ادبیات سئونلر
3.13K subscribers
6.98K photos
2.46K videos
1.03K files
18.2K links
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر
کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Download Telegram
Xosh Geldin QadinimMaim
Sas: Elnaz Karimpour, Sheir: Nazim Hikmet
مارتین ۸ ی قوتلو اولسون .
خوش گلدین قادینیم منیم

شعیر: ناظم حکمت

سس: ائلناز کریم پور

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
سحر خیاوی

بو آخشام شعرینی اوینادی قادین🧚‍♀🧚‍♀🧚‍♀🧚‍♀🧚‍♀

سئوگیسی سیغیمیردی سوزلره داها
بو آخشام شعرینی اوینادی قادین
بالیق اندامینی سوزدوروب،سوزوب
چاغلادی بولاغ تک قاینادی قادین

آخیردی مونجوق تر یاناقلاریندان
قیغیلجیم چیخیردی دوداقلاریندان
ایییلیب گوءی اوپدو آیاقلاریندان
بو آخشام شعرینی اوینادی قادین

سوزوردو آل شاراب خومار گوزوندن
اوتانیر آلمالار آغ بَنیزیندن
یانیردی یاناغی سئوگی سوزوندن
بو آخشام شعرینی اوینادی قادین

قولونو آچمیشدی بیر مَلَک کیمی
اوچوردو بیر یونگول کپنک کیمی
آی آللاه وزنی یوخ پوفه‌نک کیمی؟!
بو آخشام شعرینی اوینادی قادین

تیتره‌شیر ایکی نار کوکسونده نئجه
بوداغدان دریلیب سانکی ایندیجه
سوساییب سورماغا‌ بو غریب گئجه
بو آخشام شعرینی اوینادی قادین


آزادلیق بایراغی، سونبول ساچلاری
اسیردی گول عطری وئریردی اوتاق
دوءزمه دی سئوگیسی آیاغا قالخدی
ساریلیب بئلینه اوپولدو بایراق

بیرلشدی وطنله،او قورخماز عسگر
سئوگیده اوره‌کلر آیاقلاشیردی
سونونا یئتیردی قادین شعرینی
پرده‌ده کولگه‌لر قوجاقلاشیردی

آی قیسقانج باخیردی بو منظره‌یه
دوواردان،پرده‌دن آجیقلانیردی
گوءی حسرت باخیردی بو سئویشمه‌یه
اوزو اولدوز-اولدوز اوچوقلانیردی.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
این کتاب چهاررنگ به ارزش۲۰ هزار تومان، توسط انتشارات پیشگامان پژوهش‌مدار روانه بازار نشر شده است و از طریق تماس با شماره تلفن ۸۸۳۴۵۲۱۷ می‌توان آن را تهیه کرد.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ساوالان یا سبلان ؟
اوچونجو بولوم

یازیچی : دیلچی عالیم دوکتور روشن خیاوی.
بو یازینی ادبیات سئونلر کانالیندا اوخویون .


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ساوالان یا سبلان اوچونجو بولوم‌

