@AdabSar
ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﯾﻦ ﺩﻛﺎﻥﺩﺍﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﻛﺎﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻃﻦﻧﻤﺎ
ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺭﻑِ ﺑﯽﺧﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪﻩﯼ ﺑﯽﻓِﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺖ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻛﯿﺴﺘﯽ
#مجتباکاشانی
@AdabSar
ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ
ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ! ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎﺵ!
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺑﺎﺵ
ﺩﯾﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ، ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺁﺯﺍﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﻻ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ
ﺩﺭ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﯾﻦ ﺩﻛﺎﻥﺩﺍﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺧﻠﻮﺕ ﻣﯽﺭﻭﯼ ﻛﺎﺭﯼ ﻣﻜﻦ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺎﻃﻦﻧﻤﺎ
ﺑﺎﻃﻨﯽ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺎﺭﻑِ ﺑﯽﺧﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻨﺪﻩﯼ ﺑﯽﻓِﺮﻗﻪﺍﯼ
ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺁﻥﭼﻨﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺗﺎ ﻛﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﺖ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻛﯿﺴﺘﯽ
#مجتباکاشانی
@AdabSar
💫
مباش در پی کتمان، که این گناه تو نیست
که عشق میرسد از راه و دلبخواه تو نیست
به فکر مسند محکمتری از اینها باش
که عقل مصلحتاندیش تکیهگاه تو نیست
#علیرضا_بدیع
@AdabSar
مباش در پی کتمان، که این گناه تو نیست
که عشق میرسد از راه و دلبخواه تو نیست
به فکر مسند محکمتری از اینها باش
که عقل مصلحتاندیش تکیهگاه تو نیست
#علیرضا_بدیع
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
👥👥👥👥
@AdabSar
🔅پرسش شما
۱. واژه ی'ادب'تازی است. چرانام کانال خودراتازی نهاده اید؟؟(ادب سار)
۲. درود شما سرور ارجمندم
مخلص [...] هستم، عضو گروه ادب سار به مدیریت شما
یک پرسش، ادب واژه ای تازي است و سار پسوند پارسی این دو چگونه با هم می آییند؟
۳. درود بزرگوار. سپاس از تلاش زیبا و ارزنده ی شما.
بنده هم نگرانی شما رو دارم.
کاش می تونستید، یه واژه جایگزین برای "ادب" هم ، پیدا کنید. به ویژه اینکه در نام کانال تون هم هست. تندرست و کوشا و شاد باشید.
🔅پاسخ ادبسار
چندی است برخی از هموندانِ(اعضای) گرانمایه بر ما خرده میگیرند که چرا "ادبسار" که آرمانش پالایش زبان پارسی از واژگان بیگانه است، خود از واژهی تازی "ادب" در نام خود بهره برده است.
با سپاس از ریزنگری و دلسوزی این یاران ارجمند، به آگاهی همهی کسانی که شاید این گمان برایشان پیش آمده باشد میرساند که به گواه بسیاری از دانشوران زبان پارسی (که در پی میآید)، واژه،ی "ادب" واژهای پارسی بوده است و تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفتهاند.
۱. دهخدا:
ادب . [ اَ دَ ] (ع اِ) (معرب از فارسی) فرهنگ
۲. ابوالقاسم پرتو در واژهیاب:
ادب: پارسی تازی گشته
۳. فرهنگستان زبان پارسی در واژهنامه پارسی سره:
ادب: ادب به چم دانش و فرهنگِ نوشتهشده، خود یک واژهی پارسی است که از پارسی به تازی رفته است. دبیر، دبیره، دبستان و دبیرستان هر یک از ادب برگرفته شدهاند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
📜📜📜📜
@AdabSar
🔅پرسش شما
۱. واژه ی'ادب'تازی است. چرانام کانال خودراتازی نهاده اید؟؟(ادب سار)
۲. درود شما سرور ارجمندم
مخلص [...] هستم، عضو گروه ادب سار به مدیریت شما
یک پرسش، ادب واژه ای تازي است و سار پسوند پارسی این دو چگونه با هم می آییند؟
۳. درود بزرگوار. سپاس از تلاش زیبا و ارزنده ی شما.
بنده هم نگرانی شما رو دارم.
کاش می تونستید، یه واژه جایگزین برای "ادب" هم ، پیدا کنید. به ویژه اینکه در نام کانال تون هم هست. تندرست و کوشا و شاد باشید.
🔅پاسخ ادبسار
چندی است برخی از هموندانِ(اعضای) گرانمایه بر ما خرده میگیرند که چرا "ادبسار" که آرمانش پالایش زبان پارسی از واژگان بیگانه است، خود از واژهی تازی "ادب" در نام خود بهره برده است.
با سپاس از ریزنگری و دلسوزی این یاران ارجمند، به آگاهی همهی کسانی که شاید این گمان برایشان پیش آمده باشد میرساند که به گواه بسیاری از دانشوران زبان پارسی (که در پی میآید)، واژه،ی "ادب" واژهای پارسی بوده است و تازیان آن را از زبان پارسی وام گرفتهاند.
۱. دهخدا:
ادب . [ اَ دَ ] (ع اِ) (معرب از فارسی) فرهنگ
۲. ابوالقاسم پرتو در واژهیاب:
ادب: پارسی تازی گشته
۳. فرهنگستان زبان پارسی در واژهنامه پارسی سره:
ادب: ادب به چم دانش و فرهنگِ نوشتهشده، خود یک واژهی پارسی است که از پارسی به تازی رفته است. دبیر، دبیره، دبستان و دبیرستان هر یک از ادب برگرفته شدهاند.
