ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
در یکی از صحنه های فیلم می بینیم که همسر سیاستمدار رو به دوربین می گوید : او مرده است ، نمی دانم کجا وچه وقت اما او مرده است . نظام حاکم نامش را از او گرفته است ،کار(او سیب زمینی می فروشد) هویت و چهره اش را .هیچ کس او را باز نمی شناسد حتا همسرش . زمانی که نام کسی را از او می گیریم ؛ هویت او را می گیریم در حقیقت او را می کشیم . جالب آن که پس از شناسایی سیاستمدار می گریزد تا بار دیگر نامش را تغییر دهد و سکوت کند . با برملا شدن هویت اش چه چیز رخ خواهد داد که او گمنامی را در هیت پیرمردی سیب زمینی فروش ترجیح می دهد؟ شکنجه و تهدید قدمتی به درازای شکل گیری اولین قدرت ها دارد. در طول تاریخ قدرت حاکم با ایجاد درد در کالبد زیستی با نیروهای مخالف خود برخورد می کرد . این نوع برخورد که با متلاشی ساختن جسم فرد مخالف همراه بود ؛ قداستی ویژه به شخص مخالف می بخشید و او و اندیشه اش را جاودانه می کرد ، پس کارکرد مورد نظر نظام حاکم که از یاد بردن و فراموشی نیروی مخالف در اذهان عمومی بود حاصل نشده نتیجه ای معکوس به بار می آورد . دولت های جدید خواستار نابودی اندیشه ی مخالف و فراموشی او به شکلی کامل از اندیشه ی همگانی هستند . در طی سال ها شکنجه از جسم به روح منتقل شده است . شکنجه ی روح دو کارکرد دارد: 1) فرد بی آن که نشانی مادی برای ارایه داشته باشد آسیب می بیند که آسیبی بسیار سهمگین تر است . زیرا خود می بایست راوی آن چه بر او گذشته ، باشد و بسیاری چیز ها با گذر زمان از ذهن زدوده می شود . مسله ی مهم در این جا حذف بینایی – یکی از برجسته ترین حواس برای دریافت های بیرونی است . فرد مورد شکنجه مدرک مادی برای ارایه ندارد. و همچنین شرح آسیب روانی مشکل تر از آسیب بدنی است . گرچه آسیب بدنی می تواند به آسیب روحی منتج شود ؛ اما عملی منفور اذهان عمومی است . 2) کارکرد دیگر در ماهیت شکنجه هایی از این دست نهفته است . فرد از سوی جامعه فراموش می شود . یعنی در عین حال که نمی تواند رنجی که بر او رفته است را به نمایش بگذارد ، خودش ، اندیشه اش و هر آن چه نمودی از اوست ؛ از عرصه ی اجتماع زدوده می شود و نیروی حاکم به هدف نهایی او که عدم وجود شخص و اندیشه ی مخالف است ؛ دست می یابد. تبعید ، گمنامی ، بی هویتی تمهید هایی است که نظام سیاسی برای بقای خود و اعمال با ظرافت و تمییز شکنجه به کار گرفته است . شکنجه هایی انسانی تر و به مراتب خشن تر . گرفتن هویت انسانی از فرد. همان طور که آیزایا برلین در کتاب آزادی و خیانت به آزادی از دید روسو به آن اشاره می کند :« ترک آزادی به