ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
Audio
سسلی شعیر گئجه سی1400/4/5

سس وسوز:«آرش ساعی»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی1400/4/5


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی1400/4/5

شعیر:«علی جواد پور»
سس:«تاران»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی1400/4/5

شعیر:«بهروز صدیق»
سس:«تاران»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Bir Sheir Yaziram Unudam Sani
Sas: Elnaz Karimpour, Soz: Hussein Cavan
سسلی شعیر گئجه سی 14004/5
سؤز :« رستم فرزانه»
سس :«ائلناز کریم پور»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 1400/4/5
سوز:«تورقوت اویار»
سس:«آیسو زنگانلی»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
وطن دیلی
اؤزو گلسین
سسلی شعیر گئجه سی1400/4/5

شعر :«کاتب‌اوغلو»
سس :«نییره اردلانی»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی1400/4/5

شعر :«ارشد نظری»
سس :«نییره اردلانی»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی1400/4/5

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
@soundsilencegabriel Yared
سسلی شعیر گئجه سی 1400/4/5
شعیر:«نوصرت کسمنلی»
سس:«سالار موغانلی»

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
1) ادبیات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
سلام خدمت مدیران وگردانندگان ماهنامه وزین سخن

سپاس از این لطف و محبت شما
ادبیات دارای تعاریف زیاد ودیدگاههای متنوعی است از آغاز خلقت انسان تا الان .از دیدگاه واژه شناسان به معنی ظرف وحسن تناول آمده است .عده ای گفته اند ادب یا فرهنگ همان دانش است .
ادبای قدیم ادب را فضیلت اخلاقی وپرهیز از خطاها نام نهاده آمد .
عده ای علم ادب را سخن سنجی وعده ای به دانش آشنایی با نظم و نثر ازجهت درستی و نادرستی خوبی وبدی ومراتب آن دانسته اند. این واژه در طول زمان دستخوش تحول گردیده است .
یونانیان قدیم ادب را فقط به معنی ومفهوم شعر به کار برده اند.
یکی از
قدیم ترین آثارادبی شناخته شده در دنیا حماسه گیلگمش است.
نخستین حماسه بشری نام گرفته است.
این اثر ادبی که تاریخ نگارشش سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد ذکر شده است موضوعاتی چون قهرمانی ،دوستی،شکست وجستجو به دنبال زندگی ادبی را شامل می شود .
بشر از زمانی که تصمیم به بروز احساسات کرد ادبیات به وجود آمد
.از دیدگاه من ادبیات تابلو احساسات نویسنده و شاعر است که به وسیله قلم بروی پرده کاغذ به عرضه عموم گذاشته می شود.من اگر احساس نکنم هرگز نمی توانم چیزی بنویسم .نوشتن به من قدرت می دهد .قدرت در مقابل هرمساله ای که درون مرا می آزارد .
ادبیات حاصل احساسات انسانهایی است که دست به قلم می شوند ومی نویسند .
تمدن در سایه ادبیات شکل می گیرد.
وبشر زمانی که نوشتن را اختراع کرد
توانست با نوشتن آثار احساساتش را زنده نگه دارد ودراختیار نسل های پس از خود قرار دهد.تا زمانی که نوشتن نبود.مظاهر ادبیات به صورت سینه به سینه وشفاهی منتقل می کردید که در معرض نابودی واقع می شد به طوری که ما از قبل کشف خط هیچ پیشینه ی ادبی نداریم .
2) اهمیت زبان در داستان را با چه نگره هایی پی می گیرید؟
۲_ هر اثر ادبی که خلق می شود ویژگی های خاص خودش را دارد وسبک روش ارائه افکار و خلاقیت های نویسندگان با توجه به تفاوت فکری و روانی شان، متفاوت است .زبان روایت باید متناسب با مخاطب ونوع داستان باید باشد
نویسنده ای که از دوره معاصر می نویسد تلاش می کند زبانش درعین حال که استحکامش را حفظ می کند به زبان روزمره مردم نزدیک باشد زبان نقش اساسی در استان را برعهده دارد.با زبان است که ما می اندیشیم ومی نویسیم. ما در نگارش داستان یک شیوه زبان معیار داریم ویک شیوه گفتاری .
