Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«کاوه»
نام خوشآوا، زیبا و پسرانهی "کاوه"، نامی کهن، تبارمند است.
⚔ "کاوه"، آهنگری نامدار به دادگری:
"کاوه"ی آهنگر یکی از رهبران دادخواهی در برابر بیدادهای آژیدهاک(ضحاک) بود. وی برای نبرد با آژیدهاک پیشبند چرمی که هنگام آهنگری بر تن میکرد را برافراشت که نمادی جاودانه شد. درفش کاویانی نخستین پرچم ایران بود و در سدهها و هزارهها پاس داشته شد و از گذشته تا امروز نماد پایداری در برابر بیدادگری است. پس از وی، خاندان وابسته به او را "کاوه" میخواندند.
داستان "کاوه" امروز با افسانه درآمیخته است.
"کریستین سن" نویسندهی اروپایی کوشید که بگوید داستان کاوه برساختهی ساسانیان است تا برای درفش کاویانی، افسانهای شورانگیز ساخته باشند ولی داستان کاوه و همراهی او با افریدون و سرنگون کردن آژیدهاک در کهننگاریهای ارجمندی چون "تاریخ طبری"، "تاریخ بلعمی"، تاریخ مسعودی"، "تاریخ ثعالبی" و پژوهشهای ابنخلدون و خوارزمی آمده است.
🔍 برای آشنایی بیشتر با این داستانها بنگرید به:
جشن گاوگیل
t.me/AdabSar/5698
جشن سیرسور
t.me/AdabSar/5681
جشن مهرگان
t.me/AdabSar/4636
t.me/AdabSar/4637
⚖ فردوسی در شاهنامه با چیرهدستی دربارهی "کاوه" و دادخواهیاش در برابر آژیدهاک نوشته است. آژیدهاک ماردوش مغز هفده پسر کاوه را خورده بود و میخواست هژدهمین(هجدهمین) و واپسین پسر کاوه را خوراک مارهایش کند که کاوه در برابر او شورید. وی با همراهی فریدون، آژیدهاک را در کوههای دماوند سرنگون کردند و سپس فریدون به پادشاهی رسید.
- چو کاوه برون شد ز درگاه شاه
بر او انجمن گشت بازارگاه
همی بر خروشید و فریاد خواند
جهان را سراسر سوی داد خواند
از آن چرم کاهنگران پشت پای
بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همانگه ز بازار برخاست گرد...
#شاهنامه #فردوسی
⚗ با نگر به بنمایهها، چندین دیدگاه دربارهی پیدایش این نام هست که بیشتر آنها در اوستایی یا پهلوی بودن آن هنباز(مشترک) هستند.
1⃣ نام "کاوه" برگرفته از "کَی" به چم پادشاه است. این واژه در زبان اوستایی kavi بود که به "کاوه" دگردیس(تبدیل) شد. بر این پایه درفش کاویانی نیز به چم درفش کَیان(پادشاهان) است که پیدایش آن به اسپهان(اصفهان) و نبرد فریدون و آژیدهاک برمیگردد که کاوه در آن نبرد فریدون را همراهی کرد. همچنین بخش "کَی" در نامهای کیخسرو، کیکاووس، کاووس و کَواد(غُباد) از همین ریشه هستند. "کی" به شاهزادگان گفته میشد.
2⃣ نام "کاوه" در زبان پهلوی "کاوغ" kavagh و نام کسی بود که در نبرد فریدون و آژیدهاک به دادخواهی برخاست و فریدون را همراهی کرد.
3⃣ نام "کاوه" در زبان اوستایی gau و به چم گاو بود که در گزارش پهلوی "گاودرفش" خوانده شده و یادآور درفش کاویانی است. این نام در نیپیک(کتاب) "تاریخ طبری" به گونهی "کابی" آمده است.
4⃣ "کاوه" از ریشه اوستایی "کاوایا" kavaya و وابسته به خاندان "کاویکای" kavi-kay است. در اینجا نیز "کای" به چم پادشاه است.
5⃣ "کاوه" kewh ریشهی هند و اروپایی دارد و مانی(معنی) زبردست، آگاه، رهبر، دریافتن، پی بردن و نگاه کردن است. در سانسکریت نیز kavi به مانی دانا و آگاه بود که در اوستایی kavi برنام(لقب) شاهزادگان بود. این نام به یونانی رفته و kudos به چم پرآوازه و نامور است.
6⃣ "کاوه" همان واژهی اوستایی "کوی-ائیپی-وُهو" است. واژهی اوستایی "کوی" در پهلوی و پارسی به "کَی" و سپس به "کاو" و "گاو" دگریده(تبدیل) شده است. واژهی "قبا" نیز تازیشدهی آن است.
7⃣ "کاوه" در اوستا به گونهی "گااوش" یا "گااوشا" آمده و به ماناک(معنی) روان نخستین جانور سودمند بود. بر این پایه نام "کاوه" برآمده از واژهی "گاو" است و با نامهایی چون "گودرز"، "کاووس" و "کیومرس" همریشه است.
🐄 در ایران باستان "گاو" یا "گو" از ارزش بالایی برخوردار بود و ایرانیان نخستین باور داشتند که گاو فرشتهی نگهبان دیگر جانوران و چهارپایان است. بر پایهی این باورها، گویال(کره) زمین بر روی شاخ گاو است که در آغازین روز هرسال آن را بر شاخ دیگر خود میافکند. واژهی "گویال" نیز برگرفته از نام گاو است. به شوند(دلیل) ورجاوندی(تقدس) این جاندار، ایرانیان نام او را بر فرزندان خود میگذاشتند. فریدون را نیز گاوی در جنگلهای گیلان پرورش داد. وی پس از رسیدن به پادشاهی دستور داد گرزی برایش بسازند که سر گاو داشته باشد.
🇮🇷برخی از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 کامه، چکاوه، چکامه، کامدخت، کازیوه(کردی)، کاشین و...
