اوشاق ادبیاتی
بئشداشا گلنده اؤزونو ده گتیر!
محمد عابدینپور
1
ائویمه گلنده
اؤزونوده گتیر
قویما قالسین ائوینده
سیندیرماز بیر زادی
سیندیرسادا عیبی یوخ
سیندیرماسا اوشاق
بیلمز نه وار نه یوخ
2
سن بیر گولوشدن دوغولدون؛
گؤی گولنده
گونش گولنده
سو گولنده،
هامی اوشاقلار کیمی
هامی چیچکلر کیمی
تورپاق گولنده
تانری گولنده
3
ائویمه گلنده
اؤزونوده گتیر
منیم ده اؤزوم ائوده
داریخمازلار
اوینارلار
سیندیرارلار
گولرلر...
بئشداشا گلنده اؤزونده گتیر! بئش داش بیزیم ائویمیزدیر
@5dash1398
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بئشداشا گلنده اؤزونو ده گتیر!
محمد عابدینپور
1
ائویمه گلنده
اؤزونوده گتیر
قویما قالسین ائوینده
سیندیرماز بیر زادی
سیندیرسادا عیبی یوخ
سیندیرماسا اوشاق
بیلمز نه وار نه یوخ
2
سن بیر گولوشدن دوغولدون؛
گؤی گولنده
گونش گولنده
سو گولنده،
هامی اوشاقلار کیمی
هامی چیچکلر کیمی
تورپاق گولنده
تانری گولنده
3
ائویمه گلنده
اؤزونوده گتیر
منیم ده اؤزوم ائوده
داریخمازلار
اوینارلار
سیندیرارلار
گولرلر...
بئشداشا گلنده اؤزونده گتیر! بئش داش بیزیم ائویمیزدیر
@5dash1398
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
اوشاق ادبیاتی
كئچي (اوُشاق شعري)
قوشان:عبدالله شايق
آلا- بوُلا بوْز كئچي
آي قوْشا بوُينوُز كئچي!
يالقيز گزه مه ، دوْلانما
داغا- داشا ديرمانما
بير قوُرد چيخسا قارشينا
سَن نه ائده رسَن اوْنا؟
چوْبان آچينجا گؤزون
قالار ايكي بوُينوُزوُن
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
كئچي (اوُشاق شعري)
قوشان:عبدالله شايق
آلا- بوُلا بوْز كئچي
آي قوْشا بوُينوُز كئچي!
يالقيز گزه مه ، دوْلانما
داغا- داشا ديرمانما
بير قوُرد چيخسا قارشينا
سَن نه ائده رسَن اوْنا؟
چوْبان آچينجا گؤزون
قالار ايكي بوُينوُزوُن
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
اوشاق ادبیاتی
"دومان بختیاری "
"شاختا بابا"
هاوا یامان سویوقدور
ال آیاغیم اوشویور
شاختا بابا دالیندا
آغیر قاری داشیییر
نه بؤرکو وار، نه شالی
یوخ الجهگی الینده
اونون آدی دولانیر
اوشاقلارین دیلینده
داغ نفسلی بیر کیشی
آغ دانیشیر، آغ گولور
دوداقلاری قاچاندا
ائله بیل کی داغ گولور
یالواریرام آی آلله
هله گونش گلمه سین
بیر آزجا دا یوبانسین
شاختا بابا اؤلمه سین
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
"دومان بختیاری "
"شاختا بابا"
هاوا یامان سویوقدور
ال آیاغیم اوشویور
شاختا بابا دالیندا
آغیر قاری داشیییر
نه بؤرکو وار، نه شالی
یوخ الجهگی الینده
اونون آدی دولانیر
اوشاقلارین دیلینده
داغ نفسلی بیر کیشی
آغ دانیشیر، آغ گولور
دوداقلاری قاچاندا
ائله بیل کی داغ گولور
یالواریرام آی آلله
هله گونش گلمه سین
بیر آزجا دا یوبانسین
شاختا بابا اؤلمه سین
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
خوش خبر : عشق سولطانی ایشیق اوزو گورمک ده دیر .
عشق سولطانی : یازان عزیزه جعفری
کوچورن : رحیم خیاوی
اون سوز: فرمان فرضی
ناشیر : انتشارات آئین داد رسی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
عشق سولطانی : یازان عزیزه جعفری
کوچورن : رحیم خیاوی
اون سوز: فرمان فرضی
ناشیر : انتشارات آئین داد رسی
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
مجموعه داستان" مردی که گورش گم شد"
نویسنده : حافظ خیاوی
این اثر از سال 1387تا کنون 10 بار تجدید چاپ شده است درسال ۸۷ تندیس بهترین مجموعه داستان سال ۸۶ را ار جایزه ادبی روزی روزگاری گرفت .
درسال 2012به زبان فرانسوی منشر شد که همان سال کاندیدای جایژه ادبی کوریه انترناسیونال شد ...
بیو گرافی حافظ خیاوی و معرفی دیگر آًثار حافظ خیاوی را در کانال ادبیات سئونلر بخوانید .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
نویسنده : حافظ خیاوی
این اثر از سال 1387تا کنون 10 بار تجدید چاپ شده است درسال ۸۷ تندیس بهترین مجموعه داستان سال ۸۶ را ار جایزه ادبی روزی روزگاری گرفت .
