🔴🔴🔴🔴سایین کانالداشلار
بو گئجه 96/07/29 ادبیات سئونلر گروپونداساعات 21/30دان ساعات 23 قدر مجازی انجمن ( سسلی شعر گئجه سی) اولاجاق سئویملی شاعیرلری ، گوزل سسلی دیکلاماتورلاری ،اذربایجان شعرینین هوسکارلارین سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بو گئجه 96/07/29 ادبیات سئونلر گروپونداساعات 21/30دان ساعات 23 قدر مجازی انجمن ( سسلی شعر گئجه سی) اولاجاق سئویملی شاعیرلری ، گوزل سسلی دیکلاماتورلاری ،اذربایجان شعرینین هوسکارلارین سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
فاضل نظری
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
مرا ای ماهی عاشق رها کن، فکر کن من هم
یکی از سنگهای کوچک افتاده در نهرم
تفاوتهای ما بیش از شباهتهاست باور کن
تو تلخی شراب کهنهای، من تلخی زهرم
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمیبخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودمم قهرم
تو آهوی رهای دشتهای سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
مرا ای ماهی عاشق رها کن، فکر کن من هم
یکی از سنگهای کوچک افتاده در نهرم
تفاوتهای ما بیش از شباهتهاست باور کن
تو تلخی شراب کهنهای، من تلخی زهرم
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمیبخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودمم قهرم
تو آهوی رهای دشتهای سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
"تحلیل" چه فرقی با "نقد" دارد؟
نویسنده: دکتر حسین پاینده
منبع: مجله "پژوهش هنر"
یکی از متداول ترین اشتباهات درباره ی نقد ادبی، یکسان دانستن آن با "تحلیل" است. تحلیل را می توان شیوه ای از پرداختن به آثار ادبی دانست که هم به صورت مکتوب انجام می شود و هم به صورت شفاهی.
در مطالعات ادبی "تحلیل" به آن نوع بررسی ای از متون ادبی اطلاق می شود که طی آن، عناصر به وجود آورنده ی متنی خاص یک به یک مشخص می شوند و سپس هم پیوندی آن عناصر و نحوه ی ساختار آفرینی آن ها در متن مورد نظر بررسی می شود. در تعریفی که از اصطلاح "تحلیل" در فرهنگ های تخصصی ادبیات
می توان یافت، بر این فرآیند دو گانه تاکید شده است. برای مثال، مارتین گری در "فرهنگ اصطلاحات ادبی" می نویسد که تحلیل عبارت است از "بررسی مشروح یک اثر ادبی معین و تلاش برای تبیین تاثیر آن در خواننده. در تحلیل یک اثر ادبی، معمولا آن اثر را به عناصرش تجزیه می کنند تا اجزاء تشکیل دهنده اش را مشخص نمایند و درباره ی چگونگی و دلیل ترکیب عناصر نظری ابراز کنند".
هلمن و هارمن نیز در کتاب "راهنمای ادبیات" تحلیل را شیوه ای از بررسی متن می دانند که طی آن، "متن به اجزایش تقسیم می شود و آن اجزاء از جوانب گوناگون به طرزی منطقی و مشروح مورد موشکافی قرار می گیرند تا در نتیجه، شرحی منسجم و نسبتا کامل از عناصر اثر و قواعد آن به داده شود."
در فرهنگ تخصصی ای که نظریه پرداز و منتقد مشهور کانادایی "نورتروپ فرای" و همکارانش درباره ی نقد ادبی تدوین کرده اند، "تحلیل" این گونه تعریف شده است: "تجزیه ی متن به اجزایش به منظور تبیین کارکرد کل متن یا بررسی رابطه ی بین اجزاء متن".
ج. آ. کادون در "فرهنگ اصطلاحات ادبی و نظریه ی ادبی" به نقل از شاعر و منتقد برجسته ی آمریکایی _ انگلیسی ت. اس. الیوت متذکر می شود که "مقایسه" و "تحلیل"، دو ابزار ضروری نقد ادبی است و می افزاید که منظور از تحلیل عبارت است از : " تقسیم اثر ادبی به جزء جزء اجزایش و سپس بررسی آن اجزاء".
آن چه از همه ی این تعاریف مستفاد می شود این است که "تحلیل" شیوه ای است برای بررسی جنبه های عینی متن. برای مثال، زاویه ی دید و مکان یا زمان همگی جزو عناصری از داستان کوتاه هستند که در تحلیل می توان آن ها را مشخص کرد. مثلا می توان گفت که زاویه ی دید این داستان از نوع موسوم به "اول شخص شرکت کننده" است و نه "اول شخص ناظر."
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
نویسنده: دکتر حسین پاینده
منبع: مجله "پژوهش هنر"
یکی از متداول ترین اشتباهات درباره ی نقد ادبی، یکسان دانستن آن با "تحلیل" است. تحلیل را می توان شیوه ای از پرداختن به آثار ادبی دانست که هم به صورت مکتوب انجام می شود و هم به صورت شفاهی.
