ارشد نظری
قونوت_أللری
گؤز گؤزه ساتاشدیق بیر آخشام چاغی
او ناماز اوستونـده من پیان-پیان
رئکلامسیز أللری قونوت أللری
شیرین دانیشیردی گؤی تانریسیلان
من هئچ آیریلیغا راضیلاشمازدیم
چاتدی هاراییما بیر دلی شئیطان!
أللری قونوتدان آسیلی قالدی
سوزدو ایختیاری چادیراسیندان
گاهـدان یول آیریجی چتین اولارمیش
بیر تانری اویاندی، بیر تانری بویان
یؤنلتدی یولونو ساری سجدهدن
سئوگیسین صراط-المستقیم دئین
اوزون آیریلیقدان ووصالا چاتدی
قونوتون نیییته چئویرن گؤزل
بیر ثاواب ایچینده گوناها باتدی
من بیر ساری یاپراق او بیر أن گؤزل
او اؤزون بیر نذیر دئمیشدی منه
اونونلا دونیانی سئویردیم آنجاق
ایندی ده دئیهرم توپراق آلتیندان
بیر جوت أل قووزانیب قونوت توتاجاق
کیمسه تانریسیلا پیچیلداشاندا
قونوت أللرینه حسرت یئیهرم
قییامت گونونه اینانماسام دا
سئوگی دوعالارا آمین دئیهرم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
قونوت_أللری
گؤز گؤزه ساتاشدیق بیر آخشام چاغی
او ناماز اوستونـده من پیان-پیان
رئکلامسیز أللری قونوت أللری
شیرین دانیشیردی گؤی تانریسیلان
من هئچ آیریلیغا راضیلاشمازدیم
چاتدی هاراییما بیر دلی شئیطان!
أللری قونوتدان آسیلی قالدی
سوزدو ایختیاری چادیراسیندان
گاهـدان یول آیریجی چتین اولارمیش
بیر تانری اویاندی، بیر تانری بویان
یؤنلتدی یولونو ساری سجدهدن
سئوگیسین صراط-المستقیم دئین
اوزون آیریلیقدان ووصالا چاتدی
قونوتون نیییته چئویرن گؤزل
بیر ثاواب ایچینده گوناها باتدی
من بیر ساری یاپراق او بیر أن گؤزل
او اؤزون بیر نذیر دئمیشدی منه
اونونلا دونیانی سئویردیم آنجاق
ایندی ده دئیهرم توپراق آلتیندان
بیر جوت أل قووزانیب قونوت توتاجاق
کیمسه تانریسیلا پیچیلداشاندا
قونوت أللرینه حسرت یئیهرم
قییامت گونونه اینانماسام دا
سئوگی دوعالارا آمین دئیهرم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
طنز ایرانی، خارج از ایران!
نخستین روزنامه طنز ایرانی، نه در ایران بلکه در استانبول طبع یافت و خواسته یا ناخواسته طفل نوخاسته طنز مطبوعاتی در کشوری بیگانه پا گرفت. روزنامهی «شاهسون» بوسیلهی عبدالرحیم طالبوف تبریزی و به خط سید محمد شبستری (ابوالضیاء) با چاپ ژلاتینی دراستانبول (ترکیه امروزی) زیر چاپ رفت. از این روزنامه بیش از یک شماره منتشر نشده است. تاریخ چاپ آن 1306 ه.ق (9-1888.م) میباشد.
شاهسون به شیوهی طنزآمیز و پر از ریشخند حکومت استبدادی ایران را به باد انتقاد گرفته است. تعداد نسخ آن محدود به سیصد نسخه بود و هر نسخه را مانند نامهای در پاکتی گذاشته و با دقت و احتیاط بسیار برای رجال دولت و اولیای امور و مجتهدین و بازرگانان میفرستادند. ناشران برای اختفای محل نشر، اغلب اوقات، نشریهی خود را به پاریس و لندن وغیره میفرستادند واز این شهرها بسوی ایران ارسال میداشتند. بالای صفحهی اول روزنامه به طنز نوشته شده بود: در هر چهل سال یکبار منتشر میشود.[1]
اولین نشریه طنز ایران
اما اولین نشریه فکاهی چاپ شده در ایران «شبنامه» نام دارد. این نشریه بطور مخفی و مرتب با مطالبی طنزآمیز با چاپ ژلاتین سالهـا در تبریز به چاپ میرسید. «شبنامه» در سال ۱۳10 قمری به مدیریت علیقلیخان آذربایجانی ایجاد شد. «صفراف» که دکتر باستانی پاریزی در کتاب نای هـفت بند، او را پدر مطبوعات فکاهـی ایران نامیدهاست، شبنامه خود را در شرایطی منتشر کرد که در جامعه آن روز چنان استیلای استبدادی حاکم بود و آنچنان سکوت قبرستانی حکم میراند که نه تنهـا نشـر جراید آزاد و انتقادی از محالات بود، بلکه خوانده این چنین روزنامهها مجازات مرگ را داشت. به طوری که دکتر مهـدی ملکزاده، پسر ملک المتکلمین مینویسد: «در موقع جمع شدن آزادیخواهـان و خواندن روزنامه، هـجـده نفر دستگیر شدند و با دستور ناصرالدین شاه آنهـا را به چاه انداختند و خود شاه با ۵۰ تیر آنهـا را از بین برد و دستور داد چاه را پر کنند.»
