ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
Forwarded from ادب‌سار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

سخن از زبانِ دانا...

💎سخن از زبــانِ دانا، سخنی‌ست آسمانی
دَهِش است و شادمانه، ز جهانِ جاودانی؛

💎سخن از زبانِ دانا، نه نیایش است و نفرین
که به زندگان رسایی، و به مرده شادمانی؛

💎سخن از زبانِ دانا، سخنی‌ست بس خروشان
به جوان امیــدِ والا، به کهن مِی جـوانـی؛

💎سخن از زبانِ دانا، سخنی نه از شکست است
به شکست خورده پروا، و به چیره شایگانی؛

💎سخن از زبانِ دانا، سخنی ز بوی خون نیست
سخن از گُل است و بُستان ز نژادِ ارغوانی؛

💎سخن از زبانِ دانا، نه ز روی ننگ و پستی‌ست
به هُنروَران فـَرازا، به سُخنوَران نشانی؛

💎سخن از زبانِ دانا، سخنی‌ست پاک و بی‌غش
چو زبــانِ نـــابِ مهران، ز تبـــارِ گُلـْسـِتـانـی!


#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
سروده به پارسی پاک

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
@AdabSar

"... جوانی و پیری، به نزدیک مرگ
یکی دان، چو اندر بَدَن نیست برگ
🌺🍀🌺
دل از نور ایمان، گر آگنده‌ای
ترا خامشی به، که تو بنده‌ای
🍀🌷🍀
برین کارِ یزدان، تو را راز نیست
اگر جانْت، با دیو انباز نیست...
🌲🌹🌲
به گیتی در آن کوش چون بگذری
سرانجام نیکی برِخود بری ..."
#شاهنامه #فردوسی
🌼🌺🌼
امید به هفته‌ای دلکش و آرام
فرستنده: #جعفر_جعفرزاده

@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


مسئله/مساله = چالش، دشواری، پیش‌آمد، فرانهاد، گزاره، جُستار، پرسمان، پرسش، چیستان، فَرَش(پارسی پهلوی)، پَردَک*

نمونه:
محیط زیست مساله‌ای نیست که بخواهیم از سر بی‌دردی به آن بپردازیم =
زیست‌بوم جُستاری نیست که بخواهیم از سر بی‌دردی به آن بپردازیم
زیستگاه چالشی نیست که بخواهیم از سر بی‌دردی به آن بپردازیم

در مورد این مسئله نمی‌توان به ضرس قاطع سخن گفت =
درباره‌ی این دشواری نمی‌توان با گواه بُران سخن گفت

این مساله باعث شد تا بیشتر در این مورد فکر کنم =
ین پیش‌آمد انگیزه شد تا بیشتر در این باره بیندیشم

حریت یا عبودیت، مسئله این است =
آزادگی یا بندگی، پرسمان این است

این مساله را حل کنید =
این پرسش را پاسخ دهید

*ز پردک های دورادور بسته
که از فکرش دل داناست خسته (ناصرخسرو)

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🔅پرسش شما

سلام خسته نباشید
احسنت بابت این گروه قشنگ و مفید
خواستم اگر مقدور هست معنای اسم بزرگمهر را برام بفرستین .

🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

🔅آشنایی با نام‌های ایرانی

«بزرگمهر»
🔮🔮 نام کهن و پسرانه‌ی "بزرگمهر" نمایانگر باورهای آیین مهرپرستی و یا کیش زرتشتی، به چمار خورشید بزرگ است. "بزرگمهر" نامی وابسته به واژه‌ی مهر(میترا یا خورشید) و نشان ارجمندی مهر است.
فروغ و روشنایی فراوان و بسیار مهربان چم‌های دیگر این نام هستند.
برای آشنایی با مهر یا میترا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/7569

🔮🔮 "بزرگمهر"، نام ویچیر(وزیر) خوشنام، هوشمند و خردمند انوشیروان ساسانی بود که در زبان پهلوی "وزورگ میتر" (vazurgmitr) خوانده می‌شد. (بهرام فره‌وشی)

همچنین گفته شده که "بزرگمهر" در پهلوی "ووزورگ‌میهر" (vuzurgmihr) خوانده می‌شد. (منصور رستگار فسایی و برهان قاطع)

در فرهنگ عمید آمده که "بزرگ" در زبان پهلوی بازورگ یا بَـزورگ گفته می‌شد.

