ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.99K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
Forwarded from Mohemmed Olfat
آنجلوپولوس در مورد فیلم میگوید : هر فیلمسازی اولین باری را که از دریچه دوربین نگاه کرده ، به خاطر دارد. لحظه ای که نه تنها به اکتشاف سینما بلکه به کشف دنیا می پردازد. زمانی می رسد که فیلمساز به ظرفیتش برای دیدن چیزها شک می کند. زمانی که نمی داند نگاهش صحیح و بیگناه است یا نه...
نگاه خیره انجلوپلوس
نگاه خیره به تولید یک هیجان موثر که می تواند فقط به وسیله ازمایش کردن Angelopoulos درک شود که با تماشاگرانش کار می کند تا یک احساس ذهنی و درونی را انتقال دهد. احساسی که درونی بودن ان برای تماشاگر یک مرز نیست اما یک شامه نفوذپذیر است که تصاویر و فضاها و صداها و داستان فیلم می تواند به پوست تماشاگران نفوذ کند.
چگونه ما می توانیم بفهمیم که فیلمهای انجلو پلوس چطور در موانع فاصله ها و گسیختگی علم بدیع( علم فصاحت و بلاغت) توصیف شده اند؟عنصر شخصی در این فیلم ممکن است در این راه دیده شود اگر در انزوا از نظر گذرانده شود انجلو پلوس با کمک گرفتن از این نیروها و این احساسات درونی به سمت محکم کردن اثر پیوند و درگیری با تاریخ،آرزوها،هویت،عشق و به هم پیچاندن ودر آغوش گرفتن آنها با هم میشود
https://t.me/Adabiyyatsevanlar


قصه فیلم رد یا اثر سفر ANGELOPOULOS در تحقیق و جستجوی سه حلقه گمشده فیلم برادران ماناکی(اولین تولیدکنندگان فیلم یونانی)است که آنها همه ابهامات، مغایرت ها، کشمکش ها در این ناحیه از جهان را فیلمبرداری کرده اند(انچنانکهAngelopoulos می گوید)سفر آنجلوپولوس او را با نیمرخ برخوردهای معاصر آسیب زا ی پست کمونیست بالکانها و به اوج رسیدن محاصره سارایبو رو در رو می کند. آنجلوپولوس مکررا در خواست اجازه فیلمبرداری در این محل (سارایبو )را داشت واین درحالی بود که جنگ بوسنی هنوز شدید بود سرپیچی او از قوانین منجر به رها کردن گلوله در ویرانه های mostar ،vukovar،وناحیه krijena شد. در رابطه با رهاکردن گلوله در محل فیلمبرداری، آنجلوپولوس گفته:من معتقدم یک چیز ویژه در محل اتفاق افتاده ، در مکان واقعی ، و منظور من فقط توانایی عکس دکور ، چشم انداز نیست.وقتی که من در مکان هستم و دوربین فیلمبرداری را در دست دارم همه پنج حس من کار می کنند. بنابراین من احساس میکنم من زندگی می کنم با تجربه هایی که میخواهم انها را فیلمبرداری کنم. در صورتیکه بسیاری از نقدگرایان تلاش دارند شرح دهند چطور آنجلوپولوس می تواند همه عوامل فیلمش را به داخل یک درگیری و مقابله شدید جنگی بکشاند؟و من این کار را با آشکارنکردن بحران در بالکان و ذکر کردن ثبات نامشخص مرزها ی بین تاریخ و افسانه و اسطوره انجام میدهم!

براستی،این اظهار آنجلوپولوس کیفیت ویژه ای از بینش سینمایی را آشکار می کند که این راه را برای مابه سوی سینمای او رهنمون میسازد. آنجلوپولوس به طور واضح این عناصر مادی را درک کرده : چشم انداز ، دکورو غیره.