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
📜📜📜📜
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ادب = پارسی تازیشده، آزرم، هنر، فرهنگ، دانش، پرهیخت، آیین، اندازه نگاهداشتن، پالایش درون، زیرکی، هوشیاری
اُدباء = ادبمَندان
ادب کردن = فَرهنجیدن، فَراهِختن، فَرهیزش، فَرهیختن
ادبی = از پارسی، ادبی، ادبیک، فرهنگی
ادبیات = ادبسار، دانشهای ادبیک، خوبنوشتهها(خوب نیپک، پارسی پهلوی)، فن، فرهنگ، شیوه، سبک، رفتار، راه و روش
ادبیات فارسی = ادبسار پارسی
ادیب = ادبوَر، ادبشناس، ادبمَند، ادبدان، اندازهدان، زباندان
ادیبانه = ادبمَندانه
تادب = ادبیافتن، فَرهیختن
تادُباٰ = از سر ادب
تادیب = ادب آموختن، فَرهیختن، ادبکردن، گوشمال، گوشمالیدن، گوشمالیدادن
تادیبی = گوشمالی، فَرهیختی
مؤدب = باادب، بافرهنگ، فَرهیخته
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
ادب = پارسی تازیشده، آزرم، هنر، فرهنگ، دانش، پرهیخت، آیین، اندازه نگاهداشتن، پالایش درون، زیرکی، هوشیاری
اُدباء = ادبمَندان
ادب کردن = فَرهنجیدن، فَراهِختن، فَرهیزش، فَرهیختن
ادبی = از پارسی، ادبی، ادبیک، فرهنگی
ادبیات = ادبسار، دانشهای ادبیک، خوبنوشتهها(خوب نیپک، پارسی پهلوی)، فن، فرهنگ، شیوه، سبک، رفتار، راه و روش
ادبیات فارسی = ادبسار پارسی
ادیب = ادبوَر، ادبشناس، ادبمَند، ادبدان، اندازهدان، زباندان
ادیبانه = ادبمَندانه
تادب = ادبیافتن، فَرهیختن
تادُباٰ = از سر ادب
تادیب = ادب آموختن، فَرهیختن، ادبکردن، گوشمال، گوشمالیدن، گوشمالیدادن
تادیبی = گوشمالی، فَرهیختی
مؤدب = باادب، بافرهنگ، فَرهیخته
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔅پرسش شما
روز بخیر […]
میخواستم لطف کنید و در مورد اسم فرناز در کانال اطلاعاتی رو قرار بدید
با سپاس فراوان
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
روز بخیر […]
میخواستم لطف کنید و در مورد اسم فرناز در کانال اطلاعاتی رو قرار بدید
با سپاس فراوان
🔅پاسخ ادبسار 👇👇
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«فرناز»
👠👠 نام دخترانهی "فرناز"، نامی نوین آمیخته از دو واژهی کهن است.
"فرناز" به چم زیبایی و برازندگی، رفتارخوشایند همراه با خودنمایی و کرشمه و شکوهی است که دیگران را به ستایش و شگفتی وامیدارد.(فرهنگ نامها)
👒👒 دربارهی پیشینهی واژهی "فر" سه دیدگاه داریم(فرهنگ نامهای ایرانشهری):
1⃣ واژهی "فر" در پارسی باستان "اَپَر" به مانک والا، برتر، بالا، شکوه، سربلندی و درخشندگی بود. در پارسی پهلوی "فَـرَّه" و در پارسی امروز به "فر" دگرگون شد.(بهرام فرهوشی)
2⃣ "خورنَه" در پارسی باستان به "خور" در پهلوی و "فر" در پارسی امروز دگردیس(تبدیل) شد.(آرتور کریستینسن)
3⃣ "فَرنَه" در پارسی باستان به چمار فر و شکوه به "فره" در پهلوی و "فر" در پارسی امروز دگرگون شد.(چنگیز مولایی)
💖💖 در سرودههای ادبوران نیز فر به دو آرِش(معنی) والا و شکوه یا درخشش آمده است(دهخدا):
- گرفت از ماه فروردین جهان "فر"[شکوه و درخشش]
چو فردوسی همی شد هفت کشور!
#عنصری
- چو فرزند باشد به آیین و "فر"[والا]
گرامی به دل بر، چه ماده چه نر!
#شاهنامه #فردوسی
💃🏻💃🏻 واژهی "ناز" در ایران باستان نیز "ناز" به مانی شادی و سربلندی بود.(یدالله منصوری)
👗👗 "ناز" واژهای است که در راز و نیاز دلدادگان و سرایندگان شناخته و پرآوازه شد و از سدههای گذشته تاکنون چندین برداشت از آن میشود.
← "ناز" در مانی آسایش و فراوانی:
بدو باغبان گفت کای سرفراز
تو را جاودان مهتری باد و ناز!
فردوسی
← به چمار دلبری و کرشمه:
گفتا ز ناز بیش مرنجان مرا، برو
آن گفتنش که بیش مرنجانم آرزوست!
#مولوی
← راز و نیاز دلدادگان:
جهانا، همانا از این بینیازی
که ما جای آزیم و تو جای نازی!
ناشناس، از نیپیک "تاریخ بیهقی"
← به چم خودمنشی:
نخواهم که رومی شود سرفراز
به ما برکنند اندرین جنگ ناز!
فردوسی
← به مانک دلبری کردن:
کنون شاد گشتم به آواز تو
بدین چرب گفتار با ناز تو!
فردوسی
← در جایگاه زیبایی و بالندگی:
ای سرو ناز بر سر کوی که میروی
من میروم ز خود، تو به سوی که میروی؟
#مشفق_کاشانی
← به مانی خوش و آرام و نوشین:
فتادی همچو گل از دست بر دست
که شد در خواب نازش نرگس مست!
