ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
۵) نقش رسانه های اجتماعی در توسعه کار یک نویسنده چگونه نقشی است؟
۵_ رسانه های جمعی در جامعه مدرن نقش بنیادی برعهده گرفته اند این رسانه نه تنها موجب تفریح و سرگرمی ما می شوند بلکه بیشتر اطلاعاتی را که برمبنای آن ها در زندگی روزانه ی خود عمل می کنیم فراهم می آورند وشکل می دهند.به راستی رسانه های دیداری و شنیداری ،چه اثری بر گرایش افراد جامعه به مطالعه وکتاب خوانی می توانند داشته باشند؟
آیا رادیو ومهم تر از آن ،تلویزیون،‌به طور مطلق موجب غفلت ودوری افراد از فرهنگ مکتوب ودنیای کتاب وکتاب خوانی می شوند؟
درمیان رسانه های جمعی تلویزیون دارای پوشش گسترده اطلاعات وسرعت انتقال پیام است.
تلویزیون رسانه ای است که همه قوای ادراکی انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهد ویکی از ویژگی های متمایز کننده آن،کیفیت وحذابیتی است که حزئ جداناشدنی این رسانه است‌
ازاین رو در برخورد با فرهنگ مکتوب برخی از صاحب نظران تاثیر تلویزیون را مثبت ندانسته اند
کلاوفاست بانظر کسانی که توسعه کتاب را عامل کم شدن مصرف کتاب در جوامع صنعتی می دانند موافق نیست .
او می گوید :‌این تصور ،اشتباه بزرگی است ،زیرا به کرات دیده آیم که تلویزیون وکتاب ،اگر عاقلانه به کار گرفته شوند،مکمل یکدیگرند .
منتهی در هرجامعه ای باید تلویزیون وبرنامه های آن را به دقت مورد مطالعه قرار داد ودید به چه نحو می توان از آن برای تربیت افکار توسعه دانش بهره برداری کرد.
مطالعات نشان داده است کتاب های که در رسانه ها مورد بحث وانتقاد قرار می گیرند یا کتاب هایی که از روی آن ها فیلم سینمایی ساخته می شوند خوانندگان بیشتری دارند.
همچنین بسیاری از افراد که با مطالعه خواندن بیگانه اند، از راه نقد و معرفی کتاب ها در مطبوعات به مطالعه روی می آورند
.رسانه ها همیشه نقش مهمی در گسترش هر فرهنگی در جامعه امروز دارند.تلویزیون وجدیدا فضاهای مجازی جزو لاینفک زندگی انسان شده است .
اگر نقش سازنده خود را سوای دخالت های ارکان قدرت که همیشه سمت وسوی جریان‌ها را هدایت می کنند، درست بشناسند می توانند در شناسایی نویسنده واثرش نقش مهمی داشته باشند.
مثلا دولت برزیل ،هرچند وقت یکبار ،برنامه تلویزیونی به منظور تشویق مطالعه ترتیب می دهد.
در طول روز ،تبلیغات گوناگونی به شکل آگهی های تجارتی بعنوان« مطالعه ,یعنی زندگی کردن » پخش می شود که شامل اشعار وقطعاتی از رمان های جالب است .
۶) فردیت در داستان های شما موج می زند که از جهان بینی شما نشات می گیرد. درباره این ویژگی بارز بیان تان در نوشتار لختی سخن کنید؟
۶_عرصه نویسندگی عرصه بسیار فراخی است و هرکس به تناسب آموخته ها وانیوه واژگانی که دارد دست به قلم می شود.
بعضی داستانها شخصیت محورهستند وبعضی دیالوگ محور .اگر هرکدام ازین نوع داستانها مورد نظر نویسنده باشد باید بتواند از عهده پردازش آن ها بربیاید .
