Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
آمِراً = فرمانی، زورکی، دستوری
ابتدائا = نخست، در آغاز، نخستین
ابداً = هرگز، هَگـَرز، هیچگاه، بههیچروی، همیشه، برای همیشه، جاودانه، کـَنارجِه(پارسی پهلوی)
ابداعا = نوآوری، نوپیدایی، مندرآوردی
اتصالا = دمادم، پیوسته، پَیاپی
اتفاقا = ناگهانی، ناگهان، بیگمان، یکباره، بهناگاه، باری، وانگهی، همگی، با هم، با همراهی هم
اتهاما = دروغزنی، بدنامی، نارواگویی، بهدروغ، بهناروا
اجبارا ً = بهناچار، از روی ناچاری، زورکی، ناگزیر، ناگزیری، بهستم، بهزور، فِرِچپانیک(پارسی پهلوی)
اجماعا = گروهی
اجمالا = بهکوتاهی، اندک، کوتاه، فشرده، بهفشردگی
عامدا = دانسته، بهدلخواه، آگاهانه
✍نمونه:
هر مالکی که عامداً یا آمراً باغ خود را از بین ببرد مجرم است =
هر دارندهای که بهدلخواه یا دستوری باغ خود را از میان ببرد بزهکار است
ابتدائا باید از همه ی شما تشکر کنم =
در آغاز باید از همهی شما سپاسگزاری کنم
ورزش را ابدا از برنامه یومیه تان حذف نکنید =
ورزش را هرگز از برنامهی روزانهتان نزدایید
آز نگردد ابداً گرد آنک
در شکم مادر گردد غنی (ناصرخسرو) =
آز نگردد هرگز گرد آنک
در شکم مادر گردد بینیاز
نه فقط فعلا، که ابدا دوستت خواهم داشت =
نهتنها اکنون، که همیشه دوستت خواهم داشت
ابداعا به راه حل جدیدی رسید =
مندرآوردی به راهکار نویی رسید
نوآورانه به راهِ چارهی تازهای رسید
در صحبت هایش اتصالا به این مساله اشاره می کند =
در سخنانش پیوسته این پرسمان را مینُمارد
اتفاقاً من هم نظرم همین است
باری من هم نگرم همین است
در خیابان بودم که اتفاقا رفیقم را دیدم =
در خیابان بودم که بهناگاه دوستم را دیدم
همگی تصمیم گرفتیم که اتفاقا محل را ترک کنیم =
همگی بر آن شدیم که با هم از آنجا برویم
اتفاقاً اینطور هم نبود که شما گفتید =
باری اینگونه هم نبود که شما گفتید
وانگهی اینگونه هم نبود که شما گفتید
در پيامشان، اتهاماً از زبان مـن مطالبی را نقل قول کرده اند =
در پیامشان، با دروغزنی از زبان من سخنانی را بازگفتهاند
در پیامشان، بهدروغ از زبان من سخنانی را بازگفت کردهاند
اجبارا انصراف داد =
ناگزیر کناره گرفت
بهناچار کنارهگیری کرد
اجبارا با پسرعمویش ازدواج کرد =
بهزور با پسر اَپدَرش زناشویی کرد
زورکی زن اَپدَرزادهاش شد
اجماعا به دیدن دوست مریضشان رفتند =
همگی به دیدن دوست بیمارشان رفتند
دکترش، اجمالا وضعیت مریضی اش را شرح داد =
پزشکش، کوتاه چندوچون بیماریاش را گزارش داد
پزشگش، بهکوتاهی چگونگی بیماریاش را گزارش داد
🚩دنباله دارد...
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
آمِراً = فرمانی، زورکی، دستوری
ابتدائا = نخست، در آغاز، نخستین
ابداً = هرگز، هَگـَرز، هیچگاه، بههیچروی، همیشه، برای همیشه، جاودانه، کـَنارجِه(پارسی پهلوی)
ابداعا = نوآوری، نوپیدایی، مندرآوردی
اتصالا = دمادم، پیوسته، پَیاپی
اتفاقا = ناگهانی، ناگهان، بیگمان، یکباره، بهناگاه، باری، وانگهی، همگی، با هم، با همراهی هم
اتهاما = دروغزنی، بدنامی، نارواگویی، بهدروغ، بهناروا
اجبارا ً = بهناچار، از روی ناچاری، زورکی، ناگزیر، ناگزیری، بهستم، بهزور، فِرِچپانیک(پارسی پهلوی)
اجماعا = گروهی
اجمالا = بهکوتاهی، اندک، کوتاه، فشرده، بهفشردگی
عامدا = دانسته، بهدلخواه، آگاهانه
✍نمونه:
هر مالکی که عامداً یا آمراً باغ خود را از بین ببرد مجرم است =
هر دارندهای که بهدلخواه یا دستوری باغ خود را از میان ببرد بزهکار است
ابتدائا باید از همه ی شما تشکر کنم =
در آغاز باید از همهی شما سپاسگزاری کنم
ورزش را ابدا از برنامه یومیه تان حذف نکنید =
ورزش را هرگز از برنامهی روزانهتان نزدایید
آز نگردد ابداً گرد آنک
در شکم مادر گردد غنی (ناصرخسرو) =
آز نگردد هرگز گرد آنک
در شکم مادر گردد بینیاز
نه فقط فعلا، که ابدا دوستت خواهم داشت =
نهتنها اکنون، که همیشه دوستت خواهم داشت
ابداعا به راه حل جدیدی رسید =
مندرآوردی به راهکار نویی رسید
نوآورانه به راهِ چارهی تازهای رسید
در صحبت هایش اتصالا به این مساله اشاره می کند =
در سخنانش پیوسته این پرسمان را مینُمارد
اتفاقاً من هم نظرم همین است
باری من هم نگرم همین است
در خیابان بودم که اتفاقا رفیقم را دیدم =
در خیابان بودم که بهناگاه دوستم را دیدم
همگی تصمیم گرفتیم که اتفاقا محل را ترک کنیم =
همگی بر آن شدیم که با هم از آنجا برویم
اتفاقاً اینطور هم نبود که شما گفتید =
باری اینگونه هم نبود که شما گفتید
وانگهی اینگونه هم نبود که شما گفتید
در پيامشان، اتهاماً از زبان مـن مطالبی را نقل قول کرده اند =
در پیامشان، با دروغزنی از زبان من سخنانی را بازگفتهاند
در پیامشان، بهدروغ از زبان من سخنانی را بازگفت کردهاند
اجبارا انصراف داد =
ناگزیر کناره گرفت
بهناچار کنارهگیری کرد
اجبارا با پسرعمویش ازدواج کرد =
بهزور با پسر اَپدَرش زناشویی کرد
زورکی زن اَپدَرزادهاش شد
اجماعا به دیدن دوست مریضشان رفتند =
همگی به دیدن دوست بیمارشان رفتند
دکترش، اجمالا وضعیت مریضی اش را شرح داد =
پزشکش، کوتاه چندوچون بیماریاش را گزارش داد
پزشگش، بهکوتاهی چگونگی بیماریاش را گزارش داد
🚩دنباله دارد...