این نقل قول(بالا)،شاید بیشتر از دیگران، میتواند در حل کردن هر دو اصول تهیه فیلم ها و اثرات فوق العاده ایکه تولید میکند داشته باشد. به عنوان مثال واحدهای انرژی ، واحدهای بالقوه یا جرقه های تجربی انرژی.
این رابطه بین موضوع یا عناصر جهان مادی و ظرفیت آنها به تولید یک نوع بیداری احساسی منجر میشود و همچون محوری برای فهم کارهای موثر در فیلم های آنجلوپولوس که اغلب در ادبیات انتقادی مسلط است حاکم میباشد.انجلوپلوس با گفتگو با تماشاگرانش فاصله زمان معاصر را با اسطوره های تاریخی از بین میبرد .مرکز این مذاکرات معاصر کوشش دانش پژوهانی چون هن سن را در بر داشته است کسی که به تفضیل دست نوشته های زیگفرید (پهلوان افسانه ای آلمان ) را کاوش نموده .هن سن(Hansen ) تمرکز زیگفرید روی ابعاد لامسه ای و فیزیکی فیلم را مشخص کرده است. او استدلال می کند که در نشانه های فیلم ناظر یا بیننده به عنوان یک موجود مادی ، جسمانی است. این تحریک لایه های مادی شخصیت انسان است. این ربودن بدن انسان با پوست و مو است!
در صورتیکه تئوری زیگفرید مکررا توسط نظریه پردازان فیلم عزل شده است. هن سن استدلال می کند که عمل اولیه او یک تصور با ابعاد مادی را می گشاید که بسیار وسیعتر از مدت جسمانی است وعقیده او از رئالیسم بالاتر از مرزی با موضوعات حیرت آور است.(سریعتر از فیلمهای ساده مورد مراجعه وابسته به جهان مادی) پذیرش سینمایی برای درک این نوع شناخت بسیار سخت است. هن سن تشخیص داد چه چیزی را او یک گریز از مرکز می نامد.؟تمایل در تئوری فیلم زیگفرید فشار فیزیولوژی تحریک یک جنبش دور از متن فیلم و در داخل سینما است مثلا :تصویر ماشه اسلحه در نگاه ناظر تداعی کننده خاطره ها و احساسات است. از آنجاییکه تصور مرسوم رئالیسم روی صحت سوالات یا احتمالات متمرکز است زیگفرید پتانسیل تجربی نمای نزدیک را می نویسد

تمرکز احساسی/مادی در کار های آنجلوپولوس پروژهای او را به عنوان محوری به سوی این کوششها برای پاسخ گویی به مادیت سینمایی به سمت تئوری معاصر سینما و دوباره نگری به تصور رئالیسم سینمایی قرار می دهد.انجلوپلوس در حین کار کردن با موقعیت حقیقی حاضر و وقایع تاریخی و حقیقتهای مادی به عنوان یک تجربه خارج از آنها مواجه نمی شود آنجلوپولوس موقعیت تصرف و تیراندازی به سوی اینه ها توسط زیگفرید را تقریبا کلمه به کلمه توصیف میکند: وقتی من فیلم جدید را آغاز کردم و سفربه اطراف برای یافتن محل (لوکیشن) را به همراه جورجیوس آروانیتیز، دوستم و اپارات فیلم، آغاز کردم اغلب شروع به خارش پوستم میکردم و موهای بازوانم سیخ میشد .

آنجلوپولوس گوش به زنگ احساس است و جستجوی او برای متن تولید و لوکیشن این هوشیاری را به طور ذاتی با تمرکز جسمی و مادی پیوندمیدهد و این هوشیاری را در او بیدار میکند. چیزی که زیگفرید ان را ارتباط تن و روان می نامد و به عقیده والتر بنجامینز تحریک عصب تقلیدی است. تقلید در اینجا یک سبک شناخته شده است که شامل اشکال درک لذات نفسانی ،جسمی و لامسه ای میباشد این عقیده تحریک عصبی تقلیدی شرایط بسیار سختی است برای درک نقش مرکزی که احساس بازی می کند در روشی که آنجلوپولوس برای تماشاچیانش به سوی مجموعه و تاریخ زخمی بالکان ترسیم می کند