میرزا علیخان تربیت از قدیمیترین فهرستنویسان روزنامههای ایران، در فهرست نشریات آذربایجان، با ذکر نشریه شاهسون آن را از قدیمیترین نشریات چاپ ژلاتینی و روزنامهای «بذله سرا» نام میبرد که در 1306 قمری در استانبول انتشار یافته است. به این جهت شاهسون احتمالا از نشریات مخفی چاپ ژلاتینی و گونه شبنامهها بوده است که 8 سال قبل از پایان سلطنت ناصرالدین شاه منتشر میشده است. محمدعلی خان تربیت اشاره میکند که شاهسون تنها در یک شماره انتشار یافته و به صورت مخفی برای عدهای به ایران فرستاده شد. در فهرست «ادوارد براون» (1896ـ1862) که زمینه آن دست نوشتههای فهرست میرزا محمدعلیخان تربیت بوده نیز از شاهسون به همین ترتیب نام برده شده است. بدین نحو، باید آن را پدر شبنامه های فارسی دانست. از دو نمونه ای که تربیت از شاهسون برگزیده و نقل کرده چنین برمی آید که این روزنامه مخفی «سیاسی» به مفهوم پذیرفته آن نبوده و به انتقادهای اجتماعی بسنده کرده است.
صَفَرُف علاوه بر انتشار سه روزنامه طنز در تبریز، مقالات طنزآمیزش در روزنامه ملانصرالدین قفقاز را نیز با اسم مستعار «خورتدان» منتشر میکرد. پدر حاجیعلیقلی از تجار ثروتمند تبریز بود. زمانیکه وی جوانی پر شور و فعال بود در روسیه و ترکیه پدرش را در کار تجارت یاری میداده است. در این ایام علیقلی با مهاجران رانده از ستم ایرانیان رابطه برقرار میکند و به یاری مادی و معنوی آنان میشتابد. سرانجام وی در گرماگرم آزادیخواهی هممیهنانش، کار تجارت را رها میکند و با کولهباری از تجارب ارزنده و غنی به تبریز برمیگردد و آنچه را که از شیوههای اعتراض و عصیانهای مردم فقیر و بپاخاسته ترک و روس فراگرفته بود، در اختیار آزادیخواهان کشورش قرار میدهد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نخستین روزنامه طنز ایرانی، نه در ایران بلکه در استانبول طبع یافت و خواسته یا ناخواسته طفل نوخاسته طنز مطبوعاتی در کشوری بیگانه پا گرفت. روزنامهی «شاهسون» بوسیلهی عبدالرحیم طالبوف تبریزی و به خط سید محمد شبستری (ابوالضیاء) با چاپ ژلاتینی دراستانبول (ترکیه امروزی) زیر چاپ رفت. از این روزنامه بیش از یک شماره منتشر نشده است. تاریخ چاپ آن 1306 ه.ق (9-1888.م) میباشد.
شاهسون به شیوهی طنزآمیز و پر از ریشخند حکومت استبدادی ایران را به باد انتقاد گرفته است. تعداد نسخ آن محدود به سیصد نسخه بود و هر نسخه را مانند نامهای در پاکتی گذاشته و با دقت و احتیاط بسیار برای رجال دولت و اولیای امور و مجتهدین و بازرگانان میفرستادند. ناشران برای اختفای محل نشر، اغلب اوقات، نشریهی خود را به پاریس و لندن وغیره میفرستادند واز این شهرها بسوی ایران ارسال میداشتند. بالای صفحهی اول روزنامه به طنز نوشته شده بود: در هر چهل سال یکبار منتشر میشود.[1]
اولین نشریه طنز ایران
اما اولین نشریه فکاهی چاپ شده در ایران «شبنامه» نام دارد. این نشریه بطور مخفی و مرتب با مطالبی طنزآمیز با چاپ ژلاتین سالهـا در تبریز به چاپ میرسید. «شبنامه» در سال ۱۳10 قمری به مدیریت علیقلیخان آذربایجانی ایجاد شد. «صفراف» که دکتر باستانی پاریزی در کتاب نای هـفت بند، او را پدر مطبوعات فکاهـی ایران نامیدهاست، شبنامه خود را در شرایطی منتشر کرد که در جامعه آن روز چنان استیلای استبدادی حاکم بود و آنچنان سکوت قبرستانی حکم میراند که نه تنهـا نشـر جراید آزاد و انتقادی از محالات بود، بلکه خوانده این چنین روزنامهها مجازات مرگ را داشت. به طوری که دکتر مهـدی ملکزاده، پسر ملک المتکلمین مینویسد: «در موقع جمع شدن آزادیخواهـان و خواندن روزنامه، هـجـده نفر دستگیر شدند و با دستور ناصرالدین شاه آنهـا را به چاه انداختند و خود شاه با ۵۰ تیر آنهـا را از بین برد و دستور داد چاه را پر کنند.»
