Forwarded from ادبسار
💠🔷💠🔷
@AdabSar
راز دل با لاله گفتم، سهره و پروانه هم
آسمان خندید و من خندیدم و دیوانه هم
ساغرستانی که رفتم ساغر ارزان بود و خوب
مست، گشتم بیخود از خود، میگر و میخانه هم
بت ستودم از بتستانی که در فرخار بود
دل به لرزیدن درآمد، بتگر بتخانه هم
گفته بودم بار دیگر ترک مستی میکنم
سنگ راهم شد نگاهت، خندهی مستانه هم
بس که در بازار دل، دیوانه بازی کردهام
لب به اندرزم گشاید آشنا، بیگانه هم
سهرهگون در این قفس بییار و بیکس ماندهام
گریه دارد روزگارم، آب داند، دانه هم
دل به راهی میرود، اندیشه بر راهی دگر
میکند ناسازاری، این سر پیرانه هم
زنده بودن گوشهی ویرانه هم شد زندگی؟
میگریزد از من اکنون جغد در ویرانه هم
در زدم از میسرای شهر و کس نگشود درب
بسته شد درها به رویم، پردهی رایانه هم
آتشی در دل، فروزان دارم از بیداد کیش
گر گرفته تار و پودم، این "لت" پایانه هم...
سروده به #پارسی_پاک
سراینده و فرستنده: #م_ح_هریس
✍پینوشت:
۱- در این سروده تنها واژههای "تَرک" و "قفس" تازی هستند.
۲- فرخار ← بتخانه
لت ← بند، مصرع (در اینجا)
میگر ← ساقی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
راز دل با لاله گفتم، سهره و پروانه هم
آسمان خندید و من خندیدم و دیوانه هم
ساغرستانی که رفتم ساغر ارزان بود و خوب
مست، گشتم بیخود از خود، میگر و میخانه هم
بت ستودم از بتستانی که در فرخار بود
دل به لرزیدن درآمد، بتگر بتخانه هم
گفته بودم بار دیگر ترک مستی میکنم
سنگ راهم شد نگاهت، خندهی مستانه هم
بس که در بازار دل، دیوانه بازی کردهام
لب به اندرزم گشاید آشنا، بیگانه هم
سهرهگون در این قفس بییار و بیکس ماندهام
گریه دارد روزگارم، آب داند، دانه هم
دل به راهی میرود، اندیشه بر راهی دگر
میکند ناسازاری، این سر پیرانه هم
زنده بودن گوشهی ویرانه هم شد زندگی؟
میگریزد از من اکنون جغد در ویرانه هم
در زدم از میسرای شهر و کس نگشود درب
بسته شد درها به رویم، پردهی رایانه هم
آتشی در دل، فروزان دارم از بیداد کیش
گر گرفته تار و پودم، این "لت" پایانه هم...
سروده به #پارسی_پاک
سراینده و فرستنده: #م_ح_هریس
✍پینوشت:
۱- در این سروده تنها واژههای "تَرک" و "قفس" تازی هستند.
