💫
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که میآیی به سراغم نفسی نیست
#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست
امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که میآیی به سراغم نفسی نیست
#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
@AdabSar
«نبینی مگر گرم و تیمار و رنج
بر این است رسم سرای سپنج
🌺🌺🌺
گزاف است کردار گردانسپهر
گهی زهر و جنگ است و گه نوش و مهر
🌸🌸🌸
اگر کشته گر مرده هم بگذریم
سِزد گر به چونوچرا ننگریم
🍀🍀🍀
چنان رفت باید که آید زمان
مشو تیز با گردش آسمان»
#فردوسی
🌼🌼🌼
با امید که در هفتهی پیش رو:
جهاندار پیروزگر یار باد
سر بخت دشمن نگونسار باد
#فردوسی
🌹🌹🌹
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
«نبینی مگر گرم و تیمار و رنج
بر این است رسم سرای سپنج
🌺🌺🌺
گزاف است کردار گردانسپهر
گهی زهر و جنگ است و گه نوش و مهر
🌸🌸🌸
اگر کشته گر مرده هم بگذریم
سِزد گر به چونوچرا ننگریم
🍀🍀🍀
چنان رفت باید که آید زمان
مشو تیز با گردش آسمان»
#فردوسی
🌼🌼🌼
با امید که در هفتهی پیش رو:
جهاندار پیروزگر یار باد
سر بخت دشمن نگونسار باد
#فردوسی
🌹🌹🌹
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"عصر" واژهای بیگانه است که در زبان پارسی با دو چم بهکار میرود.
۱. زمانی از روز، که پس از میانهی روز است:
🔻عصر = پسین، پَسینگاه، پس از نیمروز، ایوار، ایواره، شام، شامگاه، شامداد، شبانگاه
🔻عصرانه = چاشت، چاشت پَسین، چاشت شامگاهی
🔻عصر بهخیر = پَسین خوش، شام خوش
✍نمونه:
🔺از صبح تا عصر با هم بودیم =
از بام تا شام با هم بودیم
از بامگاه تا پَسینگاه با هم بودیم
🔺تا عصر طول خواهد کشید =
تا شبانگاه به درازا خواهد کشید
تا پس از نیمروز به درازا خواهد کشید
🔺شما را برای خوردن عصرانه به منزلمان دعوت میکنم =
شما را برای خوردن چاشت/ چاشتِ پَسین به خانهمان فرا میخوانم
🔺عصر بخیر رفقا =
پَسین خوش دوستان
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگِ خروس(بهار)
۲. چرخهای از دیروک(تاریخ)، که ویژگی آن ریسهای(مجموعهای) از رویدادهای وابسته به هم است:
🔻عصر = زمانه، زمان، روزگار، دورَک
🔻عصر اتم = دورَکِ اتم
🔻عصر باستان = زمانهی باستان، روزگار باستان
🔻عصر حجر = دورک سنگی، روزگار سنگی
🔻عصر حجر جدید = دورک نوسَنگی، روزگار نوسَنگی
🔻عصر حجر قدیم = دورک پارینهسنگی، زمان پارینهسنگی
🔻عصر طلایی = دورَک زرین
🔻عصر فناوری = زمانهی فناوری
✍نمونه:
🔺«نارسیسم» از علائم روانرنجوری عصر ماست =
«خودشیفتگی» از نشانههای روانرنجوری روزگار ماست
🔺ما در عصر فناوری اطلاعات زندگی میکنیم =
ما در زمانهی فناوری دادهها زندگی میکنیم
🔺در عصر یخبندان خیلی از حیوانات مردند =
در دورَکِ یخبندان بسیاری از جانوران مردند
🚩ویرایش شد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عصر #عصرانه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"عصر" واژهای بیگانه است که در زبان پارسی با دو چم بهکار میرود.
۱. زمانی از روز، که پس از میانهی روز است:
🔻عصر = پسین، پَسینگاه، پس از نیمروز، ایوار، ایواره، شام، شامگاه، شامداد، شبانگاه
🔻عصرانه = چاشت، چاشت پَسین، چاشت شامگاهی
🔻عصر بهخیر = پَسین خوش، شام خوش
✍نمونه:
🔺از صبح تا عصر با هم بودیم =
از بام تا شام با هم بودیم
از بامگاه تا پَسینگاه با هم بودیم
🔺تا عصر طول خواهد کشید =
تا شبانگاه به درازا خواهد کشید
تا پس از نیمروز به درازا خواهد کشید
🔺شما را برای خوردن عصرانه به منزلمان دعوت میکنم =
شما را برای خوردن چاشت/ چاشتِ پَسین به خانهمان فرا میخوانم
🔺عصر بخیر رفقا =
پَسین خوش دوستان
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگِ خروس(بهار)
۲. چرخهای از دیروک(تاریخ)، که ویژگی آن ریسهای(مجموعهای) از رویدادهای وابسته به هم است:
🔻عصر = زمانه، زمان، روزگار، دورَک
🔻عصر اتم = دورَکِ اتم
🔻عصر باستان = زمانهی باستان، روزگار باستان
🔻عصر حجر = دورک سنگی، روزگار سنگی
🔻عصر حجر جدید = دورک نوسَنگی، روزگار نوسَنگی
🔻عصر حجر قدیم = دورک پارینهسنگی، زمان پارینهسنگی
🔻عصر طلایی = دورَک زرین
🔻عصر فناوری = زمانهی فناوری
✍نمونه:
🔺«نارسیسم» از علائم روانرنجوری عصر ماست =
«خودشیفتگی» از نشانههای روانرنجوری روزگار ماست
🔺ما در عصر فناوری اطلاعات زندگی میکنیم =
ما در زمانهی فناوری دادهها زندگی میکنیم
🔺در عصر یخبندان خیلی از حیوانات مردند =
در دورَکِ یخبندان بسیاری از جانوران مردند
🚩ویرایش شد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عصر #عصرانه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرتمیس» یا «ارتمیس»
👸🏻👸🏻 "آرتمیس" یا "ارتمیسیا" یکی از زنان نامدار و سرافراز ایران، نخستین ویچیر پدافند(وزیر دفاع) در جهان برای نیرومندترین ارتش آن زمان جهان و فرمانده زبده و هوشمند نیروی دریایی ایران در زمان خشایارشاه بود. "هرودوت" نوشته بود که هیچیک از فرماندهان ایران به اندازه "ارتمیس" به خشایارشاه راهنمایی ارزشمند ندادهاند. کهننگاران یونانی نیز در نوشتههایشان او را زنی زیبا، هوشمند و والاتبار ارزیابی کردهاند.