معنای ترک انسان بودن و چشم پوشیدن از حقوق و حتا تکالیف بشری است ... این گونه ترک و تسلیم با سرشت انسان منافات دارد ... به عقیده ی روسو ، بالاترین جنایت و غیر قابل تحمل ترین گناه ، انسانیت زدایی از انسان و خوار و خفیف کردن آدمی و بهره کشی از اوست .» (آزادی و خیانت به آزادی 80 و81) اما روسو استدلالی را پیش می کشد که بسیاری از نطام های توتالیتر به آن استناد می کنند : « انسان ها براستی نمی دانند چه می خواهند ؛ بنابر این ، ما برای آنان و از طرف آنان می خواهیم ، و بدین وسیله آن چه را آنان بی آن که خود بدانند به معنایی پنهان و مرموز « واقعن » می خواهند ، به ایشان می دهیم . وقتی من بزهکاری را اعدام می کنم ، وقتی انسان ها را مجبور به تبعیت از اراده ی خود می کنم ، حتا وقتی دستگاه بازجویی و تفتیش عقاید به راه می اندازم ، وقتی افراد را شکنجه می دهم و می کشم ، نه صرفن به دلیل این است که خیر آنان را می خواهم ، بلکه در واقع دست به کاری می زنم که خود مردم حقیقتن می خواهند ، ولو هزار بار انکار کنند . اگر انکار می کنند به این دلیل است که نمی دانند کیستند و چیستند و چه می خواهند و دنیا چگونه جایی است . ... وقتی بیش از یک شق درست و صواب وجود نداشته باشد ، دلیلی نیست که به انسان ها گزینه های مختلف و شقوق بدیل پیشنهاد کنیم . البته آنان باید انتخاب کنند ، زیرا اگر نکنند ، آزاد نیستند ، انسان نیستند ؛ ولی اگر شق درست را انتخاب نکنند ، اگر شق نا صواب را برگزینند ، فقط به این جهت که خویشتن راستین شان را به کار نینداخته اند . نمی دانند خویشتن راستین شان چیست ؛ اما من می دانم ، زیرا خردمندم ، متعلقم و قانون گذار خیرخواه و عظیم الشانم . » ( 100 همان ) نظام سیاسی اجازه دارد با به خطر افتادن مصلحت عموم در دموکرات ترین جوامع از موجود انسانی سلب انسانیت کند . « هابز در کتاب لویاتان ، منطق مجازات را بر پایه ی حق مطلق ، حتا تقسیم نا پذیر و غیر قابل انتقال حاکم می‌نهد .
حق مجازات کردن برآمده از چشم پوشی اتباع کشور از حق طبیعی خویش است : تبعه ی کشور ، خشونت را که خود می تواند ، برای صیانت از زندگی خویش درباره ی دیگری به کاربرد ، به حاکم انتقال می دهد ، و حمایتی که حاکم به اتباع خود تضمین می دهد توجیه کننده ی آن انصراف است .» (خشونت در تاریخ اندیشه ی فلسفی /175 ) نظام سیاسی مشروعیت خود را این گونه به دست می آورد . در فیلم می بینیم که چطور فرد خودی ( وابسته به نظام حاکم ) در پی اظهار نظری خلاف جریان حاکم در نظام سیاسی حاکم به دیگری تبدیل می شود . که مستحق مجازات است . او سانسور می شود .سانسور خشونت نمادین است .

