💫
چشم شاعرکش ندیدی حرف من مفهوم نیست
در حوالی شما شاعـرکشی مرسوم نیست
شد سپاهـی کشتهی چشمان چون اهریمنش
چند تن دیگر به کشتن میدهد معلوم نیست
#مهدی_غفوری
@AdabSar
چشم شاعرکش ندیدی حرف من مفهوم نیست
در حوالی شما شاعـرکشی مرسوم نیست
شد سپاهـی کشتهی چشمان چون اهریمنش
چند تن دیگر به کشتن میدهد معلوم نیست
#مهدی_غفوری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تمام = همه، هماد، هام، فرجام، پایان، بسنده، آزگار، یکسره، سراسر، سرتاسر، رسا، هَره، واریکان(پارسی پهلوی)، فِرِه(پارسی پهلوی)
🔻تماماً = یکسره، همه، همگی، سراسر، سرتاسر، به همه، به همهای، پاک
🔻تمام امور = همهی کارها
🔻تمام رُخ = همهرُخ، هامرُخ
🔻تمامرَس = رسیده(در برابر نارَس)
🔻تمامشدن = پایانیافتن، پایانگرفتن، فرجامیافتن
🔻تمامشدنی = پایاندار، فِرِهیاب
🔻تمامشده = پایانیافته
🔻تمامعیار = سَره، ناب، بی آمیغ(آمیغ=آمیختگی)، بی کموکاست
🔻تمامکردن = به انجام رساندن، به پایان بردن، مردن
🔻تمامنشدنی = پایانناپذیر
🔻تماموقت = full time، پیوستهکار
🔻تمامی = همه، همگی، شِگالِه، بهسرآمدن، رسیدگی
🔻تمامیت ارضی = یکپارچگی کشوری
🔻با تمام = با همهی
🔻ناتمام = نیمهکاره، نافرجام، نارسا، نادرست، خام، پایاننیافته، ناهام، ناهَرْو، نافَرجَفت(پارسی پهلوی)، بَش
🔻ناتمامی = نافرجامی، خامی، ناآموزدگی
✍نمونه:
🔺به یک پرستار تماموقت نیازمندیم =
به پرستاری پیوستهکار نیازمندیم
🔺عقلش را تماما از دست داده بود =
خردش را پاک از دست داده بود
🔺تمام رفقای صمیمی من ازدواج کردند =
همهی دوستان یکدل من زناشویی کردند
دوستان همدل من، همگی همسر گُزیدند
🔺حقیقت را تمام و کمال بیان کنید =
فرهود را یکسره و بی کموکاست واگویید
🔺وقت امتحان تمومه =
زمان آزمون به پایان رسید
پایان زمان آزمون
🔺عمرم تمام شد و وقتم به اتمام رسید =
زندگانیام سَر آمد و زمانام سپری شد
🔺مریض قبل از آنکه حرفش را تمام کند، تمام کرد =
بیمار پیش از آنکه سخنش را به پایان ببرد، مُرد
🔺سی سال تمام منتظرش مانده بود =
سی سال آزگار چشمبهراهش مانده بود
🔺تمام شهر در تاریکی فرو رفته بود =
سرتاسر شهر در تاریکی فرو رفته بود
🔺مجسمهای از طلای تمامعیار برایش ساختند =
تندیسی از زر ناب برایش ساختند
🔺کار را نیمهتمام گذاشت =
کار را نیمهکاره گذاشت
کار را نافرجام گذاشت
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻تمام = همه، هماد، هام، فرجام، پایان، بسنده، آزگار، یکسره، سراسر، سرتاسر، رسا، هَره، واریکان(پارسی پهلوی)، فِرِه(پارسی پهلوی)
🔻تماماً = یکسره، همه، همگی، سراسر، سرتاسر، به همه، به همهای، پاک
🔻تمام امور = همهی کارها
🔻تمام رُخ = همهرُخ، هامرُخ
🔻تمامرَس = رسیده(در برابر نارَس)
🔻تمامشدن = پایانیافتن، پایانگرفتن، فرجامیافتن
🔻تمامشدنی = پایاندار، فِرِهیاب
🔻تمامشده = پایانیافته
🔻تمامعیار = سَره، ناب، بی آمیغ(آمیغ=آمیختگی)، بی کموکاست
🔻تمامکردن = به انجام رساندن، به پایان بردن، مردن
🔻تمامنشدنی = پایانناپذیر
🔻تماموقت = full time، پیوستهکار
🔻تمامی = همه، همگی، شِگالِه، بهسرآمدن، رسیدگی
🔻تمامیت ارضی = یکپارچگی کشوری
🔻با تمام = با همهی
🔻ناتمام = نیمهکاره، نافرجام، نارسا، نادرست، خام، پایاننیافته، ناهام، ناهَرْو، نافَرجَفت(پارسی پهلوی)، بَش
🔻ناتمامی = نافرجامی، خامی، ناآموزدگی
✍نمونه:
🔺به یک پرستار تماموقت نیازمندیم =
به پرستاری پیوستهکار نیازمندیم
🔺عقلش را تماما از دست داده بود =
خردش را پاک از دست داده بود
🔺تمام رفقای صمیمی من ازدواج کردند =
همهی دوستان یکدل من زناشویی کردند
دوستان همدل من، همگی همسر گُزیدند
🔺حقیقت را تمام و کمال بیان کنید =
فرهود را یکسره و بی کموکاست واگویید
🔺وقت امتحان تمومه =
زمان آزمون به پایان رسید
پایان زمان آزمون
🔺عمرم تمام شد و وقتم به اتمام رسید =
زندگانیام سَر آمد و زمانام سپری شد
🔺مریض قبل از آنکه حرفش را تمام کند، تمام کرد =
بیمار پیش از آنکه سخنش را به پایان ببرد، مُرد
🔺سی سال تمام منتظرش مانده بود =
سی سال آزگار چشمبهراهش مانده بود
🔺تمام شهر در تاریکی فرو رفته بود =
سرتاسر شهر در تاریکی فرو رفته بود
🔺مجسمهای از طلای تمامعیار برایش ساختند =
تندیسی از زر ناب برایش ساختند
🔺کار را نیمهتمام گذاشت =
کار را نیمهکاره گذاشت
کار را نافرجام گذاشت
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#تمام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
هر قدر هم ساکتنشستن مشکلت باشد
حرف دلت تا میتوانی در دلت باشد
یک عمر در گفتن دویدی، کولهبارت کو؟
این سهمِ خیلی کم نباید حاصلت باشد
حالا که اینقدر از تلاطم خستهای برگرد
اما اگر خاکی بخواهد ساحلت باشد!