🔮🔮 برخی "بزرگمهر"، ویچیر دانای انوشیروان را همان برزو یا برزویه پزشگ دربار انوشیروان دانسته‌اند.
هنگامی که پادشاه هند بازی شترنگ(شطرنج) را نزد شاه ایران فرستاد، بزرگمهر راز آن بازی را یافت و در برابرش بازی تخته‌نرد را نوآفرینی(ابداع) کرد.
- سی‌سد(صد) وزیر گیری بیش از بزرگمهر
سی‌سد امیر بندی بیش از سپندیار!
#منوچهری

- بزم نوشیروان سپهری بود
کز جهانش بزرگمهری بود!
#نظامی

- ما را چه باک مزدک و بیم بزرگمهر
چون او غباد قادر نوشیروان ماست!
#خاقانی

🔮🔮 نام "بزرگمهر" در شاهنامه‌ی فردوسی، به گونه "بوزرجمهر" (تازی شده‌ی نام بزرگمهر) آمده است:
- برفتند یکسر پر آژنگ چهر
بیامد بر شاه بوزرجمهر!

- بیامد نهم روز بوزرجمهر
پر از آرزو دل، پر آژنگ چهر!
#شاهنامه #فردوسی


🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی و هم‌آوا:
👧🏻 نازمهر، شیدمهر، فرمهر، هورمهر، آذرمهر، فرخ‌مهر، پری‌مهر، به‌آذین و...
👦🏻 کیان‌مهر، رادمهر، زادمهر، شادمهر، پاکنهر، برزو، برومند، برازنده، برزام، برزین و...

برای فرزندانمان نام‌های زیبا و برازنده‌ی ایرانی برگزینیم


#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#بزرگمهر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
@AdabSar
زخمه

گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمه‌ی خاری

سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری

هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟

هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری

یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری

آرام گرفتند به آرامه‌ی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری

#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
👍1
💫

از خود خبرم نیست شب و روز ولیکن

دارم خبـر از تو که ز مـن بی خبـری تو

#مسعود_سعدسلمان
@AdabSar
👍1
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#روزشمار نیاکان(دهم تیر)
درود به همه و روزتان شاد و شکوهمند باد.💐

یک روز آزاد و سرافراز زیستن، بهتر از چهل سال فرومایگی و بندگی است.

دهم تیرماه زادروز(نمادین) ابردلاور ایران بابک خرمدین و جشن تیرگان بر ایرانیان نژاده(اصیل) شاد و خجسته باد.

بابک بزرگ، اوگ(اوج) استواری و پایبندی به میهن و پرتویی از بزرگ‌منشی در کارنامه‌ی دیرین ایران است.

بابک پس از جاویدان رهبر سرخ‌جامگان شد و نزدیک ۲۲ سال در برابر تازش تازیان ایستادگی کرد و سرانجام به‌دست افشین دشمنیار گرفتار شد و در سامرا کشته شد.

نامش جاودان، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

فرستنده #کوروش_آریاویج
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
Forwarded from ادب‌سار
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar

... برآ ای آفتاب، ای توشه‌ی اميد؛
برآ ای خوشه‌ی خورشيد،
تو جوشان چشمه‌ای، من تشنه‌ای بی‌تاب...
برآ سر ريز کن تا جان شود سيراب!

چو پا در کام مرگی تندخو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش‌جو دارم
به موج[خیز] روشنایی شست‌وشو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرينه گل
من رنگ‌وبو خواهم...


سروده به پارسی پاک
بریده‌ای از سروده‌ی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی

@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
👍1
🏹 مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان؛

گر به نزدیکی فرود آید
خانه‌هامان تنگ
آرزومان کور؛

آه،
کو بازوی پولادین و کو سر پنجه‌ی ایمان؟

از سروده‌ی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی

🏹 @AdabSar 🏹
👍1
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، با‌سِنایش، با گرامی‌داشت

احتمالا = شاید، چه‌بسا، گمانم، انگارکه ، گمان می‌رود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4552)

احتیاطا = از روی دوراندیشی

احیاناً = شاید، گهگاه، گاهگاه، گاهگاهی، اگر

اختصارا = به‌کوتاهی، کوته‌سخن

اصلا = هرگز، هیچ، از هیچ، هیچگاه، از بیخ، از بن، از هیچ‌باره، هیچ بُن، همیشه، همواره، هر آینه، از آغاز، از کنده

اقلا = کمینه، کمترین، دستِ کم، کمیست (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/1850)

اکثراً = بیشتر، بیشینه، بیشین، بیشترین

اولا = یکم، نخست، نخستین، پیش از همه (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/3236)


نمونه:
احتراما به استحضار می رساند... =
ارجمندانه به آگاهی می‌رساند...