#وحشی_بافقی
← در چم فریبکاری:
بینی آن رود نوازیدن با چندین کبر
بینی آن شعر سراییدن با چندین ناز؟
#فرخی
←و در مانی نورسته و نوشکفته، مانند گل ناز.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 فراچهر، فرمهر، فرین، فروغ، فریا، فریها و...
👦🏻 فرآیین، فرازان، فرازین، فربد، فرهوش، فریار، فَروَر، فرود و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#فرناز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅آشنایی با نامهای ایرانی
«فرناز»
👠👠 نام دخترانهی "فرناز"، نامی نوین آمیخته از دو واژهی کهن است.
"فرناز" به چم زیبایی و برازندگی، رفتارخوشایند همراه با خودنمایی و کرشمه و شکوهی است که دیگران را به ستایش و شگفتی وامیدارد.(فرهنگ نامها)
👒👒 دربارهی پیشینهی واژهی "فر" سه دیدگاه داریم(فرهنگ نامهای ایرانشهری):
1⃣ واژهی "فر" در پارسی باستان "اَپَر" به مانک والا، برتر، بالا، شکوه، سربلندی و درخشندگی بود. در پارسی پهلوی "فَـرَّه" و در پارسی امروز به "فر" دگرگون شد.(بهرام فرهوشی)
2⃣ "خورنَه" در پارسی باستان به "خور" در پهلوی و "فر" در پارسی امروز دگردیس(تبدیل) شد.(آرتور کریستینسن)
3⃣ "فَرنَه" در پارسی باستان به چمار فر و شکوه به "فره" در پهلوی و "فر" در پارسی امروز دگرگون شد.(چنگیز مولایی)
💖💖 در سرودههای ادبوران نیز فر به دو آرِش(معنی) والا و شکوه یا درخشش آمده است(دهخدا):
- گرفت از ماه فروردین جهان "فر"[شکوه و درخشش]
چو فردوسی همی شد هفت کشور!
#عنصری
- چو فرزند باشد به آیین و "فر"[والا]
گرامی به دل بر، چه ماده چه نر!
#شاهنامه #فردوسی
💃🏻💃🏻 واژهی "ناز" در ایران باستان نیز "ناز" به مانی شادی و سربلندی بود.(یدالله منصوری)
👗👗 "ناز" واژهای است که در راز و نیاز دلدادگان و سرایندگان شناخته و پرآوازه شد و از سدههای گذشته تاکنون چندین برداشت از آن میشود.
← "ناز" در مانی آسایش و فراوانی:
بدو باغبان گفت کای سرفراز
تو را جاودان مهتری باد و ناز!
فردوسی
← به چمار دلبری و کرشمه:
گفتا ز ناز بیش مرنجان مرا، برو
آن گفتنش که بیش مرنجانم آرزوست!
#مولوی
← راز و نیاز دلدادگان:
جهانا، همانا از این بینیازی
که ما جای آزیم و تو جای نازی!
ناشناس، از نیپیک "تاریخ بیهقی"
← به چم خودمنشی:
نخواهم که رومی شود سرفراز
به ما برکنند اندرین جنگ ناز!
فردوسی
← به مانک دلبری کردن:
کنون شاد گشتم به آواز تو
بدین چرب گفتار با ناز تو!
فردوسی
← در جایگاه زیبایی و بالندگی:
ای سرو ناز بر سر کوی که میروی
من میروم ز خود، تو به سوی که میروی؟
#مشفق_کاشانی
← به مانی خوش و آرام و نوشین:
فتادی همچو گل از دست بر دست
که شد در خواب نازش نرگس مست!
#وحشی_بافقی
← در چم فریبکاری:
بینی آن رود نوازیدن با چندین کبر
بینی آن شعر سراییدن با چندین ناز؟
#فرخی
←و در مانی نورسته و نوشکفته، مانند گل ناز.
🇮🇷🇮🇷 چند نام ایرانی دخترانه و پسرانهی همآوا:
👧🏻 فراچهر، فرمهر، فرین، فروغ، فریا، فریها و...
👦🏻 فرآیین، فرازان، فرازین، فربد، فرهوش، فریار، فَروَر، فرود و...
✨برای فرزندانمان نامهای زیبا و برازندهی ایرانی برگزینیم✨
#پریسا_امام_وردی
#نام_دخترانه_ایرانی
#فرناز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅"گذار" یا "گزار"؟
🔺"گذار" از ریشهی واژهی "گذاشتن" است و زمانی کاربرد دارد که کاری انجام میگیرد. "گذار" بیشتر کارواژه(فعل) است و به چَمِ(معنی) برنهادن(وضعکردن)، نهادن، گذاشتن یا گذاردن است.
✍نمونه:
ارجگذار، ارجگذاری
ارزشگذاری
اَژدَرگذاری(مینگذاری)
برنامهگذار، برنامهگذاری
بامبگذار(بمبگذار)، بامبگذاری(بمبگذاری)
بنیادگذار، بنیادگذاری
پایهگذار، پایهگذاری(تأسیس)
پیشگذاردن(ارائه)، پیشگذاری
تاجگذاری
تخمگذار، تخمگذاری
داتگذار(قانونگذار)، داتگذاری(قانونگذاری)
رهگذار، رهگذر(عابر)
سپردهگذار، سپردهگذاری
سرمایهگذار، سرمایهگذاری
شمارهگذاری
سِداگذار(صداگذار)، سِداگذاری
فروگذار(اهمالکار)، فروگذاری(قصور)
کلاهگذار، کلاهگذاری
کنارگذاری(اخراج،تخصیص)
گُذارش(عبور)
لولهگذاری
نامگذاری
نرخگذاری
نشانگذاری، نشانهگذاری
واگذار، واگذاری
🔺"گزار" از ریشه "گزاردن" است و به چمار(معنی) "بهجاآوردن" یا "انجامدادن" میباشد.