تا وقت مردن روی خوشبختی نمیبینی
تا درد و رنج آغشته با آب و گلت باشد
احساس غربت میکنی وقتی که شوقی نیست
هتا اگر یک عمر جایی منزلت باشد
اصلا بگو کی در اِزای شعر نان داده؟
یاخندهای، حرفی، که شاید قابلت باشد
از گفتنیها با تو گفتم، بعد از این بگذار
دست خود دیوانهات یا عاقلت باشد
امروز و فردا میکنی؟ امروز یا فردا
یکدفعه دیدی وقت مُهر باطلت باشد
بر شانههایت باز دنبال چه میگردی؟
انگیزهی پرواز باید در دلت باشد
#مهدی_فرجی
@AdabSar
هر قدر هم ساکتنشستن مشکلت باشد
حرف دلت تا میتوانی در دلت باشد
یک عمر در گفتن دویدی، کولهبارت کو؟
این سهمِ خیلی کم نباید حاصلت باشد
حالا که اینقدر از تلاطم خستهای برگرد
اما اگر خاکی بخواهد ساحلت باشد!
تا وقت مردن روی خوشبختی نمیبینی
تا درد و رنج آغشته با آب و گلت باشد
احساس غربت میکنی وقتی که شوقی نیست
هتا اگر یک عمر جایی منزلت باشد
اصلا بگو کی در اِزای شعر نان داده؟
یاخندهای، حرفی، که شاید قابلت باشد
از گفتنیها با تو گفتم، بعد از این بگذار
دست خود دیوانهات یا عاقلت باشد
امروز و فردا میکنی؟ امروز یا فردا
یکدفعه دیدی وقت مُهر باطلت باشد
بر شانههایت باز دنبال چه میگردی؟
انگیزهی پرواز باید در دلت باشد
#مهدی_فرجی
@AdabSar
💫
انگار که زهر است که در جام من است
بر کام رقیب، اگر چه بر نام من است
آن حلقه که در دست خودش انداخته
قطعن گرهی طناب اعدام من است
#امیرحسین_زاهدی
@AdabSar
انگار که زهر است که در جام من است
بر کام رقیب، اگر چه بر نام من است
آن حلقه که در دست خودش انداخته
قطعن گرهی طناب اعدام من است
#امیرحسین_زاهدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«شاهو»
🤴🏻🤴🏻 "شاهو"، نام پسرانهی پارسی و کردی با فراوانی بسیار کم است. این نام در شاهنامهی فردوسی "شاهوی" است. در شماری از بنمایههای کهن "شاهویه" نیز دیده شده است. واژهی "شاهوا" هم گونهی دیگری از "شاهو" است ولی کاربردی در نامگذاری ندارد.
🏔🏔 "شاهو"، نام بخشی از رشتهکوههای زاگرس در استان کرمانشاه و نام بلندترین چکاد(قله) زاگرس در نزدیکی شهر پاوه است.
💎💎 "شاهو"، کوتاه شدهی "شاهوار" به چم شاهانه، پُربها، ناب، نیرومند، پابرجا و استوار است.(دهخدا)
از سویی دهخدا میگوید نام "شاهوی"، شاید دگرگون شدهی نام "ماهوی" باشد. "ماهوی" نیز در شاهنامهی فردوسی آمده است.
👑👑 "شاهوار"(شاه+وار) نیز به مانی بزرگ و شکوهمند همچون شاه است.
-بخندید، خندیدنی شاهوار
چنان کآمد آوازش از چاهسار!
فردوسی
⛰⛰ "شاهو" در کردی دگردیس شدهی "شاکو"(شاهکوه) به ماناک(معنی) کوه بزرگ است.(فرهنگ نامهای کردی)
📚📚 "شاهوی" در شاهنامهی فردوسی:
"شاهوی" نام پسر هفتواد، از پهلوانان زمان اردشیر بابکان ساسانی و پیری فرزانه بود که شاهنامه بخشی از شاهنامه را از زبان او بازگویی(روایت) کرده است.
چنین گفت فرزانه "شاهوی" پیر
ز "شاهوی" پیر این سخن یاد گیر!
"ماهوی سوری" نیز نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد سوم ساسانی(واپسین پادشاه ساسانی) بود که یزدگرد هنگام شکست به او پناه برد، ولی او پیمانشکنی کرد.
شهنشاه از آن خود نهآگاه بود
که "ماهوی" سوریش بدخواه بود!
#شاهنامه #فردوسی
📖📖 "شاهویه" نام پدر برزویه دانشمند ایرانی و برگردانندهی "کلیله و دمنه" به پارسی است.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 شاهپرک، شاهدخت، شاهپری، شاهدانه، شادی، شادیسا و...
👦🏻 شاهنگ، شاهدیس، شاهوش، شاهنده و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#شاهو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«شاهو»
🤴🏻🤴🏻 "شاهو"، نام پسرانهی پارسی و کردی با فراوانی بسیار کم است. این نام در شاهنامهی فردوسی "شاهوی" است. در شماری از بنمایههای کهن "شاهویه" نیز دیده شده است. واژهی "شاهوا" هم گونهی دیگری از "شاهو" است ولی کاربردی در نامگذاری ندارد.
🏔🏔 "شاهو"، نام بخشی از رشتهکوههای زاگرس در استان کرمانشاه و نام بلندترین چکاد(قله) زاگرس در نزدیکی شهر پاوه است.
💎💎 "شاهو"، کوتاه شدهی "شاهوار" به چم شاهانه، پُربها، ناب، نیرومند، پابرجا و استوار است.(دهخدا)
از سویی دهخدا میگوید نام "شاهوی"، شاید دگرگون شدهی نام "ماهوی" باشد. "ماهوی" نیز در شاهنامهی فردوسی آمده است.
👑👑 "شاهوار"(شاه+وار) نیز به مانی بزرگ و شکوهمند همچون شاه است.
-بخندید، خندیدنی شاهوار
چنان کآمد آوازش از چاهسار!
