💫
زنگی زدم به او که بگویم بهار شد
از دوریات عزیز، دلم بیقرار شد
اما دریغ و درد، یکی گفت پشت خط
او رفت و این شماره به من واگذار شد!
#مریم_حسنخانی
@AdabSar
زنگی زدم به او که بگویم بهار شد
از دوریات عزیز، دلم بیقرار شد
اما دریغ و درد، یکی گفت پشت خط
او رفت و این شماره به من واگذار شد!
#مریم_حسنخانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻توکل = پشتداشتن، پشتگرمی، امید، امیدواری، بهخداسپاری، خداسپاری، خداباوری، واگذاردن، باخدایی
🔻توکلکردن = پشتدادن، پشتگرمبودن، امیدداشتن، امیدواربودن، بهخداسپردن
✍️نمونه:
🔺توکلت علی الله =
به خدا پناه ببر
امیدت به آفریدگار باشد
🔺به خدا توکل داشته باش =
به خدا بسپار
به امید پروردگار باش
چشم به ایزد داشته باش
🔺کلید توکل ز دل جویم ایرا
به از دل توکلسرائی نبینم #خاقانی =
پژنگ امیدواری ز دل جویم ایرا
به از دل امیدوارسرایی نبینم
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توکل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻توکل = پشتداشتن، پشتگرمی، امید، امیدواری، بهخداسپاری، خداسپاری، خداباوری، واگذاردن، باخدایی
🔻توکلکردن = پشتدادن، پشتگرمبودن، امیدداشتن، امیدواربودن، بهخداسپردن
✍️نمونه:
🔺توکلت علی الله =
به خدا پناه ببر
امیدت به آفریدگار باشد
🔺به خدا توکل داشته باش =
به خدا بسپار
به امید پروردگار باش
چشم به ایزد داشته باش
🔺کلید توکل ز دل جویم ایرا
به از دل توکلسرائی نبینم #خاقانی =
پژنگ امیدواری ز دل جویم ایرا
به از دل امیدوارسرایی نبینم
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#توکل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
گل كرده است نام كسى بين دفترم
چندیست از طراوت نامش معطرم
دارم براى وصفِ گل نازنين خود
از دستِ دهخدا و معين واژه مىخرم
ليلا سلام! جز تو كسى توى شعر نيست!
آسوده باش، جز تو كسى را نمىبرم
گلواژهى تمام غزلهاى من تويى
از صفحههاى بىتو چرا ساده نگذرم؟
ليلا به هم نكوب زمين و زمانه را
من با نسيمِ پلکِ تو از خواب مىپرم!
همآرزوى سعدى شيراز گشتهام:
"بُگذار تا مقابل روى تو بگذرم"
#علی_بهـادر
@AdabSar
گل كرده است نام كسى بين دفترم
چندیست از طراوت نامش معطرم
دارم براى وصفِ گل نازنين خود
از دستِ دهخدا و معين واژه مىخرم
ليلا سلام! جز تو كسى توى شعر نيست!
آسوده باش، جز تو كسى را نمىبرم
گلواژهى تمام غزلهاى من تويى
از صفحههاى بىتو چرا ساده نگذرم؟
ليلا به هم نكوب زمين و زمانه را
من با نسيمِ پلکِ تو از خواب مىپرم!
همآرزوى سعدى شيراز گشتهام:
"بُگذار تا مقابل روى تو بگذرم"
#علی_بهـادر
@AdabSar
💫
گوشهی ابرو که با چشمت تبانی میکند
این دل خاموش را آتشفشانی میکند
عاشقت نصف جهان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانی میکند
#قاسم_صرفان
@AdabSar
گوشهی ابرو که با چشمت تبانی میکند
این دل خاموش را آتشفشانی میکند
عاشقت نصف جهان هستند، اما آخرش
لهجهات آن نصفه را هم اصفهانی میکند
#قاسم_صرفان
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آریانا» و «آریانه»
نام دخترانهی "آریانا" نامی جهانی با ریشهی پارسی است. این نام به چَم(معنی) آریایی، وابسته(منسوب) به نژاد آریا، دختر آیریا(وفادار)، دختر ایرانی، دختر سرزمین آریایی و آلالهی جنگلی(شقایق وحشی) است.
در لاتین آن را ورجاوند(مقدس) نیز چمیدهاند.