👦🏻 کارن، کامبد، کامیار، کامور، کامکار، کامراد و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#کاوه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«کاوه»
نام خوشآوا، زیبا و پسرانهی "کاوه"، نامی کهن، تبارمند است.
⚔ "کاوه"، آهنگری نامدار به دادگری:
"کاوه"ی آهنگر یکی از رهبران دادخواهی در برابر بیدادهای آژیدهاک(ضحاک) بود. وی برای نبرد با آژیدهاک پیشبند چرمی که هنگام آهنگری بر تن میکرد را برافراشت که نمادی جاودانه شد. درفش کاویانی نخستین پرچم ایران بود و در سدهها و هزارهها پاس داشته شد و از گذشته تا امروز نماد پایداری در برابر بیدادگری است. پس از وی، خاندان وابسته به او را "کاوه" میخواندند.
داستان "کاوه" امروز با افسانه درآمیخته است.
"کریستین سن" نویسندهی اروپایی کوشید که بگوید داستان کاوه برساختهی ساسانیان است تا برای درفش کاویانی، افسانهای شورانگیز ساخته باشند ولی داستان کاوه و همراهی او با افریدون و سرنگون کردن آژیدهاک در کهننگاریهای ارجمندی چون "تاریخ طبری"، "تاریخ بلعمی"، تاریخ مسعودی"، "تاریخ ثعالبی" و پژوهشهای ابنخلدون و خوارزمی آمده است.
🔍 برای آشنایی بیشتر با این داستانها بنگرید به:
جشن گاوگیل
t.me/AdabSar/5698
جشن سیرسور
t.me/AdabSar/5681
جشن مهرگان
t.me/AdabSar/4636
t.me/AdabSar/4637
⚖ فردوسی در شاهنامه با چیرهدستی دربارهی "کاوه" و دادخواهیاش در برابر آژیدهاک نوشته است. آژیدهاک ماردوش مغز هفده پسر کاوه را خورده بود و میخواست هژدهمین(هجدهمین) و واپسین پسر کاوه را خوراک مارهایش کند که کاوه در برابر او شورید. وی با همراهی فریدون، آژیدهاک را در کوههای دماوند سرنگون کردند و سپس فریدون به پادشاهی رسید.
- چو کاوه برون شد ز درگاه شاه
بر او انجمن گشت بازارگاه
همی بر خروشید و فریاد خواند
جهان را سراسر سوی داد خواند
از آن چرم کاهنگران پشت پای
بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد
همانگه ز بازار برخاست گرد...
#شاهنامه #فردوسی
⚗ با نگر به بنمایهها، چندین دیدگاه دربارهی پیدایش این نام هست که بیشتر آنها در اوستایی یا پهلوی بودن آن هنباز(مشترک) هستند.
1⃣ نام "کاوه" برگرفته از "کَی" به چم پادشاه است. این واژه در زبان اوستایی kavi بود که به "کاوه" دگردیس(تبدیل) شد. بر این پایه درفش کاویانی نیز به چم درفش کَیان(پادشاهان) است که پیدایش آن به اسپهان(اصفهان) و نبرد فریدون و آژیدهاک برمیگردد که کاوه در آن نبرد فریدون را همراهی کرد. همچنین بخش "کَی" در نامهای کیخسرو، کیکاووس، کاووس و کَواد(غُباد) از همین ریشه هستند. "کی" به شاهزادگان گفته میشد.
2⃣ نام "کاوه" در زبان پهلوی "کاوغ" kavagh و نام کسی بود که در نبرد فریدون و آژیدهاک به دادخواهی برخاست و فریدون را همراهی کرد.
3⃣ نام "کاوه" در زبان اوستایی gau و به چم گاو بود که در گزارش پهلوی "گاودرفش" خوانده شده و یادآور درفش کاویانی است. این نام در نیپیک(کتاب) "تاریخ طبری" به گونهی "کابی" آمده است.
4⃣ "کاوه" از ریشه اوستایی "کاوایا" kavaya و وابسته به خاندان "کاویکای" kavi-kay است. در اینجا نیز "کای" به چم پادشاه است.
5⃣ "کاوه" kewh ریشهی هند و اروپایی دارد و مانی(معنی) زبردست، آگاه، رهبر، دریافتن، پی بردن و نگاه کردن است. در سانسکریت نیز kavi به مانی دانا و آگاه بود که در اوستایی kavi برنام(لقب) شاهزادگان بود. این نام به یونانی رفته و kudos به چم پرآوازه و نامور است.
6⃣ "کاوه" همان واژهی اوستایی "کوی-ائیپی-وُهو" است. واژهی اوستایی "کوی" در پهلوی و پارسی به "کَی" و سپس به "کاو" و "گاو" دگریده(تبدیل) شده است. واژهی "قبا" نیز تازیشدهی آن است.
7⃣ "کاوه" در اوستا به گونهی "گااوش" یا "گااوشا" آمده و به ماناک(معنی) روان نخستین جانور سودمند بود. بر این پایه نام "کاوه" برآمده از واژهی "گاو" است و با نامهایی چون "گودرز"، "کاووس" و "کیومرس" همریشه است.
🐄 در ایران باستان "گاو" یا "گو" از ارزش بالایی برخوردار بود و ایرانیان نخستین باور داشتند که گاو فرشتهی نگهبان دیگر جانوران و چهارپایان است. بر پایهی این باورها، گویال(کره) زمین بر روی شاخ گاو است که در آغازین روز هرسال آن را بر شاخ دیگر خود میافکند. واژهی "گویال" نیز برگرفته از نام گاو است. به شوند(دلیل) ورجاوندی(تقدس) این جاندار، ایرانیان نام او را بر فرزندان خود میگذاشتند. فریدون را نیز گاوی در جنگلهای گیلان پرورش داد. وی پس از رسیدن به پادشاهی دستور داد گرزی برایش بسازند که سر گاو داشته باشد.
