ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
💫

از غربت‌ام این‌قدر بگویم که پس‌از تو
حتی ننشسته‌ست غباری به مزارم

ای کشتی جان! حوصله کن می‌رسد آن‌روز
روزی که تورا نیز به دریا بسپارم

#فاضل_نظری
@AdabSar
🌬🌤🌾🌱
@AdabSar

همدمِ سوزِ باد
همنشینِ دشتِ سبزپوش و سروِ آزاد،
تاکِ پیرِ پوستین ریش
می‌جوید از دشت
شوند و زَندِ هر رویداد...

ای دشتِ پاکدامان،
پر آروین_پیرِ سالخورده‌ی هزاره‌ها،
ای که ریشه‌ها در خود پروراندی
دَمّنِ نیاکان، شوندِ شادی،
ای دشتِ خاکی
ریشه‌ی من از تو جان می‌گیرد
ای سامانه‌ی پاکی،

دیرگاهی ندیده‌ام نرم‌بادِ ابریشمین را
سخنی نیست
آوازِ پرنیانِ دیرین را

بر چرخگاهِ زمان، روزها در پسِ هیچ
می‌آیند، می‌روند، شدآمدِ دَمان هیچ

با من بگو از چه روی
روشن آرای پگاه در پسینِ سیاهی تنیده؟
رخسارها بی‌فروغ ایزد است،
هر که را بینی با چشمانِ باز خسبیده...!

این چنین گفت، تاکِ پیر،
دشتِ تردامان را...

دشت، آهی کشید و پس از لختی گفت:

- پیشانی‌ام، کوره آژنگِ خشکیده‌ی ره‌پویانِ آب،
سینه‌ام، اخگرِ نیمه‌جانِ آتشِ باستان،

آری، روزی و روزگاری
آنسو تر از بندرِ پندار
آتشی بود و آتشگهی
بشنو از من تو این داستان،

پشتِ پرچینِ سادگی‌ها
آنجا که خدیوان زمین
به دوشیزگیِ پرهام،
دست درازی نکرده بودند

هزاره‌ها، سپیدجامگان بودند و پایکوبی در سده‌ها...

در این دشت، موبَدی بود و آتشبُدی،

ساگه‌ی یاس، در گیسوانِ دخترِسیب، هوده می‌داد
سدای باد، خنده‌ی پری‌وشان را مژده می‌داد،

این‌جا بارگهِ خسرو بود و تخت پیروزه و باربُدی،

میهنِ پاک مردان،
جایگهِ بی‌باک گُردان بود،
همه آشنای مهر
مهرابِ اهورا
همه دل‌های آنان بود...!

کنون دیگر پگاهِ راستین را کس ندیده،

از آن دم که خوشه‌های بهروزی
پایکوبِ پسِ سُمِ لشکرِ دیوان شد
چرخِ گردون هم زین پریشانبوم،
روی گردان شد.

روشنای مهر آیین،
در پنجه‌ی سیاه و خونینِ دیوان
در بند و زندان شد!

goo.gl/q542gX
✍🏻✍🏻 پانوشت سراینده:
زند = تفسیر.
آروین = تجربه.
دَمن = جمع دامنه، آثار خانه و حیات مردم در روی زمین.
نرم‌باد = نسیم.
پرنیان = حریر، پارچه‌ی مخمل، در اینجا فردید(منظور) از آواز پرنیان، آواز نرم و لطیف و دلکش است.
پسین = غروب، هنگامه‌ی پایان روز.
خسبیده = خوابیده.
با چشمان باز خسبیده = فردید آن باشد که نمی‌خواهد ببیند، کنایه از وجدان خاموش.
لختی = مدتی.
آژنگ = چین و شکن پیشانی.
ره پویان آب = جوی و جویبار، آنجا که آب جاری است. رود خشک شده در دامنه‌ی دشت به چین و شکن پیشانی دشت همانند شده است.
خدیوان = صاحبان، مالکان.
پرهام = طبیعت.
هوده = ثمره، میوه.
ساگه = ساقه اربیک شده‌ی این واژه است.
تخت پیروزه = نام یکی از آهنگ‌های زمان خسرو پرویز بوده است.
باربد = خنیاگر(نوازنده، موسیقی‌دان) چیره‌دستِ دربار خسرو پرویز و پدیدآورنده‌ی سرود خوش‌آهنگ(مسجع).

