💫
خیال نکن
اگر برای کسی
تمام شدی
امیدی هست
خورشید
از آنجا که غروب میکند
طلوع نمیکند!
#افشین_یداللهی
@AdabSar
خیال نکن
اگر برای کسی
تمام شدی
امیدی هست
خورشید
از آنجا که غروب میکند
طلوع نمیکند!
#افشین_یداللهی
@AdabSar
💫
چترها در شرشر دلگیر باران میرود بالا
فکر من آرام از طول خیابان میرود بالا
من تماشا میکنم غمگین و با حسرت خیابان را
یک نفر در جان من مست و غزلخوان میرود بالا
#حسین_جنتی
@AdabSar
چترها در شرشر دلگیر باران میرود بالا
فکر من آرام از طول خیابان میرود بالا
من تماشا میکنم غمگین و با حسرت خیابان را
یک نفر در جان من مست و غزلخوان میرود بالا
#حسین_جنتی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
شبانگه کشیده ز روی ستیز
سیهگون ردایی به رخسار خویش
زمین را گرفته چو دلبر به بر
زمان را نباشد ز حرکت به پیش
چو بخت من اینک فلک سر به سر
به رخت سیه کرده تن را نهان
نداند که گر چرخد از نو به روز
بماند سیه بخت من بیگمان
نه مونس مرا کس بود در کنار
ز اندوه این شب کند کاستی
چهات بوده ای آسمان خواسته
مرا با شبت جفت هم ساختی
همه روز گردش کنی چون یکی
شتابان شهاب و شتابنده تیر
به شب دیر پایی چنان که مرا
به یک دم رسانی دوسد سال پیر
جز از آه و افغان چه باید سخن
به لب آرم از این شب تیره فام
چه گویم به چرخ فلک جز تُفو
که گشته ز بهر رقیبان به کام
من اینک در این خلوت شامگاه
شده ره به پوچی نصیبم مسیر
چو بوفی به ویرانهام آشیان
به چنگال دیوان شدستم اسیر
نشستم به روی سریری سیه
نگه دوخته آسمان را به خَشم
نه باشد مرا مهر چیزی به دل
ز هر سو که بیند دو دیده به چَشم
در این ظلمت شب چو روحی غمین
نگه میکند بر زمین سیاه
مه کینه ورز از فراز سپهر
به امید روزی که گردد تباه
ز بهرام گویی شده آسمان
لباس سیاهی به خونابه رنگ
چون آن وَرهَرام ایزد راستی
کمر بسته اهریمنان را به جنگ
بود نور ناهید در این تیره فام
نگارین نگینی به افسونگری
گشوده چنان چون زنی روسپی
هم آغوش خود تا کند دلبری
هزاران ستاره چو گشته پدید
نگه رو به آنان چنین خیره است
هزاران دگر گر برآید چه سود
همه آسمان شب تیره است
تو گویی جهان عرصهی اهرمن
شدستی ز هر رو همه سر به سر
چنان گستریده بساطش کران
ز هرمزد نباشد نشانی دگر
سیاه هست امشب به گفتار من
جهان را به رو چون سیه چالهای
دل من در این خلوت بامداد
سراید به حزنش چنین نالهای!
سراینده: #کیخسرو_پشوتن
فرستنده: #مهرداد_بهار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
شبانگه کشیده ز روی ستیز
سیهگون ردایی به رخسار خویش
زمین را گرفته چو دلبر به بر
زمان را نباشد ز حرکت به پیش
چو بخت من اینک فلک سر به سر
به رخت سیه کرده تن را نهان
نداند که گر چرخد از نو به روز
بماند سیه بخت من بیگمان
نه مونس مرا کس بود در کنار
ز اندوه این شب کند کاستی
چهات بوده ای آسمان خواسته
مرا با شبت جفت هم ساختی
همه روز گردش کنی چون یکی
شتابان شهاب و شتابنده تیر
به شب دیر پایی چنان که مرا
به یک دم رسانی دوسد سال پیر
جز از آه و افغان چه باید سخن
به لب آرم از این شب تیره فام
چه گویم به چرخ فلک جز تُفو
که گشته ز بهر رقیبان به کام
من اینک در این خلوت شامگاه
شده ره به پوچی نصیبم مسیر
چو بوفی به ویرانهام آشیان
به چنگال دیوان شدستم اسیر
نشستم به روی سریری سیه
نگه دوخته آسمان را به خَشم
نه باشد مرا مهر چیزی به دل
ز هر سو که بیند دو دیده به چَشم
در این ظلمت شب چو روحی غمین
نگه میکند بر زمین سیاه
مه کینه ورز از فراز سپهر
به امید روزی که گردد تباه
ز بهرام گویی شده آسمان
لباس سیاهی به خونابه رنگ
چون آن وَرهَرام ایزد راستی
کمر بسته اهریمنان را به جنگ
بود نور ناهید در این تیره فام
نگارین نگینی به افسونگری
گشوده چنان چون زنی روسپی
هم آغوش خود تا کند دلبری
هزاران ستاره چو گشته پدید
نگه رو به آنان چنین خیره است
هزاران دگر گر برآید چه سود
همه آسمان شب تیره است
تو گویی جهان عرصهی اهرمن
شدستی ز هر رو همه سر به سر
چنان گستریده بساطش کران
ز هرمزد نباشد نشانی دگر
سیاه هست امشب به گفتار من
جهان را به رو چون سیه چالهای
دل من در این خلوت بامداد
سراید به حزنش چنین نالهای!
