائله!
الهی!
سنه آند وئریرم اوز اللهلیغیوا، منی بیچارهنین آیلیغینی فروردین آیینین ایگیرمیسینهجه آرواد- اوشاغین، باققاللارین شرریندن حفظ و مستدام ائله!
پروردگارا!
سنی آند وئریرم اؤز رحمان و رحیملیگینه، قاینانانین لشگرین باجاناق ائوینه هدایت ائله، بیز ده اونلارین ایچینده!
یا ارحمن راحیمین!
گئتدیگیمیز یئرلرده بیزه بوللو و دویونجا کوفته، کاباب، دولما، باغلاوا، پوسته و بادام نصیب ائیله!
آمین یا ربالعالمین الله!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
قزئت احوالاتی
بایرام دوعالاری
یا الله، یاالله، یا الله
الهی!
آمین دئین دیللری لال ائلهمه!
الهی، پروردگارا!
بوتون میوهلری، آجیللری، خصوصن بادام هندینی و پوستهلری قوناقلارین شرریندن، مخصوصن جیبه تؤکنلرین الیندن محفوظ و برقرار ائله!
یا ربی!
منیم گؤزومدن ایراق اوشاقلارینا دؤرد -دؤرد شیرنی شوکالات وئرنلری تیریغا سال!
پروردگارا!
زنگ ائلهییب «ائودهسیز؟ بئش دقیقه گؤروشه گلیریک» دئین، آنجاق شامی یئمهیینجه دوروب گئتمک ایستهمهین قوناقلارین مکرلرینی اؤزلرینه قایتار!
بارالهی!
سنی آند وئریرم اؤز جلالینا، بایرامدا ائوه داش کیمی دوشوب، اون بئش گون یئییب، ایچیب شیللاق آتان قوناقلاردان بیزی آماندا ساخلا!
یا ربیم!
او قوناقلارکی آیفوندان باخاندا ایکی نفر، قاپیدان گیرنده 45 نفر اولورلار، دالدادا گیزلننلرین نیست و نابود ائله!
پروردگارا!
سوفره باشیندا قازماغا، تویوقون بودونا حمله ائدنلرین مئیلین کوسدور!
الهی!
او آداملارکی قاپیدان گیرمهمیش قودوقلارینا دئییرلر: «عمی جاندان بایراملیغینی آلدین؟ قاچ گئت عمیجاندان بایراملیغینی آل!» اونلاری اؤزلریندن پیسینه راست گتیر!
خدایا، خداوندا!
بوتون او قوناقلاری کی بو شهردن کنار، بیزیم ائوه گلمک خیالیندادیرلار، اؤز اللهلیغیوا خاطیر اونلاری اؤز یورد- یووالارینا هدایت ائله!
الهی!
سنه آند وئریرم اوز اللهلیغیوا، منی بیچارهنین آیلیغینی فروردین آیینین ایگیرمیسینهجه آرواد- اوشاغین، باققاللارین شرریندن حفظ و مستدام ائله!
پروردگارا!
سنی آند وئریرم اؤز رحمان و رحیملیگینه، قاینانانین لشگرین باجاناق ائوینه هدایت ائله، بیز ده اونلارین ایچینده!
یا ارحمن راحیمین!
گئتدیگیمیز یئرلرده بیزه بوللو و دویونجا کوفته، کاباب، دولما، باغلاوا، پوسته و بادام نصیب ائیله!
آمین یا ربالعالمین الله!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
«رسول رضا»
دورنانین قاتاری گؤر نه قشنگدیر
سحر بولودلاری نه لاله رنگدیر
مهریبان گؤزلرین یول چکیر یئنه
بیر سس پیچلداییر
گلمهیهجکدیر
حسرت تئللرینه کیمدیر ال ووران
گؤیرچین گؤنلومدور یوللاردا دوران
یوز ایللیک بیر عؤمور قوربان وئرردیم
خومار گؤزلرینه باخسایدیم بیر آن
بیلمیرم، صادیقسن آندا، ایلقارا
قوی چکمهسین فیکریم، گؤنلومو دارا
او بؤیوک عشقینله ساغالاجاقدیر
اینانکی آلدیغیم ان درین یارا
بلکه بیر گون، مندن گتیردی سوراق
قان لکهسی دوشموش، بیر ساری یارپاق
بیل کی، سون شعریمین ایلک سؤزو سنسن
بیر ده جان وئردیییم بو آنا تورپاق
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دورنانین قاتاری گؤر نه قشنگدیر
سحر بولودلاری نه لاله رنگدیر
مهریبان گؤزلرین یول چکیر یئنه
بیر سس پیچلداییر
گلمهیهجکدیر
حسرت تئللرینه کیمدیر ال ووران
گؤیرچین گؤنلومدور یوللاردا دوران
یوز ایللیک بیر عؤمور قوربان وئرردیم
خومار گؤزلرینه باخسایدیم بیر آن
بیلمیرم، صادیقسن آندا، ایلقارا
قوی چکمهسین فیکریم، گؤنلومو دارا
او بؤیوک عشقینله ساغالاجاقدیر
اینانکی آلدیغیم ان درین یارا
بلکه بیر گون، مندن گتیردی سوراق
قان لکهسی دوشموش، بیر ساری یارپاق
بیل کی، سون شعریمین ایلک سؤزو سنسن
بیر ده جان وئردیییم بو آنا تورپاق
https://t.me/Adabiyyatsevanlar