#پوریا_عزیزیان
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌬🌤🌾🌱
🏳🇮🇷 @AdabSar

🏳🇮🇷 روز برادر و خواهر در ایران باستان

👫 در بررسی و کاوش پیرامون جشن‌ها و آیین‌های ایرانی، جسته و گریخته پیام‌هایی را می‌خوانیم که "روز خواهر و برادر" در ایران باستان را شادباش می‌گویند و آن را برابر با یکم دی و جشن خورروز می‌دانند.
این روز، برداشتی از خُرم روز (یکم دی) و روز پس از شب چله است.

👫 ابوریحان بیرونی که امروز بخش بزرگی از شناخت خود درباره‌ی ایران باستان را وامدار وی هستیم، در پژوهش ارزشمندش «آثار الباقیه»، به آیین بسیار زیبایی درباره‌ی "خرم روز" پرداخته است.

👫 بیرونی نوشته است:
در این روز پادشاه از تخت شاهی به زیر می‌آمد، جامه‌ی سپید می‌پوشید، در بیابان بر زیرانداز یا غالی سپید می‌نشست، با کشاورزان و برزگران همنشین می‌شد، از یک خوان(سفره) با آن‌ها خوراک می‌خورد و می‌گفت: «من امروز مانند یکی از شما هستم. من با شما برادر هستم. زیرا پایداری دنیا به کارهایی است که به دست شما می‌شود و آبادانی هم به پادشاه است. من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر خواهم بود و مانند دو برادر مهربان خواهیم بود. به‌ویژه که دو برادر مهربان، هوشنگ و ویکرد چنین بودند...»

👫 همچنین با نگر به آنکه در بن‌مایه‌ها و سرگذشت کشور، از پادشاهان زن همچون "همای چهرزاد" و "پوران‌دخت" یاد شده است، اگر شاه بانو نیز بر پایه‌ی آیین دیرین پادشاهان چنین سخن می‌گفت، مهرورزی پادشاه به مردم در جایگاه خواهر بود.


✍🏻✍🏻 برگرفته از تارنمای "خردگان"
kheradgan.ir
نویسنده #مجید_خالقیان
ویرایش و برگردان به پارسی #ادبسار
#فرهنگ_ایران #دیگان

برای آشنایی با "خرم‌روز" بنگرید به:
t.me/AdabSar/9560

🏳🇮🇷 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«کامبیز»، «کامبوزیا» و «کمبوجیه»

🔆🔆 دو نام پسرانه‌ی "کامبیز" و "کامبوزیا" از ریشه‌ی نام کمبوجیه هستند که در فرانسوی یا یونانی "کامبیز" و "کابوزیا" شده و به ایران بازگشته‌اند.

🔆🔆 برای نخستین‌بار "دیودور"، کهن‌نگار(مورخ) ایتالیایی، ماتیکانی به زبان یونانی نگاشت که در آن نام "کمبوجیه"، "کامبیز" نوشته شده است.(حسن پیرنیا) کهن‌نگاران امروز نوشته‌ها و بررسی‌های او را بی‌پایه و نادرست می‌دانند.(دهخدا)

🔆🔆 "کمبوجیه" نام پدر و پسر "کوروش" و نام شماری چند از شاهزادگان و فرمانروایان هخامنشی بود. پدر کوروش شاه انشان بود. به باور کهن‌نگاران امروز، به وارون(برخلاف) آنچه که برای کوچک شمردن "کمبوجیه" فرزند "کاساندان" و "کوروش" گفته می‌شود، او نه تنها مردی تندخو و خودکامه(دیکتاتور) نبود، ونکه(بلکه) برای سامانمندی(منظم کردن) کشور و دیوان‌سالاری بسیار کوشید. یکی از برجسته‌ترین کوشش‌‌های او کشورگشایی و گرفتن مسر(مصر) بود.

🔆🔆 درباره‌ی نام "کمبوجیه" در جایی سخنی گفته نشده و هیچ سنگ‌نبشته‌ای از زمان کمبوجیه بجا نمانده است. شماری از ایران‌شناسان اروپایی درباره‌ی پیشینه‌ی این نام دیدگاه‌هایی دارند.