هر داستانی علاوه بر شیوه نوشتار که پیوند منطقی اجزای داستان را در چینش خود دارد .
روایت ها اما زبان خاصی می طلبد دیالوگ‌های داستان براساس زبان شخصیت ها شکل می گیرد.
بین شخصیت وزبان باید تناسب باشد زبان یک تاجر با زبان یک خانه دار باید در داستان تفاوت داشته باشد.
درانتخاب نوع زبان برای نوشتن داستان مسایل متعددی دخیل است.انتخاب‌زبان خودش را درنثر ونوع وشکل کلمات نشان می دهد.
زبان دونوع است .
۱_زبان کتابی ورسمی
۲_زبان محاوره روزمره
بااندکی چشم پوشی می توانیم زبان دریک داستان را به دو سطح تقلیل دهیم .
۱_زبام راوی:کسی که داستان را روایت می کند.
۲_ زبان شخصیت ها: دیالوگ های که شخصیت ها ردوبدل می کنند ویا واگویه های ذهنی که هر شخصیت با خودش دارد.
زبان راوی باید متناسب با موضوع وحال هوای داستان باشد
زبان انتخابی برای شخصیت ها باید متناسب با ویژگی های درونی مانند : جنسیت ،سن،طبقه اجتماعی ،محیط زندگی، تحصیلات دوره ای که در آن زندگی می کنند باشد.
3) ویژگی های ادبیات داستانی امروز در چیست؟
۳_ تردیدی نیست که ادبیات امروز به سوی داستان نویسی پیش می رود و نوشتن در شکل های مختلف داستانی از اقبال شایسته در جامعه برخوردار است که سبب شده رویکرد نویسندگان به این نوع ادبی بیش از پیش باشد به دلیل اینکه مردم، انعکاس زندگی خود وحوادث جامعه خود رابه صورت های مختلف در داستان کوتاه و بلند می یابند وبیش از پیش به سوی آن روی خواهند آورد .
این اجتماعی ترین شکل نگارش ادبی که دیر زمانی بر آن نگذشته است، در مسیر جریان کمال یابنده به پیش خواهد رفت
ادبیات داستان امروز جهان و ایران بر کوتاه نویسی استوار گردیده است .امروز دیگر رمان های بلند خواهان ندارد.زندگی ماشینی وبا شتاب داستان کوتاه می طلبد. داستان کوتاه انعطاف پذیرترین نوع ادبیات داستانی است.داستان ممکن است مجموعه ای از چند حادثه یا یک تک گویی درونی یاتوصیفی ساده از واقعه ای بدون شخصیت باشد .
داستان کوتاه از اوایل قرن نوزدهم یتیمی بی نام و نشان بود ‌به صورت متداول نرین ومردم پسند ترین قالب ادبیات داستانی وارد قرن بیستم شد.یکی از دلایل آن علاوه بر تحولات اجتماعی وفرهنگی، رواج فراوان نشریه ومجله در قرن بیستم بود.این نشریه ها به سبب خوی سرعت طلب خوانندگان خود به متون کوتاه وتصاویر بسیار ومطالبی که حوصله آنان را سر نبرد نیاز داشتند.
لذا ادبیات داستانی وارد بعد جدیدی شد که از رمان های طولانی قرن نوزدهم به سرعت فاصله گرفت.
از دهه چهل به این سو،به تدریج باید حساب تازه ای برای ادبیات داستانی ایران گشود .
غلامحسین ساعدی درنمایش وتشریح فقر، هوشنگ گلشیری با آوردن تکنیک تازه ای درنوشتن _به خصوص درشازده احتجاب_ نادر ابراهیمی باحکایات شبه کلاسیک ،جمال میرصادقی با ایجاد طیف جدیدی از قصه درحدفاصل زندگی سنتی ونو ومحمود دولت آبادی با رئالیسمی برخاسته از مکتب گورکی ،احمدمحمود،اسماعیل فصیح .......وزنان داستان نویسی چون غزاله علیزاده ،مهشید امیرشاهی،گلی ترقی وچهره شاخص این گروه سیمین دانشور هریک بخش عمده ای در تحول داستان نویسی پس از چهل را به خود اختصاص دادند
4) اهمیت نقد در ادبیات داستانی را چگونه می بینید؟
۴_بشر از آغاز که داستان نویسی را شروع کرد نیاز داشت که از چند وچون نوشته هایش اطلاع بیابد‌.
نقد عیار درست سنجیدن است چه در داستان وچه در شعر.
اگر نوشته ها به بوته نقد گذاشته نشوند هرگز نوشته قابل اعتنا وادبی که لایق ماندگاری باشند نخواهند بود .
اما نقد کار هرکسی نیست .در ادبیات ایران نقد سابقه چندانی ندارد .ومی توان گفت بیشتر ا بنیان های نقد ایرانی ز غرب گرفته شده است.