🇮🇷برخی از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 کامه، چکاوه، چکامه، کامدخت، کازیوه(کردی)، کاشین و...
👦🏻 کارن، کامبد، کامیار، کامور، کامکار، کامراد و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#کاوه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Telegram
ادبسار
✨✨✨✨
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
🐄جشن "گاوگیل" یا "درامزینان"
🐂"جشن گاوگیل" که به آن جشن درفشها، کاکیل، گاوگمل، گاگنل، کاکثل و درامزینان هم میگویند در روز مهر از ماه دی (شانزدهم دی در گاهشماری ایران باستان) برابر با دهم دی در گاهشماری امروز برگزار…
@AdabSar
🔅آشنایی با جشنهای ایرانی
🐄جشن "گاوگیل" یا "درامزینان"
🐂"جشن گاوگیل" که به آن جشن درفشها، کاکیل، گاوگمل، گاگنل، کاکثل و درامزینان هم میگویند در روز مهر از ماه دی (شانزدهم دی در گاهشماری ایران باستان) برابر با دهم دی در گاهشماری امروز برگزار…
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مواظب = نگاهدار، نگهبانی، نگهبان، دیدور، دیدبان، هُودار
🔻مواظب بودن = هشیار، بیمناکبودن، آگاهبودن، پاییدن
✍نمونه:
🔺مواظب بچهها باش تا من برگردم =
نگهبان بچهها باش تا من برگردم
نگاهدار بچهها باش تا من برگردم
از بچهها نگهداری کن تا من برگردم
🔺باید مواظب بود که کسی صدمه نخورد =
باید بیمناک بود که کسی گزند نبیند
باید پایید که کسی آسیب نخورد
🔺مواظب باش زمین نخوری =
هشیار باش زمین نخوری
بپا زمین نخوری
🔺مواظب خودت باش =
خودت را بپا
هوای خودت را داشته باش
🔺مواظب باش جریمهات نکنند =
هشیار باش که کیفر نبینی
بپا بهت تاوان نبندند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مواظب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مواظب = نگاهدار، نگهبانی، نگهبان، دیدور، دیدبان، هُودار
🔻مواظب بودن = هشیار، بیمناکبودن، آگاهبودن، پاییدن
✍نمونه:
🔺مواظب بچهها باش تا من برگردم =
نگهبان بچهها باش تا من برگردم
نگاهدار بچهها باش تا من برگردم
از بچهها نگهداری کن تا من برگردم
🔺باید مواظب بود که کسی صدمه نخورد =
باید بیمناک بود که کسی گزند نبیند
باید پایید که کسی آسیب نخورد
🔺مواظب باش زمین نخوری =
هشیار باش زمین نخوری
بپا زمین نخوری
🔺مواظب خودت باش =
خودت را بپا
هوای خودت را داشته باش
🔺مواظب باش جریمهات نکنند =
هشیار باش که کیفر نبینی
بپا بهت تاوان نبندند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مواظب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
نخستین هنر برای مردمان، خرد نیک است.
#اوشنر_دانا
✍🏻 بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۲۹
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
💡📔📔💡
#اوشنر_دانا
✍🏻 بزرگان ایران باستان، نوشتهی م.آذری، رویه ۲۹
فرستنده: #بلال_ریگی
@AdabSar
💡📔📔💡
@AdabSar
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمیماند
چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟
بمان و فرصت قدری تماشا را مگیر از ما
تو تا آبی بنوشانی به من، جانی نمیماند
برایم قابل درک است اگر چشمت به راهم نیست
برای اهل دریا شوق بارانی نمیماند
همین امروز داغی بر دلم بنشان که در پیری
برای غصهخوردن نیز دندانی نمیماند
اگر دستم بهناحق رفته در زلف تو معذورم
برای دستهای تنگ ایمانی نمیماند
اگر اینگونه خلقی چنگ خواهد زد به دامانت
به ما وقتی بیفتد دور، دامانی نمیماند
بخوان از چشمهای لالِ من امروز شعرم را
که فردا از منِ دیوانه دیوانی نمیماند!
#حسین_زحمتکش
@AdabSar
تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمیماند
چه باید گفت با آن کس که میدانی نمیماند؟
بمان و فرصت قدری تماشا را مگیر از ما
تو تا آبی بنوشانی به من، جانی نمیماند
برایم قابل درک است اگر چشمت به راهم نیست
برای اهل دریا شوق بارانی نمیماند
همین امروز داغی بر دلم بنشان که در پیری
برای غصهخوردن نیز دندانی نمیماند
اگر دستم بهناحق رفته در زلف تو معذورم
برای دستهای تنگ ایمانی نمیماند
اگر اینگونه خلقی چنگ خواهد زد به دامانت
به ما وقتی بیفتد دور، دامانی نمیماند
بخوان از چشمهای لالِ من امروز شعرم را
که فردا از منِ دیوانه دیوانی نمیماند!
#حسین_زحمتکش
@AdabSar
💫
بین ما خطیست قرمز، پس تو با ما نیستی
یک قدم بردار، میبینی که تنها نیستی
خیرخواهان توایم ای شیخ، ما را گوش کن
فرصت امروز را دریاب، فردا نیستی!
#حسین_جنتی
@AdabSar
بین ما خطیست قرمز، پس تو با ما نیستی
یک قدم بردار، میبینی که تنها نیستی
خیرخواهان توایم ای شیخ، ما را گوش کن
فرصت امروز را دریاب، فردا نیستی!