من هنوز ابتدای راهم ودارم در هر دو زمینه طبع آزمایی می کنم .داستان بیشتر کنش و واکنش شخصیت ها را انعکاس می دهد.جامعه پر است از شخصیت ها که اگر دقت کنیم می توانیم داستان های متعددی از دل همین اجتماع بنویسیم.

من وقتی به نوشتن شروع می کنم .سعی می کنم درقالب شخصیت های داستان فرو بروم.تا بتوانم خواننده را به همذات پنداری با شخصیت ها برسانم.
نویسنده تا خودش با شخصیت ها همراه نباشد وبا آنها نخندد ونگرید هرگز نخواهد توانست سیمای درستی از اعمال وتفکرات شخصیت به خواننده ارائه دهد.
من در نوشتن سعی می کنم که
احساس کنم شخصیت های داستانی خود من هستند ‌
دیالوگ هایشان وحرکاتشان را در خودم می بینم .
اگر زنی جلو آینه می ایستد . سعی می کنم آن زن من باشم‌
اگر شخصیت مردی است مشکل راه رفتن دارد.خودم را در ریخت او می ریزم.
گر دختری با مادرش بگو مگو می کند.
همزمان آن دختر ومادر هردو من هستم .
۷)زن و وجودیت مهم او در جامعه ادبی امروز چگونه ارزیابی می شود؟
۷_ درتاریخ ادبیات ایران درروزگار پیش از سنایی ودر دوره هایی همچون سبک خراسانی تک ستاره ها وبزرگانی چون رابعه بلخی به چشم می خورد وبیشتر زنان ان دوره وپس از آن پرده نشین بودند وکمتر اجازه سخن گفتن داشتند
در دوره سبک هندی زنان بیشتر از دوره های قبل اجازه بروز وظهور پیدا کرد به گونه ای که برخی ازشاگردان بیدل دهلوی از زنان بودند.
درادبیات معاصر ،پروین شاعری نجیب واز نخبگان ادبیات بود که شعرهایش با اقبال خوبی از سوی مردم روبرو بوده است.
یکی از زنان مطرح درعرصه ادبیات فروغ فرخزاد است اوشخصیتی بود که دو روزگار را در زندگی خود تجربه کرده است
قیصر امین پور زبان ادبی اش وامدار شاعری همچون فروغ است.
سیمین بهبهانی نیز از شاعرانی است که درشعر معاصر حرکتی ایجاد کرده است.
طاهره صفارزاده چهره ای دانشمند،مترجم واز نوادرروزگار است.
درهیچ دوره ای ازتاریخ ادبیات این همه شاعر ونویسنده زن وجود نداشته است. خیلی خوشحالم که بگویم خوشبختانه زن امروز نقش و جایگاه مهمی در عرصه فرهنگ و ادبیات دارد‌
کثرت نویسندگان و شاعران زن باعث دلگرمی است که زن امروز پا به پای مردان نویسنده و شاعر دارد قدم های مهمی برمی دارد.شاعران‌ نویسندگان زن زیادی هستند که ازقلم شان داستان وشعر می تراود و اطمینان دارم که به صدر نشینی قله ادبیات هم خواهند رسید.
۸)شمه ای درباره فعالیت های اجتماعی فرهنگی خویش سخن کنید؟
۸_ من سی سال دبیر دبیرستان بودم در رشته ادبیات فارسی .کارم تدریس زبان و ادبیات فارسی در سه پایه دبیرستان بود .درآن زمان مطالبی می نوشتم البته نه به صورت جدی . بیشتر به صورت دلنوشته بود وبیشتر شان را هم جمع آوری نکرده ام . دانش آموزانی تربیت کرده ام که از پیشرفت هایشان اطلاع دارم که فرزندانی لایق برای کشورشان هستند.در همه ی عرصه ها فعالیت دارند ومثمر ثمر هستند.