درسال 2012به زبان فرانسوی منشر شد که همان سال کاندیدای جایژه ادبی کوریه انترناسیونال شد ...
بیو گرافی حافظ خیاوی و معرفی دیگر آًثار حافظ خیاوی را در کانال ادبیات سئونلر بخوانید .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
بیو گرافی حافظ خیاوی
1352: درمشکین شهر به دنیا آمدم.
1366: وقتی اول دبیرستان بودم دو نمایشنامه نوشتم.
1372: وارد دانشکده امور اقتصادی (وابسته به وزارت دارایی)شدم و شروع کردم به حسابداری خواندن، که مادرم الان هم بعضی وقت ها می گوید اگر آن درس را ول نکرده بودی الان وضعت خوب بود.البته الانم خودم فکر می کنم که وضعم خوب است!
1373:سه نمایشنامه نوشتم و یکی را که "پروانه پشت شیشه هاست" نام داشت در جشنواره استان اردبیل با بازی خودم اجرا کردم.
1373: اولین داستانم را نوشتم که درمجله جوانان امروزچاپ شد.(البته چند ماه قبل ازآن هم یک چیزی نوشته بودم که شبیه داستان بود و فرستاده بودم روزنامه"جمهوری اسلامی"که نمی دانم آنجا چاپ شد یا نشد ونمی دانم چراآنجا فرستادم.(
1376:از تحصیل در آن دانشکده انصراف دادم.
1377:یک نمایشنامه ترکی نوشتم که یکی از بازیگرانش هم خودم بودم و برای جشنواره تئاتراستان اردبیل کارگردانی اش کردم،ولی هئیت انتخاب جشنواره نمایش را نپسندیدند.
1377:دوباره کنکور دادم و این بار در رشته کارشناسی تولید سیماقبول شدم و وارد دانشکده صداسیما شدم.
1378،9،80:چند داستان نوشتم که در کلاس اصول داستان نویسی،در جلسه های ادبی دانشکده که درآمفی تئاتر برگزار می شد خواندم.
1382:داستان"آنهاچه جوری می گریند"را در خوابگاه نوشتم. بعد از نوشتن این داستان،آمد دستم که چگونه باید داستان بنویسم و همه داستانهایی که تا آن وقت نوشته بودم پاره کردم، ریختم دور. و برای رسیدن به این نوع نثر آثارجعفرمدرس صادقی خیلی کمکم کرد. بعد از خواندن کتاب های مدرس صادقی متاسف شدم ؛ گفتم من که سال 75 یک بار و نصفی رمان 2700صفحه ای« کلیدر» را خوانده بودم، چرا رمان صد صفحه ای« گاوخونی» را سال 82 خواندم؟
1387:مجموعه داستان "مردی که گورش گم شد"چاپ شد که همان سال تندیس بهترین مجموعه داستان سال 86 را از جایزه ادبی روزی روزگاری گرفت ، که تا امروز ده باربه چاپ رسیده است و سال2012 به زبان فرانسوی منتشر شد که همان سال کاندیدای جایزه ادبی "کوریه انترناسیونال"شد.
1388:تابستان معده ام سوراخ شد که اشتباهی تشخیص دادند وبار اول سهل انگارانه عمل کردند، که تا مرگ رفتم و دو ماه آی سی یو خوابیدم و الان هم تو راه رفتن کمی مشکل دارم.(هرچند که هر روز 8 کیلومتری راه می روم)ولی این مردن و زنده شدن یک موهبت هم داشت که از کار بازنشسته شدم و الان آزاد آزادم .
1393:"بوی خون خر" نام سومین مجموعه داستانم است که آبان ماه اینترنتی منتشر شد و ترجمه فرانسوی اش سال 2016 در فرانسه چاپ شد.
1396: رمان «همه ی خیاو می داند» اردیبهشت ماه الکترونیکی منتشر شد.
1396: اواخر پاییز مجموعه داستان« خدا مادر زیبایت را بیامرزد» را نشر ثالث منتشر کرد که سال 89، 90 نوشته بودم.
1397: مجموعه داستان« خدا مادر زیبایت را بیامرزد» از سوی مجله تجربه به عنوان بهترین مجموعه داستان سال 1396انتخاب شد.
1398: ترجمه ترکی یه مجموعه داستان «مردی که گورش گم شد» اوایل زمستان از سوی نشر«گئجه کیتابلیغی» در ترکیه منتشر شد.
1398: رمان «آلچا گؤزوندن گلسین» به زبان ترکی، در اولین روزهای سال، در روزهایی که کرونا همه را خانه نشین کرده بود در اینترنت منتشر شد.
و داستانهایی به زبان های انگلیسی، چکی و کردی ترجمه شده و در آن کشورها چاپ شده است
.https://t.me/Adabiyyatsevanlar
1352: درمشکین شهر به دنیا آمدم.
1366: وقتی اول دبیرستان بودم دو نمایشنامه نوشتم.