میرزا علیخان تربیت از قدیمیترین فهرستنویسان روزنامههای ایران، در فهرست نشریات آذربایجان، با ذکر نشریه شاهسون آن را از قدیمیترین نشریات چاپ ژلاتینی و روزنامهای «بذله سرا» نام میبرد که در 1306 قمری در استانبول انتشار یافته است. به این جهت شاهسون احتمالا از نشریات مخفی چاپ ژلاتینی و گونه شبنامهها بوده است که 8 سال قبل از پایان سلطنت ناصرالدین شاه منتشر میشده است. محمدعلی خان تربیت اشاره میکند که شاهسون تنها در یک شماره انتشار یافته و به صورت مخفی برای عدهای به ایران فرستاده شد. در فهرست «ادوارد براون» (1896ـ1862) که زمینه آن دست نوشتههای فهرست میرزا محمدعلیخان تربیت بوده نیز از شاهسون به همین ترتیب نام برده شده است. بدین نحو، باید آن را پدر شبنامه های فارسی دانست. از دو نمونه ای که تربیت از شاهسون برگزیده و نقل کرده چنین برمی آید که این روزنامه مخفی «سیاسی» به مفهوم پذیرفته آن نبوده و به انتقادهای اجتماعی بسنده کرده است.
صَفَرُف علاوه بر انتشار سه روزنامه طنز در تبریز، مقالات طنزآمیزش در روزنامه ملانصرالدین قفقاز را نیز با اسم مستعار «خورتدان» منتشر میکرد. پدر حاجیعلیقلی از تجار ثروتمند تبریز بود. زمانیکه وی جوانی پر شور و فعال بود در روسیه و ترکیه پدرش را در کار تجارت یاری میداده است. در این ایام علیقلی با مهاجران رانده از ستم ایرانیان رابطه برقرار میکند و به یاری مادی و معنوی آنان میشتابد. سرانجام وی در گرماگرم آزادیخواهی هممیهنانش، کار تجارت را رها میکند و با کولهباری از تجارب ارزنده و غنی به تبریز برمیگردد و آنچه را که از شیوههای اعتراض و عصیانهای مردم فقیر و بپاخاسته ترک و روس فراگرفته بود، در اختیار آزادیخواهان کشورش قرار میدهد.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کولکلری اؤپدوم …
ارسطو مجرد
بو گون ده گونشی گؤردوم،
کولکلری اؤپدوم، پنجرهنی آچدیم،
حَیَطیمیزده الوان رُز بوتالارینی،
دیوار اوسته بیرآن اوتوروب سونرا قوپان قوشلاری گؤردوم،
گولدانلاری گؤردوم …
مکتبلی اوشاقلارین سئرویسینی
تئلئفون زنگلرینی،
تلویزیون تاماشاسینی،
سحر قزئتلرینی
و تکرار موزیکلری تکرار بو گونده دینلهدیم…
ایچدیمهاوانی وارلیق سهنگیندن، بو گونده؛
یازیلار اوخودوم دویغودان دویغویا کئچهرک آجیلی شیرینلی…
بو گون ده ایش یئریم قالابالیق، ایش یئریم سویوق، ایش یئریم بوش، ایش یئریم یوخ…
بو گون ده تانیق اولدوم:
مئیدان فهلهلرینه،
گؤزل،چیرکین بایانلارا…
ایفلیج اوشاغی قونشوموزدا بو گونده گؤردوم …
بو گون ده شههر قالابالیق، شههر سویوق، شههر بوش، شههر یوخ …
بو گونده گئتمهیی دوشوندوم …
ماریا !
داریخیرام،
ویزالارا داریخان
پاسپورتوم کیمی!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ارسطو مجرد
بو گون ده گونشی گؤردوم،
کولکلری اؤپدوم، پنجرهنی آچدیم،
حَیَطیمیزده الوان رُز بوتالارینی،
دیوار اوسته بیرآن اوتوروب سونرا قوپان قوشلاری گؤردوم،
گولدانلاری گؤردوم …
مکتبلی اوشاقلارین سئرویسینی
تئلئفون زنگلرینی،
تلویزیون تاماشاسینی،
سحر قزئتلرینی
و تکرار موزیکلری تکرار بو گونده دینلهدیم…
ایچدیمهاوانی وارلیق سهنگیندن، بو گونده؛
یازیلار اوخودوم دویغودان دویغویا کئچهرک آجیلی شیرینلی…
بو گون ده ایش یئریم قالابالیق، ایش یئریم سویوق، ایش یئریم بوش، ایش یئریم یوخ…
بو گون ده تانیق اولدوم:
مئیدان فهلهلرینه،
گؤزل،چیرکین بایانلارا…
ایفلیج اوشاغی قونشوموزدا بو گونده گؤردوم …
بو گون ده شههر قالابالیق، شههر سویوق، شههر بوش، شههر یوخ …
بو گونده گئتمهیی دوشوندوم …
ماریا !