سراینده: #کیخسرو_پشوتن
فرستنده: #مهرداد_بهار
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سورِنا»، «سورَن»، «سورین»، «سوران» و «سورینا»
⚜ نامهای کهن، تبارمند و پسرانهی "سورن"، "سورنا"، "سورین"، "سوران" و "سورینا" از یک ریشه و چندگونه از یک نام هستند.
🏹 این نامها به مانی(معنی)دلیر، نیرومند، توانا، تاخت و تاز، غوغا و هیاهوی سپاه هنگام تازش به دشمن هستند.
🎺 "سورن" در زبان پهلوی به چم نیرومند بود. همچنین این نام با واژهی "سور" به چم شادی و سرور از یک ریشه هستند. نام ترکی "سُرنا" (سازی که در جشنها مینوازند) از این ریشه است.
🗺 "سوران" سور+ان(پسوند چندینگی) به چم شادمانی و سرور، نام بخش بزرگی در نزدیکی "اورامان تخت" و یکی از چهار گویش کردی است.
👯 "سورین" سور+ین(پسوند بستگی) به چم شادمانی و سرور و "سورینا" نیز سور+ین+ا(پسوند نامساز) است.
🔍 همچنین گفته میشود این نام ریشه در واژهی لکی "سوره" داشته و به چم بزرگزاده است ولی در بررسیهای ادبسار چنین چیزی یافته نشد.
🤴🏻 "سورن" نام یکی از پسران فرهاد چهارم اشکانی و "سورنا" نام دودمانهای هفتگانهای در زمان ساسانیان در سیستان و بلوچستان و دودمانهایی در زمان اشکانیان بود. "سورنا" همچنین نام سرداری در زمان شاپور دوم بود.
👑 این نام زیبا با نام سردار نامدار و دلیر ایرانی شناخته شده است.
"سردار پارتی، سپهبد رستم سورن پهلو"(سورنا) فرزند ماسیس و آرش، سرداری برومند، بلندبالا، زیبا، خردمند، توانگر و بزرگمنش بود که در نبرد با سپاه روم، با روشهای جنگی پیشرفته رومیان را شکست داد. کراسوس رومی در این جنگ کشته شد. وی در زمان اشک سیزدهم و اُرُد نخست اشکانی میزیست ولی ارد به او رشک برد و در جوانی نابودش کرد.
"سورنا" کوتاه ولی درخشان زیست.
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 سولماز، ستوده، سودابه، سوگند و...
👦🏻 سوشا، سینا، سوشیانت، سوشیا، سوشیان، کارن و...
🖇 فرتور(عکس) پیوست، تندیس مرد پارتی است که گمان میرود پیکر "سورنا" باشد. این پیکره در ایذه پیدا شده است.
goo.gl/j2RZpm
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#سورنا #سورن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سورِنا»، «سورَن»، «سورین»، «سوران» و «سورینا»
⚜ نامهای کهن، تبارمند و پسرانهی "سورن"، "سورنا"، "سورین"، "سوران" و "سورینا" از یک ریشه و چندگونه از یک نام هستند.
🏹 این نامها به مانی(معنی)دلیر، نیرومند، توانا، تاخت و تاز، غوغا و هیاهوی سپاه هنگام تازش به دشمن هستند.
🎺 "سورن" در زبان پهلوی به چم نیرومند بود. همچنین این نام با واژهی "سور" به چم شادی و سرور از یک ریشه هستند. نام ترکی "سُرنا" (سازی که در جشنها مینوازند) از این ریشه است.
🗺 "سوران" سور+ان(پسوند چندینگی) به چم شادمانی و سرور، نام بخش بزرگی در نزدیکی "اورامان تخت" و یکی از چهار گویش کردی است.
👯 "سورین" سور+ین(پسوند بستگی) به چم شادمانی و سرور و "سورینا" نیز سور+ین+ا(پسوند نامساز) است.
🔍 همچنین گفته میشود این نام ریشه در واژهی لکی "سوره" داشته و به چم بزرگزاده است ولی در بررسیهای ادبسار چنین چیزی یافته نشد.
🤴🏻 "سورن" نام یکی از پسران فرهاد چهارم اشکانی و "سورنا" نام دودمانهای هفتگانهای در زمان ساسانیان در سیستان و بلوچستان و دودمانهایی در زمان اشکانیان بود. "سورنا" همچنین نام سرداری در زمان شاپور دوم بود.
👑 این نام زیبا با نام سردار نامدار و دلیر ایرانی شناخته شده است.
"سردار پارتی، سپهبد رستم سورن پهلو"(سورنا) فرزند ماسیس و آرش، سرداری برومند، بلندبالا، زیبا، خردمند، توانگر و بزرگمنش بود که در نبرد با سپاه روم، با روشهای جنگی پیشرفته رومیان را شکست داد. کراسوس رومی در این جنگ کشته شد. وی در زمان اشک سیزدهم و اُرُد نخست اشکانی میزیست ولی ارد به او رشک برد و در جوانی نابودش کرد.
"سورنا" کوتاه ولی درخشان زیست.
🇮🇷 شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 سولماز، ستوده، سودابه، سوگند و...
👦🏻 سوشا، سینا، سوشیانت، سوشیا، سوشیان، کارن و...