مسئله دیگر سکوت است .آدم هایی که زبان یگدیگر را نمی فهمند ( به سبب قومیت های متفاوت). کنش ارتباطی در این شهر مخدوش شده است . هابرماس در تعریف کنش ارتباطی می گوید: در کنش ارتباطی

« کنش های افراد درگیر ، نه از طریق حساب گری های خودخواهانه ی موفقیت بلکه از طریق کنش های تفاهم آمیز هماهنگ می شود . افراد دخیل در کنش ارتباطی اساسن در بند موفقیت شخصی شان نیستند ، بلکه هدف های شان را در شرایطی تعقیب می کنند که بتوانند برنامه های کنشی شان را بر مبنای تعریف هایی از موقعیت مشترک ، هماهنگ سازند . » (نظریه ی جامعه شناسی در دوران معاصر/ هابرماس ، 1984،286) « در حالی که هدف کنش معقولانه و هدف دار ، دستیابی به یک هدف است ، غایت کنش ارتباطی ، دستیابی به تفاهم ارتباطی است .آشکار است که یکی از عناصر مهم کنش ارتباطی ، عنصر گفتار است .» ( همان /هابرماس ، 1984، 278) کارگران خطوط تلفن از تیرها بالا می روند برای برقراری ارتباط اما این تلاشی نمایشی است که تا انتهای فیلم تکرار می شود . سروان ا ز زندگی اش می گوید همسری در شهری دیگر و دختری دورتر از همسر و زندگی کولی وار . هیچ کس دیگری را باز نمی شناسد . شهر مرزی ، شهری است که همه در آن با یکدیگر بیگانه اند و این بیگانگی وحشت و در نهایت جنون آفریده است . آن ها یکدیگر را جاسوس می خوانند ، شهر را از نو مرز بندی می کنند و اعمالی انجام می دهند که معقول نیست . در شهر کنش عقلانی رخ نمی دهد . کنش ارتباطی در زندگی روزمره پدید می آید وکنش ارتباطی آزاد لازمه ی وجود کنش معقول و هدفدار است . زمانی که قدرت سخن گفتن از افراد – به هر نحوی – گرفته شود ؛ افراد چون موجودیت های بیگانه در کنار یکدیگر قرار می گیرند که این خود وحشت آفرین است .

فیلم سراسر نماد است : از مردی با زخمی در بازو که نشان تمام کودکان یونانی آن سوی مرز است تا به خاطر داشته باشند از نژاد یونانی هستند تا عروسی که در شب عروسی خود دامادی ندارد و به انتظار است تا دامادی که هم نژاد او در آن سوی رود خانه ، در آلبانی است ؛ شبی مخفیانه عرض رودخانه را شنا کند و برای بردن او از مرز، بیاید. و کودکی که هرگز انتهای داستان بادبادک را از پیرمرد سیب زمینی فروشی که گریخته نشنیده است .

گام معلق لک لک ها انتقادیست خاموش ، روایت کننده ی مردمی درگیر قومیت و ملیت از نزدیک . گام معلق لک لک ها فیلم ساکتی است که اجازه می دهد شما سوال کنید!

نتیجه گیری

هانا آرنت بر این باور است که انسان تا جایی که موجود سیاسی است – یعنی مخلوقی که سخن می گوید و عمل می کند- فقط در صورتی هستی و زندگی اش را معنادار می یابد که در فهمش از جهان با دیگران شریک باشد. (فلسفه ی سیاسی هانا آرنت / 16) زمانی که فهم مشترک خدشه دار می شود انواع نابسامانی ها تبلور می یابد. انسان بودگی فرد دچار مخاطره می شود. فرد دیگر انسان نیست.همان طور که آیزایا برلین در کتاب آزادی و خیانت به آزادی از کلام روسو تعبیر می کند:«کسی که آزادی خود را از دست بدهد ، دیگر انسان نیست. از این رو ، کسی نمی تواند خود را به بردگی بفروشد ، زیرا به محض این که برده شد، دیگر انسان نیست و ، بنابراین ، از آن پس دیگر نه حقوقی دارد و نه تکالیفی. ....» (80همان) مسله ای که در این جا رخ می دهد مرگ انسان هاست چه به صورتی که بمیرند یعنی کشته شوند یا وادار به کشتن خود شوند و یا اگر هیچ کدام این ها برایشان به وقوع نپیوست به سبب گمنامی و بازداشتن از عمل یعنی موجودی که فاقد توانایی تغییر در محیط است ، یک موجود پذیرنده ی صرف این مرگ رخ دهد. شهر مرزی محیطی است که تمامی ترفند های نسل کشی به شکلی ناپیدا در آن اجرا می شود و همه این اعمال از خشونتی مشروع ناشی است که می خواهد ملت را از مزایای درون مرزی اش بهره مند سازد . منفعتی که کسی راوی آن نیست.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اویغونلاشدیران همت شهبازی
پانتومیا : سوسوز
یوخسول :غلامحسین_ساعدی
چئویرن: علی گؤز‌ل‌اوز