به شوند(دلیل) جایگاه و ناموری وی، نام بسیاری از دختران ایران از زمان باستان تاکنون، بهویژه در زمان ساسانیان و پس از اسلام نیز در دودمان سلجوقیان، "آرتمیس" بود.
به گفتهی کهننگاران(مورخان)، وی ۴۸۰سال پیش از زایش(میلاد) در نبرد "سالامیس" خوش درخشید.
گفته میشود او دلباختهی خشایارشاه بود و به وی پیشنهاد همسری داد.
goo.gl/xJ9oKG
👸🏻👸🏻 دربارهی ریشهی نام "آرتمیس" یا "ارتمیس" دو دیدگاه برجسته داریم:
۱- آرتمیس نامی ایرانی آمیخته از "آرتا/آرته/ارتا/اَرتَه"+"مَس" به چمار بزرگ است. این نام را به چم درستکار بزرگ، راستگو، بانوی پاک بزرگ و نیککردار بزرگ دانستهاند.
برای آشنایی با نامهای "ارتا" یا "آرتا" به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5553
t.me/AdabSar/6695
۲- "آرتمیس" نام یک ایزدبانوی یونانی است. او و آپولون خواهر و برادر همایند(دوقلو) و فرزندان زئوس و لتو بودند. پرستشگاه "آرتمیس" در شهر سلجوق در ترکیه کنونی به شَوَند مهسازی(معماری) بسیار زیبا، یکی از شگفتیهای هفتگانهی جهان است. او همتای "دایانا"ی رومی و ایزدبانوی شکار، جانوران و نگهبان زنان هنگام زایمان بود. برای آشنایی با "دیانا" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4859
👈🏻👈🏻 از سویی باید نگریست که بر پایهی پژوهشها و یافتهها، "آرتمیس" یونانیتبار بود. او در شهر هالیکارناس، پایتخت کاریا(در باختر ترکیه کنونی) زاده شد. این شهر را هخامنشیان در دست داشتند و بخشی از سرزمین ایران و از سویی همسایهی نزدیک به یونان بود. پدرش لوگدامیس، فرماندار این شهر و مادرش زادهی آبخوست(جزیره) "کرت" بود. "آرتمیس" پس از مرگ پدرش جانشین او شد. از این رو شاید بتوان گفت با نگر به همسایگی و نزدیکی سرزمینها، این نام از یونان به ایران آمده باشد.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آرتینا، آترین، آتریسا، پارمیس، آرشین، آرشیدا، آرنوش و...
👦🏻 آرتا، آرتام، آرتین، آریو، آریابد، آریافر، آرتامن و...
✨✨ فرتور(عکس) پیوست، نگارهی "آرتمیس" روی دانگ(سکه)های اشکانی و نمایی از سرزمین ایران در زمان "آرتمیس" است.
با سپاس از "واروژان سیونیکیان"، سرپرست کانال "نقشههای سیاسی و تاریخی" که این رهنامه(نقشه) را به ادبسار واگذار کردند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آرتمیس #ارتمیس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرتمیس» یا «ارتمیس»
👸🏻👸🏻 "آرتمیس" یا "ارتمیسیا" یکی از زنان نامدار و سرافراز ایران، نخستین ویچیر پدافند(وزیر دفاع) در جهان برای نیرومندترین ارتش آن زمان جهان و فرمانده زبده و هوشمند نیروی دریایی ایران در زمان خشایارشاه بود. "هرودوت" نوشته بود که هیچیک از فرماندهان ایران به اندازه "ارتمیس" به خشایارشاه راهنمایی ارزشمند ندادهاند. کهننگاران یونانی نیز در نوشتههایشان او را زنی زیبا، هوشمند و والاتبار ارزیابی کردهاند.
به شوند(دلیل) جایگاه و ناموری وی، نام بسیاری از دختران ایران از زمان باستان تاکنون، بهویژه در زمان ساسانیان و پس از اسلام نیز در دودمان سلجوقیان، "آرتمیس" بود.
به گفتهی کهننگاران(مورخان)، وی ۴۸۰سال پیش از زایش(میلاد) در نبرد "سالامیس" خوش درخشید.
گفته میشود او دلباختهی خشایارشاه بود و به وی پیشنهاد همسری داد.
goo.gl/xJ9oKG
👸🏻👸🏻 دربارهی ریشهی نام "آرتمیس" یا "ارتمیس" دو دیدگاه برجسته داریم:
۱- آرتمیس نامی ایرانی آمیخته از "آرتا/آرته/ارتا/اَرتَه"+"مَس" به چمار بزرگ است. این نام را به چم درستکار بزرگ، راستگو، بانوی پاک بزرگ و نیککردار بزرگ دانستهاند.