⚗این نام آمیختهی "آریا(نژاد یا سرزمین آریا)+نا(پسوند وابستگی)" است.
🔬مشیرالدوله میگوید نام "آریانه" یا "آریانا" را در سدهی سوم پیش از زایش(میلاد) و برای نخستینبار "اراتُستن" یونانی و پس از آن کهننگاران(مورخان) و باستانشناسان یونان باستان برای نام بردن از سرزمینهای خاوری(شرقی) پهنهی(فلات) ایران و سرزمین پارس(بخش بزرگی از ایران و افغانستان کنونی) بهکار میبردند. "آریانا" لاتین شدهی واگویش(تلفظ) یونانی "آریانه" است. امروز این نام در افغانستان پرکاربرد است.
🇮🇷از سویی این واژه اوستایی است و در زبان اوستایی به گونهی اَیرییانا (Airiiana) به چم سرزمین مادری ایرانیان است.
🏕از دید کهننگاران، "آریانا"(سرزمین مادری آریاییها) نخستین زیستگاه در آسیای میانه است.
📕نامهای پسرانه و دخترانهی همآوا با "آرایانا":
👦🏻آریا، آریان، آریو، آریامن، آریاسپ، آرین، آریابُد و...
👧🏻آریسا، آریسان، آریاناز، آریانوش، آریاچهر، آریستا، ایرانا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آریانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آریانا» و «آریانه»
نام دخترانهی "آریانا" نامی جهانی با ریشهی پارسی است. این نام به چَم(معنی) آریایی، وابسته(منسوب) به نژاد آریا، دختر آیریا(وفادار)، دختر ایرانی، دختر سرزمین آریایی و آلالهی جنگلی(شقایق وحشی) است.
در لاتین آن را ورجاوند(مقدس) نیز چمیدهاند.
⚗این نام آمیختهی "آریا(نژاد یا سرزمین آریا)+نا(پسوند وابستگی)" است.
🔬مشیرالدوله میگوید نام "آریانه" یا "آریانا" را در سدهی سوم پیش از زایش(میلاد) و برای نخستینبار "اراتُستن" یونانی و پس از آن کهننگاران(مورخان) و باستانشناسان یونان باستان برای نام بردن از سرزمینهای خاوری(شرقی) پهنهی(فلات) ایران و سرزمین پارس(بخش بزرگی از ایران و افغانستان کنونی) بهکار میبردند. "آریانا" لاتین شدهی واگویش(تلفظ) یونانی "آریانه" است. امروز این نام در افغانستان پرکاربرد است.
🇮🇷از سویی این واژه اوستایی است و در زبان اوستایی به گونهی اَیرییانا (Airiiana) به چم سرزمین مادری ایرانیان است.
🏕از دید کهننگاران، "آریانا"(سرزمین مادری آریاییها) نخستین زیستگاه در آسیای میانه است.
📕نامهای پسرانه و دخترانهی همآوا با "آرایانا":
👦🏻آریا، آریان، آریو، آریامن، آریاسپ، آرین، آریابُد و...