🖇 فرتور(عکس) پیوست، تندیس مرد پارتی است که گمان میرود پیکر "سورنا" باشد. این پیکره در ایذه پیدا شده است.
goo.gl/j2RZpm
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#سورنا #سورن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قبله = نمازسوی، پرستشسو، خدایخانه، آنامیت، پرستشگاه، نیایشگاه، رَوِش، آيين، پیشوا، پیر، مِهتر، روبرو
🔻قبله جمشید = آنامیت جمشید(آتش)
🔻قبله حاجات = آنامیت نیازها(خدا)
🔻قبله عالم = آنامیت جهانیان
🔻قبله کونین = آنامیت دوجهان، خدای دو جهان
🔻قبلهگاه = رویگاه، نمازگاه
🔻قبلهنما = آنامیتنما
✍نمونه:
🔺بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد
یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید =
بدبخت اگر مزگت آدینه بسازد
یا بام فرو ریزد و یا آنامیت کج آید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قبله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قبله = نمازسوی، پرستشسو، خدایخانه، آنامیت، پرستشگاه، نیایشگاه، رَوِش، آيين، پیشوا، پیر، مِهتر، روبرو
🔻قبله جمشید = آنامیت جمشید(آتش)
🔻قبله حاجات = آنامیت نیازها(خدا)
🔻قبله عالم = آنامیت جهانیان
🔻قبله کونین = آنامیت دوجهان، خدای دو جهان
🔻قبلهگاه = رویگاه، نمازگاه
🔻قبلهنما = آنامیتنما
✍نمونه:
🔺بدبخت اگر مسجد آدینه بسازد
یا سقف فرو ریزد و یا قبله کج آید =
بدبخت اگر مزگت آدینه بسازد
یا بام فرو ریزد و یا آنامیت کج آید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#قبله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍃🌸🍃🌸
@AdabSar
🌍 آشنایی با جشنهای ایرانی
☀️ جشنهای سال نو تپوری و دیلمی
🌏☀️ سال نو تپوری و دیلمی از جشنهای دیرین سرزمین مازندران، گیلان و گلستان کنونی تا پای کوه دماوند است. این آیین که چلهی تابستان هم به آن میگویند و در پیوند با چلهی تموز است، پس از اسلام در زمان دیلمیان که خود را وامداران و بازماندگان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان میدانستند، رواگ(رواج) بیشتری یافت و با نام "نوروز بـَل" شناخته شد. "بَل" دگردیس شدهی "وَل" در زبان بومی به مانک آتش است.
🌍☀️ گاهشمار تبری و دیلمی از گاهشمارهای کهن و یزدگردی بودند و داستانی خواندنی دارند که در فرهنگنامهها در دسترس است. "نوروز بل" با نگر به سالهای بهیزَگ(کبیسه) در یکی از روزهای سیزدهم تا هفدهم امرداد برگزار میشد. در تبرستان جشن سال نو دوازده روز زودتر در دوم امرداد برگزار میشد. آنها سال نو را از خانهی خورشید(امرداد ماه که گرمترین ماه است) آغاز میکردند. در میان جشنهای پرشمار ایرانی، این جشن جزو آیینهای انگشتشماری است که در شماری از شهرها و روستاها همچون سوادکوه، بومیان آن را زنده نگهداشتهاند و جوانان برای بازشناسی و برپایی دوبارهاش کوشیدهاند. این جشن در خرداد ۱۳۷۱ در پهرست(فهرست) برماندهای فرهنگی نابسوده(ناملموس) ایرانی پایسته(ثبت) شد.
🌏☀️ دربارهی چرایی آغاز سال نو در نیمهی امرداد گفته میشود که در این زمان کشاورزان توان پرداخت خراچ(مالیات) را داشته و میتوانستند با فروش فرآوردهی کشاورزی خود زندگیشان را سامان دهند. آیین نوروزبل آیین خراچی بود و در زمانی که گالشان گندم خود را درو کرده، گل گاوزبان و پَندُک(فندق) را به بازار میبردند و از گوسپندان خود شیر، دوغ، کشک و... به دست میآوردند، زمان آن میرسید که خراچ خود را به فرماندار پرداخته و دانگ خود را برداشت کنند. در این زمان برداشت کِشتهها به پایان میرسید و برای کوچ از کوه به دشت آماده میشدند.
🌏☀️ در اسپندارما (واپسین روز سال)، پس از فروافتادن خورشید آتش افروخته میشد و تا پایان نوروزما(نخستین روز سال نو) روشن میماند. به باور کهن، این آتش از سرمای زمستان میکاست و نشانهی پایان یافتن اوگ(اوج) گرما و آغاز فرود خورشید بود. مردم زیباترین جامهی خود را میپوشیدند و ۱۰ مرد با کلاه و شولای گالشی دورتادور آتش میچرخیدند و نوازندگان آهنگهای پرشوری مینواختند. هنگامی که آتش به اوگ میرسید، این دو ترانه بومی را میخواندند:
گروم گروم گروم بل (نوایی برای پرفروزی آتش)
نوروز ما و نوروز بل (نوروز ماه و شعله آتش نوروزی)
نو سال ببی، سال سو (سال تازه باشد و سال روشنایی)
نو بدی خؤنه واشو (تازه باشد و تازه شود و خانه آباد و فراوانی)
گروم، گَر گَر، گروم، گر آتشَ جیم (آوای فروزش آتش)
دریم دَم دَم، دریم دم دم، دریم دیم
لیباس تازه دئونین، گردَ گَردی (جامهی تازه به تن کنید و دورهمی)
بئین نوروزبل وَرجه بَنیشیم (بیاید کنار نوروزبل بشینیم)
در این هنگام پوشاک کهنه خود همچون نمد، شولا و چیزهایی را که نمیخواستند، در آتش میسوزاندند.