تاریخ ، حافظه و نظام حسی
هورتن نوشته ای داشته است که تعدادی از تولیدکنندگان فیلم در هر کجا بسیار علاقه مند و درگیر با تاریخ از زوایای متنوع بوده اند .جستجویی که سفر آنجلوپولوس را به سرتاسر بالکان می برد خودش یک گفتگو با تاریخ کامل سینما است: جستجوهای آنجلوپولوس برای یک نگاه خیره ناپدید شده، یک نگاه مبارز برای پدیدار شدن از تاریکی یک نوع آغاز،یک نگاه خیره اسیر از روزهای اولیه قرن حد اقل در انتهای قرن آزاد شده است.
توضیح آنجلوپولوس از تاریخ بالکان از این خاطره بی ارادی جدانشدنی است:
بیشترنسبت به نامشخص بودن یک تاریخ و افسانه یا تاریخ و اسطوره ، این تاریخ و حاظه نامشخص اوست،در هم امیختگی او از یک جسمانیت با دیگری،که چارچوب تاریخی را به نمایش می گذارد.این توانایی او در رسم مادیت میزانسن به تولد یک تجربه احساسی است که یک پیوستگی تقلیدی با تجربه های مجسم دیگر یک طنین موثر را فرا می خواند.
دیوید بوردول به عنوان یک مدرنیسم سبک دیداری آنجلوپولوس را مورد نقد قرار می دهد .این یک تصادف نیست که تحلیل بورد ول روی اصول ساخت دیداری تمرکز دارد.او معتقد است تجربه بیننده به سوی یک کنش دریافتی کاهش می یابد .و مکانیسم توسط توجه چشمها به سوی نکات بخصوصی تغییر مسیر می دهد.
آنجلوپولوس در یک دیدار با هورتن روشن می کند که اُ دیسئوس و دیگر اسطوره ها به عنوان نقاط مرجع در هدایت مدلهای فیلمهای او هستند هورتن این زمینه بسط داده شده را تایید میکند او ادعا می کند که روش آنجلوپولوس مثل یک پرده نقاشی عریض با اجداد باستانی او تقسیم بندی شده است.همانند مورخان اولیه او اسطوره ها و وقایع شناخته شده و شکلها را می سازد و آنها به آنسوی وقایع خودشان برای سوال در مورد اهمیت و معنا یشان از ما می روند.

لازم به ذکر است که جنگ در بوسنی در بهم ریختن شکل یوگسلاوی در اثر بیداری از فروریزی دولت کمونیستی در سراسر اروپای شرقی در دهه 1980 فوران کرد.دنباله بیان جمهوری خودمختار توسط اسلواکی و کرواتها پیشتیبانی برای استقلال توسط مسلمانان و کرواتها در ترکیب نژادی بوسنی-هرزگوین به وسیله صربهای بوسنی رد شد که آنها پایتخت بوسنی یعنی سارایبو را محاصره کرده بودند. مذاکره بین صربها ، مسلمانان و کرواتها برای شرایط جمهوری آینده شکست خورد و ناتو و اتحادیه اروپا در دلالی زیستگاه شکست خوردند. جنگ همچنین بین مسلمانان و کرواتها گسترش یافت .جنگ برای چندین سال ادامه یافت.یونان هم با مخالفتش به خودمختاری جمهوری مقدونی گرفتار جنگ منطقه ای بود .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
در مرز آلبانی تاکسی آنجلو پیرزن نحیفی را سوار می کند که برای دیدن خواهرش که 47 سا ل از زمان جنگ داخلی اورا ندیده سفر می کند . در مرکز کوریتسا آنها اورا در میدان پوشیده از یخ شهر رها می کنند و بدین ترتیب او به صورت اتفاقی وارد داستان آنجلوپولوس می شود. وقتی دوربین به عقب برمی گردد ترک گفتن او یک جاده خاکستری با آسمان سفید نقش ناچیز گمشده او را در بر می گیرد به طوریکه او یکی دیگر از تلفات اتفاقی جدایی بالکانها می شود.به طوریکه بازگشت به برف و سکوت، پژواک(طنین) یاد او در سراسر پس آیند فیلمبرداری است.