"گزاردن" همچنین برای "برگردان از زبانی به زبان دیگر یا از گفتاری به گفتار دیگر"(تعبیرکردن، شرح دادن، ترجمه، مترجم) کاربرد دارد(خوابگزاری=تعبیر خواب).
✍نمونه:
باجگزار، باژگزار(باجدهنده)
برگزار، برگزاری(اجرا)
بیمهگزار
پیامگزار(پیامبر، پیامرسان)، پیغامگزار
خوابگزار(تعبیرکنندهی خواب،معبّر)، خوابگزاری(تعبیر خواب)
سپاسگزار، سپاسگزاری، سپاسگزاردن
داتگزار(قانونگزار،اجراکنندهی قانون)
دادگـُزار(وکیل)، دادگزاری(وکالت)
کارگزار، کارگزاری
گزاردن(تفسیر،بیان،شرح،اداکردن)، گزارنده(مُفَسِر،شارح،اداکننده)
گزارش، گزارشگر(خبرگزار،مُعَبِر)، گزارشگری(خبرگزاری)، گزارشنامه(بولتَن)
گشتگزاری(آژانس مسافرتی)
گِلِهگزاری
نمازگزار
وامگزار(پسدهندهی وام و بدهی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#گزار #گزاردن #گذار #گذاردن #گذاشتن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅"گذار" یا "گزار"؟
🔺"گذار" از ریشهی واژهی "گذاشتن" است و زمانی کاربرد دارد که کاری انجام میگیرد. "گذار" بیشتر کارواژه(فعل) است و به چَمِ(معنی) برنهادن(وضعکردن)، نهادن، گذاشتن یا گذاردن است.
✍نمونه:
ارجگذار، ارجگذاری
ارزشگذاری
اَژدَرگذاری(مینگذاری)
برنامهگذار، برنامهگذاری
بامبگذار(بمبگذار)، بامبگذاری(بمبگذاری)
بنیادگذار، بنیادگذاری
پایهگذار، پایهگذاری(تأسیس)
پیشگذاردن(ارائه)، پیشگذاری
تاجگذاری
تخمگذار، تخمگذاری
داتگذار(قانونگذار)، داتگذاری(قانونگذاری)
رهگذار، رهگذر(عابر)
سپردهگذار، سپردهگذاری
سرمایهگذار، سرمایهگذاری
شمارهگذاری
سِداگذار(صداگذار)، سِداگذاری
فروگذار(اهمالکار)، فروگذاری(قصور)
کلاهگذار، کلاهگذاری
کنارگذاری(اخراج،تخصیص)
گُذارش(عبور)
لولهگذاری
نامگذاری
نرخگذاری
نشانگذاری، نشانهگذاری
واگذار، واگذاری
🔺"گزار" از ریشه "گزاردن" است و به چمار(معنی) "بهجاآوردن" یا "انجامدادن" میباشد.
"گزاردن" همچنین برای "برگردان از زبانی به زبان دیگر یا از گفتاری به گفتار دیگر"(تعبیرکردن، شرح دادن، ترجمه، مترجم) کاربرد دارد(خوابگزاری=تعبیر خواب).
✍نمونه:
باجگزار، باژگزار(باجدهنده)
برگزار، برگزاری(اجرا)
بیمهگزار
پیامگزار(پیامبر، پیامرسان)، پیغامگزار
خوابگزار(تعبیرکنندهی خواب،معبّر)، خوابگزاری(تعبیر خواب)
سپاسگزار، سپاسگزاری، سپاسگزاردن
داتگزار(قانونگزار،اجراکنندهی قانون)
دادگـُزار(وکیل)، دادگزاری(وکالت)
کارگزار، کارگزاری
گزاردن(تفسیر،بیان،شرح،اداکردن)، گزارنده(مُفَسِر،شارح،اداکننده)
گزارش، گزارشگر(خبرگزار،مُعَبِر)، گزارشگری(خبرگزاری)، گزارشنامه(بولتَن)
گشتگزاری(آژانس مسافرتی)
گِلِهگزاری
نمازگزار
وامگزار(پسدهندهی وام و بدهی)
#مجید_دری
#پارسی_پاک
#گزار #گزاردن #گذار #گذاردن #گذاشتن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
از چه با من اینچنین سردی؟ بگو
تا بــه کی اینگـونه نامــردی؟ بگو
مهربان بودی ولی ناگـــه چه شد؟
بر ســــــرِ قلبت چـه آوردی؟ بگو
لحظـــــهای حتا اگـــــر با درد من
کـردهای احســاس همـــدردی، بگو
با چنیـــــن پا در هــــوایی تا کجا
منتظـــر باشم که برگــــردی؟ بگو
روی عقـــلم پا گـذارم یا دلــــــم؟
جای من بودی چه میکردی؟ بگو
#پریناز_جهانگیرعصر
@AdabSar
از چه با من اینچنین سردی؟ بگو
تا بــه کی اینگـونه نامــردی؟ بگو
مهربان بودی ولی ناگـــه چه شد؟
بر ســــــرِ قلبت چـه آوردی؟ بگو
لحظـــــهای حتا اگـــــر با درد من
کـردهای احســاس همـــدردی، بگو
با چنیـــــن پا در هــــوایی تا کجا
منتظـــر باشم که برگــــردی؟ بگو
روی عقـــلم پا گـذارم یا دلــــــم؟
جای من بودی چه میکردی؟ بگو
#پریناز_جهانگیرعصر
@AdabSar
💫
گفتم بمان، نماند و هوا را بهانه کرد
بادی نمیوزید و بلا را بهانه کرد
میخواستم که سیر نگاهش کنم، ولی
ابرو به هم کشید و حیا را بهانه کرد
#مهدی_نژاد_هاشمی
@AdabSar
گفتم بمان، نماند و هوا را بهانه کرد
بادی نمیوزید و بلا را بهانه کرد
میخواستم که سیر نگاهش کنم، ولی
ابرو به هم کشید و حیا را بهانه کرد
#مهدی_نژاد_هاشمی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
در چیستیِ ادبسار(ادبیات)
امروزه بسیاری از روشناندیشان در چیستی ادبسار دچار آشفتگی و سراسیمگی دشوار شدهاند. آیا ادبسار یکی از راستینگیهای زندگی است؟ اگر در گذشته چنین بوده است؛ آیا امروزه نیز با آنکه فنآوری روز چهرهی زندگی را دگرگون ساخته است و جایی در جهان به جز فنآوری و راستیها و درستیهای دانش نیست؛ ادب همان جایگاه پیشین خود را نگاه داشته است یا نه؟ آیا ادب یک نیاز مردمی است یا جستاری(مسئلهیی) خودی؟
در پاسخ به این گمانها و نمایاندن پوشیدگیها بایستی گفت که ادب یک ساختار به هم پیوسته است. ادب، تنها پیرایشگر روان یا فرابُرد(تربیت) آدمی بر پایهی نیکیها و برتریها نیست؛ ونکه(بلکه) با اینهمه یک آیین دادگرانهی میانکاری(اقتصادی)، سامانهی چپیره(نظام اجتماعی)، دادگزاری شهری(مدنی) و راهنمایی اندیشگانی(فکری)ست. پس ادبسار سودمندیها و کارکرد خود را از دست نداده است.