داریخیرام،
ویزالارا داریخان
پاسپورتوم کیمی!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
فلورا تاجیکی
باورکن
پاییز که می آید
همین پیرمردهای تنها
روی نیمکتهای پارک هم
به اولین عشقشان فکر می کنند
به دختری با موهای طلایی
یا گیسوان سیاه
روسری خالدار
یا شاید شالی پشمی
به حرفهایی که باید می گفتند
و نامه هایی
که هیچ گاه به مقصد نمی رسد!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
باورکن
پاییز که می آید
همین پیرمردهای تنها
روی نیمکتهای پارک هم
به اولین عشقشان فکر می کنند
به دختری با موهای طلایی
یا گیسوان سیاه
روسری خالدار
یا شاید شالی پشمی
به حرفهایی که باید می گفتند
و نامه هایی
که هیچ گاه به مقصد نمی رسد!
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
غاده السمان
من نافرمانم
در برابر میله های قفس,طلایی باشد یا پلاستیکی, با شکوفه ها تزیین شده باشد یا با دندانه های اره,یا پوشیده با یخ
من نافرمانم
بر دیکتاتوری که دستار اعتراض بر سر دارد
و جلادی که برای آزادی سخنرانی میکند
در حالی که در پی فرصتی است تا آزادی را برباید و ترور کند.
من نافرمانم
در برابر انان که مژده عشق و عدالت می دهند,در حالی که خون از چکمه هاشان جاری است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
من نافرمانم
در برابر میله های قفس,طلایی باشد یا پلاستیکی, با شکوفه ها تزیین شده باشد یا با دندانه های اره,یا پوشیده با یخ
من نافرمانم
بر دیکتاتوری که دستار اعتراض بر سر دارد
و جلادی که برای آزادی سخنرانی میکند
در حالی که در پی فرصتی است تا آزادی را برباید و ترور کند.
من نافرمانم
در برابر انان که مژده عشق و عدالت می دهند,در حالی که خون از چکمه هاشان جاری است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
لیلا ندایی
حيرته دالميشام اؤز ايچيمده من
نهدنسه آزالمير ناري دنيانين
تؤكولور هر يئرده مظلومون قاني
گون به گون چوخالير هاري دنيانين
توخلاري آزديسا آجلاري سايسيز
يوخسونلار ايچينده بيزيم دونیاتايسيز
فيكيردن چيلپاقدير ديلهنير وايسيز
بورويوب هر يئري زاري دنيانين
اولوس وار بارينير دوغا باغيندان
ذوق آلير سايسيزجا ياشام چاغيندان
سئوديگين گؤتورور درهـ داغيندان
بيزلره زاي اولور باري دنيانين
اوغولـ قيز سينديرير آنا حرمتين
دَيردن ساليرلار آتا زحمتين
هر لحظه داشلاشير قلبي ملتين
داها قالماييبديرعاري دنيانين
گولوستان تالانير آغلايير بولبول
چمنده ساچيني يولورو سونبول
كؤنلونو داغلايير گؤزل قرنفيل
بورويور باغلاري خاري دنيانين
اوچونجو دنيادا ساواش دايانمير
اؤلوسو چوخاليب كيمسه سايانمير
بو قدر هاي ـ كويه ياتان اويانمير
ائله بيل چوخاليب كاري دنيانين
نه اوچون ترس اولوب بيزيم ايشيميز
سوسوبدور دانيشمير هئچ بير كيشيميز
يادلاشير ائولرده ارلرـ ائشيميز
مخالف چالينير تاري دنيانين
سئونلر رحم ائتمير گؤزل يارا دا
آتمايير اؤزونو چايا سارا دا
فصللر دؤنوبدور قيشا بورادا
كسيلمير گؤيوندن قاري دنيانين
ليلاني يانديرـ ياخير بو گئديش
دوداقلار ياسليدير اؤلوبدور گولوش
ايچينه شوملايير بوشالير هر ايش
قيمتدن سالينير واري دنيانين.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حيرته دالميشام اؤز ايچيمده من
نهدنسه آزالمير ناري دنيانين
تؤكولور هر يئرده مظلومون قاني
گون به گون چوخالير هاري دنيانين
توخلاري آزديسا آجلاري سايسيز
يوخسونلار ايچينده بيزيم دونیاتايسيز
فيكيردن چيلپاقدير ديلهنير وايسيز
بورويوب هر يئري زاري دنيانين
اولوس وار بارينير دوغا باغيندان
ذوق آلير سايسيزجا ياشام چاغيندان
سئوديگين گؤتورور درهـ داغيندان
بيزلره زاي اولور باري دنيانين
اوغولـ قيز سينديرير آنا حرمتين
دَيردن ساليرلار آتا زحمتين
هر لحظه داشلاشير قلبي ملتين
داها قالماييبديرعاري دنيانين
گولوستان تالانير آغلايير بولبول
چمنده ساچيني يولورو سونبول
كؤنلونو داغلايير گؤزل قرنفيل
بورويور باغلاري خاري دنيانين
اوچونجو دنيادا ساواش دايانمير
اؤلوسو چوخاليب كيمسه سايانمير
بو قدر هاي ـ كويه ياتان اويانمير
ائله بيل چوخاليب كاري دنيانين
نه اوچون ترس اولوب بيزيم ايشيميز
سوسوبدور دانيشمير هئچ بير كيشيميز
يادلاشير ائولرده ارلرـ ائشيميز
مخالف چالينير تاري دنيانين
سئونلر رحم ائتمير گؤزل يارا دا
آتمايير اؤزونو چايا سارا دا
فصللر دؤنوبدور قيشا بورادا
كسيلمير گؤيوندن قاري دنيانين
ليلاني يانديرـ ياخير بو گئديش
دوداقلار ياسليدير اؤلوبدور گولوش
ايچينه شوملايير بوشالير هر ايش
قيمتدن سالينير واري دنيانين.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
آیسو مختاری
سسین...