حتی اگر بیننده در معما یی برفراز تصاویرو پیکره های معنا دار در برف قرار گیرد این یک غیبت و فضای خالی نیست.به طوریکه خزش دوربین به تیراندازی طولانی گذشته پیکره های ساکت برخلاف چشم انداز ویران شده، تماشاچی را به سوی ابعاد رزمی این لحظات تاریخی جذب می کنند.
برخی مانند بوردول معتقدند در کار آنجلوپولوس اثر و نتیجه در کانون توجه او قرار دارد و نه عوامل و این فقط به وسیله انتقال در لحظات تحلیلی، قاعده،روشنایی و حرکت دوربین شکل میگیرد این تکنیکها می توانند به عنوان شیوه های تشریفاتی در تمام طبقات و فرهنگها به سوی هدف جهانی دیده شوند. تمرکز روی این همگونی ادبی و از دست رفتن تفاوت آنها برای نوگرایی فقط مجموعه ای از تکنیکها نیست اما آرایش آنها در بافت مخصوص به سوی پایانی مخصوص است.
تلویح کاراکترهای کارهای آنجلوپولوس به عنوان یک سینمای تفکری به سوی توجه ما به تاریخ ادامه دارد و فیلمهای او یک نوع استراتژی برای اسکلت بندی سوالات تاریخی تماشاچی است.حرکات روشنی که این استدلال را پی بندی می کنند و معیاری در ادبیات انتقادی روی فیلم نوگرا هستند. هیچ یک از این حرکات بیانی نمی توانند به قدر کافی کاربردی باشند .نیروی عاطفی فیلم معادل هیچ یک نیست و یا وابسته به همدلی است. فزونی عاطفی به سوی تامل عقلانی منحرف نشده اما در سراسر همه ثبات احساسی پراکنده شده است.آنجلو پولوس از زدودن تاریخ از تجربه زندگی مادی امتناع می ورزد.تماشاچیان او نیازبه شکستن یا گسیختگی از احساس فهم این تاریخ ندارند .به عقیده زیگفرید همانند آنچه هن سن بحث کرده،عقیده در بر داشتن رابطه با تماشاچی، از ادراک قابل تفکیک نیست که توسط حمله اش به احساس فیلم سریعتر از کامل کردن خود تماشاچی عمل می کند. هم زیگفرید و هم بنجامین برروی عقیده حواسپرتی این فیلم بحث کرده اند.تاکیید روی کار احساسی ، در یک بیداری یا تهییج احساسی ، پروژه آنجلوپولوس را به بدنه عریضی از کار که نقش احساس را در تجدد سوال می کند پیوند می دهد و برای به دست آوردن تجربه احساسی تلاش می کند.
کار انجلوپولوس با احساس، از کار او با تجربه مادی دنیوی جدانشدنی است این با اطلاع از تفاوت کامل فهم رابطه بین تجربه احساسی و جسمانی است.تماشاچی نسبت به آگاهی از لحظات زودگذر و احساسی یکه نمی خورد و زمان اینجا گذشت این تجربه شدید از لحظات زودگذر نیست گذر زمان ما را به خارج از احساس نمی برد اما در داخل آن زمان آگاهی را متفرق نمی کند اما آن را عمیق می سازد. در نگاه عمیق، تجربه احساسی تاخیر زمان است مثل رها کردن بمب ساعتی . منظره های فیلمبرداری شده آنجلوپولوس در یک طنین قرار گرفته که ذره به ذره و لایه بعد از لایه نفوذ میکنندو این به وسیله ثبت نهان تغییر مسیرفیلمبداری ها برای بیننده ، مثل صدا، قرار گیری تصاویر و نواخت ،یک جنبش یا ارتعاش را در سراسر فیلم پخش میکند
در کار آنجلوپولوس زمان ذخیره ای از یک لایه بندی است: بیشتر شبیه هدف گیری پی در پی یکی بعد از دیگری نسبت به اختلاف رنگ ناگوار لحظات است