دکتررحمان پوراکبر خیاوی (روشن خیاوی)
Ph.Dدر فیلولوژی
ه در صفحات پیشین توضیح داده ایم، نامواژه¬ی «ساوًالان savalan- » صورت هارمونیک « ساوًایلان –savilan » می تواند باشد در این صورت معنای ساوالان عبارت خواهد بود از « فرزند خدایان، نسل خدایان، پسر خدایان، ( لان صورت جمع « لی » و « ایل » در زبان سومری و اکدی ( اصالتا ) است و به معنای خدا و خدایان آمده است.
درترکی اویًغوری-uygr: سوٍیًان soy-an و سوٍیًار-soy-ar: بشر، بشر انگاری.
در پایان به نوشته¬ی حمداله مستوفی درباره¬ی « ساوًالان » مراجعه می کنیم. وفات وی را به سال 750 هجری قمری و مورخ و جغرافی دان نوشته اند. کتابهای « تاریخ گزیده » و « نزه القلوب » از این شخص به جای مانده است، شغل مستوفی گری ( مالیات چی ) داشته و به احوال و اوضاع مناطق اشراف کامل داشته است، حمداله مسوفی از نژاد عرب بود و سلسه نسب خود را به حربن یزید ریاحی می رسانید، ولی خاندان او سالیان درازی درشهر قزوین ساکن بوده اند آرامگاهش در قزوین است (دکتر معین اعلام )
اما حمداله مستوفی در باره کوه ساوًالان چنین می نویسد:
«کوه سبلان درآذربایجان از جبال مشهور است و بلاد اردبیل و سراه و پیشگین و انار و ارجاق و خیاو در پای آن کوه افتاده است، کوهی سخت بلند است و از پنجاه فرسنگ دیدار می دهد، دورش سی فرسنگ باشد و قله او هرگز از برف خالی نبوده و بر آنجا چشمه است، اکثر اوقات آب او یخ بسته بود از غلبه سرما و در عجایب المخلوقات از رسول (ع) مرویست « من قراء فسبحان الله حین تمسونَ و حین تصبحون و له الحمد فی السموات و الارض و عشّیا و حین تظهرون یخرج الحی المیت و یخرج المیّت من الحیّ و تحیی الارض و بعد موتها و کذالک تخرجون کتب الله تعالی له من الحسنات بعد و ذالک بمقدار ورقه ثلح یسقط علی جبل سبلان، قیل و ماسبلان یا رسول الله. قالَ جبل من آذربایجان علیه عین من عیون الجنه و فیه قبر من قبور الانبیا» و در تاریخ مغرب گوید که آن چشمه را آبی در غایت سرد است و در حوالی اش چشمه های آب سخت گرم است و سوزان و جاریست. و در جای دیگر مستوفی درباره¬ی ساوالان چنین نوشته است: «... معدن به کوه سبلان آذربایجان مس رسته نیکو می دهد».
14- نزهه القلوب. تهران 1362.ص 196.
15- همان منبع.ص203.
متن فوق که بیان اتیمولوژی نام کوه ساوالان ،،،سبلان است ،در صفحات ۸۱تا۱۰۰ جلد دوم فرهنگ سومر منتشر کرده ام ،
ن این دو واژه پیدا شده است.درباره ی واژه¬ی «سوٍن» توضیح دادم البتّه صورت قدیمی واژه «سوٍنگ - song» است.
امّا در مورد واژه¬ی «سوٍی - soy» باید توضیحات لازم را بدهم:
سوٍیً – soy: خانواده، طایفه، ایل، نسل، اجداد، تبار، هم خون.
سوٍیًسوز – soy-suz: بی خانواده.
سوٍیًسوًز لوق–soy-suz-luq: فقدان اصالت خانوادگی.(بهزاد بهزادی–ذیل سوی)
سوٍیً – soy: اصل، نسب، نیاکان، فامیل، خوش نسب، اصیل. (فرهنگ ترکی استانبولی به فارسی. تألیف: ابراهیم اولغون – جمشید درخشان. ذیل: سوٍیً )
سوٍیً: [soy]: اصل و نسب را گویند و نیز امر است از کندن پوست و لباس. (سنگلاخ – ویرایش نگارنده، روشن خیاوی ص 178)
در سنگ نوشته های اورخون،درضمن،واژه های: اوٍغوش– oğuş و اوغوش – uğuş نیز به معنای سویً: اصل و نسب، آمده است.
با توجّه به معانی بالا که برای «ساوً – saw» نوشته شده، یعنی: فرزند، پسر، تولد،... و با توجّه به معانی «لان،ایلان ایل+آن » یعنی بخش دوّم از نام «ساوًلان»، معنایی در مفهوم «فرزند خدایان» یا «پسر خدایان» از نامواژه¬ی «ساوًالان» استنباط می شود. امّا همانطور که قبلا نیز گفته بودم، من به هیچ عنوان حکم و قضاوتی صادر نمی کنم، تنها دریافت و استنباط خود را از جستجوهای خود می نویسم. نتیجه گیری نهایی را بر عهده¬ی خوانندگان گذارده ام.
*
یکی دیگر از معانی که برای واژه ی«ساوًا - sawa» آمده است: خوک و گراز وحشی است (pig ,wild boar) این واژه نیز می تواند از جهاتی مورد توجّه واقع شود. امّا با توجّه به اینکه کوه ساوالان و مخصوصا قلّه های سه گانه آن که در چند سطر پیش گفتم، و از زمان های بسیار دیرینه از نوعی قداست در نزد مردم برخوردار بودند، نامگذاری این کوه با عظمت به این شکل و انتساب آنها به گراز و خوک، عاقلانه به نظر نمی رسد. مخصوصا که صورت های نوستراتیک این واژه، در خانواده های زبانی دیگر، نه تنها به صورت امروزی واژه نزدیک نمی شود، بلکه از صورت (ساوًsaw-) فاصله می گیرد.(رک به ص310 proto nostratic)
یکی دیگر از معانی که برای «بُنریشه ی» «ساوً - saw» و «سَوً – səw» در زبانشناسی نوستراتیک ارائه شده است، عبارت است از: گرما، حرارت، گرم شدن یا بودن، گرم کردن، سوزاندن و سوختن:
(to be o
r become hot, warm, to heat up, to make hot, to warm, to burn)
پروتو سیمتیک – proto –semitik: ساوًان – sav-an: گرم بودن یا گرم شدن.
اکدّی – akkadian: شاهانو – şahanu: گرم شدن،... خود را در مقابل آفتاب گرم کردن.
پروتو دراوید – proto-dravid: جوٌت – cüt، جوت – cut: سوختن، گرم بودن و شدن.
صورت های این پروتو در زبان ها و گویش های دیگر به صورت: سودو – sudu، سودوکا – suduka و... آمده است. همه در معنای گرما، حرارت، سوختن، احتمالا واژه¬ی «سوٌدوٌک -südük » در ترکی به معنای «ادرار، مایع ادرار» از همین پروتو سرچشمه گرفته است.