#حسین_جنتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مواظبت = نگاهداری، نگهبانیکردن، رسیدگیکردن، تیمارکردن، تیمارداشت، پاییدن، بَرزِش، بَرزیدن، پرستاری، پاسداری
🔻مواظبتکردن = نگهداریکردن، رسیدگیکردن، نگهبانیکردن، تیمارکردن، تیمارداشتن، پاییدن، بَرزیدن
✍نمونه:
🔺وقت زیادی را برای مواظبت از باغچهاش میگذاشت =
وخت بسیاری را برای نگهداری از باغچهاش میگذاشت
زمان بالایی را برای رسیدگی به باغچهاش میگذاشت
🔺برای مواظبت از مریض، پرستار استخدام کرد =
برای تیمارداری بیمار، پرستار بکار گرفت
🔺برای مواظبنت از مرزها، نیرو اعزام کرد =
برای پاسداری از مرزها، نیرو گسیل داشت
🔺چگونه از ماشین خود مواظبت کنیم؟ =
چگونه از خودرو خود نگاهداری کنیم؟
🔺مواظب بچهها بود =
بچهها را می پایید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مواظبت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مواظبت = نگاهداری، نگهبانیکردن، رسیدگیکردن، تیمارکردن، تیمارداشت، پاییدن، بَرزِش، بَرزیدن، پرستاری، پاسداری
🔻مواظبتکردن = نگهداریکردن، رسیدگیکردن، نگهبانیکردن، تیمارکردن، تیمارداشتن، پاییدن، بَرزیدن
✍نمونه:
🔺وقت زیادی را برای مواظبت از باغچهاش میگذاشت =
وخت بسیاری را برای نگهداری از باغچهاش میگذاشت
زمان بالایی را برای رسیدگی به باغچهاش میگذاشت
🔺برای مواظبت از مریض، پرستار استخدام کرد =
برای تیمارداری بیمار، پرستار بکار گرفت
🔺برای مواظبنت از مرزها، نیرو اعزام کرد =
برای پاسداری از مرزها، نیرو گسیل داشت
🔺چگونه از ماشین خود مواظبت کنیم؟ =
چگونه از خودرو خود نگاهداری کنیم؟
🔺مواظب بچهها بود =
بچهها را می پایید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مواظبت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما
درود مهربانو
میخوام نام فرزندم را بگذارم آپارنیک.
شما میدانید معنی آپارنیک چی میشود؟
گوگل زده در لغت کامروا و پیروز مند
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
درود مهربانو
میخوام نام فرزندم را بگذارم آپارنیک.
شما میدانید معنی آپارنیک چی میشود؟
گوگل زده در لغت کامروا و پیروز مند
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام «آپارنیک»
بانو سپهبد "آپارنیک"، زن جنگاور ایرانی و همسر "رستم فرخزاد" بود. این همسران دلیر در زمان یزدگرد سوم ساسانی پابهپای هم و تا پای جان در برابر تازش تازیان ایستادگی کردند. رستم فرخزاد از سپهسالاران ساسانی بود.
دربارهی "آپارنیک" بسیار کوتاه و پراکنده گفته شده و در بررسیهای ادبسار دربارهی ریشه و چمار آن بیش از این یافت نشد. چنانچه در یک یا چند سرچشمه این نام را به چم پیروزمند و کامروا دانسته باشند، بر پایهی برداشتی از ویژگیهای این زن میهندوست است.
چنانچه شما دوستان گرامی، دربارهی نام "آپارنیک" آگاهی بیشتری دارید یا بنمایهای میشناسید، ما را آگاه کنید. در نِگر(توجه) داشته باشید که پیام شما در این باره، همراه با شناسهی بنمایه(مشخصات منبع) باشد.
#نام_دخترانه_ایرانی
#آپارنیک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نام «آپارنیک»
بانو سپهبد "آپارنیک"، زن جنگاور ایرانی و همسر "رستم فرخزاد" بود. این همسران دلیر در زمان یزدگرد سوم ساسانی پابهپای هم و تا پای جان در برابر تازش تازیان ایستادگی کردند. رستم فرخزاد از سپهسالاران ساسانی بود.
دربارهی "آپارنیک" بسیار کوتاه و پراکنده گفته شده و در بررسیهای ادبسار دربارهی ریشه و چمار آن بیش از این یافت نشد. چنانچه در یک یا چند سرچشمه این نام را به چم پیروزمند و کامروا دانسته باشند، بر پایهی برداشتی از ویژگیهای این زن میهندوست است.
چنانچه شما دوستان گرامی، دربارهی نام "آپارنیک" آگاهی بیشتری دارید یا بنمایهای میشناسید، ما را آگاه کنید. در نِگر(توجه) داشته باشید که پیام شما در این باره، همراه با شناسهی بنمایه(مشخصات منبع) باشد.
#نام_دخترانه_ایرانی
#آپارنیک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
در کوی محبت به وفایی نرسیدیم
رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم
هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت
چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم
با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز
چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم
گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات
چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم
بی مهری او بود که چون غنچهی پاییز
هرگز به دم عقدهگشایی نرسیدیم
ای خضر جنون! رهبر ما شو که در این راه
رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم!
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@AdabSar
در کوی محبت به وفایی نرسیدیم
رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم
هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت
چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم
با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز
چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم
گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات
چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم
بی مهری او بود که چون غنچهی پاییز
هرگز به دم عقدهگشایی نرسیدیم
ای خضر جنون! رهبر ما شو که در این راه
رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم!
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@AdabSar
💫
بخت، یا تقدیر، یا قسمت؟ نمیدانم کدام!
هرچه باشد بودنت خوب اسـت، خوبیاش مُدام!
#امیر_اکبرزاده
@AdabSar
بخت، یا تقدیر، یا قسمت؟ نمیدانم کدام!
هرچه باشد بودنت خوب اسـت، خوبیاش مُدام!