در گذشته آتش را ابزار پیامرسانی و یکی از سپندهای چهارگانه آفرینش میدانستند. آنها در کنار آتش به ستایش اهورامزدا میپرداختند و برای سال نو، نیکی و فراوانی میخواستند.
🌏☀️ پس از آوازخوانی و شادباشگویی، دست به پیشگویی میزدند. چشمها را به آتش میدوختند که با وزش باد به کدام سو میرود. مردم کوهستان باور داشتند که اگر دود آتش نوروزبل به سوی کوهستانها و سردسیر برود، زمستان دشت و گرمسیر خوب خواهد بود و اگر به سوی دشت برود، زمستان سرد و پر برفی در پیش است.
🌍☀️ پیدایش نوروز بل افسانهای هم دارد. میگویند این جشن رهایی مردم از آژیدهاک(ضحاک) به دست فریدون است. پس از آن که فریدون، آژیدهاک را شکست داد و پادشاه ایران شد، او را در کوه دماوند به بند کشید.
ابوریحان بیرونی در "التفهیم" و "آثار الباقیه" نوشته:
"...از این رو آتش میافروزند که بیوراسپ[آژیدهاک] مردم را ناگزیر کرده بود هر روز دو تن را به آشپزخانهاش دهند تا آنها را کشته و از مغز سرشان به دو ماری که روی شانههایش بودند، بخورانند..."
به نوشتهی ابوریحان بیرونی، این جشن در میان سغدیان و خوارزمیان با نام "اجغاد"(آتش افروخته) در نیمهی امرداد برگزار میشد.
باستانشناسان با پیوند این افسانه و پیدایش نوروزبل چندان همرای(موافق) نیستند.
🌍☀️ امروز زرتشتیان در روزهای ۱۲ تا ۱۶ امرداد به گونهای دیگر این جشن را برپا میکنند و در یزد به زیارتگاه "پیر نارکی" یا "پیر نیارکی" میروند و اهورامزدا را برای بخشیدن مهر و زندگی میستایند.
#پریسا_امام_وردی
______
برگرفته از:
۱- گاهشماری باستانی مردمان گیلان و مازندران
نویسنده: #نصرالله_هومند
۲- فرهنگنامهی مازندنومه
______
#امردادگان #فرهنگ_ایران #نوروزبل #نوروزما
@AdabSar
🍃🌺🍃🌺
@AdabSar
🌍 آشنایی با جشنهای ایرانی
☀️ جشنهای سال نو تپوری و دیلمی
🌏☀️ سال نو تپوری و دیلمی از جشنهای دیرین سرزمین مازندران، گیلان و گلستان کنونی تا پای کوه دماوند است. این آیین که چلهی تابستان هم به آن میگویند و در پیوند با چلهی تموز است، پس از اسلام در زمان دیلمیان که خود را وامداران و بازماندگان هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان میدانستند، رواگ(رواج) بیشتری یافت و با نام "نوروز بـَل" شناخته شد. "بَل" دگردیس شدهی "وَل" در زبان بومی به مانک آتش است.
🌍☀️ گاهشمار تبری و دیلمی از گاهشمارهای کهن و یزدگردی بودند و داستانی خواندنی دارند که در فرهنگنامهها در دسترس است. "نوروز بل" با نگر به سالهای بهیزَگ(کبیسه) در یکی از روزهای سیزدهم تا هفدهم امرداد برگزار میشد. در تبرستان جشن سال نو دوازده روز زودتر در دوم امرداد برگزار میشد. آنها سال نو را از خانهی خورشید(امرداد ماه که گرمترین ماه است) آغاز میکردند. در میان جشنهای پرشمار ایرانی، این جشن جزو آیینهای انگشتشماری است که در شماری از شهرها و روستاها همچون سوادکوه، بومیان آن را زنده نگهداشتهاند و جوانان برای بازشناسی و برپایی دوبارهاش کوشیدهاند. این جشن در خرداد ۱۳۷۱ در پهرست(فهرست) برماندهای فرهنگی نابسوده(ناملموس) ایرانی پایسته(ثبت) شد.
🌏☀️ دربارهی چرایی آغاز سال نو در نیمهی امرداد گفته میشود که در این زمان کشاورزان توان پرداخت خراچ(مالیات) را داشته و میتوانستند با فروش فرآوردهی کشاورزی خود زندگیشان را سامان دهند. آیین نوروزبل آیین خراچی بود و در زمانی که گالشان گندم خود را درو کرده، گل گاوزبان و پَندُک(فندق) را به بازار میبردند و از گوسپندان خود شیر، دوغ، کشک و... به دست میآوردند، زمان آن میرسید که خراچ خود را به فرماندار پرداخته و دانگ خود را برداشت کنند. در این زمان برداشت کِشتهها به پایان میرسید و برای کوچ از کوه به دشت آماده میشدند.