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«میترا»
☀️☀️ "میترا" یکی از ریشهدارترین و زیباترین نامهای ایرانی است. "میترا" نامی بسیار کهن است که کهنگی نمیپذیرد و با پسند امروزی و نوین نیز هماهنگ است.
"میترا" ریشهی نامهایی است که بر پایهی واژهی "مهر" ساخته شدهاند.
این نام به مانَـک مهر، خورشید، پیمان، دوستی و نام ماه هفتم از سال خورشیدی است.
"میترا" یا "مهر" در آیین مهرپرستی به خورشید گفته میشد.
☀️☀️ واژهی "میترا" ریشه در زبان هند و آریایی دارد. این واژه در پارسی باستان و بسیار پیش از پیدایش کیش زرتشتی و سپس در پارسی اوستایی "میثـرَه" یا "میثـرَ" به چمار نگهدار روشنی، پیمان، مهر و خورشید بود.(احسان بهرامی)
"میترا" در سنسکریت "میتـرَ"(برهان قاطع) و در پارسی پهلوی "میتر" (بهرامی و برهان قاطع) بود که در پهلوی ساسانی به "میهر"(برهان قاطع) و در پارسی امروز به "مهر" دگردیس شد.
همچنین در ایران باستان "میثرَ" یا "میترا" نامی نرینه بود که امروز برای نامگذاری دختران کاربرد دارد.
☀️☀️ گفته میشود "میترا" در ایران پیشازرتشتی از ایزدان هند و آریایی و در ایران پسازرتشتی از فرشتگان آیین مزدیسنا بود. در هر دو زمان و به باور ایرانیان "میترا" پاسبان مهربانی، دوستی، پیمان، راستی، فروغ و روشنایی بود.
خاورشناسان "میترا" را به مانی میانجی و دوستی دانستهاند. "یوستی" آن را میانجی فروغ زمینی و فروغ آسمانی(آفریدگار و آفریدگان) چمیده است. "میترا" در "گاتها" به چم خویشکاری(وظیفه) دینی و در "وندیداد" به چمار پیمان است.
☀️☀️ آریاییان باستان نمادهای زیستی چون خورشید، ماه و همچنین "ایندرا" ایزد جنگ و آذرخش(رعد و برق) را میپرستیدند. سپس مهر یا میترا جای آن را گرفت و "ایندرا" که در هند پرستش میشد، رفتهرفته در ایران و بهویژه پس از پیدایش کیش زرتشتی، دیوی پلید گشت.
ایرانیان پیش از پیدایش کیش زرتشتی با آیینهای رازوَرانهای "میترا" را ستایش میکردند.(احسان تبری و فرانتس کومن)
در زمان اشکانیان، آیین مهرپرستی که با خوی دلاوری آنها هماهنگ بود، به ارمنستان و سرزمینهای باختری(اروپای امروز) رسید و گسترش بسیاری یافت.(سالومه رستمپور)
☀️☀️ "میترا" پس از اهورامزدا(خدا) و آناهیتا، نامی است که در سنگنبشتههای اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی دیده میشود.
سنگنبشتهی اردشیر دوم ← "این کاخ را به خواست اهورامزدا، آناهیتا و میترا برپا کردم. آناهیتا و میترا مرا از هر آسیب بپایند و این کاخ را ویران نکنند و به آن آسیب نرسانند."
سنگنبشتهی اردشیر سوم ← "آناهیتا و میترای خدا مرا و این کشور را و آنچه را من کردم بپاید"
🎞🎞 فرتور پیوست(عکس ضمیمه)، سنگنگارهی ایزد میترا در آیین مزدیسنا است. فرشتهی مهر یا میترا، سوار بر گردونهی خورشید، گرد جهان میگردد. "شیر" نزد ایرانیان از نمادهای مهر یا میترا بود.(دانشنامه ایرانیکا)
goo.gl/VojZG4
☀️☀️ افسانههای "میترا" در باورهای ایرانیان باستان بسیار خواندنی است. آنچه در اینجا آمد چکیدهی بسیار کوتاهی برای آشنایی با میترا بود. برای آشنایی با "مهراب"، نیایشگاه مهرپرستان به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5259
t.me/AdabSar/5273
🇮🇷🇮🇷 نامهای کهن ایرانی همآوا با میترا:
👧🏻 مانترا، آترا، پادمیرا، ریرا، تیارا، مهرآرا و...
👦🏻 دارا، اهورا، پادرا و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#میترا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«میترا»
☀️☀️ "میترا" یکی از ریشهدارترین و زیباترین نامهای ایرانی است. "میترا" نامی بسیار کهن است که کهنگی نمیپذیرد و با پسند امروزی و نوین نیز هماهنگ است.
"میترا" ریشهی نامهایی است که بر پایهی واژهی "مهر" ساخته شدهاند.
این نام به مانَـک مهر، خورشید، پیمان، دوستی و نام ماه هفتم از سال خورشیدی است.
"میترا" یا "مهر" در آیین مهرپرستی به خورشید گفته میشد.
☀️☀️ واژهی "میترا" ریشه در زبان هند و آریایی دارد. این واژه در پارسی باستان و بسیار پیش از پیدایش کیش زرتشتی و سپس در پارسی اوستایی "میثـرَه" یا "میثـرَ" به چمار نگهدار روشنی، پیمان، مهر و خورشید بود.(احسان بهرامی)
"میترا" در سنسکریت "میتـرَ"(برهان قاطع) و در پارسی پهلوی "میتر" (بهرامی و برهان قاطع) بود که در پهلوی ساسانی به "میهر"(برهان قاطع) و در پارسی امروز به "مهر" دگردیس شد.
همچنین در ایران باستان "میثرَ" یا "میترا" نامی نرینه بود که امروز برای نامگذاری دختران کاربرد دارد.