فعالیت اجتماعی :دوسال مشاور امور بانوان فرمانداری شهرستان تکاب بودم ‌
راستش بعد بازنشستگی که مدت زمان زیادی برای خودم داشتم وتنهایی هایم عمیق تر شد .چون از درس و مدرسه گسسته بودم و فرزندی هم در خانه نداشتم بیشتر به سمت نوشتن گرایش پیدا کردم .دربعضی محافل نقد داستان که از طرف پژوهش سرای آموزش و پرورش تشکیل می گردید شرکت می کردم وتعدادی از داستان های نویسندگان معروف ایران و کشورهای دیگر را درجمع همکاران به بررسی ونقد می نشستیم.
جلسات مفید وپر باری بود وسعی می کردم به طور جدی به نقد داستان ها از زاویه تجربیات چند ساله ام بپردازم .
بازنشستگی برای من پایان کار نبود وهرگز فکر نمی کنم که زندگی ام دارد به بیهودگی می گذرد مطالعه چند ساعت در روز یکی از برنامه های جدی من است و آموزش نوشتن را هم جزو برنامه هایم گنجانده ام .
زندگی هرگز متوقف نمی شود وجریان دارد وما هم با این جریان اگر هم سو نشویم مثل مرداب کارمان ایستایی وگنداب بودن است
این شروع جدیدی که پیش رو دارم برایم اهمیت به سزایی دارد و به جد اعتراف می کنم که باوجود احساسات ضد ونقیضی که در من جوانه می زند اما راه خود را در نوشتن به پیش رو باز کرده است ومطمئنم که تا انتها پربار خواهد بود .
به امید آن روز
۹) شما در مسیر زاینده نویسندگی سراینده هم هستید. دراین باره سخنی داشته باشید به شناخت بیشتر و بهتر برای خوانندگان امروز ؟
۹_ احساس است که رقم می زند وقدم می ‌زند
حرکت یک پرنده در آسمان یاافتادن یک برگ از درخت ویا هر چیزی که احساس من را به چالش بکشد دست آویزی برای نوشتن به من می دهد.
تنهایی انسانها خیلی عمیق است .اساسا در تنهایی هاست که نوشتن شکل می گیرد.درجمعیت ،پریشانی جلوه گری می کند.درست است که انسان هرگز نمی تواند به تنهایی زندگی را به پیش ببرد ولی نویسنده و شاعر در تنهایی شکوفا می شوند .تنهایی همیشه تنها نشستن نیست .گاهی در جمع هستی ولی تنهایی.
وقتی حرفهایت را نمی فهمند.این خودش انگیزه می شود برای نوشتن.
برای برون ریزی هر حس مبهمی که در درونت شعله ور است.پس با نوشتن است که می توان اندکی از رنج تنهایی کاست‌.
درنوشتن شعر این تنهایی خیلی بیشتر رخ می دهد. احساس بر قلم سوار می شود واز زبان هر موجود چه جاندار وچه نبات می شود نوشت.

ولی گاهی در نوشتن شعر خیلی شخصی برخورد می کنم .شعر باید از دروازه های شخصی خارج شود وبه مرز جهانی بودن برسد.
امیدوارم یک روز به این نقطه برسم که احساس مشترک انسانها باشم
۱۰) از اصالت تجربه سخن شد در مسیر پاسخ گویی ها.کنون درباره آموزگاری و کارکردهای مهم پرورشی خویش تا کنون که بازنشسته هستید یک گزارش اجمالی دهید که خوانندگان جوان با جنبه های مختلف کاری شما آشنا شوند؟
۱۰_زندگی سراسر تجربه است.تجربه نقشی بسیار ارزنده در پویایی اندیشه وسلوک زندگی ما ایفا می کند .
فرزند انسان از همان نخستین روز که خودش را می شناسد پا به پای تجربه پیش می رود.راه رفتن،حرف زدن و آشنایی با محیط اطرافش را از طریق تجربه می آموزد.بارها زمین می خورد تا این تجربه راه درست رفتن را به او می آموزد.بارها کلمات را اشتباه ادا می کند تا طرز صحیح صحبت کردن وبرقراری ارتباط را فرا می گیرد.