#امیر_اکبرزاده
@AdabSar
@AdabSar
"کسی کاو ببیند سرانجام بد
ز کردار بد بازگشتش سزد
🍀🌸🍀
دلی کز خرد گردد آراسته
یکی گنج گردد پر از خواسته
🌺🍀🌺
اگر زیر نوش اندرون زهر نیست
دلت را ز رنج و زیان بهر نیست
🍃🌼🍃
چو پیمان همی کرد خواهی درست
که آزار و کینه نخواهیم جست"
#فردوسی
🌿🌹🌿
با آرزوی هفتهای بسامان
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
"کسی کاو ببیند سرانجام بد
ز کردار بد بازگشتش سزد
🍀🌸🍀
دلی کز خرد گردد آراسته
یکی گنج گردد پر از خواسته
🌺🍀🌺
اگر زیر نوش اندرون زهر نیست
دلت را ز رنج و زیان بهر نیست
🍃🌼🍃
چو پیمان همی کرد خواهی درست
که آزار و کینه نخواهیم جست"
#فردوسی
🌿🌹🌿
با آرزوی هفتهای بسامان
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
🔅پرسش شما
درود برشما بانو روزتون پراز شادی
ببخشید مزاحم شدم 🙏🌷
میشه معنی اسمم ماندانا رو بدونم؟؟
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
درود برشما بانو روزتون پراز شادی
ببخشید مزاحم شدم 🙏🌷
میشه معنی اسمم ماندانا رو بدونم؟؟
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
«منم کوروش، پسر ماندانا و کمبوجیه...»
و چنین بود که نخستین ترانهی ستایش زن در جهان سروده شد!**
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ماندانا»، «ماندانه» و «ماندان»
👸🏻👸🏻 "ماندان/ماندانَ/ماندانَه" یا "ماندانا" نام دختر "آستیاگ" پادشاه ماد، همسر کمبوجیه نخست و مادر کوروش بزرگ هخامنشی بود. نام دختر آتوسا و داریوش و خواهر خشایارشاه نیز "ماندانا" بود.
👸🏻👸🏻 "ماندانا" در واژه به مانک شاهبوی خوشبو(به معنی عنبر خوشبو) است.
👸🏻👸🏻 "ماندانا"، نامی بر پایهی دانایی و خرد، به مانی دانای خانه و آشیانه، دانایی که دیگران را به دانایی وامیدارد، نامیرا و ماندنی است.(فرهنگ نامها)
"مان" در پارسی باستان و امروز به چم خانه و نماد نگهبانی و در پارسی پهلوی و پارسی امروز به چمار ماندن، نامیرایی و زیستن است.(منصوری و حسنزاده) "دان" نیز دانایی را میرساند.
از این دید "ماندانا" آمیخته از مان+دان+ا/ه (پسوندهای نامساز) است.
👸🏻👸🏻 گفته میشود نام "ماندانا"ی پرآوازهی ایران باستان و دودمان ماد "آمیتیدا" به ماناک ایزدبانوی آب و تگرگ، بسیار دانا، دانای نیکمنش و زادهی خورشید بود. شاید با نگر به منش و ویژگیهایش او را "ماندانا" مینامیدند.
"آمیتیدا" همریشه با "آمیتیس" است. برای آشنایی با "آمیتیس" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5092
👸🏻👸🏻 "آستیاگ" واپسین فرمانروای ماد و پادشاهی بسیار خودکامه(مستبد) بود. او پسر نداشت و بر پایهی رَستَـک(قانون) آنها، دخترش ماندانا و دامادش کمبوجیهی نخست میتوانستند جانشینش باشند. این آیین در جابجایی فرمانروایی به کوروش سودمند بود.
👸🏻👸🏻 شهبانو "ماندانا" زنی فرهیخته و شیفتهی آزادی و خودسالاری (استقلال) بود. او بنیادگذار نخستین آموزشگاه(مدرسه)های همگانی در کشور بود و خود در جایگاه آموزگار به آموزش میپرداخت.
👸🏻👸🏻 "ماندانا" پیش از پادشاهی "کوروش" برای توانمندیاش بسیار کوشید و به او آموخت که داد چیست و بیداد کدام است. (توران شهریاری، وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان)
در زمان هخامنشیان زن و مرد در ایران از دادیک(حقوق) یکسان برخوردار بودند.
👸🏻👸🏻 به نوشتهی کهننگاران (مورخان) یونانی، کوروش گفته است که از مادرش نبرد با بیداد را آموخته و او را بسیار گرامی میدارد.
نهتنها ماندانا، که دیگر زنان فرزانه ارج و جایگاه والایی نزد کوروش داشتند. او پیش از مرگ به فرزندان خود سپرده بود که در کارها با مادر دانایشان هماندیشی کنند.
✍🏻✍🏻 پینوشت**: سرآغاز این پیام، برشی از سرآغاز یادداشت زیبای "مجید دُری" برای روز جهانی زن است. برای خواندن یادداشت به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/2405
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا با ماندانا و آمیتیدا:
👧🏻 مانترا، مانا، مانوشا، ماهدیس، ماسیس، ویانا، پارمیدا، آرمیتا، آرشیدا، آمیتیس و...
👦🏻 مانیار، مادیار، مانلی، توانا، دانا، مزدا، مارتیا، ماکان، ماونداد، وندا، آرتا و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ماندانا #ماندانه #ماندان
#آمی_تیدا #آمیتیدا #آمیتیدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
«منم کوروش، پسر ماندانا و کمبوجیه...»
و چنین بود که نخستین ترانهی ستایش زن در جهان سروده شد!**
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«ماندانا»، «ماندانه» و «ماندان»
👸🏻👸🏻 "ماندان/ماندانَ/ماندانَه" یا "ماندانا" نام دختر "آستیاگ" پادشاه ماد، همسر کمبوجیه نخست و مادر کوروش بزرگ هخامنشی بود. نام دختر آتوسا و داریوش و خواهر خشایارشاه نیز "ماندانا" بود.
👸🏻👸🏻 "ماندانا" در واژه به مانک شاهبوی خوشبو(به معنی عنبر خوشبو) است.
👸🏻👸🏻 "ماندانا"، نامی بر پایهی دانایی و خرد، به مانی دانای خانه و آشیانه، دانایی که دیگران را به دانایی وامیدارد، نامیرا و ماندنی است.(فرهنگ نامها)
"مان" در پارسی باستان و امروز به چم خانه و نماد نگهبانی و در پارسی پهلوی و پارسی امروز به چمار ماندن، نامیرایی و زیستن است.(منصوری و حسنزاده) "دان" نیز دانایی را میرساند.