امّا صورت «پروتو – اورال – آلتائیک – proto-ural-altaic»: سَوً – səw، ساوً – saw: در معانی: سوختن، سوزاندن، گرم کردن، گرم شدن، حرارت، داغ کردن و شدن، آمده. این بنریشه به همراه پسوند: n (e) و l (e) و l (o) دیده می شود:
صورت های:
سوٍل – sol، سوًوٍل – swol: خورشید.
سوایل – suil: چشم – eye
هااول – haul: خورشید: h><s
سوگیل – sugil: خورشید – the sun
سول – sol: خورشید
در اَوِستا واژه «هواره – hvarə» (s>h) را معادل این واژه ها و به معنی خورشید (sun) دانسته اند =هور-hur
در سانسکریت – sansk: واژه های سوًار – svar و سووًار – suvar را به معنای خورشید، از این ریشه دانسته اند.
در هندو ایرانی – indo-irani: واژه¬ی سول – sul را همین واژه دانسته اند.
اینجا صورت های نزدیک به نام امروزی «ساوًالان - sawalan» مانند ساوًئل – sawel، ساوًوٍل – sawol، دیده می شود، مخصوصا در اروپا که زبان باسک ها یکی از زبان های اورال– آلتائیک شناخته می شود، صورت«سوٍوِلان - sowelan» دیده می شود که محققّین زبان مزبور، معنای آن را «خورشید (sun)» نوشته اند. باز صورت دیگری از این نام را می یابیم به صورت «ساوًِل - sawel» به معنی خورشید.
امّا پروتو آلتائیک – proto-altaic: این واژه به صورت «سو- su» و به معنای خوب، خیلی، غیر قابل باور، فوق العاده (well, very, extremely) آمده است.
پروتو تونقوز – proto-tungus: سوٍ –so: خیلی.
پروتو موغول – proto-mogul: سو – su
صورت های دیگر این واژه را «سووًا - suwa» و «سووًۀ - suwe» به معنای زیبا و خوب نوشته اند.
*
ب: بخش دوم نامواژه¬ی «ساوًالان» عبارت است از «لان– lan» و بنریشه¬ی «إل -el» و «لی - li» و بقیه¬ی صورت ها به معنی: درخشیدن، برق زدن، موج زدن از درخ

شندگی، تابیدن، ساطع شدن، پخش شدن، تاباندن،...
To shine, toglitter, to glisten, to radiate
... ملاحظه می شود که بخش دوّم نام ساوالان عبارت می شود از «لان - lan» آن هم از بن «إل -el» و «لی - li» و «ایل - il». آنچه اینجا جالب است، اینکه قانون تبدیل دو فونم ل- l به ش – ş (و برعکس) اعمال شده و بن های إل-el و لی – li تبدیل به بن «ایش - iş» در «ایشیٍغ/ق – işığ/q» و «شاخیٍماق - şaxımaq» به معنای «تابیدن آفتاب» (بهزادی) و درخشش و رعد و برق آمده است. مانند: ایلدیٍریٍم شاخیٍیًیٍر...
ıldırım şaxıyır : یعنی: رعد و برق یا صاعقه می درخشد، یا شیمشک – چاخیٍر – çaxir. واژه¬ی «چاخیٍر» صورت دیگر واژه¬ی «شاخیٍر» است به معنای برق و درخشیدن صاعقه. تبدیل فونم ها به صورت زیر انجام گرفته:
إل – el ← ل- l > ş : در نتیجه «إل شده ایش» بن «ایشیٍغ» و در لی – li ← ل – l > ş: شی ← شا بن «شاخیٍماق»
موضوع بالا برای علاقمندان به پژوهش در زبان های «اورال - آلتای» می تواند جالب توجّه باشد که چگونه یک ریشه¬ی نوستراتیک با دگر گشت فونم ها، آن هم طبق قوانین و قواعد ثابت شده، وارد خانواده¬ی زبان های «اورال - آلتایً» شده است. ما در زیر صورت های پروتو این ریشه را در خانواده های مختلف زبانی نشان می دهیم:
پروتو سمیتیک – proto-semitic: (سامی): آللا – alla: درخشیدن، تلولو،to shine ,to glitter.
آلاکا – alaka: درخشیدن، موج زدن از درخشندگی.
إللین – ellin: خورشید – sun
پروتو دراوید–proto-dravid: إل– el:چراغ، خورشید،درخشندگی روز.
تامیل – tamil: إل – el: درخشندگی، چراغ، خورشید،...
إللی – elli: خورشید، روز.
إللای – ellai : خورشید، نور روز.
تئلیوگ - telugu: إللا – ella: درخشان بودن.
إلامو – elamu: to be shine
و پروتو نوستراتیک دیگر:
پروتو نوستراتیک – proto –nostratic: ایل – il: زندگی کردن، زنده بودن، بودن، وجود داشتن.
إل-el:to live,to be a live , to be , to exist
پروتو افراسیان – proto-afrasian:
أَلّ- əll: بودن، وجود داشتن.
ایلی – ili : بودن.
آل – al : بودن – to be
آلا -
ala: بودن – to be
آل -al: بودن – to be
ایل - il: بودن – to be
پروتو درا وید – proto-drivid:
ایل – il: خانه، اطاق، محل و مکان زندگی، همسر.house, home, place, wife
ایللام – illam: خانه، اطاق.
ایلتام - iltam:پسر،خدمتگزار مرد.
ایل - il: خانه.
ایلو - ilu: خانه.
ایللو - illu: خانه.