1372: وارد دانشکده امور اقتصادی (وابسته به وزارت دارایی)شدم و شروع کردم به حسابداری خواندن، که مادرم الان هم بعضی وقت ها می گوید اگر آن درس را ول نکرده بودی الان وضعت خوب بود.البته الانم خودم فکر می کنم که وضعم خوب است!
1373:سه نمایشنامه نوشتم و یکی را که "پروانه پشت شیشه هاست" نام داشت در جشنواره استان اردبیل با بازی خودم اجرا کردم.
1373: اولین داستانم را نوشتم که درمجله جوانان امروزچاپ شد.(البته چند ماه قبل ازآن هم یک چیزی نوشته بودم که شبیه داستان بود و فرستاده بودم روزنامه"جمهوری اسلامی"که نمی دانم آنجا چاپ شد یا نشد ونمی دانم چراآنجا فرستادم.(
1376:از تحصیل در آن دانشکده انصراف دادم.
1377:یک نمایشنامه ترکی نوشتم که یکی از بازیگرانش هم خودم بودم و برای جشنواره تئاتراستان اردبیل کارگردانی اش کردم،ولی هئیت انتخاب جشنواره نمایش را نپسندیدند.
1377:دوباره کنکور دادم و این بار در رشته کارشناسی تولید سیماقبول شدم و وارد دانشکده صداسیما شدم.
1378،9،80:چند داستان نوشتم که در کلاس اصول داستان نویسی،در جلسه های ادبی دانشکده که درآمفی تئاتر برگزار می شد خواندم.
1382:داستان"آنهاچه جوری می گریند"را در خوابگاه نوشتم. بعد از نوشتن این داستان،آمد دستم که چگونه باید داستان بنویسم و همه داستانهایی که تا آن وقت نوشته بودم پاره کردم، ریختم دور. و برای رسیدن به این نوع نثر آثارجعفرمدرس صادقی خیلی کمکم کرد. بعد از خواندن کتاب های مدرس صادقی متاسف شدم ؛ گفتم من که سال 75 یک بار و نصفی رمان 2700صفحه ای« کلیدر» را خوانده بودم، چرا رمان صد صفحه ای« گاوخونی» را سال 82 خواندم؟
1387:مجموعه داستان "مردی که گورش گم شد"چاپ شد که همان سال تندیس بهترین مجموعه داستان سال 86 را از جایزه ادبی روزی روزگاری گرفت ، که تا امروز ده باربه چاپ رسیده است و سال2012 به زبان فرانسوی منتشر شد که همان سال کاندیدای جایزه ادبی "کوریه انترناسیونال"شد.
1388:تابستان معده ام سوراخ شد که اشتباهی تشخیص دادند وبار اول سهل انگارانه عمل کردند، که تا مرگ رفتم و دو ماه آی سی یو خوابیدم و الان هم تو راه رفتن کمی مشکل دارم.(هرچند که هر روز 8 کیلومتری راه می روم)ولی این مردن و زنده شدن یک موهبت هم داشت که از کار بازنشسته شدم و الان آزاد آزادم .
1393:"بوی خون خر" نام سومین مجموعه داستانم است که آبان ماه اینترنتی منتشر شد و ترجمه فرانسوی اش سال 2016 در فرانسه چاپ شد.
1396: رمان «همه ی خیاو می داند» اردیبهشت ماه الکترونیکی منتشر شد.
1396: اواخر پاییز مجموعه داستان« خدا مادر زیبایت را بیامرزد» را نشر ثالث منتشر کرد که سال 89، 90 نوشته بودم.
1397: مجموعه داستان« خدا مادر زیبایت را بیامرزد» از سوی مجله تجربه به عنوان بهترین مجموعه داستان سال 1396انتخاب شد.
1398: ترجمه ترکی یه مجموعه داستان «مردی که گورش گم شد» اوایل زمستان از سوی نشر«گئجه کیتابلیغی» در ترکیه منتشر شد.
1398: رمان «آلچا گؤزوندن گلسین» به زبان ترکی، در اولین روزهای سال، در روزهایی که کرونا همه را خانه نشین کرده بود در اینترنت منتشر شد.
و داستانهایی به زبان های انگلیسی، چکی و کردی ترجمه شده و در آن کشورها چاپ شده است
.https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
حافظ خیاوی " دوکتور صمد رحمانی
همت شهبازی، دوکتور زحمت دوست جنابلارینین باخشیندان
بو یازی لاری ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
.https://t.me/Adabiyyatsevanlar
همت شهبازی، دوکتور زحمت دوست جنابلارینین باخشیندان
بو یازی لاری ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون.
.https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دوکتور صمد رحمانی
حافظ خیاوی
اونجه جناب حافظ خیاوینین بو کتابینین نشریندن اوز درین شادلیغیمی بیلدیریرم. حقیقتا آجی اولوم خبرلری ایچینده بو مبارک دوغوم خبری منی چوخ چوخ سئویندیردی.
حافظ بیزیم ادبیات دا او نقشی وار کی سلینجرین آمریکا ادبیاتیندا واریدی. شاید ساعدی و بهرام صادقی دن سونرا بو اوچونجو یازیچیدیر کی ائلییه بیلیب، آزاد یازی اوسلوبونو بیزیم ادبیاتیمیزا گتیرسین.