سسینده اینله ییر بیر پاییز خزل
بیر چیلپاق گرایلی، بیر عوصیان غزل
سسین اوره یمه اؤیله کی اؤزل
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم...
هارایا دؤنورم، هایا دؤنورم
کؤنول آسمانیندا آیا دؤنورم
دنیزه چئوریلیب، چایا دؤنورم
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم...
سسینله کؤنوله باسیلان سازام
نه قه در چوخالسام یئنه ده آزام
اشهدی، حمدی یوخ، سینیق نامازام
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسینده صوفی ام ، دؤننم ، اوجاللام
گؤی لرین اولدوزون سنه باج آللام
سسینی چوخ گؤرسن اینان قوجاللام
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسین غوربتیم دیر، سسین تبریزیم
سسین بولاق باشیم ، سسین کهریزیم
دئ آخی او سس سیز من نئجه دؤزوم
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسینده نبی وار ، سسینده هجر
وطن قیزلاری وار ،گؤز سوزر کئچر
سسین بایاتیم دیر! ده رین ، مختصر
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسین ایلدیریم دیر ، آل شاخار کئچر
کؤنلومه درد اوخون یان تاخار کئچر
بیر گئدر ٬ بیر دؤنر ٬ بیر باخار کئچر و
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سسین...
سسینده اینله ییر بیر پاییز خزل
بیر چیلپاق گرایلی، بیر عوصیان غزل
سسین اوره یمه اؤیله کی اؤزل
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم...
هارایا دؤنورم، هایا دؤنورم
کؤنول آسمانیندا آیا دؤنورم
دنیزه چئوریلیب، چایا دؤنورم
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم...
سسینله کؤنوله باسیلان سازام
نه قه در چوخالسام یئنه ده آزام
اشهدی، حمدی یوخ، سینیق نامازام
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسینده صوفی ام ، دؤننم ، اوجاللام
گؤی لرین اولدوزون سنه باج آللام
سسینی چوخ گؤرسن اینان قوجاللام
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسین غوربتیم دیر، سسین تبریزیم
سسین بولاق باشیم ، سسین کهریزیم
دئ آخی او سس سیز من نئجه دؤزوم
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسینده نبی وار ، سسینده هجر
وطن قیزلاری وار ،گؤز سوزر کئچر
سسین بایاتیم دیر! ده رین ، مختصر
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم ...
سسین ایلدیریم دیر ، آل شاخار کئچر
کؤنلومه درد اوخون یان تاخار کئچر
بیر گئدر ٬ بیر دؤنر ٬ بیر باخار کئچر و
سسیندن بیر قوجاق پای گؤندر گولوم...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
🔴🔴🔴🔴سایین کانالداشلار
بو گئجه 96/07/29 ادبیات سئونلر گروپونداساعات 21/30دان ساعات 23 قدر مجازی انجمن ( سسلی شعر گئجه سی) اولاجاق سئویملی شاعیرلری ، گوزل سسلی دیکلاماتورلاری ،اذربایجان شعرینین هوسکارلارین سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بو گئجه 96/07/29 ادبیات سئونلر گروپونداساعات 21/30دان ساعات 23 قدر مجازی انجمن ( سسلی شعر گئجه سی) اولاجاق سئویملی شاعیرلری ، گوزل سسلی دیکلاماتورلاری ،اذربایجان شعرینین هوسکارلارین سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
فاضل نظری
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
مرا ای ماهی عاشق رها کن، فکر کن من هم
یکی از سنگهای کوچک افتاده در نهرم
تفاوتهای ما بیش از شباهتهاست باور کن
تو تلخی شراب کهنهای، من تلخی زهرم
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمیبخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودمم قهرم
تو آهوی رهای دشتهای سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
مگو آزاد خواهی شد که من زندانی دهرم
مرا ای ماهی عاشق رها کن، فکر کن من هم
یکی از سنگهای کوچک افتاده در نهرم
تفاوتهای ما بیش از شباهتهاست باور کن
تو تلخی شراب کهنهای، من تلخی زهرم
کسی را که برنجاند تو را هرگز نمیبخشم
تو با من آشتی کردی ولی من با خودمم قهرم
تو آهوی رهای دشتهای سبزی اما من
پلنگ سنگی دروازههای بستۀ شهرم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
"تحلیل" چه فرقی با "نقد" دارد؟
نویسنده: دکتر حسین پاینده
منبع: مجله "پژوهش هنر"
یکی از متداول ترین اشتباهات درباره ی نقد ادبی، یکسان دانستن آن با "تحلیل" است. تحلیل را می توان شیوه ای از پرداختن به آثار ادبی دانست که هم به صورت مکتوب انجام می شود و هم به صورت شفاهی.