به یارست(جرأت) میتوان گفت که ادبسار تنها بخشی از ماندههای کهن و دور گذشته نیست تا آن را در گنجخانهی اندیشهها، باورها و آیینها گذاشت. ونکه اکنون روشی است زنده و شالودههای بنیادین پایداشت و پیگرفت زیستن در آینده را دارد. به همین دستاویز برخی از اندیشمندان بر این باورند که اگر چرخش کارهای جهان در دست کسانی میبود که دارای فرهنگ بودند، بهراستی جهانی جز از آنچه داریم، میداشتیم.
ریشهی بسیاری از دریافتهای نادرست و ناسازگاریها از بیفرهنگی است؛ زیرا فرهنگ نباشد، خواهشهای ناسنجیدهی درون در پیوند میان مردمان فرمان میرانند و سرشتها و خواهشهای خویشیک همواره از سودجویی و خودپرستی پیروی میکنند. پس ادب را ارج نهید که نه تنها نمایشگر فرهنگ است؛ ونکه خودِ فرهنگ است.
#بلال_ریگی
یادداشت به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
در چیستیِ ادبسار(ادبیات)
امروزه بسیاری از روشناندیشان در چیستی ادبسار دچار آشفتگی و سراسیمگی دشوار شدهاند. آیا ادبسار یکی از راستینگیهای زندگی است؟ اگر در گذشته چنین بوده است؛ آیا امروزه نیز با آنکه فنآوری روز چهرهی زندگی را دگرگون ساخته است و جایی در جهان به جز فنآوری و راستیها و درستیهای دانش نیست؛ ادب همان جایگاه پیشین خود را نگاه داشته است یا نه؟ آیا ادب یک نیاز مردمی است یا جستاری(مسئلهیی) خودی؟
در پاسخ به این گمانها و نمایاندن پوشیدگیها بایستی گفت که ادب یک ساختار به هم پیوسته است. ادب، تنها پیرایشگر روان یا فرابُرد(تربیت) آدمی بر پایهی نیکیها و برتریها نیست؛ ونکه(بلکه) با اینهمه یک آیین دادگرانهی میانکاری(اقتصادی)، سامانهی چپیره(نظام اجتماعی)، دادگزاری شهری(مدنی) و راهنمایی اندیشگانی(فکری)ست. پس ادبسار سودمندیها و کارکرد خود را از دست نداده است.
به یارست(جرأت) میتوان گفت که ادبسار تنها بخشی از ماندههای کهن و دور گذشته نیست تا آن را در گنجخانهی اندیشهها، باورها و آیینها گذاشت. ونکه اکنون روشی است زنده و شالودههای بنیادین پایداشت و پیگرفت زیستن در آینده را دارد. به همین دستاویز برخی از اندیشمندان بر این باورند که اگر چرخش کارهای جهان در دست کسانی میبود که دارای فرهنگ بودند، بهراستی جهانی جز از آنچه داریم، میداشتیم.
ریشهی بسیاری از دریافتهای نادرست و ناسازگاریها از بیفرهنگی است؛ زیرا فرهنگ نباشد، خواهشهای ناسنجیدهی درون در پیوند میان مردمان فرمان میرانند و سرشتها و خواهشهای خویشیک همواره از سودجویی و خودپرستی پیروی میکنند. پس ادب را ارج نهید که نه تنها نمایشگر فرهنگ است؛ ونکه خودِ فرهنگ است.