حافظین رفتاری کاراکترلری ایله بیزیم بدیعی نثریمیزده نادر بیر افاده دیر کی بوراجان تایی گورسنمه ییب. او کاراکترلرین حقیقی اشخاص کیمی آدام حسابینا قویور و جالب بوراسی دیر کی بعضا اوخوجو حس ائدیر کی کاراکتر قلمی حافظ دن آلیر و اوز بیلدیگین کاغذ اوستونه گتیریر. ( معمولا حافظ خیودا کاراکترلرینین چوخونو سید قهوه خاناسیندا زیارت ایدیر)
بیر نکته ده کی حافظین اوزللیگینه علاقه تاپیر بودور کی حافظ داستان دا استعاره نی چوخ مهارت له ایشله دیر. چوخ قدرتلی یازیچیلار وار کی استعاره صنعتیندن ائلییه بیلمیر لر ، نئجه فایدالانسینلار و جمعیتده کی چیرکینلیگی نئجه اوخوجولارینا چاتدیرسینلار. نه جور قصاب اتین صاف یئرین گوسترر و ضایع طرفلرین مهارت له گیزله در، حافظ ده ایسته دیگی "ضایعاتی" سطیر آراسی بیزلرده یئتیریر. و بو خلاقلیق، استعاره نی چوخ باجاریقلا داستان دا ایشه توتماغینین اوجباتیندان دیر.
یازیچیمیزا اوغورلار اولسون.
.https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حافظ خیاوی
اونجه جناب حافظ خیاوینین بو کتابینین نشریندن اوز درین شادلیغیمی بیلدیریرم. حقیقتا آجی اولوم خبرلری ایچینده بو مبارک دوغوم خبری منی چوخ چوخ سئویندیردی.
حافظ بیزیم ادبیات دا او نقشی وار کی سلینجرین آمریکا ادبیاتیندا واریدی. شاید ساعدی و بهرام صادقی دن سونرا بو اوچونجو یازیچیدیر کی ائلییه بیلیب، آزاد یازی اوسلوبونو بیزیم ادبیاتیمیزا گتیرسین.
حافظین رفتاری کاراکترلری ایله بیزیم بدیعی نثریمیزده نادر بیر افاده دیر کی بوراجان تایی گورسنمه ییب. او کاراکترلرین حقیقی اشخاص کیمی آدام حسابینا قویور و جالب بوراسی دیر کی بعضا اوخوجو حس ائدیر کی کاراکتر قلمی حافظ دن آلیر و اوز بیلدیگین کاغذ اوستونه گتیریر. ( معمولا حافظ خیودا کاراکترلرینین چوخونو سید قهوه خاناسیندا زیارت ایدیر)
بیر نکته ده کی حافظین اوزللیگینه علاقه تاپیر بودور کی حافظ داستان دا استعاره نی چوخ مهارت له ایشله دیر. چوخ قدرتلی یازیچیلار وار کی استعاره صنعتیندن ائلییه بیلمیر لر ، نئجه فایدالانسینلار و جمعیتده کی چیرکینلیگی نئجه اوخوجولارینا چاتدیرسینلار. نه جور قصاب اتین صاف یئرین گوسترر و ضایع طرفلرین مهارت له گیزله در، حافظ ده ایسته دیگی "ضایعاتی" سطیر آراسی بیزلرده یئتیریر. و بو خلاقلیق، استعاره نی چوخ باجاریقلا داستان دا ایشه توتماغینین اوجباتیندان دیر.
یازیچیمیزا اوغورلار اولسون.
.https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
همت شهبازی
حافظ خیاوی
حافظ_خیاوی ایله ایلک تانیش اولدوغوم گوندن (1380 دان) اونو ساوادلی، ایشینین تکنیکی اوصول و جیهازلارینا بلد اولان بیر یازار کیمی تانیدیم. هله ایلک کیتابی چاپ اولمامیشدان اؤنجه او، یازار اوچون عاید اولان باشقا علمیلرین او جوملهدن فلسفه و سوسیولوژی کیمی علملرین نظریهلری ایله تانیش اولاراق بو نظریهلری اؤزو اوچون ایچ ائتمیش بیر یازار ایدی. بونا گؤره ده یازدیغی ایلک یعنی «مردی که گورش گم شد» اثری ایله، ایلک باشلانغیجدان اؤزونه مخصوص اوسلوب صاحیبی اولان بیر یازار کیمی اؤزونو تقدیم ائتدی. ایلک اثرین اوغورو تکجه اؤلکه داخیلینده یوخ، همی ده دونیا سوییهسینده اونو پروفسیونال بیر یازار اولدوغونو تصدیقلهدی. بونلار هامیسی اونون دوشونجه یئنیلییی قایناغینا، بیر ده خام ماتئریال اولان سوژئت خطینی حکایهچیلیین تکنیکی اوصوللارینی یاخشیجا اؤیرهنیب اونو اثر بویو ایشلتمهسینه قاییدیر. تاسوفله بیزیم تورکجه یاییلان نثر اثرلریمیزین بیر چوخلاریندا بونو رعایت ائتمهدن خام سوژئتلری اوزرینده ایشلهمهدن، حکایه تکنیکلرینی اوزرینده یوروتمهدن استفاده ائدیرلر. حافظ خیاوی بونو یئترینجه بیلیر و ایشینده ده یورودور. کیچیک بیر اؤرنک وئریرم:
«اگر به مادر میگفتم میروم خانهی سومان، حتم دارم که میگفت که به زندایی بگویم برگ مو نمیخواهد؟ اگر میخواهد چه قدر میخواهد، یا میگفت که ازش بپرسم، خوب نیست دوتایی، با هم، ده کیلویی بخرند و بیندازند تو شورآب؟» (حافظ خیاوی، مردی که گورش گم شد، 1390:8).