۲- فرخار ← بتخانه
لت ← بند، مصرع (در اینجا)
میگر ← ساقی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"چکامه" واژهای است در پارسی پهلوی، به چم(معنی) "سرواد، سرود، چامه، شعر، قصیده، کلام موزون" که به گونههای "چغامه" و "چگامه" هم آمده است:
بر این چکامه آفرین کند کسی
که پارسی شناسد و بهای او (بهار)
در قفای گراز خودکامه
این چکامه سرودی، آن چامه (بهار)
"چامه" نیز همانند "چکامه" به چمار(معنی) "سرواد، سرود، چکامه، شعر، قصیده، کلام موزون" است:
هلا چامه پیش آور ای چامهگوی
تو چنگ آور ای دختر ماهروی(فردوسی)
بتان چامه و چنگ برساختند
ز بیگانه ایوان بپرداختند(فردوسی)
"چامه" در برابر "چانه" به چم "نثر" نیز بهکار میرود. چامه و چانه = نظم و نثر:
یک شبانروز اندر آن خانه
گاه چامه سرود و گه چانه (از فرهنگ اسدی)
پس واژههای "چکامه" و "چامه" همچماند(هممعنیاند) و دگرگونیای با هم ندارند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
"چکامه" واژهای است در پارسی پهلوی، به چم(معنی) "سرواد، سرود، چامه، شعر، قصیده، کلام موزون" که به گونههای "چغامه" و "چگامه" هم آمده است:
بر این چکامه آفرین کند کسی
که پارسی شناسد و بهای او (بهار)
در قفای گراز خودکامه
این چکامه سرودی، آن چامه (بهار)
"چامه" نیز همانند "چکامه" به چمار(معنی) "سرواد، سرود، چکامه، شعر، قصیده، کلام موزون" است:
هلا چامه پیش آور ای چامهگوی
تو چنگ آور ای دختر ماهروی(فردوسی)
بتان چامه و چنگ برساختند
ز بیگانه ایوان بپرداختند(فردوسی)
"چامه" در برابر "چانه" به چم "نثر" نیز بهکار میرود. چامه و چانه = نظم و نثر:
یک شبانروز اندر آن خانه
گاه چامه سرود و گه چانه (از فرهنگ اسدی)
پس واژههای "چکامه" و "چامه" همچماند(هممعنیاند) و دگرگونیای با هم ندارند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅درست بنویسیم
«مه» و «می»، «ژوئن» و «جون»، «اوت» و «آگوست»، و «ژوئیه» و «جولای»، بهترتیب، تعبیر فرانسوی و انگلیسیِ این ماهها هستند. هر کدام که به کار رود درست است.
در متنِ واحد یا باید فرانسویِ آنها را به کار برد یا انگلیسیِ آنها را.
تعبیر «ژولای»، که ترکیبی از ژوئیه و جولای است، نادرست است.
#سیدمحمد_بصام
#درست_نویسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅درست بنویسیم
«مه» و «می»، «ژوئن» و «جون»، «اوت» و «آگوست»، و «ژوئیه» و «جولای»، بهترتیب، تعبیر فرانسوی و انگلیسیِ این ماهها هستند. هر کدام که به کار رود درست است.
در متنِ واحد یا باید فرانسویِ آنها را به کار برد یا انگلیسیِ آنها را.
تعبیر «ژولای»، که ترکیبی از ژوئیه و جولای است، نادرست است.
#سیدمحمد_بصام
#درست_نویسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سَروا»
"سَروا"، واژهی کهن و ایرانی است که از واژهی "سرواده" به چم چکامه و سروده گرفته شده و امروز نامی دخترانه است.
📖"سروا" به چم افسانه، سروده، سرود، سخنسرایی، سخن زیبا و داستان است.
چند دهی وعدهی دروغ همی چند
چند فروشی بهخیره با من "سروا"؟
#اورمزدی
🌲واژهی "سُروا" در اوستا به چم چنگال و شاخ جانوران است. نام درخت "سَرو" که نماد کهن ایستادگی و آزادگی است، از اوستا و شاخ جانورانی چون گوزن گرفته شد. از این رو میتوان نام "سَروا" را سَرو+ا (پسوند مادینگی) دانست و آن را ایستاده، آزاده و پایدار چمید(معنی کرد).
یکی سرو بد سبز و برگش گشن
برو شاخ چون رزمگاه پشن
#شاهنامه #فردوسی
📚واژهنامهی معین "سروا" را زاب(صفت) و به چم ساختمانی دانسته که پیشگاه یا در آن گشوده است.
📜"سرو" نیز در گذشته نامی پسرانه بود.
در شاهنامهی فردوسی، "سرو" پادشاه یمن بود و سه دخترش همسران سه پسر فریدون:
خردمند و روشندل و پاکتن
بیامد بر "سرو" شاه یمن
فردوسی
👧🏻👦🏻نامهای ایرانی و دخترانهی سروین، سروآزاد، سروناز، سروشا، سرویندخت، سروگل و سرودخت و نامهای ایرانی پسرانهی سروشان، سروش، سرایش، سرافراز، سرواد و سرود با "سروا" همسانی آوایی دارند.
✨برای آشنایی بیشتر با واژگان سروده، سرواده، چامه و چکامه بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5321
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#سروا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«سَروا»
"سَروا"، واژهی کهن و ایرانی است که از واژهی "سرواده" به چم چکامه و سروده گرفته شده و امروز نامی دخترانه است.
📖"سروا" به چم افسانه، سروده، سرود، سخنسرایی، سخن زیبا و داستان است.