#بلال_ریگی
یادداشت به پارسی پاک
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
تغذیه = Nutrition، خوردن، خوراندن، خورشدادن، خورندگی ، خوراک، خوراکدادن، خوارکدَهی، خوارکخوری، خوراکرسانی، خوالیدن، خوارتاری(پارسی پهلوی)
سوءتغذیه = بدخواری
✍نمونه:
سوءتغذیه عامل مرگ ۵۸٪ از کل مرگومیر در سال ۲۰۰۶ بوده است =
بدخواری مایهی مرگ ۵۸٪ از همهی مرگومیر در سال ۲۰۰۶ بوده است
تغذیهی رایگان در مدارس شروع شد =
خوراکرسانی رایگان در آموزشگاهها آغاز شد
غذای مناسب برای تغذیه دام و طیور چیست؟ =
خوراک پسندیده برای خوراکرسانی دام و پرندگان چیست؟
تغذیهی مناسبی نداشت =
خوراک درخوری نداشت
خوراکخوری درخوری نداشت
از میوهجات تغذیه میکردند =
از میوهها میخوردند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
تغذیه = Nutrition، خوردن، خوراندن، خورشدادن، خورندگی ، خوراک، خوراکدادن، خوارکدَهی، خوارکخوری، خوراکرسانی، خوالیدن، خوارتاری(پارسی پهلوی)
سوءتغذیه = بدخواری
✍نمونه:
سوءتغذیه عامل مرگ ۵۸٪ از کل مرگومیر در سال ۲۰۰۶ بوده است =
بدخواری مایهی مرگ ۵۸٪ از همهی مرگومیر در سال ۲۰۰۶ بوده است
تغذیهی رایگان در مدارس شروع شد =
خوراکرسانی رایگان در آموزشگاهها آغاز شد
غذای مناسب برای تغذیه دام و طیور چیست؟ =
خوراک پسندیده برای خوراکرسانی دام و پرندگان چیست؟
تغذیهی مناسبی نداشت =
خوراک درخوری نداشت
خوراکخوری درخوری نداشت
از میوهجات تغذیه میکردند =
از میوهها میخوردند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
فاحشه دختری از ایل و تبار من و توست
زادهی ذهن سیاه شب تار من و توست
مشتریهای تنش من و شما بودیم و...
تنفروشیست که بر چوبهی دار من و توست
فقر پل ساخت ز آغوش جگرگوشهی ما
فقر هم حاصل اندیشه و کار من و توست
دختر مام وطن خرج خیابانها شد
غیرت ماست که در خاک مزار من و توست
دامنش را به تومن داد و به هیچش بفروخت
شهر، آلوده به آغوش نگار من و توست
فاحشه زیر لب از چندش شامش میگفت
دیرگاهیست که نامرد، سوار من و توست
دل ما بود که از دامن او چرکینتر
دامن پاک فقط شعر شعار من و توست
بهتر آن است بمیریم از این لکهی زشت
که در آغوش کسی دختر زار من و توست
تف به این مردم و این شهر پر از نامردش
بله! این فاحشه یک زن ز تبار من و توست!
#مهدی_رضازاده_لامردی
@AdabSar
فاحشه دختری از ایل و تبار من و توست
زادهی ذهن سیاه شب تار من و توست
مشتریهای تنش من و شما بودیم و...
تنفروشیست که بر چوبهی دار من و توست
فقر پل ساخت ز آغوش جگرگوشهی ما
فقر هم حاصل اندیشه و کار من و توست
دختر مام وطن خرج خیابانها شد
غیرت ماست که در خاک مزار من و توست
دامنش را به تومن داد و به هیچش بفروخت
شهر، آلوده به آغوش نگار من و توست
فاحشه زیر لب از چندش شامش میگفت
دیرگاهیست که نامرد، سوار من و توست
دل ما بود که از دامن او چرکینتر
دامن پاک فقط شعر شعار من و توست
بهتر آن است بمیریم از این لکهی زشت
که در آغوش کسی دختر زار من و توست
تف به این مردم و این شهر پر از نامردش
بله! این فاحشه یک زن ز تبار من و توست!
#مهدی_رضازاده_لامردی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
اگر چه خواب نیاید به چشم کمسویم
ولی بهخاطر تو شببهخیر میگویم
من از هجوم خیال تو باز بیدارم
بخواب راحت و خوش، ای نگار مهرویم
#مهدی_امیری
@AdabSar
اگر چه خواب نیاید به چشم کمسویم
ولی بهخاطر تو شببهخیر میگویم
من از هجوم خیال تو باز بیدارم
بخواب راحت و خوش، ای نگار مهرویم
#مهدی_امیری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
حواست به مدل سرزمینت باشد
نکند از مداد آبی
بهانهی آسمان بتراشی!
آزادی
تنها پرندهایست
که در قفس
نفس نمیکشد!
#منیره_حسینی
@AdabSar
حواست به مدل سرزمینت باشد
نکند از مداد آبی
بهانهی آسمان بتراشی!
آزادی
تنها پرندهایست
که در قفس
نفس نمیکشد!