حین مسافرت احتیاطا زنجیر چرخ همراه داشته باشید =
هنگام بوم‌نوردی از روی دوراندیشی زنجیر چرخ همراه داشته باشید

مقصر اصلی در تهدید و احیانا نابودی منابع آب کشور کیست؟ =
گنهکار مِهادین در هراساندن و شاید نابودی سرچشمه‌های آب کشور کیست؟

اسم گروهشان را اختصارا "داعش" نامیده اند =
نام گروه‌شان را به‌کوتاهی "داعش" نامیده‌اند

اصلاً نفس نمی کشد =
هیچ دَمِش ندارد

اصلا خر ما از کره گی دُم نداشت =
از آغاز خر ما از کره‌گی دُم نداشت

اصلا تمام حرف هایش کذب بود =
از بیخ همه‌ی سخنانش دروغ بود

بهیچ چیز و بهیچ کس اصلاً مشغول نگردم =
به‌ هیچ‌چیز و به هیچکس هرگز سرگرم نگردم

اصلا ً از اول هم کارش اشتباه بود =
هرآینه از آغاز هم کارش نادرست بود

اکثراً در نیمکرۀ جنوبی قرار دارند =
بیشتر در نیمپادَک نیمروزی هستند

🚩دنباله دارد

#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
👥👥👥👥
🔅پرسش شما

سلام
میخواستم بدونم روح به زبان فارسی چی میشه؟ (در ایران قدیم)


🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی


🔻روح = روان، فَروَهَر، جان، درونمایه، جانمایه
🔻روح ابدی = روان نامیرا، انوشه‌روان، انوشیروان
🔻روح‌افزا = جانفزا
🔻روح‌الارواح = جانِ جان‌ها، جانِ جانان
🔻روح‌الامین = جبراییل
🔻روح‌القدس = روان پاک، روانبخش، جبراییل
🔻روح‌انگیز = دل‌انگیز، شادی‌آور، روانبخش
🔻روحانی = ایرمان(پیشوا، موبِد)، دین‌یار، آیین‌یار، مُغ‌مَرد، مینوی، جانی، کاتوزی
🔻روحانیت = دینبران
🔻روحانیون = مُغ‌مَردان، آیین‌مَداران، مینوگان، مینویان
🔻روحبخش = جانبخش، شادی‌بخش، شادی‌آور
🔻روح‌پرور = شادی‌بخش، جانفزا، جان‌پرور، دل‌انگیز، روانبخش، پرورنده‌ی روان
🔻روحی = مینوی، روانی
🔻احضار روح = فراخوانی فَروَهَر
🔻امراض روحی = بیماری‌های روانی
🔻بی‌روح = بی‌جان، مُرده
🔻تضعیف روحیه = سُستاندَن
🔻ذی‌روح = جاندار
🔻روحیه = خو، خوی
🔻روحیه‌ی ورزشکاری = خوی ورزشکاری
🔻طبع روحانی = مینوسرشت، مَنِشِ مینوی
🔻عالَم روحانی(آخرت) = مینو
🔻قبض روح = میراندن، جان‌گرفتن، جان‌سِتاندن
🔻قبض روح شدن = جان‌سپردن، جان‌باختن

✍️نمونه:
🔺خواستند روح مرحوم را احضار کنند =
خواستند فَروَهَر درگذشته را فرابخوانند

🔺نیتش شادی روح مرحومان بود =
آرمانش شادی روانِ درگذشتگان بود

🔺از لحاظ روحی خیلی بهم ریخته بود =
از دید روانی بسیار بهم ریخته بود

🔺روح این کار با خُلقیاتش موافق نبود =
جانمایه‌ی/درونمایه‌ی این کار با سرشتش سازگار نبود

🔺ماده مقدم بر روح بود یا بالعکس؟ =
ماتَک پیشتر از روان بود یا بوارونه؟

🔺صورت روحانی‌ای داشت =
چهره‌ی مینوی‌ای داشت

🔺از روحانیون معروف بود =
از مُغ‌مَردان نامدار بود

🔺وقتی رسیدند که دیگر روحی در بدن نداشت =
زمانی رسیدند که دیگر جانی در تن نداشت

🔺گروهی که "کاتوزیان" خوانی‌اش
برسم پرستندگان دانی‌اش ...(فردوسی)