☀️☀️ گفته میشود "میترا" در ایران پیشازرتشتی از ایزدان هند و آریایی و در ایران پسازرتشتی از فرشتگان آیین مزدیسنا بود. در هر دو زمان و به باور ایرانیان "میترا" پاسبان مهربانی، دوستی، پیمان، راستی، فروغ و روشنایی بود.
خاورشناسان "میترا" را به مانی میانجی و دوستی دانستهاند. "یوستی" آن را میانجی فروغ زمینی و فروغ آسمانی(آفریدگار و آفریدگان) چمیده است. "میترا" در "گاتها" به چم خویشکاری(وظیفه) دینی و در "وندیداد" به چمار پیمان است.
☀️☀️ آریاییان باستان نمادهای زیستی چون خورشید، ماه و همچنین "ایندرا" ایزد جنگ و آذرخش(رعد و برق) را میپرستیدند. سپس مهر یا میترا جای آن را گرفت و "ایندرا" که در هند پرستش میشد، رفتهرفته در ایران و بهویژه پس از پیدایش کیش زرتشتی، دیوی پلید گشت.
ایرانیان پیش از پیدایش کیش زرتشتی با آیینهای رازوَرانهای "میترا" را ستایش میکردند.(احسان تبری و فرانتس کومن)
در زمان اشکانیان، آیین مهرپرستی که با خوی دلاوری آنها هماهنگ بود، به ارمنستان و سرزمینهای باختری(اروپای امروز) رسید و گسترش بسیاری یافت.(سالومه رستمپور)
☀️☀️ "میترا" پس از اهورامزدا(خدا) و آناهیتا، نامی است که در سنگنبشتههای اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی دیده میشود.
سنگنبشتهی اردشیر دوم ← "این کاخ را به خواست اهورامزدا، آناهیتا و میترا برپا کردم. آناهیتا و میترا مرا از هر آسیب بپایند و این کاخ را ویران نکنند و به آن آسیب نرسانند."
سنگنبشتهی اردشیر سوم ← "آناهیتا و میترای خدا مرا و این کشور را و آنچه را من کردم بپاید"
🎞🎞 فرتور پیوست(عکس ضمیمه)، سنگنگارهی ایزد میترا در آیین مزدیسنا است. فرشتهی مهر یا میترا، سوار بر گردونهی خورشید، گرد جهان میگردد. "شیر" نزد ایرانیان از نمادهای مهر یا میترا بود.(دانشنامه ایرانیکا)
goo.gl/VojZG4
☀️☀️ افسانههای "میترا" در باورهای ایرانیان باستان بسیار خواندنی است. آنچه در اینجا آمد چکیدهی بسیار کوتاهی برای آشنایی با میترا بود. برای آشنایی با "مهراب"، نیایشگاه مهرپرستان به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/5259
t.me/AdabSar/5273
🇮🇷🇮🇷 نامهای کهن ایرانی همآوا با میترا:
👧🏻 مانترا، آترا، پادمیرا، ریرا، تیارا، مهرآرا و...
👦🏻 دارا، اهورا، پادرا و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#میترا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
Forwarded from ادبسار
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
سخن از زبانِ دانا...
💎سخن از زبــانِ دانا، سخنیست آسمانی
دَهِش است و شادمانه، ز جهانِ جاودانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، نه نیایش است و نفرین
که به زندگان رسایی، و به مرده شادمانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنیست بس خروشان
به جوان امیــدِ والا، به کهن مِی جـوانـی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنی نه از شکست است
به شکست خورده پروا، و به چیره شایگانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنی ز بوی خون نیست
سخن از گُل است و بُستان ز نژادِ ارغوانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، نه ز روی ننگ و پستیست
به هُنروَران فـَرازا، به سُخنوَران نشانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنیست پاک و بیغش
چو زبــانِ نـــابِ مهران، ز تبـــارِ گُلـْسـِتـانـی!
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
سروده به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
سخن از زبانِ دانا...
💎سخن از زبــانِ دانا، سخنیست آسمانی
دَهِش است و شادمانه، ز جهانِ جاودانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، نه نیایش است و نفرین
که به زندگان رسایی، و به مرده شادمانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنیست بس خروشان
به جوان امیــدِ والا، به کهن مِی جـوانـی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنی نه از شکست است
به شکست خورده پروا، و به چیره شایگانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنی ز بوی خون نیست
سخن از گُل است و بُستان ز نژادِ ارغوانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، نه ز روی ننگ و پستیست
به هُنروَران فـَرازا، به سُخنوَران نشانی؛
💎سخن از زبانِ دانا، سخنیست پاک و بیغش
چو زبــانِ نـــابِ مهران، ز تبـــارِ گُلـْسـِتـانـی!
#مهران_گلستانی_ماچک_پشتی
سروده به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
@AdabSar
"... جوانی و پیری، به نزدیک مرگ
یکی دان، چو اندر بَدَن نیست برگ
🌺🍀🌺
دل از نور ایمان، گر آگندهای
ترا خامشی به، که تو بندهای
🍀🌷🍀
برین کارِ یزدان، تو را راز نیست
اگر جانْت، با دیو انباز نیست...
🌲🌹🌲
به گیتی در آن کوش چون بگذری
سرانجام نیکی برِخود بری ..."
#شاهنامه #فردوسی
🌼🌺🌼
امید به هفتهای دلکش و آرام
فرستنده: #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
"... جوانی و پیری، به نزدیک مرگ
یکی دان، چو اندر بَدَن نیست برگ
🌺🍀🌺
دل از نور ایمان، گر آگندهای
ترا خامشی به، که تو بندهای
🍀🌷🍀
برین کارِ یزدان، تو را راز نیست
اگر جانْت، با دیو انباز نیست...
🌲🌹🌲
به گیتی در آن کوش چون بگذری
سرانجام نیکی برِخود بری ..."