فردوسی
⛰⛰ "شاهو" در کردی دگردیس شدهی "شاکو"(شاهکوه) به ماناک(معنی) کوه بزرگ است.(فرهنگ نامهای کردی)
📚📚 "شاهوی" در شاهنامهی فردوسی:
"شاهوی" نام پسر هفتواد، از پهلوانان زمان اردشیر بابکان ساسانی و پیری فرزانه بود که شاهنامه بخشی از شاهنامه را از زبان او بازگویی(روایت) کرده است.
چنین گفت فرزانه "شاهوی" پیر
ز "شاهوی" پیر این سخن یاد گیر!
"ماهوی سوری" نیز نام مرزبان مرو در زمان یزدگرد سوم ساسانی(واپسین پادشاه ساسانی) بود که یزدگرد هنگام شکست به او پناه برد، ولی او پیمانشکنی کرد.
شهنشاه از آن خود نهآگاه بود
که "ماهوی" سوریش بدخواه بود!
#شاهنامه #فردوسی
📖📖 "شاهویه" نام پدر برزویه دانشمند ایرانی و برگردانندهی "کلیله و دمنه" به پارسی است.
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 شاهپرک، شاهدخت، شاهپری، شاهدانه، شادی، شادیسا و...
👦🏻 شاهنگ، شاهدیس، شاهوش، شاهنده و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#شاهو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
ادبسار
🔷🔶🔹🔸 @AdabSar 🔅آشنایی با نامهای ایرانی «شاهو» 🤴🏻🤴🏻 "شاهو"، نام پسرانهی پارسی و کردی با فراوانی بسیار کم است. این نام در شاهنامهی فردوسی "شاهوی" است. در شماری از بنمایههای کهن "شاهویه" نیز دیده شده است. واژهی "شاهوا" هم گونهی دیگری از "شاهو" است ولی…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
درود بر شما
اندربارهی نام «شاهو» [این پیام: t.me/AdabSar/6674] که چمار آن را نمایانده بودید، بایا میدانم بیفزایم، این نام زیبا در زبان بلوچی نیز کارمرز میشود.
این نام در بلوچستان، گونههای دیگری نیز دارد، همچون: شاهی، شاهَل، شاهَک، شاهمراد و شاهمیر
و چم آن:
«دارای منش، رفتار و کردار برازنده و شاهانه، دارای نژاد و گوهر شاهان.»
گونهیی پارچهی ابریشمی را نیز در بلوچی «شاهی» میگویند.
#بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
درود بر شما
اندربارهی نام «شاهو» [این پیام: t.me/AdabSar/6674] که چمار آن را نمایانده بودید، بایا میدانم بیفزایم، این نام زیبا در زبان بلوچی نیز کارمرز میشود.
این نام در بلوچستان، گونههای دیگری نیز دارد، همچون: شاهی، شاهَل، شاهَک، شاهمراد و شاهمیر
و چم آن:
«دارای منش، رفتار و کردار برازنده و شاهانه، دارای نژاد و گوهر شاهان.»
گونهیی پارچهی ابریشمی را نیز در بلوچی «شاهی» میگویند.
#بلال_ریگی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔅پرسش شما
با درود
لطفا معنی نام های آرزو و پریسا را بنویسید. و اینکه آیا واقعا پریسا به معنی جن گیر است؟
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
با درود
لطفا معنی نام های آرزو و پریسا را بنویسید. و اینکه آیا واقعا پریسا به معنی جن گیر است؟
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرزو»
💭💭 نام دخترانهی "آرزو" به ماناک خواهش، کام، امید، دلدار، مراد است. این نام در پارسی پهلوی "آرزوگ" و "آرزوک" بود.(برهان قاطع و دهخدا)
ریشهی آن در ایران باستان شاید ā-barjuka (آ-بَرجوکا) بوده. با این گمان "آ"(ā) پیشوند و barjuka ریشهی barg است.(فرهنگ نامهای ایرانشهری)
محمد حسندوست در ماتیکان(کتاب) ارزشمند "فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی" واژهی "آرزو" را با واژهی اوستایی "بِـرِجایا"، ریشهی واژهی پارسی "بارج" به چمار خوشامد گفتن و ستودن همسنجی(مقایسه) کرده است.
گفته شده که "آرزو" از ریشهی "وَرزوگ" آمیخته از "ابر+زوگ" است. "ابر" به چم بزرگ و برتر بوده و "زوگ" ریشهی "ذوق" است. این واژه در پارسی پهلوی به "آرزوک" دگردیس(تبدیل) شده و به چمار امید برتر و شادی والا و بالاتر است.
ادبسار دربارهی درستی این دیدگاه داوری نمیکند.
🗯🗯 "آرزو" در شاهنامهی فردوسی:
"آرزو/آرزوی" در شاهنامه، نام دختر چنگنواز ماهیار زرگر است که بهرام گور به او دل باخت. او زنی بود که پیوسته شاد میزیست:
- دلارام را آرزو نام بود
همو میگسار و دلارام بود!
ماهیار دربارهی دخترش به بهرام چنین گفت:
- همو میگسار است و هم چنگزن
همان چامهگوی است و لشکرشکن!
"آرزو" و "بهرام" به بزم نشستند، آرزو چنگ نواخت و خواند:
- تن آرزو خاک پای تو باد
همه ساله زنده برای تو باد!
آنها سپس به همسری هم در آمدند و "آرزو" به کاخ "بهرام" رفت:
- بشد "آرزو" پا به مشکوی شاه
نهاده به سر بر ز گوهر کلاه!
💭💭 "آرزو/آرزوی" همچنین نامی است که "فریدون" بر زن پسرش "سلم" نهاد. او دختر فرمانروای یمن بود:
- زن سلم را کرد نام "آرزوی"
زن تور را، ماه آزاده خوی!
#شاهنامه #فردوسی
🗯🗯 "آرزو" در چامه و ادب پارسی چندین چم(معنی) دارد که چند نمونه در پی میآید. بیشتر چامهها از شاهنامه که بیشترین واژگان پارسی را دارد، گزینش شدهاند:
- تنکامگی (شهوت):
به لهو و آرزو مولع نبودن
دل هر کس به نیکی برگشودن!
از داستان "ویس و رامین"
- خواهش، کام، مراد:
یکی زرتشتوارم آرزویست
که پیشت زند را برخوانم از بر!