چؤللوک (صحرا) – صحنه اورتاسیندا اطرافینی تیکانلی تئل‌لر(مفتیل‌لرله) آلمیش بیر قویو. اوزون بیر کندیرین اطرافینا دولاندیغی بؤیوک بیر وئدره پایایا باغلانمیش. اوستونده بیر کؤینک، بیر شالوار اولان یورغون و آیاق‌یالین بیر یولدان کئچن [مسافر]، قان تر ایچینده صحنه‌‌یه گلیر سوسوزلوقدان دیلی داماغینا یاپیشمیش. وئدره نی قویویا آتیر. بیر نئچه دفعه تئل هؤرویونون اطرافینا دؤندوکدن سونرا باشینی اوزادیب کئچمک ایسته‌ییر؛ آمما باجارا بیلمیر. تئل‌لری چکرکن بارماق‌لاری یارالانیر. یئنی‌دن قویونون اطرافیندا دولانماغا و تئل‌لری چکمه‌یه باشلایاراق اونلاری ترپه دیر. دایانیب دوشونور. پایا‌لاردان بیری‌نین دیبینه اوتوروب دیرناقلارییلا تورپاغی ائشه‌لمه‌یه باشلاییر. ایکی الی ایله پایاسینی قاوراییب سؤکور. ایکینجی و اوچونجو پایا‌لاری دا چیخاردیر. تئل هؤرویو آشیر و قویونون بیر طرفی آچیلیر.
بوش وئدره‌نی قویویا سالیر. قویو اولدوقجا دریندیر. کندیرین اوجو، اونون الینده‌دیر. آغیرلاشمیش وئدره‌نی چکیر. دولو و بؤیوک بیر تولوغ [مشک] وئدره‌یه قویولموشدور. حئیرتله تولوغا باخیر. وئدره‌دن چیخاریب یئلله‌ییر تولوغو. سو سسی ائشیدیلیر. تلم-تلسیک تولوغون آغیزینی آچیب وئدره‌یه بوشالدیر.
تولوغ بوش ‌هاوا ایله شیشیریلمیش‌دیر. قویودان گولمک سس‌لری ائشیدیلیر. یولدان کئچن قورخو ایله تولوغو قویویا آتسا دا، آشاغیدان یئنی‌دن یوخاری آتیلیر.
وئدره‌نی قویویا سالا‌راق کندیری یئلله‌ییر و یوخاری چکیر. بؤیوک و کؤهنه بیر کیتاب چیخیر ایچیندن. کیتابی گؤتوروب صحیفه‌لرینی واراقلاییر. ذؤقله ایچینده‌کی شکیل‌لره باخیر. قویونون ایچیندن آغلاماق سس‌لری ائشیدیلیر. کیتاب، یولدان کئچه نین الیندن قویویا دوشور. گؤزله‌ییر آمما کیتاب یوخاری آتیلمیر. وئدره‌نی قویویا سالیر و کندیری یئلله‌یه‌رک یوخاری چکیر. وئدره‌یه کسیک بیر ال و آیاق قویولموشدور. قورخو اونو بورویور. قویودان گولمک سس‌لری ائشیدیلیر. یولدان کئچن وئدره‌نین سویونو قویویا بوشالدیر. کسیک ال و آیاق یئنی‌دن آتیلیر یوخاری.
وئدره‌نی قویویا سالا‌راق کندیری یئلله‌ییر و چکیر یوخاری. وئدره‌ده بؤیوک بیر آلماس گؤردوکده ذوقله الینده چک-چئویر ائدیر. قویودان آغلاماق سس‌لری گلیر بو دفعه. یولدان کئچن دوشونمه‌یه دالیر و آلماسلا اویناماغا باشلاییر. بارماقلارینین آراسیندان سوروشه‌رک قویویا دوشن آلماس یئنی‌دن یوخارییا آتیلمیر. عصبلشه‌رک وئدره‌نی قویویا سالیر. کندیری یئلله‌یه‌رک یوخاری چکیر. بو دفعه ایلان لئشی قویولموشدور وئدره‌یه. دیکسینیر. قویودان گولمک سس‌لری گلیر. وئدره‌نین سویونو قویویا بوشالدیر. ایلان لئشی یئنه یوخاری آتیلیر.