#منیره_حسینی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
حُکم = دستور، فرمان، فرمودن، فرمایش، فرموده، فرداد، گزاره، روش، دستورنامه، دستور، پایِزه، ویچار(پارسی پهلوی)، داوری، پروانه، رای
حَسَبُالحکم = به فرمان
✍نمونه:
اینطوری به حکم قضیه میرسیم و قضیهی فیثاغورث اثبات میشود =
اینگونه به فرداد فربین میرسیم و فربین پیتاگوراس پایوریده میشود
حَسَبُالحکمِ هیئت مدیره، به این شغل منتصب شد =
به فرمان انجمن سرپرستان، به این کار گمارده شد
از حَکـَم خواستند که بینشان حُکم کند =
از میانجی خواستند که میانشان داوری کند
حکم شروعبهکارش را دریافت کرد =
پروانهی آغاز بهکارش را دریافت کرد
به دادار کن پشت و انده مدار
گذر نیست از حکم پروردگار (فردوسی) =
به دادار کن پشت و انده مدار
گذر نیست ز ویچار پروردگار
قاضی حکم آزادیاش را صادر کرد =
دادوَر فرمان آزادیاش را داد
آنچه حاکم حکم کرد، اجرا کردند =
آنچه فرمانروا دستور داد، انجام دادند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
حُکم = دستور، فرمان، فرمودن، فرمایش، فرموده، فرداد، گزاره، روش، دستورنامه، دستور، پایِزه، ویچار(پارسی پهلوی)، داوری، پروانه، رای
حَسَبُالحکم = به فرمان
✍نمونه:
اینطوری به حکم قضیه میرسیم و قضیهی فیثاغورث اثبات میشود =
اینگونه به فرداد فربین میرسیم و فربین پیتاگوراس پایوریده میشود
حَسَبُالحکمِ هیئت مدیره، به این شغل منتصب شد =
به فرمان انجمن سرپرستان، به این کار گمارده شد
از حَکـَم خواستند که بینشان حُکم کند =
از میانجی خواستند که میانشان داوری کند
حکم شروعبهکارش را دریافت کرد =
پروانهی آغاز بهکارش را دریافت کرد
به دادار کن پشت و انده مدار
گذر نیست از حکم پروردگار (فردوسی) =
به دادار کن پشت و انده مدار
گذر نیست ز ویچار پروردگار
قاضی حکم آزادیاش را صادر کرد =
دادوَر فرمان آزادیاش را داد
آنچه حاکم حکم کرد، اجرا کردند =
آنچه فرمانروا دستور داد، انجام دادند
#مجید_دری
#پارسی_پاک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🍃🌸🌱🌸🍃
🌸@AdabSar
🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌺 جشن نیلوفر
🌸🌸 "جشن نیلوفر" در خردادروز از تیرماه در گاهشمار یزدگردی(ششم تیر)، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای ایرانی بود. در برهان قاطع آمده که امردادروز از هر ماه(روز هفتم هرماه) جشن بود که این جشن در ماه خرداد یا امرداد، جشن نیلوفر خوانده میشد. ولی بیشتر باستانشناسان باور دارند که این جشن روز ششم تیر بود. گفته میشود پادشاهان در این روز به برآوردن آرزوی مردم میپرداختند. روشن است که جشنهای چلهی تموز، جشنهای آب و آفتاب و در پیوند با یکدیگر بودند ولی شوربختانه از چیستی و آیینهای جشن نیلوفر آگاهی برای ما نمانده است و ایرانشناسان به چند گمانزد بسنده کردهاند.
🌺🌺 مهرپرستی یا خورشید پرستی، از نخستین کیش و آیینهای آدمی در جهان باستان بود و در باور ایرانیان باستان، گل نیلوفر با میترا یا مهر(خورشید) پیوند داشت؛ زیرا رویش سالیانه نیلوفر در چلهی تموز(یکم تیر تا دهم امرداد) که گرمترین روزهای سال بودند رخ میداد و از سویی این گلها هر پگاه با سر زدن میترا یا خورشید میشکفتند و با فرو افتادنش بسته میشدند.
🌸🌸 این ویژگی زیستی نیلوفر مایهی آن شد که نیلوفر و مهر یا آفتاب را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر بدانند و گرامیداشت نیلوفر، گرامیداشت خورشید باشد.
از سویی در گاهشماری گاهنباری ایران آغاز تابستان، آغاز سال نو بود و جشن نیلوفر از نخستین جشنهای سال نو گاهنباری به شمار میرفت.
🌺🌺 گمان دیگر این است که گل نیلوفر، نماد آناهیتا، ایزدبانوی آب بود و فرشتهی خرداد نگهبان آبها خوانده میشد. پیوند آب و آفتاب و نیلوفر بهانهی یکی از بزرگترین جشنهای ایران بود. در ماتیکان(کتاب) پهلوی بندهش یا بندهشن نوشته شده که نیلوفر نشانهی ایزد آبان است و ایزد آبان پاسدار آبها بود.
🌸🌸 یکی دیگر از گمانها دربارهی چیستی جشن نیلوفر این است که جشن تیرگان در دو روز و با نامهای تیرگان کوچک و تیرگان بزرگ برگزار میشد.
تیرگان کوچک یا جشن نیلوفر(ششم تیر) روزی بود که مردم خسته از جنگ بودند. بر پایهی افسانهها آرش کمانگیر برای پرتاب تیری که مرزهای ایران را نشان دهد به بلندی رفت و نیروی جان در تیر نهاد و کمان کشید. سه روز پس از آن و به یاری ایزد باد، تیر روی درختی در آنسوی خراسان فرود آمد. در این روز جنگ پایان یافت و جشن بزرگی برپا شد که تیرگان بزرگ نام گرفت.
ولی جشن تیرگان هفت روز پس از جشن نیلوفر برگزار میشد و بسیاری ایرانشناسان با این گمان همرای نیستند.
@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
______________________
برای آشنایی با نام نیلوفر به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6589
t.me/AdabSar/6590
برای آشنایی با آبانگان و جایگاه آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4906
برای آشنایی با نام آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4912
______________________
برگرفته از:
۱- واژه نامهی دهخدا
۲- جشنهای آب
نویسنده: #هاشم_رضی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان
#رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۴- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران (از دوران باستان تا امروز)
#ابوالقاسم_آخته
______________________
#فرهنگ_ایران #تیرگان #جشن_نیلوفر
🌺@AdabSar
🌱🌺🍃🌺🌱
🌸@AdabSar
🌺 آشنایی با جشنهای ایرانی
🌺 جشن نیلوفر
🌸🌸 "جشن نیلوفر" در خردادروز از تیرماه در گاهشمار یزدگردی(ششم تیر)، یکی از بزرگترین و کهنترین جشنهای ایرانی بود. در برهان قاطع آمده که امردادروز از هر ماه(روز هفتم هرماه) جشن بود که این جشن در ماه خرداد یا امرداد، جشن نیلوفر خوانده میشد. ولی بیشتر باستانشناسان باور دارند که این جشن روز ششم تیر بود. گفته میشود پادشاهان در این روز به برآوردن آرزوی مردم میپرداختند. روشن است که جشنهای چلهی تموز، جشنهای آب و آفتاب و در پیوند با یکدیگر بودند ولی شوربختانه از چیستی و آیینهای جشن نیلوفر آگاهی برای ما نمانده است و ایرانشناسان به چند گمانزد بسنده کردهاند.