🔆🔆 هرتسفلد، فردریش فون اشپیگل و مولتن این نام را با افسانه‌ها و داستان‌های بومی سانسکریت زبان اَپاختَـر باختری(شمال غربی) کشور هند در پیوند می‌دانند.
ولی "ریچارد فرای" در "تاریخ باستانی ایران" با این دیدگاه هم‌رای(موافق) نبود و نام "کمبوجیه" را برآمده از سرزمین‌های خاوری(شرقی) ایران نمی‌دانست.

🔆🔆 "آرنولد تویین‌بی" نوشته است که کمبوجیه(کمبوجَه، کامبوجَه، کمبوجا یا کامبوجا) از نام‌های کوچ‌نشینان اوراسیایی است که در زبان سانسکریت هم از آن یاد شده است.
به گفته‌ی او کشورگشایی‌ها به دست شاخه‌ی بزرگتر دودمان هخامنشی و با دلاوری کوچ‌نشینانی به نام "کامبوجه" و "کورو" انجام شد و همین مایه‌ی آن شد که در خاندان هخامنشی نام شاهزادگان بسیاری را کمبوجیه و کوروش بگذارند. بیشتر پژوهشگران در این باره با تویین‌بی همداستان هستند.

🔆🔆 یکی دیگر از گمانزد‌ها این است که "کمبوجیه" ریشه‌ی ایلامی* دارد و در گذشته "کنبوزیه" خوانده می‌شد. در زبان اَکدی* "کمبوزیه" و در زبان آرامی* "کنبوزی" بود. در نوشته‌های مسر(مصر)ی "کنبوت" و "کمبات" و در تازی و نوشته‌های ابوریحان بیرونی "قمبوزس" و "قمبسوس" است. ابن خلدون نام او را "کیکوس" نوشته است.

🔆🔆 گفته می‌شود ← شاید "کبوج" همان "کبود" و کمبوجیه به ماناک(معنی) "جوانی که جامه‌ی کبود پوشیده"، باشد.
گفته می‌شود ← "کمبوجیه" به چمار "خوشبختی دو جهان" و در سانسکریت به چم "شاه مردمان این سرزمین" است.
ادبسار درباره‌ی درستی این گفته‌ها داوری نمی‌کند.

🔆🔆 برای آشنایی با نام "کوروش" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4943

✍🏻✍🏻 پی‌نوشت: زبان ایلامی در سرزمین خوزستان باستان زبانی رواگ‌دار(رایج) بود و در زمان هخامنشیان جایگاه ویژه‌ای داشت.
زبان‌های اَکدی و آرامی از زبان‌های وابسته و پشتیبان زبان سامی در سرزمین میان‌رودان(بین‌النهرین) بودند.


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 کامه، کارین، کاسان، کَتی(در اوستایی سرور و بزرگ خانه)، کَنوکا و...
👦🏻 کامکار، کارن، کامبد، کادوس و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#کامبیز #کامبوزیا #کمبوجیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻کروکی = (Croquis)، انگاره
🔻کروکی کشیدن = انگاره کشیدن، انگاریدن
🔻اتومبیل کروکی = (Convertible)، خودرو روباز، خودرو روگشاده

نمونه:
🔺کروکی افسر راهنمایی و رانندگی از تصادف اتومبیل‌ها، تشخیص مقصر حادثه را تسهیل می‌کند =
انگاره‌ی افسر راهنمایی و رانندگی از برخورد خودروها، شناسایی لغزشکارِ پیشامد را آسان می‌کند =


❗️فرهنگستان زبان و ادب پارسی، برابر واژه‌ی فرانسوی "کروکی" را "ترسیمه" پیش نهاده است. از آنجایی که "ترسیمه" نیز واژه‌ای بیگانه است و پارسی نیست، بهتر است از جایگزین پارسی آن بهره ببریم.