پروتو اورالیک – proto-uralic: إله – elə: زندگی کردن –to live
فنلاندی – finnish : إلا – ela: زنده بودن، زندگی.
استونی– estonian: إلا – ela: زنده بودن، زندگی کردن، ساکن شدن.
لپیش – lapp: إلله – elle: زندگی کردن.
ساموئید – samoi: إلله – elle: زندگی کردن.
پروتو آلتائیک– proto-altaic: اوٍل-ol: (اولماق/ک – olmaq/k)
ترکی استانبولی – tk.tk: اوٍلماک – olmak: شدن، بودن، زنده شدن و بودن.
ترکی آذربایجانی – tk.az: اوٍلماق - olmaq: شدن، بودن.
ترکی باشقورد – tk.başqu: بولیوً(بول-یو) –buliv : شدن، بودن (کشور بولیوی را بیاد می اندازد )
ترکی قازاق – tk.kazak: بوٍلوٍوً – boluv: شدن، بودن.
ترکی قیرقیز – tk.qirqiz: بوٍلو –bolu: شدن، بودن.
ترکی اوٌزبک – tk.üzbk: بوٍلماک – bolmak: شدن، بودن، زندگی
ترکی تاتاری – tk.tatar: بولو- bulu: شدن، بودن، زندگی
ترکی ترکمن – tk.tkmn: بوٍلماک – bolmak: شدن، بودن، زندگی.
ترکی اویًغور – tk.uyğur: بوٍلماک - bolmak: شدن،بودن،زندگی
جالب است که در ترکی باستان واویًغوری باستان(old-uyğur):واژه ی«اول -ul» به معنای بنیان، بنیاد، کف و پائین هر چیزی، است. در زبان سومری (su) نیز عین واژه «اول -ul» به معنای مزرعه، صحرا و دشت، سرزمینی که در و دروازه نداشته باشد و محوطه¬ی باز باشد، است. واژه های« اؤلکه و ویلا، ویلیج – village» از همین ریشه هستند که ما در جای خود از آنها صحبت کرده ایم.
تا اینجا می توان با توجّه به جستجوها و یافته های مان، در مورد دو بخش نامواژه¬ی «ساوًالان» چنین استنباط کرد و البتّه از جمع آوری معانی و مفاهیم دو بخش نامواژه، که معنای «ساوًالان» عبارت می شود از: «سرزمین چشمه ها» یا سرزمین زندگی. امّا همانطور که در اوّل این بخش گفته ام، من نظر قطعی حداقّل در مو

. پس صورت «سبلان –səbəlan» از ساختمانش معلوم می شود که نامواژه ای است که بر قالب قواعد زبان فارسی ریخته شده و معلوم می شود که صورت اولّیه¬ی آن طور دیگری بوده است. این صورت نمی تواند جز نامواژه¬ی «ساوًالان» صورت دیگری باشد، چرا که نامواژه¬ی «سبلان» هیچ معنایی را افاده نمی کند، در حالیکه «ساوًالان» دارای معنای مشخّصی است که به دنبال خواهیم گفت.
*
ادامه دارد ...

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دونیا ادبیاتی
پاز شاعرمکزیکی درسن۸۴ سالگی مرد.
درتاریخ ادبیات معاصرکمترچهرای را می شود یافت که چنین تنوعی درخلاقیت ادبی وهنری داشته باشد اوشاعر،نویسنده،منتقد،تئوری پرداز ،نمایشنامه نویس ومقاله نویس درزمینه های سیاسی بود .جایزه نوبل 1990 به پاس بیش از نیم قرن تلاش در اعتلای ادبیات به او اهدا شد .

دست های من
پرده ار وجودت کنار می زنند
تورادر برهنگی بیشتری می پوشانند
تن هایی را در بدنت کشف می کنند
دست های من
تن دیگر برای بدنت ابداع می کنند.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
زیبا میراحمدی ( گونش )

قولوو قوینوندا یارالی سونا
سونونجو اوچوشو قانادیندان آسیلی
للک لری بیر یاسدیغی سئویندیره جک می؟
هله کی...
توخونور پنجره نین مفتیللی خاطیره لرینه
داشیییر آنجاق اوچوش خبرینی
یئللره سارینا ،سارینا
بو گوندن ،یارینا

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
محمدرضا باغبان کریمی
کیتاب تانیتیمی