(ترجمه: اگر آناما دئسهایدیم گئدیرم سومانگیله، یقین منه دئیهجکدی کی داییمین خانیمینا دئییم کی اوزوم یارپاغی ایستهمیر؟ اگر ایستهییر نه قدر ایستهییر، یا دئیهجکدی کی اوندان سوروشوم، ایکیمیز بیرلیکده اون کیلو آلیب شوراب قویماق یاخشی اولمازمی؟)
بورادا دیالوگلار، راوینین اؤز دیلی ایله دئییلهرک ایضاح اولونور. بونون آدینی بلکه ده «ایضاحائدیجی» راوی قویماق اولار. دیالوگلار بلاواسیطه کاراکتئرلرین آغزیندان چیخمیر. اونلار، راوینین راویت دیلینه گیرهرک دولاییملی و واسیطهسیز داها دوغروسو، فیزیکاسی اولمایان دانیشیغا چئوریلیر. یازیچینین یاجاریغی اوندادیر کی بو دیالوگلاری بیر یئره توپلایاراق ییغجاملاشدیریر.
منجه ایشینه نابلد اولان یازیچی اولسایدی ایچایچه کئچن نئچه دیالوگچو بو روایتی آشاغیدا کی غیربدیعی بیر دیالوگا بؤلهجکدیر:
-آناما دئدیم: گئدیرم سومان گیله.
-آنام دئدی: داییمین خانیمینا دئییم کی اوزوم یارپاغی ایستهمیر؟ اگر ایستهییر نه قدر ایستهییر؟
سونرا دا آرتیردی:
- اوندان سوروش، ایکیمیز بیرلیکده اون کیلو آلیب شوراب قویماق یاخشی اولمازمی؟
بو ایکی روایتین فرقی اوندادیر کی حافظین دیالوگا وئردییی خط، روایت خطیدیر. آنجاق کیچیک کیچیک دیالوگلارا بؤلدویوم دیالوگلار «فیلم» دیالوگلاریدیر. فیلمده، راوی یوخدور. هر شئی دیالوگلارلا ایرهلی گئدیر. آنجاق حکایهده راوی وار. راوی هر ایش گؤره بیلیر. حتتا کاراکتئرلرین دیلی ایله ده دانیشا بیلیر. فیلم دیالوگلارینا اوخشایان دیالوگلار، حکایهنین هم سرعتینی آزالدیر، هم اونون «حشویاتینی» چوخالدیر. یعنی اوزونچولوغا سبب اولور. همی ده حکایهده راوینین وارلیغینی و اوندا اولان اؤنملی رولونو ایتیریب باتیریر. بئله حاللاردا یعنی فیلمه بنزر دیالوگلاردا، راوی اؤز گوجونو گؤستره بیلمیر. او، بونو چؤزمک اوچون (حافظ خیاویدن یوخاریدا گتیردییم نمونه کیمی)، دیالوگلاری اؤز روایتینه قاتاراق اوخوجویا چاتدیریر.
حافظ خیاوینین آنا دیلیمیزده یاییلان ایلک اثریدیر بو اثر. ایشینه بلد اولان یازاریمیزین بو اثرینی، نثریمیزه یئنی روح و جان باغیشلایاجاغی اومید ایله عزیز دوستومو تبریک ائدیرم.