👧🏻آریسا، آریسان، آریاناز، آریانوش، آریاچهر، آریستا، ایرانا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آریانا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سیانس، سئانس، سانس = Seance، نشست، نیابه(=نوبت، بنگرید به t.me/AdabSar/4742)
✍️نمونه:
🔺سینماهای نمایشدهندهی این فیلم، تا سئانس آخر مملو از تماشاچی بود =
رُخشارگاههای نمایشدهندهی این رُخشاره، تا نیابهی پَسین، پر از بیننده بود
🔺قبل از شروع سئانس دوم، به سینما وارد شدم =
پیش از آغاز نیابهی دوم، به نماخانه اَندَر شدم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#سیانس #سئانس #سانس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻سیانس، سئانس، سانس = Seance، نشست، نیابه(=نوبت، بنگرید به t.me/AdabSar/4742)
✍️نمونه:
🔺سینماهای نمایشدهندهی این فیلم، تا سئانس آخر مملو از تماشاچی بود =
رُخشارگاههای نمایشدهندهی این رُخشاره، تا نیابهی پَسین، پر از بیننده بود
🔺قبل از شروع سئانس دوم، به سینما وارد شدم =
پیش از آغاز نیابهی دوم، به نماخانه اَندَر شدم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#سیانس #سئانس #سانس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
«دگر گفت
کز مرد، پیرایه چیست؟
وزآن نیکوییها
گرانمایه چیست؟
🍃🌹🍃
چنین داد پاسخ
که بخشنده مرد
کجا* نیکویی
با سزاوار کرد؟
☘️🌺☘️
ببالد به کردارِ سروِ بلند
چو بالید
هرگز نباشد نژند»
*کجا= که
#فردوسی
🍃🌾🍃
امید به هفتهای گرانمایه و سزاوار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
@AdabSar
«دگر گفت
کز مرد، پیرایه چیست؟
وزآن نیکوییها
گرانمایه چیست؟
🍃🌹🍃
چنین داد پاسخ
که بخشنده مرد
کجا* نیکویی
با سزاوار کرد؟
☘️🌺☘️
ببالد به کردارِ سروِ بلند
چو بالید
هرگز نباشد نژند»
*کجا= که
#فردوسی
🍃🌾🍃
امید به هفتهای گرانمایه و سزاوار
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💠🔷🔹🔹
💫
شبی که ماه ندارد، چقدر دلگیر است
بیا به خواب من امشب که صبحدم دیر است
میان اینهمه عاشق که زار و غمگینند
کسی نگفته کهخودکرده را چه تدبیر است!
#فاطمه_معصومی
@AdabSar
شبی که ماه ندارد، چقدر دلگیر است
بیا به خواب من امشب که صبحدم دیر است
میان اینهمه عاشق که زار و غمگینند
کسی نگفته کهخودکرده را چه تدبیر است!
#فاطمه_معصومی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه مشورت با کسی کند که از پیرایهی علم عاطل است و خُردْحوصلهیی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْزَنی که به رای خود اعجاب نماید و حریصی که مال را بر نفس ترجیح نهد و ضعیفی که سفر دورْدست اختیار کند و خویشتنْبینی که استاد و مخدوم، سیرتِ او نپسندد.
📚📚 کلیله و دمنهی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ٢٦٤
خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه رایْزَنی با کسی کند که از پیرایهی دانش نابِهوده است و خُردْشکیبی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْزَنی که به رای خود شگفتی نماید و آزمندی که دارایی را بر جانِ خویش برتر داند و کمزوری که سفر دورْدست برگزیند و خویشتنْبینی که استاد و زاوَردار، خوی او نپسندد.
✍🏻✍🏻 پینوشت:
واژهی «سفر» همریشه با «سپَردن» است و ریشهی ایرانی دارد.
در پارسی میانه: spar: spurtan
در پارسی کهن: spara
اوستایی: spiriti
سنسکریت: sphurati
#بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه مشورت با کسی کند که از پیرایهی علم عاطل است و خُردْحوصلهیی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْزَنی که به رای خود اعجاب نماید و حریصی که مال را بر نفس ترجیح نهد و ضعیفی که سفر دورْدست اختیار کند و خویشتنْبینی که استاد و مخدوم، سیرتِ او نپسندد.
📚📚 کلیله و دمنهی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ٢٦٤
خردمندان را با شش کس آشنایی نتواند بود: یکی آنکه رایْزَنی با کسی کند که از پیرایهی دانش نابِهوده است و خُردْشکیبی که از کارهای شایگانی تنگ آید و دروغْزَنی که به رای خود شگفتی نماید و آزمندی که دارایی را بر جانِ خویش برتر داند و کمزوری که سفر دورْدست برگزیند و خویشتنْبینی که استاد و زاوَردار، خوی او نپسندد.
✍🏻✍🏻 پینوشت:
واژهی «سفر» همریشه با «سپَردن» است و ریشهی ایرانی دارد.
در پارسی میانه: spar: spurtan
در پارسی کهن: spara
اوستایی: spiriti
سنسکریت: sphurati
#بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#ابریق= آبریز، آوتابه، آفتابه
#برهان= پَروَهان
#بسطام= گستهم، وستهم، ویستهم، بَستَهَم(=بسیار پهلوان)
#بوالهوس= بُلهَوَس
#ثناء= سَنایش
#ثناخوان= سَناخوان
#ثناگوی= سَناگوی، نیایشگوی
#جاجرم= جاگرم(شهری در خراسان اَپاختری)
#چپق= چُپُک، چوبَک
#سراج= چراغ
#سطل= سَتل
#سق= سَک
#سق_زدن= سَکزدن
#سقز= سَغِز(شهری در کردستان، آدامس)، سَکِز
#شاقول= شاغول
#طارم= تارم
#طاس= تاس
#طاقچه= تاکچه، تاغچه
#طاقدیس= تاکدیس
#طالبی= تالبی
#طب= تَب
#طبرستان= تبرستان
#طبس= تَبَس، تَبَرس
#طپانچه= تُوانچِه
#طپش= تپش
#طراز= تراز
#طوطی= توتی(مرغی که توت میخورد)
#طوطی_وار= توتیوار
#طهمورث= تَهمورِس
#عروسک= اَروسَک
#فاق= فاژ
#فرسخ= پرسنگ، فرسنگ
#فسا= پَسا(شهری در استان پارس)
#فسقلی= فِسغِلی
#فیروزه= پیروزه
#مائده= میده
#مفلوک= مَفلاک
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔷پارسیگویی هماره جایگزینکردن واژهای پارسی بهجای واژهی بیگانه نیست. گاهی میتوان با واگویِشِ درست واژه، پارسی را پاک سُخَنید.
بسیاری از واژهها پارسیاند، ولی بهگونهای نادرست و با زبانی بیگانه بازگو میشوند.
در پی، شماری از این واژهها را میآوریم و امید داریم که شما نیز در پربارترکردن این پِهرِست یاریمان کنید.
#ابریق= آبریز، آوتابه، آفتابه
#برهان= پَروَهان
#بسطام= گستهم، وستهم، ویستهم، بَستَهَم(=بسیار پهلوان)
#بوالهوس= بُلهَوَس
#ثناء= سَنایش
#ثناخوان= سَناخوان
#ثناگوی= سَناگوی، نیایشگوی
#جاجرم= جاگرم(شهری در خراسان اَپاختری)
#چپق= چُپُک، چوبَک
#سراج= چراغ
#سطل= سَتل
#سق= سَک
#سق_زدن= سَکزدن
#سقز= سَغِز(شهری در کردستان، آدامس)، سَکِز
#شاقول= شاغول
#طارم= تارم
#طاس= تاس
#طاقچه= تاکچه، تاغچه
#طاقدیس= تاکدیس
#طالبی= تالبی
#طب= تَب
#طبرستان= تبرستان
#طبس= تَبَس، تَبَرس
#طپانچه= تُوانچِه
#طپش= تپش
#طراز= تراز
#طوطی= توتی(مرغی که توت میخورد)
#طوطی_وار= توتیوار
#طهمورث= تَهمورِس
#عروسک= اَروسَک
#فاق= فاژ
#فرسخ= پرسنگ، فرسنگ
#فسا= پَسا(شهری در استان پارس)
#فسقلی= فِسغِلی
#فیروزه= پیروزه
#مائده= میده
#مفلوک= مَفلاک
🔹شماری دیگر از این واژگان:
t.me/AdabSar/9292
t.me/AdabSar/9353
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
پی به راز سفرم برد و چُنان ابر گریست
دید بازآمدنی در پی ِ این رفتن نیست
همه گفتند مرو! دیدم و نشنیدمشان
مثل این بود به یک رود بگویند بایست!
مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطهای نیست که نیست
در جهان ِتهی از عشق نمیمانم چون
در جهان ِ تهی از عشق نمیباید زیست
دهخدا تجربهی عشق ندارد، ورنه
معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست!
#کاظم_بهمنـی
@AdabSar
پی به راز سفرم برد و چُنان ابر گریست
دید بازآمدنی در پی ِ این رفتن نیست
همه گفتند مرو! دیدم و نشنیدمشان
مثل این بود به یک رود بگویند بایست!
مفتضح بودن از این بیش که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطهای نیست که نیست
در جهان ِتهی از عشق نمیمانم چون
در جهان ِ تهی از عشق نمیباید زیست
دهخدا تجربهی عشق ندارد، ورنه
معنی مرگ و جدایی به یقین هردو یکیست!
#کاظم_بهمنـی
@AdabSar
@AdabSar
خاموشترین اتاغم برای تو!
آن لحظه از شب که خبر از مرگی زودرس میدهد
آن لحظه از شب که خبر از مرگ آن روز است
آن لحظه که سکوت شیونیست از همآغوشی، باری دیگر
آن لحظه که در عین تاریکی، جان سپیدت پیداست
آنجا که من در برابر تو پیدا و تمام زمان ناپیداست
به صبح سلامی دوباره خواهم داد
به برف قرنیز پنجره که کبوتری رویش نوک به خالی میزند
به سپیدهی صبح
به درخشش پرتوهای خورشید در زمستان
شبنمش لغزان
و گیاه در آن نفس میکشد
از او تغذیه میکند
و در عمق خاک ریشه میدواند
برای سایهاش قد میکشد
و دلش را برای تو به عمق میبرد...
خاموشترین نگاهم برای تو!
#فرنوش_حميدی
@AdabSar
خاموشترین اتاغم برای تو!
آن لحظه از شب که خبر از مرگی زودرس میدهد
آن لحظه از شب که خبر از مرگ آن روز است
آن لحظه که سکوت شیونیست از همآغوشی، باری دیگر
آن لحظه که در عین تاریکی، جان سپیدت پیداست
آنجا که من در برابر تو پیدا و تمام زمان ناپیداست
به صبح سلامی دوباره خواهم داد
به برف قرنیز پنجره که کبوتری رویش نوک به خالی میزند
به سپیدهی صبح
به درخشش پرتوهای خورشید در زمستان
شبنمش لغزان
و گیاه در آن نفس میکشد
از او تغذیه میکند
و در عمق خاک ریشه میدواند
برای سایهاش قد میکشد
و دلش را برای تو به عمق میبرد...
خاموشترین نگاهم برای تو!
#فرنوش_حميدی
@AdabSar
💫
یاری که به نیش غم دلی ریش نکرد
بر من ستم از طاقتِ من بیش نکرد
هرچند که انتظارِ بسیارم داد
آخر نه وفا به وعدهی خویش نکرد!
#محتشم_کاشانی
@AdabSar
یاری که به نیش غم دلی ریش نکرد
بر من ستم از طاقتِ من بیش نکرد
هرچند که انتظارِ بسیارم داد
آخر نه وفا به وعدهی خویش نکرد!
#محتشم_کاشانی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سپنتا»
"سپنتا" نامی زیبا، دخترانه و پسرانه و یکی از نامهای مِهادین(اصیل)، کهن و ریشهدار ایرانی است.
این نام اوستایی و به چَـم(معنی) پاک، سپند(مقدس)، پارسایی، ستودنی و فروتنی است.
📖"سپنتا" در نَسک(کتاب) اوستا به چم سپند(مقدس) و افزاینده در برابر واژهی "اَنگره" یا اهریمن به چَم کاهنده، ناپاک و تَبَهکار است.
💞"سپنتا" در مزدیسنا به چم مهر، دوستی، پاکی و فروتنی و چهارمین ویژگی ایزد پاک است که آدمی باید بکوشد تا به این ویژگی دست یابد. به این ویژگی "سپنتا آرمیتی" نیز میگویند.
بر پایهی این ویژگی آدمی باید به جایگاهی برسد که با فروتنی به جهان مهر بورزد؛ زیرا مهر، راز دستیابی به خوشبختی جاودان است.
🌱برخی از واژگان همریشه با "سپنتا":
←اسپند: روز پنجم از ماههای خورشیدی، ماه دوازدهم سال خورشیدی
←جشن سپنتا یا سپندارمذگان: روز زمین، زن، باروری و مهر
←گوسپند(گوسفند): چهارپایان خانگی و آرام
←اسپنتامن، سپنتامن یا سپیتامن یکی از بَرنامهای(القاب) خانوادگی زرتشت پیامبر، نام یکی از سرداران دلاور ایرانی که با اسکندر جنگید.
🇮🇷نامهای دخترانه و پسرانهی زیبا و ایرانی همآوا با "سپنتا":
👧🏻اسپنتا، اسپادانا، سپینود، سپیدار، سپیدرو، سپیدگل، سپیده، سپیدخت، سپیناز، سپیتا، پرستا، مهرتا، مهتا و...
👦🏻سپندان، سپندار، سپنتامن، سپهر، سپهدار، سپهرم، سپهران، سپهراد، سپهرام، سپهرداد، سپندار، سپنتمان، سپهرین و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#سپنتا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سپنتا»
"سپنتا" نامی زیبا، دخترانه و پسرانه و یکی از نامهای مِهادین(اصیل)، کهن و ریشهدار ایرانی است.
این نام اوستایی و به چَـم(معنی) پاک، سپند(مقدس)، پارسایی، ستودنی و فروتنی است.
📖"سپنتا" در نَسک(کتاب) اوستا به چم سپند(مقدس) و افزاینده در برابر واژهی "اَنگره" یا اهریمن به چَم کاهنده، ناپاک و تَبَهکار است.
💞"سپنتا" در مزدیسنا به چم مهر، دوستی، پاکی و فروتنی و چهارمین ویژگی ایزد پاک است که آدمی باید بکوشد تا به این ویژگی دست یابد. به این ویژگی "سپنتا آرمیتی" نیز میگویند.
بر پایهی این ویژگی آدمی باید به جایگاهی برسد که با فروتنی به جهان مهر بورزد؛ زیرا مهر، راز دستیابی به خوشبختی جاودان است.
🌱برخی از واژگان همریشه با "سپنتا":
←اسپند: روز پنجم از ماههای خورشیدی، ماه دوازدهم سال خورشیدی
←جشن سپنتا یا سپندارمذگان: روز زمین، زن، باروری و مهر
←گوسپند(گوسفند): چهارپایان خانگی و آرام
←اسپنتامن، سپنتامن یا سپیتامن یکی از بَرنامهای(القاب) خانوادگی زرتشت پیامبر، نام یکی از سرداران دلاور ایرانی که با اسکندر جنگید.
🇮🇷نامهای دخترانه و پسرانهی زیبا و ایرانی همآوا با "سپنتا":
👧🏻اسپنتا، اسپادانا، سپینود، سپیدار، سپیدرو، سپیدگل، سپیده، سپیدخت، سپیناز، سپیتا، پرستا، مهرتا، مهتا و...
👦🏻سپندان، سپندار، سپنتامن، سپهر، سپهدار، سپهرم، سپهران، سپهراد، سپهرام، سپهرداد، سپندار، سپنتمان، سپهرین و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#نام_پسرانه_ایرانی
#سپنتا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غروب = فروشُدن، فروشُد، فروشُدان، فرورفتن، شامگاه، ایوار، خورنشینش، اِوارَک، پایانیافتن، پایان روز
🔻غروب آفتاب = آفتابنشستن، آفتاب بر زمین نشستن
🔻غروب خورشید = خوررَفت، آفتابنشین، پیگاه، بیگاه، آفتابزرد، دست بر زمین زدن خورشید، آدواره، اَدوارَک
🔻غروبکردن = فروتافتن، خوررَفتن، ناپدیدشدن
🔻غروبگاه = اِوارَکگاه، شبانگاه
🔻تنگِ غروب = نزدیکِ فرورَفت، نزدیک فروشُد، نزدیک شامگاه
✍️نمونه:
🔺آفتاب زندگیاش غروب کرد =
آفتاب زندگیاش فروتافت
زندگیاش به پایان رسید
زندگیاش پایان یافت
🔺دست در دست معشوق، غروب آفتاب را تماشا میکرد =
دست در دست دلدار، فرورفتن آفتاب را نگاه میکرد
دست در دست یار، دستبرزمینزدن خورشید را مینگریست
🔺از فَرازَند تا «فروشُدِ» خورشید از تنبلی بگریزید، زیرا تنآسایی، سرآغاز تباهی است #کوروش
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگ خروس #بهار
🔺«بیگاه» شد، خورشید سوی چاه شد
خیزید ای خوشطالعان، گاه طلوع ماه شد #مولانا
🔺و «آفتابزرد» را امیر به آب رسید (تاریخ بیهقی)
🌄 خوررَفت(غروب) و مانندسازیهای دلانگیز و جانفزای #فردوسی در شاهنامه:
ـ چو پژمرده شد چادر آفتاب
همی ساخت هر مهتری جای خواب
ـ چو خورشید را پشت باریک شد
ز دیدار شب، روز تاریک شد
ـ چنین تا شب تیره سر برکشید
درخشندهخورشید شد ناپدید
ـ چو خورشید بر چرخ بنمود پشت
شبی تیره شد از نمودن درشت
ـ چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
ز بالا همی سوی خاور گذشت
ـ چو چرخ بلند از شَبَه* تاج کرد
شَمامَه(ماه) پراکند بر لاژورد(لاجورد)
(*شَبَه=سنگ سیاه درخشان)
ـ چو خورشید تابان به گنبد رسید
به جایی پی گور و آهو ندید
ـ چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
سکندر ز بالا خروشی شنید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غروب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غروب = فروشُدن، فروشُد، فروشُدان، فرورفتن، شامگاه، ایوار، خورنشینش، اِوارَک، پایانیافتن، پایان روز
🔻غروب آفتاب = آفتابنشستن، آفتاب بر زمین نشستن
🔻غروب خورشید = خوررَفت، آفتابنشین، پیگاه، بیگاه، آفتابزرد، دست بر زمین زدن خورشید، آدواره، اَدوارَک
🔻غروبکردن = فروتافتن، خوررَفتن، ناپدیدشدن
🔻غروبگاه = اِوارَکگاه، شبانگاه
🔻تنگِ غروب = نزدیکِ فرورَفت، نزدیک فروشُد، نزدیک شامگاه
✍️نمونه:
🔺آفتاب زندگیاش غروب کرد =
آفتاب زندگیاش فروتافت
زندگیاش به پایان رسید
زندگیاش پایان یافت
🔺دست در دست معشوق، غروب آفتاب را تماشا میکرد =
دست در دست دلدار، فرورفتن آفتاب را نگاه میکرد
دست در دست یار، دستبرزمینزدن خورشید را مینگریست
🔺از فَرازَند تا «فروشُدِ» خورشید از تنبلی بگریزید، زیرا تنآسایی، سرآغاز تباهی است #کوروش
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگ خروس #بهار
🔺«بیگاه» شد، خورشید سوی چاه شد
خیزید ای خوشطالعان، گاه طلوع ماه شد #مولانا
🔺و «آفتابزرد» را امیر به آب رسید (تاریخ بیهقی)
🌄 خوررَفت(غروب) و مانندسازیهای دلانگیز و جانفزای #فردوسی در شاهنامه:
ـ چو پژمرده شد چادر آفتاب
همی ساخت هر مهتری جای خواب
ـ چو خورشید را پشت باریک شد
ز دیدار شب، روز تاریک شد
ـ چنین تا شب تیره سر برکشید
درخشندهخورشید شد ناپدید
ـ چو خورشید بر چرخ بنمود پشت
شبی تیره شد از نمودن درشت
ـ چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
ز بالا همی سوی خاور گذشت
ـ چو چرخ بلند از شَبَه* تاج کرد
شَمامَه(ماه) پراکند بر لاژورد(لاجورد)
(*شَبَه=سنگ سیاه درخشان)
ـ چو خورشید تابان به گنبد رسید
به جایی پی گور و آهو ندید
ـ چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
سکندر ز بالا خروشی شنید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غروب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
خطی، خبری، هلهلهای از تو ندارم
با این همه هتا گلهای از تو ندارم
آمادهی ویرانشدنم، حیف زمانیست
دیگر اثر زلزلهای از تو ندارم
در دست، بهجز شاخهی خشکیدهی سرخی
در پای، بهجز آبلهای از تو ندارم
عمریست فقط شاعر چشمان تو هستم
هرچند که چشم صلهای از تو ندارم
بگذار به در گویم و دیوار بفهمد
من فاصلهای، فاصلهای از تو ندارم
هر لحظه بیایی قدمت روی دو چشمم
در دل بهخدا مسئلهای از تو ندارم
#محمد_سلمانـی
@AdabSar
خطی، خبری، هلهلهای از تو ندارم
با این همه هتا گلهای از تو ندارم
آمادهی ویرانشدنم، حیف زمانیست
دیگر اثر زلزلهای از تو ندارم
در دست، بهجز شاخهی خشکیدهی سرخی
در پای، بهجز آبلهای از تو ندارم
عمریست فقط شاعر چشمان تو هستم
هرچند که چشم صلهای از تو ندارم
بگذار به در گویم و دیوار بفهمد
من فاصلهای، فاصلهای از تو ندارم
هر لحظه بیایی قدمت روی دو چشمم
در دل بهخدا مسئلهای از تو ندارم
#محمد_سلمانـی
@AdabSar