چند دهی وعدهی دروغ همی چند
چند فروشی بهخیره با من "سروا"؟
#اورمزدی
🌲واژهی "سُروا" در اوستا به چم چنگال و شاخ جانوران است. نام درخت "سَرو" که نماد کهن ایستادگی و آزادگی است، از اوستا و شاخ جانورانی چون گوزن گرفته شد. از این رو میتوان نام "سَروا" را سَرو+ا (پسوند مادینگی) دانست و آن را ایستاده، آزاده و پایدار چمید(معنی کرد).
یکی سرو بد سبز و برگش گشن
برو شاخ چون رزمگاه پشن
#شاهنامه #فردوسی
📚واژهنامهی معین "سروا" را زاب(صفت) و به چم ساختمانی دانسته که پیشگاه یا در آن گشوده است.
📜"سرو" نیز در گذشته نامی پسرانه بود.
در شاهنامهی فردوسی، "سرو" پادشاه یمن بود و سه دخترش همسران سه پسر فریدون:
خردمند و روشندل و پاکتن
بیامد بر "سرو" شاه یمن
فردوسی
👧🏻👦🏻نامهای ایرانی و دخترانهی سروین، سروآزاد، سروناز، سروشا، سرویندخت، سروگل و سرودخت و نامهای ایرانی پسرانهی سروشان، سروش، سرایش، سرافراز، سرواد و سرود با "سروا" همسانی آوایی دارند.
✨برای آشنایی بیشتر با واژگان سروده، سرواده، چامه و چکامه بنگرید به:
Telegram.me/AdabSar/5321
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#سروا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
بجای کلمه ظهر و غروب چی بکار ببریم؟
🔅پاسخ ادبسار
برای "ظهر" بنگرید به:
t.me/AdabSar/3817
t.me/AdabSar/3827
t.me/AdabSar/3882
برای "غروب" بنگرید به:
t.me/AdabSar/7674
📜📜📜📜
🔅پرسش شما
بجای کلمه ظهر و غروب چی بکار ببریم؟
🔅پاسخ ادبسار
برای "ظهر" بنگرید به:
t.me/AdabSar/3817
t.me/AdabSar/3827
t.me/AdabSar/3882
برای "غروب" بنگرید به:
t.me/AdabSar/7674
📜📜📜📜
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غروب = فروشُدن، فروشُد، فروشُدان، فرورفتن، شامگاه، ایوار، خورنشینش، اِوارَک، پایانیافتن، پایان روز
🔻غروب آفتاب = آفتابنشستن، آفتاب بر زمین نشستن
🔻غروب خورشید = خوررَفت، آفتابنشین، پیگاه، بیگاه، آفتابزرد، دست بر زمین زدن خورشید، آدواره، اَدوارَک
🔻غروبکردن = فروتافتن، خوررَفتن، ناپدیدشدن
🔻غروبگاه = اِوارَکگاه، شبانگاه
🔻تنگِ غروب = نزدیکِ فرورَفت، نزدیک فروشُد، نزدیک شامگاه
✍️نمونه:
🔺آفتاب زندگیاش غروب کرد =
آفتاب زندگیاش فروتافت
زندگیاش به پایان رسید
زندگیاش پایان یافت
🔺دست در دست معشوق، غروب آفتاب را تماشا میکرد =
دست در دست دلدار، فرورفتن آفتاب را نگاه میکرد
دست در دست یار، دستبرزمینزدن خورشید را مینگریست
🔺از فَرازَند تا «فروشُدِ» خورشید از تنبلی بگریزید، زیرا تنآسایی، سرآغاز تباهی است #کوروش
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگ خروس #بهار
🔺«بیگاه» شد، خورشید سوی چاه شد
خیزید ای خوشطالعان، گاه طلوع ماه شد #مولوی
🔺و «آفتابزرد» را امیر به آب رسید (تاریخ بیهقی)
🌄 خوررَفت(غروب) و مانندسازیهای دلانگیز و جانفزای #فردوسی در شاهنامه:
ـ چو پژمرده شد چادر آفتاب
همی ساخت هر مهتری جای خواب
ـ چو خورشید را پشت باریک شد
ز دیدار شب، روز تاریک شد
ـ چنین تا شب تیره سر برکشید
درخشندهخورشید شد ناپدید
ـ چو خورشید بر چرخ بنمود پشت
شبی تیره شد از نمودن درشت
ـ چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
ز بالا همی سوی خاور گذشت
ـ چو چرخ بلند از شَبَه* تاج کرد
شَمامَه(ماه) پراکند بر لاژورد(لاجورد)
(*شَبَه=سنگ سیاه درخشان)
ـ چو خورشید تابان به گنبد رسید
به جایی پی گور و آهو ندید
ـ چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