در مطالعات ادبی "تحلیل" به آن نوع بررسی ای از متون ادبی اطلاق می شود که طی آن، عناصر به وجود آورنده ی متنی خاص یک به یک مشخص می شوند و سپس هم پیوندی آن عناصر و نحوه ی ساختار آفرینی آن ها در متن مورد نظر بررسی می شود. در تعریفی که از اصطلاح "تحلیل" در فرهنگ های تخصصی ادبیات
می توان یافت، بر این فرآیند دو گانه تاکید شده است. برای مثال، مارتین گری در "فرهنگ اصطلاحات ادبی" می نویسد که تحلیل عبارت است از "بررسی مشروح یک اثر ادبی معین و تلاش برای تبیین تاثیر آن در خواننده. در تحلیل یک اثر ادبی، معمولا آن اثر را به عناصرش تجزیه می کنند تا اجزاء تشکیل دهنده اش را مشخص نمایند و درباره ی چگونگی و دلیل ترکیب عناصر نظری ابراز کنند".
هلمن و هارمن نیز در کتاب "راهنمای ادبیات" تحلیل را شیوه ای از بررسی متن می دانند که طی آن، "متن به اجزایش تقسیم می شود و آن اجزاء از جوانب گوناگون به طرزی منطقی و مشروح مورد موشکافی قرار می گیرند تا در نتیجه، شرحی منسجم و نسبتا کامل از عناصر اثر و قواعد آن به داده شود."
در فرهنگ تخصصی ای که نظریه پرداز و منتقد مشهور کانادایی "نورتروپ فرای" و همکارانش درباره ی نقد ادبی تدوین کرده اند، "تحلیل" این گونه تعریف شده است: "تجزیه ی متن به اجزایش به منظور تبیین کارکرد کل متن یا بررسی رابطه ی بین اجزاء متن".
ج. آ. کادون در "فرهنگ اصطلاحات ادبی و نظریه ی ادبی" به نقل از شاعر و منتقد برجسته ی آمریکایی _ انگلیسی ت. اس. الیوت متذکر می شود که "مقایسه" و "تحلیل"، دو ابزار ضروری نقد ادبی است و می افزاید که منظور از تحلیل عبارت است از : " تقسیم اثر ادبی به جزء جزء اجزایش و سپس بررسی آن اجزاء".
آن چه از همه ی این تعاریف مستفاد می شود این است که "تحلیل" شیوه ای است برای بررسی جنبه های عینی متن. برای مثال، زاویه ی دید و مکان یا زمان همگی جزو عناصری از داستان کوتاه هستند که در تحلیل می توان آن ها را مشخص کرد. مثلا می توان گفت که زاویه ی دید این داستان از نوع موسوم به "اول شخص شرکت کننده" است و نه "اول شخص ناظر."
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
نویسنده: دکتر حسین پاینده
منبع: مجله "پژوهش هنر"
یکی از متداول ترین اشتباهات درباره ی نقد ادبی، یکسان دانستن آن با "تحلیل" است. تحلیل را می توان شیوه ای از پرداختن به آثار ادبی دانست که هم به صورت مکتوب انجام می شود و هم به صورت شفاهی.
در مطالعات ادبی "تحلیل" به آن نوع بررسی ای از متون ادبی اطلاق می شود که طی آن، عناصر به وجود آورنده ی متنی خاص یک به یک مشخص می شوند و سپس هم پیوندی آن عناصر و نحوه ی ساختار آفرینی آن ها در متن مورد نظر بررسی می شود. در تعریفی که از اصطلاح "تحلیل" در فرهنگ های تخصصی ادبیات
می توان یافت، بر این فرآیند دو گانه تاکید شده است. برای مثال، مارتین گری در "فرهنگ اصطلاحات ادبی" می نویسد که تحلیل عبارت است از "بررسی مشروح یک اثر ادبی معین و تلاش برای تبیین تاثیر آن در خواننده. در تحلیل یک اثر ادبی، معمولا آن اثر را به عناصرش تجزیه می کنند تا اجزاء تشکیل دهنده اش را مشخص نمایند و درباره ی چگونگی و دلیل ترکیب عناصر نظری ابراز کنند".
هلمن و هارمن نیز در کتاب "راهنمای ادبیات" تحلیل را شیوه ای از بررسی متن می دانند که طی آن، "متن به اجزایش تقسیم می شود و آن اجزاء از جوانب گوناگون به طرزی منطقی و مشروح مورد موشکافی قرار می گیرند تا در نتیجه، شرحی منسجم و نسبتا کامل از عناصر اثر و قواعد آن به داده شود."
در فرهنگ تخصصی ای که نظریه پرداز و منتقد مشهور کانادایی "نورتروپ فرای" و همکارانش درباره ی نقد ادبی تدوین کرده اند، "تحلیل" این گونه تعریف شده است: "تجزیه ی متن به اجزایش به منظور تبیین کارکرد کل متن یا بررسی رابطه ی بین اجزاء متن".
