سلام. بر دوستان گرامی سخنی چند مورد مکتب رمانتیسم و تاثیر آن در ادبیات ایران تقدیم می کنیم.
"کسی که در صدد ارائه ی تعریفی از رمانتیسم برآید به کاری مخاطره آمیز دست زده که بسیاری کسان را ناکام گذارده است. ( لیلیان فورست، رماتیسم، ترجمه ی مسعود جعفری، نشر مرکزچاپ اوّل ، 1375،ص 11)
اغلب کسانی که در مورد این مکتب قلم زده اند بر آزادی تخیّل و غلبه ی احساسات بر خرد تصریح نموده اند. طبیعی است که منظور از عقل و خرد در این جا اصول اخلاقی است که از جانب طبقات حاکم بر قول و عمل مردم نظارت داشته است.آلفرد دوموسه نویسنده ی مشهور رمانتیک می گفت:
"دل باید بی قید و بند سخن بگوید و بی قید و بند فرمان براند. شاعر موهای آشفته ی خود را به دست باد سپرده، شنل سیاهی بر دوش، زیر سایه ی بیدی در روشنایی ماه و در کنار برجی ویران و با دلی که بی شک بر اثر عشق بد فرجامی شکسته است با خویشتن خلوت می کند و غرق رؤیا می شود. ادبیّات رمانتیک چنین قیافه ی قراردادی را تعمیم داده و توده ی مردم را با آن آشنا ساخته است.
اندوه رمانتیک از دیدن گذشت بی رحمانه ی زمان شدّت می یابد. این اندوه معمولاً زائیده ی توقّعات تسکین ناپذیر قلبی است که در جهانی بی احساس و بی ایمان گرفتار شده است." (سیّد حسینی رضا، مکتب های ادبی، کتاب زمان، چاپ دوم 1365، ص 89)
ویل و آریل دورانت نویسندگان تاریخ تمدن معتقد هستند:
نهضت رمانتیسم در اوج قدرت نهضت کلاسیسیم آغاز شده است. و برای این گفته ی خود از چند اثر نام می برد که این آثار برای ما خوانندگان فارسی زبان آشناست: داستان "کلاریسا" اثر ریچاردسن، داستان "هلوئیز جدید" اثر ژان ژاک روسو، داستان" ورتر" اثر گوته. نویسنده ادامه می دهد: "در واقع رمانتیک هایی در همه ی دوران ها، در هر خانه ای و در وجود هر دختر و پسر جوانی وجود داشته است. کلاسیسیسم یک ساخت پایدار متّکی بر قاعده و ضابطه ی بازدارنده ای بوده و بر انگیزه ها و شور و هیجان هایی که نظیر آتش مذاب در خون جریان دارد، سنگینی می کرده. آنگاه انقلاب فرانسه از راه رسید و حتّی در آن زمان که دستخوش سقوط شد، آزادی را با خود به ارمغان آورد." ( ویل و آریل دورانت، تاریخ تمدّن ، عصر ناپلئون، مترجمان اسماعیل دولت شاهی، علی اصغر بهرام بیگی، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، جلد 11 ، ص 520)
در میان شاعران رمانتیک،" تمدن جدید و دستاورد ها و پیامد های آن با نگرش های گونه گونی مورد نقّادی قرار گرفته است. این نگرش های متنوّع و متمایز را می توان به دو گروه "فرا تجدّد" و "ما قبل تجدّد" تقسیم کرد. دیدگاه اوّل در عین حال که کلّیت تمدّن نوین را به عنوان دستاورد بزرگ بشریّت ارج می نهد، آن را از شائبه و نقص مبرّا نمی داند و با چنین تلقّی و دریافتی به نقّادی وجوه نا میمون و جلوه ها و پیامدهای ناپسند و زیانبار آن می پردازد. دیدگاه دوم: نه تنها مزیتی در تمدن جدید نمی یینند، بلکه آن را ویرانگر مبانی ارزش ها و تباه کننده ی شکوه و اصالت اعصار گذشته می داند...شهریار از جمله کسانی است که با چنین نگرشی به ارزیابی مظاهر تمدن می پردازد." (چالش سنّت و تجدّد در شعر شهریار، دکتر باقر صدری نیا، دیدار آشنا (مجموعه مقالات مجمع جهانی شهریار)، 1377، ص 148)
رمانتیسم نوعی عکس العمل هنرمندان در برابر کلاسیسیسم بود که توسط ژان ژاک روسو در فرانسه ایجاد شد. "روسو می پنداشت انسان طبیعی، یعنی موجودی که پیش از پیدایش جامعه و قراردادهای اجتماعی وجود داشته، آزاد، شریف و فضیلتمند بوده است و با پیشرفت تمدن، شرف و فضیلت آدمی تبهگن شده است." (هنری لوکاس، تاریخ تمدّن، از نوزایی تا سده ی ما ، ترجمه ی عبدالحسین آذرنگ، انتشارات کیهان، چاپ دوم 1372، جلد دوم ، صص 221 - 222) به قول او"هرچه دست آفریدگار طبیعت بپرورد نیکوست، امّا هرچه در دست آدمی باشد فاسد می شود." (ژان ژاک روسو، امیل، ترجمه ی غلامحسین زیرک زاده ، انتشارات دانشگاه تهران، 1328، چاپ اوّل)
نظریّه های آموزشی روسو در رمان گونه ی "امیل" در رمان آموزشی " کتاب احمد" اثر طالب اوف به زبان ساده بیان شده است و استاد شهریار نیز در منظومه ی خود که پروفسور سیّد حسن امین آن را "یک دوره ی کامل تاریخ ادبیِات فارسی از اواسط عصر قاجار تا سال 1351 و شاهکاری که در ادبیّات معاصر نظیر ندارد" (امین سید حسن، ادبیّات معاصر ایران، انتشارات دایره المعارف ایرانشناسی، چاپ اوّل 1384، ص 129) نامیده است، به آن اشاره نموده است:
قصایدی که عراقی و یا سپاهانی است به قرن ماش قرینه یکی (فراهانی) است
که نثر کهنه و نو را از اوست روبوسی نظیر اوست ( امیر نظام گرّوسی)
ولی به نثرکنونی است طالب اوف بانی وکیل دوره ی اوّل شهیر شیروانی
(کتاب احمد) او نقش ها که بازی کرد به نثر سبک رمانتیک صحنه سازی کرداست.
چو او نبود در ایران فرامشش کردیم چو شمع بود و سحرگه که خامشش کردیم
"کسی که در صدد ارائه ی تعریفی از رمانتیسم برآید به کاری مخاطره آمیز دست زده که بسیاری کسان را ناکام گذارده است. ( لیلیان فورست، رماتیسم، ترجمه ی مسعود جعفری، نشر مرکزچاپ اوّل ، 1375،ص 11)
اغلب کسانی که در مورد این مکتب قلم زده اند بر آزادی تخیّل و غلبه ی احساسات بر خرد تصریح نموده اند. طبیعی است که منظور از عقل و خرد در این جا اصول اخلاقی است که از جانب طبقات حاکم بر قول و عمل مردم نظارت داشته است.آلفرد دوموسه نویسنده ی مشهور رمانتیک می گفت:
"دل باید بی قید و بند سخن بگوید و بی قید و بند فرمان براند. شاعر موهای آشفته ی خود را به دست باد سپرده، شنل سیاهی بر دوش، زیر سایه ی بیدی در روشنایی ماه و در کنار برجی ویران و با دلی که بی شک بر اثر عشق بد فرجامی شکسته است با خویشتن خلوت می کند و غرق رؤیا می شود. ادبیّات رمانتیک چنین قیافه ی قراردادی را تعمیم داده و توده ی مردم را با آن آشنا ساخته است.
اندوه رمانتیک از دیدن گذشت بی رحمانه ی زمان شدّت می یابد. این اندوه معمولاً زائیده ی توقّعات تسکین ناپذیر قلبی است که در جهانی بی احساس و بی ایمان گرفتار شده است." (سیّد حسینی رضا، مکتب های ادبی، کتاب زمان، چاپ دوم 1365، ص 89)
ویل و آریل دورانت نویسندگان تاریخ تمدن معتقد هستند:
نهضت رمانتیسم در اوج قدرت نهضت کلاسیسیم آغاز شده است. و برای این گفته ی خود از چند اثر نام می برد که این آثار برای ما خوانندگان فارسی زبان آشناست: داستان "کلاریسا" اثر ریچاردسن، داستان "هلوئیز جدید" اثر ژان ژاک روسو، داستان" ورتر" اثر گوته. نویسنده ادامه می دهد: "در واقع رمانتیک هایی در همه ی دوران ها، در هر خانه ای و در وجود هر دختر و پسر جوانی وجود داشته است. کلاسیسیسم یک ساخت پایدار متّکی بر قاعده و ضابطه ی بازدارنده ای بوده و بر انگیزه ها و شور و هیجان هایی که نظیر آتش مذاب در خون جریان دارد، سنگینی می کرده. آنگاه انقلاب فرانسه از راه رسید و حتّی در آن زمان که دستخوش سقوط شد، آزادی را با خود به ارمغان آورد." ( ویل و آریل دورانت، تاریخ تمدّن ، عصر ناپلئون، مترجمان اسماعیل دولت شاهی، علی اصغر بهرام بیگی، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، جلد 11 ، ص 520)
در میان شاعران رمانتیک،" تمدن جدید و دستاورد ها و پیامد های آن با نگرش های گونه گونی مورد نقّادی قرار گرفته است. این نگرش های متنوّع و متمایز را می توان به دو گروه "فرا تجدّد" و "ما قبل تجدّد" تقسیم کرد. دیدگاه اوّل در عین حال که کلّیت تمدّن نوین را به عنوان دستاورد بزرگ بشریّت ارج می نهد، آن را از شائبه و نقص مبرّا نمی داند و با چنین تلقّی و دریافتی به نقّادی وجوه نا میمون و جلوه ها و پیامدهای ناپسند و زیانبار آن می پردازد. دیدگاه دوم: نه تنها مزیتی در تمدن جدید نمی یینند، بلکه آن را ویرانگر مبانی ارزش ها و تباه کننده ی شکوه و اصالت اعصار گذشته می داند...شهریار از جمله کسانی است که با چنین نگرشی به ارزیابی مظاهر تمدن می پردازد." (چالش سنّت و تجدّد در شعر شهریار، دکتر باقر صدری نیا، دیدار آشنا (مجموعه مقالات مجمع جهانی شهریار)، 1377، ص 148)
رمانتیسم نوعی عکس العمل هنرمندان در برابر کلاسیسیسم بود که توسط ژان ژاک روسو در فرانسه ایجاد شد. "روسو می پنداشت انسان طبیعی، یعنی موجودی که پیش از پیدایش جامعه و قراردادهای اجتماعی وجود داشته، آزاد، شریف و فضیلتمند بوده است و با پیشرفت تمدن، شرف و فضیلت آدمی تبهگن شده است." (هنری لوکاس، تاریخ تمدّن، از نوزایی تا سده ی ما ، ترجمه ی عبدالحسین آذرنگ، انتشارات کیهان، چاپ دوم 1372، جلد دوم ، صص 221 - 222) به قول او"هرچه دست آفریدگار طبیعت بپرورد نیکوست، امّا هرچه در دست آدمی باشد فاسد می شود." (ژان ژاک روسو، امیل، ترجمه ی غلامحسین زیرک زاده ، انتشارات دانشگاه تهران، 1328، چاپ اوّل)
نظریّه های آموزشی روسو در رمان گونه ی "امیل" در رمان آموزشی " کتاب احمد" اثر طالب اوف به زبان ساده بیان شده است و استاد شهریار نیز در منظومه ی خود که پروفسور سیّد حسن امین آن را "یک دوره ی کامل تاریخ ادبیِات فارسی از اواسط عصر قاجار تا سال 1351 و شاهکاری که در ادبیّات معاصر نظیر ندارد" (امین سید حسن، ادبیّات معاصر ایران، انتشارات دایره المعارف ایرانشناسی، چاپ اوّل 1384، ص 129) نامیده است، به آن اشاره نموده است:
قصایدی که عراقی و یا سپاهانی است به قرن ماش قرینه یکی (فراهانی) است
که نثر کهنه و نو را از اوست روبوسی نظیر اوست ( امیر نظام گرّوسی)
ولی به نثرکنونی است طالب اوف بانی وکیل دوره ی اوّل شهیر شیروانی
(کتاب احمد) او نقش ها که بازی کرد به نثر سبک رمانتیک صحنه سازی کرداست.
چو او نبود در ایران فرامشش کردیم چو شمع بود و سحرگه که خامشش کردیم
سلام، دوستلارین اوشاقلارینا ، تقدیم ائدیرم.
يول اوزو
چمنليکده کي کپنکلرين اَن جواني اولان، اوچاغانی يولون قيراغيندا بير چيچه یين اوستونه قونوب ياواش- ياواش يئلله نيردي. کولک چيچه یين زوغونو اسديرير، اوچاغان دا چيچه یين اوستونده گاه او يانا، گاه دا بو يانا گئدير، لذت آليردي!
بيردن کپنک آشاغيدا ايري، قارا بير بؤجک گؤردو. او، يئرده کي بير توپا مال پئيينيني ائشيردي.
– بورا باخ اي، زيبيلگزن، سن اورادا نه ائديرسن، زير- زيبيلين ايچينده ائشیلنمک خوشونا گلير؟- دئيه اوچاغان سوروشدو.
– من يولو تميزله ييرم. يول تميزله يه نه کؤمک ائديرم. يولداکي زير- زيبيلي تميزله ييرم...
– بس، پئييني نييه يئييرسن؟
– نه ائديم، آرابام اولسايدي داشيييب کنارا آپارارديم. بيليرسن کی من يومورتالاريمي دا پئيي نين ايچينه تؤکورم کي، بالالاريم يومورتادان چيخاندا يئمکلري بول اولسون.
– اوف، نه پيس ایيي گلير– دئييب اوچاغان قانادلاريني ترپتدي کي، ایيي اؤزوندن کنار ائله سين.
– هه، دئمه لي، سن جناب اييره نيرسن! سن تکجه چيچکلرين اوستونه قونورسان، آنجاق چيچک شيره سي ايچيرسن! من ده ايشله ييرم، بوتون گونو ايشله ييرم، ايشتاهام دا لاپ ياخشيدير. بو يوللاري بير تميزله ين لازيمدير، يا يوخ! بيز اولماساق يوللار زير- زيبيله باتار. سن هله اوچ قيزيل گوللرين يانينا آی فرسيز!
– من فرسيزم؟ – دئيه اوچاغان اعتراض ائله دي. من آرتيستم، فرسيز دئييلم. سنجه يوللارين اوزو ايله کپنکلر اوچوشماسا يوللار ياخشي گؤرونر؟ بيز اوتلارين اوستونه قوناندا باخانلار ائله بيليرلر کي، اوتلار چيچک آچيبلار. گؤرورسن منيم قانادلاريم نه بزکلي، نه گؤزلدير. منيم پالتاريم رقّاصه لرين يونگول ايپک دونونا اوخشايير...
– من اؤز پالتاريمدان چوخ راضييام. او مؤحکمدير، داوامليدير، اصيل ايش پالتاريدير. هئچ منيم ايش آلتلريمي گؤرموسن؟ بيرجه پنجه لريمه باخ، گؤر نئجه گوجلودور. هله بیینیزلاریم دا وار، نيي دئسن قازا بيلرم. ياخشي، سن نه باجاريرسان، آي اوچاغان؟ سنين کي، پنجه لرين ساپ کيمي نازيکدير، پالتارين دا پاريلدايان ظريف ايپکدندير؟
اوچاغان لا زيبيل گزن هله چوخ مباحثه ائده جکديلر. يولون قيراغيندا توپا تورپاغین آرخاسيندا بالاجا بير يئر سيچاني گيزلنميشدي. او، عادي سيچانلار بويدا ايدي، يومشاق شاباليدي توکلري واریدي، آدينا يئرائشن دئييرديلر. يئرائشن نازيک، خيرداجا بورنونو چوخ اوچان لا زيبيل گزنه طرف چئويريب دئدي:
– بورا باخين، عاييب دئييل ساواشيرسيز؟
– بو منه موردار دئيير!
– بو منه فرسيز دئيير!
– زيبيل گزن زيبيلليکدن ال چکمير!
– اوچاغان ايشله مير، دئيير کي، يولون اوستو ايله اوچوب يولو گؤزللشديرير! گؤرورسن، يئرائشن؟ ايندي تقصير بيزيم هانسميزدادير؟
– سيزين هر ايکينيز ياخشيسينيز، – دئيه يئر سيچاني اونلاري ساکيتلشديردي. منيم بير سيچان دوستوم وار، آداملارين ائوينده ياشايير، چوخ شئي اؤيره نيب، بير گون او منه دئدي:
" آداملار ائولريني سوپورورلر، توزو، زير- زيبيلي ائودن چيخاريب آتيرلار. ائو تميز اولاندان سونرا اونو گؤزل قابلار، ياراشيقلي فيقورلار، شکيللرله بزه ييرلر... – زيبيل گزن، سن سوپورگه کيميسن، هاردا زيبيل گؤرسن تميزله ييرسن. چوخ اوچان، اؤز قارداش- باجيلارينلا بيرگه اوچاندا سيز جانلي، گؤزل بير شکیله اوخشاييرسينيز، چمنلييه ياراشيق وئريرسينيز. سيزه باخانلار حيران قاليرلار.
چوخ اوچان شن- شن ديللندي:
– دوغرودور، جيغير تميز اولاندا اونون اوستو ايله اوچماق دا خوش اولور.
– دوغرودور، – دئيه زيبيل گزن ده راضيلاشدي، من زير- زيبيلين ايچينده ايشله ييب يورولاندا يوخاري باخيرام، بزکلي کپنکلرين اوچوشماسينا تاماشا ائله ديکجه يورغونلوغوم چيخير.
– ياشاسين تميزليک!
– ياشاسين گؤزلليک!
سالامات قال، يئرائشن! کپنک اوچوب باشقا بير چيچه یين يانينا گئتدي، زيبيل گزن ايسه يولو ياراشيقدان سالان مال پئيينيني ائشيب کنارا داشيماغا باشلادي.
دکتر رحمانی
يول اوزو
چمنليکده کي کپنکلرين اَن جواني اولان، اوچاغانی يولون قيراغيندا بير چيچه یين اوستونه قونوب ياواش- ياواش يئلله نيردي. کولک چيچه یين زوغونو اسديرير، اوچاغان دا چيچه یين اوستونده گاه او يانا، گاه دا بو يانا گئدير، لذت آليردي!
بيردن کپنک آشاغيدا ايري، قارا بير بؤجک گؤردو. او، يئرده کي بير توپا مال پئيينيني ائشيردي.
– بورا باخ اي، زيبيلگزن، سن اورادا نه ائديرسن، زير- زيبيلين ايچينده ائشیلنمک خوشونا گلير؟- دئيه اوچاغان سوروشدو.
– من يولو تميزله ييرم. يول تميزله يه نه کؤمک ائديرم. يولداکي زير- زيبيلي تميزله ييرم...
– بس، پئييني نييه يئييرسن؟
– نه ائديم، آرابام اولسايدي داشيييب کنارا آپارارديم. بيليرسن کی من يومورتالاريمي دا پئيي نين ايچينه تؤکورم کي، بالالاريم يومورتادان چيخاندا يئمکلري بول اولسون.
– اوف، نه پيس ایيي گلير– دئييب اوچاغان قانادلاريني ترپتدي کي، ایيي اؤزوندن کنار ائله سين.
– هه، دئمه لي، سن جناب اييره نيرسن! سن تکجه چيچکلرين اوستونه قونورسان، آنجاق چيچک شيره سي ايچيرسن! من ده ايشله ييرم، بوتون گونو ايشله ييرم، ايشتاهام دا لاپ ياخشيدير. بو يوللاري بير تميزله ين لازيمدير، يا يوخ! بيز اولماساق يوللار زير- زيبيله باتار. سن هله اوچ قيزيل گوللرين يانينا آی فرسيز!
– من فرسيزم؟ – دئيه اوچاغان اعتراض ائله دي. من آرتيستم، فرسيز دئييلم. سنجه يوللارين اوزو ايله کپنکلر اوچوشماسا يوللار ياخشي گؤرونر؟ بيز اوتلارين اوستونه قوناندا باخانلار ائله بيليرلر کي، اوتلار چيچک آچيبلار. گؤرورسن منيم قانادلاريم نه بزکلي، نه گؤزلدير. منيم پالتاريم رقّاصه لرين يونگول ايپک دونونا اوخشايير...
– من اؤز پالتاريمدان چوخ راضييام. او مؤحکمدير، داوامليدير، اصيل ايش پالتاريدير. هئچ منيم ايش آلتلريمي گؤرموسن؟ بيرجه پنجه لريمه باخ، گؤر نئجه گوجلودور. هله بیینیزلاریم دا وار، نيي دئسن قازا بيلرم. ياخشي، سن نه باجاريرسان، آي اوچاغان؟ سنين کي، پنجه لرين ساپ کيمي نازيکدير، پالتارين دا پاريلدايان ظريف ايپکدندير؟
اوچاغان لا زيبيل گزن هله چوخ مباحثه ائده جکديلر. يولون قيراغيندا توپا تورپاغین آرخاسيندا بالاجا بير يئر سيچاني گيزلنميشدي. او، عادي سيچانلار بويدا ايدي، يومشاق شاباليدي توکلري واریدي، آدينا يئرائشن دئييرديلر. يئرائشن نازيک، خيرداجا بورنونو چوخ اوچان لا زيبيل گزنه طرف چئويريب دئدي:
– بورا باخين، عاييب دئييل ساواشيرسيز؟
– بو منه موردار دئيير!
– بو منه فرسيز دئيير!
– زيبيل گزن زيبيلليکدن ال چکمير!
– اوچاغان ايشله مير، دئيير کي، يولون اوستو ايله اوچوب يولو گؤزللشديرير! گؤرورسن، يئرائشن؟ ايندي تقصير بيزيم هانسميزدادير؟
– سيزين هر ايکينيز ياخشيسينيز، – دئيه يئر سيچاني اونلاري ساکيتلشديردي. منيم بير سيچان دوستوم وار، آداملارين ائوينده ياشايير، چوخ شئي اؤيره نيب، بير گون او منه دئدي:
" آداملار ائولريني سوپورورلر، توزو، زير- زيبيلي ائودن چيخاريب آتيرلار. ائو تميز اولاندان سونرا اونو گؤزل قابلار، ياراشيقلي فيقورلار، شکيللرله بزه ييرلر... – زيبيل گزن، سن سوپورگه کيميسن، هاردا زيبيل گؤرسن تميزله ييرسن. چوخ اوچان، اؤز قارداش- باجيلارينلا بيرگه اوچاندا سيز جانلي، گؤزل بير شکیله اوخشاييرسينيز، چمنلييه ياراشيق وئريرسينيز. سيزه باخانلار حيران قاليرلار.
چوخ اوچان شن- شن ديللندي:
– دوغرودور، جيغير تميز اولاندا اونون اوستو ايله اوچماق دا خوش اولور.
– دوغرودور، – دئيه زيبيل گزن ده راضيلاشدي، من زير- زيبيلين ايچينده ايشله ييب يورولاندا يوخاري باخيرام، بزکلي کپنکلرين اوچوشماسينا تاماشا ائله ديکجه يورغونلوغوم چيخير.
– ياشاسين تميزليک!
– ياشاسين گؤزلليک!
سالامات قال، يئرائشن! کپنک اوچوب باشقا بير چيچه یين يانينا گئتدي، زيبيل گزن ايسه يولو ياراشيقدان سالان مال پئيينيني ائشيب کنارا داشيماغا باشلادي.
دکتر رحمانی
با سلام ، در کتاب "درآمدی بر ادبیات جمهوری آذربایجان" متن ترکی داستان های کوتاه زیربه طور کامل چاپ شده و البته قبل از متن ترکی خلاصه ی داستان ها برای هم میهنان فارسی زبان درج، بعد از متن نیز تحلیل شده است.
1 – "کتاب عسکریّه" اثر عباسقلی آقا باکیخانوف ( 1225 - 1172 ) که با تخلص قدسی مشهور است. چند سطر از داستان کتاب عسکریّه را می خوانیم:
" آخرالامر بير گون اليمه بير پاره نان آليب اوستونده روغن کره تيشره چيخديم. رئيس مذکور منه دوچار اولدوقدا تعاريف ايله اونا وئريب دئديم:
– اگر حقّ نعمتي فراموش ائديب، منه تعرّض قيلسان، بو نان گؤزلريني توتسون و
سموم کفران نعمت گلشن عمرونو خزان ائتسين:
– اي عاشق مسکين! بوندان سونرا فارغ البال اولوب بزم وصاله محرم اول، کيمسه ده جرأت تعرّض سنه يوخدور."
2 -"رشید بیگ و سعادت خانیم" از اسماعیل بیگ قوتقاشینلی(1240- 1185) ؛
ادبیّات مدرن داستانی در آذربایجان با این داستان شروع می شود.
اثر مشهور اسماعیل بیگ عبارت از داستان «رشید بیگ و سعادت خانم» ( داستان شرقی) است که در سال 1835 در ورشو بزبان فرانسه چاپ شده است. در ادبیات جهان وی همراه با ادگار آلن پو و نیکلای گوگول جزو بنیانگذاران داستان کوتاه است. چند سطر می خوانیم.
"سعادت الي ايله گوللرين سولموش يارپاقلارينا و آغاجدان تؤکولوب يئرده چوروموش ميوه لره اشاره ائده رک، دئدي:
– منيم ده طالعيم بئله دير!
بو سؤزلر تجربه لي قادينا گنج قيزين هيجاني نين سببيني بيلديردي. وفالي شاماه قيزي گئجيکمه دن ائوه آپارماق ايسته دي، لاکين باغين قاپيسينا ياخينلاشديقدا يئنه همين سس ائشيديلدي: "سن منيم نظريمدن اوزاقلاشماق ايسته ييرسن، لاکين منيم قلبيمدن اوزاقلاشا بيلمزسن!"
3 - "آلدانمیش کوکب لر" از میرزا فتحعلی آخوندزاده ؛
در بین نخستین نویسندگان آذربایجان میرزا فتحعلی آخوندوف (1878- 1812) مقام بلندی احراز می نماید. متفکر و نویسنده بزرگ میرزا فتحعلی آخوندوف دارای فعالیت اجتماعی و ادبی دامنه دار است. با کمال جسارت می توان وی را آنسیکلوپدی زنده ی چهل سال میانه قرن نوزدهم نامید. چند سطری می خوانیم:
" افراد مجلس کلاً بو رأيي تصديق ائديب قايم صوت ايله دئديلر کي:
– يوسف سرّاج پدرسوخته بالکليّه قتله سزاوار و بلاي آسمانیّه مستحقدير.
شاه خوشحال اولوب بويوردو کي:
– راضيام اونون هلاکينه! صاباح بو تدبير تمام و کمال مجرا اولوناجاقدير.
افراد مجلسي مرخص ائتدي. مجلس داغيلدي. "
قبل از وارد شدن به قرن بیستم و آثار جلیل محمد قلی زاده رمان های زیر که قبل از انقلاب شوروی نوشته شده است، مورد بررسی قرار گرفته و نمونه هایی از متن رمان ها به زبان ترکی نقل شده است.
* داناباش کندینین احوالاتلاری از جلیل ممد قلی زاده (1894)؛
* مکتوبات شیدا بی شروانی از سلطان مجید غنی زاده ( 1899، 1896)؛
* عصریمیزین قهرمانی از عبدالله شایق ( 1909، 1918)؛
* سرگذشت یتیمان به زبان فارسی(؟) از میرزا اسماعیل آصف با ترجمه ی حاجی ملّا روح الله ملّا محمد زاده به زبان ترکی ( 1911)؛
* جان یانغیسی (1913) از عبدالله دیوان بیگی؛
نفت و ملیونلار سلطنتینده ( 1917) از ابراهیم بی موسی بگوف؛
* بدبخت ملیونچیلار یا رضا قلیخان فرنگی مآب (1914) از ممد سعید اردوبادی؛
* یوسف و زلیخا (1914) از علی عبّاس مذنب.
4- "قوربانعلی بی" از جلیل ممّد قلی زاده
جلیل ممّد قلی زاده (1311- 1248) بزرگترین طنز پرداز ، نمایشنامه نویس مشهور، استاد داستان کوتاه در ادبیّات معاصر آذربایجان، متفکّر، بوده است.
چند سطر از داستان "قوربانعلی بی" می خوانیم:
" بَي ستکاني چکدي باشينا. ناچالنيک سيغاري داماغينا ساليب، اوزونو توتدو پريستاوين خانيمينا و دئدي:
– گله سن صاباح قوناقليغا گئدک، قوربانعلي بيه قوناق اولاق؟ – خانيم باخدي اري نين اوزونه و دئدي:
- من چوخ خوشحالليقلا گئدرم. ياخشي اولار. بَيين آرواديني دا گؤررم. گؤررم نئجه پالتار گئيير."
5 - "شيخ شعبان" عبدالرحیم حق وئردیف؛
عبدالرحیم حق وئردیف اسد اوغلی (1312 – 1249) از نویسندگان پیشرو و از بنیانگذاران رئالیسم در ادبیّات آذربایجان است. چند سطری می خوانیم.
" ملک ننه اَييليب، اول اللريني يئره داياييب، سونرا "آخ، آي واي" ائديب يانيني يئره قويدو. بير آز نفسيني دريب اوزونو شعبانا چئويردي:
– قادان آليم، مني نئيله ييردين؟
– دينجيني آل، دانيشاريق، دئيه سن اوزاقدان گليرسن کي، بئله يورولموسان؟ "
6 - "مکتوب يئتيشمدي" از عبدالله شایق؛
عبدالله شایق ملّا مصطفی اوغلی طالب زاده معلم، ادیب،شاعر، نویسنده ی داستان های کوتاه و رمان است
" ملّا فرضعلي مکتوبو يازيب بيتيرديکدن سونرا بوکوب ظرفه قويدو و اوزونو قوربانا توتوب:
– همشري، ظرفين اوزو کيمين آدينا اولاجاق؟ – دئيه سوروشدو.
قوربان الي ايله بوينونو او
1 – "کتاب عسکریّه" اثر عباسقلی آقا باکیخانوف ( 1225 - 1172 ) که با تخلص قدسی مشهور است. چند سطر از داستان کتاب عسکریّه را می خوانیم:
" آخرالامر بير گون اليمه بير پاره نان آليب اوستونده روغن کره تيشره چيخديم. رئيس مذکور منه دوچار اولدوقدا تعاريف ايله اونا وئريب دئديم:
– اگر حقّ نعمتي فراموش ائديب، منه تعرّض قيلسان، بو نان گؤزلريني توتسون و
سموم کفران نعمت گلشن عمرونو خزان ائتسين:
– اي عاشق مسکين! بوندان سونرا فارغ البال اولوب بزم وصاله محرم اول، کيمسه ده جرأت تعرّض سنه يوخدور."
2 -"رشید بیگ و سعادت خانیم" از اسماعیل بیگ قوتقاشینلی(1240- 1185) ؛
ادبیّات مدرن داستانی در آذربایجان با این داستان شروع می شود.
اثر مشهور اسماعیل بیگ عبارت از داستان «رشید بیگ و سعادت خانم» ( داستان شرقی) است که در سال 1835 در ورشو بزبان فرانسه چاپ شده است. در ادبیات جهان وی همراه با ادگار آلن پو و نیکلای گوگول جزو بنیانگذاران داستان کوتاه است. چند سطر می خوانیم.
"سعادت الي ايله گوللرين سولموش يارپاقلارينا و آغاجدان تؤکولوب يئرده چوروموش ميوه لره اشاره ائده رک، دئدي:
– منيم ده طالعيم بئله دير!
بو سؤزلر تجربه لي قادينا گنج قيزين هيجاني نين سببيني بيلديردي. وفالي شاماه قيزي گئجيکمه دن ائوه آپارماق ايسته دي، لاکين باغين قاپيسينا ياخينلاشديقدا يئنه همين سس ائشيديلدي: "سن منيم نظريمدن اوزاقلاشماق ايسته ييرسن، لاکين منيم قلبيمدن اوزاقلاشا بيلمزسن!"
3 - "آلدانمیش کوکب لر" از میرزا فتحعلی آخوندزاده ؛
در بین نخستین نویسندگان آذربایجان میرزا فتحعلی آخوندوف (1878- 1812) مقام بلندی احراز می نماید. متفکر و نویسنده بزرگ میرزا فتحعلی آخوندوف دارای فعالیت اجتماعی و ادبی دامنه دار است. با کمال جسارت می توان وی را آنسیکلوپدی زنده ی چهل سال میانه قرن نوزدهم نامید. چند سطری می خوانیم:
" افراد مجلس کلاً بو رأيي تصديق ائديب قايم صوت ايله دئديلر کي:
– يوسف سرّاج پدرسوخته بالکليّه قتله سزاوار و بلاي آسمانیّه مستحقدير.
شاه خوشحال اولوب بويوردو کي:
– راضيام اونون هلاکينه! صاباح بو تدبير تمام و کمال مجرا اولوناجاقدير.
افراد مجلسي مرخص ائتدي. مجلس داغيلدي. "
قبل از وارد شدن به قرن بیستم و آثار جلیل محمد قلی زاده رمان های زیر که قبل از انقلاب شوروی نوشته شده است، مورد بررسی قرار گرفته و نمونه هایی از متن رمان ها به زبان ترکی نقل شده است.
* داناباش کندینین احوالاتلاری از جلیل ممد قلی زاده (1894)؛
* مکتوبات شیدا بی شروانی از سلطان مجید غنی زاده ( 1899، 1896)؛
* عصریمیزین قهرمانی از عبدالله شایق ( 1909، 1918)؛
* سرگذشت یتیمان به زبان فارسی(؟) از میرزا اسماعیل آصف با ترجمه ی حاجی ملّا روح الله ملّا محمد زاده به زبان ترکی ( 1911)؛
* جان یانغیسی (1913) از عبدالله دیوان بیگی؛
نفت و ملیونلار سلطنتینده ( 1917) از ابراهیم بی موسی بگوف؛
* بدبخت ملیونچیلار یا رضا قلیخان فرنگی مآب (1914) از ممد سعید اردوبادی؛
* یوسف و زلیخا (1914) از علی عبّاس مذنب.
4- "قوربانعلی بی" از جلیل ممّد قلی زاده
جلیل ممّد قلی زاده (1311- 1248) بزرگترین طنز پرداز ، نمایشنامه نویس مشهور، استاد داستان کوتاه در ادبیّات معاصر آذربایجان، متفکّر، بوده است.
چند سطر از داستان "قوربانعلی بی" می خوانیم:
" بَي ستکاني چکدي باشينا. ناچالنيک سيغاري داماغينا ساليب، اوزونو توتدو پريستاوين خانيمينا و دئدي:
– گله سن صاباح قوناقليغا گئدک، قوربانعلي بيه قوناق اولاق؟ – خانيم باخدي اري نين اوزونه و دئدي:
- من چوخ خوشحالليقلا گئدرم. ياخشي اولار. بَيين آرواديني دا گؤررم. گؤررم نئجه پالتار گئيير."
5 - "شيخ شعبان" عبدالرحیم حق وئردیف؛
عبدالرحیم حق وئردیف اسد اوغلی (1312 – 1249) از نویسندگان پیشرو و از بنیانگذاران رئالیسم در ادبیّات آذربایجان است. چند سطری می خوانیم.
" ملک ننه اَييليب، اول اللريني يئره داياييب، سونرا "آخ، آي واي" ائديب يانيني يئره قويدو. بير آز نفسيني دريب اوزونو شعبانا چئويردي:
– قادان آليم، مني نئيله ييردين؟
– دينجيني آل، دانيشاريق، دئيه سن اوزاقدان گليرسن کي، بئله يورولموسان؟ "
6 - "مکتوب يئتيشمدي" از عبدالله شایق؛
عبدالله شایق ملّا مصطفی اوغلی طالب زاده معلم، ادیب،شاعر، نویسنده ی داستان های کوتاه و رمان است
" ملّا فرضعلي مکتوبو يازيب بيتيرديکدن سونرا بوکوب ظرفه قويدو و اوزونو قوربانا توتوب:
– همشري، ظرفين اوزو کيمين آدينا اولاجاق؟ – دئيه سوروشدو.
قوربان الي ايله بوينونو او
ووشدورا- اوووشدورا:
– هه، ملّا، ياز کي، قوربانين اوشاقلاري نين آناسينا يئتيشه جک".
7 - " قماربازين آروادي" از یوسف وزیر چمن زمینلی؛
یوسف وزیر چمن زمینلی (1322 – 1266) از نویسندگان مشهور نسل اوّل جمهوری آذربایجان است. چند سطری می خوانیم:
" صمد بير آز اهمال سسله:
– آخماق اولما، صاباح يئنه گتيريب، اؤزونه وئره جیم.
– ايستميرم. ائله خاليمي، گبه لريمي ده صاباح گتيريردين؛ اوزوکلريمي، قيزيل ياخاليغيمي دا گتيريردين... ايستميرم، بيرجه اتکليگيم قاليب، داها اونو وئرميه جگم.
صمد حيرصلي بير حالدا صانديغا طرف يئريدي:
– مني يئنه ديندن، مذهبدن چيخارتما، آچاري وئر! "
8 - "يوسف و زليخا" از علی عباس مذنب؛
احمدوف علی عباس مطلّب اوغلی مذنب (1317-1262) شاعر، نویسنده، و روزنامه نگار، مترجم و ادبیّات شناش مشهور در باکو در یک خانواده ی سنگتراش متولد شد. چند سطری می خوانیم:
" يوسف عليه السلام بو دفعه قارداشلارينا حددن آرتيق احترام ائيله دي. هاميسيني اؤز يانيندا ساخلادي. و هر ايکي قارداشا بير اوتاق وئردي کي، اون بيرينجي قارداشلاري بنيامينه تک باشينا بير اوتاق دوشسون.
چونکي بو نوع ايله آيريليغي گؤروشمه يه دؤندرمک ايسته ييردي.".
دکتر رحمانی
– هه، ملّا، ياز کي، قوربانين اوشاقلاري نين آناسينا يئتيشه جک".
7 - " قماربازين آروادي" از یوسف وزیر چمن زمینلی؛
یوسف وزیر چمن زمینلی (1322 – 1266) از نویسندگان مشهور نسل اوّل جمهوری آذربایجان است. چند سطری می خوانیم:
" صمد بير آز اهمال سسله:
– آخماق اولما، صاباح يئنه گتيريب، اؤزونه وئره جیم.
– ايستميرم. ائله خاليمي، گبه لريمي ده صاباح گتيريردين؛ اوزوکلريمي، قيزيل ياخاليغيمي دا گتيريردين... ايستميرم، بيرجه اتکليگيم قاليب، داها اونو وئرميه جگم.
صمد حيرصلي بير حالدا صانديغا طرف يئريدي:
– مني يئنه ديندن، مذهبدن چيخارتما، آچاري وئر! "
8 - "يوسف و زليخا" از علی عباس مذنب؛
احمدوف علی عباس مطلّب اوغلی مذنب (1317-1262) شاعر، نویسنده، و روزنامه نگار، مترجم و ادبیّات شناش مشهور در باکو در یک خانواده ی سنگتراش متولد شد. چند سطری می خوانیم:
" يوسف عليه السلام بو دفعه قارداشلارينا حددن آرتيق احترام ائيله دي. هاميسيني اؤز يانيندا ساخلادي. و هر ايکي قارداشا بير اوتاق وئردي کي، اون بيرينجي قارداشلاري بنيامينه تک باشينا بير اوتاق دوشسون.
چونکي بو نوع ايله آيريليغي گؤروشمه يه دؤندرمک ايسته ييردي.".
دکتر رحمانی
گنجعلی صباحی دوْغوم: ۱۲۸۵ ه.ش بهمن آیی مرند، اؤلوم: ۱۳۶۸ ه.ش شهریور آیی تهران
مرندلی یازیچی. گنجعلی صباحی چاغداش آذربایجان تۆرکجهسینین نثرینین آتاسی ساییلیر. گنجعلی صباحی 7 یاشیندا بۇگۆنکو آذربایجان جمهوریتینه کؤچور، گنجه شهرینده اوْرتا مکتبی بیتیردیکدن سوْنرا باکی شهرینین دیل و ادبیات دانیشکدهسینده دْکتراسینی آلیر. اوْرتا مکتب مۆدورو و اۇستادی کیمی نئچه واخت چالیشاندان سوْنرا سکگیز ایل مدت ینده سیبریهده سۆرگون کیمی یاشاییر. ۱۳۲۴-جۆ گۆنش ایلینده آذربایجانا قاییدارکن تبریز شهرینده یاشاییر. ساواک ین اذیبتلری اساسیندا نئچه واخت سۆرگونده یاشایاندان سوْنرا تهران شهرینه کؤچور
حیات فاجعه لریندن... دونیا یایین ائوی، تهران1359
قارتال ....(حیکایه توپلوسو)فرزانه یایین ائوی، تهران
شعریمیز زمانلا آدیملاییر... دۆنیا یایین ائوی، تهران ۱۳۶۰٫
اؤتن گونلریم... دۆنیا یایین ائوی، تهران، ۱۳۷۲.
گنجعلینین یاراتدیغی اثرلردندیر.
مرندلی یازیچی. گنجعلی صباحی چاغداش آذربایجان تۆرکجهسینین نثرینین آتاسی ساییلیر. گنجعلی صباحی 7 یاشیندا بۇگۆنکو آذربایجان جمهوریتینه کؤچور، گنجه شهرینده اوْرتا مکتبی بیتیردیکدن سوْنرا باکی شهرینین دیل و ادبیات دانیشکدهسینده دْکتراسینی آلیر. اوْرتا مکتب مۆدورو و اۇستادی کیمی نئچه واخت چالیشاندان سوْنرا سکگیز ایل مدت ینده سیبریهده سۆرگون کیمی یاشاییر. ۱۳۲۴-جۆ گۆنش ایلینده آذربایجانا قاییدارکن تبریز شهرینده یاشاییر. ساواک ین اذیبتلری اساسیندا نئچه واخت سۆرگونده یاشایاندان سوْنرا تهران شهرینه کؤچور
حیات فاجعه لریندن... دونیا یایین ائوی، تهران1359
قارتال ....(حیکایه توپلوسو)فرزانه یایین ائوی، تهران
شعریمیز زمانلا آدیملاییر... دۆنیا یایین ائوی، تهران ۱۳۶۰٫
اؤتن گونلریم... دۆنیا یایین ائوی، تهران، ۱۳۷۲.
گنجعلینین یاراتدیغی اثرلردندیر.
بيوگرافي: بو اوستادين ياشاييش حئكايهسيني ييغجام شكيلده، يازارين "اؤتن گونلريم" اثريندن يارديم آلاراق ايللر سيراسي ايله بؤيلهسينه گتيرمك اولار:
1285- مرند شهرينين ياخينليغيندا يئرلهشن "مياب" كندينده آنادان اولور.
1292-يئددي ياشيايكن عائيلهسي ايله برابر آتاسينين يانينا گئتمك مقصدي ايله اوتاي آذربايجانا كئچيب گئدهبي شهرينده يئرلهشيرلر. قارداشي "صمد" ائله بو ايلده دونيايا گلير. (سونرالار صمد آدليم بير تئاترچي و فيلم رئجيسورو اولور). ائله همان ايل بيرينجی دونيا محاربهسي باشلانير و گنجعلي گيل آنينفيلد (اينديكي شامخور) شهرينه كؤچورلر.
1296- روسيهده اينقلاب اولور و بو اينقلاب اؤز تاثيريني آذربايجانليلارا هابئله گنجعلي كيمي اينسانلارا دا بوراخير. ايكي ايل بوندان سونرا شورالار حكومتي قورولور.
1300- آناسي روماتيزم دردينه دوچار اولوب ال آياقدان دوشور. آتاسي آناسي دولانيشيقلاريني نجات وئرمك اوچون گنجعليني 15 ياشيندا ائولنديريرلر. بو ايلدن بري اونون حيات يولداشي "حبيبه" گنجعلينين ائنيش-يوققوشلو ياشاييشينا داخل اولور.
1303-گنجه شهرينه كؤچوب يئني آچيلميش "عمله فاكولتهسي"-ينه داخل اولوب تحصيليني داوام ائتديرير.
1308- اورتا مكتبي قورتاريب باكيدا پئداقوژي انستيتوتونون ديل و ادبيات شعبهسينه داخل اولور.
1310-معلم صفتينده "گئدهبي"-يه گئدير. اوردا مكتبين مديري تعيين اولونور.
1312- شامخورا يوللانيب مكتب ايشينده چاليشمالاريني آرتديرير.
1316- روسيه وطنداشليغي پاسپورتو اولمايان شخصلر، خصوصي ايله ايران تبعهلري اونلار ايچينده صباحي و آتاسي دا توتولوب زيندانا دوشورلر. ائله بو ايل آتاسي اولور.
1317- ييرمي ايكي آي زينداندان سونرا عائيلهسي ايله برابر قازاغاستانين سيبرييه قوووشان شمال بؤلگهسينه سورگون يوللانير.
1321- بئش ايل تبعيد سورهسيني قورتارسادا ايكينجي دونيا محاربهسينين قيزغين چاغلارينا دوشوب اوچ ايل داها قازاغيستاندا قالماغا مجبور قالير.
1324- ايكينجي دونيا محاربهسي قورتارير. گنجعلي عائيلهسي ايله برابر آذربایجانا( شامخورا) قاييدير.
1325- باهار چاغيندا قيرخ ايلدن سونرا وطن تورپاغينا-تبريزه-قاييدير. بو زامان آذربايجاندا پيشه ورينين حكومتي قورولوبدور. تبريز راديوسوندا ايشلهمهيه باشلير. ميللي حكومت سقوط ائديب گنجعلي ده باشقالاري كيمي زيندانا دوشور.
1326- "لرستان"-ين "بدرآباد" كندينه سونرا دا "الشتر" شهرينه سورگون گؤندهريلير. بوردا مختلف ايشلره باشلایير. عكاسليق حرفهسيني بوردا اؤزونه سئچير.
1328-تبريزه قاييدير.
1329- تبريزده امنيت مامورلاري طرفيندن باسقي آلتيندا قاليب تهرانا كؤچمهيه مجبور اولور.
1331- "خائين" عنوان حئكايهسي، ايلك دونه "چلنگر" درگيسينين سون اوچ ساييندا چاپ ائديلير. همان ايل "اؤتن گونلريم" اثرينين اساس بؤلومونو تهراندا يازير.
1341-حيات يولداشي، ايللر بويو سيرداشي اولان "حبيبه" وفات ائدير.
1343- "قارتال" آديندا اولان حئكايه توپلوسو چاپ اولونور.
1345- عيديه خانيملا تانيش اولوب يئني بير حيات قورور.
1347- شاعير بولود قاراچورلو واسيطهسي ايله بير تجارتخانادا ايشه باشلير.
1357- قارداشي "صمد" دونياسيني دييشير. بو ايللرده مختلف تازا يارانميش درگيلرله امكداشليق ائدير.
1358- دوستو "بولود قاراچورلو" وفات ائدير و داها چوخ یالنیزلاشیر.
1360- "شعريميز زامانلا آديملايير" عنوانلي اثري چاپ اولونور.
1368- شهريور آينين 15-ينده 83 ياشيندايكن دونياسيني دييشيب ابديته قوووشور.
1372- "اؤتن گونلريم" آديندا اوتوبيوگرافيسي "عزيز محسني" مقدمهسي ايله چاپ اولونور.
1383- مهر آيينين 17-سينده تهرانين بهمن آدلي مدنيت ساراييندا، صباحي آدينا آغيرلاما مراسيمي قورولور.
1285- مرند شهرينين ياخينليغيندا يئرلهشن "مياب" كندينده آنادان اولور.
1292-يئددي ياشيايكن عائيلهسي ايله برابر آتاسينين يانينا گئتمك مقصدي ايله اوتاي آذربايجانا كئچيب گئدهبي شهرينده يئرلهشيرلر. قارداشي "صمد" ائله بو ايلده دونيايا گلير. (سونرالار صمد آدليم بير تئاترچي و فيلم رئجيسورو اولور). ائله همان ايل بيرينجی دونيا محاربهسي باشلانير و گنجعلي گيل آنينفيلد (اينديكي شامخور) شهرينه كؤچورلر.
1296- روسيهده اينقلاب اولور و بو اينقلاب اؤز تاثيريني آذربايجانليلارا هابئله گنجعلي كيمي اينسانلارا دا بوراخير. ايكي ايل بوندان سونرا شورالار حكومتي قورولور.
1300- آناسي روماتيزم دردينه دوچار اولوب ال آياقدان دوشور. آتاسي آناسي دولانيشيقلاريني نجات وئرمك اوچون گنجعليني 15 ياشيندا ائولنديريرلر. بو ايلدن بري اونون حيات يولداشي "حبيبه" گنجعلينين ائنيش-يوققوشلو ياشاييشينا داخل اولور.
1303-گنجه شهرينه كؤچوب يئني آچيلميش "عمله فاكولتهسي"-ينه داخل اولوب تحصيليني داوام ائتديرير.
1308- اورتا مكتبي قورتاريب باكيدا پئداقوژي انستيتوتونون ديل و ادبيات شعبهسينه داخل اولور.
1310-معلم صفتينده "گئدهبي"-يه گئدير. اوردا مكتبين مديري تعيين اولونور.
1312- شامخورا يوللانيب مكتب ايشينده چاليشمالاريني آرتديرير.
1316- روسيه وطنداشليغي پاسپورتو اولمايان شخصلر، خصوصي ايله ايران تبعهلري اونلار ايچينده صباحي و آتاسي دا توتولوب زيندانا دوشورلر. ائله بو ايل آتاسي اولور.
1317- ييرمي ايكي آي زينداندان سونرا عائيلهسي ايله برابر قازاغاستانين سيبرييه قوووشان شمال بؤلگهسينه سورگون يوللانير.
1321- بئش ايل تبعيد سورهسيني قورتارسادا ايكينجي دونيا محاربهسينين قيزغين چاغلارينا دوشوب اوچ ايل داها قازاغيستاندا قالماغا مجبور قالير.
1324- ايكينجي دونيا محاربهسي قورتارير. گنجعلي عائيلهسي ايله برابر آذربایجانا( شامخورا) قاييدير.
1325- باهار چاغيندا قيرخ ايلدن سونرا وطن تورپاغينا-تبريزه-قاييدير. بو زامان آذربايجاندا پيشه ورينين حكومتي قورولوبدور. تبريز راديوسوندا ايشلهمهيه باشلير. ميللي حكومت سقوط ائديب گنجعلي ده باشقالاري كيمي زيندانا دوشور.
1326- "لرستان"-ين "بدرآباد" كندينه سونرا دا "الشتر" شهرينه سورگون گؤندهريلير. بوردا مختلف ايشلره باشلایير. عكاسليق حرفهسيني بوردا اؤزونه سئچير.
1328-تبريزه قاييدير.
1329- تبريزده امنيت مامورلاري طرفيندن باسقي آلتيندا قاليب تهرانا كؤچمهيه مجبور اولور.
1331- "خائين" عنوان حئكايهسي، ايلك دونه "چلنگر" درگيسينين سون اوچ ساييندا چاپ ائديلير. همان ايل "اؤتن گونلريم" اثرينين اساس بؤلومونو تهراندا يازير.
1341-حيات يولداشي، ايللر بويو سيرداشي اولان "حبيبه" وفات ائدير.
1343- "قارتال" آديندا اولان حئكايه توپلوسو چاپ اولونور.
1345- عيديه خانيملا تانيش اولوب يئني بير حيات قورور.
1347- شاعير بولود قاراچورلو واسيطهسي ايله بير تجارتخانادا ايشه باشلير.
1357- قارداشي "صمد" دونياسيني دييشير. بو ايللرده مختلف تازا يارانميش درگيلرله امكداشليق ائدير.
1358- دوستو "بولود قاراچورلو" وفات ائدير و داها چوخ یالنیزلاشیر.
1360- "شعريميز زامانلا آديملايير" عنوانلي اثري چاپ اولونور.
1368- شهريور آينين 15-ينده 83 ياشيندايكن دونياسيني دييشيب ابديته قوووشور.
1372- "اؤتن گونلريم" آديندا اوتوبيوگرافيسي "عزيز محسني" مقدمهسي ايله چاپ اولونور.
1383- مهر آيينين 17-سينده تهرانين بهمن آدلي مدنيت ساراييندا، صباحي آدينا آغيرلاما مراسيمي قورولور.
سلام دوستلار بو گئجه گنجعلی صباحینین یارادیجیلیغی حاققیندا "اؤتن گونلریم" خاطره ژانری مرکزیتده اولاراق سوز گئجه جک. ایجازه نیزله اوندان خالقیمیزا قالان معنوی ایرثین، آدلاران چکه رک "اؤتن گونلریم" دن بیر پارچا حضوروزا تقدیم ائدیم. منجه بو یازیچینین حکایه لرینه ده باش چکمک اولار.
معاصرآذربايجان نثري نين، خصوصاً حکايه نين انکشافي گنجعلي صباحينين ياراداجيليغي ايله سيخ باغليليغي وار و اگر بو يازيچيني ايران آذربايجانينين تورک ديللي حکايه لرینين بانيسي حساب ائتسک، ظنّيميزجه، سهو فيکير سويله ميش اولماريق.
گ.صباحيدن آذربايجان ادبياتينا قالان ارث چوخلي مقاله لر و بير نئچه کتابا شاملدير. کتاب فورماسيندا چاپدان بوراخيلان اثرلري بونلاردير: "قارتال" و "حيات فاجعه لريندن" (حکايه لر)، " شعريميز زامانلا آدّئملايير" (معاصر آذربايجان شعر حاقيندا)، "اؤتن گونلريم" (ترجمان حال)، "جنوبي آذربايجان ملي- دموکراتيک ادبياتي "، "اگيرمينجي عصر جنوبي آذربايجان ادبياتيندا دموکراتيک ايديالار "، "جنوبي آذربايجان: ملي شعور".
"گ.صباحي 1285- جي ايلده (استاد شعریار و پروین اعتصامی ایله یاشید) مرند ياخينليغيندا قانلي داغ اتگينده يئرلشميش "مياپ" کندينده دنيايا گلميشدير. اونون آتاسي بوتون زاواللي ايرانليلار کيمي بير پارچا چؤرک تاپماق اوچون روسيه يه گئتمه لي اولموشدور. گ.صباحي اوخوجولاريميزا تقديم ائتديگي "اؤتن گونلريم" آدلي کتابيندا يازديغينا گؤره يئددي ياشيندا ايکن آتاسي ايله بيرليکده روسيه يه گئتميشدير، عمرونون تقريباً ياريسيني او تايدا کئچيريبدير. اورادا تحصيل آليب، اورتا مکتبي گنجه شهرينده بيتيريب، دانشگاها داخيل اولموش و 1311- جي ايلده باکيدا ديل و ادبيات درسینی بيتيريب. اورتا مکتب معلّمي وظیفه سینده چاليشميشدير. همين ايللرده يالنيز ايرانلي اولدوغونا گؤره سککيز ايلدن آرتيق زندانلاردا و يا عايله سيله بيرليکده سورگونده چوخ دؤزولمز و جان سيخيجي بير وضعيت کئچيرميشدير." (صباحی گنجعلی، اؤتن گونلریم ، انتشارات دنیا ، 1372، تهران ، س. 7) گ.صباحي نين اؤز يازديغيني اوخوياق : "بيز گله جه یه سونسوز بير اوميدله باخيب آرام بير حيات سوررکن، بيردن توفان قوپدو. بدبختليک، قارا گون قاپيميزي دؤيدو. شورالار اؤلکه سينده ياشايان ايرانليلار اوچون اوغورسوز بير فيرتانا قوپدو. بو بلا اوز- اوزه دورموش ايکي بؤيوک قدرتين، اوز- اوزه دورماسيندان عمله گلميشدي.
1937 (1316) - جي ايل يايين سون آييدي. تعطيلات گونلريني کئچيرمکدئيديک. مرکزدن اسن يئل شامخورودا بورودو. توت ها توت باشلاندي. ايران تبعه لريني دسته جمعي دوتوب زيندانلارا دولدورماغا باشلاديلار. بوراسيني دئمه لييم کي اؤز طبيعتيمي دگيشيب شوروی وطنداشليغيني قبول ائتمک ايمکاني منيم اوچون هميشه واريدي؛ آنجاق آتامين ایران آذربايجانئنا، ائل- اوباسينا اولان علاقه سي منيم فيکريمه مانع ايدي. او دوغولدوغو آنا يوردونو، قوهوم- اقرباسيني گؤرمک آرزوسو ايله ياشاييردي. قطعي بير اوميدله ايراندا انقلاب اولاجاغينا اينانيردي. من اونون آزادليق دويغولارينا، وطن و ائلينه باغلي اولدوغونا احتيرام قایيليديم. بونا گؤره اورگيني سينديرماق ايستميرديم، نه ايسه ايش ايشدن کئچميش قار قاپيني آلميشدي.
آخشام اولدو. شامي يييندن سونرا ، ائوده اؤز وصيتيميزي ائتديک. باش ياستيغا آتيب ياتماق ايسته ديک. نه ايت ياتدي نه ده ...يوخو گؤزوموزدن قاچميشدي. قارانليق بير گله جه یين فيکريله اللشيرديم. گئجه ساعات ايکي اولاردي کي قاپي دؤيولدي. آتاملا برابر بيزي آپاريب توقیفگاها تحويل وئرديلر. قارداشيم صمد ائوده اولماديغيندان اله کئچمه ميشدي.
توقیفگاهين اطاقلاري آغزينا کيمي ايرانليلارلا دولموشدو. هامي اؤز گله جه یيندن نيگرانيدي. ناراحات بير حالدا گئجه ني سحر ائتديک. بو دوتماقلارين سببيني هیچ کس بيلميردي. هر کس اؤز عقلينه گؤره نظريني دييردي. توت ها توت او قدر گؤزله نيلمزيدي کي يوخو کيمي هره بير يئره يوروردو. شامخور ناحيه سينده ياشايان ايرانليلارين توقیفي تمام اولاندان سونرا هاميني گنجه شهرينه گؤندرديلر. بوتون ناحيه لردن، کند و شهردن دوتولموشلاري گنجييه گؤندرديکلريندن زيندانلار،حتّی بعضي اورتا مکتبلرين بينالاري دا دولموشدو. من ايستينطاق مرکزي اولان فيرقه مکتبي بيناسينا دوشدوم. آتامي مندن آييرديلار. هارا آپارديغيني بيلمه ديم. بوردا دولت مأمورلاري نين رفتاري او قدر خشن ايدي کي آدام شورالار اتّفاقيندا اولدوغونا اينانا بيلميردي. هر شئي آداما يوخو کيمي گؤرونوردو. هر کيچيک بير اطاقا قيرخ- قيرخ بئش نفر آدام دولدورموشديلار. اوتوراندا آياق اوزاتماغا يئر يوخيدي. تک يئر دارليغي دگيلدي، قاپيلار اوزوموزه باغلانميشدي. ائشيگه چيخماغا هئچ کسين حقّي يوخ ايدي. هر قاپي نين آغزينا توالت اوچون بير بوشقا قويولموشدو. داريخان قيسيلا -قيسيلا بوشقانين اوزرينده اوتوروب
معاصرآذربايجان نثري نين، خصوصاً حکايه نين انکشافي گنجعلي صباحينين ياراداجيليغي ايله سيخ باغليليغي وار و اگر بو يازيچيني ايران آذربايجانينين تورک ديللي حکايه لرینين بانيسي حساب ائتسک، ظنّيميزجه، سهو فيکير سويله ميش اولماريق.
گ.صباحيدن آذربايجان ادبياتينا قالان ارث چوخلي مقاله لر و بير نئچه کتابا شاملدير. کتاب فورماسيندا چاپدان بوراخيلان اثرلري بونلاردير: "قارتال" و "حيات فاجعه لريندن" (حکايه لر)، " شعريميز زامانلا آدّئملايير" (معاصر آذربايجان شعر حاقيندا)، "اؤتن گونلريم" (ترجمان حال)، "جنوبي آذربايجان ملي- دموکراتيک ادبياتي "، "اگيرمينجي عصر جنوبي آذربايجان ادبياتيندا دموکراتيک ايديالار "، "جنوبي آذربايجان: ملي شعور".
"گ.صباحي 1285- جي ايلده (استاد شعریار و پروین اعتصامی ایله یاشید) مرند ياخينليغيندا قانلي داغ اتگينده يئرلشميش "مياپ" کندينده دنيايا گلميشدير. اونون آتاسي بوتون زاواللي ايرانليلار کيمي بير پارچا چؤرک تاپماق اوچون روسيه يه گئتمه لي اولموشدور. گ.صباحي اوخوجولاريميزا تقديم ائتديگي "اؤتن گونلريم" آدلي کتابيندا يازديغينا گؤره يئددي ياشيندا ايکن آتاسي ايله بيرليکده روسيه يه گئتميشدير، عمرونون تقريباً ياريسيني او تايدا کئچيريبدير. اورادا تحصيل آليب، اورتا مکتبي گنجه شهرينده بيتيريب، دانشگاها داخيل اولموش و 1311- جي ايلده باکيدا ديل و ادبيات درسینی بيتيريب. اورتا مکتب معلّمي وظیفه سینده چاليشميشدير. همين ايللرده يالنيز ايرانلي اولدوغونا گؤره سککيز ايلدن آرتيق زندانلاردا و يا عايله سيله بيرليکده سورگونده چوخ دؤزولمز و جان سيخيجي بير وضعيت کئچيرميشدير." (صباحی گنجعلی، اؤتن گونلریم ، انتشارات دنیا ، 1372، تهران ، س. 7) گ.صباحي نين اؤز يازديغيني اوخوياق : "بيز گله جه یه سونسوز بير اوميدله باخيب آرام بير حيات سوررکن، بيردن توفان قوپدو. بدبختليک، قارا گون قاپيميزي دؤيدو. شورالار اؤلکه سينده ياشايان ايرانليلار اوچون اوغورسوز بير فيرتانا قوپدو. بو بلا اوز- اوزه دورموش ايکي بؤيوک قدرتين، اوز- اوزه دورماسيندان عمله گلميشدي.
1937 (1316) - جي ايل يايين سون آييدي. تعطيلات گونلريني کئچيرمکدئيديک. مرکزدن اسن يئل شامخورودا بورودو. توت ها توت باشلاندي. ايران تبعه لريني دسته جمعي دوتوب زيندانلارا دولدورماغا باشلاديلار. بوراسيني دئمه لييم کي اؤز طبيعتيمي دگيشيب شوروی وطنداشليغيني قبول ائتمک ايمکاني منيم اوچون هميشه واريدي؛ آنجاق آتامين ایران آذربايجانئنا، ائل- اوباسينا اولان علاقه سي منيم فيکريمه مانع ايدي. او دوغولدوغو آنا يوردونو، قوهوم- اقرباسيني گؤرمک آرزوسو ايله ياشاييردي. قطعي بير اوميدله ايراندا انقلاب اولاجاغينا اينانيردي. من اونون آزادليق دويغولارينا، وطن و ائلينه باغلي اولدوغونا احتيرام قایيليديم. بونا گؤره اورگيني سينديرماق ايستميرديم، نه ايسه ايش ايشدن کئچميش قار قاپيني آلميشدي.
آخشام اولدو. شامي يييندن سونرا ، ائوده اؤز وصيتيميزي ائتديک. باش ياستيغا آتيب ياتماق ايسته ديک. نه ايت ياتدي نه ده ...يوخو گؤزوموزدن قاچميشدي. قارانليق بير گله جه یين فيکريله اللشيرديم. گئجه ساعات ايکي اولاردي کي قاپي دؤيولدي. آتاملا برابر بيزي آپاريب توقیفگاها تحويل وئرديلر. قارداشيم صمد ائوده اولماديغيندان اله کئچمه ميشدي.
توقیفگاهين اطاقلاري آغزينا کيمي ايرانليلارلا دولموشدو. هامي اؤز گله جه یيندن نيگرانيدي. ناراحات بير حالدا گئجه ني سحر ائتديک. بو دوتماقلارين سببيني هیچ کس بيلميردي. هر کس اؤز عقلينه گؤره نظريني دييردي. توت ها توت او قدر گؤزله نيلمزيدي کي يوخو کيمي هره بير يئره يوروردو. شامخور ناحيه سينده ياشايان ايرانليلارين توقیفي تمام اولاندان سونرا هاميني گنجه شهرينه گؤندرديلر. بوتون ناحيه لردن، کند و شهردن دوتولموشلاري گنجييه گؤندرديکلريندن زيندانلار،حتّی بعضي اورتا مکتبلرين بينالاري دا دولموشدو. من ايستينطاق مرکزي اولان فيرقه مکتبي بيناسينا دوشدوم. آتامي مندن آييرديلار. هارا آپارديغيني بيلمه ديم. بوردا دولت مأمورلاري نين رفتاري او قدر خشن ايدي کي آدام شورالار اتّفاقيندا اولدوغونا اينانا بيلميردي. هر شئي آداما يوخو کيمي گؤرونوردو. هر کيچيک بير اطاقا قيرخ- قيرخ بئش نفر آدام دولدورموشديلار. اوتوراندا آياق اوزاتماغا يئر يوخيدي. تک يئر دارليغي دگيلدي، قاپيلار اوزوموزه باغلانميشدي. ائشيگه چيخماغا هئچ کسين حقّي يوخ ايدي. هر قاپي نين آغزينا توالت اوچون بير بوشقا قويولموشدو. داريخان قيسيلا -قيسيلا بوشقانين اوزرينده اوتوروب
، دينجلمه ليدي. اوتانماق، حيا و احتراما يئر يوخيدي. سيغار توستوسو، هنيرتي، ائلجه ده بوشقادان ياييلان عوفونت بير بيرينه قاريشميش، بوغوجو و دؤزولمز بير هاوا ياراتميشدي. گوندن گونه آرتماغدا اولان حرارت و کثافتدن بيت بيره لر مئيدان آلماغدا آرتماغدايدي. ياواش- ياواش ايش او يئره چاتدي کي گونده اوچ دفعه دسته جمعي سويونوب، بيت قيرمالي اولدوق. هر مباريزه دن ياريم ساعات کئچمه ميش يئنه بيتلر قاريشقا کيمي قايناشيردي....نهايت 22 آي زيندان چکندن سونرا، شوروی ده بيزيم حقّيميزده دوتولموش تصميم اؤزوموزه اوخوندو. بو حکمده اوچ و بئش ايل مدّتينده شيمالي قازاغيستانا اؤز عايله ميزله سورگونه محکوم ائديلميشديک. من ده بئش ايل محکوم اولانلار جرگه سينديديم....1940- جي ايلين ياييندا منيم مقاميمي آرتيرديلار، سئليقتي جماعتينه ائل چوباني ائتديلر. ساغما اينکلر، دوه لرله همدم اولدوم. منه نه فرقي واريدي؟ تاخيل آنبارلاريندا حامبالليق، طویله لرده مال حيوان آلتي تميزله مک، يا ناخيرچيليق، هئچ تفاوتي يوخيدي. هر ايشده اولسام ايشيمي يئرينه يئتيرمه يه چاليشيرديم.
... آياغيمدا چاريق، باشيمدا قيللي پاپاق ، چوللرده گونون ، ياغمورون آلتيندا ياز و ياي فصيللرينده اؤز ناخيرچيليغيمدا، قيش و پاييز فصيللرينده ايسه قورو و شاختالار، فيرتينالي بورانلار ايچينده چؤللردن اوت داشيماق، طویله لرده قويون سورولرينه يئم وئرمک ، بعضاً ده تاخيل آنبارلاريندا چاليشماغلا گله جک آزادليق گؤنلري اوميديله چاليشيرديم...محاريبه نين قورتارماغي بيزه وطنه قاييتماغا ايمکان ياراتدي. پاسپورتلاريميزي موسکووادا اولان ايران کونسولخاناسينا گؤندرديک. 1946- جي ايلين يانوار آييندا پاسپورتلاريميز ويزا قويولموش حالدا بيزيم اليميزه چاتدي...قاينانامين بوينومداکي حقّيني اؤده مک منيم بؤرجوم وظيفه ميدي. تمام سککيز ايل منيم اوشاقلاريمين زحمتينه قاتلاشميشدي. ايندي منيم نوبميدي کي اونون خيدمتينده اولام، اؤز اوغوللوق وظيفه مي يئرينه يئتيرم. افسوس! من چوخ چاليشديم، آنجاق نتيجه آلا بيلمه ديم. وطنينده سنه داها آرتيق احتياج واردير، هم ده کي ويزان يازيليب، گئتمه ليسن دئديلر...يئددي ياشيندا هله اوشاق ايکن عميم مني آناملا آرازين او تايينا، آتامين يانينا آپارميشدي. ايندي قيرخ ياشيندا، ساچلاريما قار ياغميش، حياتين ائنيش يوخوشلاريندان کئچميش شيرينليک- آجيليغلاريندان دويونجا دادميش، ايستي- سويوغوندان سونرا، آرزيسيندا اولدوغوم دوغما يوردا، آنا وطنه دوغرو دؤنورم...قهرمانلار يوردو، قوجامان تبريزه ياخينلاشديغجا اورگيمين چيرپينتيسي آرتيردي...نهايت تبريزه چاتديق. ...[شَهَرین] قيافه سيني دگيشميشدي. ... منفور پهلوي سيلسيله سي نين سياستي نتيجه سينده بوغولموش ديل، ادبيات، تاريخ و اينجه صنعت قيزيل گول غنچه سي کيمي آچيلماغدايدي. مکتبلر آنا ديلينده درسه باشلاميش، راديو ايستگاهي تشکيل اولموشدو. شاعيرلر مجليسي استعدادلي شاعيرلر و يازيچيلاري اؤز اطرافينا توپلاميش، آذري ديلينده روزنامه لر، مجلله لر چاپ اولونوردو. ايلک دفعه اولاراق دانشگاه تأسيسينه اقدام اولونوردو....من [بونلاری] گؤردوکجه بوتون آغريلاريم ياديمدان چيخدي...استراحت گونلريم هیچ بيلمه ديم نئجه اولدو؟ من ديل و ادبيات معلمي ايديم. البته آذربايجان ديلينده. روزگارين آمانسيز فيرتانالاري مني داشدان داشا چيرپيب، اؤز ايشيمدن، ادبي- اجتماعي و هنري فعاليتيمدن اوزاغلاشديرميشدي. دوشدويوم بو يئني محيطين منه احتياجي واريدي. ايلک فعاليتيمي مطبوعاتدا باشلاديم. سونرا راديونون ادبي بوراخيليش شعبه سينده شاعير دوستوم آذر اوغلو ايله امکداشليق ائتمگه، داها سونرا تبريز دانشگاهي نين دعوتيله ديل و ادبيات شعبه سي نين مديرليگيني و معلمليگيني عهدمه گؤتوردوم...آذر آيي نين ايگيرميسينده آذربايجان مختاریّتی، آمريکا اسلحه لري نين قارشيسيندا تاب گتيره بيلمه دي سقوط ائتدي. شاه اوردوسو هیچ بير مقاومته اوغرامادان تبريز دروازه لرينده دوشرگه قوردو. شاه جاسوسلاري نين تشببوسيله ، فئوداللار، و عسگر باققاللارين باشچيليغيله سيلاحلانميش قارا دسته لر، فاجعه لر ياراتماغا فرصت وئردي...آذر آيي نين ايگيرمي اوچونده سحر ساعات دوققوزدا قاپي شيددتله دؤيولدي. اونون دالينجا بير دسته آدام، وحشي بير حالدا حَيَطه دولدولار. اونلار منيم داليمجا گلميشديلر. تيز پالتاريمي گئيديم ائشيگه چيخديغدا بير نئچه قارا ياخا مسلح دؤوره مي آلديلار. اوشاقلار قورخودان تيتره يير. حبيبه (يازيچي نين حيات يولداشي) اونلارين قاباغيني کسه رک - بيز تزه گلميشيک غريبه ييک رحم ائدين - دييه يالواريردي. نه اوشاغلارين گوناهسيز گؤز ياشينا، نه ده حبيبه نين يالواريشلارينا باخان يوخيدي. مني قاباغلارينا قاتيب حَيَطدن چيخارتديلار. بو آراليغدا الي تورباليلار دا فرصتي الدن وئرمه ييب ائوه سوخولماغلا اللرينه گله ني چالميشديلار....باشيندا پليس بؤرکو اولان الي توفنگلي بير نفر
... آياغيمدا چاريق، باشيمدا قيللي پاپاق ، چوللرده گونون ، ياغمورون آلتيندا ياز و ياي فصيللرينده اؤز ناخيرچيليغيمدا، قيش و پاييز فصيللرينده ايسه قورو و شاختالار، فيرتينالي بورانلار ايچينده چؤللردن اوت داشيماق، طویله لرده قويون سورولرينه يئم وئرمک ، بعضاً ده تاخيل آنبارلاريندا چاليشماغلا گله جک آزادليق گؤنلري اوميديله چاليشيرديم...محاريبه نين قورتارماغي بيزه وطنه قاييتماغا ايمکان ياراتدي. پاسپورتلاريميزي موسکووادا اولان ايران کونسولخاناسينا گؤندرديک. 1946- جي ايلين يانوار آييندا پاسپورتلاريميز ويزا قويولموش حالدا بيزيم اليميزه چاتدي...قاينانامين بوينومداکي حقّيني اؤده مک منيم بؤرجوم وظيفه ميدي. تمام سککيز ايل منيم اوشاقلاريمين زحمتينه قاتلاشميشدي. ايندي منيم نوبميدي کي اونون خيدمتينده اولام، اؤز اوغوللوق وظيفه مي يئرينه يئتيرم. افسوس! من چوخ چاليشديم، آنجاق نتيجه آلا بيلمه ديم. وطنينده سنه داها آرتيق احتياج واردير، هم ده کي ويزان يازيليب، گئتمه ليسن دئديلر...يئددي ياشيندا هله اوشاق ايکن عميم مني آناملا آرازين او تايينا، آتامين يانينا آپارميشدي. ايندي قيرخ ياشيندا، ساچلاريما قار ياغميش، حياتين ائنيش يوخوشلاريندان کئچميش شيرينليک- آجيليغلاريندان دويونجا دادميش، ايستي- سويوغوندان سونرا، آرزيسيندا اولدوغوم دوغما يوردا، آنا وطنه دوغرو دؤنورم...قهرمانلار يوردو، قوجامان تبريزه ياخينلاشديغجا اورگيمين چيرپينتيسي آرتيردي...نهايت تبريزه چاتديق. ...[شَهَرین] قيافه سيني دگيشميشدي. ... منفور پهلوي سيلسيله سي نين سياستي نتيجه سينده بوغولموش ديل، ادبيات، تاريخ و اينجه صنعت قيزيل گول غنچه سي کيمي آچيلماغدايدي. مکتبلر آنا ديلينده درسه باشلاميش، راديو ايستگاهي تشکيل اولموشدو. شاعيرلر مجليسي استعدادلي شاعيرلر و يازيچيلاري اؤز اطرافينا توپلاميش، آذري ديلينده روزنامه لر، مجلله لر چاپ اولونوردو. ايلک دفعه اولاراق دانشگاه تأسيسينه اقدام اولونوردو....من [بونلاری] گؤردوکجه بوتون آغريلاريم ياديمدان چيخدي...استراحت گونلريم هیچ بيلمه ديم نئجه اولدو؟ من ديل و ادبيات معلمي ايديم. البته آذربايجان ديلينده. روزگارين آمانسيز فيرتانالاري مني داشدان داشا چيرپيب، اؤز ايشيمدن، ادبي- اجتماعي و هنري فعاليتيمدن اوزاغلاشديرميشدي. دوشدويوم بو يئني محيطين منه احتياجي واريدي. ايلک فعاليتيمي مطبوعاتدا باشلاديم. سونرا راديونون ادبي بوراخيليش شعبه سينده شاعير دوستوم آذر اوغلو ايله امکداشليق ائتمگه، داها سونرا تبريز دانشگاهي نين دعوتيله ديل و ادبيات شعبه سي نين مديرليگيني و معلمليگيني عهدمه گؤتوردوم...آذر آيي نين ايگيرميسينده آذربايجان مختاریّتی، آمريکا اسلحه لري نين قارشيسيندا تاب گتيره بيلمه دي سقوط ائتدي. شاه اوردوسو هیچ بير مقاومته اوغرامادان تبريز دروازه لرينده دوشرگه قوردو. شاه جاسوسلاري نين تشببوسيله ، فئوداللار، و عسگر باققاللارين باشچيليغيله سيلاحلانميش قارا دسته لر، فاجعه لر ياراتماغا فرصت وئردي...آذر آيي نين ايگيرمي اوچونده سحر ساعات دوققوزدا قاپي شيددتله دؤيولدي. اونون دالينجا بير دسته آدام، وحشي بير حالدا حَيَطه دولدولار. اونلار منيم داليمجا گلميشديلر. تيز پالتاريمي گئيديم ائشيگه چيخديغدا بير نئچه قارا ياخا مسلح دؤوره مي آلديلار. اوشاقلار قورخودان تيتره يير. حبيبه (يازيچي نين حيات يولداشي) اونلارين قاباغيني کسه رک - بيز تزه گلميشيک غريبه ييک رحم ائدين - دييه يالواريردي. نه اوشاغلارين گوناهسيز گؤز ياشينا، نه ده حبيبه نين يالواريشلارينا باخان يوخيدي. مني قاباغلارينا قاتيب حَيَطدن چيخارتديلار. بو آراليغدا الي تورباليلار دا فرصتي الدن وئرمه ييب ائوه سوخولماغلا اللرينه گله ني چالميشديلار....باشيندا پليس بؤرکو اولان الي توفنگلي بير نفر
مني قاباغينا قاتدي. اونون آدي حسن آغايدي. عزبدفتري کوچه سينه چيخاندا:
جاماعات! راديودان آغزينا گله ني ديينلردن بيري ده بو ايدي ها! دييه سسيني اوجالداندا دؤوره سينده کي لر اوستومه تؤکولديلر، وور کي وورارسان... ساعات قاباغينا چاتديق. بورادا بؤيوک بير ييغينجاق واريدي. بعضيلري نين الينده سيلاح، قدّاره، چوماق و... گؤرونور، قيافه لريندن چوخو زيندانلاردان بوراخيلميش قولدور، جانيلر اولدوغونا شبهه يئري يوخيدي. حسن آغا اوزونو اونلارا دوتوب شيشه شيشه: -مهاجيردير، راديودان شاهيميزا توهين ياغديرانلارداندير ها! دئديکده، قارقا قوزقون کيمي اوستومه توکولدولر. هر طرفدن باشيما ياغان يومروق سيلله و تپيک لره نئجه دؤزدويومو اؤزومده بيلميرم. " (صباحی گنجعلی، اؤتن گونلریم ، انتشارات دنیا ، 1372، تهران. س. 28-82 )
دکتر رحمانی
جاماعات! راديودان آغزينا گله ني ديينلردن بيري ده بو ايدي ها! دييه سسيني اوجالداندا دؤوره سينده کي لر اوستومه تؤکولديلر، وور کي وورارسان... ساعات قاباغينا چاتديق. بورادا بؤيوک بير ييغينجاق واريدي. بعضيلري نين الينده سيلاح، قدّاره، چوماق و... گؤرونور، قيافه لريندن چوخو زيندانلاردان بوراخيلميش قولدور، جانيلر اولدوغونا شبهه يئري يوخيدي. حسن آغا اوزونو اونلارا دوتوب شيشه شيشه: -مهاجيردير، راديودان شاهيميزا توهين ياغديرانلارداندير ها! دئديکده، قارقا قوزقون کيمي اوستومه توکولدولر. هر طرفدن باشيما ياغان يومروق سيلله و تپيک لره نئجه دؤزدويومو اؤزومده بيلميرم. " (صباحی گنجعلی، اؤتن گونلریم ، انتشارات دنیا ، 1372، تهران. س. 28-82 )
دکتر رحمانی
" قارتال " کتابيندا دوققوز حکايه توپلانيب: " قارتال "، " قوجاليقدا يورقاليق "، " گول دسته سي"، " آنا قلبي "، " عارسيز غافار ، " کئفلي "، " اؤز آراميزدا قالسين "، " حيات آجيلاريندان " و " اوشاق اوسته شاواش".
" قارتال " اوزون حکايه سي بير ( روسجا پوویست) عايله وي- اجتماعي حکايه دير. موضوع سو شخصیّت دييشيکليگي اوزرينده انکشاف ائدير. حکايه محمد آدلي بير گنج اوغلانين حياتی اطرافيندا جريان تاپير. گ.صباحي "فلاش بک" فنّین دن فايدالاناراق حکايه نين آخيرينجي صحنه سينی قاباغا چکيب. ارمني بير کيشينين رستورانیندا عبدالله خان آديندا بير قاچاقچي و اونون ايکي لوطوسو انتظار ايچينده ايچمه يه مشغولدولار. ايکي اوغلان رستورانا داخل اولوب اونلاري انتظاردان چيخارديرلار. کاظم آغا آديندا بيري اؤز يولداشيني تانيتديرماغا باشلايير.
- "منيم لاپ ياخين دوستوم، سروريم قارتاللا تانيش اولون."( صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص4)
عبدالله خان اونو چوخ صميمي آلقيشلايير و اونونلا همکارليق اتمه گی تکليف ائدير. قارتال کاظم آقايا بئله جواب وئرير:
- عزيز دوستوم، دوغرودور، سن مني بير اوغرو، قاچاقچي و بيچاقچي کیمی تانیرسان آنجاق من توبه ائتمیشم، يولومو دييشميشم...بير ايلدير کي، اليمين زحمتيله شرافتله دولانيرام " (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص 7).
عبدالله خان بئله سؤز ائشيتديکدن سونرا ديير:
- اگر بير واخت توبه وي سينديرسان، يئنه گؤزوموزون اوسته يئرين وار. بو حالدا "رنگي بوزارميش، کهنه قارا چادرايا بورونموش بير قادين سالوندا ال آچاراق ميزلرين يانيندان کئچه رک محزون باخيشلارلا بونلارا ياخينلاشيب کؤمک ايسته يير. گارسون عصبي بير حرکتله قاديني قاپیيا طرف ايته له يير، قادينين آغ ساچلاري سولغون اوزونه داغيلير. قارتال بو حالي گؤرمه يه تاب گتيره بيلمه ييب، گارسونا بير سيلله وورور و قادينا ايگيرمي تومن پول وئرير. قادين يورغون آدديملارلا قاپيدان چيخيب گئدير. قارتال عبدالله خان و باشقالاريلا خدافظله شيب اونلارلا صبح ساعات دوققوزدا گؤروشمگي قرارلاشيب، قادينين داليسينجا يوللانير. قادين گلستان باغينا چاتماميش بير خاراباليغا يوخسوللار ائوينه گيرير، قارتال دا اونون داليسيجان ايچري گيريب اؤزونو قاپينين داليسيندا گيزله دير. گؤرور بير خسته اوغلان آناسينين يوبانماغيندان نيگاران قالديغيني سؤيله يير. قارتال اؤزونو اونلارا گؤسترير و قادين اونون گؤزلريني ياشلي گؤرنده ديير:
" - سن آغلاييرسان؟!...- قارتال داها تاب گتيره بيلمه دي.
- انا جان منم! محمد...کاش اؤليديم سني بو حالدا گؤرمه ييديم، دييب نرگيزي قوجاقلادي. دردلي آنا ايتميش اوغلونو تانيدي... اوتوز ايل بوندان قاباقکي حادثه لر گؤزونون اؤنونده جانلاندي ." (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص 10 )
حکايه نين بو صحنه سي اورهان کمالين "ياد قيزي" رمانيندا اولان آنایلا اوغولون گؤروش صحنه سیني خاطرلادير.
يازيچي بورادا اوتوز ايل اوّله قايیدير و نرگيزين ياشايیشینی اوخوجونون گؤزونده جانلانديرير. اوخوجويا معلوم اولور کي، او آنادان اولان گوندن يتيم قاليب. آتاسي بنّا اولدوغو اوچون اوچ مرتبه لي بير تيکينتيدن دوشوب اؤلوبدور. آناسي خديجه مجبور اولوب پولا خاطر بير دؤشونون سودونو شوکت خانمين مريم آدلي قيزينا وئرسين. مريمله نرگيز بو جور سودباجيسي اولورلار. خديجه آروادين دوزلوگونه گؤره شوکت خانم و اونون اري فرهاد خان خديجه ني اؤز ائولرينه ايشچي سئچيرلر. مريمله نرگيز بير يئرده بؤيويورلر. مريم درسه گئدير نرگيز اونون کتابيني حسرتله واراقلايير. يازيچي بورادا جمعيتده طبقه لشمه ني گؤسترمه يه چاليشير.
شوکت خانيمين بونلاردان بش ياش بؤيوک اولان رضاقلی آديندا اوغلو بير گون نرگيزه ال آتماق ايسته يير. قيزين چيغيرتیسينا خديجه اؤزونو يئتيرير و قيزي نين جانيني بو چيرکين عملدن قورتارير. حکايه نين بو حيصّه سي به آذينين "رعيت قيزي" رمانیندا کي موافق بير حادثه يه بنزه ري واردیر. خديجه مجبور اولور کي، نرگيزي بير ايشچي اوغلانا اره وئرسين. اوغلان نرگيزين درديندن اؤلوردو، آنجاق اونون يوخسول اولدوغونا گؤره هله راضيليق وئمه ميشدي. مريم ايسه تانينماز بير آداملا قاچير، آنجاق بير اوشاغي اولاندان سونرا اريندن آيريلير و بير باشقاسي ايله ائولنمک ايسته يير. ايکينجي اري شرط قويور کي، مريم اوشاغيني اؤزو ايله گتيرمه سين. مريم نرگيزه پناه گتيرير و اونا اوشاغي ساخلاماغين عوضينده پول تکليف ائدير. نرگيز دويونلرين هئچ اولماسا، بيريني آشماق اوچون قبول ائدير. مريم ايکي آيدان سونرا وئرديگي وعده لري آياق آلتينا آلسا دا نرگيز بو اوشاغي بؤيودور. محمد اون دؤرد ياشا دولاندا کوچه ده اوشاقلارلا داواسي اولور. اوشاغين آناسي اونون اؤزگه توخومو اولدوغونو سؤيله
" قارتال " اوزون حکايه سي بير ( روسجا پوویست) عايله وي- اجتماعي حکايه دير. موضوع سو شخصیّت دييشيکليگي اوزرينده انکشاف ائدير. حکايه محمد آدلي بير گنج اوغلانين حياتی اطرافيندا جريان تاپير. گ.صباحي "فلاش بک" فنّین دن فايدالاناراق حکايه نين آخيرينجي صحنه سينی قاباغا چکيب. ارمني بير کيشينين رستورانیندا عبدالله خان آديندا بير قاچاقچي و اونون ايکي لوطوسو انتظار ايچينده ايچمه يه مشغولدولار. ايکي اوغلان رستورانا داخل اولوب اونلاري انتظاردان چيخارديرلار. کاظم آغا آديندا بيري اؤز يولداشيني تانيتديرماغا باشلايير.
- "منيم لاپ ياخين دوستوم، سروريم قارتاللا تانيش اولون."( صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص4)
عبدالله خان اونو چوخ صميمي آلقيشلايير و اونونلا همکارليق اتمه گی تکليف ائدير. قارتال کاظم آقايا بئله جواب وئرير:
- عزيز دوستوم، دوغرودور، سن مني بير اوغرو، قاچاقچي و بيچاقچي کیمی تانیرسان آنجاق من توبه ائتمیشم، يولومو دييشميشم...بير ايلدير کي، اليمين زحمتيله شرافتله دولانيرام " (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص 7).
عبدالله خان بئله سؤز ائشيتديکدن سونرا ديير:
- اگر بير واخت توبه وي سينديرسان، يئنه گؤزوموزون اوسته يئرين وار. بو حالدا "رنگي بوزارميش، کهنه قارا چادرايا بورونموش بير قادين سالوندا ال آچاراق ميزلرين يانيندان کئچه رک محزون باخيشلارلا بونلارا ياخينلاشيب کؤمک ايسته يير. گارسون عصبي بير حرکتله قاديني قاپیيا طرف ايته له يير، قادينين آغ ساچلاري سولغون اوزونه داغيلير. قارتال بو حالي گؤرمه يه تاب گتيره بيلمه ييب، گارسونا بير سيلله وورور و قادينا ايگيرمي تومن پول وئرير. قادين يورغون آدديملارلا قاپيدان چيخيب گئدير. قارتال عبدالله خان و باشقالاريلا خدافظله شيب اونلارلا صبح ساعات دوققوزدا گؤروشمگي قرارلاشيب، قادينين داليسينجا يوللانير. قادين گلستان باغينا چاتماميش بير خاراباليغا يوخسوللار ائوينه گيرير، قارتال دا اونون داليسيجان ايچري گيريب اؤزونو قاپينين داليسيندا گيزله دير. گؤرور بير خسته اوغلان آناسينين يوبانماغيندان نيگاران قالديغيني سؤيله يير. قارتال اؤزونو اونلارا گؤسترير و قادين اونون گؤزلريني ياشلي گؤرنده ديير:
" - سن آغلاييرسان؟!...- قارتال داها تاب گتيره بيلمه دي.
- انا جان منم! محمد...کاش اؤليديم سني بو حالدا گؤرمه ييديم، دييب نرگيزي قوجاقلادي. دردلي آنا ايتميش اوغلونو تانيدي... اوتوز ايل بوندان قاباقکي حادثه لر گؤزونون اؤنونده جانلاندي ." (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص 10 )
حکايه نين بو صحنه سي اورهان کمالين "ياد قيزي" رمانيندا اولان آنایلا اوغولون گؤروش صحنه سیني خاطرلادير.
يازيچي بورادا اوتوز ايل اوّله قايیدير و نرگيزين ياشايیشینی اوخوجونون گؤزونده جانلانديرير. اوخوجويا معلوم اولور کي، او آنادان اولان گوندن يتيم قاليب. آتاسي بنّا اولدوغو اوچون اوچ مرتبه لي بير تيکينتيدن دوشوب اؤلوبدور. آناسي خديجه مجبور اولوب پولا خاطر بير دؤشونون سودونو شوکت خانمين مريم آدلي قيزينا وئرسين. مريمله نرگيز بو جور سودباجيسي اولورلار. خديجه آروادين دوزلوگونه گؤره شوکت خانم و اونون اري فرهاد خان خديجه ني اؤز ائولرينه ايشچي سئچيرلر. مريمله نرگيز بير يئرده بؤيويورلر. مريم درسه گئدير نرگيز اونون کتابيني حسرتله واراقلايير. يازيچي بورادا جمعيتده طبقه لشمه ني گؤسترمه يه چاليشير.
شوکت خانيمين بونلاردان بش ياش بؤيوک اولان رضاقلی آديندا اوغلو بير گون نرگيزه ال آتماق ايسته يير. قيزين چيغيرتیسينا خديجه اؤزونو يئتيرير و قيزي نين جانيني بو چيرکين عملدن قورتارير. حکايه نين بو حيصّه سي به آذينين "رعيت قيزي" رمانیندا کي موافق بير حادثه يه بنزه ري واردیر. خديجه مجبور اولور کي، نرگيزي بير ايشچي اوغلانا اره وئرسين. اوغلان نرگيزين درديندن اؤلوردو، آنجاق اونون يوخسول اولدوغونا گؤره هله راضيليق وئمه ميشدي. مريم ايسه تانينماز بير آداملا قاچير، آنجاق بير اوشاغي اولاندان سونرا اريندن آيريلير و بير باشقاسي ايله ائولنمک ايسته يير. ايکينجي اري شرط قويور کي، مريم اوشاغيني اؤزو ايله گتيرمه سين. مريم نرگيزه پناه گتيرير و اونا اوشاغي ساخلاماغين عوضينده پول تکليف ائدير. نرگيز دويونلرين هئچ اولماسا، بيريني آشماق اوچون قبول ائدير. مريم ايکي آيدان سونرا وئرديگي وعده لري آياق آلتينا آلسا دا نرگيز بو اوشاغي بؤيودور. محمد اون دؤرد ياشا دولاندا کوچه ده اوشاقلارلا داواسي اولور. اوشاغين آناسي اونون اؤزگه توخومو اولدوغونو سؤيله
يير. محمد آناسيندان حقيقتي اؤيرنديکدن سونرا اصل آناسيني تاپماق و اوندان انتقام آلماق فيکري ايله ائوي ترک ائدير. او گئدير تهراندا پيس نيتلي انسانلارلا يولداش اولور و مشفق کاظمي دئميشکن "قورخولو تهران" اونو ائله بير ييرتيجي انسانا چئويرير کي، آديني "قارتال" قويورلار. بير حادثه سبب اولور کي، قارتال توبه اتسين و حلال پول ايله چؤرک قازانسين. بیرايل بؤيله ليکله کئچير. قارتالين کؤنلونه وطن و آنا سئوداسي دوشور. او اجازه آلاراق عايله سيني گؤرمک اوچون تبريزه گلیر. گوماني گلن يئرلردن الله وئردي کيشي و نرگيزي سوراقلاشديقدا کاظم آقايا راست گلیر و ميخانايا دعوت اولونور. قارتال عايله سينده گؤردويو فلاکته گؤره اؤز توبه سين سينديرير، عبدالله خاندان ايگيرمي مين تومن آلير، عايله سينه گؤندرير و اوسته ليک جانيني دا بونلارين يولوندا الدن وئرير.
سؤز يوخ کي، قوجامان اوستاد و اديب گ.صباحي معاصر آذربايجان نثرينه بؤيوک زحمت چکیبدیر و حقيقتده اونا يول يئريمگي اؤيره ديبدير. آنجاق بو گونکی تکنیک و اوسلوب باخيميندان بو حکايه يه جدّي ايرادلار توتماق اولار. شخصیّت لر بعضاً اؤز ديلي ايله دانيشمير. مثلا نرگيز، مريم خانم خطاب ائلییه رک و اونا حدسيز احترام گؤسترديگي حالدا اونون اوشاغينا "قودوق دئيه خطاب ائدير. (س 17) ديالوگلار بعضي يئرلرده پيیسده کي کيمي گئدير؛ مثلا: " کاظم آغا مست حاليندا :
قوربانام! هميشه نؤکرينم. دييه عبدالله خانلا.... " (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص 6(
حاديثه لر تصادف و اتّفاقلار اوزرينده قورولوب؛ محمدين نرگيزي رستوراندا گؤرمگي، نرگيزين آنادان اولماسيلا آتاسينين اؤلومونون عيني واختا دوشمگي، محمدين اؤلوم خبرينين غزتده چاپ اولماسي و احساساتین حکايه يه اطرافلي نفوذ ائتمه سي؛ محمدين آغلاماسي و حميدين اونا ياناشماسي (ص 10) و يا نرگيزين باياتي اوخوماغي (ص 24 ) بعضي صحنه لرين تکراري (اوشاغين سود پايينين باشقاسينا ساتماغي) شخصیت لرین اؤز ياشلارينا گؤره اويغونسوز رفتارلاري؛ حميدين محمدله ياشيد اولدوغو حالدا اوتوز ايلدن سونرا بير گنج اوغلان کيمي تصوير اولونماسي. (ص 10)
دکتور رحمانی
سؤز يوخ کي، قوجامان اوستاد و اديب گ.صباحي معاصر آذربايجان نثرينه بؤيوک زحمت چکیبدیر و حقيقتده اونا يول يئريمگي اؤيره ديبدير. آنجاق بو گونکی تکنیک و اوسلوب باخيميندان بو حکايه يه جدّي ايرادلار توتماق اولار. شخصیّت لر بعضاً اؤز ديلي ايله دانيشمير. مثلا نرگيز، مريم خانم خطاب ائلییه رک و اونا حدسيز احترام گؤسترديگي حالدا اونون اوشاغينا "قودوق دئيه خطاب ائدير. (س 17) ديالوگلار بعضي يئرلرده پيیسده کي کيمي گئدير؛ مثلا: " کاظم آغا مست حاليندا :
قوربانام! هميشه نؤکرينم. دييه عبدالله خانلا.... " (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ص 6(
حاديثه لر تصادف و اتّفاقلار اوزرينده قورولوب؛ محمدين نرگيزي رستوراندا گؤرمگي، نرگيزين آنادان اولماسيلا آتاسينين اؤلومونون عيني واختا دوشمگي، محمدين اؤلوم خبرينين غزتده چاپ اولماسي و احساساتین حکايه يه اطرافلي نفوذ ائتمه سي؛ محمدين آغلاماسي و حميدين اونا ياناشماسي (ص 10) و يا نرگيزين باياتي اوخوماغي (ص 24 ) بعضي صحنه لرين تکراري (اوشاغين سود پايينين باشقاسينا ساتماغي) شخصیت لرین اؤز ياشلارينا گؤره اويغونسوز رفتارلاري؛ حميدين محمدله ياشيد اولدوغو حالدا اوتوز ايلدن سونرا بير گنج اوغلان کيمي تصوير اولونماسي. (ص 10)
دکتور رحمانی
"قوجاليقدا يورقاليق" حکايه سي تنقيدي گولوشون مشايعتي ايله يازيلميشدير. بورادا يازيچي "اؤزونو بازار حجره سينده امانتدار بير انسان کيمي تانيتديرماغا چاليشان حاجي فرجين سيماسيندا، اونون کيمي لرين ايچري چيرکينليکلريني و جيليز حسّلريني افشا ائدير، ياراتديغي تيپين فيريلداقچي بير عنصر اولدوغونو و يوخسول عايله لرين يوخسوللوغوندان وار- دولتي اعتباريله پيس استفاده ائتمه سيني، گيزلي يومور ديلي ايله قامیچلايير "( موغانلی ائلدار، معاصر دموکراتیک ادبییاتیمزین نثرآتاسی فصلنامه آذری ، شماره ی 5 سال دوم پاییز 1383، ص9).
"گول دسته سي" حکايه سي، يازين سحر- سحر گوللرين، يارپاقلارين اوستونده اَيله شن شئه کيمي و يا ايوان تورگنيف ين سئوگي حکايه لري و پووستلري کيمي لطيف و گؤزل موضوع لو بير حکايه دير. حکايه نين باش قهرماني ( يازيچينين اؤزو ده حساب اولونا بيلر)، سورگونده کدر گؤلونده غرق اولان بير حالدا اينجه، لطيف و سئويملي سسله اؤزونه گلير. باش قالديراندا بير گؤزل قيزي گؤرور کی، الينده بير گول دسته سي توتوب اونا تقديم ائله يير :
"من بو گولو سنه درميشم، - دیيه گول دسته سينی منه اوزاتدي. من شاشقين بير حالدا گولو آلديم. او سئوينه رک گوللرله بزنميش اوتلاري ياراراق جيران سیچرايیشييلا اوزاقلاشدي. من اونو تانيديم...بو گول معصوم بيرقلبده چيچکله نن پاک بير عشقين ترننومو، قديردانليغين ايفاده سيدي." (قارتال، ص 10)
يازيچي سونرا بو قيزلا تانيش اولدوغو گونه قاييدير. معلوم اولور کي، حکايه نين قهرماني اؤزونه تاي سورگون جزاسينا محکوم اولموش آداملارلا کيچيک بير کندلي طویله سينه اوخشايان بير اوتاقدا يئرلشيب. قيشين قارلي، چووغونلو واختيندا او سو گتيرمک اوچون بولاغا گئدير. اورادا بير قيزا راست گلير کي، ويکتور هوگونون کوزت شخصیّتی کيمي بير بؤيوک قازانين قارشيسيندا عاجز حالدا دايانيب. او ايسه خانيمينا سو آپارماق ايسته يير. حکايه نين قهرماني اؤزو چوخ چتين وضعيتده اولدوغو حالدا اونون کؤمگينه يئتيشير و نئچه مدتدن سونرا بو دسته گول اونون قارشيليغيدير.
"اليمده اولان گول دسته سيني درين- درين اييله ديم، عطري، بير آن دا اولسا، کدريمي داغيتدي، روحومو اوخشادي. " (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ، س. 10 )
بو حکايه تکنيک باخيميندان چوخ محکم عنصرلره مالک دييل و خاطره حالتی داشييير.
"من بو گولو سنه درميشم، - دیيه گول دسته سينی منه اوزاتدي. من شاشقين بير حالدا گولو آلديم. او سئوينه رک گوللرله بزنميش اوتلاري ياراراق جيران سیچرايیشييلا اوزاقلاشدي. من اونو تانيديم...بو گول معصوم بيرقلبده چيچکله نن پاک بير عشقين ترننومو، قديردانليغين ايفاده سيدي." (قارتال، ص 10)
يازيچي سونرا بو قيزلا تانيش اولدوغو گونه قاييدير. معلوم اولور کي، حکايه نين قهرماني اؤزونه تاي سورگون جزاسينا محکوم اولموش آداملارلا کيچيک بير کندلي طویله سينه اوخشايان بير اوتاقدا يئرلشيب. قيشين قارلي، چووغونلو واختيندا او سو گتيرمک اوچون بولاغا گئدير. اورادا بير قيزا راست گلير کي، ويکتور هوگونون کوزت شخصیّتی کيمي بير بؤيوک قازانين قارشيسيندا عاجز حالدا دايانيب. او ايسه خانيمينا سو آپارماق ايسته يير. حکايه نين قهرماني اؤزو چوخ چتين وضعيتده اولدوغو حالدا اونون کؤمگينه يئتيشير و نئچه مدتدن سونرا بو دسته گول اونون قارشيليغيدير.
"اليمده اولان گول دسته سيني درين- درين اييله ديم، عطري، بير آن دا اولسا، کدريمي داغيتدي، روحومو اوخشادي. " (صباحی گنجعلی ، قارتال ، انتشارات فرزانه ، 1357 ، چاپ دوم ، ، س. 10 )
بو حکايه تکنيک باخيميندان چوخ محکم عنصرلره مالک دييل و خاطره حالتی داشييير.