#شاهنامه #فردوسی
🌼🌺🌼
امید به هفتهای دلکش و آرام
فرستنده: #جعفر_جعفرزاده
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مسئله/مساله = چالش، دشواری، پیشآمد، فرانهاد، گزاره، جُستار، پرسمان، پرسش، چیستان، فَرَش(پارسی پهلوی)، پَردَک*
✍نمونه:
محیط زیست مسالهای نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم =
زیستبوم جُستاری نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
زیستگاه چالشی نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
در مورد این مسئله نمیتوان به ضرس قاطع سخن گفت =
دربارهی این دشواری نمیتوان با گواه بُران سخن گفت
این مساله باعث شد تا بیشتر در این مورد فکر کنم =
ین پیشآمد انگیزه شد تا بیشتر در این باره بیندیشم
حریت یا عبودیت، مسئله این است =
آزادگی یا بندگی، پرسمان این است
این مساله را حل کنید =
این پرسش را پاسخ دهید
*ز پردک های دورادور بسته
که از فکرش دل داناست خسته (ناصرخسرو)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
مسئله/مساله = چالش، دشواری، پیشآمد، فرانهاد، گزاره، جُستار، پرسمان، پرسش، چیستان، فَرَش(پارسی پهلوی)، پَردَک*
✍نمونه:
محیط زیست مسالهای نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم =
زیستبوم جُستاری نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
زیستگاه چالشی نیست که بخواهیم از سر بیدردی به آن بپردازیم
در مورد این مسئله نمیتوان به ضرس قاطع سخن گفت =
دربارهی این دشواری نمیتوان با گواه بُران سخن گفت
این مساله باعث شد تا بیشتر در این مورد فکر کنم =
ین پیشآمد انگیزه شد تا بیشتر در این باره بیندیشم
حریت یا عبودیت، مسئله این است =
آزادگی یا بندگی، پرسمان این است
این مساله را حل کنید =
این پرسش را پاسخ دهید
*ز پردک های دورادور بسته
که از فکرش دل داناست خسته (ناصرخسرو)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
🔅پرسش شما
سلام خسته نباشید
احسنت بابت این گروه قشنگ و مفید
خواستم اگر مقدور هست معنای اسم بزرگمهر را برام بفرستین .
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
سلام خسته نباشید
احسنت بابت این گروه قشنگ و مفید
خواستم اگر مقدور هست معنای اسم بزرگمهر را برام بفرستین .
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«بزرگمهر»
🔮🔮 نام کهن و پسرانهی "بزرگمهر" نمایانگر باورهای آیین مهرپرستی و یا کیش زرتشتی، به چمار خورشید بزرگ است. "بزرگمهر" نامی وابسته به واژهی مهر(میترا یا خورشید) و نشان ارجمندی مهر است.
فروغ و روشنایی فراوان و بسیار مهربان چمهای دیگر این نام هستند.
برای آشنایی با مهر یا میترا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/7569
🔮🔮 "بزرگمهر"، نام ویچیر(وزیر) خوشنام، هوشمند و خردمند انوشیروان ساسانی بود که در زبان پهلوی "وزورگ میتر" (vazurgmitr) خوانده میشد. (بهرام فرهوشی)
همچنین گفته شده که "بزرگمهر" در پهلوی "ووزورگمیهر" (vuzurgmihr) خوانده میشد. (منصور رستگار فسایی و برهان قاطع)
در فرهنگ عمید آمده که "بزرگ" در زبان پهلوی بازورگ یا بَـزورگ گفته میشد.
🔮🔮 برخی "بزرگمهر"، ویچیر دانای انوشیروان را همان برزو یا برزویه پزشگ دربار انوشیروان دانستهاند.
هنگامی که پادشاه هند بازی شترنگ(شطرنج) را نزد شاه ایران فرستاد، بزرگمهر راز آن بازی را یافت و در برابرش بازی تختهنرد را نوآفرینی(ابداع) کرد.
- سیسد(صد) وزیر گیری بیش از بزرگمهر
سیسد امیر بندی بیش از سپندیار!
#منوچهری
- بزم نوشیروان سپهری بود
کز جهانش بزرگمهری بود!
#نظامی
- ما را چه باک مزدک و بیم بزرگمهر
چون او غباد قادر نوشیروان ماست!
#خاقانی
🔮🔮 نام "بزرگمهر" در شاهنامهی فردوسی، به گونه "بوزرجمهر" (تازی شدهی نام بزرگمهر) آمده است:
- برفتند یکسر پر آژنگ چهر
بیامد بر شاه بوزرجمهر!
- بیامد نهم روز بوزرجمهر
پر از آرزو دل، پر آژنگ چهر!
#شاهنامه #فردوسی
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی و همآوا:
👧🏻 نازمهر، شیدمهر، فرمهر، هورمهر، آذرمهر، فرخمهر، پریمهر، بهآذین و...
👦🏻 کیانمهر، رادمهر، زادمهر، شادمهر، پاکنهر، برزو، برومند، برازنده، برزام، برزین و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#بزرگمهر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«بزرگمهر»
🔮🔮 نام کهن و پسرانهی "بزرگمهر" نمایانگر باورهای آیین مهرپرستی و یا کیش زرتشتی، به چمار خورشید بزرگ است. "بزرگمهر" نامی وابسته به واژهی مهر(میترا یا خورشید) و نشان ارجمندی مهر است.
فروغ و روشنایی فراوان و بسیار مهربان چمهای دیگر این نام هستند.
برای آشنایی با مهر یا میترا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/7569
🔮🔮 "بزرگمهر"، نام ویچیر(وزیر) خوشنام، هوشمند و خردمند انوشیروان ساسانی بود که در زبان پهلوی "وزورگ میتر" (vazurgmitr) خوانده میشد. (بهرام فرهوشی)
همچنین گفته شده که "بزرگمهر" در پهلوی "ووزورگمیهر" (vuzurgmihr) خوانده میشد. (منصور رستگار فسایی و برهان قاطع)
در فرهنگ عمید آمده که "بزرگ" در زبان پهلوی بازورگ یا بَـزورگ گفته میشد.
🔮🔮 برخی "بزرگمهر"، ویچیر دانای انوشیروان را همان برزو یا برزویه پزشگ دربار انوشیروان دانستهاند.
هنگامی که پادشاه هند بازی شترنگ(شطرنج) را نزد شاه ایران فرستاد، بزرگمهر راز آن بازی را یافت و در برابرش بازی تختهنرد را نوآفرینی(ابداع) کرد.
- سیسد(صد) وزیر گیری بیش از بزرگمهر
سیسد امیر بندی بیش از سپندیار!
#منوچهری
- بزم نوشیروان سپهری بود
کز جهانش بزرگمهری بود!
#نظامی
- ما را چه باک مزدک و بیم بزرگمهر
چون او غباد قادر نوشیروان ماست!