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کروکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

زلال را درود
به اهلِ دل کمال را درود
جهانِ شاعرى صفاى دیگرى گرفت
به روحِ شعرِ نابِ پارسى نموى بال را درود
کنون عروج تازه مى‌کند به کهکشانْ فصاحتِ کلام ما
قصیده، مثنوی، غزل... بگو که اهل حال را درود
و نای مولوی نوای دیگری گرفت
که شمسِ بی‌زوال را درود
زلال را درود

#اعظم_خواجه_اف
فرستنده #مریم_رشیدی
@AdabSar
💫

یعقوب نکرد از غم نادیدن یوسف

این گریه که دور از لب خندان تو کردم!


#فروغی_بسطامی
@AdabSar
💫

از رستم دستان و فريدون و سياوش
تا كوروش و كمبوجيه و خسرو و آرش

از سلسله‌ی ماد دگر تا ته قاجار
گيسوی تو زيباست فقط سلسله‌هايش

#كميل_حق_پرسـت
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«هاوین» و «هامین»
"هاوین" و "هامین" نام‌های هَنباز(مشترک) دخترانه و پسرانه با ریشه‌ی کردی و به چم موسم(فصل) تابستان، بسیار گرم، خورشید، گرمابخش زندگی و هستی زندگی هستند.

🌻واژه‌ی "هاوین" دگردیس(تبدیل) شده‌ی واژه‌ی اوستایی "هامین" است. این واژه در اوستایی به چم تابستان بود.

👶🏻با آنکه این نام‌ها دخترانه و پسرانه هستند، ولی "هاوین" را بیشتر برای دختران و "هامین" را بیشتر بر پسران می‌گذارند.

☀️بیشتر نام‌های کردی فَرتابی یافته(الهام گرفته) از پاره‌های پرهام(عناصر طبیعت) هستند. به‌ویژه جایگاه خورشید، روز، گرما و روشنایی در پیدایش نام‌های کُردی به خوبی دیده می‌شود.

🔥گفته می‌شود واژه‌ی تازی "هاویه" از "هاوین" گرفته شده است.

نام‌های کردی هم‌آوا با "هاوین":
👧🏻👦🏻هایا، هاوژین، هه‌ژیر(هژیر)، هه‌نار، هینا، هیژان، هرسین، هومان، هینا، هیژان و…


#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#هاوین #هامین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

درود بر شما بانوی گرامی. دربارهٔ "مزید"و جایگزین های آن نگاشت گذاشته بودید. خواستم بدانم" به مزایده گذاشتن "چه می شود؟با سپاس


🔅پاسخ ادبسار
جایگزین‌های واژه‌ی «مزایده» را اینجا ببینید:
t.me/AdabSar/9596
جایگزین‌های واژه‌ی «مزید» را اینجا ببینید:
t.me/AdabSar/7716

📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻مزایده= Aucation، بیش‌فروشی، بیش‌فروش، فزون‌فروش، فَرافزونی، هَم‌اَفزایی، بهافزونی، اَرزاَفزایی

🔻مناقصه= Tender، کمخرید، ارزان‌خرید، ارزان‌خری، کاهشگری، کم‌بهایی، بهاشکنی، اَرزشِکنی، نرخ‌آوری، کاهش نرخ

نمونه:
🔺دولت هرچه می‌فروشد به مزایده است، هرچه می‌خرد به مناقصه=
اِستات هرچه می‌فروشد به فزون‌فروشی است، هرچه می‌خرد به ارزان‌خری

🔺در هر مزایده تلاش می‌شود تا جنس به حداکثر قیمتِ ممکن به فروش برسد=
در هر بیش‌فروشی، کوشش می‌شود تا کالا به بیشترین بهای شایا به فروش برسد

🔺در مناقصه، تمامی پیشنهادهای واصله ملاحظه شده و پایین‌ترین قیمت قبول می‌گردد=
در اَرزشِکنی، همه‌ی پیشنهادهای رسیده بررسی شده و پایین‌ترین بها پذیرفته می‌شود


گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#مزایده #مناقصه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

"می‌شود دست کشید از تو مگر !؟"

بـــاز با یاد تــــو با دیـــــده‌ی تـــر
مثل شب‌های دگـــــر تا به سحـــر

لحظه‌ای را مژه بـــــر هــــم نـزدم
نیست انگــــار که از خواب خبــــر

گــــرچه داری خبـر از حرف دلـــم
می‌نــــویسم همــــه را بـار دگـــــر

می‌بـــرد گــــریه امانم ، گله نیست
هـــرچه اشک است به لبخند تـو در

خـــــوب دانم کـــه نـــــدارد گل من
طعم لبخند تــــــو را قنــد و شکــــر

سیـــــر از چشــــم سیاهت نشــــوم
می‌دهم عمــــر به یک لحظه نظــــر

در عجب مانده‌ام ای یار که چیست
فرق ابــــروی تو با قـوس قمــــــر!

