Forwarded from ادبیات سئونلر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مجازی انجمن " سسلی شعیر گئجه سی "
سایین کانالداشلار
بو گئجه: 1400/4/5
ساعات : 22
ادبیات سئونلر قوروپوندا مجازی انجمن ( سسلی شعیر گئجه سی) اولاجاق بو وئرلیش عینی زاماندا ادبیات سئونلر کانالیندان یایلاجاق سئویملی شاعیرلری ، گوزل سسلی دیکلاماتورلاری آذربایجان شعرینین هوسکارلارین سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سایین کانالداشلار
بو گئجه: 1400/4/5
ساعات : 22
ادبیات سئونلر قوروپوندا مجازی انجمن ( سسلی شعیر گئجه سی) اولاجاق بو وئرلیش عینی زاماندا ادبیات سئونلر کانالیندان یایلاجاق سئویملی شاعیرلری ، گوزل سسلی دیکلاماتورلاری آذربایجان شعرینین هوسکارلارین سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
سسلی شعیر گئجه سی 1400/4/5
شعیر:« ایرج امامی»(دومان یالچین)
سس:« ویدا حشمتی»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعیر:« ایرج امامی»(دومان یالچین)
سس:« ویدا حشمتی»
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سلام خدمت مدیران وگردانندگان ماهنامه وزین سخن
سپاس از این لطف و محبت شما
ادبیات دارای تعاریف زیاد ودیدگاههای متنوعی است از آغاز خلقت انسان تا الان .از دیدگاه واژه شناسان به معنی ظرف وحسن تناول آمده است .عده ای گفته اند ادب یا فرهنگ همان دانش است .
ادبای قدیم ادب را فضیلت اخلاقی وپرهیز از خطاها نام نهاده آمد .
عده ای علم ادب را سخن سنجی وعده ای به دانش آشنایی با نظم و نثر ازجهت درستی و نادرستی خوبی وبدی ومراتب آن دانسته اند. این واژه در طول زمان دستخوش تحول گردیده است .
یونانیان قدیم ادب را فقط به معنی ومفهوم شعر به کار برده اند.
یکی از
قدیم ترین آثارادبی شناخته شده در دنیا حماسه گیلگمش است.
نخستین حماسه بشری نام گرفته است.
این اثر ادبی که تاریخ نگارشش سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد ذکر شده است موضوعاتی چون قهرمانی ،دوستی،شکست وجستجو به دنبال زندگی ادبی را شامل می شود .
بشر از زمانی که تصمیم به بروز احساسات کرد ادبیات به وجود آمد
.از دیدگاه من ادبیات تابلو احساسات نویسنده و شاعر است که به وسیله قلم بروی پرده کاغذ به عرضه عموم گذاشته می شود.من اگر احساس نکنم هرگز نمی توانم چیزی بنویسم .نوشتن به من قدرت می دهد .قدرت در مقابل هرمساله ای که درون مرا می آزارد .
ادبیات حاصل احساسات انسانهایی است که دست به قلم می شوند ومی نویسند .
تمدن در سایه ادبیات شکل می گیرد.
وبشر زمانی که نوشتن را اختراع کرد
توانست با نوشتن آثار احساساتش را زنده نگه دارد ودراختیار نسل های پس از خود قرار دهد.تا زمانی که نوشتن نبود.مظاهر ادبیات به صورت سینه به سینه وشفاهی منتقل می کردید که در معرض نابودی واقع می شد به طوری که ما از قبل کشف خط هیچ پیشینه ی ادبی نداریم .
سپاس از این لطف و محبت شما
ادبیات دارای تعاریف زیاد ودیدگاههای متنوعی است از آغاز خلقت انسان تا الان .از دیدگاه واژه شناسان به معنی ظرف وحسن تناول آمده است .عده ای گفته اند ادب یا فرهنگ همان دانش است .
ادبای قدیم ادب را فضیلت اخلاقی وپرهیز از خطاها نام نهاده آمد .
عده ای علم ادب را سخن سنجی وعده ای به دانش آشنایی با نظم و نثر ازجهت درستی و نادرستی خوبی وبدی ومراتب آن دانسته اند. این واژه در طول زمان دستخوش تحول گردیده است .
یونانیان قدیم ادب را فقط به معنی ومفهوم شعر به کار برده اند.
یکی از
قدیم ترین آثارادبی شناخته شده در دنیا حماسه گیلگمش است.
نخستین حماسه بشری نام گرفته است.
این اثر ادبی که تاریخ نگارشش سال ۲۷۰۰ پیش از میلاد ذکر شده است موضوعاتی چون قهرمانی ،دوستی،شکست وجستجو به دنبال زندگی ادبی را شامل می شود .
بشر از زمانی که تصمیم به بروز احساسات کرد ادبیات به وجود آمد
.از دیدگاه من ادبیات تابلو احساسات نویسنده و شاعر است که به وسیله قلم بروی پرده کاغذ به عرضه عموم گذاشته می شود.من اگر احساس نکنم هرگز نمی توانم چیزی بنویسم .نوشتن به من قدرت می دهد .قدرت در مقابل هرمساله ای که درون مرا می آزارد .
ادبیات حاصل احساسات انسانهایی است که دست به قلم می شوند ومی نویسند .
تمدن در سایه ادبیات شکل می گیرد.
وبشر زمانی که نوشتن را اختراع کرد
توانست با نوشتن آثار احساساتش را زنده نگه دارد ودراختیار نسل های پس از خود قرار دهد.تا زمانی که نوشتن نبود.مظاهر ادبیات به صورت سینه به سینه وشفاهی منتقل می کردید که در معرض نابودی واقع می شد به طوری که ما از قبل کشف خط هیچ پیشینه ی ادبی نداریم .
۲_ هر اثر ادبی که خلق می شود ویژگی های خاص خودش را دارد وسبک روش ارائه افکار و خلاقیت های نویسندگان با توجه به تفاوت فکری و روانی شان، متفاوت است .زبان روایت باید متناسب با مخاطب ونوع داستان باید باشد
نویسنده ای که از دوره معاصر می نویسد تلاش می کند زبانش درعین حال که استحکامش را حفظ می کند به زبان روزمره مردم نزدیک باشد زبان نقش اساسی در استان را برعهده دارد.با زبان است که ما می اندیشیم ومی نویسیم. ما در نگارش داستان یک شیوه زبان معیار داریم ویک شیوه گفتاری .
هر داستانی علاوه بر شیوه نوشتار که پیوند منطقی اجزای داستان را در چینش خود دارد .
روایت ها اما زبان خاصی می طلبد دیالوگهای داستان براساس زبان شخصیت ها شکل می گیرد.
بین شخصیت وزبان باید تناسب باشد زبان یک تاجر با زبان یک خانه دار باید در داستان تفاوت داشته باشد.
درانتخاب نوع زبان برای نوشتن داستان مسایل متعددی دخیل است.انتخابزبان خودش را درنثر ونوع وشکل کلمات نشان می دهد.
زبان دونوع است .
۱_زبان کتابی ورسمی
۲_زبان محاوره روزمره
بااندکی چشم پوشی می توانیم زبان دریک داستان را به دو سطح تقلیل دهیم .
۱_زبام راوی:کسی که داستان را روایت می کند.
۲_ زبان شخصیت ها: دیالوگ های که شخصیت ها ردوبدل می کنند ویا واگویه های ذهنی که هر شخصیت با خودش دارد.
زبان راوی باید متناسب با موضوع وحال هوای داستان باشد
زبان انتخابی برای شخصیت ها باید متناسب با ویژگی های درونی مانند : جنسیت ،سن،طبقه اجتماعی ،محیط زندگی، تحصیلات دوره ای که در آن زندگی می کنند باشد.
نویسنده ای که از دوره معاصر می نویسد تلاش می کند زبانش درعین حال که استحکامش را حفظ می کند به زبان روزمره مردم نزدیک باشد زبان نقش اساسی در استان را برعهده دارد.با زبان است که ما می اندیشیم ومی نویسیم. ما در نگارش داستان یک شیوه زبان معیار داریم ویک شیوه گفتاری .
هر داستانی علاوه بر شیوه نوشتار که پیوند منطقی اجزای داستان را در چینش خود دارد .
روایت ها اما زبان خاصی می طلبد دیالوگهای داستان براساس زبان شخصیت ها شکل می گیرد.
بین شخصیت وزبان باید تناسب باشد زبان یک تاجر با زبان یک خانه دار باید در داستان تفاوت داشته باشد.
درانتخاب نوع زبان برای نوشتن داستان مسایل متعددی دخیل است.انتخابزبان خودش را درنثر ونوع وشکل کلمات نشان می دهد.
زبان دونوع است .
۱_زبان کتابی ورسمی
۲_زبان محاوره روزمره
بااندکی چشم پوشی می توانیم زبان دریک داستان را به دو سطح تقلیل دهیم .
۱_زبام راوی:کسی که داستان را روایت می کند.
۲_ زبان شخصیت ها: دیالوگ های که شخصیت ها ردوبدل می کنند ویا واگویه های ذهنی که هر شخصیت با خودش دارد.
زبان راوی باید متناسب با موضوع وحال هوای داستان باشد
زبان انتخابی برای شخصیت ها باید متناسب با ویژگی های درونی مانند : جنسیت ،سن،طبقه اجتماعی ،محیط زندگی، تحصیلات دوره ای که در آن زندگی می کنند باشد.