توضیحات

کسانی مثل انجلوپلوس.پاراجانف و تارکوفسکی !تمام اشتیاق من به سوی سینما هستند سینمایی که مثل یک تابلو نقاشی من را محو تصاویر جادویی میکند .تصاویری سرشار از نماد ها.تاریخ ها.اسطوره ها.احساس ها.نفرت ها .جنگ ها که همه و همه به صورت یک تابلو نقاشی جاویدان بر قاب نقره ای سینما باقی خواهند ماند...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from Mohemmed Olfat
الفت
النی کارایندرو یکی از آهنگسازان برجسته معاصر یونان می باشد ، وی بیشتر برای آثاری که برای تئاتر و فیلم اجرا کرده شناخته شده است که حدود 13 فیلم و 66 اجرا برای تئاتر می باشد. به طور خاص ، از سال 1983 ، او در هفت فیلم بزرگ و بحث برانگیز به کارگردانی آنجلوپولوس کار کرده است. آهنگ حاضر نتیجه همکاری او با آنجلوپولوس در فیلم ، نگاه خیره اولیس است. این فیلم طولانی سه ساعته نشان دهنده دستاورد عظیمی است.
موسیقی کارایندرو توسط تصویر های پر رمز و راز و خیره کننده فیلم تقویت می شود. موسیقی پر از ملودی های روحانی همراه با درد غم انگیزی می باشد. او تک نوازی ویلون را با قره نی ، ترومپت ، شیپور ، آکاردئون ، ویولن سل برای ایجاد یک موسیقی عرفانی و شاعرانه ترکیب کرده است. آهنگ فوق العاده ایی که به شدت توصیه می کنم.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from Mohemmed Olfat
http://dl.vmusic.ir/Soundtrack/Karaindrou – Ulysses Theme, Litany [www.vmusic.ir].zip

لینک دانلود مستقیم موسیقی متن نگاه خیره اولیس اثر النی کاریندرو
Forwarded from Mohemmed Olfat
مولف: جمعی از نویسندگان
مترجم: حامد عزیزیان حمید باقری
ناشر کتاب : حکمت سین
🔴🔴🔴🔴سایین کانالداشلار
چهارشنبه گونلری ادبیات سئونلر کانالیندا یالنیز نثر اثرلر و فیلم سینمائی تاندیمی اولور .
بمن بگو
رضا_براهنی



بمن بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای ریزش هزار برگ را ز شاخه‌ها؟
بمن بگو، بگو،
چگونه بشنوم صدای بارش ستاره را ز ابرها؟
من از درخت زاده‌ام
تو ای که گفتنت وزیدن نسیم‌هاست بر درخت‌ها
بمن بگو، بگو،
درخت را که زاده است؟
مرا ستاره زاده است
تو ای که گفتنت چو جویبارهاست، جویبارهای سرد
بمن بگو، بگو،
ستاره را که زاده است؟
ستاره را، درخت را تو زاده‌ای
تو ای که گفتنت پریدن پرنده‌هاست
بمن بگو، بگو،
تو را که زاده است؟

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
"گئديش اوغورلو"

شعر:شفيعي كدكني

ترجومه:بهروز صديق


-"تله سيكك هارا گئديرسن ؟"

سوروشور "گَوَن"كوله ك دن.

-"اوره ييم توتولدو بوردا،

گئديشه يوخونمو گؤيلون

توزاناق توتان بو چؤلدن؟"

-"ديله ييم دير ،آمما نئيلييم

كي منيم قيچيمدي باغلي..."