🌏☀️ در اسپندارما (واپسین روز سال)، پس از فروافتادن خورشید آتش افروخته میشد و تا پایان نوروزما(نخستین روز سال نو) روشن میماند. به باور کهن، این آتش از سرمای زمستان میکاست و نشانهی پایان یافتن اوگ(اوج) گرما و آغاز فرود خورشید بود. مردم زیباترین جامهی خود را میپوشیدند و ۱۰ مرد با کلاه و شولای گالشی دورتادور آتش میچرخیدند و نوازندگان آهنگهای پرشوری مینواختند. هنگامی که آتش به اوگ میرسید، این دو ترانه بومی را میخواندند:
گروم گروم گروم بل (نوایی برای پرفروزی آتش)
نوروز ما و نوروز بل (نوروز ماه و شعله آتش نوروزی)
نو سال ببی، سال سو (سال تازه باشد و سال روشنایی)
نو بدی خؤنه واشو (تازه باشد و تازه شود و خانه آباد و فراوانی)
گروم، گَر گَر، گروم، گر آتشَ جیم (آوای فروزش آتش)
دریم دَم دَم، دریم دم دم، دریم دیم
لیباس تازه دئونین، گردَ گَردی (جامهی تازه به تن کنید و دورهمی)
بئین نوروزبل وَرجه بَنیشیم (بیاید کنار نوروزبل بشینیم)
در این هنگام پوشاک کهنه خود همچون نمد، شولا و چیزهایی را که نمیخواستند، در آتش میسوزاندند.
در گذشته آتش را ابزار پیامرسانی و یکی از سپندهای چهارگانه آفرینش میدانستند. آنها در کنار آتش به ستایش اهورامزدا میپرداختند و برای سال نو، نیکی و فراوانی میخواستند.
🌏☀️ پس از آوازخوانی و شادباشگویی، دست به پیشگویی میزدند. چشمها را به آتش میدوختند که با وزش باد به کدام سو میرود. مردم کوهستان باور داشتند که اگر دود آتش نوروزبل به سوی کوهستانها و سردسیر برود، زمستان دشت و گرمسیر خوب خواهد بود و اگر به سوی دشت برود، زمستان سرد و پر برفی در پیش است.
🌍☀️ پیدایش نوروز بل افسانهای هم دارد. میگویند این جشن رهایی مردم از آژیدهاک(ضحاک) به دست فریدون است. پس از آن که فریدون، آژیدهاک را شکست داد و پادشاه ایران شد، او را در کوه دماوند به بند کشید.
ابوریحان بیرونی در "التفهیم" و "آثار الباقیه" نوشته:
"...از این رو آتش میافروزند که بیوراسپ[آژیدهاک] مردم را ناگزیر کرده بود هر روز دو تن را به آشپزخانهاش دهند تا آنها را کشته و از مغز سرشان به دو ماری که روی شانههایش بودند، بخورانند..."
به نوشتهی ابوریحان بیرونی، این جشن در میان سغدیان و خوارزمیان با نام "اجغاد"(آتش افروخته) در نیمهی امرداد برگزار میشد.
باستانشناسان با پیوند این افسانه و پیدایش نوروزبل چندان همرای(موافق) نیستند.
🌍☀️ امروز زرتشتیان در روزهای ۱۲ تا ۱۶ امرداد به گونهای دیگر این جشن را برپا میکنند و در یزد به زیارتگاه "پیر نارکی" یا "پیر نیارکی" میروند و اهورامزدا را برای بخشیدن مهر و زندگی میستایند.
#پریسا_امام_وردی
______
برگرفته از:
۱- گاهشماری باستانی مردمان گیلان و مازندران
نویسنده: #نصرالله_هومند
۲- فرهنگنامهی مازندنومه
______
#امردادگان #فرهنگ_ایران #نوروزبل #نوروزما
@AdabSar
🍃🌺🍃🌺
@AdabSar
خستهام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظههای کاغذی را روز و شب تکرارکردن
خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری
آفتاب زرد و غمگین، پلههای رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته، چشمهایی پینهبسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشمانتظاری
صندلیهای خمیده، ميزهای صفکشیده
خندههای لبپریده، گریههای اختیاری
عصر جدولهای خالی، پارکهای این حوالی
پرسههای بیخیالی، نیمکتهای خماری
رونوشت روزها را روی هم سنجاقکردن
شنبههای بیپناهی، جمعههای بیقراری
عاقبت پروندهام را با غبار آرزوها
باد خواهد بست روزی، باد خواهد برد، آری
روی میز خالی من، صفحهی باز حوادث
در ستون تسلیتها، نامی از ما یادگاری!
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
خستهام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظههای کاغذی را روز و شب تکرارکردن
خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری
آفتاب زرد و غمگین، پلههای رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته، چشمهایی پینهبسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشمانتظاری
صندلیهای خمیده، ميزهای صفکشیده
خندههای لبپریده، گریههای اختیاری
عصر جدولهای خالی، پارکهای این حوالی
پرسههای بیخیالی، نیمکتهای خماری
رونوشت روزها را روی هم سنجاقکردن
شنبههای بیپناهی، جمعههای بیقراری
عاقبت پروندهام را با غبار آرزوها
باد خواهد بست روزی، باد خواهد برد، آری
روی میز خالی من، صفحهی باز حوادث
در ستون تسلیتها، نامی از ما یادگاری!
#قیصر_امین_پور
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند جان و "خداوند رای"
خداوند نیکیده و رهنمای!
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«رایمُن» و «رایمَند»
نامهای پسرانهی "رایمُن" یا "رایمَن" و "رایمَند" ایرانی هستند و با اندکی دگرگونی، در نامهای اروپایی نیز همانند دارند.(رایموند، ریموند، رِیمون و...)
👦🏻 "رایمُن" یا "رایمَن" (Raymon - Rayman)، یک نام بومی در گیلان و مازندران و به چم پسر باهوش و باخرد است. این نام را نگهبان آسمان نیز چمیدهاند(معنی کردهاند).
"رِی" در گیلکی و مازنی به چم پسر است.