ج. آ. کادون در "فرهنگ اصطلاحات ادبی و نظریه ی ادبی" به نقل از شاعر و منتقد برجسته ی آمریکایی _ انگلیسی ت. اس. الیوت متذکر می شود که "مقایسه" و "تحلیل"، دو ابزار ضروری نقد ادبی است و می افزاید که منظور از تحلیل عبارت است از : " تقسیم اثر ادبی به جزء جزء اجزایش و سپس بررسی آن اجزاء".
آن چه از همه ی این تعاریف مستفاد می شود این است که "تحلیل" شیوه ای است برای بررسی جنبه های عینی متن. برای مثال، زاویه ی دید و مکان یا زمان همگی جزو عناصری از داستان کوتاه هستند که در تحلیل می توان آن ها را مشخص کرد. مثلا می توان گفت که زاویه ی دید این داستان از نوع موسوم به "اول شخص شرکت کننده" است و نه "اول شخص ناظر."
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
خص ناظر."
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
یا با به کار گیری اصطلاحات و تقسیم بندی های متاخرتر درباره ی زاویه ی دید، به ویژه تقسیم بندی های روایت شناسانی مانند " ژرار ژنت"، می توان گفت راوی این داستان از نوع موسوم به "درون رویداد" است و نه راوی "برون رویداد". این کار، حکم مقدمه ای را دارد برای بررسی کارکرد عنصر مورد نظر در پیوند با سایر عناصر داستان. به بیان دیگر، در گام بعدی باید توضیح داد که چرا این زاویه ی دید برای پرداختن به مثلا کشمکش داستان مناسب است (یا نیست.)
به منظور نقد داستان، منتقد باید نظریه ای معین را مبنای خوانش متن قرار دهد و معنا یا معانی تلویحی داستان را تبیین کند. این کار البته مستلزم تحلیل موردی این یا آن عنصر متن است و لذا "تحلیل" بخشی اجتناب ناپذیر ولی ابتدایی از فرآیند بررسی متن است که نهایتا به نقد آن منتهی می شود.
در تحلیل، متن نوعی ابژه تلقی می شود که مستقل از ذهن منتقد وجود دارد.
ویلیام امپسن در کتاب اصلی خود با عنوان "هفت گونه ی ابهام" و آی. ای. ریچاردز در کتاب "نقد عملی" استدلال می کنند که نقد مترادف ستودن یک اثر ادبی نیست؛ منتقد ادبی باید علت گیرایی یک رمان، شعر و فیلم را با توسل به استدلال های نقادانه تبیین کند. صرف گفتن اینکه این شعر یا داستان یا فیلم بی نظیر است در واقع هیچ چیز است.
در نقد ادبی هدف دقیقا تبیین این موضوع است که چگونه جزییات یا عناصری مانند وزن و صناعات ادبی در شعر، یا زاویه ی دید و شخصیت پردازی در داستان، به شکل گیری و القای معنای خاص منجر می شود.
https://t.me/adabiyyatsevanlar talegram
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
🔴🔴🔴🔴خوش خبر
تبریک لر جناب محمدرضا کریمی باغبانا .
"بدرقه" از "یاشار کمال" با ترجمه "م. کریمی" منتشر شد
یاشار کمال «کمال صادق گؤگچَلی» نویسندهی شهیر ترک، یکی از برجستهترین نویسندگان معاصر در عرصهی ادبیات جهان است که در تمام کشورهای جهان دوستداران فراوان دارد. آثار او به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده و در بیشتر کشورها با موفقیت چشمگیری روبرو بوده است.
داستانهایش به صورت نمایشنامه در آمده و ماهها صحنههای تئاتر را تسخیر کرده است. نام اصلی او است. وی کودکی بسیار سختی را پشت سر گذاشت و در این ایّام بود که یک چشم خود را از دست داد. وی همچنین شاهد به قتل رسیدن پدرش هنگام نماز خواندن در مسجد بود. او بارها محکوم به زندان شد و طعم آن را بارها چشید. با اینحال هرگز از ترکیه هجرت نکرد و به وطنش وفادار ماند.
یاشار کمال، نویسندة بلند آوازة ترک، در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. بیشتر رمانهای یاشار کمال به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام، یافتهاست. آثار یاشار کمال اگر چه از متن سرزمین و جغرافیایی محدود و مشخصی بر آمدهاند، اما ساختار و محتوایی جهانی دارند. رمان «اینجه ممد» او تاکنون به بیش از 40 زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده است.
یاشار کمال تا حال جوایز بزرگ ادبی را بدست آورده است. در سال 1973 به خاطر کتاب «اینجه ممد» کاندیدای جایزهی ادبی نوبل شد، در سال 1975 جایزهی نوبل را با تفاوت ناچیزی به رقیبش باخت و در سال 1977 بار دیگر کاندیدای این جایزه شد.