برای آشنایی با نامهای "ارتا" یا "آرتا" به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5553
t.me/AdabSar/6695
۲- "آرتمیس" نام یک ایزدبانوی یونانی است. او و آپولون خواهر و برادر همایند(دوقلو) و فرزندان زئوس و لتو بودند. پرستشگاه "آرتمیس" در شهر سلجوق در ترکیه کنونی به شَوَند مهسازی(معماری) بسیار زیبا، یکی از شگفتیهای هفتگانهی جهان است. او همتای "دایانا"ی رومی و ایزدبانوی شکار، جانوران و نگهبان زنان هنگام زایمان بود. برای آشنایی با "دیانا" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4859
👈🏻👈🏻 از سویی باید نگریست که بر پایهی پژوهشها و یافتهها، "آرتمیس" یونانیتبار بود. او در شهر هالیکارناس، پایتخت کاریا(در باختر ترکیه کنونی) زاده شد. این شهر را هخامنشیان در دست داشتند و بخشی از سرزمین ایران و از سویی همسایهی نزدیک به یونان بود. پدرش لوگدامیس، فرماندار این شهر و مادرش زادهی آبخوست(جزیره) "کرت" بود. "آرتمیس" پس از مرگ پدرش جانشین او شد. از این رو شاید بتوان گفت با نگر به همسایگی و نزدیکی سرزمینها، این نام از یونان به ایران آمده باشد.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آرتینا، آترین، آتریسا، پارمیس، آرشین، آرشیدا، آرنوش و...
👦🏻 آرتا، آرتام، آرتین، آریو، آریابد، آریافر، آرتامن و...
✨✨ فرتور(عکس) پیوست، نگارهی "آرتمیس" روی دانگ(سکه)های اشکانی و نمایی از سرزمین ایران در زمان "آرتمیس" است.
با سپاس از "واروژان سیونیکیان"، سرپرست کانال "نقشههای سیاسی و تاریخی" که این رهنامه(نقشه) را به ادبسار واگذار کردند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آرتمیس #ارتمیس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود دوستان
✍ برای واژهی «جراح» هموگِ[معادل] درخوری در پارسی ندیدهام که بتوان از آن جداشدههای زیاد و ساده ساخت.
زینروی/بنابراین بر آن شدم برای واژهی «جراح» و جداشدههای آن این هموگها را بسازم:
🔻 جراحی کردن: تَنکافتن، تَنکافِش
🔻 پزشک جراح: تَنکاف، تَنکاف، تنکافنده ، تنکافگر
🔻 ابزار جراحی: تنکافه، تنکافافزار
🔻 عمل جراحی: تنکافی، کَرِنت
🔻 اتاق جراحی: تنکافگاه، تنکافتوی(tankāftuy)[در لری به اتاق، "توی" گفته میشود]
❌ در فارسی به کسی که عمل جراحی میشود بیمار میگویند، ولی همهی جراحیها در راستای بهبود بیماری نیست. مانند: کرنتِ/عملِ زیبایی، کرنتِ پیوند اندام/عضو و...؛ با این هموگ میتوان برابرهای رشمندتری[دقیقتری] ساخت.
🔻 تنکافاک: او که عمل جراحی شود.
🔻 تنکافته: او که عمل جراحی شده است.
🔻 تنکافیار: دستیار پزشک جراح
نمونهها:
⭕️ این دانشکده ویژهی آموزش جراحی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش تنکافی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش کرنت چشم است.
⭕️ بیمارستان پورسینا کمبود دستیار جراح دارد.
✅ بیمارستان پورسینا کمبود تنکافیار دارد.
⭕️ از افراد جراحی شده باید مراقبت های ویژهای به عمل آید.
✅ تنکافتهها را باید بهگونهی ویژهای پایید.
⭕️ نگهبان از ورود خانوادهی او به اتاق عمل جلوگیری کرد.
✅ نگهبان نهلید خانوادهی او به تنکافگاه درون شوند.
نمونه برای صرف کرواز/فعل:
⭕️ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده جراحی میکند.
✅ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده میتنکافد.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود دوستان
✍ برای واژهی «جراح» هموگِ[معادل] درخوری در پارسی ندیدهام که بتوان از آن جداشدههای زیاد و ساده ساخت.
زینروی/بنابراین بر آن شدم برای واژهی «جراح» و جداشدههای آن این هموگها را بسازم:
🔻 جراحی کردن: تَنکافتن، تَنکافِش
🔻 پزشک جراح: تَنکاف، تَنکاف، تنکافنده ، تنکافگر
🔻 ابزار جراحی: تنکافه، تنکافافزار
🔻 عمل جراحی: تنکافی، کَرِنت
🔻 اتاق جراحی: تنکافگاه، تنکافتوی(tankāftuy)[در لری به اتاق، "توی" گفته میشود]
❌ در فارسی به کسی که عمل جراحی میشود بیمار میگویند، ولی همهی جراحیها در راستای بهبود بیماری نیست. مانند: کرنتِ/عملِ زیبایی، کرنتِ پیوند اندام/عضو و...؛ با این هموگ میتوان برابرهای رشمندتری[دقیقتری] ساخت.
🔻 تنکافاک: او که عمل جراحی شود.
🔻 تنکافته: او که عمل جراحی شده است.
🔻 تنکافیار: دستیار پزشک جراح
نمونهها:
⭕️ این دانشکده ویژهی آموزش جراحی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش تنکافی چشم است.
✅ این دانشکده ویژهی آموزش کرنت چشم است.
⭕️ بیمارستان پورسینا کمبود دستیار جراح دارد.
✅ بیمارستان پورسینا کمبود تنکافیار دارد.
⭕️ از افراد جراحی شده باید مراقبت های ویژهای به عمل آید.
✅ تنکافتهها را باید بهگونهی ویژهای پایید.
⭕️ نگهبان از ورود خانوادهی او به اتاق عمل جلوگیری کرد.
✅ نگهبان نهلید خانوادهی او به تنکافگاه درون شوند.
نمونه برای صرف کرواز/فعل:
⭕️ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده جراحی میکند.
