ادبیات سئونلر
3.12K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
Forwarded from Farideh Marzock
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اطاق هشت بهترین فیلم کوتاه 2013
الفت
اتاق ۸
کارگردان جیمز دبلیو گریفیتس
تهیه‌کننده سوفی ونر
نویسنده جیمز دبلیو گریفیتس بر اساس ایده اصلی و نمایشنامه جفری اس فلچر
بازیگران
تام کالن
مایکل گولد
فرانک زالفسکی
تاریخ‌های انتشار
۲۰۱۳
مدت زمان
۵ دقیقه و ۳۲ ثانیه
زبان
انگلیسی بریتانیایی
روسی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Olfat:
خلاصه فیلم: یک زندانی به داخل یک سلول که زندانی دیگری نیز حضور دارد هدایت می شود. زندانی کتک خورده یا شکنجه شده بنظر میرسد. دلیل زندانی و شکنجه شدنش مجهول است. بعد از ورود به سلول زندانی به دور و بر می نگرد، کتابی که روی تخت است را برمی دارد و ورق می زند. سپس یک جعبه روی تخت می بیند. از هم سلولی اش سئوال میکند که این چیست؟ هم سلولی اش به او هشدار می دهد در جعبه را باز نکند. او می پرسد چرا؟ به جای جواب به سئوال، هم سلولی اش به او می گوید پشیمان می شوی. زندانی به حرف هم سلولی اش توجه نمی کند و در جعبه را باز می کند. با باز کردن در جعبه سقف سلول نیز باز می شود. در داخل جعبه زندانی سلولی را می بیند که درش او زندانی است. زندانی از هم سلولی اش می خواهد بیآید و در جعبه را باز کند و خودش با باز شدن سقف می گریزد. اما در واقع از سلول نگریخته است. زندانی در ابعاد کوچک (یک قوطی کبریت) در کنار همان جعبه که در این جا می شود دید از آن بیرون آمده است می دود. هم سلولی او را در یک قوطی کبریت می کند و قوطی را در کشو میزی می گذارد که تعداد زیادی قوطی کبریت دیگر و زندانیان دیگر در آن است. سپس می گوید نفر بعد. معلوم می شود که هم سلولی در واقع زندانبان است
. https://t.me/Adabiyyatsevanlar
الفت
نظر و برداشت من از این فیلم با دیدگاه نهیلیستی همراه است انسان به این دنیای بی ابتدا و بی انتها پرت شده است که در اینجا زندان نماد این دنیاست. انسان ها اسیر تمام چیزهای قبل از خودشان مثل زبان " و "دین" و تمامی آموزه های ماقبل از تولدش و ... هستند.تمامی این موارد در مرد زندانی یی که قبل از او در اتاق هست و نمی دانیم او چرا هست او کیست او چرا این بازی را میکند، فقط میدانیم از این کارش لذت مدام می برد و تمامی کنجکاوانش را به کام نیستی می کشاند.
در اینجا یاد جمله معروف نیچه می افتم "ما خدا را کشته ایم "
ولی این زندانی ها به فکرشان نمی رسد که خدا را بکشند. ولی سوال این است شاید مرد داخل اتاق قبلا به فکرش رسیده و خدایش را کشته ولی میبینم که اینبار خودش در کسوت خدا و جای او نشسته است و این دور تسلسل نهیلیستم است همانگونه که انسان در دنیای مدرن خدا را کشت و خود در جای او نشست.
در کل این فیلم کوتاه نشان دهنده پوچی شدید حاکم بر این هستی است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نظرات دوست عزیزم جناب اکبر دولتشاهی که به صفحه شخصی ام ارسال کرده بود
👇👇

باسلام وتشکر : فیلم را دیدم . بی شک هر چه درمورد این فیلم گفته شود ، به نوعی تفسیر خواهد بود. زیرا موضوع فیلم مبهم می باشد. و دارای رمز و راز می باشد. بازپرس زندان جعبه ا ی دارد ، که با آن زندانی را می سنجد، که آیا حس کنجکاوی اش را از دست داده یا نه ؟ ا گر دارای حس کنجکاوی با شد ، به او تذکر می دهد ، از این کار دوری کند ؛ در غیر این صورت پشیمان خواهد شد، ولی طبیعت انسان تابع اصل نافرمانی یا اصل دانستن و خواهان آگاهی به هر قیمتی است .در فیلم بازپرس بعد از باز کردن درب جعبه توسط زندانی ، با گفتن رازی شدی به زندانی ، نفرت خود را از حس کنجکاوی او بیان می کند . و زندانی می فهمد که زندان همان نادانی اوست ، انسان جستجو گر در محیط بسته به نوعی زندگی را باخته است ، و در تلاش است ، تا آن را دوباره به دست آورد ، وقتی با باز شدن درب جعبه سقف سلول زندان هم باز می شود، زندانی مانند هر انسان جستجو گر ماندن در آن را بی دلیل می داند ، غافل از این که این یک ترفندی است ، از طرف بارپرس تا او را در سلول کوچکتری حبس کند، و کشوی میز پر است از قوطی کبرت های که داخل آن از زندانی های کنجکاو می باشد. ولی در نهایت فیلم نشان می دهد ، انسان خواهان دانستن و آزادی است .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Olfat:
نظرات دوست دیگرم جناب جلیل حاجی پور
تقدیم به دوستان ادبیات سئونلر
🌹🌺🌸💐