از این دید "ماندانا" آمیخته از مان+دان+ا/ه (پسوندهای نامساز) است.
👸🏻👸🏻 گفته میشود نام "ماندانا"ی پرآوازهی ایران باستان و دودمان ماد "آمیتیدا" به ماناک ایزدبانوی آب و تگرگ، بسیار دانا، دانای نیکمنش و زادهی خورشید بود. شاید با نگر به منش و ویژگیهایش او را "ماندانا" مینامیدند.
"آمیتیدا" همریشه با "آمیتیس" است. برای آشنایی با "آمیتیس" به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5092
👸🏻👸🏻 "آستیاگ" واپسین فرمانروای ماد و پادشاهی بسیار خودکامه(مستبد) بود. او پسر نداشت و بر پایهی رَستَـک(قانون) آنها، دخترش ماندانا و دامادش کمبوجیهی نخست میتوانستند جانشینش باشند. این آیین در جابجایی فرمانروایی به کوروش سودمند بود.
👸🏻👸🏻 شهبانو "ماندانا" زنی فرهیخته و شیفتهی آزادی و خودسالاری (استقلال) بود. او بنیادگذار نخستین آموزشگاه(مدرسه)های همگانی در کشور بود و خود در جایگاه آموزگار به آموزش میپرداخت.
👸🏻👸🏻 "ماندانا" پیش از پادشاهی "کوروش" برای توانمندیاش بسیار کوشید و به او آموخت که داد چیست و بیداد کدام است. (توران شهریاری، وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان)
در زمان هخامنشیان زن و مرد در ایران از دادیک(حقوق) یکسان برخوردار بودند.
👸🏻👸🏻 به نوشتهی کهننگاران (مورخان) یونانی، کوروش گفته است که از مادرش نبرد با بیداد را آموخته و او را بسیار گرامی میدارد.
نهتنها ماندانا، که دیگر زنان فرزانه ارج و جایگاه والایی نزد کوروش داشتند. او پیش از مرگ به فرزندان خود سپرده بود که در کارها با مادر دانایشان هماندیشی کنند.
✍🏻✍🏻 پینوشت**: سرآغاز این پیام، برشی از سرآغاز یادداشت زیبای "مجید دُری" برای روز جهانی زن است. برای خواندن یادداشت به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/2405
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا با ماندانا و آمیتیدا:
👧🏻 مانترا، مانا، مانوشا، ماهدیس، ماسیس، ویانا، پارمیدا، آرمیتا، آرشیدا، آمیتیس و...
👦🏻 مانیار، مادیار، مانلی، توانا، دانا، مزدا، مارتیا، ماکان، ماونداد، وندا، آرتا و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#ماندانا #ماندانه #ماندان
#آمی_تیدا #آمیتیدا #آمیتیدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔹"قلم" واژهای بیگانه است که در زبان فارسی به چند چَم(معنی) بهکار میرود:
۱. واژهی سُریانی تازیشده و ابزاری است که با آن مینویسند: کِلک، خامَک، خامِه، خودنویس، خودکار
۲. استخوان ساگِ(ساق) دست یا پا: نَی استخوان، شَتالَنگ، آرنج(در دست)
۳. کالا
۴. شماره
۵. ابزاری برای کندن و هموارکردن: Stylus، سنگخرَاش، آگُس، کـَندار
🔻قلمتراش = خامِهتراش
🔻قلم حجاری = Stylus، سنگخَراش، آگُس، کـَندار(ابزاری برای کندن و هموارکردن)
🔻قلمخورده = کِلکخورده، زُدوده
🔻قلمدان = خامِهدان، خامَکدان، کِلکدان
🔻قلم دوات = خامه آمِه(آمِه=دوات نویسندگی)
🔻قلمدوش = شانهسوار
🔻قلمزدن = کِلکزدن، نیک نوشتن
🔻قلمزن = کِلکزن، خامَکدَست، نویسنده، نِگارگر
🔻قلمشدن = بریده شدن، شکستن
🔻قلمکردن = دوپارهکردن، شکستن
🔻قلم کشیدن = بریدن، زُدودن، نادیده گرفتن
🔻قلممو = خامهمو، مویینخامه
🔻قلمیشدن = کِلکیشدن، نوشتهشدن
🔻قلمیکردن = کِلکیکردن، نوشتن، یادداشتکردن
🔻اهل قلم = نویسنده، نویسندگان، نویسکاران
🔻سیاه قلم = سیاه خامَک، سیاه خامه
🔻یکقلم = همه، همگی، یکجا، یکبار، یکباره، یکسره
🔻اقلام = خامهها، کِلکها، نمونهها، کالاها، ریزِ کالاها
🔻اقلامی از = نمونههایی از
🔻اقلام صادراتی = کالاهای فرستنی، ریزِ کالاهای فِرِستَنی
🔻اقلام وارداتی = کالاهای آوردنی، ریزِ کالاهای آوَردَنی
✍️نمونه:
🔺قلم را در قلمدان قرار دادم =
کلک را در کلکدان نهادم/ گذاشتم/هِشتَم/ جای دادم
🔺قلم در قلمدان قرار دارد =
خامه در خامهدان است/جای دارد
🔺قلم در قلمدان قرار گرفت =
خودکار در جاخودکاری جای گرفت/ نهاده شد
🔺سفارش رسید، ولی چند قلم کسری داشت =
سِپارش رسید، ولی چند کالا/دانه کمبود داشت
🔺فلانی یکقلم صدهزار تومان جنس خرید =
بَهمانی یکجا سَدهزارتومان کالا خرید
🔺اسمش از لیست قلم خورده بود =
نامش از پِهرست زدوده شده بود
🔺قلمِ توانایی دارد =
خامهی توانایی دارد
نویسندگی توانایی دارد
نویسندهی توانایی است
🔺بعضی از اقلام افزایش بها داشتند =
برخی از کالاها افزایش بها داشتند
🔺از ارتفاع سقوط کرده و جفت پاهایش قلم شده بود =
از بلندی افتاده بود و جفت پاهایش شکسته بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قلم #اقلام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔹"قلم" واژهای بیگانه است که در زبان فارسی به چند چَم(معنی) بهکار میرود:
۱. واژهی سُریانی تازیشده و ابزاری است که با آن مینویسند: کِلک، خامَک، خامِه، خودنویس، خودکار
۲. استخوان ساگِ(ساق) دست یا پا: نَی استخوان، شَتالَنگ، آرنج(در دست)
۳. کالا
۴. شماره
۵. ابزاری برای کندن و هموارکردن: Stylus، سنگخرَاش، آگُس، کـَندار
🔻قلمتراش = خامِهتراش
🔻قلم حجاری = Stylus، سنگخَراش، آگُس، کـَندار(ابزاری برای کندن و هموارکردن)
🔻قلمخورده = کِلکخورده، زُدوده
🔻قلمدان = خامِهدان، خامَکدان، کِلکدان
🔻قلم دوات = خامه آمِه(آمِه=دوات نویسندگی)
🔻قلمدوش = شانهسوار
🔻قلمزدن = کِلکزدن، نیک نوشتن
🔻قلمزن = کِلکزن، خامَکدَست، نویسنده، نِگارگر
🔻قلمشدن = بریده شدن، شکستن
🔻قلمکردن = دوپارهکردن، شکستن
🔻قلم کشیدن = بریدن، زُدودن، نادیده گرفتن
🔻قلممو = خامهمو، مویینخامه
🔻قلمیشدن = کِلکیشدن، نوشتهشدن
🔻قلمیکردن = کِلکیکردن، نوشتن، یادداشتکردن
🔻اهل قلم = نویسنده، نویسندگان، نویسکاران
🔻سیاه قلم = سیاه خامَک، سیاه خامه
🔻یکقلم = همه، همگی، یکجا، یکبار، یکباره، یکسره
🔻اقلام = خامهها، کِلکها، نمونهها، کالاها، ریزِ کالاها
🔻اقلامی از = نمونههایی از
🔻اقلام صادراتی = کالاهای فرستنی، ریزِ کالاهای فِرِستَنی
🔻اقلام وارداتی = کالاهای آوردنی، ریزِ کالاهای آوَردَنی
✍️نمونه:
🔺قلم را در قلمدان قرار دادم =
کلک را در کلکدان نهادم/ گذاشتم/هِشتَم/ جای دادم
🔺قلم در قلمدان قرار دارد =
خامه در خامهدان است/جای دارد
🔺قلم در قلمدان قرار گرفت =
خودکار در جاخودکاری جای گرفت/ نهاده شد
🔺سفارش رسید، ولی چند قلم کسری داشت =
سِپارش رسید، ولی چند کالا/دانه کمبود داشت
🔺فلانی یکقلم صدهزار تومان جنس خرید =
بَهمانی یکجا سَدهزارتومان کالا خرید
🔺اسمش از لیست قلم خورده بود =
نامش از پِهرست زدوده شده بود
🔺قلمِ توانایی دارد =
خامهی توانایی دارد
نویسندگی توانایی دارد
نویسندهی توانایی است
🔺بعضی از اقلام افزایش بها داشتند =
برخی از کالاها افزایش بها داشتند
🔺از ارتفاع سقوط کرده و جفت پاهایش قلم شده بود =
از بلندی افتاده بود و جفت پاهایش شکسته بود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قلم #اقلام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
سعی کن آسوده باشی، حال من بهتر شدهست
ناز شستت! روزگارم بعد تو محشر شدهست!
این که پرسیدن ندارد، حال و روزم عالی است
بعد از این هم سر شود، چون پیش از این هم سر شدهست
آن که هِی این روزها دنبال ردّش می روی
اندکی دیر آمدی، مردهست، خاکستر شدهست
جای او یک دختر شاد ِغزلخوان ساختم
یک کمی تلخ است، در نوع خودش نوبر شدهست
دختری آسوده که این روزها سرگرمیاش
جزوه و درس و کتاب و کاغذ و دفتر شدهست
باز برگشتی برایش قصهپردازی کنی؟
لطف کن چیزی نگو، برگرد، گوشش کر شدهست
منتظر باشی نباشی، آمدن در کار نیست
عذر میخواهم، برو، یکبار قبلن خر شدهست
هیچ هم در فکر عشقت نیست، تنها اندکی
بیقرار و سرکش و افسرده و خودسر شدهست
درس میخواند که با غفلت فراموشت کند
درس میخواند ولی از اشک، جزوهش تَر شدهست
عذر میخواهم ولی، باید بگویم، راستش
در غیابت حال او از قبل هم بدتر شدهست!
#هلیا_حسینی
@AdabSar
سعی کن آسوده باشی، حال من بهتر شدهست
ناز شستت! روزگارم بعد تو محشر شدهست!
این که پرسیدن ندارد، حال و روزم عالی است
بعد از این هم سر شود، چون پیش از این هم سر شدهست
آن که هِی این روزها دنبال ردّش می روی
اندکی دیر آمدی، مردهست، خاکستر شدهست
جای او یک دختر شاد ِغزلخوان ساختم
یک کمی تلخ است، در نوع خودش نوبر شدهست
دختری آسوده که این روزها سرگرمیاش
جزوه و درس و کتاب و کاغذ و دفتر شدهست
باز برگشتی برایش قصهپردازی کنی؟
لطف کن چیزی نگو، برگرد، گوشش کر شدهست
منتظر باشی نباشی، آمدن در کار نیست
عذر میخواهم، برو، یکبار قبلن خر شدهست
هیچ هم در فکر عشقت نیست، تنها اندکی
بیقرار و سرکش و افسرده و خودسر شدهست
درس میخواند که با غفلت فراموشت کند
درس میخواند ولی از اشک، جزوهش تَر شدهست
عذر میخواهم ولی، باید بگویم، راستش
در غیابت حال او از قبل هم بدتر شدهست!