🌺🌺 مهرپرستی یا خورشید پرستی، از نخستین کیش و آیینهای آدمی در جهان باستان بود و در باور ایرانیان باستان، گل نیلوفر با میترا یا مهر(خورشید) پیوند داشت؛ زیرا رویش سالیانه نیلوفر در چلهی تموز(یکم تیر تا دهم امرداد) که گرمترین روزهای سال بودند رخ میداد و از سویی این گلها هر پگاه با سر زدن میترا یا خورشید میشکفتند و با فرو افتادنش بسته میشدند.
🌸🌸 این ویژگی زیستی نیلوفر مایهی آن شد که نیلوفر و مهر یا آفتاب را از یک خاستگاه و در پیوند با یکدیگر بدانند و گرامیداشت نیلوفر، گرامیداشت خورشید باشد.
از سویی در گاهشماری گاهنباری ایران آغاز تابستان، آغاز سال نو بود و جشن نیلوفر از نخستین جشنهای سال نو گاهنباری به شمار میرفت.
🌺🌺 گمان دیگر این است که گل نیلوفر، نماد آناهیتا، ایزدبانوی آب بود و فرشتهی خرداد نگهبان آبها خوانده میشد. پیوند آب و آفتاب و نیلوفر بهانهی یکی از بزرگترین جشنهای ایران بود. در ماتیکان(کتاب) پهلوی بندهش یا بندهشن نوشته شده که نیلوفر نشانهی ایزد آبان است و ایزد آبان پاسدار آبها بود.
🌸🌸 یکی دیگر از گمانها دربارهی چیستی جشن نیلوفر این است که جشن تیرگان در دو روز و با نامهای تیرگان کوچک و تیرگان بزرگ برگزار میشد.
تیرگان کوچک یا جشن نیلوفر(ششم تیر) روزی بود که مردم خسته از جنگ بودند. بر پایهی افسانهها آرش کمانگیر برای پرتاب تیری که مرزهای ایران را نشان دهد به بلندی رفت و نیروی جان در تیر نهاد و کمان کشید. سه روز پس از آن و به یاری ایزد باد، تیر روی درختی در آنسوی خراسان فرود آمد. در این روز جنگ پایان یافت و جشن بزرگی برپا شد که تیرگان بزرگ نام گرفت.
ولی جشن تیرگان هفت روز پس از جشن نیلوفر برگزار میشد و بسیاری ایرانشناسان با این گمان همرای نیستند.
@AdabSar
#پریسا_امام_وردی
______________________
برای آشنایی با نام نیلوفر به این دو پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/6589
t.me/AdabSar/6590
برای آشنایی با آبانگان و جایگاه آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4906
برای آشنایی با نام آناهیتا به این پیوند بنگرید:
t.me/AdabSar/4912
______________________
برگرفته از:
۱- واژه نامهی دهخدا
۲- جشنهای آب
نویسنده: #هاشم_رضی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان
#رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۴- جشنها و آیینهای شادمانی در ایران (از دوران باستان تا امروز)
#ابوالقاسم_آخته
______________________
#فرهنگ_ایران #تیرگان #جشن_نیلوفر
🌺@AdabSar
🌱🌺🍃🌺🌱
@AdabSar
گوهر از سنگ است، ما درّ گرانش کردهایم
او چنین بودهست اوّل، ما چنانش کردهایم
لعل زيبای بدخشان پارهسنگی بیش نیست
ما ز غفلت زینت تاج شهانش کردهایم
فاشتر گویم: عروس چرخ جز یک ذرّه نیست
ما بلندآوازه، خورشید جهانش کردهایم
سقف زیبای فلک را در شب یلدای تار
ما ز نور دیدگان، اخترنِشانش کردهایم
من نمینالم ز جور آسمان، زیرا كه ما
اين کلاه تنگ را، خود آسمانش کردهایم
هیچ موجودی نبودی تا نشان از ما نبود
هر چه را باشد نشانی، ما نشانش کردهایم
ای كه گفتی هست "یغما" را ریا سر تا به پا
نیست سر تا پا ریا، ما امتحانش کردهایم
#حیدر_یغما
@AdabSar
گوهر از سنگ است، ما درّ گرانش کردهایم
او چنین بودهست اوّل، ما چنانش کردهایم
لعل زيبای بدخشان پارهسنگی بیش نیست
ما ز غفلت زینت تاج شهانش کردهایم
فاشتر گویم: عروس چرخ جز یک ذرّه نیست
ما بلندآوازه، خورشید جهانش کردهایم
سقف زیبای فلک را در شب یلدای تار
ما ز نور دیدگان، اخترنِشانش کردهایم
من نمینالم ز جور آسمان، زیرا كه ما
اين کلاه تنگ را، خود آسمانش کردهایم
هیچ موجودی نبودی تا نشان از ما نبود
هر چه را باشد نشانی، ما نشانش کردهایم
ای كه گفتی هست "یغما" را ریا سر تا به پا
نیست سر تا پا ریا، ما امتحانش کردهایم
#حیدر_یغما
@AdabSar
❤1
💫
زن، مردی توانگر نمیخواهد، یا خوشچهره
و یا هَتا(حتی) سراینده!
او مردی را میخواهد
که دریابد چشمهایش را
و اگر غمگین شد
سینهاش را نشان دهد و
بگوید:
اینجا میهن توست...
#نزار_قبانی
@AdabSar
زن، مردی توانگر نمیخواهد، یا خوشچهره
و یا هَتا(حتی) سراینده!
او مردی را میخواهد
که دریابد چشمهایش را
و اگر غمگین شد
سینهاش را نشان دهد و
بگوید:
اینجا میهن توست...
#نزار_قبانی
@AdabSar
❤1