#خاقانی
🔮🔮 نام "بزرگمهر" در شاهنامهی فردوسی، به گونه "بوزرجمهر" (تازی شدهی نام بزرگمهر) آمده است:
- برفتند یکسر پر آژنگ چهر
بیامد بر شاه بوزرجمهر!
- بیامد نهم روز بوزرجمهر
پر از آرزو دل، پر آژنگ چهر!
#شاهنامه #فردوسی
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی و همآوا:
👧🏻 نازمهر، شیدمهر، فرمهر، هورمهر، آذرمهر، فرخمهر، پریمهر، بهآذین و...
👦🏻 کیانمهر، رادمهر، زادمهر، شادمهر، پاکنهر، برزو، برومند، برازنده، برزام، برزین و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_پسرانه_ایرانی
#بزرگمهر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
@AdabSar
زخمه
گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمهی خاری
سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری
هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟
هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری
یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری
آرام گرفتند به آرامهی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
زخمه
گل در بر و می در کف و یارم متواری
در باغم و هر گل به دلم زخمهی خاری
سخت است نظر بر سمن و سنبل و نسرین
وقتی که گلی خوبتر از این همه داری
هنگام بهاران و دلم رنگ خزان است
چون گل شکند عهد، خدایا چه بهاری؟
هر بلبل این باغ اسیر گل نازی
غوغاش چنان است که نتوان به لب آری
یاران همه در مستی و هر یک به کناری
دستی بنهادند به گیسوی نگاری
آرام گرفتند به آرامهی جانی
ماییم گرفتار دل غرق شراری
#رضا_وفایی_نژاد
@AdabSar
👍1
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#روزشمار نیاکان(دهم تیر)
درود به همه و روزتان شاد و شکوهمند باد.💐
یک روز آزاد و سرافراز زیستن، بهتر از چهل سال فرومایگی و بندگی است.
دهم تیرماه زادروز(نمادین) ابردلاور ایران بابک خرمدین و جشن تیرگان بر ایرانیان نژاده(اصیل) شاد و خجسته باد.
بابک بزرگ، اوگ(اوج) استواری و پایبندی به میهن و پرتویی از بزرگمنشی در کارنامهی دیرین ایران است.
بابک پس از جاویدان رهبر سرخجامگان شد و نزدیک ۲۲ سال در برابر تازش تازیان ایستادگی کرد و سرانجام بهدست افشین دشمنیار گرفتار شد و در سامرا کشته شد.
نامش جاودان، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
فرستنده #کوروش_آریاویج
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#روزشمار نیاکان(دهم تیر)
درود به همه و روزتان شاد و شکوهمند باد.💐
یک روز آزاد و سرافراز زیستن، بهتر از چهل سال فرومایگی و بندگی است.
دهم تیرماه زادروز(نمادین) ابردلاور ایران بابک خرمدین و جشن تیرگان بر ایرانیان نژاده(اصیل) شاد و خجسته باد.
بابک بزرگ، اوگ(اوج) استواری و پایبندی به میهن و پرتویی از بزرگمنشی در کارنامهی دیرین ایران است.
بابک پس از جاویدان رهبر سرخجامگان شد و نزدیک ۲۲ سال در برابر تازش تازیان ایستادگی کرد و سرانجام بهدست افشین دشمنیار گرفتار شد و در سامرا کشته شد.
نامش جاودان، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
فرستنده #کوروش_آریاویج
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
👍1
Forwarded from ادبسار
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar
... برآ ای آفتاب، ای توشهی اميد؛
برآ ای خوشهی خورشيد،
تو جوشان چشمهای، من تشنهای بیتاب...
برآ سر ريز کن تا جان شود سيراب!
چو پا در کام مرگی تندخو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاشجو دارم
به موج[خیز] روشنایی شستوشو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرينه گل
من رنگوبو خواهم...
سروده به پارسی پاک
بریدهای از سرودهی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی
@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
@AdabSar
... برآ ای آفتاب، ای توشهی اميد؛
برآ ای خوشهی خورشيد،
تو جوشان چشمهای، من تشنهای بیتاب...
برآ سر ريز کن تا جان شود سيراب!
چو پا در کام مرگی تندخو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاشجو دارم
به موج[خیز] روشنایی شستوشو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرينه گل
من رنگوبو خواهم...
سروده به پارسی پاک
بریدهای از سرودهی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی
@AdabSar
☀️☀️☀️☀️
👍1
🏹 مرز را پرواز تیری میدهد سامان؛
گر به نزدیکی فرود آید
خانههامان تنگ
آرزومان کور؛
آه،
کو بازوی پولادین و کو سر پنجهی ایمان؟
از سرودهی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی
🏹 @AdabSar 🏹
گر به نزدیکی فرود آید
خانههامان تنگ
آرزومان کور؛
آه،
کو بازوی پولادین و کو سر پنجهی ایمان؟
از سرودهی بلند #آرش_کمانگیر
#سیاوش_کسرایی
🏹 @AdabSar 🏹
👍1
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، باسِنایش، با گرامیداشت
احتمالا = شاید، چهبسا، گمانم، انگارکه ، گمان میرود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4552)
احتیاطا = از روی دوراندیشی
احیاناً = شاید، گهگاه، گاهگاه، گاهگاهی، اگر
اختصارا = بهکوتاهی، کوتهسخن
اصلا = هرگز، هیچ، از هیچ، هیچگاه، از بیخ، از بن، از هیچباره، هیچ بُن، همیشه، همواره، هر آینه، از آغاز، از کنده
اقلا = کمینه، کمترین، دستِ کم، کمیست (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/1850)
اکثراً = بیشتر، بیشینه، بیشین، بیشترین
اولا = یکم، نخست، نخستین، پیش از همه (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/3236)
✍نمونه:
احتراما به استحضار می رساند... =
ارجمندانه به آگاهی میرساند...