قوتادغو بیلیک


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
محمد رضا باغبان کریمی

قوتادغو بیلیک
تورک دونیاسی نین فخری اولان و 1000 ایل بوندان اؤنجه یازیلان سیاسی، علمی و فلسفی اثریمیز قوتادغو بیلیک دیر کی یوسف بالاساغونلو (خاص حاجب) تخلوصو ایله شعر فورماسیندا 461 قمری ایلینده یازمیشدیر. بو کتاب دیوان لغات التورک دن ده بیر ایل قاباق یازیلمیشدیر. بو کتابدا، اؤلکه دولاندیرماق علمینه عایید اولاراق، بیر اسلامی – تورکی اوتوپیا، و یاخود مدینه فاضله نین نئجه یاراندیغی بحث و تحلیل اولونور. بو مدینه ی فاضله ده بوتون انسانلارین وظیفه سی و حقلری بحث اولونور. خاقان دان توتوب آشاغی طبقه لره قدر هامی نین تکلیفی آییرد اولونور. دونیا عالیم لری بو شاه اثری دونیا کلاسیک اثرلرین ایلک صفینده ده یرلندیریرلر. بوگونه قدر بو اثرین اوچ الیازماسی اله گلمیش و دونیا دیللرینه ده ترجمه اولموشدور. بونو دئمه یی اونوتماماق کی بو کتاب سلجوقی لر زمانیندان ایراندا تانینمیش بیر کتاب اولاراق، آلپ ارسلان اؤز وزیری خواجه نظام الملک دن ایسته ییر او دا فارس دیلینده بئله بیر کتاب یازسین. آنجاق آلپ ارسلان اؤلور و اوغلو ملکشاه سلجوقی هله 18 یاشینی دولدورمامیشدان 6 وزیردن ایسته ییر بئله بیر کتاب یازسینلار و هر کیم ان یاخشی اثری یازا بیلرسه صدراعظم اولاجاقدیر. بو فخر، خواجه نظام الملکه چاتیر چون "سیاست نامه" کتابینی یازیر. آما سیاست نامه ده سیاست ایکی معنادا یازیلیر: بیری تنبیه معناسیندا و اؤلکه نین داخیلینده ملتی سیاست ائتمکله، ساکت ائتمک مقصد الده ائدیلیر؛ و ایکینجیسی سیاست، حیله وورماق و خارجی اؤلکه لرله ایلگیده اونلاری آلداتماق معناسیندا ایشله دیر. آما قوتادغو بیلیک ده اسلامی دوشونجه لرله تورک فرهنگی بیان اولور و دوغرودان دوغروسونا بیر اوتوپیا یا آرمانشهر یا همان مدینه ی فاضله دوزلتمک مقصد ساییلیر.
بو کتابی اوخوماقلا، ایراندا آذریها کیمی سارساق ایرانشهری تئوری سی نین ایچی بوش سیاستینه تانیش اولارسینیز. بو کتاب حاققیندا یوزلرجه مقاله و باشقا کتابلار یازیلمیش و تمجید اولموشدور. بو کتاب ایکی جیلدده 1500 صفحه ده هم تورکجه متنی اوخویاجاقسینیز و هم فارسیجا ترجمه سینی. کتاب وزیری قطعینده "تبریز"ده "اختر انتشاراتی" طرفیندن چاپ اولوب یاییلمیشدیر.

https://t.me/Adabiyyatsevanlar
ناظم حکمت
بیر سیلگی اولسایدین
نه سیلمک ایستردین؟
خطالارینی می؟
یوخسا کؤتو آنیلارینی می؟
یوخسا باشاریسیزلیقلارینی می؟

قلم اولسایدین
کیمی آرتیرماق ایستردین حیاتینا؟
سنی دینله یه جک بیرینی می؟
سنه کیچیک موتلولوقلار یاشادانلاری می؟
یوخسا هر داییم یانیندا اولانلاری می؟

ایندی دوروب بیر دوشون!
نه لر آرتیرماق ایستردین ؟
نه لر سیلمک ایستردین ...؟


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
الف_نورانلی
قیزیل_آتیم_و_باشقا_اؤیکولر
حاضیرلایان :رضا_کاظمی
ساوالان ایگیدلری نشریاتی، ۱۳۹۲.


https://t.me/Adabiyyatsevanlar
دیلین یئتکین‌لییی
( #الف_نورانلی‌ و #حکایه‌لری )

یازان: #همت_شهبازی


#الف_نورانلی‌نین « #قیزیل_آتیم» (۱۳۹۲) حکایه‌لرینده دیلیمیزین ساده‌لیینی، شیرین‌لیینی، درین‌لیینی، آخارلیغینی، یئتکین‌لیینی، اختصاص‌لیغینی و ایضاح ائدیجی‌لیینی مکمل بیر بیچیمده گؤرمک اولور. بو اؤزللیک‌لری ائله‌ بئله‌سینه سیرالامادیم. بوتون بو اؤزللیک‌لری عکس ائدن بو توپلونون یالنیز «قیزیل آتیم» #حکایه‌سینی اوخوماق کیفایت ائدر.
عمومیتله الف نورانلی‌نین حکایه فضالاری کند محیطینده اولای‌لاشیر. «قیزیل آتیم» حکایه‌سینده « #آت‌چیلیق» فضاسینی قابارتماق، اونون اطرافیندا #غیرصنعی بیچیمده ایفاده‌لشن کلمه‌ و آنلاییشلار هر بیر اوخوجونو شاشیردیر. اثر بلکه ده َهرلشمه پروسئسینه قوشولان بو گونکو انسانین ذوقونو اوخشامادی. اونا گؤره کی اورادا آت‌چیلیق‌دا ایشله‌نن ایفاده‌لر بو گونکو انسانا تانیش گلمه‌دی. اونا گؤره کی بو گون کندلرده «آت»ین استفاده بازاسی آرادان گؤتوروله‌رک یئرینی باشقا وسیله‌لر او جومله‌دن تراختور و ماشین عوض ائتمیشدی. اؤرنک اوچون کئچمیشده آت‌لا یئر اَکیردیلر، خارمان دؤیوردولر، یوک داشییردیلار و...