یولدان اؤتن یئره اوتوروب دوشونمه‌یه باشلاییر. ایلان لئشی، کسیک ال و آیاق ایله بوش تولوغو اؤنونه دوزور. کسیک ال و آیاغی، اؤز ال و آیاقلارییلا مقایسه ائدیر. وئدره‌نی قویویا سالیر و کندیری یئلله‌یه‌رک یوخاری چکیر.
بؤیوک بیر نار چیخیر. قویودان اوزاقلاشیب ناری دیشله‌ییر. چوخ سولو بیر ناردیر. قویودان آغلاماق سس‌لری گلیر. او هیرسله یاخینلاشیر و ناری قویویا آتیر. آغلاماق سسی بیر آن کسیلیر. یولدان اؤتن پئشمان‌دیر. گؤزله‌ییر. یالواراـ یالوارا قویویا باخیر. اللرینی قویویا اوزا‌دیر. نار یوخاری آتیلمیر.
او وئدره‌نی بوراخیب باشینی ایکی الی آراسینا آلیر و قویونون اطرافینا بیر نئچه دفعه دؤنور. سمایا و اوفوقه باخیر. هئچ بیر شئی یوخدور.
قویونون یانیندا چؤمبه‌لیب دوشونمه‌یه باشلاییر. قویودان یاواش یاواش شکیل‌لر چیخیر. یولدان اؤتن، قوللارینی آچا‌راق شکیل‌لری توتور و باغرینا باسیر. آغلاماغا باشلاییر. قویودان دا آغلاماق سس‌لری گلیر. اونون گؤزلری دولور. بیر مدت سونرا قویودان گلن آغلاماق سس‌لری تهدیدلی بیر شکیل آلیر. یولدان اؤتن، شکیل‌لری قویویا آتیب گؤزله‌ییر. شکیل‌لر بیر داها چیخمیر قویونون دیبیندن یوخاری.
بیر آز دوشوندوکدن سونرا وئدره‌نی گؤتوروب قویویا سالیر. یئنی‌دن وئدره نی یوخاری چکدیکده بو دفعه بیر تاپانچا چیخیر وئدره‌دن. تاپانچانی گؤتورور؛ قویودان گولمک سس‌لری ائشیدیلیر. تاپانچانی قویویا سالیر. یئنه قویودان ائشییه آتیلیر تاپانچا. گولمک سس‌لری گلیر آردیندان. تاپانچانی اوچونجو دفعه تپیکله‌یه‌رک قویویا سالیر. یئنه گولمک سسلریله چؤله آتیلیر تاپانچا. یولدان اؤتن تاپانچانی الینه آلیب قویونون یانیندا اوتورور. بیر تاپانچایا باخیر، بیر قویویا. سویوقلوغونو حیس ائدیر و لوله‌سینی آغیزینا سؤیکه‌ییب هئچ دوشونمه‌دن تتیگی چکیر.
گولـله سسی صحنه‌‌ده عکس-صدا کیمی ائشیدیلیر. یولدان اؤته نین جسدی قویویا دوشور. قویودان دؤنه دؤنه گولمک سس‌لری ائشیدیلیر. اورتالیغا سس‌سیزلیک حاکیم اولور و سونرا یولدان اؤته نین جسدی چؤله آتیلیر.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
کیمسه بیله بیلمزدی
ناصر داوران