حین مسافرت احتیاطا زنجیر چرخ همراه داشته باشید =
هنگام بومنوردی از روی دوراندیشی زنجیر چرخ همراه داشته باشید
مقصر اصلی در تهدید و احیانا نابودی منابع آب کشور کیست؟ =
گنهکار مِهادین در هراساندن و شاید نابودی سرچشمههای آب کشور کیست؟
اسم گروهشان را اختصارا "داعش" نامیده اند =
نام گروهشان را بهکوتاهی "داعش" نامیدهاند
اصلاً نفس نمی کشد =
هیچ دَمِش ندارد
اصلا خر ما از کره گی دُم نداشت =
از آغاز خر ما از کرهگی دُم نداشت
اصلا تمام حرف هایش کذب بود =
از بیخ همهی سخنانش دروغ بود
بهیچ چیز و بهیچ کس اصلاً مشغول نگردم =
به هیچچیز و به هیچکس هرگز سرگرم نگردم
اصلا ً از اول هم کارش اشتباه بود =
هرآینه از آغاز هم کارش نادرست بود
اکثراً در نیمکرۀ جنوبی قرار دارند =
بیشتر در نیمپادَک نیمروزی هستند
🚩دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
احتراما = ارجنمدانه، با بزرگداشت، باسِنایش، با گرامیداشت
احتمالا = شاید، چهبسا، گمانم، انگارکه ، گمان میرود، اندیک، تواندبود، بُوَک، بودکه، گاسم، گاس که (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/4552)
احتیاطا = از روی دوراندیشی
احیاناً = شاید، گهگاه، گاهگاه، گاهگاهی، اگر
اختصارا = بهکوتاهی، کوتهسخن
اصلا = هرگز، هیچ، از هیچ، هیچگاه، از بیخ، از بن، از هیچباره، هیچ بُن، همیشه، همواره، هر آینه، از آغاز، از کنده
اقلا = کمینه، کمترین، دستِ کم، کمیست (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/1850)
اکثراً = بیشتر، بیشینه، بیشین، بیشترین
اولا = یکم، نخست، نخستین، پیش از همه (بنگرید به: telegram.me/AdabSar/3236)
✍نمونه:
احتراما به استحضار می رساند... =
ارجمندانه به آگاهی میرساند...
حین مسافرت احتیاطا زنجیر چرخ همراه داشته باشید =
هنگام بومنوردی از روی دوراندیشی زنجیر چرخ همراه داشته باشید
مقصر اصلی در تهدید و احیانا نابودی منابع آب کشور کیست؟ =
گنهکار مِهادین در هراساندن و شاید نابودی سرچشمههای آب کشور کیست؟
اسم گروهشان را اختصارا "داعش" نامیده اند =
نام گروهشان را بهکوتاهی "داعش" نامیدهاند
اصلاً نفس نمی کشد =
هیچ دَمِش ندارد
اصلا خر ما از کره گی دُم نداشت =
از آغاز خر ما از کرهگی دُم نداشت
اصلا تمام حرف هایش کذب بود =
از بیخ همهی سخنانش دروغ بود
بهیچ چیز و بهیچ کس اصلاً مشغول نگردم =
به هیچچیز و به هیچکس هرگز سرگرم نگردم
اصلا ً از اول هم کارش اشتباه بود =
هرآینه از آغاز هم کارش نادرست بود
اکثراً در نیمکرۀ جنوبی قرار دارند =
بیشتر در نیمپادَک نیمروزی هستند
🚩دنباله دارد
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
👥👥👥👥
🔅پرسش شما
سلام
میخواستم بدونم روح به زبان فارسی چی میشه؟ (در ایران قدیم)
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
🔅پرسش شما
سلام
میخواستم بدونم روح به زبان فارسی چی میشه؟ (در ایران قدیم)
🔅پاسخ ادبسار 👇👇👇
👍1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻روح = روان، فَروَهَر، جان، درونمایه، جانمایه
🔻روح ابدی = روان نامیرا، انوشهروان، انوشیروان
🔻روحافزا = جانفزا
🔻روحالارواح = جانِ جانها، جانِ جانان
🔻روحالامین = جبراییل
🔻روحالقدس = روان پاک، روانبخش، جبراییل
🔻روحانگیز = دلانگیز، شادیآور، روانبخش
🔻روحانی = ایرمان(پیشوا، موبِد)، دینیار، آیینیار، مُغمَرد، مینوی، جانی، کاتوزی
🔻روحانیت = دینبران
🔻روحانیون = مُغمَردان، آیینمَداران، مینوگان، مینویان
🔻روحبخش = جانبخش، شادیبخش، شادیآور
🔻روحپرور = شادیبخش، جانفزا، جانپرور، دلانگیز، روانبخش، پرورندهی روان
🔻روحی = مینوی، روانی
🔻احضار روح = فراخوانی فَروَهَر
🔻امراض روحی = بیماریهای روانی
🔻بیروح = بیجان، مُرده
🔻تضعیف روحیه = سُستاندَن
🔻ذیروح = جاندار
🔻روحیه = خو، خوی
🔻روحیهی ورزشکاری = خوی ورزشکاری
🔻طبع روحانی = مینوسرشت، مَنِشِ مینوی
🔻عالَم روحانی(آخرت) = مینو
🔻قبض روح = میراندن، جانگرفتن، جانسِتاندن
🔻قبض روح شدن = جانسپردن، جانباختن
✍️نمونه:
🔺خواستند روح مرحوم را احضار کنند =
خواستند فَروَهَر درگذشته را فرابخوانند
🔺نیتش شادی روح مرحومان بود =
آرمانش شادی روانِ درگذشتگان بود
🔺از لحاظ روحی خیلی بهم ریخته بود =
از دید روانی بسیار بهم ریخته بود
🔺روح این کار با خُلقیاتش موافق نبود =
جانمایهی/درونمایهی این کار با سرشتش سازگار نبود
🔺ماده مقدم بر روح بود یا بالعکس؟ =
ماتَک پیشتر از روان بود یا بوارونه؟
🔺صورت روحانیای داشت =
چهرهی مینویای داشت
🔺از روحانیون معروف بود =
از مُغمَردان نامدار بود
🔺وقتی رسیدند که دیگر روحی در بدن نداشت =
زمانی رسیدند که دیگر جانی در تن نداشت
🔺گروهی که "کاتوزیان" خوانیاش
برسم پرستندگان دانیاش ...(فردوسی)
🔺چو موبد بدید اندر آمد بدر
ابا او یکی "ایرمان" دگر (فردوسی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#روح #روحانی #روحانیت #روحانیون #روحیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻روح = روان، فَروَهَر، جان، درونمایه، جانمایه
🔻روح ابدی = روان نامیرا، انوشهروان، انوشیروان
🔻روحافزا = جانفزا
🔻روحالارواح = جانِ جانها، جانِ جانان
🔻روحالامین = جبراییل
🔻روحالقدس = روان پاک، روانبخش، جبراییل
🔻روحانگیز = دلانگیز، شادیآور، روانبخش
🔻روحانی = ایرمان(پیشوا، موبِد)، دینیار، آیینیار، مُغمَرد، مینوی، جانی، کاتوزی
🔻روحانیت = دینبران
🔻روحانیون = مُغمَردان، آیینمَداران، مینوگان، مینویان
🔻روحبخش = جانبخش، شادیبخش، شادیآور
🔻روحپرور = شادیبخش، جانفزا، جانپرور، دلانگیز، روانبخش، پرورندهی روان
🔻روحی = مینوی، روانی
🔻احضار روح = فراخوانی فَروَهَر
🔻امراض روحی = بیماریهای روانی
🔻بیروح = بیجان، مُرده
🔻تضعیف روحیه = سُستاندَن
🔻ذیروح = جاندار
🔻روحیه = خو، خوی
🔻روحیهی ورزشکاری = خوی ورزشکاری
🔻طبع روحانی = مینوسرشت، مَنِشِ مینوی
🔻عالَم روحانی(آخرت) = مینو
🔻قبض روح = میراندن، جانگرفتن، جانسِتاندن
🔻قبض روح شدن = جانسپردن، جانباختن
✍️نمونه:
🔺خواستند روح مرحوم را احضار کنند =
خواستند فَروَهَر درگذشته را فرابخوانند
🔺نیتش شادی روح مرحومان بود =
آرمانش شادی روانِ درگذشتگان بود
🔺از لحاظ روحی خیلی بهم ریخته بود =
از دید روانی بسیار بهم ریخته بود
🔺روح این کار با خُلقیاتش موافق نبود =
جانمایهی/درونمایهی این کار با سرشتش سازگار نبود
🔺ماده مقدم بر روح بود یا بالعکس؟ =
ماتَک پیشتر از روان بود یا بوارونه؟
🔺صورت روحانیای داشت =
چهرهی مینویای داشت
🔺از روحانیون معروف بود =
از مُغمَردان نامدار بود
🔺وقتی رسیدند که دیگر روحی در بدن نداشت =
زمانی رسیدند که دیگر جانی در تن نداشت
🔺گروهی که "کاتوزیان" خوانیاش
برسم پرستندگان دانیاش ...(فردوسی)
🔺چو موبد بدید اندر آمد بدر
ابا او یکی "ایرمان" دگر (فردوسی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#روح #روحانی #روحانیت #روحانیون #روحیه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
👍1
@AdabSar
هرچه میخواهی بکن، امّا مرا دیوانه نه!
هرچه میخواهی بزن، موی سرت را شانه نه!
.
رفتوآمدهای دستت پشتِ گوشَت دیدنیست
دست را آنجا ببر، امّا به زیر چانه نه!
رقص بر روی دو پایت رو به روی آینه
آنقَدَر زیباست که چرخیدن پروانه نه!
خندههایت زخمهایم را مداوا میکند
از تهِ دل خنده کن، زیر لب و دزدانه نه!
وقتی از من دلخوری با دیگران حرفی نزن
اخم با من آری امّا خنده با بیگانه نه!
دوستت دارم ولی هتا نمیدانم چرا
دوستم داری ولی آنقدر مشتاقانه نه!
شانههایم را پناهت میکنم تا روز مرگ
هر کجای خانه میخواهی برو، از خانه نه!
#محمد_قلی_نسب
@AdabSar
هرچه میخواهی بکن، امّا مرا دیوانه نه!
هرچه میخواهی بزن، موی سرت را شانه نه!
.
رفتوآمدهای دستت پشتِ گوشَت دیدنیست
دست را آنجا ببر، امّا به زیر چانه نه!
رقص بر روی دو پایت رو به روی آینه
آنقَدَر زیباست که چرخیدن پروانه نه!
خندههایت زخمهایم را مداوا میکند
از تهِ دل خنده کن، زیر لب و دزدانه نه!
وقتی از من دلخوری با دیگران حرفی نزن
اخم با من آری امّا خنده با بیگانه نه!
دوستت دارم ولی هتا نمیدانم چرا
دوستم داری ولی آنقدر مشتاقانه نه!
شانههایم را پناهت میکنم تا روز مرگ
هر کجای خانه میخواهی برو، از خانه نه!
#محمد_قلی_نسب
@AdabSar
👍1
Forwarded from ادبسار
goo.gl/v8GXB3
🏹🗻🌄🌍
@AdabSar
آرش و تیرگان
از دورههای دور که دوران رازهاست
در هر زمان نشان ز نشیب و فرازهاست
گاهی فروغ و پرتوی از چارهسازهاست
گه نیز جای پای بهین پیشتازهاست
آرش نژادهای است دلاور از آن زمان
او داد آب و رنگ حماسی به تیرگان
گاه پگاه بود
روزی ز روزهای خوش تیرماه بود
آغاز تیر روز
زیبا و خاطرهانگیز و دلفروز
البرز پر صلابت و با فرّ و جاه بود
همراه با سپیدهدمان فروغمند
شد آشکار بر رخ خورشید نوشخند
ماندست از آن طلوع رهایی به یادها
فرمان مینوی اهورا به بادها
کای باد تندسیر
سبکتاز
تیزرو
زین کوه زی کرانه جیحون روانه شو
تا تیر جان آرش فرختبار را
بر ساقه تناور گردوبنی بلند
نزدیک مرو، ساحل جیحون، کنار رود
تا نیمروز گرم و دمان، آوری فرود
آنگه سروش، پیک اهورایی از سپهر
اینگونه داد مژده به ایرانیان ز مهر
کز تیر سرنوشت که نیروی جان در اوست
زنجیر و بندهای اسیری و بندگی
از دست و پای ملتی آزاده وا شود
آن شهرها که خصم ز ایرانزمین گرفت
بعد از فرود تیر، ز توران جدا شود
اکنون برای زود رسیدن به این هدف
تیرافکنی است گرد و کمانگیر و جان به کف
آرش همان دلیرترین پهلوان شهر
در راه جاودانی ایران فدا شود
جان حماسهپرور و شور آفرین او
با تیر سرنوشت به خاور رها شود
هان، باد، تیر آرشی از عشق و آتش است
فریاد دادخواهی گردی کمانکش است
پاسش بدار چون که در آن جان آرش است
آن روزهای تار و غم انگیز و جانگذار