بو گون بونلاری باشقا وسایط‌لرله ائدیرلر. بونا گؤره کی حکایه‌ده ایشله‌نن بو ایفاده‌لری حتتا کندلرده یاشایان نئجه‌دئیرلر «تزه عمله گلن»لر ده باشا دوشمه‌یه جکدیر. حکایه‌ده گلن بو کیمی ایفاده‌لرین بعضی‌لرینه اشاره ائدیرم:

وریان، یوگن، نوخدا، خامیت، مایدان، قولان، قامچی، دایچا، بوخؤو، چیدا، قَشوو، چول (çul)، اوغان، اوزَنگی، خَشه، وئدره، سییه‌زی و...

بونلار اون صحیفه‌لیک حکایه‌ده قصدن یوخ، حکایه و نثر آخاری، یئرلی یئرینده ایشله‌نن و بو گون بیزیم بیر چوخلاریمیزا تانیش اولمایان، آنجاق یازیچی‌نین یازدیغی زاماندا بول بول استفاده اولونان سؤزلر و ایفاده‌لردیر. ماراقلی‌ بودور کی، #یازیچی بو فضایا #یئنی چالارلار قاتاراق، هئچ ده بیزی کند فضاسیندا ساخلامیر. اؤرنک‌لر:

«گونش پول تکین ساجا چئوریلیب گلیب دیک قونموشدو آلنینا، شیرپاناقلی گؤزلرینی قوجاقلایان ایرینلر، پؤهره وئرن میلچک‌لره گَل‌گَل دئییردی... » (ص 84).

« آلت‌دوداغی اختیارسیز بوراخیلیب ساللاندی، اوزون ساری دیش‌لری گؤروندو. آغزیندان آخان شیره‌جه سو دوداغیندان سوزولوب قیریلمادان یئره چاتیردی. گؤرکملی، یئلکنه اوخشار بوینو ایلدیریم وورموش پالید تک ییخیلیب قینیندان آسیلمیشدی. قیچ‌لاری جانا گلدی. ایلک دفعه ساغ قیچی دؤزومدن دوشوب بوکولدو. شوملایان دیوار کیمی اؤزونو بوراخیب یئره سَره‌لندی. خامیت دایاندی خیرخیراسینا، ناراکی قویروغونو دا قاهاریب شاققیلتییلا ائندیردی...» (ص6-85).

سوندا آرتیریم کی بیر زامانلار انقلابین اول‌لرینده « #ادبی_یارپاقلار» و « #گونش» آدلی درگیده «الف نورانلی»نین حکایه‌لرینی اوخوموشدوم. اوره‌ییمدن کئچیردی کی اونون حکایه‌لرینی #توپلاییب چاپ ائتدیرم. بونو #سعید_موغانلی‌یا دئدیم. سعید، بیرخوش خبرله منی فیکریمدن داشیندیردی. او دئدی کی: اونون حکایه‌لرینی « #رضا_کاظمی» جنابلاری حاضیرلاییب چاپ ائتدیرمک فیکرینده‌دیر. خیالیم راحات اولدو. اونا گؤره کی ایش، ایش بیلن آدامین الینه دوشموشدو. سئویندیریجی حال بو ایدی کی اونا بو ایشده، داها باجاریقلی یازار یعنی #صالح_عطایی جنابلاری دا یاردیمچی اولموشدو. بو گون نثریمیزین ایلکین یازارلاریندان اولان «الف نورانلی»نین حکایه‌لرینی اوره‌ک سئوینجی ایله « #قیزیل_آتیم و باشقا اؤیکولر» باشلیقلی کیتابدا اوخوماق اولار.

#نورانلی، الف (1392)، #قیزیل_آتیم_و_باشقا_اؤیکولر، ساوالان ایگیدلری نشریاتی
قایناق : دوشرگه