تا جائیکه از تفاسیر مختلف فیلم در ذهنم باقیست این است که این فیلم بیشتر سعی دارد به تحت سلطه و استثمار انسان اشاره کند.
البته ذکر این نکته هم جالب است که اسم فیلم اتاق هشت است. عدد هشت در انگلیسی8 بنوعی همان نماد بینهایت در ریاضی ست.
اتاق مذکور همان جهان بینهایت هستی ست.
بعد از هر پایان ظاهری، آغازی دوباره پدیدار میگردد که این خود مبهم ترین بخش هستی ست.البته تفسیر بنده بعنوان جهان دیگری که در دین ها بدان اشاره میشود ،نیست بلکه همان تغییر شکل از بعدی به بعد دیگر ماده است.
شایدبنوعی اشاره به تکامل وتغییرات تکاملی داشته باشد.
زندانی که وارد سلول میشود نظرش به یک کتاب جلب میشود.
کتاب نماد آگاهیست و طرفی که در صندلی نشسته و در دستش کتاب میخواند بر او مسلط تر است و فرد تازه وارد وقتی میپرسد کتاب چیست او میگوید هیچی. چرا که نمیخواهد تازه وارد آگاه شود تا خود که کتاب میخواند بر او مسلط تر باشد.
این در واقع بیان همان چیزیست که با آگاهی بدست می آید.
کسی که مطالعه میکند آگاه تر شده و کمتر زیر سلطه ی کسی قرار میگیرد.
فرد تازه وارد جذب جعبه قرمز میشود.در اینجا رنگ قرمز نماد جذابیت و کنجکاویست.
او میخواد پی به درون جعبه ببرد ولی چون کتاب مذکور را نخوانده فریب ظاهر جعبه را خورده و میخواد فرار کند ولی نفر اصلی که آگاهانه بر او مسلط است اورا درون قوطی کبریت می اندازد و ماجرا دوباره به نقطه ی اول بر میگردد.
شماره های قوطی کبریت ها یکسان است و در واقع اشاره به همگانی بودن این دور و تسلسل دارد.یعنی این چرخه برای انسان نوعی ناگریز است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یک تحلیل کوتاه از اینترنت
نویسنده ناشناس👇

من یه تحلیل سیاسی و نشانه شناختی از فیلم دارم. تضاد بین طبقه حاکم و قدرتمند برای به استثمار کشیدن و دربند نگه داشتن مردم . وجود تخت دو طبقه نشانگر این دو گروه از مردم هست . نگاه سرسری زندانی جدید و واکنش مرد دوم به برداشته شدن کتاب نشانگر ترس وی از اگاهی و فهم هست . درعوض او کوچکترین واکنشی به باز شدن در جعبه نشان نمیدهد و سعی میکند او رو به ان سمت منحرف کند . در واقع این رو میتوان نقد گزراه اصلی مدرنیته در القای خوشبختی و رفاه بیشتر در اینده دانست که انسان رو به رهایی سوق خواهد داد. در حالیکه مسیر چیز دیگری است. همچنین مطالعه دایم مرد دوم نشانگر همان دید فوکویی و رابطه دانش و قدرت هست که نشان میدهد این قدرت است که دانش را خلق میکند و دانش در خدمت تحکیم قدرت عمل میکند. پس دانش عنصری بی طرف و خنثی نیست. فرار (از خود) تنها سبب حقیر شدن من میگردد. آنكسی كه آگاهانه در این فرار یاری ام كند ارباب من خواهد بود.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
الفت
معرفی فیلم این هفته
👇👇👇👇