یاشار کمال در اکتبر 1977 به جهت دفاع از صلح و حقوق بشر، موفق به دریافت جایزة صلح ناشران آلمانی شد. این نویسندة شهیر در سال 2008 جایزة بزرگ ادبیات ریاست جمهوری ترکیه را دریافت کرد که یکی از مهمترین جوایز ملی در ترکیه است و به نویسندگان، شاعران، هنرمندان و خوانندگان ملی تعلّق میگیرد.
کتاب حاضر یکی از شاهکارهای مهم یاشار کمال است که بعد از «اینجه ممد» با استقبال چشمگیر منتقدان ادبی، هنرمندان و مردم مواجه شده و بعد از «اینجه ممد» تنها اثری که به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده نیز همین کتاب است.
این اثر نویسنده بزرگ ترک به صورت نمایشنامه بارها به مدت چندین ماه روی صحنهی چندین تئاتر در سراسر جهان بوده است، تنها در سال1975 در شهر «گوته برگ» این نمایشنامه ماهها روی صحنه ماند و استقبال مردم و منتقدان از آن بینظیر بوده است.
کتاب حاضر با ترجمه ی "م. کریمی" از طرف نشر اختر در تبریز منتشر شده و در نمایشگاه کتاب تبریز عرضه می گردد.
https://t.me/adabiyyatsevanlar
تبریک لر جناب محمدرضا کریمی باغبانا .
"بدرقه" از "یاشار کمال" با ترجمه "م. کریمی" منتشر شد
یاشار کمال «کمال صادق گؤگچَلی» نویسندهی شهیر ترک، یکی از برجستهترین نویسندگان معاصر در عرصهی ادبیات جهان است که در تمام کشورهای جهان دوستداران فراوان دارد. آثار او به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده و در بیشتر کشورها با موفقیت چشمگیری روبرو بوده است.
داستانهایش به صورت نمایشنامه در آمده و ماهها صحنههای تئاتر را تسخیر کرده است. نام اصلی او است. وی کودکی بسیار سختی را پشت سر گذاشت و در این ایّام بود که یک چشم خود را از دست داد. وی همچنین شاهد به قتل رسیدن پدرش هنگام نماز خواندن در مسجد بود. او بارها محکوم به زندان شد و طعم آن را بارها چشید. با اینحال هرگز از ترکیه هجرت نکرد و به وطنش وفادار ماند.
یاشار کمال، نویسندة بلند آوازة ترک، در میان خوانندگان ایرانی نامی آشناست. بیشتر رمانهای یاشار کمال به زبان فارسی ترجمه شده و مقبولیت خاص و عام، یافتهاست. آثار یاشار کمال اگر چه از متن سرزمین و جغرافیایی محدود و مشخصی بر آمدهاند، اما ساختار و محتوایی جهانی دارند. رمان «اینجه ممد» او تاکنون به بیش از 40 زبان منتشر شده و بارها به فیلم در آمده است.
یاشار کمال تا حال جوایز بزرگ ادبی را بدست آورده است. در سال 1973 به خاطر کتاب «اینجه ممد» کاندیدای جایزهی ادبی نوبل شد، در سال 1975 جایزهی نوبل را با تفاوت ناچیزی به رقیبش باخت و در سال 1977 بار دیگر کاندیدای این جایزه شد.
یاشار کمال در اکتبر 1977 به جهت دفاع از صلح و حقوق بشر، موفق به دریافت جایزة صلح ناشران آلمانی شد. این نویسندة شهیر در سال 2008 جایزة بزرگ ادبیات ریاست جمهوری ترکیه را دریافت کرد که یکی از مهمترین جوایز ملی در ترکیه است و به نویسندگان، شاعران، هنرمندان و خوانندگان ملی تعلّق میگیرد.
کتاب حاضر یکی از شاهکارهای مهم یاشار کمال است که بعد از «اینجه ممد» با استقبال چشمگیر منتقدان ادبی، هنرمندان و مردم مواجه شده و بعد از «اینجه ممد» تنها اثری که به اکثر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شده نیز همین کتاب است.
این اثر نویسنده بزرگ ترک به صورت نمایشنامه بارها به مدت چندین ماه روی صحنهی چندین تئاتر در سراسر جهان بوده است، تنها در سال1975 در شهر «گوته برگ» این نمایشنامه ماهها روی صحنه ماند و استقبال مردم و منتقدان از آن بینظیر بوده است.
کتاب حاضر با ترجمه ی "م. کریمی" از طرف نشر اختر در تبریز منتشر شده و در نمایشگاه کتاب تبریز عرضه می گردد.
https://t.me/adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
سسلی شعیر گئجه سی اوستاد یحیی شیدانین آدینا ادبیات سئونلر گروپوندا : 96/07/29
آپاریجی : کریم قربانزاده
https://t.me/adabiyyatsevanlar
آپاریجی : کریم قربانزاده
https://t.me/adabiyyatsevanlar
شعر وسس : یاشیل غفاری
https://t.me/adabiyyatsevanlar
https://t.me/adabiyyatsevanlar
Audio
شعر و سس: سحر خیاوی
https://t.me/adabiyyatsevanlar
https://t.me/adabiyyatsevanlar