#دقیقی
- خواستگاری:
دگر آنکه از روشنک یاد کرد
دل ما بدان آرزو شاد کرد!
فردوسی
- چشمداشت(انتظار، توقع):
کنون آنچه اندر خور کار توست
دلت یافت آن "آرزو"ها که جست!
فردوسی
- شادی:
یکی نامه بنوشت با درد و خشم
پر از "آرزو" دل، پر از آب چشم!
فردوسی
- خواهش دل(هوس، میل):
اگر سال نیز "آرزو" آمدهست
نهم سال و هشتاد باسیصد[سد] است!
فردوسی
- خواستنی، خواسته:
یکی "آرزو" خواهم از شهریار
که آن "آرزو" نزد او هست خوار!
فردوسی
- آزکامگی(حرص) و بیشخواهی:
جهان خوش بود بر دل نیکخوی
نگردد به گرد در "آرزو"ی!
فردوسی
- خواستاری و لابه(تمنا):
همی لشکر و کشور آراستی
همی رزم را به "آرزو" خواستی!
فردوسی
- پیوند(وصال):
همی هر دوان زار بگریستند
که یکچند بی"آرزو" زیستند!
فردوسی
- داومندی(ادعا داشتن):
کَش اندیشهی گاه او آمدی
و گرش "آرزو" جاه او آمدی!
فردوسی
- آهنگ و خویشکاری(عزم و اراده):
خردمند و نامی و دانا بود
به هر "آرزو" بر توانا بود!
فردوسی
- هدف و آماجگاه(مقصد):
سحرگه چو از خواب برخواستند
بر آن "آرزو" رفتن آراستند!
فردوسی
- دلبر و دلدار:
بپرهیز از او بر بد آراستن
هم از "آرزو"ی کسان خواستن!
فردوسی
- چیز کوچکی خواستن:
ز من آب کرد "آرزو" آن سوار
چو از دور دیدش مرا نامدار!
فردوسی
- گزینش:
کنون "آرزو" کن یکی رزمگاه
که باشد بهدور از میان سپاه!
فردوسی
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آزرم، آزرمش، آرتمیس، آرمیتا، آریانا، آروشا، آرنوش، آرمیتی، آرسو(گیلکی) و...
👦🏻 آریاز، آریو، آزاد، آراد، آرتا، آرتین، آرشاک، آرشزاد، آرشام، آرونه، آروین، اروند و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آرزو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«آرزو»
💭💭 نام دخترانهی "آرزو" به ماناک خواهش، کام، امید، دلدار، مراد است. این نام در پارسی پهلوی "آرزوگ" و "آرزوک" بود.(برهان قاطع و دهخدا)
ریشهی آن در ایران باستان شاید ā-barjuka (آ-بَرجوکا) بوده. با این گمان "آ"(ā) پیشوند و barjuka ریشهی barg است.(فرهنگ نامهای ایرانشهری)
محمد حسندوست در ماتیکان(کتاب) ارزشمند "فرهنگ ریشهشناختی زبان فارسی" واژهی "آرزو" را با واژهی اوستایی "بِـرِجایا"، ریشهی واژهی پارسی "بارج" به چمار خوشامد گفتن و ستودن همسنجی(مقایسه) کرده است.
گفته شده که "آرزو" از ریشهی "وَرزوگ" آمیخته از "ابر+زوگ" است. "ابر" به چم بزرگ و برتر بوده و "زوگ" ریشهی "ذوق" است. این واژه در پارسی پهلوی به "آرزوک" دگردیس(تبدیل) شده و به چمار امید برتر و شادی والا و بالاتر است.
ادبسار دربارهی درستی این دیدگاه داوری نمیکند.
🗯🗯 "آرزو" در شاهنامهی فردوسی:
"آرزو/آرزوی" در شاهنامه، نام دختر چنگنواز ماهیار زرگر است که بهرام گور به او دل باخت. او زنی بود که پیوسته شاد میزیست:
- دلارام را آرزو نام بود
همو میگسار و دلارام بود!
ماهیار دربارهی دخترش به بهرام چنین گفت:
- همو میگسار است و هم چنگزن
همان چامهگوی است و لشکرشکن!
"آرزو" و "بهرام" به بزم نشستند، آرزو چنگ نواخت و خواند:
- تن آرزو خاک پای تو باد
همه ساله زنده برای تو باد!
آنها سپس به همسری هم در آمدند و "آرزو" به کاخ "بهرام" رفت:
- بشد "آرزو" پا به مشکوی شاه
نهاده به سر بر ز گوهر کلاه!
💭💭 "آرزو/آرزوی" همچنین نامی است که "فریدون" بر زن پسرش "سلم" نهاد. او دختر فرمانروای یمن بود:
- زن سلم را کرد نام "آرزوی"
زن تور را، ماه آزاده خوی!
#شاهنامه #فردوسی
🗯🗯 "آرزو" در چامه و ادب پارسی چندین چم(معنی) دارد که چند نمونه در پی میآید. بیشتر چامهها از شاهنامه که بیشترین واژگان پارسی را دارد، گزینش شدهاند:
- تنکامگی (شهوت):
به لهو و آرزو مولع نبودن
دل هر کس به نیکی برگشودن!
از داستان "ویس و رامین"
- خواهش، کام، مراد:
یکی زرتشتوارم آرزویست
که پیشت زند را برخوانم از بر!
#دقیقی
- خواستگاری:
دگر آنکه از روشنک یاد کرد
دل ما بدان آرزو شاد کرد!
فردوسی
- چشمداشت(انتظار، توقع):
کنون آنچه اندر خور کار توست
دلت یافت آن "آرزو"ها که جست!
فردوسی
- شادی:
یکی نامه بنوشت با درد و خشم
پر از "آرزو" دل، پر از آب چشم!
فردوسی
- خواهش دل(هوس، میل):
اگر سال نیز "آرزو" آمدهست
نهم سال و هشتاد باسیصد[سد] است!
فردوسی
- خواستنی، خواسته:
یکی "آرزو" خواهم از شهریار
که آن "آرزو" نزد او هست خوار!
فردوسی
- آزکامگی(حرص) و بیشخواهی:
جهان خوش بود بر دل نیکخوی
نگردد به گرد در "آرزو"ی!
فردوسی
- خواستاری و لابه(تمنا):
همی لشکر و کشور آراستی
همی رزم را به "آرزو" خواستی!