🔺چو موبد بدید اندر آمد بدر
ابا او یکی "ایرمان" دگر (فردوسی)

#مجید_دری
#پارسی_پاک
#روح #روحانی #روحانیت #روحانیون #روحیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
@AdabSar

هرچه می‌خواهی بکن، امّا مرا دیوانه نه!
هرچه می‌خواهی بزن، موی سرت را شانه نه!
.
رفت‌وآمدهای دستت پشتِ گوشَت دیدنی‌ست
دست را آنجا ببر، امّا به زیر چانه نه!

رقص بر روی دو پایت رو به روی آینه
آن‌قَدَر زیباست که چرخیدن پروانه نه!

خنده‌هایت زخم‌هایم را مداوا می‌کند
از تهِ دل خنده کن، زیر لب و دزدانه نه!

وقتی از من دلخوری با دیگران حرفی نزن
اخم با من آری امّا خنده با بیگانه نه!

دوستت دارم ولی هتا نمی‌دانم چرا
دوستم داری ولی آنقدر مشتاقانه نه!

شانه‌هایم را پناهت می‌کنم تا روز مرگ
هر کجای خانه می‌خواهی برو، از خانه نه!

#محمد_قلی_نسب
@AdabSar
👍1
💫

عشق؛
از آنِ مردانِ شجاع است

برای ترسو‌ها
مادرانشان زن میگیرند!

#نزار_قبانی
@AdabSar
💫

برون نمی‌رود از خاطرَم، خیالِ وصالت

اگر چه نیست وصالی، ولی خوشم به خیالَت

#رهی_معیری
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
goo.gl/v8GXB3
🏹🗻🌄🌍
@AdabSar

آرش و تیرگان

از دوره‌های دور که دوران رازهاست
در هر زمان نشان ز نشیب و فرازهاست
گاهی فروغ و پرتوی از چاره‌سازهاست
گه نیز جای پای بهین پیشتازهاست
آرش نژاده‌ای است دلاور از آن زمان
او داد آب و رنگ حماسی به تیرگان

گاه پگاه بود
روزی ز روزهای خوش تیرماه بود
آغاز تیر روز
زیبا و خاطره‌انگیز و دل‌فروز
البرز پر صلابت و با فرّ و جاه بود
همراه با سپیده‌دمان فروغ‌مند
شد آشکار بر رخ خورشید نوش‌خند
ماندست از آن طلوع رهایی به یادها
فرمان مینوی اهورا به بادها
کای باد تندسیر
سبک‌تاز
تیزرو
زین کوه زی کرانه جیحون روانه شو
تا تیر جان آرش فرخ‌تبار را
بر ساقه تناور گردوبنی بلند
نزدیک مرو، ساحل جیحون، کنار رود
تا نیم‌روز گرم و دمان، آوری فرود

آن‌گه سروش، پیک اهورایی از سپهر
این‌گونه داد مژده به ایرانیان ز مهر
کز تیر سرنوشت که نیروی جان در اوست
زنجیر و بندهای اسیری و بندگی
از دست و پای ملتی آزاده وا شود
آن شهرها که خصم ز ایران‌زمین گرفت
بعد از فرود تیر، ز توران جدا شود
اکنون برای زود رسیدن به این هدف
تیرافکنی است گرد و کمانگیر و جان به کف
آرش همان دلیرترین پهلوان شهر
در راه جاودانی ایران فدا شود
جان حماسه‌پرور و شور آفرین او
با تیر سرنوشت به خاور رها شود
هان، باد، تیر آرشی از عشق و آتش است
فریاد دادخواهی گردی کمان‌کش است
پاسش بدار چون که در آن جان آرش است

آن روزهای تار و غم انگیز و جان‌گذار
بخشی ز خاک پاک اهورایی وطن
هنگام جنگ در کف دشمن فتاده بود
ایران به‌سان مام ز فرزند مانده دور
دل‌شادی و توان خود از دست داده بود
زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت
با خط سرخ بر ورق لاله‌گون نوشت