👨🏻 "رایمَند" یا "رایمَند" (Raaymand)، نامی اوستایی و آمیخته از رای+مند به ماناک(معنی) خداوندگار رای و اندیشه، اندیشمند، دارای خرد و بینش است که به دید میرسد به گونهی "رایمُن" در گیلکی و مازنی بومی شده است.
-خُنُک مرد دانندهی "رایمند"
به دل بیگناه و به تن بیگزند!
#اسدی
💭 "رای" در زبان اوستایی و پهلوی به چم اندیشه و خرد است.
پسوند "مَند"(در اوستایی مَنت و مَند) نیز به چم دارنده است. مانند خردمند و شکوهمند.
همچنین گفته میشود "رایمند" آمیخته از "رئو"(باشکوه)+مند و به چم شکوهمند(دارای شکوه و بزرگی) است که اینگونه دگردیس(تبدیل) شده است: رئومند ← رایومند ← رایمند.
ولی گمان نخست درستتر به دید میرسد.
📚 همانگونه که از آغاز این پیام هویداست، "فردوسی" به زیبایی "رایمندی"(بخردی) را ستوده و آن را ماندگار کرده است.
مرا گفت خوب آمد این "رای" تو
به نیکی گراید همه پای تو!
کنون شهر ایران سرای تو است
مرا رهنماینده، "رای" تو است.
#شاهنامه #فردوسی
✨ باید نگر داشت که هرگونه دگرگونی در شیوهی نگارش و واگویش(تلفظ) این نامها، مانی(معنی) آنها را دگرگون میکند. برای نمونه "ریمَن"(Riman) به چم پلیدی و "ریمون"(Rimon) به چم بهبود یافتن زخم است.
🇮🇷 رامک، رادمند، رایین، فرهمند، هوشمند، برزمند، هورمند، کیمند، رادان و رادمان، شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا با این نام هستند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#رایمند #رایمن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
خداوند جان و "خداوند رای"
خداوند نیکیده و رهنمای!
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«رایمُن» و «رایمَند»
نامهای پسرانهی "رایمُن" یا "رایمَن" و "رایمَند" ایرانی هستند و با اندکی دگرگونی، در نامهای اروپایی نیز همانند دارند.(رایموند، ریموند، رِیمون و...)
👦🏻 "رایمُن" یا "رایمَن" (Raymon - Rayman)، یک نام بومی در گیلان و مازندران و به چم پسر باهوش و باخرد است. این نام را نگهبان آسمان نیز چمیدهاند(معنی کردهاند).
"رِی" در گیلکی و مازنی به چم پسر است.
👨🏻 "رایمَند" یا "رایمَند" (Raaymand)، نامی اوستایی و آمیخته از رای+مند به ماناک(معنی) خداوندگار رای و اندیشه، اندیشمند، دارای خرد و بینش است که به دید میرسد به گونهی "رایمُن" در گیلکی و مازنی بومی شده است.
-خُنُک مرد دانندهی "رایمند"
به دل بیگناه و به تن بیگزند!
#اسدی
💭 "رای" در زبان اوستایی و پهلوی به چم اندیشه و خرد است.
پسوند "مَند"(در اوستایی مَنت و مَند) نیز به چم دارنده است. مانند خردمند و شکوهمند.
همچنین گفته میشود "رایمند" آمیخته از "رئو"(باشکوه)+مند و به چم شکوهمند(دارای شکوه و بزرگی) است که اینگونه دگردیس(تبدیل) شده است: رئومند ← رایومند ← رایمند.
ولی گمان نخست درستتر به دید میرسد.
📚 همانگونه که از آغاز این پیام هویداست، "فردوسی" به زیبایی "رایمندی"(بخردی) را ستوده و آن را ماندگار کرده است.
مرا گفت خوب آمد این "رای" تو
به نیکی گراید همه پای تو!
کنون شهر ایران سرای تو است
مرا رهنماینده، "رای" تو است.
#شاهنامه #فردوسی
✨ باید نگر داشت که هرگونه دگرگونی در شیوهی نگارش و واگویش(تلفظ) این نامها، مانی(معنی) آنها را دگرگون میکند. برای نمونه "ریمَن"(Riman) به چم پلیدی و "ریمون"(Rimon) به چم بهبود یافتن زخم است.
🇮🇷 رامک، رادمند، رایین، فرهمند، هوشمند، برزمند، هورمند، کیمند، رادان و رادمان، شماری از نامهای ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا با این نام هستند.