۳_ تردیدی نیست که ادبیات امروز به سوی داستان نویسی پیش می رود و نوشتن در شکل های مختلف داستانی از اقبال شایسته در جامعه برخوردار است که سبب شده رویکرد نویسندگان به این نوع ادبی بیش از پیش باشد به دلیل اینکه مردم، انعکاس زندگی خود وحوادث جامعه خود رابه صورت های مختلف در داستان کوتاه و بلند می یابند وبیش از پیش به سوی آن روی خواهند آورد .
این اجتماعی ترین شکل نگارش ادبی که دیر زمانی بر آن نگذشته است، در مسیر جریان کمال یابنده به پیش خواهد رفت
ادبیات داستان امروز جهان و ایران بر کوتاه نویسی استوار گردیده است .امروز دیگر رمان های بلند خواهان ندارد.زندگی ماشینی وبا شتاب داستان کوتاه می طلبد. داستان کوتاه انعطاف پذیرترین نوع ادبیات داستانی است.داستان ممکن است مجموعه ای از چند حادثه یا یک تک گویی درونی یاتوصیفی ساده از واقعه ای بدون شخصیت باشد .
داستان کوتاه از اوایل قرن نوزدهم یتیمی بی نام و نشان بود به صورت متداول نرین ومردم پسند ترین قالب ادبیات داستانی وارد قرن بیستم شد.یکی از دلایل آن علاوه بر تحولات اجتماعی وفرهنگی، رواج فراوان نشریه ومجله در قرن بیستم بود.این نشریه ها به سبب خوی سرعت طلب خوانندگان خود به متون کوتاه وتصاویر بسیار ومطالبی که حوصله آنان را سر نبرد نیاز داشتند.
لذا ادبیات داستانی وارد بعد جدیدی شد که از رمان های طولانی قرن نوزدهم به سرعت فاصله گرفت.
از دهه چهل به این سو،به تدریج باید حساب تازه ای برای ادبیات داستانی ایران گشود .
غلامحسین ساعدی درنمایش وتشریح فقر، هوشنگ گلشیری با آوردن تکنیک تازه ای درنوشتن _به خصوص درشازده احتجاب_ نادر ابراهیمی باحکایات شبه کلاسیک ،جمال میرصادقی با ایجاد طیف جدیدی از قصه درحدفاصل زندگی سنتی ونو ومحمود دولت آبادی با رئالیسمی برخاسته از مکتب گورکی ،احمدمحمود،اسماعیل فصیح .......وزنان داستان نویسی چون غزاله علیزاده ،مهشید امیرشاهی،گلی ترقی وچهره شاخص این گروه سیمین دانشور هریک بخش عمده ای در تحول داستان نویسی پس از چهل را به خود اختصاص دادند
این اجتماعی ترین شکل نگارش ادبی که دیر زمانی بر آن نگذشته است، در مسیر جریان کمال یابنده به پیش خواهد رفت
ادبیات داستان امروز جهان و ایران بر کوتاه نویسی استوار گردیده است .امروز دیگر رمان های بلند خواهان ندارد.زندگی ماشینی وبا شتاب داستان کوتاه می طلبد. داستان کوتاه انعطاف پذیرترین نوع ادبیات داستانی است.داستان ممکن است مجموعه ای از چند حادثه یا یک تک گویی درونی یاتوصیفی ساده از واقعه ای بدون شخصیت باشد .
داستان کوتاه از اوایل قرن نوزدهم یتیمی بی نام و نشان بود به صورت متداول نرین ومردم پسند ترین قالب ادبیات داستانی وارد قرن بیستم شد.یکی از دلایل آن علاوه بر تحولات اجتماعی وفرهنگی، رواج فراوان نشریه ومجله در قرن بیستم بود.این نشریه ها به سبب خوی سرعت طلب خوانندگان خود به متون کوتاه وتصاویر بسیار ومطالبی که حوصله آنان را سر نبرد نیاز داشتند.
لذا ادبیات داستانی وارد بعد جدیدی شد که از رمان های طولانی قرن نوزدهم به سرعت فاصله گرفت.
از دهه چهل به این سو،به تدریج باید حساب تازه ای برای ادبیات داستانی ایران گشود .
غلامحسین ساعدی درنمایش وتشریح فقر، هوشنگ گلشیری با آوردن تکنیک تازه ای درنوشتن _به خصوص درشازده احتجاب_ نادر ابراهیمی باحکایات شبه کلاسیک ،جمال میرصادقی با ایجاد طیف جدیدی از قصه درحدفاصل زندگی سنتی ونو ومحمود دولت آبادی با رئالیسمی برخاسته از مکتب گورکی ،احمدمحمود،اسماعیل فصیح .......وزنان داستان نویسی چون غزاله علیزاده ،مهشید امیرشاهی،گلی ترقی وچهره شاخص این گروه سیمین دانشور هریک بخش عمده ای در تحول داستان نویسی پس از چهل را به خود اختصاص دادند