در مطالعات ادبی "تحلیل" به آن نوع بررسی ای از متون ادبی اطلاق می شود که طی آن، عناصر به وجود آورنده ی متنی خاص یک به یک مشخص می شوند و سپس هم پیوندی آن عناصر و نحوه ی ساختار آفرینی آن ها در متن مورد نظر بررسی می شود. در تعریفی که از اصطلاح "تحلیل" در فرهنگ های تخصصی ادبیات
می توان یافت، بر این فرآیند دو گانه تاکید شده است. برای مثال، مارتین گری در "فرهنگ اصطلاحات ادبی" می نویسد که تحلیل عبارت است از "بررسی مشروح یک اثر ادبی معین و تلاش برای تبیین تاثیر آن در خواننده. در تحلیل یک اثر ادبی، معمولا آن اثر را به عناصرش تجزیه می کنند تا اجزاء تشکیل دهنده اش را مشخص نمایند و درباره ی چگونگی و دلیل ترکیب عناصر نظری ابراز کنند".
هلمن و هارمن نیز در کتاب "راهنمای ادبیات" تحلیل را شیوه ای از بررسی متن می دانند که طی آن، "متن به اجزایش تقسیم می شود و آن اجزاء از جوانب گوناگون به طرزی منطقی و مشروح مورد موشکافی قرار می گیرند تا در نتیجه، شرحی منسجم و نسبتا کامل از عناصر اثر و قواعد آن به داده شود."
در فرهنگ تخصصی ای که نظریه پرداز و منتقد مشهور کانادایی "نورتروپ فرای" و همکارانش درباره ی نقد ادبی تدوین کرده اند، "تحلیل" این گونه تعریف شده است: "تجزیه ی متن به اجزایش به منظور تبیین کارکرد کل متن یا بررسی رابطه ی بین اجزاء متن".
ج. آ. کادون در "فرهنگ اصطلاحات ادبی و نظریه ی ادبی" به نقل از شاعر و منتقد برجسته ی آمریکایی _ انگلیسی ت. اس. الیوت متذکر می شود که "مقایسه" و "تحلیل"، دو ابزار ضروری نقد ادبی است و می افزاید که منظور از تحلیل عبارت است از : " تقسیم اثر ادبی به جزء جزء اجزایش و سپس بررسی آن اجزاء".
آن چه از همه ی این تعاریف مستفاد می شود این است که "تحلیل" شیوه ای است برای بررسی جنبه های عینی متن. برای مثال، زاویه ی دید و مکان یا زمان همگی جزو عناصری از داستان کوتاه هستند که در تحلیل می توان آن ها را مشخص کرد. مثلا می توان گفت که زاویه ی دید این داستان از نوع موسوم به "اول شخص شرکت کننده" است و نه "اول شخص ناظر."
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
خص ناظر."
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
🔴🔴🔴🔴خوش خبر
تبریک لر جناب محمدرضا کریمی باغبانا .
"بدرقه" از "یاشار کمال" با ترجمه "م. کریمی" منتشر شد
یاشار کمال «کمال صادق گؤگچَلی» نویسندهی شهیر ترک، یکی از برجستهترین نویسندگان معاصر در عرصهی ادبیات جهان است که در تمام کشورهای جهان دوستداران فراوان دارد. آثار او به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده و در بیشتر کشورها با موفقیت چشمگیری روبرو بوده است.
داستانهایش به صورت نمایشنامه در آمده و ماهها صحنههای تئاتر را تسخیر کرده است. نام اصلی او است. وی کودکی بسیار سختی را پشت سر گذاشت و در این ایّام بود که یک چشم خود را از دست داد. وی همچنین شاهد به قتل رسیدن پدرش هنگام نماز خواندن در مسجد بود. او بارها محکوم به زندان شد و طعم آن را بارها چشید. با اینحال هرگز از ترکیه هجرت نکرد و به وطنش وفادار ماند.
یاشار کمال، نویسندة بلند آوازة ترک، در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. بیشتر رمانهای یاشار کمال به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام، یافتهاست. آثار یاشار کمال اگر چه از متن سرزمین و جغرافیایی محدود و مشخصی بر آمدهاند، اما ساختار و محتوایی جهانی دارند. رمان «اینجه ممد» او تاکنون به بیش از 40 زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده است.
یاشار کمال تا حال جوایز بزرگ ادبی را بدست آورده است. در سال 1973 به خاطر کتاب «اینجه ممد» کاندیدای جایزهی ادبی نوبل شد، در سال 1975 جایزهی نوبل را با تفاوت ناچیزی به رقیبش باخت و در سال 1977 بار دیگر کاندیدای این جایزه شد.
یاشار کمال در اکتبر 1977 به جهت دفاع از صلح و حقوق بشر، موفق به دریافت جایزة صلح ناشران آلمانی شد. این نویسندة شهیر در سال 2008 جایزة بزرگ ادبیات ریاست جمهوری ترکیه را دریافت کرد که یکی از مهمترین جوایز ملی در ترکیه است و به نویسندگان، شاعران، هنرمندان و خوانندگان ملی تعلّق میگیرد.
کتاب حاضر یکی از شاهکارهای مهم یاشار کمال است که بعد از «اینجه ممد» با استقبال چشمگیر منتقدان ادبی، هنرمندان و مردم مواجه شده و بعد از «اینجه ممد» تنها اثری که به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده نیز همین کتاب است.
این اثر نویسنده بزرگ ترک به صورت نمایشنامه بارها به مدت چندین ماه روی صحنهی چندین تئاتر در سراسر جهان بوده است، تنها در سال1975 در شهر «گوته برگ» این نمایشنامه ماهها روی صحنه ماند و استقبال مردم و منتقدان از آن بینظیر بوده است.
کتاب حاضر با ترجمه ی "م. کریمی" از طرف نشر اختر در تبریز منتشر شده و در نمایشگاه کتاب تبریز عرضه می گردد.
https://t.me/adabiyyatsevanlar
تبریک لر جناب محمدرضا کریمی باغبانا .
"بدرقه" از "یاشار کمال" با ترجمه "م. کریمی" منتشر شد
یاشار کمال «کمال صادق گؤگچَلی» نویسندهی شهیر ترک، یکی از برجستهترین نویسندگان معاصر در عرصهی ادبیات جهان است که در تمام کشورهای جهان دوستداران فراوان دارد. آثار او به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده و در بیشتر کشورها با موفقیت چشمگیری روبرو بوده است.
داستانهایش به صورت نمایشنامه در آمده و ماهها صحنههای تئاتر را تسخیر کرده است. نام اصلی او است. وی کودکی بسیار سختی را پشت سر گذاشت و در این ایّام بود که یک چشم خود را از دست داد. وی همچنین شاهد به قتل رسیدن پدرش هنگام نماز خواندن در مسجد بود. او بارها محکوم به زندان شد و طعم آن را بارها چشید. با اینحال هرگز از ترکیه هجرت نکرد و به وطنش وفادار ماند.
یاشار کمال، نویسندة بلند آوازة ترک، در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. بیشتر رمانهای یاشار کمال به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام، یافتهاست. آثار یاشار کمال اگر چه از متن سرزمین و جغرافیایی محدود و مشخصی بر آمدهاند، اما ساختار و محتوایی جهانی دارند. رمان «اینجه ممد» او تاکنون به بیش از 40 زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده است.
یاشار کمال تا حال جوایز بزرگ ادبی را بدست آورده است. در سال 1973 به خاطر کتاب «اینجه ممد» کاندیدای جایزهی ادبی نوبل شد، در سال 1975 جایزهی نوبل را با تفاوت ناچیزی به رقیبش باخت و در سال 1977 بار دیگر کاندیدای این جایزه شد.
یاشار کمال در اکتبر 1977 به جهت دفاع از صلح و حقوق بشر، موفق به دریافت جایزة صلح ناشران آلمانی شد. این نویسندة شهیر در سال 2008 جایزة بزرگ ادبیات ریاست جمهوری ترکیه را دریافت کرد که یکی از مهمترین جوایز ملی در ترکیه است و به نویسندگان، شاعران، هنرمندان و خوانندگان ملی تعلّق میگیرد.
کتاب حاضر یکی از شاهکارهای مهم یاشار کمال است که بعد از «اینجه ممد» با استقبال چشمگیر منتقدان ادبی، هنرمندان و مردم مواجه شده و بعد از «اینجه ممد» تنها اثری که به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده نیز همین کتاب است.
این اثر نویسنده بزرگ ترک به صورت نمایشنامه بارها به مدت چندین ماه روی صحنهی چندین تئاتر در سراسر جهان بوده است، تنها در سال1975 در شهر «گوته برگ» این نمایشنامه ماهها روی صحنه ماند و استقبال مردم و منتقدان از آن بینظیر بوده است.
کتاب حاضر با ترجمه ی "م. کریمی" از طرف نشر اختر در تبریز منتشر شده و در نمایشگاه کتاب تبریز عرضه می گردد.
https://t.me/adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
سسلی شعیر گئجه سی اوستاد یحیی شیدانین آدینا ادبیات سئونلر گروپوندا : 96/07/29
آپاریجی : کریم قربانزاده
https://t.me/adabiyyatsevanlar
آپاریجی : کریم قربانزاده
https://t.me/adabiyyatsevanlar
شعر وسس : یاشیل غفاری
https://t.me/adabiyyatsevanlar
https://t.me/adabiyyatsevanlar
Audio
شعر و سس: سحر خیاوی
https://t.me/adabiyyatsevanlar
https://t.me/adabiyyatsevanlar
Forwarded from ادبیات سئونلر (Kamran Azari Kamran Azari)
Audio
Audio
Duman Erdem
شعروسس : دومان اردم
https://t.me/adabiyyatsevanlar
https://t.me/adabiyyatsevanlar
Audio
شعروسس : سازاق
https://t.me/adabiyyatsevanlar
https://t.me/adabiyyatsevanlar
Audio
شعروسس : سخاوت عزتی
https://t.me/adabiyyatsevanlar
https://t.me/adabiyyatsevanlar