بخشی ز خاک پاک اهورایی وطن
هنگام جنگ در کف دشمن فتاده بود
ایران بهسان مام ز فرزند مانده دور
دلشادی و توان خود از دست داده بود
زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت
با خط سرخ بر ورق لالهگون نوشت
دوران جنگ بود
ایران دلش ز دوری فرزند تنگ بود
بهر وطن شکست ز بیگانه ننگ بود
چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود
این سرزمین تحمل خواری نمیکند
در تنگنای حادثه زاری نمیکند
با دشمن شناخته یاری نمیکند
پیش ستمگر آینهداری نمیکند
از چندگاه پیش در آن روزگار تار
در راه سازشی که شود صلح برقرار
افراسیاب بود و منوچهر شهریار
بستند عهدی آن دو به آیین و استوار
پیمان چنان بخواست که تیرافکنی دلیر
پرتاب سازد از تبرستان به شرق تیر
هر جا که تیر آمد و بر هر کجا نشست
آن جایگاه مرز و حریم دو کشور است
آرش کنار قله البرز سربلند
با قامتی بلند چو سرو فرازمند
در هالهای ز نور سحرگاهی سپند
برپا ستاده بود
در چله کمان غرور آفرین خویش
تیر از پی رهایی میهن نهاده بود
با یاد و نام نامی دادار مهربان
سر برفراشت زمزمهخوان سوی آسمان
با نیروی خدایی و افزونترین توان
تیر از کمان کشید
آن را نه از کمان، که ز ژرفای جان کشید
تا تیر جان خویش به باد وزان سپرد
شد پاره پاره پیکر و افتاد و جان سپرد
جان عزیز را به ره آرمان سپرد
اکنون هزارهها سپری شد از آن زمان
آرش حماسهایست به تاریخ جاودان
ایران به جاست همچو مه و مهر و آسمان
بادا هزارههای دگر باز در جهان
هان ای جوان برومند هموطن
اینک تو آرشی و چراغ ره وطن
با دانش و خرد و عشق خویشتن
مرز نوین بگستر و کن تازهتر سخن
تا نو شود حماسه شورآور کهن...
#توران_شهریاری
#جشن_تیرگان
#فرهنگ_ایران
@AdabSar
🏹🗻🌄🌍
🏹🗻🌄🌍
@AdabSar
آرش و تیرگان
از دورههای دور که دوران رازهاست
در هر زمان نشان ز نشیب و فرازهاست
گاهی فروغ و پرتوی از چارهسازهاست
گه نیز جای پای بهین پیشتازهاست
آرش نژادهای است دلاور از آن زمان
او داد آب و رنگ حماسی به تیرگان
گاه پگاه بود
روزی ز روزهای خوش تیرماه بود
آغاز تیر روز
زیبا و خاطرهانگیز و دلفروز
البرز پر صلابت و با فرّ و جاه بود
همراه با سپیدهدمان فروغمند
شد آشکار بر رخ خورشید نوشخند
ماندست از آن طلوع رهایی به یادها
فرمان مینوی اهورا به بادها
کای باد تندسیر
سبکتاز
تیزرو
زین کوه زی کرانه جیحون روانه شو
تا تیر جان آرش فرختبار را
بر ساقه تناور گردوبنی بلند
نزدیک مرو، ساحل جیحون، کنار رود
تا نیمروز گرم و دمان، آوری فرود
آنگه سروش، پیک اهورایی از سپهر
اینگونه داد مژده به ایرانیان ز مهر
کز تیر سرنوشت که نیروی جان در اوست
زنجیر و بندهای اسیری و بندگی
از دست و پای ملتی آزاده وا شود
آن شهرها که خصم ز ایرانزمین گرفت
بعد از فرود تیر، ز توران جدا شود
اکنون برای زود رسیدن به این هدف
تیرافکنی است گرد و کمانگیر و جان به کف
آرش همان دلیرترین پهلوان شهر
در راه جاودانی ایران فدا شود
جان حماسهپرور و شور آفرین او
با تیر سرنوشت به خاور رها شود
هان، باد، تیر آرشی از عشق و آتش است
فریاد دادخواهی گردی کمانکش است
پاسش بدار چون که در آن جان آرش است
آن روزهای تار و غم انگیز و جانگذار
بخشی ز خاک پاک اهورایی وطن
هنگام جنگ در کف دشمن فتاده بود
ایران بهسان مام ز فرزند مانده دور
دلشادی و توان خود از دست داده بود
زان سوز و درد شرح غمش را به خون نوشت
با خط سرخ بر ورق لالهگون نوشت
دوران جنگ بود
ایران دلش ز دوری فرزند تنگ بود
بهر وطن شکست ز بیگانه ننگ بود
چون مهد جم چراغ ره فرّ و هنگ بود
این سرزمین تحمل خواری نمیکند
در تنگنای حادثه زاری نمیکند
با دشمن شناخته یاری نمیکند
پیش ستمگر آینهداری نمیکند
از چندگاه پیش در آن روزگار تار
در راه سازشی که شود صلح برقرار
افراسیاب بود و منوچهر شهریار
بستند عهدی آن دو به آیین و استوار
پیمان چنان بخواست که تیرافکنی دلیر
پرتاب سازد از تبرستان به شرق تیر
هر جا که تیر آمد و بر هر کجا نشست
آن جایگاه مرز و حریم دو کشور است
آرش کنار قله البرز سربلند
با قامتی بلند چو سرو فرازمند
در هالهای ز نور سحرگاهی سپند
برپا ستاده بود
در چله کمان غرور آفرین خویش
تیر از پی رهایی میهن نهاده بود
با یاد و نام نامی دادار مهربان
سر برفراشت زمزمهخوان سوی آسمان
با نیروی خدایی و افزونترین توان
تیر از کمان کشید
آن را نه از کمان، که ز ژرفای جان کشید
تا تیر جان خویش به باد وزان سپرد
شد پاره پاره پیکر و افتاد و جان سپرد
جان عزیز را به ره آرمان سپرد
اکنون هزارهها سپری شد از آن زمان
آرش حماسهایست به تاریخ جاودان
ایران به جاست همچو مه و مهر و آسمان
بادا هزارههای دگر باز در جهان
هان ای جوان برومند هموطن
اینک تو آرشی و چراغ ره وطن
با دانش و خرد و عشق خویشتن
مرز نوین بگستر و کن تازهتر سخن
تا نو شود حماسه شورآور کهن...
#توران_شهریاری
#جشن_تیرگان
#فرهنگ_ایران
@AdabSar
🏹🗻🌄🌍