https://t.me/Adabiyyatsevanlar‌
صالح عطایی

صالح عطایی: منیم ادبیاتا علاقه‌م، کلمه‌لره تاپدیغیم علاقه‌دن باشلاندی. بونون ریوایتی «منیم آدلاریم»دا دا وار. کلمه‌لرین، شخص­لردن آرتیق پرسوناژا دؤنمه‌سی، تئم صاحیبی اولماسی، آیاق توتوب یئریمه‌سی راوی­نین آدلارینا دؤنمه‌سی، اوردا نقل اولونور.
  من اول ایبتیدایی­‌یه گئدنده ائویمیزه تلویزیون آلیندی. او زامان تلویزیونون یوخلوغوندا ـ تکه‌توک بعضی ائولرده وار ایدی ـ، عاییله ایچینده دانیشیق، سؤز صؤحبت چوخ اولاردی. ایندیکی تک هامی اَیله‌شیب تلویزیونا باخمازدی. قوهوم‌لارلا، قونوم قونشویلا گل‌گئت چوخ اولاردی. ناغیل چوخ دئییلردی، شعر چوخ اوخوناردی. البتّه تلویزیونون تاپیلماسییلا ائولرده‌کی بو عادت، بو دب آنن آرادان گئتمه‌دی. ناغیلی هله دؤردو بئشی اوخویاندا دا، خصوصن پاییز و قیش گئجه‌لری، اوروجلوق گئجه‌لری چوخ ائشیدیردیم: 
 ـ بؤیوک بابا! ناغیل دئنن!!
 ـ مشقینی قورتار، سونرا.
  بؤیوک بابانین یئییب ایچیب یاتدیغی اوتاقداییق. مشقیمی یازارکن «جیرتدان» کورسی اوسته آتیلیب دوشور. کئچی­نین «شنگول، منگول»ـو داما ـ دووارا دیرماشیر. «هادی بودی» تییه‌سی یوخ پیچاق­لاری­یلا، آلتی یوخ قازان­لاری­یلا، یامانجا توز ـ توزاناق سالمیش­لار. «قیرخ کئچل» ایشکافدا، قاپی دالیندا گیزله‌نیب. حیط­ده اووچولار، دؤیوشچولر. حیط­ده آی­ین سود ایشیغینا «چیلینگ آغاج» اوینایان اوشاق­لار. باشیمی بیر قالخیزارسام، اونلاری دا گؤره بیللم.
  کلمه‌لره تاپدیغیم علاقه‌دن دئیه‌جکدیم، قاییداق اونا. ناغیل‌لارین ماجرالاری قدر، بلکه ده او ماجرالاردان آرتیق، بعضی کلمه‌لر یادیمدا قالیردی: گؤی قورشاغی، سود ایشیغی، قیرخ کئچل، آلماجیق ... . بو کیمی کلمه‌لر نه ایسه منه ایبهاملی و سیرّریلی گلیردیلر. ناغیل‌لاردا بو کیمی کلمه‌لری ائشیتمه‌یه، دؤنه به دؤنه ائشیتمه‌یه جان آتیردیم. بو حیسّی، دویغونو اؤزومه تعریف‌له‌‌ینمه‌میشدیم. ـ بلکه ائله ایندی ده تعریف‌له‌ینمه‌یه‌جه‌یم. ـ آمّا او زامان بونا اصلن بیر گره‌ک ده یوخ ایدی. مگر بیر اوشاق آناسی­نین نه اولدوغونو تعریف‌له‌یندن سونرا اونون قوجاغینا قاچار؟ مگر بیر اوشاق توپو تعریف‌له‌یندن سونرا فوتبال اوینایار؟ والیبال اوینایار؟ ذهنیمده او کلمه‌لرله مشغول اولوردوم، اویناییردیم.
 بیر آز بؤیویندن سونرا:
  دایی‌گیلده شاعیر قوناق‌لارینین قاباغینا چای قویارکن، من ده اونلار کیمی کلمه‌لری هیجانلا، موسیقی‌یله ادا ائتمک ایسته‌ییردیم. مجلیس­لر گئجه یاریسیندا بیتدییینه اونلاردا یاتیب قالیردیم. آنجاق هله ـ هله یوخوم آپارمیردی. یورغان ـ دؤشک ایچینده، یاواشجادان دا اولسا، اوره‌ییم تیتره‌یه‌رک بیر سیرا کلمه‌نی:­ آغاج، سو، آنا، قوش ... نه عاغلیما گلیردیسه اونو دیله گتیریردیم. بیرـ بیرینه قوشولمامیش کلمه‌لر... بونون آدی شعر سؤیله‌مک دئییلدی، بیلیردیم. آمّا من بو ایشدن لذت آپاریردیم. سانکی کلمه‌لری ادا ائتمیردیم، اونلاری چاغیریردیم. بیرینی چاغیران کیمی... بیر قارداشیمی چاغیران کیمی. او کلمه‌لرین بیر ـ بیر هامیسی‌نین قاباغیندا نیدا علامتی قویماق اولاردی. ائله بیلیردیم شعر سؤیله‌مه‌یه تداروک قیلیرام، حاضیرلاشیرام... ایندی ده ائله فیکیرلشیرم. شاعیرلیک یولو بو اولماسا دا اؤزوملوک دئییل. یئنه بعضن کلمه‌لری او شکیلده ادا ائدیرم!
  بو اوخودوغوم بؤیوک بابا و دایی آدینا یادداشت­لاریم، الیمده اولان رومانین پارچالاری­دیر. بو رومانی، اون‌آلتی یاشیندا بیر اوغلان اوشاغی ریوایت ائدیر. بلکه گئرچک­لر­له تخیول مرزینی قاریشدیرمیشدیم. بلکه کلمه‌لرده جیسمانیت آختاریردیم. بلکه اونلاری اؤز ـ اؤزومه ادا ائده‌رکن، قیلارکن، یاواش ـ یاواش بیر بیرینه قوشارکن، منه، تخیولومه بیر آیری گوج باغیشلانیب، منظریم و گؤردوک­لریم دَییشیلیردی.
 بئله بیر حیس، بیر گون بو شعره چیخدی:
اوجالاردا اوچان لئی دئیه
                          سسله‌نیرم
مورگوله‌ین قورباغالار دئیه
                          سسله‌نیرم
و سانکی سن دئیه
                      سنه ال وورورام
 