موغان- ۳۹۹/۱/۸
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حافظ خیاوی
حافظ_خیاوی ایله ایلک تانیش اولدوغوم گوندن (1380 دان) اونو ساوادلی، ایشینین تکنیکی اوصول و جیهازلارینا بلد اولان بیر یازار کیمی تانیدیم. هله ایلک کیتابی چاپ اولمامیشدان اؤنجه او، یازار اوچون عاید اولان باشقا علمیلرین او جوملهدن فلسفه و سوسیولوژی کیمی علملرین نظریهلری ایله تانیش اولاراق بو نظریهلری اؤزو اوچون ایچ ائتمیش بیر یازار ایدی. بونا گؤره ده یازدیغی ایلک یعنی «مردی که گورش گم شد» اثری ایله، ایلک باشلانغیجدان اؤزونه مخصوص اوسلوب صاحیبی اولان بیر یازار کیمی اؤزونو تقدیم ائتدی. ایلک اثرین اوغورو تکجه اؤلکه داخیلینده یوخ، همی ده دونیا سوییهسینده اونو پروفسیونال بیر یازار اولدوغونو تصدیقلهدی. بونلار هامیسی اونون دوشونجه یئنیلییی قایناغینا، بیر ده خام ماتئریال اولان سوژئت خطینی حکایهچیلیین تکنیکی اوصوللارینی یاخشیجا اؤیرهنیب اونو اثر بویو ایشلتمهسینه قاییدیر. تاسوفله بیزیم تورکجه یاییلان نثر اثرلریمیزین بیر چوخلاریندا بونو رعایت ائتمهدن خام سوژئتلری اوزرینده ایشلهمهدن، حکایه تکنیکلرینی اوزرینده یوروتمهدن استفاده ائدیرلر. حافظ خیاوی بونو یئترینجه بیلیر و ایشینده ده یورودور. کیچیک بیر اؤرنک وئریرم:
«اگر به مادر میگفتم میروم خانهی سومان، حتم دارم که میگفت که به زندایی بگویم برگ مو نمیخواهد؟ اگر میخواهد چه قدر میخواهد، یا میگفت که ازش بپرسم، خوب نیست دوتایی، با هم، ده کیلویی بخرند و بیندازند تو شورآب؟» (حافظ خیاوی، مردی که گورش گم شد، 1390:8).
(ترجمه: اگر آناما دئسهایدیم گئدیرم سومانگیله، یقین منه دئیهجکدی کی داییمین خانیمینا دئییم کی اوزوم یارپاغی ایستهمیر؟ اگر ایستهییر نه قدر ایستهییر، یا دئیهجکدی کی اوندان سوروشوم، ایکیمیز بیرلیکده اون کیلو آلیب شوراب قویماق یاخشی اولمازمی؟)
بورادا دیالوگلار، راوینین اؤز دیلی ایله دئییلهرک ایضاح اولونور. بونون آدینی بلکه ده «ایضاحائدیجی» راوی قویماق اولار. دیالوگلار بلاواسیطه کاراکتئرلرین آغزیندان چیخمیر. اونلار، راوینین راویت دیلینه گیرهرک دولاییملی و واسیطهسیز داها دوغروسو، فیزیکاسی اولمایان دانیشیغا چئوریلیر. یازیچینین یاجاریغی اوندادیر کی بو دیالوگلاری بیر یئره توپلایاراق ییغجاملاشدیریر.
منجه ایشینه نابلد اولان یازیچی اولسایدی ایچایچه کئچن نئچه دیالوگچو بو روایتی آشاغیدا کی غیربدیعی بیر دیالوگا بؤلهجکدیر:
-آناما دئدیم: گئدیرم سومان گیله.
-آنام دئدی: داییمین خانیمینا دئییم کی اوزوم یارپاغی ایستهمیر؟ اگر ایستهییر نه قدر ایستهییر؟
سونرا دا آرتیردی:
- اوندان سوروش، ایکیمیز بیرلیکده اون کیلو آلیب شوراب قویماق یاخشی اولمازمی؟
بو ایکی روایتین فرقی اوندادیر کی حافظین دیالوگا وئردییی خط، روایت خطیدیر. آنجاق کیچیک کیچیک دیالوگلارا بؤلدویوم دیالوگلار «فیلم» دیالوگلاریدیر. فیلمده، راوی یوخدور. هر شئی دیالوگلارلا ایرهلی گئدیر. آنجاق حکایهده راوی وار. راوی هر ایش گؤره بیلیر. حتتا کاراکتئرلرین دیلی ایله ده دانیشا بیلیر. فیلم دیالوگلارینا اوخشایان دیالوگلار، حکایهنین هم سرعتینی آزالدیر، هم اونون «حشویاتینی» چوخالدیر. یعنی اوزونچولوغا سبب اولور. همی ده حکایهده راوینین وارلیغینی و اوندا اولان اؤنملی رولونو ایتیریب باتیریر. بئله حاللاردا یعنی فیلمه بنزر دیالوگلاردا، راوی اؤز گوجونو گؤستره بیلمیر. او، بونو چؤزمک اوچون (حافظ خیاویدن یوخاریدا گتیردییم نمونه کیمی)، دیالوگلاری اؤز روایتینه قاتاراق اوخوجویا چاتدیریر.
حافظ خیاوینین آنا دیلیمیزده یاییلان ایلک اثریدیر بو اثر. ایشینه بلد اولان یازاریمیزین بو اثرینی، نثریمیزه یئنی روح و جان باغیشلایاجاغی اومید ایله عزیز دوستومو تبریک ائدیرم.
موغان- ۳۹۹/۱/۸
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Forwarded from ادبیات سئونلر
حافظ خیاوی در قلم دکتر سلیم زحمت دوست
حافظ مانده آذر معروف به حافظ خياوي
در شهر ما یعنی مشکین شهر، متولدین سالهای 1350 تا 1355
انگار یک نسل جداگانه ای هستند، یک تعداد و گروهی که در ادبیات و هنر واقعا حرفی برای گفتن دارند، اگر بخواهیم نام ببریم شاید خیلی ها از قلم بیافتند اما میتوان گفت نسلی که با توکل کیان خياو شروع شده با حافظ و کاميل قهرمان اوغلي و نصرالله کیشی زاده و منصور مظلومی و اسد یعقوبی و احمد رستم اوغلي، غفور امامی زاده و عمار احمدی و خیلی های دیگر ادامه پیدا میکنند که اگر همه اینها را بچه های دنيز ( کتابفروشی جلیل مقدسی) یا بچه های وراوي ( هفته نامه وراوي) بنامیم، خیلی بیراه نخواهد بود، یعنی پاتوق اصلی اینها کتابفروشی دنيز است و اکثر این دوستان با انتشار هفته نامه وراوي، جرات یافته و قلم به دست گرفته اند.