دوران جنگ بود
ایران دلش ز دوری فرزند تنگ بود
بهر وطن شکست ز بیگانه ننگ بود
چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود
این سرزمین تحمل خواری نمی‌کند
در تنگنای حادثه زاری نمی‌کند
با دشمن شناخته یاری نمی‌کند
پیش ستم‌گر آینه‌داری نمی‌کند

از چندگاه پیش در آن روزگار تار
در راه سازشی که شود صلح برقرار
افراسیاب بود و منوچهر شهریار
بستند عهدی آن دو به آیین و استوار
پیمان چنان بخواست که تیرافکنی دلیر
پرتاب سازد از تبرستان به شرق تیر
هر جا که تیر آمد و بر هر کجا نشست
آن جایگاه مرز و حریم دو کشور است

آرش کنار قله‌ البرز سربلند
با قامتی بلند چو سرو فرازمند
در هاله‌ای ز نور سحرگاهی سپند
برپا ستاده بود
در چله‌ کمان غرور آفرین خویش
تیر از پی رهایی میهن نهاده بود
با یاد و نام نامی دادار مهربان
سر برفراشت زمزمه‌خوان سوی آسمان
با نیروی خدایی و افزون‌ترین توان
تیر از کمان کشید
آن را نه از کمان، که ز ژرفای جان کشید
تا تیر جان خویش به باد وزان سپرد
شد پاره پاره پیکر و افتاد و جان سپرد
جان عزیز را به ره آرمان سپرد

اکنون هزاره‌ها سپری شد از آن زمان
آرش حماسه‌ای‌ست به تاریخ جاودان
ایران به جاست همچو مه و مهر و آسمان
بادا هزاره‌های دگر باز در جهان

هان ای جوان برومند هم‌وطن
اینک تو آرشی و چراغ ره وطن
با دانش و خرد و عشق خویشتن
مرز نوین بگستر و کن تازه‌تر سخن
تا نو شود حماسه شورآور کهن...

#توران_شهریاری
#جشن_تیرگان
#فرهنگ_ایران

@AdabSar
🏹🗻🌄🌍
🏹 سیزدهم تیرماه،
تیری برای آزادی رها شد
به بهای جان...

#جشن_تیرگان فرخ باد.

@AdabSar
🏹🏹🗺
Forwarded from ادب‌سار
🔷🔶🔹🔸

شوربختانه در گفتگوی روزانه یا در نامه‌نگاری‌های دیوانی (اداری) برخی زبانزدها را با بهره‌گیری از واژه‌ی بیگانه‌ی «حَسَب» به‌کار می‌بریم که هم زبان ما را کم‌مایه کرده و هم جایگزین پارسی شیواتر و زیباتری دارند:

حَسَب = شَوَند، برابر، انگیزه، اندازه

حَسَبُ‌الاجازه = با پروانه

حَسَبُ‌الاشاره = برابر دستور

حَسَبُ‌الاضطرار = به ناچار، ناگزیر

حَسَبُ‌الاقتضا = به فراخور

حَسَبُ‌الالتماس = به خواهش

حَسَبُ‌الامر = به فرمان، به فرموده، به فرمایش، به دستور، برابر فرمایش، برابر فرموده، برابر دستور

حَسَبُ‌الامکان = تا جایی که شود
@AdabSar
حَسَبُ‌الحال = چُنانکه باید

حَسَبُ‌الحکم = به فرمان

حَسَبُ‌الفرمایش(!) = (از ساخته‌های نادرست فارسی‌گویان)برابر فرموده، برابر فرمایش، برابر فرمان

حَسَبُ‌الفرموده(!) = (از ساخته‌های نادرست فارسی‌گویان)به فرموده، به فرمایش، به فرمان

حَسَبُ‌المعمول = به روایی

حَسَبُ‌الوظیفه = به خویشکار

نمونه:
حَسَبُ‌الامر امیر، شورشیان را زندانی کردند =
برابر فرمان سردار، شورشیان را زندانی کردند

حَسَبُ‌الاجازه‌ی اوليای دولت، جمعی که تقريبا پنج‌هزار خانوار می‌شدند در سرخس منزل کردند =
با پروانه‌ی کشورداران، گروهی که نزدیک به پنج‌هزار خانوار می‌شدند در سرخس خانه کردند

بر حَسَبِ وظیفه وارد عرصه شدم =
به خویشکار پا به میدان گذاشتم
از روی بایستگی به میدان آمدم

#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادب‌سار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🏔🏔🏔🏔🏔🏔
goo.gl/KhwBCu
🔅روز دماوند

ای دیوِ سپیدِ پای در بند!
ای گنبد گیتی، ای دماوند! #بهار

🗻 "دماوند"، برکشیده‌ترین کوه ایران و برافراشته‌ترین چَکادِ(قله‌ی) آتشفشانی آسیا است.

بر چرایی نامگذاری "دماوند"، گمانزدهای گوناگونی رواگ(رواج) دارد:
۱. دَماوند = دم (دمه، گاز، بخار) + آوند(پسوند دارندگی) = دارای دمه و دود
۲. دُماوند = دُما(‌پشت، دنبال) + وند(نهادن، ایستادن بر جایی) = شهر یا آبادی یا کلاتِ(قلعه‌ی) ایستاده در دنبال و پشت.

"دماوند" همچنین جایگاه ویژه‌ای در افسانه‌های ایران دارد:
🌋 در افسانه‌ها آمده است که "گیومرت"(کیومرث) در کوه دماوند می‌زیسته است و گور فرزند وی "سیامک" هم آنجا دانسته شده است. آمده است که چون فرزندش کشته شد، خداوند چاهی بر سر کوه دماوند برآورد و "گیومرت" فرزند را در چاه فروهِشت. سپس بر سر کوه آتش افروخت و آتش به چاه اندر افتاد و از آن روز آتش بارها پر زند و به هوا بَرشود و این آتش دیو را از فرزند او دور بدارد.
@AdabSar
"دماوند" همچنین جایی است که فریدون، پادشاه پیشدادی و از چهره‌های افسانه‌ای ایران، با آژی‌دهاک(ضحاک)، فرمانروای ستمگر و خونریز، رویاروی شده و می‌جنگد.
بر پایه‌ی افسانه‌ها، سپاه فریدون به سپهسالاری "کاوه آهنگر"، در نبرد با آژی‌دهاک پیروز شده و او را در غاری در دماوند به بند می‌کشد. و آژی‌دهاک آنجا زندانی است تا پایان جهان، که بند بگسلد و کشتن مردمان آغاز کند و سرانجام به دست "گرشاسپ" کشته شود.
بیاورد ضحاک را چون نوند
به کوه دماوند کردش به بند #فردوسی
ز بیدادی سمر گشته‌ست ضحاک
که گویند او به بند است در دماوند #ناصرخسرو

🏹 "دماوند" دیگربار در گاهِ پادشاهی "منوچهر" زبانزد می‌شود. آنگاه که بر آن می‌نهند تا "آرش کمانگیر"، دلاور ایرانی، از فراز "دماوند" تیری بپراند و بدانجای که تیر فرود آید مرز ایران و توران باشد.
از این رو "آرش" از چکاد دماوند تیری بیفکند که از بامداد تا نیمروز برفت و به کنار آمودریا(جیحون) فرود آمد و آنجا مرز شناخته شد.

🌄 همچنین آورده‌اند که "کیخسرو" پادشاه کیانی و پیشوای دادگر ایرانی، پس از واگذاری پادشاهی به "لهراسب"، به "دماوند"رفته و از آنجا به فَراز می‌رود(عروج می‌کند).


سیزدهم تیرماه، روز "دماوند" این بَرماندِ نیادی(میراثِ طبیعی) و میهنی، اِسپَهبُدِ پایداری و ایستادگی، و نماد سرزمین ایران، گرامی باد.

#مجید_دری
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🗻🗻🗻🗻
@AdabSar
🔅دماوندیه

خاموش نشسته‌ای دماوند
ضحّاک گریخت آخر از بند

از دوده‌ی آبتین کسی نیست
تا باز نهد به پای او بنـد

در سینه حریق اندرون را
تا چند توان نهفت، تا چند؟

اندیشه‌ی آخرین دوا کن
باید شبی آتشـی پراکند
@AdabSar
در شعله‌ی خود بسوز و ما را
افسرده‌ی بیورَسْپْ* مپسند!

مستـوجب دوزخ است ناچار
هر کاو به بهشت نیست خرسند

بازی که شکارش آسمانی‌ست
در خاک چگونه پنجه افکند؟

فوارگی کهـن ز سر گیر
لب باز گشاده کن به لبخند

بگذار زمین رود به معـراج
در لحظه‌ی بعثت دماوند...

*بیورَسْپْ = آژی‌دهاک(ضحاک)

#قدمعلی_سرامی
#روز_دماوند
@AdabSar
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