یاغیشلی گئجه
بیزی قووالادیلار.
یاغیش یاغیردی؛
ماشین‌لاری
قارانلیق گئجه‌ده
خیاوان‌لاری ناققا کیمی اودوردو بوروق‌لاردا؛
گناهکار سئوگیمیزی یاخالاماق ایسته‌ییردیلر،
بیزی ده
جزالاندیرماق.
هاردانسا سس گلدی:
بوراخین اونلاری!
بوراخمادیلار.
سئوگی قوخویوردو دوداقلاریمیز
گیزلتمک اولمازدی؛
عصیان قوخویوردو نفس‌لریمیز
دانا بیلمزدیک؛
کؤینه‌ییمیزین دؤشونه یاییلان قیرمیزی چیچک
سئوگی‌دن می،
گولله‌دن می؟،
کیمسه بیله بیلمزدی

كسي ندانست

ناصر داوران
ترجمه : راميز

شبي باراني
تعقيب مان كردند
باران مي باريد
ماشین‌ هاي شان
در تاريكناي شب
همچون كوسه ماهي
خيابان ها را مي بلعيدند
سرپيچ ها
مي خواستند عشق گناهکارمان را باز داشت كنند
و ما را تنبيه كنند.
صدايي آمد از ناكجاآباد
رهايشان كنيد
رها نكردند
دهان مان بوي عشق مي داد
پنهان نمي شد كرد
نفس هاي مان بوي عصيان مي داد
إنكار نمي شد كرد

گل سرخ روي پيراهن مان
از عشق بود
يا از گلوله؟
كسي ندانست

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سانجاق
کازوئو ایشی گورو ادبیات نوبئلینی قازاندی
کازوئو ایشی‌ گورو ادبیاتین نوبئل اؤدولونه لایق گؤروندو. اصالتا ژاپون‌لو اولان بو یازار بیریتانیادا یاشاییر.

سوئد نوبئل آکادئمیسی دئییب ایشی گورو-نون حیکایه‌لر و رومانلاری دویغوسال گوجلره صاحب‌دیر و بیزیم ائشیک دونیا ایله ایلیشکیلریمیزین گیزملی (سیرلی) دویقولارینی آچیغا چیخاردیبدیر.
ایشی گورو 62 یاشیندادیر، او ادبیات نوبئل اؤدولونو قازاندیغینا تپکیسی اولاراق، "بو منیم اوچون شوک ائدیجی بیر افتخاردیر" دئدی.
ایشی گورو « یئتیم اولدوغوموز زامان» و «گونون قالانی» کیمی رومانلارینین یارادیجیسی دیر.
اونون تقریبا بوتون رومانلاری فارسجایا چئوریلیب. ان تانینمیش اثری، «گونون قالانی» ایسه، نجف دریا بندری طرفیندن ترجمه اولونوب.
تقریبا همه کتاب های کازوئو ایشی گورو تاکنون به فارسی ترجمه شده است. شاخص ترین اثر او، بازمانده روز، را نجف دریابندری ترجمه کرده است.
«منی ترک ائلمه»، «تپه‌لرین سولموش رنگی» بو یازارین باشقا اثرلریندن ساییلیر. لندن فیلم فئستیوالی، یازیچینین «منی ترک ائلمه» اثریندن یاپیلان فیلم ایله باشلاناجاقدیر.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
برای تمام زنان جهان

آه ! ای زنان زنده به تقدیر ! در جهان
آهو دلان بسته به زنجیر ! در جهان

پوسیده در خشونت پنهان خانه ها !
قربانیان شهوت و شمشیر در جهان

تهمینه های غصه و تسلیم و انتظار !
ای مادران هرچه مشاهیر در جهان

ای رزق کودکان زمین ، در وجودتان
ای ارزش نه نان و نمک !..."شیر" در جهان

ای چشمهایتان چو طلای هزار عیار
سرچشمه های ناز فراگیر در جهان

بازیچه های تهمت سیب و هبوط و درد
متن رمان هرچه اساطیر در جهان

ای گیسو انتان شب چشم خیاو چای
تک آبشار شعر سرازیر در جهان

ای نو عروس های عروسک به دست ما
نه ساله های زود شده پیر در جهان !