در میان این بچه ها حافظ خياوي شخصیت ویژه ای است، اول از این جهت که وقتی همه شعر مينوشتند او نثر نوشت و دیگر اینکه نثرش اندیشمندانه است در هر جمله و هر پاراگراف نوشته هایش حرفی برای گفتن دارد.
حافظ خیلی جوان بود که در دومین یا سومین شماره وراوي مطلبی نوشت با عنوان ( مرگ و مرگ اندیشی) - تقریبا در این مضمون- و با همان یک مقاله نشان داد که حرفی برای گفتن دارد و زمانیکه اولین اثرش با عنوان مردی که گورش گم شد، جایزه فستیوال روزی روزگاری را کسب کرد، برای خودش در ادبیات ایران جای مخصوصی حاصل نمود که نامش از مرزهای کشور گذشت و آثارش به زبانهای انگلیسی و فرانسه ترجمه شد.
حافظ در نوشتن داستانهای بومی خود هیچ تکلف و تصنعی ندارد، خیلی ساده و بی غل و غش و بی ریا می نویسد، ماجرای بسیار ساده ای را که اغلب اتفاق افتاده به زبان زیبای داستان روایت میکند اما در عین سادگی متن، بسیار وقت میگذارد، خودش میگوید که جمله ها را چندین بار و چندین بار عوض میکنم و تا وقتیکه جمله دلخواهم را نیافته ام آرامش ندارم.
طبیعت و سرشت حافظ برای داستان نویسی خیلی مناسب است، به هر ماجرای ساده ای با دقت تمام گوش میکند و میتواند از هر ماجرای ساده ای داستان بسازد، مخصوصا ماجراهای روزمره ای که در محیط مشکین شهر رخ میدهد.
خودش میگوید که محیط و اتمسفر مشکین شهر شبیه آمریکای لاتین است و جان میدهد برای نوشتن داستانهایی در شیوه رئالیسم جادویی.
با اینکه بسیار آرام است و کمتر در جمع حاضر میشود، اما بسیار تیزهوش و کنجکاو است، هر فردی از ساکنان این شهر در نظر حافظ یک کاراکتر کامل برای نوشتن داستان است. اغلب شخصیتهای داستانهایش افراد عادی کوچه و خیابان است، همسایه ها، اعضای فامیل، حتی برادر و خواهرهایش برای او شخصیت داستانی هستند.
من فکر میکنم حافظ بیشتر از آنچه در عالم واقعیت زندگی کند در داستانهایش زندگی میکند، وقتی راه میرود، غذا میخورد، استراحت میکند، میخوابد، بیدار میشود، در عالم داستانهایش سیر میکند، زندگی حافظ داستانهایش است و اطرافیان او شخصیتهای داستانی او هستند.
خلاصه اینکه حافظ نابغه ای است در عالم داستان نویسی و مطمئنا در آینده آثار بزرگتری از حافظ خواهیم دید.
چند وقتی است که در انجمن شعر و ادب مشکین شهر کارگاه داستان نویسی برگزار میکند، که در حقیقت این کارگاهها نیز داستانهای بسیار جذاب و خواندنی هستند، افسوس می خورم که چرا از آغاز شروع این کارگاهها، نتوانستیم جلسات را فیلمبرداری کرده در اختیار علاقمندان قرار دهیم، که واقعا هر لحظه این کارگاههای آموزشی ارزش بسیار زیادی دارند
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
حافظ مانده آذر معروف به حافظ خياوي
در شهر ما یعنی مشکین شهر، متولدین سالهای 1350 تا 1355
انگار یک نسل جداگانه ای هستند، یک تعداد و گروهی که در ادبیات و هنر واقعا حرفی برای گفتن دارند، اگر بخواهیم نام ببریم شاید خیلی ها از قلم بیافتند اما میتوان گفت نسلی که با توکل کیان خياو شروع شده با حافظ و کاميل قهرمان اوغلي و نصرالله کیشی زاده و منصور مظلومی و اسد یعقوبی و احمد رستم اوغلي، غفور امامی زاده و عمار احمدی و خیلی های دیگر ادامه پیدا میکنند که اگر همه اینها را بچه های دنيز ( کتابفروشی جلیل مقدسی) یا بچه های وراوي ( هفته نامه وراوي) بنامیم، خیلی بیراه نخواهد بود، یعنی پاتوق اصلی اینها کتابفروشی دنيز است و اکثر این دوستان با انتشار هفته نامه وراوي، جرات یافته و قلم به دست گرفته اند.