فردوسی
- پیوند(وصال):
همی هر دوان زار بگریستند
که یکچند بی"آرزو" زیستند!
فردوسی
- داومندی(ادعا داشتن):
کَش اندیشهی گاه او آمدی
و گرش "آرزو" جاه او آمدی!
فردوسی
- آهنگ و خویشکاری(عزم و اراده):
خردمند و نامی و دانا بود
به هر "آرزو" بر توانا بود!
فردوسی
- هدف و آماجگاه(مقصد):
سحرگه چو از خواب برخواستند
بر آن "آرزو" رفتن آراستند!
فردوسی
- دلبر و دلدار:
بپرهیز از او بر بد آراستن
هم از "آرزو"ی کسان خواستن!
فردوسی
- چیز کوچکی خواستن:
ز من آب کرد "آرزو" آن سوار
چو از دور دیدش مرا نامدار!
فردوسی
- گزینش:
کنون "آرزو" کن یکی رزمگاه
که باشد بهدور از میان سپاه!
فردوسی
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 آزرم، آزرمش، آرتمیس، آرمیتا، آریانا، آروشا، آرنوش، آرمیتی، آرسو(گیلکی) و...
👦🏻 آریاز، آریو، آزاد، آراد، آرتا، آرتین، آرشاک، آرشزاد، آرشام، آرونه، آروین، اروند و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#آرزو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
دیوانگیها گرچه دایم دردسر دارند
دیوانـهها از حال هم اما خبر دارند
آیینهبانـــو! تجربه این را نشان داده
وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند
تنها تو که باشی کنار من، دلم قرص است
اصلن تمــام قرصها جز تــــو ضرر دارند
آرامشِ آغوش تو از چشم من انداخت
امنیتی کــــه بیمههای معتبـــر دارند
«مردی» به اینکه عشق دَه زن بوده باشی نیست
مردان ِ قدرتمند تنهــــا «یک نفـــــر» دارند
ترجیــــح دادم لحـــن پُرسوزم بفهمـــاند
کبریتهای بیخطر خیلی خطر دارند!
بهتــر فرشته نیستم، انسانِ بـــی بالــــــم
چــون ساده ترکت میکنند آنان کـه پَر دارند
میخواهمت دیوانهجان! میخواهمت، ای کاش
نادوستانم از سر تـــو دست بردارند
#امیدصباغنو
@AdabSar
دیوانگیها گرچه دایم دردسر دارند
دیوانـهها از حال هم اما خبر دارند
آیینهبانـــو! تجربه این را نشان داده
وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند
تنها تو که باشی کنار من، دلم قرص است
اصلن تمــام قرصها جز تــــو ضرر دارند
آرامشِ آغوش تو از چشم من انداخت
امنیتی کــــه بیمههای معتبـــر دارند
«مردی» به اینکه عشق دَه زن بوده باشی نیست
مردان ِ قدرتمند تنهــــا «یک نفـــــر» دارند
ترجیــــح دادم لحـــن پُرسوزم بفهمـــاند
کبریتهای بیخطر خیلی خطر دارند!
بهتــر فرشته نیستم، انسانِ بـــی بالــــــم
چــون ساده ترکت میکنند آنان کـه پَر دارند
میخواهمت دیوانهجان! میخواهمت، ای کاش
نادوستانم از سر تـــو دست بردارند
#امیدصباغنو
@AdabSar
💫
حیف
که روی تو غیرت دارم
وگر نه
روسریت را از همین سطر
باز میکردم
که همه ببینند
چه خیالی بافتهام از موهات!
#كامران_رسول_زاده
@AdabSar
حیف
که روی تو غیرت دارم
وگر نه
روسریت را از همین سطر
باز میکردم
که همه ببینند
چه خیالی بافتهام از موهات!
#كامران_رسول_زاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻کامل = آرَسته، پُر، بیآک(=بیعیب)، آزگار، رِسا، رساوند، همهگیر، فَرگشته، درست، پایانیافته، بیرخنه، بیخُرده، آکنده، انجامیافته، پـُروَند، اُسپور، وَسپور(پارسی پهلوی)، بُوَندِه، بَوَندَک، پارُن(پارسی پهلوی)
🔻کاملا = سَددرسَد*، بیکموکاست، بیگفتگو، بیچونوچرا، سراسر، سرتاسر، بهفرزام، بهپُرگی، بهراستی، بهدرستی، همگی، بیخُرده، یکسره، بهرسایی
🔻کاملکردن = آرَستَن، هرویسپاندن، هاماندن، فرجامانیدن، بهفرزامرسانیدن
🔻کامل گشتن/گردیدن = هَنگَتیدن، رِساگشتن، بهفرزامرسیدن، فرزامِش
🔻کاملمرد = پختهمرد، میانسال
🔻کاملالذات = پارُنزاد، آرَسته
🔻کاملالعمل = درستکردار، نیکوکردار
🔻کاملالعیار(کاملعیار) = دُرُست(دربارهی زر یا سیم یا مرد)
🔻کاملهالوداد = بهیندوست
✍نمونه:
🔺تختجمشید مثالی کامل از هنر ایران باستان است =
تختجمشید نمونهای بیآک/ رسا/ آرَسته از هنر ایران باستان است
🔺بالاخره نقاشیاش را کامل کرد =
سرانجام نگارهاش را فرجامانید/ فرزافت/ بهفرزام رسانید
🔺برای این کار ده سال کامل زحمت کشید =
برای این کار ده سال آزگار سختی کشید
🔺امشب ماه کامل است =
امشب ماه پُر است
🔺کاملا درست میگی =
بیچونوچرا درست میگویی
🔺شهر کاملا از برف سفید شده بود =
شهر سراسر از برف سپید شده بود
🔺کاملا از کارش راضی بود =
سَددرسَد از کارش خوشنود بود
🔺کاملا لایق این همه تعریف بود =
بهدرستی سزاوار این همه ستایش بود
* "سَددرسَد" واژهای پارسی است و نباید با "ص" نوشته شود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کامل #کاملا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻کامل = آرَسته، پُر، بیآک(=بیعیب)، آزگار، رِسا، رساوند، همهگیر، فَرگشته، درست، پایانیافته، بیرخنه، بیخُرده، آکنده، انجامیافته، پـُروَند، اُسپور، وَسپور(پارسی پهلوی)، بُوَندِه، بَوَندَک، پارُن(پارسی پهلوی)
🔻کاملا = سَددرسَد*، بیکموکاست، بیگفتگو، بیچونوچرا، سراسر، سرتاسر، بهفرزام، بهپُرگی، بهراستی، بهدرستی، همگی، بیخُرده، یکسره، بهرسایی
🔻کاملکردن = آرَستَن، هرویسپاندن، هاماندن، فرجامانیدن، بهفرزامرسانیدن