 قارلی ـ بوزلو کوچه‌لر
                           یازی­لارکن
نسه بیر آز  قیزیشیرلار
سن دئیه
دنیز دئیه
گمی دئیه
داها دا گؤزل‌لشیرسن
سن دئیه
گؤل‌باشی دئیه
بیر داها.
  اون‌بیر یاشیمدان «بالیقلی چای» قیراغینداکی «کانون» کیتابخاناسینا گئتمه‌یه باشلادیم. بیر یاخشی محیطی وار ایدی. کیتاب‌لار دالدادا یوخ، مخزنده یوخ، گؤزلرین قاباغیندا قفسه‌ده ایدیلر. اونو گؤتور، بونو قوی. هر نئچه‌سینی ایسترسن، گتیر تؤک قاباغینا. هر کیمین بیر آز کیتابا علاقه‌سی وار ایدیسا، اورایا، او محیطه عاشیق اولوردو. مصور ناغیل کیتاب­لاری، «آندرسن­»ین کیتاب‌لاری، و بیر آز سونرا «اگزوپری­»نین «کیچیک شهزاده­»سی... بیزیم ناغیل‌لاردا «هادی ـ بودی» شیکارلارینی سویو یوخ چایدا یودولار، آلتی یوخ قازاندا پیشیردیلر. اوردا، کیچیک شهزاده ناغیلیندا بیر سیاره‌ده تک‌باشینا یاشایان بیر شاه وار ایدی.
من او شاه­ـین عالمینی اؤز دیلیمه، تخیّولومه بئله ترجومه ائتدیم: بیر شاه واردی، میلّتی یوخ!
  هر کیتابدان بیر نئچه جیلد قفسه‌لرده دوروردو. اوردا بیر نئچه اوشاقلا دوستلاشاندان سونرا، بعضن کیتاب‌لاری بیرلیکده و عئینی زاماندا اوخودوق. بعضی قهرمان­لارا شریک چیخدیق. اونلارین آدینا چای قیراغیندا اود قالاییب هوررا چکدیک. «مارک تواین­»ـین، «چارلز دیکنز»ین قهرمان­لاری بیزیم ده قهرمان‌لاریمیز ایدی. بیر آز سونرا «دوما»نین «آندره»سی، «ژیلبرت»­ی، «مارا»سی. «یاشار کمال»­ین «اینجه ممد»ی، «آل احمد»ین «مدیر مدرسه»سی، «بزرگ علوی»­نین «گیله‌مرد»ی، «داستایوفسکی»نین «نییه توچکا»سی، «رومن رولان»­نین «آنئت»­ـی... هفته‌ده، آیدا قهرمان­لاریمیزین سایینا آرتیردی. «کور بایقوش»­ـون راویسی هامیمیزی حئیران قویدو. «ابله‌موف» هامیمیزی سوستلاتدی. «کلیدر»ی بیتیردییییمزده «ستار»ا بیر مودّت یاس ساخلایار کیمی ایدیک.   
 بیر آز سونرا، هر بیر شاعیر و یا یازیچی کیمی اؤزوموزو دوشونمه‌یه باشلادیم. نییه یئنی شعریمیزده اساسلی قدم‌لر گؤتورولمه‌ییر؟ نییه داستان مجموعه‌لریمیز بارماق ساییندا و بو گونده‌دیر؟ نییه رومان یوخوموز؟ بونلاری دوشونه‌رک، یئنه اوشاقلیقدان قالان دغدغه‌م، علاقه‌م، یعنی کلمه‌لر، فیکریمین، تخیولومون مرکزیّتینده ایدی. ائله بیلیردیم، بیزلرده و بیزیم یئرده کلمه‌لرین گؤزل‌لییی، ایبهامی، خصوصن هنری و ادبی مقامی گئتدیکجه اونودولور؛ قولاق آردینا وورولور. گونده‌لیک حیاتدا بیر عادی ایرتیباط وسیله‌سینه دؤنور.
  بیر زامان کیتابت­یمیزین آزلیغینا، آمّا ایندی شفاهیتیمیزین زده‌لنمه‌سینه ده سیخیلیردیم. بو کلمه‌لر همی بیر یاندان بیر آینا کیمی کیملیک، تاریخ، اینام­لار، ذوق­لار و نشئه‌نی داشیییردی، همی منه بیر آت سوروسو قدر دیری­ و جانلی ـ باشلی نظره گلیردیلر. اونلارین خیاوان ـ خیاوان چاپدیق­لارینی گؤروردوم. اینانمیردیم دا اونلاری گؤرن اولماسین... اودور کی، بیر چوخ یازی­لاریمدا کلمه‌لری قهرمان ائدیب اونلارین گؤزوندن یازماغا چالیشدیم. 
https://t.me/Adabiyyatsevanlar‌