در میان این بچه ها حافظ خياوي شخصیت ویژه ای است، اول از این جهت که وقتی همه شعر مينوشتند او نثر نوشت و دیگر اینکه نثرش اندیشمندانه است در هر جمله و هر پاراگراف نوشته هایش حرفی برای گفتن دارد.
حافظ خیلی جوان بود که در دومین یا سومین شماره وراوي مطلبی نوشت با عنوان ( مرگ و مرگ اندیشی) - تقریبا در این مضمون- و با همان یک مقاله نشان داد که حرفی برای گفتن دارد و زمانیکه اولین اثرش با عنوان مردی که گورش گم شد، جایزه فستیوال روزی روزگاری را کسب کرد، برای خودش در ادبیات ایران جای مخصوصی حاصل نمود که نامش از مرزهای کشور گذشت و آثارش به زبانهای انگلیسی و فرانسه ترجمه شد.
حافظ در نوشتن داستانهای بومی خود هیچ تکلف و تصنعی ندارد، خیلی ساده و بی غل و غش و بی ریا می نویسد، ماجرای بسیار ساده ای را که اغلب اتفاق افتاده به زبان زیبای داستان روایت میکند اما در عین سادگی متن، بسیار وقت میگذارد، خودش میگوید که جمله ها را چندین بار و چندین بار عوض میکنم و تا وقتیکه جمله دلخواهم را نیافته ام آرامش ندارم.
طبیعت و سرشت حافظ برای داستان نویسی خیلی مناسب است، به هر ماجرای ساده ای با دقت تمام گوش میکند و میتواند از هر ماجرای ساده ای داستان بسازد، مخصوصا ماجراهای روزمره ای که در محیط مشکین شهر رخ میدهد.
خودش میگوید که محیط و اتمسفر مشکین شهر شبیه آمریکای لاتین است و جان میدهد برای نوشتن داستانهایی در شیوه رئالیسم جادویی.
با اینکه بسیار آرام است و کمتر در جمع حاضر میشود، اما بسیار تیزهوش و کنجکاو است، هر فردی از ساکنان این شهر در نظر حافظ یک کاراکتر کامل برای نوشتن داستان است. اغلب شخصیتهای داستانهایش افراد عادی کوچه و خیابان است، همسایه ها، اعضای فامیل، حتی برادر و خواهرهایش برای او شخصیت داستانی هستند.
من فکر میکنم حافظ بیشتر از آنچه در عالم واقعیت زندگی کند در داستانهایش زندگی میکند، وقتی راه میرود، غذا میخورد، استراحت میکند، میخوابد، بیدار میشود، در عالم داستانهایش سیر میکند، زندگی حافظ داستانهایش است و اطرافیان او شخصیتهای داستانی او هستند.
خلاصه اینکه حافظ نابغه ای است در عالم داستان نویسی و مطمئنا در آینده آثار بزرگتری از حافظ خواهیم دید.
چند وقتی است که در انجمن شعر و ادب مشکین شهر کارگاه داستان نویسی برگزار میکند، که در حقیقت این کارگاهها نیز داستانهای بسیار جذاب و خواندنی هستند، افسوس می خورم که چرا از آغاز شروع این کارگاهها، نتوانستیم جلسات را فیلمبرداری کرده در اختیار علاقمندان قرار دهیم، که واقعا هر لحظه این کارگاههای آموزشی ارزش بسیار زیادی دارند
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Telegram
ادبیات سئونلر
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
✅ آلچا گوزوندن گلسین "رومان " بو گون 99/1/8 اینترنت واسطه سیله ایشیق اوزو گوردو.
یازار ؛ "حافظ خیاوی "
دیل: آذربایجان تورکجه سی
بو کیتابی ادبیات سئونلر کانالیندان و آدلاری گئدن سایتلاردان ، کانلاردان ... ائندیره بیلرسینیز .
کیتابی او خویان دوستلار کونولو اولسالار اون بئش مین حافظ خیاوی نین آدینا بو حسابا توکه بیلرلر
1531 9234 1011 5892 ، بانک سپه.
http://ishiq.net
@ishiqnet
@nisgille
https://telegram.me/dusharge
@oykumuz
@tonqal
@ayazyazar
@azerbaycanvatanim
@dostag
@yaghoubnami
@Adabvadanesh
@goroobmagazine
@honar_va_adab_ulduzlari
@Qoshabulaq
@nameyeseddigh
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
یازار ؛ "حافظ خیاوی "
دیل: آذربایجان تورکجه سی
بو کیتابی ادبیات سئونلر کانالیندان و آدلاری گئدن سایتلاردان ، کانلاردان ... ائندیره بیلرسینیز .
کیتابی او خویان دوستلار کونولو اولسالار اون بئش مین حافظ خیاوی نین آدینا بو حسابا توکه بیلرلر
1531 9234 1011 5892 ، بانک سپه.
http://ishiq.net
@ishiqnet
@nisgille
https://telegram.me/dusharge
@oykumuz
@tonqal
@ayazyazar
@azerbaycanvatanim
@dostag
@yaghoubnami
@Adabvadanesh
@goroobmagazine
@honar_va_adab_ulduzlari
@Qoshabulaq
@nameyeseddigh
https://t.me/Adabiyyatsevanlar