تصنیف های خفته درون گلویتان
زخم عمیق حنجره و تیر در جهان

پروین ، فروغ ...هر زن شاعر در این زمین
ای کاش من ببینمتان ، سیر در جهان

ای شعرهایتان چو عسل رود یک بهشت
زیتون و نخل و گندم و انجیر در جهان

ای در صدای حضرت داوود نامتان
ماناترین شکوه مزامیر در جهان

می ترسم از جنایت دندانه های جهل
از ظلم مغزهای پر از قیر در جهان

آه ای زنان مرده در آغاز زندگی !
ای بغض های گنبد پامیر در جهان

دستان کار و استرس و ترس و زندگی
محکوم هر قضاوت و تفسیر در جهان

آه ای زنان زرد و سیاه و سفید و سرخ
فریادهای گشته زمین گیر در جهان

محروم از وکیل و دل و حق انتخاب
مقهور هر شکنجه و تحقیردر جهان

ای کاش وصف مادرمان این چنین شود :
قلب زمین و آیه اکسیر در جهان

دیگر چقدر شعر برای تو نازنین ؟
کار تو مانده بر رگ تدبیر در جهان

ای کاش می نمود خدا در دل زمین
یک بار دیگر عشق تو تحریر در جهان

ای کاش پیش این همه زنبور بی عسل
می کرد دردهای تو تاثیر در جهان

گفتند زیر پای تو جنت .... مگر عزیز
این ها شده ست مایه توفیر در جهان ؟

ای کاش خواب های تورا عشق می شنید
یا می رسید یوسف تعبیر در جهان

عکاسهای زنده دنیا ! به صف شوید
این جاست نبض و منبع تصویر در جهان

آه ای مشاوران گزارش به دست ما !
باید کشید یکسره آژیر در جهان

ثریاخلیق خیاوی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
«ناظیم_حکمت»

دنیزلرین لاپ گؤزلی
هله گئدیلمه میشی دیر
اوشاقلارین گؤزلی
هله بؤیومه ییب
گونلریمیزین گؤزلی
هله یاشامادیق لاریمیز
سنه سؤیله مک ایسته دیغیم
ان گؤزل سؤز
هله سؤیله مه دییم
سؤزدور





https://t.me/Adabiyyatsevanlar
🔴🔴🔴🔴سایین کانالداشلار
بو گئجه 96/07/15 ادبیات سئونلر گروپوندا ساعات 21/30دان ساعات 23 قدر سسلی شعیر گئجه سی اولاجاق سئویملی شاعیرلری ,گوزل سسلی دیکلاماتورلاری آذربایجان شعرینین هوسکارلارین سیجاق قاتیلماغا دعوت ائدیریک .سسلی شعیر گئجه سی عینی زاماندا ادبیات سئونلر کانالینداندا یایلاجاق .
🔴🔴🔴🔴سئویملی شاعیرلر ، دیکلاماتورلار، آذربایجان شعرینین هوسکارلای بو گئجه 96/07/15ساعات 21/30دان ساعات 23 قدر مجازی انجمن ، سسلی شعیر گئجه سینین چیخیشلارین عینی زاماندا ادبیات سئونلر کانالیندان ایزلییه بیلرسینیز.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر : زلیم خان یعقوب
سس: زهرا بادره
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعروسس :سحر خیاوی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعر : رحیم کاویان
سس : سوسن نقدی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعر وسس : شریفزادگان
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر : دومان بختیاری
سس : سالار بی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعر وسس : احمد درگاهی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعر : عزت طهماسبی
سس: نیسگل توفارقانلی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Audio
شعر وسس : اسماعیل خرمی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
2017-09-12 17-32-23 _ آشیت شعری.wav
17.4 MB
شعر وسس : یاشیل غفاری
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر وسس : رامین عباچی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
شعر :سخا مهر
سس احمدزاده
https://t.me/Adabiyyatsevanlar