در بــــرم هستــــی و دلتنگ تو ام
این چه عشقی‌ست که افتاده به سر؟

آنچنان رفتـــه قــــــرارم که مگــــو
در هـــــوایت دل و جانــــم زده پـر

دست من نیست، تــــو دنیــای منی
می‌شود دست کشید از تو مگـــر!؟

#پریناز_جهانگیـرعصر
@AdabSar
@AdabSar

فکر می‌کردم می‌توانم آزادی‌اش را ببینم
فکر می‌کردم می‌توانم در مشتم نگیرمش
حالا می‌بینم چه دردی‌ست کسی را آزاد بگذاری
باید بگذاری روی شانه‌ات بشیند و حرفی هم نزنی!

فکر می‌کردم راحت است
فکر می‌کردم چه خوب است دَهِش
هر چه می‌بخشم انگار به گرفتن محتاج‌ترم

گاهی فکر می‌کنم به‌دست آوردن چگونه است؟
جاذبه بزرگترین سختی جهان است
برخلاف تمام قامت‌هاست
آنقدر باید باشد که هم قد صاف کرده
هم همه‌ی هستی‌اش را با دلش نگه دارد!


#فرنوش_حميدی
@AdabSar
💫

دو حاجت است که یکباره آرزو دارم

تو در کنار من و شرم از میان رفته...


#صائب_تبریزی
@AdabSar
🇮🇷💪🏻 @AdabSar

کیست دم از «مرگِ وطن » می‌زند؟
زخم دگر بر دل من می‌زند؟

کیست که دلداده‌ی خورشید نیست؟
در دل او پرتو امید نیست؟

کیست که یأس است شعارِ دلش؟
مرگ چکد از سخنِ باطلش

یاسِ دل کیست که پژمرده است
آب ز آبشخورِ کین خورده است؟

مرگِ وطن حرفِ وطن‌دوست نیست
این سخن از خامه‌ی یک اجنبی‌ست

میهن ما زنده‌ترین میهن است
مرگ وطن گفته‌ی اهریمن است

مهدَ اهورای سپنتاست این
کشورِ جاویدِ اوستاست این

خطه‌ی بس کاوه و بس بابک است
کشور سد[صد] آرش و سد مزدک است

میهن فردوسیِ والانژاد
پهنه‌ی رزم و وطنِ عدل و داد

مرگ کجا، کشور ایران کجا؟
مرگ کجا، مهدِ دلیران کجا؟

گرچه گهی غم به دل ما نشست
حرمت میخانه‌ی میهن شکست

لیک نمرده‌ست و نمیرد وطن
رنگ عدم را نپذیرد وطن

مذهب ما مذهب ایرانی است
کیشِ اهوراییِ انسانی است

مذهبِ ما مذهبِ شمشیر نیست
مکتبِ خون و غم و تکفیر نیست

مظهرِ آزادیِ ما «کورش» است
آنکه «بشردوست» نه آدمکش است

خاکِ وطن حمله‌ی چنگیز دید
یورشِ آن وحشیِ خونریز دید

خونِ جگر خورد ولیکن نمرد
جان به سلامت ز چنان ورطه بُرد

چون به سرِ دار بشد سربدار
حبّ وطن گشت یلان را شعار

باز وطن سروَر و سردار شد
دشمن ایران به سرِ دار شد

خون سیاووش چو آید به جوش
شعرِ وطن را بسراید سروش

ما نسپاریم وطن را به کس
تا که بوَد در تن‌مان یک نفس

چونکه وطن تا به ابد زنده است
جان به رهش دادنم ارزنده است

ورنه خردمند نخواهد سپرد
جان به رهِ توده‌ی خاکی که مُرد

دم مزن از مرگِ وطن، دم مزن
خانه‌ی «امّید» تو بر هم مزن

زنده‌ترین زنده مرا میهن است
هرکه دم از مرگ زنَد دشمن است

کام وطن‌دوست پر از خنده باد
تا که جهان هست «وطن زنده باد»!