-"تله سيك هاراگئديرسن ؟"

-"هارا اولسا اولسون آمما
تكي بو دياردان اؤزگه."

-"گئديشين اوغورلو!آمما،
سني تانري بيرده دوستلوق

سالامات اؤتوشسن ار سن يئنه قورخولو بو چؤلدن

چيچه يه،ياغيش لارا سن

يئتير اول سالامي بيزدن."

🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍂

به کجا چنین شتابان؟
گون از نسیم پرسید
- دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
- همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان؟
- به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم
- سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها، به باران
برسان سلام ما را
محمدرضا شفیعی کدکنی, در کوچه باغ های نیشابور
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
آرش احمدی:
ياغيشيم جولفادان گليب سنى آلاجاق آتلانتيكدن
یاغیشیم گلیب سنی گوتوره جک آرازین گؤیلرینه
یاغیشیم
بیر اوشاق اولوب
اوخویاجاق شعرلرینی
بو ساحیلدن او ساحیله
یاغیشیم سونرالار سنى آغلاماغيمدير يئر اوزونه...

گؤزلرینده کیمین یاسینی ساخلامیسان قاداسی؟
صمد عمی چوخدان اؤلوبدو
شعرلرینده کیمه قیرخ ساخلاميسان؟
امانی چوخدان بیزی ترک ائدیب
کلمه لر کیمین خاطیرینه قارا گئییب لر؟
ایگیت لریمیز دوستاقلانمیشلار سنين قوينوندا قالان اللرين كيمى
یاغیشیم سنه اومید گتیره جک قاداسی...

یاغیشیم سنه
منی گتیره جک
جیب لریمده
ایکی دورنا
بیر اوووج شعر
و پاییزلی تبریز...

و سن او گون " يار بيزه قوناق گله جك"...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
همت شهبازی
یوللارین قیقاجی باخیشیندا
سوْرغوـ سؤال گؤرونور
آغاجلارین نسلینی آلدادان
حیاتین آخیمیندان …
یاغیشین چورومه‌سیندن
دانیشیر هامی؛

بولودلار
جاساراتسیز آنجاق.
یئللر
آغلاییردی اؤلن یارپاقلارا.
گئجه‌لر
اودوردو کؤلگه‌لری؛
و کؤلگه‌لر
یئنی‌لشمه‌دن کؤهنه‌لیردی.

همت شهبازی

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نادر الهی
من سنی گؤزله‌ییم هاچانا کیمی؟ 
گؤر ساعات نئچه‌دی؟ نئچه سئوگیلیم؟
قویما سئوگی سحر آچانا کیمی 
منی قورتوم-قورتوم ایچه سئوگیلیم

اووودا بیلمیرم دامی-دوواری 
تاخچادا قوزو تک مله‌ین تاری 
گل کی آیاغینین سسیندن ساری 
قالیب سکسکه‌لی کوچه سئوگیلیم

گلنده سسسیز گل! گل باهار کیمی 
گولنده سسسیز گول! باغچالار کیمی 
سسسیز کی اوره‌ییم شپه-قار کیمی 
اوچار! هئچه بتدی هئچه سئوگیلیم
 
گؤزلرینده دومان، باخیشیندا چن 
گؤزله‌دیم گلمه‌دی! نیگرانام من 
آی آللاه قویما بو سینیق کؤنولدن
بو سینیق کؤرپودن کئچه سئوگیلیم

نادر_الهی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
گیزلنمه یه بیر یئر گؤستر گیزله نیم

رامیز روشن



گیزلنمه یه بیر یئر گؤستر

گیزله نیم،

سحر- آخشام، آخشام- سحر

گیزله نیم،

اوغلومدان دا، قیزیمدان دا

گیزله نیم،

هامی دان دا، اؤزومدن ده

گیزله نیم،

کاغیذدان دا، قلمدن ده

گیزله نیم،

عؤموردن ده، اؤلومدن ده

گیزله نیم،



بیر یئر گؤستر؛

نه ائو اولسون، نه قبیر

بیر داش آلتدا، بیر داش اوسته

گیزله نیم.