سکندر ز بالا خروشی شنید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غروب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻غروب = فروشُدن، فروشُد، فروشُدان، فرورفتن، شامگاه، ایوار، خورنشینش، اِوارَک، پایانیافتن، پایان روز
🔻غروب آفتاب = آفتابنشستن، آفتاب بر زمین نشستن
🔻غروب خورشید = خوررَفت، آفتابنشین، پیگاه، بیگاه، آفتابزرد، دست بر زمین زدن خورشید، آدواره، اَدوارَک
🔻غروبکردن = فروتافتن، خوررَفتن، ناپدیدشدن
🔻غروبگاه = اِوارَکگاه، شبانگاه
🔻تنگِ غروب = نزدیکِ فرورَفت، نزدیک فروشُد، نزدیک شامگاه
✍️نمونه:
🔺آفتاب زندگیاش غروب کرد =
آفتاب زندگیاش فروتافت
زندگیاش به پایان رسید
زندگیاش پایان یافت
🔺دست در دست معشوق، غروب آفتاب را تماشا میکرد =
دست در دست دلدار، فرورفتن آفتاب را نگاه میکرد
دست در دست یار، دستبرزمینزدن خورشید را مینگریست
🔺از فَرازَند تا «فروشُدِ» خورشید از تنبلی بگریزید، زیرا تنآسایی، سرآغاز تباهی است #کوروش
🔺ز هر دژ به گوش آید آوای کوس
ز «ایوار» تا گاهِ بانگ خروس #بهار
🔺«بیگاه» شد، خورشید سوی چاه شد
خیزید ای خوشطالعان، گاه طلوع ماه شد #مولوی
🔺و «آفتابزرد» را امیر به آب رسید (تاریخ بیهقی)
🌄 خوررَفت(غروب) و مانندسازیهای دلانگیز و جانفزای #فردوسی در شاهنامه:
ـ چو پژمرده شد چادر آفتاب
همی ساخت هر مهتری جای خواب
ـ چو خورشید را پشت باریک شد
ز دیدار شب، روز تاریک شد
ـ چنین تا شب تیره سر برکشید
درخشندهخورشید شد ناپدید
ـ چو خورشید بر چرخ بنمود پشت
شبی تیره شد از نمودن درشت
ـ چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
ز بالا همی سوی خاور گذشت
ـ چو چرخ بلند از شَبَه* تاج کرد
شَمامَه(ماه) پراکند بر لاژورد(لاجورد)
(*شَبَه=سنگ سیاه درخشان)
ـ چو خورشید تابان به گنبد رسید
به جایی پی گور و آهو ندید
ـ چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
سکندر ز بالا خروشی شنید
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#غروب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
فضای خانه که از خندههای ما گرم است
چه عاشقانه نفس میکشم! هوا گرم است
دوباره "دیدهامات"، زُل بزن به چشمانی
که از حرارتِ "من دیدهام تورا" گرم است
بگو دومرتبه این را که "دوستت دارم"
دلم هنوز به این جملهی شما گرم است
بیا گناه کنیم عشق را... نترس خدا-
هزار مشغله دارد، سرِ خدا گرم است
من و تو اهل بهشتیم، اگرچه میگویند
جهنم از هیجانات ما دوتا گرم است
به من نگاه کنی، شعرِ تازه میگویم
که در نگاه تو بازارِ شعرها گرم است
#نجمه_زارع
@AdabSar
فضای خانه که از خندههای ما گرم است
چه عاشقانه نفس میکشم! هوا گرم است
دوباره "دیدهامات"، زُل بزن به چشمانی
که از حرارتِ "من دیدهام تورا" گرم است
بگو دومرتبه این را که "دوستت دارم"
دلم هنوز به این جملهی شما گرم است
بیا گناه کنیم عشق را... نترس خدا-
هزار مشغله دارد، سرِ خدا گرم است
من و تو اهل بهشتیم، اگرچه میگویند
جهنم از هیجانات ما دوتا گرم است
به من نگاه کنی، شعرِ تازه میگویم
که در نگاه تو بازارِ شعرها گرم است
#نجمه_زارع
@AdabSar
💫
خواستم بوسهی گرم از لب گلگون ببرم
حال باید جگرِ داغ و دلِ خون ببرم
بر نگردان به من این قلب پر از خاطره را
این کتاب ورق از هم شده را چون ببرم؟
#فاضل_نظری
@AdabSar
خواستم بوسهی گرم از لب گلگون ببرم
حال باید جگرِ داغ و دلِ خون ببرم
بر نگردان به من این قلب پر از خاطره را
این کتاب ورق از هم شده را چون ببرم؟
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
✨✨✨✨
@AdabSar
هنگامی که دلباختهی یک زن میشوید، شما در هنگام آزادی زن دلدادهی او میشوید. ولی هنگامی که او را به خانه آوردید، همهی دستمایههای (امکانات) آزاد بودن را از او میگیرید و با این گرفتن آزادیها، زیبایی او را هم از او باز میستانید. سپس ناگهان یکروز درمییابید که دیگر دل در گرو او ندارید!
چون او دیگر زن زیبایی نیست. این رویداد همیشگی است. پس از آن به جستجوی زن دیگری میپردازید و هرگز نمیاندیشید که چه روی داده است! شما به این فرآیند و اینکه چگونه زیبایی زن را از میان بردهاید نگری (توجهی) ندارید!
#اوشو
#پارسی_پاک
@AdabSar
✨✨✨✨
@AdabSar
هنگامی که دلباختهی یک زن میشوید، شما در هنگام آزادی زن دلدادهی او میشوید. ولی هنگامی که او را به خانه آوردید، همهی دستمایههای (امکانات) آزاد بودن را از او میگیرید و با این گرفتن آزادیها، زیبایی او را هم از او باز میستانید. سپس ناگهان یکروز درمییابید که دیگر دل در گرو او ندارید!
چون او دیگر زن زیبایی نیست. این رویداد همیشگی است. پس از آن به جستجوی زن دیگری میپردازید و هرگز نمیاندیشید که چه روی داده است! شما به این فرآیند و اینکه چگونه زیبایی زن را از میان بردهاید نگری (توجهی) ندارید!
#اوشو
#پارسی_پاک
@AdabSar
✨✨✨✨
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
کمدی = خندهدار، شوخواره، شوخناک
کمدین = شوخباز، شوخبازیگر
استندآپ کمدی = ایستخند
✍نمونه:
تئاترهای کمدی فروش بیشتری دارند =
نمایشهای خندهدار فروش بیشتری دارند
بازیگران زیادی در این کمدی شرکت داشتند =
بازیگران بسیاری در این شوخواره بازی داشتند
یکی از آرتیستها از همه کمدیتر بود =
یکی از بازیگرها از همه شوخناکتر بود
"اکبر عبدی" از کمدین های مطرح سینمای ایران است =
"اکبر عبدی" از شوخبازان نامی رُخشارگاه ایران است
"کمدی الهیِ" دانته، سه گانه ایست به شعر، در مورد جهنم، برزخ و بهشت =
"شوخوارهی ایزدیِ" دانته، سهگانهایست به چامه، دربارهی دوزخ، برزخ و بهشت
"استندآپ کمدی" نوعی نمایش زنده است که طی آن کمدین در مقابل حضار ایستاده و هنر خود را برای خنداندن مخاطبان به کار می گیرد =
"ایستخند" گونهای نمایش زنده است که در آن شوخباز در برابر باشندگان ایستاده و هنر خود را برای خنداندن بینندگان به کار میگیرد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
کمدی = خندهدار، شوخواره، شوخناک
کمدین = شوخباز، شوخبازیگر
استندآپ کمدی = ایستخند
✍نمونه:
تئاترهای کمدی فروش بیشتری دارند =
نمایشهای خندهدار فروش بیشتری دارند
بازیگران زیادی در این کمدی شرکت داشتند =
بازیگران بسیاری در این شوخواره بازی داشتند
یکی از آرتیستها از همه کمدیتر بود =
یکی از بازیگرها از همه شوخناکتر بود
"اکبر عبدی" از کمدین های مطرح سینمای ایران است =
"اکبر عبدی" از شوخبازان نامی رُخشارگاه ایران است
"کمدی الهیِ" دانته، سه گانه ایست به شعر، در مورد جهنم، برزخ و بهشت =
"شوخوارهی ایزدیِ" دانته، سهگانهایست به چامه، دربارهی دوزخ، برزخ و بهشت
"استندآپ کمدی" نوعی نمایش زنده است که طی آن کمدین در مقابل حضار ایستاده و هنر خود را برای خنداندن مخاطبان به کار می گیرد =
"ایستخند" گونهای نمایش زنده است که در آن شوخباز در برابر باشندگان ایستاده و هنر خود را برای خنداندن بینندگان به کار میگیرد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅درست بنویسیم
🔸قاعدهی فاصلهگذاریِ اسم مرکب:
اسم + (بن مضارع + وند) با نیمفاصله نوشته میشود. مثال: روان + (شناس + ی) = روانشناسی.
✍چند نمونهی دیگر:
رفاهطلبی، جامعهشناختی، سیاستگذاری
اتومبیلرانی، داستانسرایی، فلسفهدانی
نظریهپردازی، وصفپذیری، دانشجویی
کتابخوانی، گرهچینی، زیادهخواهی
گلابگیری، کتابسازی، شرابخواری
نکتهگویی، سلطهجویی، ظلمستیزی
علمگریزی، عملگرایی، حافظپژوهی
درختکاری، شبنشینی، کاسهلیسی
حجگزاری، پولشویی، مردهشوری
مقالهنویسی، نامهنگاری، بُنَکداری
#سیدمحمد_بصام
#درست_نویسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅درست بنویسیم
🔸قاعدهی فاصلهگذاریِ اسم مرکب:
اسم + (بن مضارع + وند) با نیمفاصله نوشته میشود. مثال: روان + (شناس + ی) = روانشناسی.
✍چند نمونهی دیگر:
رفاهطلبی، جامعهشناختی، سیاستگذاری
اتومبیلرانی، داستانسرایی، فلسفهدانی
نظریهپردازی، وصفپذیری، دانشجویی
کتابخوانی، گرهچینی، زیادهخواهی
گلابگیری، کتابسازی، شرابخواری
نکتهگویی، سلطهجویی، ظلمستیزی
علمگریزی، عملگرایی، حافظپژوهی
درختکاری، شبنشینی، کاسهلیسی
حجگزاری، پولشویی، مردهشوری
مقالهنویسی، نامهنگاری، بُنَکداری
#سیدمحمد_بصام
#درست_نویسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
زیر و رو کن باز این خاکستر افسرده را
از دلم بیرون بکش این عقدهی سرخورده را
سربهزیرم، گرچه میدانم که دستان نسیم
زودتر از شاخه میچیند گل پژمرده را
هفت شهر عشق را گشتم، ولی پیدا نشد
از کجا پیدا کنم گنج بهیغما برده را؟
یک شب توفانی از ساحل جدا شد لنگرم
صبح پس آورد موجی، قایقی آزرده را
آخر پاییز هم طی شد، کسی من را ندید
چشم روباهی گرفته، جوجهای نشمرده را...
#پیمان_برنا
@AdabSar
زیر و رو کن باز این خاکستر افسرده را
از دلم بیرون بکش این عقدهی سرخورده را
سربهزیرم، گرچه میدانم که دستان نسیم
زودتر از شاخه میچیند گل پژمرده را
هفت شهر عشق را گشتم، ولی پیدا نشد
از کجا پیدا کنم گنج بهیغما برده را؟
یک شب توفانی از ساحل جدا شد لنگرم
صبح پس آورد موجی، قایقی آزرده را
آخر پاییز هم طی شد، کسی من را ندید
چشم روباهی گرفته، جوجهای نشمرده را...
#پیمان_برنا
@AdabSar
💫
پابند کفشهای سیاه سفر مشو
یا لااقل به خاطر من دیرتر برو
هی پابهپا نکن که بگویم سفربهخیر
مجبور نیستی که بمانی، ولی نرو!
#مهدی_فرجی
@AdabSar
پابند کفشهای سیاه سفر مشو
یا لااقل به خاطر من دیرتر برو
هی پابهپا نکن که بگویم سفربهخیر
مجبور نیستی که بمانی، ولی نرو!
#مهدی_فرجی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💠🔷💠🔷
@AdabSar
ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭسی ﺭﺍ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭی میکنم
ﻭ ﺑﻴﺎﻥ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﻫﻨﮓﺩﺍﺭی میکنم
ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮی ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪهﺍﻡ ﺩُﺭ ﺩَﺭی
ﻭﺍﮊﻩﻫﺎی ﻧﺎﺏ ﺁن را ﺳﺎﺧﺘﺎﺭی میکنم
ﭼﻮﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺳﺖ ﮔﻨﺞ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻧﺪﺭ ﺟﻬﺎﻥ
اﺣﺘﺮﺍﺯ ﺍﺯ ﻓﺤﺶ ﻭ ﻃﻌﻦ ﻭ جعلکاری میکنم
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺎﺑﻜﺎﺭ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ بیﺍﺩﺏ
ﭼﻮﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺻﺒﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭی میکنم
ﻓﺎﺭسی ﻭ ﺗﺎجیکی ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺩُﺭ ﺩَﺭی
ﻫﺮکسی ﻣﻨﻬﺎ کند ﻣﻦ بیﻗﺮﺍﺭی میکنم
ﻧﻴﺴﺖ ﻓﺮﻕ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻟﻬﺠﻪﻫﺎی ﺩﻟﻨﺸﻴﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﻟﻬﺠﻪﻫﺎی خویش ﻛﺎﺭی میکنم
ﮔﻔﺖ ﺍﻧﺪﺭ ﺟﻤﻊ ﻳﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺷﻴﺮﺯﺍﺩ
ﻛﺰ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭسی ﺧﻮﺩ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭی میکنم!
کاری از سرایندهی تاجیک:
#حاجی_محمد_شیرزاد
فرستنده: #رحیمی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
@AdabSar
ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭسی ﺭﺍ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭی میکنم
ﻭ ﺑﻴﺎﻥ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﻫﻨﮓﺩﺍﺭی میکنم
ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮی ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪهﺍﻡ ﺩُﺭ ﺩَﺭی
ﻭﺍﮊﻩﻫﺎی ﻧﺎﺏ ﺁن را ﺳﺎﺧﺘﺎﺭی میکنم
ﭼﻮﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺎﺳﺖ ﮔﻨﺞ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻧﺪﺭ ﺟﻬﺎﻥ
اﺣﺘﺮﺍﺯ ﺍﺯ ﻓﺤﺶ ﻭ ﻃﻌﻦ ﻭ جعلکاری میکنم
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺎﺑﻜﺎﺭ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ بیﺍﺩﺏ
ﭼﻮﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺻﺒﺮ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﺩﺑﺎﺭی میکنم
ﻓﺎﺭسی ﻭ ﺗﺎجیکی ﮔﻮﻳﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺩُﺭ ﺩَﺭی
ﻫﺮکسی ﻣﻨﻬﺎ کند ﻣﻦ بیﻗﺮﺍﺭی میکنم
ﻧﻴﺴﺖ ﻓﺮﻕ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻟﻬﺠﻪﻫﺎی ﺩﻟﻨﺸﻴﻦ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻟﻄﻒ ﻟﻬﺠﻪﻫﺎی خویش ﻛﺎﺭی میکنم
ﮔﻔﺖ ﺍﻧﺪﺭ ﺟﻤﻊ ﻳﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺷﻴﺮﺯﺍﺩ
ﻛﺰ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭسی ﺧﻮﺩ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭی میکنم!
کاری از سرایندهی تاجیک:
#حاجی_محمد_شیرزاد
فرستنده: #رحیمی
@AdabSar
💠🔷💠🔷
Forwarded from ادبسار
🌬🌩🌤☀️
@AdabSar
من نمیدانم آن بازی به ناز بهارانت چیست؛
وین چهرهی مرگآلود پلشت زمستانیت
دگر چه!
ای ابر سرسپرده به باد
باز خورشید تو را
میگسلد
شکوه تو را پاره خواهد کرد
مناز به خویش؛
ای ابر سرسپرده به باد
هشدار!
فرزند خورشیدیم
من و باد...
سروده به #پارسی_پاک
سراینده و فرستنده:
#Hani_Mm
@AdabSar
🌬🌩🌤☀️
@AdabSar
من نمیدانم آن بازی به ناز بهارانت چیست؛
وین چهرهی مرگآلود پلشت زمستانیت
دگر چه!
ای ابر سرسپرده به باد
باز خورشید تو را
میگسلد
شکوه تو را پاره خواهد کرد
مناز به خویش؛
ای ابر سرسپرده به باد
هشدار!
فرزند خورشیدیم
من و باد...
سروده به #پارسی_پاک
سراینده و فرستنده:
#Hani_Mm
@AdabSar
🌬🌩🌤☀️
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
التماس = لابه، خواهش، درخواست، زادِش، لابهکاری
التماس کردن = لابیدن، لابهکردن، زادیدن(پارسی پهلوی)، دَرخواهیدَن
التماسکنان = لابهکنان
التماسکننده = دَرخواه، لابهکار
حَسَبُالالتماس = به خواهش
✍نمونه:
رابرت گيتس: نمی خواهیم در مذاکره با ایران نقش "التماس کننده" را بازی کنیم =
رابرت گيتس: نمیخواهیم در گفتگو با ایران نَخش(=نقش) "لابهکار" را بازی کنیم
التماسهایش به گوش هيچکس نرسيد =
زادِشهایش به گوش هيچکس نرسيد
التماس کنان طلب عفو می کرد =
لابهکنان درخواست بخشش میکرد
خیلی التماس کرد، اما قبول نکردند =
خیلی لابید، ولی پذیرش نکردند
خیلی لابه کرد، ولی نپذیرفتند
التماس دعا دارم =
درخواستِ مُروا(=دعای خیر) دارم
خواهشِ نیایش دارم
🚩دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#التماس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
التماس = لابه، خواهش، درخواست، زادِش، لابهکاری
التماس کردن = لابیدن، لابهکردن، زادیدن(پارسی پهلوی)، دَرخواهیدَن
التماسکنان = لابهکنان
التماسکننده = دَرخواه، لابهکار
حَسَبُالالتماس = به خواهش
✍نمونه:
رابرت گيتس: نمی خواهیم در مذاکره با ایران نقش "التماس کننده" را بازی کنیم =
رابرت گيتس: نمیخواهیم در گفتگو با ایران نَخش(=نقش) "لابهکار" را بازی کنیم
التماسهایش به گوش هيچکس نرسيد =
زادِشهایش به گوش هيچکس نرسيد
التماس کنان طلب عفو می کرد =
لابهکنان درخواست بخشش میکرد
خیلی التماس کرد، اما قبول نکردند =
خیلی لابید، ولی پذیرش نکردند
خیلی لابه کرد، ولی نپذیرفتند
التماس دعا دارم =
درخواستِ مُروا(=دعای خیر) دارم
خواهشِ نیایش دارم
🚩دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#التماس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
سلام اگر معادل پارسی مناسب برای دیابت داشتید خوشحال میشم بدونم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
سلام اگر معادل پارسی مناسب برای دیابت داشتید خوشحال میشم بدونم
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻دیابت = Diabete، پانیذه، بیماری غَند
🔻مرض قند* = بیماری غَند، پانیذه
✍نمونه:
🔺دیابت یک اختلال متابولیک در بدن است =
پانیذه یک آشفتگی سوختوسازی در تَن است
🔺علائم و عوارض مرض قند چیست؟ =
نشانهها و پیامدهای بیماری غَند چیست؟
*"قَند" تازیشدهی(معربِ) واژهی پارسی "کَند" یا "غَند" است.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#دیابت #مرض_قند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻دیابت = Diabete، پانیذه، بیماری غَند
🔻مرض قند* = بیماری غَند، پانیذه
✍نمونه:
🔺دیابت یک اختلال متابولیک در بدن است =
پانیذه یک آشفتگی سوختوسازی در تَن است
🔺علائم و عوارض مرض قند چیست؟ =
نشانهها و پیامدهای بیماری غَند چیست؟
*"قَند" تازیشدهی(معربِ) واژهی پارسی "کَند" یا "غَند" است.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#دیابت #مرض_قند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