#مصطفا_بادکوبه_ای


گرامی باد یاد ۱۷۵ کُهرُمان(قهرمان) میهن؛
بَلَک‌خور(غواص)های دلیری که در راه ایران به ناجوانمردانه‌ترین شیوه جان سپردند.

🇮🇷💪🏻 @AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«شهناز» و «شهرناز»
👸🏻👸🏻 "شهناز"، امروز ناز شاه، سربلندی و نازش شاه، دلبر شاه و ناز شاهانه چمیده می‌شود و آمیخته از شه+ناز است.

📖📖 در فرهنگ نام‌های ایرانشهری آمده است "شهناز" که گونه‌ی درست‌تر آن "شهرناز" است، آمیخته از "شاه" یا "شه"، در پارسی باستان "خَشایَث‌یَه" و در پهلوی "شاه"(بهرام فره‌وشی) و "ناز" به مانک ستودن در پهلوی و شاد در پهلوی پارتی (منصوری و حسن‌زاده) است.
برای آشنایی بیشتر با واژه‌ی "ناز" به این پیام بنگرید:
t.me/AdabSar/7516

🎵🎶 "شهناز"، گوشه‌ای در دستگاه شور از خنیای ایرانی است.
سرو ساقی و ماه رودنواز
پرده بربسته در ره "شهناز"
#فرخی

⌛️ ولی بجز برداشت امروزی، "شهناز" نامی بسیار کهن است.
بر پایه‌ی گفته‌ها و داستان‌های گوناگون، "شهرناز" گونه‌ی درست‌تر "شهناز" است که با گذر زمان به این نام دگریده(تبدیل) شد.

📚📚 در مجمل‌التواریخ، برهان قاطع، برخی ویرایش‌های شاهنامه، انجمن جهان‌آرا، آنندراج و چند نیپیک(کتاب) دیگر، "شهرناز" دگرگون شده‌ی نام خواهر جمشید، پادشاه افسانه‌ای و پیشدادی ایران است. او و خواهرش "ارنواز" همسران آژی‌دهاک (ضحاک) ماردوش بودند. شهرناز و ارنواز زنانی بسیار زیبا و خوش‌پیکر بودند که آژی‌دهاک آن‌ها را در بند کرده بود و بدخویی می‌آموخت ولی فریدون رهانیدشان و آژی‌دهاک را نابود کرد.(دهخدا)
سپس شهرناز و ارنواز به همسری فریدون درآمدند و فریدون از آناهیتا(یکی از ایزدبانوان ایران باستان) خواست تا به او توانایی و چیرگی بخشد تا کسی نتواند همسرانش را برباید.(حماسه‌سرایی در ایران و آبان‌یشت)

🤰🏻🤰🏻 در ویرایش‌های گوناگون از تاریخ تبری این نام ساده به دیسه‌ی(شکل) "سنوار"، "سیوار" و "شهرناز" آمده است.
او مادر دو پسر بزرگ‌تر فریدون(سلم و تور) بود.(شهیدی مازندرانی)

🔍🔎 احسان بهرامی نوشته است که شهرناز و ارنواز دختران جمشید بودند. این نام در اوستا "سَـنگهَـواچی" بود. در فرهنگ نام‌های شاهنامه نیز آمده که "شهرناز" در پارسی پهلوی "سَنگهوَک" و در اوستا نام یکی از زنان آژی‌دهاک است ولی نامی از جمشید در کنار آن‌ها نیامده است.(منصور رستگار فسایی)

👸🏻👸🏻 "شهناز" نام یکی از زنان در سروده‌ی داستانی زیبای "گل و نوروز" از خواجوی کرمانی است که در سده‌ی هشتم سروده شد. این نام در شاهنامه‌ی فردوسی "شهرناز" است و در کنار نام خواهرش "ارنواز" آمده است.

- به یک دست سرو سهی ارنواز
به دست دگر ماهرو شهرناز!