ظریفی گفته است.تجربه مدرسه خوبی است اما افسوس شهریه اش گران است.
شهریه اش تمام عمر آدمی است.
سالها آشنایی با کتاب و دفتر وتدریس در گذر زمان به من نوشتن وبیان احساسات را آموخته کرد.
معلم بودن وعلی الخصوص دبیر ادبیات بیشتر با ذوق آمیخته است.
صرف شعر خواندن ومعنی کردن اشعار انتقال احساس را میسر نمی کند.باید از جان برآید تا لاجرم بر جان مخاطب نفوذ کند.
کلاسهای ادبیات همیشه برای من جذاب بوده وسعی کردم که از عهده بیان درست واصولی مطلب بر بیایم ونه به تمامی اما می توانم اقرار کنم تا حدی از عهده برامدم وخدا را براین لطفش سپاس بی‌حد دارم.
این آمیخته بودن با جان به من جرات داد تا بنویسم واز بایگانی کلمات استفاده فراوان ببرم .هرچند در ابتدای راهم وحتی نتوانم به انتها برسانم این باری که بر دوش گرفته ام .اما خوشحالم که می توانم بنویسم ولگام احساسم را به دست چابک سوار قلم بدهم تا در فضای اندیشه ام جولان بدهد.
۱۱) فرهنگ اجتماعی را با چه شرایطی می بایست در نوشتار پی گرفت؟
مقوله فرهنگ شامل تمامی باورها وسنن وآیین هایی است که از دوران گذشته به نسل های بعدی منتقل شده است و وظیفه هر نویسنده انتقال فرهنگ صحیح به مخاطبان خود است.
اگر بگوییم که نویسنده یک مصلح اجتماعی می تواند باشد پربی راه نگفته ایم.در اجتماعی که زندگی می کنیم همیشه با مظاهر مختلف فرهنگ های گونه گونه در تضاد وتعارض ویا هم زیستی قرار می گیریم
در نتیجه باید از بین خرده فرهنگ هایی که سایش فرهنگ کلان جامعه را درخود دارد جلو گیری کنیم .
مثلا در مقوله زبان یک نویسنده موظف است از ورود الفاظی که به اصل زبان آسیب می رساند جلوگیری به عمل بیاورد.
نمی گوییم یک نویسنده معلم اخلاق باید باشد چون در جهان حاضر ومدرن هیچ انسانی تمام قد کامل ومتعالی نیست
ولی در حد توانش می تواند برطبق اصول وباورهای زیسته جهان خود دست به آفرینش بزند ونسل جوان را با خود همراه بسازد‌
امید وارم که بتوانیم از عهده این کار به نحو احسن بربیاییم
12)از اینکه در این گفتگو شرکت کردید سپاسگزارم. سخن پایانی خویش را بفرمایید؟
همیشه سخت ترین کارها انتهای هر کاراست.
اینکه چه بگویی که حق مطلب را ادا کرده باشی سوالی بی پاسخ وجوابی مبهم نداده باشی .
نوشتن و احساس را تسلیم قلم کردن بسیار زیبا ولذت بخش است .
گاهی ساعتها با خودت کلنجار می روی تا حق مطلب را ادا کنی.
می شود گفت نوشتن نوعی زایمان ذهنی است که همیشه با درد همراه است .گاهی یک نوشته روزها تورا شکنجه می کند در خواب و بیداری مشغولت می کند تا از زهدان مغز برروی قلم بنشیند وتو خرسند وراضی از این فرزند تازه به دنیا آمده باشی .
گاهی روزها مریض می شوی وقتی داستانی می نویسی چون در قالب شخصیت می روی ودردهایش را احساس می کنی .