چشم‌اندازی در مه (به یونانی: Τοπίο στην ομίχλη)
فیلمی ساخته تئو آنجلوپولوس محصول ۱۹۸۸ میلادی و ساخت کشور یونان است. در حیقیت به دنباله فیلم‌های سفر به سیترا (۱۹۸۴) و زنبوردار (۱۹۸۶)، این فیلم به عنوان سومین فیلم از سه‌گانه سکوت آنجلوپولوس شناخته می‌شود.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from Mohemmed Olfat
الفت
سال تولید : ۱۹۸۸
کشور تولیدکننده : یونان، فرانسه و ایتالیا
محصول : تئو آنگلوپولوس
کارگردان : آنگلوپولوس
فیلمنامه‌نویس : تونینو گوئرا، تاناسیس والتینوس و آنگلوپولوس، برمبنای داستانی نوشته آنگلوپولوس.
فیلمبردار : گیورگوس آروانیتیس
آهنگساز(موسیقی متن) : النی کاریندرو.
هنرپیشگان : میکالیس زک، تانیا پالایئولوگوئو، استراتوس تزور تزوگلو، اواکوتامانیدوئو، آلیکی گئورگوئولی و انگلیس.
نوع فیلم : رنگی، ۱۲۴ دقیقه.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
الفت
داستان فیلم

یونان امروز. پسربچه‌ای به‌نام «الکساندروس» (زک) و خواهرش، «وولا» (پالایئولوگوئو) مادرشان را ترک می‌کنند و سوار قطار می‌شوند تا به آلمان بروند - به این دو کودک نامشروع گفته‌اند پدرشان در آلمان است. اما چون بلیت ندارند. در یک ایستگاه، تها به حال خود رها می‌شوند و پلیس آنان را می‌یابد. سپس از دست پلیس می‌گریزند و با گروهی از بازیگران سیار همراه می‌شوند و با «اورستس» (تزورتزوگلو)، نوه رهبر گروه، طرح دوسی می‌ریزند و «وولا» کم‌کم به او علاقه‌مند می‌شود. پس از پشت سر گذاشتن پیشنهاد ضمنی تسلیم خود به یک سرباز در مقابل سیصد و هشتاد و پنج دراخما، پول بلیت قطار آلمان را از او می‌گیرد - هر چند، سرباز خجالتی پول را می‌دهد و کاری نمی‌کند. سرانجام، «الکساندروس» و «وولا» به مرز آلمان می‌رسند، سوار بر قایق از رود مرزی می‌گذرند و هنگام سپیده‌دم، پا به خاک آلمان می‌گذارند و درختی تازه شکوه داده را در آغوش می‌گیرند.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
الفت
جوایز در سطح بین الملی👇

۱۹۸۸ ۴۵مین جشنواره بین‌المللی ونیز شیر نقره‌ای
۱۹۸۸ ۴۵مین جشنواره بین‌المللی ونیز جایزه دانشجویان دانشگاه ساپینزا رم
۱۹۸۸ ۴۵مین جشنواره بین‌المللی ونیز جایزه OCIC
۱۹۸۹ ۳۹مین جشنواره بین‌المللی برلین جایزه InterFilm
۱۹۸۹ دومین جشنواره فیلم‌های اروپایی بهترین فیلم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from Mohemmed Olfat
صحنه یی از چشم اندازی در مه
Forwarded from Mohemmed Olfat
نمایی از چشم اندازی در مه
Forwarded from Mohemmed Olfat
تئودوروس آنجلو پولوس
الفت
* تاریخ، سیاست و اسطوره‌ از مایه‌ها و مؤلفه‌های دیگر فیلم‌های آنجلوپولوسف در این فیلم نیز حضوری پُررنگ و تعیین‌کننده دارد. قهرمان سرگردان و سیار او در سفرهای همیشگی و وقفه‌ناپذیرشان، در جست‌وجوی چشم‌اندازهائی موهوم و مه‌آلودند، اما در همین سفر به ظاهر پوچ به یک دگردیسی درونی دست می‌یابند. آنجلوپولوس البته در پس زمینه این سفر، شرایط سیاسی و اجتماعی کشورش را نیز بررسی می‌کند و یا به تعبیری می‌خواهد اسطوره را در بستر فضائی معاصر مورد کندوکاو قرار دهد؛ به همین دلیل هم فیلم‌هایش جان می‌دهد برای تأویل‌ها و تعبیرهای فراوان و بی‌شمار و یافتن مناسبات بینامتنی با اودیسه هومر. موسیقی کاریندرو، آهنگ‌ساز تقریباً همیشگی آنجلوپولوس، درخشان و مملو از حس غم غربت است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Forwarded from Mohemmed Olfat
النی کاریندرو آهنگساز فیلم های آنجلوپولوس
Forwarded from Mohemmed Olfat
دو چیز دیگر در این فیلم خیلی جذاب است. فیلمبرداری یورگس آروانتیس که رنگ حال و هوای این سفر بی او چیز دیگر بود . موسیقی النی کارایندرو که بی او تصور احساس عمیق این فیلم ناشدنی است.
Forwarded from Mohemmed Olfat
بررسی چشم اندازی در مه.docx
19 KB
مقاله ی تحلیلی درباره چشم اندازی در مه