- از این سه دو پاکیزه از شهرناز
یکی کهتر از خوب چهر ارنواز!

- ز پوشیده رویان یکی شهرناز
دگر ماهرویی بنامْ ارنواز!
#شاهنامه #فردوسی


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانه‌ی هم‌آوا:
👧🏻 شهنواز، کیاناز، شهنوش، شهرنوش، شهدین، شهدخت، شهرو، شهگل و...
👦🏻 شهیار، شهفر، شهیاد، شهداد، شهراد، شهرداد، شهریار، شهنام و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم

#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#شهناز #شهرناز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻انشاءالله = به امید خدا، اگر خدا بخواهد، امیدوارم، خدا کند، به خواست خدا، ایزدخواست، چنین باد، ایدون باد

✍️نمونه:
🔺انشاءالله به مریضی صعب‌العلاجی مبتلا نشده باشد =
خدا کند به بیماری سخت‌درمانی دچار نشده باشد
امیدوارم گرفتار بیماری سختی نشده باشد

🔺آرزومندم در این مبارزه موفق باشید، انشاالله =
آرزومندم در این پیکار پیروز باشید، ایدون باد/چنین باد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#انشاءالله #انشاءلله #انشاالله #انشالله #ان_شاءالله #ایشالا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

تو عاشق‌تر از این هم می‌توانی باشی آهوچشم
اگرچه برده ازمن دل، اشارت‌های ابرو، چشم

بدونِ آن‌که سرمه طرح نقشی دیگر اندازد
دو شطِّ ملتهب، حسّی از آتش، ماه، پارو، چشم

به جز این وصفی از او در تب شعرم نمی‌گنجد:
تلاطم‌مو! غزاله‌پا! عسل‌گونه! هیاهوچشم!

بگو قدری بشوراند به ابرم شط نابش را
بخند هرچند در ظاهر، بر این تقدیر اخموچشم

بریز از آسمانت بر فلات خستگی‌هایم
خدا! سقراط! من! آیینه! ساحل! نوشدارو! چشم!

#سالار_عبـدی
@AdabSar
💫

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد

هنوز مثل گذشته نگار می‌گویند


#کاظم_بهمنی
@AdabSar
💫

خرما نتوان خورد از این خار که کِشتیم
دیبا نتوان بافت از این پشم که رِشتیم

ما را عجب ار پشت و پناهی بود آن‌روز
کامروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم!

#سعدی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

💎 مانایی و پویایی زبان

پدیداریِ پیوستگی میان مردم، مهند* و بنیادین است؛ زیرا مردمان چپیره* به همزیستی و پیوند با دیگران سخت نیاز دارند و با انجام‌دادن این پیوند، نیازهای خود را می‌توانند برآورند و دنباله‌ی زندگی خویش گیرند.

پیوستگی میان مردمان، یکی از پاره‌ها و شالوده‌های بسیار گران‌مایه‌ی زندگی چپیره است و بخش فراخ‌دامنی از کنش‌های مردم را دربرمی‌گیرد.

زبان، یکی از همگانی‌ترین ابزارهای پیوستگی میان مردم است، پس نبایستی زبان را تنها آمیزه‌یی از آواها، واژها و واژ‌ه‌ها دانست و اکنون بر ما بایسته است در اَوَردگاه تازندگی‌ زبان‌های بیگانه برای پیروزی، پویندگی، توانمندی و مانایی زبان پارسی بکوشیم و این پیروزی را زمانی می‌توان داوْمَند* بود؛ که در مبارزه با ستیهندگی‌های* ناخودی از هیچ کوششی دریغ نکنیم و با کاربرد واژگان پارسی آشنا شویم و مهر بورزیم و به یاری یزدان توانا راه ناوابستگی و خودباوری را بپیماییم و از خوان گسترده و رنگین خویش بهره گیریم و این خویشکاری* استادان، به‌ویژه دانش‌پژوهان و دانشجویان را می‌خواهد.


#بلال_ریگی
نگارش شده به پارسی پاک

💎 پی‌نوشت:
مهند ← مهم، اساسی
چپیره ← جامعه
داومند ← مدعی
ستیهندگی ← تهاجم
خویشکاری ← وظیفه‌شناسی

@AdabSar
🔷💠🔹🔹