ولی درکنار این ها برای من خوشبختی بزرگی بود که در مسیری قرار گرفتم که بتوانم بنویسم واین خوشبختی را مدیون لطف اساتیدی هستم که در طی مسیر همراه وراهنمایم بودند
به قول حافظ
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی .

از دکتر عزیز جناب پورفریاد ومحبت بی دریغ وبی شائبه شان بی نهایت سپاس گزارم .خداوند را شاکرم که با ایشان آشنا شدم واز راهنمایی‌های ایشان بهره مند شدم. امیدوارم در این مسیر طولانی که پیش رو دارم بتوانم همچنان چونان شاگردی زانوی ادب برزمین بزنم ودر محضرشان از آموختن بی نصیب نباشم
نگاه به گذشته همیشه انسان را غرق افسوس می کند که ایکاش فرصت ها دوباره دست یافتنی می بودند .
ولی به قول مولای موحدین فرصت ها چون ابرها درحال گذرند وما قدرفرصت هارا نمی دانیم و زمانی به خود می آییم که دیر شده است .
سپاس که این وقت را در اختیارم نهادید تا دغدغه هایم را بشنوید و منتظر نظرات ارزشمند وکار گشای اساتید هستم.
با ادب و احترام.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اخیرا یار دیرین ادبیات سئونلرسرکار خانم« سوسن نقدی» با مجله وزین« سخن» گفتگو کردند« ادبیات سئونلر» این گفتگورا برای دوستداران خانم نقدی باز نشر می کند.

س: 1) ادبیات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ج: سلام خدمت مدیران وگردانندگان ماهنامه وزین سخن

سپاس از این لطف و محبت شما
ادبیات دارای تعاریف زیاد ودیدگاههای متنوعی است از آغاز خلقت انسان تا الان .از دیدگاه واژه شناسان به معنی ظرف وحسن تناول آمده است .عده ای گفته اند ادب یا فرهنگ همان دانش است .
ادبای قدیم ادب را فضیلت اخلاقی وپرهیز از خطاها نام نهاده آمد .
عده ای علم ادب را سخن سنجی وعده ای به دانش آشنایی با نظم و نثر ازجهت درستی و نادرستی خوبی وبدی ومراتب آن دانسته اند. این واژه در طول زمان دستخوش تحول گردیده است .
یونانیان قدیم ادب را فقط به معنی ومفهوم شعر به کار برده اند...
ادامه این گفتگورا در کانال «ادبیات سئونلر» بخوانید.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوزل وئرلیش؛
قونو: کینایه‌لرین یارانیشی (10)
انسانین گؤوده‌سینه عایید اولان کینایه‌لر
بو گئجه: 1400/4/7
ساعات: 22«ادبیات سئونلر کانالیندا»
اوزمان:«میرحسین دلدار بناب»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«احمد رضا احمدی»

فرصتی بخواهید
تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه
شانه بزنید
فرصتی بخواهید
که مخفی ترین نام خود را
که خون شما را صورتی می کند
از رود بزرگ بپرسید
به نام آن اسب
به نام آن بیابان
شما فرصت دارید
تا چیدن گندم ها
تا زرد شدن کامل گندم ها
عاشق شوید
فقط روزهای کودکی رابرای یکدیگر
نگویید
گندم ها زرد شدند
گندم ها چیده شدند
نان گرم آماده است
ولی
شما کنار بوته های زرد ذرت باشید
آب را در کوزه بریزید
کوزه را کنار تنها بوته ی گل سرخ
بگذارید
ما
شما را هنوز به خاطر آن گل سرخ
دوست داریم.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوزل وئرلیش؛
قونو: کینایه‌لرین یارانیشی (10)
انسانین گؤوده‌سینه عایید اولان کینایه‌لر
بو گئجه: 1400/4/7
ساعات: 22«ادبیات سئونلر کانالیندا»
اوزمان:«میرحسین دلدار بناب»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar