ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#روزشمار نیاکان(دهم تیر)
درود به همه و روزتان شاد و شکوهمند باد.💐

یک روز آزاد و سرافراز زیستن، بهتر از چهل سال فرومایگی و بندگی است.

دهم تیرماه زادروز(نمادین) ابردلاور ایران بابک خرمدین و جشن تیرگان بر ایرانیان نژاده(اصیل) شاد و خجسته باد.

بابک بزرگ، اوگ(اوج) استواری و پایبندی به میهن و پرتویی از بزرگ‌منشی در کارنامه‌ی دیرین ایران است.

بابک پس از جاویدان رهبر سرخ‌جامگان شد و نزدیک ۲۲ سال در برابر تازش تازیان ایستادگی کرد و سرانجام به‌دست افشین دشمنیار گرفتار شد و در سامرا کشته شد.

نامش جاودان، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

فرستنده #کوروش_آریاویج
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
Forwarded from ادب‌سار
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar

... برآ ای آفتاب، ای توشه‌ی اميد؛
برآ ای خوشه‌ی خورشيد،
تو جوشان چشمه‌ای، من تشنه‌ای بی‌تاب...
برآ سر ريز کن تا جان شود سيراب!

چو پا در کام مرگی تندخو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش‌جو دارم
به موج[خیز] روشنایی شست‌وشو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرينه گل
من رنگ‌وبو خواهم...


سروده به پارسی پاک
بریده‌ای از سروده‌ی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی

@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
👍1
🏹 مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان؛

گر به نزدیکی فرود آید
خانه‌هامان تنگ
آرزومان کور؛

آه،
کو بازوی پولادین و کو سر پنجه‌ی ایمان؟

از سروده‌ی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی

🏹 @AdabSar 🏹
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، با‌سِنایش، با گرامی‌داشت

احتمالا = شاید، چه‌بسا، گمانم، انگارکه ، گمان می‌رود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4552)

احتیاطا = از روی دوراندیشی

احیاناً = شاید، گهگاه، گاهگاه، گاهگاهی، اگر

اختصارا = به‌کوتاهی، کوته‌سخن

اصلا = هرگز، هیچ، از هیچ، هیچگاه، از بیخ، از بن، از هیچ‌باره، هیچ بُن، همیشه، همواره، هر آینه، از آغاز، از کنده

اقلا = کمینه، کمترین، دستِ کم، کمیست (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/1850)

اکثراً = بیشتر، بیشینه، بیشین، بیشترین

اولا = یکم، نخست، نخستین، پیش از همه (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/3236)


نمونه:
احتراما به استحضار می رساند... =
ارجمندانه به آگاهی می‌رساند...

حین مسافرت احتیاطا زنجیر چرخ همراه داشته باشید =
هنگام بوم‌نوردی از روی دوراندیشی زنجیر چرخ همراه داشته باشید

مقصر اصلی در تهدید و احیانا نابودی منابع آب کشور کیست؟ =
گنهکار مِهادین در هراساندن و شاید نابودی سرچشمه‌های آب کشور کیست؟

اسم گروهشان را اختصارا "داعش" نامیده اند =
نام گروه‌شان را به‌کوتاهی "داعش" نامیده‌اند

اصلاً نفس نمی کشد =
هیچ دَمِش ندارد

اصلا خر ما از کره گی دُم نداشت =
از آغاز خر ما از کره‌گی دُم نداشت

اصلا تمام حرف هایش کذب بود =
از بیخ همه‌ی سخنانش دروغ بود

بهیچ چیز و بهیچ کس اصلاً مشغول نگردم =
به‌ هیچ‌چیز و به هیچکس هرگز سرگرم نگردم

اصلا ً از اول هم کارش اشتباه بود =
هرآینه از آغاز هم کارش نادرست بود

اکثراً در نیمکرۀ جنوبی قرار دارند =
بیشتر در نیمپادَک نیمروزی هستند

🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

سلام
میخواستم بدونم روح به زبان فارسی چی میشه؟ (در ایران قدیم)


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻روح = روان، فَروَهَر، جان، درونمایه، جانمایه
🔻روح ابدی = روان نامیرا، انوشه‌روان، انوشیروان
🔻روح‌افزا = جانفزا
🔻روح‌الارواح = جانِ جان‌ها، جانِ جانان
🔻روح‌الامین = جبراییل
🔻روح‌القدس = روان پاک، روانبخش، جبراییل
🔻روح‌انگیز = دل‌انگیز، شادی‌آور، روانبخش
🔻روحانی = ایرمان(پیشوا، موبِد)، دین‌یار، آیین‌یار، مُغ‌مَرد، مینوی، جانی، کاتوزی
🔻روحانیت = دینبران
🔻روحانیون = مُغ‌مَردان، آیین‌مَداران، مینوگان، مینویان
🔻روحبخش = جانبخش، شادی‌بخش، شادی‌آور
🔻روح‌پرور = شادی‌بخش، جانفزا، جان‌پرور، دل‌انگیز، روانبخش، پرورنده‌ی روان
🔻روحی = مینوی، روانی
🔻احضار روح = فراخوانی فَروَهَر
🔻امراض روحی = بیماری‌های روانی
🔻بی‌روح = بی‌جان، مُرده
🔻تضعیف روحیه = سُستاندَن
🔻ذی‌روح = جاندار
🔻روحیه = خو، خوی
🔻روحیه‌ی ورزشکاری = خوی ورزشکاری
🔻طبع روحانی = مینوسرشت، مَنِشِ مینوی
🔻عالَم روحانی(آخرت) = مینو
🔻قبض روح = میراندن، جان‌گرفتن، جان‌سِتاندن
🔻قبض روح شدن = جان‌سپردن، جان‌باختن

✍️نمونه:
🔺خواستند روح مرحوم را احضار کنند =
خواستند فَروَهَر درگذشته را فرابخوانند

🔺نیتش شادی روح مرحومان بود =
آرمانش شادی روانِ درگذشتگان بود

🔺از لحاظ روحی خیلی بهم ریخته بود =
از دید روانی بسیار بهم ریخته بود

🔺روح این کار با خُلقیاتش موافق نبود =
جانمایه‌ی/درونمایه‌ی این کار با سرشتش سازگار نبود

🔺ماده مقدم بر روح بود یا بالعکس؟ =
ماتَک پیشتر از روان بود یا بوارونه؟

🔺صورت روحانی‌ای داشت =
چهره‌ی مینوی‌ای داشت

🔺از روحانیون معروف بود =
از مُغ‌مَردان نامدار بود

🔺وقتی رسیدند که دیگر روحی در بدن نداشت =
زمانی رسیدند که دیگر جانی در تن نداشت

🔺گروهی که "کاتوزیان" خوانی‌اش
برسم پرستندگان دانی‌اش ...(فردوسی)

🔺چو موبد بدید اندر آمد بدر
ابا او یکی "ایرمان" دگر (فردوسی)

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#روح #روحانی #روحانیت #روحانیون #روحیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
@AdabSar

هرچه می‌خواهی بکن، امّا مرا دیوانه نه!
هرچه می‌خواهی بزن، موی سرت را شانه نه!
.
رفت‌وآمدهای دستت پشتِ گوشَت دیدنی‌ست
دست را آنجا ببر، امّا به زیر چانه نه!

رقص بر روی دو پایت رو به روی آینه
آن‌قَدَر زیباست که چرخیدن پروانه نه!

خنده‌هایت زخم‌هایم را مداوا می‌کند
از تهِ دل خنده کن، زیر لب و دزدانه نه!

وقتی از من دلخوری با دیگران حرفی نزن
اخم با من آری امّا خنده با بیگانه نه!

دوستت دارم ولی هتا نمی‌دانم چرا
دوستم داری ولی آنقدر مشتاقانه نه!

شانه‌هایم را پناهت می‌کنم تا روز مرگ
هر کجای خانه می‌خواهی برو، از خانه نه!

#محمد_قلی_نسب
@AdabSar
👍1
💫

عشق؛
از آنِ مردانِ شجاع است

برای ترسو‌ها
مادرانشان زن میگیرند!

#نزار_قبانی
@AdabSar
💫

برون نمی‌رود از خاطرَم، خیالِ وصالت

اگر چه نیست وصالی، ولی خوشم به خیالَت

#رهی_معیری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
goo.gl/v8GXB3
🏹🗻🌄🌍
@AdabSar

آرش و تیرگان

از دوره‌های دور که دوران رازهاست
در هر زمان نشان ز نشیب و فرازهاست
گاهی فروغ و پرتوی از چاره‌سازهاست
گه نیز جای پای بهین پیشتازهاست
آرش نژاده‌ای است دلاور از آن زمان
او داد آب و رنگ حماسی به تیرگان

گاه پگاه بود
روزی ز روزهای خوش تیرماه بود
آغاز تیر روز
زیبا و خاطره‌انگیز و دل‌فروز
البرز پر صلابت و با فرّ و جاه بود
همراه با سپیده‌دمان فروغ‌مند
شد آشکار بر رخ خورشید نوش‌خند
ماندست از آن طلوع رهایی به یادها
فرمان مینوی اهورا به بادها
کای باد تندسیر
سبک‌تاز
تیزرو
زین کوه زی کرانه جیحون روانه شو
تا تیر جان آرش فرخ‌تبار را
بر ساقه تناور گردوبنی بلند
نزدیک مرو، ساحل جیحون، کنار رود
تا نیم‌روز گرم و دمان، آوری فرود

آن‌گه سروش، پیک اهورایی از سپهر
این‌گونه داد مژده به ایرانیان ز مهر
کز تیر سرنوشت که نیروی جان در اوست
زنجیر و بندهای اسیری و بندگی
از دست و پای ملتی آزاده وا شود
آن شهرها که خصم ز ایران‌زمین گرفت
بعد از فرود تیر، ز توران جدا شود
اکنون برای زود رسیدن به این هدف
تیرافکنی است گرد و کمانگیر و جان به کف
آرش همان دلیرترین پهلوان شهر
در راه جاودانی ایران فدا شود
جان حماسه‌پرور و شور آفرین او
با تیر سرنوشت به خاور رها شود
هان، باد، تیر آرشی از عشق و آتش است
فریاد دادخواهی گردی کمان‌کش است
پاسش بدار چون که در آن جان آرش است

آن روزهای تار و غم انگیز و جان‌گذار
بخشی ز خاک پاک اهورایی وطن
هنگام جنگ در کف دشمن فتاده بود
ایران به‌سان مام ز فرزند مانده دور
دل‌شادی و توان خود از دست داده بود
زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت
با خط سرخ بر ورق لاله‌گون نوشت

دوران جنگ بود
ایران دلش ز دوری فرزند تنگ بود
بهر وطن شکست ز بیگانه ننگ بود
چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود
این سرزمین تحمل خواری نمی‌کند
در تنگنای حادثه زاری نمی‌کند
با دشمن شناخته یاری نمی‌کند
پیش ستم‌گر آینه‌داری نمی‌کند

از چندگاه پیش در آن روزگار تار
در راه سازشی که شود صلح برقرار
افراسیاب بود و منوچهر شهریار
بستند عهدی آن دو به آیین و استوار
پیمان چنان بخواست که تیرافکنی دلیر
پرتاب سازد از تبرستان به شرق تیر
هر جا که تیر آمد و بر هر کجا نشست
آن جایگاه مرز و حریم دو کشور است

آرش کنار قله‌ البرز سربلند
با قامتی بلند چو سرو فرازمند
در هاله‌ای ز نور سحرگاهی سپند
برپا ستاده بود
در چله‌ کمان غرور آفرین خویش
تیر از پی رهایی میهن نهاده بود
با یاد و نام نامی دادار مهربان
سر برفراشت زمزمه‌خوان سوی آسمان
با نیروی خدایی و افزون‌ترین توان
تیر از کمان کشید
آن را نه از کمان، که ز ژرفای جان کشید
تا تیر جان خویش به باد وزان سپرد
شد پاره پاره پیکر و افتاد و جان سپرد
جان عزیز را به ره آرمان سپرد

اکنون هزاره‌ها سپری شد از آن زمان
آرش حماسه‌ای‌ست به تاریخ جاودان
ایران به جاست همچو مه و مهر و آسمان
بادا هزاره‌های دگر باز در جهان

هان ای جوان برومند هم‌وطن
اینک تو آرشی و چراغ ره وطن
با دانش و خرد و عشق خویشتن
مرز نوین بگستر و کن تازه‌تر سخن
تا نو شود حماسه شورآور کهن...

#توران_شهریاری
#جشن_تیرگان
#فرهنگ_ایران

@AdabSar
🏹🗻🌄🌍
🏹 سیزدهم تیرماه،
تیری برای آزادی رها شد
به بهای جان...

#جشن_تیرگان فرخ باد.

@AdabSar
🏹🏹🗺
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸

شوربختانه در گفتگوی روزانه یا در نامه‌نگاری‌های دیوانی (اداری) برخی زبانزدها را با بهره‌گیری از واژه‌ی بیگانه‌ی «حَسَب» به‌کار می‌بریم که هم زبان ما را کم‌مایه کرده و هم جایگزین پارسی شیواتر و زیباتری دارند:

حَسَب = شَوَند، برابر، انگیزه، اندازه

حَسَبُ‌الاجازه = با پروانه

حَسَبُ‌الاشاره = برابر دستور

حَسَبُ‌الاضطرار = به ناچار، ناگزیر

حَسَبُ‌الاقتضا = به فراخور

حَسَبُ‌الالتماس = به خواهش

حَسَبُ‌الامر = به فرمان، به فرموده، به فرمایش، به دستور، برابر فرمایش، برابر فرموده، برابر دستور

حَسَبُ‌الامکان = تا جایی که شود
@AdabSar
حَسَبُ‌الحال = چُنانکه باید

حَسَبُ‌الحکم = به فرمان

حَسَبُ‌الفرمایش(!) = (از ساخته‌های نادرست فارسی‌گویان)برابر فرموده، برابر فرمایش، برابر فرمان

حَسَبُ‌الفرموده(!) = (از ساخته‌های نادرست فارسی‌گویان)به فرموده، به فرمایش، به فرمان

حَسَبُ‌المعمول = به روایی

حَسَبُ‌الوظیفه = به خویشکار

نمونه:
حَسَبُ‌الامر امیر، شورشیان را زندانی کردند =
برابر فرمان سردار، شورشیان را زندانی کردند

حَسَبُ‌الاجازه‌ی اوليای دولت، جمعی که تقريبا پنج‌هزار خانوار می‌شدند در سرخس منزل کردند =
با پروانه‌ی کشورداران، گروهی که نزدیک به پنج‌هزار خانوار می‌شدند در سرخس خانه کردند

بر حَسَبِ وظیفه وارد عرصه شدم =
به خویشکار پا به میدان گذاشتم
از روی بایستگی به میدان آمدم

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🏔🏔🏔🏔🏔🏔
goo.gl/KhwBCu
🔅روز دماوند

ای دیوِ سپیدِ پای در بند!
ای گنبد گیتی، ای دماوند! #بهار

🗻 "دماوند"، برکشیده‌ترین کوه ایران و برافراشته‌ترین چَکادِ(قله‌ی) آتشفشانی آسیا است.

بر چرایی نامگذاری "دماوند"، گمانزدهای گوناگونی رواگ(رواج) دارد:
۱. دَماوند = دم (دمه، گاز، بخار) + آوند(پسوند دارندگی) = دارای دمه و دود
۲. دُماوند = دُما(‌پشت، دنبال) + وند(نهادن، ایستادن بر جایی) = شهر یا آبادی یا کلاتِ(قلعه‌ی) ایستاده در دنبال و پشت.

"دماوند" همچنین جایگاه ویژه‌ای در افسانه‌های ایران دارد:
🌋 در افسانه‌ها آمده است که "گیومرت"(کیومرث) در کوه دماوند می‌زیسته است و گور فرزند وی "سیامک" هم آنجا دانسته شده است. آمده است که چون فرزندش کشته شد، خداوند چاهی بر سر کوه دماوند برآورد و "گیومرت" فرزند را در چاه فروهِشت. سپس بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز آتش بارها پر زند و به هوا بَرشود و این آتش دیو را از فرزند او دور بدارد.
@AdabSar
"دماوند" همچنین جایی است که فریدون، پادشاه پیشدادی و از چهره‌های افسانه‌ای ایران، با آژی‌دهاک(ضحاک)، فرمانروای ستمگر و خونریز، رویاروی شده و می‌جنگد.
بر پایه‌ی افسانه‌ها، سپاه فریدون به سپهسالاری "کاوه آهنگر"، در نبرد با آژی‌دهاک پیروز شده و او را در غاری در دماوند به بند می‌کشد. و آژی‌دهاک آنجا زندانی است تا پایان جهان، که بند بگسلد و کشتن مردمان آغاز کند و سرانجام به دست "گرشاسپ" کشته شود.
بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند #فردوسی
ز بیدادی سمر گشته‌ست ضحاک
که گویند او به بند است در دماوند #ناصرخسرو

🏹 "دماوند" دیگربار در گاهِ پادشاهی "منوچهر" زبانزد می‌شود. آنگاه که بر آن می‌نهند تا "آرش کمانگیر"، دلاور ایرانی، از فراز "دماوند" تیری بپراند و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد.
از این رو "آرش" از چکاد دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و به کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد و آنجا مرز شناخته شد.

🌄 همچنین آورده‌اند که "کیخسرو" پادشاه کیانی و پیشوای دادگر ایرانی، پس از واگذاری پادشاهی به "لهراسب"، به "دماوند"رفته و از آنجا به فَراز می‌رود(عروج می‌کند).


سیزدهم تیرماه، روز "دماوند" این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی، و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.

#مجید_دری
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🗻🗻🗻🗻
@AdabSar
🔅دماوندیه

خاموش نشسته‌ای دماوند
ضحّاک گریخت آخر از بند

از دوده‌ی آبتین کسی نیست
تا باز نهد به پای او بنـد

در سینه حریق اندرون را
تا چند توان نهفت، تا چند؟

اندیشه‌ی آخرین دوا کن
باید شبی آتشـی پراکند
@AdabSar
در شعله‌ی خود بسوز و ما را
افسرده‌ی بیورَسْپْ* مپسند!

مستـوجب دوزخ است ناچار
هر کاو به بهشت نیست خرسند

بازی که شکارش آسمانی‌ست
در خاک چگونه پنجه افکند؟

فوارگی کهـن ز سر گیر
لب باز گشاده کن به لبخند

بگذار زمین رود به معـراج
در لحظه‌ی بعثت دماوند...

*بیورَسْپْ = آژی‌دهاک(ضحاک)

#قدمعلی_سرامی
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌋🌋🌋🌋
@AdabSar
🔅دماوند

ای دیو سپید پای در بند
ای گنبد گیتی ای دماوند

از سیم به سر یکی کله‌خود
ز آهن به میان یکی کمربند

تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر چهر دلبند

تا وارهی از دم ستوران
وین مردم نحس دیومانند

با شیر سپهر بسته پیمان
با اختر سعد کرده پیوند

چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند

بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت تویی، تو ای دماوند!

تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرن‌ها پس افکند

ای مشتِ زمین بر آسمان شو
بر ری بنواز ضربتی چند

نی نی تو نه مشت روزگاری
ای کوه، نیَم ز گفته خرسند

تو قلب فسرده‌ی زمینی
از درد ورم نموده یک چند

شو منفجر ای دل زمانه
وآن آتش خود نهفته مپسند

خامش منشین سخن همی گوی
افسرده مباش خوش همی خند

ای مادر سر سپید بشنو
این پند سیاه‌بخت فرزند

بگرای چو اژدهای گرزه
بخروش چو شرزه شیر ارغند

#بهار
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🏹🏔🌏🗺
@AdabSar

🏹 آشنایی با جشن‌های ایرانی
🏹 جشن تیرگان - آرش کمانگیر


از آن خوانند آرش را کمانگیر
که از ساری به مرو انداخت او تیر!
#فخرالدین_گرگانی


🗺🏹 "جشن تیرگان" در روز سیزدهم تیر، تیر روز از تیرماه، یکی از بزرگ‌ترین و فرازمندترین جشن‌های کهن ایران است.
"جشن تیرگان" نماد پاسداری از خاک و یکپارچگی میهنی(تمامیت ارضی) است.

🗺🏹 ابوریحان بیرونی نوشته است در ایران باستان جنگ منوچهر، پادشاه پیشدادی با افراسیاب تورانی سال‌ها به درازا کشید و ایرانیان بسیاری جان سپردند. تورانیان تا نزدیکی تپورستان(مازندران) پیشروی کرده بودند و مردم در بند بودند. منوچهر از افراسیاب خواست که به اندازه‌ی پرتاب تیری مرزهای کشور را گسترش دهد و افراسیاب پذیرفت. آن‌ها پیمان‌نامه‌ای نوشتند و سپس تیر و کمانی در اندازه‌ی که فرشته‌ی اسپندارمذ خواسته بود، ساختند و برای پرتاب تیر، "آرش" را که پهلوانی راستین، تندرست و میهن‌دوست بود برگزیدند تا تیر را پرتاب کند.
او به پادشاه و مردم گفت من کسی با توان بالای تن و بی هیچ کژی هستم و می‌دانم که با پرتاب این تیر پاره پاره خواهم شد؛ ولی جان خود را در راه آزادی می‌سپارم.

🗺🏹 "آرش"، این دردانه‌ی افسانه‌های ایران، نیروی جان بر تیر گذاشت و کمان کشید...
خداوند به باد دستور داد که تیر را از کوه رویان بردارد و به دورترین جای خراسان پرتاب کند.
"آرش" جان سپرد و تیرش با یاری ایزد باد یک نیمروز از تپورستان تا آنسوی تخارستان به تندی راه پیمود و سپس بر درخت گردویی فرود آمد. درختی که در بزرگی در جهان بی‌مانند بود.(التفهیم و آثارالباقیه)

🗺🏹 در نامه‌های اوستا و پهلوی از اَرَخش(آرش) بسیار یاد شده و او را مایه‌ی پیروزی ایران بر توران دانسته‌اند. در مجمل‌التوایخ نیز نام او را "شیواتیر" از خاندان "آرش" دانسته‌اند. همچنین برنام(لقب) کمانگیر را نخستین‌بار فخرالدین گرگانی در سروده ویس و رامین برای آرش نهاده است.

🗺🏹 در تاریخ تبری نوشته که منوچهر و افراسیاب پیمان‌نامه‌ای نوشتند. آرش بر کوهی شد که از آن بلندتر نیست و تیری بینداخت که در کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد.

🗺🏹 در "تیریَشت" درباره پرواز تیر آرش آمده: "ستاره درخشان و شکوهمند تشتر را می‌ستایم که تند به سوی دریای فَراخکَرت تازد که گویی تیری است که آرش، بهترین تیرانداز آریایی، در هوا به پرواز درآورد..."

🗺🏹 یکی از گمانزدها درباره‌ی تیرگان این است که پرتاب تیر آرش در تیرروز از تیرماه(تیرگان کوچک) رخ داد و روز چهاردهم(تیرگان بزرگ) روزی است که پیام‌آوران، پیام فرود تیر در کنار آمودریا را آوردند و مردم برای رهایی از بند افراسیاب تورانی و پایان جنگ، جشن گرفتند.

🕯🕯 از گذشته‌های دور تاکنون در چنین روزی، زرتشتیان آیین بزرگداشتی را برای شادی روان پاک جانسپاران میهن و به یاد کشته‌شدگان فراوان جنگ هفت ساله‌ی منوچهر و افراسیاب برگزار می‌کردند که به نام "روز جانبازی" نیز شناخته می‌شود.(پیک موبدان تهران)
@AdabSar
🗺🏹 آری آری، جان خود در تیر کرد آرش؛
کار سد[صد]ها سد هزاران تیغه‌ی شمشیر کرد آرش!
#سیاوش_کسرایی
______________________
برگرفته از:
۱- هفته نامه‌ی "امرداد"
۲- آیین برگزاری جشن‌های ایران باستان
نویسنده: #اردشیر_آذرگشسب
۳- یشت‌ها
نویسنده: #ابراهیم_پورداوود به کوشش #بهرام_فره‌وشی
۴- جشن تیرگان
از پیک کنکاش موبدان تهران
۵- تیرگان روز صلح و آشتی در ایران باستان
نویسنده: #میترا_مرادپور
__________________
goo.gl/294i8U
#پریسا_امام_وردی
__________________
#فرهنگ_ایران #تیرگان #آبریزگان #جشن_تیرگان #آرش_کمانگیر

@AdabSar
🏹🏔🌏🗺
🌟☔️🌟☔️
@AdabSar

🌟 آشنایی با جشن‌های ایرانی
☔️ جشن تیرگان - آبریزان یا آبریزگان

🌟🌟 "تیر"، تیشتَریَه در اوستایی و تِشتَر در پهلوی، نام درخشان‌ترین ستاره‌ی آسمان، ستاره‌ی باران و به گفته‌ی ابوریحان بیرونی ستاره‌ی یمانی بود.
این ستاره در میان ایرانیان سرور و نگهبان ستارگان بود.(کورش نیکنام)

☔️☔️ "تیر" همچنین فرشته‌ی باران و فرشته‌ی روزی‌دهنده شمرده می‌شد که بالا آمدن آن مایه‌ی افزایش بارندگی و ناپدید شدنش شوند(دلیل) کاهش بارندگی بود.(ابراهیم پورداوود)

☔️☔️ جشن تیرگان افسانه‌ای خواندنی از نبرد ایزد باران با دیو خشکسالی دارد. در این نبرد ایزد باران با یاری ایزدان باد، هوم، بهمن، فروهر پاک رفتگان، مینوی خرد و... بر دیو اپوش پیروز می‌شود. داستان آن در "تیریَشت"(ابراهیم پورداوود) آمده و می‌توانید در این پیام نیز بخوانید:
t.me/AdabSar/6609

🌟🌟 پیدایش جشن تیرگان دو بهانه دارد.
نخست پرتاب تیر به دست آرش کمانگیر برای پاسداری از خاک ایران و دوم بارش باران پس از هفت سال خشکسالی بود.(ابوریحان بیرونی)

☔️☔️ در زمان پادشاهی پیروز ساسانی(نیای انوشیروان دادگر)، هفت سال در کشور باران نبارید، شمار فراوانی از مردم مردند و خشکسالی مایه‌ی تنگدستی و افسردگی شده بود.پس از هفت سال در تیر روز از تیر ماه(سیزدهم تیر)، آسمان پوشیده از ابر شد و باران فراوانی بارید. مردم از شادی جشن گرفتند و به یکدیگر آب پاشیدند و جشن آن‌ها "آبریزان"، "آبریزگان" و "آب‌پاشان" نام گرفت.(دهخدا و اردشیر آذرگشسب)
جشن آبریزگان در روزهای سیزده‌بدر و سیزدهم مهر (روز تیر این دو ماه) هم برگزار می‌شود.

🌟🌟 باز هم درباره‌ی پیدایش جشن آبریزان گفته می‌شود که کیخسرو، پادشاه کیانی هنگام بازگشت از جنگ با افراسیاب، در کنار چشمه‌ای به خواب رفت و بیژن پور گیو(بیژن پسر گیو) که او را همراهی می‌کرد، برای بیدار کردنش به روی او آب پاشید.(ابوسعید گردیزی) و این بهانه‌ای برای جشن آبریزان در تیرماه شد. هرچند که گمان‌ها درباره‌ی روز آن گوناگون است. گروهی آن را یکم تیر می‌دانند.

@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
__________________
#فرهنگ_ایران #تیرگان #آبریزگان #جشن_تیرگان #آرش_کمانگیر

@AdabSar
☀️☔️☀️☔️
🎋🎋🎋🎋
@AdabSar

آشنایی با جشن‌های ایرانی
جشن تیرگان - آیین ایرانیان

🚿🚿 آیین‌های جشن تیرگان از تیر روز تا بادروز (۱۰روز) دنباله داشت. به آن "تیرو جشن"، "تیر و تشتر"، "آبریزی" و "آب‌بازی" می‌گفتند.(میترا مرادپور)
ایرانیان یک روز پیش از جشن تیرگان خانه‌ی خود را پاکیزه می‌کردند و در این روز سر و تن خود را می‌شستند، پوشاک تازه می‌پوشیدند و به شادمانی می‌پرداختند. (کورش نیکنام)

🌬🌬 در این روز "خورشید نیایش" یا "مهر نیایش"می‌خواندند. پیر و جوان نخ ابریشمی هفت‌رنگ و نازکی به‌نام "تیر و باد" به مچ دست خود می‌بندند و در روز باد (۱۰روز پس از آن)، بند را باز می‌کنند و به دست باد می‌سپارند تا گذر تیر آرش و همراهی ایزد باد را یادآوری کنند. هم‌زمان این ترانه را می‌خوانند(نیکنام):
تیر برو باد بیا
غم برو شادی بیا
رنج برو روزی بیا
خوشه‌ی مرواری بیا

💦💦 آب‌بازی کنار رودها و آب‌ها، یکی از برنامه‌های شادی‌آور آیین تیرگان بود. هنگام آب‌بازی هم آواز می‌خواندند:
تور ماهیَه، وَچه ماهیَه
(ماه تیر است، ماه کودکان است)
@AdabSar
🌾🌾 از دیگر آیین‌های این روز پختن و خوردن گندم و خوردن میوه بود. به این بهانه که در جنگ هفت ساله‌ی منوچهر و افراسیاب، ایرانیان دربند نمی‌توانستند برای نان آرد درست کنند و ناچار گندم می‌خوردند. برای سر شستن هم می‌گفتند کیخسرو هنگام بازگشت از نبرد با افراسیاب، کنار چشمه خفت و بیژن روی سر او آب ریخت تا بیدارش کند.(گردیزی)

در بامداد این روز، کوزه‌ای را زیر سایه‌ی درخت سبزی می‌گذاشتند و سپس هرکس در دل آرزویی می‌کرد و ابزار کوچکی همچون انگشتر درون کوزه می‌انداخت؛ سپس روی کوزه پارچه‌ی سبز می‌انداختند. هنگام پسین(بعد از ظهر) هر یک از زنان و مردان در کنار کوزه چکامه و آواز می‌خواندند و هم‌زمان، دختر کوچکی از درون کوزه چیزها را بیرون می‌آورد و آرزومندان سروده‌ای را که هم‌زمان با بیرون آمدن ابزارشان خوانده می‌شد، گونه‌ای پیشگویی بخت می‌شمردند و با نگر(توجه) به آرزویشان، برداشتی از آن سروده داشتند. این آیین در جشن چلمو نیز انجام می‌شد.

💃🏻💃🏻 امروز در استان‌ها و شهرهایی چون مازندران، سنگسر در سمنان، فراهان، آمل و در کنار دماوند جشن تیرگان و جشن روز دماوند به شیوه‌های گوناگون برگزار می‌شود.

#پریسا_امام_وردی
____________
#فرهنگ_ایران #تیرگان #آبریزگان #جشن_تیرگان #آرش_کمانگیر

@AdabSar
🎋🎋🎋🎋
🖋 سیزدهم تیر و #جشن_تیرگان روز بزرگداشت جایگاه نویسندگان و دبیران در ایران باستان بود.(ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه)

چند سالی‌ست که چهاردهم تیر، روز کِلْک(قلم) نامگذاری شده است. ✒️


✒️ @AdabSar 🖋
@AdabSar

بگو زخم سِداهای تو در من را چه باید کرد؟
که بعد از رفتن‌ات گل‌های سوسن را چه باید کرد؟

تو من را در میان خود رها کردی، ندانستی
که سوزن‌های گم در بین خرمن را چه باید کرد؟

من از سرکوب احساسات قلبم عاجزم دیگر
کلنگ خسته از تخریب معدن را چه باید کرد؟

برای آدم افسرده راه چاره قطعن هست
قطار خسته از دنیای آهن را چه باید کرد؟

من از بخت بدم مرگم مرا از یاد خود برده‌ست
درخت رفته از یاد تبرزن را چه باید کرد؟

همه ایام قبل از سال نو را جشن می‌گیرند
ولی اسفند بعد از مرگ بهمن را چه باید کرد؟

من از شب‌های بی‌فردای بی‌تو فوبیا دارم
بگو بی‌خوابی یک ماه یک زن را چه باید کرد؟

تمام لحظه‌ها را بی‌تو حاشا می‌کنم، اما
بگو که خاطرات با تو بودن را چه باید کرد...؟

#ماجو_مهری
@AdabSar
👍1
Forwarded from ادب‌سار
💫

این روزها
خوشبختی هم رفته است

دنبال بدبختی‌هایش!


#مجتبی_نورانی
@AdabSar