✅ پزشک گفته است که زانوی پارسا را هفتهی آینده میتنکافد.
فرستنده #میلاد_فرخ_وند
#پارسی_پاک
#جراح #جراحی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
رفتی چه بیبهانه و سرد از کنار من
پاییز شد دوباره شکوه بهار من
یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی
یادت بهخیر یار فراموشکار من
حالا کجاست آن همه لاف وفا که باز
بر عشق "ما" نشسته دوباره غبار "من"؟
شاعر شدم که از تو بگویم غزل ولی
بدرودِ آخرینِ تو شد یادگار من
افسرده ماندهام به امید طلوع صبح
شاید شبی سحر بشود انتظار من
باید که از حصار زمانه گذر کنم
تا پُر کند زمین و زمان را شعار من
چون آتشی زبانه کشد سوز عاشقی
آتش کشد به جان سکوتت شرار من
ای شعر ناسروده کجا ماندهای، کجا؟
که میچکد غزل به دل بیقرار من
#علی_نیاکویی_لنگرودی
@AdabSar
رفتی چه بیبهانه و سرد از کنار من
پاییز شد دوباره شکوه بهار من
یادم نمیکنی و ز یادم نمیروی
یادت بهخیر یار فراموشکار من
حالا کجاست آن همه لاف وفا که باز
بر عشق "ما" نشسته دوباره غبار "من"؟
شاعر شدم که از تو بگویم غزل ولی
بدرودِ آخرینِ تو شد یادگار من
افسرده ماندهام به امید طلوع صبح
شاید شبی سحر بشود انتظار من
باید که از حصار زمانه گذر کنم
تا پُر کند زمین و زمان را شعار من
چون آتشی زبانه کشد سوز عاشقی
آتش کشد به جان سکوتت شرار من
ای شعر ناسروده کجا ماندهای، کجا؟
که میچکد غزل به دل بیقرار من
#علی_نیاکویی_لنگرودی
@AdabSar
💫
خوش به حال تو
که از حال خودت باخبری
که دلتنگ خود نمیشوی
که منتطر نیستی
که هر وقت بخواهی
خودت را داری...
#آريا_نوری
@AdabSar
خوش به حال تو
که از حال خودت باخبری
که دلتنگ خود نمیشوی
که منتطر نیستی
که هر وقت بخواهی
خودت را داری...
#آريا_نوری
@AdabSar
💫
خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود...
در عشـق برخـلاف تو بخشنده نیستم!
گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین
من مـردِ امتحانِ تو شــرمنده نیستم!
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
خودکامه، انحصارطلب، مستبد، حسود...
در عشـق برخـلاف تو بخشنده نیستم!
گفتی که امتحان کن و یک شب مرا مبین
من مـردِ امتحانِ تو شــرمنده نیستم!
#عبدالمهدی_نوری
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
فرهنگ همگانی (عمومی)، همان چیزی است که شالودهی رفتار تودهی مردم بر آن استوار است.
اگر مردمان هزانه(جامعه)، زمانشناسی و رایِنیدن(نظمبخشی) را باور داشته باشند، اگر راستگویی را در رفتار خود همانند گفتارشان به کار گیرند، اگر پاکیزگی و بهداشت را پاس دارند و در زندگی خویشیک(شخصی) و هزانه رواگمند سازند و خود را ناگزیر از پاسداشت هودهی(حقِ) دیگران در نهان و آشکار بدانند؛ میتوان امید داشت که فرهنگ همگانی میهنمان سامان یابد؛ ولی اگر پایبند پیمان نباشند و هرگز ارزش زمان دیگران را ندانند و یا سخن آنها با راستگویی همراه نباشد و تنها برای پرهیز از بازخواست دیگران، شرم از گفتن فرهود(حقیقت) و بهانههای دیگر؛ هر دم و هر روز دهها سخن دروغ بر زبان بیاورند و یا آنکه در کُنش، زیستگاه را با ریختن خاکروبهها و خاشهها و به گونههای دیگر آلوده سازند و یا هنگام رانندگی و یا ایستادن در جایگاههای بیپروانه(غیرمجاز) که ایستمانی(پارککردن) را ناروا دانند و یا زدن بوقهای گوشخراش برای آگاهساختن رَوَندگان و یا جاوَرپُرسی با رانندگان دیگر، به هودهی دیگر همشهریان دستدرازی کنند و وارهی(نوبت) دیگر رانندگان را پاس ندارند، به گمان نمیتوان امید داشت، چنین چپیرهیی راه رشد و بالندگی در پیش گیرد و همچنان باید برای داشتن هزانهیی پاک و پیراسته و همراه بودن با مردمان راستگو و باسامان رشک ببرد.
✍🏻 #بلال_ریگی
یادداشت به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
فرهنگ همگانی (عمومی)، همان چیزی است که شالودهی رفتار تودهی مردم بر آن استوار است.
اگر مردمان هزانه(جامعه)، زمانشناسی و رایِنیدن(نظمبخشی) را باور داشته باشند، اگر راستگویی را در رفتار خود همانند گفتارشان به کار گیرند، اگر پاکیزگی و بهداشت را پاس دارند و در زندگی خویشیک(شخصی) و هزانه رواگمند سازند و خود را ناگزیر از پاسداشت هودهی(حقِ) دیگران در نهان و آشکار بدانند؛ میتوان امید داشت که فرهنگ همگانی میهنمان سامان یابد؛ ولی اگر پایبند پیمان نباشند و هرگز ارزش زمان دیگران را ندانند و یا سخن آنها با راستگویی همراه نباشد و تنها برای پرهیز از بازخواست دیگران، شرم از گفتن فرهود(حقیقت) و بهانههای دیگر؛ هر دم و هر روز دهها سخن دروغ بر زبان بیاورند و یا آنکه در کُنش، زیستگاه را با ریختن خاکروبهها و خاشهها و به گونههای دیگر آلوده سازند و یا هنگام رانندگی و یا ایستادن در جایگاههای بیپروانه(غیرمجاز) که ایستمانی(پارککردن) را ناروا دانند و یا زدن بوقهای گوشخراش برای آگاهساختن رَوَندگان و یا جاوَرپُرسی با رانندگان دیگر، به هودهی دیگر همشهریان دستدرازی کنند و وارهی(نوبت) دیگر رانندگان را پاس ندارند، به گمان نمیتوان امید داشت، چنین چپیرهیی راه رشد و بالندگی در پیش گیرد و همچنان باید برای داشتن هزانهیی پاک و پیراسته و همراه بودن با مردمان راستگو و باسامان رشک ببرد.
✍🏻 #بلال_ریگی
یادداشت به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
ای گیسوان رهای تو از آبشاران رهاتر
چشمانت از چشمهسارانِ صافِ سحر باصفاتر
با تو برای چه از غربت دستهایم بگویم
ای دوست ای از غم غربتِ من به من آشناتر
من با تو از هیچ از هیچ توفان هراسی ندارم
ای ناخدای وجود من ای از خدایان خداتر
ای مرمر سینهی تو در آن طرفه پیراهن سبز
از خرمن یاس در بستر سبزهها دلرباتر
ای خندههای زلال تو در گوش ذرات جانم
از ریزش مِی به جام آسمانیتر و خوشصداتر
بگذار راز دلم را بدانی «تو را دوست دارم»
ای با من از رازهایم صمیمیتر و بیریاتر
آری تو را دوست دارم وگر این سخن باورت نیست
اینک نگاه ستایشگَرَم از زبانم رساتر
#حسین_منزوی
@AdabSar
ای گیسوان رهای تو از آبشاران رهاتر
چشمانت از چشمهسارانِ صافِ سحر باصفاتر
با تو برای چه از غربت دستهایم بگویم
ای دوست ای از غم غربتِ من به من آشناتر
من با تو از هیچ از هیچ توفان هراسی ندارم
ای ناخدای وجود من ای از خدایان خداتر
ای مرمر سینهی تو در آن طرفه پیراهن سبز
از خرمن یاس در بستر سبزهها دلرباتر
ای خندههای زلال تو در گوش ذرات جانم
از ریزش مِی به جام آسمانیتر و خوشصداتر
بگذار راز دلم را بدانی «تو را دوست دارم»
ای با من از رازهایم صمیمیتر و بیریاتر
آری تو را دوست دارم وگر این سخن باورت نیست
اینک نگاه ستایشگَرَم از زبانم رساتر
#حسین_منزوی
@AdabSar
💫
کاش به زنی که عاشق است
میآموختند که چگونه انتقام بگیرد
غمگینم که عشق
این همه مهربان است!
#مژگان_عباسلو
@AdabSar
کاش به زنی که عاشق است
میآموختند که چگونه انتقام بگیرد
غمگینم که عشق
این همه مهربان است!
#مژگان_عباسلو
@AdabSar
💫
با آنكه جز سكوت جوابم نمیدهی
در هر سوال از همه پرسيدهام تورا
از شعر و استعاره و تشبيه برتری
با هيچكس بهجز تو نسنجيدهام تورا
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
با آنكه جز سكوت جوابم نمیدهی
در هر سوال از همه پرسيدهام تورا
از شعر و استعاره و تشبيه برتری
با هيچكس بهجز تو نسنجيدهام تورا
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مهآفرید» و «گُردآفرید»
نامهای دوبخشی "مهآفرید" یا "ماهآفرید" و "گُردآفرید" با آنکه نامهایی تبارمند(اصیل) هستند ولی بیشتر کیستی(هویت) خود را از شاهنامهی فردوسی میگیرند و میتوان آنها را نامهای شاهنامهای به شمار آورد.
🌕🌕 بیشتر نامهایی که بخش دوم آنها "آفرید" است، نامهای هنباز(مشترک) دخترانه و پسرانه هستند و چمار آنها وابسته و پیوسته به پسوند "آفرید" است.
برای نمونه "مهآفرید" یا "ماهآفرید" (مه+آفرید) به چم آفریده شده مانند ماه و آفریده شده از ماه است. زیبارو و دلانگیز، دیگر چمهای این نام هستند.
"گُردآفرید"(گُرد+آفرید) نیز به مانی پهلوانزاده شده و زایندهی پهلوان است. در برخی بنمایهها چم "نگهبان نیرومند" نیز برای آن نوشتهاند.
🌙🌙 "ماه" (مانگ در پارسی باستان) به چم سرزمین و ماه آسمان بود. "ماه" ایزد روز دوازدهم هر ماه خورشیدی، نگهبان جانوران و پرورشدهندهی گیاهان و رستنیها است.
- گشت روشن چو ماه بزم که گشت
نام این روز ماه و روی تو ماه!
#مسعود_سعد
💪🏻💪🏻 "گُرد" (در زبان تپوری جُرد و در زبان پهلوی Gurt) به ماناک(معنی) جنگجو و دلاور، پسر گژدهم و دلاوری در زمان کیخسرو بود. او پس از کشته شدن شاپور، سپاه ایران را رهبری کرد.
- طلایه به پیش اندرون چون قباد
کمینور چو "گُرد" تلیماننژاد!
فردوسی
🌍🌏 "آفرید" دگرگون شدهی فری/افری(fri/afri) در زبان اوستایی و به چم خوشنود کردن و آرزوی خوب است. "آفریدن" در زبان پهلوی "آفریتن" و "آفرینش" نیز "آفرش" به مانی نیست را هست کردن و پدید آوردن بود.
واژگان آفرین، آفرینش، آفریدن و آوردن همریشه هستند. در این نامها "آفرید" کوتاهشدهی "آفریده" است.
- بر او آفرین، کآفرین آفرید
مکان و زمان و زمین آفرید!
فردوسی
🌙⭐️ "مهآفرید" نام سه زن در شاهنامهی فردوسی است:
۱- نام دختر کشاورزی که یکی از زنان بهرامگور بود. نام او در برخی از ویرایشهای شاهنامه "مهرآفرید" آمده است:
- مهیندخت را نام "ماهآفرید"
فرانک دگر بُد، دگر شنبلید!
۲- نام دختر تور:
- کجا دختر تور "ماهآفرید"
که چون او کَس اندر زمانه ندید!
۳- نام کنیز ایرج(پسر فریدون) که دلدادهی او هم بود که از پیوند او و ایرج دختری زاده شد:
- یکی خوب چهر پرستنده دید
کجا نام او بود "ماهآفرید"!
- چو هنگامهی زادن آمد پدید
یکی دختر آمد ز "ماهآفرید"!
🏹🏹 "گُردآفرید" در شاهنامهی فردوسی:
نام دختر گژدهم، مرزدار ایرانی. او زنی دلاور بود و در کنار دژ سپید با سهراب جنگید ولی توانست با نیرنگ بگریزد.
- کجا نام او بود "گُردآفرید"
که چون او به جنگ اندرون کس ندید!
#شاهنامه #فردوسی
🤼♂🤼♂ "گُردآفرید" در گرشاسپنامه، نام پهلوانی ایرانی نامدار در سپاه گرشاسپ بود.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 بهآفرید، نوشآفرید، مهرآفرید، شادآفرید، مهین، مهگل و...
👦🏻 دادآفرید، کیآفرید، گرشا، گردیا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی #نام_پسرانه_ایرانی
#مه_آفرید #ماه_آفرید #گردآفرید #گرد_آفرید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مهآفرید» و «گُردآفرید»
نامهای دوبخشی "مهآفرید" یا "ماهآفرید" و "گُردآفرید" با آنکه نامهایی تبارمند(اصیل) هستند ولی بیشتر کیستی(هویت) خود را از شاهنامهی فردوسی میگیرند و میتوان آنها را نامهای شاهنامهای به شمار آورد.
🌕🌕 بیشتر نامهایی که بخش دوم آنها "آفرید" است، نامهای هنباز(مشترک) دخترانه و پسرانه هستند و چمار آنها وابسته و پیوسته به پسوند "آفرید" است.
برای نمونه "مهآفرید" یا "ماهآفرید" (مه+آفرید) به چم آفریده شده مانند ماه و آفریده شده از ماه است. زیبارو و دلانگیز، دیگر چمهای این نام هستند.
"گُردآفرید"(گُرد+آفرید) نیز به مانی پهلوانزاده شده و زایندهی پهلوان است. در برخی بنمایهها چم "نگهبان نیرومند" نیز برای آن نوشتهاند.
🌙🌙 "ماه" (مانگ در پارسی باستان) به چم سرزمین و ماه آسمان بود. "ماه" ایزد روز دوازدهم هر ماه خورشیدی، نگهبان جانوران و پرورشدهندهی گیاهان و رستنیها است.
- گشت روشن چو ماه بزم که گشت
نام این روز ماه و روی تو ماه!
#مسعود_سعد
💪🏻💪🏻 "گُرد" (در زبان تپوری جُرد و در زبان پهلوی Gurt) به ماناک(معنی) جنگجو و دلاور، پسر گژدهم و دلاوری در زمان کیخسرو بود. او پس از کشته شدن شاپور، سپاه ایران را رهبری کرد.
- طلایه به پیش اندرون چون قباد
کمینور چو "گُرد" تلیماننژاد!
فردوسی
🌍🌏 "آفرید" دگرگون شدهی فری/افری(fri/afri) در زبان اوستایی و به چم خوشنود کردن و آرزوی خوب است. "آفریدن" در زبان پهلوی "آفریتن" و "آفرینش" نیز "آفرش" به مانی نیست را هست کردن و پدید آوردن بود.
واژگان آفرین، آفرینش، آفریدن و آوردن همریشه هستند. در این نامها "آفرید" کوتاهشدهی "آفریده" است.
- بر او آفرین، کآفرین آفرید
مکان و زمان و زمین آفرید!
فردوسی
🌙⭐️ "مهآفرید" نام سه زن در شاهنامهی فردوسی است:
۱- نام دختر کشاورزی که یکی از زنان بهرامگور بود. نام او در برخی از ویرایشهای شاهنامه "مهرآفرید" آمده است:
- مهیندخت را نام "ماهآفرید"
فرانک دگر بُد، دگر شنبلید!
۲- نام دختر تور:
- کجا دختر تور "ماهآفرید"
که چون او کَس اندر زمانه ندید!
۳- نام کنیز ایرج(پسر فریدون) که دلدادهی او هم بود که از پیوند او و ایرج دختری زاده شد:
- یکی خوب چهر پرستنده دید
کجا نام او بود "ماهآفرید"!
- چو هنگامهی زادن آمد پدید
یکی دختر آمد ز "ماهآفرید"!
🏹🏹 "گُردآفرید" در شاهنامهی فردوسی:
نام دختر گژدهم، مرزدار ایرانی. او زنی دلاور بود و در کنار دژ سپید با سهراب جنگید ولی توانست با نیرنگ بگریزد.
- کجا نام او بود "گُردآفرید"
که چون او به جنگ اندرون کس ندید!
#شاهنامه #فردوسی
🤼♂🤼♂ "گُردآفرید" در گرشاسپنامه، نام پهلوانی ایرانی نامدار در سپاه گرشاسپ بود.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 بهآفرید، نوشآفرید، مهرآفرید، شادآفرید، مهین، مهگل و...
👦🏻 دادآفرید، کیآفرید، گرشا، گردیا و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی #نام_پسرانه_ایرانی
#مه_آفرید #ماه_آفرید #گردآفرید #گرد_آفرید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عطسه = اَتسِه، اَشنوسه، شَنوسَک
🔻عطسهزدن = اَتسهژدن، شنوسیدن
✍ واژهی "عطسه" اگرچه تازی است، ولی از روی آوای این کار ساخته شده است.
این واژه برابر و هماهنگ با آواز "اتس" است که از دهان بیرون میآید و نه از ریشههای زبان سامی. بر این پایه میتوان این واژه را با نوشتار "اَتسه" بهکار برد.
در پارسی بدان "اشنوسه" میگفتند که آن هم از راه شنیدن آوای این کار پیدا شده بود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عطسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻عطسه = اَتسِه، اَشنوسه، شَنوسَک
🔻عطسهزدن = اَتسهژدن، شنوسیدن
✍ واژهی "عطسه" اگرچه تازی است، ولی از روی آوای این کار ساخته شده است.
این واژه برابر و هماهنگ با آواز "اتس" است که از دهان بیرون میآید و نه از ریشههای زبان سامی. بر این پایه میتوان این واژه را با نوشتار "اَتسه" بهکار برد.
در پارسی بدان "اشنوسه" میگفتند که آن هم از راه شنیدن آوای این کار پیدا شده بود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#عطسه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
تهران و بوی ذرت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطرهی افتضاح و خوب
تهران و خط متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما میسپارمش
تهرانِ سکتهکردهی از هر دوپا فلج
تهرانِ وصلهپینه شده با خطوط کج
تهرانِ تا همیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما میسپارمش
من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطلهای سوختهی انقلاب را
بر سنگفرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
من خشوخش رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریهی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
بلوار پر درخت ولیعصر تا ونک
نوشابههای شیشهای و تخمه و پفک
کابوسهای هر شبه از درد مشترک
یک روز میرسد که فراموش میشوند
تنهاییام نشسته میان اتاغها
بر بیستوهشتسالگیام جای داغها
گریه نمیکنم… همهی اتفاقها
یک روز میرسد که فراموش میشوند
#فاطمه_اختصاری
@AdabSar
تهران و بوی ذرت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطرهی افتضاح و خوب
تهران و خط متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما میسپارمش
تهرانِ سکتهکردهی از هر دوپا فلج
تهرانِ وصلهپینه شده با خطوط کج
تهرانِ تا همیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما میسپارمش
من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطلهای سوختهی انقلاب را
بر سنگفرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
من خشوخش رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریهی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
بلوار پر درخت ولیعصر تا ونک
نوشابههای شیشهای و تخمه و پفک
کابوسهای هر شبه از درد مشترک
یک روز میرسد که فراموش میشوند
تنهاییام نشسته میان اتاغها
بر بیستوهشتسالگیام جای داغها
گریه نمیکنم… همهی اتفاقها
یک روز میرسد که فراموش میشوند
#فاطمه_اختصاری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
پـری بـودی و با من راز کردی
به ناز و عِشـوه عشـق آغاز کردی
مـرا آواز دادی، چـون رسیـدم
کبوتـر گشتی و پـرواز کردی
#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
پـری بـودی و با من راز کردی
به ناز و عِشـوه عشـق آغاز کردی
مـرا آواز دادی، چـون رسیـدم
کبوتـر گشتی و پـرواز کردی
#هوشنگ_ابتهاج
@AdabSar
🍂🌱🌾🍁🍃
🍁@AdabSar
🌱 جهانا
جهانا! نهانا که راز تو بود!
نشیبم نمودی؛ فراز تو بود
دراز آمدت کوته، ای پرفریب
بدان سان که کوته دراز تو بود
تو را ناز، گُرم و گرفت و گداز
نیازآفرینی نیاز تو بود
چرا گفت باید ز ناز و نیاز؟
نیاز من است آنچه ناز تو بود
نواز من اکنون گداز تو باد!
گداز و نوازم، ز آز تو بود
هلا! گرگِ گیتی! به نازم، مگز
که نازت گزافتر ز گاز تو بود
جهانا! همانا ز تو جز گداز
ندید آنکه او دلنواز تو بود
ز مازت برون کی توان شد به راز
که رازت نهانتر ز ماز تو بود
دَدآیین تر از گرگ درّنده میش
زبونتر ز گنجشک باز تو بود
به ساز تو رقصند* خرد و بزرگ
چه ناساز و ناکوک ساز تو بود
به سوزی، بسازی؛ به سازی، بسوزی
شگفتا که آن سوز و ساز تو بود!
زمین توده جایِ فروسودگان
زمان توسن تیزتاز تو بود
پلی نیو چون گیو گُردی به گَرد
گُرازه زبونِ گُراز تو بود
نماز ار که دیو آدمی را نبُرد
از آن بود کو در نماز تو بود
که جز دیو، در بزم تو، در نشست؟
که جز اهرمن همتراز تو بود
همه هستیش را به هیچِ تو باخت
هر آن کس که او پاکباز تو بود
چو هفتادش افتاد، زَروان بگفت:
جهانا! نهانا که راز تو بود!
#میرجلال_الدین_کزازی
#چکامه_پارسی
🌱 شهریور ۱۳۹۰
✍🏻 در این سروده تنها واژهی "رقص" پارسی نیست.
🍂@AdabSar
🌾🍃🍂🌿🍁
🍁@AdabSar
🌱 جهانا
جهانا! نهانا که راز تو بود!
نشیبم نمودی؛ فراز تو بود
دراز آمدت کوته، ای پرفریب
بدان سان که کوته دراز تو بود
تو را ناز، گُرم و گرفت و گداز
نیازآفرینی نیاز تو بود
چرا گفت باید ز ناز و نیاز؟
نیاز من است آنچه ناز تو بود
نواز من اکنون گداز تو باد!
گداز و نوازم، ز آز تو بود
هلا! گرگِ گیتی! به نازم، مگز
که نازت گزافتر ز گاز تو بود
جهانا! همانا ز تو جز گداز
ندید آنکه او دلنواز تو بود
ز مازت برون کی توان شد به راز
که رازت نهانتر ز ماز تو بود
دَدآیین تر از گرگ درّنده میش
زبونتر ز گنجشک باز تو بود
به ساز تو رقصند* خرد و بزرگ
چه ناساز و ناکوک ساز تو بود
به سوزی، بسازی؛ به سازی، بسوزی
شگفتا که آن سوز و ساز تو بود!
زمین توده جایِ فروسودگان
زمان توسن تیزتاز تو بود
پلی نیو چون گیو گُردی به گَرد
گُرازه زبونِ گُراز تو بود
نماز ار که دیو آدمی را نبُرد
از آن بود کو در نماز تو بود
که جز دیو، در بزم تو، در نشست؟
که جز اهرمن همتراز تو بود
همه هستیش را به هیچِ تو باخت
هر آن کس که او پاکباز تو بود
چو هفتادش افتاد، زَروان بگفت:
جهانا! نهانا که راز تو بود!
#میرجلال_الدین_کزازی
#چکامه_پارسی
🌱 شهریور ۱۳۹۰
✍🏻 در این سروده تنها واژهی "رقص" پارسی نیست.
🍂@AdabSar
🌾🍃🍂🌿🍁
کسانی هستند که فرهنگ ایرانی را گرامی میدارند، ولی فرهنگهای بومی را خوار میپندارند. من نمیدانم آن فرهنگ ایرانی که در چشم خاماندیشان پسند است، کدام است؟
#میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
#میرجلال_الدین_کزازی
🇮🇷 @AdabSar 🇮🇷
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«فرانک»
🦋🦋 "فرانک" نامی زیبا و شاهنامهای است.
گفته میشود "فرانک" دگرگونشدهی "پروانگ" یا "پرانگ" به چم پروانه یا جانور پران کوچک است. همچنین "فرانک" نام دیگر پرندهی سیاهگوش است که در بیشه جلوتر از شیر میرود و با سدای خود جانوران را از آمدن شیر آگاه میکند. دهخدا "فرانه" و "فرانک" را یکی میداند.
🦋🦋 "پران" همریشه با پریدن و سبکبار چون پر و پری است. "ــَک" دگرگون شدهی "ــَگ"، پسوند کوچک و دوستداشتنی نمایاندن است. "فرانک" به مانی "پروانه" است.
🦋🦋 فریدون جنیدی، شاهنامهپژوه، میگوید "فرانک" و "فریدون" از یک ریشه هستند. از این دید "فرانک" دگرگون شدهی "سهآنک" یا "ثریانک" اوستایی است و نشانهی سهپاره شدن آریاییان است. "ثری" امروز در پارسی به شمارهی ۳ و در انگلیسی به three دگرگون شده است.
🦋🦋 "فرانک" در شاهنامهی فردوسی:
۱- نام مادر "فریدون" پیشدادی و همسر "آبتین" که ناگزیر شد فرزندش فریدون رو در بیشهی مازندران و نزد گاوها رها کند. "فریدون" در بیشه(جنگل) پرورش یافت:
- "فران" بُدَش نام و فرخنده بود
به مهر "فریدون" دل آکنده بود!
۲- نام دختر برزین و یکی از همسران بهرامگور:
- مهیندخت را نام ماهآفرید
"فرانک" دگر بُد، دگر شنبلید!
#شاهنامه #فردوسی
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 بارانک، فریماه، فریناز، فریوَش، فَروَه و...
👦🏻 فربد، فراز، فرزاد، فرشید، فرداد و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#فرانک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«فرانک»
🦋🦋 "فرانک" نامی زیبا و شاهنامهای است.
گفته میشود "فرانک" دگرگونشدهی "پروانگ" یا "پرانگ" به چم پروانه یا جانور پران کوچک است. همچنین "فرانک" نام دیگر پرندهی سیاهگوش است که در بیشه جلوتر از شیر میرود و با سدای خود جانوران را از آمدن شیر آگاه میکند. دهخدا "فرانه" و "فرانک" را یکی میداند.
🦋🦋 "پران" همریشه با پریدن و سبکبار چون پر و پری است. "ــَک" دگرگون شدهی "ــَگ"، پسوند کوچک و دوستداشتنی نمایاندن است. "فرانک" به مانی "پروانه" است.
🦋🦋 فریدون جنیدی، شاهنامهپژوه، میگوید "فرانک" و "فریدون" از یک ریشه هستند. از این دید "فرانک" دگرگون شدهی "سهآنک" یا "ثریانک" اوستایی است و نشانهی سهپاره شدن آریاییان است. "ثری" امروز در پارسی به شمارهی ۳ و در انگلیسی به three دگرگون شده است.
🦋🦋 "فرانک" در شاهنامهی فردوسی:
۱- نام مادر "فریدون" پیشدادی و همسر "آبتین" که ناگزیر شد فرزندش فریدون رو در بیشهی مازندران و نزد گاوها رها کند. "فریدون" در بیشه(جنگل) پرورش یافت:
- "فران" بُدَش نام و فرخنده بود
به مهر "فریدون" دل آکنده بود!
۲- نام دختر برزین و یکی از همسران بهرامگور:
- مهیندخت را نام ماهآفرید
"فرانک" دگر بُد، دگر شنبلید!
#شاهنامه #فردوسی
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 بارانک، فریماه، فریناز، فریوَش، فَروَه و...
👦🏻 فربد، فراز، فرزاد، فرشید، فرداد و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#فرانک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