... آللاه، هاردا گیزلنمیسن

جواب وئر!

چیخ، منه ده بیر یئر گؤستر

گیزله نیم...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حسین رزمی
ائی گئجه یاریسی باغیران سوکوت
ائله سپ یاراما دوز اینجیمه سین
ائله گل ، ائله گئت اودلو سینمدن
دوداق کؤزه رنده ، سؤز اينجيمه سين.

ائله یاخ قارانی ، آغ دؤزه بيلسين
ائله باخ باغمانا ، باغ دؤزه بيلسين
ائله چک داغلاری ، داغ دؤزه بيلسين
ائله کئچ دره دن ، دوز اینجیمه سین.

دورما گل بیزیم له، شعرین دالین گل
بوراخ آییق لارین قالماقالین، گل
گلنده شعریمه آیاق - یالین گل
ائله آیاق گؤتور ايز اينحيمه سين.

بيز داردان گونه شه یوللار چکمیشیک
آنجاق چاخیر بیلیر نه لر چکمیشیک
دانیلیب - دانیلیب گئرچک لشمیشیک
ائله ایته ریک کی توز اینجیمه سین.

تانری بیزدن سونرا بورایا چاتدی
بیزدن ایلهام آلیب بیزی یاراتدی
سونرا اؤزون بيزله درد ايچره آتدی
دئدی: شاعیر گرک آز اینجیمه سین.



https://t.me/Adabiyyatsevanlar
معصومه جبارپور
ساقین
گئتمه
هر یاشیل آلداتماسین سنی ،
هر یاشیل منیم گؤزلریم دئییل کی!
گان دا یاشیلدیر،
بیر باشقا شاعیر قادینین گوزلری یاشیل
پنجره ده کی کاکتوسون دا رنگی یاشیل!
***
یالقیزجا سؤزجوک‌لری دارا چکیرم
آلفابت آغلاییر گونلریمه
ایللرین سوروندوگوندا
بیر گون یالنیز بیر ایز قالاجاق مندن
گئجه لر یالقیزلیغیندا سیخ_
کیفسه میش خاطیره‌لری
آماندی
یاشیل تیکنلر اوره‌یینه تاخیلماسین !
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔴🔴🔴🔴سایین کانالداشلار
بوگئجه 96/07/22 ساعات 21/30 دا ادبیات سئونلر کانالیندا مجازی( انجمن سسلی شعیر گئجه سی ) اولاجاق عزیز و دوستلاری سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
#بیژن_جلالی

سکوت کلمات 
مرا در خود گرفته اند
ای مردمان
صدای مرا می شنوید
که به سوی شما می آید
کلمات را می شناسید
که انباشته از سکوت
من هستند
ولی دیرگاه خواهد بود
آن روزی که به سراغ من می آئید
من روی به سوی دیگر
خواهم داشت
و شما بیهوده
در سکوت کلمات
صدای مرا جستجو خواهید
کرد
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یوسف جوادی
خزان قوجاغیندا سولان بنؤوشه

اوره گی پاییزدان دولان بنؤوشه

تورپاغین آغریسین آلان بنؤوشه

یاغیش کدرینی سیله جک دایان

ساچلارین دولاشیب قارانلیقلارا

گونش تومارلارسا چیخار آشکارا

گؤرسه ده یایلیغین بورونوب قارا

خینالی باشیندان بیله جک دایان

یئللر قانادیندا اسن گونلرین

یاغیشی باغرینا باسان گونلرین

گونشی تئلیندن آسان گونلرین

یینه ده او گونلر گله جک دایان

هله تئزدی بئله سولما بنؤوشه

گله جک سنین دیر اؤلمه بنؤوشه

گله نه بیر قونچا گولمه بنؤوشه

باهار دوداغیندا گوله جک دایان
https://t.me/Adabiyyatsevanlar