#هلیا_حسینی
@AdabSar
💫
دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود
با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود
دیر فهمیدیم و معماران مرموز از قدیم
چیده بودند آن چه بر پیشانی ما رفته بود
#حسین_جنتی
@AdabSar
دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود
با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود
دیر فهمیدیم و معماران مرموز از قدیم
چیده بودند آن چه بر پیشانی ما رفته بود
#حسین_جنتی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مارتیا» یا «مرتیا»
☘ نام پسرانهی "مارتیا" یا "مرتیا" نامی پهلوی و به چم(معنی) آدمی، جوانمرد، مردانه و فرمانروا است.
🍀 "مارتیا"/"مرتیا" آمیخته از مارت یا مرت+یا(پسوند بستگی و نامساز) است.
☘ "مرت" در زبان اوستایی "مَرَتَن" به مانی(معنی) مرد و میرنده است که در زبان پهلوی به "مَرت" و در پارسی امروز به "مَرد" دگریده(تبدیل) شده است. این بخش در نامی همانند "کیومرس" نیز آمده که از "گیومَرَتَن" اوستایی به "گیومرت" پهلوی و "کیومرس" امروز رسیده است.
🍀 بر پایهی سنگنبشتههای بیستون که به دید میرسد به زمان داریوش نخست هخامنشی برمیگردد، "مارتیا" نام رهبر شورشیان ایلام بود که گویا به دستور پادشاه کشته شد.
🇮🇷برخی از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 ماهرو، ماهدیس، ماهتیسا، ماهتا، ماهبد و...
👦🏻 مادیار، ماتیار، مازیار، ماهیار، ماهداد، ماهور و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#مارتیا #مرتیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«مارتیا» یا «مرتیا»
☘ نام پسرانهی "مارتیا" یا "مرتیا" نامی پهلوی و به چم(معنی) آدمی، جوانمرد، مردانه و فرمانروا است.
🍀 "مارتیا"/"مرتیا" آمیخته از مارت یا مرت+یا(پسوند بستگی و نامساز) است.
☘ "مرت" در زبان اوستایی "مَرَتَن" به مانی(معنی) مرد و میرنده است که در زبان پهلوی به "مَرت" و در پارسی امروز به "مَرد" دگریده(تبدیل) شده است. این بخش در نامی همانند "کیومرس" نیز آمده که از "گیومَرَتَن" اوستایی به "گیومرت" پهلوی و "کیومرس" امروز رسیده است.
🍀 بر پایهی سنگنبشتههای بیستون که به دید میرسد به زمان داریوش نخست هخامنشی برمیگردد، "مارتیا" نام رهبر شورشیان ایلام بود که گویا به دستور پادشاه کشته شد.
🇮🇷برخی از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 ماهرو، ماهدیس، ماهتیسا، ماهتا، ماهبد و...
👦🏻 مادیار، ماتیار، مازیار، ماهیار، ماهداد، ماهور و...
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#مارتیا #مرتیا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نیت = چیم، مراد، آرمان، آرزو، آهنگ، اندیشه، خواست، خواسته
🔻نیات = چیمها، آهنگها
🔻نیتکردن = چیمیدن، کامیستن، آهنگکردن
🔻حـُسننیت = نیکخواهی، دوستی، دوستانگی
🔻سوءنیت = دشمنی، دشمنانگی، کژ اندیشی(کجاندیشی)، بد اندیشی، بدسگالی، بدخواهی، بد دلی
🔻با حسننیت = دوستانه
🔻با سوءنیت = دشمنانه
🔻دارای سوءنیت = بد خواه
🔻خلوص نیت = پاکدلی، یکدلی
🔻با نیت خالص = با پاکدلی، با دل سپید
🔻خوشنیت = خوشسِگال، نیکاندیش
✍نمونه:
🔺در رسیدن به نیات خبیثش ناموفق ماند =
در رسیدن به چیمهای پلیدش ناکام ماند
🔺او نسبت به من حُسننیت دارد =
او نیکخواه من است
🔺سوءنیت او معلوم است =
بدخواهی او روشن است
🔺نیت چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را (نظامی) =
اندیشه چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را
🔺الاعمال بالنیات =
بنیاد کارها بر آرمانش استوار است
هر کاری به اندیشهاش سنجیده میشود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻نیت = چیم، مراد، آرمان، آرزو، آهنگ، اندیشه، خواست، خواسته
🔻نیات = چیمها، آهنگها
🔻نیتکردن = چیمیدن، کامیستن، آهنگکردن
🔻حـُسننیت = نیکخواهی، دوستی، دوستانگی
🔻سوءنیت = دشمنی، دشمنانگی، کژ اندیشی(کجاندیشی)، بد اندیشی، بدسگالی، بدخواهی، بد دلی
🔻با حسننیت = دوستانه
🔻با سوءنیت = دشمنانه
🔻دارای سوءنیت = بد خواه
🔻خلوص نیت = پاکدلی، یکدلی
🔻با نیت خالص = با پاکدلی، با دل سپید
🔻خوشنیت = خوشسِگال، نیکاندیش
✍نمونه:
🔺در رسیدن به نیات خبیثش ناموفق ماند =
در رسیدن به چیمهای پلیدش ناکام ماند
🔺او نسبت به من حُسننیت دارد =
او نیکخواه من است
🔺سوءنیت او معلوم است =
بدخواهی او روشن است
🔺نیت چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را (نظامی) =
اندیشه چون نیک باشد پادشا را
گهر خیزد به جای گل گیا را
🔺الاعمال بالنیات =
بنیاد کارها بر آرمانش استوار است
هر کاری به اندیشهاش سنجیده میشود
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#نیت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