نقد دانش خاصی می طلبد که متاسفانه با تراکم وسیع فضاهای مجازی وگروه های مختلف همه در حال نقد نوشته های دیگران هستند بدون دانش لازم.
اما ناگفته نماند که هستند استادانی که از دانش نقد برخوردارند و به خوبی هدایتگر نویسندگان نو قلم می شوند.
اگر نویسنده ای بخواهد داستانی بنویسد که براساس معیارهاوالگوهای داستان نویسی ‌باشد.از نقد نباید بترسد.هرکسی که شروع به نوشتن می کند احساس می کند بهترین داستان را می نویسد. ولی وقتی تصمیم بگیرد پیشرفت کند باید از صاحب نظران ونقادان عرصه ادبیات درمورد نوشته هایش استفاده بهینه کند و هرگز مایوس نشود.
درضمن به هرکسی هم نقاد نمی شود گفت.هستند کسانی که فقط عیب ها را می بینند.کار نقد فقط شمردن معایب نیست.بلکه راهنمایی نویسنده نوقلم در مسیر درست است.
به قول حافظ
عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی.
بعضی انتقاد را با برشمردن عیوب اشتباه می گیرند.
کار نقاد جدا کردن سره از نا سره است .
من همیشه اساتیدی داشته ام که راهنمایان برجسته ای بودند واز خداوند سپاس گزارم که ایشان را در مسیر راه پرپیچ وخم نویسندگی ام قرارداد.
۵) نقش رسانه های اجتماعی در توسعه کار یک نویسنده چگونه نقشی است؟
۵_ رسانه های جمعی در جامعه مدرن نقش بنیادی برعهده گرفته اند این رسانه نه تنها موجب تفریح و سرگرمی ما می شوند بلکه بیشتر اطلاعاتی را که برمبنای آن ها در زندگی روزانه ی خود عمل می کنیم فراهم می آورند وشکل می دهند.به راستی رسانه های دیداری و شنیداری ،چه اثری بر گرایش افراد جامعه به مطالعه وکتاب خوانی می توانند داشته باشند؟
آیا رادیو ومهم تر از آن ،تلویزیون،‌به طور مطلق موجب غفلت ودوری افراد از فرهنگ مکتوب ودنیای کتاب وکتاب خوانی می شوند؟
درمیان رسانه های جمعی تلویزیون دارای پوشش گسترده اطلاعات وسرعت انتقال پیام است.
تلویزیون رسانه ای است که همه قوای ادراکی انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهد ویکی از ویژگی های متمایز کننده آن،کیفیت وحذابیتی است که حزئ جداناشدنی این رسانه است‌
ازاین رو در برخورد با فرهنگ مکتوب برخی از صاحب نظران تاثیر تلویزیون را مثبت ندانسته اند
کلاوفاست بانظر کسانی که توسعه کتاب را عامل کم شدن مصرف کتاب در جوامع صنعتی می دانند موافق نیست .
او می گوید :‌این تصور ،اشتباه بزرگی است ،زیرا به کرات دیده آیم که تلویزیون وکتاب ،اگر عاقلانه به کار گرفته شوند،مکمل یکدیگرند .
منتهی در هرجامعه ای باید تلویزیون وبرنامه های آن را به دقت مورد مطالعه قرار داد ودید به چه نحو می توان از آن برای تربیت افکار توسعه دانش بهره برداری کرد.
مطالعات نشان داده است کتاب های که در رسانه ها مورد بحث وانتقاد قرار می گیرند یا کتاب هایی که از روی آن ها فیلم سینمایی ساخته می شوند خوانندگان بیشتری دارند.
همچنین بسیاری از افراد که با مطالعه خواندن بیگانه اند، از راه نقد و معرفی کتاب ها در مطبوعات به مطالعه روی می آورند
.رسانه ها همیشه نقش مهمی در گسترش هر فرهنگی در جامعه امروز دارند.تلویزیون وجدیدا فضاهای مجازی جزو لاینفک زندگی انسان شده است .
اگر نقش سازنده خود را سوای دخالت های ارکان قدرت که همیشه سمت وسوی جریان‌ها را هدایت می کنند، درست بشناسند می توانند در شناسایی نویسنده واثرش نقش مهمی داشته باشند.
مثلا دولت برزیل ،هرچند وقت یکبار ،برنامه تلویزیونی به منظور تشویق مطالعه ترتیب می دهد.
در طول روز ،تبلیغات گوناگونی به شکل آگهی های تجارتی بعنوان« مطالعه ,یعنی زندگی کردن » پخش می شود که شامل اشعار وقطعاتی از رمان های جالب است .
۶) فردیت در داستان های شما موج می زند که از جهان بینی شما نشات می گیرد. درباره این ویژگی بارز بیان تان در نوشتار لختی سخن کنید؟