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#رایمند #رایمن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مصلح = نیکنهاد، نیکخواه، نیکوکار، نیکوکننده، بِهساز، بهاندیش، شاهیده، پارسای، نیکوکار، آشتیدهنده، شایسته
🔻مصلح شدن = آشتیدادن، سازگارکردن
🔻مصلحین = شاهیدگان، آشتیدهندگان
✍نمونه:
🔺مصلحان را نظرنواز شوم
مصلحت را به پیش باز شوم #نظامی =
پارسایان را نِگرنواز شوم
کارِ نیک را به پیشباز شوم
🔺نعنا مصلح ماست است =
نانوک بِهساز ماست است
🔺زیره مصلح برنج است =
زیره سازگارکنندهی برنگ است
🔺مصلحان حقیقی همیشه پیروزند =
شاهیدگان راستین همیشه پیروزند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مصلح
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻مصلح = نیکنهاد، نیکخواه، نیکوکار، نیکوکننده، بِهساز، بهاندیش، شاهیده، پارسای، نیکوکار، آشتیدهنده، شایسته
🔻مصلح شدن = آشتیدادن، سازگارکردن
🔻مصلحین = شاهیدگان، آشتیدهندگان
✍نمونه:
🔺مصلحان را نظرنواز شوم
مصلحت را به پیش باز شوم #نظامی =
پارسایان را نِگرنواز شوم
کارِ نیک را به پیشباز شوم
🔺نعنا مصلح ماست است =
نانوک بِهساز ماست است
🔺زیره مصلح برنج است =
زیره سازگارکنندهی برنگ است
🔺مصلحان حقیقی همیشه پیروزند =
شاهیدگان راستین همیشه پیروزند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#مصلح
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻کمک = یاوری، یاور، یاری، یار، پشتیبانی، دستگیری، دستیاری، همدستی، همراهی، همراه
🔻کمک به یکدیگر = همیاری
🔻کمکدهنده = همیار، دستیار، یاریدهنده، یاریرسان
🔻کمکراننده = شاگردراننده
🔻کمکطلبیدن = یاریخواستن
🔻کمکفنر = یارخیزه
🔻کمککار = یارکار، یاریکننده
🔻کمککردن = یاریکردن
🔻کمکِ مالی = دستگیری، پشتیبانی پولی
✍️نمونه:
🔺همیشه کمکش بود =
همیشه یاورش/یارش بود
🔺همهجا کمکش میکرد =
همهجا یاریاش میکرد
همهجا پشتیبانیاش میکرد
🔺هدفش کمک به مسکینان بود =
هدفش یاری به تهیدستان بود
آرمانش دستگیری مستمندان بود
🔺داور با کمکداور مشورت کرد =
داور با داوریار رایزنی کرد
🔺با کمک هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم =
با همراهی هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کمک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻کمک = یاوری، یاور، یاری، یار، پشتیبانی، دستگیری، دستیاری، همدستی، همراهی، همراه
🔻کمک به یکدیگر = همیاری
🔻کمکدهنده = همیار، دستیار، یاریدهنده، یاریرسان
🔻کمکراننده = شاگردراننده
🔻کمکطلبیدن = یاریخواستن
🔻کمکفنر = یارخیزه
🔻کمککار = یارکار، یاریکننده
🔻کمککردن = یاریکردن
🔻کمکِ مالی = دستگیری، پشتیبانی پولی
✍️نمونه:
🔺همیشه کمکش بود =
همیشه یاورش/یارش بود
🔺همهجا کمکش میکرد =
همهجا یاریاش میکرد
همهجا پشتیبانیاش میکرد
🔺هدفش کمک به مسکینان بود =
هدفش یاری به تهیدستان بود
آرمانش دستگیری مستمندان بود
🔺داور با کمکداور مشورت کرد =
داور با داوریار رایزنی کرد
🔺با کمک هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم =
با همراهی هم، "فارسی" را "پارسی" میکنیم
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#کمک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
روز ســــختی، تازه میفهمی هوادار تو کیست
بیکس و درمانده وقتی میشوی، یار تو کیست
مشتری وقتی که بسیار است، سرگرمی ولی
در کسادی تازه میفهمی خــریدار تو کیست
دست و پایت نه، در آن روزی که قلبت بشکند
تازه در آن موقع میدانی مددکار تو کیست
هر کســـی آید عیادت، آخر شـب میرود
تازه آنهنگام میفهمی پرستار تو کیست
میرسد روزی که اطرافت نمیماند کسی
آن زمان پی میبری یار وفادار تو کیست
پیش پایت یک نفر خود را به آتش میکشد
تازه میفهمی که دهقان فداکار تو کیست
میروی یک روز از این شهر و میمیرد کسی
تازه در آن روز میفهمی گـرفتار تو کیست
#اصغر_عظیمی_مهر
@AdabSar
روز ســــختی، تازه میفهمی هوادار تو کیست
بیکس و درمانده وقتی میشوی، یار تو کیست
مشتری وقتی که بسیار است، سرگرمی ولی
در کسادی تازه میفهمی خــریدار تو کیست
دست و پایت نه، در آن روزی که قلبت بشکند
تازه در آن موقع میدانی مددکار تو کیست
هر کســـی آید عیادت، آخر شـب میرود
تازه آنهنگام میفهمی پرستار تو کیست
میرسد روزی که اطرافت نمیماند کسی
آن زمان پی میبری یار وفادار تو کیست
پیش پایت یک نفر خود را به آتش میکشد
تازه میفهمی که دهقان فداکار تو کیست
میروی یک روز از این شهر و میمیرد کسی
تازه در آن روز میفهمی گـرفتار تو کیست
#اصغر_عظیمی_مهر
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
خورش باید از میزبان گونهگون
نه گفتن کزین کم خور و زان فزون
خورش گر بود میهمان را زیان
پزشکی نه خوب آید از میزبان
#اسدی_توسی
@AdabSar
خورش باید از میزبان گونهگون
نه گفتن کزین کم خور و زان فزون
خورش گر بود میهمان را زیان
پزشکی نه خوب آید از میزبان
#اسدی_توسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ضد = هَمِستار(دشمن)، پَتیار، پاد، واروی، وارونه، وارو، ناهمسو، ناسازگار، ناساز، رویاروی، در برابر، باژگونه، خَشیج، آخشیج، دشمن، در دشمنی با، دَشمیز(دساتیری)
🔻ضدان = دو هَمِستار، آخشیجان، دوناساز
🔻ضد انفجار = پاد ترکش
🔻ضد جاسوسی = پاداَبیشِگی(اَبیشِه=جاسوس)
🔻ضد حال = ناخوشایند
🔻ضد حال زدن = رنجاندن
🔻ضد حمله = پادتک، پاتک
🔻ضد دین = ویدین، بیدین
🔻ضد دینی = ویندیک
🔻ضد زهر = پادزهر
🔻ضد سم = نوشدارو، پادزهر
🔻ضد ضربه = آسیبناپذیر
🔻ضدعفونی = گندزدایی، گندزدوده، پَلَشتبری، پَلَشتبردن، پادگندانش
🔻ضدعقلی = خردستیز
🔻ضد و نقیض = ناسازگار، ناسازگاری، ناهمتا، ناجور، دوگانه
🔻ضدیت = پدیاری، پَتیاری، پادورزی، ناسازگاری، دشمنی، ناسازی، هَمِستاری
✍نمونه:
واژهی تازی "ضـدّ" را میتوان به چند روش جایگزین کرد:
۱- با پیشوند "پاد":
ضـدّ سمّ = پادزهر
ضدماده = پادماتک
ضدحمله = پاتک(پادتک)
۲- با واژهی "بر پادِ":
او ضد آزادی است =
او برپادِ آزادی است
۳- با پسوند "ستیز":
ایدئولوژی ضـدّبشری... =
جهانبینی مردمستیز...