🔻کامل گشتن/گردیدن = هَنگَتیدن، رِساگشتن، بهفرزامرسیدن، فرزامِش
🔻کاملمرد = پختهمرد، میانسال
🔻کاملالذات = پارُنزاد، آرَسته
🔻کاملالعمل = درستکردار، نیکوکردار
🔻کاملالعیار(کاملعیار) = دُرُست(دربارهی زر یا سیم یا مرد)
🔻کاملهالوداد = بهیندوست
✍نمونه:
🔺تختجمشید مثالی کامل از هنر ایران باستان است =
تختجمشید نمونهای بیآک/ رسا/ آرَسته از هنر ایران باستان است
🔺بالاخره نقاشیاش را کامل کرد =
سرانجام نگارهاش را فرجامانید/ فرزافت/ بهفرزام رسانید
🔺برای این کار ده سال کامل زحمت کشید =
برای این کار ده سال آزگار سختی کشید
🔺امشب ماه کامل است =
امشب ماه پُر است
🔺کاملا درست میگی =
بیچونوچرا درست میگویی
🔺شهر کاملا از برف سفید شده بود =
شهر سراسر از برف سپید شده بود
🔺کاملا از کارش راضی بود =
سَددرسَد از کارش خوشنود بود
🔺کاملا لایق این همه تعریف بود =
بهدرستی سزاوار این همه ستایش بود
* "سَددرسَد" واژهای پارسی است و نباید با "ص" نوشته شود.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کامل #کاملا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چون بیوفایی دنیا بشناختم و بدانستم که این عروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی عاشقان سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای ابله، تو دل در کسی میبندی که دستِ ردّ بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ جبّار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که وقت تنگ است و عمر کوتاه و راهِ دراز در پیش. نَفْسِ من بدین موعظت انتباهی یافت و به نشاط و رغبت، روی به کار آخرت آورد.
📚کلیله و دمنهی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ۲۸۴
#برگردان_به_پارسی
#بلال_ریگی
چون ناتوختنِ جهان بشناختم و بدانستم که این اروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی دلباختگانِ سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای نادان، تو دل در کسی میبندی که دستِ وازَد بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ ستمکار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که زمان تنگ است و روزگار کوتاه و راهِ دراز در پیش. جانِ من بدین پند آگاهی یافت و به شادمانی و خواهش، روی به کار رستاخیز آورد.
🖇 پینوشت:
ناتوختن: بیوفایی کردن و پیمانشکنی را در پهلوی «اتوختن» گویند. (ابوالقاسم پرتو، واژهیاب، دفتر سیم، رویه: ۲۱۱۶)
اروس: واژهای است پارسی با ریشهی اوستایی و سانسکریت (فریدون جنیدی، واژهنامهی گویش مازندرانی، رویه: ۲۰۱)
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
چون بیوفایی دنیا بشناختم و بدانستم که این عروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی عاشقان سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای ابله، تو دل در کسی میبندی که دستِ ردّ بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ جبّار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که وقت تنگ است و عمر کوتاه و راهِ دراز در پیش. نَفْسِ من بدین موعظت انتباهی یافت و به نشاط و رغبت، روی به کار آخرت آورد.
📚کلیله و دمنهی نصرالله منشی، به کوشش دکتر محمدرضا برزگر خالقی، رویه: ۲۸۴
#برگردان_به_پارسی
#بلال_ریگی
چون ناتوختنِ جهان بشناختم و بدانستم که این اروسِ زال، بسیار شاهانِ جوان را خَورد و بسی دلباختگانِ سرانداز را از پای درآوَرْد، با خود گفتم: ای نادان، تو دل در کسی میبندی که دستِ وازَد بر سینهی هزار پادشاهِ کامگار و شهریارِ ستمکار نهاده است، خویشتن را دریاب؛ که زمان تنگ است و روزگار کوتاه و راهِ دراز در پیش. جانِ من بدین پند آگاهی یافت و به شادمانی و خواهش، روی به کار رستاخیز آورد.
🖇 پینوشت:
ناتوختن: بیوفایی کردن و پیمانشکنی را در پهلوی «اتوختن» گویند. (ابوالقاسم پرتو، واژهیاب، دفتر سیم، رویه: ۲۱۱۶)
اروس: واژهای است پارسی با ریشهی اوستایی و سانسکریت (فریدون جنیدی، واژهنامهی گویش مازندرانی، رویه: ۲۰۱)
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
گل كرده است نام كسى بين دفترم
چندیست از طراوت نامش معطرم
دارم براى وصفِ گل نازنين خود
از دستِ دهخدا و معين واژه مىخرم
ليلا سلام! جز تو كسى توى شعر نيست!
آسوده باش، جز تو كسى را نمىبرم
گلواژهى تمام غزلهاى من تويى
از صفحههاى بىتو چرا ساده نگذرم؟
ليلا به هم نكوب زمين و زمانه را
من با نسيمِ پلکِ تو از خواب مىپرم!
همآرزوى سعدى شيراز گشتهام:
"بُگذار تا مقابل روى تو بگذرم"
#علی_بهادر
@AdabSar
گل كرده است نام كسى بين دفترم
چندیست از طراوت نامش معطرم
دارم براى وصفِ گل نازنين خود
از دستِ دهخدا و معين واژه مىخرم
ليلا سلام! جز تو كسى توى شعر نيست!
آسوده باش، جز تو كسى را نمىبرم
گلواژهى تمام غزلهاى من تويى
از صفحههاى بىتو چرا ساده نگذرم؟
ليلا به هم نكوب زمين و زمانه را
من با نسيمِ پلکِ تو از خواب مىپرم!
همآرزوى سعدى شيراز گشتهام:
"بُگذار تا مقابل روى تو بگذرم"
#علی_بهادر
@AdabSar
❤1
💫
گفته بودم
فراموشی زمان میخواهد
نادرست بود
فراموشی
زمان نمیخواهد
فراموشی
دل میخواست
که آن هم پیش تو ماند!
#ازدمیر_آصف
@AdabSar
گفته بودم
فراموشی زمان میخواهد
نادرست بود
فراموشی
زمان نمیخواهد
فراموشی
دل میخواست
که آن هم پیش تو ماند!
#ازدمیر_آصف
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اشکان»، «ارشاک» و «ارشک»
بخش نخست
⚜⚜ نام پسرانهی "اشکان"، با آنکه نامی کهن است ولی دیدگاهها دربارهی خاستگاه آن همسو نیستند.
نام "اشکان" وابسته به پایهگذار پادشاهی پارتها(اشکانیان) است.
💪🏻💪🏻 "اشکان"، "ارشکان"، "ارشک" و "ارشاک" چندگونه از یک نام و به آرِش(معنی) پهلوان، کُهرُمان(قهرمان)، سردار بلندبالا، پیشرونده، راستی، درستی، پاکی و پارسایی است.
🤴🏻🤴🏻 "ارشک" نام پسر بزرگ داریوش دوم هخامنشی بود که پس از رسیدن به پادشاهی به نام اردشیر دوم شناخته شد. همچنین نام فرزند اردشیر سوم و آتوسا و نام پسر خسرو سوم پادشاه ارمنستان و نام شماری از شاهان ارمنستان بود.
👈👈 برجستهترین دیدگاهها دربارهی ریشه و خاستگاه نام "اشکان":
1⃣ اشکان آمیخته از "اشک/ارشک"+"ان"(پسوند بستگی به دودمان اشکانی) است.(فرهنگ واژههای اوستا، بهرامی)
2⃣ اشکان در پارسی "ارشک" بود که در یونانی به "اشک" دگردیس(تبدیل) شد و به پارسی بازگشت. "ارشک" نام نیا(جد)ی دودمان اشکانی است.(واژهنامه، دهخدا)
3⃣ گمان دیگر دهخدا این است که "اشک" نام نیای اشکانیان نیست. اشک واژهای یونانی و "اشکمیوس" بود که در پارسی به "اشک" و در تازی به "عشق" دگرگون شد. این واژه با تازش اسکندر به ایران آمد و به مانی(معنی) چکه آبی بود که از چشم میریزد. این واژه در زمان پارتیان چم تازهای یافت(از جان گذشتن برای بهدست آوردن) و "اشکانیان" به چم "عاشقان ایران" نامی بود که پارتیان بر خود نهادند تا به یونانیان بگویند که ایرانیان برای میهن خود از جانشان میگذرند.
همچنین گفته میشود پارتیان یا اشکانیان نام پایتخت خود را "اشکآباد" گذاشتند که امروز به "عشقآباد" دگرگون شده است. بر این پایه "اشکانیان" به مانی "عاشقان" است.
گفتنی است امروز شماری از کهننگاران، تازش اسکندر به ایران را دروغین میدانند.
4⃣ "اشک" دگرگون شدهی نام ایرانی "اَرَشک" است. "ارشک" نیز دگرگون شدهی "اَرشَن" به چم مرد دلیر است که در ایران باستان نامی رواگدار(رایج) بود.
"ارشک" نام چند تن از شاهان و شاهزادگان هخامنشی بود. این نام در سنگنبشتهها و مهرهای هخامنشی دیده میشود.(یشتها، پورداود)
5⃣ "آرشاک" یا "ارشک" در زبان اوستایی Arshaka و در پهلوی Arishk به چم مرد دلیر و نام نخستین اشکانیان است.(فرهنگ شاهنامه، رضازاده شفق)
6⃣ "آرشاک/ارشاک" ارمنی شدهی نام "اشک/ارشک" است. هتا(حتا) گفته شده که این نام ریشهی ارمنی دارد و به "اشکانیان" در ارمنستان "ارشاکیان" میگفتند.(فرهنگ نامهای ایرانشهری، پرویز شاهچراغی و گروهی از پژوهندگان)
7⃣ "ارشک" نامی بهجا مانده در مهری از هخامنشیان و نام یکی از پادشاهان ارمنستان بود.
شهری که پارتیان در آن میزیستند "آساک" نام داشت و به همین شوند آنها خود را به نام شهرشان نامیدند که با گذر زمان به "ارشک/اشک" دگرگون شد. "آرزاکس" یونانی شدهی این نام است زیرا یونیانیان بندواژه(حرف) "ش" نداشتند و "ز" یا "س" را جایگزین میگردند.(ایران باستان، پیرنیا)
"اشکان/ارشکان" پسر دارای نخست بود.(لغت شاهنامه، عبدالقادر/ایران باستان، پیرنیا)
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 ژیکان، ورشان، ریکان، شادان، ماهکان و...
👦🏻 اشکبوس، ساسان، سامان، نریمان، ارشان، سوران و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#اشکان #ارشاک #ارشک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اشکان»، «ارشاک» و «ارشک»
بخش نخست
⚜⚜ نام پسرانهی "اشکان"، با آنکه نامی کهن است ولی دیدگاهها دربارهی خاستگاه آن همسو نیستند.
نام "اشکان" وابسته به پایهگذار پادشاهی پارتها(اشکانیان) است.
💪🏻💪🏻 "اشکان"، "ارشکان"، "ارشک" و "ارشاک" چندگونه از یک نام و به آرِش(معنی) پهلوان، کُهرُمان(قهرمان)، سردار بلندبالا، پیشرونده، راستی، درستی، پاکی و پارسایی است.
🤴🏻🤴🏻 "ارشک" نام پسر بزرگ داریوش دوم هخامنشی بود که پس از رسیدن به پادشاهی به نام اردشیر دوم شناخته شد. همچنین نام فرزند اردشیر سوم و آتوسا و نام پسر خسرو سوم پادشاه ارمنستان و نام شماری از شاهان ارمنستان بود.
👈👈 برجستهترین دیدگاهها دربارهی ریشه و خاستگاه نام "اشکان":
1⃣ اشکان آمیخته از "اشک/ارشک"+"ان"(پسوند بستگی به دودمان اشکانی) است.(فرهنگ واژههای اوستا، بهرامی)
2⃣ اشکان در پارسی "ارشک" بود که در یونانی به "اشک" دگردیس(تبدیل) شد و به پارسی بازگشت. "ارشک" نام نیا(جد)ی دودمان اشکانی است.(واژهنامه، دهخدا)
3⃣ گمان دیگر دهخدا این است که "اشک" نام نیای اشکانیان نیست. اشک واژهای یونانی و "اشکمیوس" بود که در پارسی به "اشک" و در تازی به "عشق" دگرگون شد. این واژه با تازش اسکندر به ایران آمد و به مانی(معنی) چکه آبی بود که از چشم میریزد. این واژه در زمان پارتیان چم تازهای یافت(از جان گذشتن برای بهدست آوردن) و "اشکانیان" به چم "عاشقان ایران" نامی بود که پارتیان بر خود نهادند تا به یونانیان بگویند که ایرانیان برای میهن خود از جانشان میگذرند.
همچنین گفته میشود پارتیان یا اشکانیان نام پایتخت خود را "اشکآباد" گذاشتند که امروز به "عشقآباد" دگرگون شده است. بر این پایه "اشکانیان" به مانی "عاشقان" است.
گفتنی است امروز شماری از کهننگاران، تازش اسکندر به ایران را دروغین میدانند.
4⃣ "اشک" دگرگون شدهی نام ایرانی "اَرَشک" است. "ارشک" نیز دگرگون شدهی "اَرشَن" به چم مرد دلیر است که در ایران باستان نامی رواگدار(رایج) بود.
"ارشک" نام چند تن از شاهان و شاهزادگان هخامنشی بود. این نام در سنگنبشتهها و مهرهای هخامنشی دیده میشود.(یشتها، پورداود)
5⃣ "آرشاک" یا "ارشک" در زبان اوستایی Arshaka و در پهلوی Arishk به چم مرد دلیر و نام نخستین اشکانیان است.(فرهنگ شاهنامه، رضازاده شفق)
6⃣ "آرشاک/ارشاک" ارمنی شدهی نام "اشک/ارشک" است. هتا(حتا) گفته شده که این نام ریشهی ارمنی دارد و به "اشکانیان" در ارمنستان "ارشاکیان" میگفتند.(فرهنگ نامهای ایرانشهری، پرویز شاهچراغی و گروهی از پژوهندگان)
7⃣ "ارشک" نامی بهجا مانده در مهری از هخامنشیان و نام یکی از پادشاهان ارمنستان بود.
شهری که پارتیان در آن میزیستند "آساک" نام داشت و به همین شوند آنها خود را به نام شهرشان نامیدند که با گذر زمان به "ارشک/اشک" دگرگون شد. "آرزاکس" یونانی شدهی این نام است زیرا یونیانیان بندواژه(حرف) "ش" نداشتند و "ز" یا "س" را جایگزین میگردند.(ایران باستان، پیرنیا)
"اشکان/ارشکان" پسر دارای نخست بود.(لغت شاهنامه، عبدالقادر/ایران باستان، پیرنیا)
🇮🇷🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 ژیکان، ورشان، ریکان، شادان، ماهکان و...
👦🏻 اشکبوس، ساسان، سامان، نریمان، ارشان، سوران و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#اشکان #ارشاک #ارشک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اشکان»، «ارشاک» و «ارشک»
بخش دوم
📚📚 "اشکان" در شاهنامهی فردوسی به چند گونه آمده است.
✨ "روشنک" دختر دارا و همسر اسکندر مویه میکرد و نام او را که از شاهان گذشته بود، میآورد:
-همان خسرو و "اشک" و فریان وفور
همان نامور خسرو شهرزور!
✨ "اشک" بنیادگذار اشکانیان:
-نخست "اشک" بود از نژاد غُباد
دگر گرد شاپور خسرو نژاد!
✨ "اشکانیان" که پس از تازش اسکندر بر ایران فرمان میراندند:
-کنون ای سراینده فرتوت مرد
سوی گاه "اشکانیان" بازگرد!
✨ "اشکش" نام دلاور ایرانی سپاه کیخسرو در نبرد با توران.(شماری از نویسندگان به همریشه بودن "اشکش" و "اشک" شک دارند)
-پس گستهم "اشکش" تیزگوش
که با زور و دل بود و با مغز و هوش!
✨ "اشکن" پهلوان ایرانی و از فرزندان فریدون:
-سر انجمن "اَشکَن" نامدار
نگهدارشان بود در کارزار!
✨ "اشکبوس"(همریشه با اشک) دلاوری که در کنار پادشاه چین و در برابر ایرانیان میجنگید. در شاهنامهی بنداری "اسکبوس" آمده است. او به دست رستم کشته شد:
-دلیری کجا نام او "اشکبوس"
همی برخروشید بر سان کوس!
#شاهنامه #فردوسی
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#اشکان #ارشاک #ارشک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«اشکان»، «ارشاک» و «ارشک»
بخش دوم
📚📚 "اشکان" در شاهنامهی فردوسی به چند گونه آمده است.
✨ "روشنک" دختر دارا و همسر اسکندر مویه میکرد و نام او را که از شاهان گذشته بود، میآورد:
-همان خسرو و "اشک" و فریان وفور
همان نامور خسرو شهرزور!
✨ "اشک" بنیادگذار اشکانیان:
-نخست "اشک" بود از نژاد غُباد
دگر گرد شاپور خسرو نژاد!
✨ "اشکانیان" که پس از تازش اسکندر بر ایران فرمان میراندند:
-کنون ای سراینده فرتوت مرد
سوی گاه "اشکانیان" بازگرد!
✨ "اشکش" نام دلاور ایرانی سپاه کیخسرو در نبرد با توران.(شماری از نویسندگان به همریشه بودن "اشکش" و "اشک" شک دارند)
-پس گستهم "اشکش" تیزگوش
که با زور و دل بود و با مغز و هوش!
✨ "اشکن" پهلوان ایرانی و از فرزندان فریدون:
-سر انجمن "اَشکَن" نامدار
نگهدارشان بود در کارزار!
✨ "اشکبوس"(همریشه با اشک) دلاوری که در کنار پادشاه چین و در برابر ایرانیان میجنگید. در شاهنامهی بنداری "اسکبوس" آمده است. او به دست رستم کشته شد:
-دلیری کجا نام او "اشکبوس"
همی برخروشید بر سان کوس!
#شاهنامه #فردوسی
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#اشکان #ارشاک #ارشک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