ادب‌سار
13.2K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
#پریسا

در بی‌وزنی نامی نداریم
جز مردی و زنی
دو ساقه نیلوفریم
درهم گره می‌خوریم و
گل می‌دهیم.
 
#حسین_منزوی
@AdabSar
🔥1
#پریسا

این دل که دلیل بی‌سر و سامانی‌ست
در سینه‌ی من کتیبه‌ای ساسانی‌ست

تا سلسله‌ی گیسوی تو قاجار است
اوضاع دو چشم عاشقم اشکانی‌ست!

#احسان_افشاری
@AdabSar
🔥1
#بابک

من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم


#خیام
@AdabSar
🔥1
#پریسا

حالم خوب است!
هنوز خواب می‌بینم ابری می‌آید
و مرا
تا سرآغاز روییدن
بدرقه می‌کند...

#سید_علی_صالحی
@AdabSar
🔥1
#پریسا

همه‌ی ما فکر می‌‌کنیم فقط دنبال عشق رمانتیک هستیم؛
اما چیزی که باعث می‌‌شود زندگی‌مان را بالاخره یک‌جوری ادامه بدهیم
این است که هرجور عشقی را می‌‌پذیریم و از آن انرژی می‌‌گیریم!

از کتاب #هیچ_کس_مثل_تو_مال_اینجا_نیست
نگارنده #میراندا_جولای
@AdabSar
#پریسا

رفتنت کافی نبود؟
حالا داری
در شعرهای دیگران
پرسه می‌زنی؟!

شعرم را
حلالت نمی‌کنم
اگر بین واژه‌های نامحرم ببینمت!

#کامران_رسول_زاده
@AdabSar
#پریسا

بازویم را بالش سر می‌کنم
احساس می‌کنم
که دلداده‌ی خویشم
زیر ماه مه‌آلوده...

#هایکوی_بوسون
@AdabSar
#پریسا

ﺷﺎﯾﺪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﺎﺭﻩ‌ﺍﯼ ﻣﯽ‌ﺩﯾﺪﻣﺶ،
ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ!

ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ؛
ﻭ ﺍﻭ ﺷﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ؛
ﻭ ﺍﻭ ﻣﺮﺩ
ﻭ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻡ!

ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﺪﺍﺷﺖ
-ﻣﺜﻞ ﻣﻦ-
ﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻣﺎ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﺪﯾﻢ!

ﺟﻨﮓ ﺟﺎﯼ ﻏﺮﯾﺒﯽ‌ﺳﺖ
ﺁﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ می‌کشی
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﺎﺭﻩ‌ﺍﯼ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ‌ﺍﺵ
ﭼﻨﺪ ﺷﺎﺗﯽ ﻫﻢ ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ می‌کردی...

#توماس_هاردی
@AdabSar
1
#مجید

با من هزار نوبت اگر دشمنی کنی
ای دوست، همچنان دل من مهربان توست!

#سعدی
@AdabSar
#مجید

ز یزدان و از ما بر آن کس درود
که تارش خرد باشد و داد پود!

#فردوسی
@AdabSar
#پریسا

رفتن تو
انفجار هیروشیما بود
بعد آن
هر دوست داشتنی
در من به دنیا می‌آید
ناقص است!

سراینده ؟؟؟
@AdabSar
#پریسا

منتظر هست کسی توی غزل بعد از این
که صدایت بزند "قندوعسل" بعد از این

تو "بخارای" منی، شهد و شرَر لب‌هایت
نام زیبای تو هم "تاج‌محل" بعد از این

از همان روز که چشمان تو آغوشم شد
می‌نویسم همه‌جا "بوس‌وبغل" بعد از این

من کافر شده از چشم خودم افتادم
و بخوانید مرا "لات و هُبل" بعد از این

منِ جادو شده‌ی چشم تو، هیهات از عشق!
من جادو شده از روز ازل! بعد از این

می‌سپارم دل خود را که به یغما ببرد
می‌گذارم ببرد حداقل بعداز این

پس از آن بود که دستان تو را گم کردم
پس از آنی که مرا دست اجل! بعد از این

منتظر هست کسی توی غزل بعد از این
که صدایت بزند "قندو عسل"بعد از این

#امیر_نقدی_لنگرود

@AdabSar
#پریسا

روی لب‌های تو وقتی ردی از لبخند نیست
در وجودم سنگ روی سنگ دیگر بند نیست

اخم‌هایت را کمی وا کن که تاب آوردنش
در توان شانه‌های خسته‌ی الوند نیست

خواجه‌ی قاجار اگر چشم کسی را کور کرد
قصه‌اش آنچه مورخ‌ها به ما گفتند نیست

خواست تا از چشم‌زخم دشمنان حفظت کند
خوب می‌دانست کار آتش و اسپند نیست

آنقدر شیرین‌زبانی کار دستم داده‌ای
قند خون از خوردن بیش از نیاز قند نیست

ای تنت شیراز رازآلود فتحت می‌کنم
گرچه در رگ‌هام خون پادشاه زند نیست!

#سورنا_جوکار

@AdabSar
#مجید

دوست‌داشتن
سرآغاز دانایی است،
دانایی
سرآغاز دوست‌داشتن است!

#کوروش
@AdabSar
#پریسا

لب مرا ز غصه‌ها بدوز...










مرا ببوس!

#مرضیه_فیروزکوهی
@AdabSar
#پریسا

قصه‌ی عشق از زمین که گذشت،
از هوایی شدن هراسی نیست!

پیش‌بینی نکن چه خواهد شد
عشق مثل هواشناسی نیست!

#یاسر_قنبرلو
@AdabSar
#پریسا

از بس که زمانه درهم و برهم شد
از مرگ و فشارقبر ترسم کم شد

ای قبر دگر مرا نترسان چون من
در متروی تهران بدنم محکم شد!

#جواد_نوروزی
@AdabSar
#پریسا

نُت کوچکی هستم
در خطوط حاملِ گیسوهات!

نسیمی کافی‌ست تا جهان
در نگاهم به رقص برخیزد...

#رضا_کاظمی
@AdabSar
#مجید

دوست باید که جمله عیب تو را
همچو آیینه روبه‌رو گوید،

نه که چون شانه با هزار زبان
پشت سر رفته مو‌به‌مو گوید!

#سعدی
@AdabSar
#پریسا

خاطرش جمع و دلش قرص و خيالش تخت است
هركه تسخير كند قلب تو را خوشبخت است

بس که پر کرده شمیم نفست تهران را
بین "آزادی" و "دربند" گزینش سخت است!

#محسن_رضوانی
@AdabSar
#پریسا

مارها، قورباغه‌ها را می‌خوردند و قورباغه‌ها غمگین بودند.
قورباغه‌ها به لک‌لک‌ها شکایت کردند. لک‌لک‌ها، مارها را خوردند و قورباغه‌ها شاد شدند.
لک‌لک‌ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه‌ها!!

قورباغه‌ها دچار اختلاف دیدگاه شدند! عده‌ای از آن‌ها با لک‌لک‌ها کنار آمدند و عده‌ای خواهان بازگشت مارها شدند!
مارها بازگشتند و هم‌پای لک‌لک‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها کردند!

حالا دیگر قورباغه‌ها متقاعد شده بودند که برای خورده شدن به‌دنیا می‌آیند!
تنها یک مشکل برای آن‌ها حل نشده باقی مانده است: "این‌که نمی‌دانند توسط دوستان‌شان خورده می‌شوند یا دشمنانشان"!

زنده یاد #منوچهر_احترامی
@AdabSar
👍1