۴- گاهی ضد به چم "برعکس" است، که نابجا بکار میرود:
سفید ضد سیاه است =
سپید وارونِ سیاه است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻ضد = هَمِستار(دشمن)، پَتیار، پاد، واروی، وارونه، وارو، ناهمسو، ناسازگار، ناساز، رویاروی، در برابر، باژگونه، خَشیج، آخشیج، دشمن، در دشمنی با، دَشمیز(دساتیری)
🔻ضدان = دو هَمِستار، آخشیجان، دوناساز
🔻ضد انفجار = پاد ترکش
🔻ضد جاسوسی = پاداَبیشِگی(اَبیشِه=جاسوس)
🔻ضد حال = ناخوشایند
🔻ضد حال زدن = رنجاندن
🔻ضد حمله = پادتک، پاتک
🔻ضد دین = ویدین، بیدین
🔻ضد دینی = ویندیک
🔻ضد زهر = پادزهر
🔻ضد سم = نوشدارو، پادزهر
🔻ضد ضربه = آسیبناپذیر
🔻ضدعفونی = گندزدایی، گندزدوده، پَلَشتبری، پَلَشتبردن، پادگندانش
🔻ضدعقلی = خردستیز
🔻ضد و نقیض = ناسازگار، ناسازگاری، ناهمتا، ناجور، دوگانه
🔻ضدیت = پدیاری، پَتیاری، پادورزی، ناسازگاری، دشمنی، ناسازی، هَمِستاری
✍نمونه:
واژهی تازی "ضـدّ" را میتوان به چند روش جایگزین کرد:
۱- با پیشوند "پاد":
ضـدّ سمّ = پادزهر
ضدماده = پادماتک
ضدحمله = پاتک(پادتک)
۲- با واژهی "بر پادِ":
او ضد آزادی است =
او برپادِ آزادی است
۳- با پسوند "ستیز":
ایدئولوژی ضـدّبشری... =
جهانبینی مردمستیز...
۴- گاهی ضد به چم "برعکس" است، که نابجا بکار میرود:
سفید ضد سیاه است =
سپید وارونِ سیاه است
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#ضد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
میتوانی که فریبم بدهی با نظری
پنجه انداختهای سوی شکار دگری
آه! دیوانهی آن لحظهی چشمان توام
که پلنگانه به قربانی خود مینگری
آنچنان رد شو که آشفته کنی موی مرا
ای که آسودهدل از بیشهی من میگذری
مرهمی بهتر از این نیست که زخمم بزنی
عشق، آماده بکن خنجر برندهتری
هیمه بر هیمهی این آتش سوزنده بریز
تا از آن جنگل انبوه نماند اثری
نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد
خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری!
#اعظم_سعادتمند
@AdabSar
میتوانی که فریبم بدهی با نظری
پنجه انداختهای سوی شکار دگری
آه! دیوانهی آن لحظهی چشمان توام
که پلنگانه به قربانی خود مینگری
آنچنان رد شو که آشفته کنی موی مرا
ای که آسودهدل از بیشهی من میگذری
مرهمی بهتر از این نیست که زخمم بزنی
عشق، آماده بکن خنجر برندهتری
هیمه بر هیمهی این آتش سوزنده بریز
تا از آن جنگل انبوه نماند اثری
نکند بوی تو را باد به هر جا ببرد
خوش ندارم دل هر رهگذری را ببری!
#اعظم_سعادتمند
@AdabSar
@AdabSar
"تو مَر دیو را، مردمِ بدشناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
🍀🍁🍀
هر آن کو گذشت از رهِ مردمی
ز دیوان شُمَر، مَشْمَر از آدمی
🌸🌹🌸
خرد گر برین گفتها نَگرَوَد
مگر نیکْمغزش همی نشنود
#فردوسی
🌺🌸🌺
هفتهای با پیشآمدهای خوب آرزومندم
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
"تو مَر دیو را، مردمِ بدشناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
🍀🍁🍀
هر آن کو گذشت از رهِ مردمی
ز دیوان شُمَر، مَشْمَر از آدمی
🌸🌹🌸
خرد گر برین گفتها نَگرَوَد
مگر نیکْمغزش همی نشنود
#فردوسی
🌺🌸🌺
هفتهای با پیشآمدهای خوب آرزومندم
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar